#بدن_من_مال_خودمه
رده سنی
#الف ، #ب
این کتاب با زبانی #کودکانه و روان، کودک را برای جلوگیری از #سوءاستفاده های #جنسی اگاه می کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رده سنی
#الف ، #ب
این کتاب با زبانی #کودکانه و روان، کودک را برای جلوگیری از #سوءاستفاده های #جنسی اگاه می کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#استهزای_دین_است_یا_افسوس_دانش_؟
کفارهٔ کسی که با خوردن آب یا با خوردن خاک روزهٔ خود را عمداً باطل کرده، چه تفاوتی با هم دارد؟
۱) «اولی باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و دومی باید برای هر روز به شصت فقیر طعام دهد»
۲) «اولی نیاز به قضای روزه ندارد و دومی باید هم قضا کند و هم کفاره بدهد»
۳) «اولی در انتخاب نوع کفاره آزاد است و دومی باید کفارهٔ جمع بدهد»
۴) «اولی باید دو ماه روزه بگیرد و دومی باید به شصت فقیر اطعام دهد»
اینکه در بالا خواندید، آخرین سؤال از بیست و پنج سؤال زیرعنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» است (شماره ردیف ۷۵) که همین امسال ـ صبح پنجشنبه ۱۵ /۴/ ۹۶ ـ در آزمون عمومی کنکور برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» [آزمون سراسری ورودی دانشگاههای کشور ـ سال ۱۳۹۶] مطرح گردیده است.
و این عبارت از قول «امام خمینی(ره)» بر گوشه سمت راست بالای صفحه اول دفترچه شمارهٔ ۱ مشتمل بر آن سؤالات نقش بسته است:
«اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح میشود.»
ظاهر امر دلالت دارد بر اینکه به نظر طرّاحان این سؤالات، که مدیران و مدبّران نظام آموزشی کشور و متولیان نظارت بر صحّت و سلامت آن نظام میباشند، اصلاح دانشگاه متوقف است بر اینکه دانشآموز پیش از ورود در ساحت مقدس دانشگاه باید با حداقلی از فرهنگ و معارف اسلامی آشنا باشد و این سؤالات نموداری از آن حداقل است.
اینکه گفتم «حداقل»، مبتنی بر این ملاحظه است که سؤالات برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» طرح شده است و نه برای مثلاً گروهی که بخواهد در علوم اسلامی توغل داشته باشد و متخصص و صاحبنظر در این علوم بهشمار آید.
پس برمیگردیم به سؤالی که متن آن را در صدر مقال آوردیم: سؤال مبتنی است بر این فرض که ماهِ رمضان است و شخصی مسلمان در ۳۷ درجه حرارت طبیعی بدن، که بهلحاظ فیزیکی در کمال صحت و سلامت است، تصمیم میگیرد عمداً روزهخواری کند. این شخص محترم یک بشقاب خاک و یک قدح آب در جلوی خود دارد و میخواهد روزه واجب را با خوردن یکی از آنها بشکند و چون در عین ارتکاب به معصیتِ روزهخواری هم مقیّد به احکام شرع است و هم ذهنیّتی حسابگر دارد، میخواهد ببیند کدام یک بیشتر صرفه میکند: اول آب را بخورد بعد خاک را؟ یا بالعکس روزه را با تناول مُشتی از خاک بشکند و آنگاه قدح آب را سر بکشد؟ ارتکاب کدام یک از دو شقِ معصیت، برایش سهلتر و مقرون به صرفهتر خواهد بود؟
دانشآموزی که در برابر چنین مسألهای قرار میگیرد، قاعدتاً باید در سلامت عقل چنین آدمی شک بکند؛ کسی که عالماً و عامداً میخواهد خاک بخورد تا به شرف عظیم روزهخواری نائل آید! همچو آدمی مسلماً دیوانه است و دیوانه مرفوع القلم است. شرع برای عقلاست و نه برای مجانین.
آری، آن شخصِ مفروض، آن معصیتکارِ سیهروزگار را دیوانه باید خواند؛ اما کسانی را که چنین مسائلی را به نام «فرهنگ و معارف اسلامی» قالب میزنند و آن را شرط ورود نوجوانان به دانشگاه قرار میدهند، چه باید نامید؟
خامه چون اینجا رسید ای مرد هوش
خون درون سینهام آمد به جوش
زانکه گفتمهاتفی در گوش جان
تو از آن ابلهتری ای مستهان
مایهٔ عمری گرامی داشتی
هین بیاور تا چه زآن برداشتی
عمرِ خود دادی، گرفتی ای حزون
جزو دانی پر ز تخییل و ظنون
علم اگر این است، بگذار و برو
صد شتر زین علم نزد من دو جو
این شعرها از من نیست، از عالمِ مجتهدِ صاحبنظر علامةالفقها ملا احمد نراقی صاحب مثنوی معروف «طاقدیس» است. او شکایت دارد که چرا «علم فقه احکام» دستخوش تخیلات شده و به «سدّ» و مانعی در راه کمال مبدل گشته است. چرا وقت و عمر طلبهها را با طرح این قبیل مسائل تباه میکنند؟
نراقی قرن نوزدهم میزیست و ضایع کردن عمر با این ترهّات را برنمیتافت؛ چرا فقهای عصر کامپیوتر و الکترونیک دم برنمیزنند و اجازه میدهند این نوع مسائل به عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» مطرح شود و نسل جوان را بیش از آنچه هست، از دین و دانش بیزار گرداند؟
بخشی از یادداشت #دکتر_محمد_علی_موحد در روزنامهٔ «اطلاعات»، دوشنبه ۲۶ تیر 1396
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#استهزای_دین_است_یا_افسوس_دانش_؟
کفارهٔ کسی که با خوردن آب یا با خوردن خاک روزهٔ خود را عمداً باطل کرده، چه تفاوتی با هم دارد؟
۱) «اولی باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و دومی باید برای هر روز به شصت فقیر طعام دهد»
۲) «اولی نیاز به قضای روزه ندارد و دومی باید هم قضا کند و هم کفاره بدهد»
۳) «اولی در انتخاب نوع کفاره آزاد است و دومی باید کفارهٔ جمع بدهد»
۴) «اولی باید دو ماه روزه بگیرد و دومی باید به شصت فقیر اطعام دهد»
اینکه در بالا خواندید، آخرین سؤال از بیست و پنج سؤال زیرعنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» است (شماره ردیف ۷۵) که همین امسال ـ صبح پنجشنبه ۱۵ /۴/ ۹۶ ـ در آزمون عمومی کنکور برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» [آزمون سراسری ورودی دانشگاههای کشور ـ سال ۱۳۹۶] مطرح گردیده است.
و این عبارت از قول «امام خمینی(ره)» بر گوشه سمت راست بالای صفحه اول دفترچه شمارهٔ ۱ مشتمل بر آن سؤالات نقش بسته است:
«اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح میشود.»
ظاهر امر دلالت دارد بر اینکه به نظر طرّاحان این سؤالات، که مدیران و مدبّران نظام آموزشی کشور و متولیان نظارت بر صحّت و سلامت آن نظام میباشند، اصلاح دانشگاه متوقف است بر اینکه دانشآموز پیش از ورود در ساحت مقدس دانشگاه باید با حداقلی از فرهنگ و معارف اسلامی آشنا باشد و این سؤالات نموداری از آن حداقل است.
اینکه گفتم «حداقل»، مبتنی بر این ملاحظه است که سؤالات برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» طرح شده است و نه برای مثلاً گروهی که بخواهد در علوم اسلامی توغل داشته باشد و متخصص و صاحبنظر در این علوم بهشمار آید.
پس برمیگردیم به سؤالی که متن آن را در صدر مقال آوردیم: سؤال مبتنی است بر این فرض که ماهِ رمضان است و شخصی مسلمان در ۳۷ درجه حرارت طبیعی بدن، که بهلحاظ فیزیکی در کمال صحت و سلامت است، تصمیم میگیرد عمداً روزهخواری کند. این شخص محترم یک بشقاب خاک و یک قدح آب در جلوی خود دارد و میخواهد روزه واجب را با خوردن یکی از آنها بشکند و چون در عین ارتکاب به معصیتِ روزهخواری هم مقیّد به احکام شرع است و هم ذهنیّتی حسابگر دارد، میخواهد ببیند کدام یک بیشتر صرفه میکند: اول آب را بخورد بعد خاک را؟ یا بالعکس روزه را با تناول مُشتی از خاک بشکند و آنگاه قدح آب را سر بکشد؟ ارتکاب کدام یک از دو شقِ معصیت، برایش سهلتر و مقرون به صرفهتر خواهد بود؟
دانشآموزی که در برابر چنین مسألهای قرار میگیرد، قاعدتاً باید در سلامت عقل چنین آدمی شک بکند؛ کسی که عالماً و عامداً میخواهد خاک بخورد تا به شرف عظیم روزهخواری نائل آید! همچو آدمی مسلماً دیوانه است و دیوانه مرفوع القلم است. شرع برای عقلاست و نه برای مجانین.
آری، آن شخصِ مفروض، آن معصیتکارِ سیهروزگار را دیوانه باید خواند؛ اما کسانی را که چنین مسائلی را به نام «فرهنگ و معارف اسلامی» قالب میزنند و آن را شرط ورود نوجوانان به دانشگاه قرار میدهند، چه باید نامید؟
خامه چون اینجا رسید ای مرد هوش
خون درون سینهام آمد به جوش
زانکه گفتمهاتفی در گوش جان
تو از آن ابلهتری ای مستهان
مایهٔ عمری گرامی داشتی
هین بیاور تا چه زآن برداشتی
عمرِ خود دادی، گرفتی ای حزون
جزو دانی پر ز تخییل و ظنون
علم اگر این است، بگذار و برو
صد شتر زین علم نزد من دو جو
این شعرها از من نیست، از عالمِ مجتهدِ صاحبنظر علامةالفقها ملا احمد نراقی صاحب مثنوی معروف «طاقدیس» است. او شکایت دارد که چرا «علم فقه احکام» دستخوش تخیلات شده و به «سدّ» و مانعی در راه کمال مبدل گشته است. چرا وقت و عمر طلبهها را با طرح این قبیل مسائل تباه میکنند؟
نراقی قرن نوزدهم میزیست و ضایع کردن عمر با این ترهّات را برنمیتافت؛ چرا فقهای عصر کامپیوتر و الکترونیک دم برنمیزنند و اجازه میدهند این نوع مسائل به عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» مطرح شود و نسل جوان را بیش از آنچه هست، از دین و دانش بیزار گرداند؟
بخشی از یادداشت #دکتر_محمد_علی_موحد در روزنامهٔ «اطلاعات»، دوشنبه ۲۶ تیر 1396
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ای کاش یاد بگیریم
واسه خالی کردن خودمون
کسی رو لبریز نکنیم
#خسرو_شکیبایی
٢٨ تيرماه سالگرد درگذشت خسرو شكيبايى
روحش شاد و يادش گرامى
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
واسه خالی کردن خودمون
کسی رو لبریز نکنیم
#خسرو_شکیبایی
٢٨ تيرماه سالگرد درگذشت خسرو شكيبايى
روحش شاد و يادش گرامى
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🌺 تحقیقات مختلف علمی و نیز تجربیات کشورهای توسعه یافتهای چون ژاپن نشان میدهد که زوم کردن بیش از اندازه روی نقاط منفی و تاریک رفتاریِ یک جامعه و انتشار مداوم آنها، نه تنها به اصلاح آن رفتارهای ناپسند نمیانجامد؛ بلکه، پس از مدتی حتی به ضدّ خود تبدیل میشود، یعنی با ایجاد یک روحیه ی خنثی و بیتفاوت در میان بینندگان و شنوندگان، به یک #درماندگی_آموخته_شده تبدیل میگردد که همگان حضور آن را میپذیرند و به راحتی با آن کنار آمده و تحمل میکنند، و برای راحت کردن وجدان ناآسوده ی خود به خاطر این ناهماهنگی شناختی و تضاد درونی، دست به ساخت #مکانیسمهای دفاعی خام (مانند طنزپردازی، همرنگی با جماعت، انتساب به نظام سیاسی، نظام اداری و ... ) در مورد آن رفتار ناگوار میزنند تا بتوانند به راحتی مرتکب آن شوند.
پس راه اصلاح یک رفتار زشت یا غیراخلاقی چیست؟ چرا در جامعه ی ما همه از بی اخلاقی مینالیم و در عین حال هر روز دریغ از دیروز میشود و هر کدام از ما به موقع خودش تبدیل به یک کنشگر غیراخلاقی میشویم؟
بهنظر میرسد که یکی از بهترین راهها در کنار لزوم آموزشهای تدریجی، حرفهای و هنرمندانه از سنین پایه و نیز در رسانههای عمومی، پررنگ کردن مداوم نقاط مثبتی است که در آن جامعه روی میدهد؛ بهویژه نقاط مثبتی که در رخدادهای تلخ اتفاق میافتند. البته، پررنگ کردنِ مداومِ کنشهای مثبت نباید به شکل کلیگوییهای مبهم و کلیشههای مضحکی چون «هنر نزد ایرانیان است و بس»، «ایرانیان خون گرم و مهمان نوازند» و ... باشد؛ بلکه، باید دقیقاً و به طور خاص و عینی نشان داد که فلان فرد یا فلان قوم یا گروه و شهر، فلان کنش یا عادت خوب رفتاری را دارد؛ مثلاً شیوه ی مهمان نوازیشان دقیقا عبارت است از انجام رفتارهای الف و ب و ج و د.
به گمانم برای درمان معضلات تازهای چون تماشاچی بودن در حوادث (که یکی از مصادیق امروزین آن سلفی گرفتن است) و پر کردن شبکههای اجتماعی از این نقاط منفی و نثار سیل برچسبهای منفی و گاه توهینآمیز به این افراد (و به عبارتی، به خودمان؛ زیرا انواع فراوان این بیاخلاقیها گریبانگر همه ی ما شده است و کسی نمیتواند خود را با پوشش نقابهای مثبت مستثنی کند)، باید بهطور گسترده، پررنگ و پرحجم به انتشار نقاط مثبتی بپردازیم که در این حوادث در کنار نقاط منفی در حال رخ دادن هستند؛ یعنی افرادی که در میان همین تماشاچیان کارهای مثبت کوچک و بزرگ و حتی جانفشانی میکنند؛ آنهم با ذکر مشخص کاری که انجام میشود؛ با تمام جزئیات.
ده ها سال از تحقیقات روانشناسان رفتارینگر میگذرد که نشان داده اند #تقویت_مثبت و ارائه ی #الگوهای مثبت، عینی و قابل مشاهده هزاران برابر تأثیری بیشتر و ماندگارتری از تنبیه، در انواع و اقسام مختلفش، دارد. بیایید عادت تاریخی مان در پذیرش و ترجیح #تنبیه_و_تحقیر را ترک کنیم و تا آنجا که ممکن است به انتشار خوبیهای عینی و مشخصی که در حال رخ دادن هستند بپردازیم؛ حتی اگر نشان دادن کودک خردسالی باشد که در پارک مشغول دانه ریختن برای یک پرنده یا گربه است.
آنقدر باید خوبیها را گفت که کنش های خوب تبدیل به یک قاعده و اصل شود، و کنش زشت و نامطلوب، خود را مانند روغن روی آب نشان دهد و معده ی سالم جامعه آن را پس بزند؛ نه اینکه با انتشار مداوم و گسترده ی بدی ها، کنشهای زشت را تبدیل به #مزاج اصلی یک جامعه کنیم؛ مزاجی که خوبیها را دیگر برنمیتابد و اگر خوبی یا نکته ی مثبتی می بیند آن را به بهانه های مختلف پس میزند، به طنزپردازی در مورد آن میپردازد یا در نیت کنشگر تردید وارد میکند.
#دکتر_محسن_زندی؛ روان شناس.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🌺 تحقیقات مختلف علمی و نیز تجربیات کشورهای توسعه یافتهای چون ژاپن نشان میدهد که زوم کردن بیش از اندازه روی نقاط منفی و تاریک رفتاریِ یک جامعه و انتشار مداوم آنها، نه تنها به اصلاح آن رفتارهای ناپسند نمیانجامد؛ بلکه، پس از مدتی حتی به ضدّ خود تبدیل میشود، یعنی با ایجاد یک روحیه ی خنثی و بیتفاوت در میان بینندگان و شنوندگان، به یک #درماندگی_آموخته_شده تبدیل میگردد که همگان حضور آن را میپذیرند و به راحتی با آن کنار آمده و تحمل میکنند، و برای راحت کردن وجدان ناآسوده ی خود به خاطر این ناهماهنگی شناختی و تضاد درونی، دست به ساخت #مکانیسمهای دفاعی خام (مانند طنزپردازی، همرنگی با جماعت، انتساب به نظام سیاسی، نظام اداری و ... ) در مورد آن رفتار ناگوار میزنند تا بتوانند به راحتی مرتکب آن شوند.
پس راه اصلاح یک رفتار زشت یا غیراخلاقی چیست؟ چرا در جامعه ی ما همه از بی اخلاقی مینالیم و در عین حال هر روز دریغ از دیروز میشود و هر کدام از ما به موقع خودش تبدیل به یک کنشگر غیراخلاقی میشویم؟
بهنظر میرسد که یکی از بهترین راهها در کنار لزوم آموزشهای تدریجی، حرفهای و هنرمندانه از سنین پایه و نیز در رسانههای عمومی، پررنگ کردن مداوم نقاط مثبتی است که در آن جامعه روی میدهد؛ بهویژه نقاط مثبتی که در رخدادهای تلخ اتفاق میافتند. البته، پررنگ کردنِ مداومِ کنشهای مثبت نباید به شکل کلیگوییهای مبهم و کلیشههای مضحکی چون «هنر نزد ایرانیان است و بس»، «ایرانیان خون گرم و مهمان نوازند» و ... باشد؛ بلکه، باید دقیقاً و به طور خاص و عینی نشان داد که فلان فرد یا فلان قوم یا گروه و شهر، فلان کنش یا عادت خوب رفتاری را دارد؛ مثلاً شیوه ی مهمان نوازیشان دقیقا عبارت است از انجام رفتارهای الف و ب و ج و د.
به گمانم برای درمان معضلات تازهای چون تماشاچی بودن در حوادث (که یکی از مصادیق امروزین آن سلفی گرفتن است) و پر کردن شبکههای اجتماعی از این نقاط منفی و نثار سیل برچسبهای منفی و گاه توهینآمیز به این افراد (و به عبارتی، به خودمان؛ زیرا انواع فراوان این بیاخلاقیها گریبانگر همه ی ما شده است و کسی نمیتواند خود را با پوشش نقابهای مثبت مستثنی کند)، باید بهطور گسترده، پررنگ و پرحجم به انتشار نقاط مثبتی بپردازیم که در این حوادث در کنار نقاط منفی در حال رخ دادن هستند؛ یعنی افرادی که در میان همین تماشاچیان کارهای مثبت کوچک و بزرگ و حتی جانفشانی میکنند؛ آنهم با ذکر مشخص کاری که انجام میشود؛ با تمام جزئیات.
ده ها سال از تحقیقات روانشناسان رفتارینگر میگذرد که نشان داده اند #تقویت_مثبت و ارائه ی #الگوهای مثبت، عینی و قابل مشاهده هزاران برابر تأثیری بیشتر و ماندگارتری از تنبیه، در انواع و اقسام مختلفش، دارد. بیایید عادت تاریخی مان در پذیرش و ترجیح #تنبیه_و_تحقیر را ترک کنیم و تا آنجا که ممکن است به انتشار خوبیهای عینی و مشخصی که در حال رخ دادن هستند بپردازیم؛ حتی اگر نشان دادن کودک خردسالی باشد که در پارک مشغول دانه ریختن برای یک پرنده یا گربه است.
آنقدر باید خوبیها را گفت که کنش های خوب تبدیل به یک قاعده و اصل شود، و کنش زشت و نامطلوب، خود را مانند روغن روی آب نشان دهد و معده ی سالم جامعه آن را پس بزند؛ نه اینکه با انتشار مداوم و گسترده ی بدی ها، کنشهای زشت را تبدیل به #مزاج اصلی یک جامعه کنیم؛ مزاجی که خوبیها را دیگر برنمیتابد و اگر خوبی یا نکته ی مثبتی می بیند آن را به بهانه های مختلف پس میزند، به طنزپردازی در مورد آن میپردازد یا در نیت کنشگر تردید وارد میکند.
#دکتر_محسن_زندی؛ روان شناس.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عشق نوعی میلاد است.
اگر «پس از عشق» همان انسانی باشیم که «پیش از عشق» بودیم،
به این معناست که به قدر کافی دوست نداشتهایم.
اگر کسی را دوست داشته باشی،
با معناترین کاری که میتوانی به خاطر او انجام بدهی، تغییر کردن است!
باید چندان تغییر کنی که
"تو از تو بودن به در آیی"
#الیف_شافاک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عشق نوعی میلاد است.
اگر «پس از عشق» همان انسانی باشیم که «پیش از عشق» بودیم،
به این معناست که به قدر کافی دوست نداشتهایم.
اگر کسی را دوست داشته باشی،
با معناترین کاری که میتوانی به خاطر او انجام بدهی، تغییر کردن است!
باید چندان تغییر کنی که
"تو از تو بودن به در آیی"
#الیف_شافاک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دهقان پیر با ناله می گفت: ارباب آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی نمی دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است. دخترم همه چیز را دوتا میبیند. ارباب پرخاش کرد که بدبخت، چهل سال است نان مرا زهرمار میکنی، مگر کور هستی نمیبینی که چشم دختر من هم چپ است؟!
دهقان گفت: چرا ارباب میبینم اما چیزی که هست، دختر شما همهی این خوشبختیها را "دو تا" میبیند، ولی دختر من، این همه بدبختی را...
#دهخدا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دهقان پیر با ناله می گفت: ارباب آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی نمی دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است. دخترم همه چیز را دوتا میبیند. ارباب پرخاش کرد که بدبخت، چهل سال است نان مرا زهرمار میکنی، مگر کور هستی نمیبینی که چشم دختر من هم چپ است؟!
دهقان گفت: چرا ارباب میبینم اما چیزی که هست، دختر شما همهی این خوشبختیها را "دو تا" میبیند، ولی دختر من، این همه بدبختی را...
#دهخدا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روانشناس ها چنان راحت تجویز می کنند «گذشته را کنار بگذارید!» یا «به گذشته فکر نکنید!» که گاهی با خودم می اندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده اند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده ایم،
انقدر که ناخودآگاه به حافظه مان چسبیده اند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده اند که بدون آن حافظه لنگ می زند!
مثل این که از شما بخواهند معده تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید!
نمی شود! چون حیات تان بدان وابسته است
#بیهوده
#کریستین_بوبن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روانشناس ها چنان راحت تجویز می کنند «گذشته را کنار بگذارید!» یا «به گذشته فکر نکنید!» که گاهی با خودم می اندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده اند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده ایم،
انقدر که ناخودآگاه به حافظه مان چسبیده اند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده اند که بدون آن حافظه لنگ می زند!
مثل این که از شما بخواهند معده تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید!
نمی شود! چون حیات تان بدان وابسته است
#بیهوده
#کریستین_بوبن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچ کس از آقا زاده ها و محفل نشین ها صبح با این فکر رنج آور از خواب پا نمی شود که شب چه بخورم؟ همه شان هم لاف درستکاری می زنند . عضو هیئت منصفه هم که بشوند با سربلندی رای به محکومیت آدمی می دهند که یک قاشق نقره دزدیده چون از گرسنگی و فقر ویران بوده..
اما اگر بحث دربار و از دست دادن یا به دست آوردن منصب یا سمت وزارتی مطرح باشد همین آدم های شریف محفل نشین و آقا زاده درست همان جنایت هایی را می کنند که ضرورت نان شب همان محکومان فقیر را به ارتکاب آنها واداشته البته در مقیاس وسیع تر و وحشتناک تر..
#سرخ_و_سیاه
#استاندال
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچ کس از آقا زاده ها و محفل نشین ها صبح با این فکر رنج آور از خواب پا نمی شود که شب چه بخورم؟ همه شان هم لاف درستکاری می زنند . عضو هیئت منصفه هم که بشوند با سربلندی رای به محکومیت آدمی می دهند که یک قاشق نقره دزدیده چون از گرسنگی و فقر ویران بوده..
اما اگر بحث دربار و از دست دادن یا به دست آوردن منصب یا سمت وزارتی مطرح باشد همین آدم های شریف محفل نشین و آقا زاده درست همان جنایت هایی را می کنند که ضرورت نان شب همان محکومان فقیر را به ارتکاب آنها واداشته البته در مقیاس وسیع تر و وحشتناک تر..
#سرخ_و_سیاه
#استاندال
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازدواج اگر دوام بیاورد ، پوست زن شروع می کند به کلفت شدن . ظاهرا حساس و لطیف است ولی کلفت شده است . این زن نه غش می کند ، نه بیهوش می شود ، نه شب و روز غصه می خورد ، نه زمین را چنگ می زند . نه شبها گرسنه می خوابد ، نه می خواهد خون دخترهای قلمی را بریزد .
#پرنده_من
#فریبا_وفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازدواج اگر دوام بیاورد ، پوست زن شروع می کند به کلفت شدن . ظاهرا حساس و لطیف است ولی کلفت شده است . این زن نه غش می کند ، نه بیهوش می شود ، نه شب و روز غصه می خورد ، نه زمین را چنگ می زند . نه شبها گرسنه می خوابد ، نه می خواهد خون دخترهای قلمی را بریزد .
#پرنده_من
#فریبا_وفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حالا باز بگویید انگلیس ها این آش را برای ما پختند . ببینید من هم قبول دارم که هیچ آدم منصفی با مختصر سواد تاریخی ، منکر نقش انگلیسی ها نمی تواند باشد ، ....اما انگلیسی ها هم وقتی بخواهند اعمال نفوذ بکنند حداقل در معامله با #آدم_باشعور ، مجبورند یک چیزی بیشتر بدهند و یک کمی کمتر ببرند .
نقش و تآثیر اصلی مال خودمان است
#جامعه_شناسی_خودمانی
#حسن_نراقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حالا باز بگویید انگلیس ها این آش را برای ما پختند . ببینید من هم قبول دارم که هیچ آدم منصفی با مختصر سواد تاریخی ، منکر نقش انگلیسی ها نمی تواند باشد ، ....اما انگلیسی ها هم وقتی بخواهند اعمال نفوذ بکنند حداقل در معامله با #آدم_باشعور ، مجبورند یک چیزی بیشتر بدهند و یک کمی کمتر ببرند .
نقش و تآثیر اصلی مال خودمان است
#جامعه_شناسی_خودمانی
#حسن_نراقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روزی خواجه ای در ميان گروهی از عوام اندر فوايد سحر خيزی سخن می راند كه اي مردم !
همانند من كه همواره صبح زود از خواب بر مي خيزم عمل كنيد كه فوايد بسياری بر آن است
بهلول كه در آن جمع بود گفت :
اي خواجه ! تو از خواب بر نمی خيزی ، از رختخواب بر مي خيزی !
و ميان اين دو تفاوت از زمين است تا آسمان !
#حكمت_تائو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روزی خواجه ای در ميان گروهی از عوام اندر فوايد سحر خيزی سخن می راند كه اي مردم !
همانند من كه همواره صبح زود از خواب بر مي خيزم عمل كنيد كه فوايد بسياری بر آن است
بهلول كه در آن جمع بود گفت :
اي خواجه ! تو از خواب بر نمی خيزی ، از رختخواب بر مي خيزی !
و ميان اين دو تفاوت از زمين است تا آسمان !
#حكمت_تائو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز.
شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته. پدر را گفتم: از اینان یکی سر برنمی دارد که دوگانه ای بگذارد. چنان خواب غفلت برده اند که گوئی مرده اند.
گفت: جان پدر تو نیز اگر بخفتی به که در پوستین خلق افتی!
#گلستان
#سعدی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز.
شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته. پدر را گفتم: از اینان یکی سر برنمی دارد که دوگانه ای بگذارد. چنان خواب غفلت برده اند که گوئی مرده اند.
گفت: جان پدر تو نیز اگر بخفتی به که در پوستین خلق افتی!
#گلستان
#سعدی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این ضرب المثل انگلیسی را که می دانید«سوال نکن تا به تو دروغ نگویند» برای من لذتی ندارد که مردم را به این شکل تحقیر کنم ولی هنگامی که آنان علت فلج شدنم را می پرسند لازم است به طریقی پاسخشان دهم به علاوه اینکه انسان ناگزیر از دروغ گفتن است باید داستان جالبی هم اختراع کند.
#خرمگس
#اتل_لیلیان_وینیچ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این ضرب المثل انگلیسی را که می دانید«سوال نکن تا به تو دروغ نگویند» برای من لذتی ندارد که مردم را به این شکل تحقیر کنم ولی هنگامی که آنان علت فلج شدنم را می پرسند لازم است به طریقی پاسخشان دهم به علاوه اینکه انسان ناگزیر از دروغ گفتن است باید داستان جالبی هم اختراع کند.
#خرمگس
#اتل_لیلیان_وینیچ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقت آزاد عنصری کلیدی در بیماری حاد روانی است.
#ریگ_روان
#استیو_تولتز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقت آزاد عنصری کلیدی در بیماری حاد روانی است.
#ریگ_روان
#استیو_تولتز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برترین خرد آن است که لذت بردن از زمان اکنون را والاترین هدف زندگی قراردهیم ، زیرا این تنها واقعیتی ست که وجود دارد ومابقی چیزی نیست جز بازی های فکر.
ولی میشود آنرا بزرگ ترین بیخردی هم نامید زیرا آنچه تنها برای یک لحظه هست وبعد همچون رویایی ناپدید میشود ، هرگز به کوششی جانفرسا نمیارزد.
#درمان_شوپنهاور
#اروین_د_یالوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برترین خرد آن است که لذت بردن از زمان اکنون را والاترین هدف زندگی قراردهیم ، زیرا این تنها واقعیتی ست که وجود دارد ومابقی چیزی نیست جز بازی های فکر.
ولی میشود آنرا بزرگ ترین بیخردی هم نامید زیرا آنچه تنها برای یک لحظه هست وبعد همچون رویایی ناپدید میشود ، هرگز به کوششی جانفرسا نمیارزد.
#درمان_شوپنهاور
#اروین_د_یالوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#متون_کهن
و حسنک قریبِ هفت سال بر دار بماند چنان که پایهاش همه فرو تراشید و خشک شد، چنان که اثری نماند. تا به دستوری فرود گرفتند و دفن کردند چنان که کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست. و مادر حسنک زنی بود سخت جگر، او را چنان شنودم که دو سه ماه این حدیث پنهان داشتند، چون بشنید جزعی نکرد چنان که زنان کنند، بلکه بگریست به درد چنان که حاضران از درد او خون گریستند .
پس گفت: بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان و ماتم پسر سخت نیکو بداشت، و هر خردمند که این بشنید بپسندید، و جای آن بود...
و یکی از شعرای نشابور این مرثیه بگفت اندر وی، و بدین جای یاد کرده شد:
ببرید سرش را که سران را سر بود
آرایش دهر و ملک را افسر بود
گر قرمطی و جهود و یا کافر بود
از تخت به دار بر شدن مُنکَر بود
#تاریخ_بیهقی
#ابوالفضل_بیهقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#متون_کهن
و حسنک قریبِ هفت سال بر دار بماند چنان که پایهاش همه فرو تراشید و خشک شد، چنان که اثری نماند. تا به دستوری فرود گرفتند و دفن کردند چنان که کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست. و مادر حسنک زنی بود سخت جگر، او را چنان شنودم که دو سه ماه این حدیث پنهان داشتند، چون بشنید جزعی نکرد چنان که زنان کنند، بلکه بگریست به درد چنان که حاضران از درد او خون گریستند .
پس گفت: بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان و ماتم پسر سخت نیکو بداشت، و هر خردمند که این بشنید بپسندید، و جای آن بود...
و یکی از شعرای نشابور این مرثیه بگفت اندر وی، و بدین جای یاد کرده شد:
ببرید سرش را که سران را سر بود
آرایش دهر و ملک را افسر بود
گر قرمطی و جهود و یا کافر بود
از تخت به دار بر شدن مُنکَر بود
#تاریخ_بیهقی
#ابوالفضل_بیهقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️ #متون_کهن و حسنک قریبِ هفت سال بر دار بماند چنان که پایهاش همه فرو تراشید و خشک شد، چنان که اثری نماند. تا به دستوری فرود گرفتند و دفن کردند چنان که کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست. و مادر حسنک زنی بود سخت جگر، او را چنان…
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شناسنامه
نام کامل حسن بن محمد میکالی
معروف به حسنک وزیر
تاریخ مرگ ۱۴ فوریه ۱۰۳۲ میلادی
دین اسلام
اطلاعات سیاسی
سمت وزیر
ن ب و
امیر حسنک، از آل میکال از خاندان دیواشتیج شاهزادهٔ سغدی بود. سلطان محمود او را به خاطر دانش و تجربهاش به وزارت حکومت خویش منصوب کرد. حسنک در زمان حیات محمود به حج رفت و در هنگام بازگشت به دلیل ناامنی راهها از مسیر مصر به غزنی برگشت. در مصر خلعت خلیفهٔ فاطمی مصر را که شیعهٔ اسماعیلی بود قبول کرده و در غزنی تسلیم سلطان محمود کرد. خلیفهٔ عباسی، حسنک را در واقع بخاطر قبول خلعت فاطمیان و به خدمت نرسیدن وی ولی در ظاهر و با بهانه کردن قرمطیگری ساختگی او از محمود خواست وی را تسلیم کند. سلطان محمود که به وزیرش اعتماد داشت و مطمئن بود که وی قرمطی نیست به خواست خلیفه جواب رد داد. ابوالفضل بیهقی میگوید که سلطان محمود نسبت به پافشاری خلیفه بر اعدام حسنک محمود به خشم آمد و گفت: «به این خلیفهٔ خرف شده بباید نبشت که من از بهر عباسیان انگشت در کردهام در همهٔ جهان و قرمطی میجویم و آنچه یافته آید و درست گردد بردار میکشند، و اگر مرا درست شدی که حسنک قرمطی است خبر به امیرالمؤمنین رسیدی که در باب وی چه رفتی. وی را من پروردهام و با فرزندان و برادران من برابر است. اگر وی قرمطی است من هم قرمطی باشم!»
پس از مرگ محمود غزنوی، حسنک وزیر از جمله کسانی بود که در به سلطنت رساندن محمد پسر محمود و برادر مسعود تلاش فراوان کرد. زمانی که محمد شکست خورد و مسعود غزنوی زمام امور را در دست گرفت، قرمطیگری وزیر پدرش را بهانه گرفته و به درخواست خلیفهٔ بغداد و با پافشاری بوسهل زوزنی، او را به دار آویخت. صحنه به دار آویختن حسنک که در تاریخ بیهقی آمده است بی شک یکی از شاهکارهای نثر قرن ۵ فارسی است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شناسنامه
نام کامل حسن بن محمد میکالی
معروف به حسنک وزیر
تاریخ مرگ ۱۴ فوریه ۱۰۳۲ میلادی
دین اسلام
اطلاعات سیاسی
سمت وزیر
ن ب و
امیر حسنک، از آل میکال از خاندان دیواشتیج شاهزادهٔ سغدی بود. سلطان محمود او را به خاطر دانش و تجربهاش به وزارت حکومت خویش منصوب کرد. حسنک در زمان حیات محمود به حج رفت و در هنگام بازگشت به دلیل ناامنی راهها از مسیر مصر به غزنی برگشت. در مصر خلعت خلیفهٔ فاطمی مصر را که شیعهٔ اسماعیلی بود قبول کرده و در غزنی تسلیم سلطان محمود کرد. خلیفهٔ عباسی، حسنک را در واقع بخاطر قبول خلعت فاطمیان و به خدمت نرسیدن وی ولی در ظاهر و با بهانه کردن قرمطیگری ساختگی او از محمود خواست وی را تسلیم کند. سلطان محمود که به وزیرش اعتماد داشت و مطمئن بود که وی قرمطی نیست به خواست خلیفه جواب رد داد. ابوالفضل بیهقی میگوید که سلطان محمود نسبت به پافشاری خلیفه بر اعدام حسنک محمود به خشم آمد و گفت: «به این خلیفهٔ خرف شده بباید نبشت که من از بهر عباسیان انگشت در کردهام در همهٔ جهان و قرمطی میجویم و آنچه یافته آید و درست گردد بردار میکشند، و اگر مرا درست شدی که حسنک قرمطی است خبر به امیرالمؤمنین رسیدی که در باب وی چه رفتی. وی را من پروردهام و با فرزندان و برادران من برابر است. اگر وی قرمطی است من هم قرمطی باشم!»
پس از مرگ محمود غزنوی، حسنک وزیر از جمله کسانی بود که در به سلطنت رساندن محمد پسر محمود و برادر مسعود تلاش فراوان کرد. زمانی که محمد شکست خورد و مسعود غزنوی زمام امور را در دست گرفت، قرمطیگری وزیر پدرش را بهانه گرفته و به درخواست خلیفهٔ بغداد و با پافشاری بوسهل زوزنی، او را به دار آویخت. صحنه به دار آویختن حسنک که در تاریخ بیهقی آمده است بی شک یکی از شاهکارهای نثر قرن ۵ فارسی است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#تاریخ_معاصر
حجاب چگونه اجباری شد؟
آیتالله منتظری میگفت: «زنها برای مردهای بیرون خود را آرایش میکنند اما در منزل، لباسهای پاره... میپوشند.»
علیمحمد بشارتی از سوی آیتالله خمینی رفته بود تا نقدهای آیتالله گلپایگانی به امور کشور را بشنود. وقتی آیتالله انتقادهایش را گفت و بشارتی برخی را توضیح داد از آیتالله خواست اجازه دهد او در مورد وضعیت پیش از انقلاب توضیح دهد. آنچه بشارتی به آقای گلپایگانی گفت یکی ماجرای سفر آدامو هنرمند غربی به تهران در سال53 بود. بشارتی گفت که وقتی آدامو به تهران آمد روزنامهها از استقبال هزاران دختر و پسر ايراني در فرودگاه مهرآباد تيتر زدند. بشارتی به آیتالله گفت آدامو در مصاحبهاش گفته استقبال روی او خیلی تاثیر گذاشته و وقتی از او پرسیدند چه اتفاقی برای او جالبتر بود؟ گفت: «بین انبوه دختران و پسران جوانی که کاغذ و قلم دستشان بود تا من برای آنها امضای یادگاری بکنم، دخترخانم جوانی جلو آمد و سینهاش را بیرون آورد و گفت اینجا را امضا کن.» بشارتی: «تا این مطلب را گفتم اشک از چشمان آیتاللهالعظمی گلپایگانی سرازیر شد بهطوریکه محاسن ایشان خیس شد.»
یکی از ناراحتیهای عمیق روحانیون و افراد دیندار از دوران پهلوی وضعیت حجاب بود. پس از پیروزی انقلاب یکی از در دسترسترین تغییرات که میتوانست خیلی به چشم بیاید حجاب بود. این تغییر میتوانست بخشی از روحانیون و افراد متدین را راضی نگه دارد.
هرچند پس از پیروزی انقلاب بسیاری از خانمها و دختران خود حجاب را انتخاب کرده بودند اما برخی نیز بهویژه در ادارات مخالف سرسخت حجاب اجباری بودند.
اردیبهشت58 اینبار پایتخت شاهد راهپیمایی زنان باحجاب در دفاع از حجاب بود. 7تیر58 امام درباره حجاب سخن گفت: «اسلام نمیگذارد که لخت بروند توی این دریاها شنا کنند. پوستشان را میکند! با زنها لخت بروند آنجا، و بعد زنها لخت بیایند توی شهرها! مثل کارهایی که در زمان طاغوت میشد... مازندرانیها میگذارند یا رشتیها میگذارند که باز کنار دریاشان مثل آنوقت باشد؟» (صحيفه امام، ج8، ص338،339)
یکسال بعد وقتی امام 6تیر59 از وضعیت طاغوتی ادارات گفت، موضوع حجاب اجباری دوباره بحث داغ کشور شد. سه روز پس از سخنان امام ریشهری(رييس دادگاه انقلاب ارتش) با اشاره به سخنان امام اعلام کرد: «بعموم فرماندهان یگانها و روسای سازمانهای نظامی و انتظامی ابلاغ میشود که از ورود آن دسته از پرسنل زن که پوشش اسلامی ندارند به اماکن نظامی و سرویسهای رفتوآمد جلوگیری بهعمل آورند.»
حسن روحانی كه مدتي پس از انقلاب براي ساماندهي كارها به ارتش رفته بود در خاطراتش مي گويد قاطعانه با مخالفت برخی زنان در ارتش برخورد کرده و دستور داده هیچکس را بیحجاب راه ندهند.
14تیر59 کیهان سخنان آیتالله منتظری درباره حجاب را منتشر کرد: «متاسفانه حالا زنها برای مردهای بیرون خود را آرایش میکنند اما در منزل لباسهای پاره و مثلا لباس آشپزخانه را میپوشند و شوهر او را فقط مثل یک آشپز میبیند... زنها برای اینکه بفهمانند این معنی را که ما بازیچه و ملعبه جوانها نیستیم انتظار از آنها میرود که مساله حجاب را رعایت کنند.»
ادارات یکبهیک بخشنامهي الزامیشدن حجاب صادر میکردند. آیتالله قدوسی دادستان کل نیز اعلام کرد: «بانوی کارمندی بدون پوشش اسلامی در محل کار حضور یابد بلادرنگ حقوق و مزایای او قطع خواهد شد.»
در برخی شهرها از جمله شیراز و تبریز بازاریها اعلام کردند از ورود زنان بدحجاب به بازار جلوگیر میشوند. نیمهي تیر59 زنان مخالف حجاب اجباری با پوشیدن لباس سياه تجمعی اعتراضی مقابل نخستوزیری داشتند و در مقابل آنها زنان طرفدار حجاب نیز تجمع کردند. در روزهای بعد با مقابله زنان طرفدار حجاب و برخی دستگیریها تجمعهای اعتراضی خاتمه یافت اما همچنان برخی از مخالفان با لباس سیاه در ادارات حاضر شدند.
20 تیر حجتالاسلام خامنهای امام جمعه تهران گفت: «شما دروغگو و ضدانقلاب هستید چون لباس سیاه علامت عزاداری آزادی را نشان میدهد. میخواهید بگوئید در این مملکت آزادی نیست شما مگر در ایران زندگی نکردهاید؟ موقعی که مردم ایران در اختناق به سر میبردند و زیر دست و پای جلادان دست و پا میزدند شما آن روزها کجا بودید و چرا لباس سیاه نپوشیدید که امروز که تازه این ملت میخواهد آزادی را تجربه کند. سالیان سال بود که ملت از آزادی خبر نداشت دلیل آزادی امروز این است که به شما ضدانقلابیون اجازه دادند تظاهرات کنید.»
- سخنان بشارتي از كتاب «عبور ازشط شب» نقل شده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#تاریخ_معاصر
حجاب چگونه اجباری شد؟
آیتالله منتظری میگفت: «زنها برای مردهای بیرون خود را آرایش میکنند اما در منزل، لباسهای پاره... میپوشند.»
علیمحمد بشارتی از سوی آیتالله خمینی رفته بود تا نقدهای آیتالله گلپایگانی به امور کشور را بشنود. وقتی آیتالله انتقادهایش را گفت و بشارتی برخی را توضیح داد از آیتالله خواست اجازه دهد او در مورد وضعیت پیش از انقلاب توضیح دهد. آنچه بشارتی به آقای گلپایگانی گفت یکی ماجرای سفر آدامو هنرمند غربی به تهران در سال53 بود. بشارتی گفت که وقتی آدامو به تهران آمد روزنامهها از استقبال هزاران دختر و پسر ايراني در فرودگاه مهرآباد تيتر زدند. بشارتی به آیتالله گفت آدامو در مصاحبهاش گفته استقبال روی او خیلی تاثیر گذاشته و وقتی از او پرسیدند چه اتفاقی برای او جالبتر بود؟ گفت: «بین انبوه دختران و پسران جوانی که کاغذ و قلم دستشان بود تا من برای آنها امضای یادگاری بکنم، دخترخانم جوانی جلو آمد و سینهاش را بیرون آورد و گفت اینجا را امضا کن.» بشارتی: «تا این مطلب را گفتم اشک از چشمان آیتاللهالعظمی گلپایگانی سرازیر شد بهطوریکه محاسن ایشان خیس شد.»
یکی از ناراحتیهای عمیق روحانیون و افراد دیندار از دوران پهلوی وضعیت حجاب بود. پس از پیروزی انقلاب یکی از در دسترسترین تغییرات که میتوانست خیلی به چشم بیاید حجاب بود. این تغییر میتوانست بخشی از روحانیون و افراد متدین را راضی نگه دارد.
هرچند پس از پیروزی انقلاب بسیاری از خانمها و دختران خود حجاب را انتخاب کرده بودند اما برخی نیز بهویژه در ادارات مخالف سرسخت حجاب اجباری بودند.
اردیبهشت58 اینبار پایتخت شاهد راهپیمایی زنان باحجاب در دفاع از حجاب بود. 7تیر58 امام درباره حجاب سخن گفت: «اسلام نمیگذارد که لخت بروند توی این دریاها شنا کنند. پوستشان را میکند! با زنها لخت بروند آنجا، و بعد زنها لخت بیایند توی شهرها! مثل کارهایی که در زمان طاغوت میشد... مازندرانیها میگذارند یا رشتیها میگذارند که باز کنار دریاشان مثل آنوقت باشد؟» (صحيفه امام، ج8، ص338،339)
یکسال بعد وقتی امام 6تیر59 از وضعیت طاغوتی ادارات گفت، موضوع حجاب اجباری دوباره بحث داغ کشور شد. سه روز پس از سخنان امام ریشهری(رييس دادگاه انقلاب ارتش) با اشاره به سخنان امام اعلام کرد: «بعموم فرماندهان یگانها و روسای سازمانهای نظامی و انتظامی ابلاغ میشود که از ورود آن دسته از پرسنل زن که پوشش اسلامی ندارند به اماکن نظامی و سرویسهای رفتوآمد جلوگیری بهعمل آورند.»
حسن روحانی كه مدتي پس از انقلاب براي ساماندهي كارها به ارتش رفته بود در خاطراتش مي گويد قاطعانه با مخالفت برخی زنان در ارتش برخورد کرده و دستور داده هیچکس را بیحجاب راه ندهند.
14تیر59 کیهان سخنان آیتالله منتظری درباره حجاب را منتشر کرد: «متاسفانه حالا زنها برای مردهای بیرون خود را آرایش میکنند اما در منزل لباسهای پاره و مثلا لباس آشپزخانه را میپوشند و شوهر او را فقط مثل یک آشپز میبیند... زنها برای اینکه بفهمانند این معنی را که ما بازیچه و ملعبه جوانها نیستیم انتظار از آنها میرود که مساله حجاب را رعایت کنند.»
ادارات یکبهیک بخشنامهي الزامیشدن حجاب صادر میکردند. آیتالله قدوسی دادستان کل نیز اعلام کرد: «بانوی کارمندی بدون پوشش اسلامی در محل کار حضور یابد بلادرنگ حقوق و مزایای او قطع خواهد شد.»
در برخی شهرها از جمله شیراز و تبریز بازاریها اعلام کردند از ورود زنان بدحجاب به بازار جلوگیر میشوند. نیمهي تیر59 زنان مخالف حجاب اجباری با پوشیدن لباس سياه تجمعی اعتراضی مقابل نخستوزیری داشتند و در مقابل آنها زنان طرفدار حجاب نیز تجمع کردند. در روزهای بعد با مقابله زنان طرفدار حجاب و برخی دستگیریها تجمعهای اعتراضی خاتمه یافت اما همچنان برخی از مخالفان با لباس سیاه در ادارات حاضر شدند.
20 تیر حجتالاسلام خامنهای امام جمعه تهران گفت: «شما دروغگو و ضدانقلاب هستید چون لباس سیاه علامت عزاداری آزادی را نشان میدهد. میخواهید بگوئید در این مملکت آزادی نیست شما مگر در ایران زندگی نکردهاید؟ موقعی که مردم ایران در اختناق به سر میبردند و زیر دست و پای جلادان دست و پا میزدند شما آن روزها کجا بودید و چرا لباس سیاه نپوشیدید که امروز که تازه این ملت میخواهد آزادی را تجربه کند. سالیان سال بود که ملت از آزادی خبر نداشت دلیل آزادی امروز این است که به شما ضدانقلابیون اجازه دادند تظاهرات کنید.»
- سخنان بشارتي از كتاب «عبور ازشط شب» نقل شده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چه قدر باید بگذرد تا آدمی
بوی تن کسی را که دوست داشته
از یاد ببرد ؟ و چه قدر باید بگذرد
تا بتوان
دیگر او را دوست نداشت؟
من او را دوست داشتم
#آنا_گاوالدا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چه قدر باید بگذرد تا آدمی
بوی تن کسی را که دوست داشته
از یاد ببرد ؟ و چه قدر باید بگذرد
تا بتوان
دیگر او را دوست نداشت؟
من او را دوست داشتم
#آنا_گاوالدا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من مکان و فضا را بر اساس سویه ی بیرونی آن نمی بینم . من درون آن جای دارم و در آن زندگی می کنم . من در آن غوطه ور می شوم ؛ یعنی جهان گرداگردم وجود دارد نه در برابرم یا پیش رویم.
#موریس_مرلوپونتی
#چشم_و_روح
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من مکان و فضا را بر اساس سویه ی بیرونی آن نمی بینم . من درون آن جای دارم و در آن زندگی می کنم . من در آن غوطه ور می شوم ؛ یعنی جهان گرداگردم وجود دارد نه در برابرم یا پیش رویم.
#موریس_مرلوپونتی
#چشم_و_روح
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️