کانال پروازفکرواندیشه
@flith
(((((((((((((((( تونل زمان ))))))))))))))))
📜 ۲۷ شهریور سالروز درگذشت
x محمدحسین شهریار x
🖊محمد حسین شهریار ( زاده سال ۱۲۸۵ تبریز — درگذشته
۲۷ شهریور ۱۳۶۷ تهران)
شاعر
🖊وی دوران کودکی را به علت شیوع بیماری در شهر، در روستاهای قایش قورشاق، خشگناب و بستانآباد سپری کرد. پدرش «حاج میرآقا بهجت تبریزی» نام داشت که در تبریز وکیل بود.
🖊پس از پایان سیکل (راهنمایی) در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامه تحصیل عازم تهران شد و در مدرسه دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد.
🖊حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری بهعلت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیشآمدهای دیگر ترک تحصیل کرد.
🖊پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، به تهران بازگشت.
🖊در سال ۱۳۱۳ که در خراسان بود، پدرش درگذشت.
او بهسال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد.
🖊دانشگاه تبریز او را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا کرد.
🖊در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را سرود.
در تیر ۱۳۳۱ مادرش درگذشت.
در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود بهنام
«عزیزه عبدخالقی» ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند - دو دختر به نامهای شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی است.
🖊وی در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از فوت در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرای تبریز مدفون شد..
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ...؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا...؟
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی...؟
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا...؟
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست...؟
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا...؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم...؟
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا...؟
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار...؟
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا...؟
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود...؟
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا...؟
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا...؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند...
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا...؟
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین...
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا...؟
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر...
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا...؟
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
(((((((((((((((( تونل زمان ))))))))))))))))
📜 ۲۷ شهریور سالروز درگذشت
x محمدحسین شهریار x
🖊محمد حسین شهریار ( زاده سال ۱۲۸۵ تبریز — درگذشته
۲۷ شهریور ۱۳۶۷ تهران)
شاعر
🖊وی دوران کودکی را به علت شیوع بیماری در شهر، در روستاهای قایش قورشاق، خشگناب و بستانآباد سپری کرد. پدرش «حاج میرآقا بهجت تبریزی» نام داشت که در تبریز وکیل بود.
🖊پس از پایان سیکل (راهنمایی) در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامه تحصیل عازم تهران شد و در مدرسه دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد.
🖊حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری بهعلت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیشآمدهای دیگر ترک تحصیل کرد.
🖊پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، به تهران بازگشت.
🖊در سال ۱۳۱۳ که در خراسان بود، پدرش درگذشت.
او بهسال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد.
🖊دانشگاه تبریز او را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا کرد.
🖊در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را سرود.
در تیر ۱۳۳۱ مادرش درگذشت.
در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود بهنام
«عزیزه عبدخالقی» ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند - دو دختر به نامهای شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی است.
🖊وی در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از فوت در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرای تبریز مدفون شد..
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ...؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا...؟
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی...؟
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا...؟
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست...؟
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا...؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم...؟
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا...؟
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار...؟
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا...؟
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود...؟
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا...؟
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا...؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند...
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا...؟
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین...
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا...؟
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر...
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا...؟
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
✍️✍️عسگرموسوی "جوان است وجویای نام"ایّام ،ایّام سهرابی وجوانی بود؛ با اندیشه بسته ومومیایی تمامیت ستم ستمگران را در باره تمامیت ستمدیدگان از ناحیت واژه-واژه ی کتاب شاهنامه میدانستم وستون فقرات شاه نامه را آشیانه افکار افلیج شوونیسمی وکنام پلنگان وشیران درنده خو می یافتم وترک تازی غزان وتازی تازیِ تازیان را به نوعی یکی از مفاصل انگشتان شاهنامه می دیدم وصد البته شاکی وناراضی از این کتاب!که با فعولن فعولن فعول به پیکار با انسانیت آمده است.اما با کمی مطالعه وبی اعتنایی به ،تحریک و تهییج جوانی وبا نسیم اعتدال چهل سالگی ومراحلی که گذشت ؛دو چشم سیاهم به سپیده دمان باز شد؛بسی حقایق و وقایع را، بسی رمز وراز رادردنیای اساطیری ودر لابه لای داستانهای شور انگیزیافتم؛ بقول نيچه آندم كه از جستن خسته شدم شروع به يافتن كردم؛ فهمیدم انصافا انصاف نیست وهم نمی شود بدون در نظر داشتن عنصرهای عصر فردوسی،شعبه -شعبه بازیهای شعوبیها ( نهضتی که به ناچار در بر خورد فرهنگ ایرانی با فرهنگ تازی ایدئولوژی ملّی گرایی اش در حجاب فرقه ای رادیکالتر میشد)وبرطبل جنگ میکوبید. مسلمابدون در نظر داشتن بستر های تاریخی ،فرهنگی وعشیره بازی قرن چهارمی،حاکمیت اقوام مهاجم وستم درباریان وحمله غزان وحجازیان حقیقتا وحقیقتا وتاکیدا نمی شود به شیوه معقول ومنطوق که برهر بنی ادم واجب است، برهانی امروزي درباره برهه ي ديروزي صادر کرد واز تاریکی تیری بی هدف به سوی "یادگار معظم تاریخ بشریّت"پرتاب کرد واین بدان منظور نیست که در فردوسی بزرگ و"اقیانوس ناپيداكرانه شاهنامه"، پاشنه آشیل نیست .ودر این سند ملیّت ِ ایرانی هیچ نشانه ای ازقبیله گرایی، قوم ستیزی ویا زن ستیزی نیست .کدامین انسانی هست که در او ویا کارش زلّت و لغزش نیست .مگرآثار ودیوان سعدی ،حافظ،خاقانی، ناصر خسرو،نظامی ودیگر بزرگان ،مبرّا از اغلاطند .مگرمثنوی بسیار عظیم كه "نيستان را به آتش مي كشاند"،کم دارد مگر در دفتر پنجم سر اسير را بريدن صواب نيست وثواب ندارد.انجا که مغولان در ایران آمدند وکندند وکشتند وبردند؛حضرت مولانا مگر با 154نفر در رقص وسماع شبهای قونیه بيخود زخود نمي چرخيد.اما رواست با اينگونه خرده گيري وتنگ نظري، بدون توجه به عصر اين بزرگان وتاثير فرهنگ تازيان در اين دوره ها وبخاطر یک آجر خام ،کل یک عمارت را ویران نمود؟وبانگ نای آتشین "آیت عظیم "را نشنید؟
کعبه طواف میکند بر سر کوی یک بتی این چه بت است ای خدا این چه بلا وآفتی
اوست بهشت وحور خود، شادی وعیش وسور خود در غلبات نور خود، آه عظیم آیتی !
اما به دور از جزئیات جز اندیش که در مفصل بندی هرکتابی ودر کیش هر شخصیتی ودر مسير زندگي هر كسي هست . ودر هیچ چیز ودر هیچ کس کمالی کمال ، بخصوص در دوران خامي یافت نمی شود وبه قول شاعر:در آن زمان که رسی عاقبت به حد کمال/چو نیک در نگری در کمال نقصانی. کلیت شاهنامه، مجموعه حقایق و وقایع مثبت ودارای حکمت،فلسفه ،هنر، فرهنگ ودادگری است که در عرصه اندیشه ، حال بپسندیم یا نپسندیم ؛با سنان لسان وبا زبان تیز ،وبرنده تر از تیغ ابومسلم در برابر حقارت تازیان ،اتفاق افتاده است وسائقه وار از میان ابرهای تیره ، برق اش وتشعش اش"چون شمشیر برّان" میدرخشد وبارانهای زیبا می آورد که قلم وزبان بنده ازتوصيف اش قاصرندو واژه ها از توصیف اش بسي عاجزند. واگر کسی با قسمی از مفاهیم این کتاب مشکل دارد، می تواند در برابر این اثر ماندگار ویادر ردّ آن،اثر ماندگار بیاورد ودر ترازوی تواتر ایام بنهد.البته شکی نیست که دگم اندیشان رادیکال مذهبِ جاهلِ جاعل ودجّال ،با جزميّت وافكار ايزوله وايدئولوگ در هر مجال بعد از هزار سال تاریک اندیشی،باز دود سیاه ازپستوی پستِ دودمانشان ،بلند می گردد.ودر بلندای مدرنیته ی قرن بیست ویکمی با مفاهیمی چون : پلورالیسم،تلرانس،فمنیسم،سکولاریسم،لائیسیته،انترناسیونالیسم و... بجای جراحی تومورهای سرطانی عصر خویش ، ضحاک وار گرز سام ونریمان را از موزه های جد اعلایشان برداشته،به زحمت بر گردن انداخته اندوباقلاده وزنگوله ومنقگوله به جنگ با پور های پشنگ کمر بسته اند.اما سخن این است که باوجود لغزشها هم، سزاوار نیست بهره برداری سیاسی وابزارگرایانه از "کتاب کتابها"راکه توسط کاووسیان امروزی صورت می گیرد، در کارنامه استاد توس نوشت.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
✍️✍️عسگرموسوی "جوان است وجویای نام"ایّام ،ایّام سهرابی وجوانی بود؛ با اندیشه بسته ومومیایی تمامیت ستم ستمگران را در باره تمامیت ستمدیدگان از ناحیت واژه-واژه ی کتاب شاهنامه میدانستم وستون فقرات شاه نامه را آشیانه افکار افلیج شوونیسمی وکنام پلنگان وشیران درنده خو می یافتم وترک تازی غزان وتازی تازیِ تازیان را به نوعی یکی از مفاصل انگشتان شاهنامه می دیدم وصد البته شاکی وناراضی از این کتاب!که با فعولن فعولن فعول به پیکار با انسانیت آمده است.اما با کمی مطالعه وبی اعتنایی به ،تحریک و تهییج جوانی وبا نسیم اعتدال چهل سالگی ومراحلی که گذشت ؛دو چشم سیاهم به سپیده دمان باز شد؛بسی حقایق و وقایع را، بسی رمز وراز رادردنیای اساطیری ودر لابه لای داستانهای شور انگیزیافتم؛ بقول نيچه آندم كه از جستن خسته شدم شروع به يافتن كردم؛ فهمیدم انصافا انصاف نیست وهم نمی شود بدون در نظر داشتن عنصرهای عصر فردوسی،شعبه -شعبه بازیهای شعوبیها ( نهضتی که به ناچار در بر خورد فرهنگ ایرانی با فرهنگ تازی ایدئولوژی ملّی گرایی اش در حجاب فرقه ای رادیکالتر میشد)وبرطبل جنگ میکوبید. مسلمابدون در نظر داشتن بستر های تاریخی ،فرهنگی وعشیره بازی قرن چهارمی،حاکمیت اقوام مهاجم وستم درباریان وحمله غزان وحجازیان حقیقتا وحقیقتا وتاکیدا نمی شود به شیوه معقول ومنطوق که برهر بنی ادم واجب است، برهانی امروزي درباره برهه ي ديروزي صادر کرد واز تاریکی تیری بی هدف به سوی "یادگار معظم تاریخ بشریّت"پرتاب کرد واین بدان منظور نیست که در فردوسی بزرگ و"اقیانوس ناپيداكرانه شاهنامه"، پاشنه آشیل نیست .ودر این سند ملیّت ِ ایرانی هیچ نشانه ای ازقبیله گرایی، قوم ستیزی ویا زن ستیزی نیست .کدامین انسانی هست که در او ویا کارش زلّت و لغزش نیست .مگرآثار ودیوان سعدی ،حافظ،خاقانی، ناصر خسرو،نظامی ودیگر بزرگان ،مبرّا از اغلاطند .مگرمثنوی بسیار عظیم كه "نيستان را به آتش مي كشاند"،کم دارد مگر در دفتر پنجم سر اسير را بريدن صواب نيست وثواب ندارد.انجا که مغولان در ایران آمدند وکندند وکشتند وبردند؛حضرت مولانا مگر با 154نفر در رقص وسماع شبهای قونیه بيخود زخود نمي چرخيد.اما رواست با اينگونه خرده گيري وتنگ نظري، بدون توجه به عصر اين بزرگان وتاثير فرهنگ تازيان در اين دوره ها وبخاطر یک آجر خام ،کل یک عمارت را ویران نمود؟وبانگ نای آتشین "آیت عظیم "را نشنید؟
کعبه طواف میکند بر سر کوی یک بتی این چه بت است ای خدا این چه بلا وآفتی
اوست بهشت وحور خود، شادی وعیش وسور خود در غلبات نور خود، آه عظیم آیتی !
اما به دور از جزئیات جز اندیش که در مفصل بندی هرکتابی ودر کیش هر شخصیتی ودر مسير زندگي هر كسي هست . ودر هیچ چیز ودر هیچ کس کمالی کمال ، بخصوص در دوران خامي یافت نمی شود وبه قول شاعر:در آن زمان که رسی عاقبت به حد کمال/چو نیک در نگری در کمال نقصانی. کلیت شاهنامه، مجموعه حقایق و وقایع مثبت ودارای حکمت،فلسفه ،هنر، فرهنگ ودادگری است که در عرصه اندیشه ، حال بپسندیم یا نپسندیم ؛با سنان لسان وبا زبان تیز ،وبرنده تر از تیغ ابومسلم در برابر حقارت تازیان ،اتفاق افتاده است وسائقه وار از میان ابرهای تیره ، برق اش وتشعش اش"چون شمشیر برّان" میدرخشد وبارانهای زیبا می آورد که قلم وزبان بنده ازتوصيف اش قاصرندو واژه ها از توصیف اش بسي عاجزند. واگر کسی با قسمی از مفاهیم این کتاب مشکل دارد، می تواند در برابر این اثر ماندگار ویادر ردّ آن،اثر ماندگار بیاورد ودر ترازوی تواتر ایام بنهد.البته شکی نیست که دگم اندیشان رادیکال مذهبِ جاهلِ جاعل ودجّال ،با جزميّت وافكار ايزوله وايدئولوگ در هر مجال بعد از هزار سال تاریک اندیشی،باز دود سیاه ازپستوی پستِ دودمانشان ،بلند می گردد.ودر بلندای مدرنیته ی قرن بیست ویکمی با مفاهیمی چون : پلورالیسم،تلرانس،فمنیسم،سکولاریسم،لائیسیته،انترناسیونالیسم و... بجای جراحی تومورهای سرطانی عصر خویش ، ضحاک وار گرز سام ونریمان را از موزه های جد اعلایشان برداشته،به زحمت بر گردن انداخته اندوباقلاده وزنگوله ومنقگوله به جنگ با پور های پشنگ کمر بسته اند.اما سخن این است که باوجود لغزشها هم، سزاوار نیست بهره برداری سیاسی وابزارگرایانه از "کتاب کتابها"راکه توسط کاووسیان امروزی صورت می گیرد، در کارنامه استاد توس نوشت.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
باری ،بی گمان انتقاد"سرمایه تمام اصلاحات" است واگر عزیزان نقد وانتقادی داشته باشند ،به نقد جان می خریم.بااین باور که اندیشه ی متضاد، مخصوص آدمیزاد است وبه گمان بي گمان بنده ،تضادعاليترين و مقدس ترين واژه اي است كه يگانه عامل ترقي در اين سراي خاكي است وهر مترادفي بر اين واژه يافتن خفت و توهين به خلقت است. اگر اين مقدسترين مقدسات نبود؛ تاریخ بشری نمي چرخيد ومسير تعالي را نمي پيمود. وما غافلانه و گوسفندواریکدست وآرام فقط اطاعت مي دانستيم وطاعت وبندگي میکردیم وغیرخور وخواب وخشم وشهوت نمی دانستیم وربقه ها بر حلقوم نحيف مي انداختيم وبه دست كركسان روزگار مي سپرديم و وقيحانه می پوسیدیم.
بیاتاهمه دست نیکی بریم جهان ِجهان را به بد نسپریم
اگرتخت یابی اگرتاج گنج وگرچندپوینده باشی به رنج
سرانجام جای تو خاک است وخشت جز از تخم نیکی نباید کشت
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
باری ،بی گمان انتقاد"سرمایه تمام اصلاحات" است واگر عزیزان نقد وانتقادی داشته باشند ،به نقد جان می خریم.بااین باور که اندیشه ی متضاد، مخصوص آدمیزاد است وبه گمان بي گمان بنده ،تضادعاليترين و مقدس ترين واژه اي است كه يگانه عامل ترقي در اين سراي خاكي است وهر مترادفي بر اين واژه يافتن خفت و توهين به خلقت است. اگر اين مقدسترين مقدسات نبود؛ تاریخ بشری نمي چرخيد ومسير تعالي را نمي پيمود. وما غافلانه و گوسفندواریکدست وآرام فقط اطاعت مي دانستيم وطاعت وبندگي میکردیم وغیرخور وخواب وخشم وشهوت نمی دانستیم وربقه ها بر حلقوم نحيف مي انداختيم وبه دست كركسان روزگار مي سپرديم و وقيحانه می پوسیدیم.
بیاتاهمه دست نیکی بریم جهان ِجهان را به بد نسپریم
اگرتخت یابی اگرتاج گنج وگرچندپوینده باشی به رنج
سرانجام جای تو خاک است وخشت جز از تخم نیکی نباید کشت
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📝کتابهای درسی ترکیه اسلامی میشوند
کودکان و نوجوانان ترکیه با رسیدن سال جدید تحصیلی که دوشنبه هفته آینده (۳ مهر / ۲۵ سپتامبر) آغاز میشود، به مدارس خواهند رفت. شروع کار مدارس در حالی است که بحثها بر سر محتوای دینی و سکولار کتابهای تحصیلی، جدایی دانش آموزان دختر و پسر از هم، نابسامانی در اجرای اصلاحات آموزشی و وجود غذاخوری در مدارس همچنان ادامه دارد.
عصمت ییلماز، وزیر آموزش و پرورش ترکیه است. او در گذشته وزیر دفاع این کشور بود. ییلماز محتوای جدید کتابهای درسی دانش آموزان را "دمکراتیکترین، علمیترین و مدرنترین" اقدام اصلاحی میداند که تا کنون در ترکیه اجرا شده است.
یکی از نکات مهم در اصلاحات آموزشی جدید در ترکیه حذف تئوری تکامل داروین است. تئوری تکامل از کتاب های درسی رخت بربسته و اثری از آن در هیچ کتاب درسی دیده نمیشود.
در کتابهای جدید دانش آموزان ۱۰ ساله به تفصیل با مزایای تغییر قانون اساسی و سیستم برتر نظام "ریاستی" زیر نظر "فرمانده کل قوا" رجب طیب اردوغان، آشنا میشوند. در این کتابها همچنین آمده است که قانون جدید اساسی ترکیه استقلال و ناوابستگی قوه قضائیه را تحکیم کرده است. بحث جهاد هم در کتابهای درسی مطرح شده و از آن به عنوان "اقدامی وطنپرستانه" یاد شده است.
⬅️زن و مرد در کتابهای درسی
دانش آموزان در کتاب درسی دیگری در باره شرح زندگی محمد، پیامبر اسلام، میخوانند که زن باید در خانواده از شوهرش تبعیت کند.
آلپاسلان دورموش، که در وزارت آموزش و پرورش ترکیه مسئول تغییرات در کتابهای درسی است، در این باره توضیح میدهد که زن و مرد در خانواده باید نسبت به هم احساس مسئولیت و احترام داشته باشند. زن تا وقتی که مرد ریاست خانواده را در دست دارد باید از او تمکین کند و اگر ریاست خانواده از مرد به زن تغییر کند، در آن صورت مرد باید از زن تبعیت کند.
کتابهای تاریخ که جدید تدوین شدهاند در مرحله نخست برای تدریس در مدارس دینی "امام خطیب" در نظر گرفته شدهاند. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، در دوران کودکی در دهه ۱۹۶۰ در استانبول در همین مدارس درس خوانده بود.
آن زمان این مدارس از اهمیت زیادی برخوردار نبودند. با قدرت گرفتن اردوغان بر ارزش این مدارس دینی به شدت افزوده شده است. شمار محصلان این مدارس که در سال تحصیلی ۲۰۱۵-۲۰۱۶ میلادی ۷۶ هزار نفر بود، در سال ۲۰۱۶-۲۰۱۷ به ۲/ ۱ میلیون نفر افزایش یافته است.
⬅️دومیلیون کودک در دبستانها ثبت نام نکردهاند
در چنین شرایطی شمار دانشآموزان تازه وارد به دبستانهای ترکیه به شدت کاهش یافته است. وزارت آموزش و پرورش ترکیه اعلام کرده که دومیلیون کودک در سراسر کشور که به سن قانونی دبستان رسیدهاند، ثبت نام نکردهاند و از آموزش محروماند.
شمار نوآموزان ترکیه در حال حاضر در حد سال ۲۰۰۷ باقی مانده و این پدیده در حالی است که ساختار جامعه ترکیه بسیار جوان است. برمبنای آمار موجود در ترکیه در سال ۲۰۱۳ حدودا صددرصد نوآموزان این کشور که به سن ورود به دبستان رسیده بودند، در مدارس این کشور ثبت نام کردند.
سندیکاهای آموزشی ترکیه دلیل کاهش شمار دانش آموزان را اصلاحات حزب عدالت و توسعه ترکیه میداند؛ اصلاحاتی که در سال ۲۰۱۲ تصویب شدند. آنها همچنین تاثیر شرایط اضطراری موجود در این کشور را دلیل دیگری برای این معضل اجتماعی ارزیابی میکنند. سندیکاهای ترکیه اعلام کردهاند که ۳۳ هزار معلم برمبنای آمار رسمی دولت از کار برکنار شدهاند.
http://bit.ly/2wsRmDg
http://p.dw.com/p/2kEJ0
@dw_farsi
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📝کتابهای درسی ترکیه اسلامی میشوند
کودکان و نوجوانان ترکیه با رسیدن سال جدید تحصیلی که دوشنبه هفته آینده (۳ مهر / ۲۵ سپتامبر) آغاز میشود، به مدارس خواهند رفت. شروع کار مدارس در حالی است که بحثها بر سر محتوای دینی و سکولار کتابهای تحصیلی، جدایی دانش آموزان دختر و پسر از هم، نابسامانی در اجرای اصلاحات آموزشی و وجود غذاخوری در مدارس همچنان ادامه دارد.
عصمت ییلماز، وزیر آموزش و پرورش ترکیه است. او در گذشته وزیر دفاع این کشور بود. ییلماز محتوای جدید کتابهای درسی دانش آموزان را "دمکراتیکترین، علمیترین و مدرنترین" اقدام اصلاحی میداند که تا کنون در ترکیه اجرا شده است.
یکی از نکات مهم در اصلاحات آموزشی جدید در ترکیه حذف تئوری تکامل داروین است. تئوری تکامل از کتاب های درسی رخت بربسته و اثری از آن در هیچ کتاب درسی دیده نمیشود.
در کتابهای جدید دانش آموزان ۱۰ ساله به تفصیل با مزایای تغییر قانون اساسی و سیستم برتر نظام "ریاستی" زیر نظر "فرمانده کل قوا" رجب طیب اردوغان، آشنا میشوند. در این کتابها همچنین آمده است که قانون جدید اساسی ترکیه استقلال و ناوابستگی قوه قضائیه را تحکیم کرده است. بحث جهاد هم در کتابهای درسی مطرح شده و از آن به عنوان "اقدامی وطنپرستانه" یاد شده است.
⬅️زن و مرد در کتابهای درسی
دانش آموزان در کتاب درسی دیگری در باره شرح زندگی محمد، پیامبر اسلام، میخوانند که زن باید در خانواده از شوهرش تبعیت کند.
آلپاسلان دورموش، که در وزارت آموزش و پرورش ترکیه مسئول تغییرات در کتابهای درسی است، در این باره توضیح میدهد که زن و مرد در خانواده باید نسبت به هم احساس مسئولیت و احترام داشته باشند. زن تا وقتی که مرد ریاست خانواده را در دست دارد باید از او تمکین کند و اگر ریاست خانواده از مرد به زن تغییر کند، در آن صورت مرد باید از زن تبعیت کند.
کتابهای تاریخ که جدید تدوین شدهاند در مرحله نخست برای تدریس در مدارس دینی "امام خطیب" در نظر گرفته شدهاند. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، در دوران کودکی در دهه ۱۹۶۰ در استانبول در همین مدارس درس خوانده بود.
آن زمان این مدارس از اهمیت زیادی برخوردار نبودند. با قدرت گرفتن اردوغان بر ارزش این مدارس دینی به شدت افزوده شده است. شمار محصلان این مدارس که در سال تحصیلی ۲۰۱۵-۲۰۱۶ میلادی ۷۶ هزار نفر بود، در سال ۲۰۱۶-۲۰۱۷ به ۲/ ۱ میلیون نفر افزایش یافته است.
⬅️دومیلیون کودک در دبستانها ثبت نام نکردهاند
در چنین شرایطی شمار دانشآموزان تازه وارد به دبستانهای ترکیه به شدت کاهش یافته است. وزارت آموزش و پرورش ترکیه اعلام کرده که دومیلیون کودک در سراسر کشور که به سن قانونی دبستان رسیدهاند، ثبت نام نکردهاند و از آموزش محروماند.
شمار نوآموزان ترکیه در حال حاضر در حد سال ۲۰۰۷ باقی مانده و این پدیده در حالی است که ساختار جامعه ترکیه بسیار جوان است. برمبنای آمار موجود در ترکیه در سال ۲۰۱۳ حدودا صددرصد نوآموزان این کشور که به سن ورود به دبستان رسیده بودند، در مدارس این کشور ثبت نام کردند.
سندیکاهای آموزشی ترکیه دلیل کاهش شمار دانش آموزان را اصلاحات حزب عدالت و توسعه ترکیه میداند؛ اصلاحاتی که در سال ۲۰۱۲ تصویب شدند. آنها همچنین تاثیر شرایط اضطراری موجود در این کشور را دلیل دیگری برای این معضل اجتماعی ارزیابی میکنند. سندیکاهای ترکیه اعلام کردهاند که ۳۳ هزار معلم برمبنای آمار رسمی دولت از کار برکنار شدهاند.
http://bit.ly/2wsRmDg
http://p.dw.com/p/2kEJ0
@dw_farsi
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
اعدام قاتل آتنا در ملاعام
امروز اسماعیل را به دار آویختند آیا جنایت هم اعدام شد!!!؟؟ما مسئله وعلت مسئله را باهم خاک کردیم. آیا کسی پرسید چرا اسماعیل این کار را کرده؟!
کدام زخم در کجای روان این انسان او را چنین جنایتکار بار آورد؟!
ما جرات نداشتیم با واقعیت روبرو شویم ما جیغ وهورا کشیدیم تا حتی صدای خودمان را هم نشنویم
ما عادت کرده ایم به خاک کردن معضل
که دوباره معضلی دیگر جوانه میزند
آیا این فرد زیر نظر روانکاو ومتخصصین قرار گرفت؟!
آیا کسی وظیفه خود نمیدانست که بداند اشکال کار کجاست!؟
خوشحالیم وفکر میکنیم اعدام اسماعیل موفقیت بوده!!!
ما زمانی موفق بودیم که علت را میافتیم ودر جهت عدم تکرار آن قدم برمیداشتیم اگر اعدام کافی بود که ابوالفضل 11 ساله در رباط کریم قربانی نمیشد!!!
آسنا خواهر کوچک آتنا امروز در مراسم اعدام حضور داشت!!!
راستی زخم این خشونت کجای روان لطیف این کودک را نشانه خواهد گرفت؟
ما مدام داریم اشتباهاتمان را بزرگتر میکنیم ودر جهل وناآگاهی جامعه وحشتناکی ساخته ایم.
آری بلندتر جیغ وهورا بکشید ودست بزنید که صدا به صدا نرسد که اسماعیل چرااااا چنین شد!؟ یک قاتل سنگدل...
این جامعه پر است از خشم های کهنه وپنهان
جامعه وحشتناک وناامنی ساخته ایم وهیییچ کس به فکر نیست و نمی پرسد چرا؟؟
آتنا فرشته زیبای دشت مغان ببخش که جامعه امنی برایت فراهم نکردیم.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
اعدام قاتل آتنا در ملاعام
امروز اسماعیل را به دار آویختند آیا جنایت هم اعدام شد!!!؟؟ما مسئله وعلت مسئله را باهم خاک کردیم. آیا کسی پرسید چرا اسماعیل این کار را کرده؟!
کدام زخم در کجای روان این انسان او را چنین جنایتکار بار آورد؟!
ما جرات نداشتیم با واقعیت روبرو شویم ما جیغ وهورا کشیدیم تا حتی صدای خودمان را هم نشنویم
ما عادت کرده ایم به خاک کردن معضل
که دوباره معضلی دیگر جوانه میزند
آیا این فرد زیر نظر روانکاو ومتخصصین قرار گرفت؟!
آیا کسی وظیفه خود نمیدانست که بداند اشکال کار کجاست!؟
خوشحالیم وفکر میکنیم اعدام اسماعیل موفقیت بوده!!!
ما زمانی موفق بودیم که علت را میافتیم ودر جهت عدم تکرار آن قدم برمیداشتیم اگر اعدام کافی بود که ابوالفضل 11 ساله در رباط کریم قربانی نمیشد!!!
آسنا خواهر کوچک آتنا امروز در مراسم اعدام حضور داشت!!!
راستی زخم این خشونت کجای روان لطیف این کودک را نشانه خواهد گرفت؟
ما مدام داریم اشتباهاتمان را بزرگتر میکنیم ودر جهل وناآگاهی جامعه وحشتناکی ساخته ایم.
آری بلندتر جیغ وهورا بکشید ودست بزنید که صدا به صدا نرسد که اسماعیل چرااااا چنین شد!؟ یک قاتل سنگدل...
این جامعه پر است از خشم های کهنه وپنهان
جامعه وحشتناک وناامنی ساخته ایم وهیییچ کس به فکر نیست و نمی پرسد چرا؟؟
آتنا فرشته زیبای دشت مغان ببخش که جامعه امنی برایت فراهم نکردیم.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
درود بر راستان و نیکان اندیشه ورز 🌺
؏🖋
(((((((((((((((( تونل زمان ))))))))))))))))
📜 ۲۹ شهریور سالروز درگذشت
x پرویز مشکاتیان x
🖊پرویز مشکاتیان
( زاده ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ نیشابور — درگذشته ۲۹ شهریور ۱۳۸۸ تهران ) موسیقیدان و آهنگساز
🖊وی مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان آموخت و نخستین کنسرت خود را در هشت سالگی در مراسم گردهمایی دانش آموزان در مدرسه امیر معزی نیشابور ارائه داد.
🖊پس از آن در جشنواره موسیقی که در اردوگاه رامسر برگزار می شد به دفعات شرکت کرد و در تمامی آنها مقامهای ممتاز را به دست آورد.
🖊مشکاتیان سال ۱۳۵۳ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران قبول شد و همزمان به آموزش ردیف میززا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دکتر داریوش صفوت پرداخت.
وی همزمان با آموزش ردیف مبانی موسیقی، موسیقی ایرانی را نزد استادانی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله خان دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن ادامه داد.
🖊 از سال ۱۳۵۴ همکاری خود را با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه، زیر نظر دکتر داریوش صفوت ادامه داد و درکنار آن به اجرای کنسرت های متعدد با خوانندگانی چون پریسا
( فاطمه واعظی) و هنگامه اخوان پرداخت و در سال ۱۳۵۶ گروه عارف را تشکیل داد.
🖊در همین سال در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد شرکت کرد و به همراه پشنگ کامکار مقام اول در رشته سنتور را کسب کرد و نیز به همراه داریوش طلایی مقام ممتاز در ردیف نوازی را به دست آورد.
🖊همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سایه) از دیگر فعالیتهای وی درسال ۱۳۵۶ بود که با واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ وی و گروهی دیگر از اهل موسیقی به صورت دسته جمعی از رادیو استعفا دادند.
🖊در این سال وی به اتقاق گروهی دیگر از هنرمندان موسیقی و با همکاری گروههای عارف و شیدا مؤسسه چاووش را شکل داد که حاصل آن انتشار برخی از ماندگارترین قطعات موسیقی سنتی در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بود.
🖊تصنیف مرا عاشق با صدای شهرام ناظری
(روی شعری از مولانا) و چهار مضراب شورانگیز و قطعه نغمه در دستگاه شور، تصنیف ایرانی
(با صدای شجریان در چاووش ۶)، قطعه ده ضربی چهار گاه به نام پیروزی و تصنیف رزم مشترک (باصدای شجریان در آلبوم چاووش ۷)،
و نیز اجرای قطعه در قفس استاد ابوالحسن صبا با تنظیم حسین علیزاده در همین آلبوم از دیگر فعالیتهای مشکاتیان در این دوره بود.
🖊پس از این دوره مشکاتیان همکاری خود با محمدرضا شجریان را ادامه داد که حاصل آن آلبوم های سر عشق(درماهور) ، بیداد
(دستگاه همایون)، بر آستان جانان (در شور و بیات ترک)، نوا
(مرکب خوانی در دستگاه نوا) ، دستان (در دستگاه چهار گاه) و نیز اجرای کنسرتهای برون مرزی به همراه شجریان در کشورهای اروپایی که تا سال ۱۳۶۶ به طول انجامید.
🖊مشکاتیان از سال ۱۳۶۷ همکاری خود با خوانندگان دیگری را هم در دستور کار خود قرار داد که شهرام ناظری (آلبوم لاله بهار)، علی جهاندار (آلبوم صبح مشتاقان)، علیرضا افتخاری (مقام صبر)، ایرج بسطامی (موسم گل، افشاری مرکب، مژده بهار،وطن من)، علی رستمیان و حمید رضا نوربخش (کنسرت گروه عارف) از جمله آنها بودهاند.
🖊 یکی از واپسین کارهای وی آلبوم تکنوازی تمنا بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.
در سال ۱۳۸۶، پس از حضور پرویز مشکاتیان در کنسرت محمدرضا شجریان، رابطهٔ این دو استاد موسیقی ایرانی که بیش از یک دهه تیره بود، مجدداً برقرار شد. همچنین، در مراسم جشن خانه موسیقی در ۲۳ مهر ۱۳۸۶، لوح تقدیر از یک عمر فعالیت هنری توسط محمدرضا شجریان به عنوان رئیس شورای عالی خانهٔ موسیقی به پرویز مشکاتیان داده شد.
🖊 پرویز مشکاتیان در تاریخ ۲۹ شهریور سال ۱۳۸۸ در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت و روز ۴ مهر پس از مراسمی کم نظیر پیکر پرویز مشکاتیان در محوطه بیرونی باغ عطار و در جوار مقبره عطار نیشابوری به خاک سپرده شد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
درود بر راستان و نیکان اندیشه ورز 🌺
؏🖋
(((((((((((((((( تونل زمان ))))))))))))))))
📜 ۲۹ شهریور سالروز درگذشت
x پرویز مشکاتیان x
🖊پرویز مشکاتیان
( زاده ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ نیشابور — درگذشته ۲۹ شهریور ۱۳۸۸ تهران ) موسیقیدان و آهنگساز
🖊وی مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان آموخت و نخستین کنسرت خود را در هشت سالگی در مراسم گردهمایی دانش آموزان در مدرسه امیر معزی نیشابور ارائه داد.
🖊پس از آن در جشنواره موسیقی که در اردوگاه رامسر برگزار می شد به دفعات شرکت کرد و در تمامی آنها مقامهای ممتاز را به دست آورد.
🖊مشکاتیان سال ۱۳۵۳ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران قبول شد و همزمان به آموزش ردیف میززا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دکتر داریوش صفوت پرداخت.
وی همزمان با آموزش ردیف مبانی موسیقی، موسیقی ایرانی را نزد استادانی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله خان دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن ادامه داد.
🖊 از سال ۱۳۵۴ همکاری خود را با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه، زیر نظر دکتر داریوش صفوت ادامه داد و درکنار آن به اجرای کنسرت های متعدد با خوانندگانی چون پریسا
( فاطمه واعظی) و هنگامه اخوان پرداخت و در سال ۱۳۵۶ گروه عارف را تشکیل داد.
🖊در همین سال در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد شرکت کرد و به همراه پشنگ کامکار مقام اول در رشته سنتور را کسب کرد و نیز به همراه داریوش طلایی مقام ممتاز در ردیف نوازی را به دست آورد.
🖊همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سایه) از دیگر فعالیتهای وی درسال ۱۳۵۶ بود که با واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ وی و گروهی دیگر از اهل موسیقی به صورت دسته جمعی از رادیو استعفا دادند.
🖊در این سال وی به اتقاق گروهی دیگر از هنرمندان موسیقی و با همکاری گروههای عارف و شیدا مؤسسه چاووش را شکل داد که حاصل آن انتشار برخی از ماندگارترین قطعات موسیقی سنتی در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بود.
🖊تصنیف مرا عاشق با صدای شهرام ناظری
(روی شعری از مولانا) و چهار مضراب شورانگیز و قطعه نغمه در دستگاه شور، تصنیف ایرانی
(با صدای شجریان در چاووش ۶)، قطعه ده ضربی چهار گاه به نام پیروزی و تصنیف رزم مشترک (باصدای شجریان در آلبوم چاووش ۷)،
و نیز اجرای قطعه در قفس استاد ابوالحسن صبا با تنظیم حسین علیزاده در همین آلبوم از دیگر فعالیتهای مشکاتیان در این دوره بود.
🖊پس از این دوره مشکاتیان همکاری خود با محمدرضا شجریان را ادامه داد که حاصل آن آلبوم های سر عشق(درماهور) ، بیداد
(دستگاه همایون)، بر آستان جانان (در شور و بیات ترک)، نوا
(مرکب خوانی در دستگاه نوا) ، دستان (در دستگاه چهار گاه) و نیز اجرای کنسرتهای برون مرزی به همراه شجریان در کشورهای اروپایی که تا سال ۱۳۶۶ به طول انجامید.
🖊مشکاتیان از سال ۱۳۶۷ همکاری خود با خوانندگان دیگری را هم در دستور کار خود قرار داد که شهرام ناظری (آلبوم لاله بهار)، علی جهاندار (آلبوم صبح مشتاقان)، علیرضا افتخاری (مقام صبر)، ایرج بسطامی (موسم گل، افشاری مرکب، مژده بهار،وطن من)، علی رستمیان و حمید رضا نوربخش (کنسرت گروه عارف) از جمله آنها بودهاند.
🖊 یکی از واپسین کارهای وی آلبوم تکنوازی تمنا بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.
در سال ۱۳۸۶، پس از حضور پرویز مشکاتیان در کنسرت محمدرضا شجریان، رابطهٔ این دو استاد موسیقی ایرانی که بیش از یک دهه تیره بود، مجدداً برقرار شد. همچنین، در مراسم جشن خانه موسیقی در ۲۳ مهر ۱۳۸۶، لوح تقدیر از یک عمر فعالیت هنری توسط محمدرضا شجریان به عنوان رئیس شورای عالی خانهٔ موسیقی به پرویز مشکاتیان داده شد.
🖊 پرویز مشکاتیان در تاریخ ۲۹ شهریور سال ۱۳۸۸ در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت و روز ۴ مهر پس از مراسمی کم نظیر پیکر پرویز مشکاتیان در محوطه بیرونی باغ عطار و در جوار مقبره عطار نیشابوری به خاک سپرده شد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
اندیشمند راستین همواره شاد است و تجدید قوا می کند، چه جدی باشد و چه به طنز بپردازد، چه خرد انسانی و چه شفقت خدایی اش را نشان دهد. او هیچ گاه هیاتی حقیرانه نمی گیرد. دستانش نمیلرزد و چشمانش پراشک نیستند. او همیشه اطمینان را با سادگی و شجاعت را با نیرومندی مثل یک فاتح در خود جمع دارد، اگرچه گاهی ممکن است با خشونت و بی اعتنایی رفتار کند. او همان خدای فاتح در برابر دیوهای مغلوب است، از این رو با اطمینان هر چه بیشتر، سرود شادی سر می دهد. آن شادی که انسان گاهی در نویسندگان میان مایه و متفکران مدعی و بدلی به آن برمیخورد، موجب احساس بدبختی می شود. مثلاً تأثیری که احساس خشنودی و شادی دیوید اشتراوس در من داشت، از این دست است. انسان به راستی احساس شرم می کند که چنین هم عصران شادی داشته باشد، زیرا اینان روزگار ما و مردم آن را در برابر نسل های آینده مثله می کنند. این نوع اندیشمند شاد، اصلاً نمی تواند رنج ها و ددمنشی هایی را که مدعی دیدن آنها است و با آنها میجنگد، ببیند. این است که با ابراز شادمانی اش در حقیقت ما را می فریبد، او میخواهد ما را وادارد باور کنیم جنگی در میان بوده است و از آن میان ما فاتح بیرون آمده ایم. زیرا در نهایت، شادی تنها پس از پیروزی ممکن می شود. این اصل درباره آثار متفکران حقیقی همانقدر صادق است که درباره هر نوع اثر هنری. بگذارید محتوای مطالب به همان بدی و به همان جدیتی باشد که خود زندگی هست؛ وقتی شبه متفکر یا شبه هنرمند از مرز بیکفایتی و نارسایی خود فراتر رود، اثرش تاثیری دردناک و ملالت بار ایجاد خواهد کرد. هیچ چیز بهتر و شادتر از این برای انسان نمیتواند باشد که در همجواری یکی از فاتحان معنوی متفکر و ژرف نگر، قرار بگیرد. انسان بایستی به آن چه زنده ترین است، عشق ورزد و چون فرزانگان سرانجام به زیبایی بگراید. این قهرمانان، صادقانه سخن میگویند، لکنت زبان ندارند و درباره آن چه شنیده اند وراجی نمیکنند. اینان فعالاند و به حقیقت زندگی میکنند، نه پشت یک نقاب و زندگی ایشان با عامیان متفاوت است، این است که در جوار شان احساس انسان بودن و طبیعی بودن می کنیم و بسا مانند گوته فریاد برمی آوریم: «چه قدر موجود زنده شکوهمند و گرانقدر است! چه قدر هماهنگ با آنچه در آن می زید! چه قدر حقیقی! چه قدرسرشار از زندگی!
(#فریدریش_نیچه / از كتاب شوپنهاور به مثابه آموزگار )
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
اندیشمند راستین همواره شاد است و تجدید قوا می کند، چه جدی باشد و چه به طنز بپردازد، چه خرد انسانی و چه شفقت خدایی اش را نشان دهد. او هیچ گاه هیاتی حقیرانه نمی گیرد. دستانش نمیلرزد و چشمانش پراشک نیستند. او همیشه اطمینان را با سادگی و شجاعت را با نیرومندی مثل یک فاتح در خود جمع دارد، اگرچه گاهی ممکن است با خشونت و بی اعتنایی رفتار کند. او همان خدای فاتح در برابر دیوهای مغلوب است، از این رو با اطمینان هر چه بیشتر، سرود شادی سر می دهد. آن شادی که انسان گاهی در نویسندگان میان مایه و متفکران مدعی و بدلی به آن برمیخورد، موجب احساس بدبختی می شود. مثلاً تأثیری که احساس خشنودی و شادی دیوید اشتراوس در من داشت، از این دست است. انسان به راستی احساس شرم می کند که چنین هم عصران شادی داشته باشد، زیرا اینان روزگار ما و مردم آن را در برابر نسل های آینده مثله می کنند. این نوع اندیشمند شاد، اصلاً نمی تواند رنج ها و ددمنشی هایی را که مدعی دیدن آنها است و با آنها میجنگد، ببیند. این است که با ابراز شادمانی اش در حقیقت ما را می فریبد، او میخواهد ما را وادارد باور کنیم جنگی در میان بوده است و از آن میان ما فاتح بیرون آمده ایم. زیرا در نهایت، شادی تنها پس از پیروزی ممکن می شود. این اصل درباره آثار متفکران حقیقی همانقدر صادق است که درباره هر نوع اثر هنری. بگذارید محتوای مطالب به همان بدی و به همان جدیتی باشد که خود زندگی هست؛ وقتی شبه متفکر یا شبه هنرمند از مرز بیکفایتی و نارسایی خود فراتر رود، اثرش تاثیری دردناک و ملالت بار ایجاد خواهد کرد. هیچ چیز بهتر و شادتر از این برای انسان نمیتواند باشد که در همجواری یکی از فاتحان معنوی متفکر و ژرف نگر، قرار بگیرد. انسان بایستی به آن چه زنده ترین است، عشق ورزد و چون فرزانگان سرانجام به زیبایی بگراید. این قهرمانان، صادقانه سخن میگویند، لکنت زبان ندارند و درباره آن چه شنیده اند وراجی نمیکنند. اینان فعالاند و به حقیقت زندگی میکنند، نه پشت یک نقاب و زندگی ایشان با عامیان متفاوت است، این است که در جوار شان احساس انسان بودن و طبیعی بودن می کنیم و بسا مانند گوته فریاد برمی آوریم: «چه قدر موجود زنده شکوهمند و گرانقدر است! چه قدر هماهنگ با آنچه در آن می زید! چه قدر حقیقی! چه قدرسرشار از زندگی!
(#فریدریش_نیچه / از كتاب شوپنهاور به مثابه آموزگار )
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
«درها و رهگذرها»
همرهم ، هم قصه ام، هر سرزمینی دوزخی ست
تیره و دم کرده چون آغوش خورشید سیاه
در رگ هر کوچه ای ماسیده خون عابری
بر سر هر چارسو خشکیده فانوس نگاه
همرهم، پایان هر ره باز راه دیگری ست
روی پیشانی هر ره سرنوشتی خفته است
جای پای رهرویی بر خاک جستم رهروی
سرنوشتی را ز چشم رهروی بنهفته است!
همرهم پایان هر ره باز آغاز رهی ست
تا نمیرد لحظه ای کی لحظه ی گردد پدید؟
مرگ پایان کی پذیرد؟ مرگ شعر زندگی ست!
تانمیرد ظلمت شب کی دمد صبح سپید؟
همرهم بیهوده می گردی به دنبال بهشت
آرزوی مرده ای در سینه ات پر می زند
گر به کوه قاف هم پا را نهی بینی دریغ
بال از اندوه خود سیمرغ بر سر می زند!
بس عبث میکاویای هم درد درمان نیست، نیست
آسمان آبی ست، آبی، هر دیاری پاکشی
بس عبث می پویی ای رهرو که ره گم کرده ای
گر تن خود از زمین بر آسمان بالا کشی
همرهم بازآی و ره از عابری گمراه پرس
تا بدانی سرزمین آرزوهایت کجاست
زود بازآ دیگری ترسم که ویرانش کند
سرزمین تو دل دیوانه ی رسوای ماست
«نصرت رحمانی»
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
«درها و رهگذرها»
همرهم ، هم قصه ام، هر سرزمینی دوزخی ست
تیره و دم کرده چون آغوش خورشید سیاه
در رگ هر کوچه ای ماسیده خون عابری
بر سر هر چارسو خشکیده فانوس نگاه
همرهم، پایان هر ره باز راه دیگری ست
روی پیشانی هر ره سرنوشتی خفته است
جای پای رهرویی بر خاک جستم رهروی
سرنوشتی را ز چشم رهروی بنهفته است!
همرهم پایان هر ره باز آغاز رهی ست
تا نمیرد لحظه ای کی لحظه ی گردد پدید؟
مرگ پایان کی پذیرد؟ مرگ شعر زندگی ست!
تانمیرد ظلمت شب کی دمد صبح سپید؟
همرهم بیهوده می گردی به دنبال بهشت
آرزوی مرده ای در سینه ات پر می زند
گر به کوه قاف هم پا را نهی بینی دریغ
بال از اندوه خود سیمرغ بر سر می زند!
بس عبث میکاویای هم درد درمان نیست، نیست
آسمان آبی ست، آبی، هر دیاری پاکشی
بس عبث می پویی ای رهرو که ره گم کرده ای
گر تن خود از زمین بر آسمان بالا کشی
همرهم بازآی و ره از عابری گمراه پرس
تا بدانی سرزمین آرزوهایت کجاست
زود بازآ دیگری ترسم که ویرانش کند
سرزمین تو دل دیوانه ی رسوای ماست
«نصرت رحمانی»
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
بی تو، مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظهای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینi عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم: حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
#فریدون_مشیری
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
بی تو، مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظهای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینi عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم: حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم،
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
#فریدون_مشیری
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔶 استقلال اقلیم کردستان یعنی ظهور ایران دوم
دکتر احمد نقیب زاده استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
➖➖بخش اول
فراتاب – گروه بین الملل: موضوع رفراندوم استقلال اقلیم کردستان تبدیل به سوژه اول محافل سیاسی و رسانه ای و حتی شبکه های اجتماعی ایران شده است و با توجه به اهمیت، هم مرزی و ... آن شاهد انجام واکنشهای مختلفی نسب به آن هستیم واکنشهایی که به مانند واکنش رسمی جمهوری اسلامی ایران، عمدتاً منفی بوده است، اما در این بین دیدگاههای متفاوت و انتقادی نیز مطرح شده است، نوشتار کوتاه زیر بخشی از یادداشت دکتر احمد نقیب زاده استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه تهران است که برای فراتاب ارسال کرده اند:
هرکس با استقلال کردها مخالفت می کند بکند ولی ایران نباید پشت کردها را خالی کند. چرا که کُردها و دیگر ایرانیان دارای پیوندهای عمیق و ناگسستنی تاریخی و فرهنگی هستند از سه خانواده ای که امپراتوری ایران را تشکیل می دادند یعنی مادها، پارس ها و پارت ها، گام اول را مادها یا کردها برداشتند. طی چند سده اخیر و در سایه ضعف حکومت های مختلف حاکم بر کشور و شکست در جنگ های سرنوشت ساز مانند چالدران، قسمت عمده ای از سرزمین بزرگ کردستان برای همیشه از ایران جدا شد و لذا شاخه همخون من اینک در سرزمین های مختلفی پراکنده شده، زجرها کشیده، قتل عام ها دیده ولی دست از کُرد بودن خود نکشیده است.
تنها قسمتی از آنها در سرزمین پدری خود باقی مانده اند و البته در اینجا هم بی مهری ها دیده اند که از جهل و نادانی ناشی می شده است. فرق اینجا (ایران) با آنجا یعنی با عراق و ترکیه و سوریه و لبنان در این است که اینجا از خود اوست. سه هزار سال است خون ایران در رگهایش جوشیده و سخن ایران بر زبانش خروشیده.، به کجا برود؟ از که روی برتابد هرچند که برادرش بعضاً نامهربان بوده باشد!
یکم اینک که می خواهد حق خود را بگیرد تا دیوانه تبهکاری کودکانش را بار دیگر در حلبچه، انفال و شنگال به خاک و خون نکشد از که چشم یاری دارد؟ اگر ترکیه و سوریه از سرافرازی کردها می ترسند بگذار بترسند اما من شاخه همخون خودم را رها نخواهم کرد. عراق هیچوقت یک دولت ملی نبوده است. مرزهایش استعماری است و ترکیب جمعیت اش تصنعی است. نه تنها کردها هیچ ربطی به اعراب ندارند بلکه اعراب سنی هم با شیعیان بیگانه اند. تمام کشورهایی که به این صورت بعد از جنگ جهانی اول از وصله پینه های متضاد تشکیل شدند مانند یوگسلاوی و چکسلواکی فروپاشیدند و هرقومی خود را گرفت. بنابراین سرنوشت محتوم عراق هم همین است.
دوم اینکه یک ملت پراکنده و سرگردان در صورتی آرام می گیرد که در گوشه ای از دنیا یک وطن مخصوص خود داشته باشد. فلسفه وجودی اسرائیل از دید غربی ها هم همین بود که گفتند تا کشور خاص خود را نداشته باشند آرام نمی گیرند. الان یهودیان زیادی هستند که از دولت اسرائیل بیزارند ولی از هم پاشیدن اسرائیل را بر نمی تابند. زیرا در آن صورت کابوس هولوکاست خوابشان را خواهد ربود.
سوم اینکه منافع ملی ایران حکم می کند که عراق یک دولت مرکزی قدرتمند نداشته باشد و لذا عدم تمرکز و یا حتی تجزیه آن بیشتر در راستای منافع ماست. زیرا دولت های مرکزی آن جز به مدد خشونت عریان قادر به حفظ این مجموعه نامتجانس نبوده و نخواهد بود. تاریخ صد سال اخیر هم نشان داده است که هرگاه دولتی متمرکز در بغداد شکل گرفته به ایران چنگ و دندان نشان داده است و باید تاکید کنم که آنچه امروز در بغداد جریان دارد نباید ملاک تصمیم گیری باشد بلکه قاعده ژئواستراتژیک تعیین کننده است و نه التهابات و تحولات گذرا.
به باور من دولت کردستان به مرکزیت اربیل هیچگاه علیه ایران شمشیر نخواهد کشید و دوستی اش با دشمنان ما از جمله اسرائیل را به ضرر ایران توسعه نخواهد داد. همه ویژگی ها و خصوصیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که در این منطقه وجود دارد باعث می شود تا من از تولد محتمل «ایران دوم» از آن یاد کنم ایران دومی که انشاءالله بدین سان شکل خواهد گرفت هیچگاه خاک خود را در اختیار معاندان ایران قرار نخواهد داد. البته آنها رفتار امروز ما را در خاطره جمعی نگه خواهند داشت. آنها باید بدانند که ما در همه جا پشتیبان آنها خواهیم بود. ما هرگز در کنار کسانی که ننگ نسل کشی در پیشانی شان نقش بسته به جنگ کردها نخواهیم رفت بلکه به صدای دف آنها تا سپیده دم استقلال کردستان عراق خواهیم رقصید.
باید به برادران و خواهران کردم بگویم که کردستان از برادرانت دلخور مباش. چرا که برخی از اینان دچار اشتباه محاسبه هستند و به زودی دوست و دشمن خود را خواهند شناخت و آغوش خود را برای تو باز خواهند کرد. وقتی خیانت ها و دسیسه هایی که جزیی از وجود اشداء کفرا و نفاق است آشکار شد آنها هم خواهند فهمید. متاسفانه گاه فهم واقعیات مشهود با تاخیر زیادی همراه است. ای کردستان مستقل چقدر من به تو نیازمند بودم.
@flith
@flith
🔶 استقلال اقلیم کردستان یعنی ظهور ایران دوم
دکتر احمد نقیب زاده استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
➖➖بخش اول
فراتاب – گروه بین الملل: موضوع رفراندوم استقلال اقلیم کردستان تبدیل به سوژه اول محافل سیاسی و رسانه ای و حتی شبکه های اجتماعی ایران شده است و با توجه به اهمیت، هم مرزی و ... آن شاهد انجام واکنشهای مختلفی نسب به آن هستیم واکنشهایی که به مانند واکنش رسمی جمهوری اسلامی ایران، عمدتاً منفی بوده است، اما در این بین دیدگاههای متفاوت و انتقادی نیز مطرح شده است، نوشتار کوتاه زیر بخشی از یادداشت دکتر احمد نقیب زاده استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه تهران است که برای فراتاب ارسال کرده اند:
هرکس با استقلال کردها مخالفت می کند بکند ولی ایران نباید پشت کردها را خالی کند. چرا که کُردها و دیگر ایرانیان دارای پیوندهای عمیق و ناگسستنی تاریخی و فرهنگی هستند از سه خانواده ای که امپراتوری ایران را تشکیل می دادند یعنی مادها، پارس ها و پارت ها، گام اول را مادها یا کردها برداشتند. طی چند سده اخیر و در سایه ضعف حکومت های مختلف حاکم بر کشور و شکست در جنگ های سرنوشت ساز مانند چالدران، قسمت عمده ای از سرزمین بزرگ کردستان برای همیشه از ایران جدا شد و لذا شاخه همخون من اینک در سرزمین های مختلفی پراکنده شده، زجرها کشیده، قتل عام ها دیده ولی دست از کُرد بودن خود نکشیده است.
تنها قسمتی از آنها در سرزمین پدری خود باقی مانده اند و البته در اینجا هم بی مهری ها دیده اند که از جهل و نادانی ناشی می شده است. فرق اینجا (ایران) با آنجا یعنی با عراق و ترکیه و سوریه و لبنان در این است که اینجا از خود اوست. سه هزار سال است خون ایران در رگهایش جوشیده و سخن ایران بر زبانش خروشیده.، به کجا برود؟ از که روی برتابد هرچند که برادرش بعضاً نامهربان بوده باشد!
یکم اینک که می خواهد حق خود را بگیرد تا دیوانه تبهکاری کودکانش را بار دیگر در حلبچه، انفال و شنگال به خاک و خون نکشد از که چشم یاری دارد؟ اگر ترکیه و سوریه از سرافرازی کردها می ترسند بگذار بترسند اما من شاخه همخون خودم را رها نخواهم کرد. عراق هیچوقت یک دولت ملی نبوده است. مرزهایش استعماری است و ترکیب جمعیت اش تصنعی است. نه تنها کردها هیچ ربطی به اعراب ندارند بلکه اعراب سنی هم با شیعیان بیگانه اند. تمام کشورهایی که به این صورت بعد از جنگ جهانی اول از وصله پینه های متضاد تشکیل شدند مانند یوگسلاوی و چکسلواکی فروپاشیدند و هرقومی خود را گرفت. بنابراین سرنوشت محتوم عراق هم همین است.
دوم اینکه یک ملت پراکنده و سرگردان در صورتی آرام می گیرد که در گوشه ای از دنیا یک وطن مخصوص خود داشته باشد. فلسفه وجودی اسرائیل از دید غربی ها هم همین بود که گفتند تا کشور خاص خود را نداشته باشند آرام نمی گیرند. الان یهودیان زیادی هستند که از دولت اسرائیل بیزارند ولی از هم پاشیدن اسرائیل را بر نمی تابند. زیرا در آن صورت کابوس هولوکاست خوابشان را خواهد ربود.
سوم اینکه منافع ملی ایران حکم می کند که عراق یک دولت مرکزی قدرتمند نداشته باشد و لذا عدم تمرکز و یا حتی تجزیه آن بیشتر در راستای منافع ماست. زیرا دولت های مرکزی آن جز به مدد خشونت عریان قادر به حفظ این مجموعه نامتجانس نبوده و نخواهد بود. تاریخ صد سال اخیر هم نشان داده است که هرگاه دولتی متمرکز در بغداد شکل گرفته به ایران چنگ و دندان نشان داده است و باید تاکید کنم که آنچه امروز در بغداد جریان دارد نباید ملاک تصمیم گیری باشد بلکه قاعده ژئواستراتژیک تعیین کننده است و نه التهابات و تحولات گذرا.
به باور من دولت کردستان به مرکزیت اربیل هیچگاه علیه ایران شمشیر نخواهد کشید و دوستی اش با دشمنان ما از جمله اسرائیل را به ضرر ایران توسعه نخواهد داد. همه ویژگی ها و خصوصیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که در این منطقه وجود دارد باعث می شود تا من از تولد محتمل «ایران دوم» از آن یاد کنم ایران دومی که انشاءالله بدین سان شکل خواهد گرفت هیچگاه خاک خود را در اختیار معاندان ایران قرار نخواهد داد. البته آنها رفتار امروز ما را در خاطره جمعی نگه خواهند داشت. آنها باید بدانند که ما در همه جا پشتیبان آنها خواهیم بود. ما هرگز در کنار کسانی که ننگ نسل کشی در پیشانی شان نقش بسته به جنگ کردها نخواهیم رفت بلکه به صدای دف آنها تا سپیده دم استقلال کردستان عراق خواهیم رقصید.
باید به برادران و خواهران کردم بگویم که کردستان از برادرانت دلخور مباش. چرا که برخی از اینان دچار اشتباه محاسبه هستند و به زودی دوست و دشمن خود را خواهند شناخت و آغوش خود را برای تو باز خواهند کرد. وقتی خیانت ها و دسیسه هایی که جزیی از وجود اشداء کفرا و نفاق است آشکار شد آنها هم خواهند فهمید. متاسفانه گاه فهم واقعیات مشهود با تاخیر زیادی همراه است. ای کردستان مستقل چقدر من به تو نیازمند بودم.
@flith
من که خواهری یا برادری دراین منطقه پرآشوب ندارم.
و با تولد تو دیگر کسی از نوروز ما نمی ترسد. دیگر کسی ما را گبر و مجوس نخواهد نامید. دیگر ایران تنها نیست. من و تو همان ایرانی با نماد روشنی و آتش هستیم که از پس قرون و اعصار مانند دماوند سرفراز ایستاده ایم.
دکتر احمد نقیب زاده استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
و با تولد تو دیگر کسی از نوروز ما نمی ترسد. دیگر کسی ما را گبر و مجوس نخواهد نامید. دیگر ایران تنها نیست. من و تو همان ایرانی با نماد روشنی و آتش هستیم که از پس قرون و اعصار مانند دماوند سرفراز ایستاده ایم.
دکتر احمد نقیب زاده استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
پيام آدينه :
" معلم خوب انديشيدن را مي آموزد ، نه انديشه را"
"جهاني كه خلق كرده ايم حاصل تفكر و انديشه ي ماست" ، اين جمله منسوب به انيشتين است و موارد مشابه آن راانديشمندان ديگري نيز گفته اند .
در آينده ، هيچ چيزي بدون روش هاي نوين و بدون نو انديشي ، تغيير مطلوب نخواهد كرد . اگربخواهيم دنيايي جديدي خلق كنيم ، ابتدا بايد تفكر و زمينه هاي فكري خود را تغييربدهيم . اغلب ما واكنشي مي انديشيم و با تمام انرژي سعي مي كنيم مشكلي را حل كنيم . اما افراد موفق ، با تفكر و انديشه خلاق سعي مي كنند تا روش هاي نويني و چيزهاي جديدي در زندگي خود خلق كنند .
اما نو انديشي و خلاق بودن را بايد آموخت ، انديشيدن را بايد آموخت ، براي همين ما به معلماني نيازمنديم كه به جاي ياد دادن انديشه ها ، انديشيدن و نو انديشي را به ما بياموزند و فقط يك معلم خوب اين توانايي را دارد .
.................
غروب آدينه دوستان نیک، زيبا و سرشار از انديشه هاي نو . امیدوارم كه در سال تحصيلي جديد از نعمت حضور معلماني انديشه ورز بهره مند شويم و فرزندانمان در مدرسه و دانشگاه ، انديشيدن را بياموزند .
٣١شهريور ٩٦
#عبدالحسین_زیرک
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
پيام آدينه :
" معلم خوب انديشيدن را مي آموزد ، نه انديشه را"
"جهاني كه خلق كرده ايم حاصل تفكر و انديشه ي ماست" ، اين جمله منسوب به انيشتين است و موارد مشابه آن راانديشمندان ديگري نيز گفته اند .
در آينده ، هيچ چيزي بدون روش هاي نوين و بدون نو انديشي ، تغيير مطلوب نخواهد كرد . اگربخواهيم دنيايي جديدي خلق كنيم ، ابتدا بايد تفكر و زمينه هاي فكري خود را تغييربدهيم . اغلب ما واكنشي مي انديشيم و با تمام انرژي سعي مي كنيم مشكلي را حل كنيم . اما افراد موفق ، با تفكر و انديشه خلاق سعي مي كنند تا روش هاي نويني و چيزهاي جديدي در زندگي خود خلق كنند .
اما نو انديشي و خلاق بودن را بايد آموخت ، انديشيدن را بايد آموخت ، براي همين ما به معلماني نيازمنديم كه به جاي ياد دادن انديشه ها ، انديشيدن و نو انديشي را به ما بياموزند و فقط يك معلم خوب اين توانايي را دارد .
.................
غروب آدينه دوستان نیک، زيبا و سرشار از انديشه هاي نو . امیدوارم كه در سال تحصيلي جديد از نعمت حضور معلماني انديشه ورز بهره مند شويم و فرزندانمان در مدرسه و دانشگاه ، انديشيدن را بياموزند .
٣١شهريور ٩٦
#عبدالحسین_زیرک
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
علل بیماری های روانی در افراد تراکم امیال و غرایز سرکوب شده در ضمیر ناخودآگاه می باشد که به واسطه ارضاء نشدن، فشرده گشته و تعادل روانی را برهم زده و در نتیجه موجب بیماری های روانی می شوند.
حال هرگاه این مسأله را بر اجتماع انطباق دهیم به همان نتیجه فردی باز خواهیم رسید. همانگونه که محدودیت های فردی موجب واپس زدگی و سرکوب امیال می شوند، محدودیت های اجتماعی نیز موجب سرکوفته شدن تمایلات اجتماعی گشته و موجبات انقلاب را فراهم می آورند. در اجتماع و کشورهایی که آزادی وجود ندارد و نیروی زور و فشار دولت و طبقه حاکمه محدودیت های بسیاری برای مردم ایجاد می نماید بر طبق اصول روانکاوی تمایلات آزادی خواهانه مردم سرکوفته شده و در ناخودآگاه اجتماعی متراکم می شوند و این تراکم آنقدر ادامه می یاید تا منجر به فوران و انفجار گردد.
هرگاه جریان انقلاب را در کشورهای جهان مورد کاوش قرار دهیم و بر آن باشیم تا به چگونگی و مبنای آن پی بریم مشاهده خواهیم نمود که انقلاب اکثراً و به طور مطلق در کشورهای کم رشد و استثمار شده ای رخ می دهد که فاقد شیوه دموکراسی بوده و با رژیم استبداد اداره می شوند؛ و به عکس در کشورهایی که مردمش از آزادی حکومتی برخوردارند و در رأس اجتماع شان دولتی آزادیخواه و دموکرات قرار دارد هیچگاه انقلاب و شورشی حادث نمی شود چون دلیلی بر واپس زده شدن غرایز و سرکوفته شدن تمایلات برای آنان وجود ندارد.
#زیگموند_فروید، برگرفته از کتاب آینده یک پندار
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
علل بیماری های روانی در افراد تراکم امیال و غرایز سرکوب شده در ضمیر ناخودآگاه می باشد که به واسطه ارضاء نشدن، فشرده گشته و تعادل روانی را برهم زده و در نتیجه موجب بیماری های روانی می شوند.
حال هرگاه این مسأله را بر اجتماع انطباق دهیم به همان نتیجه فردی باز خواهیم رسید. همانگونه که محدودیت های فردی موجب واپس زدگی و سرکوب امیال می شوند، محدودیت های اجتماعی نیز موجب سرکوفته شدن تمایلات اجتماعی گشته و موجبات انقلاب را فراهم می آورند. در اجتماع و کشورهایی که آزادی وجود ندارد و نیروی زور و فشار دولت و طبقه حاکمه محدودیت های بسیاری برای مردم ایجاد می نماید بر طبق اصول روانکاوی تمایلات آزادی خواهانه مردم سرکوفته شده و در ناخودآگاه اجتماعی متراکم می شوند و این تراکم آنقدر ادامه می یاید تا منجر به فوران و انفجار گردد.
هرگاه جریان انقلاب را در کشورهای جهان مورد کاوش قرار دهیم و بر آن باشیم تا به چگونگی و مبنای آن پی بریم مشاهده خواهیم نمود که انقلاب اکثراً و به طور مطلق در کشورهای کم رشد و استثمار شده ای رخ می دهد که فاقد شیوه دموکراسی بوده و با رژیم استبداد اداره می شوند؛ و به عکس در کشورهایی که مردمش از آزادی حکومتی برخوردارند و در رأس اجتماع شان دولتی آزادیخواه و دموکرات قرار دارد هیچگاه انقلاب و شورشی حادث نمی شود چون دلیلی بر واپس زده شدن غرایز و سرکوفته شدن تمایلات برای آنان وجود ندارد.
#زیگموند_فروید، برگرفته از کتاب آینده یک پندار
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پرواز فکرواندیشه flith@
🍃🌺 زنده یاد نجمه زارع 🌺🍃
نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. وی شش ماه پس از تولد همراه با خانوادهاش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند. دوران دبستان را در مدرسهی «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سالهای 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشتهی عمران پرداخت و سرانجام با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.
وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگرههای شعر و سرایش 4 دفتر شعر، نام خود را در حافظهی ادبی ایران ثبت نمود.
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
وقتی دلم به سمت تو مایل نمیشود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمیشود
دیوانهام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانهی تو است که عاقل نمیشود
تکلیف پای عابران چیست؟ آیهای
از آسمان فاصله نازل نمیشود
خط میزنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمیشود؟
میخواستم رها شوم از عاشقانهها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمیشود
تا نیستی تمام غزلها معلّق اند
این شعر مدتیست که کامل نمیشود
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
🍃🌺 زنده یاد نجمه زارع 🌺🍃
نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. وی شش ماه پس از تولد همراه با خانوادهاش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند. دوران دبستان را در مدرسهی «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سالهای 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشتهی عمران پرداخت و سرانجام با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.
وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگرههای شعر و سرایش 4 دفتر شعر، نام خود را در حافظهی ادبی ایران ثبت نمود.
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
وقتی دلم به سمت تو مایل نمیشود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمیشود
دیوانهام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانهی تو است که عاقل نمیشود
تکلیف پای عابران چیست؟ آیهای
از آسمان فاصله نازل نمیشود
خط میزنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمیشود؟
میخواستم رها شوم از عاشقانهها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمیشود
تا نیستی تمام غزلها معلّق اند
این شعر مدتیست که کامل نمیشود
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پرواز فکرواندیشه flith@
باران و چتـــر و شال و شنل بود و ما دو تا…
جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…
وقتـــی نگاه من بــه تو افتاد، سرنوشت
تصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا…
روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا
افتــاد روی میـــز ورقهــــای سرنوشت
فنجان و فال و بیبی و دِل بود و ما دو تا
کمکم زمانه داشت به هــم میرساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا…
تا آفتاب زد همـــه جـــا تــــار شد برام
دنیا چهقدر سرد و کسل بود و ما دو تا،
از خواب میپریم کـه این ماجرا فقط
یک آرزوی مانده به دل بود و ما دو تا
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
باران و چتـــر و شال و شنل بود و ما دو تا…
جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…
وقتـــی نگاه من بــه تو افتاد، سرنوشت
تصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا…
روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا
افتــاد روی میـــز ورقهــــای سرنوشت
فنجان و فال و بیبی و دِل بود و ما دو تا
کمکم زمانه داشت به هــم میرساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا…
تا آفتاب زد همـــه جـــا تــــار شد برام
دنیا چهقدر سرد و کسل بود و ما دو تا،
از خواب میپریم کـه این ماجرا فقط
یک آرزوی مانده به دل بود و ما دو تا
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@