پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


شعری از "لنگستون هیوز"
ترجمه از "ملیحه بهارلو"

"دنیای رویایی من"

در رویای من، دنیا جایی است
که هیچ‌کس، دیگری را تحقیر نمی‌کند،
جایی که عشق، زمین را محافظت می‌کند،
و صلح و آرامش، راه‌های‌اش را زیبا می‌کند.

در رویای من، دنیا جایی است که همه
راهِ خوشِ آزادی را می‌شناسند،
و طمع،
روح را دیگر
از این ضعیف‌تر نمی‌کند،
و حرص و زیاده‌خواهی،
روزگارمان را خراب نمی‌کند.

من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن
سیاه یا سفید،
-از هر نژادی که باشی-
در نعمت‌های روی زمین، سهیم هستند
و هر انسانی، آزاد است.
بدبختی،
سر به زیر می‌اندازد
و شادی،
همچون مرواریدی،
نیازهای همگان را برمی‌آورد.

چنین است دنیای رویایی من

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


از دیدگاه دیگران نیز بنگریم

بی آنکه متوجه باشیم ، تجاربمان را به صورت دست و پا گیر و جزمی تفسیر می کنیم .در نتیجه ، ما یک جهان واقع بسیار قطعی تر و ثابت تر از آنچه در واقع هست خلق می کنیم . شاید این صلابت ظاهری موجب می شود که در باورهایمان احساس اطمینان بیشتر بکنیم ، اما این اطمینان ظاهری، به پاسخهایی تکیه دارد که در نهایت همان قدر که پرده از واقعیت بر می دارند حجاب آن نیز می شوند . این پاسخ ها در بهترین حالت ، تنها می توانند به ما معرفت ببخشند نه حکمت .
باید ، بندی که محکم ما را به دیدگاه آشنایمان بسته است پاره شود ؛ این بند همان پیوندهای عاطفی است . برای باز کردن این بند ، اول باید بفهمیم که همه ما به مفروضات قابل مناقشه متکی هستیم و تعداد این مفروضات هم بیش از آن است که خبر داریم . در مرحله دوم باید مفروضاتمان را کنار بگذاریم و بیاموزیم که امور را از دیدگاه دیگران ببینیم . سرآخر هم باید این دیدگاه های متفاوت و غالبا متعارض را ، گرد هم آوریم و بصیرتهای حاصل از آن را با هم تلفیق کنیم .


#ریموند_مارتین

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith



درباره هنر #گفتگو


دو متفکر باهم نه "مناظره"، بلکه "مکالمه / گفتگو" می کنند. مناظره، مذاکره و...شیوه های ارتباطی متناسب با حیطه های برون - فرهنگی مانند سیاست و اقتصاد هستند و اعتبار و امکان نسبی خود را در همان حیطه ها دارند. مساله نگران کننده، به کارگیری آنها، مثلا مناظره، در حیطه فکر و فرهنگ است که می تواند آسیب زا باشد.

منطق مناظره منطق قدرت و تسلط طلبی است. اما منطق گفتگو منطق صلح و دیگردوستی است. در مناظره هر یک از طرفین خود را حق و دیدگاهش را عین حقیقت می داند و لذا در پی غلبه بر دیگری است. اما شرط گفتگو این است که هر یک از طرفین گفتگو، اولا، به محدودیت دیدگاه خود باور داشته باشد؛ و ثانیا، حدی از حقیقت را نزد دیگری بداند.

هدف گفتگو، نه آشکار کردن حقیقت بر دیگری، بلکه آشکار شدن حد "ناحق بودن" خویش است. به همین خاطر، میتوان گفت که برنده واقعی در یک گفتگو، کسی است که شکست می خورد، چرا که چیزی برای آموختن داشته و از خویش فراتر رفته است.* به تعبیر دیگر، در ماراتن گفتگو، برنده کسی است که دیرتر می رسد، یا هرگز نمیرسد.

هدف گفتگو "به هدف نرسیدن" و "همیشه در راه بودن" است. گفتگو "هنر حق به جانب نبودن"، "هنر شکست خوردن" است.

* توصیف اپیکور از یک گفتگوی فلسفی

توصیف ویتگنشتاین از یک مسابقه فلسفی #مسعود_زنجانی


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


🌺 لعنت بر جهل‌های مقدس

جیوردانو برونو در سال ۱۵۴۸در ایتالیا به دنیا آمد. در نوجوانی وارد کلیسا شد تا در بردن مردم به بهشت به اسقف‌ها و کاردینال‌ها کمک کند . اما بعد‌ها با نظرات اربابان کلیسا به مخالفت برخواست. علت مخالفت با آن‌ها این بود که مروجان دین مسیح بر این عقیده بودند که خورشید در حال حرکت است اما برونو می‌گفت زمین در حال حرکت است؛ و چون آباء کلیسا تک‌صدایی را ترویج می‌کردند به شدت با وی (برونو) به دشمنی برخاستند.

این مخالفت‌های طاقت‌فرسا او را دربه‌در این کشور و آن کشور کرد؛ از فرانسه به آلمان رفت. با نیرنگ خواستند که او را به کشور برگردانند و بازداشت‌اش کنند.
چنان‌که می‌دانیم در این قالب فکری برای رسیدن به هدف تمسک به هر وسیله‌ای جایز است. از او دعوت کردند برای تدریس در دانشگاه به ایتالیا بر گردد. برگشتن همان بود و دستگیری همان.
در سال ۱۵۹۱ دادگاه انگیزسیون (تفتیش عقاید) او را به "مرگ از راه زنده سوزانده شدن محکوم کرد".
این نحوه‌ی مجازات برای آنان بود که جسم‌شان آلوده و ناپاک بود و البته فردوس جای ناپاکان نیست. انسان باید خالص شود و آنان وظیفه‌ی خالص‌سازی داشتند!

خلاصه کلام این‌که جمعیت درحالی‌که دو لب‌شان به‌هم می‌خورد و دعا و ورد می‌خواندند هیزم‌ها را ‌آتش زدند و برونو را در آتش مجازات، به جرم دگراندیشی سوزاندند.

در آن میانه پیرزنی هیزم به دست در‌حالی‌که ورد می‌خواند جلو آمد. برونو تا آن‌وقت ساکت بود. گفته شده است علت سکوت بریدن و یا مجروح کردن زبان او بوده است.
برونو نگاهی به پیرزن انداخت آخرین جمله را این چنین گفت:
"لعنت بر این جهل مقدس"

برداشتی از مکتوب "سروش دباغ"


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


"عزیز نسین" نویسنده نامی و طنز پرداز ترک که سالها زندانی سیاسی در ترکیه بود و جانش را نیز بخاطر روشنگریهای سیاسی و اجتماعی‌اش از دست داد، در یکی از نوشته‌هایش می‌نویسد:
بعنوان یک خبرنگار سفری به هندوستان داشتم. سوار قطاری شده بودیم، ناگهان قطار به طرز وحشتناکی ترمز کرد و ایستاد. سراسیمه پایین آمدیم و من دیدم گاوی فربه روی ریل نشسته و مانع حرکت قطار شده.
به راهنمای هندی خودم گفتم چرا کسی گاو را از روی ریل خارج نمی‌کند تا راه قطار باز شود؟
او گفت: گاو مقدس است و کسی نمی‌تواند مزاحمش شود، گفتم پس چاره چیست؟
گفت : باید آنقدر صبر کنیم تا گاو با میل خودش ریل را ترک کند.
گفتم یعنی یک گاو جلو حرکت قطاری را تا هر وقت بخواهد می‌گیرد و کسی مانعش نمی‌شود؟
گفت : آری، گاو مقدس است و من دانستم در جوامع عقب مانده هم افراد و عقاید بظاهر مقدس جلو ریل حرکت قطار جامعه‌شان نشسته‌اند و با وجود آنها، هیچکس جرات نمی‌کند آنها را از روی ریل خارج سازد.


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


اینجا افریقا ویا میانمار نیست اینجا  روستای نوک آباد از توابع شهرستان نیکشهر در استان سیستان وبلوچستان است
 صدها سال پیش حاکمان و تاجران جنوب اجداد این بچها رو بصورت برده از آفریقا به ایران می آوردن و بشکل غلام و کنیز به کار میگرفتن...
این مردم در طول تاریخ همیشه در پایین ترین سطح بقاء زندگی کردن و متاسفانه این فقر نسل به نسل انتقال پیدا کرده
بچه ها یا یتیم هستن یا پدر و مادر بیکار دارن بیشتر این بچها بخاطر نداشتن مانتو ومقنعه و نوشت افزار ترک تحصیل میکنن و مریضیهای ساده ای مثل قارچ ،وبا،انگل و کچلی اونها رو از پا درمیاره !!! مردمی که ابتدایی ترین امکانات بهداشتی رو ندارن.....
این زنجیر قطع نمیشه مگر اینکه در زمینه آموزش ، بهداشت و درآمد پایدار به اونها کمک کرد.
در اولین قدم تصمیم گرفتیم با همکاری چند نفر از دوستان و موسسه مردم نهاد گوهر صدف نیک شهر برای سال تحصیلی جدید، لوازم تحریر بخریم و برای هردانش آموز یک بسته 10 هزار تومانی تهیه کنیم که تقریبا تا آخر سال کافیه
شما هم با هر مبلغی حتی 10 هزار تومن میتونین توی این کار خیر شرکت کنین
شماره حساب     
۶۰۳۷۶۹۱۵۵۲۵۵۳۷۵۲  
بانک صادرات به نام مهسا شکوری پرتوی

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

چرا باید #درنگ کرد؟
منبع روزنامه اعتماد:

در این زمانۀ سرعت سرسام آور اطلاعات و ابزارهای ارتباطی و هزار و یک کار نکرده و عطش برای سریع‌تر رفتن و هرگز نرسیدن، گاهی خوب است آدم درنگ کند. نگاهی به اطرافش بیاندازد، از خود بپرسد اصلا کجا می‌رود و چرا می‌رود؟ از همین درنگ است که فلسفه می‌تواند زاده شود. از یک سو، فلسفه چیزی نیست جز پاسخ به همین سوال‌های کلی و کلانِ «کجا» و «چرا» که شاید همۀ ما دست کم یک بار در زندگی آن را از خود پرسیده‌ایم و نهایتا یا به بهانۀ بی‌ارزش و بیهوده بودن از خیر پاسخ دادن و سروکله زدن با آنها گذشته‌ایم یا جواب‌های از پیش ساختۀ سنت، عرف، فرهنگ و ... را به خود قبولانده‌ایم و پی کارهای «جدی‌تر»مان رفتیم.

از سوی دیگر، فلسفه ذاتاً با نوعی درنگ سروکار دارد. شکل سادۀ آن دست کشیدن ناگهانی از عمل است. انسان به یکباره نسبت به کاری که با جدیت در حال انجام آن است احساس تردید می‌کند، دست از کار می‌کشد و به کارش، به خودش، به جهانش می‌اندیشد. دکارت کتاب تاملاتاش را چنین آغاز می‌کند. او می‌کوشد تا برای یک بار هم که شده به همه چیز، به حقایق عرفی، به جهان خارجی‌اش، به بدیهیات ذهنی‌اش و حتی به خودش شک کند. می‌توان مثال‌هایی ملموس‌تر زد: فردی را تصور کنید که در میانۀ دیدن قسمت صد و بیست و دوم از یک سریال جذاب ماهواره‌ای، به ناگاه درمی‌یابد که واقعاً عملش چقدر بی‌معناست؛ تلویزیون را خاموش می‌کند و به صفحۀ خالی آن خیره می‌شود. یا فردی در حالی که تمام تلاش‌اش را برای هرچه سریع‌تر به خانه رسیدن به کار می‌بندد و با سرعت تمام در میانۀ ترافیک شکنجه‌گر شهری از این لاین به آن لاین می‌خزد، به ناگاه با ابهانه بودن عمل و شکل زیستش مواجه شده، در کناری پارک کرده، ترمز دستی را کشیده، به آینه نگاه کرده و از خود می‌پرسد: «کجا؟ چرا؟ اصلا که چی؟»

درونماندگاریِ درنگ

پس می‌توان «درنگ» را یکی از شروط اساسی فلسفیدن در روزگار ما دانست. جالب است که «درنگ» علاوه بر توقف کردن به معنای تامل و دقت نیز هست[1]. البته نباید فراموش کرد که این درنگ به معنای اندیشیدنِ سر فرصت یا فارغ‌البال، بریدن از دنیا و رفتن به کنج عزلت و غار تنهایی نیست. وجه دیگر این درنگ ماندن در وضعیت است. جالب‌تر آنکه معنی دیگر واژه‌ی «درنگ» در فرهنگ فارسی، مقاومت، ایستادگی و پایداری است. درنگ فلسفی راستین، نه خروج از وضعیت یا پاک کردن صورت مساله، بلکه مقاومت، ماندن در وضعیت و تن دادن به تنش درونی آن است. این درنگ، نوعی درنگ استعلایی (در معنای کانتی واژه) است که می‌تواند بدون خروج از وضعیت و تخطی از مرزهای مجاز فاهمۀ بشری، از درون خود وضعیت بدان بنگرد. این درنگ درونماندگار اما مستلزم تلاش، دقت و البته تعهد بسیار بیشتری است. خروج فرد از وضعیت، به ظاهر اندیشیدن در باب آن را راحت‌تر می‌کند. مانند فردی که از بالای یک کوه به شهری که در دره قرار دارد می‌نگرد. همه چیز تحت تسلط است، همۀ امور و نسبت‌ها روشن به نظر می‌رسد. اما فردی که در دل خود شهر، در بطن خود وضعیت، می‌کوشد تا به خود، شهرش و وضعیتش بیاندیشد، بی‌شک رسالتی دشوارتر دارد. فرد مجبور است برای فهم خودش و جهانش، به اطراف بنگرد، پشت سرش را ببیند، خود را وارسی نماید، عقب رود، جلو رود، در اینجا و آنجا سرک بکشد. البته مثال فوق ممکن است این سوال را به ذهن متبادر سازد که پس چرا فرد متفکر به جای این همه زحمت دادن به خود، از شهر خارج نمی‌شود و نمی‌کوشد تا از بالا بدان بنگرد؟ پاسخ روشن است: «چون نمی‌تواند».

هرگونه تلاش برای خروج از وضعیت، برای تن ندادن به آلودگی و تنش آن، اساسا تلاشی توهم‌آمیز است. هیچ کس نمی‌تواند از وضعیت‌اش، از جهانش، از مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اطرافش خارج شود و از بالای یک کوه به وضعیتش بنگرد. هرگونه تلاشی از این دست، علاوه بر اینکه صورت مساله را پاک می‌کند، اساساً نوعی خودفریبی است.

علاوه براین، «درنگ» را نباید لزوماً عملی منفعلانه و یا شکلی از عقب‌نشینی پنداشت. درنگ می‌تواند کاملاً فعالانه و چه بسا ایجابی باشد. اتفاقاً تن دادن به جریان جاری امور روزمره، هرچقدر هم که فرد فعال و کوشا و «مرد زندگی» به نظر برسد، ذاتاً با نوعی انفعال و سرسپردگی پیوند می‌خورد. برای مثال، فردی که در یک رودخانۀ خروشان در جهت جریان آب مشغول شنا کردن یا غوطه‌ور شدن است، هر اندازه که سرعت داشته باشد و از نظر دیگران «سریع» و «موفق» به نظر برسد، بازهم فعال نیست، بلکه اتفاقا آن فردی حقیقتاً «سوژه‌ی فعال» محسوب می‌شود که علی رغم جریان آب و خروش رودخانه بتواند «درنگ کند»، خود را یک جا ثابت نگه دارد و حتی بر خلاف جریان آب اندکی حرکت نماید. درنگ فلسفی باید از نوع چنین فعالیتی باشد.

#محمدمهدی_اردبیلی


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


(((((((((((((((( تونل زمان ))))))))))))))))


📜 ۲۷ شهریور سالروز درگذشت

x محمدحسین شهریار x

🖊محمد حسین شهریار ( زاده سال ۱۲۸۵ تبریز — درگذشته
۲۷ شهریور ۱۳۶۷ تهران)
شاعر

🖊وی دوران کودکی را به علت شیوع بیماری در شهر، در روستاهای قایش قورشاق، خشگناب و بستان‌آباد سپری کرد. پدرش «حاج میرآقا بهجت تبریزی» نام داشت که در تبریز وکیل بود.

🖊پس از پایان سیکل (راهنمایی) در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامه تحصیل عازم تهران شد و در مدرسه دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد.

🖊حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری به‌علت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر ترک تحصیل کرد.

🖊پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، به تهران بازگشت.

🖊در سال ۱۳۱۳ که در خراسان بود، پدرش درگذشت.
او به‌سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد.

🖊دانشگاه تبریز او را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا کرد.

🖊در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را سرود.
در تیر ۱۳۳۱ مادرش درگذشت.
در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به‌نام
«عزیزه عبدخالقی» ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند - دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی است.

🖊وی در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از فوت در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرای تبریز مدفون شد..



آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ...؟

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا...؟

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی...؟

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا...؟

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست...؟

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا...؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم...؟

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا...؟

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار...؟

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا...؟

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود...؟

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا...؟

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا...؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند...

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا...؟

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین...

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا...؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر...

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا...؟


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


✍️✍️عسگرموسوی "جوان است وجویای نام"ایّام ،ایّام سهرابی وجوانی بود؛ با اندیشه بسته ومومیایی تمامیت ستم ستمگران را در باره تمامیت ستمدیدگان از ناحیت واژه-واژه ی کتاب شاهنامه میدانستم وستون فقرات شاه نامه را آشیانه افکار افلیج شوونیسمی وکنام پلنگان وشیران درنده خو می یافتم وترک تازی غزان وتازی تازیِ تازیان را به نوعی یکی از مفاصل انگشتان شاهنامه می دیدم وصد البته شاکی وناراضی از این کتاب!که با فعولن فعولن فعول به پیکار با انسانیت آمده است.اما با کمی مطالعه وبی اعتنایی به ،تحریک و تهییج جوانی وبا نسیم اعتدال چهل سالگی ومراحلی که گذشت ؛دو چشم سیاهم به سپیده دمان باز شد؛بسی حقایق و وقایع را، بسی رمز وراز رادردنیای اساطیری ودر لابه لای داستانهای شور انگیزیافتم؛ بقول نيچه آندم كه از جستن خسته شدم شروع به يافتن كردم؛ فهمیدم انصافا انصاف نیست وهم نمی شود بدون در نظر داشتن عنصرهای عصر فردوسی،شعبه -شعبه بازیهای شعوبیها ( نهضتی که به ناچار در بر خورد فرهنگ ایرانی با فرهنگ تازی ایدئولوژی ملّی گرایی اش در حجاب فرقه ای رادیکالتر میشد)وبرطبل جنگ میکوبید. مسلمابدون در نظر داشتن بستر های تاریخی ،فرهنگی وعشیره بازی قرن چهارمی،حاکمیت اقوام مهاجم وستم درباریان وحمله غزان وحجازیان حقیقتا وحقیقتا وتاکیدا نمی شود به شیوه معقول ومنطوق که برهر بنی ادم واجب است، برهانی امروزي درباره برهه ي ديروزي صادر کرد واز تاریکی تیری بی هدف به سوی "یادگار معظم تاریخ بشریّت"پرتاب کرد واین بدان منظور نیست که در فردوسی بزرگ و"اقیانوس ناپيداكرانه شاهنامه"، پاشنه آشیل نیست .ودر این سند ملیّت ِ ایرانی هیچ نشانه ای ازقبیله گرایی، قوم ستیزی ویا زن ستیزی نیست .کدامین انسانی هست که در او ویا کارش زلّت و لغزش نیست .مگرآثار ودیوان سعدی ،حافظ،خاقانی، ناصر خسرو،نظامی ودیگر بزرگان ،مبرّا از اغلاطند .مگرمثنوی بسیار عظیم كه "نيستان را به آتش مي كشاند"،کم دارد مگر در دفتر پنجم سر اسير را بريدن صواب نيست وثواب ندارد.انجا که مغولان در ایران آمدند وکندند وکشتند وبردند؛حضرت مولانا مگر با 154نفر در رقص وسماع شبهای قونیه بيخود زخود نمي چرخيد.اما رواست با اينگونه خرده گيري وتنگ نظري، بدون توجه به عصر اين بزرگان وتاثير فرهنگ تازيان در اين دوره ها وبخاطر یک آجر خام ،کل یک عمارت را ویران نمود؟وبانگ نای آتشین "آیت عظیم "را نشنید؟
کعبه طواف میکند بر سر کوی یک بتی این چه بت است ای خدا این چه بلا وآفتی
اوست بهشت وحور خود، شادی وعیش وسور خود در غلبات نور خود، آه عظیم آیتی !
اما به دور از جزئیات جز اندیش که در مفصل بندی هرکتابی ودر کیش هر شخصیتی ودر مسير زندگي هر كسي هست . ودر هیچ چیز ودر هیچ کس کمالی کمال ، بخصوص در دوران خامي یافت نمی شود وبه قول شاعر:در آن زمان که رسی عاقبت به حد کمال/چو نیک در نگری در کمال نقصانی. کلیت شاهنامه، مجموعه حقایق و وقایع مثبت ودارای حکمت،فلسفه ،هنر، فرهنگ ودادگری است که در عرصه اندیشه ، حال بپسندیم یا نپسندیم ؛با سنان لسان وبا زبان تیز ،وبرنده تر از تیغ ابومسلم در برابر حقارت تازیان ،اتفاق افتاده است وسائقه وار از میان ابرهای تیره ، برق اش وتشعش اش"چون شمشیر برّان" میدرخشد وبارانهای زیبا می آورد که قلم وزبان بنده ازتوصيف اش قاصرندو واژه ها از توصیف اش بسي عاجزند. واگر کسی با قسمی از مفاهیم این کتاب مشکل دارد، می تواند در برابر این اثر ماندگار ویادر ردّ آن،اثر ماندگار بیاورد ودر ترازوی تواتر ایام بنهد.البته شکی نیست که دگم اندیشان رادیکال مذهبِ جاهلِ جاعل ودجّال ،با جزميّت وافكار ايزوله وايدئولوگ در هر مجال بعد از هزار سال تاریک اندیشی،باز دود سیاه ازپستوی پستِ دودمانشان ،بلند می گردد.ودر بلندای مدرنیته ی قرن بیست ویکمی با مفاهیمی چون : پلورالیسم،تلرانس،فمنیسم،سکولاریسم،لائیسیته،انترناسیونالیسم و... بجای جراحی تومورهای سرطانی عصر خویش ، ضحاک وار گرز سام ونریمان را از موزه های جد اعلایشان برداشته،به زحمت بر گردن انداخته اندوباقلاده وزنگوله ومنقگوله به جنگ با پور های پشنگ کمر بسته اند.اما سخن این است که باوجود لغزشها هم، سزاوار نیست بهره برداری سیاسی وابزارگرایانه از "کتاب کتابها"راکه توسط کاووسیان امروزی صورت می گیرد، در کارنامه استاد توس نوشت.

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


باری ،بی گمان انتقاد"سرمایه تمام اصلاحات" است واگر عزیزان نقد وانتقادی داشته باشند ،به نقد جان می خریم.بااین باور که اندیشه ی متضاد، مخصوص آدمیزاد است وبه گمان بي گمان بنده ،تضادعاليترين و مقدس ترين وا‍ژه اي است كه يگانه عامل ترقي در اين سراي خاكي است وهر مترادفي بر اين واژه يافتن خفت و توهين به خلقت است. اگر اين مقدسترين مقدسات نبود؛ تاریخ بشری نمي چرخيد ومسير تعالي را نمي پيمود. وما غافلانه و گوسفندواریکدست وآرام فقط اطاعت مي دانستيم وطاعت وبندگي میکردیم وغیرخور وخواب وخشم وشهوت نمی دانستیم وربقه ها بر حلقوم نحيف مي انداختيم وبه دست كركسان روزگار مي سپرديم و وقيحانه می پوسیدیم.
بیاتاهمه دست نیکی بریم جهان ِجهان را به بد نسپریم
اگرتخت یابی اگرتاج گنج وگرچندپوینده باشی به رنج
سرانجام جای تو خاک است وخشت جز از تخم نیکی نباید کشت


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
✅ دردناک ترین بخش فرار مغزها، قدرت گرفتن بی مغزهاست...!

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

📝کتاب‌های درسی ترکیه اسلامی می‌شوند

کودکان و نوجوانان ترکیه با رسیدن سال جدید تحصیلی که دوشنبه هفته آینده (۳ مهر / ۲۵ سپتامبر) آغاز می‌شود، به مدارس خواهند رفت. شروع کار مدارس در حالی است که بحث‌ها بر سر محتوای دینی و سکولار کتاب‌های تحصیلی، جدایی دانش آموزان دختر و پسر از هم، نابسامانی در اجرای اصلاحات آموزشی و وجود غذاخوری در مدارس همچنان ادامه دارد.

عصمت ییلماز، وزیر آموزش و پرورش ترکیه است. او در گذشته وزیر دفاع این کشور بود. ییلماز محتوای جدید کتاب‌های درسی دانش آموزان را "دمکراتیک‌ترین، علمی‌ترین و مدرن‌ترین" اقدام اصلاحی می‌داند که تا کنون در ترکیه اجرا شده است.

یکی از نکات مهم در اصلاحات آموزشی جدید در ترکیه حذف تئوری تکامل داروین است. تئوری تکامل از کتاب های درسی رخت بربسته و اثری از آن در هیچ کتاب درسی دیده نمی‌شود.

در کتاب‌های جدید دانش آموزان ۱۰ ساله به تفصیل با مزایای تغییر قانون اساسی و سیستم برتر نظام "ریاستی" زیر نظر "فرمانده کل قوا" رجب طیب اردوغان، آشنا می‌شوند. در این کتاب‌ها همچنین آمده است که قانون جدید اساسی ترکیه استقلال و ناوابستگی قوه قضائیه را تحکیم کرده است. بحث جهاد هم در کتاب‌های درسی مطرح شده و از آن به عنوان "اقدامی وطن‌پرستانه" یاد شده است.

⬅️زن و مرد در کتاب‌های درسی
دانش آموزان در کتاب درسی دیگری در باره شرح زندگی محمد، پیامبر اسلام، می‌خوانند که زن باید در خانواده از شوهرش تبعیت کند.

آلپاسلان دورموش، که در وزارت آموزش و پرورش ترکیه مسئول تغییرات در کتاب‌های درسی است، در این باره توضیح می‌دهد که زن و مرد در خانواده باید نسبت به هم احساس مسئولیت و احترام داشته باشند. زن تا وقتی که مرد ریاست خانواده را در دست دارد باید از او تمکین کند و اگر ریاست خانواده از مرد به زن تغییر کند، در آن صورت مرد باید از زن تبعیت کند.

کتاب‌های تاریخ که جدید تدوین شده‌اند در مرحله نخست برای تدریس در مدارس دینی "امام خطیب" در نظر گرفته شده‌اند. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، در دوران کودکی در دهه ۱۹۶۰ در استانبول در همین مدارس درس خوانده بود.

آن زمان این مدارس از اهمیت زیادی برخوردار نبودند. با قدرت گرفتن اردوغان بر ارزش این مدارس دینی به شدت افزوده شده است. شمار محصلان این مدارس که در سال تحصیلی ۲۰۱۵-۲۰۱۶ میلادی ۷۶ هزار نفر بود، در سال ۲۰۱۶-۲۰۱۷ به ۲/ ۱ میلیون نفر افزایش یافته است.

⬅️دومیلیون کودک در دبستان‌ها ثبت نام نکرده‌اند
در چنین شرایطی شمار دانش‌آموزان تازه وارد به دبستان‌های ترکیه به شدت کاهش یافته است. وزارت آموزش و پرورش ترکیه اعلام کرده که دومیلیون کودک در سراسر کشور که به سن قانونی دبستان رسیده‌اند، ثبت نام نکرده‌اند و از آموزش محروم‌‌اند.

شمار نوآموزان ترکیه در حال حاضر در حد سال ۲۰۰۷ باقی مانده و این پدیده در حالی است که ساختار جامعه ترکیه بسیار جوان است. برمبنای آمار موجود در ترکیه در سال ۲۰۱۳ حدودا صددرصد نوآموزان این کشور که به سن ورود به دبستان رسیده بودند، در مدارس این کشور ثبت نام کردند.

سندیکاهای ‌آموزشی ترکیه دلیل کاهش شمار دانش آموزان را اصلاحات حزب عدالت و توسعه ترکیه می‌داند؛ اصلاحاتی که در سال ۲۰۱۲ تصویب شدند. آنها همچنین تاثیر شرایط اضطراری موجود در این کشور را دلیل دیگری برای این معضل اجتماعی ارزیابی می‌کنند. سندیکاهای ترکیه اعلام کرده‌اند که ۳۳ هزار معلم برمبنای آمار رسمی دولت از کار برکنار شده‌اند.

http://bit.ly/2wsRmDg
http://p.dw.com/p/2kEJ0
@dw_farsi


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith