@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هنگاميكه افكار پليد به سراغتان مي آيد‘ با آنها نجنگيد؛هرچه بيشتر با آنها ستيز كنيد‘بيشتر تقويتشان مي كنيد بهترين راه رويارويي با افكار بد ترك كردن آنها وانديشيدن به افكار الهي است .روشنايي‘تاريكي را از ميان مي برد هر فكر خوب همانند تابش نور است كه ابرهاي تيره ي افكار بد را مي زدايد.
#برای_آن_بسوی_تو_می_آیم... -
#جي_پي_واسواني
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هنگاميكه افكار پليد به سراغتان مي آيد‘ با آنها نجنگيد؛هرچه بيشتر با آنها ستيز كنيد‘بيشتر تقويتشان مي كنيد بهترين راه رويارويي با افكار بد ترك كردن آنها وانديشيدن به افكار الهي است .روشنايي‘تاريكي را از ميان مي برد هر فكر خوب همانند تابش نور است كه ابرهاي تيره ي افكار بد را مي زدايد.
#برای_آن_بسوی_تو_می_آیم... -
#جي_پي_واسواني
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کار ما نیست
شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ
شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
دست در جذبه یک برگ بشوییم
و سر خوان برویم
صبح ها وقتی خورشید در می اید
متولد بشویم
هیجان ها را
پرواز دهیم
روی ادرک ‚ فضا ‚ رنگ صدا
پنجره گل نم بزنیم
آسمان را بنشانیم
میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو
به زمین بگذاریم
نام را باز ستانیم از ابر
از چنار از پشه از تابستان
روی پای تر باران
به بلندی محبت برویم
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره
باز کنیم
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم...
#سهراب_سپهری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کار ما نیست
شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ
شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
دست در جذبه یک برگ بشوییم
و سر خوان برویم
صبح ها وقتی خورشید در می اید
متولد بشویم
هیجان ها را
پرواز دهیم
روی ادرک ‚ فضا ‚ رنگ صدا
پنجره گل نم بزنیم
آسمان را بنشانیم
میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو
به زمین بگذاریم
نام را باز ستانیم از ابر
از چنار از پشه از تابستان
روی پای تر باران
به بلندی محبت برویم
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره
باز کنیم
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم...
#سهراب_سپهری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ننه: فقط یک هنر را باید یاد بگیری و آن هم تحمل است
مریم: تحملِ چی ننه؟
ننه: نگران آن نباش، موضوع کم نمیآوری
#خالد_حسینی
#هزار_خورشید_تابان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ننه: فقط یک هنر را باید یاد بگیری و آن هم تحمل است
مریم: تحملِ چی ننه؟
ننه: نگران آن نباش، موضوع کم نمیآوری
#خالد_حسینی
#هزار_خورشید_تابان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شما نمی دانید چه قدرتی در سکوت نهفته است.
پرخاش، معمولاً چیزی جز تظاهر نیست، تظاهری که با آن می خواهیم ضعفمان را در برابر خود و جهان، پرده پوشی کنیم.
نیروی واقعی و پایدار، تنها در تحمل است. فقط ضعفا هستند که بی صبر و خشن واکنش نشان می دهند و با این رفتار، وقار بشری خود را ضایع می کنند.
#فرانتس_کافکا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شما نمی دانید چه قدرتی در سکوت نهفته است.
پرخاش، معمولاً چیزی جز تظاهر نیست، تظاهری که با آن می خواهیم ضعفمان را در برابر خود و جهان، پرده پوشی کنیم.
نیروی واقعی و پایدار، تنها در تحمل است. فقط ضعفا هستند که بی صبر و خشن واکنش نشان می دهند و با این رفتار، وقار بشری خود را ضایع می کنند.
#فرانتس_کافکا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای مردم تفکر همچون باری طاقت فرساست. بنابراین همان قدری که کار حرفه ای شان ایجاب میکند می اندیشند و همانقدری که برای تفریحاتِ مختلفشان لازم است و نیز برای گفتگو و بازی، که ازین رو باید طوری ترتیب داده شوند که آنها بتوانند با حداقل اندیشه ی ممکن کارشان را پیش ببرند ولی اگر در اوقات فراغتشان چنین تسهیلاتی نداشته باشند به جای اینکه کتابی به دست بگیرند و قدرت اندیشه شان را محک بزنند، ساعت ها کنار پنجره ولو میشوند و به پیش پا افتاده ترین اتفاقات چشم می دوزند و به این ترتیب واقعا برایمان میشوند مصداق این سخن آریوستو که: «چه رقت آورند ساعاتِ بیکاریِ نادانان!»
#متعلقات_و_ملحقات
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای مردم تفکر همچون باری طاقت فرساست. بنابراین همان قدری که کار حرفه ای شان ایجاب میکند می اندیشند و همانقدری که برای تفریحاتِ مختلفشان لازم است و نیز برای گفتگو و بازی، که ازین رو باید طوری ترتیب داده شوند که آنها بتوانند با حداقل اندیشه ی ممکن کارشان را پیش ببرند ولی اگر در اوقات فراغتشان چنین تسهیلاتی نداشته باشند به جای اینکه کتابی به دست بگیرند و قدرت اندیشه شان را محک بزنند، ساعت ها کنار پنجره ولو میشوند و به پیش پا افتاده ترین اتفاقات چشم می دوزند و به این ترتیب واقعا برایمان میشوند مصداق این سخن آریوستو که: «چه رقت آورند ساعاتِ بیکاریِ نادانان!»
#متعلقات_و_ملحقات
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﻧﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ،
ﻧﻪ ﻗﻬﺮ ﻭﻧﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ !!!
ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﻗﯿﺪ ﺩﺭﯾﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ...
ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ
ﺗﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽﺷﺎﻥ ،،،
ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺷﻨﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !!!
#فروغ_فرخزاد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﻧﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ،
ﻧﻪ ﻗﻬﺮ ﻭﻧﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ !!!
ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﻗﯿﺪ ﺩﺭﯾﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ...
ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ
ﺗﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽﺷﺎﻥ ،،،
ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺷﻨﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !!!
#فروغ_فرخزاد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من ؟
من عاشق خودش بودم و کل خانوادهاش . لعنتیهای دوستداشتنی ، همهشان زیبا و خوشتیپ و شیکپوش . به خانه ما که میآمدند ، حالم عوض میشد . نه که عاشق باشم نه ، بچه ده یازده ساله از عشق چه میفهمد ؟ فقط مثلا یادم هست یک بار مدادرنگی بیست و چهار رنگی را که دوست پدرم از آلمان برای سال تحصیلیم آوردهبود نوی نو نگه داشتم تا عید ، که اینها آمدند و هدیه کردم به او . که جا گذاشت و برگشت به شهر قشنگ خودشان .... یک بار هم کفشهای پدرش را در راه پله پشتبام پنهان کردم تا دیرتر بروند و دخترک بتواند کارتون - فکر کنم - نِل را تا انتها ببیند .
این بار اما داستان فرق میکرد . دیشب به من - فقط به من - گفته بود برای صبحانه حلیم و نان بربری دوست دارد . و بیوقت هم آمده بودند ، وسط زمستان . زمستان برفی اوایل دهه شصت. من یازده ساله بودم یا کمی بیشتر و کمتر . او ، دو سال از من کوچکتر . هرکاری که کردم خوابم نبرد ، دست آخر چهارصبح بلند شدم و یک قابلمه کوچک برداشتم - قابلمه جان راستی هنوز با ماست ! - و زدم به دل کوچه ، به سمت فتح حلیم و بربری .
هوا تاریک بود هنوز ؛ اما کم نیاوردم . رفتم تا رسیدم به حلیمی
بسته بود . با خودم گفتم حالا تا بروم نان بگیرم باز میشود . بچه یازده دوازده ساله شعورش نمیرسید آن وقتها که نانوایی و حلیم دیرتر باز میشوند ! خلاصه ، در صبح برفی با دستهای یخ زده از سرما آنقدر راه رفتم تا ساعت شد هفت ! نان و حلیم بالاخره مهیا شد ، و برگشتم . وقتی رسیدم خانه ، رفتهبودند . اول صبح رفتهبودند که زودتر برسند به شهر و دیار خودشان . اصلا نفهمیدهبودند من نیستم . هیچکس نفهمیدهبود .
خستگیش به تنم ماند . خیلی سخت است که محبت کنی ، سختی بکشی ، دستهایت یخ کند ، پاهایت از سرما بی حس شود ، قابلمه داغ را با خودت تا خانه بیاوری ، نان داغ را روی دستانت هی این رو آن رو کنی تا دستت نسوزد ...ولی نبیند آن که باید .
وقتی تلاش میکنی برای حال خوب کسی و نمیبیند ، خستگیش به تنت میماند ....
همین …
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من ؟
من عاشق خودش بودم و کل خانوادهاش . لعنتیهای دوستداشتنی ، همهشان زیبا و خوشتیپ و شیکپوش . به خانه ما که میآمدند ، حالم عوض میشد . نه که عاشق باشم نه ، بچه ده یازده ساله از عشق چه میفهمد ؟ فقط مثلا یادم هست یک بار مدادرنگی بیست و چهار رنگی را که دوست پدرم از آلمان برای سال تحصیلیم آوردهبود نوی نو نگه داشتم تا عید ، که اینها آمدند و هدیه کردم به او . که جا گذاشت و برگشت به شهر قشنگ خودشان .... یک بار هم کفشهای پدرش را در راه پله پشتبام پنهان کردم تا دیرتر بروند و دخترک بتواند کارتون - فکر کنم - نِل را تا انتها ببیند .
این بار اما داستان فرق میکرد . دیشب به من - فقط به من - گفته بود برای صبحانه حلیم و نان بربری دوست دارد . و بیوقت هم آمده بودند ، وسط زمستان . زمستان برفی اوایل دهه شصت. من یازده ساله بودم یا کمی بیشتر و کمتر . او ، دو سال از من کوچکتر . هرکاری که کردم خوابم نبرد ، دست آخر چهارصبح بلند شدم و یک قابلمه کوچک برداشتم - قابلمه جان راستی هنوز با ماست ! - و زدم به دل کوچه ، به سمت فتح حلیم و بربری .
هوا تاریک بود هنوز ؛ اما کم نیاوردم . رفتم تا رسیدم به حلیمی
بسته بود . با خودم گفتم حالا تا بروم نان بگیرم باز میشود . بچه یازده دوازده ساله شعورش نمیرسید آن وقتها که نانوایی و حلیم دیرتر باز میشوند ! خلاصه ، در صبح برفی با دستهای یخ زده از سرما آنقدر راه رفتم تا ساعت شد هفت ! نان و حلیم بالاخره مهیا شد ، و برگشتم . وقتی رسیدم خانه ، رفتهبودند . اول صبح رفتهبودند که زودتر برسند به شهر و دیار خودشان . اصلا نفهمیدهبودند من نیستم . هیچکس نفهمیدهبود .
خستگیش به تنم ماند . خیلی سخت است که محبت کنی ، سختی بکشی ، دستهایت یخ کند ، پاهایت از سرما بی حس شود ، قابلمه داغ را با خودت تا خانه بیاوری ، نان داغ را روی دستانت هی این رو آن رو کنی تا دستت نسوزد ...ولی نبیند آن که باید .
وقتی تلاش میکنی برای حال خوب کسی و نمیبیند ، خستگیش به تنت میماند ....
همین …
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ماه ژوئیه بود که به خانه ما امد . دوست داشت به گلدانهای کوزه ای کنار نرده تکیه دهد . می گفت :یادت باشد من هرگز توی چشمهای تو نگاه نکرده ام . این راز مردی است که کم کم ترس از عاشق شدن را احساس می کند .
#توفان_برگ
#گابریل_کارسیا_مارکز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ماه ژوئیه بود که به خانه ما امد . دوست داشت به گلدانهای کوزه ای کنار نرده تکیه دهد . می گفت :یادت باشد من هرگز توی چشمهای تو نگاه نکرده ام . این راز مردی است که کم کم ترس از عاشق شدن را احساس می کند .
#توفان_برگ
#گابریل_کارسیا_مارکز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
سقراط میگفت من داناترین فردم چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز آگاه نیستند.
این جهل سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را «جهلِ فرهیخته» نامید درست همان چیزی ست که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم.
زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی ست.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
سقراط میگفت من داناترین فردم چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز آگاه نیستند.
این جهل سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را «جهلِ فرهیخته» نامید درست همان چیزی ست که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم.
زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی ست.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
"فیتزجرالد و خیام"
غوغای خیّام را در غرب ادوارد فیتزجرالد (1883-1809)
شاعر و نویسندۀ نامی انگلیس در قرن نوزده برانگیخت.
فیتزجرالد شاعری لطیف طبع و مشکل پسند
و پژوهنده ای پر تلاش و خردمند بود
و به فتوای جان کیتس (John Keats)
در کار هنر دل در سودای اثری داشت که
هرچه بیشتر به کمال محض نزدیک باشد
و دعایش مانند آنا ویکم، شاعر معاصر، آن بود که :
"خدایا به جای همۀ نعمتها مرا یک چیز کامل عطا کن".
داستان آشنایی فیتزجرالد با خیّام و ادب پارسی
در این مختصر نمی گنجد.
اما بی گمان فیتزجرالد در همین جستجوی کمال
وقتی به خیّام رسیده و از شراب سخن او مست شده
دریغش آمده است که صاحبدلان دیار خویش را
از این شراب بی نصیب گذارد.
اما چون جام سخن خیّام را برای مردم دیار و روزگار خویش
که در فضای فرهنگی دیگری پرورش یافته بودند مناسب نمی دید
آن شراب نیشابور را ابتدا در هفتاد و پنج
و نهایتاً در یکصد و چهار جام پرشکوه
از ذوق و فرهنگ عهد ویکتوریا
و آراسته به نقوش سنّت های دیرین ادبی مغرب زمین
بریخت و به بازار ادب آورد
اما به گفتۀ مولانا:
آن باده همان است اگر جام بَدَل شد
بنگر که چه خوش بر سر خَمّار برآمد
یک رباعی از خیّام با ترجمه فیتزجرالد
برای شاهد مثال در تمثیل باده و جام
از نظر می گذرد.
ای رفته به چوگان ِ قضا همچون گو
چپ می خور و راست میرو و هیچ مگو
کانکس که تو را فکند اندر تک و پو
او دانــد و او دانــد و او دانــد و او
خیّام
The Ball no question makes of Ayes and Noes,
But Right or Left as strikes the Player goes;
And He that tossed you down into the Field,
He knows about it all- He knows – He knows!
بر گرفته از مقدمه کتاب "رباعیات حکیم عمر خیّام"
به قلم حسین الهی قمشه اي
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
"فیتزجرالد و خیام"
غوغای خیّام را در غرب ادوارد فیتزجرالد (1883-1809)
شاعر و نویسندۀ نامی انگلیس در قرن نوزده برانگیخت.
فیتزجرالد شاعری لطیف طبع و مشکل پسند
و پژوهنده ای پر تلاش و خردمند بود
و به فتوای جان کیتس (John Keats)
در کار هنر دل در سودای اثری داشت که
هرچه بیشتر به کمال محض نزدیک باشد
و دعایش مانند آنا ویکم، شاعر معاصر، آن بود که :
"خدایا به جای همۀ نعمتها مرا یک چیز کامل عطا کن".
داستان آشنایی فیتزجرالد با خیّام و ادب پارسی
در این مختصر نمی گنجد.
اما بی گمان فیتزجرالد در همین جستجوی کمال
وقتی به خیّام رسیده و از شراب سخن او مست شده
دریغش آمده است که صاحبدلان دیار خویش را
از این شراب بی نصیب گذارد.
اما چون جام سخن خیّام را برای مردم دیار و روزگار خویش
که در فضای فرهنگی دیگری پرورش یافته بودند مناسب نمی دید
آن شراب نیشابور را ابتدا در هفتاد و پنج
و نهایتاً در یکصد و چهار جام پرشکوه
از ذوق و فرهنگ عهد ویکتوریا
و آراسته به نقوش سنّت های دیرین ادبی مغرب زمین
بریخت و به بازار ادب آورد
اما به گفتۀ مولانا:
آن باده همان است اگر جام بَدَل شد
بنگر که چه خوش بر سر خَمّار برآمد
یک رباعی از خیّام با ترجمه فیتزجرالد
برای شاهد مثال در تمثیل باده و جام
از نظر می گذرد.
ای رفته به چوگان ِ قضا همچون گو
چپ می خور و راست میرو و هیچ مگو
کانکس که تو را فکند اندر تک و پو
او دانــد و او دانــد و او دانــد و او
خیّام
The Ball no question makes of Ayes and Noes,
But Right or Left as strikes the Player goes;
And He that tossed you down into the Field,
He knows about it all- He knows – He knows!
بر گرفته از مقدمه کتاب "رباعیات حکیم عمر خیّام"
به قلم حسین الهی قمشه اي
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بانویم
تو خلاصه ی تمام شعرهایی
و گلِ سرخی برای تمام آزادی ها
کافی ست که اسمت را زمزمه کنم
تا پادشاهِ شعر شوم
و فرمانروایِ واژه ها
کافی ست زنی چون تو عاشقم شود
تا به کتاب هایِ تاریخ پا بگذارد
و پرچم ها برایش بر افرازند
#نزار_قبانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بانویم
تو خلاصه ی تمام شعرهایی
و گلِ سرخی برای تمام آزادی ها
کافی ست که اسمت را زمزمه کنم
تا پادشاهِ شعر شوم
و فرمانروایِ واژه ها
کافی ست زنی چون تو عاشقم شود
تا به کتاب هایِ تاریخ پا بگذارد
و پرچم ها برایش بر افرازند
#نزار_قبانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from Deleted Account
تصنیف وطن
همایون شجریان
وطن
همایون شجریان
شعر : سیاوش کسرایی
۳۱ اردیبهشت زادروزِ
همایون شجریان خجسته
🌷
همایون شجریان
شعر : سیاوش کسرایی
۳۱ اردیبهشت زادروزِ
همایون شجریان خجسته
🌷
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قدرت اگر به دست فرومایگان بیفتد وحشت انگیزتر است؛ اگر حیوانات وحشی قدرت یابند، درنده می شوند؛ اگر مردم سفله به قدرت برسند، بی رحم تر از دیگران خواهند شد.
#بینوایان
#ویکتورهوگو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قدرت اگر به دست فرومایگان بیفتد وحشت انگیزتر است؛ اگر حیوانات وحشی قدرت یابند، درنده می شوند؛ اگر مردم سفله به قدرت برسند، بی رحم تر از دیگران خواهند شد.
#بینوایان
#ویکتورهوگو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برداشتِ نادان از چیزی که دانا میگوید
هيچوقت نمیتواند درست باشد.
چرا که نادان هرچیزی را که میشنود،
به چیزی که بتواند بفهمد، تفسیر و ترجمه میکند!
#برتراند_راسل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برداشتِ نادان از چیزی که دانا میگوید
هيچوقت نمیتواند درست باشد.
چرا که نادان هرچیزی را که میشنود،
به چیزی که بتواند بفهمد، تفسیر و ترجمه میکند!
#برتراند_راسل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خدا می داند که عادت با انسان چه می کند. بر شیطان لعنت که عادت از آدم چه موجودی می تواند بسازد...
#داستايوفسکی
#یادداشت_های_زیرزمینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خدا می داند که عادت با انسان چه می کند. بر شیطان لعنت که عادت از آدم چه موجودی می تواند بسازد...
#داستايوفسکی
#یادداشت_های_زیرزمینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تا دلتان بخواهد ابزار و وسایل ارتباطی داریم،
اما ارتباطی با هم نداریم.
فقط اطلاعات به هم منتقل می کنیم..
#کیشلوفسکی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تا دلتان بخواهد ابزار و وسایل ارتباطی داریم،
اما ارتباطی با هم نداریم.
فقط اطلاعات به هم منتقل می کنیم..
#کیشلوفسکی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ﮐﻮﺭ ﻫﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻣﯽ که ﺑﯿﻨﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯿﺨﻮﺭﻧﺪ.
#ﮔﺮﺍﺗﺰﯾﺎ_ﺩﻟﺪﺩﺍ
#بر_لب_پرتگاه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ﮐﻮﺭ ﻫﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻣﯽ که ﺑﯿﻨﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯿﺨﻮﺭﻧﺪ.
#ﮔﺮﺍﺗﺰﯾﺎ_ﺩﻟﺪﺩﺍ
#بر_لب_پرتگاه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حیوان مانند انسان دارای حق است تا آزادنه به هر طرف که میخواهد برود، تو هم ای برادر، علی رغم همه ی اینها همان حیوان هستی.
#فریدریش_نیچه
#حکمت_شادان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حیوان مانند انسان دارای حق است تا آزادنه به هر طرف که میخواهد برود، تو هم ای برادر، علی رغم همه ی اینها همان حیوان هستی.
#فریدریش_نیچه
#حکمت_شادان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی ما آدمها را همان طور که هستند ببینیم بدون اینکه رفتار و گفتار آنها را به خود بگیریم،هرگز از آنها آزار نمیبینیم.حتی اگر دیگران به شما دروغ بگویند،ایرادی ندارد. آنها به شما دروغ میگویند چون میترسند.
میترسند که شما متوجه شوید آنها کامل نیستند، از چهره برداشتن این نقاب اجتماعی دشوار است. اگر افراد چیزی میگویند ولی کار دیگری میکنند، شما به خودتان دروغ گفته اید اگر به اعمال آنها گوش فرا ندهید. اما اگر با خودتان صادق باشید، خود را از شر مقدار زیادی رنج عاطفی خلاص میکنید. گفتن حقیقت به خودتان ممکن است رنجتان دهد، ولی نیازی نیست به این رنج وابسته بمانید. خیلی زود خوب میشوید فقط مسئله زمان مطرح است تا امور بر وفق مراد شما شود.
#چهار_میثاق_دون
#میگوئل_روئیز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی ما آدمها را همان طور که هستند ببینیم بدون اینکه رفتار و گفتار آنها را به خود بگیریم،هرگز از آنها آزار نمیبینیم.حتی اگر دیگران به شما دروغ بگویند،ایرادی ندارد. آنها به شما دروغ میگویند چون میترسند.
میترسند که شما متوجه شوید آنها کامل نیستند، از چهره برداشتن این نقاب اجتماعی دشوار است. اگر افراد چیزی میگویند ولی کار دیگری میکنند، شما به خودتان دروغ گفته اید اگر به اعمال آنها گوش فرا ندهید. اما اگر با خودتان صادق باشید، خود را از شر مقدار زیادی رنج عاطفی خلاص میکنید. گفتن حقیقت به خودتان ممکن است رنجتان دهد، ولی نیازی نیست به این رنج وابسته بمانید. خیلی زود خوب میشوید فقط مسئله زمان مطرح است تا امور بر وفق مراد شما شود.
#چهار_میثاق_دون
#میگوئل_روئیز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
باج گیری عاطفی چیست ؟
هر یک از ما با نقاط حساس خود وارد انواع ارتباط ها می شویم، آزردگی های انباشه شده، پشیمانی، عدم امنیت، ترس و خشم. این ها نقاط حساس ما هستند؛ نقاطی که اگر لمسشان کنیم به درد می آیند. باج گیری عاطفی زمانی به وجود می آید که ما به افراد اجازه دهیم بدانند که این نقاط را در ما شناخته اند، یعنی زمانی که آن نقاط حساس را می فشارند و ما از جا می پریم...
واقعیت تلخ این است که «سازش ما» پاداشی است که باج گیر دریافت می کند و هر زمان که ما این پاداش را در قبال عمل خاصی به کسی می بخشیم - مهم نیست خودمان بدانیم یا نه - به روشنی به آن ها می فهمانیم که می توانند باز هم چنین عملی را تکرار کنند.
#باج_گیری_عاطفی
#سوزان_فوروارد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
باج گیری عاطفی چیست ؟
هر یک از ما با نقاط حساس خود وارد انواع ارتباط ها می شویم، آزردگی های انباشه شده، پشیمانی، عدم امنیت، ترس و خشم. این ها نقاط حساس ما هستند؛ نقاطی که اگر لمسشان کنیم به درد می آیند. باج گیری عاطفی زمانی به وجود می آید که ما به افراد اجازه دهیم بدانند که این نقاط را در ما شناخته اند، یعنی زمانی که آن نقاط حساس را می فشارند و ما از جا می پریم...
واقعیت تلخ این است که «سازش ما» پاداشی است که باج گیر دریافت می کند و هر زمان که ما این پاداش را در قبال عمل خاصی به کسی می بخشیم - مهم نیست خودمان بدانیم یا نه - به روشنی به آن ها می فهمانیم که می توانند باز هم چنین عملی را تکرار کنند.
#باج_گیری_عاطفی
#سوزان_فوروارد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️