@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کارلوس کاستاندا :
ناراحتیهای من راهحلی ندارد، زیرا ناشی از ناتوانیهای همنوعانم است که با ثبات نیستند.
دون خوان گفت:
این تقصیر مردم دور و بر تو نیست. آنها کار دیگری نمیتوانند بکنند. تقصیر خود توست، زیرا این تویی که میتوانی کاری کنی، اما تو مصممی که در سکوتی عمیق درباره آنها داوری کنی. هر ابلهی میتواند قضاوت کند. اگر تو بخواهی قضاوت کنی فقط بدترینها را میبینی. مبارزه طلبی تو پذیرفتن مردم است به همان طریقی که هستند.
دست از سر مردم بردار!
#کارلوس_کاستاندا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کارلوس کاستاندا :
ناراحتیهای من راهحلی ندارد، زیرا ناشی از ناتوانیهای همنوعانم است که با ثبات نیستند.
دون خوان گفت:
این تقصیر مردم دور و بر تو نیست. آنها کار دیگری نمیتوانند بکنند. تقصیر خود توست، زیرا این تویی که میتوانی کاری کنی، اما تو مصممی که در سکوتی عمیق درباره آنها داوری کنی. هر ابلهی میتواند قضاوت کند. اگر تو بخواهی قضاوت کنی فقط بدترینها را میبینی. مبارزه طلبی تو پذیرفتن مردم است به همان طریقی که هستند.
دست از سر مردم بردار!
#کارلوس_کاستاندا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
۱۴ امرداد سالروز درگذشت یکی از زنان تابو شکن کشور ما ( قمرالملوک وزیریزاده ) خواننده آوازهای سنتی ایران!
وی نخستین زن خواننده ایرانی بود که صدایش ضبط شد و نخستین زنی بود که در ایران بدون حجاب روی صحنه رفت. مهمترین عامل موفقیت شتابنده او نیاز زمانه به نو شدن و دگرگونی بود. وی در نوعدوستی و بخشش زیاده روی داشت، چنانکه اواخر عمر خود را به تنگدستی گذراند.
عکس زیر👇 از واپسین روزهای عمر قمرالملوک وزیری است. روزهایی که بر او به سختی گذشت. به شدت بیمار بود، نه خانه ای داشت و نه کسی را که او را پرستاری کند و اگر همت کسانی چون نورعلی برومند و حسین ضربی نبود چه بسا آواره کوچه ها می شد.
نام قمر اما در موسیقی ایران جاودانه شد چرا که همواره برای مردم ماند و برای مردم خواند. قمر به راهی که پیش گرفت ایمان داشت و سختی روزگار نتوانست او را از عشق به مردمش رویگردان کند. او در همه عمرش از موسیقی اندوخته ای برای خود جمع نکرد. روزی برای کمک به یتیمان ترانه می خواند و شبی برای کمک به جمعیت شیر و خورشید و یک بار هم برای کمک به ساخت آرامگاه فردوسی.
این عکسِ زنی تنهاست در روزهای پیش از مرگ؛ زنی که تیمورتاش وزیر دربار شیفته و عاشق او بود ، ایرج میرزا دل به او باخت و مرتضی خان نی داوود هرگز عشق او را از دل بیرون نکرد.
"یادش گرامے"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
۱۴ امرداد سالروز درگذشت یکی از زنان تابو شکن کشور ما ( قمرالملوک وزیریزاده ) خواننده آوازهای سنتی ایران!
وی نخستین زن خواننده ایرانی بود که صدایش ضبط شد و نخستین زنی بود که در ایران بدون حجاب روی صحنه رفت. مهمترین عامل موفقیت شتابنده او نیاز زمانه به نو شدن و دگرگونی بود. وی در نوعدوستی و بخشش زیاده روی داشت، چنانکه اواخر عمر خود را به تنگدستی گذراند.
عکس زیر👇 از واپسین روزهای عمر قمرالملوک وزیری است. روزهایی که بر او به سختی گذشت. به شدت بیمار بود، نه خانه ای داشت و نه کسی را که او را پرستاری کند و اگر همت کسانی چون نورعلی برومند و حسین ضربی نبود چه بسا آواره کوچه ها می شد.
نام قمر اما در موسیقی ایران جاودانه شد چرا که همواره برای مردم ماند و برای مردم خواند. قمر به راهی که پیش گرفت ایمان داشت و سختی روزگار نتوانست او را از عشق به مردمش رویگردان کند. او در همه عمرش از موسیقی اندوخته ای برای خود جمع نکرد. روزی برای کمک به یتیمان ترانه می خواند و شبی برای کمک به جمعیت شیر و خورشید و یک بار هم برای کمک به ساخت آرامگاه فردوسی.
این عکسِ زنی تنهاست در روزهای پیش از مرگ؛ زنی که تیمورتاش وزیر دربار شیفته و عاشق او بود ، ایرج میرزا دل به او باخت و مرتضی خان نی داوود هرگز عشق او را از دل بیرون نکرد.
"یادش گرامے"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چيزى كه نژاد بشرى از آن رنج مى برد هيپنوتيزم عمومى ست.
همه ى ما توسط سياستمداران، معلمان و
روحانيون هيپنوتيزم شده ايم !
ما در كشورى زندگى مى كنيم كه توسط افرادى به طور باور نكردنى مـريض اداره مى شود، شكاف بين واقعيت و چيزى كه به ما گفته شده، شكاف بـزرگى ست..
#ديويد_ايک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چيزى كه نژاد بشرى از آن رنج مى برد هيپنوتيزم عمومى ست.
همه ى ما توسط سياستمداران، معلمان و
روحانيون هيپنوتيزم شده ايم !
ما در كشورى زندگى مى كنيم كه توسط افرادى به طور باور نكردنى مـريض اداره مى شود، شكاف بين واقعيت و چيزى كه به ما گفته شده، شكاف بـزرگى ست..
#ديويد_ايک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به انسان ها نگاه کن و دل بسوزان. به خودت در میان آدم ها نگاه کن و به حال خویش دل بسوزان. در غروب پرابهام زندگی، کورمال کورمال ، یکدیگر را لمس می کنیم ، می پرسیم، گوش می دهیم و برای کمک فریاد می کشیم. ما می دویم. می دانیم به سوی مرگ می دویم، اما نمی توانیم بایستیم.
ما فقط می دویم....
#تجربههای_معنوی ( سفر)
#نیکوس_کازانتزاکیس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به انسان ها نگاه کن و دل بسوزان. به خودت در میان آدم ها نگاه کن و به حال خویش دل بسوزان. در غروب پرابهام زندگی، کورمال کورمال ، یکدیگر را لمس می کنیم ، می پرسیم، گوش می دهیم و برای کمک فریاد می کشیم. ما می دویم. می دانیم به سوی مرگ می دویم، اما نمی توانیم بایستیم.
ما فقط می دویم....
#تجربههای_معنوی ( سفر)
#نیکوس_کازانتزاکیس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خاطره ای عجیب اما واقعی
چگونه هاشمی رفسنجانی سبب اعدام هفتاد خلبان مخالف جنگ با ایران توسط صدام شد .
زمان جنگ شهرها هواپيماهاي عراقي در خیابان خاوران توی یک فرش شویی بمب انداخته بودند و عمل نکرده بود. رفتیم بمب را در آوردیم. همه چیز درست بود ولی خرج کمکی آن را نزده بود
ما فرمی داشتیم که باید بعد از خنثی کردن بمب پر میکردیم. توی فرم نوشته بود: چرا بمب عمل نکرده؟... گاهی وقت ها واقعا دلیلی پیدا نمیکردیم. اوایل جلویش خط میکشیدیم و گاهی وقت ها هم مینوشتیم: خدا خواسته..
عمل نکردن این بمب ها طبیعی نبود. ذهنم درگیر بود. در راه برگشت به تهران توی همین فکرها بودم. رفتم دفتر #ستاری، #فرمانده_ نیروی_ هوایی. به ستاری گفتم به اتفاقی افتاده که خیلی عجیب و غریبه. هشت تا بمب بوده که دوتاش عمل کرده. من الان 6 ست فیوز دارم. تفسیر دقیقش اینه که این پیم ها رو نکشیدن و روشون مونده..
قرار بود قضیه بین ما بمونه. تا یک مدت طولانی بمب ها اینطوری بودند. افتادیم دنبال این که این هواپیماها از کجا میآیند. فهمیدیم که این هواپیماها از پایگاه #شعیبیه _عراق میآیند. به این نتیجه رسیدیم که یک گروه بزرگ در این پایگاه دارند میکنند که این بمب ها عمل نکند. در یک فاصله 30 تا 40 روز این اتفاق در جاهای مختلف کشور تکرار شد.
تا اینکه در یکی از سخنرانی های رسمی، یکی از مسئولان کشور(#هاشمي _رفسنجاني) آمد و قضیه را اعلام کرد. گفت: اسلام اینقدر نفوذ کرده که ما توی پایگاه های هوایی عراق فلان میکنیم، بهمان میکنیم. کاری میکنیم که بمب هایشان عمل نمیکند!
از آن به بعد این اتفاق عمل نکردن، نیفتاد. دیگر پیم بمب ها رویشان نبود. سه – چهار ماه بعد، پالایشگاه اصفهان را بمباران کردند. بچههای ما هم یک میراژ عراقی اف – 1 را زدند. دیدم خلبانش هم با صندلی ایجکت کرده. هواپیما از #شعیبیه آمده بود. کنجکاو شدم بروم و آن #خلبان _عراقی را ببینم. به مترجم گیر دادم ماجرای بمب های عمل نکرده را بپرسد. خلبان گفت: من نمیدونم چی شده ولی چند وقت پیش، #صدام یه گروه خیلی زیادی رو توی پایگاه ما #اعدام کرد. یه گروه بزرگی رو به جرم خیانت و توطئه علیه صدام اعدام کردند.
ظاهرا این ها گروهی در #ارتش _عراق بودند که دست به دست هم داده بودند و این کار را میکردند. به نظرم حدود 70 نفر در آن ماجرا #اعدام شده بودند.
مدتی بعد یک روز ستاری را در پایگاه خودمان دیدم و گفتم: مگر قرار نبود آن موضوع بین خودمان بماند؟... گفت: من توی #شورای _امنیت _ملی این موضوع را مطرح کردم؛ آنوقت این خبر فوق سری رو آوردن توی سخنرانی جلوی همه مردم گفتن... با آن اعلام توی سخنرانی، آن ها هم لو رفته بودند و #اعدام شده بودند و قضیه هم تمام شده بود.
یکی از ساده ترین حدس ها این بود که آدم های آن گروه، این پیم های ضامن را از یک جایی میآوردند یا اضافه داشتند. همان پیم های اضافی را تحویل واحد عملیات میدادند که یعنی ما تحویل دادیم ولی در مسلح کردن بمب استفاده نمیکردند. آدم هایی بودند که دلشان نمیخواست بجنگند. واقعا خیلی وقتها #عراقیها نمیجنگیدند؛ حالا به هر انگیزه ای بود.
به هر صورت پرونده آن ماجرا هم خیلی تلخ تمام شد. آن دوره از بمباران تهران هم تمام شد تا اسفند سال 66.
از کتاب «حرفهای» خاطرات مرحوم #جواد_شریفیراد، معلم و سرتیم #خنثیسازی _نیروی _هوایی_ ارتش نوشته: #مرتضی_قاضی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خاطره ای عجیب اما واقعی
چگونه هاشمی رفسنجانی سبب اعدام هفتاد خلبان مخالف جنگ با ایران توسط صدام شد .
زمان جنگ شهرها هواپيماهاي عراقي در خیابان خاوران توی یک فرش شویی بمب انداخته بودند و عمل نکرده بود. رفتیم بمب را در آوردیم. همه چیز درست بود ولی خرج کمکی آن را نزده بود
ما فرمی داشتیم که باید بعد از خنثی کردن بمب پر میکردیم. توی فرم نوشته بود: چرا بمب عمل نکرده؟... گاهی وقت ها واقعا دلیلی پیدا نمیکردیم. اوایل جلویش خط میکشیدیم و گاهی وقت ها هم مینوشتیم: خدا خواسته..
عمل نکردن این بمب ها طبیعی نبود. ذهنم درگیر بود. در راه برگشت به تهران توی همین فکرها بودم. رفتم دفتر #ستاری، #فرمانده_ نیروی_ هوایی. به ستاری گفتم به اتفاقی افتاده که خیلی عجیب و غریبه. هشت تا بمب بوده که دوتاش عمل کرده. من الان 6 ست فیوز دارم. تفسیر دقیقش اینه که این پیم ها رو نکشیدن و روشون مونده..
قرار بود قضیه بین ما بمونه. تا یک مدت طولانی بمب ها اینطوری بودند. افتادیم دنبال این که این هواپیماها از کجا میآیند. فهمیدیم که این هواپیماها از پایگاه #شعیبیه _عراق میآیند. به این نتیجه رسیدیم که یک گروه بزرگ در این پایگاه دارند میکنند که این بمب ها عمل نکند. در یک فاصله 30 تا 40 روز این اتفاق در جاهای مختلف کشور تکرار شد.
تا اینکه در یکی از سخنرانی های رسمی، یکی از مسئولان کشور(#هاشمي _رفسنجاني) آمد و قضیه را اعلام کرد. گفت: اسلام اینقدر نفوذ کرده که ما توی پایگاه های هوایی عراق فلان میکنیم، بهمان میکنیم. کاری میکنیم که بمب هایشان عمل نمیکند!
از آن به بعد این اتفاق عمل نکردن، نیفتاد. دیگر پیم بمب ها رویشان نبود. سه – چهار ماه بعد، پالایشگاه اصفهان را بمباران کردند. بچههای ما هم یک میراژ عراقی اف – 1 را زدند. دیدم خلبانش هم با صندلی ایجکت کرده. هواپیما از #شعیبیه آمده بود. کنجکاو شدم بروم و آن #خلبان _عراقی را ببینم. به مترجم گیر دادم ماجرای بمب های عمل نکرده را بپرسد. خلبان گفت: من نمیدونم چی شده ولی چند وقت پیش، #صدام یه گروه خیلی زیادی رو توی پایگاه ما #اعدام کرد. یه گروه بزرگی رو به جرم خیانت و توطئه علیه صدام اعدام کردند.
ظاهرا این ها گروهی در #ارتش _عراق بودند که دست به دست هم داده بودند و این کار را میکردند. به نظرم حدود 70 نفر در آن ماجرا #اعدام شده بودند.
مدتی بعد یک روز ستاری را در پایگاه خودمان دیدم و گفتم: مگر قرار نبود آن موضوع بین خودمان بماند؟... گفت: من توی #شورای _امنیت _ملی این موضوع را مطرح کردم؛ آنوقت این خبر فوق سری رو آوردن توی سخنرانی جلوی همه مردم گفتن... با آن اعلام توی سخنرانی، آن ها هم لو رفته بودند و #اعدام شده بودند و قضیه هم تمام شده بود.
یکی از ساده ترین حدس ها این بود که آدم های آن گروه، این پیم های ضامن را از یک جایی میآوردند یا اضافه داشتند. همان پیم های اضافی را تحویل واحد عملیات میدادند که یعنی ما تحویل دادیم ولی در مسلح کردن بمب استفاده نمیکردند. آدم هایی بودند که دلشان نمیخواست بجنگند. واقعا خیلی وقتها #عراقیها نمیجنگیدند؛ حالا به هر انگیزه ای بود.
به هر صورت پرونده آن ماجرا هم خیلی تلخ تمام شد. آن دوره از بمباران تهران هم تمام شد تا اسفند سال 66.
از کتاب «حرفهای» خاطرات مرحوم #جواد_شریفیراد، معلم و سرتیم #خنثیسازی _نیروی _هوایی_ ارتش نوشته: #مرتضی_قاضی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خوب، از این به بعد چه اتفاقی می افتد؟ به کجا می رویم؟ آیا مکانی به نام بهشت وجود دارد؟
خیر جاناتان، چنین مکانی وجود ندارد. بهشت یک مکان نیست، و یک زمان هم نیست. بهشت یعنی کامل شدن.
#جاناتان_مرغ_دریایی
#ریچارد_باخ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خوب، از این به بعد چه اتفاقی می افتد؟ به کجا می رویم؟ آیا مکانی به نام بهشت وجود دارد؟
خیر جاناتان، چنین مکانی وجود ندارد. بهشت یک مکان نیست، و یک زمان هم نیست. بهشت یعنی کامل شدن.
#جاناتان_مرغ_دریایی
#ریچارد_باخ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چه کسی داور است؟
لباس سپید را ایرانی ها برای عروسی میپوشند و هندی ها برای عزا. من باید چه لباسی بپوشم؟
تمام استنباط ما از درستی و نادرستی چیزها مشروط است. ماشینی هستیم که از کودکی برنامه ریزیاش میکنند برای آن که جهان را آن طور ببینند که بزرگترها خواسته اند. با اینهمه ما معتقدیم که عقل داریم و قادریم خوب را از بد جدا کنیم.
پس من کی باید جهان را آنگونه ببینم که هست؟ و مگر ما چند بار به دنیا می آییم؟!
#چاه_بابل
#رضا_قاسمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چه کسی داور است؟
لباس سپید را ایرانی ها برای عروسی میپوشند و هندی ها برای عزا. من باید چه لباسی بپوشم؟
تمام استنباط ما از درستی و نادرستی چیزها مشروط است. ماشینی هستیم که از کودکی برنامه ریزیاش میکنند برای آن که جهان را آن طور ببینند که بزرگترها خواسته اند. با اینهمه ما معتقدیم که عقل داریم و قادریم خوب را از بد جدا کنیم.
پس من کی باید جهان را آنگونه ببینم که هست؟ و مگر ما چند بار به دنیا می آییم؟!
#چاه_بابل
#رضا_قاسمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فقط یک مورد ، از مسئولین ، از بزرگان ، و در سطوح میانی و یا پایین از مجریان ، از معلم ، از معمار ، مهندس ، دکتر ، نانوا و... سراغ دارید که با صداقت بگوید :
آقا این کار را من بعلت بی دانشی ، بعلت بی تخصصی ، بعلت بی عقلی ، خراب کردم و #مسئولیتش را هم می پذیرم .
امکان ندارد ؛ و این یک فاجعه است
#جامعه_شناسی_خودمانی
#حسن_نراقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فقط یک مورد ، از مسئولین ، از بزرگان ، و در سطوح میانی و یا پایین از مجریان ، از معلم ، از معمار ، مهندس ، دکتر ، نانوا و... سراغ دارید که با صداقت بگوید :
آقا این کار را من بعلت بی دانشی ، بعلت بی تخصصی ، بعلت بی عقلی ، خراب کردم و #مسئولیتش را هم می پذیرم .
امکان ندارد ؛ و این یک فاجعه است
#جامعه_شناسی_خودمانی
#حسن_نراقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به جرآت می توانم بگویم اگر هر کدام از ما در خلوت خودمان بنشینیم و لااقل سعی کنیم با خودمان صادق باشیم و کارنامه ی چندین سال گذشته ی خودمان را بررسی کنیم ، به این نتیجه خواهیم رسید که بخش بزرگی از ناملایماتی که بر سرمان آمده و تحمل کرده ایم ، اعم از اجتماعی ، مادی و روحی ، ناشی از اشتباهات خودمان و در نتیجه ی کج اندیشی و بی عقلی خودمان بوده است نه اطرافیان و یا اوضاع مملکتی و خلاصه آنچه خارج از حدود اختیارات و عملکرد خودمان می پنداریم !! یعنی اگر این مغز به موقع و خوب عمل میکرد ، کارنامه ی ما امروز این نبود . این را واقعا تصمیم بگیرید خودتان در مورد خودتان بررسی کنید .
#جامعه_شناسی_خودمانی
#حسن_نراقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به جرآت می توانم بگویم اگر هر کدام از ما در خلوت خودمان بنشینیم و لااقل سعی کنیم با خودمان صادق باشیم و کارنامه ی چندین سال گذشته ی خودمان را بررسی کنیم ، به این نتیجه خواهیم رسید که بخش بزرگی از ناملایماتی که بر سرمان آمده و تحمل کرده ایم ، اعم از اجتماعی ، مادی و روحی ، ناشی از اشتباهات خودمان و در نتیجه ی کج اندیشی و بی عقلی خودمان بوده است نه اطرافیان و یا اوضاع مملکتی و خلاصه آنچه خارج از حدود اختیارات و عملکرد خودمان می پنداریم !! یعنی اگر این مغز به موقع و خوب عمل میکرد ، کارنامه ی ما امروز این نبود . این را واقعا تصمیم بگیرید خودتان در مورد خودتان بررسی کنید .
#جامعه_شناسی_خودمانی
#حسن_نراقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شخصی که نقصی در مثلا زانویش دارد با مقداری پیاده روی در سربالایی و احساس درد به آن پی برده و در صدد رفع نقص اش بر میاید، ولی مسئولی که نقصی در فکر و دانش روز دارد ، ماهها و شاید سالها و گاهی نسل ها بعد مشخص می شود و اثرات تخریبی آن بروز می کند
حال من مسئول؛ البته فرقی نمی کند که مسئول #خانواده باشم یا مدیر مدرسه و یا مسئول یک وزارتخانه ...از ترس اینکه مبادا در پست و یا اقتدار و یا منافع ام شریکی برای خود بتراشم ، خود را عقل کل جا میزنم ...
#جامعه_شناسی_خودمانی
#حسن_نراقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شخصی که نقصی در مثلا زانویش دارد با مقداری پیاده روی در سربالایی و احساس درد به آن پی برده و در صدد رفع نقص اش بر میاید، ولی مسئولی که نقصی در فکر و دانش روز دارد ، ماهها و شاید سالها و گاهی نسل ها بعد مشخص می شود و اثرات تخریبی آن بروز می کند
حال من مسئول؛ البته فرقی نمی کند که مسئول #خانواده باشم یا مدیر مدرسه و یا مسئول یک وزارتخانه ...از ترس اینکه مبادا در پست و یا اقتدار و یا منافع ام شریکی برای خود بتراشم ، خود را عقل کل جا میزنم ...
#جامعه_شناسی_خودمانی
#حسن_نراقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در ایام صدارت امیرکبیر روزی احتشام الدوله عموی ناصرالدین شاه که والی بروجرد بود به تهران آمد و به حضور امیرکبیر رسید.
امیرکبیر از احتشام الدوله پرسید: وضع بروجرد چطور است؟
حاکم لرستان جواب داد: قربان اوضاع به قدری امن و امان است که گرگ و میش از یک جوی آب میخورند.
امیر برآشفت و گفت: من میخواهم مملکتی که من صدراعظمش هستم آنقدر امن و امان باشد که گرگی وجود نداشته باشد که در کنار میش آب بخورد. تو میگویی گرگ و میش از یک جوی آب میخورند؟
#امثال_و_حکم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در ایام صدارت امیرکبیر روزی احتشام الدوله عموی ناصرالدین شاه که والی بروجرد بود به تهران آمد و به حضور امیرکبیر رسید.
امیرکبیر از احتشام الدوله پرسید: وضع بروجرد چطور است؟
حاکم لرستان جواب داد: قربان اوضاع به قدری امن و امان است که گرگ و میش از یک جوی آب میخورند.
امیر برآشفت و گفت: من میخواهم مملکتی که من صدراعظمش هستم آنقدر امن و امان باشد که گرگی وجود نداشته باشد که در کنار میش آب بخورد. تو میگویی گرگ و میش از یک جوی آب میخورند؟
#امثال_و_حکم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هر وقت که تصور میکنم به ته خط رسیده ام خواندن تنها بهانه ام برای زنده بودن میشود. کتاب، آدم را از زشتی و پلیدی و تنفرهای زندگی نجات می دهد.
#لعنت_شده
#ژوریس_کارل_او_یسمانسن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هر وقت که تصور میکنم به ته خط رسیده ام خواندن تنها بهانه ام برای زنده بودن میشود. کتاب، آدم را از زشتی و پلیدی و تنفرهای زندگی نجات می دهد.
#لعنت_شده
#ژوریس_کارل_او_یسمانسن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دو نوع جهل داریم:
جهل عاميانه كه پيش از تحصيل دانش وجود دارد و جهل عالمانه كه بعد از كسب دانش گريبانگير انسان مى شود.
اولى مربوط به كسانى است كه اصلا بى سوادند و كتاب نمى خوانند. دومى جهل كسانى است كه كتاب هاى فراوانى را بد خوانده اند. اينها به قول الكساندر پوپ "آدم هاى بى هوش و فاقد بينشى هستند كه مغزهاى آنها از كتاب هايى كه بدخواندهاند انباشته شده است".
#چگونه_کتاب_بخوانیم #مارتیمر_جی_آدلر &
#چارلز_لینکلن_وندورن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دو نوع جهل داریم:
جهل عاميانه كه پيش از تحصيل دانش وجود دارد و جهل عالمانه كه بعد از كسب دانش گريبانگير انسان مى شود.
اولى مربوط به كسانى است كه اصلا بى سوادند و كتاب نمى خوانند. دومى جهل كسانى است كه كتاب هاى فراوانى را بد خوانده اند. اينها به قول الكساندر پوپ "آدم هاى بى هوش و فاقد بينشى هستند كه مغزهاى آنها از كتاب هايى كه بدخواندهاند انباشته شده است".
#چگونه_کتاب_بخوانیم #مارتیمر_جی_آدلر &
#چارلز_لینکلن_وندورن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حیف که آدمی تنها وقتی آن چین و چروکهای ترسناک سرزمین نازک پوستش را تسخیر میکند و وقتی شتر مرگ به خانهاش نزدیک میشود تازه میفهمد که باید ببیند، باید بیشتر ببیند، بیشتر نفس بکشد، بیشتر راه برود، بیشتر زندگی کند، بیشتر عشق بورزد و شاید این تقدیر آدمی است که دیر بفهمد. آن هم خیلی دیر ...
#فیلها
#شاهرخ_مرزوقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حیف که آدمی تنها وقتی آن چین و چروکهای ترسناک سرزمین نازک پوستش را تسخیر میکند و وقتی شتر مرگ به خانهاش نزدیک میشود تازه میفهمد که باید ببیند، باید بیشتر ببیند، بیشتر نفس بکشد، بیشتر راه برود، بیشتر زندگی کند، بیشتر عشق بورزد و شاید این تقدیر آدمی است که دیر بفهمد. آن هم خیلی دیر ...
#فیلها
#شاهرخ_مرزوقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"تکنیک تبدیل نگرانی ها به پیش بینی ها"
همه ما کم و بیش نگرانی را تجربه می کنیم و بسیاری از این نگرانی ها نیز در قالب افکار مبهم، کلی و سوالات "چی می شود اگر..." یا "نکند..." در ذهن فعال اند. به عنوان مثال:
چی می شود اگر همسرم تصادف کند؟
چی می شود اگر ارتباط ام با بهترین دوستم خاتمه یابد؟
نکند از پس امتحانات برنیام؟
نکند نتوانم بدهی ها را بپردازم؟
این افکار اغلب بی پاسخ می مانند و به صورت نگرانی در ذهن تداوم می یابند و فرد همه تلاش خود را برای خلاصی از این نگرانی ها انجام می دهد. اما نه تنها نمی تواند از آن ها خلاص شود بلکه حتی این افکار افزایش می یابند و فرد گرفتار هیجان های آشفته ساز و در نتیجه دچار "بد تنظیمی هیجانی" می گردد.
به همین دلیل کافی است، هر زمان که نگرانی ها سراغ تان آمدند، آن ها را به "پیش بینی های دقیق درباره اتفاقات واقعی" تبدیل کنید. انجام پیش بینی های دقیق باعث می شود نگرانی های تان از حالت کلی و مبهم خارج شده و از فاجعه سازی اتفاق مربوطه جلوگیری شود و در نهایت منجر به کاهش نگرانی های تان و تنظیم هیجان های تان گردد. برای این کار لازم است این "چهار سوال کلیدی" را از خود بپرسید و به آن ها به طور دقیق و مشخص پاسخ دهید:
1⃣ "چه" اتفاقی قرار است بیافتد؟
2⃣ "چطور" اتفاق خواهد افتاد؟
3⃣ "کجا" اتفاق می افتد؟
4⃣ "چه زمانی" رخ خواهد داد؟
دقت داشته باشید که تکنیک "تبدیل نگرانی ها به پیش بینی ها" زمانی برای تان تاثیر لازم را خواهد داشت که در اجرای این تکنیک ممارست به خرج دهید و در قدم های اول اجرا، امید خود را همچنان حفظ کنید.
#دکتر_سعدی_پور (استاد دانشگاه علامه طباطبایی)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"تکنیک تبدیل نگرانی ها به پیش بینی ها"
همه ما کم و بیش نگرانی را تجربه می کنیم و بسیاری از این نگرانی ها نیز در قالب افکار مبهم، کلی و سوالات "چی می شود اگر..." یا "نکند..." در ذهن فعال اند. به عنوان مثال:
چی می شود اگر همسرم تصادف کند؟
چی می شود اگر ارتباط ام با بهترین دوستم خاتمه یابد؟
نکند از پس امتحانات برنیام؟
نکند نتوانم بدهی ها را بپردازم؟
این افکار اغلب بی پاسخ می مانند و به صورت نگرانی در ذهن تداوم می یابند و فرد همه تلاش خود را برای خلاصی از این نگرانی ها انجام می دهد. اما نه تنها نمی تواند از آن ها خلاص شود بلکه حتی این افکار افزایش می یابند و فرد گرفتار هیجان های آشفته ساز و در نتیجه دچار "بد تنظیمی هیجانی" می گردد.
به همین دلیل کافی است، هر زمان که نگرانی ها سراغ تان آمدند، آن ها را به "پیش بینی های دقیق درباره اتفاقات واقعی" تبدیل کنید. انجام پیش بینی های دقیق باعث می شود نگرانی های تان از حالت کلی و مبهم خارج شده و از فاجعه سازی اتفاق مربوطه جلوگیری شود و در نهایت منجر به کاهش نگرانی های تان و تنظیم هیجان های تان گردد. برای این کار لازم است این "چهار سوال کلیدی" را از خود بپرسید و به آن ها به طور دقیق و مشخص پاسخ دهید:
1⃣ "چه" اتفاقی قرار است بیافتد؟
2⃣ "چطور" اتفاق خواهد افتاد؟
3⃣ "کجا" اتفاق می افتد؟
4⃣ "چه زمانی" رخ خواهد داد؟
دقت داشته باشید که تکنیک "تبدیل نگرانی ها به پیش بینی ها" زمانی برای تان تاثیر لازم را خواهد داشت که در اجرای این تکنیک ممارست به خرج دهید و در قدم های اول اجرا، امید خود را همچنان حفظ کنید.
#دکتر_سعدی_پور (استاد دانشگاه علامه طباطبایی)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
انسانی که شخصیت متعادل و نرمی دارد، می تواند در شرایط محقرانه نیز خشنود باشد. درحالیکه کسی که شخصیتی آزمند، حسود و شریر دارد، با ثروت فراوان نیز خشنود نیست. اما به خصوص آن کس که مدام از لذت شخصیت فوق العاده و ذهن برجستهای برخوردار است، بیشتر لذتهایی را که عموم مردم در پی آن اند، نه تنها زاید بلکه فقط مزاحم و آزار دهنده مییابد.
از این رو سقراط هنگامی که چشمش به اشیاء تجملی افتاد که برای فروش چیده بودند گفت:چه فراوان است، آنچه بدان نیازی ندارم.
#در_باب_حکمت_زندگی
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
انسانی که شخصیت متعادل و نرمی دارد، می تواند در شرایط محقرانه نیز خشنود باشد. درحالیکه کسی که شخصیتی آزمند، حسود و شریر دارد، با ثروت فراوان نیز خشنود نیست. اما به خصوص آن کس که مدام از لذت شخصیت فوق العاده و ذهن برجستهای برخوردار است، بیشتر لذتهایی را که عموم مردم در پی آن اند، نه تنها زاید بلکه فقط مزاحم و آزار دهنده مییابد.
از این رو سقراط هنگامی که چشمش به اشیاء تجملی افتاد که برای فروش چیده بودند گفت:چه فراوان است، آنچه بدان نیازی ندارم.
#در_باب_حکمت_زندگی
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#روزخبرنگار بر همه خبرنگارانی که شرافت قلم را پاس داشته و باحفظ آزادگی به روشنگری جامعه می پردازند مبارک
طراح هادی حیدری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
طراح هادی حیدری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رنج بردن باعث فهمیدن می شود و ذهن را به تلاش برای شناختن وامی دارد، تا اینکه قواعد زندگی و تلخی و سختی را می شناسد و به درک و شعور می رسد.
ولی وقتی به فهمیدن و درک رسیدی، از آن به بعد دیگر خود فهمیدن باعث رنجت می شود.
دیگر هم از فهمیدن خودت رنج می بری، هم رنج فهمیدن آنچه دیگران درک نمی کنند و نمی فهمند و نمی بینند، به جانت نیش می زند و آزارت می دهد. ولی هرقدر در نادانی می شود درجا زد، در فهمیدن نمی شود.
وقتی چشم هایت باز شد، دیگر نمی توانی آن را ببندی و خودت را به نفهمی بزنی.
#دالان_بهشت
#نازی_صفوی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رنج بردن باعث فهمیدن می شود و ذهن را به تلاش برای شناختن وامی دارد، تا اینکه قواعد زندگی و تلخی و سختی را می شناسد و به درک و شعور می رسد.
ولی وقتی به فهمیدن و درک رسیدی، از آن به بعد دیگر خود فهمیدن باعث رنجت می شود.
دیگر هم از فهمیدن خودت رنج می بری، هم رنج فهمیدن آنچه دیگران درک نمی کنند و نمی فهمند و نمی بینند، به جانت نیش می زند و آزارت می دهد. ولی هرقدر در نادانی می شود درجا زد، در فهمیدن نمی شود.
وقتی چشم هایت باز شد، دیگر نمی توانی آن را ببندی و خودت را به نفهمی بزنی.
#دالان_بهشت
#نازی_صفوی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا با فرد نامناسبی #ازدواج میکنید؟
#آلن_دوباتن
#ماندانا_جعفریان
🔸ازدواج نامناسب، یکی ازچیزهایی است که خیلی میترسیم در زندگیمان پیش بیاید. برای اجتناب از آن تلاش زیادی میکنیم. با اینحال، دست آخر همه همین کار را میکنیم:
با کسی ازدواج میکنیم که مناسب ما نیست.
🔸یکی از دلایل ازدواج نامناسب این است که ما خودمان مشکلات پیچیدهای داریم که هر وقت میخواهیم به دیگران نزدیکتر شویم نمایان میشود. در واقع، ما فقط از دید کسانی که ما را خیلی خوب نمیشناسند، طبیعی و نرمال به نظر میرسیم. اگر در جامعهای زندگی میکردیم که میزان آگاهی و خودشناسیِ افراد بالاتر بود،
سوالِ مرسومی که در اوایل هر رابطهای پرسیده میشد این میبود: «دیوانهبازیهات چه جوری است؟»
🔸مثلا شاید وقتی کسی با ما مخالفت میکند از درون خیلی خشمگین میشویم؛ یا فقط مواقعی که کار میکنیم احساس آرامش داریم. شاید قلقِ خاصی برای نزدیکیِ عاطفی بعد از رابطهی جنسی داریم، یا واکنشمان در برابر تحقیرشدن سکوتِ محض است. هیچ کس کامل نیست. اما مشکل اینجاست که ما به ندرت قبل از ازدواج پیچیدگیهایِ رفتاریِ خودمان را وارسی میکنیم. هر وقت که رابطههای عادیِ دوستانه به مرحله تهدیدآمیزِ برملا کردنِ نقاط ضعفمان میرسد، طرف مقابل را مقصر میانگاریم، و از رابطه کنارهگیری میکنیم. از طرفی دوستانمان هم آنقدر به ما اهمیت نمیدهند که زحمت روشنگری ذهن ما را بکشند. در نتیجه یکی از امتیازاتِ زندگیِ مجردی این است که فکر میکنیم زندگی مشترک با ما واقعا خیلی آسان است.
🔸همسر آینده ما نیز خودآگاهتر از خودِ ما نیست. طبیعتا تلاش میکنیم او را بهتر بشناسیم. با خانوادهاش رفت و آمد میکنیم. آلبوم عکسهای قدیمیاش را نگاه میکنیم. با دوستان دوره دبیرستان و دانشگاهش ملاقات میکنیم. تمام این کارها باعث میشود فکر کنیم که بررسیهای لازم را انجام دادهایم. اما انجام ندادهایم. ازدواج در نهایت به یک قمار دونفره میانجامد. قماری سخاوتمندانه و سرشار از عشق و امید، بین دو نفری که هنوز خودشان را درست نمیشناسند چه رسد به اینکه طرف مقابلشان را بشناسند. دو نفری که به واسطهی این قمار، خودشان را به آیندهی نامعلومی که محطاتانه از بررسیاش اجتناب کردهاند، گره زدهاند.
🔸در طول تاریخِ مکتوبِ بشر، مردم به انواع و اقسام دلایلِ عاقلانه ازدواج کردهاند: به خاطر اینکه قطعه زمین دختر کنار قطعه زمین پسر بود، خانواده پسر کاسبی پررونقی داشت، پدر دختر رییس کلانتری شهر بود، برای حفظ تاج و تخت، یا چون خانوادههای هر دو طرف به فرقه مذهبی خاصی گرویده بودند. حاصل چنین ازدواجهای عاقلانهای انزوا، خیانت، خشونت، سنگدلی، و جیغ و فریادهایی بود که از پشت درهای بسته شنیده میشد. بعدها آشکار شد که ازدواج عاقلانه به هیچ وجه منطقی نبوده؛ بلکه اغلب مصلحتی، کوتهفکرانه، و فرصتطلبانه بوده است. به همین خاطر آنچه جایگزین آن شده – ازدواج عاشقانه – اعتبار زیادی برای خودش کسب کرده است.
مبنای ازدواج عاشقانه، کشش غریزی و علاقه قلبی دو نفر به یکدیگر است. در واقع، هر چه ازدواجِ دو نفر بیملاحظهتر باشد (مثلا تازه همین سه ماه پیش با هم آشنا شدهاند؛ یکیشان هیچ شغل و درآمدی ندارد، یا هر دو تازه ۱۹ سالشان تمام شده است) بهتر به نظر میآید. بیملاحظگی به مثابه عاملی برای جبران تمام خطاهای عقلانیت در نظر گرفته میشود، همان کاتالیزورِ شوربختیها که دو طرف معامله طالب آنند. استفاده از اعتبار غریزه، واکنش هراسزدهای است در برابر قرنهای متمادی استفاده از دلایل غیرمعقول.
🔸هرچند ما فکر میکنیم در ازدواج به دنبال خوشبختی هستیم، اما قضیه به همین سادگی نیست. آنچه در حقیقت جستوجویش میکنیم، «بوی خوش آشنایی» است – که میتواند تمام نقشههایی را که برای شادمانی و خوشبختی کشیده بودیم بههم بریزد. ما تلاش میکنیم همان احساسات و عواطفی را که در کودکی بهخوبی با آنها آشنا بودیم، در روابط بزرگسالیمان بازآفرینی کنیم. عشقی که اکثر ما در کودکی و نوجوانی چشیده بودیم، اغلب تحت تاثیر مسائل دیگری خدشهدار شده بود: تجربههای منفی نظیر تمایل به کمک به بزرگسالی که لجامگسیخته و خارج از کنترل بود؛ یا احساس محرومیت از محبتِ یکی از والدین، یا ترس از عصبانیتش؛ یا نداشتن احساس امنیت کافی برای صحبت کردن از آرزوها و احساساتمان. پس بسیار منطقی است که در بزرگسالی بعضی از کاندیداهای ازدواج را پس میزنیم: نه به خاطر اینکه برای ما نامناسباند، بلکه برای اینکه زیادی مناسباند – زیادی متعادل، بالغ ، فهمیده و قابلاعتمادند – در حالیکه این همه درست بودن با احساسات قلبیِ ما بیگانه است. ما با افراد نامناسب ازدواج میکنیم، چرا که ربطی بین دوستداشتهشدن و احساس خوشبختی کردن نمیبینیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا با فرد نامناسبی #ازدواج میکنید؟
#آلن_دوباتن
#ماندانا_جعفریان
🔸ازدواج نامناسب، یکی ازچیزهایی است که خیلی میترسیم در زندگیمان پیش بیاید. برای اجتناب از آن تلاش زیادی میکنیم. با اینحال، دست آخر همه همین کار را میکنیم:
با کسی ازدواج میکنیم که مناسب ما نیست.
🔸یکی از دلایل ازدواج نامناسب این است که ما خودمان مشکلات پیچیدهای داریم که هر وقت میخواهیم به دیگران نزدیکتر شویم نمایان میشود. در واقع، ما فقط از دید کسانی که ما را خیلی خوب نمیشناسند، طبیعی و نرمال به نظر میرسیم. اگر در جامعهای زندگی میکردیم که میزان آگاهی و خودشناسیِ افراد بالاتر بود،
سوالِ مرسومی که در اوایل هر رابطهای پرسیده میشد این میبود: «دیوانهبازیهات چه جوری است؟»
🔸مثلا شاید وقتی کسی با ما مخالفت میکند از درون خیلی خشمگین میشویم؛ یا فقط مواقعی که کار میکنیم احساس آرامش داریم. شاید قلقِ خاصی برای نزدیکیِ عاطفی بعد از رابطهی جنسی داریم، یا واکنشمان در برابر تحقیرشدن سکوتِ محض است. هیچ کس کامل نیست. اما مشکل اینجاست که ما به ندرت قبل از ازدواج پیچیدگیهایِ رفتاریِ خودمان را وارسی میکنیم. هر وقت که رابطههای عادیِ دوستانه به مرحله تهدیدآمیزِ برملا کردنِ نقاط ضعفمان میرسد، طرف مقابل را مقصر میانگاریم، و از رابطه کنارهگیری میکنیم. از طرفی دوستانمان هم آنقدر به ما اهمیت نمیدهند که زحمت روشنگری ذهن ما را بکشند. در نتیجه یکی از امتیازاتِ زندگیِ مجردی این است که فکر میکنیم زندگی مشترک با ما واقعا خیلی آسان است.
🔸همسر آینده ما نیز خودآگاهتر از خودِ ما نیست. طبیعتا تلاش میکنیم او را بهتر بشناسیم. با خانوادهاش رفت و آمد میکنیم. آلبوم عکسهای قدیمیاش را نگاه میکنیم. با دوستان دوره دبیرستان و دانشگاهش ملاقات میکنیم. تمام این کارها باعث میشود فکر کنیم که بررسیهای لازم را انجام دادهایم. اما انجام ندادهایم. ازدواج در نهایت به یک قمار دونفره میانجامد. قماری سخاوتمندانه و سرشار از عشق و امید، بین دو نفری که هنوز خودشان را درست نمیشناسند چه رسد به اینکه طرف مقابلشان را بشناسند. دو نفری که به واسطهی این قمار، خودشان را به آیندهی نامعلومی که محطاتانه از بررسیاش اجتناب کردهاند، گره زدهاند.
🔸در طول تاریخِ مکتوبِ بشر، مردم به انواع و اقسام دلایلِ عاقلانه ازدواج کردهاند: به خاطر اینکه قطعه زمین دختر کنار قطعه زمین پسر بود، خانواده پسر کاسبی پررونقی داشت، پدر دختر رییس کلانتری شهر بود، برای حفظ تاج و تخت، یا چون خانوادههای هر دو طرف به فرقه مذهبی خاصی گرویده بودند. حاصل چنین ازدواجهای عاقلانهای انزوا، خیانت، خشونت، سنگدلی، و جیغ و فریادهایی بود که از پشت درهای بسته شنیده میشد. بعدها آشکار شد که ازدواج عاقلانه به هیچ وجه منطقی نبوده؛ بلکه اغلب مصلحتی، کوتهفکرانه، و فرصتطلبانه بوده است. به همین خاطر آنچه جایگزین آن شده – ازدواج عاشقانه – اعتبار زیادی برای خودش کسب کرده است.
مبنای ازدواج عاشقانه، کشش غریزی و علاقه قلبی دو نفر به یکدیگر است. در واقع، هر چه ازدواجِ دو نفر بیملاحظهتر باشد (مثلا تازه همین سه ماه پیش با هم آشنا شدهاند؛ یکیشان هیچ شغل و درآمدی ندارد، یا هر دو تازه ۱۹ سالشان تمام شده است) بهتر به نظر میآید. بیملاحظگی به مثابه عاملی برای جبران تمام خطاهای عقلانیت در نظر گرفته میشود، همان کاتالیزورِ شوربختیها که دو طرف معامله طالب آنند. استفاده از اعتبار غریزه، واکنش هراسزدهای است در برابر قرنهای متمادی استفاده از دلایل غیرمعقول.
🔸هرچند ما فکر میکنیم در ازدواج به دنبال خوشبختی هستیم، اما قضیه به همین سادگی نیست. آنچه در حقیقت جستوجویش میکنیم، «بوی خوش آشنایی» است – که میتواند تمام نقشههایی را که برای شادمانی و خوشبختی کشیده بودیم بههم بریزد. ما تلاش میکنیم همان احساسات و عواطفی را که در کودکی بهخوبی با آنها آشنا بودیم، در روابط بزرگسالیمان بازآفرینی کنیم. عشقی که اکثر ما در کودکی و نوجوانی چشیده بودیم، اغلب تحت تاثیر مسائل دیگری خدشهدار شده بود: تجربههای منفی نظیر تمایل به کمک به بزرگسالی که لجامگسیخته و خارج از کنترل بود؛ یا احساس محرومیت از محبتِ یکی از والدین، یا ترس از عصبانیتش؛ یا نداشتن احساس امنیت کافی برای صحبت کردن از آرزوها و احساساتمان. پس بسیار منطقی است که در بزرگسالی بعضی از کاندیداهای ازدواج را پس میزنیم: نه به خاطر اینکه برای ما نامناسباند، بلکه برای اینکه زیادی مناسباند – زیادی متعادل، بالغ ، فهمیده و قابلاعتمادند – در حالیکه این همه درست بودن با احساسات قلبیِ ما بیگانه است. ما با افراد نامناسب ازدواج میکنیم، چرا که ربطی بین دوستداشتهشدن و احساس خوشبختی کردن نمیبینیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️