@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
⛔️اعتياد به کنترل دیگران⛔️
آیا می بایست که همیشه همه چیز مطابق میل و خواسته ی همسر شما باشد و گرنه بسیار ناراحت خواهد شد؟
آیا در ترس همیشگی از اینکه مبادا کاری کنید که همسرتان را مکدر یا عصبانی کنید، زندگی می کنید؟ به عبارتی آیا می بایستی که همیشه کارها را به روش او انجام بدهید وگرنه دلخور خواهد شد؟
آیا احساس می کنید که همسرتان مدام از شما انتقاد کرده و محاکمه تان می کند؟ آیا این احساس را دارید که او مدام شما را زیر نظر دارد؟
حد اقل در ظاهر و برخورد اول باید او را از نظر نیازی که در خود احساس می کند( کنترل گری) اقناع کنید و شاید سپس بتوانید با دلایلی نرم و ملایم نظر او را تغییر دهید.
اگر به هر یک از سؤالات فوق پاسخ مثبت دادید، این امکان وجود دارد که درگیر یک «معتاد به کنترل دیگران» باشید. یک «معتاد به کنترل» عملاً نقطه مقابل «قربانی» است.
در حالی که «قربانی» اغلب از اتخاذ هرگونه تصمیمی سرباز می زند، «معتاد به کنترل» می بایستی که تمامی تصمیمها را او اتخاذ کند. «قربانی» به دیگران چشم کمک و نجات دوخته است، در حالی که «معتاد به کنترل» تقریباً هرگز درخواست کمک نمی کند. از آنجا که به خود می گوید: «خود از عهده اش برخواهم آمد.» «قربانی» اغلب از شما توقع دارد که به او بگوئید چکار کند در حالی که این «معتاد به کنترل» است که برای شما تعیین تکلیف می کند.
بیشتر انسانها مایلند که کنترل زندگیشان را به دست داشته باشند و هنگامی که اوضاع از کنترل آنها خارج می شود، احساس خوبی ندارند. اما تفاوت در اینجاست که معتادین به کنترل باید که کنترل همه چیز با آنها باشد و هر کاری خواهند کرد تا که مبادا احساس کنند چیزی تحت تسلط و کنترل آنها نیست.
این الگوی خاص مشکلات جدی خاصی را در روابط سبب می شود که به قرار زیر می باشند:
معتادین به کنترل از لحاظ احساسی بسته بوده و به سادگی احساسات آسیب پذیری و عواطف خود را بروز نمی دهند.
معتادین به کنترل از اینکه بپذیرند به شما نیاز دارند، خوششان نمی آید.
معتادین به کنترل آنقدر به شما احتیاج دارند که می خواهند تمامی وقت شما را در کنترل خود داشته باشند. از اینرو حس مالکیت زیادی روی شما داشته و در ضمن بسیار حسود نیز می باشند.
معتادین به کنترل براحتی از دست شما و دیگران ناراحت شده و هنگامی که چیزی مطابق میل آنها نیست و یا هنگامی که احساس می کنند روی اوضاع و امور کنترل کافی ندارند، می رنجند و یا عصبانی می شوند.
#آيا_تو_گمشده_ام_هستي
#باربارا_دي_آنجليس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
⛔️اعتياد به کنترل دیگران⛔️
آیا می بایست که همیشه همه چیز مطابق میل و خواسته ی همسر شما باشد و گرنه بسیار ناراحت خواهد شد؟
آیا در ترس همیشگی از اینکه مبادا کاری کنید که همسرتان را مکدر یا عصبانی کنید، زندگی می کنید؟ به عبارتی آیا می بایستی که همیشه کارها را به روش او انجام بدهید وگرنه دلخور خواهد شد؟
آیا احساس می کنید که همسرتان مدام از شما انتقاد کرده و محاکمه تان می کند؟ آیا این احساس را دارید که او مدام شما را زیر نظر دارد؟
حد اقل در ظاهر و برخورد اول باید او را از نظر نیازی که در خود احساس می کند( کنترل گری) اقناع کنید و شاید سپس بتوانید با دلایلی نرم و ملایم نظر او را تغییر دهید.
اگر به هر یک از سؤالات فوق پاسخ مثبت دادید، این امکان وجود دارد که درگیر یک «معتاد به کنترل دیگران» باشید. یک «معتاد به کنترل» عملاً نقطه مقابل «قربانی» است.
در حالی که «قربانی» اغلب از اتخاذ هرگونه تصمیمی سرباز می زند، «معتاد به کنترل» می بایستی که تمامی تصمیمها را او اتخاذ کند. «قربانی» به دیگران چشم کمک و نجات دوخته است، در حالی که «معتاد به کنترل» تقریباً هرگز درخواست کمک نمی کند. از آنجا که به خود می گوید: «خود از عهده اش برخواهم آمد.» «قربانی» اغلب از شما توقع دارد که به او بگوئید چکار کند در حالی که این «معتاد به کنترل» است که برای شما تعیین تکلیف می کند.
بیشتر انسانها مایلند که کنترل زندگیشان را به دست داشته باشند و هنگامی که اوضاع از کنترل آنها خارج می شود، احساس خوبی ندارند. اما تفاوت در اینجاست که معتادین به کنترل باید که کنترل همه چیز با آنها باشد و هر کاری خواهند کرد تا که مبادا احساس کنند چیزی تحت تسلط و کنترل آنها نیست.
این الگوی خاص مشکلات جدی خاصی را در روابط سبب می شود که به قرار زیر می باشند:
معتادین به کنترل از لحاظ احساسی بسته بوده و به سادگی احساسات آسیب پذیری و عواطف خود را بروز نمی دهند.
معتادین به کنترل از اینکه بپذیرند به شما نیاز دارند، خوششان نمی آید.
معتادین به کنترل آنقدر به شما احتیاج دارند که می خواهند تمامی وقت شما را در کنترل خود داشته باشند. از اینرو حس مالکیت زیادی روی شما داشته و در ضمن بسیار حسود نیز می باشند.
معتادین به کنترل براحتی از دست شما و دیگران ناراحت شده و هنگامی که چیزی مطابق میل آنها نیست و یا هنگامی که احساس می کنند روی اوضاع و امور کنترل کافی ندارند، می رنجند و یا عصبانی می شوند.
#آيا_تو_گمشده_ام_هستي
#باربارا_دي_آنجليس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اغلب در جمع افرادی حضور داریم که با جملات به ظاهر امیدوارانه ی خود به ما آرامش می دهند. در حقیقت ما خودمان در جستجوی آرامش نیستیم بلکه هنگامی که با مشکلی مواجه می شویم، به افرادی پناه می بریم که می گویند: «تقصیر تو نیست!»
آنها ما را به اِشکال کار خود واقف نمیسازند، بلکه با این گونه جملات ما را فریب می دهند. حالا ما چرا باید خود را با شنیدن این جملات فریب دهیم؟ چرا نباید گاهی خود را مقصر بداینم و بر اساس آن در جست و جوی راهی باشیم که با مشکلاتمان «مقابله» کنیم؟!
#کتاب_دنبال_دلت_برو
#نویسنده_اندرو_متیوس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اغلب در جمع افرادی حضور داریم که با جملات به ظاهر امیدوارانه ی خود به ما آرامش می دهند. در حقیقت ما خودمان در جستجوی آرامش نیستیم بلکه هنگامی که با مشکلی مواجه می شویم، به افرادی پناه می بریم که می گویند: «تقصیر تو نیست!»
آنها ما را به اِشکال کار خود واقف نمیسازند، بلکه با این گونه جملات ما را فریب می دهند. حالا ما چرا باید خود را با شنیدن این جملات فریب دهیم؟ چرا نباید گاهی خود را مقصر بداینم و بر اساس آن در جست و جوی راهی باشیم که با مشکلاتمان «مقابله» کنیم؟!
#کتاب_دنبال_دلت_برو
#نویسنده_اندرو_متیوس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این دنیا همچون کوهی ست، هرگونه که آن را صدا بزنی او هم به همان شکل پاسخت را میدهد. اگر از دهانت سخنی خیر بیرون بیاید، انعکاس آن هم خیر است. اگر شر بگویی، انعکاس آن هم شر است.
از این جهت هرکس از تو بدگویی میکند، چهل شبانه روز درموردش به زیبایی بیاندیش! بعد از پایان چهل روز خواهی دید که همه چیز عوض خواهد شد! اگر قلب تو تغییر کند، دنیا تغییر خواهد کرد..
#الیف_شافاک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این دنیا همچون کوهی ست، هرگونه که آن را صدا بزنی او هم به همان شکل پاسخت را میدهد. اگر از دهانت سخنی خیر بیرون بیاید، انعکاس آن هم خیر است. اگر شر بگویی، انعکاس آن هم شر است.
از این جهت هرکس از تو بدگویی میکند، چهل شبانه روز درموردش به زیبایی بیاندیش! بعد از پایان چهل روز خواهی دید که همه چیز عوض خواهد شد! اگر قلب تو تغییر کند، دنیا تغییر خواهد کرد..
#الیف_شافاک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️ این دنیا همچون کوهی ست، هرگونه که آن را صدا بزنی او هم به همان شکل پاسخت را میدهد. اگر از دهانت سخنی خیر بیرون بیاید، انعکاس آن هم خیر است. اگر شر بگویی، انعکاس آن هم شر است. از این جهت هرکس از تو بدگویی میکند، چهل شبانه…
اين جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آيد نداها را صدا
مولانای جان
😍🌹
سوی ما آيد نداها را صدا
مولانای جان
😍🌹
Forwarded from شعرهای نیکو مظلومی
نیستی...
شهر بوی دلتنگی و آشوب دارد
شاعری که دست از دفترش کشیده
روزی هزار بار...
توبه می شکند
و به آغوش تو باز می گردد.
#نیکومظلومی
@NikooMazlumi
شهر بوی دلتنگی و آشوب دارد
شاعری که دست از دفترش کشیده
روزی هزار بار...
توبه می شکند
و به آغوش تو باز می گردد.
#نیکومظلومی
@NikooMazlumi
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#خالد_حسینی
خالد حسینی نویسنده افغانی الاصل ساکن امریکاست مهاجرتش به امریکا در سال 1976 یعنی قبل از حمله روس ها به افغانستان بوده است ودورانی که طالبان بر این کشور حاکم شده اند در زادگاهش ساکن نبوده ؛با این حال به خوبی توانسته رنجی را که بر مردم سرزمینش وارد شده با قلمی ساده وروان به تصویر بکشد. بادبادک باز اولین کتاب حسینی است داستان دوستی ها ؛دوستی بی ریای حسن هزاره ای در مقابل امیر،داستان انسان ها ورفتارهایشان ،داستان هزاره ایها وپشتون ها.
هزار خورشید تابان دومین کتاب نویسنده آمریکایی-افغانی خالد حسینی است که در سال 2007 به چاپ رسید و مانند کتاب اول همین نویسنده به فروش بالایی نیز دست یافت. حتی برای 15 هفته متوالی در صدر جدول فروش نیویورک تایمز قرار گرفت.
برخلاف بادبادک باز، که داستانی در مورد پدران و پسرها بود این کتاب درباره مادران و دخترهاست و روایت در هم تنیده زندگی چندین زن افغان را در زمان اشغال شوروی و حکومت طالبان تعریف میکند. گرچه رمان هزار خورشید تابان در قسمتهایی به شدت احساسات خواننده را برمیانگیزد و حس ترحم و دلسوزی او را برای افاغنه به ویژه زنان به دنبال میآورد، اما داستان با داشتن صحنههای خجالتآوری که گویا از یک فیلم درجه دوم آمریکایی برداشته شده است و خشونتی که زنان از خود نشان میدهند، برای گروههایی از خوانندگان که تحمل چنین موضوعاتی را ندارند خوشآیند نیست.
خالد حسینی شخصیتها را به سادگی افسانههای پریان ترسیم میکند و تلاش میکند همدردی خواننده را برای آنها و شرایطی که در آن گرفتار شدهاند مانند آداب و رسوم مذهبی، باورهای دست و پا گیر جامعه، سوءاستفاده از ازدواج و دولتهای سرکوبگر حاکم در کشور، به دست آورد. حسینی به وضوح میخواهد از شرایط زنان افغان برای ایجاد جذابیت در رمان بهره ببرد. اما باید به خاطر داشت که ترسیم چنین شخصیتهای زنی بدون خراب کردن چهره مردان امکانپذیر نیست. مردانی که حتی با وجود علاقه به زنان در این داستان، باز هم بدون ارادهاند، خشونت زیادی دارند و تسلیم خواستههای جسمانی خود میشوند و با اعمال بدون فکر خود وضعیت زنان داستان را باز هم بدتر میکنند. همه شخصیتهای رمان تنها یک بعد دارند یا خشناند یا افسردهاند و یا بسیار سرخوردهاند. گرچه که مهارت داستانگویی حسینی معمولا میتواند این نواقص بیشمار را بپوشاند و با نشان دادن زندگی روزمره مریم و لیلا، زندگی در کابل را قبل و در زمان طالبان، برای خواننده بازسازی نماید تا حس کنجکاوی در مورد زندگی مردم افغانستان، جای سوال در مورد کاراکترها و کلیت داستان را پر کند.
طنین کوهستان ددیگر کتاب حسینی داستان جدایی وفراق ناخواسته خواهر و برادری افغانیست وتلاش برادربزرگتر برای یافتن خواهرش. در جریان این تکاپو،در متن حوادث اجتماعی وسیاسی،یک داستان به شدت عاطفی روایت می شود. شخصیت کتاب یادآور خالد حسینی است یک پزشک مهاجر افغان.
باید توجه داشت که کتاب خالد حسینی فقط در آمریکا خواننده ندارد و هنوز هم این سوال پا برجاست که با ترسیم چنین شخصیتی از زنان، نویسنده چه کمکی به بهبود زندگی آنها در کشور افغانستان و حتی در کشورهای دیگری مانند ایران و پاکستان که پذیرای هزاران مهاجر افغان هستند کرده است؟ آیا نشان دادن مردم افغان با چنین شخصیتهایی حس سوءظن و بدبینی نسبت به این مردمان صبور و رنج کشیده را افزایش نمیدهد و زندگی پرتلاطم و سخت آنها را سختتر نمیکند؟ویا بالعکس تاثیر مثبتی خواهد داشت؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#خالد_حسینی
خالد حسینی نویسنده افغانی الاصل ساکن امریکاست مهاجرتش به امریکا در سال 1976 یعنی قبل از حمله روس ها به افغانستان بوده است ودورانی که طالبان بر این کشور حاکم شده اند در زادگاهش ساکن نبوده ؛با این حال به خوبی توانسته رنجی را که بر مردم سرزمینش وارد شده با قلمی ساده وروان به تصویر بکشد. بادبادک باز اولین کتاب حسینی است داستان دوستی ها ؛دوستی بی ریای حسن هزاره ای در مقابل امیر،داستان انسان ها ورفتارهایشان ،داستان هزاره ایها وپشتون ها.
هزار خورشید تابان دومین کتاب نویسنده آمریکایی-افغانی خالد حسینی است که در سال 2007 به چاپ رسید و مانند کتاب اول همین نویسنده به فروش بالایی نیز دست یافت. حتی برای 15 هفته متوالی در صدر جدول فروش نیویورک تایمز قرار گرفت.
برخلاف بادبادک باز، که داستانی در مورد پدران و پسرها بود این کتاب درباره مادران و دخترهاست و روایت در هم تنیده زندگی چندین زن افغان را در زمان اشغال شوروی و حکومت طالبان تعریف میکند. گرچه رمان هزار خورشید تابان در قسمتهایی به شدت احساسات خواننده را برمیانگیزد و حس ترحم و دلسوزی او را برای افاغنه به ویژه زنان به دنبال میآورد، اما داستان با داشتن صحنههای خجالتآوری که گویا از یک فیلم درجه دوم آمریکایی برداشته شده است و خشونتی که زنان از خود نشان میدهند، برای گروههایی از خوانندگان که تحمل چنین موضوعاتی را ندارند خوشآیند نیست.
خالد حسینی شخصیتها را به سادگی افسانههای پریان ترسیم میکند و تلاش میکند همدردی خواننده را برای آنها و شرایطی که در آن گرفتار شدهاند مانند آداب و رسوم مذهبی، باورهای دست و پا گیر جامعه، سوءاستفاده از ازدواج و دولتهای سرکوبگر حاکم در کشور، به دست آورد. حسینی به وضوح میخواهد از شرایط زنان افغان برای ایجاد جذابیت در رمان بهره ببرد. اما باید به خاطر داشت که ترسیم چنین شخصیتهای زنی بدون خراب کردن چهره مردان امکانپذیر نیست. مردانی که حتی با وجود علاقه به زنان در این داستان، باز هم بدون ارادهاند، خشونت زیادی دارند و تسلیم خواستههای جسمانی خود میشوند و با اعمال بدون فکر خود وضعیت زنان داستان را باز هم بدتر میکنند. همه شخصیتهای رمان تنها یک بعد دارند یا خشناند یا افسردهاند و یا بسیار سرخوردهاند. گرچه که مهارت داستانگویی حسینی معمولا میتواند این نواقص بیشمار را بپوشاند و با نشان دادن زندگی روزمره مریم و لیلا، زندگی در کابل را قبل و در زمان طالبان، برای خواننده بازسازی نماید تا حس کنجکاوی در مورد زندگی مردم افغانستان، جای سوال در مورد کاراکترها و کلیت داستان را پر کند.
طنین کوهستان ددیگر کتاب حسینی داستان جدایی وفراق ناخواسته خواهر و برادری افغانیست وتلاش برادربزرگتر برای یافتن خواهرش. در جریان این تکاپو،در متن حوادث اجتماعی وسیاسی،یک داستان به شدت عاطفی روایت می شود. شخصیت کتاب یادآور خالد حسینی است یک پزشک مهاجر افغان.
باید توجه داشت که کتاب خالد حسینی فقط در آمریکا خواننده ندارد و هنوز هم این سوال پا برجاست که با ترسیم چنین شخصیتی از زنان، نویسنده چه کمکی به بهبود زندگی آنها در کشور افغانستان و حتی در کشورهای دیگری مانند ایران و پاکستان که پذیرای هزاران مهاجر افغان هستند کرده است؟ آیا نشان دادن مردم افغان با چنین شخصیتهایی حس سوءظن و بدبینی نسبت به این مردمان صبور و رنج کشیده را افزایش نمیدهد و زندگی پرتلاطم و سخت آنها را سختتر نمیکند؟ویا بالعکس تاثیر مثبتی خواهد داشت؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ننه گفت: این را بدان ، همیشه آویزه گوشت باشد دخترم انگشت اتهام مردها ، درست مثل عقربه قطب نما که در همه حال رو به شمال می ایستد همیشه رو به زن ها نشانه می رود. همیشه این یادت باشد مریم.
#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ننه گفت: این را بدان ، همیشه آویزه گوشت باشد دخترم انگشت اتهام مردها ، درست مثل عقربه قطب نما که در همه حال رو به شمال می ایستد همیشه رو به زن ها نشانه می رود. همیشه این یادت باشد مریم.
#هزار_خورشید_تابان
#خالد_حسینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
امروز بیست و یکم ژوئن، زادروز #ژان_پل_سارتر
سارتر، در کنار سيمون دوبووار و فیدل کاسترو. این تصویر مربوط به سال ١٩٦٠ می باشد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سارتر، در کنار سيمون دوبووار و فیدل کاسترو. این تصویر مربوط به سال ١٩٦٠ می باشد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ژان پل ساتر فیلسوف ، فیلمنامه نویس ، نمایش نامه نویس ، روزنامه نگار ، فعال سیاسی و نویسنده روشنفکر فرانسوی قرن بیستم بود . او از پیشگامان مکتب اگزیستانسیالیسم بود . ساتر کتابهای زیادی نوشت که جمله آنها میتوان به کتاب تاثیر گذار هستی و نیستی اشاره نمود
در سال 1964 سارتر شاهکاری را با عنوان "کلمات" منتشر کرد. این کتاب شرح زندگی او تا سن ده سالگی است که بیش از همه با اعترافات روسو مقایسه شده است. در همان سال و برای نگارش این کتاب، جایزه نوبل ادبی به سارتر تعلق گرفت ولی او از دریافت این جایزه خودداری کرد.
ژان پل سارتر تا پایان عمر خویش به عنوان یک فعال سیاسی از حقوق بشر حمایت کرد؛ از جمله در سال 1968 در تظاهرات گسترده پاریس شرکت نمود.
در سال 1970 وضعیت جسمانی سارتر که در تمام طول عمر به دلیل ابتلا به بیماری آب مروارید در دوران کودکی- با مشکلات بینایی دست و پنجه نرم میکرد- رو به وخامت گذاشت و در سال 1973 به طور کامل نابینا شد.
در نهایت در 15 آوریل سال 1980 به علت تورم ریه در بیمارستان بروسه پاریس درگذشت و خاکستر او در گورستان مون پارناس به خاک سپرده شد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ژان پل ساتر فیلسوف ، فیلمنامه نویس ، نمایش نامه نویس ، روزنامه نگار ، فعال سیاسی و نویسنده روشنفکر فرانسوی قرن بیستم بود . او از پیشگامان مکتب اگزیستانسیالیسم بود . ساتر کتابهای زیادی نوشت که جمله آنها میتوان به کتاب تاثیر گذار هستی و نیستی اشاره نمود
در سال 1964 سارتر شاهکاری را با عنوان "کلمات" منتشر کرد. این کتاب شرح زندگی او تا سن ده سالگی است که بیش از همه با اعترافات روسو مقایسه شده است. در همان سال و برای نگارش این کتاب، جایزه نوبل ادبی به سارتر تعلق گرفت ولی او از دریافت این جایزه خودداری کرد.
ژان پل سارتر تا پایان عمر خویش به عنوان یک فعال سیاسی از حقوق بشر حمایت کرد؛ از جمله در سال 1968 در تظاهرات گسترده پاریس شرکت نمود.
در سال 1970 وضعیت جسمانی سارتر که در تمام طول عمر به دلیل ابتلا به بیماری آب مروارید در دوران کودکی- با مشکلات بینایی دست و پنجه نرم میکرد- رو به وخامت گذاشت و در سال 1973 به طور کامل نابینا شد.
در نهایت در 15 آوریل سال 1980 به علت تورم ریه در بیمارستان بروسه پاریس درگذشت و خاکستر او در گورستان مون پارناس به خاک سپرده شد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«سادیسم دارای قدرتی جنونآسا و گستاخآمیز است به طوری که دیگری را خلع اسلحه میکند و در حالی که در صدد است از بدن دیگری یک آلت بی جان بسازد، حاضر نیست بدن خود را در اختیار لذت او بگذارد و از رنج کشیدن و پایکوبی معشوق لذتی را میبرد که عاشق از وصال معشوق بهرهمند میشود.».
.
«سادیسم به مفهوم کلی در تمام مدت عمل با آزادی میجنگد، یعنی در حالی که میخواهد آزادی را از دیگران بگیرد و او را به اسارت بکشد افراط در این اسارت کار را به جایی میرساند تا خودش را نیز نابود سازد.»
.
«مازوخیسم یک نوع کوشش و تلاش خستگی ناپذیر و تقریباً همیشگی است که سعی میکند خود را در برابر دیگری در حقیرترین وضع قرار دهد و از آن لذت ببرد.»
#ژان_پل_سارتر
#هستی_و_نیستی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«سادیسم دارای قدرتی جنونآسا و گستاخآمیز است به طوری که دیگری را خلع اسلحه میکند و در حالی که در صدد است از بدن دیگری یک آلت بی جان بسازد، حاضر نیست بدن خود را در اختیار لذت او بگذارد و از رنج کشیدن و پایکوبی معشوق لذتی را میبرد که عاشق از وصال معشوق بهرهمند میشود.».
.
«سادیسم به مفهوم کلی در تمام مدت عمل با آزادی میجنگد، یعنی در حالی که میخواهد آزادی را از دیگران بگیرد و او را به اسارت بکشد افراط در این اسارت کار را به جایی میرساند تا خودش را نیز نابود سازد.»
.
«مازوخیسم یک نوع کوشش و تلاش خستگی ناپذیر و تقریباً همیشگی است که سعی میکند خود را در برابر دیگری در حقیرترین وضع قرار دهد و از آن لذت ببرد.»
#ژان_پل_سارتر
#هستی_و_نیستی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
⚛ایا هر عقیدهای قابل احترام است ؟👇
گفته ی متداول "عقیده ی هر کس محترم است" معنایی جز این ندارد که هر کس حق دارد هر چه را میخواهد باور کند. ولی آیا این واقعا درست است ؟
آیا حد و مرزی برای آنچه که باور داریم نیست ؟
یا همانند اعمالمان برخی باورها غیراخلاقی اند ؟
بسیاری استدلال کرده اند که همانطور که ما وظیفه ی اخلاقی داریم که برخی کارهای خاص را انجام ندهیم، وظیفه اخلاقی داریم که از برخی باورهای خاص نیز دوری گزینیم. ریاضی دان برجسته دبليو کلیفورد میگوید: "باور داشتن چیزی بدون مدرک کافی، در هر حال، 👈 در هر جا و برای هر کس اشتباه است."👉 تامس هنری هاکسلی، زیست شناس معروف یکبار اظهار داشت: 👈"اشتباه است اگر کسی بگوید که از حقیقت عینی چیزی یقین دارد بدون آنکه مدرکی ارائه نماید که منطقا آن یقین را توجیه کند." 👉
در واقع، پیش افتادن باور از مدرک اشتباه است زیرا باورهای ما اعمالمان را هدایت میکنند و اگر باورهایمان اشتباه باشند اعمالمان به بیراهه میروند. باورهای ما باید با مدارک، شواهد و دلایل کافی هم راستا باشند و اگر چنین نکنیم دست به جنایتی سنگین زده ایم. 👈هرگاه به خود اجازه دهیم که بدون دلایل ارزشمند چیزی را باور کنیم، توانایی خویش را برای بررسی خویشتن دارانه، تردید آمیز، بی طرفانه و منصفانه ی مدرک، تضعیف کرده ایم. هنگامی که عادت باور کردن با دلایل بی ارزش ترویج شود و ریشه دواند، بلایی عظیم تر و گسترده تر بوقوع می پیوندد.
👈در واقع باور کردن مسولانه مهارتی است که تنها با تمرین مستمر میتواند کسب شود ...
📗 منبع: ( تئودور شیک و لوئیس ون ، چگونه به چیزهای عجیب بیندیشیم، اندیشیدن انتقادی برای دوران جدید، ترجمه رامین رامبد ، انتشارات مازیار، 1388، فصل 5 )
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
⚛ایا هر عقیدهای قابل احترام است ؟👇
گفته ی متداول "عقیده ی هر کس محترم است" معنایی جز این ندارد که هر کس حق دارد هر چه را میخواهد باور کند. ولی آیا این واقعا درست است ؟
آیا حد و مرزی برای آنچه که باور داریم نیست ؟
یا همانند اعمالمان برخی باورها غیراخلاقی اند ؟
بسیاری استدلال کرده اند که همانطور که ما وظیفه ی اخلاقی داریم که برخی کارهای خاص را انجام ندهیم، وظیفه اخلاقی داریم که از برخی باورهای خاص نیز دوری گزینیم. ریاضی دان برجسته دبليو کلیفورد میگوید: "باور داشتن چیزی بدون مدرک کافی، در هر حال، 👈 در هر جا و برای هر کس اشتباه است."👉 تامس هنری هاکسلی، زیست شناس معروف یکبار اظهار داشت: 👈"اشتباه است اگر کسی بگوید که از حقیقت عینی چیزی یقین دارد بدون آنکه مدرکی ارائه نماید که منطقا آن یقین را توجیه کند." 👉
در واقع، پیش افتادن باور از مدرک اشتباه است زیرا باورهای ما اعمالمان را هدایت میکنند و اگر باورهایمان اشتباه باشند اعمالمان به بیراهه میروند. باورهای ما باید با مدارک، شواهد و دلایل کافی هم راستا باشند و اگر چنین نکنیم دست به جنایتی سنگین زده ایم. 👈هرگاه به خود اجازه دهیم که بدون دلایل ارزشمند چیزی را باور کنیم، توانایی خویش را برای بررسی خویشتن دارانه، تردید آمیز، بی طرفانه و منصفانه ی مدرک، تضعیف کرده ایم. هنگامی که عادت باور کردن با دلایل بی ارزش ترویج شود و ریشه دواند، بلایی عظیم تر و گسترده تر بوقوع می پیوندد.
👈در واقع باور کردن مسولانه مهارتی است که تنها با تمرین مستمر میتواند کسب شود ...
📗 منبع: ( تئودور شیک و لوئیس ون ، چگونه به چیزهای عجیب بیندیشیم، اندیشیدن انتقادی برای دوران جدید، ترجمه رامین رامبد ، انتشارات مازیار، 1388، فصل 5 )
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
نق زدن " یا " نقد کردن "!
وظیفه روشنفکر، “ نقد نهادهای قدرت ” است.
یک اصل مهم که در طول تاریخ در عرض جغرافیا به اثبات رسیده ، این است که قدرت بدون نقد فساد می آورد.
اخلاقی ترین آدم ها هم وقتی در بالای پلکان قدرت بنشینند، اگر به طور جدی با نظارت و نقد کنترل نشوند، دچار “خودشیفتگی” می شوند و پس از این به باتلاق “ ایدئوکراسی” فرو می غلتند ( یعنی “مذهب حافظ قدرت” ) و پس از آن هرچه بر دیگران مکروه و حرام است، بر “سلطان” مباح می گردد!
به همین دلیل در جامعه، روشنفکر نقد می کند و نقد می کند تا نهادهای قدرت “سالم” بمانند.
یکی از ویژگی هایی که روشنفکر را از “ روشنفکرنما ” یا همان “روشنفکر مآب” جدا می کند این است که روشنفکر مآب “نقد” نمی کند، بلکه “نق می زند”.
نقد کردن کار آسانی نیست.
شما برای نقد کردنِ مدیریتِ یک سیستم، لازم است تاریخچه و گردش کار این سیستم را بدانید، آمار و ارقام مربوط به این سیستم را مرور کنید و با فرآیند تجزیه و تحلیل اطلاعات آشنا باشید.
پس نقد کردن تخصص و مهارت و صرف وقت و انرژی می خواهد. اما شما می توانید راجع به هر چیزی نق بزنید بدون این که کمترین وقتی صرف مطالعه و پژوهش آن کرده باشید!
“نق زدن” یک فرایند “هیجان مدار” است. یعنی ما با نق زدن آرام تر می شویم، خشم و غم مان را با دیگران در میان می گذریم و “درد دل” می کنیم، اما “نقد کردن” یک فرایند “مسأله مدار” است، ما هنگام نقد ، خودمان را سبک نمی کنیم، بلکه مساله را “حلّاجی” و زیر و رو می کنیم.
“نق زدن” مخاطب تعریف شده ای ندارد، کافی است گوش مفت بیابی، آن وقت می توانی شروع به نق زدن کنی، ولی نقد کردن، مخاطب تعریف شده ای دارد. مخاطبِ روشنفکر پیش از همه، خود نهادهای قدرت اند و سپس کارشناسان، گروه های ذی نفع، رسانه ها و سایر نقدکنندگان.
نقد کردن علاوه بر نیاز به دانش و مهارت و صرف وقت و انرژی، نیاز به شهامت و شجاعت دارد، شجاعت پرداخت هزینه ! شما می توانید در هر مهمانی که می نشینید و هر تاکسی که سوار می شوید نق بزنید، کسی کاری به کار شما ندارد!
ولی اگر نقد خود را برای نهادهای قدرت و رسانه ها ارسال کنید، باید آمادگی پرداخت هزینه را هم داشته باشید؛ بنابرین یکی دیگر از ویژگی های روشنفکران که آن ها را از روشنفکرمآبان جدا می کند ،“ شجاعت ” است.
البته اینجا لازم است راجع به گروهی از روشنفکران توضیح دهم که کار سخت تری در پیش می گیرند و آن آگاه سازی توده های مردم است.
کسی که قرار است توده های مردم را آگاه نماید، از یک سو باید دارای دانش و مهارت نقد باشد و از سویی باید بتواند با زبان غیر تخصصی سخن بگوید.
این کار شبیه “بند بازی” است. اگر کمی تخصصی تر سخن بگوید، مخاطبانش سخنش را نمی فهمند و اگر کمی عوامانه تر سخن بگوید، به سرعت دچار “پوپولیسم” - عوام زدگی –می شود!
بسیاری از روشنفکران که به این قلمرو پا گذاشتند یا از این طرف یا از آن طرف فرو افتادند. با این حال این قلمرو پر خطر را نباید خالی گذاشت؛ چرا که با خالی گذاشتن این قلمرو، جا را برای “پوپولیست های واقعی” باز می کنیم، کسانی که به جای نوشتن کلمه “مار” ،شکل “مار” را طراحی می کنند.
ویژگی مهم روشنفکران این است که تشکّل و شبکه سازی می کنند، روشنفکر اهل انزوا و در خود فرورفتن نیست.
او از جامعه قهر نمی کند و ناامید نیز نمی شود؛ چرا که از ابتدا هم توقع تغییرات دراماتیک نداشته است. روشنفکرمآب ها ناامید و سرخورده اند.
شاید برخی از آن ها روشنفکرهایی بوده اند که توقع زیادی از مردم و جامعه داشته اند، آن ها به دنبال “اتوپیا” - مدینه فاضل – بوده اند و ناکام مانده اند.
روشنفکر به حرکت دائمی و پله پله اجتماع امیدوار است؛ بنابراین تماسش را با جامعه حفظ می کند و تیم و تشکّل می سازد. منظور از تشکل، محفل نیست، بلکه نهادهای مدنی است، نهادهای مدنی شناسنامه دار که به طور دائمی رشد می کنند و با جامعه ی بیرون از خود ارتباط برقرار می کنند، اثر می گذارند و اثر می پذیرند.
منبع: کتاب روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟
نویسنده: "ادوارد سعید " متفکر و منتقد فلسطینی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
نق زدن " یا " نقد کردن "!
وظیفه روشنفکر، “ نقد نهادهای قدرت ” است.
یک اصل مهم که در طول تاریخ در عرض جغرافیا به اثبات رسیده ، این است که قدرت بدون نقد فساد می آورد.
اخلاقی ترین آدم ها هم وقتی در بالای پلکان قدرت بنشینند، اگر به طور جدی با نظارت و نقد کنترل نشوند، دچار “خودشیفتگی” می شوند و پس از این به باتلاق “ ایدئوکراسی” فرو می غلتند ( یعنی “مذهب حافظ قدرت” ) و پس از آن هرچه بر دیگران مکروه و حرام است، بر “سلطان” مباح می گردد!
به همین دلیل در جامعه، روشنفکر نقد می کند و نقد می کند تا نهادهای قدرت “سالم” بمانند.
یکی از ویژگی هایی که روشنفکر را از “ روشنفکرنما ” یا همان “روشنفکر مآب” جدا می کند این است که روشنفکر مآب “نقد” نمی کند، بلکه “نق می زند”.
نقد کردن کار آسانی نیست.
شما برای نقد کردنِ مدیریتِ یک سیستم، لازم است تاریخچه و گردش کار این سیستم را بدانید، آمار و ارقام مربوط به این سیستم را مرور کنید و با فرآیند تجزیه و تحلیل اطلاعات آشنا باشید.
پس نقد کردن تخصص و مهارت و صرف وقت و انرژی می خواهد. اما شما می توانید راجع به هر چیزی نق بزنید بدون این که کمترین وقتی صرف مطالعه و پژوهش آن کرده باشید!
“نق زدن” یک فرایند “هیجان مدار” است. یعنی ما با نق زدن آرام تر می شویم، خشم و غم مان را با دیگران در میان می گذریم و “درد دل” می کنیم، اما “نقد کردن” یک فرایند “مسأله مدار” است، ما هنگام نقد ، خودمان را سبک نمی کنیم، بلکه مساله را “حلّاجی” و زیر و رو می کنیم.
“نق زدن” مخاطب تعریف شده ای ندارد، کافی است گوش مفت بیابی، آن وقت می توانی شروع به نق زدن کنی، ولی نقد کردن، مخاطب تعریف شده ای دارد. مخاطبِ روشنفکر پیش از همه، خود نهادهای قدرت اند و سپس کارشناسان، گروه های ذی نفع، رسانه ها و سایر نقدکنندگان.
نقد کردن علاوه بر نیاز به دانش و مهارت و صرف وقت و انرژی، نیاز به شهامت و شجاعت دارد، شجاعت پرداخت هزینه ! شما می توانید در هر مهمانی که می نشینید و هر تاکسی که سوار می شوید نق بزنید، کسی کاری به کار شما ندارد!
ولی اگر نقد خود را برای نهادهای قدرت و رسانه ها ارسال کنید، باید آمادگی پرداخت هزینه را هم داشته باشید؛ بنابرین یکی دیگر از ویژگی های روشنفکران که آن ها را از روشنفکرمآبان جدا می کند ،“ شجاعت ” است.
البته اینجا لازم است راجع به گروهی از روشنفکران توضیح دهم که کار سخت تری در پیش می گیرند و آن آگاه سازی توده های مردم است.
کسی که قرار است توده های مردم را آگاه نماید، از یک سو باید دارای دانش و مهارت نقد باشد و از سویی باید بتواند با زبان غیر تخصصی سخن بگوید.
این کار شبیه “بند بازی” است. اگر کمی تخصصی تر سخن بگوید، مخاطبانش سخنش را نمی فهمند و اگر کمی عوامانه تر سخن بگوید، به سرعت دچار “پوپولیسم” - عوام زدگی –می شود!
بسیاری از روشنفکران که به این قلمرو پا گذاشتند یا از این طرف یا از آن طرف فرو افتادند. با این حال این قلمرو پر خطر را نباید خالی گذاشت؛ چرا که با خالی گذاشتن این قلمرو، جا را برای “پوپولیست های واقعی” باز می کنیم، کسانی که به جای نوشتن کلمه “مار” ،شکل “مار” را طراحی می کنند.
ویژگی مهم روشنفکران این است که تشکّل و شبکه سازی می کنند، روشنفکر اهل انزوا و در خود فرورفتن نیست.
او از جامعه قهر نمی کند و ناامید نیز نمی شود؛ چرا که از ابتدا هم توقع تغییرات دراماتیک نداشته است. روشنفکرمآب ها ناامید و سرخورده اند.
شاید برخی از آن ها روشنفکرهایی بوده اند که توقع زیادی از مردم و جامعه داشته اند، آن ها به دنبال “اتوپیا” - مدینه فاضل – بوده اند و ناکام مانده اند.
روشنفکر به حرکت دائمی و پله پله اجتماع امیدوار است؛ بنابراین تماسش را با جامعه حفظ می کند و تیم و تشکّل می سازد. منظور از تشکل، محفل نیست، بلکه نهادهای مدنی است، نهادهای مدنی شناسنامه دار که به طور دائمی رشد می کنند و با جامعه ی بیرون از خود ارتباط برقرار می کنند، اثر می گذارند و اثر می پذیرند.
منبع: کتاب روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟
نویسنده: "ادوارد سعید " متفکر و منتقد فلسطینی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Imagine there’s no heaven,
John Lennon
It’s easy if yoد u try,
No hell below us,
Above us only sky,
Imagine all the people
Living for today
تصورشو بكن
نه بهشتى در ميون باشه
نه دوزخی
تصورش سخت نيست
بالا رو كه نگاه كنى
فقط آسمونو ببينى
و مردمو
كه فقط واسه امروز زندگى كنن
Imagine there’s no countries,
It isn’t hard to do,
Nothing to kill or die for,
No religion too,
Imagine all the people
Living life in peace
تصورشو بكن
كشورى در ميون نباشه
تصورش سخت نيست
تصورشو بكن
چيزى نباشه كه بخاطرش بميرى
يا بكشى
حتی هيچ ایدئولوژی ...
تصورشو بكن
مردم عمرشونو در صلح سر كنن
You may say I’m a dreamer,
But I’m not the only one,
I hope some day you’ll join us,
And the world will live as one
شايد بگى خيال مىبافم
ولى من تنها نيستم
آرزوم اينه
كه تو هم يه روزى بپيوندى به ما
و همه دنيا يكى بشه
Imagine no possessions,
I wonder if you can,
No need for greed or hunger,
A brotherhood of man,
Imagine all the people
Sharing all the world
دنيايى بدون مالكيت رو تصور كن
مىتونى تصور كنى؟
دنيايى بدون گرسنگى،
بىحرص و طمع
يگانگى آدما رو تصور كن
تصور دنيايى رو بكن كه همه يه سهمى توش دارن
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
Imagine there’s no heaven,
John Lennon
It’s easy if yoد u try,
No hell below us,
Above us only sky,
Imagine all the people
Living for today
تصورشو بكن
نه بهشتى در ميون باشه
نه دوزخی
تصورش سخت نيست
بالا رو كه نگاه كنى
فقط آسمونو ببينى
و مردمو
كه فقط واسه امروز زندگى كنن
Imagine there’s no countries,
It isn’t hard to do,
Nothing to kill or die for,
No religion too,
Imagine all the people
Living life in peace
تصورشو بكن
كشورى در ميون نباشه
تصورش سخت نيست
تصورشو بكن
چيزى نباشه كه بخاطرش بميرى
يا بكشى
حتی هيچ ایدئولوژی ...
تصورشو بكن
مردم عمرشونو در صلح سر كنن
You may say I’m a dreamer,
But I’m not the only one,
I hope some day you’ll join us,
And the world will live as one
شايد بگى خيال مىبافم
ولى من تنها نيستم
آرزوم اينه
كه تو هم يه روزى بپيوندى به ما
و همه دنيا يكى بشه
Imagine no possessions,
I wonder if you can,
No need for greed or hunger,
A brotherhood of man,
Imagine all the people
Sharing all the world
دنيايى بدون مالكيت رو تصور كن
مىتونى تصور كنى؟
دنيايى بدون گرسنگى،
بىحرص و طمع
يگانگى آدما رو تصور كن
تصور دنيايى رو بكن كه همه يه سهمى توش دارن
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
John Lennon - Imagine_www.Dostpersian.ir
John Lennon
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#آتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی
آتش بدون دود نام رمان بلندی از نادر ابراهیمی است که در هفت جلد منتشر شده است.
فکر اصلی این رمان را دکتر خدر فروهر به ابراهیمی داده است.داستانی از اجدادش می گوید وبه دل ابراهیمی می نشیند.قهرمان داستان در جلد اول گالان اوجا نام دارد که یک قهرمان اسطوره ای ترکمن است. درجلد دوم نویسنده با گذری کوتاه بر اتفاقات ترکمن صحرا شرایط را برای معرفی قهرمان داستان،دکتر آلنی آق اویلر وهمسر باوفایش دکتر مارال آق اویلر فراهم می کند. آلنی نوه ی گالان اوجاست ویک شخصیت واقعی به شمار می رود. اویک انقلابی تحصیل کرده است که برای اعتلای نام وطن ورهایی از ظلم از هیچ کوششی فروگذار نمی کند.داستان ازحدود سال1200خورشیدی شروع می شود ودر آغاز نویسنده توضیحی راجع به سرگذشت تاریخی قوم ترکمن در ایران می دهد وسپس به سراغ قوم یموت ترکمن می رود.ابراهیمی می کوشد شرایط زندگی وویژگی های قومترکمن،روحیه مبارزه جویی وپیکار ایشان علیه ظلم وستم را به تصویر بکشد. درسه جلد اول اشارات فراوانی به زیبایی های ترکمن صحرا داردودر چهار جلد بعدی به شیوه ای داستانی-تاریخی به بیان مبارزات انقلابی ترکمن ها پرداخته است. ابراهیمی این مساله رانیز بیان می کند که:"این اثر عین واقعیت نیست بل داستانی است که تنگاتنگ وشانه به شانه واقعیت حرکت کرده است؛واز این داستان؛درست به همین اندازه؛باید انتظار داشت،نه بیشتر..."
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#آتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی
آتش بدون دود نام رمان بلندی از نادر ابراهیمی است که در هفت جلد منتشر شده است.
فکر اصلی این رمان را دکتر خدر فروهر به ابراهیمی داده است.داستانی از اجدادش می گوید وبه دل ابراهیمی می نشیند.قهرمان داستان در جلد اول گالان اوجا نام دارد که یک قهرمان اسطوره ای ترکمن است. درجلد دوم نویسنده با گذری کوتاه بر اتفاقات ترکمن صحرا شرایط را برای معرفی قهرمان داستان،دکتر آلنی آق اویلر وهمسر باوفایش دکتر مارال آق اویلر فراهم می کند. آلنی نوه ی گالان اوجاست ویک شخصیت واقعی به شمار می رود. اویک انقلابی تحصیل کرده است که برای اعتلای نام وطن ورهایی از ظلم از هیچ کوششی فروگذار نمی کند.داستان ازحدود سال1200خورشیدی شروع می شود ودر آغاز نویسنده توضیحی راجع به سرگذشت تاریخی قوم ترکمن در ایران می دهد وسپس به سراغ قوم یموت ترکمن می رود.ابراهیمی می کوشد شرایط زندگی وویژگی های قومترکمن،روحیه مبارزه جویی وپیکار ایشان علیه ظلم وستم را به تصویر بکشد. درسه جلد اول اشارات فراوانی به زیبایی های ترکمن صحرا داردودر چهار جلد بعدی به شیوه ای داستانی-تاریخی به بیان مبارزات انقلابی ترکمن ها پرداخته است. ابراهیمی این مساله رانیز بیان می کند که:"این اثر عین واقعیت نیست بل داستانی است که تنگاتنگ وشانه به شانه واقعیت حرکت کرده است؛واز این داستان؛درست به همین اندازه؛باید انتظار داشت،نه بیشتر..."
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔵 توصیه های یک روانکاور به پدران برای داشتن رابطه خوب با دختران 🔻نسبت به همسر خود مهربان باشید و به او عشق بورزید. الگوی یک رابطه عاشقانه و شاد باشید.
🔻برای دخترتان کتاب بخوانید، برای او آواز بخوانید و به خیال پردازی هایش گوش بدهید. توانایی های او را برای دستیابی به رؤیاهایش، تشویق کنید.
🔻به دخترتان مهارت های خاص را بیاموزید، ورزش های تیمی و چگونگی استفاده از ابزارها را به او آموزش دهید. اما او را وادار نکنید که برای جلب توجه شما مجبور باشد رفتارهایی پسرانه داشته باشد. بگذارید او یک دختربچه باشد و به زنانگی او احترام بگذارید.
🔻به دخترتان اجازه دهید همه انواع هیجانات را از خودش بروز دهد. به ابراز احساسات او گوش بدهید، اما سعی نکنید که احساساتش را تنظیم کنید. اطمینان داشته باشید که اگر او بداند شما او را قبول دارید، خودش خواهد توانست مشکلاتش را حل کند.
🔻با او بخندید، با او گریه کنید، هیجانات خود را حس کنید. از او انتظار نداشته باشید که مراقب احساسات شما باشد، و هرگز او را همسر عاطفی خود ندانید.
🔻به حریم شخصی او احترام بگذارید؛ بدن او متعلق به او است. اگر هنگامی که او وارد دوران نوجوانی می رسد، با بروز تمایلات جنسی او نمی توانید کنار بیایید، از یک متخصص کمک بگیرید.
🔻به او اعتماد داشته باشید و مطمئن باشید او می تواند همسر خوبی برای خودش انتخاب کند و به انتخاب او احترام بگذارید. بگذارید او بداند که در زندگی چیزهای دیگری هم به جز ظواهر وجود دارند؛ به شهود او احترام بگذارید.
اگر او تمایل دارد سهم مثبتی در دنیا داشته باشد، این میل را تأیید کنید.
🔻بدانید چه زمانی وقتش رسیده که بگذارید او از شما جدا شود و در طول این فرایند، او را همراهی کنید. این فرایند منجر به افزایش خِرد هر دوی
شما می گردد.
#مورين_مورداك
#روانکاو_آمریکایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔵 توصیه های یک روانکاور به پدران برای داشتن رابطه خوب با دختران 🔻نسبت به همسر خود مهربان باشید و به او عشق بورزید. الگوی یک رابطه عاشقانه و شاد باشید.
🔻برای دخترتان کتاب بخوانید، برای او آواز بخوانید و به خیال پردازی هایش گوش بدهید. توانایی های او را برای دستیابی به رؤیاهایش، تشویق کنید.
🔻به دخترتان مهارت های خاص را بیاموزید، ورزش های تیمی و چگونگی استفاده از ابزارها را به او آموزش دهید. اما او را وادار نکنید که برای جلب توجه شما مجبور باشد رفتارهایی پسرانه داشته باشد. بگذارید او یک دختربچه باشد و به زنانگی او احترام بگذارید.
🔻به دخترتان اجازه دهید همه انواع هیجانات را از خودش بروز دهد. به ابراز احساسات او گوش بدهید، اما سعی نکنید که احساساتش را تنظیم کنید. اطمینان داشته باشید که اگر او بداند شما او را قبول دارید، خودش خواهد توانست مشکلاتش را حل کند.
🔻با او بخندید، با او گریه کنید، هیجانات خود را حس کنید. از او انتظار نداشته باشید که مراقب احساسات شما باشد، و هرگز او را همسر عاطفی خود ندانید.
🔻به حریم شخصی او احترام بگذارید؛ بدن او متعلق به او است. اگر هنگامی که او وارد دوران نوجوانی می رسد، با بروز تمایلات جنسی او نمی توانید کنار بیایید، از یک متخصص کمک بگیرید.
🔻به او اعتماد داشته باشید و مطمئن باشید او می تواند همسر خوبی برای خودش انتخاب کند و به انتخاب او احترام بگذارید. بگذارید او بداند که در زندگی چیزهای دیگری هم به جز ظواهر وجود دارند؛ به شهود او احترام بگذارید.
اگر او تمایل دارد سهم مثبتی در دنیا داشته باشد، این میل را تأیید کنید.
🔻بدانید چه زمانی وقتش رسیده که بگذارید او از شما جدا شود و در طول این فرایند، او را همراهی کنید. این فرایند منجر به افزایش خِرد هر دوی
شما می گردد.
#مورين_مورداك
#روانکاو_آمریکایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
صادقترین، بیتوقعترین، مفیدترین و دائمیترین رفیق برای هر کسی کتاب است.
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به یاد عباس کیا رستمی بزرگمرد سینمای ایران 🌹
از ارتفاع می ترسم
افتاده ام از بلندی،
از آتش می ترسم
سوخته ام به کرات،
از جدایی می ترسم
رنجیده ام چه بسیار،
از مرگ نمی هراسم
نمرده ام هرگز
حتی یک بار.
نقل از کتاب گرگی در کمین
عباس کیا رستمی
روحش شاد و یادش گرامی🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به یاد عباس کیا رستمی بزرگمرد سینمای ایران 🌹
از ارتفاع می ترسم
افتاده ام از بلندی،
از آتش می ترسم
سوخته ام به کرات،
از جدایی می ترسم
رنجیده ام چه بسیار،
از مرگ نمی هراسم
نمرده ام هرگز
حتی یک بار.
نقل از کتاب گرگی در کمین
عباس کیا رستمی
روحش شاد و یادش گرامی🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
استیج و پشتصحنه
هویت فكری معجون غریب و عجیبی است. هر گوشهاش سازی میزند كه با بقیه متفاوت است. هر تكه از این لحاف رنگ و خصوصیات و اقتضائاتی دارد كه با تكهٔ دیگر متفاوت است.
من یك مقدار رفتارهای واقعی دارم كه معنایی كه خودم در آنها میبینم با آنچه تو در آنها میبینی متفاوت است. من یك شخصیت و دنیای درونی توجیه شده دارم و یك توجیه نشده، یك شخصیت ظاهری دارم یك شخصیت پنهان. و حداكثر سعیام اینست كه نگذارم تو به آن دنیای پنهان وقوف پیدا كنی. اما جالب اینست كه در خیلی از موارد انتظارم از تو اینست كه رعایت آن دنیای پنهانی را هم بكنی. مثلاً من آدمی هستم ناتوان، زودرنج، حساس، ناآرام، ترسو و ناخوشبخت. بعد به وسیلهٔ قدرتنمایی، تظاهر به آرامش و متانت، تظاهر به خوشبخت بودن؛ یا به وسیلهٔ انواع روتوشها و تحریفات روی آنها را میپوشانم تا از رؤیت تو بیفتد. اما انتظارم از تو اینست كه هم رعایت حساسیت، ناتوانی، حقارت و زودرنجی مكتوم و پنهان مرا بكنی، هم در عین حال رفتارت با من در شأن یك شخصیت قدرتمند، آرام، برازنده و خوشبخت باشد. این موضوع را میتوان به وضوح در روابط انسانها مشاهده كرد.
فرضاً من شوخی خاصی با تو میكنم. به نظر خودم اینطور میرسد كه آن شوخی ابداً قابل رنجش نیست. ولی با كمال تعجب میبینم كه تو به شدت آزرده و رنجیده شدهای. علتش اینست كه من آن شوخی را با شخصیت محكم و آسیبناپذیر تو، یعنی با شخصیتی كه به من نشان دادهای، كردهام؛ حال آنكه شوخی مرا وجود حساس و آسیبپذیر تو ـ وجودی كه از نظر من پنهان است ـ دریافت كرده است.
خشم و رنجش و عصبانیت تو بر سر اینست كه میگویی: مگر كوری كه درون من زخم است، حساس و آسیبپذیرست؛ ناتوان است!؟ انتظار باطنی تو از من اینست كه هم قبول كن كه من یك شخصیت محترم، متشخص، خوشبخت، آرام و نیرومند دارم، هم در عین حال رفتارت با من چنان باشد كه انسان با یك آدم مریض، ناتوان، زودرنج، حساس و قابل ترحم و درمانده رفتار میكند.
«رابطه»
محمدجعفر مصفا
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
استیج و پشتصحنه
هویت فكری معجون غریب و عجیبی است. هر گوشهاش سازی میزند كه با بقیه متفاوت است. هر تكه از این لحاف رنگ و خصوصیات و اقتضائاتی دارد كه با تكهٔ دیگر متفاوت است.
من یك مقدار رفتارهای واقعی دارم كه معنایی كه خودم در آنها میبینم با آنچه تو در آنها میبینی متفاوت است. من یك شخصیت و دنیای درونی توجیه شده دارم و یك توجیه نشده، یك شخصیت ظاهری دارم یك شخصیت پنهان. و حداكثر سعیام اینست كه نگذارم تو به آن دنیای پنهان وقوف پیدا كنی. اما جالب اینست كه در خیلی از موارد انتظارم از تو اینست كه رعایت آن دنیای پنهانی را هم بكنی. مثلاً من آدمی هستم ناتوان، زودرنج، حساس، ناآرام، ترسو و ناخوشبخت. بعد به وسیلهٔ قدرتنمایی، تظاهر به آرامش و متانت، تظاهر به خوشبخت بودن؛ یا به وسیلهٔ انواع روتوشها و تحریفات روی آنها را میپوشانم تا از رؤیت تو بیفتد. اما انتظارم از تو اینست كه هم رعایت حساسیت، ناتوانی، حقارت و زودرنجی مكتوم و پنهان مرا بكنی، هم در عین حال رفتارت با من در شأن یك شخصیت قدرتمند، آرام، برازنده و خوشبخت باشد. این موضوع را میتوان به وضوح در روابط انسانها مشاهده كرد.
فرضاً من شوخی خاصی با تو میكنم. به نظر خودم اینطور میرسد كه آن شوخی ابداً قابل رنجش نیست. ولی با كمال تعجب میبینم كه تو به شدت آزرده و رنجیده شدهای. علتش اینست كه من آن شوخی را با شخصیت محكم و آسیبناپذیر تو، یعنی با شخصیتی كه به من نشان دادهای، كردهام؛ حال آنكه شوخی مرا وجود حساس و آسیبپذیر تو ـ وجودی كه از نظر من پنهان است ـ دریافت كرده است.
خشم و رنجش و عصبانیت تو بر سر اینست كه میگویی: مگر كوری كه درون من زخم است، حساس و آسیبپذیرست؛ ناتوان است!؟ انتظار باطنی تو از من اینست كه هم قبول كن كه من یك شخصیت محترم، متشخص، خوشبخت، آرام و نیرومند دارم، هم در عین حال رفتارت با من چنان باشد كه انسان با یك آدم مریض، ناتوان، زودرنج، حساس و قابل ترحم و درمانده رفتار میكند.
«رابطه»
محمدجعفر مصفا
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith