پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.15K photos
2.04K videos
84 files
965 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


وقتی صحبت از #مشارکت_مردمی در یک کار است فقط #مشارکت_مالی_مردم پذیرفته می شود . شما کمک کنید پولها را بدهید ما خودمان بلدیم چکار کنیم و در این مورد مشارکت مردم را لازم نداریم

#جامعه_شناسی_خودمانی
#حسن_نراقی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


آنکه انتحار می کند، تنها از ناتوانی است که خود را می کشد. چون توانایی کار دیگری را ندارد و از این ناتوانی است که همه ی چیزها را از کف می دهد. اکنون به تنها راهی که برایش مانده می رود. برای این کار، نیرویی لازم نیست. آنچه لازم است، ياس است، ترک هر امید است و این، هیچ خطری در بر ندارد.

آنچه جرأت می خواهد، دوام آوردن است، خود را به زندگی سپردن است، گذران به ظاهر بی خیال روزهاست.

#گفتگو_با_کافکا
#گوستاو_یانوش

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


به راستی هیچ چیز هرگز جای رفیق گمشده را پر نخواهد کرد. نمی‌توان برای خود دوستان قدیمی درست کرد. هیچ چیز با این گنجینهٔ خاطرات مشترک، این همه رنجها و مصائبِ با هم چشیده، این همه قهرها و آشتی‌ها و هیجان‌های تند همسنگ نیست.
این دوستی‌ها تکرار نمی‌شوند.

کسی که نهال بلوطی به این امید می‌نشاند که به زودی در سایه‌اَش بنشیند، خیالی خام می‌پرورد!

#زمین_انسانها
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری

31 جولای، سالمرگ این خلبان، شاعر و داستان نویس نامدار فرانسوی و خالق رمان شازده کوچولو یاد باد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#سهراب_در_خاطره‌ها

در سال ۱۳۴۶ سهراب به علت علاقه‌ی وافری که به زادگاهش داشت بار دیگر برای اقامت به کاشان آمد و در مهمانسرای شهرداری سکونت اختیار کرد. البته غالبا فقط شب‌ها برای خواب به مهمانسرا می‌آمد. از صبح که هوا هنوز روشن نشده بود به گلستانه می‌رفت و شب به شهر باز می‌گشت.
روزی یک گروه اعزامی از سازمان تلویزیون برای مصاحبه با سهراب به کاشان آمدند، مدیر مهمانسرا آنها را به گلستانه هدایت کرد. در گلستانه سهراب را یافتند که لب جوی آبی نشسته، کفش‌هایش را درآورده و پاهایش را در آب نهاده و با بند کفش‌هایش بازی می‌کرد.
سهراب گفت: «من فرصتی برای مصاحبه ندارم»
آنها گفتند: «شما که الان کاری ندارید!»
گفت: «حوصله‌اش را ندارم»
وارستگی و عرفان ذاتی سهراب، باعث می‌شد تمایلی به هیچ مصاحبه‌ای نداشته باشد.
گروه خبرنگاران به مهمانسرا بازگشتند و با عصبانیت به آقای شربتی، مدیر مهمانسرا، گفتند: «سهراب که شاعر نیست، یک چوپان است» و به تهران برگشتند.
شب که سهراب از گلستانه بازگشت، مدیر مهمانسرا ماجرا را برایش بازگو کرد. سهراب لحظه‌ای سکوت کرد و سپس گفت: «خیلی متأثر شدم که آقایان به ساحت مقدس چوپان اهانت روا داشتند»

#صائم_کاشانی #خانه‌ی_دوست_کجاست
#انتشارات_مرسل۱۳۸۱

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


دنیا مملو از آدم های تنها، ناکام، عصبانی و ناخشنودی است که نمی توانند به هیچ آدم خشنود و شادمانی نزدیک و با او صمیمی شوند. عمده ترین مهارت های اجتماعی آنان نیز شکایت، سرزنش و #انتقاد است که به سختی می توان با چنین مهارت هایی با دیگران کنار آمد

#تئوری_انتخاب
#ویلیام_گلاسر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


یکوقت می‌گوید عشق، بعد باز می‌گوید آزادی، آخر این دو تا که با هم جور نیستند. آدم باید انتخاب کند. یا این، یا آن ...

#خداحافظ_گاری_کوپر
#رومن_گاری

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


دهم مرداد زادروز محمود دولت آبادی

محمود دولت‌آبادی (زادهٔ ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ دولت‌آباد سبزوار) نویسنده، نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس

رمان بلند (ده جلدی) کلیدر مشهورترین و با ارزش‌ترین اثر دولت‌آبادی است. کلیدر، دولت‌آبادی را به کسب جایزهٔ نوبل ادبیات بسیار نزدیک کرد.

آثار دولت‌آبادی به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، نروژی، سوئدی، چینی، کردی، عربی، هلندی، عبری و آلمانی ترجمه شده‌اند.

محمود دولت‌آبادی چندین نمایش‌نامه و فیلم‌نامه را به نگارش درآورده، او همچنین سابقه بازیگری در تئاتر و سینما را دارد، اقتباس از آثار دولت‌آبادی ساخت چند فیلم را به‌همراه داشته است.

فضای اکثر نوشته‌های دولت‌آبادی در روستاهای خراسان رخ می‌دهد و رنج و مشقت روستاییان شرق ایران را به تصویر می‌کشد.

دولت‌آبادی در سال ۲۰۱۳ برگزیده جایزهٔ ادبی یان میخالسکی سوییس شد.

در ۲۵ آبان ماه ۱۳۹۳ معادل ۱۶ نوامبر ۲۰۱۴ جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه توسط سفیر دولت فرانسه در تهران و در محل رزیدانس سفارت فرانسه به محمود دولت‌آبادی نویسنده پیشکسوت و برجسته ایرانی اهدا شد.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


بررسی جایگاه زن در سرزمین ایران و عرب در ادبیات داستانی ایران.

🌸 سیمای دو زن

داستان‌های عاشقانه‌ی "خسرو و شیرین " و "لیلی و مجنون"، هردو سروده‌ی "نظامی گنجوی" سراینده‌ی توانمند ایرانی هستند.

منظومه‌ی "خسرو و شیرین" داستان عاشقانه‌ای است در ایران باستان و یادی است از معشوقه‌ی در جوانی از کف رفته‌ی "نظامی" به نام "آفاق".
به نحوی که در این هشت‌صد سال کسی نتوانسته مانندش را بسراید.

و "لیلی و مجنون" داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.
نظامی در آغاز هر دو داستان مدعی است که در اصل داستان تصرفی نکرده است. نظامی نا‌خوداگاه در "لیلی و مجنون" به ترسیم چهره‌ی زن در دیار عرب و در "خسرو و شیرین" به نمایاندن چهره زن در ایران باستان پرداخته است.

لیلی، پرورده‌ی جامعه‌ای است که دلبستگی را مقدمه‌ی انحراف می‌پندارد که نتیجه‌اش سقوط حتمی، در جهنم وحشت‌انگیز فحشاست.
در این سرزمینِ پاکی و تقوا، بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه علاقه‌ای رد و بدل کنند.

اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بی‌آلایش مرد و زن نیست.
و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.

دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب می‌نشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون می‌تازد و کسی متعرض او نمی‌شود.

اما وضع لیلی چنین نیست و جرایمش بسیار... نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم.
گناه دیگرش زیبایی‌ست.
در نظام قبیله‌ای، مرگ و زندگی او در قبضه‌ی استبداد مردان است.
پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر می‌شود، در حصار خانه زندانی‌اش می‌کند و زندان‌بانش، زن فلک‌زده‌ای است به نام مادر که به فرمان شفاعت‌ناپذیر شوهر مجبور است رابطه‌ی دخترش را با جهان خارج قطع کند.

اما فضای داستان "خسرو و شیرین" متفاوت است.
دنیای شیرین، دنیای بی‌ پروایی‌هاست. شیرین، دست‌پرورده‌ی زنی است که به گفته‌ی نظامی:

"ز مردان بیشتر دارد سترگی"

شیرین، دختر ورزشکار نشاط ‌طلب طبیعت‌دوستی است که بر اسبی زمانه‌ گُرد بر می‌نشیند و با جماعتی از دختران هم‌سن و سال خود که:

"ز برقع نیستشان بر روی بندی"

و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی می‌رود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعی‌ترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.

شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب می‌تازد، به گردش و تفریح می‌پردازد، مذاکره می‌کند، شرط و شروط می‌ گذارد و امتیاز می‌گیرد و در همه‌حال پاکدامنی خود را پاس می‌دارد.

و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است.
خالی از هر تلاشی.
از مکتب خانه‌اش باز می‌گیرند و در خانه زندانی ‌اش می‌کنند و به شوهر نادیده‌ی نامطبوعی می‌دهندش، بی‌آنکه اعتراضی بکند.

این تصویری است از موقعیت زن در نظام قبیله‌ای عرب و جایگاه زن در ایران.

بر گرفته از کتاب :
سیمای دو زن نوشته‌ی
علی اکبرسعیدی سیرجانی

پی‌نوشت:
علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، نویسنده و اندیشمند ایرانی، در سال ۱۳۷۴ در جریان قتل‌های زنجیره‌ای نویسندگان و اندیشمندان، در تهران کشته شد.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


داستان کوتاه مغرور

سر بالا راه می رفت . به هیچ کس سلام نمی داد! انتظار داشت که همه به او احترام بگذارند! برایش احترام به دیگران ، مفهومی نداشت! همه به خاطر قدرت و ثروت او ناچار به اطاعت و تعظیم در مقابلش بودند . این برای مرد مغرور خیلی خوشایند بود.

یک روز که به سمت خانه می رفت ، طبق معمول مردم از روی ناچاری و ترس سر خم کرده و به او احترام گذاشتند در حالی که پاسخی در قبال احترام از او دریافت نمی کردند . از قضا همان روز درون چاله ای افتاد و پایش پیچ خورد . اما هیچ کس دور و برش نبود که کمکش کند . تا اینکه یک نفر در مقابلش نشست و پایش را ماساژ داد! مرد مغرور برای اولین بار از یک نفر تشکر کرد:

-ممنونم شیطان عزیز!
#پیر_لو_تونی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


اریک فروم تعریف بسیار جالبی از عشق دارد. او عشق را ترکیبی از چهار عنصر می داند:
1. توجه
2. مسئولیت
3. احترام
4. معرفت

او می گوید:
هر جوشش علاقه و کشش و محبتی به طرف مقابل به معنای عشق ورزیدن نیست. بلکه این احساسات، بیشتر مواقع ناشی از تنهایی و حس غریزی است که منجر به ایجاد چنین کششی خواهند شد.
اما "عاشقی" از نگاه فروم ابتدا به معنای" توجه" به فرد مقابل است. اینکه به او بیشتر از دیگرانی در کنار ما هستند توجه کنیم. و البته در کنار آن، شامل احترام گذاشتن به فرد مورد توجه است.

ریشه لاتین "احترام"، از دیدن گرفته شده و در واقع احترام به این معناست که معشوق را همانطور که هست ببینیم و بپذیریم.
خواسته های او و تمایلاتش را در نظر بگیریم و سعی نکنیم او را به دلخواه خود محدود و منزوی کنیم و... .

و اما "مسئولیت" به این معناست که در برابر او احساس مسولیت کرده و کاری نکنیم که او و آینده او را به خطر بیندازیم.
همچنین در جهت مثبت کارهایی را انجام دهیم که منجر به شکل گیری بهترین آینده برای او شود.

#انسان_برای_خویشتن
#اریک_فروم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


خانه‌ای که زن نداشته باشد صدا ندارد. خانه‌ای که صدا ندارد، سرد است. یک جهنم سرد است.

مردها صد سالی یک بار یک کلمه حرف می‌زنند. آن یک بار هم حرف‌شان صدا ندارد. صدا هم که داشته باشد، صدایش سرد است. برای همین خانه باید زن داشته باشد..

#تار_مو
#سعید_بردستانی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

#نهیلیسم
✍️ رضا مجد

یکی از نکات کلیدی در فهم نهیلیسم پرداختن به مقوله ی زبان است، زبان در معنای سنتی آن دارای یک درک ساده گیرانه و ساده انگارانه ای بود که کلمه را با شئ این همان و یکی می گرفت، در واقع در قدیم ما با یک جهان مطلق و کامل روبرو بودیم، یک جهان بدون شکاف و نقصان، جهانی که با زبان اینهمان بود، این همان ردپای تاریخی نهیلیسم است. چرا که این قرائت از زبان و جهان باعث زایش یقین مطلق شد، یقینی که جایی برای شک باقی نمی گذاشت، ولی با شروع دوران مدرن و با شروع انقلاب سوسوری در زبان و نشانه شناسی، چیزی که فروریخت این یقین مطلق بود. مرگ خدا در دوران مدرن نه فقط در حوزه ی ارزش ها بلکه در تمام حوزه هایی که بر یقین های مطلق استوار بود رخ داد، مرگ خدا را می توان به یک معنا "مرگ یقین" قرائت کرد، چیزی که مرد یقین های بی واسطه ی ما بودند. یکی دیگر از این یقین ها در حوزه ی زبان شناسی و در رابطه با کلمه و شئ یا دال و مدلول بود.چیزی که فردینان دوسوسور به ما و جهانیان عرضه کرد تعریف جدیدی از زبان و نشانه و ساختار و چگونگی کارکرد زبان بود.بعد از سوسور و زبان شناسی ساختارگرا و پساساختارگرا ما دیگر دانستیم که زبان نظامی صوری است که بر اساس تفاوت ها ساخته می شود و هیچ رابطه ی طبیعی ای بین دال( الگوی آوایی) و مدلول( مفهوم) یا کلمه و شئ وجود ندارد بلکه این رابطه بر اساس قسمی قرارداد بین الاذهانی است، و اتحاد بین آنها یکجور اجماع گروهی است. به بیانی یکپارچگی دال و مدلول خیالی و متوهمانه است، چرا که شکاف عمیقی دال را از مدلول جدا می کند. نمی خواهم وارد بحث تخصصی نشانه شناسی بشوم،فقط می خواهم نهیلیسم را همانگونه که قول داده بودم قرائت تاریخی بکنم، بی دلیل نیست که می گوییم نهیلیسم نتیجه ی منطقی عقلانیت است، با تکوین و رشد عقل هرگونه مطلقیت یا یقین مطلق زخم بر می داشت تا در دوران مدرن که زخم کاری و تمام کننده را برداشت، و ما متوجه شدیم که دیگر نمی توان خیلی مطمئن از جهان و چیزها به یقین صحبت کرد، و همیشه باید شک کردن و عدم یقین را پیش فرض تفکرمان قرار بدهیم، پس اگر بخواهیم از گفته هایمان به یک نتیجه گیری برسیم باید نتیجه گرفت که بروز و ظهور نهیلیسم یکی از عامل های مهم آن، قرائت ساده گیرانه ی پدیده ی زبان به عنوان ابزار کشف حقیقت و بازنمایی جهان در قدیم بود، اشتباه از زمانی شروع شد که کلمه با شئ این همان و یکی گرفته شد، و زمانی که در دوران مدرن این توهم و فانتزی از هم پاشید ما خود را در یک وضعیت نهیلیستی یافتیم و در این معنا نهیلیسم نه به معنای پوچی همه چیز و همه کس، بلکه به معنای پوچی توهم این همانی و قطعیت و یقین است، و ناهمخوانی تصورات و فانتزی های ما با آنچه به واقع به آن رسیده بودیم یک نوع احساس پوچی را حاکم می کرد، چرا که شالوده ی خیالی و تصوراتی که یک عمر با آن زیسته بودیم بهم ریخته بود، و این را به معنای پوچی همه چیز و همه کس یا همان نهیلیسم نامگذاری کردند، در حالی که این همان وجهی از نهیلیسم است که ما آن را مثبت و ایجابی می دانیم و در حال دفاع از آن هستیم. نهیلیسم در این معنا زیر پای هر یقین و مطلقیتی را خالی می کند، در این معنا و وضعیت نهیلیستی ای دیگر نمی توان از یقین های مطلق صحبت کرد، و نسبیت جانشین مطلقیت می شود، در این معنا فقط کثرت تفاسیر و تاویل ها می ماند، و زیبایی اندیشه ی بشری هم به این کثرت و تنوع تقسیر ها و تاویل هاست، در چنین وضعیت نهیلیستی ای هیچ نحله و تفکر و دین و ایسم و مکتبی نمی تواند ادعای کلیت و مطلقیت کند، تنها راهی که می ماند راه گفتگو و دیالوگ است و اقناع منطقی و استدلالی. در این معنای نهیلیستی کلمه با شئ و زبان با جهان اینهمان نیست، بلکه شکافی بین شئ و کلمه وجود دارد که غیر قابل عبور است، تنها راه فائق آمدن به این شکاف اجماع بین الاذهانی است. در آینده به این وجه نهیلیسم بیشتر خواهیم پرداخت.ادامه دارد...


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


📃 عنوان مقاله : پيشرفت اخلاقي و رفاه حيوانات
📃 نویسنده : دکتر پیتر سینگر ( استاد اخلاق زیستی در دانشگاه پرینستون آمریکا )
🖊ترجمه ی بهنام خداپناه ، مترجم و پژوهشگر حقوق حیوانات

ماهاتما گاندي به نحو زيركانه يي اذعان داشته بود كه «بزرگي و شكوه يك ملت و پيشرفت اخلاقي اش را مي توان با شيوه يي كه حيوانات در آنجا مورد رفتار قرار مي گيرند، مورد داوري قرار داد.» تكاپو براي كاهش رنج آن دسته از موجوداتي كه كاملا تحت غلبه ما قرار دارند و از مقاومت و ايستادگي در برابر ما ناتوان هستند ، به راستي نشانه يي است از يك جامعه متمدن. مدتی پیش ، مجلس عوام انگليس طرحي را با نظارت دولت به تصويب رساند كه به موجب آن استفاده از حيوانات وحشي در سيرك ها ممنوع است . زمزمه تصويب اين طرح به موجب پخش قطعه ويدئويي مخفي از يك كارگر سيرك كه مكررا فيلي به نام «آن» را مورد ضرب و شتم قرار مي داد، مطرح شد . اين قانون، حداقل در آغاز، مورد مخالفت دولت محافظه كار قرار گرفت، اما حمايت همه احزاب سياسي را به خود جلب كرد. در يك پيروزي براي دموكراسي پارلماني، اين طرح بدون اختلاف عقيده به تصويب رسيد. اما به شكل بحث برانگيزتري، مجلس شوراي پارلمان هلند قانوني را از سر گذراند كه به جماعت هاي ديني يك سال زمان مي دهد كه مدركي دال بر اين مطلب ارائه دهند كه حيواناتي كه به شيوه هاي سنتي ذبح مي شوند در مقايسه با زماني كه آنها قبل از ذبح شدن با شوك الكتريكي بي حس مي شوند متحمل رنج بيشتري نمي شوند. اگر چنين مدركي نتواند ارائه شود، بي هوشي پيش از ذبح در هلند الزامي خواهد بود . گهگاهي نيز، به نظر رسيده است كه با افزايش سوءاستفاده از حيوانات در كشور چين كه در نتيجه رشد رفاه در آنجا تقاضا براي فرآورده هاي حيواني بيشتر شده است، منافع حيوانات در كشورهاي غربي مهم تر شده است . ديدن كليپي از ضرب و شتم «آن» براي من دشوار بود، اما دهشتناكي اين ويدئو به هيچ وجه قابل مقايسه با ويدئوهايي نبود كه من از ستم وارده بر حيوانات در چين مشاهده كرده ام. كليپ هاي نفرت آوري كه به صورت آنلاين در اينترنت وجود دارد خرس هايي را نشان مي دهد كه براي آنكه بتوان از آنها صفرا به عمل آورد، در قفس هايي آنقدر كوچك نگهداري مي شوند كه نمي توانند بايستند، يا در برخي موارد اصلانمي توانند حركت كنند . وخيم تر از همه (اگر بتوان چنين سبعيتي را به بيان آورد) ويدئويي است كه حيواناتي را نشان مي دهد كه به خاطر پوست شان زنده زنده پوست كنده مي شوند (صنعت خز) و بدن همچنان زنده شان روي تلي از ديگر بدنها، كه در حال جان كندن هستند، پرتاب مي شود . نظر به چنين تصاويري، گاهي مواقع پيشنهاد مي شود كه رفاه حيوانات منحصرا يك دلمشغولي غربي است. اما با توجه به اينكه سنت بودايي در مقايسه با آيين يهوديت، مسيحيت و اسلام، تاكيد بيشتري بر توجه و دلمشغولي نسبت به حيوانات مي گذارد اين گفته غيرمعقول مي نمايد. بسيار پيشتر از آنكه فيلسوفان غربي حيوانات را در اخلاق خودشان جاي دهند، فيلسوفان چيني اي همچون امثال ژوانگزي تاكيد مي كردند كه عشق بايد نه تنها به روابط ميان انسان ها، بل به روابط ميان همه موجودات حساس رخنه كند. امروزه، چين مبارزان حقوق حيوانات خاص خود را دارد و نشانه هايي دال بر اين مطلب وجود دارد كه پيامشان در حال شنيده شدن است . و دوباره يك نشانه اخير به سيرك ها مربوط مي شود. باغ وحش هاي چيني با روي صحنه آوردن نمايش هاي حيواني و با اجازه به اعضاي عمومي براي خريد جوجه هاي زنده، بزها و اسب ها براي تماشاي آنها وقتي كه به وسيله شيرها، ببرها و ديگر گربه سانان بزرگ تكه پاره مي شوند، جمعيت را به سوي خود مي كشانند. امروزه دولت چين باغ وحش هاي عمومي و دولتي را از شركت در ستم ها و بيدادهايي از اين دست منع كرده است. هرچند ابداعاتي از اين دست خوشايند هستند، اما شمار حيوانات در سيرك ها و باغ وحش ها در مقايسه با ميلياردها حيواني كه در مزارع پرورشي رنج مي كشند، بسيار ناچيز است. در اين زمينه، كشورهاي غربي نمونه يي اسفناك را جا انداخته اند. اما اخيرا اتحاديه اروپا تشخيص داده است كه محدوديت و حبس مفرط حيوانات مزرعه بسيار مورد افراط واقع شده است. تا پيش از اين نگاه داشتن گوساله ها در طويله هاي انفرادي ممنوع شده بود و در شش ماه آينده نيز، در همه 27 كشور اروپايي، از پرتغال گرفته تا لهستان و از بريتانيا تا يونان، نگه داشتن مرغ ها در قفس هايي از جنس سيم بدون روكش كه امروزه در صنعت مرغ و تخم مرغ در سرتاسر جهان غالب است غيرقانوني خواهد شد. در ژانويه 2013، نگاه داشتن ماده خوك هاي آبستن در طويله هاي انفرادي نيز ممنوع خواهد شد. اما امریکا در رهايي از اشكال فاجعه بار سوءاستفاده از حيوانات مزرعه بسيار عقب تر از اروپاست.
http://www.project-syndicate.org/commentary/moral-progress-and-animal-welfare


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
پرفسور پیتر سینگر، فیلسوف معروف استرالیایی و تحصیل کرده ی دانشگاه آکسفورداست که درپرینستون آمریکا تدریس میکند . او معتقد است انسانها و حیوانات دریک چیزاشتراک دارندو آن درجه ی رنج کشیدن است.
@flith
پرفسور پیترسینگر، فیلسوف استرالیایی معاصر،معتقد است همانطورکه از نظراخلاقی سواستفاده و آزار معلولان ذهنی یا نابینایان درست نیست کشتار یا بهره کشی از حیوانات نیز امری غیر اخلاقی است .

@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گفتگوی پرفسور ریچارد داوکینز با پرفسور پیتر سینگر درباره ی اخلاقی یا غیر اخلاقی بودن خوردن حیوانات
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


پوست کلفت شدن چیزی نیست که مرد ها دوست داشته باشند. رسیدن به حقیقت تلخ و زننده و حرف زدن از آن، باب میل مردها نیست. مردها در انتها زنی را انتخاب نمی‌کنند که به جای ِخریدن رژلب ها، کتاب می خرند.

آن ها دست های سفید و همیشه لاک زده را دوست دارند. نه دست هایی که لای ِصفحات کتاب جا می مانند و جوهری می شوند در هر بار نوشتن داستان های بلند و کوتاه.

مردها همیشه ی تاریخ، بهترین شاعرها بودند، اما معشوقه شان شاعر نبوده اند دراصل. معشوقه ی آن ها زنی سبک بال و رها و بی خیال بود با صورتی جوان و شاد و دست هایی زیبا و مغزی عادی.

مردها ترجیح می دهند در کافه ها با زنانی پرمغز بنشینند به رد و بدل کردن دیالوگ های قلبمه سلمبه و سیگار کشیدن، و در مهمانی‌های شبانه و دور همی هایشان همان زن های بی‌مغزی را ببرند که در کافه -درحالی که سیگارشان را آتش می زنند و می نالند از سطحی شدن رابطه ها- آن ها را هیچ و پوچ خطاب می کردند؟

مردها نمی توانند زن هایی که خودشان هستند و به خاطر حرف مردم زندگی نمی کنند را با افتخار و لبخند پیروزمندانه به دیگران معرفی کنند. مردها در زبان شمایی را که بلند بلند و بی اعتنا به قضاوت ها، می خندید و گریه می کنید را می ستایند و در دلشان زن هایی را جای می دهند که برحسب شرایط می توانند شال بیندازند یا چادر سرکنند.

مردها با شمایی که خوب شعر می‌خوانید و خوب شعر می نویسید و خوب شعر به خاطر دارید در حد چند ساعت در ماه، و یک زنگ ِتفریح، خوب تا می کنند ، نه بیشتر و نه کمتر. مردها وبلاگ های ِشما را در اوقات بیکاری می‌خوانند و اوقات اصلی شان را در پی ِگشتن دنبال ِزنی نجیب و پاک و سربه زیر- همان زن ِزندگی-اند.

مردها SMS های شما را که در نیمه های ِشب ِپاییزی، برایشان فرستاده اید را ظهر ِروز بعد می خوانند و جواب غمگین و دلتنگ بودن شما را با «چرا جیگرم ؟» می دهند.

مردها زن هایی که در پاییز زیاد پیاده روی می کنند و در کوچه پس کوچه ها گریه می کنند را نمی فهمند و برایشان خراب کردن رژلب جذاب تر از پاک کردن ِسیاهی زیر چشم زنی غمگین است. مردها موجودات عجیبی نیستند. مردها زن هایی مثل ِما را دوست ندارند. زن هایی مثل ما نمی توانند با مردها احساس خوشبختی و راه رفتن روی ِابرها را تجربه کنند. زن هایی مثل ما این را می‌دانند که هرچقدر هم بیشتر خوانده باشند و نوشته باشند و گفته باشند ، بازهم تنها می مانند در آخر.

زن هایی مثل ِما این را می دانند که دختر های ِمعمولی و شاد، انتخاب آخر مردهای ِمعمولی‌اند . زن‌هایی مثل ِما می دانند که باید با خودشان آشتی کنند و تنهایی شان را دوست داشته باشند. زن هایی مثل ِما می دانند که جز این راه دیگری ندارند.

#زنان_هزاره_سوم
#فریبا_وفی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


شخصیت ما همان کارهایی هست

که دور از چشم دیگران انجام میدهیم.


#جکسون_براون

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


کمال گفت: -"اگر به تو بگویند فقط چند روز دیگر زنده ای، چه میکنی؟"
نگران شد: -"منظورت را نمی فهمم!"
-"فرض کن سرطان گرفته ای یا ایدز یا بیماری دیگری از این قبیل و می دانی فقط مدت کمی زنده خواهی ماند."
صورتش را کاملا برگردانده بود و حالا تمام سطح پیشانی و کمی از بینی اش که روشن بود، یکسره خیس دانه های عرق برق میزد.
مندو زیر آوار خبری هولناک از نفس افتاد: -"چیزی شده؟"
-"نه این یک معماست؛ جواب بده."
-"سعی میکنم تا جایی که ممکن است، آن را به دیگران منتقل کنم."
-"تو چقدر بی رحمی!!"
-"وقتی مرض همگانی شد، راه علاجش هم زودتر پیدا میشود."
-"فرض کن آدم بی رحمی نباشی یا مرضی گرفته باشی که قابل انتقال نیست."
-"آدم اگر عاقل باشد همه حساب و کتاب ها را کنار میگذارد و بقیه عمرش را خوشگذرانی میکند."
-"یکی بود که همین کار را کرد. هرچه داشت فروخت. همه پول هایش را به باد داد. مسافرت، بهترین غذاها، بهترین هتل ها، زیباترین زن ها، بعد می دانی چه اتفاقی افتاد؟ ناگهان راه علاج پیدا شد! حالا ميتوانست به زندگی ادامه بدهد؛ اما دیگر چیزی برایش باقی نمانده بود. همه چیز را باید از صفر شروع میکرد و بدتر از همه اینکه تازه فهمیده بود زندگی یعنی چه!!"

#چاه_بابل
#رضا_قاسمی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


خدا و شیطان به مثابه نور و سایه اند که بنا بر فراخور حالمان به دامان یکی از آنها پناه بردیم .

#شیطان_و_خدا
#ژان_پل_سارتر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️