پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
دکتر ایزدی در کتاب "چرا عقب مانده ایم ؟" علت اصلی عقب افتادگی ایران را در ضعف های فرهنگی و اخلاقی این مردم میداند. وی مینویسد :دروغ ، ریا ،چاپلوسی و ظلم به زیردست ، موانع اصلی پیشرفت ایران است
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


_تو صلح طلبی و معتقدی که باید به زندگی بشر احترام‌ گذاشت .آن وقت می‌خواهی یک زندگی را با سقط جنین از بین ببری؟

_ من تصمیم ام را گرفتم . وانگهی شاید صلح طلب باشم ولی به زندگی بشر احترام نمی گذارم !

#سن_عقل
#ژان_پل_سارتر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کویر و سیاست مثل یکدیگرند. هر دو زمینی اند که چیزی درآن نمی روید.

#آخرین_انار_دنیا
#بختیار_علی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


آن كس كه حق با اوست عریان و بی‌حفاظ چنان است كه گویی جوشنی از پولاد بر تن دارد...
و آن كس كه حق با او نیست و جور و ستم دلش را تباه كرده است هر چند كه خود را به هزار جوشن مجهز كند، هم چنان زخم پذیر و برهنه است.

#نمایشنامه_هنری_ششم
#شكسپير

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


تولستوی، شوپنهاور را "نابغه ای ممتاز و برتر در میان انسانها" نامید.
از نظر ریچارد واگنر، وی "هدیه ای از بهشت" بود. نیچه گفت پس از خریدن کتاب کهنه و پاره ی شوپنهاور از مغازه ی کتابهای مستعمل در لیپزیک، زندگی اش بطور کلی تغییر کرد و هرگز مانند قبل نشد و اینگونه آنرا بیان کرد: "اجازه دادم آن نابغه ی پویا و اندوهگین روی ذهن و اندیشه ام کار کند."

#درمان_شوپنهاور
#اروین_د_یالوم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
امروز سالروز
كودتاي ننگين
٢٨ مرداد ميباشد

ذبح حقوق حقه مردم و قتل دموكراسي و جمهوريت در ايران
و اين قصه همچنان ادامه دارد...!

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپی نادر از دکتر مصدق در مورد قطع ارتباط ایران با انگلستان

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم...

۲۸مرداد ماه، #سالروز_درگذشت_سیمین_بهبهانی

شش نکته از زندگی وی را با لمس تصویر ببینید
روحش شاد و یادش گرامی باد🌷

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


وابستگی بیش از حد و فاصله گرفتن از همسر يا شريك عاطفى به طور همزمان نشان دهنده سبک دلبستگی ناایمن فرد است. او اگر با طرف مقابل خود اختلاف نظر جزئی پیدا کنند، به سرعت دچار آشفتگی می شوند و احساس طردشدگی و تنهایی می‌کند. به شدت به شريك عاطفي خود وابسته و متکی است و هرگز نمی تواند تعادل را در فاصله با او خود حفظ کند. آن ها هرگز نمی توانند احساسات خود را به درستی شناخته و آن را شیوه صحیحی ابراز کنند. همچنین قادر نیستند احساسات طرف مقابلشان را نیز به خوبی درک کنند. برای آن ها هر اختلاف نظر و جواب منفی، نشانه ناکامی در زندگی عاطفى است؛ اما اگر سواد عاطفی کسب کند، قادر است پاسخ منفی او را بشنود و در صورت لزوم آن را بپذیرد و عملی کند. چنانچه گفته شد افراط به شکل وابستگی بیش از حد و تفریط به معنای طرد کردن، جزو عادت افرادی است که دلبستگی ایمن را کسب نکرده اند.
شخصی که دائماً از تنها شدن و طرد شدن می ترسد و با وجود داشتن زندگی عاطفى رضایت بخش، وابستگی بیمارگونه به همسر يا شريك عاطفيش دارد و آن را دوست داشتن نام می گذارد. این رفتار در درازمدت طرف مقابل را خسته می کند.

#دکتر_فریبا_بشر_دوست

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

#دیالوگ_برتر

قاضی به پاپیون:
اتهام تو قتل کسی نیست.
جرم تو بدترین جرمیه که یک انسان می تونه مرتکب بشه.
من تو رو برای هدر دادن زندگیت محکوم می کنم...

پاپیون
کارگردان: فرانکلین جی شافنر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


چه دليلی مهم تر از اين می توانست براي زندگی کردن وجود داشته باشد!
اين قدر رفت و آمد و تقلاي ملال آور در اطراف قايق های ماهيگيری به خاطر خرده ای نان و تکه ای ماهی...؟
اين که نشد زندگی!
براي زيستن دليل ديگری وجود دارد!
ما قادريم از بند جهالت برهيم و خود را در زمره مخلوقات با شعور و با فضيلت قرار دهيم، ما می توانيم رها شويم و پرواز را بياموزيم!

#جاناتان_مرغ_دريايي
#ريچارد_باخ

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

حیات انسان، کوتاه و بی قدرت است ؛ فنای مسلم تدریجی ، بی رحمانه برای او و همه ی تبارش نازل می شود . ماده سلطه گر ، بی خبر از نیک و بد ، بی اعتنا به ویران گری ، در مسیر پایان ناپذیرش پیش می رود ؛ برای انسان که امروز محکوم است عزیزترین کسانی را از دست بدهد و فردا خود نیز از واژه ظلمت بگذرد ، فقط این می ماند که پیش از وارد آمدن ضربه آخرین ، آن اندیشه های بالنده را در سر بپرورد که به عمر کوتاهش معنی و عظمت می دهند ؛ با رو برتافتن از ترس های حقیر آن برده تقدیر ، در معبدی که خود ساخته است پرستش کند ؛ مقاوم در برابر بخت و شانس ، ذهن آزادی به بار آرد در مقابله با جبر نانجیبانه ای که در زندگی ظاهری او حکمفرماست ؛ با غروری معترضانه از نیروهای شکست ناپذیری که ، لحظه ای ، شناخت و نکوهش او را بر نمی تابند ، سرباز زند و چون اطلس تنها ، اما از پای درنیامدنی ، جهانی را ترویج کند که آرمان های خودش ، به رغم استیلای کوبنده قدرت ناهوشیار ، به آن شکل داده است .

#برتراند_راسل

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


این مردمانی که زیر آفتاب سوزان عربستان سوای سوسمار و خرما چیز دیگری گیرشان نمی‌آمد، همه‌ی خوشی‌ها را در ایران چشیدند.

مرز و بوم آبادی‌ها و کشتزارها را ویران کردند. سراها، بارگاه‌های شاهنشاهی همه بیغوله و پناهگاه جغد و بوم شد. آتشکده‌ها را با خاک یکسان کردند، همه‌ی نامه‌های ما را سوزانیدند، چون از خودشان هیچ نداشتند. دانش و هستی ما را نابود می‌کنند تا بر آن‌ها برتری نداشته باشیم و بتوانند کیش خودشان را به آسانی در کله‌ی مردم فرو بکنند.

#پروین_دختر_ساسان
#صادق_هدایت

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


انسان فقط موجودی نیست که باید با هزاران اضداد و نابسامانی ها روبرو شود، بلکه هستی او دارای کیفیتی است که در برابر خودش هم حالت نفی و اضداد دارد و در این مقام کاملا مانند قهرمانی است که باید با دو جبهه جنگ کند و در حین این که دگرگونی های خارج را دفع می کند با اضداد درونی خویش حالت دفاعی دارد.

#هستی_و_نیستی
#ژان_پل_سارتر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


آتش و آدم
ترکیبی نامتجانس است
من از میان این آتش گر گرفته
در رویاها و عشق ها
غیر ممکنست سالم برگردم

بازگشت من
اندوه بار خواهد بود
کاش مثل نان بودم
چه زیبا بر می گردد
از سفر آتش

#رسول_یونان

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


در همین لحظه که من در حال نوشتنم، در گوشه‌ی دیگری از جهان، انسان‌های زیادی گرسنه‌اند. اگر «ژان پل سارتر» بود می‌گفت من در برابر این گرسنگی مسئولم. البته من اعتراض می‌کردم: من نمی‌دانم آنجا چه خبر است و برای تغییر وضع اسفبار موجود، کار چندانی از دستم برنمی‌آید. ولی سارتر می‌گفت این منم که انتخاب کرده‌ام بی‌خبر بمانم و به جای آنکه خود را درگیر این وضع اسفبار کنم، در این لحظه‌ی خاص فقط بنویسم. می‌توانستم فراخوانی بدهم و اعانه جمع کنم یا از طریق ارتباطاتی که در اصحاب رسانه دارم، توجه همگان را به وضع موجود جذب کنم، ولی انتخاب کرده‌ام آن را نادیده بگیرم. من در برابر آنچه می‌کنم و آنچه انتخاب می‌کنم که نادیده بگیرم، مسئولم.

#روان_درمانی_اگزیستانسیال
#اروین_یالوم


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


امروزه همه میدانند که تحمل انتقاد نشانه ی بارز فرهنگ است؛ حتی بعضی ها میدانند که مردان برجسته خواهان و تحریک کنندۀ این انتقاد هستند زیرا این انتقاد به آنها نشان میدهد که بی عدالتی آنها در کجاست و اگر این نشانه وجود نداشته باشد آنها از بی عدالتی خود مطلع نمی شوند.

اما توان انتقاد کردن و حفظ وجدان صادق، در مخالفت با آنچه همیشگی، سنتی و مقدس است هنری والاتر از تحمل و تحریک انتقاد است و این هنر در فرهنگ ما حقیقتا بزرگ، نو و شگفت آور است. این هنر گامی نهایی در آزاد اندیشی است، اما این موضوع را چه کسی میداند؟

#حکمت_شادان
#فريدريش_نيچه


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


"‌بعید نیست بی‌این‌که بدانیم، گرفتار ملال باشیم؛ و گاهی بی‌این‌که دلیلش را بدانیم این حال برما مستولی می‌شود. کسانی که در نظرسنجی کوچک من ادعا می‌کردند عمیقا دچار ملال‌اند، نمی‌توانستند دقیقا بگویند که چرا چنین شده‌اند؛ چیرگی ملال بر آنان علت مشخصی نداشت، بلکه ملال بی‌شکل، بی‌نام و بی‌هدف بود. این یادآور چیزی است که فروید درباره ی سودازدگی (melancholy) گفت و جمله‌اش را با تاکید بر شباهت سودازدگی و اندوه آغاز کرد، چون هر دو حاوی آگاهی از این هستند که چیزی را از دست داده‌ایم. ولی سودازده بر خلاف کسی که اندوهگین است، دقیقا نمی داند چه چیزی را از دست داده است."



ملال همواره به نوعی با انسان همراه بوده است.
ملال مردم را از درون می‌خورد و همچون غبار، بی آنکه ببینیم می‌آید و می‌رود. همچون خاکستر بر دست و چهره‌مان می‌نشیند. برخی ملال را ریشه ی همه شرها می‌نامند، برخی دیگر آن را امتیاز انسانِ مدرن و حتی وجه تمایز انسان و حیوان می‌دانند و گروهی دیگر، بر این باورند که ملال انسان را از انسانیت تهی می‌کند. برخی ملال را ثمره ی کوچ معنا از زندگی انسان مدرن می‌دانند و برخی دیگر، آن را چیزی می دانند که به معنای بزرگِ نهفته‌ای اشاره دارد.

ملال با معنای هستی سروکار دارد و همین کافی است تا لارس اسوندس، آن را موضوع فلسفه بداند. او در این کتاب می‌کوشد با بهره گیری از متونی از رشته های فلسفه، ادبیات، روانشناسی، الهیات و جامعه شناسی و بررسی آرای فلیسوفانی همچون سنکا، کانت، کی‌یرکگور، نیچه و هایدگر و تحلیل مسائلی همچون رابطه‌ی ملال با رومانتیسم و مدرنیته، کار و فراغت، و مرگ و زندگی ما را به درک بهتری از ابعاد مختلف این مفهوم و نقشی که در زندگی ما ایفا می‌کند و نیز واکنش های مختلفی که می‌توان در برابر آن داشت، برساند.

فلسفه ي ملال


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

☘️ انسان چه اهمیت و ارزشی در کیهان بی‌کران دارد؟
#نیک_هیوز (Nick Hughes)

🔅بنا بر ارزیابی‌های اخیر، راه شیری تنها یکی از ۲ تریلیون کهکشانی است که در فضای قابل مشاهده وجود دارد، و عبور از این کهکشان‌ها ۹۰ میلیارد سال نوری طول می‌کشد. اگر کره‌ی زمین را به اندازه‌ی یک ریگ در نظر بگیرید و نسبت این ریگ را با کل صحرای بزرگ آفریقا در ذهن تجسم کنید، هنوز نمی‌توانید تصور کنید که ما چه فضای بی‌نهایت کوچکی از کل کیهان را اشغال کرده‌ایم.

🔅این تنها از نظر بُعدِ مکانی بود. فضای قابل مشاهده ۱۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون سال عمر دارد. اگر این بازه‌ی زمانی را یک سال در نظر بگیریم، مه‌بانگ (انفجار بزرگ) در نیمه‌شب اول ژانویه روی داد و اولین هوموساپینس‌ها (انسان‌های بخرد) در ساعت ۲۲:۲۴ روز ۳۱ دسامبر پدیدار شدند. اگر الان ساعت ۲۳:۵۹:۵۹ باشد، ممکن است پیش از سر رسیدن نیمه‌شب انسان‌ها از بین رفته باشند، در حالی که جهان احتمالاً تا ابد تداوم خواهد داشت.

🔅آیا از این که عالم هستی تا این اندازه بزرگ و ما تا این اندازه کوچک و گذرا هستیم، نمی‌توان نتیجه گرفت که ما انسان‌ها مطلقاً بی‌اهمیت و بی‌ارزش‌ایم؟ چنین تصوری می‌تواند فرد را به پوچ‌گرایی سوق دهد.

🔅بنا بر این دیدگاهِ بدبینانه، از آن‌جا که ما جایگاهی بسیار کوچک و گذرا در عالم داریم، هستی ما و کارهایمان بی‌اهمیت و بی‌ارزش است. اما آیا این دیدگاه درست است؟ آیا ما بی‌اهمیت و بی‌ارزش‌ایم؟ حتی اگر چنین باشد، آیا پاسخ ما باید ناامیدی و پوچ‌گرایی باشد؟

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

#انسان_چه_اهمیت_و_ارزشی_در_کیهان_بی‌کران_دارد؟
تأمل درباره‌ی گستردگی کیهان ، و کوچکیِ زمانی و مکانیِ ما در آن، اغلب تصوراتی تیره و تار را پیش چشم ما می‌آورد. آیا از این که عالم هستی تا این اندازه بزرگ و ما تا این اندازه کوچک و گذرا هستیم، نمی‌توان نتیجه گرفت که ما انسان‌ها مطلقاً بی‌اهمیت و بی‌ارزش‌ایم؟


درجهانی که گستره و ژرفای آن ناشناخته است، انسان‌ها بخش بسیار کوچکی از آن را اشغال کرده‌اند. اگر با سرعت نور (۳۰۰ هزار کیلومتر بر ثانیه) در فضا حرکت کنیم، ۱۰۰ هزار سال طول می‌کشد تا از کهکشان «راه شیری» عبور کنیم. اما پس از طی این مسافت نیز هنوز راه چندانی نپیموده‌ایم. بنا بر ارزیابی‌های اخیر، راه شیری تنها یکی از ۲ تریلیون کهکشانی است که در فضای قابل مشاهده وجود دارد، و عبور از این کهکشان‌ها ۹۰ میلیارد سال نوری طول می‌کشد. اگر کره‌ی زمین را به اندازه‌ی یک ریگ در نظر بگیرید و نسبت این ریگ را با کل صحرای بزرگ آفریقا در ذهن تجسم کنید، هنوز نمی‌توانید تصور کنید که ما چه فضای بی‌نهایت کوچکی از کل کیهان را اشغال کرده‌ایم. فضانورد آمریکایی، کارل ساگان، در سال ۱۹۹۴ در رابطه با عکس نقطه‌ی آبی کم‌رنگ که فضاپیمای «وویجر ۱۱» گرفته بود، چنین گفت: سیاره‌ی ما چیزی بیش از «یک ذره‌ی معلق غبار در پرتو آفتاب» نیست.

این تنها از نظر بُعدِ مکانی بود. فضای قابل مشاهده ۱۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون سال عمر دارد. اگر این بازه‌ی زمانی را یک سال در نظر بگیریم، مه‌بانگ (انفجار بزرگ) در نیمه‌شب اول ژانویه روی داد و اولین هوموساپینس‌ها (انسان‌های بخرد) در ساعت ۲۲:۲۴ روز ۳۱ دسامبر پدیدار شدند. اگر الان ساعت ۲۳:۵۹:۵۹ باشد، ممکن است پیش از سر رسیدن نیمه‌شب انسان‌ها از بین رفته باشند، در حالی که جهان احتمالاً تا ابد تداوم خواهد داشت.

از نظر ساگان، «نقطه‌ی آبی کم‌رنگ» (کره‌ی زمین) مسئولیت ما را برای رفتار مهر‌آمیز با یکدیگر پررنگ‌تر می‌کند. اما تأمل درباره‌ی گستردگی کیهان، و کوچکیِ زمانی و مکانیِ ما در آن، اغلب تصوراتی تیره و تار را پیش چشم ما می‌آورد. آیا از این که عالم هستی تا این اندازه بزرگ و ما تا این اندازه کوچک و گذرا هستیم، نمی‌توان نتیجه گرفت که ما انسان‌ها مطلقاً بی‌اهمیت و بی‌ارزش‌ایم؟ چنین تصوری می‌تواند فرد را به پوچ‌گرایی سوق دهد. اگر ما تا این اندازه بی‌اهمیت هستیم و اگر وجود ما تا این اندازه بی‌ارزش است، چطور ممکن است خود ما و کارهایمان (موفقیت‌ها و شکست‌هایمان، اضطراب‌ها و غم‌ها و لذت‌هایمان، آرزوها و تلاش‌هایمان، و کلاً تمام چیزهایی که زندگی ما را می‌سازند) مهم باشند؟ به گفته‌ی فیلسوف آمریکایی، سوزان ولف، تأمل درباره‌ی جایگاه فرد در کیهان یعنی «درک امکان رسیدن به چشم‌اندازی که … از منظر آن زندگی فرد مطلقاً بی‌معنا است.»

این احساس که زندگی ما به نوعی بی‌اهمیت است، احساسی شایع است. فیسلوف فرانسوی، بلز پاسکال، در تأملات (۱۶۶۹۹) خود می‌نویسد: «هنگامی که کوتاهیِ طول حیاتم را در نظر می‌گیرم که ابدیت آن را در خود فرو می‌بلعد، و زمانی که می‌بینم فضایی که اشغال کرده‌ام در محاصره‌ی وسعت نامحدود فضاهایی است که از آن‌ها هیچ نمی‌دانم و ساکنان آن فضاها نیز درباره‌ی من چیزی نمی‌دانند، وحشت‌زده می‌شوم. سکوت ابدی این فضاهای خاموش هراس‌انگیز است.» فیلسوف اتریشی-اسرائیلی، مارتین بوبر، درباره‌ی این مطلب پاسکال می‌گوید: او به «درک‌ناپذیری جهان هستی» پی برده بود و در نتیجه «محدودیت، نابسندگی، و موقتی بودن هستی انسان» را درک می‌کرد. حتی ساگانِ خوش‌بین نیز از این دیدگاه بدبینانه مصون نبود و استدلال می‌کرد که «نقطه‌ی آبی کم‌رنگ» «تلقی‌های ما، اهمیتی که برای خود قائل‌ایم، و این توهم که در عالم جایگاه ویژه‌ای داریم» را به چالش می‌کشد.

به این ترتیب، بنا بر این دیدگاهِ بدبینانه، از آن‌جا که ما جایگاهی بسیار کوچک و گذرا در عالم داریم، هستی ما و کارهایمان بی‌اهمیت و بی‌ارزش است. اما آیا این دیدگاه درست است؟ آیا ما بی‌اهمیت و بی‌ارزش‌ایم؟ حتی اگر چنین باشد، آیا پاسخ ما باید ناامیدی و پوچ‌گرایی باشد؟ این پرسش‌ها عمیقاً فلسفی‌اند، اما فیلسوفان معاصر توجه زیادی به آن‌ها نشان نداده‌ یا آن‌ها را نامربوط دانسته‌اند.

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith