کانال پروازفکرواندیشه
@flith
درود بر راستان و نیکان اندیشه ورز 🌺
؏🖋
(((((((((((((((( تونل زمان ))))))))))))))))
📜 ۲۹ شهریور سالروز درگذشت
x پرویز مشکاتیان x
🖊پرویز مشکاتیان
( زاده ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ نیشابور — درگذشته ۲۹ شهریور ۱۳۸۸ تهران ) موسیقیدان و آهنگساز
🖊وی مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان آموخت و نخستین کنسرت خود را در هشت سالگی در مراسم گردهمایی دانش آموزان در مدرسه امیر معزی نیشابور ارائه داد.
🖊پس از آن در جشنواره موسیقی که در اردوگاه رامسر برگزار می شد به دفعات شرکت کرد و در تمامی آنها مقامهای ممتاز را به دست آورد.
🖊مشکاتیان سال ۱۳۵۳ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران قبول شد و همزمان به آموزش ردیف میززا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دکتر داریوش صفوت پرداخت.
وی همزمان با آموزش ردیف مبانی موسیقی، موسیقی ایرانی را نزد استادانی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله خان دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن ادامه داد.
🖊 از سال ۱۳۵۴ همکاری خود را با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه، زیر نظر دکتر داریوش صفوت ادامه داد و درکنار آن به اجرای کنسرت های متعدد با خوانندگانی چون پریسا
( فاطمه واعظی) و هنگامه اخوان پرداخت و در سال ۱۳۵۶ گروه عارف را تشکیل داد.
🖊در همین سال در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد شرکت کرد و به همراه پشنگ کامکار مقام اول در رشته سنتور را کسب کرد و نیز به همراه داریوش طلایی مقام ممتاز در ردیف نوازی را به دست آورد.
🖊همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سایه) از دیگر فعالیتهای وی درسال ۱۳۵۶ بود که با واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ وی و گروهی دیگر از اهل موسیقی به صورت دسته جمعی از رادیو استعفا دادند.
🖊در این سال وی به اتقاق گروهی دیگر از هنرمندان موسیقی و با همکاری گروههای عارف و شیدا مؤسسه چاووش را شکل داد که حاصل آن انتشار برخی از ماندگارترین قطعات موسیقی سنتی در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بود.
🖊تصنیف مرا عاشق با صدای شهرام ناظری
(روی شعری از مولانا) و چهار مضراب شورانگیز و قطعه نغمه در دستگاه شور، تصنیف ایرانی
(با صدای شجریان در چاووش ۶)، قطعه ده ضربی چهار گاه به نام پیروزی و تصنیف رزم مشترک (باصدای شجریان در آلبوم چاووش ۷)،
و نیز اجرای قطعه در قفس استاد ابوالحسن صبا با تنظیم حسین علیزاده در همین آلبوم از دیگر فعالیتهای مشکاتیان در این دوره بود.
🖊پس از این دوره مشکاتیان همکاری خود با محمدرضا شجریان را ادامه داد که حاصل آن آلبوم های سر عشق(درماهور) ، بیداد
(دستگاه همایون)، بر آستان جانان (در شور و بیات ترک)، نوا
(مرکب خوانی در دستگاه نوا) ، دستان (در دستگاه چهار گاه) و نیز اجرای کنسرتهای برون مرزی به همراه شجریان در کشورهای اروپایی که تا سال ۱۳۶۶ به طول انجامید.
🖊مشکاتیان از سال ۱۳۶۷ همکاری خود با خوانندگان دیگری را هم در دستور کار خود قرار داد که شهرام ناظری (آلبوم لاله بهار)، علی جهاندار (آلبوم صبح مشتاقان)، علیرضا افتخاری (مقام صبر)، ایرج بسطامی (موسم گل، افشاری مرکب، مژده بهار،وطن من)، علی رستمیان و حمید رضا نوربخش (کنسرت گروه عارف) از جمله آنها بودهاند.
🖊 یکی از واپسین کارهای وی آلبوم تکنوازی تمنا بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.
در سال ۱۳۸۶، پس از حضور پرویز مشکاتیان در کنسرت محمدرضا شجریان، رابطهٔ این دو استاد موسیقی ایرانی که بیش از یک دهه تیره بود، مجدداً برقرار شد. همچنین، در مراسم جشن خانه موسیقی در ۲۳ مهر ۱۳۸۶، لوح تقدیر از یک عمر فعالیت هنری توسط محمدرضا شجریان به عنوان رئیس شورای عالی خانهٔ موسیقی به پرویز مشکاتیان داده شد.
🖊 پرویز مشکاتیان در تاریخ ۲۹ شهریور سال ۱۳۸۸ در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت و روز ۴ مهر پس از مراسمی کم نظیر پیکر پرویز مشکاتیان در محوطه بیرونی باغ عطار و در جوار مقبره عطار نیشابوری به خاک سپرده شد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
درود بر راستان و نیکان اندیشه ورز 🌺
؏🖋
(((((((((((((((( تونل زمان ))))))))))))))))
📜 ۲۹ شهریور سالروز درگذشت
x پرویز مشکاتیان x
🖊پرویز مشکاتیان
( زاده ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ نیشابور — درگذشته ۲۹ شهریور ۱۳۸۸ تهران ) موسیقیدان و آهنگساز
🖊وی مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان آموخت و نخستین کنسرت خود را در هشت سالگی در مراسم گردهمایی دانش آموزان در مدرسه امیر معزی نیشابور ارائه داد.
🖊پس از آن در جشنواره موسیقی که در اردوگاه رامسر برگزار می شد به دفعات شرکت کرد و در تمامی آنها مقامهای ممتاز را به دست آورد.
🖊مشکاتیان سال ۱۳۵۳ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران قبول شد و همزمان به آموزش ردیف میززا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دکتر داریوش صفوت پرداخت.
وی همزمان با آموزش ردیف مبانی موسیقی، موسیقی ایرانی را نزد استادانی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله خان دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن ادامه داد.
🖊 از سال ۱۳۵۴ همکاری خود را با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه، زیر نظر دکتر داریوش صفوت ادامه داد و درکنار آن به اجرای کنسرت های متعدد با خوانندگانی چون پریسا
( فاطمه واعظی) و هنگامه اخوان پرداخت و در سال ۱۳۵۶ گروه عارف را تشکیل داد.
🖊در همین سال در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد شرکت کرد و به همراه پشنگ کامکار مقام اول در رشته سنتور را کسب کرد و نیز به همراه داریوش طلایی مقام ممتاز در ردیف نوازی را به دست آورد.
🖊همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سایه) از دیگر فعالیتهای وی درسال ۱۳۵۶ بود که با واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ وی و گروهی دیگر از اهل موسیقی به صورت دسته جمعی از رادیو استعفا دادند.
🖊در این سال وی به اتقاق گروهی دیگر از هنرمندان موسیقی و با همکاری گروههای عارف و شیدا مؤسسه چاووش را شکل داد که حاصل آن انتشار برخی از ماندگارترین قطعات موسیقی سنتی در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بود.
🖊تصنیف مرا عاشق با صدای شهرام ناظری
(روی شعری از مولانا) و چهار مضراب شورانگیز و قطعه نغمه در دستگاه شور، تصنیف ایرانی
(با صدای شجریان در چاووش ۶)، قطعه ده ضربی چهار گاه به نام پیروزی و تصنیف رزم مشترک (باصدای شجریان در آلبوم چاووش ۷)،
و نیز اجرای قطعه در قفس استاد ابوالحسن صبا با تنظیم حسین علیزاده در همین آلبوم از دیگر فعالیتهای مشکاتیان در این دوره بود.
🖊پس از این دوره مشکاتیان همکاری خود با محمدرضا شجریان را ادامه داد که حاصل آن آلبوم های سر عشق(درماهور) ، بیداد
(دستگاه همایون)، بر آستان جانان (در شور و بیات ترک)، نوا
(مرکب خوانی در دستگاه نوا) ، دستان (در دستگاه چهار گاه) و نیز اجرای کنسرتهای برون مرزی به همراه شجریان در کشورهای اروپایی که تا سال ۱۳۶۶ به طول انجامید.
🖊مشکاتیان از سال ۱۳۶۷ همکاری خود با خوانندگان دیگری را هم در دستور کار خود قرار داد که شهرام ناظری (آلبوم لاله بهار)، علی جهاندار (آلبوم صبح مشتاقان)، علیرضا افتخاری (مقام صبر)، ایرج بسطامی (موسم گل، افشاری مرکب، مژده بهار،وطن من)، علی رستمیان و حمید رضا نوربخش (کنسرت گروه عارف) از جمله آنها بودهاند.
🖊 یکی از واپسین کارهای وی آلبوم تکنوازی تمنا بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.
در سال ۱۳۸۶، پس از حضور پرویز مشکاتیان در کنسرت محمدرضا شجریان، رابطهٔ این دو استاد موسیقی ایرانی که بیش از یک دهه تیره بود، مجدداً برقرار شد. همچنین، در مراسم جشن خانه موسیقی در ۲۳ مهر ۱۳۸۶، لوح تقدیر از یک عمر فعالیت هنری توسط محمدرضا شجریان به عنوان رئیس شورای عالی خانهٔ موسیقی به پرویز مشکاتیان داده شد.
🖊 پرویز مشکاتیان در تاریخ ۲۹ شهریور سال ۱۳۸۸ در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت و روز ۴ مهر پس از مراسمی کم نظیر پیکر پرویز مشکاتیان در محوطه بیرونی باغ عطار و در جوار مقبره عطار نیشابوری به خاک سپرده شد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
اندیشمند راستین همواره شاد است و تجدید قوا می کند، چه جدی باشد و چه به طنز بپردازد، چه خرد انسانی و چه شفقت خدایی اش را نشان دهد. او هیچ گاه هیاتی حقیرانه نمی گیرد. دستانش نمیلرزد و چشمانش پراشک نیستند. او همیشه اطمینان را با سادگی و شجاعت را با نیرومندی مثل یک فاتح در خود جمع دارد، اگرچه گاهی ممکن است با خشونت و بی اعتنایی رفتار کند. او همان خدای فاتح در برابر دیوهای مغلوب است، از این رو با اطمینان هر چه بیشتر، سرود شادی سر می دهد. آن شادی که انسان گاهی در نویسندگان میان مایه و متفکران مدعی و بدلی به آن برمیخورد، موجب احساس بدبختی می شود. مثلاً تأثیری که احساس خشنودی و شادی دیوید اشتراوس در من داشت، از این دست است. انسان به راستی احساس شرم می کند که چنین هم عصران شادی داشته باشد، زیرا اینان روزگار ما و مردم آن را در برابر نسل های آینده مثله می کنند. این نوع اندیشمند شاد، اصلاً نمی تواند رنج ها و ددمنشی هایی را که مدعی دیدن آنها است و با آنها میجنگد، ببیند. این است که با ابراز شادمانی اش در حقیقت ما را می فریبد، او میخواهد ما را وادارد باور کنیم جنگی در میان بوده است و از آن میان ما فاتح بیرون آمده ایم. زیرا در نهایت، شادی تنها پس از پیروزی ممکن می شود. این اصل درباره آثار متفکران حقیقی همانقدر صادق است که درباره هر نوع اثر هنری. بگذارید محتوای مطالب به همان بدی و به همان جدیتی باشد که خود زندگی هست؛ وقتی شبه متفکر یا شبه هنرمند از مرز بیکفایتی و نارسایی خود فراتر رود، اثرش تاثیری دردناک و ملالت بار ایجاد خواهد کرد. هیچ چیز بهتر و شادتر از این برای انسان نمیتواند باشد که در همجواری یکی از فاتحان معنوی متفکر و ژرف نگر، قرار بگیرد. انسان بایستی به آن چه زنده ترین است، عشق ورزد و چون فرزانگان سرانجام به زیبایی بگراید. این قهرمانان، صادقانه سخن میگویند، لکنت زبان ندارند و درباره آن چه شنیده اند وراجی نمیکنند. اینان فعالاند و به حقیقت زندگی میکنند، نه پشت یک نقاب و زندگی ایشان با عامیان متفاوت است، این است که در جوار شان احساس انسان بودن و طبیعی بودن می کنیم و بسا مانند گوته فریاد برمی آوریم: «چه قدر موجود زنده شکوهمند و گرانقدر است! چه قدر هماهنگ با آنچه در آن می زید! چه قدر حقیقی! چه قدرسرشار از زندگی!
(#فریدریش_نیچه / از كتاب شوپنهاور به مثابه آموزگار )
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
اندیشمند راستین همواره شاد است و تجدید قوا می کند، چه جدی باشد و چه به طنز بپردازد، چه خرد انسانی و چه شفقت خدایی اش را نشان دهد. او هیچ گاه هیاتی حقیرانه نمی گیرد. دستانش نمیلرزد و چشمانش پراشک نیستند. او همیشه اطمینان را با سادگی و شجاعت را با نیرومندی مثل یک فاتح در خود جمع دارد، اگرچه گاهی ممکن است با خشونت و بی اعتنایی رفتار کند. او همان خدای فاتح در برابر دیوهای مغلوب است، از این رو با اطمینان هر چه بیشتر، سرود شادی سر می دهد. آن شادی که انسان گاهی در نویسندگان میان مایه و متفکران مدعی و بدلی به آن برمیخورد، موجب احساس بدبختی می شود. مثلاً تأثیری که احساس خشنودی و شادی دیوید اشتراوس در من داشت، از این دست است. انسان به راستی احساس شرم می کند که چنین هم عصران شادی داشته باشد، زیرا اینان روزگار ما و مردم آن را در برابر نسل های آینده مثله می کنند. این نوع اندیشمند شاد، اصلاً نمی تواند رنج ها و ددمنشی هایی را که مدعی دیدن آنها است و با آنها میجنگد، ببیند. این است که با ابراز شادمانی اش در حقیقت ما را می فریبد، او میخواهد ما را وادارد باور کنیم جنگی در میان بوده است و از آن میان ما فاتح بیرون آمده ایم. زیرا در نهایت، شادی تنها پس از پیروزی ممکن می شود. این اصل درباره آثار متفکران حقیقی همانقدر صادق است که درباره هر نوع اثر هنری. بگذارید محتوای مطالب به همان بدی و به همان جدیتی باشد که خود زندگی هست؛ وقتی شبه متفکر یا شبه هنرمند از مرز بیکفایتی و نارسایی خود فراتر رود، اثرش تاثیری دردناک و ملالت بار ایجاد خواهد کرد. هیچ چیز بهتر و شادتر از این برای انسان نمیتواند باشد که در همجواری یکی از فاتحان معنوی متفکر و ژرف نگر، قرار بگیرد. انسان بایستی به آن چه زنده ترین است، عشق ورزد و چون فرزانگان سرانجام به زیبایی بگراید. این قهرمانان، صادقانه سخن میگویند، لکنت زبان ندارند و درباره آن چه شنیده اند وراجی نمیکنند. اینان فعالاند و به حقیقت زندگی میکنند، نه پشت یک نقاب و زندگی ایشان با عامیان متفاوت است، این است که در جوار شان احساس انسان بودن و طبیعی بودن می کنیم و بسا مانند گوته فریاد برمی آوریم: «چه قدر موجود زنده شکوهمند و گرانقدر است! چه قدر هماهنگ با آنچه در آن می زید! چه قدر حقیقی! چه قدرسرشار از زندگی!
(#فریدریش_نیچه / از كتاب شوپنهاور به مثابه آموزگار )
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
«درها و رهگذرها»
همرهم ، هم قصه ام، هر سرزمینی دوزخی ست
تیره و دم کرده چون آغوش خورشید سیاه
در رگ هر کوچه ای ماسیده خون عابری
بر سر هر چارسو خشکیده فانوس نگاه
همرهم، پایان هر ره باز راه دیگری ست
روی پیشانی هر ره سرنوشتی خفته است
جای پای رهرویی بر خاک جستم رهروی
سرنوشتی را ز چشم رهروی بنهفته است!
همرهم پایان هر ره باز آغاز رهی ست
تا نمیرد لحظه ای کی لحظه ی گردد پدید؟
مرگ پایان کی پذیرد؟ مرگ شعر زندگی ست!
تانمیرد ظلمت شب کی دمد صبح سپید؟
همرهم بیهوده می گردی به دنبال بهشت
آرزوی مرده ای در سینه ات پر می زند
گر به کوه قاف هم پا را نهی بینی دریغ
بال از اندوه خود سیمرغ بر سر می زند!
بس عبث میکاویای هم درد درمان نیست، نیست
آسمان آبی ست، آبی، هر دیاری پاکشی
بس عبث می پویی ای رهرو که ره گم کرده ای
گر تن خود از زمین بر آسمان بالا کشی
همرهم بازآی و ره از عابری گمراه پرس
تا بدانی سرزمین آرزوهایت کجاست
زود بازآ دیگری ترسم که ویرانش کند
سرزمین تو دل دیوانه ی رسوای ماست
«نصرت رحمانی»
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
«درها و رهگذرها»
همرهم ، هم قصه ام، هر سرزمینی دوزخی ست
تیره و دم کرده چون آغوش خورشید سیاه
در رگ هر کوچه ای ماسیده خون عابری
بر سر هر چارسو خشکیده فانوس نگاه
همرهم، پایان هر ره باز راه دیگری ست
روی پیشانی هر ره سرنوشتی خفته است
جای پای رهرویی بر خاک جستم رهروی
سرنوشتی را ز چشم رهروی بنهفته است!
همرهم پایان هر ره باز آغاز رهی ست
تا نمیرد لحظه ای کی لحظه ی گردد پدید؟
مرگ پایان کی پذیرد؟ مرگ شعر زندگی ست!
تانمیرد ظلمت شب کی دمد صبح سپید؟
همرهم بیهوده می گردی به دنبال بهشت
آرزوی مرده ای در سینه ات پر می زند
گر به کوه قاف هم پا را نهی بینی دریغ
بال از اندوه خود سیمرغ بر سر می زند!
بس عبث میکاویای هم درد درمان نیست، نیست
آسمان آبی ست، آبی، هر دیاری پاکشی
بس عبث می پویی ای رهرو که ره گم کرده ای
گر تن خود از زمین بر آسمان بالا کشی
همرهم بازآی و ره از عابری گمراه پرس
تا بدانی سرزمین آرزوهایت کجاست
زود بازآ دیگری ترسم که ویرانش کند
سرزمین تو دل دیوانه ی رسوای ماست
«نصرت رحمانی»
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
بی تو، مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظهای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینi عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم: حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
#فریدون_مشیری
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
بی تو، مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظهای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینi عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم: حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
#فریدون_مشیری
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔶 استقلال اقلیم کردستان یعنی ظهور ایران دوم
دکتر احمد نقیب زاده استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
➖➖بخش اول
فراتاب – گروه بین الملل: موضوع رفراندوم استقلال اقلیم کردستان تبدیل به سوژه اول محافل سیاسی و رسانه ای و حتی شبکه های اجتماعی ایران شده است و با توجه به اهمیت، هم مرزی و ... آن شاهد انجام واکنشهای مختلفی نسب به آن هستیم واکنشهایی که به مانند واکنش رسمی جمهوری اسلامی ایران، عمدتاً منفی بوده است، اما در این بین دیدگاههای متفاوت و انتقادی نیز مطرح شده است، نوشتار کوتاه زیر بخشی از یادداشت دکتر احمد نقیب زاده استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه تهران است که برای فراتاب ارسال کرده اند:
هرکس با استقلال کردها مخالفت می کند بکند ولی ایران نباید پشت کردها را خالی کند. چرا که کُردها و دیگر ایرانیان دارای پیوندهای عمیق و ناگسستنی تاریخی و فرهنگی هستند از سه خانواده ای که امپراتوری ایران را تشکیل می دادند یعنی مادها، پارس ها و پارت ها، گام اول را مادها یا کردها برداشتند. طی چند سده اخیر و در سایه ضعف حکومت های مختلف حاکم بر کشور و شکست در جنگ های سرنوشت ساز مانند چالدران، قسمت عمده ای از سرزمین بزرگ کردستان برای همیشه از ایران جدا شد و لذا شاخه همخون من اینک در سرزمین های مختلفی پراکنده شده، زجرها کشیده، قتل عام ها دیده ولی دست از کُرد بودن خود نکشیده است.
تنها قسمتی از آنها در سرزمین پدری خود باقی مانده اند و البته در اینجا هم بی مهری ها دیده اند که از جهل و نادانی ناشی می شده است. فرق اینجا (ایران) با آنجا یعنی با عراق و ترکیه و سوریه و لبنان در این است که اینجا از خود اوست. سه هزار سال است خون ایران در رگهایش جوشیده و سخن ایران بر زبانش خروشیده.، به کجا برود؟ از که روی برتابد هرچند که برادرش بعضاً نامهربان بوده باشد!
یکم اینک که می خواهد حق خود را بگیرد تا دیوانه تبهکاری کودکانش را بار دیگر در حلبچه، انفال و شنگال به خاک و خون نکشد از که چشم یاری دارد؟ اگر ترکیه و سوریه از سرافرازی کردها می ترسند بگذار بترسند اما من شاخه همخون خودم را رها نخواهم کرد. عراق هیچوقت یک دولت ملی نبوده است. مرزهایش استعماری است و ترکیب جمعیت اش تصنعی است. نه تنها کردها هیچ ربطی به اعراب ندارند بلکه اعراب سنی هم با شیعیان بیگانه اند. تمام کشورهایی که به این صورت بعد از جنگ جهانی اول از وصله پینه های متضاد تشکیل شدند مانند یوگسلاوی و چکسلواکی فروپاشیدند و هرقومی خود را گرفت. بنابراین سرنوشت محتوم عراق هم همین است.
دوم اینکه یک ملت پراکنده و سرگردان در صورتی آرام می گیرد که در گوشه ای از دنیا یک وطن مخصوص خود داشته باشد. فلسفه وجودی اسرائیل از دید غربی ها هم همین بود که گفتند تا کشور خاص خود را نداشته باشند آرام نمی گیرند. الان یهودیان زیادی هستند که از دولت اسرائیل بیزارند ولی از هم پاشیدن اسرائیل را بر نمی تابند. زیرا در آن صورت کابوس هولوکاست خوابشان را خواهد ربود.
سوم اینکه منافع ملی ایران حکم می کند که عراق یک دولت مرکزی قدرتمند نداشته باشد و لذا عدم تمرکز و یا حتی تجزیه آن بیشتر در راستای منافع ماست. زیرا دولت های مرکزی آن جز به مدد خشونت عریان قادر به حفظ این مجموعه نامتجانس نبوده و نخواهد بود. تاریخ صد سال اخیر هم نشان داده است که هرگاه دولتی متمرکز در بغداد شکل گرفته به ایران چنگ و دندان نشان داده است و باید تاکید کنم که آنچه امروز در بغداد جریان دارد نباید ملاک تصمیم گیری باشد بلکه قاعده ژئواستراتژیک تعیین کننده است و نه التهابات و تحولات گذرا.
به باور من دولت کردستان به مرکزیت اربیل هیچگاه علیه ایران شمشیر نخواهد کشید و دوستی اش با دشمنان ما از جمله اسرائیل را به ضرر ایران توسعه نخواهد داد. همه ویژگی ها و خصوصیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که در این منطقه وجود دارد باعث می شود تا من از تولد محتمل «ایران دوم» از آن یاد کنم ایران دومی که انشاءالله بدین سان شکل خواهد گرفت هیچگاه خاک خود را در اختیار معاندان ایران قرار نخواهد داد. البته آنها رفتار امروز ما را در خاطره جمعی نگه خواهند داشت. آنها باید بدانند که ما در همه جا پشتیبان آنها خواهیم بود. ما هرگز در کنار کسانی که ننگ نسل کشی در پیشانی شان نقش بسته به جنگ کردها نخواهیم رفت بلکه به صدای دف آنها تا سپیده دم استقلال کردستان عراق خواهیم رقصید.
باید به برادران و خواهران کردم بگویم که کردستان از برادرانت دلخور مباش. چرا که برخی از اینان دچار اشتباه محاسبه هستند و به زودی دوست و دشمن خود را خواهند شناخت و آغوش خود را برای تو باز خواهند کرد. وقتی خیانت ها و دسیسه هایی که جزیی از وجود اشداء کفرا و نفاق است آشکار شد آنها هم خواهند فهمید. متاسفانه گاه فهم واقعیات مشهود با تاخیر زیادی همراه است. ای کردستان مستقل چقدر من به تو نیازمند بودم.
@flith
@flith
🔶 استقلال اقلیم کردستان یعنی ظهور ایران دوم
دکتر احمد نقیب زاده استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
➖➖بخش اول
فراتاب – گروه بین الملل: موضوع رفراندوم استقلال اقلیم کردستان تبدیل به سوژه اول محافل سیاسی و رسانه ای و حتی شبکه های اجتماعی ایران شده است و با توجه به اهمیت، هم مرزی و ... آن شاهد انجام واکنشهای مختلفی نسب به آن هستیم واکنشهایی که به مانند واکنش رسمی جمهوری اسلامی ایران، عمدتاً منفی بوده است، اما در این بین دیدگاههای متفاوت و انتقادی نیز مطرح شده است، نوشتار کوتاه زیر بخشی از یادداشت دکتر احمد نقیب زاده استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه تهران است که برای فراتاب ارسال کرده اند:
هرکس با استقلال کردها مخالفت می کند بکند ولی ایران نباید پشت کردها را خالی کند. چرا که کُردها و دیگر ایرانیان دارای پیوندهای عمیق و ناگسستنی تاریخی و فرهنگی هستند از سه خانواده ای که امپراتوری ایران را تشکیل می دادند یعنی مادها، پارس ها و پارت ها، گام اول را مادها یا کردها برداشتند. طی چند سده اخیر و در سایه ضعف حکومت های مختلف حاکم بر کشور و شکست در جنگ های سرنوشت ساز مانند چالدران، قسمت عمده ای از سرزمین بزرگ کردستان برای همیشه از ایران جدا شد و لذا شاخه همخون من اینک در سرزمین های مختلفی پراکنده شده، زجرها کشیده، قتل عام ها دیده ولی دست از کُرد بودن خود نکشیده است.
تنها قسمتی از آنها در سرزمین پدری خود باقی مانده اند و البته در اینجا هم بی مهری ها دیده اند که از جهل و نادانی ناشی می شده است. فرق اینجا (ایران) با آنجا یعنی با عراق و ترکیه و سوریه و لبنان در این است که اینجا از خود اوست. سه هزار سال است خون ایران در رگهایش جوشیده و سخن ایران بر زبانش خروشیده.، به کجا برود؟ از که روی برتابد هرچند که برادرش بعضاً نامهربان بوده باشد!
یکم اینک که می خواهد حق خود را بگیرد تا دیوانه تبهکاری کودکانش را بار دیگر در حلبچه، انفال و شنگال به خاک و خون نکشد از که چشم یاری دارد؟ اگر ترکیه و سوریه از سرافرازی کردها می ترسند بگذار بترسند اما من شاخه همخون خودم را رها نخواهم کرد. عراق هیچوقت یک دولت ملی نبوده است. مرزهایش استعماری است و ترکیب جمعیت اش تصنعی است. نه تنها کردها هیچ ربطی به اعراب ندارند بلکه اعراب سنی هم با شیعیان بیگانه اند. تمام کشورهایی که به این صورت بعد از جنگ جهانی اول از وصله پینه های متضاد تشکیل شدند مانند یوگسلاوی و چکسلواکی فروپاشیدند و هرقومی خود را گرفت. بنابراین سرنوشت محتوم عراق هم همین است.
دوم اینکه یک ملت پراکنده و سرگردان در صورتی آرام می گیرد که در گوشه ای از دنیا یک وطن مخصوص خود داشته باشد. فلسفه وجودی اسرائیل از دید غربی ها هم همین بود که گفتند تا کشور خاص خود را نداشته باشند آرام نمی گیرند. الان یهودیان زیادی هستند که از دولت اسرائیل بیزارند ولی از هم پاشیدن اسرائیل را بر نمی تابند. زیرا در آن صورت کابوس هولوکاست خوابشان را خواهد ربود.
سوم اینکه منافع ملی ایران حکم می کند که عراق یک دولت مرکزی قدرتمند نداشته باشد و لذا عدم تمرکز و یا حتی تجزیه آن بیشتر در راستای منافع ماست. زیرا دولت های مرکزی آن جز به مدد خشونت عریان قادر به حفظ این مجموعه نامتجانس نبوده و نخواهد بود. تاریخ صد سال اخیر هم نشان داده است که هرگاه دولتی متمرکز در بغداد شکل گرفته به ایران چنگ و دندان نشان داده است و باید تاکید کنم که آنچه امروز در بغداد جریان دارد نباید ملاک تصمیم گیری باشد بلکه قاعده ژئواستراتژیک تعیین کننده است و نه التهابات و تحولات گذرا.
به باور من دولت کردستان به مرکزیت اربیل هیچگاه علیه ایران شمشیر نخواهد کشید و دوستی اش با دشمنان ما از جمله اسرائیل را به ضرر ایران توسعه نخواهد داد. همه ویژگی ها و خصوصیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که در این منطقه وجود دارد باعث می شود تا من از تولد محتمل «ایران دوم» از آن یاد کنم ایران دومی که انشاءالله بدین سان شکل خواهد گرفت هیچگاه خاک خود را در اختیار معاندان ایران قرار نخواهد داد. البته آنها رفتار امروز ما را در خاطره جمعی نگه خواهند داشت. آنها باید بدانند که ما در همه جا پشتیبان آنها خواهیم بود. ما هرگز در کنار کسانی که ننگ نسل کشی در پیشانی شان نقش بسته به جنگ کردها نخواهیم رفت بلکه به صدای دف آنها تا سپیده دم استقلال کردستان عراق خواهیم رقصید.
باید به برادران و خواهران کردم بگویم که کردستان از برادرانت دلخور مباش. چرا که برخی از اینان دچار اشتباه محاسبه هستند و به زودی دوست و دشمن خود را خواهند شناخت و آغوش خود را برای تو باز خواهند کرد. وقتی خیانت ها و دسیسه هایی که جزیی از وجود اشداء کفرا و نفاق است آشکار شد آنها هم خواهند فهمید. متاسفانه گاه فهم واقعیات مشهود با تاخیر زیادی همراه است. ای کردستان مستقل چقدر من به تو نیازمند بودم.
@flith
من که خواهری یا برادری دراین منطقه پرآشوب ندارم.
و با تولد تو دیگر کسی از نوروز ما نمی ترسد. دیگر کسی ما را گبر و مجوس نخواهد نامید. دیگر ایران تنها نیست. من و تو همان ایرانی با نماد روشنی و آتش هستیم که از پس قرون و اعصار مانند دماوند سرفراز ایستاده ایم.
دکتر احمد نقیب زاده استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
و با تولد تو دیگر کسی از نوروز ما نمی ترسد. دیگر کسی ما را گبر و مجوس نخواهد نامید. دیگر ایران تنها نیست. من و تو همان ایرانی با نماد روشنی و آتش هستیم که از پس قرون و اعصار مانند دماوند سرفراز ایستاده ایم.
دکتر احمد نقیب زاده استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
پيام آدينه :
" معلم خوب انديشيدن را مي آموزد ، نه انديشه را"
"جهاني كه خلق كرده ايم حاصل تفكر و انديشه ي ماست" ، اين جمله منسوب به انيشتين است و موارد مشابه آن راانديشمندان ديگري نيز گفته اند .
در آينده ، هيچ چيزي بدون روش هاي نوين و بدون نو انديشي ، تغيير مطلوب نخواهد كرد . اگربخواهيم دنيايي جديدي خلق كنيم ، ابتدا بايد تفكر و زمينه هاي فكري خود را تغييربدهيم . اغلب ما واكنشي مي انديشيم و با تمام انرژي سعي مي كنيم مشكلي را حل كنيم . اما افراد موفق ، با تفكر و انديشه خلاق سعي مي كنند تا روش هاي نويني و چيزهاي جديدي در زندگي خود خلق كنند .
اما نو انديشي و خلاق بودن را بايد آموخت ، انديشيدن را بايد آموخت ، براي همين ما به معلماني نيازمنديم كه به جاي ياد دادن انديشه ها ، انديشيدن و نو انديشي را به ما بياموزند و فقط يك معلم خوب اين توانايي را دارد .
.................
غروب آدينه دوستان نیک، زيبا و سرشار از انديشه هاي نو . امیدوارم كه در سال تحصيلي جديد از نعمت حضور معلماني انديشه ورز بهره مند شويم و فرزندانمان در مدرسه و دانشگاه ، انديشيدن را بياموزند .
٣١شهريور ٩٦
#عبدالحسین_زیرک
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
پيام آدينه :
" معلم خوب انديشيدن را مي آموزد ، نه انديشه را"
"جهاني كه خلق كرده ايم حاصل تفكر و انديشه ي ماست" ، اين جمله منسوب به انيشتين است و موارد مشابه آن راانديشمندان ديگري نيز گفته اند .
در آينده ، هيچ چيزي بدون روش هاي نوين و بدون نو انديشي ، تغيير مطلوب نخواهد كرد . اگربخواهيم دنيايي جديدي خلق كنيم ، ابتدا بايد تفكر و زمينه هاي فكري خود را تغييربدهيم . اغلب ما واكنشي مي انديشيم و با تمام انرژي سعي مي كنيم مشكلي را حل كنيم . اما افراد موفق ، با تفكر و انديشه خلاق سعي مي كنند تا روش هاي نويني و چيزهاي جديدي در زندگي خود خلق كنند .
اما نو انديشي و خلاق بودن را بايد آموخت ، انديشيدن را بايد آموخت ، براي همين ما به معلماني نيازمنديم كه به جاي ياد دادن انديشه ها ، انديشيدن و نو انديشي را به ما بياموزند و فقط يك معلم خوب اين توانايي را دارد .
.................
غروب آدينه دوستان نیک، زيبا و سرشار از انديشه هاي نو . امیدوارم كه در سال تحصيلي جديد از نعمت حضور معلماني انديشه ورز بهره مند شويم و فرزندانمان در مدرسه و دانشگاه ، انديشيدن را بياموزند .
٣١شهريور ٩٦
#عبدالحسین_زیرک
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
علل بیماری های روانی در افراد تراکم امیال و غرایز سرکوب شده در ضمیر ناخودآگاه می باشد که به واسطه ارضاء نشدن، فشرده گشته و تعادل روانی را برهم زده و در نتیجه موجب بیماری های روانی می شوند.
حال هرگاه این مسأله را بر اجتماع انطباق دهیم به همان نتیجه فردی باز خواهیم رسید. همانگونه که محدودیت های فردی موجب واپس زدگی و سرکوب امیال می شوند، محدودیت های اجتماعی نیز موجب سرکوفته شدن تمایلات اجتماعی گشته و موجبات انقلاب را فراهم می آورند. در اجتماع و کشورهایی که آزادی وجود ندارد و نیروی زور و فشار دولت و طبقه حاکمه محدودیت های بسیاری برای مردم ایجاد می نماید بر طبق اصول روانکاوی تمایلات آزادی خواهانه مردم سرکوفته شده و در ناخودآگاه اجتماعی متراکم می شوند و این تراکم آنقدر ادامه می یاید تا منجر به فوران و انفجار گردد.
هرگاه جریان انقلاب را در کشورهای جهان مورد کاوش قرار دهیم و بر آن باشیم تا به چگونگی و مبنای آن پی بریم مشاهده خواهیم نمود که انقلاب اکثراً و به طور مطلق در کشورهای کم رشد و استثمار شده ای رخ می دهد که فاقد شیوه دموکراسی بوده و با رژیم استبداد اداره می شوند؛ و به عکس در کشورهایی که مردمش از آزادی حکومتی برخوردارند و در رأس اجتماع شان دولتی آزادیخواه و دموکرات قرار دارد هیچگاه انقلاب و شورشی حادث نمی شود چون دلیلی بر واپس زده شدن غرایز و سرکوفته شدن تمایلات برای آنان وجود ندارد.
#زیگموند_فروید، برگرفته از کتاب آینده یک پندار
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
علل بیماری های روانی در افراد تراکم امیال و غرایز سرکوب شده در ضمیر ناخودآگاه می باشد که به واسطه ارضاء نشدن، فشرده گشته و تعادل روانی را برهم زده و در نتیجه موجب بیماری های روانی می شوند.
حال هرگاه این مسأله را بر اجتماع انطباق دهیم به همان نتیجه فردی باز خواهیم رسید. همانگونه که محدودیت های فردی موجب واپس زدگی و سرکوب امیال می شوند، محدودیت های اجتماعی نیز موجب سرکوفته شدن تمایلات اجتماعی گشته و موجبات انقلاب را فراهم می آورند. در اجتماع و کشورهایی که آزادی وجود ندارد و نیروی زور و فشار دولت و طبقه حاکمه محدودیت های بسیاری برای مردم ایجاد می نماید بر طبق اصول روانکاوی تمایلات آزادی خواهانه مردم سرکوفته شده و در ناخودآگاه اجتماعی متراکم می شوند و این تراکم آنقدر ادامه می یاید تا منجر به فوران و انفجار گردد.
هرگاه جریان انقلاب را در کشورهای جهان مورد کاوش قرار دهیم و بر آن باشیم تا به چگونگی و مبنای آن پی بریم مشاهده خواهیم نمود که انقلاب اکثراً و به طور مطلق در کشورهای کم رشد و استثمار شده ای رخ می دهد که فاقد شیوه دموکراسی بوده و با رژیم استبداد اداره می شوند؛ و به عکس در کشورهایی که مردمش از آزادی حکومتی برخوردارند و در رأس اجتماع شان دولتی آزادیخواه و دموکرات قرار دارد هیچگاه انقلاب و شورشی حادث نمی شود چون دلیلی بر واپس زده شدن غرایز و سرکوفته شدن تمایلات برای آنان وجود ندارد.
#زیگموند_فروید، برگرفته از کتاب آینده یک پندار
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پرواز فکرواندیشه flith@
🍃🌺 زنده یاد نجمه زارع 🌺🍃
نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. وی شش ماه پس از تولد همراه با خانوادهاش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند. دوران دبستان را در مدرسهی «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سالهای 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشتهی عمران پرداخت و سرانجام با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.
وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگرههای شعر و سرایش 4 دفتر شعر، نام خود را در حافظهی ادبی ایران ثبت نمود.
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
وقتی دلم به سمت تو مایل نمیشود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمیشود
دیوانهام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانهی تو است که عاقل نمیشود
تکلیف پای عابران چیست؟ آیهای
از آسمان فاصله نازل نمیشود
خط میزنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمیشود؟
میخواستم رها شوم از عاشقانهها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمیشود
تا نیستی تمام غزلها معلّق اند
این شعر مدتیست که کامل نمیشود
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
🍃🌺 زنده یاد نجمه زارع 🌺🍃
نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. وی شش ماه پس از تولد همراه با خانوادهاش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند. دوران دبستان را در مدرسهی «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سالهای 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشتهی عمران پرداخت و سرانجام با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.
وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگرههای شعر و سرایش 4 دفتر شعر، نام خود را در حافظهی ادبی ایران ثبت نمود.
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
وقتی دلم به سمت تو مایل نمیشود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمیشود
دیوانهام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانهی تو است که عاقل نمیشود
تکلیف پای عابران چیست؟ آیهای
از آسمان فاصله نازل نمیشود
خط میزنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمیشود؟
میخواستم رها شوم از عاشقانهها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمیشود
تا نیستی تمام غزلها معلّق اند
این شعر مدتیست که کامل نمیشود
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پرواز فکرواندیشه flith@
باران و چتـــر و شال و شنل بود و ما دو تا…
جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…
وقتـــی نگاه من بــه تو افتاد، سرنوشت
تصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا…
روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا
افتــاد روی میـــز ورقهــــای سرنوشت
فنجان و فال و بیبی و دِل بود و ما دو تا
کمکم زمانه داشت به هــم میرساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا…
تا آفتاب زد همـــه جـــا تــــار شد برام
دنیا چهقدر سرد و کسل بود و ما دو تا،
از خواب میپریم کـه این ماجرا فقط
یک آرزوی مانده به دل بود و ما دو تا
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
باران و چتـــر و شال و شنل بود و ما دو تا…
جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…
وقتـــی نگاه من بــه تو افتاد، سرنوشت
تصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا…
روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا
افتــاد روی میـــز ورقهــــای سرنوشت
فنجان و فال و بیبی و دِل بود و ما دو تا
کمکم زمانه داشت به هــم میرساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا…
تا آفتاب زد همـــه جـــا تــــار شد برام
دنیا چهقدر سرد و کسل بود و ما دو تا،
از خواب میپریم کـه این ماجرا فقط
یک آرزوی مانده به دل بود و ما دو تا
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
امروز سالروز پر کشیدن نجمه زارع پدیده ی جوانمرگ غزلسرایی معاصر است
نجمه زارع متولد ۱۳۶۱ در کازرون، مهندس عمران از همدان در عمر کوتاه ادبی خود بیش از ۲۰ جایزه ی ملی کسب کرد. او که از بهترین نمونه های غزلسرایی معاصر بود در سن ۲۳ سالگی بر اثر تزریق داروی بیهوشی اشتباه به کما رفت و درگذشت. اشعار زارع به شورانگیزی بسیار با حفظ اخلاق معروفند.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
امروز سالروز پر کشیدن نجمه زارع پدیده ی جوانمرگ غزلسرایی معاصر است
نجمه زارع متولد ۱۳۶۱ در کازرون، مهندس عمران از همدان در عمر کوتاه ادبی خود بیش از ۲۰ جایزه ی ملی کسب کرد. او که از بهترین نمونه های غزلسرایی معاصر بود در سن ۲۳ سالگی بر اثر تزریق داروی بیهوشی اشتباه به کما رفت و درگذشت. اشعار زارع به شورانگیزی بسیار با حفظ اخلاق معروفند.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
.
فردا اول خلقت است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محسن رنانی / ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
فردا اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز می شود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دین یک ملت، دموکراسی یک ملت، آزادی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز می شود. همانگونه که در طبیعتِ زمین، همه چیز از مهر آسمان شروع می شود و بدون خورشید، طبیعت زمین عقیم خواهد ماند، در جامعه انسانی نیز همه چیز از مهر شروع میشود. ماه مهر آغاز کشتوکار در مزرعهی وجود کودکانی است که اگر در دلشان مهر بکاریم، سرنوشتمان مهرآگین خواهد شد.
فردا رئیس جمهور به مدرسه می رود و زنگ اول مهر را می زند. اما نه رئیس جهور میداند و نه دیگر یارانش، و نه دیگرانی که خود را متولیان این دیار میدانند که مدرسه ها مان زنگ زده است، که کتابهامان زنگ زده است، که معلمانمان زنگ زدهاند، که مغزهامان زنگ زده است، و این روزها از دلهای ما نیز بوی زنگ زدگی می آید. چه حکایتی است! رئیس جمهوری که بیشتر اعضای هیات دولتش زنگ زده اند، باید زنگ اول مهر را بزند. ما نسل آدمهای زنگ زدهای هستیم که میخواهیم کودکانی که جنسشان از طلاست را صیغل دهیم و پرداخت کنیم.
از فردا ۱۳ میلیون زندانی را صبح به صبح راهی زندانهای زنگ زده میکنیم و به دست زندانبانهای زنگ زده میسپاریم. فقط اقتصاد ما نیست که درماندهی سیاستمداران زنگ زده شده است، کودکان ما نیز زندانی زنگ زدگیهای ما شدهاند. نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهرههایش را روغن میزنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد. آن هم در عصری که نظامهای آموزشی ارگانیک به پایان خود می رسند و عصر نظامهای آموزشی کاتالیک فرا رسیده است.
وقتی برای وزیرپیشین آموزش و پرورش توضیح دادم که چرا میگویم عقب ماندگی ما ریشه در نظام آموزشی ما دارد و برایش گفتم که چگونه بذر توسعه در مدرسه کاشته می شود و اکنون با این شیوههای آموزشی، اگر بذری هم در درون کودکان باشد می خشکانیم. گفت این ها حرفهای مهمی است که باید همه وزرا بشنوند. اما بیچاره هرچه تلاش کرد نشد که این بحث را به هیات دولت ببرد. و بعدها پیام داد که الان دغدغه دولت، آموزش نیست. راست هم می گفت دولت الان باید نیمی از انرژی خود را صرف تامین حقوق آخر ماه کارمندان و بازنشستگان و پرداخت یارانهها کند و بقیه انرژی اش را هم صرف مراقبت از لنگ پاهایی بکند که برایش می بندند، پس دیگر نوبت به نگرانی نسبت به آموزش و پرورش نمیرسد.
آی معلمهای عزیز، ما می دانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید مبادا آنان زنگ بزنند. باور کنید مشق شب شیوه ای زنگ زده است، باور کنید املا مغز کودکان ما را زنگ زده میکند، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمی زند بلکه متلاشی می کند، باور کنید رقابت هایی که بر سر نمره ایجاد می کنید از ترکشهای جنگی مخرب تر است. لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان بیشتر شد، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتی مان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد. پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم.
پس لطفا به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید........
...... ادامه نوشته را در لینکهای در زیر بخوانید:
اگر با تلفن همراه میخوانید بر روی مستطیل INSTANT VIEW که در پایین نوشته آمده است کلیک کنید.
http://goo.gl/XuK4nU
و اگر با کامپیوتر می خوانید بر روی لینک زیر کلیک کنید:
http://renani.net/texts/notes/657-1396-07
.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
.
فردا اول خلقت است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محسن رنانی / ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
فردا اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز می شود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دین یک ملت، دموکراسی یک ملت، آزادی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز می شود. همانگونه که در طبیعتِ زمین، همه چیز از مهر آسمان شروع می شود و بدون خورشید، طبیعت زمین عقیم خواهد ماند، در جامعه انسانی نیز همه چیز از مهر شروع میشود. ماه مهر آغاز کشتوکار در مزرعهی وجود کودکانی است که اگر در دلشان مهر بکاریم، سرنوشتمان مهرآگین خواهد شد.
فردا رئیس جمهور به مدرسه می رود و زنگ اول مهر را می زند. اما نه رئیس جهور میداند و نه دیگر یارانش، و نه دیگرانی که خود را متولیان این دیار میدانند که مدرسه ها مان زنگ زده است، که کتابهامان زنگ زده است، که معلمانمان زنگ زدهاند، که مغزهامان زنگ زده است، و این روزها از دلهای ما نیز بوی زنگ زدگی می آید. چه حکایتی است! رئیس جمهوری که بیشتر اعضای هیات دولتش زنگ زده اند، باید زنگ اول مهر را بزند. ما نسل آدمهای زنگ زدهای هستیم که میخواهیم کودکانی که جنسشان از طلاست را صیغل دهیم و پرداخت کنیم.
از فردا ۱۳ میلیون زندانی را صبح به صبح راهی زندانهای زنگ زده میکنیم و به دست زندانبانهای زنگ زده میسپاریم. فقط اقتصاد ما نیست که درماندهی سیاستمداران زنگ زده شده است، کودکان ما نیز زندانی زنگ زدگیهای ما شدهاند. نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهرههایش را روغن میزنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد. آن هم در عصری که نظامهای آموزشی ارگانیک به پایان خود می رسند و عصر نظامهای آموزشی کاتالیک فرا رسیده است.
وقتی برای وزیرپیشین آموزش و پرورش توضیح دادم که چرا میگویم عقب ماندگی ما ریشه در نظام آموزشی ما دارد و برایش گفتم که چگونه بذر توسعه در مدرسه کاشته می شود و اکنون با این شیوههای آموزشی، اگر بذری هم در درون کودکان باشد می خشکانیم. گفت این ها حرفهای مهمی است که باید همه وزرا بشنوند. اما بیچاره هرچه تلاش کرد نشد که این بحث را به هیات دولت ببرد. و بعدها پیام داد که الان دغدغه دولت، آموزش نیست. راست هم می گفت دولت الان باید نیمی از انرژی خود را صرف تامین حقوق آخر ماه کارمندان و بازنشستگان و پرداخت یارانهها کند و بقیه انرژی اش را هم صرف مراقبت از لنگ پاهایی بکند که برایش می بندند، پس دیگر نوبت به نگرانی نسبت به آموزش و پرورش نمیرسد.
آی معلمهای عزیز، ما می دانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید مبادا آنان زنگ بزنند. باور کنید مشق شب شیوه ای زنگ زده است، باور کنید املا مغز کودکان ما را زنگ زده میکند، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمی زند بلکه متلاشی می کند، باور کنید رقابت هایی که بر سر نمره ایجاد می کنید از ترکشهای جنگی مخرب تر است. لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان بیشتر شد، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتی مان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد. پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم.
پس لطفا به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید........
...... ادامه نوشته را در لینکهای در زیر بخوانید:
اگر با تلفن همراه میخوانید بر روی مستطیل INSTANT VIEW که در پایین نوشته آمده است کلیک کنید.
http://goo.gl/XuK4nU
و اگر با کامپیوتر می خوانید بر روی لینک زیر کلیک کنید:
http://renani.net/texts/notes/657-1396-07
.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Telegraph
فردا اول خلقت است
فردا اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز میشود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دین یک ملت، دموکراسی یک ملت، آزادی یک ملت و عدالت یک ملت،…
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
(((((((((((((((( تونل زمان ))))))))))))))))
📜اول مهر زادروز
x محمدرضا شجریان x
🖊محمدرضا شجریان
( زاده ۱ مهر ۱۳۱۹ مشهد ) موسیقیدان، آهنگساز، خواننده و خوشنویس
🖊وی از برجستهترین هنرمندان موسیقی سنتی ایرانی است که آلبومهای بسیاری را در این زمینه منتشر کرده است.
او را با ویژگی نوع صدا و سبک مخصوص به خود و اجرای تصنیفهای ملی میهنی میشناسند.
🖊سایت انجمن آسیا وی را پرآوازهترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی، روزنامهٔ ونکوور سان او را یکی از مهمترین هنرمندان موسیقی جهان و همچنین رادیوی عمومی ملی (NPR) در سال ۲۰۱۰ وی را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کردهاست.
🖊محمدرضا شجریان، رئیس کنونی شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیانگذار گروه شهناز و ابداع کننده چندین ساز موسیقی است.
🖊همچنین از فرزندان محمدرضا شجریان، همایون و مژگان در زمینهٔ موسیقی فعالیت دارند. شجریان در قرائت قرآن نیز فعالیت داشته و دعای ربنا معروفترین تلاوتهای قرآنیِ اوست.
🖊خوانندگان سرشناسی چون ایرج بسطامی، شهرام ناظری، حسامالدین سراج، حمیدرضا نوربخش و پسرش همایون از شاگردان شجریان هستند.
🖊محمدرضا شجریان در پیام ویدیویی برای تبریک نوروز ۱۳۹۵ با چهرهای متفاوت و موهای بسیار کوتاه حاضر شد.
🖊برخی سایتها از ابتلای او به سرطان کلیه خبر دادند.
او در این پیام ویدیویی می گوید خود من هم با یک میهمان ۱۵ سالهای سالهاست که آشنا هستم و دوست شدیم با همدیگر و الآن هم من به خاطر همان اینجا ایستادهام و طبق دستور ایشان موهای سرم را هم کوتاه کردم و بچهٔ حرفگوشکنی شدم و چند وقت دیگر هم در اینجا هستم، چون آرامش خوبی دارم و خیلی راحتم اینجا، برای اینکه با این میهمان بتوانیم به تفاهم برسیم انشاءالله. به تفاهم که رسیدیم، راه میافتم میآیم به سراغ شما هممیهنان عزیزم و کارهای هنریام را دنبال خواهم کرد.
🖊چندی پیش در تابستان ۱۳۹۶ روابط عمومی محمدرضا شجریان نیز در گفتگویی اعلام کرد؛ حال استاد آواز ایران خوب است و تنها صفحات اینستاگرامی همایون شجریان و محمدرضا شجریان آخرین اخبار و دقیقترین مرتبط با محمدرضا شجریان را اطلاعرسانی خواهند کرد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
(((((((((((((((( تونل زمان ))))))))))))))))
📜اول مهر زادروز
x محمدرضا شجریان x
🖊محمدرضا شجریان
( زاده ۱ مهر ۱۳۱۹ مشهد ) موسیقیدان، آهنگساز، خواننده و خوشنویس
🖊وی از برجستهترین هنرمندان موسیقی سنتی ایرانی است که آلبومهای بسیاری را در این زمینه منتشر کرده است.
او را با ویژگی نوع صدا و سبک مخصوص به خود و اجرای تصنیفهای ملی میهنی میشناسند.
🖊سایت انجمن آسیا وی را پرآوازهترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی، روزنامهٔ ونکوور سان او را یکی از مهمترین هنرمندان موسیقی جهان و همچنین رادیوی عمومی ملی (NPR) در سال ۲۰۱۰ وی را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کردهاست.
🖊محمدرضا شجریان، رئیس کنونی شورای عالی خانه موسیقی ایران، بنیانگذار گروه شهناز و ابداع کننده چندین ساز موسیقی است.
🖊همچنین از فرزندان محمدرضا شجریان، همایون و مژگان در زمینهٔ موسیقی فعالیت دارند. شجریان در قرائت قرآن نیز فعالیت داشته و دعای ربنا معروفترین تلاوتهای قرآنیِ اوست.
🖊خوانندگان سرشناسی چون ایرج بسطامی، شهرام ناظری، حسامالدین سراج، حمیدرضا نوربخش و پسرش همایون از شاگردان شجریان هستند.
🖊محمدرضا شجریان در پیام ویدیویی برای تبریک نوروز ۱۳۹۵ با چهرهای متفاوت و موهای بسیار کوتاه حاضر شد.
🖊برخی سایتها از ابتلای او به سرطان کلیه خبر دادند.
او در این پیام ویدیویی می گوید خود من هم با یک میهمان ۱۵ سالهای سالهاست که آشنا هستم و دوست شدیم با همدیگر و الآن هم من به خاطر همان اینجا ایستادهام و طبق دستور ایشان موهای سرم را هم کوتاه کردم و بچهٔ حرفگوشکنی شدم و چند وقت دیگر هم در اینجا هستم، چون آرامش خوبی دارم و خیلی راحتم اینجا، برای اینکه با این میهمان بتوانیم به تفاهم برسیم انشاءالله. به تفاهم که رسیدیم، راه میافتم میآیم به سراغ شما هممیهنان عزیزم و کارهای هنریام را دنبال خواهم کرد.
🖊چندی پیش در تابستان ۱۳۹۶ روابط عمومی محمدرضا شجریان نیز در گفتگویی اعلام کرد؛ حال استاد آواز ایران خوب است و تنها صفحات اینستاگرامی همایون شجریان و محمدرضا شجریان آخرین اخبار و دقیقترین مرتبط با محمدرضا شجریان را اطلاعرسانی خواهند کرد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کوهستان با رودخانه می آمیزد
و رودخانه ها با اقیانوس
بادهای آسمانی تا همیشه با شوری شیرین آمیخته اند
هیچ چیز در جهان تنها نیست
همه چیز با قانونی طبيعي در نفسي واحد آمیخته است.
من و تو چرا چنین نباشیم؟
ببین که کوهستان آسمان را می بوسد
و موج ها همدیگر را در آغوش می کشند
خواهران شکوفه آمرزیده نخواهند شد اگر برادران شان را خار بشمارند.
نور آفتاب زمین را در آغوش می فشارد
و ماهتاب بر دریا بوسه می زند.
اما این همه شیرینی چه ارزشی دارد
اگر تو مرا نبوسی؟
پرسي بيش شلي(1792/1822)
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
کوهستان با رودخانه می آمیزد
و رودخانه ها با اقیانوس
بادهای آسمانی تا همیشه با شوری شیرین آمیخته اند
هیچ چیز در جهان تنها نیست
همه چیز با قانونی طبيعي در نفسي واحد آمیخته است.
من و تو چرا چنین نباشیم؟
ببین که کوهستان آسمان را می بوسد
و موج ها همدیگر را در آغوش می کشند
خواهران شکوفه آمرزیده نخواهند شد اگر برادران شان را خار بشمارند.
نور آفتاب زمین را در آغوش می فشارد
و ماهتاب بر دریا بوسه می زند.
اما این همه شیرینی چه ارزشی دارد
اگر تو مرا نبوسی؟
پرسي بيش شلي(1792/1822)
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
در حقیقت افسانه های بهشت و دوزخ همواره در ادیان گوناگون برای انگیزش طبقه متوسط و تحت نظر گرفتن اعمال آنها به وجود آمده است.
شدت و ضعف بهشت و دوزخ را از نظر فریبندگی و هراس انگیزی میان ملل و اقوام مختلف و گوناگون می توان به نسبت فهم و شعور آنان سنجید.
(#زیگموند_فروید /کتاب آینده یک پندار
صفحه 212)
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
در حقیقت افسانه های بهشت و دوزخ همواره در ادیان گوناگون برای انگیزش طبقه متوسط و تحت نظر گرفتن اعمال آنها به وجود آمده است.
شدت و ضعف بهشت و دوزخ را از نظر فریبندگی و هراس انگیزی میان ملل و اقوام مختلف و گوناگون می توان به نسبت فهم و شعور آنان سنجید.
(#زیگموند_فروید /کتاب آینده یک پندار
صفحه 212)
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
جامعه ای که برابری را هدفی والا تر از آزادی می گیرد،نه به برابری دست خواهد یافت و نه به آزادی.
هدف گرفتنِ برابری میسر نیست جز این که به برخی دیگر بستانند و وقتی هدف تان رسیدن به برابری است آنچه که نهایتا اتفاق می افتد این است که الف و ب تصمیم می گیرند که جیم باید چه کاری برای دال انجام دهد با این تفاوت که در این میانه،اندکی کارمزد هم برای خود برمی دارند.
🖊میلتون #فریدمن/برنده نوبل اقتصاد1976
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
جامعه ای که برابری را هدفی والا تر از آزادی می گیرد،نه به برابری دست خواهد یافت و نه به آزادی.
هدف گرفتنِ برابری میسر نیست جز این که به برخی دیگر بستانند و وقتی هدف تان رسیدن به برابری است آنچه که نهایتا اتفاق می افتد این است که الف و ب تصمیم می گیرند که جیم باید چه کاری برای دال انجام دهد با این تفاوت که در این میانه،اندکی کارمزد هم برای خود برمی دارند.
🖊میلتون #فریدمن/برنده نوبل اقتصاد1976
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
"این تخم لق کردستان مستقل را انگلیسها در دهن اکراد شکسته و خاطر دولت ترکیه را از این جهت متزلزل ساختهاند و البته ما هم باید مثل آنها متزلزل باشیم.
با اهمیتی که ناحیه نفتخیز کردستان پیدا کرده، من باور نمیکنم انگلیسهای مآلاندیش آرام بنشینند و بگذارند دولت ترکیه خود را جمعآوری کند و چند سال دیگر سروقت موصل برود و برای جلوگیری از این خطر، یقینا کردها را به عنوان استقلال با خود همدست خواهند کرد.
فرضا که انگلیسها هم در این باب اهتمامی نکنند، چون این حرف به دهنها افتاده و کردها هم مردمان بااستعدادی هستند، خودشان بالطبیعه دنبال آن میروند. خاصه اینکه به غیرتشان نخواهد گنجید که زیردست عرب باشند.
پس ما باید در هر حال به فکر کردستان خودمان باشیم و اگر حقیقتا ممکن شد، ترکها را با خودمان همدست کنیم اما نه برای مضمحل و منقرض کردن اکراد، چه این خیالی خام است. بلکه به مهربانی و ذیعلاقه ساختن آنها به دولت ایران و تربیت کردن آنها به تربیت ایرانی و این کار برای ما سهلتر است تا برای ترکیه.
زیرا کردها از حیث زبانی و نژاد ایرانی هستند و الان کسانی که میخواهند غیرت ملی در آنها ایجاد کنند، به شاهنامه و داستان جمشید و فریدون متوسل میشوند.
اگر مامورین دولت ایرانی، قدری عاقل باشند و طمع را هم کم کنند و دست تعدی و اجحاف را از سر اکراد کوتاه نمایند و فی الجمله حسن تدبیری به خرج دهند، اقل مطالب این است که بین کرد و فارس، خصومت و کینه نخواهد بود و روزی که خیال کردستان مستقل، قوت بگیرد، کردهای ایران برای ما اسباب زحمت نخواهند شد و شاید که جنبه ایرانی آنها غلبه کند و هیچ آسیبی به ما نرسد بلکه منتفع هم بشویم. اما اگر رویه مامورین ایرانی، مثل سابق باشد و بعلاوه لاقیدی ما، کردها را به حال خود بگذارد، به عقیده بنده، مخاطره نزدیک است."
از کتاب "سیاست نامه ذکاء الملک" به اهتمام #ایرج_افشار. صص ۱۲۳_۱۳۰
اینها را #محمد_علی_فروغی، حدودا نود سال پیش نوشته. از آن زمان تاکنون، درد همان درد است و درمان هم همان درمان!
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
"این تخم لق کردستان مستقل را انگلیسها در دهن اکراد شکسته و خاطر دولت ترکیه را از این جهت متزلزل ساختهاند و البته ما هم باید مثل آنها متزلزل باشیم.
با اهمیتی که ناحیه نفتخیز کردستان پیدا کرده، من باور نمیکنم انگلیسهای مآلاندیش آرام بنشینند و بگذارند دولت ترکیه خود را جمعآوری کند و چند سال دیگر سروقت موصل برود و برای جلوگیری از این خطر، یقینا کردها را به عنوان استقلال با خود همدست خواهند کرد.
فرضا که انگلیسها هم در این باب اهتمامی نکنند، چون این حرف به دهنها افتاده و کردها هم مردمان بااستعدادی هستند، خودشان بالطبیعه دنبال آن میروند. خاصه اینکه به غیرتشان نخواهد گنجید که زیردست عرب باشند.
پس ما باید در هر حال به فکر کردستان خودمان باشیم و اگر حقیقتا ممکن شد، ترکها را با خودمان همدست کنیم اما نه برای مضمحل و منقرض کردن اکراد، چه این خیالی خام است. بلکه به مهربانی و ذیعلاقه ساختن آنها به دولت ایران و تربیت کردن آنها به تربیت ایرانی و این کار برای ما سهلتر است تا برای ترکیه.
زیرا کردها از حیث زبانی و نژاد ایرانی هستند و الان کسانی که میخواهند غیرت ملی در آنها ایجاد کنند، به شاهنامه و داستان جمشید و فریدون متوسل میشوند.
اگر مامورین دولت ایرانی، قدری عاقل باشند و طمع را هم کم کنند و دست تعدی و اجحاف را از سر اکراد کوتاه نمایند و فی الجمله حسن تدبیری به خرج دهند، اقل مطالب این است که بین کرد و فارس، خصومت و کینه نخواهد بود و روزی که خیال کردستان مستقل، قوت بگیرد، کردهای ایران برای ما اسباب زحمت نخواهند شد و شاید که جنبه ایرانی آنها غلبه کند و هیچ آسیبی به ما نرسد بلکه منتفع هم بشویم. اما اگر رویه مامورین ایرانی، مثل سابق باشد و بعلاوه لاقیدی ما، کردها را به حال خود بگذارد، به عقیده بنده، مخاطره نزدیک است."
از کتاب "سیاست نامه ذکاء الملک" به اهتمام #ایرج_افشار. صص ۱۲۳_۱۳۰
اینها را #محمد_علی_فروغی، حدودا نود سال پیش نوشته. از آن زمان تاکنون، درد همان درد است و درمان هم همان درمان!
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith