کانال پروازفکرواندیشه
@flith
✍️✍️علی مرادی مراغه ای
چرا ساعتها بحث می کنیم که چقدر اهل دانش و آگاهی هستیم اثبات میزان دانش و فضل تک تک ما خیلی ساده است تنها کافی است در نظر بگیریم که چند درصد مساحت خانه تان را کتابخانه یا کتابهایمان تشکیل میدهد!مطالعه در گروههای تلگرام و چتهای آن نمی تواند جای کتاب را بگیرد اینها تنها به به عنوان آغاز مطالعه و نقطه عزیمت باید باشد نه کل مطالعه ما. چون مطالعه اصلی باید باعث فکر کردن ما و باعث شک کردن ما بشود!.
هر سال جدید که نزدیک می شود بلافاصله دست بکار میشویم اول لباسهایمان را نو می کنیم بعد به وسایل خانه و دکوراسیون حتی اگر وسع مان برسد ماشین غیره...میخواهیم کل دنیا را تغییر بدهیم اما به خودمان اصلا دست نمی زنیم از لباس چند ماه پیش خسته شده ایم اما از افکار و باورهای غلط مان که عمری با ماست خسته نمی شویم! کل اسباب خانه و دور و برمان را تغیر می دهیم بازهم سیر نمی شویم دوباره تغییر میدهیم دوباره هزینه می کنیم بجای این همه هزینه و وقت صرف کردن و تلاش کردن، یکبار بر گردیم به خودمان و خودمان را تغییر دهیم آنوقت، خواهید دید که کل دنیا و اطرافتان بصورت اعجاب انگیزی تغییر یافته است!.
اگر به خودتان جرات دادید یک نگاهی به دکوراسیون ذهنتان بیندازید ببینید سالهاست صدها افکار خرافی و پوچ رفته در کنج ذهن تان اطراق کرده چقدر کج و معوج هستند انگار اصلا خودتان در بوجود آمدن آنها هیچ سهمی ندارید گویی از عهد بوق هرچه دیگران، رسومات غلط، گذشته در آن تلنبار کرده همچنان پذیرفته اید و این همه بار بی مصرف را با خود حمل می کنید نه تنها حمل می کنید بلکه ببخشید افسار خود را داده اید بدست آنها که شما را به هر کجا که میخواهند میبرند!
از دست آنها چگونه میتوان خلاص شد؟ خیلی ساده است کافی است کمی، کمتر حرف بزنید و یک خرده کتاب بخوانید راستی شما که تحصیلکرده و قشر باسواد جامعه هستید آخرین روزنامه یا کتابی که خوانده اید کی بوده است؟ یا اصلا آخرین کتابی که خریده اید چه تاریخی بوده؟ اصلا یادتان می آید؟یا آخرین کتابی که برای بچه تان گرفته اید کی بوده است...؟ بگذارید به جای شما من جواب دهم البته من علم غیب ندارم اما می دانم که یادتان نمی آید چون اگر آخرین کتابی که خریدید یادتان می آمد در آنصورت، تیراژ کتاب کشور عزیزمان که به یکصد نسخه نمی رسید! اگر آخرین کتابی که خریده بودید یادتان می آمد در آنصورت شاهد انقراض آخرین دایناسور ببخشید، بسته شدن آخرین کتابفروشی باقی مانده شهرتان که نمی شدید صبح که از خانه می زنید بیرون می بینید تنها کتابفروشی شهرتان را که بیش از 50سال دوام آورده و خم به ابرو نیاورده بود تخلیه می کنند کتابهای زبان بسته را بدون سوا کردن بصورت قرو قاطی اعم از فلسفی، تاریخی، شاهکارهای ادبی...همه را داخل گونی می چپانند قراردادهای اجتماعی بیچاره روسو با مکانیک کوانتوم و سایه ظلمت مرحوم کارو با لویاتان اثر توماس هابز مثل کاه در یک گونی تپانده میشوند!. یک روز بعد می بینی که همان محل شده پیتزا فروشی! و دو تا دانشجوی دختر و پسر شیک و پیک به قول مولوی(همچو گور کافران پر دود و نار *** وز برون بر بسته صد نقش و نگار) نشسته اند با همدیگر اختلاط فکری می کنند در حالیکه همین محل که تا دیروز کتابفروشی بوده گویی محل مناسبی برای این اختلاط مثلا فکری نبوده است! ...
آری داشتم می گفتم با خواندن، خیلی راحت عوض میشوید تازه میشوید تازه اینکه چیزی نیست نه تنها خودتان تازه میشوید بلکه دور و برتان حتی کشورتان هم عوض میشود من قول می دهم اگر در سال، کمی کتاب تاریخ، فلسفه، ادبیات... خلاصه به هرچه علاقه دارید بخوانید یک شخص تازه ای میشوید من تضمین میدهم و گردنم هم از مو باریکتر است که اگر چند جلد رمان بخوانید تحول در خودتان را خواهید دید اگر رمان بخوانید افق دیدتان وسیع تر و گسترده تر میشود اگر در سال، نه پنجاه تا رمان نه سی تا حتی نه ده تا بلکه تنها پنج تا رمان مثل جنگ و صلح تولستوی، ژان کریستف رومن رولان یا نان و شراب سیلونه را بخوانید سال تمام نشده کاملا آدم دیگری می شوید یا اصلا چرا راه دوری می روید اگر انتخاب کتاب خوب و تشخیص آنها مشکل است بهتر است اصلا پنج کتاب از ترجمه های مرحوم محمد قاضی را بخوانید کفاف می دهد!.
مطلب آخر اینکه، لازم نیست کار زیادی انجام بدید چون جمعیت کره زمین خیلی زیاد است و هر روز کارهای انبوهی در جهان صورت می گیرد بلکه فقط لازم است هر کاری که بلدی و می خواهی انجامش دهی به بهترین نحو انجام ده در آنصورت هم خودمان و هم دور و برمان عوض می شود به همین سادگی!.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
✍️✍️علی مرادی مراغه ای
چرا ساعتها بحث می کنیم که چقدر اهل دانش و آگاهی هستیم اثبات میزان دانش و فضل تک تک ما خیلی ساده است تنها کافی است در نظر بگیریم که چند درصد مساحت خانه تان را کتابخانه یا کتابهایمان تشکیل میدهد!مطالعه در گروههای تلگرام و چتهای آن نمی تواند جای کتاب را بگیرد اینها تنها به به عنوان آغاز مطالعه و نقطه عزیمت باید باشد نه کل مطالعه ما. چون مطالعه اصلی باید باعث فکر کردن ما و باعث شک کردن ما بشود!.
هر سال جدید که نزدیک می شود بلافاصله دست بکار میشویم اول لباسهایمان را نو می کنیم بعد به وسایل خانه و دکوراسیون حتی اگر وسع مان برسد ماشین غیره...میخواهیم کل دنیا را تغییر بدهیم اما به خودمان اصلا دست نمی زنیم از لباس چند ماه پیش خسته شده ایم اما از افکار و باورهای غلط مان که عمری با ماست خسته نمی شویم! کل اسباب خانه و دور و برمان را تغیر می دهیم بازهم سیر نمی شویم دوباره تغییر میدهیم دوباره هزینه می کنیم بجای این همه هزینه و وقت صرف کردن و تلاش کردن، یکبار بر گردیم به خودمان و خودمان را تغییر دهیم آنوقت، خواهید دید که کل دنیا و اطرافتان بصورت اعجاب انگیزی تغییر یافته است!.
اگر به خودتان جرات دادید یک نگاهی به دکوراسیون ذهنتان بیندازید ببینید سالهاست صدها افکار خرافی و پوچ رفته در کنج ذهن تان اطراق کرده چقدر کج و معوج هستند انگار اصلا خودتان در بوجود آمدن آنها هیچ سهمی ندارید گویی از عهد بوق هرچه دیگران، رسومات غلط، گذشته در آن تلنبار کرده همچنان پذیرفته اید و این همه بار بی مصرف را با خود حمل می کنید نه تنها حمل می کنید بلکه ببخشید افسار خود را داده اید بدست آنها که شما را به هر کجا که میخواهند میبرند!
از دست آنها چگونه میتوان خلاص شد؟ خیلی ساده است کافی است کمی، کمتر حرف بزنید و یک خرده کتاب بخوانید راستی شما که تحصیلکرده و قشر باسواد جامعه هستید آخرین روزنامه یا کتابی که خوانده اید کی بوده است؟ یا اصلا آخرین کتابی که خریده اید چه تاریخی بوده؟ اصلا یادتان می آید؟یا آخرین کتابی که برای بچه تان گرفته اید کی بوده است...؟ بگذارید به جای شما من جواب دهم البته من علم غیب ندارم اما می دانم که یادتان نمی آید چون اگر آخرین کتابی که خریدید یادتان می آمد در آنصورت، تیراژ کتاب کشور عزیزمان که به یکصد نسخه نمی رسید! اگر آخرین کتابی که خریده بودید یادتان می آمد در آنصورت شاهد انقراض آخرین دایناسور ببخشید، بسته شدن آخرین کتابفروشی باقی مانده شهرتان که نمی شدید صبح که از خانه می زنید بیرون می بینید تنها کتابفروشی شهرتان را که بیش از 50سال دوام آورده و خم به ابرو نیاورده بود تخلیه می کنند کتابهای زبان بسته را بدون سوا کردن بصورت قرو قاطی اعم از فلسفی، تاریخی، شاهکارهای ادبی...همه را داخل گونی می چپانند قراردادهای اجتماعی بیچاره روسو با مکانیک کوانتوم و سایه ظلمت مرحوم کارو با لویاتان اثر توماس هابز مثل کاه در یک گونی تپانده میشوند!. یک روز بعد می بینی که همان محل شده پیتزا فروشی! و دو تا دانشجوی دختر و پسر شیک و پیک به قول مولوی(همچو گور کافران پر دود و نار *** وز برون بر بسته صد نقش و نگار) نشسته اند با همدیگر اختلاط فکری می کنند در حالیکه همین محل که تا دیروز کتابفروشی بوده گویی محل مناسبی برای این اختلاط مثلا فکری نبوده است! ...
آری داشتم می گفتم با خواندن، خیلی راحت عوض میشوید تازه میشوید تازه اینکه چیزی نیست نه تنها خودتان تازه میشوید بلکه دور و برتان حتی کشورتان هم عوض میشود من قول می دهم اگر در سال، کمی کتاب تاریخ، فلسفه، ادبیات... خلاصه به هرچه علاقه دارید بخوانید یک شخص تازه ای میشوید من تضمین میدهم و گردنم هم از مو باریکتر است که اگر چند جلد رمان بخوانید تحول در خودتان را خواهید دید اگر رمان بخوانید افق دیدتان وسیع تر و گسترده تر میشود اگر در سال، نه پنجاه تا رمان نه سی تا حتی نه ده تا بلکه تنها پنج تا رمان مثل جنگ و صلح تولستوی، ژان کریستف رومن رولان یا نان و شراب سیلونه را بخوانید سال تمام نشده کاملا آدم دیگری می شوید یا اصلا چرا راه دوری می روید اگر انتخاب کتاب خوب و تشخیص آنها مشکل است بهتر است اصلا پنج کتاب از ترجمه های مرحوم محمد قاضی را بخوانید کفاف می دهد!.
مطلب آخر اینکه، لازم نیست کار زیادی انجام بدید چون جمعیت کره زمین خیلی زیاد است و هر روز کارهای انبوهی در جهان صورت می گیرد بلکه فقط لازم است هر کاری که بلدی و می خواهی انجامش دهی به بهترین نحو انجام ده در آنصورت هم خودمان و هم دور و برمان عوض می شود به همین سادگی!.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچ کس نمی تواند بدون تجربه اثر هُنری بزرگی بیافریند، و نمی تواند بی درنگ دراین دنیا به جایی برسد، و نمی تواند در اولین کوشش عاشق بزرگی باشد، درفاصله میان شکست اولیه و موفقیتهای بعدی، درشکاف میان کسی که می خواهیم باشیم وکسی که درحال حاضرهستیم حتما درد، اضطراب، حسد وتحقیر وجود دارد. مارنج می کشیم، زیرا نمی توانیم مولفه های رضایت خاطر را به طور خودجوش کسب کنیم.
#تسلی_بخشی_های_فلسفه
#آلن_دوباتن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچ کس نمی تواند بدون تجربه اثر هُنری بزرگی بیافریند، و نمی تواند بی درنگ دراین دنیا به جایی برسد، و نمی تواند در اولین کوشش عاشق بزرگی باشد، درفاصله میان شکست اولیه و موفقیتهای بعدی، درشکاف میان کسی که می خواهیم باشیم وکسی که درحال حاضرهستیم حتما درد، اضطراب، حسد وتحقیر وجود دارد. مارنج می کشیم، زیرا نمی توانیم مولفه های رضایت خاطر را به طور خودجوش کسب کنیم.
#تسلی_بخشی_های_فلسفه
#آلن_دوباتن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در هندوستان پیروان برخی فرقه ها بر روی لانه مورچه های گوشتخوار می نشستند و پاهای خود را در اختیار آرواره های تیز آن حشرات قرار می دادند تا گوشتهایشان را ذره ذره بکند و از تنشان جدا کند تا ایشان به قول خود کفاره گناهانشان را پس بدهند. آری اینان خدای خود را که می توانست رحیم و عادل و مهربان باشد، تا حد یک حشره آدمخوار تنزل داده بودند!
#عشق_نیروی_برتر
#ژوزف_مورفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در هندوستان پیروان برخی فرقه ها بر روی لانه مورچه های گوشتخوار می نشستند و پاهای خود را در اختیار آرواره های تیز آن حشرات قرار می دادند تا گوشتهایشان را ذره ذره بکند و از تنشان جدا کند تا ایشان به قول خود کفاره گناهانشان را پس بدهند. آری اینان خدای خود را که می توانست رحیم و عادل و مهربان باشد، تا حد یک حشره آدمخوار تنزل داده بودند!
#عشق_نیروی_برتر
#ژوزف_مورفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گوتز : خدا نور هدایت به من عنایت کرده است .
ناستی : زمانی که خدا ساکتست ، میتوان هر ادعایی را به او نسبت داد .
#ژان_پل_سارتر
#شیطان_و_خدا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گوتز : خدا نور هدایت به من عنایت کرده است .
ناستی : زمانی که خدا ساکتست ، میتوان هر ادعایی را به او نسبت داد .
#ژان_پل_سارتر
#شیطان_و_خدا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺍﻭﻝ ﮐﺸﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ . ﺿﺮﺑﻪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺗﻮ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﺯﻣﺎﻥ ! ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺭد ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﭼﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺯﺧﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﻟﺘﯿﺎﻡ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ.
#ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ_ﺑﺮﻣﻪ
#جرج_اورول
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺍﻭﻝ ﮐﺸﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ . ﺿﺮﺑﻪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺗﻮ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﺯﻣﺎﻥ ! ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺭد ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﭼﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺯﺧﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﻟﺘﯿﺎﻡ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ.
#ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ_ﺑﺮﻣﻪ
#جرج_اورول
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
امامی که خدا می شود!
یکی از برداشت های ناصحیح و بیگانه از امامت و شؤونات آن، این است که گمان می کنند ،هر چقدر امام را بالا ببرند، فضایل هورقولیایی برایش بتراشند، معجزات دروغین به او نسبت دهند،در صفات خدایی شریک اش کنند، و تا حدی بالا ببرند اش که طبق روایات اختراعی و جعلی هیچ تفاوتی بین امام و خدا نباشد، جز بنده بودن! گویی به امام و دین و خدا و قرآن و اسلام خدمت کرده اند و دل ها را با روایات ضعیف و دروغ و جعلی و خرافی جذب اهلبیت نموده اند!
در صورتی که ارزش یک امام به کارهای خارق العاده و معجزه آسای او نیست،ارزش امامی چون علی در این نیست که در فلان جنگ چند عرب را با خاک یکسان کرده، قاطبه ی مذهبیان رسمی_دولتی گمان می کنند که ارزش یک امام به این است که در روایت آمده است که: جهان را به خاطر تو خلق کردم یا اینکه امام در فلان جنگ هزار نفر را کشته است یا اینکه با جن ها در گیر شده و یا اینکه اختلاف آسمانیان را حل کرده و یا اینکه وقتی در قنداق بوده گلوی اژدهایی را دریده! در صورتی که ارزش یک امام یک الگو و حتی یک انسان نمونه به جهان بینی او به اخلاق او به عدل او به آموزه های او به شاگردان او و به مکتب اخلاقی و انسانی او است و نه به گلو دریدن یک اژدها(البته اگر اژدهایی در کار باشد)و نه به اینکه از روی جبر و خواست خداوند، نتوانسته هیچ گناهی بکند !
این عزیزان چنان در رابطه با امام و امامت غلو می کند تا آنجا که فعل و عمل امام را نوعی وحی دانسته و به هیچ وجه قابل نقد هم نمی دانند! در صورتی که خود علی در نهج البلاغه میگوید من از خطا مصون نیستم و اجازه ی نقد را به اصحابش میدهد و محمد که اصحاب صراحتا نقد اش می کردند !
این عزیزان امام را تا سر حد یک خدا بالا می برند و سپس چون خود را مبلغ یک چنین امامی احساس می کنند، خواسته و یا ناحواسته حرمتی قدیسی برای خود قایل شده و یک چرا در برابر خطابه های شیخ خود را هم بر نمی تابند، میگویند او حرف امام و خدا را می گوید، مخالفت با حرف او که نیست، مخالفت با حرف امام و فرستاده ی خدا است این نقد تو!
یعنی به سبب چنین تفکری، خود و باور های مورد اختلاف حتی در بین خود مشایخ و علماء، نیز تبدیل به بتی مقدس می شود ، و نهایتا می شود آن که شیخ لباسش تقدس دارد ، شیخ از امام و نبی سخن می گوید، بنابر این سخن اش، سخن خداست، کلام اش کلام قرآن و نبی است، زشت است دستش را نبوسیم، زشت است رک و راست و پوس کنده، نقد اش کنیم، زشت است در خواست سند از سخنان جعلی و خرافی اش نماییم! ( البته صراحتا منع نمی کنند اما داستان، داستان همان #دور_باطل است، که ابتدا می گویند تحقیق کن بعد فتوا میدهند که اگر به نتیجه ای که به جز از آن چه من میگویم رسیدی مرتد هستی و قتل ات واجب! بله در شعار نقد آزاد است اما بیا و ببین که شیخ خدا شده و حتی به خدا هم بندگی نمی کند و مخالفت با خود را مخالفت خدا می خواند و مریدانش که آروغش را هم به حکمت و اشاره ای خدایی تفسیر می کنند جلو تر از او مخالف شیخ را ضد دین و همه چیز اعلام می کنند!)خلاصه شیخ حرمت دارد ! حتی بدون لقب نباید صدایش زد !
می بینیم که چگونه از دل یک تفکر غالیانه، چه تقدس ها و چه فاجعه ها و چه جزم اندیشی ها و چه جریان خرافی و چه بت های به ظاهر تر و تمیز و مقدسی بیرون می آید! تراشیده و دقیق و منظم! نور از چهره شان می بارد! تا حدی که نقد علمی اش هم می شود مبارزه با اسلام و توهین به مقدسات و نهایتا ارتداد و نجاست و بی دینی!
#ابوذر_شریعتی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
امامی که خدا می شود!
یکی از برداشت های ناصحیح و بیگانه از امامت و شؤونات آن، این است که گمان می کنند ،هر چقدر امام را بالا ببرند، فضایل هورقولیایی برایش بتراشند، معجزات دروغین به او نسبت دهند،در صفات خدایی شریک اش کنند، و تا حدی بالا ببرند اش که طبق روایات اختراعی و جعلی هیچ تفاوتی بین امام و خدا نباشد، جز بنده بودن! گویی به امام و دین و خدا و قرآن و اسلام خدمت کرده اند و دل ها را با روایات ضعیف و دروغ و جعلی و خرافی جذب اهلبیت نموده اند!
در صورتی که ارزش یک امام به کارهای خارق العاده و معجزه آسای او نیست،ارزش امامی چون علی در این نیست که در فلان جنگ چند عرب را با خاک یکسان کرده، قاطبه ی مذهبیان رسمی_دولتی گمان می کنند که ارزش یک امام به این است که در روایت آمده است که: جهان را به خاطر تو خلق کردم یا اینکه امام در فلان جنگ هزار نفر را کشته است یا اینکه با جن ها در گیر شده و یا اینکه اختلاف آسمانیان را حل کرده و یا اینکه وقتی در قنداق بوده گلوی اژدهایی را دریده! در صورتی که ارزش یک امام یک الگو و حتی یک انسان نمونه به جهان بینی او به اخلاق او به عدل او به آموزه های او به شاگردان او و به مکتب اخلاقی و انسانی او است و نه به گلو دریدن یک اژدها(البته اگر اژدهایی در کار باشد)و نه به اینکه از روی جبر و خواست خداوند، نتوانسته هیچ گناهی بکند !
این عزیزان چنان در رابطه با امام و امامت غلو می کند تا آنجا که فعل و عمل امام را نوعی وحی دانسته و به هیچ وجه قابل نقد هم نمی دانند! در صورتی که خود علی در نهج البلاغه میگوید من از خطا مصون نیستم و اجازه ی نقد را به اصحابش میدهد و محمد که اصحاب صراحتا نقد اش می کردند !
این عزیزان امام را تا سر حد یک خدا بالا می برند و سپس چون خود را مبلغ یک چنین امامی احساس می کنند، خواسته و یا ناحواسته حرمتی قدیسی برای خود قایل شده و یک چرا در برابر خطابه های شیخ خود را هم بر نمی تابند، میگویند او حرف امام و خدا را می گوید، مخالفت با حرف او که نیست، مخالفت با حرف امام و فرستاده ی خدا است این نقد تو!
یعنی به سبب چنین تفکری، خود و باور های مورد اختلاف حتی در بین خود مشایخ و علماء، نیز تبدیل به بتی مقدس می شود ، و نهایتا می شود آن که شیخ لباسش تقدس دارد ، شیخ از امام و نبی سخن می گوید، بنابر این سخن اش، سخن خداست، کلام اش کلام قرآن و نبی است، زشت است دستش را نبوسیم، زشت است رک و راست و پوس کنده، نقد اش کنیم، زشت است در خواست سند از سخنان جعلی و خرافی اش نماییم! ( البته صراحتا منع نمی کنند اما داستان، داستان همان #دور_باطل است، که ابتدا می گویند تحقیق کن بعد فتوا میدهند که اگر به نتیجه ای که به جز از آن چه من میگویم رسیدی مرتد هستی و قتل ات واجب! بله در شعار نقد آزاد است اما بیا و ببین که شیخ خدا شده و حتی به خدا هم بندگی نمی کند و مخالفت با خود را مخالفت خدا می خواند و مریدانش که آروغش را هم به حکمت و اشاره ای خدایی تفسیر می کنند جلو تر از او مخالف شیخ را ضد دین و همه چیز اعلام می کنند!)خلاصه شیخ حرمت دارد ! حتی بدون لقب نباید صدایش زد !
می بینیم که چگونه از دل یک تفکر غالیانه، چه تقدس ها و چه فاجعه ها و چه جزم اندیشی ها و چه جریان خرافی و چه بت های به ظاهر تر و تمیز و مقدسی بیرون می آید! تراشیده و دقیق و منظم! نور از چهره شان می بارد! تا حدی که نقد علمی اش هم می شود مبارزه با اسلام و توهین به مقدسات و نهایتا ارتداد و نجاست و بی دینی!
#ابوذر_شریعتی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هر دوی ما
یک نفر را تنها گذاشتیم،
اول تو مرا
و سپس من
خودم را...!
#ایلهان_برک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هر دوی ما
یک نفر را تنها گذاشتیم،
اول تو مرا
و سپس من
خودم را...!
#ایلهان_برک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی
نفسی برای ماندن
در کنار او نخواهی داشت؛
پس با کسی بمان که
نصف راه را به سمتت دویده باشد...
#عباس_معروفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی
نفسی برای ماندن
در کنار او نخواهی داشت؛
پس با کسی بمان که
نصف راه را به سمتت دویده باشد...
#عباس_معروفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هيچ كس خود را آنگونه كه به راستی هست نمی نماياند. بلكه نقاب خود را بر چهره می زند و نقش خود را بازی می كند.
در حقيقت، مراتبِ اجتماعی ما
چيزی بيش از يك كمدی بی سر و ته
نيست.
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هيچ كس خود را آنگونه كه به راستی هست نمی نماياند. بلكه نقاب خود را بر چهره می زند و نقش خود را بازی می كند.
در حقيقت، مراتبِ اجتماعی ما
چيزی بيش از يك كمدی بی سر و ته
نيست.
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
احساس میکنم از کتاب ها می ترسم . هر وقت خود را در میان کتاب ها می بینم، با صراحت بی رحمانه ای احساس نادانی می کنم. جهل! هیهات! با این جهل ثقیل و انبوه، چگونه می توان زندگی کرد؟ چگونه می توان زندگی را شناخت و توجیه کرد؟ چگونه می توان در سرنوشت آن دخالت داشت
#نون_نوشتن
#محمود_دولت_آبادی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
احساس میکنم از کتاب ها می ترسم . هر وقت خود را در میان کتاب ها می بینم، با صراحت بی رحمانه ای احساس نادانی می کنم. جهل! هیهات! با این جهل ثقیل و انبوه، چگونه می توان زندگی کرد؟ چگونه می توان زندگی را شناخت و توجیه کرد؟ چگونه می توان در سرنوشت آن دخالت داشت
#نون_نوشتن
#محمود_دولت_آبادی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در قصهاي قديمي آمده است كه وقتي حضرت عيسي روي صليب درگذشت، بيدرنگ به دوزخ رفت تا گناهكاران را نجات دهد.
شيطان بسيار ناراحت شد و گفت: «ديگر در اين دنيا كاري ندارم. از حالا به بعد، همهي تبهكارها، خلافكارها، گناهكارها و بيايمانها به بهشت ميروند.»
حضرت عيسي يه شيطان بيچاره نگاه كرد و خنديد: « ناراحت نباش. آنهايي كه خودشان را بسيار با تقوا ميدانند و تمام عمرشان كساني را كه به حرفهاي من عمل نميكنند، محكوم ميكنند، به اينجا ميآيند. چند قرن صبر كن و ميبيني كه دوزخ پر تر از هميشه ميشود.»
#پائولو_کوئیلو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در قصهاي قديمي آمده است كه وقتي حضرت عيسي روي صليب درگذشت، بيدرنگ به دوزخ رفت تا گناهكاران را نجات دهد.
شيطان بسيار ناراحت شد و گفت: «ديگر در اين دنيا كاري ندارم. از حالا به بعد، همهي تبهكارها، خلافكارها، گناهكارها و بيايمانها به بهشت ميروند.»
حضرت عيسي يه شيطان بيچاره نگاه كرد و خنديد: « ناراحت نباش. آنهايي كه خودشان را بسيار با تقوا ميدانند و تمام عمرشان كساني را كه به حرفهاي من عمل نميكنند، محكوم ميكنند، به اينجا ميآيند. چند قرن صبر كن و ميبيني كه دوزخ پر تر از هميشه ميشود.»
#پائولو_کوئیلو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
براى آزادى لازم نيست آسمان و زمين را بخريد،
تنها خودتان را نفروشيد...
#نلسون_ماندلا
(18 جولای، سالروز تولد نلسون ماندلا)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
براى آزادى لازم نيست آسمان و زمين را بخريد،
تنها خودتان را نفروشيد...
#نلسون_ماندلا
(18 جولای، سالروز تولد نلسون ماندلا)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بدن_من_مال_خودمه
رده سنی
#الف ، #ب
این کتاب با زبانی #کودکانه و روان، کودک را برای جلوگیری از #سوءاستفاده های #جنسی اگاه می کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رده سنی
#الف ، #ب
این کتاب با زبانی #کودکانه و روان، کودک را برای جلوگیری از #سوءاستفاده های #جنسی اگاه می کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#استهزای_دین_است_یا_افسوس_دانش_؟
کفارهٔ کسی که با خوردن آب یا با خوردن خاک روزهٔ خود را عمداً باطل کرده، چه تفاوتی با هم دارد؟
۱) «اولی باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و دومی باید برای هر روز به شصت فقیر طعام دهد»
۲) «اولی نیاز به قضای روزه ندارد و دومی باید هم قضا کند و هم کفاره بدهد»
۳) «اولی در انتخاب نوع کفاره آزاد است و دومی باید کفارهٔ جمع بدهد»
۴) «اولی باید دو ماه روزه بگیرد و دومی باید به شصت فقیر اطعام دهد»
اینکه در بالا خواندید، آخرین سؤال از بیست و پنج سؤال زیرعنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» است (شماره ردیف ۷۵) که همین امسال ـ صبح پنجشنبه ۱۵ /۴/ ۹۶ ـ در آزمون عمومی کنکور برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» [آزمون سراسری ورودی دانشگاههای کشور ـ سال ۱۳۹۶] مطرح گردیده است.
و این عبارت از قول «امام خمینی(ره)» بر گوشه سمت راست بالای صفحه اول دفترچه شمارهٔ ۱ مشتمل بر آن سؤالات نقش بسته است:
«اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح میشود.»
ظاهر امر دلالت دارد بر اینکه به نظر طرّاحان این سؤالات، که مدیران و مدبّران نظام آموزشی کشور و متولیان نظارت بر صحّت و سلامت آن نظام میباشند، اصلاح دانشگاه متوقف است بر اینکه دانشآموز پیش از ورود در ساحت مقدس دانشگاه باید با حداقلی از فرهنگ و معارف اسلامی آشنا باشد و این سؤالات نموداری از آن حداقل است.
اینکه گفتم «حداقل»، مبتنی بر این ملاحظه است که سؤالات برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» طرح شده است و نه برای مثلاً گروهی که بخواهد در علوم اسلامی توغل داشته باشد و متخصص و صاحبنظر در این علوم بهشمار آید.
پس برمیگردیم به سؤالی که متن آن را در صدر مقال آوردیم: سؤال مبتنی است بر این فرض که ماهِ رمضان است و شخصی مسلمان در ۳۷ درجه حرارت طبیعی بدن، که بهلحاظ فیزیکی در کمال صحت و سلامت است، تصمیم میگیرد عمداً روزهخواری کند. این شخص محترم یک بشقاب خاک و یک قدح آب در جلوی خود دارد و میخواهد روزه واجب را با خوردن یکی از آنها بشکند و چون در عین ارتکاب به معصیتِ روزهخواری هم مقیّد به احکام شرع است و هم ذهنیّتی حسابگر دارد، میخواهد ببیند کدام یک بیشتر صرفه میکند: اول آب را بخورد بعد خاک را؟ یا بالعکس روزه را با تناول مُشتی از خاک بشکند و آنگاه قدح آب را سر بکشد؟ ارتکاب کدام یک از دو شقِ معصیت، برایش سهلتر و مقرون به صرفهتر خواهد بود؟
دانشآموزی که در برابر چنین مسألهای قرار میگیرد، قاعدتاً باید در سلامت عقل چنین آدمی شک بکند؛ کسی که عالماً و عامداً میخواهد خاک بخورد تا به شرف عظیم روزهخواری نائل آید! همچو آدمی مسلماً دیوانه است و دیوانه مرفوع القلم است. شرع برای عقلاست و نه برای مجانین.
آری، آن شخصِ مفروض، آن معصیتکارِ سیهروزگار را دیوانه باید خواند؛ اما کسانی را که چنین مسائلی را به نام «فرهنگ و معارف اسلامی» قالب میزنند و آن را شرط ورود نوجوانان به دانشگاه قرار میدهند، چه باید نامید؟
خامه چون اینجا رسید ای مرد هوش
خون درون سینهام آمد به جوش
زانکه گفتمهاتفی در گوش جان
تو از آن ابلهتری ای مستهان
مایهٔ عمری گرامی داشتی
هین بیاور تا چه زآن برداشتی
عمرِ خود دادی، گرفتی ای حزون
جزو دانی پر ز تخییل و ظنون
علم اگر این است، بگذار و برو
صد شتر زین علم نزد من دو جو
این شعرها از من نیست، از عالمِ مجتهدِ صاحبنظر علامةالفقها ملا احمد نراقی صاحب مثنوی معروف «طاقدیس» است. او شکایت دارد که چرا «علم فقه احکام» دستخوش تخیلات شده و به «سدّ» و مانعی در راه کمال مبدل گشته است. چرا وقت و عمر طلبهها را با طرح این قبیل مسائل تباه میکنند؟
نراقی قرن نوزدهم میزیست و ضایع کردن عمر با این ترهّات را برنمیتافت؛ چرا فقهای عصر کامپیوتر و الکترونیک دم برنمیزنند و اجازه میدهند این نوع مسائل به عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» مطرح شود و نسل جوان را بیش از آنچه هست، از دین و دانش بیزار گرداند؟
بخشی از یادداشت #دکتر_محمد_علی_موحد در روزنامهٔ «اطلاعات»، دوشنبه ۲۶ تیر 1396
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#استهزای_دین_است_یا_افسوس_دانش_؟
کفارهٔ کسی که با خوردن آب یا با خوردن خاک روزهٔ خود را عمداً باطل کرده، چه تفاوتی با هم دارد؟
۱) «اولی باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و دومی باید برای هر روز به شصت فقیر طعام دهد»
۲) «اولی نیاز به قضای روزه ندارد و دومی باید هم قضا کند و هم کفاره بدهد»
۳) «اولی در انتخاب نوع کفاره آزاد است و دومی باید کفارهٔ جمع بدهد»
۴) «اولی باید دو ماه روزه بگیرد و دومی باید به شصت فقیر اطعام دهد»
اینکه در بالا خواندید، آخرین سؤال از بیست و پنج سؤال زیرعنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» است (شماره ردیف ۷۵) که همین امسال ـ صبح پنجشنبه ۱۵ /۴/ ۹۶ ـ در آزمون عمومی کنکور برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» [آزمون سراسری ورودی دانشگاههای کشور ـ سال ۱۳۹۶] مطرح گردیده است.
و این عبارت از قول «امام خمینی(ره)» بر گوشه سمت راست بالای صفحه اول دفترچه شمارهٔ ۱ مشتمل بر آن سؤالات نقش بسته است:
«اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح میشود.»
ظاهر امر دلالت دارد بر اینکه به نظر طرّاحان این سؤالات، که مدیران و مدبّران نظام آموزشی کشور و متولیان نظارت بر صحّت و سلامت آن نظام میباشند، اصلاح دانشگاه متوقف است بر اینکه دانشآموز پیش از ورود در ساحت مقدس دانشگاه باید با حداقلی از فرهنگ و معارف اسلامی آشنا باشد و این سؤالات نموداری از آن حداقل است.
اینکه گفتم «حداقل»، مبتنی بر این ملاحظه است که سؤالات برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» طرح شده است و نه برای مثلاً گروهی که بخواهد در علوم اسلامی توغل داشته باشد و متخصص و صاحبنظر در این علوم بهشمار آید.
پس برمیگردیم به سؤالی که متن آن را در صدر مقال آوردیم: سؤال مبتنی است بر این فرض که ماهِ رمضان است و شخصی مسلمان در ۳۷ درجه حرارت طبیعی بدن، که بهلحاظ فیزیکی در کمال صحت و سلامت است، تصمیم میگیرد عمداً روزهخواری کند. این شخص محترم یک بشقاب خاک و یک قدح آب در جلوی خود دارد و میخواهد روزه واجب را با خوردن یکی از آنها بشکند و چون در عین ارتکاب به معصیتِ روزهخواری هم مقیّد به احکام شرع است و هم ذهنیّتی حسابگر دارد، میخواهد ببیند کدام یک بیشتر صرفه میکند: اول آب را بخورد بعد خاک را؟ یا بالعکس روزه را با تناول مُشتی از خاک بشکند و آنگاه قدح آب را سر بکشد؟ ارتکاب کدام یک از دو شقِ معصیت، برایش سهلتر و مقرون به صرفهتر خواهد بود؟
دانشآموزی که در برابر چنین مسألهای قرار میگیرد، قاعدتاً باید در سلامت عقل چنین آدمی شک بکند؛ کسی که عالماً و عامداً میخواهد خاک بخورد تا به شرف عظیم روزهخواری نائل آید! همچو آدمی مسلماً دیوانه است و دیوانه مرفوع القلم است. شرع برای عقلاست و نه برای مجانین.
آری، آن شخصِ مفروض، آن معصیتکارِ سیهروزگار را دیوانه باید خواند؛ اما کسانی را که چنین مسائلی را به نام «فرهنگ و معارف اسلامی» قالب میزنند و آن را شرط ورود نوجوانان به دانشگاه قرار میدهند، چه باید نامید؟
خامه چون اینجا رسید ای مرد هوش
خون درون سینهام آمد به جوش
زانکه گفتمهاتفی در گوش جان
تو از آن ابلهتری ای مستهان
مایهٔ عمری گرامی داشتی
هین بیاور تا چه زآن برداشتی
عمرِ خود دادی، گرفتی ای حزون
جزو دانی پر ز تخییل و ظنون
علم اگر این است، بگذار و برو
صد شتر زین علم نزد من دو جو
این شعرها از من نیست، از عالمِ مجتهدِ صاحبنظر علامةالفقها ملا احمد نراقی صاحب مثنوی معروف «طاقدیس» است. او شکایت دارد که چرا «علم فقه احکام» دستخوش تخیلات شده و به «سدّ» و مانعی در راه کمال مبدل گشته است. چرا وقت و عمر طلبهها را با طرح این قبیل مسائل تباه میکنند؟
نراقی قرن نوزدهم میزیست و ضایع کردن عمر با این ترهّات را برنمیتافت؛ چرا فقهای عصر کامپیوتر و الکترونیک دم برنمیزنند و اجازه میدهند این نوع مسائل به عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» مطرح شود و نسل جوان را بیش از آنچه هست، از دین و دانش بیزار گرداند؟
بخشی از یادداشت #دکتر_محمد_علی_موحد در روزنامهٔ «اطلاعات»، دوشنبه ۲۶ تیر 1396
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ای کاش یاد بگیریم
واسه خالی کردن خودمون
کسی رو لبریز نکنیم
#خسرو_شکیبایی
٢٨ تيرماه سالگرد درگذشت خسرو شكيبايى
روحش شاد و يادش گرامى
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
واسه خالی کردن خودمون
کسی رو لبریز نکنیم
#خسرو_شکیبایی
٢٨ تيرماه سالگرد درگذشت خسرو شكيبايى
روحش شاد و يادش گرامى
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🌺 تحقیقات مختلف علمی و نیز تجربیات کشورهای توسعه یافتهای چون ژاپن نشان میدهد که زوم کردن بیش از اندازه روی نقاط منفی و تاریک رفتاریِ یک جامعه و انتشار مداوم آنها، نه تنها به اصلاح آن رفتارهای ناپسند نمیانجامد؛ بلکه، پس از مدتی حتی به ضدّ خود تبدیل میشود، یعنی با ایجاد یک روحیه ی خنثی و بیتفاوت در میان بینندگان و شنوندگان، به یک #درماندگی_آموخته_شده تبدیل میگردد که همگان حضور آن را میپذیرند و به راحتی با آن کنار آمده و تحمل میکنند، و برای راحت کردن وجدان ناآسوده ی خود به خاطر این ناهماهنگی شناختی و تضاد درونی، دست به ساخت #مکانیسمهای دفاعی خام (مانند طنزپردازی، همرنگی با جماعت، انتساب به نظام سیاسی، نظام اداری و ... ) در مورد آن رفتار ناگوار میزنند تا بتوانند به راحتی مرتکب آن شوند.
پس راه اصلاح یک رفتار زشت یا غیراخلاقی چیست؟ چرا در جامعه ی ما همه از بی اخلاقی مینالیم و در عین حال هر روز دریغ از دیروز میشود و هر کدام از ما به موقع خودش تبدیل به یک کنشگر غیراخلاقی میشویم؟
بهنظر میرسد که یکی از بهترین راهها در کنار لزوم آموزشهای تدریجی، حرفهای و هنرمندانه از سنین پایه و نیز در رسانههای عمومی، پررنگ کردن مداوم نقاط مثبتی است که در آن جامعه روی میدهد؛ بهویژه نقاط مثبتی که در رخدادهای تلخ اتفاق میافتند. البته، پررنگ کردنِ مداومِ کنشهای مثبت نباید به شکل کلیگوییهای مبهم و کلیشههای مضحکی چون «هنر نزد ایرانیان است و بس»، «ایرانیان خون گرم و مهمان نوازند» و ... باشد؛ بلکه، باید دقیقاً و به طور خاص و عینی نشان داد که فلان فرد یا فلان قوم یا گروه و شهر، فلان کنش یا عادت خوب رفتاری را دارد؛ مثلاً شیوه ی مهمان نوازیشان دقیقا عبارت است از انجام رفتارهای الف و ب و ج و د.
به گمانم برای درمان معضلات تازهای چون تماشاچی بودن در حوادث (که یکی از مصادیق امروزین آن سلفی گرفتن است) و پر کردن شبکههای اجتماعی از این نقاط منفی و نثار سیل برچسبهای منفی و گاه توهینآمیز به این افراد (و به عبارتی، به خودمان؛ زیرا انواع فراوان این بیاخلاقیها گریبانگر همه ی ما شده است و کسی نمیتواند خود را با پوشش نقابهای مثبت مستثنی کند)، باید بهطور گسترده، پررنگ و پرحجم به انتشار نقاط مثبتی بپردازیم که در این حوادث در کنار نقاط منفی در حال رخ دادن هستند؛ یعنی افرادی که در میان همین تماشاچیان کارهای مثبت کوچک و بزرگ و حتی جانفشانی میکنند؛ آنهم با ذکر مشخص کاری که انجام میشود؛ با تمام جزئیات.
ده ها سال از تحقیقات روانشناسان رفتارینگر میگذرد که نشان داده اند #تقویت_مثبت و ارائه ی #الگوهای مثبت، عینی و قابل مشاهده هزاران برابر تأثیری بیشتر و ماندگارتری از تنبیه، در انواع و اقسام مختلفش، دارد. بیایید عادت تاریخی مان در پذیرش و ترجیح #تنبیه_و_تحقیر را ترک کنیم و تا آنجا که ممکن است به انتشار خوبیهای عینی و مشخصی که در حال رخ دادن هستند بپردازیم؛ حتی اگر نشان دادن کودک خردسالی باشد که در پارک مشغول دانه ریختن برای یک پرنده یا گربه است.
آنقدر باید خوبیها را گفت که کنش های خوب تبدیل به یک قاعده و اصل شود، و کنش زشت و نامطلوب، خود را مانند روغن روی آب نشان دهد و معده ی سالم جامعه آن را پس بزند؛ نه اینکه با انتشار مداوم و گسترده ی بدی ها، کنشهای زشت را تبدیل به #مزاج اصلی یک جامعه کنیم؛ مزاجی که خوبیها را دیگر برنمیتابد و اگر خوبی یا نکته ی مثبتی می بیند آن را به بهانه های مختلف پس میزند، به طنزپردازی در مورد آن میپردازد یا در نیت کنشگر تردید وارد میکند.
#دکتر_محسن_زندی؛ روان شناس.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🌺 تحقیقات مختلف علمی و نیز تجربیات کشورهای توسعه یافتهای چون ژاپن نشان میدهد که زوم کردن بیش از اندازه روی نقاط منفی و تاریک رفتاریِ یک جامعه و انتشار مداوم آنها، نه تنها به اصلاح آن رفتارهای ناپسند نمیانجامد؛ بلکه، پس از مدتی حتی به ضدّ خود تبدیل میشود، یعنی با ایجاد یک روحیه ی خنثی و بیتفاوت در میان بینندگان و شنوندگان، به یک #درماندگی_آموخته_شده تبدیل میگردد که همگان حضور آن را میپذیرند و به راحتی با آن کنار آمده و تحمل میکنند، و برای راحت کردن وجدان ناآسوده ی خود به خاطر این ناهماهنگی شناختی و تضاد درونی، دست به ساخت #مکانیسمهای دفاعی خام (مانند طنزپردازی، همرنگی با جماعت، انتساب به نظام سیاسی، نظام اداری و ... ) در مورد آن رفتار ناگوار میزنند تا بتوانند به راحتی مرتکب آن شوند.
پس راه اصلاح یک رفتار زشت یا غیراخلاقی چیست؟ چرا در جامعه ی ما همه از بی اخلاقی مینالیم و در عین حال هر روز دریغ از دیروز میشود و هر کدام از ما به موقع خودش تبدیل به یک کنشگر غیراخلاقی میشویم؟
بهنظر میرسد که یکی از بهترین راهها در کنار لزوم آموزشهای تدریجی، حرفهای و هنرمندانه از سنین پایه و نیز در رسانههای عمومی، پررنگ کردن مداوم نقاط مثبتی است که در آن جامعه روی میدهد؛ بهویژه نقاط مثبتی که در رخدادهای تلخ اتفاق میافتند. البته، پررنگ کردنِ مداومِ کنشهای مثبت نباید به شکل کلیگوییهای مبهم و کلیشههای مضحکی چون «هنر نزد ایرانیان است و بس»، «ایرانیان خون گرم و مهمان نوازند» و ... باشد؛ بلکه، باید دقیقاً و به طور خاص و عینی نشان داد که فلان فرد یا فلان قوم یا گروه و شهر، فلان کنش یا عادت خوب رفتاری را دارد؛ مثلاً شیوه ی مهمان نوازیشان دقیقا عبارت است از انجام رفتارهای الف و ب و ج و د.
به گمانم برای درمان معضلات تازهای چون تماشاچی بودن در حوادث (که یکی از مصادیق امروزین آن سلفی گرفتن است) و پر کردن شبکههای اجتماعی از این نقاط منفی و نثار سیل برچسبهای منفی و گاه توهینآمیز به این افراد (و به عبارتی، به خودمان؛ زیرا انواع فراوان این بیاخلاقیها گریبانگر همه ی ما شده است و کسی نمیتواند خود را با پوشش نقابهای مثبت مستثنی کند)، باید بهطور گسترده، پررنگ و پرحجم به انتشار نقاط مثبتی بپردازیم که در این حوادث در کنار نقاط منفی در حال رخ دادن هستند؛ یعنی افرادی که در میان همین تماشاچیان کارهای مثبت کوچک و بزرگ و حتی جانفشانی میکنند؛ آنهم با ذکر مشخص کاری که انجام میشود؛ با تمام جزئیات.
ده ها سال از تحقیقات روانشناسان رفتارینگر میگذرد که نشان داده اند #تقویت_مثبت و ارائه ی #الگوهای مثبت، عینی و قابل مشاهده هزاران برابر تأثیری بیشتر و ماندگارتری از تنبیه، در انواع و اقسام مختلفش، دارد. بیایید عادت تاریخی مان در پذیرش و ترجیح #تنبیه_و_تحقیر را ترک کنیم و تا آنجا که ممکن است به انتشار خوبیهای عینی و مشخصی که در حال رخ دادن هستند بپردازیم؛ حتی اگر نشان دادن کودک خردسالی باشد که در پارک مشغول دانه ریختن برای یک پرنده یا گربه است.
آنقدر باید خوبیها را گفت که کنش های خوب تبدیل به یک قاعده و اصل شود، و کنش زشت و نامطلوب، خود را مانند روغن روی آب نشان دهد و معده ی سالم جامعه آن را پس بزند؛ نه اینکه با انتشار مداوم و گسترده ی بدی ها، کنشهای زشت را تبدیل به #مزاج اصلی یک جامعه کنیم؛ مزاجی که خوبیها را دیگر برنمیتابد و اگر خوبی یا نکته ی مثبتی می بیند آن را به بهانه های مختلف پس میزند، به طنزپردازی در مورد آن میپردازد یا در نیت کنشگر تردید وارد میکند.
#دکتر_محسن_زندی؛ روان شناس.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عشق نوعی میلاد است.
اگر «پس از عشق» همان انسانی باشیم که «پیش از عشق» بودیم،
به این معناست که به قدر کافی دوست نداشتهایم.
اگر کسی را دوست داشته باشی،
با معناترین کاری که میتوانی به خاطر او انجام بدهی، تغییر کردن است!
باید چندان تغییر کنی که
"تو از تو بودن به در آیی"
#الیف_شافاک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عشق نوعی میلاد است.
اگر «پس از عشق» همان انسانی باشیم که «پیش از عشق» بودیم،
به این معناست که به قدر کافی دوست نداشتهایم.
اگر کسی را دوست داشته باشی،
با معناترین کاری که میتوانی به خاطر او انجام بدهی، تغییر کردن است!
باید چندان تغییر کنی که
"تو از تو بودن به در آیی"
#الیف_شافاک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دهقان پیر با ناله می گفت: ارباب آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی نمی دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است. دخترم همه چیز را دوتا میبیند. ارباب پرخاش کرد که بدبخت، چهل سال است نان مرا زهرمار میکنی، مگر کور هستی نمیبینی که چشم دختر من هم چپ است؟!
دهقان گفت: چرا ارباب میبینم اما چیزی که هست، دختر شما همهی این خوشبختیها را "دو تا" میبیند، ولی دختر من، این همه بدبختی را...
#دهخدا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دهقان پیر با ناله می گفت: ارباب آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی نمی دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است. دخترم همه چیز را دوتا میبیند. ارباب پرخاش کرد که بدبخت، چهل سال است نان مرا زهرمار میکنی، مگر کور هستی نمیبینی که چشم دختر من هم چپ است؟!
دهقان گفت: چرا ارباب میبینم اما چیزی که هست، دختر شما همهی این خوشبختیها را "دو تا" میبیند، ولی دختر من، این همه بدبختی را...
#دهخدا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روانشناس ها چنان راحت تجویز می کنند «گذشته را کنار بگذارید!» یا «به گذشته فکر نکنید!» که گاهی با خودم می اندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده اند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده ایم،
انقدر که ناخودآگاه به حافظه مان چسبیده اند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده اند که بدون آن حافظه لنگ می زند!
مثل این که از شما بخواهند معده تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید!
نمی شود! چون حیات تان بدان وابسته است
#بیهوده
#کریستین_بوبن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روانشناس ها چنان راحت تجویز می کنند «گذشته را کنار بگذارید!» یا «به گذشته فکر نکنید!» که گاهی با خودم می اندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده اند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده ایم،
انقدر که ناخودآگاه به حافظه مان چسبیده اند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده اند که بدون آن حافظه لنگ می زند!
مثل این که از شما بخواهند معده تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید!
نمی شود! چون حیات تان بدان وابسته است
#بیهوده
#کریستین_بوبن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچ کس از آقا زاده ها و محفل نشین ها صبح با این فکر رنج آور از خواب پا نمی شود که شب چه بخورم؟ همه شان هم لاف درستکاری می زنند . عضو هیئت منصفه هم که بشوند با سربلندی رای به محکومیت آدمی می دهند که یک قاشق نقره دزدیده چون از گرسنگی و فقر ویران بوده..
اما اگر بحث دربار و از دست دادن یا به دست آوردن منصب یا سمت وزارتی مطرح باشد همین آدم های شریف محفل نشین و آقا زاده درست همان جنایت هایی را می کنند که ضرورت نان شب همان محکومان فقیر را به ارتکاب آنها واداشته البته در مقیاس وسیع تر و وحشتناک تر..
#سرخ_و_سیاه
#استاندال
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچ کس از آقا زاده ها و محفل نشین ها صبح با این فکر رنج آور از خواب پا نمی شود که شب چه بخورم؟ همه شان هم لاف درستکاری می زنند . عضو هیئت منصفه هم که بشوند با سربلندی رای به محکومیت آدمی می دهند که یک قاشق نقره دزدیده چون از گرسنگی و فقر ویران بوده..
اما اگر بحث دربار و از دست دادن یا به دست آوردن منصب یا سمت وزارتی مطرح باشد همین آدم های شریف محفل نشین و آقا زاده درست همان جنایت هایی را می کنند که ضرورت نان شب همان محکومان فقیر را به ارتکاب آنها واداشته البته در مقیاس وسیع تر و وحشتناک تر..
#سرخ_و_سیاه
#استاندال
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازدواج اگر دوام بیاورد ، پوست زن شروع می کند به کلفت شدن . ظاهرا حساس و لطیف است ولی کلفت شده است . این زن نه غش می کند ، نه بیهوش می شود ، نه شب و روز غصه می خورد ، نه زمین را چنگ می زند . نه شبها گرسنه می خوابد ، نه می خواهد خون دخترهای قلمی را بریزد .
#پرنده_من
#فریبا_وفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازدواج اگر دوام بیاورد ، پوست زن شروع می کند به کلفت شدن . ظاهرا حساس و لطیف است ولی کلفت شده است . این زن نه غش می کند ، نه بیهوش می شود ، نه شب و روز غصه می خورد ، نه زمین را چنگ می زند . نه شبها گرسنه می خوابد ، نه می خواهد خون دخترهای قلمی را بریزد .
#پرنده_من
#فریبا_وفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️