@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فرق بین فراموش کردن و بخشیدن این است که؛ آدم وقتی میبخشد کاملا فراموش میکند. اما وقتی که از یاد میبرد، خیلی وقت ها باز به یاد میآورد!
#ژوزه_مائورو_ده_واسکونسلو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فرق بین فراموش کردن و بخشیدن این است که؛ آدم وقتی میبخشد کاملا فراموش میکند. اما وقتی که از یاد میبرد، خیلی وقت ها باز به یاد میآورد!
#ژوزه_مائورو_ده_واسکونسلو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#متون_کهن
در زمان مجنون خوبان بودند، از لیلی خوبتر. امّا محبوب مجنون نبودند . مجنون را میگفتند که از لیلی خوبترانند، بر تو بیاریم؟ او میگفت که آخر من لیلی را به صورت دوست نمیدارم و لیلی صورت نیست...
لیلی به دست من همچون جامیست، من از آن جام شراب مینوشم. پس من عاشق شرابم که ازو مینوشم و شما را نظر بر قدحست. از شراب آگاه نیستید. اگر مرا قدح زرّین بود مرصعّ به جوهر و درو سرکه باشد یا غیر شراب چیزی دیگر باشد مرا آن به چه کار آید؟ کدوی کهنه شکسته که درو شراب باشد بنزد من به از آن قدح...
#فیه_ما_فیه
#مولانا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#متون_کهن
در زمان مجنون خوبان بودند، از لیلی خوبتر. امّا محبوب مجنون نبودند . مجنون را میگفتند که از لیلی خوبترانند، بر تو بیاریم؟ او میگفت که آخر من لیلی را به صورت دوست نمیدارم و لیلی صورت نیست...
لیلی به دست من همچون جامیست، من از آن جام شراب مینوشم. پس من عاشق شرابم که ازو مینوشم و شما را نظر بر قدحست. از شراب آگاه نیستید. اگر مرا قدح زرّین بود مرصعّ به جوهر و درو سرکه باشد یا غیر شراب چیزی دیگر باشد مرا آن به چه کار آید؟ کدوی کهنه شکسته که درو شراب باشد بنزد من به از آن قدح...
#فیه_ما_فیه
#مولانا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زن چیست؟
اولین و آسان ترین پاسخ آن این است ؛ موجودیست که " مرد " نیست.
و البته با این پاسخ تمام سختی ها و دشواری های زنان آغاز می شود !
#بنفشه_حجازی
#چند_کلمه_از_مادرشوهر
@flith
اولین و آسان ترین پاسخ آن این است ؛ موجودیست که " مرد " نیست.
و البته با این پاسخ تمام سختی ها و دشواری های زنان آغاز می شود !
#بنفشه_حجازی
#چند_کلمه_از_مادرشوهر
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#روح_مارکس_در_تنبان_تاریخ_ایران
یک بحثی در فلسفه ی دین هست به اسم #پلورالیسم یا #تکثرگرایی. مثلا بحث میشود که کدام دین و مذهب حق است؟ اصلا حق چیست؟ بعد توی سروکله ی هم میزنند که مثلا ادیسونِ بدبختی (که الان حتی روحش توی اتاق خواب ما بالای آباژور ایستاده و شاهد اعمال و رفتار ماست؛ چه رسد به اتاق جراحیِ بیمارستانها، صنایع عظیم و حتی تمام ساحتهای حوزههای علمیهی یهودی و اسلامی و بودایی و فلان و بهمان، و هر جای دیگری که برق رفته است، آیا آخرش بهشت میرود، یا در جهنم به موتور برق چهار هزار ولتی وصلش میکنند تا مدام ویبره بزند؟
دعواییست خلاصه. هر کس هم یک مقراضی دستش گرفته و بهشت و جهنم را متراژبندی می کند.
خب، خیلیها میگویند فقططططط دین ما، یا مذهب ما، آن هم فقط با قرائت خاصِ خود ما حق است و بقیهی عالم علف هرزههای گلستان ما هستند. به اینها میگویند #انحصارگرا.
یک عده هم همه را یکجوری در صراط مستقیم میدانند، و میگویند "هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید" (ابولحسن خرقانی). منطقشان این است که جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بِنِه/ چون ندیدند حقیقت رهِ افساه زدند (حافظ). حقیقت پیچیدهتر از آن است که به چنگ کسی درآید: آن که گوید جمله حقند، احمقی است/ و انکه گوید جمله باطل، او شقی است (مثنوی). برای همین هم هیچ فرقی بین آدم و گوسفند و چمن و مجسمه، و کافر و بودایی و میکروب و باکتری و غیره نمیگذراند و میگویند: لَقَد صارَ قلبی قابلاً کُلَّ صورَه. دل مومن باید همه چیز را بپذیرد و حتی خانهی بتها باشد (قصیدة 16 ترجمانالاشواق از ابن عربی، پدر عرفان اسلامی). اینها همان #پلورالیستها هستند.
یک عدهی سومی هم هستند که در مسیحیت به آنها #شمولگرا میگویند. حرفشان این است که خیلی از پیروانِ ادیان و مذاهب دیگر هم بهشت میروند؛ لااقل طویلههای بهشت نصیبشان میشود تا به امر جفتگیری و خوردن و خوابیدن بهشتی بپردازند. فقط به این دلیل که اینها مسیحی "بدون عنوانند". یعنی مسیحیاند ولی خودشان خبر ندارند. حالا هِی به آنها بگویی بابا جان من مسلمانم، میگوید نه بالام جان؛ تو الان داغی حالیات نیست. تو یک مسیحی بدون عنوانی. خودت نمی فهمی.
داشتم نظریات #مارکس را در کتاب "ریتزر"می خواندم. احساس کردم ما شبیه این سومیها هستیم. یکجورایی خیلی از ما ایرانیها #مارکسیستهای بیعنوانیم" (بلانسبت). یعنی همه چیز را تابع جیبمان میدانیم. مدام ورد زبانمان است که تا اقتصاد درست نشود محال است چیزی درست شود. تلویحاً هم تمام سرمایهدارها را دزدان سر گردنه میدانیم که باید چشمشان را درآورد. حالا بماند که سرمایهداری بد است الا برای خودم. اتفاقا عاشق سرمایهدار شدنیم، آن هم از نوع یک شبه و بیدردسرش. از طرف دیگر هم هیچ حرکتی نمیزنیم تا وضعمان بهبود یابد. منتظریم #اقتصاد درست شود تا شاید ما هم حرکتی کنیم.
ولی خب توی همان #جامعهشناسی و اقتصاد هم بلبشویی است. اتفاقا یک پدرِ دیگرش، یعنی #ماکس_وبر، معتقد بود حتی اقتصاد هم تابعِ طرز فکر ماست. غرب، سرمایهدار و #مدرن نشد مگر با طرز تفکری که با مذهب کالونیسم در مورد وجدان کاری و اهمیت کار رواج یافت. حتی مارکسیستهای هگلی (مثل لوکاچ) هم بعدها تاثیر اندیشه و آگاهی و رابطهی آن با عمل را پذیرفتند؛ اما ظاهرا ما به ناب هر چیزی بیشتر علاقه داریم. #مارکسیسیم نابی که فرهنگ، آگاهی، فکر، عمل و هر کوفت و زهرمار دیگری را تابع ساختارهای اقتصادی جامعه میداند. البته خدایی، خوب است؛ با بیحالیِ خیلی از ما سازگارتر است. تغییر خودمان خیلی زحمت دارد؛ پس بگذار بقیه تغییر کنند. اصلا گورِ بابای #فرهنگ و #اخلاق و حتی #سلامت و #محیط_زیست. اگر اقتصاد هُلُپی درست شد، من هم فرهنگِ کاری و رانندگی و همسایگی و #مصرف_آب و غیرهام را دُرست خواهم کرد.
دکتر محسن زندی (روانشناس)
(توجه: تفسیر روانشناختی #مثنوی، به زودی از سر گرفته خواهد شد)
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
#روح_مارکس_در_تنبان_تاریخ_ایران
یک بحثی در فلسفه ی دین هست به اسم #پلورالیسم یا #تکثرگرایی. مثلا بحث میشود که کدام دین و مذهب حق است؟ اصلا حق چیست؟ بعد توی سروکله ی هم میزنند که مثلا ادیسونِ بدبختی (که الان حتی روحش توی اتاق خواب ما بالای آباژور ایستاده و شاهد اعمال و رفتار ماست؛ چه رسد به اتاق جراحیِ بیمارستانها، صنایع عظیم و حتی تمام ساحتهای حوزههای علمیهی یهودی و اسلامی و بودایی و فلان و بهمان، و هر جای دیگری که برق رفته است، آیا آخرش بهشت میرود، یا در جهنم به موتور برق چهار هزار ولتی وصلش میکنند تا مدام ویبره بزند؟
دعواییست خلاصه. هر کس هم یک مقراضی دستش گرفته و بهشت و جهنم را متراژبندی می کند.
خب، خیلیها میگویند فقططططط دین ما، یا مذهب ما، آن هم فقط با قرائت خاصِ خود ما حق است و بقیهی عالم علف هرزههای گلستان ما هستند. به اینها میگویند #انحصارگرا.
یک عده هم همه را یکجوری در صراط مستقیم میدانند، و میگویند "هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید" (ابولحسن خرقانی). منطقشان این است که جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بِنِه/ چون ندیدند حقیقت رهِ افساه زدند (حافظ). حقیقت پیچیدهتر از آن است که به چنگ کسی درآید: آن که گوید جمله حقند، احمقی است/ و انکه گوید جمله باطل، او شقی است (مثنوی). برای همین هم هیچ فرقی بین آدم و گوسفند و چمن و مجسمه، و کافر و بودایی و میکروب و باکتری و غیره نمیگذراند و میگویند: لَقَد صارَ قلبی قابلاً کُلَّ صورَه. دل مومن باید همه چیز را بپذیرد و حتی خانهی بتها باشد (قصیدة 16 ترجمانالاشواق از ابن عربی، پدر عرفان اسلامی). اینها همان #پلورالیستها هستند.
یک عدهی سومی هم هستند که در مسیحیت به آنها #شمولگرا میگویند. حرفشان این است که خیلی از پیروانِ ادیان و مذاهب دیگر هم بهشت میروند؛ لااقل طویلههای بهشت نصیبشان میشود تا به امر جفتگیری و خوردن و خوابیدن بهشتی بپردازند. فقط به این دلیل که اینها مسیحی "بدون عنوانند". یعنی مسیحیاند ولی خودشان خبر ندارند. حالا هِی به آنها بگویی بابا جان من مسلمانم، میگوید نه بالام جان؛ تو الان داغی حالیات نیست. تو یک مسیحی بدون عنوانی. خودت نمی فهمی.
داشتم نظریات #مارکس را در کتاب "ریتزر"می خواندم. احساس کردم ما شبیه این سومیها هستیم. یکجورایی خیلی از ما ایرانیها #مارکسیستهای بیعنوانیم" (بلانسبت). یعنی همه چیز را تابع جیبمان میدانیم. مدام ورد زبانمان است که تا اقتصاد درست نشود محال است چیزی درست شود. تلویحاً هم تمام سرمایهدارها را دزدان سر گردنه میدانیم که باید چشمشان را درآورد. حالا بماند که سرمایهداری بد است الا برای خودم. اتفاقا عاشق سرمایهدار شدنیم، آن هم از نوع یک شبه و بیدردسرش. از طرف دیگر هم هیچ حرکتی نمیزنیم تا وضعمان بهبود یابد. منتظریم #اقتصاد درست شود تا شاید ما هم حرکتی کنیم.
ولی خب توی همان #جامعهشناسی و اقتصاد هم بلبشویی است. اتفاقا یک پدرِ دیگرش، یعنی #ماکس_وبر، معتقد بود حتی اقتصاد هم تابعِ طرز فکر ماست. غرب، سرمایهدار و #مدرن نشد مگر با طرز تفکری که با مذهب کالونیسم در مورد وجدان کاری و اهمیت کار رواج یافت. حتی مارکسیستهای هگلی (مثل لوکاچ) هم بعدها تاثیر اندیشه و آگاهی و رابطهی آن با عمل را پذیرفتند؛ اما ظاهرا ما به ناب هر چیزی بیشتر علاقه داریم. #مارکسیسیم نابی که فرهنگ، آگاهی، فکر، عمل و هر کوفت و زهرمار دیگری را تابع ساختارهای اقتصادی جامعه میداند. البته خدایی، خوب است؛ با بیحالیِ خیلی از ما سازگارتر است. تغییر خودمان خیلی زحمت دارد؛ پس بگذار بقیه تغییر کنند. اصلا گورِ بابای #فرهنگ و #اخلاق و حتی #سلامت و #محیط_زیست. اگر اقتصاد هُلُپی درست شد، من هم فرهنگِ کاری و رانندگی و همسایگی و #مصرف_آب و غیرهام را دُرست خواهم کرد.
دکتر محسن زندی (روانشناس)
(توجه: تفسیر روانشناختی #مثنوی، به زودی از سر گرفته خواهد شد)
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دلم مي خواست سياستمدار بشوم ، يك سياستمدار واقعي ؛ سياستمداري كه به مردم راست بگويد و به خاطر آزادي همانقدر بجنگد كه به خاطر رفاه ، به خاطر وطن همانقدر كه به خاطر اعتقاد.
افسوس اما كه ديگر گذشته است و تابوتم را بر سر دست مي برند.
#نادر_ابراهیمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دلم مي خواست سياستمدار بشوم ، يك سياستمدار واقعي ؛ سياستمداري كه به مردم راست بگويد و به خاطر آزادي همانقدر بجنگد كه به خاطر رفاه ، به خاطر وطن همانقدر كه به خاطر اعتقاد.
افسوس اما كه ديگر گذشته است و تابوتم را بر سر دست مي برند.
#نادر_ابراهیمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بردهای که تمام عمر فرمان گزارده ، به ناگاه در مییابد که دیگر نمیتواند از فرمان تازهای اطاعت کند !
انسانی که نه میگوید !
منظور او از نه گفتن چیست ؟ منظور او این است که این وضع بیش از حد دیگر طولانی شده یا هر چه بوده تا اینجا گذشت اما دیگر بس است ، مرزهایی وجود دارد که نباید از آنها عبور کرد !
سکوت اختیار کردن یعنی اینکه ما به خود اجازه این باور را بدهیم که هیچ عقیدهای نداریم ، که چیزی نمیخواهیم ! هر ارزشی سبب طغیان نمیشود ، اما هر طغیانی به گونه تلویحی ارزشی را میطلبد !
#عصیانگر (انسان طاغی)
#آلبر_کامو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بردهای که تمام عمر فرمان گزارده ، به ناگاه در مییابد که دیگر نمیتواند از فرمان تازهای اطاعت کند !
انسانی که نه میگوید !
منظور او از نه گفتن چیست ؟ منظور او این است که این وضع بیش از حد دیگر طولانی شده یا هر چه بوده تا اینجا گذشت اما دیگر بس است ، مرزهایی وجود دارد که نباید از آنها عبور کرد !
سکوت اختیار کردن یعنی اینکه ما به خود اجازه این باور را بدهیم که هیچ عقیدهای نداریم ، که چیزی نمیخواهیم ! هر ارزشی سبب طغیان نمیشود ، اما هر طغیانی به گونه تلویحی ارزشی را میطلبد !
#عصیانگر (انسان طاغی)
#آلبر_کامو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گاهی حقیقت همینقدر کوتاه و غافلگیر کننده است که مارکس میگوید:
افزایش ارزشِ جهانِ اشیاء، نسبت مستقیمی با کاهش ارزش جهانِ انسانها دارد!
#مارکس
#دستنوشته_های_اقتصاد_سیاسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گاهی حقیقت همینقدر کوتاه و غافلگیر کننده است که مارکس میگوید:
افزایش ارزشِ جهانِ اشیاء، نسبت مستقیمی با کاهش ارزش جهانِ انسانها دارد!
#مارکس
#دستنوشته_های_اقتصاد_سیاسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای اینکه خودتان را از بین ببرید ، باید یک روح پیچیده و اسرارآمیز داشته باشید .
هرچه سطحی تر باشید بیشتر در امان هستید...!
#عروس_بیوه
#جویس_کرول_اتس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای اینکه خودتان را از بین ببرید ، باید یک روح پیچیده و اسرارآمیز داشته باشید .
هرچه سطحی تر باشید بیشتر در امان هستید...!
#عروس_بیوه
#جویس_کرول_اتس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
روانكاوى تجربه ى شخصى عميقى است كه طى آن فرد با پيچيده ترين پرسش ها در مورد زندگى خويش و روابط خود با ديگران رو در رو مي شود. روانكاوى نسبت و رابطه ى خصوصى فرد را در مورد آرزومندى و سر گذشت وى، كه تمامى اقامت زودگذر او را در جهان تشكيل ميدهد، مورد پرسش قرار ميدهد. اين پرسش نه جنبه ى عقلانى دارد نه توسط روانكاو به فرد تحميل ميگردد. روانكاوى يك نوع طى طريق است، بدين معنى كه اين خودِ فرد است كه با سخن گفتن از سرگذشت خود و نقل رويدادهايى كه براى او در خواب و بيدارى پيش مى آيند رفته رفته با اساسى ترين پاره ى وجود خود يعنى ذهن ناآگاه خويش مواجه مى گردد.
#کرامت_موللى
#روانكاوى_زن
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
روانكاوى تجربه ى شخصى عميقى است كه طى آن فرد با پيچيده ترين پرسش ها در مورد زندگى خويش و روابط خود با ديگران رو در رو مي شود. روانكاوى نسبت و رابطه ى خصوصى فرد را در مورد آرزومندى و سر گذشت وى، كه تمامى اقامت زودگذر او را در جهان تشكيل ميدهد، مورد پرسش قرار ميدهد. اين پرسش نه جنبه ى عقلانى دارد نه توسط روانكاو به فرد تحميل ميگردد. روانكاوى يك نوع طى طريق است، بدين معنى كه اين خودِ فرد است كه با سخن گفتن از سرگذشت خود و نقل رويدادهايى كه براى او در خواب و بيدارى پيش مى آيند رفته رفته با اساسى ترين پاره ى وجود خود يعنى ذهن ناآگاه خويش مواجه مى گردد.
#کرامت_موللى
#روانكاوى_زن
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
عکس سلفی نمایندگان مجلس از خانم موگرینی ، حیرت از دیدن
زن مقتدر سیاسی بود ،
چیزی که مردان ما باور دارند اما نمی پذیرند
حضور مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و هیات همراهش که اکثرا زن بودند به ایران چندین پیام داشت.
پیام هایی که مصداق همان "استعاره" و "کنایه" است .
موگرینی با هیات همراهش که اکثرا زن بودند ، به نوعی به جامعه مرد سالار ایرانی نشان داد که سیاست فقط از آن مردان نیست. زنان سیاسی هم خوب حرف می زنند و هم می توانند معادله سخت بین المللی هم چون برجام را در کنار مردان قدرتمند دنیا اداره کنند.
نه اینکه برای داشتن یک وزیر زن هزار کمپین در کشورشان ایجاد کنند .
موگرینی بدون آرایش و ساده کنار مردان ایرانی نشست و نشان داد آنچه که از غرب برای ما ساختند همه اش در فیلم های هالیودی خلاصه نمی شود .
و اما عکس سلفی نمایندگان مجلس با موگرینی ساده و بی آرایش نه از سر لذت خواهی که در قاطبه فکری منفی خیلی ها ممکن است بگنجد که اتفاقا از سر باور مردان مجلس ایران به قدرت زنی بود که کنار شش قدرت جهان یکی از بزرگترین پرونده های جهانی را حل کرد.
برای نمایندگان مجلس زیبایی موگرینی موضوع سلفی نبود ، عکس از اقتدار فکری بانویی بود که امثالش را در همین ایران خودمان فراوان داریم اما نمی خواهیم بپذیریم که زنان امروز سدهای جنسیتی را ساده و با افتخار شکستند و در میادین
بین المللی می توانند بدرخشند .
عکس سلفی نمایندگان از موگرینی نماد باور به آنچه که یک زن سیاسی موفق می تواند باشد و عدم پرورش این باور در فکر مردان ماست و حیرت از دیدن زن مقتدر سیاسی بود،
چیزی که مردان ما میخواهند باور کنند اما هرگز نپذیرفتند .
مطمئنم خیلی های دیگر هم دوست داشتند کنار موگرینی نه به عنوان نماد فیلم های اروپایی بلکه به عنوان یک "انسان "آگاه و مسلط به مبانی بین المللی، یک سلفی یادگاری می گرفتند .
براستی کدامیک از شما دوست نداشت یک عکس سلفی با خانم موگرینی بگیرد ؟
از قلبتان جویا باشید.
مخصوصا آنهایی که حتی وجود یک زن را در کابینه روحانی بر
نمی تابد...
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
عکس سلفی نمایندگان مجلس از خانم موگرینی ، حیرت از دیدن
زن مقتدر سیاسی بود ،
چیزی که مردان ما باور دارند اما نمی پذیرند
حضور مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و هیات همراهش که اکثرا زن بودند به ایران چندین پیام داشت.
پیام هایی که مصداق همان "استعاره" و "کنایه" است .
موگرینی با هیات همراهش که اکثرا زن بودند ، به نوعی به جامعه مرد سالار ایرانی نشان داد که سیاست فقط از آن مردان نیست. زنان سیاسی هم خوب حرف می زنند و هم می توانند معادله سخت بین المللی هم چون برجام را در کنار مردان قدرتمند دنیا اداره کنند.
نه اینکه برای داشتن یک وزیر زن هزار کمپین در کشورشان ایجاد کنند .
موگرینی بدون آرایش و ساده کنار مردان ایرانی نشست و نشان داد آنچه که از غرب برای ما ساختند همه اش در فیلم های هالیودی خلاصه نمی شود .
و اما عکس سلفی نمایندگان مجلس با موگرینی ساده و بی آرایش نه از سر لذت خواهی که در قاطبه فکری منفی خیلی ها ممکن است بگنجد که اتفاقا از سر باور مردان مجلس ایران به قدرت زنی بود که کنار شش قدرت جهان یکی از بزرگترین پرونده های جهانی را حل کرد.
برای نمایندگان مجلس زیبایی موگرینی موضوع سلفی نبود ، عکس از اقتدار فکری بانویی بود که امثالش را در همین ایران خودمان فراوان داریم اما نمی خواهیم بپذیریم که زنان امروز سدهای جنسیتی را ساده و با افتخار شکستند و در میادین
بین المللی می توانند بدرخشند .
عکس سلفی نمایندگان از موگرینی نماد باور به آنچه که یک زن سیاسی موفق می تواند باشد و عدم پرورش این باور در فکر مردان ماست و حیرت از دیدن زن مقتدر سیاسی بود،
چیزی که مردان ما میخواهند باور کنند اما هرگز نپذیرفتند .
مطمئنم خیلی های دیگر هم دوست داشتند کنار موگرینی نه به عنوان نماد فیلم های اروپایی بلکه به عنوان یک "انسان "آگاه و مسلط به مبانی بین المللی، یک سلفی یادگاری می گرفتند .
براستی کدامیک از شما دوست نداشت یک عکس سلفی با خانم موگرینی بگیرد ؟
از قلبتان جویا باشید.
مخصوصا آنهایی که حتی وجود یک زن را در کابینه روحانی بر
نمی تابد...
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر انسانها تا ابد زندگی میکردند، اگر پیر نمیشدند، اگر بدون مردن همیشه سالم در این جهان زندگی میکردند، خیال میکنی هرگز به خود زحمت فکرکردن به چیزهایی را میدادند که الان ذهن شان را مشغول کرده؟
منظورم این است که ما درباره همه چیز فکر میکنیم، تقریبا همه چیز، فلسفه، روان شناسی، منطق، دین، ادبیات ...
فکر میکنم اگر چیزی به نام "مرگ" وجود نداشت، افکار پیچیده اینچنینی هرگز به وجود نمیآمد ...
انسانها باید به طور جدی، به معنی زنده بودنشان و اینک اینجا بودنشان فکر کنند، چون میدانند که روزی خواهند مرد.
درست است؟ اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر میکرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالا فقط فکر میکردند: "خوب کلی وقت دارم، بعدا بهش فکر میکنم" ...
ولی ما نمیتوانیم تا بعد صبر کنیم. باید همین لحظه به آن فکر کنیم . هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد . ما مرگ را برای رشد کردن لازم داریم. مرگ، این موجود عظیم و نورانی است که هر چه بزرگتر و نورانیتر باشد، ما را دیوانهوارتر مشتاق فکر کردن درباره چیزها میکند.
#سرگذشت_پرنده_کوکی
#هاروکی_موراکامی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر انسانها تا ابد زندگی میکردند، اگر پیر نمیشدند، اگر بدون مردن همیشه سالم در این جهان زندگی میکردند، خیال میکنی هرگز به خود زحمت فکرکردن به چیزهایی را میدادند که الان ذهن شان را مشغول کرده؟
منظورم این است که ما درباره همه چیز فکر میکنیم، تقریبا همه چیز، فلسفه، روان شناسی، منطق، دین، ادبیات ...
فکر میکنم اگر چیزی به نام "مرگ" وجود نداشت، افکار پیچیده اینچنینی هرگز به وجود نمیآمد ...
انسانها باید به طور جدی، به معنی زنده بودنشان و اینک اینجا بودنشان فکر کنند، چون میدانند که روزی خواهند مرد.
درست است؟ اگر قرار بود برای همیشه زنده بمانیم، چه کسی به معنای زنده بودن فکر میکرد؟ چه اهمیتی داشت؟ یا حتی اگر برای کسی اهمیتی داشت، احتمالا فقط فکر میکردند: "خوب کلی وقت دارم، بعدا بهش فکر میکنم" ...
ولی ما نمیتوانیم تا بعد صبر کنیم. باید همین لحظه به آن فکر کنیم . هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد . ما مرگ را برای رشد کردن لازم داریم. مرگ، این موجود عظیم و نورانی است که هر چه بزرگتر و نورانیتر باشد، ما را دیوانهوارتر مشتاق فکر کردن درباره چیزها میکند.
#سرگذشت_پرنده_کوکی
#هاروکی_موراکامی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نصیحت شیطان به کشیش
شیطان گفت: دشمنیِ من با بشریت، از دشمنی تو با جان خویش بیشتر نیست ای کشیش.
تو به میکائیل آفرین می گویی، در حالی که او برایت هیچ فایده ای نداشته است؛ و مرا دشنام می دهی، حال آنکه من مایه ی راحتی و آسایش ات بوده و هستم. مگر نه اینکه وجود من، موجب رونق بازار تو و نامم سرمایه کسب و کار توست؟ اگر شیطان بمیرد و مبارزه با او منتفی گردد، چه شغلی را بر عهده ی تو خواهند نهاد؟ تو که پدر روحانی هستی، چطور نمی دانی که تنها وجود شیطان می تواند سیم و زر را از جیب مومنان، به جیب های واعظان و سخنوران سرازیر می کند؟
تو که عالمی دانا هستی چطور نمی دانی که با نابود شدن علت، معلول نیز از بین می رود؟ چطور راضی می شوی که من بمیرم و تو، جایگاه خود را از دست بدهی و نان زن و بچه ات را آجر کنی؟!
#جبران_خلیل_جبران
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نصیحت شیطان به کشیش
شیطان گفت: دشمنیِ من با بشریت، از دشمنی تو با جان خویش بیشتر نیست ای کشیش.
تو به میکائیل آفرین می گویی، در حالی که او برایت هیچ فایده ای نداشته است؛ و مرا دشنام می دهی، حال آنکه من مایه ی راحتی و آسایش ات بوده و هستم. مگر نه اینکه وجود من، موجب رونق بازار تو و نامم سرمایه کسب و کار توست؟ اگر شیطان بمیرد و مبارزه با او منتفی گردد، چه شغلی را بر عهده ی تو خواهند نهاد؟ تو که پدر روحانی هستی، چطور نمی دانی که تنها وجود شیطان می تواند سیم و زر را از جیب مومنان، به جیب های واعظان و سخنوران سرازیر می کند؟
تو که عالمی دانا هستی چطور نمی دانی که با نابود شدن علت، معلول نیز از بین می رود؟ چطور راضی می شوی که من بمیرم و تو، جایگاه خود را از دست بدهی و نان زن و بچه ات را آجر کنی؟!
#جبران_خلیل_جبران
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
آدمها در اطراف خود حریمهایی دارند که تنها افراد خاصی را به آن راه میدهند. اگر چه حریمها و اندازه آنها به فرد، فرهنگ و موقعیت وابسته است، اما جایگاه آن در مغز است و ورود به حریم دیگران، در اغلب فرهنگها ناپسند و ناراحتکننده است.
بر اساس نظریه «ادوارد هال»، انسانشناس آمریکایی که مطالعات او در این زمینه از دهه 1960 آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد، هر کدام از ما حبابهایی با چهار اندازه در اطراف خود داریم که هر کدام، روابط خاصی از ما را پوشش میدهند.
کوچکترین آنها، «فضای صمیمی» خوانده میشود و به طور تقریبی برای هر فرد از دایرهای به شعاع حدود 45 سانتیمتر از بدنش تشکیل میشود. تنها اعضای خانواده، حیوانات خانگی و صمیمیترین دوستان میتوانند اینقدر به شما نزدیک شوند. اگر کسی که حتی ذرهای غریبهتر است، بخواهد وارد این حریم شود، باعث آزردگی و خشم خواهد شد.
هال، حباب بعدی را «فضای شخصی» مینامد که دایرهای به شعاع حدود 45 تا 120 سانتیمتر در اطراف شماست. دوستان و آشنایان میتوانند به راحتی این فضا را اشغال کنند، به خصوص در طی یک مکالمه غیررسمی. اما غریبهها اجازه ورود به این حریم را ندارند. در فاصله حدود 1.2 تا 3.6 متر از خودمان، حباب دیگری داریم که میتوان آن را «فضای اجتماعی» خواند. در این فاصله، مردم برای برقراری ارتباطات معمول اجتماعی احساس راحتی میکنند و آشنایان تازه یا حتی افرادکاملا غریبه را هم میتوان به این فضا راه داد. از این به بعد، دیگر هر چه هست، فضای عمومی قلمداد میشود که برای همه باز است.
با این حال، این اندازهها در جامعه آمریکایی به دست آمدهاند. به گفته «رالف ادولفز» استاد روانشناسی و علوم عصبی در موسسه فناوری کالیفرنیا، فضای شخصی بسته به فرهنگ و زمینه میتواند کاملا تغییر کند.
وی میگوید: «همچنین، در این زمینه بین افراد تفاوتهایی وجود دارد. بنابراین به این ارقام فقط باید به عنوان حد متوسط نگاه کرد. آنها به هیچ عنوان عمومی، همیشگی و مطلق نیستند.»
اما این حبابهای شخصی اصلا چطور به وجود آمدهاند؟ به گفته ادولفز، از حدود سن سه تا چهار سالگی، حسی فردی از حریم شخصی در افراد شروع به شکلگیری میکند. تا رسیدن به دوره نوجوانی، اندازه این حبابها در حال تعیین است. ادولفز در مطالعه خود در سال 2009 نشان داد که حبابهای حریمهای اطراف افراد توسط آمیگدالا (که به بادامه هم معروف است) ساخته و کنترل میشوند. آمیگدالا همان بخشی از مغز است که در احساس ترس هم سهیم است.
وقتی به حریم شخصی افراد تجاوز میشود، آمیگدالا فعال میشود. ادولفز در اینباره توضیح میدهد: «این امر به احتمال زیاد بازتابی از پاسخ هیجانی مربوط به زمانی است که فردی زیاد از حد به ما نزدیک میشود. فرضیه ما با خانمی که دچار آسیب به این قسمت از مغز خود شده بود، تایید میشود. او هیچ مشکلی با نزدیک شدن افراد دیگر به خود نداشت، مهم نبود که افراد چقدر به او نزدیک میشدند. او هیچ حریم شخصی مشخصی نداشت.»
همچنین به گفته وی، رشد غیرطبیعی آمیگدالا ممکن است توضیحی باشد برای این که چرا افراد مبتلا به اوتیسم، در نگه داشتن یک فاصله اجتماعی مناسب با دیگر افراد دچار مشکل میشوند.
موقعیتهایی وجود دارند که در آنها، ورود دیگران به حریم شخصی غیر قابل اجتناب است، مثلا در متروهای شلوغ. مردم چطور با این موضوع کنار میآیند؟ به گفته «روبرت سامر» روانشناس، ما به طور موقت، افراد اطراف خود را انسانزدایی میکنیم، یعنی سعی میکنیم با آنها هیچ تماس چشمی نداشته باشیم و چنین وانمود میکنیم که اشیایی بیجان هستند، تا زمانی که بتوانیم از آن جا خلاص شویم. بدین ترتیب، ایستادن در فاصله نزدیک با یک دیوار، زیاد کار سخت و ناراحتکنندهای نیست.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
آدمها در اطراف خود حریمهایی دارند که تنها افراد خاصی را به آن راه میدهند. اگر چه حریمها و اندازه آنها به فرد، فرهنگ و موقعیت وابسته است، اما جایگاه آن در مغز است و ورود به حریم دیگران، در اغلب فرهنگها ناپسند و ناراحتکننده است.
بر اساس نظریه «ادوارد هال»، انسانشناس آمریکایی که مطالعات او در این زمینه از دهه 1960 آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد، هر کدام از ما حبابهایی با چهار اندازه در اطراف خود داریم که هر کدام، روابط خاصی از ما را پوشش میدهند.
کوچکترین آنها، «فضای صمیمی» خوانده میشود و به طور تقریبی برای هر فرد از دایرهای به شعاع حدود 45 سانتیمتر از بدنش تشکیل میشود. تنها اعضای خانواده، حیوانات خانگی و صمیمیترین دوستان میتوانند اینقدر به شما نزدیک شوند. اگر کسی که حتی ذرهای غریبهتر است، بخواهد وارد این حریم شود، باعث آزردگی و خشم خواهد شد.
هال، حباب بعدی را «فضای شخصی» مینامد که دایرهای به شعاع حدود 45 تا 120 سانتیمتر در اطراف شماست. دوستان و آشنایان میتوانند به راحتی این فضا را اشغال کنند، به خصوص در طی یک مکالمه غیررسمی. اما غریبهها اجازه ورود به این حریم را ندارند. در فاصله حدود 1.2 تا 3.6 متر از خودمان، حباب دیگری داریم که میتوان آن را «فضای اجتماعی» خواند. در این فاصله، مردم برای برقراری ارتباطات معمول اجتماعی احساس راحتی میکنند و آشنایان تازه یا حتی افرادکاملا غریبه را هم میتوان به این فضا راه داد. از این به بعد، دیگر هر چه هست، فضای عمومی قلمداد میشود که برای همه باز است.
با این حال، این اندازهها در جامعه آمریکایی به دست آمدهاند. به گفته «رالف ادولفز» استاد روانشناسی و علوم عصبی در موسسه فناوری کالیفرنیا، فضای شخصی بسته به فرهنگ و زمینه میتواند کاملا تغییر کند.
وی میگوید: «همچنین، در این زمینه بین افراد تفاوتهایی وجود دارد. بنابراین به این ارقام فقط باید به عنوان حد متوسط نگاه کرد. آنها به هیچ عنوان عمومی، همیشگی و مطلق نیستند.»
اما این حبابهای شخصی اصلا چطور به وجود آمدهاند؟ به گفته ادولفز، از حدود سن سه تا چهار سالگی، حسی فردی از حریم شخصی در افراد شروع به شکلگیری میکند. تا رسیدن به دوره نوجوانی، اندازه این حبابها در حال تعیین است. ادولفز در مطالعه خود در سال 2009 نشان داد که حبابهای حریمهای اطراف افراد توسط آمیگدالا (که به بادامه هم معروف است) ساخته و کنترل میشوند. آمیگدالا همان بخشی از مغز است که در احساس ترس هم سهیم است.
وقتی به حریم شخصی افراد تجاوز میشود، آمیگدالا فعال میشود. ادولفز در اینباره توضیح میدهد: «این امر به احتمال زیاد بازتابی از پاسخ هیجانی مربوط به زمانی است که فردی زیاد از حد به ما نزدیک میشود. فرضیه ما با خانمی که دچار آسیب به این قسمت از مغز خود شده بود، تایید میشود. او هیچ مشکلی با نزدیک شدن افراد دیگر به خود نداشت، مهم نبود که افراد چقدر به او نزدیک میشدند. او هیچ حریم شخصی مشخصی نداشت.»
همچنین به گفته وی، رشد غیرطبیعی آمیگدالا ممکن است توضیحی باشد برای این که چرا افراد مبتلا به اوتیسم، در نگه داشتن یک فاصله اجتماعی مناسب با دیگر افراد دچار مشکل میشوند.
موقعیتهایی وجود دارند که در آنها، ورود دیگران به حریم شخصی غیر قابل اجتناب است، مثلا در متروهای شلوغ. مردم چطور با این موضوع کنار میآیند؟ به گفته «روبرت سامر» روانشناس، ما به طور موقت، افراد اطراف خود را انسانزدایی میکنیم، یعنی سعی میکنیم با آنها هیچ تماس چشمی نداشته باشیم و چنین وانمود میکنیم که اشیایی بیجان هستند، تا زمانی که بتوانیم از آن جا خلاص شویم. بدین ترتیب، ایستادن در فاصله نزدیک با یک دیوار، زیاد کار سخت و ناراحتکنندهای نیست.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
جامعه شناسی سکس
دروانفسایی زندگی می کنیم که بیشتر به هرج ومرج جنسی می ماند.پسرانی هستند که همزمان24دوست دختر دارند ودخترانی که همزمان13دوست پسر.وضع به نحوی گسترش یافته که نداشتن دوست پسر نشان امل بودن وبی کلاسی وداشتن دوست دختر مایه فخر ومباهات.آنها از تجربه های سکسی بادوستانشان حرف می زنند.سکس دیگر راز مگو نیست.جمع های مردانه بیشتر به مواردی می خندند که درون مایه جنسی داشته باشد.
موارد سکسی اصلی ترین مطالبی است که ایرانیان در -درمحیط نت- جستجو می کنند.سبک آرایش بانوان،ساپورت،شلوار های فاق کوتاه و...هم نشان از عطش جنسی یک جامعه دارد.نزدیک 15سال است که در موارد جنسی- خارج از خانواده- زمانی دخالت می کنند که شاکی خصوصی باشد یاحالت باند وگروه.حتی خاله ها را بصورتی اعلام نشده آزاد گذاشته اند تا فاحشه خانه های غیر رسمی را اداره کنند.
همه موارد مذکور نشان یک بحران جنسی دارد که ناشی از عدم وجود رابطه جنسی است.درمقام تمثیل می توان انسان رامثل یک پیاز لایه لایه دانست.لایه جنسی مغز پیاز ودرونی ترین وعمیق ترین رابطه انسانی است.مراد از لایه های دیگر نگاه هستی شناسانه،روابط حسابگرانه ،اقتصادی، الگوهای تقسیم قدرت و... می باشد. افرادی که درآنها اشتراکاتی داشته باشند میل به مشارکت درپیش بردن جریان حرکت وجود پیدا کرده وتصمیم می گیرند محصولی مشابه ومشترک(فرزندی) به جهانی هستی اضافه کنند.
متاسفانه افراد بدون توجه به لایه های دیگر یکدیگر، یک راست به سراغ مغز پیاز می روند.آنها درواقع اضطراب خود را کاهش می دهند وتنها چیزی که ارضاء نمی شود میل جنسی آنان است.تنوع طلبی تالی فاسد این مصیبت است که مدام شریک جنسی عوض می کنند زیرا فکر می کنند مشکل از اوست.حال آنکه مشکل درون خود آنهاست.البته بسیاری هم تنوع طلب نیستند.آنهابه سرکوب میل جنسی پرداخته که خودش بحران زاست.
#مهدی_جباری
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
جامعه شناسی سکس
دروانفسایی زندگی می کنیم که بیشتر به هرج ومرج جنسی می ماند.پسرانی هستند که همزمان24دوست دختر دارند ودخترانی که همزمان13دوست پسر.وضع به نحوی گسترش یافته که نداشتن دوست پسر نشان امل بودن وبی کلاسی وداشتن دوست دختر مایه فخر ومباهات.آنها از تجربه های سکسی بادوستانشان حرف می زنند.سکس دیگر راز مگو نیست.جمع های مردانه بیشتر به مواردی می خندند که درون مایه جنسی داشته باشد.
موارد سکسی اصلی ترین مطالبی است که ایرانیان در -درمحیط نت- جستجو می کنند.سبک آرایش بانوان،ساپورت،شلوار های فاق کوتاه و...هم نشان از عطش جنسی یک جامعه دارد.نزدیک 15سال است که در موارد جنسی- خارج از خانواده- زمانی دخالت می کنند که شاکی خصوصی باشد یاحالت باند وگروه.حتی خاله ها را بصورتی اعلام نشده آزاد گذاشته اند تا فاحشه خانه های غیر رسمی را اداره کنند.
همه موارد مذکور نشان یک بحران جنسی دارد که ناشی از عدم وجود رابطه جنسی است.درمقام تمثیل می توان انسان رامثل یک پیاز لایه لایه دانست.لایه جنسی مغز پیاز ودرونی ترین وعمیق ترین رابطه انسانی است.مراد از لایه های دیگر نگاه هستی شناسانه،روابط حسابگرانه ،اقتصادی، الگوهای تقسیم قدرت و... می باشد. افرادی که درآنها اشتراکاتی داشته باشند میل به مشارکت درپیش بردن جریان حرکت وجود پیدا کرده وتصمیم می گیرند محصولی مشابه ومشترک(فرزندی) به جهانی هستی اضافه کنند.
متاسفانه افراد بدون توجه به لایه های دیگر یکدیگر، یک راست به سراغ مغز پیاز می روند.آنها درواقع اضطراب خود را کاهش می دهند وتنها چیزی که ارضاء نمی شود میل جنسی آنان است.تنوع طلبی تالی فاسد این مصیبت است که مدام شریک جنسی عوض می کنند زیرا فکر می کنند مشکل از اوست.حال آنکه مشکل درون خود آنهاست.البته بسیاری هم تنوع طلب نیستند.آنهابه سرکوب میل جنسی پرداخته که خودش بحران زاست.
#مهدی_جباری
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من خدا هستم. و میگویم، شما نیز خدا هستید. اما خدای شما خفته است و خدای من بیدار است...
#منصور_حلاج
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من خدا هستم. و میگویم، شما نیز خدا هستید. اما خدای شما خفته است و خدای من بیدار است...
#منصور_حلاج
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آندریا :
سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که در آن قهرمانی نپرورد
گالیله :نه آندریا
سرزمین فلاکت بار سرزمینی است
که در آنجا نیاز به قهرمان باشد
جامعهای که همیشه منتظر قهرمان
و نجاتدهنده است ، جامعهای با اکثریت هشیار و بیدار نیست...!!
#زندگی_گالیله
#برتولت_برشت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آندریا :
سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که در آن قهرمانی نپرورد
گالیله :نه آندریا
سرزمین فلاکت بار سرزمینی است
که در آنجا نیاز به قهرمان باشد
جامعهای که همیشه منتظر قهرمان
و نجاتدهنده است ، جامعهای با اکثریت هشیار و بیدار نیست...!!
#زندگی_گالیله
#برتولت_برشت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نسبتِ اندیشهای که مطالعه میکنیم با آنچه که به ذهن خودمان متبادر میشود، نسبت فسیلِ گیاهی ماقبل تاریخی است با گیاهی که در رستنگاه خود جوانه میزند.
مطالعه چیزی بیش از جایگزینی برای اندیشهی شخصی و آویختن ذهن به رشتههای خیمهشببازی نیست. انبوه کتابها تنها به دیدن اینکه چه تعداد راههای نادرست موجود است، و این که چطور فرد با پیش گرفتنِ یکی از آنها در سراشیبی انحطاط میافتد کمک میکند. اما تنها آن که نبوغش راهنمای اوست، آن که خود میاندیشد، که دقیق و با طمأنینه فکر میکند است که قطبنمایی دارد و به وسیلهی آن راه راست را میباید.
#در_باب_خوداندیشی
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نسبتِ اندیشهای که مطالعه میکنیم با آنچه که به ذهن خودمان متبادر میشود، نسبت فسیلِ گیاهی ماقبل تاریخی است با گیاهی که در رستنگاه خود جوانه میزند.
مطالعه چیزی بیش از جایگزینی برای اندیشهی شخصی و آویختن ذهن به رشتههای خیمهشببازی نیست. انبوه کتابها تنها به دیدن اینکه چه تعداد راههای نادرست موجود است، و این که چطور فرد با پیش گرفتنِ یکی از آنها در سراشیبی انحطاط میافتد کمک میکند. اما تنها آن که نبوغش راهنمای اوست، آن که خود میاندیشد، که دقیق و با طمأنینه فکر میکند است که قطبنمایی دارد و به وسیلهی آن راه راست را میباید.
#در_باب_خوداندیشی
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رنج بردن باعث فهمیدن می شود.
و ذهن را به تلاش برای شناختن وا می دارد.
تا این که قواعد زندگی و تلخی و سختی را می شناسد و به درك و شعور می رسد.
ولی وقتی به فهمیدن و درك رسیدی،
از آن به بعد دیگر خود فهمیدن باعث رنجت می شود.
دیگر هم از فهمیدن خودت رنج می بری،
هم رنج فهمیدن آنچه دیگران درك نمی کنند و نمی فهمند و نمی بینند، به جانت نیش می زند و آزارت می دهد.
ولی هر قدر در نادانی می شود درجا زد،
در فهمیدن نمی شود.
وقتی چشم هایت باز شد، دیگر نمی توانی آن را ببندی و خودت را به نفهمی بزنی.
#دالان_بهشت
#نازی_صفوی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رنج بردن باعث فهمیدن می شود.
و ذهن را به تلاش برای شناختن وا می دارد.
تا این که قواعد زندگی و تلخی و سختی را می شناسد و به درك و شعور می رسد.
ولی وقتی به فهمیدن و درك رسیدی،
از آن به بعد دیگر خود فهمیدن باعث رنجت می شود.
دیگر هم از فهمیدن خودت رنج می بری،
هم رنج فهمیدن آنچه دیگران درك نمی کنند و نمی فهمند و نمی بینند، به جانت نیش می زند و آزارت می دهد.
ولی هر قدر در نادانی می شود درجا زد،
در فهمیدن نمی شود.
وقتی چشم هایت باز شد، دیگر نمی توانی آن را ببندی و خودت را به نفهمی بزنی.
#دالان_بهشت
#نازی_صفوی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی دروغ و حقیقت با هم راه می رفتند، به چشمه ای رسیدند .
دروغ به حقیقت گفت: " لباس خود را در آوریم و در این چشمه آب تنی کنیم ."
حقیقت ساده دل چنین کرد، در آن لحظه که در آب بود، دروغ، لباس حقیقت را از کنارچشمه برداشت و پوشید و به راه افتاد .
حقیقت، پس از آب تنی ناچار شد برهنه به راه افتد؛
از آن روز ما حقیقت را برهنه می بینیم ، اما بسا اوقات دروغ را هم ملاقات می کنیم که متاسفانه لباس حقیقت پوشیده است؛ و طبعاً حقانیّت خود را در نظر ما به تلبیس ثابت می کند...!
#از_پاریز_تا_پاریس
دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی دروغ و حقیقت با هم راه می رفتند، به چشمه ای رسیدند .
دروغ به حقیقت گفت: " لباس خود را در آوریم و در این چشمه آب تنی کنیم ."
حقیقت ساده دل چنین کرد، در آن لحظه که در آب بود، دروغ، لباس حقیقت را از کنارچشمه برداشت و پوشید و به راه افتاد .
حقیقت، پس از آب تنی ناچار شد برهنه به راه افتد؛
از آن روز ما حقیقت را برهنه می بینیم ، اما بسا اوقات دروغ را هم ملاقات می کنیم که متاسفانه لباس حقیقت پوشیده است؛ و طبعاً حقانیّت خود را در نظر ما به تلبیس ثابت می کند...!
#از_پاریز_تا_پاریس
دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سربازان وارد روستائی شدند و به همه زنان تجاوز ڪردند به استثناء یک زن ڪه با مقاومت توانست سربازی را بکُشد و سر او را ببُرد
پس از برگشت سربازان به پادگانها واقامتگاه ها ، همه زنان نیز از خانه هایشان بیرون آمدند و لباسهای پاره پاره خود را با گریه ای دلسوزانه جمع میڪردند به جزء آن زن.. ، از خانه اش باعزت و افتخار در حالی خارج شد ڪه با در دست داشتن سر آن سرباز ، به دیگر زنان با تحقیر نگاه میڪرد و گفت: تصور داشتید بگذارم به من تجاوزی ڪند بدون آنڪه بمیرم یا او را بڪشم؟!
زنهای روستا به یڪدیگر نگاه ڪردند و تصمیم گرفتند اورا بڪشند تا مبادا با شرافتش بر آنها برتری داشته باشد و هنگام بازگشت همسرهایشان پرسیده شود چرا همانند او مقاومت نکردید..
بنابراین باحمله ای دست جمعی ، او را ڪشتند
(شرافت را ڪشتند تا خفت و ننگ زنده بماند)...
این است واقعیت جامعه های فاسد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سربازان وارد روستائی شدند و به همه زنان تجاوز ڪردند به استثناء یک زن ڪه با مقاومت توانست سربازی را بکُشد و سر او را ببُرد
پس از برگشت سربازان به پادگانها واقامتگاه ها ، همه زنان نیز از خانه هایشان بیرون آمدند و لباسهای پاره پاره خود را با گریه ای دلسوزانه جمع میڪردند به جزء آن زن.. ، از خانه اش باعزت و افتخار در حالی خارج شد ڪه با در دست داشتن سر آن سرباز ، به دیگر زنان با تحقیر نگاه میڪرد و گفت: تصور داشتید بگذارم به من تجاوزی ڪند بدون آنڪه بمیرم یا او را بڪشم؟!
زنهای روستا به یڪدیگر نگاه ڪردند و تصمیم گرفتند اورا بڪشند تا مبادا با شرافتش بر آنها برتری داشته باشد و هنگام بازگشت همسرهایشان پرسیده شود چرا همانند او مقاومت نکردید..
بنابراین باحمله ای دست جمعی ، او را ڪشتند
(شرافت را ڪشتند تا خفت و ننگ زنده بماند)...
این است واقعیت جامعه های فاسد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️