پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
زنده یادنجمه زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


امروز سالروز پر کشیدن نجمه زارع پدیده ی جوانمرگ غزلسرایی معاصر است

نجمه زارع متولد ۱۳۶۱ در کازرون، مهندس عمران از همدان در عمر کوتاه ادبی خود بیش از ۲۰ جایزه ی ملی کسب کرد. او که از بهترین نمونه های غزلسرایی معاصر بود در سن ۲۳ سالگی بر اثر تزریق داروی بیهوشی اشتباه به کما رفت و درگذشت. اشعار زارع به شورانگیزی بسیار با حفظ اخلاق معروفند.


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith



.
فردا اول خلقت است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محسن رنانی / ۳۱ شهریور ۱۳۹۶

فردا اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» برده‌ام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز می شود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دین یک ملت، دموکراسی یک ملت، آزادی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز می شود. همان‌گونه که در طبیعتِ زمین، همه چیز از مهر آسمان شروع می شود و بدون خورشید، طبیعت زمین عقیم خواهد ماند، در جامعه انسانی نیز همه چیز از مهر شروع می‌شود. ماه مهر آغاز کشت‌وکار در مزرعه‌ی وجود کودکانی است که اگر در دلشان مهر بکاریم، سرنوشت‌مان مهر‌آگین خواهد شد.

فردا رئیس جمهور به مدرسه می رود و زنگ اول مهر را می زند. اما نه رئیس جهور می‌داند و نه دیگر یارانش، و نه دیگرانی که خود را متولیان این دیار می‌دانند که مدرسه ها مان زنگ زده است، که کتابهامان زنگ زده است، که معلمانمان زنگ زده‌اند، که مغزهامان زنگ زده است، و این روزها از دلهای ما نیز بوی زنگ زدگی می آید. چه حکایتی است! رئیس جمهوری که بیشتر اعضای هیات دولتش زنگ زده اند،‌ باید زنگ اول مهر را بزند. ما نسل آدم‌های زنگ زده‌ای هستیم که می‌خواهیم کودکانی که جنسشان از طلاست را صیغل دهیم و پرداخت کنیم.

از فردا ۱۳ میلیون زندانی را صبح به صبح راهی زندان‌های زنگ زده می‌کنیم و به دست زندان‌بانهای زنگ زده می‌سپاریم. فقط اقتصاد ما نیست که درمانده‌ی سیاستمداران زنگ زده شده است، کودکان ما نیز زندانی زنگ زدگی‌های ما شد‌ه‌اند. نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهره‌هایش را روغن می‌زنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد. آن هم در عصری که نظام‌های آموزشی ارگانیک به پایان خود می رسند و عصر نظام‌های آموزشی کاتالیک فرا رسیده است.

وقتی برای وزیرپیشین آموزش و پرورش توضیح دادم که چرا می‌گویم عقب ماندگی ما ریشه در نظام آموزشی ما دارد و برایش گفتم که چگونه بذر توسعه در مدرسه کاشته می شود و اکنون با این شیوه‌های آموزشی، اگر بذری هم در درون کودکان باشد می خشکانیم. گفت این ها حرفهای مهمی است که باید همه وزرا بشنوند. اما بیچاره هرچه تلاش کرد نشد که این بحث را به هیات دولت ببرد. و بعدها پیام داد که الان دغدغه دولت، آموزش نیست. راست هم می گفت دولت الان باید نیمی از انرژی خود را صرف تامین حقوق آخر ماه کارمندان و بازنشستگان و پرداخت یارانه‌ها کند و بقیه انرژی اش را هم صرف مراقبت از لنگ پاهایی بکند که برایش می بندند، پس دیگر نوبت به نگرانی نسبت به آموزش و پرورش نمی‌رسد.

آی معلم‌های عزیز، ما می دانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید مبادا آنان زنگ بزنند. باور کنید مشق شب شیوه ای زنگ زده است، باور کنید املا مغز کودکان ما را زنگ زده می‌کند، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمی زند بلکه متلاشی می کند، باور کنید رقابت هایی که بر سر نمره ایجاد می کنید از ترکش‌های جنگی مخرب تر است. لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگی‌مان بیشتر شد، ضایعات نان‌مان بیشتر شد، آلودگی‌ هوای‌‌مان بیشتر شد، شکاف طبقاتی مان بیشتر شد، پرونده‌های دادگستری‌مان بیشتر شد، تعداد زندانیان‌مان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد. پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدم‌های توانمند هستیم.

پس لطفا به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفت‌وگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید........

...... ادامه نوشته را در لینک‌های در زیر بخوانید:

اگر با تلفن همراه می‌خوانید بر روی مستطیل INSTANT VIEW که در پایین نوشته آمده است کلیک کنید.
http://goo.gl/XuK4nU

و اگر با کامپیوتر می خوانید بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://renani.net/texts/notes/657-1396-07
.

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


(((((((((((((((( تونل زمان ))))))))))))))))



📜اول مهر زادروز

x محمدرضا شجریان x


🖊محمدرضا شجریان
( زاده ۱ مهر ۱۳۱۹ مشهد ) موسیقیدان، آهنگساز، خواننده و خوشنویس

🖊وی از برجسته‌ترین هنرمندان موسیقی سنتی ایرانی است که آلبوم‌های بسیاری را در این زمینه منتشر کرده است.
او را با ویژگی نوع صدا و سبک مخصوص به خود و اجرای تصنیف‌های ملی میهنی می‌شناسند.

🖊سایت انجمن آسیا وی را پرآوازه‌ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی، روزنامهٔ ونکوور سان او را یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی جهان و همچنین رادیوی عمومی ملی (NPR) در سال ۲۰۱۰ وی را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کرده‌است.

🖊محمدرضا شجریان، رئیس کنونی شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیان‌گذار گروه شهناز و ابداع کننده چندین ساز موسیقی است.

🖊همچنین از فرزندان محمدرضا شجریان، همایون و مژگان در زمینهٔ موسیقی فعالیت دارند. شجریان در قرائت قرآن نیز فعالیت داشته و دعای ربنا معروف‌ترین تلاوت‌های قرآنیِ اوست.

🖊خوانندگان سرشناسی چون ایرج بسطامی، شهرام ناظری، حسام‌الدین سراج، حمیدرضا نوربخش و پسرش همایون از شاگردان شجریان هستند.

🖊محمدرضا شجریان در پیام ویدیویی برای تبریک نوروز ۱۳۹۵ با چهره‌ای متفاوت و موهای بسیار کوتاه حاضر شد.

🖊برخی سایت‌ها از ابتلای او به سرطان کلیه خبر دادند.
او در این پیام ویدیویی می گوید خود من هم با یک میهمان ۱۵ ساله‌ای سال‌هاست که آشنا هستم و دوست شدیم با همدیگر و الآن هم من به خاطر همان اینجا ایستاده‌ام و طبق دستور ایشان موهای سرم را هم کوتاه کردم و بچهٔ حرف‌گوش‌کنی شدم و چند وقت دیگر هم در این‌جا هستم، چون آرامش خوبی دارم و خیلی راحتم این‌جا، برای این‌که با این میهمان بتوانیم به تفاهم برسیم ان‌شاءالله. به تفاهم که رسیدیم، راه می‌افتم می‌آیم به سراغ شما هم‌میهنان عزیزم و کارهای هنری‌ام را دنبال خواهم کرد.

🖊چندی پیش در تابستان ۱۳۹۶ روابط عمومی محمدرضا شجریان نیز در گفتگویی اعلام کرد؛ حال استاد آواز ایران خوب است و تنها صفحات اینستاگرامی همایون شجریان و محمدرضا شجریان آخرین اخبار و دقیق‌ترین مرتبط با محمدرضا شجریان را اطلاع‌رسانی خواهند کرد.


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

‎کوهستان با رودخانه می آمیزد
‎و رودخانه ها با اقیانوس
‎بادهای آسمانی تا همیشه با شوری شیرین آمیخته اند
‎هیچ چیز در جهان تنها نیست
‎همه چیز با قانونی طبيعي در نفسي واحد آمیخته است.

‎من و تو چرا چنین نباشیم؟

‎ببین که کوهستان آسمان را می بوسد
‎و موج ها همدیگر را در آغوش می کشند
‎خواهران شکوفه آمرزیده نخواهند شد اگر برادران شان را خار بشمارند.
‎ نور آفتاب زمین را در آغوش می فشارد
‎و ماهتاب بر دریا بوسه می زند.

‎اما این همه شیرینی چه ارزشی دارد
‎اگر تو مرا نبوسی؟


‎پرسي بيش شلي(1792/1822)


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith



‍ ‍ در حقیقت افسانه های بهشت و دوزخ همواره در ادیان گوناگون برای انگیزش طبقه متوسط و تحت نظر گرفتن اعمال آنها به وجود آمده است.
شدت و ضعف بهشت و دوزخ را از نظر فریبندگی و هراس انگیزی میان ملل و اقوام مختلف و گوناگون می توان به نسبت فهم و شعور آنان سنجید.



(#زیگموند_فروید /کتاب آینده یک پندار
صفحه 212)


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


‌جامعه ای که برابری را هدفی والا تر از آزادی می گیرد،نه به برابری دست خواهد یافت و نه به آزادی.
هدف گرفتنِ برابری میسر نیست جز این که به برخی دیگر بستانند و وقتی هدف تان رسیدن به برابری است آنچه که نهایتا اتفاق می افتد این است که الف و ب تصمیم می گیرند که جیم باید چه کاری برای دال انجام دهد با این تفاوت که در این میانه،اندکی کارمزد هم برای خود برمی دارند.

🖊میلتون #فریدمن/برنده نوبل اقتصاد1976


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


"این تخم لق کردستان مستقل را انگلیس‌ها در دهن اکراد شکسته و خاطر دولت ترکیه را از این جهت متزلزل ساخته‌اند و البته ما هم باید مثل آنها متزلزل باشیم.

با اهمیتی که ناحیه نفت‌خیز کردستان پیدا کرده، من باور نمی‌کنم انگلیسهای مآل‌اندیش آرام بنشینند و بگذارند دولت ترکیه خود را جمع‌آوری کند و چند سال دیگر سروقت موصل برود و برای جلوگیری از این خطر، یقینا کردها را به عنوان استقلال با خود همدست خواهند کرد.

فرضا که انگلیس‌ها هم در این باب اهتمامی نکنند، چون این حرف به دهن‌ها افتاده و کردها هم مردمان بااستعدادی هستند، خودشان بالطبیعه دنبال آن می‌روند. خاصه اینکه به غیرتشان نخواهد گنجید که زیردست عرب باشند.

پس ما باید در هر حال به فکر کردستان خودمان باشیم و اگر حقیقتا ممکن شد، ترک‌ها را با خودمان همدست کنیم اما نه برای مضمحل و منقرض کردن اکراد، چه این خیالی خام است. بلکه به مهربانی و ذی‌علاقه ساختن آنها به دولت ایران و تربیت کردن آنها به تربیت ایرانی و این کار برای ما سهل‌تر است تا برای ترکیه.

زیرا کردها از حیث زبانی و نژاد ایرانی هستند و الان کسانی که می‌خواهند غیرت ملی در آنها ایجاد کنند، به شاهنامه و داستان جمشید و فریدون متوسل می‌شوند.

اگر مامورین دولت ایرانی، قدری عاقل باشند و طمع را هم کم کنند و دست تعدی و اجحاف را از سر اکراد کوتاه نمایند و فی الجمله حسن تدبیری به خرج دهند، اقل مطالب این است که بین کرد و فارس، خصومت و کینه نخواهد بود و روزی که خیال کردستان مستقل، قوت بگیرد، کردهای ایران برای ما اسباب زحمت نخواهند شد و شاید که جنبه ایرانی آنها غلبه کند و هیچ آسیبی به ما نرسد بلکه منتفع هم بشویم. اما اگر رویه مامورین ایرانی، مثل سابق باشد و بعلاوه لاقیدی ما، کردها را به حال خود بگذارد، به عقیده بنده، مخاطره نزدیک است."

از کتاب "سیاست نامه ذکاء الملک" به اهتمام #ایرج_افشار. صص ۱۲۳_۱۳۰

اینها را #محمد_علی_فروغی، حدودا نود سال پیش نوشته. از آن زمان تاکنون، درد همان درد است و درمان هم همان درمان!


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
محل تولد: زمین
نژاد: انسان
سیاست: ازادی
مذهب: عشق

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

چون دين قادر نيست نيازهاى
مادى «تودهٔ مردم» را برآورده
سازد، نيازهاى اساسـى آنـان
را بسـيار رنگين تر از آنچـه كه
براى طبقهٔ ممتاز در اين جهان
حاضر و آماده است؛در جهان
ديگر، و پس از مـرگ وعده مى
دهد. هرچـه ملتى فرومايه تر و
فـقير تر باشـد، و هرچه فـشار
«دولت» و سـتمگران شـديدتر
باشد به همان اندازه «لذايذ»
جهان «ماورائى» كه «دين»
معرفى مى كند رنگين تر است !

زيگموند فرويد
📓 آينده يك پندار


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

🍂دروغ‌های معنوی🍂
✍ #رضا_بابایی

دروغ‌ها رابه دو دسته می‌توان تقسیم کرد: دستۀ اول، آنهایی است که انگیزه‌های مادی و منفعت‌طلبانه دارد؛ مانند دروغی که فروشنده به خریدار می‌گوید.دستۀ دوم، دروغ‌های معنوی است؛ یعنی آنچه با انگیزه‌های مقدس، ساخته و منتشر می‌شود؛ مانند آنجا که گوینده‌ یانویسنده‌ای می‌خواهد با دروغ، آنچه را که حقیقت و راست می‌داند، برای شماربیشتری از آحاد جامعه،باورپذیرکند.شخصی را تصور کنیدکه حقیقت مطلق رادرانحصارمذهب و اندیشۀ خویش می‌داندو مذهبی دیگر را به‌شدت باطل و زیان‌بار.چنین شخصی،گاهی به خود اجازه می‌دهدکه علیه مذهب رقیب دروغ بسازدتامردم راازخطر گمراهی نجات دهد.

باورش سخت است؛ ولی چنین دروغ‌هایی وجود داردو شمارشان هم کم نیست.برای نمونه،نویسنده‌ای گمنام که به‌شدت ضد عرفان و تصوف و مخالف سرسخت یکی از مذاهب اسلامی بوده است، کتابی نوشته و نام آن را «خاطرات مستر همفر» گذاشته است. مستر همفر، به ادعای نویسندۀ گمنام کتاب(احتمالا شخصی به نام صبری پاشا)، سفیر انگلستان در برخی کشورهای عثمانی بوده است. در این خاطرات جعلی، ثابت می‌شود که سیاست رسمی انگلستان،ترویج تصوف در میان مسلمانان است.من در گفت‌وگو با بسیاری از اهل علم و نیز در برخی کتاب‌ها دیده‌ام که به این کتاب استناد کرده‌اند؛ حال آنکه چنین شخصی وجود خارجی نداردو نویسندۀ پنهان این کتاب، چون عرفان و تصوف و وهابیت را موجب گمراهی مسلمانان می‌دانسته است،خواسته است از این راه،به جامعۀ دینی خدمت کند.نمونۀ دیگر، کتاب «سیاسة الحسینیه» نوشتۀ ماربین آلمانی! است.این کتاب وتأثیر آن بر سرنوشت عاشوراشناسی، مهم وبه عقیدۀ من تأسف‌آور است؛ اما بی‌گمان نویسندۀ واقعی و ناشناختۀ آن،عرب مسلمانی بوده است که درددین داشته وخواسته است بااستفاده ازاعتبار فیلسوفان آلمانی،تحلیل انقلابی خودرا از نهضت عاشوراجابیندازد. (ر.ک: محمد اسفندیاری، عاشوراشناسی، ص103)

فصلی ازکتاب تاریخ معاصرایران را بایدبه گفت‌وگودربارۀ کتاب‌هایی اختصاص دادکه نام نویسنده ومحتوای آنهادروغ محض است.مثلادستگاه تبلیغاتی پهلوی دوم، کتابی منتشر کرد به نام «خاطرات ابوالقاسم لاهوتی» که محتوای آن، خیانت‌های پی‌درپی حزب توده به آرمان‌های ملی است. این خیانت‌ها از زبان روزنامه‌نگار و نویسنده پناهنده به شوروی،ابوالقاسم لاهوتی روایت می‌شود که خود عضو حزب توده بوده است. مؤلفان «خاطرات لاهوتی» کتابی دیگر نیزمنتشر و به حزب توده منسوب کردندبه نام «نگهبانان سحر و افسون» تا میان جامعۀ دینی و ماركسیست‌های مبارز اختلاف افكنند. این کتاب، پر از ناسزاگویی و تمسخر دینداران است و خون هر مسلمانی را به جوش می‌آورد. در مقابل، کسانی هم بودند که مرگ هرنویسنده یا مبارزی رابه گردن رژیم شاه می‌انداختند.آل احمد در آن سال‌ها شایعه کرده بود که صمد بهرنگی را ساواک کشته ‌است. اومی‌دانست که بهرنگی در رود ارس غرق شده است؛ اما اعتقاد داشت که از هر راهی باید به ساواک ضربه زد. رضا براهنی نیز همین روش را داشت. كتاب «دخترم فرح» نیز جعلی و انتقام ازخاندان سلطنت است.
دروغ‌های معنوی به منشورات دینی نیز راه یافته است. حدود سی و پنج سال پیش، یکی از نویسندگان دینی، کتابی نوشت دربارۀ کرامات عالمان دینی. وی در پایان عمر به یکی از نزدیکانش گفته بود که برخی از این کرامات را خود به چشم دیده و برخی را ساخته است تا ایمان جوان‌ها محکم‌تر شود. نویسندۀ دیگری در خارج از ایران، خشم مقدس خود را علیه اسرائیل، با افشای پروتکل‌های بین‌المللی صهیونیسم بروز داده و چندین مترجم در ایران، کتاب او را به فارسی برگردانده‌اند؛ اما چنین پروتکل‌هایی وجود خارجی ندارد و اگر هم داشته باشد، در دسترس عموم نیست. کتاب «غروب آفتاب در اندلس» که پایه و بنیان بسیاری از تحلیل‌ها دربارۀ مواجهۀ غرب با مسلمانان شده است، از همین دست است.کتاب «اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات» نوشتۀ فاضل‌ دربندی را هم باید از باب دروغ‌های دلسوزانه دانست،ولاغیر. و نیر بسیاری از گفتارها در بسیاری از کتاب‌ها و سخنرانی‌ها.
نه حزب توده، قابل دفاع است و نه سلطنت و نه صهیونیسم و نه استعمار؛ اما این روش رسواسازی و افشاگری(مباهته) یا تبلیغ، اگر در کوتاه‌مدت هم کارستان کند، در درازمدت رسوایی به بار می‌آورد.

دروغ‌های معنوی، پرونده‌ای بسیار پیچیده‌ و پربرگ دارد؛ آنقدر که اشاره به برخی از آنها،باعث سوء‌تفاهم می‌شود و عده‌ای را افسرده یا خشمگین می‌کند. بیشتر مردم گمان می‌کنند که دروغ‌ها،انگیزۀ مادی دارند و بس؛ اما واقعیت باورنکردنی برای اکثر مردم، این است که گاهی منشأ دروغ‌، آرمان‌‌طلبی و هدف‌پرستی نویسندگان و گویندگان خیرخواه است، و تلخ‌تر از آن، این است که برخی از این دروغ‌های – مثلا – خیرخواهانه، پیامدهایی ناگوار برای ملت‌ها داشته‌ است.

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

‌ #سیاست
#قدرت
#برتراند_راسل _ونظریه_قدرت
🌹🍀🌷🌼


هنوزدر قسمت بزرگی از جهان یک نوع حکومت. شبیه حکومت دیرین مصر وجود دارد. در این حکومت ها شاه داری قدرت الهی است و روحانیت عامل مؤثری در کشور می باشد. گرچه این نوع حکومت به اندازه ای که در شرق وجود داشت در غرب نفوذ گذاشته است. امروزه جان و مال مردم در اختیار عده ای کمی از افراد است که هر آن می توانند جهان را به جنگ بکشانند یا صلح را حفظ کنند. فعالیت اقتصادی یا دست دولتها است یا دست کسانی است که صاحب موسسه بزرگ می باشند.
#برتراند_راسل

#قدرت دولت و فرد /برتراند راسل /علی رضا شاهین نوری /صفحه. چهل و سه

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


‍ ☑️‌ امام موسی صدر: قاتلان کربلا «کم‌خطرترین» دشمنان امام حسین(ع) هستند

🔻تحریف‌کنندگان انقلاب حسین و کاسبان نام حسین، خطرناک‌ترین دشمن امام حسین(ع) هستند!

حسین(ع) سه گروه دشمن دارد؛

۱. دسته اول آنان که او را کشتند. این دسته کم‌خطرترین دشمنان هستند، چون تنها جسم امام را که محدود بود، کشتند.

۲. دسته دوم آنان که تلاش کردند آثار امام را محو کنند؛ قبر امام را ویران کردند و از آمدن زائران جلوگیری کردند و کسانی را که در اطراف قبر آن حضرت زندگی می‌کنند مورد آزار و اذیت قرار دادند. خطر این دسته بیش‌تر از دسته اول است، ولی نتوانستند کاری از پیش ببرند.

۳. ولی دسته سوم که خطرناک‌ترین دشمنان آن حضرت هستند، آنانند که کوشیدند اهداف امام حسین(ع) و ابعاد انقلاب حسینی را تحریف کنند و آن را ابزار کسب و درآمد قرار دهند و بهره‌برداری‌های بی‌ارزش از آن کنند و یا آن را مورد سوء‌استفاده برای منافع شخصی قرار دهند. اینان تلاش کردند بالاترین بُعد حسینی یعنی هدف نهضت حسینی را از بین ببرند.

▪️من از خودم و شما سؤال می‌کنم:
ما از روز عاشورا چه بهره‌ای برده‌ایم؟
چه سودی به‌دست آورده‌ایم؟
چه استفاده‌ای در عرصه عمومی و چه استفاده‌ای در زمینه فردی برده‌ایم؟
اگر استفاده نبرده باشیم و تنها گریه کرده باشیم من به‌شما خبر می‌دهم که این کار سودی ندارد؛
ما از کدام دسته هستیم؟
از کسانی که گریه می‌کنند و حسین را می‌کشند؟

▪️روشن است که امام حسین(ع) الآن نیست تا کسی او را بکشد، ولی چیزی گران‌بهاتر و مهم‌تر از خود امام حسین(ع) در دستان ماست؛ کرامت امت حسین، مقدسات حسین.
اگر ما گریه کنیم، ولی در عین حال برای تضعیف اهداف امام حسین(ع) تلاش کنیم؛ اگر گریه کنیم و در صف باطل باشیم؛ اگر گریه کنیم، ولی گواهی دروغ بدهیم؛ اگر گریه کنیم، ولی به‌دشمنان کمک کنیم و به‌اختلاف و تفرقه در جامعه خود دامن بزنیم؛ اگر گریه کنیم، ولی گناهانمان بیش‌تر شود، در این صورت ما گریه می‌کنیم، ولی در عین حال حسین را نیز می‌کشیم؛ زیرا تلاش می‌کنیم هدف حسین را از بین ببریم که گران‌بهاتر از خود اوست. ان‌شاء‌الله که ما از این دسته نیستیم.

👈 منبع: کتاب سفر شهادت، گفتارهای امام موسی صدر در باره‌ قیام عاشورا و ابعاد و نتایج و پیامدهای این نهضت

☑️

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


🌺 هنگامی که مدام به شما #دروغ می‌گویند، نتیجه این نیست که شما این دروغ‌ها را باور می‌کنید؛ بلکه این است که دیگر هیچ‌کس به هیچ‌چیز باور ندارد.

مردمی که دیگر نتوانند چیزی را باور کنند، نمی‌توانند نظری هم داشته باشند. نه تنها از توانایی اقدام به کاری محرومند، بلکه از توانایی اندیشیدن و داوری کردن محروم می‌شوند و با چنین مردمی، شما هرکاری بخواهید می‌توانید بکنید.

#توتالیتاریسم
#هانا آرنت


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


🍂 تفکرِ نقاد و اخبار تاریخی
✍️ محمدرضا #سرگلزایی

🔅وظیفه تفکر نقّاد این است که ما را در مقابل دروغ و فریب حفظ نماید. در دنیایی که اخبار چون باران بر سر ما فرو می بارند بهره مندی از تفکر نقّاد به ما کمک می کند که دارای "هویت" ، "استقلال فکری" و "حق رأی" باشیم، در غیر این صورت هویّت ما را روزنامه ای که در دست داریم تعیین می کند و حق رأی ما را سریالی که تماشا می کنیم غصب می نماید!
یکی از ابزارهای نقد این است که تضاد و تعارض را در اخباری که به ما می رسد کشف کنیم. مثلا اگر در اخباری به ما گفته می شود که فلان کس دزدی بزرگی کرده است و در همان حال هیچ پرونده قضایی برای او تشکیل نمی شود ما حق داریم این خبر را در فهرست اخباری قرار دهیم که باید مورد تشکیک و تدقیق بیشتر قرار گیرند.

🔅در اخبار تاریخی نیز ما با گزاره های متضاد زیادی سر و کار داریم. از آنجا که بسیاری از اخبار تاریخی مستند به عکس، صدا و فیلم نیستند اگر دارای تفکر نقّاد نباشیم به راحتی فریب می خوریم. همیشه هم آن کسی که اخبار دروغ تاریخی را به خورد ما می دهد فردی دروغگو یا فریبکار نیست بلکه ممکن است او دارد با نهایت صداقت دروغ می گوید! زیرا او تفکر نقّاد ضعیفی داشته و خبر دروغی را باور کرده است و دارد باور خودش را با کمال صداقت به اشتراک می گذارد!

🔅در این مقاله می خواهم با عینک نقد به یک خبر تاریخی نگاه کنم.
اغلب در کتاب های درسی فرزندان مان و نیز در کتبی که راجع به عظمت تمدن اسلام سخن می گویند فتح آندلس (جنوب اسپانیا) توسط مسلمانان را به عنوان یکی از مفاخر و افتخارات اقتدار اسلام مثال می زنند.

🔅اما این افتخار برای اسلام در چه زمانی به دست آمده است؟ طارق بن زیاد سردار بربر که جنوب اسپانیا (شبه جزیره اریبا) را به تصرف خود در آورد از افسران موسی بن نصیر فرمانروای اموی شمال آفریقا بود. این سردار مسلمان با فرمان خلیفه اموی وقت یعنی ولید ابن عبدالملک در سال 710 میلادی به اروپا حمله کرد. ولید ابن عبدالملک همان کسی است که امام سجاد (امام چهارم شیعیان) را با زهر مسموم کرد و به شهادت رساند! اگر این امویان غاصب خلافت و مردمانی عیاش و غیرمتدین و ظالم بودند آیا کشور گشایی که با فرمان خلیفه اموی غاصب جائر صورت گرفته جای افتخار دارد؟! و آیا اساسأ خلیفه ای که خود غاصب است و حکومت او فاقد مشروعیت است می تواند حکم جهاد صادر کند و برای ترویج و گسترش اسلام جنگ به راه بیاندازد؟!

🔅تفکر نقّاد می گوید یا گزاره بد بودن و غاصب بودن و جائر بودن امویان را حذف کنید یا به کشورگشایی امویان افتخار نکنید!

🔅نکته جالب دیگر در خصوص این ولید ابن عبدالملک این است که مسجد جامع اموی دمشق به دستور او ساخته شده است. زمانی که سوریه صحنه زورآزمایی قدرت های خارجی نشده بود و زائران ایرانی برای زیارت مرقد حضرت زینب به دمشق برده می شدند یکی از اماکن زیارتی آنها "مقام رأس الحسین" بود. مقام رأس الحسین گوشه ای از مسجد اموی بود که ادعا می شد سر امام حسین در آن جا دفن شده است. از آن جا که ساخت مسجد اموی حدود ده سال بعد از واقعه ی عاشورا آغاز شده است چگونه می توان باور کرد که یک خلیفه اموی دستور ساخت بزرگترین مسجد دنیای اسلام را در جایی بدهد که "سند جنایت امویان" در آن جا دفن شده است و همان خلیفه دستور قتل فرزند امام حسین را صادر کند؟!
جالب این جاست که حتی این که حضرت زینب هم در زینبیه دمشق دفن شده باشد محل تردید است. دکتر عطاءالله مهاجرانی در کتاب پیام آور عاشورا می نویسد که درباره محل دفن حضرت زینب سه روایت تاریخی وجود دارد: مصر، سوریه و مدینه که از بین آن ها معتبرترین اخبار به نفع این هستند که مصر مدفن حضرت زینب است.

🔅برای من جالب است که ده ها هزار زائر ایرانی در طی ده ها سال به سوریه سفر می کردند بدون این که این سوالات ذهن آن ها را درگیر کند!
گرچه این اخبار تاریخی مربوط به قرن ها پیش هستند اما بی گمان در شکل گیری "طرحواره های ما" تأثیر عمیقی دارند.

🔅تصمیم گیری های "این جا و اکنون" ما بر اساس "طرحواره هایمان" شکل می گیرند، طرحواره هایی که روایات و اخبار تاریخی چارچوب های جمعی آن را می سازند. بسیاری از دوستی ها و دشمنی های جمعی ما بر اساس همین اخبار تاریخی صورت گرفته اند و ما برای این دوستی ها و دشمنی ها هزینه های هنگفتی می پردازیم!


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

‌
حقوق انسانی را نمی‌توان بر هیچ پایه‌ای بنا نهاد مگر بر پایه حقوق طبیعت؛ و اصل اساسی، اصل جهان شمول در سرتاسر زمین از این قرار است: «آن چیزی که بر خودت روا نمی دانی بر دیگری روا مدار». حال معلوم نیست چگونه با وجود چنین اصلی، انسانی می‌تواند به انسان دیگر بگوید «ایمان بیاور به آنچه من ایمان دارم، از آنچه ایمان داری دست بکش وگرنه هلاک خواهی شد».

✍ #ولتر


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


چرا مردم اوليه خدا را ساختند؟

انسان هاى ابتدايى را در نظر بگيريد
كه در آن هنوز خانواده اى وجود ندارد.
يعنى فقط زن وجود دارد و بچه هايش،
شوهرى وجود ندارد، پدرى وجود ندارد
معلوم نيست فرزندان حاصل كدام مرد
هستند، مردها فقط مى آيند يك رابطه
جنسى برقرار مى كنند و مى روند، نه
پدرى وجود دارد، نه شوهرى، فقط زن
است و فرزندانش..

در اين دوره خدايان به صورت ماده
وجود داشتند و هيـچ خداى سيبيلويى
وجود نداشته، چون مرد هنوز يك حيوان
وحشى بوده كه عضو خانواده نبوده
است و زن هنوز او را به خانواده وارد
نكرده، هيچ مردى در كنارش زنى را
نمى خواهد، بلكه در دشت و بيابان
به صورت انفرادى زندگى مى كند.

اولين خدايانى كه به وجود آمدند؛
خدايان حاملگى بودند، زن نمى دانست
علت اينكه باردار مى شود چيست،
براى همين، علت را يك موجود نامرئى
مى دانست كه هنگام حمام كردن بچه
را وارد شكم او مى كند، كه به او
مى گويند خداى حاملگى. بعد از آن
خداهاى طبيعت به وجود آمدند..

مثلا فرض كنيد چند مرد با هم به شكار
مى رفتند، ناگهان صاعقه اى به درختى
برخورد مى كرد و درخت آتش مى گرفت
اينجا خداى صاعقه ها به وجود آمدند،
بعدها و با پيشرفت كشاورزى خداى
محصولات؛ مثل خداى گندم و برنج
به وجود آمد، بعدها ديدند هرچه دارند
از حيواناتى مثل گاو دارند؛ خداى گاو
به وجود آمد و برايشان مقدس شد!
چون به انسان ها غذا مى داد و شد
علت زندگى شان، حتى ارزش گاو و
گوسفند از زن و فرزند هم بيشتر شد.

بعدها به فكر مرگ افتادند، براى خودشان جهان هاى بعد از مرگ
متصور شدند، علتش چيزى نبود
جز #تـرس، با پيشرفت انسان صفات
خدايان هم پيشرفت كرد، اگر خدا دانا
بينا و روزى دهنده بود، با پيشرفت
عقل و هوش انسانها صفات خدا هم
پيشرفت كرد و شد؛ عادل ، قادر متعال
شفا دهنده و عالم همه ى علوم..
پس خدايان ابتدايى با پيشرفت
هوش انسان همزمان پيشرفت كردند.

در واقع انسان علت هر چيزى را كه
نمى دانست براى آن خداسازى مى كرد
پس خدا #نادانى انسانها بود، و به
مرور صفاتش پيشرفت كرد. اما امروز
فكر و هوش ما به قدرى پيشرفت كرده
كه وقتى حتى پاسخ سؤالى را و علت
چيزى را نمى دانيم، نيازى نيست مثل
انسان هاى بدوى خداسازى كنيم، بلكه
به دنبال كشف علت آن پديده مى رويم.

محمد راد


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


من كه گناهم ز گناهت جداست
اين كه مرا پند دهي نابجاست
هيچ نيازارد از انديشه ام
هيچ ندزدد ز كسي پيشه ام
دين من انديشه من آدم است
دين تو همواره پي ماتم است
هركه ز انديشه خود كرد كار
ليك تو تنها پي آن كردگار
چشم نداري كه ببيني كسي
دست نداري كه به فرياد رسي
قصد تو اين است: اسيرت شوند
يا همه انسان كه شبيهت شوند
رو سر خود گير به بازي خويش
آگهم من ز تو و راضي ز خويش
تو غم خود خور كه در اين زندگي
هيچ نياموزي بجز بندگي
#ب_احمدي


کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


‍ مکث، تعجب، تعظیم!

◽️سال ها قبل وقتی که به « خارج» سفر می کردم و در آنجا وارد فروشگاههای کوچک می شدم فروشنده با لبخند می گفت " سلام، خوش اومدین". همیشه در این هنگام چند بار به پشت سرم نگاه می کردم چرا که مطمئن نبودم با من باشد. با خودم می گفتم که شاید بعد از من کس دیگری از در وارد شده است و سلام گرم او متوجه اوست. ولی حدس من اشتباه بود. او با من بود. وقتی چیزی نمی خریدم سعی می کردم یواشکی مغازه را ترک کنم. هنوز پایم را از مغازه بیرون نگذاشته بودم که باز صدایی که معلوم بود چاشنی لبخند دارد می گفت" روز خوبی داشته باشید آقا". هول می شدم و می گفتم "یس یس!" راستش باورم نمی شد. برایم عجیب بود. اساسا در این گونه موقعیت ها وقتی که احترام می دیدم تعجب می کردم. آن وقت ها می گفتم که خب اینها فروشنده اند و روابط عمومی خوبی دارند تا فروششان بیشتر شود.

بعدها کم کم به محیط های دیگر «خارج » هم رفتم. ولی باز هم احترام بود. حتی توهین هایشان هم محترمانه بود! راستش را بخواهید توهین های آنها مانند احترامهای ما بود. گاهی اوقات فکر می کردم احترام های ما چقدر کپی توهین های آنهاست. در آنجا کم کم احترام به خودم را پذیرفتم و با آن کنار آمدم. سخت بود ولی کنار آمدم. در آنچا فهمیدم که این فقط « احترام گذاشتن» نیست که مهارت است و آموزش می خواهد بلکه احترام دیدن هم مهارتی است که باید برای آن آموزش دید. کسی مرا برای احترام دیدن تربیت نکرده بود. البته احترام گذاشتن جای خودش!

یکی از رفتارهای خوبی که از رانندگان کشورهای « خارج» آموختم ایستادن آنان در نزدیکی خط عابرپیاده و در مواردی اشاره به عابر پیاده برای رد شدن از عرض خیابان است. بعضی از رانندگان « خارج» برای ارسال این پیام از دست و لبخند استفاده می کردند. در این خصوص هم باور کنید به تدریج با پذیرفتن احترام کنار آمدم. آن اوایل حتی وسط خیابان و روی خط عابر پیاده می ایستادم و به ماشین هایی که به من احترام می گذاشتند نگاه می کردم. نگاه عاقل اندر سفیه! تصورم آن بود که شاید دوربین مخفی یک برنامه تلویزیونی باشد، یا اینکه یک کمپانی ماشین سازی دارد اولین ماشین بدون راننده خود را تست می کند تا ببیند که آیا عابر را زیر می گیرد یا نه؟! یا اینکه ...باز هم حدس من اشتباه بود. یک آدم بالغ و عاقل در ماشین نشسته بود و با لبخند به من نگاه می کرد و البته من با تعجب به او. در هر صورت، سخت بود ولی با احترام به خودم کنار آمدم. به تدریج احساس کردم که احترام مانند هوای تازه ای است که به زور دارد وارد شش های کثیف من می شود. شش هایی که به بی احترامی عادت کرده بودند. وقتی با احترام دیدن خو گرفتم احساس خوبی داشتم. نگاهم به زندگی مثبت تر بود. اعتماد به نفس من بیشتر شده بود.

دوستان من. سطرهای قبلی را با چاشنی طنز همراه کردم. هر چند خوب می دانید که در دل آن حقیقتی تلخ نهفته است. ولی خواستم نکته دیگری را بگویم. معمولا وقتی در خیابان های شهرهای مختلف کشور رانندگی می کنم سعی می کنم آن رفتار خوب رانندگان « خارج» را تقلید کنم. چند متر مانده به خط کشی عابر پیاده سرعتم را کم می کنم، می ایستم و با تکان دادن دستانم، به عابر پیاده می گویم که بفرماید. سعی می کنم نوع ایستادنم همین معنی "بفرمایید" را به او منتقل کند نه "گمشو برو دیگه! ". تاکنون با عابری مواجه نشده ام که نایستد، تعجب نکند و بعد از مکثی اندک، از من تشکر نکند. جالب است بعضی از هموطنانمان آنقدر در وسط خیابان می ایستند، مکث می کنند و با تعظیم کردن تشکر می کنند که داد و فریاد ماشین های پشت سر و حتی گاهی اوقات خود من هم درمی آید. حتی در شهرهای کوچک هم زنان ( که ممکن است ملاحظاتی داشته باشند) مکث می کنند، و به نشانه تشکر دستشان را روی سینه شان می گذارند . در واقع شعف و خوشحالی را می توان در چهره تک تک آنها دید.

آنچه من انجام می دهم در مقیاس های جهانی؛ رفتاری معمولی در زندگی روزمره است. ولی چرا ما به وضعیتی رسیده ایم که اینقدر در مواجهه با رفتار ساده ای نظیر توقف احترام آمیز یک راننده پشت خط عابر اینقدر تعجب می کنیم؟ علیرغم هر پاسخی به این سوال، آنچه مهم است نتیجه است که در این مثال انتقال احساس شیرین «محترم بودن» به آدمهاست.

فردین علیخواه/جامعه شناس


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


‌یکی از غم‌انگیز‌ترین درس‌های تاریخ این است: اگر ما بقدر کافی طولانی فریب خورده باشیم، تمایل به رد هرگونه شواهد مربوط به این فریب‌خوردگی را خواهیم داشت. دیگر علاقه‌ای به یافتن حقیقت از خود نشان نمی‌دهیم. فریب‌خوردگی، اسیرمان کرده است. خیلی ساده؛ برایمان بسیار دردناک است که حتی پیش خودمان اعتراف کنیم که فریب خورده‌ایم.


کارل ساگان


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


#برشی‌از‌کتاب #پندار‌خدا
قمارباز پاسکال
ِبِلز پاسکال، رياضيدان بزرگ فرانسوی، می‌انديشيد که هرقدر هم بخت شرط بندی روی وجود خدا اندک باشد، جريمه ی اشتباه حدس زدن از آن هم افزون تر است. بهتر است به خدا اعتقاد داشته باشيد، چون اگر اعتقادتان درست باشد سعادت ابدی نصيب‌تان می‌شود، و اگر برخطا باشيد هيچ تفاوتی ايجاد نمی‌کند. از سوی ديگر، اگر به خدا اعتقاد نداشته باشيد و از قضا برخطا باشيد، دچار عذاب ابدی می‌شويد. در حالی که اگر بی اعتقادی‌تان درست باشد هيچ تفاوتی ايجاد نمی‌کند. تصميم گيری در چنين شرايطی جای تأمل ندارد. به خدا اعتقاد داشته باشيد.
اما، در اين برهان نکته ای بس غريب است. اعتقاد يا باور داشتن چيزی نيست که شما بتوانيد آن را مثل يک سياست اتخاذ کنيد. دست کم، چيزی نيست که من بتوانم به طور ارادی درباره اش تصميم بگيرم. من می‌توانم تصميم بگيرم که به کليسا بروم، يا تصميم بگيرم که وردی را زمزمه کنم، يا می‌توانم تصميم بگيرم که دست بر روی انجيل بگذارم و سوگند بخورم که کلمه به کلمه ی آن را قبول دارم. اما هيچ يک از اين تصميم ها حقيقتًا موجب اعتقاد من به خدا نمی‌شود. قمارباز پاسکال تنها می‌تواند برهان اعتقاد قلابی به خدا باشد. و در اين صورت بهتر است خدايی که مدعی اعتقاد به او هستيد از نوع خدايان همه دان يا عالم بمافی صدور نباشد. داگلاس آدامز در داستان مؤسسه ی کارآگاهی جهانی ديک ِجنتلی اين ايده ی چرند را به سخره می‌گيرد که اعتقاد يا باورداشتن چيزی است که شما می‌توانيد درباره اش تصميم گيری کنيد. در اين داستان، ما با روبوتی به نام راهب برقی آشنا می‌شويم که نوعی ابزار صرفه جويی در کار است و با خريدن آن می‌توان عمل «باور کردن را برايتان انجام دهد». مدل دولوکس اين روبوب به اين سبب توصيه می‌شود که «قادر به باور کردن چيزهايی است که مردم سالت ِليک سيتی هم باور نمی‌کنند».
در هر حال، چرا بايد به راحتی اين ايده را بپذيريم که برای خشنود کردن خدا، بايد به او معتقد باشيم؟ چه نکته ی خاصی در باور هست؟ آيا همين قدر محتمل نيست که خدا مهربانی، بخشندگی، يا تواضع را نيز پاداش دهد؟ يا صداقت؟ چه کنيم اگر خدا دانشمندی باشد که جستجوی صادقانه ی حقيقت را والاترين فضيلت بداند؟ آيا صانع عالم حتما بايد دانشمند باشد تا صداقت را بر صدر نشاند؟ از برتراند راسل پرسيدند اگر بميرد و خود را در محضر خدا بيابد، و خدا از او بپرسد که چرا به من اعتقاد نداشتی چه جوابی می‌دهد. راسل پاسخ داد: «فقدان شواهد کافی خدايا، فقدان شواهد کافی» (من غالبا گفته‌ام که اين پاسخی جاودانیه است). آيا خدا نبايد برای شکاکيت دليرانه ی راسل بسی بيش از شرط بندی زبونانه ی پاسکال احترام قائل شود؟ (بگذريم از صلح طلبی دليرانه ی راسل که در خلال جنگ اول جهانی موجب زندانی شدن‌اش شد). و با اين که نمی‌دانيم خدا متمايل به کدام رويه است، اما برای شکست دادن قمارباز پاسکال بايد اين نکته را بدانيم. پاسکال ادعا نمی‌کند که قماربازش هيچ دانشی ورای شرط بندی ندارد. آيا می‌توانيد شرط بنديد که خدا برای اعتقاد قلابی و فاقد صداقت (يا حتی اعتقاد صادقانه) بيش از شکاکيت صادقانه ارج قائل است؟
باز هم فرض کنيد که خدايی که پس از مرگ‌تان با آن مواجه می‌شويد، َبعل [خدای باستانی کنعانيان] باشد و فرض کنيد که بعل هم به همان حسودی رقيب قديمی‌اش يهوه باشد. آيا بهتر نيست که پاسکال به جای شرط بندی روی يک خدای خاص، اصلا روی هيچ خدايی شرط‌بندی نکند؟ آيا با توجه به شمار فراوان خدايانی که می‌توان رويشان شرط بندی کرد، کل منطق شرط بندی پاسکال زايل نمی‌شود؟ شايد پاسکال اين برهان را به شوخی مطرح کرده‌باشد، همانطور که من آنرا به شوخی رد می‌کنم. اما کسانی راديده‌ام، مثلا در جلسه‌ی پرسش و پاسخ پس از يک سخنرانی، که جدا برهان قمارباز پاسکال را مؤيد باور به وجود خدا می‌دانند، و همين ارائه‌ی طرح مختصری از اين برهان در اينجا را توجيه می‌کند.


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith