کانال پروازفکرواندیشه
@flith
• "بسیاری از مردم تا نتوانند شنا کنند، شنا نمیکنند!" راستی راستی این نشانه هوش و ظریف طبعی نیست؟ اینکه معلوم است که شنا نمیکنند، آنها برای زندگی روی زمین خشک آفریده شدهاند، نه برای آب!
• همچنین این حکم طبیعت نیست که مردم فکر کنند، زیرا آنها برای زندگی آفریده شدهاند، نه برای تفکر! بله، و هر کس که فکر کند، یا مهمتر از آن، هر کس که تفکر را پیشهی خود نماید کارش به جاهای باریک میکشد و آنوقت با این کار، زمین خشک را با آب مبادله کرده و روزی هم در آن غرق خواهد شد!
#هرمان_هسه
#گرگ_بیابان
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
• "بسیاری از مردم تا نتوانند شنا کنند، شنا نمیکنند!" راستی راستی این نشانه هوش و ظریف طبعی نیست؟ اینکه معلوم است که شنا نمیکنند، آنها برای زندگی روی زمین خشک آفریده شدهاند، نه برای آب!
• همچنین این حکم طبیعت نیست که مردم فکر کنند، زیرا آنها برای زندگی آفریده شدهاند، نه برای تفکر! بله، و هر کس که فکر کند، یا مهمتر از آن، هر کس که تفکر را پیشهی خود نماید کارش به جاهای باریک میکشد و آنوقت با این کار، زمین خشک را با آب مبادله کرده و روزی هم در آن غرق خواهد شد!
#هرمان_هسه
#گرگ_بیابان
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
در باره ی کتاب جنس دوم نوشتۀ سیمون دوبووار :
سیمون دوبوار متولد1908 میلادی و درگذشته به سال1986فیلسوف،نویسنده،فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود.
وی به عنوان مادر فمینیسم بعد از 1967شناخته می شود.
معروفترین اثر وی جنس دوم نام دارد.این کتاب به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده است می پردازد.
– در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار استدلالهای خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان میکند. بووار بهعنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به همین منوال استنباط میکند که یک انسان زن زاده نمیشود، بلکه تبدیل به زن میشود، چرا دختران از اوان کودکی، نقشهای فرهنگی معینی را میپذیرند. تز کلی کتاب، نشان دادن آن است که چگونه زنان به وسیلۀ تاریخ و افسانه هایی تعریف و محدود شده اند که آنها را در جایگاهی پایینتر قرار میدهد. به باور بووار، تاریخ فرهنگی مانع از آن شده است که زنان آزادی خود را درک و بر اساس آن عمل کنند، اما آنها میتوانند با نفی این افسانه های فرهنگی، خود را باز تعریف کنند. در مقابل، تا زمانی که زنان به مردان و سنتهای فرهنگی اجازه دهند تا چیستی آنان را تعریف کنند، آزاد نخواهند بود. بووار استدلالهای زیست شناختی، روانشناختی، و ماده گرایانه را، برای تبیین دستهای از ویژگیهای رفتاری زنان که از کنترل فرهنگ خارج است، نفی میکند.
بووار دلیل میآورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شدهاند.
در کتاب جنس دوم بووار میگوید که این طرز فکر با ادعای این که زنان در مقابل مردان «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش روی زنان را گرفته است. بهعقیدهٔ وی برای آن که فمینیسم بتواند به جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در اینصورت زنان درست بهاندازهٔ مردان قادر به پیشرفت هستند.
بووار استدلال میکند که زنان، همواره «دیگری» مردان به حساب آورده شده اند، و چنین ادراکی را در هویت خود درونی ساخته اند. بنابراین مردان کنشگرا، و زنان کنشپذیر هستند. بووار بر این باور است که با وجود ساختارهای فرهنگی موجود (همچون ازدواج، مادری، روابط زن-مرد) زنان، بختی برای آزادی یا برابری ندارند. با این وجود، بووار خوشبین بود و عقیده داشت زنان میتوانند زمینۀ آزادی خود را فراهم کنند. آنها میتوانند افسانه های فرهنگی را به چالش بکشند، میتوانند استقلال اقتصادی بیشتری را تجربه کنند و بر تصور اشتباه پاییندست بودنشان در هنر و ادبیات فائق آیند. مهمتر آنکه، آنان میتوانند رابطهۀ برابری را با مردان تجربه کنند. او نوشت «اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت عشق بورزد… دوست داشتن برای او نیز، همچون مرد، سرچشمه ی زندگی خواهد بود و نه خطری مرگبار.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
در باره ی کتاب جنس دوم نوشتۀ سیمون دوبووار :
سیمون دوبوار متولد1908 میلادی و درگذشته به سال1986فیلسوف،نویسنده،فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود.
وی به عنوان مادر فمینیسم بعد از 1967شناخته می شود.
معروفترین اثر وی جنس دوم نام دارد.این کتاب به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده است می پردازد.
– در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار استدلالهای خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان میکند. بووار بهعنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به همین منوال استنباط میکند که یک انسان زن زاده نمیشود، بلکه تبدیل به زن میشود، چرا دختران از اوان کودکی، نقشهای فرهنگی معینی را میپذیرند. تز کلی کتاب، نشان دادن آن است که چگونه زنان به وسیلۀ تاریخ و افسانه هایی تعریف و محدود شده اند که آنها را در جایگاهی پایینتر قرار میدهد. به باور بووار، تاریخ فرهنگی مانع از آن شده است که زنان آزادی خود را درک و بر اساس آن عمل کنند، اما آنها میتوانند با نفی این افسانه های فرهنگی، خود را باز تعریف کنند. در مقابل، تا زمانی که زنان به مردان و سنتهای فرهنگی اجازه دهند تا چیستی آنان را تعریف کنند، آزاد نخواهند بود. بووار استدلالهای زیست شناختی، روانشناختی، و ماده گرایانه را، برای تبیین دستهای از ویژگیهای رفتاری زنان که از کنترل فرهنگ خارج است، نفی میکند.
بووار دلیل میآورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شدهاند.
در کتاب جنس دوم بووار میگوید که این طرز فکر با ادعای این که زنان در مقابل مردان «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش روی زنان را گرفته است. بهعقیدهٔ وی برای آن که فمینیسم بتواند به جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در اینصورت زنان درست بهاندازهٔ مردان قادر به پیشرفت هستند.
بووار استدلال میکند که زنان، همواره «دیگری» مردان به حساب آورده شده اند، و چنین ادراکی را در هویت خود درونی ساخته اند. بنابراین مردان کنشگرا، و زنان کنشپذیر هستند. بووار بر این باور است که با وجود ساختارهای فرهنگی موجود (همچون ازدواج، مادری، روابط زن-مرد) زنان، بختی برای آزادی یا برابری ندارند. با این وجود، بووار خوشبین بود و عقیده داشت زنان میتوانند زمینۀ آزادی خود را فراهم کنند. آنها میتوانند افسانه های فرهنگی را به چالش بکشند، میتوانند استقلال اقتصادی بیشتری را تجربه کنند و بر تصور اشتباه پاییندست بودنشان در هنر و ادبیات فائق آیند. مهمتر آنکه، آنان میتوانند رابطهۀ برابری را با مردان تجربه کنند. او نوشت «اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت عشق بورزد… دوست داشتن برای او نیز، همچون مرد، سرچشمه ی زندگی خواهد بود و نه خطری مرگبار.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
"ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زن مجرد خواه محروم مانده از پیوند، خواه طغیانکرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف میشود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- زن بایدکودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند ، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر "روی دست بمانند "از نظر اجتماع تحقیر شدهاند.
…دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.
جنس دوم - سیمون دوبووار
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
"ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زن مجرد خواه محروم مانده از پیوند، خواه طغیانکرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف میشود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- زن بایدکودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند ، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر "روی دست بمانند "از نظر اجتماع تحقیر شدهاند.
…دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.
جنس دوم - سیمون دوبووار
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رمان "بینوایان" 155 ساله شد
یکصد و پنجاه و پنج سال ازانتشار رمان #بینوایان؛ نوشته #ویکتور_هوگو ، گذشت.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت- امروز 155مین سالگرد انتشار کتاب #بینوایان است. «ویکتور هوگو» نویسنده فرانسوی خالق «بینوایان» در سن 30 سالگی شاعر، هنرمند و داستاننویس چیرهدستی بود اما امروز علاوه بر یک نویسنده به عنوان یک شخصیت اسطورهای در میان مردم دنیا محبوبیت دارد.
#بینوایان، معروفترین رمان این نویسنده است، سیمای واقعی مردم فرانسه در قرن نوزدهم را منعکس میکند و به همین دلیل یکی از شاهکارهای این قرن به حساب میآید. در قرن نوزدهم بیعدالتی اجتماعی، ظلم و ستم ثروتمندان بر اقشار تهیدست، و اختلاف طبقانی زمینهساز انقلاب کبیر فرانسه شد. اتفافات منجر به این انقلاب منبع الهام «ویکتور هوگو» شد و وی نوشتن این رمان را در همان سال آغاز کرد و هفده سال پس از آن نیز ادامه داد تا به پایان برسد.
«هوگو» نیز مانند شخصیت «ژان والژان» فعالیتهای زیادی در راستای احقاق حقوق بشر کرد و پس از اینکه در سال 1848 به عنوان نماینده مردم وارد مجلس شد با محافظهکاران مخالفت و اعلام کرد حق رأی و تحصیل کودکان باید به رسمیت شناخته شود و نمایندگان وظیفه دارند تلاش کنند به فقر در کشور پایان دهند.
خالق آثاری چون «بینوایان» و «مردی که میخندد» چنان در میان مردم فرودست فرانسه محبوبیت داشت که در تولد هشتاد سالگیاش حدود 2000 نفر از کنار خانه او رژه رفتند و او شش ساعت پشت پنجره به تماشای آنان نشست. یک روز پس از این ماجرا آن خیابان به نام «ویکتور هوگو» نامگذاری شد.
#ویکتور_هوگو فقط چهار سال پس از آن روز در قید حیات بود اما او تا آخر مدافع حقوق فقرا باقی ماند و قبل از مرگ از دیگران خواست مراسم سادهای برای او تدارک ببینند و از تجملاتی که طبق قانون به عنوان یک نویسنده و نماینده سابق از آن برخوردار بود دوری کنند. او در وصیتنامه پنجخطی خود نوشت: «50 هزار فرانک دارم که به فقرا میبخشم. دوست دارم در میان فقرا دفن شوم و تجملات مراسم ختم کلیساها را نمیپذیرم. لطفا برای روح همه دعا کنید. من به خدا اعتقاد دارم.»
او اعتقاد ویژهای به انجام کارهای خیرخواهانه داشت و معتقد بود باید دلسوزی برای فقرا را به عمل نشان داد و در حد سخن باقی نماند. دو روز قبل از مرگ خود بر اثر ذاتالریه نیز روی کاغذی نوشت: «عشق ورزیدن به عمل است.»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رمان "بینوایان" 155 ساله شد
یکصد و پنجاه و پنج سال ازانتشار رمان #بینوایان؛ نوشته #ویکتور_هوگو ، گذشت.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت- امروز 155مین سالگرد انتشار کتاب #بینوایان است. «ویکتور هوگو» نویسنده فرانسوی خالق «بینوایان» در سن 30 سالگی شاعر، هنرمند و داستاننویس چیرهدستی بود اما امروز علاوه بر یک نویسنده به عنوان یک شخصیت اسطورهای در میان مردم دنیا محبوبیت دارد.
#بینوایان، معروفترین رمان این نویسنده است، سیمای واقعی مردم فرانسه در قرن نوزدهم را منعکس میکند و به همین دلیل یکی از شاهکارهای این قرن به حساب میآید. در قرن نوزدهم بیعدالتی اجتماعی، ظلم و ستم ثروتمندان بر اقشار تهیدست، و اختلاف طبقانی زمینهساز انقلاب کبیر فرانسه شد. اتفافات منجر به این انقلاب منبع الهام «ویکتور هوگو» شد و وی نوشتن این رمان را در همان سال آغاز کرد و هفده سال پس از آن نیز ادامه داد تا به پایان برسد.
«هوگو» نیز مانند شخصیت «ژان والژان» فعالیتهای زیادی در راستای احقاق حقوق بشر کرد و پس از اینکه در سال 1848 به عنوان نماینده مردم وارد مجلس شد با محافظهکاران مخالفت و اعلام کرد حق رأی و تحصیل کودکان باید به رسمیت شناخته شود و نمایندگان وظیفه دارند تلاش کنند به فقر در کشور پایان دهند.
خالق آثاری چون «بینوایان» و «مردی که میخندد» چنان در میان مردم فرودست فرانسه محبوبیت داشت که در تولد هشتاد سالگیاش حدود 2000 نفر از کنار خانه او رژه رفتند و او شش ساعت پشت پنجره به تماشای آنان نشست. یک روز پس از این ماجرا آن خیابان به نام «ویکتور هوگو» نامگذاری شد.
#ویکتور_هوگو فقط چهار سال پس از آن روز در قید حیات بود اما او تا آخر مدافع حقوق فقرا باقی ماند و قبل از مرگ از دیگران خواست مراسم سادهای برای او تدارک ببینند و از تجملاتی که طبق قانون به عنوان یک نویسنده و نماینده سابق از آن برخوردار بود دوری کنند. او در وصیتنامه پنجخطی خود نوشت: «50 هزار فرانک دارم که به فقرا میبخشم. دوست دارم در میان فقرا دفن شوم و تجملات مراسم ختم کلیساها را نمیپذیرم. لطفا برای روح همه دعا کنید. من به خدا اعتقاد دارم.»
او اعتقاد ویژهای به انجام کارهای خیرخواهانه داشت و معتقد بود باید دلسوزی برای فقرا را به عمل نشان داد و در حد سخن باقی نماند. دو روز قبل از مرگ خود بر اثر ذاتالریه نیز روی کاغذی نوشت: «عشق ورزیدن به عمل است.»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
احمق کسی است که فکر می کند
خیلی باهوش است،
هیچ وقت نمی تواند جلوی دهانش را بگیرد ،
مهم نیست بقیه چی می گویند
او باید مخالفتش را بکند ...
یک آدم احمق تمام سعی اش را می کند
که تو همیشه خیال کنی گند زده ای
مهم نیست تو از چه حرف میزنی
او بهتر از تو می داند
#کورت_ونه_گات
#گهواره_گربه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
احمق کسی است که فکر می کند
خیلی باهوش است،
هیچ وقت نمی تواند جلوی دهانش را بگیرد ،
مهم نیست بقیه چی می گویند
او باید مخالفتش را بکند ...
یک آدم احمق تمام سعی اش را می کند
که تو همیشه خیال کنی گند زده ای
مهم نیست تو از چه حرف میزنی
او بهتر از تو می داند
#کورت_ونه_گات
#گهواره_گربه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
با مشت و لگد معنی امنیت چیست؟
با نفی بلد ناجی امنیت کیست؟
با زور مرا مگو که امنیت هست
با ناله ز من شنو که امنیت نیست!
#فرخی_یزدی
شاعر دهان دوخته
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
با نفی بلد ناجی امنیت کیست؟
با زور مرا مگو که امنیت هست
با ناله ز من شنو که امنیت نیست!
#فرخی_یزدی
شاعر دهان دوخته
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تنها بنایی که اگر بلرزد، محکمتر میشود
دل است! دلِ آدمیزاد
#رضا_امیر_خانی
#کتاب_منِ_او
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دل است! دلِ آدمیزاد
#رضا_امیر_خانی
#کتاب_منِ_او
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از میان دو واژه انسان و انسانیت،
اولی در میان کوچه ها
و دومی در لابلای کتاب ها سرگردان است.
#ویکتور_هوگو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از میان دو واژه انسان و انسانیت،
اولی در میان کوچه ها
و دومی در لابلای کتاب ها سرگردان است.
#ویکتور_هوگو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من می تونم باهات تو کافه بشینم، بگم و بخندم، باهات ساعت ها قدم بزنم، درد و دل هات رو گوش کنم و هر کمکی از دستم بر بیاد واست انجام بدم و در قبال این ها چیزی ازت نخوام، در واقع من می تونم یه دوست خیلی خوب واست باشم، به شرط اینکه تو هیچ وقت حرف از دوست داشتن نزنی، اینجوری کار سخت میشه!
به نظرم اگه یه روز حقیقتا احساس کنی که خودت رو دوست داری باید نسبت به خودت و کارهایی که انجام میدی متعهد بشی و دربند اصول خاص خودت زندگی کنی، چه برسه به روزی که با کسی دیگه حرف از دوست داشتن بزنی، مسئولیت دوست داشتن خیلی سنگینه.
#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
#روزبه_معین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من می تونم باهات تو کافه بشینم، بگم و بخندم، باهات ساعت ها قدم بزنم، درد و دل هات رو گوش کنم و هر کمکی از دستم بر بیاد واست انجام بدم و در قبال این ها چیزی ازت نخوام، در واقع من می تونم یه دوست خیلی خوب واست باشم، به شرط اینکه تو هیچ وقت حرف از دوست داشتن نزنی، اینجوری کار سخت میشه!
به نظرم اگه یه روز حقیقتا احساس کنی که خودت رو دوست داری باید نسبت به خودت و کارهایی که انجام میدی متعهد بشی و دربند اصول خاص خودت زندگی کنی، چه برسه به روزی که با کسی دیگه حرف از دوست داشتن بزنی، مسئولیت دوست داشتن خیلی سنگینه.
#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
#روزبه_معین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🌺پاسخ به پرسشگری کودکان🌺
اظهار شگفتی و حیرت کودکان اغلب از طریق پرسش ها ایجاد می شود. تقریبا به محض اینکه کودکان بتوانند پرسش ها را تدوین و قاعده مند کنند ، شروع به پرسیدن "سوال های بزرگ" می کنند و ظرفیتی را برای کشف عناصر اساسی زندگی و جامعه از خود نشان می دهند. "پرسش های چرای" کودکان نه تنها درخواست هایی برای روشنگری هایی در مورد چگونگی کارکرد اشیاء و امور معمول است؛ بلکه اغلب جلوه هایی از شگفتی واقعی در مورد ماهیت وجود انسان و حیرت در باب ماهیت مفاهیمی مانند دوستی، عشق، هویت، دانش، زیبایی، و واقعیت است. به عنوان مثال، هنگامی که یک کودک می پرسد، "زمان چیست؟" این پرسشی متفاوت از "چگونه یک ساعت کار می کند؟" است. کودکان درمی یابند که زندگی پر از ویژگی های معماگونه و رازآلود است.
آنها اغلب پرسش هایی در مورد جنبه های از جهان می پرسند که بیشتر بزرگسالان آن ها را بدیهی و کم اهمیت می پندارند ( "چرا ما باید اعداد داشته باشیم؟").
مهم ترین پاسخ به اظهارات شگفتی کودکان ، جدی گرفتن پرسش های آن ها است. متاسفانه، این کار اغلب به اندازه کافی اتفاق نمی افتد. بچه ها معمولا دست کم گرفته می شود. اغلب والدین و مربیان نمی دانند چه پاسخ هایی به پرسش های کودکان بدهند. نادیده گرفتن آن ها باعث سرخوردگی کودکان و سرکوب روحیه ی پرسشگری و کاوشگرانه ی آن ها می شود.
مرتضی براتی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🌺پاسخ به پرسشگری کودکان🌺
اظهار شگفتی و حیرت کودکان اغلب از طریق پرسش ها ایجاد می شود. تقریبا به محض اینکه کودکان بتوانند پرسش ها را تدوین و قاعده مند کنند ، شروع به پرسیدن "سوال های بزرگ" می کنند و ظرفیتی را برای کشف عناصر اساسی زندگی و جامعه از خود نشان می دهند. "پرسش های چرای" کودکان نه تنها درخواست هایی برای روشنگری هایی در مورد چگونگی کارکرد اشیاء و امور معمول است؛ بلکه اغلب جلوه هایی از شگفتی واقعی در مورد ماهیت وجود انسان و حیرت در باب ماهیت مفاهیمی مانند دوستی، عشق، هویت، دانش، زیبایی، و واقعیت است. به عنوان مثال، هنگامی که یک کودک می پرسد، "زمان چیست؟" این پرسشی متفاوت از "چگونه یک ساعت کار می کند؟" است. کودکان درمی یابند که زندگی پر از ویژگی های معماگونه و رازآلود است.
آنها اغلب پرسش هایی در مورد جنبه های از جهان می پرسند که بیشتر بزرگسالان آن ها را بدیهی و کم اهمیت می پندارند ( "چرا ما باید اعداد داشته باشیم؟").
مهم ترین پاسخ به اظهارات شگفتی کودکان ، جدی گرفتن پرسش های آن ها است. متاسفانه، این کار اغلب به اندازه کافی اتفاق نمی افتد. بچه ها معمولا دست کم گرفته می شود. اغلب والدین و مربیان نمی دانند چه پاسخ هایی به پرسش های کودکان بدهند. نادیده گرفتن آن ها باعث سرخوردگی کودکان و سرکوب روحیه ی پرسشگری و کاوشگرانه ی آن ها می شود.
مرتضی براتی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
هاینریش هاینه ؛ شاعر و نویسنده آلمانی
کریستین یوهان هاینریش هاینه (زادهٔ 13دسامبر 1797 در دوسلدورف؛ درگذشتهٔ 17 فوریه 1856 در پاریس)، یکی از شاعران و خبرنگاران آلمانی در سده 19 (میلادی) بود.
هاینه در یک خانواده آلمانیشدهٔ یهودی در دوسلدرف زاده شد و زندگی حرفهای خود را با تحصیل در رشته حقوق در دانشگاههای گوتینگن، بن و برلین آغاز کرد. بعدها ولی به ادبیات بیشتر علاقهمندی پیدا کرد و با این وجود، تحصیلاتش در رشته حقوق را سال 1825 به پایان رسانید. در همین زمان نیز او از یهودیت به مسیحیت پروتستانی گروید، زیرا قبل از همه، در آلمان و اروپا عقاید ضدیهودیت در حال رشد بود.
هاینه سال 1831، آلمان را به قصد پاریس ترک کرد و تا پایان عمرش، زندگی خود را در پایتخت فرانسه گذرانید. در فرانسه او با نظریهپردازان سوسیالیسم آرمانشهری (Utopian socialism) از جمله کونت ساینت-سیمون همکار شد. انتقاد سیاسی او همچنین با نام «آلمان، یک افسانه زمستانی» از طرف کارل مارکس در روزنامه فوروِرتس (Vorwärtss) به چاپ رسید.
هاینه بیشتر به خاطر اشعار غناییاش مشهور شدهاست. او درضمن همزمان، شاعر رمانتیسیسم نیز بود. آثار او یکی از پرترجمهترین نوشتارها در ادبیات آلمانی به شمار میروند.
هاینه و فردوسی شاعر:
هاینریش هاینه منظومهای نیز با عنوان «فردوسی شاعر» در بزرگداشت شاهنامه و سراینده او دارد. او در این منظومه با اشاراتی به رنجی که فردوسی در سرودن شاهنامه کشید، بیش از همه به ستمی که در حق او روا داشتند پرداخته و از ناسپاسی سلطان محمود عزنوی بسیار گفتهاست و از پشیمانی دیرهنگام او. هاینه در ابیات پایانی منظومهٔ «فردوسیِ شاعر»، صحنهٔ دردناکی را بهتصویر کشیدهاست: در حالی که صدای جرس کاروان هدایای سلطان محمود غزنوی و بانگ لاالهالاالله شتررانان از بیرون دروازهٔ غربی شهر توس بهگوش میرسد، کاروان تشییع جنازهٔ فردوسی از دروازهٔ شرقی شهر خارج میشود...
از آثار مشهور ادبی او عبارت هستند از:
سوگنامهها همراه با قسمتهای غنایی (قسمتی از آن المنصور)
کتاب سرودهها ، 1827
مدرسه رومانتیک (Die romantische Schule)، 1836
آلمان. یک افسانه زمستانی، 1844
هنگام به قدرت رسیدن نازیسم و سوزاندن کتابها در برلین سال 1933، در میان نوشتارهای سوخته شده، «المنصور» نوشته هاینریش هاینه نیز وجود داشت، که در آن نوشته شده بود:
این ابتدای کار است. آنجا که کتابها را میسوزانند، انسانها را نیز خواهند سوزاند.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
هاینریش هاینه ؛ شاعر و نویسنده آلمانی
کریستین یوهان هاینریش هاینه (زادهٔ 13دسامبر 1797 در دوسلدورف؛ درگذشتهٔ 17 فوریه 1856 در پاریس)، یکی از شاعران و خبرنگاران آلمانی در سده 19 (میلادی) بود.
هاینه در یک خانواده آلمانیشدهٔ یهودی در دوسلدرف زاده شد و زندگی حرفهای خود را با تحصیل در رشته حقوق در دانشگاههای گوتینگن، بن و برلین آغاز کرد. بعدها ولی به ادبیات بیشتر علاقهمندی پیدا کرد و با این وجود، تحصیلاتش در رشته حقوق را سال 1825 به پایان رسانید. در همین زمان نیز او از یهودیت به مسیحیت پروتستانی گروید، زیرا قبل از همه، در آلمان و اروپا عقاید ضدیهودیت در حال رشد بود.
هاینه سال 1831، آلمان را به قصد پاریس ترک کرد و تا پایان عمرش، زندگی خود را در پایتخت فرانسه گذرانید. در فرانسه او با نظریهپردازان سوسیالیسم آرمانشهری (Utopian socialism) از جمله کونت ساینت-سیمون همکار شد. انتقاد سیاسی او همچنین با نام «آلمان، یک افسانه زمستانی» از طرف کارل مارکس در روزنامه فوروِرتس (Vorwärtss) به چاپ رسید.
هاینه بیشتر به خاطر اشعار غناییاش مشهور شدهاست. او درضمن همزمان، شاعر رمانتیسیسم نیز بود. آثار او یکی از پرترجمهترین نوشتارها در ادبیات آلمانی به شمار میروند.
هاینه و فردوسی شاعر:
هاینریش هاینه منظومهای نیز با عنوان «فردوسی شاعر» در بزرگداشت شاهنامه و سراینده او دارد. او در این منظومه با اشاراتی به رنجی که فردوسی در سرودن شاهنامه کشید، بیش از همه به ستمی که در حق او روا داشتند پرداخته و از ناسپاسی سلطان محمود عزنوی بسیار گفتهاست و از پشیمانی دیرهنگام او. هاینه در ابیات پایانی منظومهٔ «فردوسیِ شاعر»، صحنهٔ دردناکی را بهتصویر کشیدهاست: در حالی که صدای جرس کاروان هدایای سلطان محمود غزنوی و بانگ لاالهالاالله شتررانان از بیرون دروازهٔ غربی شهر توس بهگوش میرسد، کاروان تشییع جنازهٔ فردوسی از دروازهٔ شرقی شهر خارج میشود...
از آثار مشهور ادبی او عبارت هستند از:
سوگنامهها همراه با قسمتهای غنایی (قسمتی از آن المنصور)
کتاب سرودهها ، 1827
مدرسه رومانتیک (Die romantische Schule)، 1836
آلمان. یک افسانه زمستانی، 1844
هنگام به قدرت رسیدن نازیسم و سوزاندن کتابها در برلین سال 1933، در میان نوشتارهای سوخته شده، «المنصور» نوشته هاینریش هاینه نیز وجود داشت، که در آن نوشته شده بود:
این ابتدای کار است. آنجا که کتابها را میسوزانند، انسانها را نیز خواهند سوزاند.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
قسمتی از شعر بلندِ “فردوسیِ شاعر” اثر شاعر آلمانی، هاینریش هاینه؛
شاعر شب و روز
پشت دارِ اندیشه نشسته بود
و سرودش، آن قالی بزرگ را می بافت
قالیِ بزرگی که شاعر
در تار و پودِ آن
گاهشمار اسطوره ای میهن اش
و تبار کهنِ پادشاهان پارسی را، باشکوهِ تمام می بافت
قصه ی پهلوانانِ محبوب مردمش
کارهای برجسته ی قهرمانان اش
جانورانِ جادویی و دیوها
و گل های افسانه را گرداگردش رج می زد…
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
قسمتی از شعر بلندِ “فردوسیِ شاعر” اثر شاعر آلمانی، هاینریش هاینه؛
شاعر شب و روز
پشت دارِ اندیشه نشسته بود
و سرودش، آن قالی بزرگ را می بافت
قالیِ بزرگی که شاعر
در تار و پودِ آن
گاهشمار اسطوره ای میهن اش
و تبار کهنِ پادشاهان پارسی را، باشکوهِ تمام می بافت
قصه ی پهلوانانِ محبوب مردمش
کارهای برجسته ی قهرمانان اش
جانورانِ جادویی و دیوها
و گل های افسانه را گرداگردش رج می زد…
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جامعهای که ادبیات مکتوب ندارد در قیاس با جامعهای که مهمترین ابزار آن، یعنی کلمات، در متون ادبی پرورده شده و تکامل یافته، حرفهایش را با دقت کمتر، غنای کمتر و وضوح کمتر بیان میکند.
جامعهای بیخبر از خواندن که از ادبیات بویی نبرده، همچون جامعهای از کر و لالها دچار زبانپریشی است و به سبب زبان ناپخته و ابتداییاش مشکلات عظیم در برقراری ارتباط خواهد داشت.
این در مورد افراد نیز صدق میکند. آدمی که نمیخواند، یا کم میخواند یا فقط پرت و پلا میخواند، بیگمان اختلالی در بیان دارد، این آدم بسیار حرف میزند اما اندک میگوید.
#چرا_ادبیات؟
#ماریو_بارگاس_یوسا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جامعهای که ادبیات مکتوب ندارد در قیاس با جامعهای که مهمترین ابزار آن، یعنی کلمات، در متون ادبی پرورده شده و تکامل یافته، حرفهایش را با دقت کمتر، غنای کمتر و وضوح کمتر بیان میکند.
جامعهای بیخبر از خواندن که از ادبیات بویی نبرده، همچون جامعهای از کر و لالها دچار زبانپریشی است و به سبب زبان ناپخته و ابتداییاش مشکلات عظیم در برقراری ارتباط خواهد داشت.
این در مورد افراد نیز صدق میکند. آدمی که نمیخواند، یا کم میخواند یا فقط پرت و پلا میخواند، بیگمان اختلالی در بیان دارد، این آدم بسیار حرف میزند اما اندک میگوید.
#چرا_ادبیات؟
#ماریو_بارگاس_یوسا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفهی خود میدانند،
انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارندهی وجود، چیزی ضعیف و بیدفاع است.
این آدمها از کنار بیوهای بر اثر جذام از شکل افتاده که چند سکه گدایی میکند رد میشوند،
از کنار کودکان ژندهپوشی که در خیابان زندگی میکنند رد میشوند، اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق میکند.
چهرههایشان سرخ میشود، سینههایشان را بیرون میدهند، کلمات خشمآلودی به زبان میآورند.
میزان خشمشان حیرتانگیز است. نحوهی برخوردشان هراسآور است. این آدمها نمیفهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون. آنها باید خشمشان را متوجه خودشان کنند...!
#زندگی_پی
#یان_مارتل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفهی خود میدانند،
انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارندهی وجود، چیزی ضعیف و بیدفاع است.
این آدمها از کنار بیوهای بر اثر جذام از شکل افتاده که چند سکه گدایی میکند رد میشوند،
از کنار کودکان ژندهپوشی که در خیابان زندگی میکنند رد میشوند، اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق میکند.
چهرههایشان سرخ میشود، سینههایشان را بیرون میدهند، کلمات خشمآلودی به زبان میآورند.
میزان خشمشان حیرتانگیز است. نحوهی برخوردشان هراسآور است. این آدمها نمیفهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون. آنها باید خشمشان را متوجه خودشان کنند...!
#زندگی_پی
#یان_مارتل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بیخدایی_برای_تازه_کارها
#دکتر_دیل_مگ_کاون
اندیشه نبود خدا یک اندیشه شگفت انگیز است. بیشتر مردم در زمان کودکی و در هنگام رشد شنیده اند که وجود خدا دیگر پرسش به شمار نیامده و هیچ چیز دیگری نمی تواند وجود این گیتی پیچیده و شگفت انگیز را توضیح دهد ولی در گذر سده ها برخی از انسانها همیشه به این نتیجه گیری که خدایی هست شک داشته و برخی حتا به این اندیشه قانع کننده ی استوار رسیده که انسانها خدا را آفریده و وارونه آن نبوده است. بسیاری از مردم گمان می کنند که بیخدایی، اندیشه ای معاصر است ولی ناباوری دینی در واقع تاریخ بلند و دلچسبی داشته، درست همانگونه که یک طلبه ی مسیحی میخواهد درباره شمار اندکی از رویدادهای مهم رخ داده در 2000 سال پیش بداند، شخصی هم که درک بهتری از بیخدایی میخواهد به همان صورت نیاز به دانستن پیشینه دست کم 30 سده یا بیشتر رویدادهایی دارد که بر بیخدایی گذشته است.
شاید این مطلب اندک ی ما و هم نسلان ما رو که تهی از اندیشه هستن رو آرومتر کنه
شاید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بیخدایی_برای_تازه_کارها
#دکتر_دیل_مگ_کاون
اندیشه نبود خدا یک اندیشه شگفت انگیز است. بیشتر مردم در زمان کودکی و در هنگام رشد شنیده اند که وجود خدا دیگر پرسش به شمار نیامده و هیچ چیز دیگری نمی تواند وجود این گیتی پیچیده و شگفت انگیز را توضیح دهد ولی در گذر سده ها برخی از انسانها همیشه به این نتیجه گیری که خدایی هست شک داشته و برخی حتا به این اندیشه قانع کننده ی استوار رسیده که انسانها خدا را آفریده و وارونه آن نبوده است. بسیاری از مردم گمان می کنند که بیخدایی، اندیشه ای معاصر است ولی ناباوری دینی در واقع تاریخ بلند و دلچسبی داشته، درست همانگونه که یک طلبه ی مسیحی میخواهد درباره شمار اندکی از رویدادهای مهم رخ داده در 2000 سال پیش بداند، شخصی هم که درک بهتری از بیخدایی میخواهد به همان صورت نیاز به دانستن پیشینه دست کم 30 سده یا بیشتر رویدادهایی دارد که بر بیخدایی گذشته است.
شاید این مطلب اندک ی ما و هم نسلان ما رو که تهی از اندیشه هستن رو آرومتر کنه
شاید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#روانشناسی
– ما به دنیا نیامده ایم که مجازات شویم. ما اینجاییم که تعلیم ببینیم . هر اتفاقی پتانسیل تغییر ما را دارد.
طوری عمل کن گویی هر اتفاقی هدفی دارد .آن گاه زندگیت هدف دار خواهد شد . ببین چرا به فلان تجربه نیاز داشتی، با آن رو به رو شو و درست را از آن بگیر تا دیگر سراغت نیاید.
– ما به آدم های دیگر نگاه میکنیم ، آدم هایی که از دور به نظر می رسد زندگی راحتی دارند ولی آنها با مشکلات خودشان دست و پنجه نرم میکنند.
جهان هستی معلم صبور و ثابت قدمی است . اگر حواست به علایم و هشدار ها باشد ، زندگی نسبتا راحت و بی دردسر پیش خواهد رفت ، ولی اگر پشت فرمان خوابت برد یک درس بزرگ را جذب میکنی .
برای اینکه چیزی را در زندگی داشته باشی و آن را حفظ کنی اول باید با آن راحت باشی.
چالش زندگی این است که قدر همه چیز را بدانی و در عین حال خودت را به هیچ چیز وابسته نکنی.
وقتی شدیدا درگیر چیزی هستیم ، وقتی از نظر احساسی به یک داد و ستد یا اتفاق وابسته هستیم
مانع وقوع آن میشویم. روی دیگر این اصل چیست ؟ کمی آرام باش و خلاص!
– مثبت بودن به مدت یک روز دردی را دوا نمیکند . قوی کردن ذهن مثل قوی کردن جسم است. اگر بیست تا شنا بروی و بعد بدوی جلوی آینه تفاوت چندانی نمیبینی. اما اگر کنترل فکرت را 6 ماهی تمرین کنی ان گاه تغییرات بزرگ را در زندگیت میبینی.
#راحت_باش_گیر_نده
#اندرو_ماتیوس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#روانشناسی
– ما به دنیا نیامده ایم که مجازات شویم. ما اینجاییم که تعلیم ببینیم . هر اتفاقی پتانسیل تغییر ما را دارد.
طوری عمل کن گویی هر اتفاقی هدفی دارد .آن گاه زندگیت هدف دار خواهد شد . ببین چرا به فلان تجربه نیاز داشتی، با آن رو به رو شو و درست را از آن بگیر تا دیگر سراغت نیاید.
– ما به آدم های دیگر نگاه میکنیم ، آدم هایی که از دور به نظر می رسد زندگی راحتی دارند ولی آنها با مشکلات خودشان دست و پنجه نرم میکنند.
جهان هستی معلم صبور و ثابت قدمی است . اگر حواست به علایم و هشدار ها باشد ، زندگی نسبتا راحت و بی دردسر پیش خواهد رفت ، ولی اگر پشت فرمان خوابت برد یک درس بزرگ را جذب میکنی .
برای اینکه چیزی را در زندگی داشته باشی و آن را حفظ کنی اول باید با آن راحت باشی.
چالش زندگی این است که قدر همه چیز را بدانی و در عین حال خودت را به هیچ چیز وابسته نکنی.
وقتی شدیدا درگیر چیزی هستیم ، وقتی از نظر احساسی به یک داد و ستد یا اتفاق وابسته هستیم
مانع وقوع آن میشویم. روی دیگر این اصل چیست ؟ کمی آرام باش و خلاص!
– مثبت بودن به مدت یک روز دردی را دوا نمیکند . قوی کردن ذهن مثل قوی کردن جسم است. اگر بیست تا شنا بروی و بعد بدوی جلوی آینه تفاوت چندانی نمیبینی. اما اگر کنترل فکرت را 6 ماهی تمرین کنی ان گاه تغییرات بزرگ را در زندگیت میبینی.
#راحت_باش_گیر_نده
#اندرو_ماتیوس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#یازده_دقیقه
#ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ_ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
در واقع عشق میتوانست یکی از چیزهایی باشد که انسان را تغییر میدهد.
دومین پدیدهای که موجب تغییر انسان میشود و او را وادار میکند که در مسیری متفاوت با آنچه از پیش برنامهریزی کرده بود،حرکت کند،ناامیدی است.
بله،شاید عشق قادر به تغییر سریع انسان شود،ولی ناامیدی،همین کار را بسیار سریعتر انجام میدهد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#یازده_دقیقه
#ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ_ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
در واقع عشق میتوانست یکی از چیزهایی باشد که انسان را تغییر میدهد.
دومین پدیدهای که موجب تغییر انسان میشود و او را وادار میکند که در مسیری متفاوت با آنچه از پیش برنامهریزی کرده بود،حرکت کند،ناامیدی است.
بله،شاید عشق قادر به تغییر سریع انسان شود،ولی ناامیدی،همین کار را بسیار سریعتر انجام میدهد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هراکلیتوس به این موضوع اشاره داشت که جهان همیشه محل اضداد است. اگر هیچ وقت بیمار نمی شدیم نمی توانستیم مفهوم سلامتی را درک کنیم. اگر هیچ وقت گرسنه نمی شدیم نمی توانستیم از سیر شدن لذت ببریم. اگر هیچ وقت جنگ نبود ارزش صلح و آرامش را نمی دانستیم و اگر هیچ وقت زمستان نمی شد نمی توانستیم بهار را درک کنیم.
هراکلیتوس عقیده داشت خیر و شر در نظام هستی ضروری است. اگر تعامل دائمی اضداد وجود نداشته باشد جهان نابود خواهد شد.
#یوستین_گردر
#دنیای_سوفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هراکلیتوس به این موضوع اشاره داشت که جهان همیشه محل اضداد است. اگر هیچ وقت بیمار نمی شدیم نمی توانستیم مفهوم سلامتی را درک کنیم. اگر هیچ وقت گرسنه نمی شدیم نمی توانستیم از سیر شدن لذت ببریم. اگر هیچ وقت جنگ نبود ارزش صلح و آرامش را نمی دانستیم و اگر هیچ وقت زمستان نمی شد نمی توانستیم بهار را درک کنیم.
هراکلیتوس عقیده داشت خیر و شر در نظام هستی ضروری است. اگر تعامل دائمی اضداد وجود نداشته باشد جهان نابود خواهد شد.
#یوستین_گردر
#دنیای_سوفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قبل از تنبیه و سرزنش یک دوست، یک کارمند، یا یک مدیر، از روش راکفلر کمک بگیرید!
سالها پیش یکی از مدیران ارشد یک شرکت نفتی تصمیم اشتباهی گرفت و به همین سبب بالغ بر دو میلیون دلار خسارت بر آن شرکت وارد شد. جان دی راکفلر مدیرعامل وقت شرکت بود.
روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید، بیشتر مدیران شرکت به بهانههای مختلف میکوشیدند تا از مدیرعامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند. تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیرعامل برود شخصی به نام ادوارد تیبدفورد بود. او یکی از شرکای شرکت بود و خوب میدانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود آماده کند.
زمانی که بدفورد وارد دفتر کار راکفلر شد، سر امپراتور شرکت عظیم نفتی روی میز کارش خم شده و روی کاغذی سخت مشغول نوشتن بود. بدفورد ساکت و آرام بدون اینکه مزاحم کار او شود ایستاد. راکفلر پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت: آه بدفورد تویی؛ به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیدهای.
بدفورد بلافاصله خبر خسارت راتایید کرد.
راکفلر گفت: چند روز است که روی مساله فکر میکنم و قبل از اینکه مدیر مربوطه را برای بازخواست بخواهیم، داشتم موارد مهمی را یادداشت میکردم.
بدفورد بعدها اینطور تعریف کرد: بالای کاغذ نوشته شده بود نقاط قوت آقای . . .
سپس فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرححال مختصری از کمکهای او به شرکت، تصمیمات درست در موارد مختلف، تصمیمهایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر که عاید شرکت کرده بود را روی کاغذ نوشته بود.
بدفورد میگوید من هرگز این درس را فراموش نمیکنم؛ در سالهای بعد هر وقت که درصدد برخورد و تنبیه کسی بودم قبل از هر چیز خودم را وادار میکردم پشت میزی بنشینم و با تعمق فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم و تنها پس از تهیهی یک چنین فهرستی متوجه میشدم که قادرم مساله را از بُعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پُرهزینهترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم؛ من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه میکنم که از این روش استفاده کند.
اگر در رابطه با دوست، همکار یا همسر خویش، کارتان به جر و بحث یا حتی دعوا کشید، لطفاً قبل از یادآوری خصوصیات منفی و کنارگذاشتن کامل شخص، دربارهی ویژگیهای مثبت و کارهای خوبی که برایتان انجام داده است هم فکر کنید. آدمی خطا میکند، اما اگر کل رفتار و اعمالش را روی ترازو قرار دهید، ممکن است قسمت مثبت آن سنگینی کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قبل از تنبیه و سرزنش یک دوست، یک کارمند، یا یک مدیر، از روش راکفلر کمک بگیرید!
سالها پیش یکی از مدیران ارشد یک شرکت نفتی تصمیم اشتباهی گرفت و به همین سبب بالغ بر دو میلیون دلار خسارت بر آن شرکت وارد شد. جان دی راکفلر مدیرعامل وقت شرکت بود.
روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید، بیشتر مدیران شرکت به بهانههای مختلف میکوشیدند تا از مدیرعامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند. تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیرعامل برود شخصی به نام ادوارد تیبدفورد بود. او یکی از شرکای شرکت بود و خوب میدانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود آماده کند.
زمانی که بدفورد وارد دفتر کار راکفلر شد، سر امپراتور شرکت عظیم نفتی روی میز کارش خم شده و روی کاغذی سخت مشغول نوشتن بود. بدفورد ساکت و آرام بدون اینکه مزاحم کار او شود ایستاد. راکفلر پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت: آه بدفورد تویی؛ به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیدهای.
بدفورد بلافاصله خبر خسارت راتایید کرد.
راکفلر گفت: چند روز است که روی مساله فکر میکنم و قبل از اینکه مدیر مربوطه را برای بازخواست بخواهیم، داشتم موارد مهمی را یادداشت میکردم.
بدفورد بعدها اینطور تعریف کرد: بالای کاغذ نوشته شده بود نقاط قوت آقای . . .
سپس فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرححال مختصری از کمکهای او به شرکت، تصمیمات درست در موارد مختلف، تصمیمهایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر که عاید شرکت کرده بود را روی کاغذ نوشته بود.
بدفورد میگوید من هرگز این درس را فراموش نمیکنم؛ در سالهای بعد هر وقت که درصدد برخورد و تنبیه کسی بودم قبل از هر چیز خودم را وادار میکردم پشت میزی بنشینم و با تعمق فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم و تنها پس از تهیهی یک چنین فهرستی متوجه میشدم که قادرم مساله را از بُعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پُرهزینهترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم؛ من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه میکنم که از این روش استفاده کند.
اگر در رابطه با دوست، همکار یا همسر خویش، کارتان به جر و بحث یا حتی دعوا کشید، لطفاً قبل از یادآوری خصوصیات منفی و کنارگذاشتن کامل شخص، دربارهی ویژگیهای مثبت و کارهای خوبی که برایتان انجام داده است هم فکر کنید. آدمی خطا میکند، اما اگر کل رفتار و اعمالش را روی ترازو قرار دهید، ممکن است قسمت مثبت آن سنگینی کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️