@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
باج گیری عاطفی شکل بسیار موثری از استعمار هست که در آن نزدیکان ما به طور مستقیم و غیر مستقیم ما را تهدید می کنند که اگر کاری را مطابق میل آن ها انجام ندهیم، تنبیه میشویم. در قلب همه ی باج گیری ها یک تهدید اصلی وجود دارد که می تواند به شکل های مختلف ابراز شود: "اگر آن طور که من میخواهم رفتار نکنی، رنج خواهی برد." باج گیر جنایت کار می تواند شما را تهدید کند که با افشای وقایع گذشته تان، آبرویتان را به خطر می اندازد و یا از شما باج می خواهد تا حرفی نزد و رازتان را پنهان کند.
اما هدف باج گیران عاطفی دقیق تر است. آن ها می دانند که رابطه ی ما با آن ها برایمان تا چه اندازه اهمیت دارد. می دانند که در این زمینه بسیار لطمه پذیریم. آن ها اغلب عمیق ترین اسرار ما را می دانند و هر چقدر هم که به ما علاقه مند باشند، هر زمان که ترس دور از دسترس بودن خواسته هایشان گریبان گیرشان می شود، از این اسرار به شکل تهدیدی استفاده می کنند تا آنچه را می خواهند به دست آورند: "فرمانبرداری ما را."
#باج_گیری_عاطفی
#سوزان_فوروارد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
باج گیری عاطفی شکل بسیار موثری از استعمار هست که در آن نزدیکان ما به طور مستقیم و غیر مستقیم ما را تهدید می کنند که اگر کاری را مطابق میل آن ها انجام ندهیم، تنبیه میشویم. در قلب همه ی باج گیری ها یک تهدید اصلی وجود دارد که می تواند به شکل های مختلف ابراز شود: "اگر آن طور که من میخواهم رفتار نکنی، رنج خواهی برد." باج گیر جنایت کار می تواند شما را تهدید کند که با افشای وقایع گذشته تان، آبرویتان را به خطر می اندازد و یا از شما باج می خواهد تا حرفی نزد و رازتان را پنهان کند.
اما هدف باج گیران عاطفی دقیق تر است. آن ها می دانند که رابطه ی ما با آن ها برایمان تا چه اندازه اهمیت دارد. می دانند که در این زمینه بسیار لطمه پذیریم. آن ها اغلب عمیق ترین اسرار ما را می دانند و هر چقدر هم که به ما علاقه مند باشند، هر زمان که ترس دور از دسترس بودن خواسته هایشان گریبان گیرشان می شود، از این اسرار به شکل تهدیدی استفاده می کنند تا آنچه را می خواهند به دست آورند: "فرمانبرداری ما را."
#باج_گیری_عاطفی
#سوزان_فوروارد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچ کس از آقا زاده ها و محفل نشین ها صبح با این فکر رنج آور از خواب پا نمی شود که شب چه بخورم؟ همه شان هم لاف درستکاری می زنند.عضو هیئت منصفه هم که بشوند با سربلندی رای به محکومیت آدمی می دهند که یک قاشق نقره دزدیده چون از گرسنگی و فقر ویران بوده..
اما اگر بحث دربار و از دست دادن یا به دست آوردن منصب یا سمت وزارتی مطرح باشد همین آدم های شریف محفل نشین و آقا زاده درست همان جنایت هایی را می کنند که ضرورت نان شب همان محکومان فقیر را به ارتکاب آنها واداشته البته در مقیاس وسیع تر و وحشتناک تر..
📙 #سرخ_و_سیاه
👤 #استاندال
🔄 #ترجمه_مهدی_سحابی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچ کس از آقا زاده ها و محفل نشین ها صبح با این فکر رنج آور از خواب پا نمی شود که شب چه بخورم؟ همه شان هم لاف درستکاری می زنند.عضو هیئت منصفه هم که بشوند با سربلندی رای به محکومیت آدمی می دهند که یک قاشق نقره دزدیده چون از گرسنگی و فقر ویران بوده..
اما اگر بحث دربار و از دست دادن یا به دست آوردن منصب یا سمت وزارتی مطرح باشد همین آدم های شریف محفل نشین و آقا زاده درست همان جنایت هایی را می کنند که ضرورت نان شب همان محکومان فقیر را به ارتکاب آنها واداشته البته در مقیاس وسیع تر و وحشتناک تر..
📙 #سرخ_و_سیاه
👤 #استاندال
🔄 #ترجمه_مهدی_سحابی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
باید همه باهم متحد بشوند تا دنیا را عوض کنند ولی آخر اگر همه می توانستند باهم متحد بشوند دیگر لازم نبود دنیا را عوض کرد.
دنیا دیگر اینطور نبود. اقلن اگر تنها باشی می توانی کاری بکنی. می توانی دنیای خودت را عوض بکنی. اما مال آنهای دیگر، آن که دیگر دست تو نیست.
📒 #خداحافظ_گری_کوپر
👤 #رومن_گاری
🔃 #سروش_حبیبی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
باید همه باهم متحد بشوند تا دنیا را عوض کنند ولی آخر اگر همه می توانستند باهم متحد بشوند دیگر لازم نبود دنیا را عوض کرد.
دنیا دیگر اینطور نبود. اقلن اگر تنها باشی می توانی کاری بکنی. می توانی دنیای خودت را عوض بکنی. اما مال آنهای دیگر، آن که دیگر دست تو نیست.
📒 #خداحافظ_گری_کوپر
👤 #رومن_گاری
🔃 #سروش_حبیبی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به هنگام محاصره یازده ماهه تبریز ، زنان این شهر اغلب کارهای پشت جبهه را بر عهده داشتند.
آنان برای مجاهدان غذا می پختند، لباس می دوختند، جوراب می بافتند، پوکه های خالی فشنگ را پر می کردند.
از سنگری به سنگر دیگر خبر و غذا می رساندند
پرستاری و مداوای زخمیان را نیز بر عهده داشتند.
زنان دیگری نیز بودند که مجاهدان را کمک مالی می کردند.
اما زنان و دخترانی نیز بودند که در لباس مردانه می جنگیدند تا شناخته نشوند!
نقل است که روزی یکی از مجاهدان را که از ناحیه ران زخمی شده بود به انجمن حقیقت می آورند.
پرستاران میخواهند لباس از تنش درآورند و زخم اش را مداوا و پانسمان کنند و مجروح تقاضا می کند دست به لباس او نزنند.
پرستار میگوید تا لباس از تن ات بیرون نیاید معالجه و مداوا مشکل است.
مجاهد زخمی به هیچ وجه قبول نمی کند.
هرچه اصرار می کنند فایده ای نمی بخشد .
خون از جای زخم پیوسه بیرون می زندو خطر مرگ لحظه به لحظه بیشتر می شود. ماجرا به گوش ستارخان می رسد.
ستار از سنگر به انجمن حقیقت میرود.
زبان به نصحیت مجاهد زخمی می گشاید؛ پسرم تو نباید بمیری، ما به نیروی تو، به اراده آهنین تو نیز داریم؛
چرا راضی نمی شود زخمت را مداوا کنند؟
مجاهد به ستار اشاره میکند که گوشش را نزدیک دهان او ببرد.
ستار خم می شود. مجاهد در او گوش او نجوا می کند
سردار من یک دخترم؛ نگذاری لباس از تن من درآورند!و رازم برملا شود.
اجازه بدهید با خیال راحت بمیرم.
چشم ستار به اشک می نشیند و پدرانه می گوید:« قیزیم من دیری اولا اولاسن نیه دعوایه گئتدون»
دخترم من که هنوز زنده ام تو چرا به جنگ رفتی؟»
پیرمردان و پیرزنان تبریزی می گوید نام این شیرزن مجاهد «تلی» بوده است.
تعداد تلی ها چند نفر بوده است کسی نمی داند؟
لکن مسلم است که تلی های گمنام زیادی در سنگرها جنگیده اند و گمنام شهید شده اند.
منبع: کریم طاهرزاده بهزاد_ قیام آذربایجان درانقلاب مشروطیت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به هنگام محاصره یازده ماهه تبریز ، زنان این شهر اغلب کارهای پشت جبهه را بر عهده داشتند.
آنان برای مجاهدان غذا می پختند، لباس می دوختند، جوراب می بافتند، پوکه های خالی فشنگ را پر می کردند.
از سنگری به سنگر دیگر خبر و غذا می رساندند
پرستاری و مداوای زخمیان را نیز بر عهده داشتند.
زنان دیگری نیز بودند که مجاهدان را کمک مالی می کردند.
اما زنان و دخترانی نیز بودند که در لباس مردانه می جنگیدند تا شناخته نشوند!
نقل است که روزی یکی از مجاهدان را که از ناحیه ران زخمی شده بود به انجمن حقیقت می آورند.
پرستاران میخواهند لباس از تنش درآورند و زخم اش را مداوا و پانسمان کنند و مجروح تقاضا می کند دست به لباس او نزنند.
پرستار میگوید تا لباس از تن ات بیرون نیاید معالجه و مداوا مشکل است.
مجاهد زخمی به هیچ وجه قبول نمی کند.
هرچه اصرار می کنند فایده ای نمی بخشد .
خون از جای زخم پیوسه بیرون می زندو خطر مرگ لحظه به لحظه بیشتر می شود. ماجرا به گوش ستارخان می رسد.
ستار از سنگر به انجمن حقیقت میرود.
زبان به نصحیت مجاهد زخمی می گشاید؛ پسرم تو نباید بمیری، ما به نیروی تو، به اراده آهنین تو نیز داریم؛
چرا راضی نمی شود زخمت را مداوا کنند؟
مجاهد به ستار اشاره میکند که گوشش را نزدیک دهان او ببرد.
ستار خم می شود. مجاهد در او گوش او نجوا می کند
سردار من یک دخترم؛ نگذاری لباس از تن من درآورند!و رازم برملا شود.
اجازه بدهید با خیال راحت بمیرم.
چشم ستار به اشک می نشیند و پدرانه می گوید:« قیزیم من دیری اولا اولاسن نیه دعوایه گئتدون»
دخترم من که هنوز زنده ام تو چرا به جنگ رفتی؟»
پیرمردان و پیرزنان تبریزی می گوید نام این شیرزن مجاهد «تلی» بوده است.
تعداد تلی ها چند نفر بوده است کسی نمی داند؟
لکن مسلم است که تلی های گمنام زیادی در سنگرها جنگیده اند و گمنام شهید شده اند.
منبع: کریم طاهرزاده بهزاد_ قیام آذربایجان درانقلاب مشروطیت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم کوتاه " بی عرضه"
فیلمی بسیار آموزنده و تاثيرگذار نوشته آنتوان چخوف
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فیلمی بسیار آموزنده و تاثيرگذار نوشته آنتوان چخوف
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیسوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمیتوانند بخوانند و بنویسند،
بلکه کسانیاند که نمیتوانند آموختههای کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند ...!
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
بلکه کسانیاند که نمیتوانند آموختههای کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند ...!
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گالیله: خیلی فرق میکند. گوش کن ساگردو. به انسان اعتقاد دارم، من به عقل انسان اعتقاد دارم. بدون داشتن چنین اعتقادی، دیگر نیرویی جهت برخاستن از تخت خواب در صبح نخواهم داشت.
ساگردو: پس بگذار برایت بگویم. من به عقل انسان اعتقادی ندارم، طی چهل سال که نظاره گر اعمال و حرکات انسانها بودم، آموختم که مردم میانه ای با عقل ندارند. دم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را به آنها نشان ده تا چنان از ترس از خانه های خود بگریزند که دست و پای خود را بشکنند. اما به آنها بیا یک جمله منطقی با هفتاد نوع استدلال بزن تا تو را به باد مسخره بگیرند.
گالیله:فقط مرده ها در برابر استدلالهای منطقی بی حرکت می مانند.
#زندگی_گالیله
#برتولت_برشت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گالیله: خیلی فرق میکند. گوش کن ساگردو. به انسان اعتقاد دارم، من به عقل انسان اعتقاد دارم. بدون داشتن چنین اعتقادی، دیگر نیرویی جهت برخاستن از تخت خواب در صبح نخواهم داشت.
ساگردو: پس بگذار برایت بگویم. من به عقل انسان اعتقادی ندارم، طی چهل سال که نظاره گر اعمال و حرکات انسانها بودم، آموختم که مردم میانه ای با عقل ندارند. دم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را به آنها نشان ده تا چنان از ترس از خانه های خود بگریزند که دست و پای خود را بشکنند. اما به آنها بیا یک جمله منطقی با هفتاد نوع استدلال بزن تا تو را به باد مسخره بگیرند.
گالیله:فقط مرده ها در برابر استدلالهای منطقی بی حرکت می مانند.
#زندگی_گالیله
#برتولت_برشت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اوه سعی میکرد به سونیا بفهماند به گداهای توی خیابان پول ندهد . چون با آن پول مطمئنا فقط الکل میخریدن
سونیا میگفت میتوانند با پولشان هر کاری میخواهند بکنند ، وقتی یه نفر به کسی چیزی میده اون کسی که میگیره آمرزیده نمیشه اون کسی که میبخشه آمرزیده میشه
#مردی_به_نام_اوه
#فردریک_بکمن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اوه سعی میکرد به سونیا بفهماند به گداهای توی خیابان پول ندهد . چون با آن پول مطمئنا فقط الکل میخریدن
سونیا میگفت میتوانند با پولشان هر کاری میخواهند بکنند ، وقتی یه نفر به کسی چیزی میده اون کسی که میگیره آمرزیده نمیشه اون کسی که میبخشه آمرزیده میشه
#مردی_به_نام_اوه
#فردریک_بکمن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مرگ مسئله عجیبی ست ، آدم ها در کل زندگی شان جوری زندگی میکنند که انگار مرگ اصلا وجود ندارد . در صورتی که در بیشتر وقتها مهمترین دلیل زندگی ست
#مردی_به_نام_اوه
#فردریک_بکمن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مرگ مسئله عجیبی ست ، آدم ها در کل زندگی شان جوری زندگی میکنند که انگار مرگ اصلا وجود ندارد . در صورتی که در بیشتر وقتها مهمترین دلیل زندگی ست
#مردی_به_نام_اوه
#فردریک_بکمن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در ایسلند مردم برای عید پاک به هم کتاب هدیه میدهند و پس از گرفتن کتاب طبق رسم قدیمی بقیه شب را کتاب میخوانند.
بیشترین خرید کتاب در ایسلند در ماه سپتامبر و نوامبر برای هدیه دادن انجام میشود.
@flith❄️
بیشترین خرید کتاب در ایسلند در ماه سپتامبر و نوامبر برای هدیه دادن انجام میشود.
@flith❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما اینجا کلمهای داریم کہ
خیلے بیشتر از کلمه «عشق»
به لجن کشیده شده است؛
«آزادی» …!
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما اینجا کلمهای داریم کہ
خیلے بیشتر از کلمه «عشق»
به لجن کشیده شده است؛
«آزادی» …!
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رضا ضراب، وحید خزائی و شاهین قضا !
(منتشر شده در سایت طنز حلزون یکشنبه 19 آذر 1396 )
شاعر خیلی سال پیش فرموده بود:
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ
که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود
و واقعا هم که چه بسیارند کبکهای خرامانی که همینجور برای خود دارند راست راست میخرامند و از شاهین قضا که بر فراز سرشان دور دور میکند غافلند. نمونهاش همین آقای رضا ضراب جوان میلیاردر و سوپر موفق ایرانی که با تکیه بر ثروت و شغل پدر گرامیشان یک شبه ره، صد ساله که چه عرض کنم هزار ساله پیمودند.
البته موضوع فقط ثروت نیست. آن زمان که هنوز یاهومسنجر از مد نیفتاده بود و ما توی چت به زحمت مخ کسی را میزدیم و Blind date میگذاشتیم و معمولا تهش هم وقتی طرف سر قرار می آمد در حد کف خواستههای ما هم نبود، ایشان توی بغل سوپراستارهای ترک بودند که حالا در ادامه به آن هم میرسیم.
حالا مدتیست که این جوان میلیاردر و موفق ایرانی به اتهام پولشویی و تلاش برای دور زدن تحریمهای ایران در کشور آمریکا در زندان به سر میبرد و سرمایه، ثروت و موقعیتش در معرض خطر قرار گرفته است. البته «شاهین قضا» به همین مقدار اکتفا نکرده و سرپنجهاش را جوری بر بدن این جوان رعنا فرو کرده که آدم دلش ریش میشود. ظاهرا همسلولی رضا ضراب که مردی ۵۸ ساله و اهل کشور ساحل عاج بوده تحت تاثیر موجی که اخیرا در مورد افشاگری آزارهای جنسی به راه افتاده جوگیر شده و گفته که رضا ضراب در داخل سلول با او طرح دوستی ریخته و سپس با سوء استفاده از اعتماد وی، او را مورد آزار جنسی قرار داده است.
یعنی اگر سالها پیش و آن زمان که رضا ضراب «گونل» خواننده زیبارو و محبوب ترک را پیچاند تا با «ابرو گوندش» خواننده سوپر زیبا و افسانهای ترک روی هم بریزد به او میگفتند که چند سال دیگر تو در زندان داری مخ یک پیرمرد اهل ساحل عاج را میزنی که بتوانی با او وارد رابطه شوی، احتمالا رضا ضراب از تصور چنین موقعیتی انقدر میخندید که دل درد میگرفت. اما چرخ این زمانهی غدار انقدر چرخید و چرخید که رضا ضراب از آغوش سوپراستارهای ترک افتاد به آغوش یک پیرمرد خلافکار اهل ساحل عاج و حالا همین پیرمرد آفریقایی تبار هم برای او پشت چشم نازک کرده و او را متهم به آزار و بدرفتاری جنسی نموده است.
واقعا دیگر به چه چیز این دنیا میشود دل بست؟ البته هیچ بعید نیست که پیرمرد دروغ گفته باشد و اصلا خود او قصد تعرض به این جوان ایرانی را داشته و با این حرفها دست پیش گرفته باشد. یا شاید هم رویای این را داشته که عکسش روی جلد مجله تایم چاپ شود. اما واقعیت ماجرا هرچه که باشد رضا ضراب چه در مقام فاعل و چه در مقام مفعول دیگر رضا ضراب بشو نیست. باز هم به قول شاعر:
در این دنیای بی حاصل چرا مغرور میگردی؟
تو ضراب هم شوی آخر تهش اینجور میگردی
نمونه دیگر وحید خزایی ملقب به پسر ایران است. مرد ساکن برجهای گرانقیمت استانبول، کسی که دهها دخترخاله نسبی و سببی دارد و به گفته خودش در عرض مدت کوتاهی که به ترکیه آمده انقدر شاخ شده که خود ترکها هم به او «کینگ» میگویند. اما همین جناب کینگ الان کجاست؟ آخرین جملاتی که از او در صفحه اینستاگرامش به گوش رسید این چند جمله بود:
” بسم الله الرحمن الرحیم… به من دستبند زدن میخوان ببرنم زندان، عشقا… کمک…!”
ما امیدواریم هم رضا ضراب و هم وحید خزایی زودتر مشکل و مسالهشان حل شده و به زندگی عادی خود بازگردند، اما دفعه بعد که خواستید حسرت زندگی کسی را بخورید آن پیرمرد ساحل عاجی و یا لااقل وحید خزایی را در ذهن تصور کنید و قدر زندگی خشک و خالی اما بیحاشیه خودتان را بدانید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
http://halazoonmag.com/2017/12/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%8C-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B6%D8%A7/
رضا ضراب، وحید خزائی و شاهین قضا !
(منتشر شده در سایت طنز حلزون یکشنبه 19 آذر 1396 )
شاعر خیلی سال پیش فرموده بود:
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ
که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود
و واقعا هم که چه بسیارند کبکهای خرامانی که همینجور برای خود دارند راست راست میخرامند و از شاهین قضا که بر فراز سرشان دور دور میکند غافلند. نمونهاش همین آقای رضا ضراب جوان میلیاردر و سوپر موفق ایرانی که با تکیه بر ثروت و شغل پدر گرامیشان یک شبه ره، صد ساله که چه عرض کنم هزار ساله پیمودند.
البته موضوع فقط ثروت نیست. آن زمان که هنوز یاهومسنجر از مد نیفتاده بود و ما توی چت به زحمت مخ کسی را میزدیم و Blind date میگذاشتیم و معمولا تهش هم وقتی طرف سر قرار می آمد در حد کف خواستههای ما هم نبود، ایشان توی بغل سوپراستارهای ترک بودند که حالا در ادامه به آن هم میرسیم.
حالا مدتیست که این جوان میلیاردر و موفق ایرانی به اتهام پولشویی و تلاش برای دور زدن تحریمهای ایران در کشور آمریکا در زندان به سر میبرد و سرمایه، ثروت و موقعیتش در معرض خطر قرار گرفته است. البته «شاهین قضا» به همین مقدار اکتفا نکرده و سرپنجهاش را جوری بر بدن این جوان رعنا فرو کرده که آدم دلش ریش میشود. ظاهرا همسلولی رضا ضراب که مردی ۵۸ ساله و اهل کشور ساحل عاج بوده تحت تاثیر موجی که اخیرا در مورد افشاگری آزارهای جنسی به راه افتاده جوگیر شده و گفته که رضا ضراب در داخل سلول با او طرح دوستی ریخته و سپس با سوء استفاده از اعتماد وی، او را مورد آزار جنسی قرار داده است.
یعنی اگر سالها پیش و آن زمان که رضا ضراب «گونل» خواننده زیبارو و محبوب ترک را پیچاند تا با «ابرو گوندش» خواننده سوپر زیبا و افسانهای ترک روی هم بریزد به او میگفتند که چند سال دیگر تو در زندان داری مخ یک پیرمرد اهل ساحل عاج را میزنی که بتوانی با او وارد رابطه شوی، احتمالا رضا ضراب از تصور چنین موقعیتی انقدر میخندید که دل درد میگرفت. اما چرخ این زمانهی غدار انقدر چرخید و چرخید که رضا ضراب از آغوش سوپراستارهای ترک افتاد به آغوش یک پیرمرد خلافکار اهل ساحل عاج و حالا همین پیرمرد آفریقایی تبار هم برای او پشت چشم نازک کرده و او را متهم به آزار و بدرفتاری جنسی نموده است.
واقعا دیگر به چه چیز این دنیا میشود دل بست؟ البته هیچ بعید نیست که پیرمرد دروغ گفته باشد و اصلا خود او قصد تعرض به این جوان ایرانی را داشته و با این حرفها دست پیش گرفته باشد. یا شاید هم رویای این را داشته که عکسش روی جلد مجله تایم چاپ شود. اما واقعیت ماجرا هرچه که باشد رضا ضراب چه در مقام فاعل و چه در مقام مفعول دیگر رضا ضراب بشو نیست. باز هم به قول شاعر:
در این دنیای بی حاصل چرا مغرور میگردی؟
تو ضراب هم شوی آخر تهش اینجور میگردی
نمونه دیگر وحید خزایی ملقب به پسر ایران است. مرد ساکن برجهای گرانقیمت استانبول، کسی که دهها دخترخاله نسبی و سببی دارد و به گفته خودش در عرض مدت کوتاهی که به ترکیه آمده انقدر شاخ شده که خود ترکها هم به او «کینگ» میگویند. اما همین جناب کینگ الان کجاست؟ آخرین جملاتی که از او در صفحه اینستاگرامش به گوش رسید این چند جمله بود:
” بسم الله الرحمن الرحیم… به من دستبند زدن میخوان ببرنم زندان، عشقا… کمک…!”
ما امیدواریم هم رضا ضراب و هم وحید خزایی زودتر مشکل و مسالهشان حل شده و به زندگی عادی خود بازگردند، اما دفعه بعد که خواستید حسرت زندگی کسی را بخورید آن پیرمرد ساحل عاجی و یا لااقل وحید خزایی را در ذهن تصور کنید و قدر زندگی خشک و خالی اما بیحاشیه خودتان را بدانید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
http://halazoonmag.com/2017/12/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%8C-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B6%D8%A7/
مجلهی حلزون
رضا ضراب، وحید خزایی و شاهین قضا! - مجلهی حلزون
شاعر خیلی سال پیش فرموده بود: دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ… که ز سر پنجه شاهین قضا غافل بود. و واقعا هم که چه بسیارند کبکهای خرامانی که همینجور برای خود دارند راست راست میخرامند و از شاهین قضا که بر فراز سرشان دور دور میکند غافلند. نمونهاش همین…
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خجالت آور است تماشای کسی که آخر عمری، خود را موشکافی میکند و به این نتیجه میرسد تنها چیزی که با خود به گور میبرد شرم زندگی نکردن است.
📒 #جز_از_کل
👤 #استیو_تولتز
🔃 #پیمان_خاکسار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خجالت آور است تماشای کسی که آخر عمری، خود را موشکافی میکند و به این نتیجه میرسد تنها چیزی که با خود به گور میبرد شرم زندگی نکردن است.
📒 #جز_از_کل
👤 #استیو_تولتز
🔃 #پیمان_خاکسار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آگیتوس میگه
خدا همونقدر بنده هاشو دوست داره
که اونا ،خودشونو
خانم ماودی با لحنی جدی تر گفت: تو برای فهم این جمله هنوز خیلی بجه ای
اما بعضی وقتا انجیل تو دست بعضی ها بدتر از یک بطری نوشیدنی تو
دست...
#کشتن_مرغ_مقلد
#هارپر_لی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آگیتوس میگه
خدا همونقدر بنده هاشو دوست داره
که اونا ،خودشونو
خانم ماودی با لحنی جدی تر گفت: تو برای فهم این جمله هنوز خیلی بجه ای
اما بعضی وقتا انجیل تو دست بعضی ها بدتر از یک بطری نوشیدنی تو
دست...
#کشتن_مرغ_مقلد
#هارپر_لی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من و جناب سروان به هـمدیگر گفتیم که از دیدن ِ همدیگـر خیلی خوشوقـت شدیم. که واقعـا ناراحتکننده است.
من همیشه به اشخاصی که از دیدنشـان ابدا خوشحال نمیشـوم، مجبورم بگویم: «از دیدنتان خیلی خوشوقت شدم.» با این حال اگــر آدم بـخواهد توی این دنیا جُل و پلاسَـش را از آب دربیاورد، مجبور است که از اینجـور مزخرفات به مردُم تحویل بدهد.
#ناتور_دشـت
#جروم_دیوید_سالیـنجر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من و جناب سروان به هـمدیگر گفتیم که از دیدن ِ همدیگـر خیلی خوشوقـت شدیم. که واقعـا ناراحتکننده است.
من همیشه به اشخاصی که از دیدنشـان ابدا خوشحال نمیشـوم، مجبورم بگویم: «از دیدنتان خیلی خوشوقت شدم.» با این حال اگــر آدم بـخواهد توی این دنیا جُل و پلاسَـش را از آب دربیاورد، مجبور است که از اینجـور مزخرفات به مردُم تحویل بدهد.
#ناتور_دشـت
#جروم_دیوید_سالیـنجر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️