پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.16K photos
2.05K videos
84 files
968 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


سخت بود
فراموش کردن کسی
که با او
همه چیز و همه کس را
فراموش می‌کردم!

#ایلهان_برک

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


اگر تمام تصورات و نظریه‌ها و فلسفه ها و برداشت‌ها را کنار همدیگر بچینیم، کل جامعی به دست نمی‌آید. مجموعه این برداشت‌ها، حقیقت را نساخته است و نمی سازد. جمیع دانش‌ها، مجموعه پریشانی است. عقل بر خودش سبقت می‌گیرد. مغز همان عقل نیست. عقل دستپخت نفس است و نفس هرگز آرام نمی‌گیرد، هرگز ارضا نمی‌شود. کی می خواهیم بدانیم که می‌دانیم؟ وقتی که دست از توهم دانایی برداریم. حقیقت، همراه تسلیم است. حقیقت بدون کلام است. از مغز تا ذهن تفاوت است. مغز مستبدانه بر ذهن حکومت می‌کند...

#شیطان_در_بهشت
#هنری_میلر


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


پیش از این هنگامی که می‌گفتم راه چاره را باید انتخاب کرد گفته‌ام ناقص بود: راه چاره را نباید و نمی‌توان "انتخاب" کرد، راه چاره را باید اختراع کرد، باید آفرید؛
و هر کس با آفریدن راه چارۀ خود در حقیقت خود را می‌آفریند.
انسان هر روز باید خود را بیافریند.

#ادبیات_چیست
#ژان_پل_سارتر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


دنیای بچه‌ها خیلی آزادتر و جذاب‌تر از دنیای آدم بزرگ‌هاست. بچه ها متحیر می‌شوند، علاقمند می‌شوند، رویا دارند و رویاهای‌شان مرز ندارد. برای بچه‌ها یقینی در کار نیست. وقتی چیزی را می‌خواهند فکر می‌کنند حتما می‌شود به دستش آورد. ما به آن ها «نه» را یاد می‌دهیم. ما از آن‌ها می‌خواهیم آدم‌های عاقل و محترم و بدون رویایی بشوند. ما به آنها سرخوردگی‌ها را یاد می‌دهیم و بعد وقتی دارند مثل ما از ملال می‌میرند می‌گوییم آدم درستی از کار در آمده. من بچه‌ها را با دنیاهای شگفت‌انگیزشان خیلی دوست دارم.

#گیتا_گرگانی
نویسنده و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


چرا مردم تااین حد در برابر درد و رنجی که جنبه جسمی ندارد، بی اعتنا هستند؟ اگر شکمت یا پایت درد بگیرد، همه سعی می کنند مهربان باشند و خدمتی انجام دهند. ولی اگر روحت لطمه ببیند، هیچکس کمکت نمی کند. برعکس با نظر خاصی نگاهت می کنند: گویی که رنج روحی چیزی شنیع یا مبتذل است.

#پنه_لوپه_به_جنگ_می‌رود
#اوریانا_فالاچی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
همراهان همیشگی از این پس با داستان های کوتاه طنز کتاب #اعترافات نوشته ی #حامد_ابراهیم_پور همراه شما خواهیم بود. خواندن مطالب طنز و جذاب این کتاب را از دست ندهید @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


چند سال پیش در یکی از شهرهای شرقی،دوستی داشتم که درویش واهل حق بود.یک روز به من گفت که همسر و فرزندانش به سفری طولانی رفته‌اند و چه خوب است که به دیدارش بروم و چندصباحی مهمانش باشم.من هم ساک سفر رابستم و به خانه‌اش رفتم. در را که برایم باز کرد،دیدم حرف نمی‌زند! روی کاغذ برایم نوشت که چلّه نشسته است و روزه سکوت دارد! من هم که تازه رسیده بودم وحوصله‌ی برگشتن نداشتم! خلاصه ماندگار شدم.او گوشه‌ای نشسته بود وتسبیح می‌انداخت و حرف نمی‌زد! من هم در خانه‌ی قدیمی گشت‌وگذار می‌کردم وشعر می‌خواندم و با خودم حرف می‌زدم! خلاصه بعد از یک هفته روانی شدم!
شب اول روی کاغذ برای من نوشت: این خانه جن دارد و محل تجمعشان آشپزخانه‌ی ماست که در زیرزمین است! تو را نمی‌شناسند! اگر رفتی آشپزخانه حتماً بگو سلام‌علیکم! وگرنه کتکت می‌زنند!
گفتم: یعنی نگم بسم‌الله؟!
نوشت: نه! فقط هر وقت رفتی داخل، سلام کن! این‌ها روی سلام خیلی حساس‌اند!
فکر کردم دارد اذیتم می‌کند و جدی نگرفتم! خلاصه همان شب برای تخم‌مرغ نیمرو کردن، روانه‌ی آشپزخانه‌ی توی زیرزمین شدم.برق را روشن کردم و آمدم سرگاز. روغن را هنوز در ماهیتابه نریخته بودم که یکی محکم زد پس گردنم! زهره‌ام ترکید!گفتم یاحضرت عباس! دومی قایم‌تر خورد توی گوشم! گفتم بسم‌الله! درجا چک سوم را خوردم! تازه یادم آمد که باید چه‌کار کنم.دستم را گذاشتم روی سینه‌ام و محترمانه گفتم: سلام‌علیکم! استرس خوردن چک بعدی را داشتم اما همان سلام معروضه کار خودش را کرده بود و به به خیر گذشت. قید درست کردن تخم‌مرغ را زدم و دویدم بالا!
فردای آن شب هم برای خودم خوشحال نشسته بودم و چای می‌خوردم که دیدم یکی باصورت سپید از پشت پنجره‌ی اتاق دارد بِرّ ور ّو بِر نگاهم می‌کند! فشارم افتاد روی پنج! گفتم: یا امام غریب! این کیه؟
رفیقم برایم نوشت: کاریت نباشه!تو دیدی، فقط سلام کن!
چند روز بعد زار ونزار و وزن کم کرده، به تهران بازگشتم ولی از آن به بعد دیگر محبوب اجنّه و ارواح شدم. ازقدیم گفته‌اند:آدم وسواسی دم مستراح می‌خورد زمین! نمی‌دانم از ادب و متانت من خوششان آمده ودنبالم آمده‌اند یا روش‌های اطلاع‌رسانی خودشان رادارند و مرا به‌عنوان یک مورد اکازیون به همدیگر معرفی کرده‌اند!حضور جن‌ها در جاهایی که من زندگی می‌کنم اصلاً ربطی به قدمت بنا و منطقه‌ی جغرافیایی ندارد!حتی اگر در آپارتمانی نوساز هم زندگی کنم، لااقل یکی دوتا جن برای جور بودن جنس،در خانه‌ی من هست!
دو روز از بازگشتم نگذشته بود که نیمه‌شب در اتاق صدای خش‌خشی شنیدم.چشم‌هایم را که باز کردم، دیدم یک نفر با کلاه شاپو وپالتوی بلند از جلویم رد شد و رفت توی آینه! گفتم سلام‌علیکم و با کلّه رفتم زیر پتو! فکر کردم اگر خانه‌ام را عوض کنم همه چیز حل می‌شود ولی این‌طور نشد. نیمه‌شب‌ها یکهو شیر حمام برای خودش باز می‌شد،برق‌ها خودبه‌خود خاموش و روشن می‌شدند، یا وسایلی از من گم و گور می‌شد.
یک‌بار که خانمی از دوستان به دیدارم آمده بود،ساعت دیواری از فاصله‌ی دو متری زرت پرتاب شد روی کله‌اش!طفل معصوم درجا خودش راخیس کرد! هرچه هم گفتم: بگو سلام‌علیکم، کاریت نباشه! گوش نداد! شبانه آژانس گرفت و فرار کرد!
یک‌بار دیگر هم صبح از خواب بیدار شدم و دیدم روی بالشم ماتیکی است! اول فکر کردم خون‌دماغ شده‌ام و لکه‌های خون است! ولی وقتی جلوی آینه رفتم،دیدم تمام صورتم پر ازجای بوسه ولب‌های ماتیک خورده است! آن‌قدرخجالت کشیدم که نگو! فهمیدم یکی از جن‌ها ماده است و به من نظر دارد!برای همین هم غیرتی شده و ساعت دیواری را کوبیده روی کله‌ی آن زبان‌بسته! دیگر به‌کل آنجا معذب بودم! حس می‌کردم مدام زیر ذره‌بین جن ماده‌ام! رویم نمی‌شد اصلاً لباس‌هایم را درخانه عوض کنم یا حتی به حمام بروم! مدتی بعد، آن خانه را هم عوض کردم و به جای فعلی آمدم. اینجا هم همان آش است و همین کاسه! دکمه‌ی دستگاه چای‌ساز خودبه‌خود زده می‌شود و آب جوش می‌آید یا بعضی نیمه‌شب‌ها تلویزیون با صدای بلند خودبه‌خود روشن می‌شود و من نیم متر می‌پرم هوا؛اما به مرور به این وضعیت عادت کرده‌ام و چندان واکنشی نشان نمی‌دهم! کم‌کم به‌نوعی همزیستی مسالمت‌آمیز باهم رسیده‌ایم. خوبی‌اش این است که خبری از ماچ و ماتیک نیست و فضا مردانه است! خشونت ندارند و بیشتر علاقه‌مند به شوخی خرکی هستند! مثلاً وقتی دارم گفتگوی تلفنی مهمی انجام می‌دهم، یکی‌شان کنار گوشی شیشکی می‌فرستد و بقیه یاه یاه می‌خندند! ولی در کل جن‌های با ظرفیتی هستند. آبروداری می‌کنند و اگر برایم مهمان بیاید،کاری به آن‌ها ندارند! فقط یکی دو بار تفریحی شیر آب را باز می‌کنند و می‌روند سراغ زندگی‌شان!
اما من به هر خانه‌ای که می‌روم، بازهم جهت اطمینان، اول میگویم سلام‌علیکم! بعد وارد آشپزخانه می‌شوم!

#حام_ابراهیم_پور
#اعترافات

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


در متن باستانی دیگری بانام نکات مدیریتی چنگیزخان مغول، چهار مرحله برای رسیدن به مقامی که "ایلخان بی شعورها" نامیده شده وجود دارد:

-تمام رقیبان رااز میان بردار.
-قدرت را از آن خود کن
-نیت واقعی خود را با دروغ و نیرنگ از دیگران پنهان کن.
- طوری عمل کن که کسی جز خودت سر از کارت درنیاورد.

#بی‌شعوری_بس_است_دیگر
#خاویر_کرمنت

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


آزادی تن و آزادی زن نخستین گام برای انسان مدرن شدن است.
کسی که بنده و عبدالله است یا کلب الله و غلام علی و حسن و حسین، نمی تواند فهمی از آزادی و مدرنیته داشته باشد.
حال آنانی که در تور ایدئولوژی ها گرفتارند از اینان بهتر نیست.
آنکه خود را مالک جان و تن دیگران می داند و در حریم خصوصی دیگران دخالت می کند نه آزاد است و نه فهمی از آزادگی دارد.
چنین کسی در دوران برده داری سیر می کند هرچند که دوپیس و سه پیس بپوشد یا کت و شلوار غربی به تن کشد.
آزادی انسان ها و جوامع در نخستین گام از باور به آزادی تن می گذرد. اگر کسی دم از آزادی و دموکراسی می زند اما زن و دخترش را به بهانه ی ناموس و غیرت در زنجیر حجاب اجباری اسیر می کند حتما دروغ می گوید.
نخستین شرط آزادگی، فهم آزادی تن انسان است و اینکه هر انسانی مالک تن خویش است.
تمام گرفتاری های تاریخی و زن ستیزی های وحشیانه در همه ی جوامع و البته مذاهب و ادیان از همین کج فهمی ناشی می شود.
انسان مدرن می پذیرد که هم زنان مالک تن خویشند و هم دگرجنسگرایان. هر حرفی جز این یاوه ای بیش نیست.
کتاب «#حجاب، #پرچم_اسلامیسم، #فاشیسم_قرن_21»
نوشته «#نادره_افشاری»


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith




✍️✍️علی مرادی مراغه ای

چرا ساعتها بحث می کنیم که چقدر اهل دانش و آگاهی هستیم اثبات میزان دانش و فضل تک تک ما خیلی ساده است تنها کافی است در نظر بگیریم که چند درصد مساحت خانه تان را کتابخانه یا کتابهایمان تشکیل میدهد!مطالعه در گروههای تلگرام و چتهای آن نمی تواند جای کتاب را بگیرد اینها تنها به به عنوان آغاز مطالعه و نقطه عزیمت باید باشد نه کل مطالعه ما. چون مطالعه اصلی باید باعث فکر کردن ما و باعث شک کردن ما بشود!.
هر سال جدید که نزدیک می شود بلافاصله دست بکار میشویم اول لباسهایمان را نو می کنیم بعد به وسایل خانه و دکوراسیون حتی اگر وسع مان برسد ماشین غیره...میخواهیم کل دنیا را تغییر بدهیم اما به خودمان اصلا دست نمی زنیم از لباس چند ماه پیش خسته شده ایم اما از افکار و باورهای غلط مان که عمری با ماست خسته نمی شویم! کل اسباب خانه و دور و برمان را تغیر می دهیم بازهم سیر نمی شویم دوباره تغییر میدهیم دوباره هزینه می کنیم بجای این همه هزینه و وقت صرف کردن و تلاش کردن، یکبار بر گردیم به خودمان و خودمان را تغییر دهیم آنوقت، خواهید دید که کل دنیا و اطرافتان بصورت اعجاب انگیزی تغییر یافته است!.
اگر به خودتان جرات دادید یک نگاهی به دکوراسیون ذهنتان بیندازید ببینید سالهاست صدها افکار خرافی و پوچ رفته در کنج ذهن تان اطراق کرده چقدر کج و معوج هستند انگار اصلا خودتان در بوجود آمدن آنها هیچ سهمی ندارید گویی از عهد بوق هرچه دیگران، رسومات غلط، گذشته در آن تلنبار کرده همچنان پذیرفته اید و این همه بار بی مصرف را با خود حمل می کنید نه تنها حمل می کنید بلکه ببخشید افسار خود را داده اید بدست آنها که شما را به هر کجا که میخواهند میبرند!
از دست آنها چگونه میتوان خلاص شد؟ خیلی ساده است کافی است کمی، کمتر حرف بزنید و یک خرده کتاب بخوانید راستی شما که تحصیلکرده و قشر باسواد جامعه هستید آخرین روزنامه یا کتابی که خوانده اید کی بوده است؟ یا اصلا آخرین کتابی که خریده اید چه تاریخی بوده؟ اصلا یادتان می آید؟یا آخرین کتابی که برای بچه تان گرفته اید کی بوده است...؟ بگذارید به جای شما من جواب دهم البته من علم غیب ندارم اما می دانم که یادتان نمی آید چون اگر آخرین کتابی که خریدید یادتان می آمد در آنصورت، تیراژ کتاب کشور عزیزمان که به یکصد نسخه نمی رسید! اگر آخرین کتابی که خریده بودید یادتان می آمد در آنصورت شاهد انقراض آخرین دایناسور ببخشید، بسته شدن آخرین کتابفروشی باقی مانده شهرتان که نمی شدید صبح که از خانه می زنید بیرون می بینید تنها کتابفروشی شهرتان را که بیش از 50سال دوام آورده و خم به ابرو نیاورده بود تخلیه می کنند کتابهای زبان بسته را بدون سوا کردن بصورت قرو قاطی اعم از فلسفی، تاریخی، شاهکارهای ادبی...همه را داخل گونی می چپانند قراردادهای اجتماعی بیچاره روسو با مکانیک کوانتوم و سایه ظلمت مرحوم کارو با لویاتان اثر توماس هابز مثل کاه در یک گونی تپانده میشوند!. یک روز بعد می بینی که همان محل شده پیتزا فروشی! و دو تا دانشجوی دختر و پسر شیک و پیک به قول مولوی(هم‌چو گور کافران پر دود و نار *** وز برون بر بسته صد نقش و نگار) نشسته اند با همدیگر اختلاط فکری می کنند در حالیکه همین محل که تا دیروز کتابفروشی بوده گویی محل مناسبی برای این اختلاط مثلا فکری نبوده است! ...
آری داشتم می گفتم با خواندن، خیلی راحت عوض میشوید تازه میشوید تازه اینکه چیزی نیست نه تنها خودتان تازه میشوید بلکه دور و برتان حتی کشورتان هم عوض میشود من قول می دهم اگر در سال، کمی کتاب تاریخ، فلسفه، ادبیات... خلاصه به هرچه علاقه دارید بخوانید یک شخص تازه ای میشوید من تضمین میدهم و گردنم هم از مو باریکتر است که اگر چند جلد رمان بخوانید تحول در خودتان را خواهید دید اگر رمان بخوانید افق دیدتان وسیع تر و گسترده تر میشود اگر در سال، نه پنجاه تا رمان نه سی تا حتی نه ده تا بلکه تنها پنج تا رمان مثل جنگ و صلح تولستوی، ژان کریستف رومن رولان یا نان و شراب سیلونه را بخوانید سال تمام نشده کاملا آدم دیگری می شوید یا اصلا چرا راه دوری می روید اگر انتخاب کتاب خوب و تشخیص آنها مشکل است بهتر است اصلا پنج کتاب از ترجمه های مرحوم محمد قاضی را بخوانید کفاف می دهد!.
مطلب آخر اینکه، لازم نیست کار زیادی انجام بدید چون جمعیت کره زمین خیلی زیاد است و هر روز کارهای انبوهی در جهان صورت می گیرد بلکه فقط لازم است هر کاری که بلدی و می خواهی انجامش دهی به بهترین نحو انجام ده در آنصورت هم خودمان و هم دور و برمان عوض می شود به همین سادگی!.


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


هیچ کس نمی تواند بدون تجربه اثر هُنری بزرگی بیافریند، و نمی تواند بی درنگ دراین دنیا به جایی برسد، و نمی تواند در اولین کوشش عاشق بزرگی باشد، درفاصله میان شکست اولیه و موفقیتهای بعدی، درشکاف میان کسی که می خواهیم باشیم وکسی که درحال حاضرهستیم حتما درد، اضطراب، حسد وتحقیر وجود دارد. مارنج می کشیم، زیرا نمی توانیم مولفه های رضایت خاطر را به طور خودجوش کسب کنیم.

#تسلی_بخشی_های_فلسفه
#آلن_دوباتن

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


در هندوستان پیروان برخی فرقه ها بر روی لانه مورچه های گوشتخوار می نشستند و پاهای خود را در اختیار آرواره های تیز آن حشرات قرار می دادند تا گوشتهایشان را ذره ذره بکند و از تنشان جدا کند تا ایشان به قول خود کفاره گناهانشان را پس بدهند. آری اینان خدای خود را که می توانست رحیم و عادل و مهربان باشد، تا حد یک حشره آدمخوار تنزل داده بودند!

#عشق_نیروی_برتر
#ژوزف_مورفی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


گوتز : خدا نور هدایت به من عنایت کرده است .
ناستی : زمانی که خدا ساکتست ، می‌توان هر ادعایی را به او نسبت داد .

#ژان_پل_سارتر
#شیطان_و_خدا

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


‍ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺍﻭﻝ ﮐﺸﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ . ﺿﺮﺑﻪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺗﻮ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﺯﻣﺎﻥ ! ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺭد ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﭼﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺯﺧﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﻟﺘﯿﺎﻡ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ.

#ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ_ﺑﺮﻣﻪ
#جرج_اورول

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

امامی که خدا می شود!

یکی از برداشت های ناصحیح و بیگانه از امامت و شؤونات آن، این است که گمان می کنند ،هر چقدر امام را بالا ببرند، فضایل هورقولیایی برایش بتراشند، معجزات دروغین به او نسبت دهند،در صفات خدایی شریک اش کنند، و تا حدی بالا ببرند اش که طبق روایات اختراعی و جعلی هیچ تفاوتی بین امام و خدا نباشد، جز بنده بودن! گویی به امام و دین و خدا و قرآن و اسلام خدمت کرده اند و دل ها را با روایات ضعیف و دروغ و جعلی و خرافی جذب اهلبیت نموده اند!

در صورتی که ارزش یک امام به کارهای خارق العاده و معجزه آسای او نیست،ارزش امامی چون علی در این نیست که در فلان جنگ چند عرب را با خاک یکسان کرده، قاطبه ی مذهبیان رسمی_دولتی گمان می کنند که ارزش یک امام به این است که در روایت آمده است که: جهان را به خاطر تو خلق کردم یا اینکه امام در فلان جنگ هزار نفر را کشته است یا اینکه با جن ها در گیر شده و یا اینکه اختلاف آسمانیان را حل کرده و یا اینکه وقتی در قنداق بوده گلوی اژدهایی را دریده! در صورتی که ارزش یک امام یک الگو و حتی یک انسان نمونه به جهان بینی او به اخلاق او به عدل او به آموزه های او به شاگردان او و به مکتب اخلاقی و انسانی او است و نه به گلو دریدن یک اژدها(البته اگر اژدهایی در کار باشد)و نه به اینکه از روی جبر و خواست خداوند، نتوانسته هیچ گناهی بکند !


این عزیزان چنان در رابطه با امام و امامت غلو می کند تا آنجا که فعل و عمل امام را نوعی وحی دانسته و به هیچ وجه قابل نقد هم نمی دانند! در صورتی که خود علی در نهج البلاغه میگوید من از خطا مصون نیستم و اجازه ی نقد را به اصحابش میدهد و محمد که اصحاب صراحتا نقد اش می کردند !


این عزیزان امام را تا سر حد یک خدا بالا می برند و سپس چون خود را مبلغ یک چنین امامی احساس می کنند، خواسته و یا ناحواسته حرمتی قدیسی برای خود قایل شده و یک چرا در برابر خطابه های شیخ خود را هم بر نمی تابند، میگویند او حرف امام و خدا را می گوید، مخالفت با حرف او که نیست، مخالفت با حرف امام و فرستاده ی خدا است این نقد تو!

یعنی به سبب چنین تفکری، خود و باور های مورد اختلاف حتی در بین خود مشایخ و علماء، نیز تبدیل به بتی مقدس می شود ، و نهایتا می شود آن که شیخ لباسش تقدس دارد ، شیخ از امام و نبی سخن می گوید، بنابر این سخن اش، سخن خداست، کلام اش کلام قرآن و نبی است، زشت است دستش را نبوسیم، زشت است رک و راست و پوس کنده، نقد اش کنیم، زشت است در خواست سند از سخنان جعلی و خرافی اش نماییم! ( البته صراحتا منع نمی کنند اما داستان، داستان همان #دور_باطل است، که ابتدا می گویند تحقیق کن بعد فتوا میدهند که اگر به نتیجه ای که به جز از آن چه من میگویم رسیدی مرتد هستی و قتل ات واجب! بله در شعار نقد آزاد است اما بیا و ببین که شیخ خدا شده و حتی به خدا هم بندگی نمی کند و مخالفت با خود را مخالفت خدا می خواند و مریدانش که آروغش را هم به حکمت و اشاره ای خدایی تفسیر می کنند جلو تر از او مخالف شیخ را ضد دین و همه چیز اعلام می کنند!)خلاصه شیخ حرمت دارد ! حتی بدون لقب نباید صدایش زد !


می بینیم که چگونه از دل یک تفکر غالیانه، چه تقدس ها و چه فاجعه ها و چه جزم اندیشی ها و چه جریان خرافی و چه بت های به ظاهر تر و تمیز و مقدسی بیرون می آید! تراشیده و دقیق و منظم! نور از چهره شان می بارد! تا حدی که نقد علمی اش هم می شود مبارزه با اسلام و توهین به مقدسات و نهایتا ارتداد و نجاست و بی دینی!

#ابوذر_شریعتی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


هر دوی ما
یک نفر را تنها گذاشتیم،
اول تو مرا
و سپس من
خودم را...!

#ایلهان_برک

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی
نفسی برای ماندن
در کنار او نخواهی داشت؛
پس با کسی بمان که
نصف راه را به سمتت دویده باشد...

#عباس_معروفی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


هيچ كس خود را آنگونه كه به راستی هست نمی نماياند. بلكه نقاب خود را بر چهره می زند و نقش خود را بازی می كند.

در حقيقت، مراتبِ اجتماعی ما
چيزی بيش از يك كمدی بی سر و ته
نيست.

#آرتور_شوپنهاور

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


احساس میکنم از کتاب ها می ترسم . هر وقت خود را در میان کتاب ها می بینم، با صراحت بی رحمانه ای احساس نادانی می کنم. جهل! هیهات! با این جهل ثقیل و انبوه، چگونه می توان زندگی کرد؟ چگونه می توان زندگی را شناخت و توجیه کرد؟ چگونه می توان در سرنوشت آن دخالت داشت

#نون_نوشتن
#محمود_دولت_آبادی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


در قصه‌اي قديمي آمده‌ است كه وقتي حضرت عيسي روي صليب درگذشت، بيدرنگ به دوزخ رفت تا گناه‌كاران را نجات دهد.
شيطان بسيار ناراحت شد و گفت: «ديگر در اين دنيا كاري ندارم. از حالا به بعد، همه‌ي تبه‌كارها، خلافكارها، گناهكارها و بي‌ايمان‌ها به بهشت مي‌روند.»
حضرت عيسي يه شيطان بيچاره نگاه كرد و خنديد: « ناراحت نباش. آنهايي كه خودشان را بسيار با تقوا مي‌دانند و تمام عمرشان كساني را كه به حرفهاي من عمل نمي‌كنند، محكوم مي‌كنند، به اينجا مي‌آيند. چند قرن صبر كن و مي‌بيني كه دوزخ پر تر از هميشه مي‌شود.»

#پائولو_کوئیلو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


براى آزادى لازم نيست آسمان و زمين را بخريد،
تنها خودتان را نفروشيد...

#نلسون_ماندلا

(18 جولای، سالروز تولد نلسون ماندلا)

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بدن_من_مال_خودمه
رده سنی
#الف ، #ب

این کتاب با زبانی #کودکانه و روان، کودک را برای جلوگیری از #سوءاستفاده های #جنسی اگاه می کند.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️