پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.14K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


روزی مردی جوان در حالی که زار زار می گریست به نزد بودا آمد. بودا از او پرسید: "چه شده جوان؟"
"استاد دیروز پدر پیرم مرد."
"خوب چه می شود کرد؟ اگر او مرده است گریه دوباره زنده اش نمی کند."
"بله، استاد. می فهمم گریه پدرم را بازنمی گرداند. ولی من با تقاضای مخصوصی به نزد شما آمده ام. خواهش می کنم برای پدر مرحومم کاری انجام دهید."
"هان؟! از دست من برای پدر مرحوم تو چه کاری ساخته است؟"
"استاد خواهش می کنم کاری بکنید. شما که آدم پُر توانی هستید حتماً کاری می توانید بکنید."
"بسیار خوب، برو بازار و دو عدد کوزه گلی بخر."
مرد جوان خیلی خوشحال شد. فکر کرد بودا قبول کرده است که مراسمی برای پدرش انجام دهد. به سمت بازار دوید و با دو کوزه بازگشت.
بودا گفت: "خیلی خوب یکی از کوزه ها را با روغن پُر کن."
مرد جوان این کار را انجام داد.
"کوزه دیگر را با سنگ ریزه پُر کن."
مرد، این کار را هم انجام داد.
"حالا کوزه ها را در حوضی که آنجاست بگذار."
مرد جوان هم، چنین کرد. هر دو کوزه به ته حوض فرو رفتند.
بودا گفت:
"حالا، چوبدست بزرگی بیاور. با آن به کوزه ها بزن و آنها را بشکن."
مرد جوان خیلی خوشحال بود، فکر می کرد بودا در حال اجرای مراسمی شگفت انگیز برای پدرش است.
مرد جوان در حالی که طبق گفته بودا چوبدستی را برداشته بود ضربه محکمی زد و هر دو کوزه را شکست. بلافاصله روغنی که در یکی از کوزه ها بود، بالا آمد و برسطح آب شناور شد. سنگریزه های کوزه دیگر بیرون ریخت و در ته حوض باقی ماند.
آنگاه بودا گفت:
"خوب مرد جوان این هم کاری که من انجام دادم. حالا همه را خبر کن و به آنها بگو شروع به نیایش و سرود کنند."

"ای سنگریزه ها به سطح آب بیایید، به سطح آب بیایید! ای روغن ته نشین شو، ته نشین شو!"

"استاد، شوخی می کنید! چطور چنین چیزی امکان دارد؟ سنگریزه ها از آب سنگین ترند. آنها باید در ته حوض بمانند. نمی توانند بالا بیایند. استاد، این قانون طبیعت است! روغن از آب سبکتر است باید در سطح آب بماند. نمی تواند به ته آب برود استاد این قانون طبیعت است!"

"جوان تو از قانون طبیعت اطلاع زیادی داری اما این قانون طبیعت را خوب نفهمیده ای: اگر پدرت در همه زندگی اش کارهایی انجام داده که مثل این سنگریزه ها سنگین باشد، او موظف به ته رفتن است، چه کسی می تواند او را بالا بکشاند؟ و اگر همه اعمالش مثل این روغن سبک باشد، او موظف به بالا آمدن است، چه کسی می تواند او را پایین بکشد؟"

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دست خط و دعای امیر کبیر در شب قدر
😊❤️

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفه‌ی خود می‌دانند،
انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارنده‌ی وجود، چیزی ضعیف و بی‌دفاع است.

این آدم‌ها از کنار بیوه‌ای بر اثر جذام از شکل افتاده که چند سکه گدایی می‌کند رد می‌شوند،
از کنار کودکان ژنده‌پوشی که در خیابان زندگی می‌کنند رد می‌شوند، اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق می‌کند.

چهره‌هایشان سرخ می‌‌شود، سینه‌هایشان را بیرون می‌دهند، کلمات خشم‌آلودی به زبان می‌آورند.‌

میزان خشم‌شان حیرت‌انگیز است. نحوه‌ی برخوردشان هراس‌آور است. این آدم‌ها نمی‌فهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون. آن‌ها باید خشم‌شان را متوجه خودشان کنند...!

#زندگی_پی
#یان_مارتل

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یاران همراه عذرخواهی میکنم به دلیل وقفه ای که در ارسال کتاب صوتی عقاید یک دلقک داشتم 🙏🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


چنانچه بنده اسلام را می فهمم ما #اسلام_ناب نداریم.

به دنبال #اسلام_ناب گشتن آخرش سر از #بنیادگرایی و این خشونتها در می آورد ...هیچکس تا امروز نمی داند که این اسلام ناب چیست
برای اینکه اسلام ناب مدعیان فراوانی دارد و در میان خودشان هم تکفیر فراوان است...
شیعیان معتقدند که اسلام ناب دست شیعیان است .
خیلی از سنی ها شیعیان را کافر می دانند و می گویند شیعه اپوزوسیون اسلام است.
و در میان شیعیان هم کم نیستند که اعتقادات و طاعات اهل سنت هیچکدام را قبول ندارند.

حالا اسلام ناب یا اصلی دست کیست؟

من به شما عرض می کنم که دست هیچکس نیست.
برای اینکه اصلا وجود ندارد که کسی بخواهد مدعی داشتنش باشد.

#پیامبر اسلام یک بذری را کاشت،
در خاک تاریخ این بذر رشد کرد،تبدیل به یک درخت شد .یک درخت بسیار تناور.

اسلام ناب معنیش این است که ما برگردیم به بذر اولیه و دانه اولیه.چه معنی دارد؟

اولا نشدنی است.
شدنی هم باشد سودی ندارد.

درست شبیه یک طفل کوچکی که یک وقتی جنین بوده،در رحم مادر بوده،حالا به دنیا آمده،بزرگ شده و یک انسان بالغ عالم زیبای توانا شده،ما بگوییم ما به تو کاری نداریم،ما می خواهیم به آن جنین اولیه برگردیم.

اولا که نمی شود برگشت
به قول #مولانا هیچ انگوری دگر غوره نشد،
اگر هم برگردیم چه سودی دارد؟
برای اینکه آنچه پیامبر آورد بذر رشدیابنده بود،او این دانه را کاشت و بعد این دانه با آب و هواهای مختلف رشد کرد و شکلها و رنگ و بوهای مختلف هم به خودش گرفت
لذا اسلام نابی وجود ندارد.
این اسلام پرورده شده،
رشد کرده،
تنومند شده،
میوه داده،
اقلیمهای مختلف رفته و در هر جا شکل و شمایل تازه ای پیدا کرده است.

همه ی این تنوعها را منکر شدن و همه انها را به یک شکل خشک و خاص تغییر دادن و این شکل خاص را به آن دانه ی نخستین برگرداندن،
هدف و حسرت بنیادگراهاست.

برگرفته از سخنرانى:
#داعش و #حكومت_اسلامى
#دكتر_سروش


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سالروز تولد توران میرهادی از توانمندترین و فرهیخته‌ترین زنان ایرانی، استاد برجسته‌ی ادبیات کودک ایران است. یادش گرامی.
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
توران میرهادی شخصی که به مادر ادبیات کودکان ایران معروف است/60سال کوشش درزمینه آموزش و پرورش و ادبیات کودک/از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


ترجمه بهترین متن نیویورک تایمز در سال 2014 به قلم فرهاد زرین:

ذره ذره، محبت را باختم و شکست را بردم.
وقتی که در برنامه ریزی سال نو(کریسمس) همسرم را به زور با کسانی که دوست نداشت به سفر بردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی که پول پس انداز مشترک را برای خرید بی ام و آخرین مدل خرج کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی که در جمع خانوادگی جواب دندان شکنی به برادر و مادرش دادم و سر جا نشاندمشان، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی برای خریدهای ریز و درشت زنانه برچسب حماقت به همسرم زدم و وانمود کردم که گریه اش را ندیدم و پولش را بودجه بندی کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی در گردش یک روزه جلوی دوستان، عیب های همسرم را گفتم و همه خندیدیم و کمی سر به سرش گذاشتم و کارهایش را مسخره کردم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی دلش میشکست و ناراحت میشد و میخواستم زیادی لوس نشود و محل اش نمیگذاشتم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی سعی میکردم جلو دیگران وانمود کنم که من عاقلترم و اشتباهات تقصیر اوست و تنهایش میگذاشتم، فکر کردم که بردم، اما باختم.
وقتی سعی نمیکردم که مانند او شوم و او هم، مانند من، فکر میکردیم که بردیم، اما هر دو به تساوی باختیم.
زندگی و محبت را ذره ذره باختیم و شکست را طی بیست و پنج سال بردیم.
همدلی یعنی وقتی یکی از زوجین گریه میکند، دیگری شوری اشک را در خودش حس کند.
همدلی یعنی مبارزه با خودخواهی به خاطر دیگری.

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

📃 بررسی علم و شبه علم با رویکرد فلسفه علم

تمایز موجود بین علم و شبه علم تعیین می کند که کدام یک از باور ها موجه هستند .
فیلسوفان علم کوششهای فکری بسیاری کرده اند تا بتوانند معیاری برای تفکیک علم از شبه علم پیدا کنند .

👈«شبه علم» از واژه‌های علمی و از کلام علمی برای تقویت و تثبیت مواضعی صحبت می‌کند که اساساً پایه‌ی علمی ندارد . با این وجود علم و شبه علم هردو می توانند دلایل علمی و نظری داشته باشند ! (Mahner 2007, 516).

👈شبه علم را در موارد زیر می توان یافت :

🕷 بهداشت و درمان
🕷 مدارک تخصصی
🕷 سیاست های زیست محیطی
🕷 آموزش های علمی

ادعاهایی که طرفداران شبه علم می کنند ، از لحاظ فلسفی هم دارای اشکال است چرا که به گفته فیلسوفان معاصر، هر استدلالی بایستی از توضیحات و تعاریف قابل قبولی برخوردار باشد (Pigliucci 2013; Mahner 2013) و یا بایستی با معیارهای قواعد خاصی همراه باشد تا بتوان آن ها را پذیرفت. (Hansson 2013)

👤 مونتنی فیلسوف درباره ی شبه علم معروف می گوید :

"می‌بایست برای نویسندگانِ ابله و بی‌مصرف، مقرّراتِ منعِ قانونی در کار باشد همچنان‌‌که برای ولگردان هست . هرزه‌نویسی نشانهٔ عصری آشفته است... فسادِ قرن با همکاری فرد فردِ ما پدید می‌آید : کسانی با خیانت ، و کسانی با بی‌عدالتی و ستمگری ، و کسانی با حرص ‌و آز و درنده‌خویی . هر کس بر حسب توانِ خود . امّا ضعیف‌ترین کسان با حماقت و بطالت و بیکارگی و پُرنویسی."

📗منبع :

https://plato.stanford.edu/entries/pseudo-science

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

📃 علم و شبه علم

⬅واژه شبه علم (pseudoscience) نخستین بار در سال 1796 بکار برده شد .

⬅زمانی که یک مورخ به نام جیمز پتی اندرو، کیمیاگری را به عنوان «شبه علم خارق العاده» (fantastical pseudo-science) معرفی می کند (منبع: دیکشنری انگلیسی آکسفورد).

⬅ در طول تاریخ این واژه به وضوح معنی توهین آمیزی را دارا بوده است (Laudan 1983, 119; Dolby 1987, 204).

استفاده مشترک از اصطلاح «علم» (science) می تواند اندکی توصیفی و اندکی اصولی شرح داده شود. هنگامی که یک فعالیت به عنوان علم به رسمیت شناخته می شود، به این معناست که نقش مثبتی در تکاپوی ما در دانش دارد. از سوی دیگر، مفهوم علم از طریق یک فرآیند تاریخی شکل گرفته است و بسیاری از احتمالات را تحت تاثیر قرار می دهد که بر این اساس می دانیم چه چیزی را می توانیم علم بنامیم و چه چیزی را نمی توانیم.

واژه انگلیسی «Science» در درجه اول در مورد علوم طبیعی و سایر زمینه های تحقیقاتی مشابه استفاده می شود. از این رو اقتصاد سیاسی و جامعه شناسی هم Science به شمار می روند، در حالی که مطالعات ادبیات یا تاریخ خیر!

⭕ مناقشه بین علم و شبه علم با این مفهوم گسترده از علم قابل درک تر است :

⬅ در یک سو از مناقشه ما مجموعه ایی از دانش ها را می یابیم که شامل علوم طبیعی و اجتماعی و علوم انسانی هستند ؛

⬅ از سوی دیگر ما یک طیف وسیعی از حرکات و آموزه هایی از قبیل خلقت گرایی، طالع بینی، هومیوپاتی، و... را می یابیم که با نتایج و روش هایی که به طور کلی در جوامع رشته های علمی پذیرفته شده اند در تضاد هستند .

موضوع مسئله علامت گزاری است که بایستی چه تفکیکی صورت دهیم که بر اساس آن بدانیم کدام یک از فعالیت های انسانی را می توانیم علم بنامیم . (Fuller 1985, 331).

📗 منبع:
Hansson, Sven Ove, "Science and Pseudo-Science", The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Spring 2015 Edition), Edward N. Zalta (ed.)

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
شبه علم یا سودوساینس (pseudoscience) سلسله ای از نظریات ، مفروضات و روش هایی است که اشتباها علمی قلمداد شده باشند .
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
نمونه های شبه علم : تئوری های زمین تخت ، طالع بینی ، تله پاتی ، درمان های کوانتومی ، یوفو‌ها ، انرژی درمانی و ...

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

#اخلاق قسمت اول

اخلاقیات از کجا نشئت می‌گیرند؟
بررسی کتاب «سوابقِ اجتماعی و طبیعیِ زندگی اخلاقی» نوشتۀ وب کین

یک نظریۀ علمی‌اجتماعی دربارۀ زندگی اخلاقی باید، هم با درکِ کنونیِ ما از تکامل انسان و هم با واقعیتِ ناگزیرِ تنوع فرهنگی سازگار باشد. این نظریه باید نشان دهد که انتخاب طبیعی چگونه می‌تواند به پدیدآمدنِ اخلاق انسانی منجر شود. همچنین باید نشان دهد که تاریخ انسان چگونه می‌تواند به دگرگونی و تغییر در زندگی اخلاقی بینجامد. همچنین باید با جهانی‌گرایی و تاریخ‌گرایی نیز سازگار باشد. این خواسته‌ای بزرگ است؛ اما همان هدفی است که وب کین در کتاب «زندگی اخلاقی» دنبال می‌کند.
پابلیک‌ بوکز — علوم اجتماعی مشکلی اخلاقی دارد. نه؛ منظورم رسوایی‌های اخیرِ مربوط به داده‌های ناقص و جعلی در روان‌شناسی و علوم سیاسی نیست. منظورم ناتوانی علوم اجتماعی در توسعه و تدوین نظریه‌ای قانع‌کننده دربارۀ زندگیِ اخلاقی است؛ نظریه‌ای که بتواند توضیح دهد چرا انسان‌ها همیشه دست به قضاوت و ارزیابی می‌زنند و همچنین بگوید چرا ما به دیگران و گفته‌های آنان دربارۀ خودمان اهمیت می‌دهیم. منظورم نظریه‌ای است که بتواند این واقعیتِ بسیار ابتدایی را توضیح دهد که دانشمندان علوم اجتماعی به‌خاطر داده‌سازی‌ها ناراحتند.

این بدان معنی نیست که هیچ نظریه‌ای در این زمینه نداریم؛ بلکه منظور این است که نظریه‌های موجود چندان خوب نیستند. مثلاً نظریۀ بازی‌های تکاملی۱ را در نظر بگیرید. این نظریه می‌گوید زندگی اخلاقی از عقلانیت فردی ناشی می‌شود. چگونه؟ جمعیتی هنرپیشه را تصور کنید که به منافع شخصی می‌اندیشند. سپس آن‌ها را در یک بازی تن‌به‌تن، مجموع‌صفر۲ وارد کنید و بگذارید بارهاوبارها این بازی را تکرار کنند. برای مثال معمای زندانی۳ را در نظر بگیرید. در این معما استراتژی برد را «مقابله‌به‌مثل»۴ می‌نامند. قواعد مقابله‌به‌مثل از این قرارند: ۱. در دور اول با هم‌بازی‌تان خوب باشید؛ ۲. در همۀ دورهای بعدی، عمل هم‌بازی‌تان را متقابلاً تکرار کنید. به‌بیان‌دیگر، اگر طرف مقابل بدجنسی کرد، شما نیز متقابلاً بدی کنید؛ اما اگر با شما خوب بود، شما هم باید با او خوب باشید. در درازمدت، اوضاع افرادی که از استراتژی مقابله‌به‌مثل پیروی می‌کنند، بهتر از کسانی خواهد بود که استراتژی بدی را اتخاذ می‌کنند. دست‌کم شبیه‌سازی‌های کامپیوتری اینطور می‌گویند.

این نظریه از لحاظ اخلاقی رضایت‌بخش است؛ اما از نظر عقلی نه. تکامل انسان به این شکل عمل نکرده است. گونۀ اولیۀ هوموساپین به‌معنی انسان دانا همان گونۀ مدرنِ هومواکونومیکوس یعنی انسان اقتصادی نبود. نیاکان ما واحدهایی مجزا نبوده‌اند؛ بلکه در گروه‌هایی کوچک می‌زیسته‌اند. آن‌ها حیواناتی اجتماعی بودند. یک نظریۀ خوب از فروض خوب شروع می‌شود که واقع‌گرایانه‌اند. زندگی اخلاقی شباهت چندانی به نظریۀ بازی‌ها ندارد. در زندگی اخلاقی اغلب با هیجاناتی پرحرارت سروکار داریم؛ نه محاسباتی همراه با خون‌سردی. زندگی پر است از خشم و اندوه و عشق و شادی؛ نه محاسبات کمینه‌سازی و بیشینه‌سازی. درنهایت، نظریۀ خوب نظریه‌ای است که مهم‌تر از هر چیز توضیح دهد که چرا دارای هیجانات اخلاقی هستیم. به‌ویژه، این نظریه باید خود مفهوم «خوبی» را توضیح دهد.

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

#اخلاق قسمت دوم

اخلاقیات از کجا نشات میگیرند؟

البته، نظریۀ بازی‌های تکاملی نتوانسته در بیرون از حوزۀ اقتصاد جذابیت زیادی داشته باشد. پاسخ معمول به مسئلۀ حیات اخلاقی در حوزۀ انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی، ترکیبی از نسبیت‌گرایی فرهنگی و برساخت‌گرایی اجتماعی بوده است. توضیح متعارف آن، چیزی است شبیه به این: روزی‌روزگاری «ما»، در اینجا «ما» یعنی پیشینیان ضعیف و بی‌سوادمان، فکر می‌کردیم یک سری اصول اخلاقی جهانی وجود دارد. سپس «ما»، در اینجا «ما» یعنی دانشمندان هوشمند علوم اجتماعی، تنوع فرهنگی را کشف کردیم. دریافتیم که کاری که در یک فرهنگ ممنوع است، ممکن است در فرهنگی دیگر الزامی باشد؛ مثلاً آدم‌خواری. سپس فهمیدیم که در درون ما هیچ قانون اخلاقی‌ای وجود ندارد؛ چه رسد به آسمان‌های پرستاره بر فراز ما. برای نمونه، دیدگاه ایمانوئل کانت را در نظر بگیرید. به این نتیجه رسیدیم که همۀ قوانین درنهایت قراردادی‌اند و محصول قدرت و نه خِرد؛ خواه این قدرت انسانی باشد و خواه الهی. دریافتیم که انسان‌ها لوح‌هایی سفیدند که نظام‌های فرهنگی ضوابط اخلاقی خود را روی آن‌ها حک می‌کنند. دست‌کم نظر نیچه و پیروانش چنین است.
این نظریه شاید از لحاظ فکری قانع‌کننده باشد و باعث شود احساس کنیم خیلی دنیادیده و جهان‌شهری هستیم؛ اما به‌لحاظ اخلاقی رضایت‌بخش نیست. اولاً فرهنگ‌های اخلاقیِ انسان‌ها در واقع به‌اندازه‌ای که این نظریه می‌گوید، متنوع نیستند. ارزش‌ها و فضائلی مثل انصاف و سخاوت تقریباً جهانی‌اند؛ هرچند مفاهیم و قراردادهایی که برای نام‌گذاری و بیان آن‌ها به کار می‌گیریم، متنوع‌اند. نکتۀ دیگر اینکه نسبیت‌گراییِ خود ما به‌ندرت به‌اندازه‌ای که این نظریه می‌طلبد، ریشه‌ای و همه‌جانبه است. امروزه کیست که شرارت انسان‌سوزی یا پسندیدگیِ لغو برده‌داری را انکار کند؟ نکتۀ آخر اینکه هرکه کودکی بزرگ کرده، به‌خوبی می‌داند که نه لوح‌های انسانی کاملاً سفیدند و نه کدهای اخلاقی آنقدرها روشن. در غیر این صورت، پرورش کودک کاری به‌مراتب آسان‌تر می‌بود. خلاصه اینکه ما نمی‌توانیم در زندگی روزمرۀ خود کاملاً نسبیت‌گرا باشیم. هیچ راهی برای فرار از زندگی اخلاقی وجود ندارد.

تبیین‌های خردگرایانه و نسبیت‌گرایانه را با وجود نواقصشان نمی‌شود به‌آسانی رد کرد. یک نظریۀ علمی‌اجتماعی دربارۀ زندگی اخلاقی باید، هم با درکِ کنونیِ ما از تکامل انسان و هم با واقعیتِ ناگزیرِ تنوع فرهنگی سازگار باشد. این نظریه باید نشان دهد که انتخاب طبیعی چگونه می‌تواند به پدیدآمدنِ اخلاق انسانی منجر شود. همچنین باید نشان دهد که تاریخ انسان چگونه می‌تواند به دگرگونی و تغییر در زندگی اخلاقی بینجامد. همچنین باید با جهانی‌گرایی و تاریخ‌گرایی نیز سازگار باشد. این خواسته‌ای بزرگ است؛ اما همان هدفی است که وب کین در کتاب زندگی اخلاقی دنبال می‌کند.
به دو موضوع می‌پردازد که اهمیتی ویژه برایش دارند. یکی از آن‌ها به مطالعات آزمایشگاهیِ رشد کودک مربوط می‌شود. در اینجا به نمونه‌ای از تحقیقات مدنظر کین اشاره می‌کنیم. همکارانم کارن وین و پُل بلوم طی یک‌سری آزمایشِ جالب بارها نشان دادندکه بچه‌های خردسال نیز حس اخلاقی دارند؛ یعنی حس تشخیص خوب و بد. در هر نوع آزمایش، خردسالان، نمایش خیمه‌شب‌بازی کوتاهی تماشا کردند. یک عروسک رفتار اخلاقی مثبت از خود نشان می‌داد؛ مثل به‌اشتراک‌گذاری، کمک به دیگران یا مهربانی. یکی دیگر هم رفتار منفی بروز می‌داد؛ مثل خودخواهی، ممانعت و خساست. سپس به کودکان فرصت داده شد تا یکی از عروسک‌ها یا هر دوی آن‌ها را تشویق یا مجازات کنند. اکثرِ آن‌ها پیوسته عروسک خوب را به عروسک بدجنس ترجیح می‌دادند. توجه داشته باشید که این کودکان در سن پیش‌زبانی بودند و فقط سه ماه از تولد برخی از آن‌ها می‌گذشت. وفق‌دادنِ این نتایج با توضیح خردگرایانه که انسان‌ها را در «حالت طبیعی» واحدهایی خودخواه می‌داند، بسیار دشوار است. همچنین تطبیق این نتایج با توضیح نسبیت‌گرایانه نیز که ارزش‌های اخلاقی را برساخت‌هایی فرهنگی قلمداد می‌کند، سخت است. اگر یکی از این نظریه‌ها درست بود، آنگاه نوزادان حس اخلاقی نمی‌داشتند.

اما این حس اخلاقی از کجا ناشی می‌شود؟ موضوع دیگری که کین بررسی می‌کند، زمینه‌ساز پاسخی برای این پرسش است. مایکل توماسِلو در مجموعه‌کتاب‌های خود در‌پیِ توضیح شناخت انسانی از لحاظ تکاملی است. او در اثر جدید خود، روی موضوعی که «توجه مشترک»۵ می‌نامد، تأکید ویژه‌ای دارد. منظور توماسلو از توجه مشترک، استعداد دو یا چند انسان برای تمرکز روی یک فعالیت مشترک مثل جمع‌آوری غذا است. او استدلال می‌کند که خویشاوندان نخستینِ ما فاقد چنین استعدادی بودند. توماسلو بر این باور است که شامپانزه‌ها به‌صورت جمعی به‌دنبال غذا می‌گردند؛ اما نه با تشریک مساعی. در جنگل هرشامپانزه مشغول کار خودش است.


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
⭕️ وقتي غمگین هستید، دنیا شما
را به سخره میگیرد. وقتی
خوشحالید، دنیا به شما لبخند
میزند. اما وقتی دیگران
را خوشحال میکنید، دنیا
به شما تعظیم میکند.

#چارلی_چاپلين

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


جک: ولی به یه چیز همیشه توجه کرده‎ام. وقتی زوج ازدواج کرده‌ای میبینی که محبتشون رو جلوی جمع نشون میدن، بدون علامت اینه که داره ازدواجشون از هم می‌پاشه و رد خورم نداره⁣

#نمایشنامه_خانه
#دیوید_استوری

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


در ۱۹۱۴ که جنگ جهانی اول درگرفت جوانک موسوم به ارنست همینگوی که می‌خواست نویسنده شود
پانزده سال بیشتر نداشت .
ایالات متحده در ۱۹۱۷ وارد جنگ شد . همینگوی فورا داوطلب شد به جبهه برود .زیرا می‌دانست که با چنته خالی نویسنده نمی توان شد .
او می‌خواست در جنگ تجربه بیاموزد .

#پیرمرد_و_دریا
#ارنست_همینگوی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


پدر همینگوی پزشکی سرشناس و مرفه است .
و مادرش زنی متدین(کاتولیک) و بسیار سختگیر
فضای خانه دکتر همینگوی فضای زندگی یک خانواده بورژوای آمریکایی است .
و جوانی که چندی در هوای آزادی رمانتیک ارپپای جنگ زده زیسته است طبعا در این خانه احساس خفگی می کند

#پیرمرد_و_دریا
#ارنست_همینگوی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


بهترین راه برای اینکه با کسی احساس خوشبختی کنیم چیست؟

این است که یاد بگیریم : چگونه به تنهایی احساس خوشبختی کنیم!
اینگونه حضور دیگران تنها یک گزینه خواهد بود نه یک ضرورت


#دکتر_فرهنگ_هلاکویی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


وظیفه حکومت یک کشور،
به بهشت بردن مردم نیست؛

بلکه استفاده صحیح
از منابع کشور،
جهت رفع فقر و ایجاد رفاه
برای شهروندانش است

#دکتر_مصدق

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️