پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


نيمه تاريك وجود چيست ؟

نيمه تاريك وجود آن بخشي از شخصيّت ماست كه روابط ما را به بن بست ميكشاند ومانع از تحقق رؤياهايمان ميشود ، اين بخش را كارل يونگ سايه مي نامد .و آن شامل همه آن ويژگي هاي شخصيّتي ماست كه سعي مي كنيم پنهان و يا نفي كنيم.
بدبيني و خوش بيني ، اهلي و اهريمني بودن ، بي باكي و ترس ، همگي ويژگي هاي خفته در درون ما هستند . بسياري از ما از هر دو بخش تاريك و روشن وجودمان هراس داريم . بسياري از ما مي ترسيم به درون خود بنگريم و اين ترس ، ما را وادار كرده است چنان ديوارهاي قطوري بنا كنيم كه ديگر به ياد نمي آوريم ، در اصل چه كسي هستيم .
براي بيرون آوردن روشنايي بايد به درون تاريكي رفت . هر گاه احساس يا ميلي را سركوب مي كنيم ، قطب مخالف آن را نيز سركوب مي نماييم . با نفي زشتي هاي خود ، از زيبايي هايمان مي كاهيم ، با نفي ترس خود ، از شجاعتمان كم مي كنيم و با نفي حرص و آز خود ، بخشندگي مان را كاهش مي دهيم .
هر آنچه كه نمي توانيد باشيد ، مانع از بودن شما مي شود . براي آزاد و مستقل بودن بايد بتوانيد (( باشيد )) و دستيابي به اين مهم مستلزم آن است كه از داوري خود دست بكشيد . ما هنگامي كه خود را مورد قضاوت قرار ميدهيم ، خود به خود نسبت به ديگران نيز پيش داوري روا مي داريم و آنچه به ديگران مي كنيم ، به خود نيز مي كنيم . جهان ، آينه اي براي بازتاب درون ماست . هنگامي كه بتوانيم خود را بپذيريم و ببخشيم ، خود به خود مي توانيم ديگران را نيز بپذيريم و ببخشيم .
سايه ، چهره هاي گوناگوني دارد : ترسو ، زياده خواه ، خشمگين ، كينه توز ، پليد ، خودخواه ، فريبكار ، تنبل ، سلطه جو ، متخاصم ، زشت ، نالايق ، بي ارزش ، ناتوان ، عيبجو ، موشكاف ..
اين فهرست را پاياني نيست ، نيمه تاريك وجود ما مخزني براي همه جنبه هاي ناپذيرفتني مان است ؛ همه آنچه كه موجب شرمندگي ماست و وانمود مي كنيم نيستيم ؛ چهره هايي كه نمي خواهيم به ديگران نشان دهيم . ما براي خود نقاب هاي گوناگوني ميسازيم ، ما گمان ميكنيم كه نقابهايمان ، شخصيت دروني مان را پنهان مي دارد ، اما آنچه كه در وجود خود نمي پذيريم ، در نا منتظره ترين لحظات سر بر مي آورد و خود را نشان مي دهد.

#نيمه_تاريكي_وجود
#دبي_فورد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


تفاوت #قطع رابطه با #پایان رابطه در #روابط بین فردی

ما گاهی #رابطه‌ای را قطع می کنیم برای آنکه از پایان یافتن آن نگرانیم. #قطع_رابطه غالباً ترفندی است برای بازگرداندن دیگری- نوعی فشار ناشی از خلاء است. یعنی فرد احساس می کند که فاصله میان او و محبوبش دهان گشوده است و مهار رابطه از دستش می گریزد- از این رو یکباره فضای رابطه را از حضور خود خالی می کند، تا فشار خلاء ناشی از غیبت اش محبوب را به سوی او بمکد. #قطع_رابطه نوعی #عشق_ورزی خشونت بار است: نوعی #زورآزمایی پنهان است برای آنکه محبوب را به تسلیم واداریم، یا از او امتیاز بگیریم.

اما #پایان_رابطه از جنس دیگری است. گاهی افراد رفته رفته درمی یابند که گره های میان شان گشودنی نیست. گویی بقای رابطه در گرو فنای آنها شده است- انگار که باید خود را ورای توان شان چندان بکشند یا مچاله کنند تا در قالب ناساز آن رابطه بگنجند. کشف این امتناع رابطه را به پایان می رساند.

رابطه را اما می توان با ملاطفت به پایان برد: می توانیم در فضای #همدلانه گفتگو به هم مجال دهیم که امتناع رابطه را با هم ببینم، و با هم دریابیم که راه به پایان رسیده است. یعنی به جای آنکه توفان غیبت محبوب ریشه کن مان کند، بر شاخسار چندان برسیم که به نسیمی رها شویم.

خلاصه آنکه، به نظرم #قطع_رابطه همیشه به معنای #پایان_رابطه نیست؛ بلکه غالباً ترفندی ( #خشونت_آمیز ) است برای حفظ رابطه.

#دکتر_نراقی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
⁣۲۹ خرداد سالروز تولد پروفسور مجید سمیعی ،افتخار ایران زمین گرامی باد ❤

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


18 ژوئن سالروز درگذشت ژوزه ساراماگو

ژوزه[خوزه]دو سوسا ساراماگو» در ۱۶ نوامبر سال ۱۹۲۲ میلادی به دنیا آمد.

«ساراماگو»نـام علفی وحشی است کـه در آن دوران،خـوراک فقیران بوده است.
ساراماگو در سال ۱۹۴۴‌ برای اولین‌بار ازدواج کرد، مـشاغل مـختلفی را تجربه کرده بود. آخرین شغل وی در زمان ازدواج، کارمندی در اداره امور رفاه اجـتماعی بـود.

در فاصله ماه می ۱۹۶۷ تا ماه نوامبر ۱۹۶۸،به طور همزمان،به نقد ادبی هم اشتغال داشت.
در سال ۱۹۶۶، ژوزه ۴۴ ساله،
سال ۱۹۷۰،کتاب شعری به اسم«شاید شادمانی» و مدتی کوتاه پس از آن، به ترتیب در ۱۹۷۱ و ۱۹۷۳، دو مجموعه از مقالات وی به نام‌های «از این جهان و آن دیگری» و «چمدان مسافر» در روزنـامه مـنتشر شد.

در سال ۱۹۷۴‌، نـوشته‌هایی را بـا عنوان «عقاید دی ال هاد» منتشر کـرد،کـه نگاهی دقیق به تاریخ گذشته دیکتاتوری پرتغال ارائه می‌داد؛ حکومت خودکامه‌ سالازار که در ماه آوریل سال ۱۹۷۵، در اثر انقلاب سرنگون شد.

او در سـال ۱۹۷۸ مجموعه داستانی را با عنوان «تقریبا یک شی‌ء» و در سال ۱۹۷۹ نمایشنامه «شب» را منتشر کرد.

در دهه ۸۰، چند نمایشنامه دیگر نیز منتشر کرد: «من با این کتاب باید چه کنم؟» چند ماه قبل از انتشار رمان «بـرخاسته از زمین» و «زندگانی دوباره فرانسیس اسیسی» در سال ۱۹۸۷٫ اما به استثنای این چند نمایشنامه، تمام دهه ۸۰ او، به نوشتن رمان اختصاص داشت:«بالتازار و بلیموندا» در ۱۹۸۲، «سال مرگ ریکاردو ریس» در ۱۹۸۴، «بلم سنگی» در ۱۹۸۶ و «تاریخ محاصره لیسبون» در ۱۹۸۹‌.

ساراماگو در سـال ۱۹۹۵‌، بـرنده جـایزه«کامو»شد و در سال ۱۹۹۸ (در ۷۶ سالگی) توانست جایزه «نوبل» ادبیات را از آن خود کند. او این خبر را از مهماندار هواپیمایی شنید که سوار آن شده بود تا در بازگشت از نمایشگاه کتاب فرانکفورت، بـه مـادرید نـزد همسرش برود. این اولین‌باری بود که ادبیات پرتغال، جایزه نوبل را از آن خـود مـی‌کرد برای تمام کارها و بخصوص رمان برجسته کوری

ساراماگو در سال ۲۰۰۰،رمان «غار»، در ۲۰۰۴، رمان بینایی و  در سال ۲۰۰۵ نمایشنامه «دون جیووانی» را منتشر کرد.

او در سال ۲۰۰۵ رمان «مرگ مکرر» را به دست چـاپ سـپرد. ایـن کتاب به طور همزمان در کشورهای پرتغال،اسپانیا،برزیل، آرژانتین،مکزیک و ایتالیا مـنتشر شـد.

او در ۱۸ ژوئن سال ۲۰۱۰ در ۸۷ سالگی به دنبال ابتلا به سرطان خون (لوسمی)، درگذشت. به دنبال مرگ وی، دو روز عزای عمومی در پرتقال اعلام شد.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


هنرمندی با نقاشی های متفاوت از زنان:

زریکتو درزیف» نقاش روسی در سال 1976 و در شهر «اولان اوده» به دنیا آمده است. به گزارش ایران ناز او که نقاشی را در کالجی در همین شهر آغاز می‌کند در بین سال‌های 1996 تا 2002 مشغول به تحصیل نقاشی در موسسه ملی هنرهای زیبای «کراسنویارسک» می‌شود.

او در بین سال‌های 2003 تا 2005 در آکادمی هنرهای روسیه و استودیو «لویتان» (نقاش معروف روسی) کار کرده و کارهایش متحول می‌شوند.

نقاشی‌های او هم اکنون در مجموعه‌های خصوصی در روسیه، آمریکا و آلمان نگهداری می‌شوند.


کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


"‍ این یک پیپ نیست "
اثر رنه ماگریت تصویری را نشان می دهد که در زیر آن به فرانسوی نوشته شده "این یک پیپ نیست ". در ابتدا به نظر می رسد این تصویر و نوشته ذیل آن با یکدیگر همخوانی ندارند و متناقض هستند ولی فی الواقع تصویر یک پیپ، پیپ نیست و اگر نوشته می شد: این یک پیپ است کاملا دروغ بود. اما این تصویر و نوشته ی آن شاید بهترین توضیح درباره ی کارکرد زبان باشد زیرا واژگان جایگزین اشیاء می شوند و البته به این دلیل که دیگر خود آن اشیاء نیستند و درست به همین جهت بود که هگل می گفت زبان قاتل ابژه است و پس از زدودن واقعیت آن اشیاء ممکن می شود. بنابراین زبان و هر نشانه ای مضمون این چنینی دارد: وقتی که می گویم، عاشقت هستم؛ باید گفت این یک عشق نیست.

کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


«از نامه های بهمن محصص به سهراب سپهری»


رم-تهران ۶۰/۴/۱۳

جرقاب عزیزم،

امیدوارم سر به تن‌ات نباشد تا بخواهی شرح «یک جور زندگی خاص» را که نمی‌دانی کی به آن طرز زندگی دست خواهی یافت، بعد از سه ماه برایم بنویسی!
… اگر آن جانور مسخ‌شده که می‌خواهد بعدها بالای درخت بنشیند و خواهر و مادر مولوی مادرمرده را دربیاورد، از شدت علف‌خواری نا ندارد که جواب کاغذ بدهد، تو عثمان لنگ که از صبح تا شب توی خانه نشسته‌ای و …. چرا جواب نمی‌دهی؟! … تو که همیشه «زندگی خاص»‌ می‌کنی، آخر کمی زندگی عام نیز لازم است …
اگر من فقط برای «زندگی خاص» تو به درد می‌خوردم، خرج‌ام را بکش و توی اتاق‌ات نگهدار. شماها فقط بلدید ناله کنید، فقط «زندگی خاص» به رخ مردم بکشید.
اگر آن‌قدر ولنگ‌و‌‌واز است که نه سر دارد و نه ته، از زمان بابا آدم تا عصر جنابعالی … هنوز ادامه دارد، هر گوشه‌اش را بگیری زندگی خاص است: پرواز پرنده‌ای، صدای آبی، مردمی که می‌گذرند، فلان کره‌ای که سقط می‌شود و الی غیرالنهایه، همه‌شان «زندگی خاص» هستند و هر کدام از این‌ها، چه آگاه و چه ناآگاه برای خودش «زندگی خاص»‌ داشته و دارند.
ولی مثل این‌که توی این بیابان درندشت، علاوه بر «زندگی خاص» زندگی عام نیز لازم است، نه؟ نظر خودت را بگو. بدون این‌که از بی‌بی‌طوطی گوشتخوار چیزی بپرسی. شاید هم این عصبانیت‌ام بی‌خود باشد. شاید هم تو حق داشته باشی که هر سه ماه یک دفعه نامه بدهی. شاید من حق نداشته باشم که سر تو و خدای‌نکرده اگر گیرم افتاد سر امثال تو حساب کنم. شاید! ولی من نمی‌توانم تغییر پیدا کنم. خوب یا بد همین موجود لعنتی‌ای هستم که ملاحظه می‌فرمایید. و این هم همیشه یادت باشد که من نه حالا و نه هیچ‌وقت چیزی از تو یاد نخواهم گرفت. اگر این آرزوی توست، آن را با خود به گور خواهی برد و اگر آرزویت نیست، خیال‌ات راحت باشد. معلوم نیست که اگر مثلاً بخواهم از تشنگی بمیرم، باید از کدام‌یک از آشنایان و دوستان تقاضای آب کنم.
من نمی‌توانم مهربانی‌های تو را فراموش کنم. من هم میل دارم یک‌ بار دیگر با هم همان زندگی را داشته باشیم. من هم میل دارم تو را ببینم. من هم در آن زمان «زندگی خاص» داشتم. ولی هیچ‌وقت این مسئله باعث نمی‌شود که من همه را فراموش کنم؛ بی‌اعتنایی نشان دهم. تو می‌نویسی: «از این که گرفتاری‌هایی در رم برای تو پیدا شده متأسف‌ام.» جمله‌ای غیردوستانه است. ولی همین تو حاضر نیستی که بخواهی یک نامه برایم بفرستی.
معلوم نیست که در این زندگی روی چه کسی می‌توان حساب کرد…
… امیدوارم که موفق بشوی که به رم بیایی. من از تو یاد نمی‌گیرم ولی تو از من یاد بگیر و جواب نامه را بده. خیلی دوست‌ات دارم.

قربان تو
بهمن

#نامه

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

🌺 دانش یا بینش

مولانا يكى از موضوعاتى را كه به صورت دَوَرانى مورد تأكيد قرار مى دهد، برترى بينش بر دانش است. دانش ، اندوخته است، و بينش ، مصرف كردن بهينهء آن اندوخته. دانش، تفسير مى كند، و بينش، آدمى را تغييرمى دهد، البته تغييرى رو به سوى كمال.
دانشى كه رفتار و كردارمان را همرنگ خودش نكند مثلِ غذايى است كه هضم نمى شود چنين غذايى ما را رنجور و بدحال مى كند. كسانى كه دانش و محفوظات دارند و بينش ندارن، نوعاً دچار بيمارى هاى اخلاقى و شخصيتى مى شوند. اما غذايى كه هضم شود نيرو و سلامتى مى آورد، ولو اندك باشد. همينطور هر معرفتى كه به بينش تبديل شود سلامتى روانى و اخلاقى در پى مى آورد. دانشى مى تواند نجات بخشى كند كه با رفتار و هويّت ما در آميزد.

مولانا مى فرمايد:

هركه در خلوت به بينش يافت راه
او ز دانش ها نجويد دستگاه

علم چون بر دل زَنَد يارى شود
علم چون بر تن زَنَد بارى شود

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


خوب معلوم است. یکی زن می‌گیرد. یکی سفر می رود. یکی می رود مذهبی می شود. یکی هم غیبش می زند. خودکشی می کند. دست آخر وقتی خوب زیرو بالای کار را می بینی، متوجه می‌شوی که آدم‌ها بیشترشان، نمی توانند تا آخر خط تاب بیاورند...

#هوشنگ_گلشیری
#بره_گمشده_راعی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


از اینکه با بقیه فرق داشت عاشقش شدم، اولش تفاوت ها جذابند بعدش هی دنبالِ شباهت ها می گردیم. اوایل عاشق هم بودیم، بعد از مدتی همدیگر را دوست داشتیم و حالا به همدیگر احترام می گذاریم . این ایده آل ترین شکل تغییرات زن و شوهری ست. عشق نمی تواند تا ابد دست نخورده بماند. عشق نوعی تغییر هورمونی ست و نتیجه ی فعل و انفعالات شیمیایی بدن ... بعد از یکی دو سال هم فروکش می کند.

#فرشته_احمدی
#پری_فراموشی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آزادي زنان معیار سنجش
آزادی جامعه است.
تحقیر زن یکی از ویژگی های اساسی
تمدن کنونی است. هیچ کس به
اندازه خود مرد از اسارت
زن مجازات نمیشود.

#کارل_مارکس

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما مربوط به نظر دیگران است، ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه می‌تواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است و ما را برده ی آنان می کند. برده ی نظراتشان و بدتر، برده ‌ی آنچه وانمود می‌ کنند به نظرشان می‌ رسد.

#اروین_د_یالوم
#درمان_شوپنهاور

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


سرباز
خسته و زخمی از راه رسید
زن از خانه رفته بود.
زخمی که او را در قطار و جنگل و جاده
نکشته بود

در خانه کشت...

#رسول_یونان

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️