کانال پروازفکرواندیشه
@flith
میل به فرا گرفتن و آموختن زمانی که در آدمی از بین برود، شروع به پوسیدن میکنی، مهم نیست چقدر پیشتر مطالعه کرده ای، بر سر کلاسها و سمینارها و اندیشکده ها بوده ای، حتی مهم نیست که امروز به واسطه ی دانشی که فراگرفته ای کتابی مینویسی و یا دانسته هایت را درس میدهی و تکرار میکنی؛ به نظر میرسد اگر هنرمند و یا اهل فن هم باشی اگر خلاقیتی در کارت نباشد، اگر کارهایت ولو عالی اما تکراری باشد، شروع به پوسیدن میکنی. اگر دغدغه ای نداشته باشی، اگر نیاز نباشد که تفکر کنی، چرا که دلمشغولی ای نداری شروع به پوسیدن میکنی. آدمی تنها به واسطه ی آموختن و تفکر کردن و کار کردن است که میتواند زندگی کند، اگر در زندگی خود یکی از این سه را ندارید بدانید که به آرامی باید با زندگی وداع کنید، چراکه فقدان هر یک از این سه شما را به پرتگاه افسردگی، و بعد مرگ راهنماست.
#ایمان_مطلق_آرانی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
میل به فرا گرفتن و آموختن زمانی که در آدمی از بین برود، شروع به پوسیدن میکنی، مهم نیست چقدر پیشتر مطالعه کرده ای، بر سر کلاسها و سمینارها و اندیشکده ها بوده ای، حتی مهم نیست که امروز به واسطه ی دانشی که فراگرفته ای کتابی مینویسی و یا دانسته هایت را درس میدهی و تکرار میکنی؛ به نظر میرسد اگر هنرمند و یا اهل فن هم باشی اگر خلاقیتی در کارت نباشد، اگر کارهایت ولو عالی اما تکراری باشد، شروع به پوسیدن میکنی. اگر دغدغه ای نداشته باشی، اگر نیاز نباشد که تفکر کنی، چرا که دلمشغولی ای نداری شروع به پوسیدن میکنی. آدمی تنها به واسطه ی آموختن و تفکر کردن و کار کردن است که میتواند زندگی کند، اگر در زندگی خود یکی از این سه را ندارید بدانید که به آرامی باید با زندگی وداع کنید، چراکه فقدان هر یک از این سه شما را به پرتگاه افسردگی، و بعد مرگ راهنماست.
#ایمان_مطلق_آرانی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
هنگامی که مدام به شما دروغ میگویند، نتیجه این نیست که شما این دروغها را باور میکنید؛ بلکه این است که دیگر هیچکس به هیچچیز باور ندارد.
مردمی که دیگر نتوانند چیزی را باور کنند، نمیتوانند نظری هم داشته باشند. نه تنها از توانایی اقدام به کاری محرومند، بلکه از توانایی اندیشیدن و داوری کردن محروم میشوند و با چنین مردمی، شما هرکاری بخواهید میتوانید بکنید.
توتالیتاریسم
#هانا_آرنت
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
هنگامی که مدام به شما دروغ میگویند، نتیجه این نیست که شما این دروغها را باور میکنید؛ بلکه این است که دیگر هیچکس به هیچچیز باور ندارد.
مردمی که دیگر نتوانند چیزی را باور کنند، نمیتوانند نظری هم داشته باشند. نه تنها از توانایی اقدام به کاری محرومند، بلکه از توانایی اندیشیدن و داوری کردن محروم میشوند و با چنین مردمی، شما هرکاری بخواهید میتوانید بکنید.
توتالیتاریسم
#هانا_آرنت
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔅مردمى كه بر حق مسلم وآزادی يكديگر پا ميگذارند و حق ديگران را از آن خود ميدانند، پايه هاى استوار جهان سوم را تشكيل ميدهند!
اين مردم امنيت اجتماعى را از بين برده و جامعهاى بدون پيشرفت را ميسازند اغلب اين مردم افرادی هستند كه ايدئولوژى خود را مقدس و برتر از ديگران ميدانند...!
🖊 آنتونی #گیدنز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🔅مردمى كه بر حق مسلم وآزادی يكديگر پا ميگذارند و حق ديگران را از آن خود ميدانند، پايه هاى استوار جهان سوم را تشكيل ميدهند!
اين مردم امنيت اجتماعى را از بين برده و جامعهاى بدون پيشرفت را ميسازند اغلب اين مردم افرادی هستند كه ايدئولوژى خود را مقدس و برتر از ديگران ميدانند...!
🖊 آنتونی #گیدنز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
آرزو اندیشی
محمد صادقی
🔅1. #مصطفی_ملکیان در یکی از آخرین سخنرانیهایی که امسال و در دانشگاه زنجان (10 اسفند) انجام داده، به مفهوم و معنای «ناسیونالیسم» پرداختـه و برداشتها و تفسیرهایی از ناسیونالیسم را مطرح و نقد کرده که در پی آنچه در بحثها، گفتوگوها و میزگردهای یکی دو سال گذشته بیان کرده، بسیار جای اندیشیدن دارد. شوربختانه تاکنون هرچه او درباره این موضوع بیان کرده، به جای اینکه با نقدها و پاسخهایی مستدل مواجه شود (تا مسأله روشنتر شود) موجی از گفتهها و نوشتههای هیجانی را همراه با اتهامهایی همچون ایرانستیزی و... در پی داشته است! رفتارهایی غیراخلاقی و واکنشهایی خشونتآمیز که نه مسألهای را حل میکند و نه امکانی برای گفتوگو میگشاید و اینها گرفتاریهای بزرگی در فضای فرهنگی و روشنفکری ایران است.
🔅2. ملکیان در سخنرانی خود، به معناهای مختلفی از ناسیونالیسم اشاره کرده و آنها را توضیح میدهد و به موضوعهای بسیار مهمی هم میپردازد که یکی از آنها موضوع «آرزواندیشی» است. او با شناساندن مفهوم «وطندوستی» و سپس، شناساندن مفهوم «وطنپرستی» به تفاوتهایی میپردازد که این دو مفهوم با هم دارند. به نظر او، برای نمونه وقتی کسی در ایران، یونان، یا هر کشور دیگری به دنیا میآید، به طور طبیعی وطن خود را دوست دارد و همان گونه که به طور طبیعی یک انسان، مادر خود را دوست دارد و این موضوع پذیرفته شده است، علاقه و عشق به وطن هم موضوعی پذیرفته شده است. همچنین میگوید که در این باره نمیتوان ارزشداوری اخلاقی انجام داد زیرا عشق به مادر یا عشق به وطن در شمار امور ارادی و اختیاری قرار نمیگیرند (یعنی ما پس از محاسبهکردن و اندیشیدن تصمیم نمیگیریم که آنها را دوست داشته باشیم) و ما به طور غریزی و قبل از هر تأمل یا تفکری، مادر خود یا وطن خود را دوست داریم که البته این به لحاظ روانشناختی نشانه سالمبودن فرد است. اما گاهی معنای دومی از ناسیونالیسم برداشت میشود که به «وطنپرستی» تعبیر میشود. به نظر او، «وطندوستی» یک احساس، عاطفه و هیجان است اما «وطنپرستی» یا «شوینیسم» یک رأی، عقیده و باور است که بر اساس شیوهای از اندیشیدن (آرزواندیشی) همراه با مغالطه، شکل میگیرد. آرزواندیشی به این معنا است که فرد خوش دارد که «الف»، «ب» باشد، پس باور میکند که «الف»، «ب» است. بنابراین کسی که خوشحال میشود که «الف»، «ب» باشد و نتیجه میگیرد که «الف»، «ب» است، فردی آرزواندیش است. طبیعی است که هر فرد، مادر خود را از همه مادرهای جهان بیشتر دوست دارد اما اگر از این احساس نتیجه گرفته شود که هیچ مادری به اندازه مادر من، مهربان، زیبا، پارسا و... نیست و حکم داده شود که مادر من مهربانترین، زیباترین، پارساترین و... مادر جهان است، این نشانه آرزواندیشی است.
🔅 همچنین طبیعی است که هر فرد، وطن خود را دوست داشته باشد اما اگر از این احساس نیز نتیجه گرفته شود که وطن من و کشور من از همه کشورهای جهان برتر است و بگوییم که کشور من از هر کشوری در جهان برتر و درخشانتر است، احساس و عاطفه خود را به صورت باوری درآوردهایم و دچار آرزواندیشی هستیم. از دیدگاه ملکیان، نخستین مشکل در وطنپرستی آرزواندیشی است و میافزاید اگر به جای «استدلال»، پسند و خوشایند خود را مبنای یک باور قرار دهیم، این پرسش مطرح میشود که اگر یک ایرانی وطنپرست، یک یونانی وطنپرست و... کشور خود را بر اساس عشق و علاقهای که به وطن خود دارد، برترین کشور جهان بپندارد و وطنپرستی مبنا قرار گیرد، هنگامی که درگیری و جدال رخ دهد چه استدلالی راهگشا خواهد بود و به مناقشه پایان خواهد داد؟ در غیابِ سخن مستدل، چنین نتیجهگیریهایی که برآمده از آرزواندیشی است چه وضعیتی را پدید خواهند آورد؟ و آیا ترویج چنین اندیشهای به نفع بشریت است یا مرزبندیها را محکمتر و درجهبندی شهروندان جهان را تقویت خواهد کرد؟
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
آرزو اندیشی
محمد صادقی
🔅1. #مصطفی_ملکیان در یکی از آخرین سخنرانیهایی که امسال و در دانشگاه زنجان (10 اسفند) انجام داده، به مفهوم و معنای «ناسیونالیسم» پرداختـه و برداشتها و تفسیرهایی از ناسیونالیسم را مطرح و نقد کرده که در پی آنچه در بحثها، گفتوگوها و میزگردهای یکی دو سال گذشته بیان کرده، بسیار جای اندیشیدن دارد. شوربختانه تاکنون هرچه او درباره این موضوع بیان کرده، به جای اینکه با نقدها و پاسخهایی مستدل مواجه شود (تا مسأله روشنتر شود) موجی از گفتهها و نوشتههای هیجانی را همراه با اتهامهایی همچون ایرانستیزی و... در پی داشته است! رفتارهایی غیراخلاقی و واکنشهایی خشونتآمیز که نه مسألهای را حل میکند و نه امکانی برای گفتوگو میگشاید و اینها گرفتاریهای بزرگی در فضای فرهنگی و روشنفکری ایران است.
🔅2. ملکیان در سخنرانی خود، به معناهای مختلفی از ناسیونالیسم اشاره کرده و آنها را توضیح میدهد و به موضوعهای بسیار مهمی هم میپردازد که یکی از آنها موضوع «آرزواندیشی» است. او با شناساندن مفهوم «وطندوستی» و سپس، شناساندن مفهوم «وطنپرستی» به تفاوتهایی میپردازد که این دو مفهوم با هم دارند. به نظر او، برای نمونه وقتی کسی در ایران، یونان، یا هر کشور دیگری به دنیا میآید، به طور طبیعی وطن خود را دوست دارد و همان گونه که به طور طبیعی یک انسان، مادر خود را دوست دارد و این موضوع پذیرفته شده است، علاقه و عشق به وطن هم موضوعی پذیرفته شده است. همچنین میگوید که در این باره نمیتوان ارزشداوری اخلاقی انجام داد زیرا عشق به مادر یا عشق به وطن در شمار امور ارادی و اختیاری قرار نمیگیرند (یعنی ما پس از محاسبهکردن و اندیشیدن تصمیم نمیگیریم که آنها را دوست داشته باشیم) و ما به طور غریزی و قبل از هر تأمل یا تفکری، مادر خود یا وطن خود را دوست داریم که البته این به لحاظ روانشناختی نشانه سالمبودن فرد است. اما گاهی معنای دومی از ناسیونالیسم برداشت میشود که به «وطنپرستی» تعبیر میشود. به نظر او، «وطندوستی» یک احساس، عاطفه و هیجان است اما «وطنپرستی» یا «شوینیسم» یک رأی، عقیده و باور است که بر اساس شیوهای از اندیشیدن (آرزواندیشی) همراه با مغالطه، شکل میگیرد. آرزواندیشی به این معنا است که فرد خوش دارد که «الف»، «ب» باشد، پس باور میکند که «الف»، «ب» است. بنابراین کسی که خوشحال میشود که «الف»، «ب» باشد و نتیجه میگیرد که «الف»، «ب» است، فردی آرزواندیش است. طبیعی است که هر فرد، مادر خود را از همه مادرهای جهان بیشتر دوست دارد اما اگر از این احساس نتیجه گرفته شود که هیچ مادری به اندازه مادر من، مهربان، زیبا، پارسا و... نیست و حکم داده شود که مادر من مهربانترین، زیباترین، پارساترین و... مادر جهان است، این نشانه آرزواندیشی است.
🔅 همچنین طبیعی است که هر فرد، وطن خود را دوست داشته باشد اما اگر از این احساس نیز نتیجه گرفته شود که وطن من و کشور من از همه کشورهای جهان برتر است و بگوییم که کشور من از هر کشوری در جهان برتر و درخشانتر است، احساس و عاطفه خود را به صورت باوری درآوردهایم و دچار آرزواندیشی هستیم. از دیدگاه ملکیان، نخستین مشکل در وطنپرستی آرزواندیشی است و میافزاید اگر به جای «استدلال»، پسند و خوشایند خود را مبنای یک باور قرار دهیم، این پرسش مطرح میشود که اگر یک ایرانی وطنپرست، یک یونانی وطنپرست و... کشور خود را بر اساس عشق و علاقهای که به وطن خود دارد، برترین کشور جهان بپندارد و وطنپرستی مبنا قرار گیرد، هنگامی که درگیری و جدال رخ دهد چه استدلالی راهگشا خواهد بود و به مناقشه پایان خواهد داد؟ در غیابِ سخن مستدل، چنین نتیجهگیریهایی که برآمده از آرزواندیشی است چه وضعیتی را پدید خواهند آورد؟ و آیا ترویج چنین اندیشهای به نفع بشریت است یا مرزبندیها را محکمتر و درجهبندی شهروندان جهان را تقویت خواهد کرد؟
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
⏳ #تونل_زمان
📜 ۱۵ اکتبر زادروز میشل فوکو
(فیلسوف / تاریخدان / متفکر معاصر فرانسوی )
🖊پل میشِل فوکو
Paul Michel Foucault
۱۵ اکتبر ۱۹۲۶ /۲۴ ژوئن۱۹۸۴ «انسانگرایی ضد اومانیستی» است.
🖊وی، فرزند «آن مالاپار» جراح متمول فرانسوی(پل فوکو) بود که بعدها اسم خود را به میشل فوکو تغییر داد.
🖊 او صاحب کرسی
«تاریخ نظامهای فکری» در کالج دو فرانس بود و در دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو و دانشگاه کالیفرنیا، برکلی تدریس کرد.
به خاطر نظریات عمیق و دیدگاه انقلابی درباره ٔجامعه، سیاست و تاریخ از سرشناسترین متفکران قرن بیستم محسوب می شد.
🖊شهرت فوکو در آن است که او نخستین کسی است که از فرضیهٔ روشنگری دربارهٔ عینی بودن شناخت خلع ید کردهاست.
🖊فوکو عنوان کرد که زبان، حقیقت جهان را بیان نمیکند بلکه بازتابی از تجربهٔ شخصی فرد است.
🖊او در مطالعات انسانشناختی خود مطرح میکند که میان استفاده از زبان و قدرت، نوعی همبستگی وجود دارد، به گونهای که زبان برای قدرتمندان و صاحبان امتیاز جنبهٔ ابزاری دارد و در حفظ و حمایت از پایگاه اجتماعی-سیاسی آنها عمل میکند.
🖊نزد فوکو، وظیفهٔ هرمنوتیک خلع از قدرت نهفته در ورای متنی است که میخوانیم. در نتیجه، او نسبت به مضبوطات و اسناد تاریخی از آن دست که عرضه میشوند، چنین نظر دارد که همه ذهنی و تحریف شدهاند و در واقع جهان بینی نویسنده و خواننده را بازتاب میکنند.
رخدادهای تاریخی ای که ما ضبط میکنیم، آنهایی است که در واقع با میل ما به قدرت تناسب دارند.
🖊فوکو دوبار، از ۲۵ شهریور تا ۲ مهر ۱۳۵۷ و از ۱۸ تا ۲۴ آبان ۱۳۵۷ به ایران سفر کرد و در این سفرها، در تهران و قم و آبادان، با برخی از رهبران ملی و دینی و گروههای مختلفی که در انقلاب دست داشتند ملاقات کرد.
حاصل این سفرها مجموعه گزارشها و مقالاتی شد که فوکو برای روزنامه ایتالیایی کوریره دلا سرا نوشت.
🖊از مشهورترین آثار وی، میتوان به نظم اشیا، نظم گفتمان، دیرینهشناسی دانش، مراقبت و تنبیه،پیدایش کلینیک، تاریخ جنون و تاریخ جنسیت اشاره کرد.
🖊همچنین، مجموعهٔ چند جلدی درس گفتارهای میشل فوکو در کلژدوفرانس نیز از سوی انتشارات گالیمار منتشر شدهاست.
این درسها طی سالهای اواخر دههٔ ۱۹۷۰ و دههٔ ۱۹۸۰ ارائه شدهاند. از جمله این درسگفتارها میتوان به باید از جامعه دفاع کرد و تولد زیستسیاست اشاره کرد.
برخی از این آثار به فارسی ترجمه شدهاند.
🖊فوکو که در یک خانواده متمول به دنیا آمده بود سالهای جوانی متلاطمی داشت که بخشی از آن را در آسایشگاه روانی اقامت داشت. در آنجا او بالوئی آلتوسر آشنا شد و آلتوسر او را تشویق کرد که مارکسیست شود.
🖊فوکو شخصیتی متناقض و پیچیده داشت و به همین دلیل دیدیه اریبون که اولین
زندگی نامه نویس او بود گفته است که پشت هر کدام از ماسکهای فوکو، باید منتظر فوکوی متفاوتی بود.
🖊فوکو آشکارا همجنسگرا بود و مهمترین شریک جنسی او دانیل دفر نام داشت.
در کتاب فیلسوفان بدکردار نوشته شده است فوکو که بر اثر بیماری ایدز درگذشت، پیش از مرگ دهها نفر را به ایدز مبتلا کرده بود.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
⏳ #تونل_زمان
📜 ۱۵ اکتبر زادروز میشل فوکو
(فیلسوف / تاریخدان / متفکر معاصر فرانسوی )
🖊پل میشِل فوکو
Paul Michel Foucault
۱۵ اکتبر ۱۹۲۶ /۲۴ ژوئن۱۹۸۴ «انسانگرایی ضد اومانیستی» است.
🖊وی، فرزند «آن مالاپار» جراح متمول فرانسوی(پل فوکو) بود که بعدها اسم خود را به میشل فوکو تغییر داد.
🖊 او صاحب کرسی
«تاریخ نظامهای فکری» در کالج دو فرانس بود و در دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو و دانشگاه کالیفرنیا، برکلی تدریس کرد.
به خاطر نظریات عمیق و دیدگاه انقلابی درباره ٔجامعه، سیاست و تاریخ از سرشناسترین متفکران قرن بیستم محسوب می شد.
🖊شهرت فوکو در آن است که او نخستین کسی است که از فرضیهٔ روشنگری دربارهٔ عینی بودن شناخت خلع ید کردهاست.
🖊فوکو عنوان کرد که زبان، حقیقت جهان را بیان نمیکند بلکه بازتابی از تجربهٔ شخصی فرد است.
🖊او در مطالعات انسانشناختی خود مطرح میکند که میان استفاده از زبان و قدرت، نوعی همبستگی وجود دارد، به گونهای که زبان برای قدرتمندان و صاحبان امتیاز جنبهٔ ابزاری دارد و در حفظ و حمایت از پایگاه اجتماعی-سیاسی آنها عمل میکند.
🖊نزد فوکو، وظیفهٔ هرمنوتیک خلع از قدرت نهفته در ورای متنی است که میخوانیم. در نتیجه، او نسبت به مضبوطات و اسناد تاریخی از آن دست که عرضه میشوند، چنین نظر دارد که همه ذهنی و تحریف شدهاند و در واقع جهان بینی نویسنده و خواننده را بازتاب میکنند.
رخدادهای تاریخی ای که ما ضبط میکنیم، آنهایی است که در واقع با میل ما به قدرت تناسب دارند.
🖊فوکو دوبار، از ۲۵ شهریور تا ۲ مهر ۱۳۵۷ و از ۱۸ تا ۲۴ آبان ۱۳۵۷ به ایران سفر کرد و در این سفرها، در تهران و قم و آبادان، با برخی از رهبران ملی و دینی و گروههای مختلفی که در انقلاب دست داشتند ملاقات کرد.
حاصل این سفرها مجموعه گزارشها و مقالاتی شد که فوکو برای روزنامه ایتالیایی کوریره دلا سرا نوشت.
🖊از مشهورترین آثار وی، میتوان به نظم اشیا، نظم گفتمان، دیرینهشناسی دانش، مراقبت و تنبیه،پیدایش کلینیک، تاریخ جنون و تاریخ جنسیت اشاره کرد.
🖊همچنین، مجموعهٔ چند جلدی درس گفتارهای میشل فوکو در کلژدوفرانس نیز از سوی انتشارات گالیمار منتشر شدهاست.
این درسها طی سالهای اواخر دههٔ ۱۹۷۰ و دههٔ ۱۹۸۰ ارائه شدهاند. از جمله این درسگفتارها میتوان به باید از جامعه دفاع کرد و تولد زیستسیاست اشاره کرد.
برخی از این آثار به فارسی ترجمه شدهاند.
🖊فوکو که در یک خانواده متمول به دنیا آمده بود سالهای جوانی متلاطمی داشت که بخشی از آن را در آسایشگاه روانی اقامت داشت. در آنجا او بالوئی آلتوسر آشنا شد و آلتوسر او را تشویق کرد که مارکسیست شود.
🖊فوکو شخصیتی متناقض و پیچیده داشت و به همین دلیل دیدیه اریبون که اولین
زندگی نامه نویس او بود گفته است که پشت هر کدام از ماسکهای فوکو، باید منتظر فوکوی متفاوتی بود.
🖊فوکو آشکارا همجنسگرا بود و مهمترین شریک جنسی او دانیل دفر نام داشت.
در کتاب فیلسوفان بدکردار نوشته شده است فوکو که بر اثر بیماری ایدز درگذشت، پیش از مرگ دهها نفر را به ایدز مبتلا کرده بود.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🌺 شما را چگونه مي شناسند؟
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودي بود که اين شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهي وفاتش را بخواند! زماني که برادرش لودويگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع ديناميت) مرده است. آلفرد وقتي صبح روزنامه ها را ميخواند با ديدن تيتر صفحه اول، ميخکوب شد: «آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آورترين سلاح بشري مرد!» آلفرد، خيلي ناراحت شد. با خود فکر کرد: «آيا خوب است که من را پس از مرگ اين گونه بشناسند؟»
سريع وصيت نامهاش را آورد. جملههاي بسياري را خط زد و اصلاح کرد. پيشنهاد کرد ثروتش صرف جايزهاي براي صلح و پيشرفتهاي صلح آميز شود. امروزه نوبل را نه به نام ديناميت، بلکه به نام مبدع جايزه صلح نوبل، جايزههاي فيزيک و شيمي نوبل و ... ميشناسيم. او امروز، هويت ديگري دارد.
يک تصميم، براي تغيير يک سرنوشت کافي است!
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🌺 شما را چگونه مي شناسند؟
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودي بود که اين شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهي وفاتش را بخواند! زماني که برادرش لودويگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع ديناميت) مرده است. آلفرد وقتي صبح روزنامه ها را ميخواند با ديدن تيتر صفحه اول، ميخکوب شد: «آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آورترين سلاح بشري مرد!» آلفرد، خيلي ناراحت شد. با خود فکر کرد: «آيا خوب است که من را پس از مرگ اين گونه بشناسند؟»
سريع وصيت نامهاش را آورد. جملههاي بسياري را خط زد و اصلاح کرد. پيشنهاد کرد ثروتش صرف جايزهاي براي صلح و پيشرفتهاي صلح آميز شود. امروزه نوبل را نه به نام ديناميت، بلکه به نام مبدع جايزه صلح نوبل، جايزههاي فيزيک و شيمي نوبل و ... ميشناسيم. او امروز، هويت ديگري دارد.
يک تصميم، براي تغيير يک سرنوشت کافي است!
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
- مشاهیر جهان در موقع مرگ آخرین جمله ای که گفتند، چه بود؟
در زیر آخرین جمله ای که 14 نفر از مشاهیر پیش از چشم فرو بستن از جهان بر زبان آورده اند نقل می شود:
آلبرت انیشتین: من کارم را همین جا به پایان رساندم
چارلی چاپلین: در پاسخ به گفته کشیش درباره اینکه امیدوارم خداوند روح شما را قرین رحمت کند گفت: چرا نکند؟ هر چی باشه روح من مال خودشه!
چارلز (پادشاه انگلستان ): مرگ من زیاد طول کشید، امیدوارم من را ببخشید
بنیتو موسولینی: به سینه ام شلیک کنید
بتهوون : کمدی تمام شد
وینستون چرچیل: ان قدر از همه چیز خسته شده ام که ..
آنتوان چخوف: خیلی وقت بود که شامپاین ننوشیده بودم
چه گوارا: شلیک کن ترسو، در نهایت فقط یک نفر را خواهی کشت
گوته : کمی نور بیشتر می خواهم
ویکتور هوگو : یک نور تاریک می بینم
کانت: این خوبه
جورج برنارد شاو : این هم برای من یک تجربه جدید خواهد بود
سقراط : من به آسکلپیوسِ شفابخش یک خروس بدهکارم
رومن گاری: سرگرمی خوبی بود. به من که خوش گذشت.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
- مشاهیر جهان در موقع مرگ آخرین جمله ای که گفتند، چه بود؟
در زیر آخرین جمله ای که 14 نفر از مشاهیر پیش از چشم فرو بستن از جهان بر زبان آورده اند نقل می شود:
آلبرت انیشتین: من کارم را همین جا به پایان رساندم
چارلی چاپلین: در پاسخ به گفته کشیش درباره اینکه امیدوارم خداوند روح شما را قرین رحمت کند گفت: چرا نکند؟ هر چی باشه روح من مال خودشه!
چارلز (پادشاه انگلستان ): مرگ من زیاد طول کشید، امیدوارم من را ببخشید
بنیتو موسولینی: به سینه ام شلیک کنید
بتهوون : کمدی تمام شد
وینستون چرچیل: ان قدر از همه چیز خسته شده ام که ..
آنتوان چخوف: خیلی وقت بود که شامپاین ننوشیده بودم
چه گوارا: شلیک کن ترسو، در نهایت فقط یک نفر را خواهی کشت
گوته : کمی نور بیشتر می خواهم
ویکتور هوگو : یک نور تاریک می بینم
کانت: این خوبه
جورج برنارد شاو : این هم برای من یک تجربه جدید خواهد بود
سقراط : من به آسکلپیوسِ شفابخش یک خروس بدهکارم
رومن گاری: سرگرمی خوبی بود. به من که خوش گذشت.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
ناموس پرستی شیر علی قصاب در مورد خلیج فارس
توی سریال جاودانه ” دایی جان ناپلئون” زنده یاد محمود لطفی نقش یک کاراکتری را بازی میکرد که شغلش قصابی بود و با داشتن قیافه ای زمخت و نکره از بس غیرت ناموس داشت کسی جرات نداشت حتی اسم خانمش را پیش او بزبان بیاورد. یکبار توی بگو مگو همسایه دیوار به دیوار آنها کلمه ”زن شیرعلی قصاب” به زبان آنها آمد، فورا شیرعلی قصاب در بالای پشت بام ظاهر شد و با ساطورش بسمت کسی که اسم زنش را بزبان آورده بود حمله ور شد
این ناموس پرستی شیرعلی قصاب در حالی بود که همه مردان کوچه و محله رابطه پنهانی با زن شیر علی قصاب داشتند و از بقال و نانوا گرفته تا کارمند وزارت خارجه همه دلی از عزا درآورده بودند.
حالا این واکنش غیرمعمول ما بر سر اسم خلیج فارس هم از همان نوع ناموس پرستی شیرعلی قصاب است. در حالی که به برکت حکومت آخوندها بر ایران، زنان و دختران ایرانی در کشورهای عربی تن فروشی میکنند، ما ساطور بدست دنبال کسی هستیم که نام خلیج فارس را خلیج عربی گفته است.
تا وقتی دشمن اصلی در خانه ماست، برای تمامیت ایران، برای هویت ایرانی ، برای آینده ایران نگرانم نه فقط اسم خلیج فارس.
زنده باد شیرعلی قصاب!
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
ناموس پرستی شیر علی قصاب در مورد خلیج فارس
توی سریال جاودانه ” دایی جان ناپلئون” زنده یاد محمود لطفی نقش یک کاراکتری را بازی میکرد که شغلش قصابی بود و با داشتن قیافه ای زمخت و نکره از بس غیرت ناموس داشت کسی جرات نداشت حتی اسم خانمش را پیش او بزبان بیاورد. یکبار توی بگو مگو همسایه دیوار به دیوار آنها کلمه ”زن شیرعلی قصاب” به زبان آنها آمد، فورا شیرعلی قصاب در بالای پشت بام ظاهر شد و با ساطورش بسمت کسی که اسم زنش را بزبان آورده بود حمله ور شد
این ناموس پرستی شیرعلی قصاب در حالی بود که همه مردان کوچه و محله رابطه پنهانی با زن شیر علی قصاب داشتند و از بقال و نانوا گرفته تا کارمند وزارت خارجه همه دلی از عزا درآورده بودند.
حالا این واکنش غیرمعمول ما بر سر اسم خلیج فارس هم از همان نوع ناموس پرستی شیرعلی قصاب است. در حالی که به برکت حکومت آخوندها بر ایران، زنان و دختران ایرانی در کشورهای عربی تن فروشی میکنند، ما ساطور بدست دنبال کسی هستیم که نام خلیج فارس را خلیج عربی گفته است.
تا وقتی دشمن اصلی در خانه ماست، برای تمامیت ایران، برای هویت ایرانی ، برای آینده ایران نگرانم نه فقط اسم خلیج فارس.
زنده باد شیرعلی قصاب!
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
فرهنگِ "سنجشگرایانه اندیشی"
اصولن ما مردمان احساسی هستیم، اما روش علمی روشی است که به ذهنیت و ذهنیگرایی کاری ندارد! در علم شما به عینیت کار دارید و به عینیگرایی. یعنی شما میخواهید بر اساس مدارک و شواهد تصمیمگیری کنید. بر این اساس نگاه شما به جهان عوض خواهد شد و هیچ چیزی را به راحتی نخواهید پذیرفت. یعنی هر اطلاعاتی و دادهای که به شما میرسد راستی آزماییش میکنید که عقلانی است یا نه.
فرهنگ سنجشگرایانهاندیشی در ایران نبوده، چون ما به وجود آورندهی علم مدرن نبودهایم و به تبع آن فرهنگ و سنت دانشگستری و ترویج علم را هم نداشتهایم. برای همین است که جامعه ما در اکثر رویدادهای تاریخ معاصرش تصمیماتش بر اساس مستندات و شواهد نبوده و بر اساس گفتهها و شنیدهها بوده است.
ما اگر میخواهیم به آینده خودمان و آیندهی جهان امیدوار باشیم باید در وحلهی اول در گسترش سنجشگرایانهاندیشی(تفکر نقادانه) بکوشیم و وحلهی دوم روشمندی علمی را در جامعه جا بیندازیم تا جامعهای داشته باشیم که تصمیماتش را بر اساس عینیتها و بر اساس شواهد و مدارک خواهد گرفت. این جامعه، جامعهی خوشبختتری به نسبت جهانی خواهد بود.
ما اگر بتوانیم چنین انقلابهای فکری در جامعه به وجود بیاوریم آنوقت یک انقلاب فرهنگی به معنای واقعی کردهایم و آن زمان است که میشود به آینده این فرهنگ و جامعه امیدوار بود، مثل کاری که اروپاییها در عصر روشنگری کردند، یعنی به طرز بیرحمانهای فرهنگ خودشان را مورد سنجش و نقد قرار دادند و از درون آن نوزایی فرهنگی و به وجود آوردند.
ما تا به طور جدی این کار را انجام ندهیم به باور من در بر همان پاشنهی قدیمی خواهد چرخید!
برگرفته از گفتگو با دکتر علی نیری
بانگِ خرَد و دانش
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
فرهنگِ "سنجشگرایانه اندیشی"
اصولن ما مردمان احساسی هستیم، اما روش علمی روشی است که به ذهنیت و ذهنیگرایی کاری ندارد! در علم شما به عینیت کار دارید و به عینیگرایی. یعنی شما میخواهید بر اساس مدارک و شواهد تصمیمگیری کنید. بر این اساس نگاه شما به جهان عوض خواهد شد و هیچ چیزی را به راحتی نخواهید پذیرفت. یعنی هر اطلاعاتی و دادهای که به شما میرسد راستی آزماییش میکنید که عقلانی است یا نه.
فرهنگ سنجشگرایانهاندیشی در ایران نبوده، چون ما به وجود آورندهی علم مدرن نبودهایم و به تبع آن فرهنگ و سنت دانشگستری و ترویج علم را هم نداشتهایم. برای همین است که جامعه ما در اکثر رویدادهای تاریخ معاصرش تصمیماتش بر اساس مستندات و شواهد نبوده و بر اساس گفتهها و شنیدهها بوده است.
ما اگر میخواهیم به آینده خودمان و آیندهی جهان امیدوار باشیم باید در وحلهی اول در گسترش سنجشگرایانهاندیشی(تفکر نقادانه) بکوشیم و وحلهی دوم روشمندی علمی را در جامعه جا بیندازیم تا جامعهای داشته باشیم که تصمیماتش را بر اساس عینیتها و بر اساس شواهد و مدارک خواهد گرفت. این جامعه، جامعهی خوشبختتری به نسبت جهانی خواهد بود.
ما اگر بتوانیم چنین انقلابهای فکری در جامعه به وجود بیاوریم آنوقت یک انقلاب فرهنگی به معنای واقعی کردهایم و آن زمان است که میشود به آینده این فرهنگ و جامعه امیدوار بود، مثل کاری که اروپاییها در عصر روشنگری کردند، یعنی به طرز بیرحمانهای فرهنگ خودشان را مورد سنجش و نقد قرار دادند و از درون آن نوزایی فرهنگی و به وجود آوردند.
ما تا به طور جدی این کار را انجام ندهیم به باور من در بر همان پاشنهی قدیمی خواهد چرخید!
برگرفته از گفتگو با دکتر علی نیری
بانگِ خرَد و دانش
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#تاریخ
▪️بیانیه ای که جهان را نجات داد !
(بیانیه راسل - اینشتین)
در فوریه ۱۹۵۵ و در اوج جنگ سرد و رقابت جنون آمیز تسلیحات هسته ای بین آمریکا و شوروی که همراه با تهدیدات شدید دو طرف بود و هر لحظه امکان اغاز جنگ هسته ای دو ابرقدرت وجود داشت که به نابودی کل و یا بخش عظیمی از تمدن ختم مبشد ، در آن روزها برتراند راسل متفکر بزرگ قرن بیستم نامه اى برای نابغه فیزیک آلبرت اینشتین نوشت و پیشنهاد داد برای جلوگیری از یک فاجعه جهانی باید دانشمندان و متفکران دست بکار شوند و به سیاستمداران و مردم بفهمانند که این جنگ نقطه پایان حیات بشر خواهد بود . اینشتین سریعا پاسخ نامه را داد و نوشت با کلمه کلمه سخنان شما موافقم ما باید مردم را بیدار کنیم.
_______
منفعت جویی دانشمندان و امضای اینشتین
راسل بیانیه را نوشت و آنرا برای دانشمندان بزرگ دوران فرستاد اما اکثر آنها بخاطر منافع و مسائل سیاسی آنرا امضا نکردند از جمله دانشمندان چین و شوروی ، کار به کندی پیش میرفت ناگهان اینیشتن به بیماری گرفتار شد و در بستر مرگ افتاد و دیگر آخرین روزهای حیات این نابغه فرا رسیده بود اما پیش از مرگ به راسل نامه نوشت و بیانیه را امضا کرد.
_______
انتشار بیانیه و بازتاب گسترده
برتراند راسل در نهایت بیانیه را با امضا ۱۱ دانشمند بزرگ قرن ۲۰ در ۹ ژوئیه ۱۹۵۵ در لندن منتشر کرد که بازتاب گسترده در میان مردم داشت و جنبشهای ضد بمب و جنبش انرژی هسته ای صلح امیز براه افتاد. سپس دانشمندان هم در سراسر دنیا و حتی ساخاروف در شوروی هم شروع به فعالیت کرد در ادامه ماکس برون از امضا کنندگان اولیه بیانیه راسل - اینشتین موفق شد بیانه ای را به امضای بیش از ۵۰ نفر از برندگان جایزه نوبل برساند و بدین ترتیب سیاستمداران و افکار عمومی جهان متوجه هشدار و خطر نابودی جهان شدند.
______
تاثیرات بیانیه
این بیانیه و دیگر تلاشها دست به دست هم دادند تا در نتیجه فشارها و خواست افکار عمومی آیزنهاور مجبور شود آزمایشات هسته ای آمریکا را به حالت تعلیق در آورد . خروشچف هم علاقه خود را به نگاه تازه بیانیه راسل - اینشتین مطرح کرد و گفت این ماجرای هسته ای نیاز به بازنگری اساسی و همه جانبه دارد . سالها بعد وزیر خارجه گورباچف عنوان کرد: بیانیه راسل - اینشتین افق تازه ای را برای سیاستمداران و مردم جهان گشود.
________
✏️ در ادامه از شما اعضای فرهیخته کانال مخفیگاه دعوت میشود بخشهایی از این بیانیه مهم و سرنوشت ساز را بخوانید:
آنچه در این بیانیه از سوى ما اعلام مى گردد، نظرات عضوى از یک ملت ، قاره ، یا دیـن و گروه خاص نیست . ما به نمایندگى از نوع بشر صحبت میکنیم . ما اعلام میکنیم ادامه حیات بشر بـروى این کـره خاکى با خطرى جدى مواجه شده است.
ما باید یاد بگیریم که به گونه اى دیگر بیندیشیم با و نگاه تازه اى به دنیاى اطرافمان بنگریم ما دیگر نباید به دنبال راه حلهاى نوین نظامى براى برترى بر گروه هاى دیگر باشیم دیگر زمان چنین افکار و راه حل هایی به پایان رسیده است و سوالى که اکنون باید از خود بپرسیم، این اسـت کـه: بایـد چـه کـار کنیم تا به این رقابت روزافزون تسلیحاتى پایان دهیم. رقابتى که به نـابودى تمـامى طـرف هـاى دعـوا منجر خواهد شد و براى همه فاجعه بار است. حال بر ماست که انتخاب کنیم به. راسـتى آیـا بایـد مـرگ را برگزینیم، تنها براى این که نمى توانیم از منازعاتمان چشم بپوشیم؟
ما بایستى، در جایگاه یک انسان به قضاوت برخیزیم: تنها انسانیت را در نظر داشته باشیم و باقى چیزها را فراموش کنیم ... اگر بتوانیم از عهده این کار برآییم آینده انسان بهشتی خواهد بود لبریز از شادی و دانش و آگاهی، ولی اگر موفق نشویم، یک نابودی عظیم و جهانی را پیش رو خواهیم داشت ...
✏️ سرانجام برتراند راسل پس از عمری تلاش سرنوشت برای اعتلای علم ، فرهنگ ، صلح و انسان دوستی در ۲ فوریه ۱۹۷۰ بر اثر آنفلوآنزا در ولز درگذشت. بنا به وصیتش جسد این متفکر بزرگ سوزانده شد و خاکسترش را روی کوههای ولز ریختند.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
#تاریخ
▪️بیانیه ای که جهان را نجات داد !
(بیانیه راسل - اینشتین)
در فوریه ۱۹۵۵ و در اوج جنگ سرد و رقابت جنون آمیز تسلیحات هسته ای بین آمریکا و شوروی که همراه با تهدیدات شدید دو طرف بود و هر لحظه امکان اغاز جنگ هسته ای دو ابرقدرت وجود داشت که به نابودی کل و یا بخش عظیمی از تمدن ختم مبشد ، در آن روزها برتراند راسل متفکر بزرگ قرن بیستم نامه اى برای نابغه فیزیک آلبرت اینشتین نوشت و پیشنهاد داد برای جلوگیری از یک فاجعه جهانی باید دانشمندان و متفکران دست بکار شوند و به سیاستمداران و مردم بفهمانند که این جنگ نقطه پایان حیات بشر خواهد بود . اینشتین سریعا پاسخ نامه را داد و نوشت با کلمه کلمه سخنان شما موافقم ما باید مردم را بیدار کنیم.
_______
منفعت جویی دانشمندان و امضای اینشتین
راسل بیانیه را نوشت و آنرا برای دانشمندان بزرگ دوران فرستاد اما اکثر آنها بخاطر منافع و مسائل سیاسی آنرا امضا نکردند از جمله دانشمندان چین و شوروی ، کار به کندی پیش میرفت ناگهان اینیشتن به بیماری گرفتار شد و در بستر مرگ افتاد و دیگر آخرین روزهای حیات این نابغه فرا رسیده بود اما پیش از مرگ به راسل نامه نوشت و بیانیه را امضا کرد.
_______
انتشار بیانیه و بازتاب گسترده
برتراند راسل در نهایت بیانیه را با امضا ۱۱ دانشمند بزرگ قرن ۲۰ در ۹ ژوئیه ۱۹۵۵ در لندن منتشر کرد که بازتاب گسترده در میان مردم داشت و جنبشهای ضد بمب و جنبش انرژی هسته ای صلح امیز براه افتاد. سپس دانشمندان هم در سراسر دنیا و حتی ساخاروف در شوروی هم شروع به فعالیت کرد در ادامه ماکس برون از امضا کنندگان اولیه بیانیه راسل - اینشتین موفق شد بیانه ای را به امضای بیش از ۵۰ نفر از برندگان جایزه نوبل برساند و بدین ترتیب سیاستمداران و افکار عمومی جهان متوجه هشدار و خطر نابودی جهان شدند.
______
تاثیرات بیانیه
این بیانیه و دیگر تلاشها دست به دست هم دادند تا در نتیجه فشارها و خواست افکار عمومی آیزنهاور مجبور شود آزمایشات هسته ای آمریکا را به حالت تعلیق در آورد . خروشچف هم علاقه خود را به نگاه تازه بیانیه راسل - اینشتین مطرح کرد و گفت این ماجرای هسته ای نیاز به بازنگری اساسی و همه جانبه دارد . سالها بعد وزیر خارجه گورباچف عنوان کرد: بیانیه راسل - اینشتین افق تازه ای را برای سیاستمداران و مردم جهان گشود.
________
✏️ در ادامه از شما اعضای فرهیخته کانال مخفیگاه دعوت میشود بخشهایی از این بیانیه مهم و سرنوشت ساز را بخوانید:
آنچه در این بیانیه از سوى ما اعلام مى گردد، نظرات عضوى از یک ملت ، قاره ، یا دیـن و گروه خاص نیست . ما به نمایندگى از نوع بشر صحبت میکنیم . ما اعلام میکنیم ادامه حیات بشر بـروى این کـره خاکى با خطرى جدى مواجه شده است.
ما باید یاد بگیریم که به گونه اى دیگر بیندیشیم با و نگاه تازه اى به دنیاى اطرافمان بنگریم ما دیگر نباید به دنبال راه حلهاى نوین نظامى براى برترى بر گروه هاى دیگر باشیم دیگر زمان چنین افکار و راه حل هایی به پایان رسیده است و سوالى که اکنون باید از خود بپرسیم، این اسـت کـه: بایـد چـه کـار کنیم تا به این رقابت روزافزون تسلیحاتى پایان دهیم. رقابتى که به نـابودى تمـامى طـرف هـاى دعـوا منجر خواهد شد و براى همه فاجعه بار است. حال بر ماست که انتخاب کنیم به. راسـتى آیـا بایـد مـرگ را برگزینیم، تنها براى این که نمى توانیم از منازعاتمان چشم بپوشیم؟
ما بایستى، در جایگاه یک انسان به قضاوت برخیزیم: تنها انسانیت را در نظر داشته باشیم و باقى چیزها را فراموش کنیم ... اگر بتوانیم از عهده این کار برآییم آینده انسان بهشتی خواهد بود لبریز از شادی و دانش و آگاهی، ولی اگر موفق نشویم، یک نابودی عظیم و جهانی را پیش رو خواهیم داشت ...
✏️ سرانجام برتراند راسل پس از عمری تلاش سرنوشت برای اعتلای علم ، فرهنگ ، صلح و انسان دوستی در ۲ فوریه ۱۹۷۰ بر اثر آنفلوآنزا در ولز درگذشت. بنا به وصیتش جسد این متفکر بزرگ سوزانده شد و خاکسترش را روی کوههای ولز ریختند.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
✔️سیاست گذاری در ایران با منطق «تِنِسی تاکسیدو و چاملی»
محمد فاضلی در یادداشتی نوشت:
▪️کارتون «تنسی تاکسیدو و چاملی» خاطرهای برای کودکان دهه شصت است. تنسی (پنگوئن) و چاملی (گراز دریایی) در باغ وحش زندگی کسالتباری دارند و تلاش میکنند کارهایی انجام دهند که برایشان مفرح یا حلّال مشکلات باشد. این دو هر بار ایدهای به ذهنشان میرسد و برای عملی کردن آن از باغ وحش میگریزند و پیش پروفسوری میروند به نام «آقای ووپی». ووپی پروفسوری است که همه چیز میداند، کمدی دارد که انواع وسایل علمی در آن است و تخته سیاه سه بعدی را از میان کمدش بیرون میکشد و شروع میکند درباره ایده «تنسی تاکسیدو و چاملی» توضیح میدهد.
▪️آقای ووپی روی تخته سیاهش شیوه ساخت دستگاهها، پرواز، یا هر کار پیچیده دیگری را توضیح میدهد. تنسی و چاملی به محض آنکه ایده اولیه را میبینند فکر میکنند راهحل را یافتهاند و جمله «تنسی تاکسیدو هرگز شکست نمیخورد» را به زبان آورده و دست به کار اجرای ایده میشوند. بیچاره آقای ووپی هرگز فرصت پیدا نمیکند توضیح دهد داستان به همان سادگی نیست که شما روی تخته سیاه سهبعدی میبینید؛ اما تنسی و چاملی رفتهاند تا عمل کنند. تنسی و چاملی هر بار شکست میخورند و دست از پا درازتر بازمیگردند.
▪️نمیدانم تولیدکننده این مجموعه انیمیشن با چه هدفی آنرا عرضه کرده بود (سالهای 1963 تا 1966)؛ اما منطق «تنسی تاکسیدو و چاملی» به سیاستگذاری و اجرا در سرزمین ما بسیار شباهت دارد. ایران ما شاهد و قربانی انبوه ایدههایی است که در ابتدا بسیار زیبا، عملی و زودبازده به نظر رسیدهاند؛ یک آقای ووپی پیدا شده که آنرا روی تخته سیاه ترسیم کند؛ جمعی بگویند «اوه! یافتیم» و دست بهکار شوند. دست بهکار شدهاند و در میانه راه، آنچه خلق شده کمتر به هدف مد نظر سیاستگذار و ایدهپرداز شباهت داشته است.
▪️بگذارید شماری سر از این ایدهها را مرور کنیم: تولید انبوه مسکن که ایدهای عدالتطلبانه آغاز شد و از مسکن مهر درآورد؛ مقاله نوشتن در مجلات نمایهشده آیاسآی که برای تشویق بخش پژوهشی در دانشگاهها آغاز شد و به فروش مقاله و پایاننامه رسید؛ ساخت سازهها و تأمین آب برای توسعه کشاورزی که نهایتاً به ناپایداری محیطزیستی، خشکی تالابها و شکست بازار محصولات کشاورزی رسیده است؛ ایجاد بانکهای خصوصی که به عنوان بخشی از میدان دادن به بخش خصوصی آغاز شد و از یک بحران بانکی تمامعیار سر درآورد؛ خصوصیسازی که از ایدهای برای کاهش سهم دولت در اقتصاد آغاز شد و به شکلگیری انحصارهای شبهدولتی انجامید؛ توسعه مناطق آزاد اقتصادی که با الگوبرداری از مناطق آزاد اقتصادی در کشورهایی نظیر چین آغاز شد تا شتابدهنده صادرات باشد و به دروازه واردات بدل شد؛ و هدفمندی یارانهها که برای ارتقای بهرهوری انرژی، افزایش عدالت اجتماعی و اهدافی دیگر طرح شد و نهایتاً به بحران مالی برای دولت، رکود و ناکارآمدی فزاینده انجامید.
▪️منطق تنسی تاکسیدو و چاملی در سیاستگذاری و اجرا، ویژگی سیاستگذاران و مجریانی است که: میخواهند کاری بکنند، زیاد وقت ندارند، زیاد حرف میزنند، کم میخوانند و از جیب خودشان هم خرج نمیکنند؛ پول مردم است. اینها استاد ساده دیدن امور پیچیدهاند. فرق میلیون مترمکعب و میلیارد مترمکعب، میلیون دلار و میلیارد دلار، هزار و ده هزار و صدهزار برایشان زیاد معلوم نیست؛ برایشان هر چه بزرگتر بهتر؛ رکوردش ماندنیتر؛ چیزی که رکورد بشکند حتماً خوب هم هست.
▪️سیاستگذار در سبک «تنسی تاکسیدو و چاملی» بیحوصله است، وقت و حال ندارد بپرسد «چقدر، برای چه کاری، توسط چه کسی، با چه تضمینی، دارای چه اثری، در چه بازه زمانی، بر اساس چه الگویی، به اعتبار کدام آزمون، مقایسهشده با کدام کشور، تأییدشده توسط کدام مطالعه، پشتیبانیشده با کدام سند سیاستی، اجرای آزمایشی در کدام مقیاس، تأمینکننده کدام منافع، و ...؟»
▪️اینجا به تدریج به سرزمین ایدهها، سیاستها، برنامهها و اقدامات نیمهکاره یا نافرجامی بدل میشود که هر کدام منابع بسیاری بلعیدهاند و دست آخر «تنسی تاکسیدوها و چاملیها» بازگشتهاند از آقای ووپی بپرسند چرا آنچه فکر میکردیم نشد؟ گرانبارتر آنکه شماری پیدا میشوند که خود را آقای ووپی جا میزنند، تخته سیاه سهبعدیشان (لپتاپ یا تبلت) را همواره با خود همراه دارند، ایدههای بزرگ طرح میکنند، حرفهای گنده میزنند و تنسی تاکسیدوها را راهی میدان میکنند. برخی نیز دورهای تقسیم کار میکنند: هر کدام به نوبت آقای ووپی میشوند و بقیه تنسی و چاملی؛ و همینطور الی آخر. این سیاستگذاری «تنسی تاکسیدو»یی محصول ساختار نهادی بیماری است که در آن شفافیت و پاسخگویی، متاع ارزشمندی نیست.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
✔️سیاست گذاری در ایران با منطق «تِنِسی تاکسیدو و چاملی»
محمد فاضلی در یادداشتی نوشت:
▪️کارتون «تنسی تاکسیدو و چاملی» خاطرهای برای کودکان دهه شصت است. تنسی (پنگوئن) و چاملی (گراز دریایی) در باغ وحش زندگی کسالتباری دارند و تلاش میکنند کارهایی انجام دهند که برایشان مفرح یا حلّال مشکلات باشد. این دو هر بار ایدهای به ذهنشان میرسد و برای عملی کردن آن از باغ وحش میگریزند و پیش پروفسوری میروند به نام «آقای ووپی». ووپی پروفسوری است که همه چیز میداند، کمدی دارد که انواع وسایل علمی در آن است و تخته سیاه سه بعدی را از میان کمدش بیرون میکشد و شروع میکند درباره ایده «تنسی تاکسیدو و چاملی» توضیح میدهد.
▪️آقای ووپی روی تخته سیاهش شیوه ساخت دستگاهها، پرواز، یا هر کار پیچیده دیگری را توضیح میدهد. تنسی و چاملی به محض آنکه ایده اولیه را میبینند فکر میکنند راهحل را یافتهاند و جمله «تنسی تاکسیدو هرگز شکست نمیخورد» را به زبان آورده و دست به کار اجرای ایده میشوند. بیچاره آقای ووپی هرگز فرصت پیدا نمیکند توضیح دهد داستان به همان سادگی نیست که شما روی تخته سیاه سهبعدی میبینید؛ اما تنسی و چاملی رفتهاند تا عمل کنند. تنسی و چاملی هر بار شکست میخورند و دست از پا درازتر بازمیگردند.
▪️نمیدانم تولیدکننده این مجموعه انیمیشن با چه هدفی آنرا عرضه کرده بود (سالهای 1963 تا 1966)؛ اما منطق «تنسی تاکسیدو و چاملی» به سیاستگذاری و اجرا در سرزمین ما بسیار شباهت دارد. ایران ما شاهد و قربانی انبوه ایدههایی است که در ابتدا بسیار زیبا، عملی و زودبازده به نظر رسیدهاند؛ یک آقای ووپی پیدا شده که آنرا روی تخته سیاه ترسیم کند؛ جمعی بگویند «اوه! یافتیم» و دست بهکار شوند. دست بهکار شدهاند و در میانه راه، آنچه خلق شده کمتر به هدف مد نظر سیاستگذار و ایدهپرداز شباهت داشته است.
▪️بگذارید شماری سر از این ایدهها را مرور کنیم: تولید انبوه مسکن که ایدهای عدالتطلبانه آغاز شد و از مسکن مهر درآورد؛ مقاله نوشتن در مجلات نمایهشده آیاسآی که برای تشویق بخش پژوهشی در دانشگاهها آغاز شد و به فروش مقاله و پایاننامه رسید؛ ساخت سازهها و تأمین آب برای توسعه کشاورزی که نهایتاً به ناپایداری محیطزیستی، خشکی تالابها و شکست بازار محصولات کشاورزی رسیده است؛ ایجاد بانکهای خصوصی که به عنوان بخشی از میدان دادن به بخش خصوصی آغاز شد و از یک بحران بانکی تمامعیار سر درآورد؛ خصوصیسازی که از ایدهای برای کاهش سهم دولت در اقتصاد آغاز شد و به شکلگیری انحصارهای شبهدولتی انجامید؛ توسعه مناطق آزاد اقتصادی که با الگوبرداری از مناطق آزاد اقتصادی در کشورهایی نظیر چین آغاز شد تا شتابدهنده صادرات باشد و به دروازه واردات بدل شد؛ و هدفمندی یارانهها که برای ارتقای بهرهوری انرژی، افزایش عدالت اجتماعی و اهدافی دیگر طرح شد و نهایتاً به بحران مالی برای دولت، رکود و ناکارآمدی فزاینده انجامید.
▪️منطق تنسی تاکسیدو و چاملی در سیاستگذاری و اجرا، ویژگی سیاستگذاران و مجریانی است که: میخواهند کاری بکنند، زیاد وقت ندارند، زیاد حرف میزنند، کم میخوانند و از جیب خودشان هم خرج نمیکنند؛ پول مردم است. اینها استاد ساده دیدن امور پیچیدهاند. فرق میلیون مترمکعب و میلیارد مترمکعب، میلیون دلار و میلیارد دلار، هزار و ده هزار و صدهزار برایشان زیاد معلوم نیست؛ برایشان هر چه بزرگتر بهتر؛ رکوردش ماندنیتر؛ چیزی که رکورد بشکند حتماً خوب هم هست.
▪️سیاستگذار در سبک «تنسی تاکسیدو و چاملی» بیحوصله است، وقت و حال ندارد بپرسد «چقدر، برای چه کاری، توسط چه کسی، با چه تضمینی، دارای چه اثری، در چه بازه زمانی، بر اساس چه الگویی، به اعتبار کدام آزمون، مقایسهشده با کدام کشور، تأییدشده توسط کدام مطالعه، پشتیبانیشده با کدام سند سیاستی، اجرای آزمایشی در کدام مقیاس، تأمینکننده کدام منافع، و ...؟»
▪️اینجا به تدریج به سرزمین ایدهها، سیاستها، برنامهها و اقدامات نیمهکاره یا نافرجامی بدل میشود که هر کدام منابع بسیاری بلعیدهاند و دست آخر «تنسی تاکسیدوها و چاملیها» بازگشتهاند از آقای ووپی بپرسند چرا آنچه فکر میکردیم نشد؟ گرانبارتر آنکه شماری پیدا میشوند که خود را آقای ووپی جا میزنند، تخته سیاه سهبعدیشان (لپتاپ یا تبلت) را همواره با خود همراه دارند، ایدههای بزرگ طرح میکنند، حرفهای گنده میزنند و تنسی تاکسیدوها را راهی میدان میکنند. برخی نیز دورهای تقسیم کار میکنند: هر کدام به نوبت آقای ووپی میشوند و بقیه تنسی و چاملی؛ و همینطور الی آخر. این سیاستگذاری «تنسی تاکسیدو»یی محصول ساختار نهادی بیماری است که در آن شفافیت و پاسخگویی، متاع ارزشمندی نیست.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
وقتی عقلانیت مدرن به همه مسائل نمیتواند جواب دهد چه ضرورتی دارد آن را به زور به مردم تحمیل کنیم،چنانکه روشنفکری مدرن، به ویژه در برخی کشورها کرده است. مردم باید این حق و آزادی را داشته باشند که با عقاید خودشان زندگی کنند.
من روشنفکر حق ندارم نظامی برای سرکوبی افکار مردم بسازم و با چماق به مغز مردم بزنم تا مثل من فکر کنند.
این همان تجربه ای است که در شوروی اتفاق افتاد، یعنی یک ایدئولوژی رسمی مبتنی بر نفی دیانت، و هرگونه متافیزیک با تکیه بر مبانی فلسفی سست، به ضرب چماق و ایجاد ترس میخواست مردم را به زعم خودش از خرافات نجات بدهد
میراث مدرنیته. داریوش آشوری
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
وقتی عقلانیت مدرن به همه مسائل نمیتواند جواب دهد چه ضرورتی دارد آن را به زور به مردم تحمیل کنیم،چنانکه روشنفکری مدرن، به ویژه در برخی کشورها کرده است. مردم باید این حق و آزادی را داشته باشند که با عقاید خودشان زندگی کنند.
من روشنفکر حق ندارم نظامی برای سرکوبی افکار مردم بسازم و با چماق به مغز مردم بزنم تا مثل من فکر کنند.
این همان تجربه ای است که در شوروی اتفاق افتاد، یعنی یک ایدئولوژی رسمی مبتنی بر نفی دیانت، و هرگونه متافیزیک با تکیه بر مبانی فلسفی سست، به ضرب چماق و ایجاد ترس میخواست مردم را به زعم خودش از خرافات نجات بدهد
میراث مدرنیته. داریوش آشوری
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
✅تفاوتِ #باور_داشتن و #دانستن از دیدگاهِ #لودویگ_ویتگنشتاین
کسی که میگوید "میدانم"، میشود از او پرسید که از کجا میداند؟ و او میبایست این دانستن را اثبات کند(با دلیل و برهان)؛ اما وقتی کسی میگوید باور دارم، نمیتوان از او پرسید چرا باور دارد؟
دانستن و باورداشتن، دو حالت متفاوت ذهنی نیستند بلکه حاکی از یک حالت واحدند؛ اما تفاوتی که وجود دارد به این خاطر است که شرایط دیگری، خارج از حالات ذهنی، در دانستن وجود دارد.
ما هرقدر هم نسبت به چیزی یقین داشته باشیم، نمیتوانیم بگوییم آنرا میدانیم، چونکه برای ادعای دانستن، باید چیزی به آن اضافه کنیم که صدق آنرا تضمین کند و آن چیز #دلیل است.
باور دارم، امری شخصی است.
اما میدانم، چیزیست غیرشخصی.
وقتی میگوییم "میدانم" که آمادۀ آوردنِ دلایل قاطع باشیم؛ "میدانم" به امکانی برای مبرهن ساختن صدق وابسته است.
اما اگر آنچه او بدان "باور" دارد، از نوعی باشد که دلایلی که میتواند عرضه کند، قطعیتر از مدعای او نباشد، نمیتواند بگوید که آنچه را باور دارد، میداند...
پس باور و یقین، چیزی ذهنی و شخصیست؛ بنابراین اگر کسی به چیزی باور دارد، نمیتوان گفت که او آن باور را میداند! زیرا اگر میدانست، پس میبایست بتواند برای آن مدعا، دلیل و برهان بیاورد؛
پس شخص باورمند، به چیزی باور دارد که هرگز آنرا نمیداند، زیرا لازمۀ دانستن، دلایل قاطعانه آوردن است..
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
✅تفاوتِ #باور_داشتن و #دانستن از دیدگاهِ #لودویگ_ویتگنشتاین
کسی که میگوید "میدانم"، میشود از او پرسید که از کجا میداند؟ و او میبایست این دانستن را اثبات کند(با دلیل و برهان)؛ اما وقتی کسی میگوید باور دارم، نمیتوان از او پرسید چرا باور دارد؟
دانستن و باورداشتن، دو حالت متفاوت ذهنی نیستند بلکه حاکی از یک حالت واحدند؛ اما تفاوتی که وجود دارد به این خاطر است که شرایط دیگری، خارج از حالات ذهنی، در دانستن وجود دارد.
ما هرقدر هم نسبت به چیزی یقین داشته باشیم، نمیتوانیم بگوییم آنرا میدانیم، چونکه برای ادعای دانستن، باید چیزی به آن اضافه کنیم که صدق آنرا تضمین کند و آن چیز #دلیل است.
باور دارم، امری شخصی است.
اما میدانم، چیزیست غیرشخصی.
وقتی میگوییم "میدانم" که آمادۀ آوردنِ دلایل قاطع باشیم؛ "میدانم" به امکانی برای مبرهن ساختن صدق وابسته است.
اما اگر آنچه او بدان "باور" دارد، از نوعی باشد که دلایلی که میتواند عرضه کند، قطعیتر از مدعای او نباشد، نمیتواند بگوید که آنچه را باور دارد، میداند...
پس باور و یقین، چیزی ذهنی و شخصیست؛ بنابراین اگر کسی به چیزی باور دارد، نمیتوان گفت که او آن باور را میداند! زیرا اگر میدانست، پس میبایست بتواند برای آن مدعا، دلیل و برهان بیاورد؛
پس شخص باورمند، به چیزی باور دارد که هرگز آنرا نمیداند، زیرا لازمۀ دانستن، دلایل قاطعانه آوردن است..
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
A stupid man's report of what a clever man says can never be accurate, because he unconsciously translates what he hears into something he can understand.
نقل احمق از قولِ باهوش هرگز دقیق نیست؛ چون آن احمق بهطور ناخودآگاه آنچه را که میشنود بهگونهای که برایش قابل فهم باشد ترجمه میکند.
#برتراند_راسل
پ.ن:
نقل قول بالا برمیگردد به نظر #راسل —که در کتاب مشهورش #تاریخ_فلسفه_ی_غرب مطرح شده است— درباب خاطرات #گزنفون از #سقراط . راسل به اقتفای جان برنت معتقد است که: «اگر سقراط چنان بود که گزنفون میگوید هرگز محکوم به مرگ نمیشد.»[جان برنت-از تالس تا افلاطون]
در همین راستا است که راسل میگوید: ترجیح میدهم بهوسیلهی سختترین دشمنانم از میان فلاسفه معرفی شوم تا اینکه دوستی بی اطلاع از فلسفه.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
A stupid man's report of what a clever man says can never be accurate, because he unconsciously translates what he hears into something he can understand.
نقل احمق از قولِ باهوش هرگز دقیق نیست؛ چون آن احمق بهطور ناخودآگاه آنچه را که میشنود بهگونهای که برایش قابل فهم باشد ترجمه میکند.
#برتراند_راسل
پ.ن:
نقل قول بالا برمیگردد به نظر #راسل —که در کتاب مشهورش #تاریخ_فلسفه_ی_غرب مطرح شده است— درباب خاطرات #گزنفون از #سقراط . راسل به اقتفای جان برنت معتقد است که: «اگر سقراط چنان بود که گزنفون میگوید هرگز محکوم به مرگ نمیشد.»[جان برنت-از تالس تا افلاطون]
در همین راستا است که راسل میگوید: ترجیح میدهم بهوسیلهی سختترین دشمنانم از میان فلاسفه معرفی شوم تا اینکه دوستی بی اطلاع از فلسفه.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
.
Philosophy is to be studied, not for the sake of any definite answers to its questions since no definite answers can, as a rule, be known to be true, but rather for the sake of the questions themselves; because these questions enlarge our conception of what is possible, enrich our intellectual imagination and diminish the dogmatic assurance which closes the mind against speculation; but above all because, through the greatness of the universe which philosophy contemplates, the mind also is rendered great.
Bertrand Russell | The Problems of Philosophy | 1912
#فلسفه را نباید بهمنظور بهدست آوردن پاسخهایی صریح و قطعی به پرسشهایی که مطرح میسازد مطالعه کرد، زیرا صحت و سقم این پاسخها را نمیتوان بهطور قطعی معلوم کرد، بلکه باید آنرا برای آگاهی از خودِ مسائل بررسی نمود زیرا این پرسشها و مشکلات دایرهی مفاهیم ما را دربارهی امور ممکنه وسیعتر میکند و تخیل عقلانی ما را میپروراند و از یقین و اطمینانی جزمی که دریچهی ذهن را بهروی تفکرات نقدی و نظری میبندد جلوگیری میکند و از همه بالاتر به واسطهی تأمل در عظمت عالم ذهن را نیز وسعت و عظمت میبخشد.
#برتراند_راسل
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
.
Philosophy is to be studied, not for the sake of any definite answers to its questions since no definite answers can, as a rule, be known to be true, but rather for the sake of the questions themselves; because these questions enlarge our conception of what is possible, enrich our intellectual imagination and diminish the dogmatic assurance which closes the mind against speculation; but above all because, through the greatness of the universe which philosophy contemplates, the mind also is rendered great.
Bertrand Russell | The Problems of Philosophy | 1912
#فلسفه را نباید بهمنظور بهدست آوردن پاسخهایی صریح و قطعی به پرسشهایی که مطرح میسازد مطالعه کرد، زیرا صحت و سقم این پاسخها را نمیتوان بهطور قطعی معلوم کرد، بلکه باید آنرا برای آگاهی از خودِ مسائل بررسی نمود زیرا این پرسشها و مشکلات دایرهی مفاهیم ما را دربارهی امور ممکنه وسیعتر میکند و تخیل عقلانی ما را میپروراند و از یقین و اطمینانی جزمی که دریچهی ذهن را بهروی تفکرات نقدی و نظری میبندد جلوگیری میکند و از همه بالاتر به واسطهی تأمل در عظمت عالم ذهن را نیز وسعت و عظمت میبخشد.
#برتراند_راسل
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دلم می خواهد به همه ى عقاید
احترام بگذارم،
ولی احترام به بعضی از آن ها
توهین به شعور خودم
محسوب می شود !
پس در بهترین حالت،
تحملشان می کنم و هیچ نمی گویم !
#آنتونی_هاپکینز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
دلم می خواهد به همه ى عقاید
احترام بگذارم،
ولی احترام به بعضی از آن ها
توهین به شعور خودم
محسوب می شود !
پس در بهترین حالت،
تحملشان می کنم و هیچ نمی گویم !
#آنتونی_هاپکینز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
مردم ترجيح مى دهند
دروغـى را بپـذيرند كه
«باورهاى» «قبلى»
آن ها را تأييد كند، تا
«حـقيقتى»كه امنيت
ذهنى را از آنها بگيرد !
#استيون_هاوكينگ
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
مردم ترجيح مى دهند
دروغـى را بپـذيرند كه
«باورهاى» «قبلى»
آن ها را تأييد كند، تا
«حـقيقتى»كه امنيت
ذهنى را از آنها بگيرد !
#استيون_هاوكينگ
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith