@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
میان زنان و مردان یک عصر همترازی وجود ندارد(شاید هرگز هم وجود نداشته است.) نسل زنان در قیاس با نسل مردان همیشه به اندازه یک عصر پیش پا پس افتاده است...
...زنان پیشتاز هر نسل به دشواری وبا پنجه در افکندن با پیش داوری ها و کارشکنی مرد همره خویش، راه خود را به سوی یک زندگی مستقل باز می کنند...
...این زنان منش های آزادتر و مردانه تری پرورش می دهند تا بیش تر مردان نسل خویش...
...رودخانه به سوی دریا روان است...بی آن که هیچ جا ساکن باشد! زندگی که کام می سپارد...برو به پیش...
...به جای حقیقت که دست یافتنی نیست، به هماهنگی جان که والاترین حقیقت هاست باید دست یافت...
#جان_شیفته
#رومن_رولان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
میان زنان و مردان یک عصر همترازی وجود ندارد(شاید هرگز هم وجود نداشته است.) نسل زنان در قیاس با نسل مردان همیشه به اندازه یک عصر پیش پا پس افتاده است...
...زنان پیشتاز هر نسل به دشواری وبا پنجه در افکندن با پیش داوری ها و کارشکنی مرد همره خویش، راه خود را به سوی یک زندگی مستقل باز می کنند...
...این زنان منش های آزادتر و مردانه تری پرورش می دهند تا بیش تر مردان نسل خویش...
...رودخانه به سوی دریا روان است...بی آن که هیچ جا ساکن باشد! زندگی که کام می سپارد...برو به پیش...
...به جای حقیقت که دست یافتنی نیست، به هماهنگی جان که والاترین حقیقت هاست باید دست یافت...
#جان_شیفته
#رومن_رولان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سید علی صالحی زادهٔ ۱۳۳۴ شاعر و نویسنده معاصر ایرانی است. وی پایه گذار جریان موج ناب و جنبش شعر گفتار در شعر معاصر ایران و یکی از دبیران اصلی کانون نویسندگان ایران بود.
در مراسم دومین جایزه شعر نیما که در روز پنجشنبه هشتم مهر ماه ۱۳۸۹ برگزار شد مجموعه شعر آقای علی صالحی "انیس آخر همین هفته میآید" به عنوان کتاب برتر از طرف داوران انتخاب شد. وی در این مراسم شرکت نکرد و جایزه را نپذیرفت و اعلام کرد:
مردم با آبرو گرسنهاند، با سیلی رخسار سرخ میکنند. جایزهها را بگذارید برای بعد. عزت مردم در اولویت است. ... . "
من با توام
می خواهم آغشته عطر تو زندگی کنم
این رد عطر توست
که از حیرت بادهای شمالی
شب را به بوی بابونگی برده است
تو کیستی که تاک تشنه
از طعم تو
به تبریک "مِی" آمده است .
#سید_علی_صالحی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سید علی صالحی زادهٔ ۱۳۳۴ شاعر و نویسنده معاصر ایرانی است. وی پایه گذار جریان موج ناب و جنبش شعر گفتار در شعر معاصر ایران و یکی از دبیران اصلی کانون نویسندگان ایران بود.
در مراسم دومین جایزه شعر نیما که در روز پنجشنبه هشتم مهر ماه ۱۳۸۹ برگزار شد مجموعه شعر آقای علی صالحی "انیس آخر همین هفته میآید" به عنوان کتاب برتر از طرف داوران انتخاب شد. وی در این مراسم شرکت نکرد و جایزه را نپذیرفت و اعلام کرد:
مردم با آبرو گرسنهاند، با سیلی رخسار سرخ میکنند. جایزهها را بگذارید برای بعد. عزت مردم در اولویت است. ... . "
من با توام
می خواهم آغشته عطر تو زندگی کنم
این رد عطر توست
که از حیرت بادهای شمالی
شب را به بوی بابونگی برده است
تو کیستی که تاک تشنه
از طعم تو
به تبریک "مِی" آمده است .
#سید_علی_صالحی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
شاخه را از بُن نبریم
سازمان ملل را تضعیف نکنیم؛ مجامع بینالمللی را متخاصم ندانیم؛ اجماعهای جهانی را نادیده نگیریم؛ منشورهای مصوب در نشستهای سازمان ملل را توطئۀ شیاطین نشماریم. در غیبت نهادهای قدرتمند بینالمللی، همه زیان میکنیم. جهان بدون مرجعیتهای مقبول و معتبر، جای وحشتناکی است، برای همه. جهان به چنین نهادهایی نیاز دارد. سازمان ملل، کشور خارجی نیست که با آن رقابت کنیم یا آن را دور بزنیم؛ محلی برای گردهمایی و تأثیرگذاری 193 کشور جهان است؛ یعنی همۀ کشورهای دنیا، جز واتیکان و تایوان. کمترین فایدۀ آن، جلوگیری از جنگ جهانی سوم بوده است و اگر حرمت و اعتبار جهانی آن بیش از این بود و اگر خود نیز بهتر عمل میکرد، جلو جنگهای بیشتری را میگرفت. اکنون نیز تنها امید واقعی برای مقابله با دیوانگیهای ترامپ همین سازمان ملل است. ترامپ، تصمیمهای بسیار خطرناکی میگیرد. برای کسانی مانند من که تغییرات اقلیمی را مهمترین منشأ تغییرات اجتماعی و ساختاری کشورها در درازمدت میدانند، دستور ترامپ برای خروج آمریکا از معاهدۀ پاریس(ارزندهترین میراث جهانی اوباما)، بدترین خبر قرن است. به گفتۀ استیون هاوکینگ(فیزیکدان نظری، کیهانشناس و مدیر مرکز کیهانشناسی نظری در دانشگاه کمبریج): «این تصمیم دونالد ترامپ، تغییرات اقلیمی را به نقطهای برگشتناپذیر میرساند و زمین را به جهنمی تبدیل میکند شبیه سیارۀ زهره با حرارت ۲۵۰ درجه و بارانهای اسید سولفوریک. ترامپ با خروج از معاهدۀ پاریس، سیارۀ زیبای زمین را در مسیری بسیار خطرناک انداخته است.» (سایت بیبیسی)
این توصیهها به این معنا نیست که کاستیهای سازمان ملل را نبینیم. کیست که نداند «حق وتو» ظلم است، چه روسیه از آن استفاده کند و چه آمریکا و چه فرانسه؟ و کیست که نداند عضویت عربستان در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، چقدر خندهدار است؟ عربستان توانست رأی برخی از کشورهای فقیر جهان را بخرد و در این جایگاه بنشیند؛ اما برای بیرون کردن او از این حلقه، باید به راهکارهای قانونی بیندیشیم و این راهکارها را هم در سازکارهای سازمان ملل بجوییم.
اگر حرمت و ابهت این یگانهمرجع جهانی را بشکنیم، مانند آن است که چراغهای راهنما را از سر چهارراههای حوادث برداشتهایم. در چهارراههای هر شهری، وقتی چراغ راهنما قرمز است، باید ایستاد؛ حتی اگر ادارۀ راهنمایی و رانندگی آن شهر را قبول نداشته باشیم و هزار عیب در آن ببینیم.
ما نباید از هر وسیلهای برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنیم؛ هر قدر که آن اهداف، انسانی و مقدس و زیبا باشد. سازمان ملل در جهان، مانند قوۀ قضاییه در کشور است. خوب یا بد، ما همین راه را در پیش داریم؛ راههای دیگر نتیجهای جز هرج و مرج جهانی ندارد. کسانی مانند من که پایبندی به قوانین داخلی و خارحی را توصیه میکنند، از ناراستیها و کاستیها بیخبر نیستند؛ حتی میدانند که چه زدوبندهایی در کار است و لابیها چقدر تأثیرگذارند؛ اما این راه را کمهزینهتر و در درازمدت نتیجهبخشتر میدانند. تجربه هم نشان داده است که راههای دیگر، هم خطر و هزینۀ بیشتری دارند و هم کامیابی کمتر. سازمان ملل، همان شاخهای است که از بُن نباید برید. تنومندی این شاخه به نفع همه است.
رضا بابایی
96/4/13
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
شاخه را از بُن نبریم
سازمان ملل را تضعیف نکنیم؛ مجامع بینالمللی را متخاصم ندانیم؛ اجماعهای جهانی را نادیده نگیریم؛ منشورهای مصوب در نشستهای سازمان ملل را توطئۀ شیاطین نشماریم. در غیبت نهادهای قدرتمند بینالمللی، همه زیان میکنیم. جهان بدون مرجعیتهای مقبول و معتبر، جای وحشتناکی است، برای همه. جهان به چنین نهادهایی نیاز دارد. سازمان ملل، کشور خارجی نیست که با آن رقابت کنیم یا آن را دور بزنیم؛ محلی برای گردهمایی و تأثیرگذاری 193 کشور جهان است؛ یعنی همۀ کشورهای دنیا، جز واتیکان و تایوان. کمترین فایدۀ آن، جلوگیری از جنگ جهانی سوم بوده است و اگر حرمت و اعتبار جهانی آن بیش از این بود و اگر خود نیز بهتر عمل میکرد، جلو جنگهای بیشتری را میگرفت. اکنون نیز تنها امید واقعی برای مقابله با دیوانگیهای ترامپ همین سازمان ملل است. ترامپ، تصمیمهای بسیار خطرناکی میگیرد. برای کسانی مانند من که تغییرات اقلیمی را مهمترین منشأ تغییرات اجتماعی و ساختاری کشورها در درازمدت میدانند، دستور ترامپ برای خروج آمریکا از معاهدۀ پاریس(ارزندهترین میراث جهانی اوباما)، بدترین خبر قرن است. به گفتۀ استیون هاوکینگ(فیزیکدان نظری، کیهانشناس و مدیر مرکز کیهانشناسی نظری در دانشگاه کمبریج): «این تصمیم دونالد ترامپ، تغییرات اقلیمی را به نقطهای برگشتناپذیر میرساند و زمین را به جهنمی تبدیل میکند شبیه سیارۀ زهره با حرارت ۲۵۰ درجه و بارانهای اسید سولفوریک. ترامپ با خروج از معاهدۀ پاریس، سیارۀ زیبای زمین را در مسیری بسیار خطرناک انداخته است.» (سایت بیبیسی)
این توصیهها به این معنا نیست که کاستیهای سازمان ملل را نبینیم. کیست که نداند «حق وتو» ظلم است، چه روسیه از آن استفاده کند و چه آمریکا و چه فرانسه؟ و کیست که نداند عضویت عربستان در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، چقدر خندهدار است؟ عربستان توانست رأی برخی از کشورهای فقیر جهان را بخرد و در این جایگاه بنشیند؛ اما برای بیرون کردن او از این حلقه، باید به راهکارهای قانونی بیندیشیم و این راهکارها را هم در سازکارهای سازمان ملل بجوییم.
اگر حرمت و ابهت این یگانهمرجع جهانی را بشکنیم، مانند آن است که چراغهای راهنما را از سر چهارراههای حوادث برداشتهایم. در چهارراههای هر شهری، وقتی چراغ راهنما قرمز است، باید ایستاد؛ حتی اگر ادارۀ راهنمایی و رانندگی آن شهر را قبول نداشته باشیم و هزار عیب در آن ببینیم.
ما نباید از هر وسیلهای برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنیم؛ هر قدر که آن اهداف، انسانی و مقدس و زیبا باشد. سازمان ملل در جهان، مانند قوۀ قضاییه در کشور است. خوب یا بد، ما همین راه را در پیش داریم؛ راههای دیگر نتیجهای جز هرج و مرج جهانی ندارد. کسانی مانند من که پایبندی به قوانین داخلی و خارحی را توصیه میکنند، از ناراستیها و کاستیها بیخبر نیستند؛ حتی میدانند که چه زدوبندهایی در کار است و لابیها چقدر تأثیرگذارند؛ اما این راه را کمهزینهتر و در درازمدت نتیجهبخشتر میدانند. تجربه هم نشان داده است که راههای دیگر، هم خطر و هزینۀ بیشتری دارند و هم کامیابی کمتر. سازمان ملل، همان شاخهای است که از بُن نباید برید. تنومندی این شاخه به نفع همه است.
رضا بابایی
96/4/13
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شادی
به عقیده خیام هر کس که در این دنیا بتواند شاد زندگی کند و از زندگیش #لذت ببرد، بطور حتم بعد از مرگش نیز در #بهشت خواهد بود.
زیرا کسی که زندگی شادی داشته باشد به طور طبیعی نه به کسی ظلم می کند و نه تفکرات منفی نسبت به دیگران دارد.
پس دنیا و آخرتش برای او بهشت خواهد بود.
بنابراین نباید زندگی را به خود سخت گرفت و به خود وعده فردایی #بهتر داد.
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس دمی ز وقت آسوده ماست
#خیام
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شادی
به عقیده خیام هر کس که در این دنیا بتواند شاد زندگی کند و از زندگیش #لذت ببرد، بطور حتم بعد از مرگش نیز در #بهشت خواهد بود.
زیرا کسی که زندگی شادی داشته باشد به طور طبیعی نه به کسی ظلم می کند و نه تفکرات منفی نسبت به دیگران دارد.
پس دنیا و آخرتش برای او بهشت خواهد بود.
بنابراین نباید زندگی را به خود سخت گرفت و به خود وعده فردایی #بهتر داد.
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس دمی ز وقت آسوده ماست
#خیام
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#سوگیری_ملی_چیست؟
پیشداوریِ شخص به سود کشورش و باورها، سنتها، کردارها، تصورها، و جهاننگری مردم آن؛ نوعی جامعهمحوری یا قوممحوری. طبیعیست (گرچه اجتنابناپذیر نیست) که انسانها به باورها، سنتها، کردارها، و جهاننگریای که در آن بزرگ شدهاند نظر موافق داشته باشند. این گرایش مثبت معمولاً به نوعی پیشداوری تبدیل میشود؛ خودشناسیای نامعقول و کمابیش انعطافناپذیر که دیدگاه شخص دربارهی ملتش و کل جهان را به نحو قابلتوجهی تحریف میکند. سوگیری ملی در جاهای زیادی جلوهگر میشود: در گرایش فرد به طرفداری کورکورانه از حکومت کشورش، در پذیرش غیرسنجشگرانهی روایت حکومت از ماهیت مناقشه با کشورهای دیگر، در بزرگنمایی غیرسنجشگرانهی فضیلتهای ملت خود و کوچک جلوهدادن فضیلتهای ملتهای «دشمن». سوگیری ملی در پوشش رسانهای و مطبوعات همهی ملتهای جهان بازتاب دارد. اینکه کدام رویداد پوشش داده شود و کدام رویداد پوشش داده نشود بستگی دارد به اینکه چه چیزی در جهاننگری یک ملت مهم است و چه چیزی نیست؛ و بر همین اساس است که رویدادها به گزارش تبدیل میشوند تا به آن جهاننگری اعتبار ببخشند. گزارشها به گونهای تهیه میشوند که با یک جهاننگری خاص سازگار باشند اما، با این حال، چنان عرضه میشوند که گویی روایتهایی بیطرفانه و عینیاند؛ مردم نیز این گزارشها را غیرسنجشگرانه میپذیرند و آنها را روایتهایی بیطرفانه و عینی قلمداد میکنند، زیرا غالباً این انگاشتهی غیرسنجشگرانه را دارند که دیدگاه خودشان دربارهی امور با واقعیت امور تطابق دارد. شهروندان هر کشوری، اگر میخواهند سنجشگر و مسئولیتپذیر و منصف باشند، باید تمرین کنند تا سوگیری ملی را در خبرها و نوشتههایی که میخوانند تشخیص دهند و به منظری فراتر از ملیگرایی غیرسنجشگرانه برسند.
برگرفته از کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم
نوشتهی #ریچارد_پل_و_لیندا_الدر
ترجمهی مهدی خسروانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#سوگیری_ملی_چیست؟
پیشداوریِ شخص به سود کشورش و باورها، سنتها، کردارها، تصورها، و جهاننگری مردم آن؛ نوعی جامعهمحوری یا قوممحوری. طبیعیست (گرچه اجتنابناپذیر نیست) که انسانها به باورها، سنتها، کردارها، و جهاننگریای که در آن بزرگ شدهاند نظر موافق داشته باشند. این گرایش مثبت معمولاً به نوعی پیشداوری تبدیل میشود؛ خودشناسیای نامعقول و کمابیش انعطافناپذیر که دیدگاه شخص دربارهی ملتش و کل جهان را به نحو قابلتوجهی تحریف میکند. سوگیری ملی در جاهای زیادی جلوهگر میشود: در گرایش فرد به طرفداری کورکورانه از حکومت کشورش، در پذیرش غیرسنجشگرانهی روایت حکومت از ماهیت مناقشه با کشورهای دیگر، در بزرگنمایی غیرسنجشگرانهی فضیلتهای ملت خود و کوچک جلوهدادن فضیلتهای ملتهای «دشمن». سوگیری ملی در پوشش رسانهای و مطبوعات همهی ملتهای جهان بازتاب دارد. اینکه کدام رویداد پوشش داده شود و کدام رویداد پوشش داده نشود بستگی دارد به اینکه چه چیزی در جهاننگری یک ملت مهم است و چه چیزی نیست؛ و بر همین اساس است که رویدادها به گزارش تبدیل میشوند تا به آن جهاننگری اعتبار ببخشند. گزارشها به گونهای تهیه میشوند که با یک جهاننگری خاص سازگار باشند اما، با این حال، چنان عرضه میشوند که گویی روایتهایی بیطرفانه و عینیاند؛ مردم نیز این گزارشها را غیرسنجشگرانه میپذیرند و آنها را روایتهایی بیطرفانه و عینی قلمداد میکنند، زیرا غالباً این انگاشتهی غیرسنجشگرانه را دارند که دیدگاه خودشان دربارهی امور با واقعیت امور تطابق دارد. شهروندان هر کشوری، اگر میخواهند سنجشگر و مسئولیتپذیر و منصف باشند، باید تمرین کنند تا سوگیری ملی را در خبرها و نوشتههایی که میخوانند تشخیص دهند و به منظری فراتر از ملیگرایی غیرسنجشگرانه برسند.
برگرفته از کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم
نوشتهی #ریچارد_پل_و_لیندا_الدر
ترجمهی مهدی خسروانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به جنگ که فکر می کنم
زخمی می شوم
به آسمان که فکر می کنم
پایین می افتم
و هر وقت به جنگل می اندیشم
گله ای از گوزن ها
از رویم رد می شود
جرات فکر کردن به تو را ندارم
دریا
نام عمیقی برای یک معشوقه است
و من
هیچ وقت شنا کردن بلد نبوده ام .
#بابک_زمانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به جنگ که فکر می کنم
زخمی می شوم
به آسمان که فکر می کنم
پایین می افتم
و هر وقت به جنگل می اندیشم
گله ای از گوزن ها
از رویم رد می شود
جرات فکر کردن به تو را ندارم
دریا
نام عمیقی برای یک معشوقه است
و من
هیچ وقت شنا کردن بلد نبوده ام .
#بابک_زمانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دلم باران...
دلم دریا...
دلم لبخند ماهی ها...
دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور...
دلم بوی خوش بابونه می خواهد...
دلم یک باغ پر نارنج...
دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار...
دلم صبحی...
سلامی...
بوسه ای...
عشقی...
نسیمی...
عطر لبخندی...
نوای دلکش تار و کمانچه...
از مسیری دورتر حتی...
دلم شعری سراسر دوستت دارم...
دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد...
دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند...
دلم آوازهای سرخوش مستانه می خواهد...
دلم تغییر می خواهد...
دلم تغییر می خواهد...
"نيما يوشیج
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
دلم باران...
دلم دریا...
دلم لبخند ماهی ها...
دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور...
دلم بوی خوش بابونه می خواهد...
دلم یک باغ پر نارنج...
دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار...
دلم صبحی...
سلامی...
بوسه ای...
عشقی...
نسیمی...
عطر لبخندی...
نوای دلکش تار و کمانچه...
از مسیری دورتر حتی...
دلم شعری سراسر دوستت دارم...
دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد...
دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند...
دلم آوازهای سرخوش مستانه می خواهد...
دلم تغییر می خواهد...
دلم تغییر می خواهد...
"نيما يوشیج
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حاجی فیروز نماد انتقام ایرانیان از اعراب
در سال 644 میلادی ، عمر بن خطاب خلیفه ی دوم مسلمین ، توسط پیروز نهاوندی به قتل رسید.
در آن دوران به سبب آشفتگی در دربار ایران ، تیسفون بدست تازیان افتاد، و اسیران زیادی اعم از زن و مرد به بازارهای برده فروشی روانه شدند
پیروز نهاوندی، که بعدها ملقب به
،،فیروز ابو لؤلؤ،، شد نیز در بازار برده فروشان توسط حاکم بصره خریداری شد
از آنجا که پیروز ، فردی هنرمند و صنعتگر بود و در فنون آهنگری و نجاری ، رنگرزی و نقاشی سرآمد بود، بعد از چندی با حاکم بصره به توافق رسید که با پرداخت سهمی از درآمدش، به مدینه ، یعنی جایگاه خلافت عمر خلیفه ی مسلمین فرستاده شود.
و به این شکل پیروز خود را به دستگاه خلافت نزدیکتر گردانید.
پیروز حدودا یکسال پس از سقوط تیسفون ، در نوامبر یا دسامبر سال
۶۴۴میلادی، عمر بن خطاب و همراهانش، را حین خروج از مسجد توسط خنجری آغشته به زهر که خود ساخته بود ،به قتل رساند.
بنا به روایت تاریخ ،فیروز ، چندین ضربه ی متوالی و پی در پی ، (شش ضربه )به عمر وارد نمود که اوج کینه و انتقامجویی ایرانیان را به سبب جنایات اعراب در زمان خلافت عمر نشان میدهد.
برخی گفته اند پس از اینکار ، پیروز خودکشی کرد و اما برخی گفته اند که او گریخت و مقبره ی او امروزه در فین کاشان است.
شاید بتوان گفت این خبر برای ایرانیان بقدری اهمیت داشت که یادآوری این حماسه را در جشن نوروز تحت عنوان حاج فیروز ، زنده نگه داشتند
حاج فیروز با چهره ای سیاه به نشان بردگی در سرزمین سوزان عربستان ، و پیشوند ،،حاجی،، بعنوان کسی که به سرزمین حجاز رفت و با انتقامجویی پیام اور شادی شد....
#دوقرن_سکوت
#دکتر_زرین_کوب
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حاجی فیروز نماد انتقام ایرانیان از اعراب
در سال 644 میلادی ، عمر بن خطاب خلیفه ی دوم مسلمین ، توسط پیروز نهاوندی به قتل رسید.
در آن دوران به سبب آشفتگی در دربار ایران ، تیسفون بدست تازیان افتاد، و اسیران زیادی اعم از زن و مرد به بازارهای برده فروشی روانه شدند
پیروز نهاوندی، که بعدها ملقب به
،،فیروز ابو لؤلؤ،، شد نیز در بازار برده فروشان توسط حاکم بصره خریداری شد
از آنجا که پیروز ، فردی هنرمند و صنعتگر بود و در فنون آهنگری و نجاری ، رنگرزی و نقاشی سرآمد بود، بعد از چندی با حاکم بصره به توافق رسید که با پرداخت سهمی از درآمدش، به مدینه ، یعنی جایگاه خلافت عمر خلیفه ی مسلمین فرستاده شود.
و به این شکل پیروز خود را به دستگاه خلافت نزدیکتر گردانید.
پیروز حدودا یکسال پس از سقوط تیسفون ، در نوامبر یا دسامبر سال
۶۴۴میلادی، عمر بن خطاب و همراهانش، را حین خروج از مسجد توسط خنجری آغشته به زهر که خود ساخته بود ،به قتل رساند.
بنا به روایت تاریخ ،فیروز ، چندین ضربه ی متوالی و پی در پی ، (شش ضربه )به عمر وارد نمود که اوج کینه و انتقامجویی ایرانیان را به سبب جنایات اعراب در زمان خلافت عمر نشان میدهد.
برخی گفته اند پس از اینکار ، پیروز خودکشی کرد و اما برخی گفته اند که او گریخت و مقبره ی او امروزه در فین کاشان است.
شاید بتوان گفت این خبر برای ایرانیان بقدری اهمیت داشت که یادآوری این حماسه را در جشن نوروز تحت عنوان حاج فیروز ، زنده نگه داشتند
حاج فیروز با چهره ای سیاه به نشان بردگی در سرزمین سوزان عربستان ، و پیشوند ،،حاجی،، بعنوان کسی که به سرزمین حجاز رفت و با انتقامجویی پیام اور شادی شد....
#دوقرن_سکوت
#دکتر_زرین_کوب
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازدواج را به عنوان يك هدف و سرنوشت محتوم به دختران معرفي نكنيد.
اجازه دهيد به عنوان يك سبك زندگي درست و زيبا به آن بنگرند، اجازه دهيد آنان به جز ازدواج ،
آرزوها و اهداف شخصي داشته باشند.
به دختران در جامعه فشار نياوريد و به حريم خصوصي شان تجاوز نكنيد. در مهماني ها عمو ، عمه ، دايي و خاله محترم از دختران جوان فاميل مكرر نپرسيد كي ازدواج مي كني يا پس كي عروسي مارو دعوت مي كني، انشاءالله عروسيت ،
اين عبارات در عين اينكه عبارات زيباييست ، مكرر كه استفاده شود براي فرد مشمئز كننده است،
به شوخي يا جدي اين سوالات و عبارات تكراري نوعي توهين است و دخالت و فشار بر روي زندگي فرد،
بپرس حالت خوبه؟
كمكي نياز نداري؟
از او و توانايي هايش تعريف كنيد، پدران و مادران عزيز از دختر جوانتان حمايت كنيد. مهربان باشيد و بي توقع، كاري نكنيد احساس كند كه تنها وظيفه اش در اين دنيا پيدا كردن شوهر و ازدواج است،
ديد جنسيتي را كنار بگذاريد ، ابتدا با يك انسان طرف هستيم نه يك جنسيت دختر يا پسر، سوالات بي دليل نوعي توهين است.
اگر در جامعه امروز ما ميزان ازدواج پايدار كاهش يافته،
مشكل از دختران نيست، شايد واقع بينانه اين باشد كه كمبود از جامعه ايست كه ديگر مرد بار نمي آورد، و جامعه اي كه در آن افراد به دنبال طي كردن يك شبه ره صد ساله اند.
#دكتر_مهدي_شاه_نظري
روانشناس و عضو هيئت علمي دانشگاه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازدواج را به عنوان يك هدف و سرنوشت محتوم به دختران معرفي نكنيد.
اجازه دهيد به عنوان يك سبك زندگي درست و زيبا به آن بنگرند، اجازه دهيد آنان به جز ازدواج ،
آرزوها و اهداف شخصي داشته باشند.
به دختران در جامعه فشار نياوريد و به حريم خصوصي شان تجاوز نكنيد. در مهماني ها عمو ، عمه ، دايي و خاله محترم از دختران جوان فاميل مكرر نپرسيد كي ازدواج مي كني يا پس كي عروسي مارو دعوت مي كني، انشاءالله عروسيت ،
اين عبارات در عين اينكه عبارات زيباييست ، مكرر كه استفاده شود براي فرد مشمئز كننده است،
به شوخي يا جدي اين سوالات و عبارات تكراري نوعي توهين است و دخالت و فشار بر روي زندگي فرد،
بپرس حالت خوبه؟
كمكي نياز نداري؟
از او و توانايي هايش تعريف كنيد، پدران و مادران عزيز از دختر جوانتان حمايت كنيد. مهربان باشيد و بي توقع، كاري نكنيد احساس كند كه تنها وظيفه اش در اين دنيا پيدا كردن شوهر و ازدواج است،
ديد جنسيتي را كنار بگذاريد ، ابتدا با يك انسان طرف هستيم نه يك جنسيت دختر يا پسر، سوالات بي دليل نوعي توهين است.
اگر در جامعه امروز ما ميزان ازدواج پايدار كاهش يافته،
مشكل از دختران نيست، شايد واقع بينانه اين باشد كه كمبود از جامعه ايست كه ديگر مرد بار نمي آورد، و جامعه اي كه در آن افراد به دنبال طي كردن يك شبه ره صد ساله اند.
#دكتر_مهدي_شاه_نظري
روانشناس و عضو هيئت علمي دانشگاه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دنیا به سرعت در حال پیشرفت است و ما با افتخارکردن به نیاکانمان وقتمان را هدر می دهیم.
عده یی در 1400 سال پیش زندگی می کنیم و عده یی پا را فراتر گذاشته و در 2500 سال پیش زندگی می کنیم ، و جالب اینجا است که این دو گروه دائم باهم سر ستیز دارند.
دائمأ در حال مسخره کردن عرب ها هستیم و آنها را تنبل خطاب می کنیم ، بدون اینکه پیشرفت های آنها را ببینیم.
به راستی به معماری مدرن و زیبای شهرهایشان دقت کرده ایم؟
دائم در مجامع بین المللی در مقابل لابی های قدرتمند اعراب شکست می خوریم و از مدیریت جهانی صحبت می کنیم.
امارات کوچک به خاطر داشتن سیستم حمل و نقل مناسب، هتل های مجهز، ورزشگاه های پیشرفته، در رقابت با ما میزبانی جام ملت ها را می گیرد و ما دائم از سازندگی، پیشرفت و بالندگی صحبت می کنیم.
قطر را نمی گویم که بزرگترین رویداد جهان -جام جهانی- را میزبانی خواهد کرد.
اعراب بزرگترین شرکت های هواپیمایی جهان را دارند و ما دائمأ در سوگ از دست دادن هموطنانمان به خاطر استفاده از هواپیماهای 50 سال پیش هستیم.
اغلب با نام های عربی خوانده می شویم ، و هنوز هم برای فرزندانمان نام های عربی انتخاب می کنیم، ولی از اینکه کسی خلیج فارس را خلیج عرب بخواند برافروخته می شویم ، این نهایت میهن پرستی ما است. و البته فقط برافروخته می شویم و کار خاصی هم نمی کنیم.
اعراب را به خاطر بادیه نشین بودن در قرن ها پیش مسخره می کنیم در حالی که همین امروز در قرن 21 ملیون ها نفر از هموطنمان چادرنشین هستند، و ما فقط دل آنها را با یک سخن خوش می کنیم که آنها ذخایر مملکت اند و کاری برای اسکانشان نمی کنیم.
آری اعراب به سرعت در حال پیشرفت و آبادانی هستند و ما پز نیاکانمان را می دهیم، ای هوار که ما 2500 سال پیش از شما بهتر بوده ایم.
اعراب با سرمایه گذاری خوب در قلب دنیا نفوذ می کنند و با درآمدهای میلیاردی آسایش را برای مردمشان هدیه می دهند و ما وعده بهشت به مردممان می دهیم. و به آنها می خندیم که دلارهای نفتیشان را هدر می دهند ، به راستی ما با دلارهای نفتیمان چه می کنیم؟
آیا وقت آن نرسیده که ما هم به این نکته پی ببریم که زمان جنگیدن با شمشیر و کلاشینکف تمام شده است، و برای پیروزی بر دشمنان باید در قلب ها نفوذ کرد؟
یکی از بزرگترین مشکلات ایران این است که در کشور ما "تعلق به سرزمین" بسیار ضعیف است. یعنی ایران هنوز یک "کشور- ملت" نیست.
در کشورهای پیشرفته دنیا، افراد تفکر خود را دارند، بعد در یک مدار بزرگتر به یک گروه تعلق دارند و در مدار بزرگتر از آن احساس تعلق به سرزمین دارند.
شما اگر تاریخ غرب را بخوانید مقدم تر از دولت، بخش خصوصی بوده و مقدم تر از بخش خصوصی، اصل دیگری بوده است و آن ثروت و قدرت سرزمین بوده که خیلی اهمیت داشته است.
آلمان و ژاپن در تابستان 1945 بر اثر جنگ دوم جهانی یک کشور مخروبه بودند، اما به جز کسانی که آمریکایی ها بالاجبار از آلمان برداشتند و بردند، سندی دال بر مهاجرت آنها موجود نیست. این خیلی مهم است. بعد دیدیم که در عرض 30-20 سال کشور خود را اصلاح کردند و دومین و سومین قدرت اقتصادی جهانی شدند!
این که یک شهروند در جامعه ما به راحتی از ماشین، آشغال بیرون می اندازد و تعریف از تمیزی خیابان های اروپا می کند، یک معنی تربیتی دارد، یک معنای عمیق دیگری هم دارد که به این سرزمین تعلق خاطر ندارد.
ما دو ناسیونالیسم داریم: یکی ناسیونالیسم احساسی و دیگری ناسیونالیسم عقلایی.
در ناسیونالیسم احساسی، قوی هستیم، یعنی اینکه من غذا و موسیقی ایرانی دوست دارم، خانواده ام و زبان فارسی را دوست دارم، به فرهنگ دیرینه ام می بالم و... ولی یک قدم که بالاتر بیایم و ببینم حالا که من در این سرزمین به دنیا آمده ام، من چه مسوولیتی دارم؟ اینجا کم می آورم! اینجا سکوت می کنم! این یعنی فقدان ناسیونالیسم عقلایی. به خاطر همین است که من و شما وقتی از یک اتاق می خواهیم بیرون برویم، چون همدیگر را می شناسیم، به هم احترام می گذاریم و کلی باهم تعارف می کنیم، ولی وقتی که در خیابان رانندگی می کنیم یک سانتیمتر اجازه نمی دهیم کسی از ما جلو بزند! چون هیچ احساس تعلقی به همدیگر نداریم.
چرا هنر شنیدن یک ایرانی ضعیف است؟
چرا من اصرار دارم که حرف خودم درست است؟
چون من ایرانی در حلقه اول فردی و نهایتا در حلقه دوم گروهی گیر کرده ام. آن حلقه مهم تر و سوم ملی که همه ی این ها را به هم ربط می دهد، وجود ندارد.
کسی به من آموزش نداده که سرنوشت حلقه اول و حلقه دوم به حلقه سوم ربط دارد.
تا وقتی ناسیونالیسم عقلایی نداشته باشیم و به این سرزمین فکر نکنیم، هیچ تحولی در ما و سرزمینمان صورت نخواهد گرفت.
#دکتر_یوسف_اباذری
#استاد_جامعه_شناسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دنیا به سرعت در حال پیشرفت است و ما با افتخارکردن به نیاکانمان وقتمان را هدر می دهیم.
عده یی در 1400 سال پیش زندگی می کنیم و عده یی پا را فراتر گذاشته و در 2500 سال پیش زندگی می کنیم ، و جالب اینجا است که این دو گروه دائم باهم سر ستیز دارند.
دائمأ در حال مسخره کردن عرب ها هستیم و آنها را تنبل خطاب می کنیم ، بدون اینکه پیشرفت های آنها را ببینیم.
به راستی به معماری مدرن و زیبای شهرهایشان دقت کرده ایم؟
دائم در مجامع بین المللی در مقابل لابی های قدرتمند اعراب شکست می خوریم و از مدیریت جهانی صحبت می کنیم.
امارات کوچک به خاطر داشتن سیستم حمل و نقل مناسب، هتل های مجهز، ورزشگاه های پیشرفته، در رقابت با ما میزبانی جام ملت ها را می گیرد و ما دائم از سازندگی، پیشرفت و بالندگی صحبت می کنیم.
قطر را نمی گویم که بزرگترین رویداد جهان -جام جهانی- را میزبانی خواهد کرد.
اعراب بزرگترین شرکت های هواپیمایی جهان را دارند و ما دائمأ در سوگ از دست دادن هموطنانمان به خاطر استفاده از هواپیماهای 50 سال پیش هستیم.
اغلب با نام های عربی خوانده می شویم ، و هنوز هم برای فرزندانمان نام های عربی انتخاب می کنیم، ولی از اینکه کسی خلیج فارس را خلیج عرب بخواند برافروخته می شویم ، این نهایت میهن پرستی ما است. و البته فقط برافروخته می شویم و کار خاصی هم نمی کنیم.
اعراب را به خاطر بادیه نشین بودن در قرن ها پیش مسخره می کنیم در حالی که همین امروز در قرن 21 ملیون ها نفر از هموطنمان چادرنشین هستند، و ما فقط دل آنها را با یک سخن خوش می کنیم که آنها ذخایر مملکت اند و کاری برای اسکانشان نمی کنیم.
آری اعراب به سرعت در حال پیشرفت و آبادانی هستند و ما پز نیاکانمان را می دهیم، ای هوار که ما 2500 سال پیش از شما بهتر بوده ایم.
اعراب با سرمایه گذاری خوب در قلب دنیا نفوذ می کنند و با درآمدهای میلیاردی آسایش را برای مردمشان هدیه می دهند و ما وعده بهشت به مردممان می دهیم. و به آنها می خندیم که دلارهای نفتیشان را هدر می دهند ، به راستی ما با دلارهای نفتیمان چه می کنیم؟
آیا وقت آن نرسیده که ما هم به این نکته پی ببریم که زمان جنگیدن با شمشیر و کلاشینکف تمام شده است، و برای پیروزی بر دشمنان باید در قلب ها نفوذ کرد؟
یکی از بزرگترین مشکلات ایران این است که در کشور ما "تعلق به سرزمین" بسیار ضعیف است. یعنی ایران هنوز یک "کشور- ملت" نیست.
در کشورهای پیشرفته دنیا، افراد تفکر خود را دارند، بعد در یک مدار بزرگتر به یک گروه تعلق دارند و در مدار بزرگتر از آن احساس تعلق به سرزمین دارند.
شما اگر تاریخ غرب را بخوانید مقدم تر از دولت، بخش خصوصی بوده و مقدم تر از بخش خصوصی، اصل دیگری بوده است و آن ثروت و قدرت سرزمین بوده که خیلی اهمیت داشته است.
آلمان و ژاپن در تابستان 1945 بر اثر جنگ دوم جهانی یک کشور مخروبه بودند، اما به جز کسانی که آمریکایی ها بالاجبار از آلمان برداشتند و بردند، سندی دال بر مهاجرت آنها موجود نیست. این خیلی مهم است. بعد دیدیم که در عرض 30-20 سال کشور خود را اصلاح کردند و دومین و سومین قدرت اقتصادی جهانی شدند!
این که یک شهروند در جامعه ما به راحتی از ماشین، آشغال بیرون می اندازد و تعریف از تمیزی خیابان های اروپا می کند، یک معنی تربیتی دارد، یک معنای عمیق دیگری هم دارد که به این سرزمین تعلق خاطر ندارد.
ما دو ناسیونالیسم داریم: یکی ناسیونالیسم احساسی و دیگری ناسیونالیسم عقلایی.
در ناسیونالیسم احساسی، قوی هستیم، یعنی اینکه من غذا و موسیقی ایرانی دوست دارم، خانواده ام و زبان فارسی را دوست دارم، به فرهنگ دیرینه ام می بالم و... ولی یک قدم که بالاتر بیایم و ببینم حالا که من در این سرزمین به دنیا آمده ام، من چه مسوولیتی دارم؟ اینجا کم می آورم! اینجا سکوت می کنم! این یعنی فقدان ناسیونالیسم عقلایی. به خاطر همین است که من و شما وقتی از یک اتاق می خواهیم بیرون برویم، چون همدیگر را می شناسیم، به هم احترام می گذاریم و کلی باهم تعارف می کنیم، ولی وقتی که در خیابان رانندگی می کنیم یک سانتیمتر اجازه نمی دهیم کسی از ما جلو بزند! چون هیچ احساس تعلقی به همدیگر نداریم.
چرا هنر شنیدن یک ایرانی ضعیف است؟
چرا من اصرار دارم که حرف خودم درست است؟
چون من ایرانی در حلقه اول فردی و نهایتا در حلقه دوم گروهی گیر کرده ام. آن حلقه مهم تر و سوم ملی که همه ی این ها را به هم ربط می دهد، وجود ندارد.
کسی به من آموزش نداده که سرنوشت حلقه اول و حلقه دوم به حلقه سوم ربط دارد.
تا وقتی ناسیونالیسم عقلایی نداشته باشیم و به این سرزمین فکر نکنیم، هیچ تحولی در ما و سرزمینمان صورت نخواهد گرفت.
#دکتر_یوسف_اباذری
#استاد_جامعه_شناسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«هوشمندان قوم از آیین زرتشت سرخورده بودند و آیین تازه ای می جستند که جنبه اخلاقی و روحانی آن از دین زرتشت قوی تر باشد و رسم و آیین طبقاتی کهن را نیز درهم فرو ریزد… مردم که از جور فرمانروایان و فساد روحانیان به ستوه بودند آیین تازه (اسلام) را نویدی و بشارتی یافتند و از این رو بسا که به پیشواز آن می شتافتند. چنان که در کنار فرات، یک جا، گروهی از دهقانان جسر ساختند تا سپاه ابوعبیده به خاک ایران بتازد…
در ولایاتی مانند ری و قومس و اصفهان و جرجان و طبرستان، مردم جزیه را می پذیرفتند اما به جنگ آهنگ نداشتند و سببش آن بود که از بس دولت ساسانیان دچار بیدادی و پریشانی بود کس به دفاع از آن علاقه ای و رغبتی نداشت.
#دوقرن_سکوت
#دکتر_زرین_کوب
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«هوشمندان قوم از آیین زرتشت سرخورده بودند و آیین تازه ای می جستند که جنبه اخلاقی و روحانی آن از دین زرتشت قوی تر باشد و رسم و آیین طبقاتی کهن را نیز درهم فرو ریزد… مردم که از جور فرمانروایان و فساد روحانیان به ستوه بودند آیین تازه (اسلام) را نویدی و بشارتی یافتند و از این رو بسا که به پیشواز آن می شتافتند. چنان که در کنار فرات، یک جا، گروهی از دهقانان جسر ساختند تا سپاه ابوعبیده به خاک ایران بتازد…
در ولایاتی مانند ری و قومس و اصفهان و جرجان و طبرستان، مردم جزیه را می پذیرفتند اما به جنگ آهنگ نداشتند و سببش آن بود که از بس دولت ساسانیان دچار بیدادی و پریشانی بود کس به دفاع از آن علاقه ای و رغبتی نداشت.
#دوقرن_سکوت
#دکتر_زرین_کوب
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
صد دانه یاقوت دسته به دسته
بانظم و ترتیب یکجا نشسته
هردانه ای هست خوش رنگ و رخشان
قلب سفیدی درسینه آن
یاقوت ها را پیچیده باهم
در پوششی نرم پروردگارم
سرخ است و زیبا نامش انار است
هم ترش و شیرین هم آبدار است
#مصطفی_رحماندوست
۱۸ تیر روز #ادبیات_کودک_و_نوجوان
گرامی باد 😊🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
صد دانه یاقوت دسته به دسته
بانظم و ترتیب یکجا نشسته
هردانه ای هست خوش رنگ و رخشان
قلب سفیدی درسینه آن
یاقوت ها را پیچیده باهم
در پوششی نرم پروردگارم
سرخ است و زیبا نامش انار است
هم ترش و شیرین هم آبدار است
#مصطفی_رحماندوست
۱۸ تیر روز #ادبیات_کودک_و_نوجوان
گرامی باد 😊🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دیگر نمی توانم پنهانت کنم!
از درخشش نوشته هایم می فهمند،
برای تو می نویسم
از شادی قدم هایم،
شوق دیدن تو را در می یابند
از انبوه عسل بر لبانم،
نشان بوسه تو را پیدا می کنند
چگونه می خواهی
قصه عاشقانه مان را
از حافظه گنجشکان پاک کنی
و قانع شان کنی
که خاطراتشان را منتشر نکنند!؟
#نزار_قبانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دیگر نمی توانم پنهانت کنم!
از درخشش نوشته هایم می فهمند،
برای تو می نویسم
از شادی قدم هایم،
شوق دیدن تو را در می یابند
از انبوه عسل بر لبانم،
نشان بوسه تو را پیدا می کنند
چگونه می خواهی
قصه عاشقانه مان را
از حافظه گنجشکان پاک کنی
و قانع شان کنی
که خاطراتشان را منتشر نکنند!؟
#نزار_قبانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچوقت یادم نمیره...
ده - یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد به پای یکیشون و افتادم... ساق پای راستم خورد به لبه ی آجر و زخم شد... بدجور زخم شد... خیلی درد کشیدم...خیلی طول کشید تا کم کم جای اون زخم یکم بهتر شد و کمتر اذیتم کرد...
اون روزا فقط یه دوست صمیمی داشتم... دوستی که مثل خانوادم بود... دوستی که بهش اعتماد داشتم...
تو مدرسه فقط اون می دونست ساق پای راستم زخم شده...اون تنها کسی بود که جای زخمم رو بلد بود...
چند روز بعد از این اتفاق با دوستم بحثمون شد...یادم نمیاد سر چی...یادم نمیاد کی مقصر بود... فقط یادمه زنگ ورزش بود و داشتیم فوتبال بازی می کردیم...وسط فوتبال وقتی داشتم شوت می زدم با کف پا اومد ساق پای راستم رو زد...کاری به توپ نداشت... اومد که زخمم رو بزنه... زخمم دوباره تازه شد! دوباره درد و درد و درد... چند روز بعدش دوباره با هم رفیق شدیم...ولی دیگه هیچوقت نذاشتم بفهمه دردم چیه...زخمم کجاست...
از این اتفاق سال ها می گذره ولی هروقت کسی رو می بینم که درد داره، زخم داره، بهش میگم هیچوقت هیچوقت هیچوقت نذار کسی بفهمه جای زخمت کجاست... نذار بفهمه چی نابودت می کنه...شاید یه روز زخم شد رو زخمت ! زخمت رو...دردت رو واسه خودت نگه دار...
میگم مراقب اونایی که جای زخمت رو بلدن باش...اونا می تونن با یه حرف... با یه کنایه... با یه خاطره کاری کنن که دوباره زخمت سر باز کنه... دوباره تو می مونی و درد و درد و درد...
#حسین_حائریان
#داستانک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هیچوقت یادم نمیره...
ده - یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد به پای یکیشون و افتادم... ساق پای راستم خورد به لبه ی آجر و زخم شد... بدجور زخم شد... خیلی درد کشیدم...خیلی طول کشید تا کم کم جای اون زخم یکم بهتر شد و کمتر اذیتم کرد...
اون روزا فقط یه دوست صمیمی داشتم... دوستی که مثل خانوادم بود... دوستی که بهش اعتماد داشتم...
تو مدرسه فقط اون می دونست ساق پای راستم زخم شده...اون تنها کسی بود که جای زخمم رو بلد بود...
چند روز بعد از این اتفاق با دوستم بحثمون شد...یادم نمیاد سر چی...یادم نمیاد کی مقصر بود... فقط یادمه زنگ ورزش بود و داشتیم فوتبال بازی می کردیم...وسط فوتبال وقتی داشتم شوت می زدم با کف پا اومد ساق پای راستم رو زد...کاری به توپ نداشت... اومد که زخمم رو بزنه... زخمم دوباره تازه شد! دوباره درد و درد و درد... چند روز بعدش دوباره با هم رفیق شدیم...ولی دیگه هیچوقت نذاشتم بفهمه دردم چیه...زخمم کجاست...
از این اتفاق سال ها می گذره ولی هروقت کسی رو می بینم که درد داره، زخم داره، بهش میگم هیچوقت هیچوقت هیچوقت نذار کسی بفهمه جای زخمت کجاست... نذار بفهمه چی نابودت می کنه...شاید یه روز زخم شد رو زخمت ! زخمت رو...دردت رو واسه خودت نگه دار...
میگم مراقب اونایی که جای زخمت رو بلدن باش...اونا می تونن با یه حرف... با یه کنایه... با یه خاطره کاری کنن که دوباره زخمت سر باز کنه... دوباره تو می مونی و درد و درد و درد...
#حسین_حائریان
#داستانک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کتاب بیشعوری بخاطر نبودن واژه مناسب انتخاب شده و شاید خیلی هم هم خوانی با معنی اصلی عنوان کتاب نداشته باشد و تصویر روی جلد کتاب اثر معروف نقاشی “ادوارد مونک” نروژی از نقاشان سبک پست امپرسیونیسم با نام “جیغ” است. مونک یکی از منتقدان اخلاقی انسان نوین نیز به شمار می رود و موضوعات مهم آثارش عبارتند از رنج، مرگ و عشق فاسد؛ موضوعاتی که ارتباط مستقیم با “assholism” یا بیشعوری دارند.
بیشعوری کتابی است پر از مفاهیم “مراقبه” و “محاسبه” و نقد اخلاق مذموم و رذیله انسانی، از دروغ و غیبت و تهمت و سخن چینی گرفته تا خودبینی و خودشیفتگی و دیگر مرض های رفتاری و روانی. به کسانی که هنوز این کتاب را نخوانده اند توصیه می نمایم از نظرگاه یک کتاب طنز، اقدام به خواندن آن نکنند.
کتاب به دسته بندی بیشعورها پرداخته:
۱- بیشعورهای عصر قدیم وجدید
۲-بیشعوری تجاری،
۳- یبیشعوری مدنی،
۴- بیشعوری مقدس مآب،
در بخش دیگر عیار بیشعورها را می سنجد.
تقسیمات و زیر تقسیمات در این کتاب به نهایت با دقت صورت گرفته آنقدر که به راحتی می توان تعدادی از اطرافیان را در یکی از گروههای بیشعور متصور شد.
بیشعوری پر است از نقل قول های اساتید مکتب نرفته، پرفسورها و دکترهایی استثنایی استاد منتورهای بیسوادی که جز عنوان و ادعا چیزی در چنته نداشته و ندارند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کتاب بیشعوری بخاطر نبودن واژه مناسب انتخاب شده و شاید خیلی هم هم خوانی با معنی اصلی عنوان کتاب نداشته باشد و تصویر روی جلد کتاب اثر معروف نقاشی “ادوارد مونک” نروژی از نقاشان سبک پست امپرسیونیسم با نام “جیغ” است. مونک یکی از منتقدان اخلاقی انسان نوین نیز به شمار می رود و موضوعات مهم آثارش عبارتند از رنج، مرگ و عشق فاسد؛ موضوعاتی که ارتباط مستقیم با “assholism” یا بیشعوری دارند.
بیشعوری کتابی است پر از مفاهیم “مراقبه” و “محاسبه” و نقد اخلاق مذموم و رذیله انسانی، از دروغ و غیبت و تهمت و سخن چینی گرفته تا خودبینی و خودشیفتگی و دیگر مرض های رفتاری و روانی. به کسانی که هنوز این کتاب را نخوانده اند توصیه می نمایم از نظرگاه یک کتاب طنز، اقدام به خواندن آن نکنند.
کتاب به دسته بندی بیشعورها پرداخته:
۱- بیشعورهای عصر قدیم وجدید
۲-بیشعوری تجاری،
۳- یبیشعوری مدنی،
۴- بیشعوری مقدس مآب،
در بخش دیگر عیار بیشعورها را می سنجد.
تقسیمات و زیر تقسیمات در این کتاب به نهایت با دقت صورت گرفته آنقدر که به راحتی می توان تعدادی از اطرافیان را در یکی از گروههای بیشعور متصور شد.
بیشعوری پر است از نقل قول های اساتید مکتب نرفته، پرفسورها و دکترهایی استثنایی استاد منتورهای بیسوادی که جز عنوان و ادعا چیزی در چنته نداشته و ندارند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یادتان باشد سواد هیچوقت شعور نمیآورد.
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد،
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه،
سواد، یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور هست که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند!
چه بسا ما اساتید برجسته علمی و دانشگاهی داریم که سواد دارند، ولی شعور ندارند.
#بیشعوری
#خاویر_کرمنت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یادتان باشد سواد هیچوقت شعور نمیآورد.
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد،
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه،
سواد، یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور هست که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما میگه!
شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد؛ یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند!
چه بسا ما اساتید برجسته علمی و دانشگاهی داریم که سواد دارند، ولی شعور ندارند.
#بیشعوری
#خاویر_کرمنت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به کاروادجو ماموریت دادند که تصویر متی حواری را برای محراب کلیسایی در رم نقاشی کند . این قدیس باید در حال نوشتن انجیل تصویر می شد و تابلو نشان میداد که کلام خدا هستند و فرشته ایی الهام دهنده ی نوشتار اوست . کاروادجو که نقاشی بسیار پر تهور و خلاق بود ،درباره ی موضوع کارش سخت به تامل پرداخت و از خود پرسید مردی سالخورده ،فقیر و کارگر که از راه داری امرار معاش می کرد،اگر ناگهان بنشیند و کتابی بنویسد چه حالتی میتواند داشته باشد . بعد از این غور و تامل به کشیدن تصویر متی پرداخت و او را با سری طاس و پاهایی برهنه و خاک آلود،که ناشیانه کتابی حجیم را به چنگ گرفته و ابروان خود را درهم کشیده است و سنگینی بار نگارش را بر خود احساس میکند،به تصویر در آورد . در کنار او فرشته ی جوانی را ترسیم کرد که گویی لحظاتی پیش،از آسمان نازل شده است و به آرامی،همچون استادی که به کودکی درس می آموزد ،دست کارگر را برای نوشتن هدایت می کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به کاروادجو ماموریت دادند که تصویر متی حواری را برای محراب کلیسایی در رم نقاشی کند . این قدیس باید در حال نوشتن انجیل تصویر می شد و تابلو نشان میداد که کلام خدا هستند و فرشته ایی الهام دهنده ی نوشتار اوست . کاروادجو که نقاشی بسیار پر تهور و خلاق بود ،درباره ی موضوع کارش سخت به تامل پرداخت و از خود پرسید مردی سالخورده ،فقیر و کارگر که از راه داری امرار معاش می کرد،اگر ناگهان بنشیند و کتابی بنویسد چه حالتی میتواند داشته باشد . بعد از این غور و تامل به کشیدن تصویر متی پرداخت و او را با سری طاس و پاهایی برهنه و خاک آلود،که ناشیانه کتابی حجیم را به چنگ گرفته و ابروان خود را درهم کشیده است و سنگینی بار نگارش را بر خود احساس میکند،به تصویر در آورد . در کنار او فرشته ی جوانی را ترسیم کرد که گویی لحظاتی پیش،از آسمان نازل شده است و به آرامی،همچون استادی که به کودکی درس می آموزد ،دست کارگر را برای نوشتن هدایت می کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هنگامی که کاروادجو این تابلو را برای نصب در محراب به کلیسا تحویل داد،مردم از اینکه دیدند به قدیسی بی احترامی شده است جاروجنجال کردند.
تابلو پذیرفته نشد و کاروادجو ناچار شد کار را دوباره آغاز کند . این بار دیگر دل به دریا نزد . دقیقا همان تصورات قراردادی درباره ی فرشته و قدیس را دنبال کرد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هنگامی که کاروادجو این تابلو را برای نصب در محراب به کلیسا تحویل داد،مردم از اینکه دیدند به قدیسی بی احترامی شده است جاروجنجال کردند.
تابلو پذیرفته نشد و کاروادجو ناچار شد کار را دوباره آغاز کند . این بار دیگر دل به دریا نزد . دقیقا همان تصورات قراردادی درباره ی فرشته و قدیس را دنبال کرد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️