@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
كتاب پرنده ى من از خانم فريبا وفى كتابى ست ساده و روان ، تاثير گزار با موضوعى اجتماعى حول محور زن ، كتابى كه با تك تك شخصيت هاش ميتوان همذات پندارى كرد ، از شخصيت زن اصلى تا كودكان .
زن داستان روايت گر زندگيش است و بيشتر احساساتش ،
احساسات پيرامون اتفاقات و اطرافيان نزديكش ، همسرش امير ، خواهرانش ، مادر و پدرش و اقوام
پررنگ ترين ،همسرش و كمرنگ ترين شوهر خاله و فرزندان ، مردانى تاثيرگزار ولى كمرنگ ، كمرنگ از نظر توجه زن به آنها .
بدون هيچ سانسورى راوى داستان " من " از احساساتش مى نويسد ، از نظر ديگران راجع به خودش و ديدگاهش به زندگى .
نويسنده با هوشيارى بالا نامى براى زن داستان انتخاب نكرده است . "من " من است . من نوعى ، زنان هر سرزمينى در هر گوشه اى از اين دنيا ، زنى از طبقه متوسط و نزديك به پايين جامعه ، باهوشى متوسط و احتمالا سواد متوسط كه همه چى را خوب مى بيند ، تحليل مى كند و در عين حال تحمل ميكند . " زن " اينگونه تعريف شده است ؛ مادر و همسر فداكار . واو نقش خود را خوب بازى مى كند تا پرده ى آخر كه تا حدى در ابهام است .
به نظر من پرنده ى من كتابى ست به ياد ماندنى چون زندگى همه ماست . شروع كتاب عالى ست با تشبيهاتى قوى و تصويرگرى فوق العاده ، جملاتى كه درجا ميخكوب ميكنه و ابخندى از طنز تلخ بر لب مى نشاند . داستان بدون نظم و قيد زمانى بيش مى رود . ارتباط زن با شوهرى كه سوداى رفتن دارد .
از ديد من شخصيت زن متناقض است اگر زنى كم سواد خانه نشين از دنيا بى خبر و چاقى ست كه هوش متوسطى دارد، پس چرا به اين زيبايى مى بيند و تحليل مى كند ؟ نكاهش از بالا به بايين است و منفعل تا لخظه تصميم كه يادآور زن فيلم " به همين سادكى " ست .
بریده کتاب
راه رفتن خوب است.همیشه خوب بوده است.همیشه به درد می خورد.وقتی که فقیری و کرایۀ تاکسی گران تمام می شود.وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود.اگر بخواهی فکر کنی می توانی راه بروی.اگر بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی.برای احساس کردن زندگی شلوغ
از این بریده کتاب خیلی لذت بردم .
به نظرم چون داستان از زبان راوی بیان شده به جدابیت رمان افزوده . همین که شخصیت زنی که در داستان هست بسیار اشنا ، با زنان دور و اطرافمونه
. چیزی که از داستان میشد فهمید این بود که شریکها مایه رنج و عذاب بودند از اقاجان گرفته تا امیر همسر زن . داستان حول محور حال و گذشته زنی بود که ترسهاش رو از دوران بچگی به بزرگسالی اورده بود و حالا نگران دخترش هست که مثل خودش بشه.
در داستان با اینکه زن از امیر متنفر میشه ولی برای کم کردن غصه خودش بازم به امیر عشق می ورزه در قسمتی از کتاب هم این رو بیان کرده ولی با اصطلاحی دیگر
ازدواج اگر دوام بیاورد ، پوست زن شروع می کند به کلفت شدن . ظاهرا حساس و لطیف است ولی کلفت شده است . این زن نه غش می کند ، نه بیهوش می شود ، نه شب و روز غصه می خورد ، نه زمین را چنگ می زند . نه شبها گرسنه می خوابد ، نه می خواهد خون دخترهای قلمی را بریزد .
#فریبا_وفی
#پرنده_من
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
كتاب پرنده ى من از خانم فريبا وفى كتابى ست ساده و روان ، تاثير گزار با موضوعى اجتماعى حول محور زن ، كتابى كه با تك تك شخصيت هاش ميتوان همذات پندارى كرد ، از شخصيت زن اصلى تا كودكان .
زن داستان روايت گر زندگيش است و بيشتر احساساتش ،
احساسات پيرامون اتفاقات و اطرافيان نزديكش ، همسرش امير ، خواهرانش ، مادر و پدرش و اقوام
پررنگ ترين ،همسرش و كمرنگ ترين شوهر خاله و فرزندان ، مردانى تاثيرگزار ولى كمرنگ ، كمرنگ از نظر توجه زن به آنها .
بدون هيچ سانسورى راوى داستان " من " از احساساتش مى نويسد ، از نظر ديگران راجع به خودش و ديدگاهش به زندگى .
نويسنده با هوشيارى بالا نامى براى زن داستان انتخاب نكرده است . "من " من است . من نوعى ، زنان هر سرزمينى در هر گوشه اى از اين دنيا ، زنى از طبقه متوسط و نزديك به پايين جامعه ، باهوشى متوسط و احتمالا سواد متوسط كه همه چى را خوب مى بيند ، تحليل مى كند و در عين حال تحمل ميكند . " زن " اينگونه تعريف شده است ؛ مادر و همسر فداكار . واو نقش خود را خوب بازى مى كند تا پرده ى آخر كه تا حدى در ابهام است .
به نظر من پرنده ى من كتابى ست به ياد ماندنى چون زندگى همه ماست . شروع كتاب عالى ست با تشبيهاتى قوى و تصويرگرى فوق العاده ، جملاتى كه درجا ميخكوب ميكنه و ابخندى از طنز تلخ بر لب مى نشاند . داستان بدون نظم و قيد زمانى بيش مى رود . ارتباط زن با شوهرى كه سوداى رفتن دارد .
از ديد من شخصيت زن متناقض است اگر زنى كم سواد خانه نشين از دنيا بى خبر و چاقى ست كه هوش متوسطى دارد، پس چرا به اين زيبايى مى بيند و تحليل مى كند ؟ نكاهش از بالا به بايين است و منفعل تا لخظه تصميم كه يادآور زن فيلم " به همين سادكى " ست .
بریده کتاب
راه رفتن خوب است.همیشه خوب بوده است.همیشه به درد می خورد.وقتی که فقیری و کرایۀ تاکسی گران تمام می شود.وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود.اگر بخواهی فکر کنی می توانی راه بروی.اگر بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی.برای احساس کردن زندگی شلوغ
از این بریده کتاب خیلی لذت بردم .
به نظرم چون داستان از زبان راوی بیان شده به جدابیت رمان افزوده . همین که شخصیت زنی که در داستان هست بسیار اشنا ، با زنان دور و اطرافمونه
. چیزی که از داستان میشد فهمید این بود که شریکها مایه رنج و عذاب بودند از اقاجان گرفته تا امیر همسر زن . داستان حول محور حال و گذشته زنی بود که ترسهاش رو از دوران بچگی به بزرگسالی اورده بود و حالا نگران دخترش هست که مثل خودش بشه.
در داستان با اینکه زن از امیر متنفر میشه ولی برای کم کردن غصه خودش بازم به امیر عشق می ورزه در قسمتی از کتاب هم این رو بیان کرده ولی با اصطلاحی دیگر
ازدواج اگر دوام بیاورد ، پوست زن شروع می کند به کلفت شدن . ظاهرا حساس و لطیف است ولی کلفت شده است . این زن نه غش می کند ، نه بیهوش می شود ، نه شب و روز غصه می خورد ، نه زمین را چنگ می زند . نه شبها گرسنه می خوابد ، نه می خواهد خون دخترهای قلمی را بریزد .
#فریبا_وفی
#پرنده_من
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کافر ها حوصله آدم را سر می برند
چون فقط درباره خدا صحبت می کنند .
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کافر ها حوصله آدم را سر می برند
چون فقط درباره خدا صحبت می کنند .
#عقاید_یک_دلقک
#هاینریش_بل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دلتنگم
و خیال تو
پونه ای خشک است
در دستانم
که هر چه بیشتر خُردش می کنم
عطرش بیشتر زندگی را برمی دارد...
#رسول_پیره
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دلتنگم
و خیال تو
پونه ای خشک است
در دستانم
که هر چه بیشتر خُردش می کنم
عطرش بیشتر زندگی را برمی دارد...
#رسول_پیره
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#هالسمن
عکاس سرشناس امریکایی "فیلیپ هالسمن" یکی از مشهورترین عکسهای سورئال را با کمک نقاش برجسته معاصر سالوادور دالی با صرف 6 ساعت وقت برداشت.
به گزارش مجله تاریخ فرادید، "فیلیپ هالسمن" عکاس امریکایی که سر گذشت عجیب و عکسهای ماندگارش از او چهرهای معروف در تاریخ عکاسی معاصر ساخته است یکی از شناخته شده ترین عکسهای سورئالیستی را زمانی که هنوز تکنولوژی فتوشاپ برای دستکاری عکس وجود نداشت عکاسی کرد.
سرگذشت عجیب هالسمن این بود که او وقتی کودکی 10 ساله بود همراه با پدرش به آلپ رفت که پدرش طی حادثه ای از کوه سقوط کرد و کشته شد. دادگاه اتریشی هالسمن را متهم به قتل کرد و او را به زندان انداخت. حکم دادگاه در آن زمان باعث شد چهرههای مختلفی چون آلبرت اینشتین و توماس مان به رای صادره اعتراض کنند و هالسمن پس از 3 سال از زندان آزاد شود.
وی که از اقامت در اتریش منع شده بود به فرانسه و بعدها با کمک اینشتین به امریکا رفت و کار عکاسی را به صورت حرفهای دنبال کرد. پروژه عکاسی "پرش" او که عکاسی از چهره های در حالت پریدن بود در آن زمان در بسیاری از معتبرترین مجلات جهان به چاپ رسید. او معتقد بود انسانها وقتی به هوا میپرند چهره واقعیشان نمایان میشود.
هالسمن در راستای پروژه پرش خود همکاری با سالوادور دالی نقاش برجسته سورئالیست را نیز آغاز کرد. او با کمک دالی توانست شماری از ایدههای سوررئالیستی خود را با خلاقیتهایی در چیدمان اشیاء به اثر هنری تبدیل کند. "دالی اتومیکوس" در این میان مشهورترین اثر به شمار میرود.
هالسمن برای ثبت این عکس بیش از 6 ساعت وقت صرف کرد و 28 عکس برداشت تا به تصویر مورد نظر خود رسید؛ او به دنبال خلق تصویری شبیه تابلوی دالی با نام "لدا اتومیکا" بود که در آن نیز گربهها در پس زمینه دیده میشوند.
او هر بار برای گرفتن عکس تا شمارهی 4 میشمرد؛ با شمارهی یک، همسرش صندلی را در هوا نگه میداشت، با شمارهی دو، دستیارش آب را به هوا می ریخت، با شماره ۳ یکی دیگر از دستیاران گربهها را از سمت راست پرتاب میکرد و در نهایت با شمارهی چهار سالوادور دالی به هوا میپرید و در یک لحظه عکس گرفته میشد. این عکس و 36 عکس دیگر از همکاری این دو بعدها در کتابی با نام "سبیل دالی"به چاپ رسد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
#هالسمن
عکاس سرشناس امریکایی "فیلیپ هالسمن" یکی از مشهورترین عکسهای سورئال را با کمک نقاش برجسته معاصر سالوادور دالی با صرف 6 ساعت وقت برداشت.
به گزارش مجله تاریخ فرادید، "فیلیپ هالسمن" عکاس امریکایی که سر گذشت عجیب و عکسهای ماندگارش از او چهرهای معروف در تاریخ عکاسی معاصر ساخته است یکی از شناخته شده ترین عکسهای سورئالیستی را زمانی که هنوز تکنولوژی فتوشاپ برای دستکاری عکس وجود نداشت عکاسی کرد.
سرگذشت عجیب هالسمن این بود که او وقتی کودکی 10 ساله بود همراه با پدرش به آلپ رفت که پدرش طی حادثه ای از کوه سقوط کرد و کشته شد. دادگاه اتریشی هالسمن را متهم به قتل کرد و او را به زندان انداخت. حکم دادگاه در آن زمان باعث شد چهرههای مختلفی چون آلبرت اینشتین و توماس مان به رای صادره اعتراض کنند و هالسمن پس از 3 سال از زندان آزاد شود.
وی که از اقامت در اتریش منع شده بود به فرانسه و بعدها با کمک اینشتین به امریکا رفت و کار عکاسی را به صورت حرفهای دنبال کرد. پروژه عکاسی "پرش" او که عکاسی از چهره های در حالت پریدن بود در آن زمان در بسیاری از معتبرترین مجلات جهان به چاپ رسید. او معتقد بود انسانها وقتی به هوا میپرند چهره واقعیشان نمایان میشود.
هالسمن در راستای پروژه پرش خود همکاری با سالوادور دالی نقاش برجسته سورئالیست را نیز آغاز کرد. او با کمک دالی توانست شماری از ایدههای سوررئالیستی خود را با خلاقیتهایی در چیدمان اشیاء به اثر هنری تبدیل کند. "دالی اتومیکوس" در این میان مشهورترین اثر به شمار میرود.
هالسمن برای ثبت این عکس بیش از 6 ساعت وقت صرف کرد و 28 عکس برداشت تا به تصویر مورد نظر خود رسید؛ او به دنبال خلق تصویری شبیه تابلوی دالی با نام "لدا اتومیکا" بود که در آن نیز گربهها در پس زمینه دیده میشوند.
او هر بار برای گرفتن عکس تا شمارهی 4 میشمرد؛ با شمارهی یک، همسرش صندلی را در هوا نگه میداشت، با شمارهی دو، دستیارش آب را به هوا می ریخت، با شماره ۳ یکی دیگر از دستیاران گربهها را از سمت راست پرتاب میکرد و در نهایت با شمارهی چهار سالوادور دالی به هوا میپرید و در یک لحظه عکس گرفته میشد. این عکس و 36 عکس دیگر از همکاری این دو بعدها در کتابی با نام "سبیل دالی"به چاپ رسد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
تمدن کولر آبی
امروز باز گرفتار کولر آبی بودم، کاری هم از پیش نبردم. دقت کردم، این یکی شکل و شمایلش عوض شده بود اما چون مجبور شدم بازش کنم، دیدم هیچ تغییری، بله هیچ تغییری نکرده است. جالب است که دیروز اعلام شد که بحث آب در کشور، بحث امنیتی شده است. آن وقت، در همین حال، این کولر آبی در کشور، بخش بزرگی از آب را تلف می کند. مطلب زیر را ششم تیرماه نود و سه نوشتم:
از هفتاد سال قبل که کولر آبی در ایران رواج یافته، تا به امروز، ظاهر و باطنش هیچ گونه تغییری نکرده است. این دستگاه آب پاش یا به عبارتی آب حروم کن، همچنان با همان سیستم قدیمی کار می کند. طی این سالها نه در مصرف آب آن صرفه جویی شده و نه در برق و نه حتی شکل و شمایل آن و نه صدایش.
به نظر شما نام این جمود در یک صنعت ساده را چه می توان گذاشت؟ این که ما یک کولر آبی را هفتاد سال نگاه داشته ایم، بدون آن که شرکت یا شرکت های سازنده سر سوزنی تغییر در آن بدهند، این چه معنایی دارد؟ ناتوانیم، نمی خواهیم، فکر نمی کنیم. قانعیم ... چی؟
حال به کولر های گازی جدید کره ای نگاه کنید که در طول کمترین زمان، چندین نسل عوض کرده و فقط طی این پنج سال گذشته، چندین تغییر مهم به لحاظ کیفیت، مصرف برق، ایجاد سرمایش یا گرمایش، اندازه و... در آن ایجاد شده است. این تمدن با آن تمدن چه فرقی دارد؟
این در حالی است که ما معتقد هستیم علوم اولین و آخرین را در اختیار داریم، و در این زمینه، اظهاراتی از ما سر می زند که مرغ هوا هم از آن خنده اش می گیرد. گویی تمام عالم نیازمند معلومات ما هستند. فقط این سخن مهم ترین سخنران ما را در طول 35 سال گذشته نگاه کنید: .... رئیس ستاد ... با بیان این که یکی از مهم ترین دغدغه هایی که در عرصه تبلیغ وجود دارد کم توجهی به عرصه تفسیر است افزود: باید برای همه وزرات خانه ها یک کتاب تفسیر نوشته شود. به عنوان مثال بنده برای مسأله راه و ساختمان 500 آیه تفسیری گردآوری کردم که به حالات مختلف ساختمان و ویژگی های یک ساختمان از نظر اسلام می پردازد که تاکنون کمتر به آن توجه شده است (خبرآنلاین)
اگر در قرآن پانصد آیه در باره راه و ساختمان باشد، طبعا با این همه تخصص های متنوع، باید چند آیه در باره هر یک از مسائل تخصصی و علمی موجود در عالم در قرآن آمده باشد؟
سالها با دادن این امید به مردم که همه علوم از متون دینی استخراج می شود، هم به حیثیت دین لطمه زدیم و هم در عمل با تعطیل کردن عقل مردم کاری از پیش نبردیم. اگر هم در جایی اقدامی در جهت پیشرفت صورت گرفته، جایی بوده که مسیر علمی زندگی بشر که همان عقل خدادادی است، توانش را به کار انداخته و کاری انجام داده است.
حالا با این تمدن کولر آبی چه کنیم؟
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
تمدن کولر آبی
امروز باز گرفتار کولر آبی بودم، کاری هم از پیش نبردم. دقت کردم، این یکی شکل و شمایلش عوض شده بود اما چون مجبور شدم بازش کنم، دیدم هیچ تغییری، بله هیچ تغییری نکرده است. جالب است که دیروز اعلام شد که بحث آب در کشور، بحث امنیتی شده است. آن وقت، در همین حال، این کولر آبی در کشور، بخش بزرگی از آب را تلف می کند. مطلب زیر را ششم تیرماه نود و سه نوشتم:
از هفتاد سال قبل که کولر آبی در ایران رواج یافته، تا به امروز، ظاهر و باطنش هیچ گونه تغییری نکرده است. این دستگاه آب پاش یا به عبارتی آب حروم کن، همچنان با همان سیستم قدیمی کار می کند. طی این سالها نه در مصرف آب آن صرفه جویی شده و نه در برق و نه حتی شکل و شمایل آن و نه صدایش.
به نظر شما نام این جمود در یک صنعت ساده را چه می توان گذاشت؟ این که ما یک کولر آبی را هفتاد سال نگاه داشته ایم، بدون آن که شرکت یا شرکت های سازنده سر سوزنی تغییر در آن بدهند، این چه معنایی دارد؟ ناتوانیم، نمی خواهیم، فکر نمی کنیم. قانعیم ... چی؟
حال به کولر های گازی جدید کره ای نگاه کنید که در طول کمترین زمان، چندین نسل عوض کرده و فقط طی این پنج سال گذشته، چندین تغییر مهم به لحاظ کیفیت، مصرف برق، ایجاد سرمایش یا گرمایش، اندازه و... در آن ایجاد شده است. این تمدن با آن تمدن چه فرقی دارد؟
این در حالی است که ما معتقد هستیم علوم اولین و آخرین را در اختیار داریم، و در این زمینه، اظهاراتی از ما سر می زند که مرغ هوا هم از آن خنده اش می گیرد. گویی تمام عالم نیازمند معلومات ما هستند. فقط این سخن مهم ترین سخنران ما را در طول 35 سال گذشته نگاه کنید: .... رئیس ستاد ... با بیان این که یکی از مهم ترین دغدغه هایی که در عرصه تبلیغ وجود دارد کم توجهی به عرصه تفسیر است افزود: باید برای همه وزرات خانه ها یک کتاب تفسیر نوشته شود. به عنوان مثال بنده برای مسأله راه و ساختمان 500 آیه تفسیری گردآوری کردم که به حالات مختلف ساختمان و ویژگی های یک ساختمان از نظر اسلام می پردازد که تاکنون کمتر به آن توجه شده است (خبرآنلاین)
اگر در قرآن پانصد آیه در باره راه و ساختمان باشد، طبعا با این همه تخصص های متنوع، باید چند آیه در باره هر یک از مسائل تخصصی و علمی موجود در عالم در قرآن آمده باشد؟
سالها با دادن این امید به مردم که همه علوم از متون دینی استخراج می شود، هم به حیثیت دین لطمه زدیم و هم در عمل با تعطیل کردن عقل مردم کاری از پیش نبردیم. اگر هم در جایی اقدامی در جهت پیشرفت صورت گرفته، جایی بوده که مسیر علمی زندگی بشر که همان عقل خدادادی است، توانش را به کار انداخته و کاری انجام داده است.
حالا با این تمدن کولر آبی چه کنیم؟
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
من حرفم این است که هر عصری گفتمان خاص خود را دارد. که مردمان اعصار پیشین نمی توانند آن را درک کنند. همچنانکه انسان عصر اسطوره نمی توانست تصوری از فضاپیماهای امروزی و رفتن به ماه را داشته باد آنچنان نیز نمی توانست تصوری از دمکراسی و حقوق شهروندی که امروز مرسوم است داشته باشد. اگر کیکاوس توسط عقاب خواسته پرواز کند دلیل نمیشود که بگوییم ما نخستین مخترع فضا پیما هستیم. مفهوم اومانیسم یک دست آورد تمدن جدید است هر چند در یونان باستان ریشه داشته باشد و پروتاگوراس گفته باشد "انسان معیار همه چیز است ". ابوالحسن خرقانی نیز هزار سال پیش حرف هایی زده است کاملا اومانیستی:
(اگر از ترکستان تا به در شام، کسی را خاری در انگشت شود، آن از آنِ من است. همچنین [اگر] از ترک تا شام، کسی را قدم در سنگ آید، زیان آن مراست و اگر اندوهی در دلی است، آن دل از آنِ من است... . کاشکی حساب همه خلق با من بکردی تا خلق را به قیامت حساب نبایستی دید. کاشکی عقوبت همه خلق مرا کردی تا ایشان را دوزخ نبایستی دید.)
این بسیار روشنتر از اساطیری است که جمالی آنها را تعبیر و تفسیر می کند که از دل آنها اومانیسم را بیرون کشد. واقعیت این است که انسان گذشته در همه جای جهان بشدت تحت سلطه کاهنان و موبدان بوده و در مقابل خدایان هیچ ارزشی نداشته و همیشه قربانی مطامع خدایان و دارو دسته آنها بوده چه در ایران و چه در هر کجای جهان. بشر پس از قرنها مجاهده حقوق بشر را کشف کرده که از کشف اتم و الکتریسته مهمتر بوده است. همچنان که در استفاده از دست آوردهای علوم جدید غربی در زمینه پزشکی و فنی استقبال می کنیم همانگونه نیز از ره آورد آنها در زمینه دمکراسی و آزادی های فردی و حقوق بشر و تفکیک قوا، نوع حکومت داری، رعایت حق شهروندی، پاسداشت حرمت انسان استقبال کنیم. حواله دادن دست آوردهای مدرنیته به داستان جمشید و اهریمن و این چیزها سرگیجه آور است. مردم ما به جای پرداختن به دوران پیشا زرتشتی، باید با تاریخ قرون وسطی و رنسانس آشنا شوند. با اندیشه های جان لاک، جان استوارت میل، ولتر، روسو، پوبر، فوکو و دیگران آشنا شوند که روشنگر است و رهایی بخش .....
#آیدین_محمدی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
من حرفم این است که هر عصری گفتمان خاص خود را دارد. که مردمان اعصار پیشین نمی توانند آن را درک کنند. همچنانکه انسان عصر اسطوره نمی توانست تصوری از فضاپیماهای امروزی و رفتن به ماه را داشته باد آنچنان نیز نمی توانست تصوری از دمکراسی و حقوق شهروندی که امروز مرسوم است داشته باشد. اگر کیکاوس توسط عقاب خواسته پرواز کند دلیل نمیشود که بگوییم ما نخستین مخترع فضا پیما هستیم. مفهوم اومانیسم یک دست آورد تمدن جدید است هر چند در یونان باستان ریشه داشته باشد و پروتاگوراس گفته باشد "انسان معیار همه چیز است ". ابوالحسن خرقانی نیز هزار سال پیش حرف هایی زده است کاملا اومانیستی:
(اگر از ترکستان تا به در شام، کسی را خاری در انگشت شود، آن از آنِ من است. همچنین [اگر] از ترک تا شام، کسی را قدم در سنگ آید، زیان آن مراست و اگر اندوهی در دلی است، آن دل از آنِ من است... . کاشکی حساب همه خلق با من بکردی تا خلق را به قیامت حساب نبایستی دید. کاشکی عقوبت همه خلق مرا کردی تا ایشان را دوزخ نبایستی دید.)
این بسیار روشنتر از اساطیری است که جمالی آنها را تعبیر و تفسیر می کند که از دل آنها اومانیسم را بیرون کشد. واقعیت این است که انسان گذشته در همه جای جهان بشدت تحت سلطه کاهنان و موبدان بوده و در مقابل خدایان هیچ ارزشی نداشته و همیشه قربانی مطامع خدایان و دارو دسته آنها بوده چه در ایران و چه در هر کجای جهان. بشر پس از قرنها مجاهده حقوق بشر را کشف کرده که از کشف اتم و الکتریسته مهمتر بوده است. همچنان که در استفاده از دست آوردهای علوم جدید غربی در زمینه پزشکی و فنی استقبال می کنیم همانگونه نیز از ره آورد آنها در زمینه دمکراسی و آزادی های فردی و حقوق بشر و تفکیک قوا، نوع حکومت داری، رعایت حق شهروندی، پاسداشت حرمت انسان استقبال کنیم. حواله دادن دست آوردهای مدرنیته به داستان جمشید و اهریمن و این چیزها سرگیجه آور است. مردم ما به جای پرداختن به دوران پیشا زرتشتی، باید با تاریخ قرون وسطی و رنسانس آشنا شوند. با اندیشه های جان لاک، جان استوارت میل، ولتر، روسو، پوبر، فوکو و دیگران آشنا شوند که روشنگر است و رهایی بخش .....
#آیدین_محمدی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
یادی از بزرگان ادبیات جهان:
دوم ژوئن(جولای) برابر با یازدهم تیر
برای دوستداران ادبیات جهان یادآور بزرگداشت شخصیتهای ارزشمندی در تاریخ ادبیات جهان می باشد:
1-هرمان هسه:متولد دوم جولای 1877
ادیب،نویسنده و نقاش آلمانی-سوییسی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال 1946وی به خاطر نوشته های الهام بخشش که با سرزندگی و شجاعت،آرمان های باستانی
بشر دوستانه و کیفیت بالای سبکش را به تصویر می کشد؛به جایزه نوبل دست یافت.این نویسنده و شاعر آلمانی به عنوان یکی از پرطرفدارترین نویسندگان آلمانی زبان قرن بیستم انتخاب شده است.
2-ویسلاوا شیمبورسکا زاده ی دوم جولای 1923 شاعر،مقاله نویس و مترجم لهستانی است.وی برنده ی جایزه نوبل ادبیات 1996شد.داوران کمیته ادبی جایزه نوبل در توصیف وی،او را "موتسارت شعر"خواندند.کسی که ظرافت های زبانی را با شور و هیجان های بتهوونی در هم آمیخته بود.اشعار وی به زبان های مختلف ترجمه شده است.
3-ارنست میلر همینگوی: نویسنده و روزنامه نگار سرشناس امریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال1954 و جایزه پولیتزر می باشد.
بر خلاف دو برنده قبلی ادبیات که در این روز متولد شدند،در چنین روزی در سال 1961میلادی چشم از دنیا فروبست.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
یادی از بزرگان ادبیات جهان:
دوم ژوئن(جولای) برابر با یازدهم تیر
برای دوستداران ادبیات جهان یادآور بزرگداشت شخصیتهای ارزشمندی در تاریخ ادبیات جهان می باشد:
1-هرمان هسه:متولد دوم جولای 1877
ادیب،نویسنده و نقاش آلمانی-سوییسی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال 1946وی به خاطر نوشته های الهام بخشش که با سرزندگی و شجاعت،آرمان های باستانی
بشر دوستانه و کیفیت بالای سبکش را به تصویر می کشد؛به جایزه نوبل دست یافت.این نویسنده و شاعر آلمانی به عنوان یکی از پرطرفدارترین نویسندگان آلمانی زبان قرن بیستم انتخاب شده است.
2-ویسلاوا شیمبورسکا زاده ی دوم جولای 1923 شاعر،مقاله نویس و مترجم لهستانی است.وی برنده ی جایزه نوبل ادبیات 1996شد.داوران کمیته ادبی جایزه نوبل در توصیف وی،او را "موتسارت شعر"خواندند.کسی که ظرافت های زبانی را با شور و هیجان های بتهوونی در هم آمیخته بود.اشعار وی به زبان های مختلف ترجمه شده است.
3-ارنست میلر همینگوی: نویسنده و روزنامه نگار سرشناس امریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال1954 و جایزه پولیتزر می باشد.
بر خلاف دو برنده قبلی ادبیات که در این روز متولد شدند،در چنین روزی در سال 1961میلادی چشم از دنیا فروبست.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
از آن رو که دوستت می دارم، سراسر شب را
چنین وحشی و نجواگر به جانب تو آمده ام.
و از آن رو که تو را توان فراموش کردنم نیست
روحت را نیز با خود آورده ام.
اکنون نزد من و سراسر از آن من است روحت
چه در خوشی و چه در نا خوشی؛
از عشق آتشین وحشی ام
هیچ فرشته ای توان رهاندنت ندارد.
هرمان هسه
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
از آن رو که دوستت می دارم، سراسر شب را
چنین وحشی و نجواگر به جانب تو آمده ام.
و از آن رو که تو را توان فراموش کردنم نیست
روحت را نیز با خود آورده ام.
اکنون نزد من و سراسر از آن من است روحت
چه در خوشی و چه در نا خوشی؛
از عشق آتشین وحشی ام
هیچ فرشته ای توان رهاندنت ندارد.
هرمان هسه
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
• "بسیاری از مردم تا نتوانند شنا کنند، شنا نمیکنند!" راستی راستی این نشانه هوش و ظریف طبعی نیست؟ اینکه معلوم است که شنا نمیکنند، آنها برای زندگی روی زمین خشک آفریده شدهاند، نه برای آب!
• همچنین این حکم طبیعت نیست که مردم فکر کنند، زیرا آنها برای زندگی آفریده شدهاند، نه برای تفکر! بله، و هر کس که فکر کند، یا مهمتر از آن، هر کس که تفکر را پیشهی خود نماید کارش به جاهای باریک میکشد و آنوقت با این کار، زمین خشک را با آب مبادله کرده و روزی هم در آن غرق خواهد شد!
#هرمان_هسه
#گرگ_بیابان
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
• "بسیاری از مردم تا نتوانند شنا کنند، شنا نمیکنند!" راستی راستی این نشانه هوش و ظریف طبعی نیست؟ اینکه معلوم است که شنا نمیکنند، آنها برای زندگی روی زمین خشک آفریده شدهاند، نه برای آب!
• همچنین این حکم طبیعت نیست که مردم فکر کنند، زیرا آنها برای زندگی آفریده شدهاند، نه برای تفکر! بله، و هر کس که فکر کند، یا مهمتر از آن، هر کس که تفکر را پیشهی خود نماید کارش به جاهای باریک میکشد و آنوقت با این کار، زمین خشک را با آب مبادله کرده و روزی هم در آن غرق خواهد شد!
#هرمان_هسه
#گرگ_بیابان
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
در باره ی کتاب جنس دوم نوشتۀ سیمون دوبووار :
سیمون دوبوار متولد1908 میلادی و درگذشته به سال1986فیلسوف،نویسنده،فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود.
وی به عنوان مادر فمینیسم بعد از 1967شناخته می شود.
معروفترین اثر وی جنس دوم نام دارد.این کتاب به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده است می پردازد.
– در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار استدلالهای خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان میکند. بووار بهعنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به همین منوال استنباط میکند که یک انسان زن زاده نمیشود، بلکه تبدیل به زن میشود، چرا دختران از اوان کودکی، نقشهای فرهنگی معینی را میپذیرند. تز کلی کتاب، نشان دادن آن است که چگونه زنان به وسیلۀ تاریخ و افسانه هایی تعریف و محدود شده اند که آنها را در جایگاهی پایینتر قرار میدهد. به باور بووار، تاریخ فرهنگی مانع از آن شده است که زنان آزادی خود را درک و بر اساس آن عمل کنند، اما آنها میتوانند با نفی این افسانه های فرهنگی، خود را باز تعریف کنند. در مقابل، تا زمانی که زنان به مردان و سنتهای فرهنگی اجازه دهند تا چیستی آنان را تعریف کنند، آزاد نخواهند بود. بووار استدلالهای زیست شناختی، روانشناختی، و ماده گرایانه را، برای تبیین دستهای از ویژگیهای رفتاری زنان که از کنترل فرهنگ خارج است، نفی میکند.
بووار دلیل میآورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شدهاند.
در کتاب جنس دوم بووار میگوید که این طرز فکر با ادعای این که زنان در مقابل مردان «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش روی زنان را گرفته است. بهعقیدهٔ وی برای آن که فمینیسم بتواند به جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در اینصورت زنان درست بهاندازهٔ مردان قادر به پیشرفت هستند.
بووار استدلال میکند که زنان، همواره «دیگری» مردان به حساب آورده شده اند، و چنین ادراکی را در هویت خود درونی ساخته اند. بنابراین مردان کنشگرا، و زنان کنشپذیر هستند. بووار بر این باور است که با وجود ساختارهای فرهنگی موجود (همچون ازدواج، مادری، روابط زن-مرد) زنان، بختی برای آزادی یا برابری ندارند. با این وجود، بووار خوشبین بود و عقیده داشت زنان میتوانند زمینۀ آزادی خود را فراهم کنند. آنها میتوانند افسانه های فرهنگی را به چالش بکشند، میتوانند استقلال اقتصادی بیشتری را تجربه کنند و بر تصور اشتباه پاییندست بودنشان در هنر و ادبیات فائق آیند. مهمتر آنکه، آنان میتوانند رابطهۀ برابری را با مردان تجربه کنند. او نوشت «اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت عشق بورزد… دوست داشتن برای او نیز، همچون مرد، سرچشمه ی زندگی خواهد بود و نه خطری مرگبار.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
در باره ی کتاب جنس دوم نوشتۀ سیمون دوبووار :
سیمون دوبوار متولد1908 میلادی و درگذشته به سال1986فیلسوف،نویسنده،فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود.
وی به عنوان مادر فمینیسم بعد از 1967شناخته می شود.
معروفترین اثر وی جنس دوم نام دارد.این کتاب به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده است می پردازد.
– در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار استدلالهای خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان میکند. بووار بهعنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به همین منوال استنباط میکند که یک انسان زن زاده نمیشود، بلکه تبدیل به زن میشود، چرا دختران از اوان کودکی، نقشهای فرهنگی معینی را میپذیرند. تز کلی کتاب، نشان دادن آن است که چگونه زنان به وسیلۀ تاریخ و افسانه هایی تعریف و محدود شده اند که آنها را در جایگاهی پایینتر قرار میدهد. به باور بووار، تاریخ فرهنگی مانع از آن شده است که زنان آزادی خود را درک و بر اساس آن عمل کنند، اما آنها میتوانند با نفی این افسانه های فرهنگی، خود را باز تعریف کنند. در مقابل، تا زمانی که زنان به مردان و سنتهای فرهنگی اجازه دهند تا چیستی آنان را تعریف کنند، آزاد نخواهند بود. بووار استدلالهای زیست شناختی، روانشناختی، و ماده گرایانه را، برای تبیین دستهای از ویژگیهای رفتاری زنان که از کنترل فرهنگ خارج است، نفی میکند.
بووار دلیل میآورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شدهاند.
در کتاب جنس دوم بووار میگوید که این طرز فکر با ادعای این که زنان در مقابل مردان «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش روی زنان را گرفته است. بهعقیدهٔ وی برای آن که فمینیسم بتواند به جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در اینصورت زنان درست بهاندازهٔ مردان قادر به پیشرفت هستند.
بووار استدلال میکند که زنان، همواره «دیگری» مردان به حساب آورده شده اند، و چنین ادراکی را در هویت خود درونی ساخته اند. بنابراین مردان کنشگرا، و زنان کنشپذیر هستند. بووار بر این باور است که با وجود ساختارهای فرهنگی موجود (همچون ازدواج، مادری، روابط زن-مرد) زنان، بختی برای آزادی یا برابری ندارند. با این وجود، بووار خوشبین بود و عقیده داشت زنان میتوانند زمینۀ آزادی خود را فراهم کنند. آنها میتوانند افسانه های فرهنگی را به چالش بکشند، میتوانند استقلال اقتصادی بیشتری را تجربه کنند و بر تصور اشتباه پاییندست بودنشان در هنر و ادبیات فائق آیند. مهمتر آنکه، آنان میتوانند رابطهۀ برابری را با مردان تجربه کنند. او نوشت «اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت عشق بورزد… دوست داشتن برای او نیز، همچون مرد، سرچشمه ی زندگی خواهد بود و نه خطری مرگبار.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
"ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زن مجرد خواه محروم مانده از پیوند، خواه طغیانکرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف میشود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- زن بایدکودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند ، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر "روی دست بمانند "از نظر اجتماع تحقیر شدهاند.
…دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.
جنس دوم - سیمون دوبووار
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
"ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زن مجرد خواه محروم مانده از پیوند، خواه طغیانکرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف میشود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- زن بایدکودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند ، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر "روی دست بمانند "از نظر اجتماع تحقیر شدهاند.
…دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را میجویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.
جنس دوم - سیمون دوبووار
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رمان "بینوایان" 155 ساله شد
یکصد و پنجاه و پنج سال ازانتشار رمان #بینوایان؛ نوشته #ویکتور_هوگو ، گذشت.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت- امروز 155مین سالگرد انتشار کتاب #بینوایان است. «ویکتور هوگو» نویسنده فرانسوی خالق «بینوایان» در سن 30 سالگی شاعر، هنرمند و داستاننویس چیرهدستی بود اما امروز علاوه بر یک نویسنده به عنوان یک شخصیت اسطورهای در میان مردم دنیا محبوبیت دارد.
#بینوایان، معروفترین رمان این نویسنده است، سیمای واقعی مردم فرانسه در قرن نوزدهم را منعکس میکند و به همین دلیل یکی از شاهکارهای این قرن به حساب میآید. در قرن نوزدهم بیعدالتی اجتماعی، ظلم و ستم ثروتمندان بر اقشار تهیدست، و اختلاف طبقانی زمینهساز انقلاب کبیر فرانسه شد. اتفافات منجر به این انقلاب منبع الهام «ویکتور هوگو» شد و وی نوشتن این رمان را در همان سال آغاز کرد و هفده سال پس از آن نیز ادامه داد تا به پایان برسد.
«هوگو» نیز مانند شخصیت «ژان والژان» فعالیتهای زیادی در راستای احقاق حقوق بشر کرد و پس از اینکه در سال 1848 به عنوان نماینده مردم وارد مجلس شد با محافظهکاران مخالفت و اعلام کرد حق رأی و تحصیل کودکان باید به رسمیت شناخته شود و نمایندگان وظیفه دارند تلاش کنند به فقر در کشور پایان دهند.
خالق آثاری چون «بینوایان» و «مردی که میخندد» چنان در میان مردم فرودست فرانسه محبوبیت داشت که در تولد هشتاد سالگیاش حدود 2000 نفر از کنار خانه او رژه رفتند و او شش ساعت پشت پنجره به تماشای آنان نشست. یک روز پس از این ماجرا آن خیابان به نام «ویکتور هوگو» نامگذاری شد.
#ویکتور_هوگو فقط چهار سال پس از آن روز در قید حیات بود اما او تا آخر مدافع حقوق فقرا باقی ماند و قبل از مرگ از دیگران خواست مراسم سادهای برای او تدارک ببینند و از تجملاتی که طبق قانون به عنوان یک نویسنده و نماینده سابق از آن برخوردار بود دوری کنند. او در وصیتنامه پنجخطی خود نوشت: «50 هزار فرانک دارم که به فقرا میبخشم. دوست دارم در میان فقرا دفن شوم و تجملات مراسم ختم کلیساها را نمیپذیرم. لطفا برای روح همه دعا کنید. من به خدا اعتقاد دارم.»
او اعتقاد ویژهای به انجام کارهای خیرخواهانه داشت و معتقد بود باید دلسوزی برای فقرا را به عمل نشان داد و در حد سخن باقی نماند. دو روز قبل از مرگ خود بر اثر ذاتالریه نیز روی کاغذی نوشت: «عشق ورزیدن به عمل است.»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رمان "بینوایان" 155 ساله شد
یکصد و پنجاه و پنج سال ازانتشار رمان #بینوایان؛ نوشته #ویکتور_هوگو ، گذشت.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ایندیپندنت- امروز 155مین سالگرد انتشار کتاب #بینوایان است. «ویکتور هوگو» نویسنده فرانسوی خالق «بینوایان» در سن 30 سالگی شاعر، هنرمند و داستاننویس چیرهدستی بود اما امروز علاوه بر یک نویسنده به عنوان یک شخصیت اسطورهای در میان مردم دنیا محبوبیت دارد.
#بینوایان، معروفترین رمان این نویسنده است، سیمای واقعی مردم فرانسه در قرن نوزدهم را منعکس میکند و به همین دلیل یکی از شاهکارهای این قرن به حساب میآید. در قرن نوزدهم بیعدالتی اجتماعی، ظلم و ستم ثروتمندان بر اقشار تهیدست، و اختلاف طبقانی زمینهساز انقلاب کبیر فرانسه شد. اتفافات منجر به این انقلاب منبع الهام «ویکتور هوگو» شد و وی نوشتن این رمان را در همان سال آغاز کرد و هفده سال پس از آن نیز ادامه داد تا به پایان برسد.
«هوگو» نیز مانند شخصیت «ژان والژان» فعالیتهای زیادی در راستای احقاق حقوق بشر کرد و پس از اینکه در سال 1848 به عنوان نماینده مردم وارد مجلس شد با محافظهکاران مخالفت و اعلام کرد حق رأی و تحصیل کودکان باید به رسمیت شناخته شود و نمایندگان وظیفه دارند تلاش کنند به فقر در کشور پایان دهند.
خالق آثاری چون «بینوایان» و «مردی که میخندد» چنان در میان مردم فرودست فرانسه محبوبیت داشت که در تولد هشتاد سالگیاش حدود 2000 نفر از کنار خانه او رژه رفتند و او شش ساعت پشت پنجره به تماشای آنان نشست. یک روز پس از این ماجرا آن خیابان به نام «ویکتور هوگو» نامگذاری شد.
#ویکتور_هوگو فقط چهار سال پس از آن روز در قید حیات بود اما او تا آخر مدافع حقوق فقرا باقی ماند و قبل از مرگ از دیگران خواست مراسم سادهای برای او تدارک ببینند و از تجملاتی که طبق قانون به عنوان یک نویسنده و نماینده سابق از آن برخوردار بود دوری کنند. او در وصیتنامه پنجخطی خود نوشت: «50 هزار فرانک دارم که به فقرا میبخشم. دوست دارم در میان فقرا دفن شوم و تجملات مراسم ختم کلیساها را نمیپذیرم. لطفا برای روح همه دعا کنید. من به خدا اعتقاد دارم.»
او اعتقاد ویژهای به انجام کارهای خیرخواهانه داشت و معتقد بود باید دلسوزی برای فقرا را به عمل نشان داد و در حد سخن باقی نماند. دو روز قبل از مرگ خود بر اثر ذاتالریه نیز روی کاغذی نوشت: «عشق ورزیدن به عمل است.»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
احمق کسی است که فکر می کند
خیلی باهوش است،
هیچ وقت نمی تواند جلوی دهانش را بگیرد ،
مهم نیست بقیه چی می گویند
او باید مخالفتش را بکند ...
یک آدم احمق تمام سعی اش را می کند
که تو همیشه خیال کنی گند زده ای
مهم نیست تو از چه حرف میزنی
او بهتر از تو می داند
#کورت_ونه_گات
#گهواره_گربه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
احمق کسی است که فکر می کند
خیلی باهوش است،
هیچ وقت نمی تواند جلوی دهانش را بگیرد ،
مهم نیست بقیه چی می گویند
او باید مخالفتش را بکند ...
یک آدم احمق تمام سعی اش را می کند
که تو همیشه خیال کنی گند زده ای
مهم نیست تو از چه حرف میزنی
او بهتر از تو می داند
#کورت_ونه_گات
#گهواره_گربه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️