پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


پست‌ترین انسان ها کسی است
که خوب بودن دیگران را بر حسب زرنگی خود بگذارد .

#جبران_خلیل_جبران

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

رفتن به ماه به چه درد می خورد ؟ بشر در ماه هم همان گرفتاری های روی زمین را خواهد داشت . در ماه هم مثل زمین ، بشر ناخوش و بدجنس خواهد بود .

#اگر_خورشید_بمیرد
#اوریانا_فالاچی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

من میدونم که خودکشی از گناهان کبیره ست، اما اینم گناه بزرگی که انسان خوشبخت نباشه. وقتی خوشبخت نیستی باعث اذیت و آزار اطرافیانت میشی. این گناه بزرگی نیست ؟؟

#طعم_گیلاس

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


مهین خانم چهل سال است ازدواج کرده، سه دختر و یک پسر دارد. داماد دارد، عروس دارد، چند تایی هم نوه دارد. خودش می گوید دانشگاه نرفته، اما انقدر خوب حرف می زند که گاهی شک می کنم راست بگوید. مهین خانم از آن زنهایی است که من از همصحبتی با آنها لذت می برم. دیروز وقتی گفت « تن دادن از آن اتفاقات سخت زندگی است...» سریع توی کیفم دنبال خودکار گشتم، دفترم را بیرون آوردم و جمله اش را یادداشت کردم، می دانستم اگر آن را ننویسم خیلی زود فراموشش می کنم. مهین خانم معتقد است خیلی از زنها مجبورند زندگی زناشویی شان را تحمل کنند چون گزینه ی دیگری جلوی رو ندارند. می گوید خودش هم چهل سال تحمل کرده، تن داده به زندگی که دوست نداشته. می گوید تن دادن از آن اتفاقات سخت زندگی است گاهی زندگی مجبورت می کند مسالمت آمیز با آن کنار بیایی و دم نزنی. پرچم سفیدت را تکان بدهی و سرنوشتت را بی کم و کاست قبول کنی. و آرزو کنی دخترانت سرنوشتی بهتر از تو داشته باشند.
جورج اورول در کتاب روزهای برمه جمله ی خوبی دارد، نوشته آدم به فرض آن که تا آخر عمر تنها بماند و شریکی پیدا نکند، تحمل آن بسیار آسان تر است تا شب و روز با کسی سر و کار داشته باشد که حتی یکی از هزاران حرف او را نمی فهمد. نمی دانم مهین خانم درست می گوید یا جورج اورول ...

#مریم_سمیع_زادگان

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه ! حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود ...!؟
به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی میدزدید داد وستدهای تجاری
و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت ؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها
دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند
و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن را بالا بکشند
به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده ..!
روزی ؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که میخورد سیگاری دود میکرد و شروع میکرد به خواندن رمان دزدها میامدند ؛ چراغ خانه را روشن میدیدند و راهشان را کج میکردند ومیرفتند
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه
وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه میماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین میگذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد !
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن میتوانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمیگشت؛ ولی دست به دزدی نمیزد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود.
میرفت روی پل شهر میایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه میکرد و بعد به
خانه برمیگشت و میدید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است .
در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای
خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود !
چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از
این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود!
او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز
کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد میشد، میدید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد میزد.
به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمیزد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس ، کسانی که دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر
چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد میزدند، دست خالی به خانه برمیگشتند و وضعشان روز به روز بدتر میشد و خود را فقیرتر میافتند .
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار ؛ این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوجه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته میکشد و به این فکر افتادند که چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم
که شبها"به جای ما هم بروند دزدی ؟!"
قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند : آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و ...
اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست ، آنها که پولدارتر بودند ؛ ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر میشدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی میکشیدند، فقیر میشدند؛ چون فقیرها
در هر حال از آنها میدزدیدند
فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند ..؟!
اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد!
به این ترتیب مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند، صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود ،
اما در واقع هنوز همه دزد بودند ...

#ایتالو_کالوینو
#دارا_و_ندار

@flith کانال پروازفکراندیشه❄
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


مهر بسیار باید، خیلی، تا بتوان مردها را دوست داشت، دوست داشتن مردها مهر بسیار می طلبد. بدون مهر نمی شود دوستشان داشت، نمی شود حتی تحملشان کرد.

#حیات_مجسم
#مارگریت_دوراس

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


سیل زباله‌های مادی چیزی است که نباید آن را دست‌کم گرفت. این زباله‌ها محیط طبیعی را تهدید می‌کنند و ممکن است آب و هوا را آلوده و مسموم کنند...

اما آشغال‌های فکری خطرناک‌تر هستند چون روح و جان را مسموم می‌کنند و انسان‌هایی با روح و جان مسموم می‌توانند دست به اعمالی بزنند که عواقبی بازگشت‌ ناپذیر دارند.

#روح_پراگ
#ایوان_کلیما
#خشایار_دیهیمی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


برای به موقع کنار کشیدن نباید از مرز معینی دورتر بروی.
طبیعی است که بعد از آن نتوانی...

#رویای_تبت
#فریبا_وفی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


دلش می خواد سیگار را له کند و بیندازد توی سطل آشغال ، دلش می خواهد این قدر ابهت داشته باشد که بتواند از پس این سیگار زپرتی بربیاید. دستش را جمع می کند. نمی تواند لهش کند ،دلش سیگار می خواهد ، اگر این سیگار را له کند به شدت احساس تنهایی خواهد کرد ، اگر این سیگار را له کند آن وقت چه چیزی می تواند به این لحظات زندگی اش معنا بدهد؟ سیگار را روشن می کند. با هر دودی که فرو می دهد احساس خفت می کند، احساس ضعف ، احساس بدبختی، احساس مرگ و احساس ناتوانی

#هست_یا_نیست
#سارا_سالار

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


✨ بهتر است آدم گرسنه بماند تا تنها. چرا که وقتی تنهاییم، انگار دیگر بخشی از بشریت نیستیم،و منظورم نه تنهایی داوطلبانه، که تنهائی تحمیل شده است.


✨بدتر از قدم زدن در تنهائی، این است که کسی را کنارمان داشته باشیم و کاری کنیم که این شخص احساس کند در زندگی ما هیچ اهمیتی ندارد.


✨باید در کارت شناسایی همه احمقها بنویسند که اینها احمقند! این‌طور آدم می‌فهمد با کی حرف میزند.


✨بهترین انتخاب میان‌حالی و گمنامی‌ست. اگر میان حال باشید، در زندگی هیچوقت گرفتار مشکلات بزرگ نمی‌شوید.

#زهیر
#پائولو‌کوئلیو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


بناهای آزاد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند

25 اردیبهشت بزرگداشت #فردوسی بزرگ گرامی باد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

💢برترین رئیس جمهور

قسمت 1⃣

از میان کاندیداهای ریاست جمهوری به نظر شما کدام بهتر است❓

کسی که ریاست جمهوری به او نیاز دارد و او بی نیاز از ریاست جمهوری است. او که قبل از شدن، باشد. پیش از آنکه بخواهد بدست بیاورد، در دست داشته باشد. قبل از آنکه از بیرون برایش اتفاق افتاده باشد، از درون بر او واقع شده باشد.

او باید از اینکه رئیس شود یا نشود تغییری در حالش رخ ندهد نه از این ریاست خوشحال شود نه از گذر سایه آن، غم زده. اگر رئیس جمهور شد، خود را خادم مردم بداند و اگر نشد، خادم مردم بماند. پس اگر خدمت گزاری شایسته تر از او به میدان آمد، او میدان را برایش خالی می کند و خود حامی شایسته تر می شود. اما اگر کسی تصمیم بگیرد به ملت خود خدمت کند، به صرف چنین تصمیمی خدمت گزاری بعید است. اگر محبت به مردم و بیش از آن به بشریت و انسانیت و خدای آن، در میان نباشد، خدمت، تصنعی و غیر واقعی است.
با اینحال، خدمت خودساختگان به ساختن منجر می شود اما نتیجه خدمت خودباختگان سوختن است و ساختن نیست. از این است که برای رؤسا بیش از سایرین ضروریست که خود ساخته باشند و اما خود ساختگی نیازمند خود شناسی و خداشناسی است. اگر او خود را نساخته باشد، چگونه می تواند دیگران را بسازد. اگر خودشناسی او کافی نباشد، چگونه در شناخت مردم و اوضاع آنها توفیق خواهد داشت؟

بنابراین باید دید که آیا او موجودی خودآگاه و خداشناس و خودساخته است یا خودباخته و خودبین. اگر طبیب خودش آلوده به میکروب باشد، وجودش بسیار خطرناک تر از میکروبهای بیماری زاست...


💠گفت و گویی با ایلیا رام اللَّه، معلم بزرگ علوم باطنی و بنیانگذار هنرهای ماورائی

📚نشریه حرکت دهندگان شماره ۳- بهار ۱۳۸۴

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


گفت زن ها و مردهای زیادی با رازهای بزرگ توی سینه شان زندگی می کنند و می میرند.
گفتم پس خبرهایی که می شنویم چی؟
گفت آنها یک هزارم چیزهایی است که آن ته هست. فقط یک هزارم زندگی رو می شود .

#رویای_تبت
#فریبا_وفی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


تنهایی یک انسان را از پا در نمی آورد، چیزی که ما را نابود می کند راه هایی ست که برای فرار از تنهایی انتخاب می کنیم.

#آریا_معصومی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


‍ 4️⃣ دلیل اینکه مردم دوست دارند نادان باقی بمانند

◀️ انسان ممکن است نیاز به پایان دادن به ابهاماتش را داشته باشد ولی ما عمدتاً مایل نیستیم آنچه در پیش رو داریم، بویژه هنگامی که مربوط به احتمالات منفی می شود، را بفهمیم. ما طالب یقین نیستیم. بسیاری از اسرار بهتر است ناگفته باقی بمانند، تا از رنجی که در آینده رخ می دهد پیشی بگیریم، از تاسف اجتناب کنیم و لذت تعلیق حوادث خوش آیندی که ممکن است رخ دهند را حفظ کنیم. پژوهشگران به چهار دلیل اصلی دست یافته اند که چرا ما به عمد انتخاب می کنیم تا نادان باقی بمانیم:

1️⃣ به منظور جلوگیری از شنیدن اخبار بد
برای نمونه؛ آیا شما مستعد ابتلا به سرطان سینه هستید؟ یک تصمیم که بسیاری از بانوان در برابر آن مبارزه می کنند. آنجیلینا جولی، مجبور شد که پس از کشف یک جهش ژنتیکی (بی آر سی ای یک) تحت عمل جراحی ماستکتومی قرار گیرد زیرا سه زن از خانوادۀ و نزدیکان وی به خاطر ابتلا به سرطان سینه فوت کرده بودند. در هنگام تصمیم گیری برای انجام عمل جراحی، این موضوع به شدت مورد بحث در مطبوعات قرار گرفت. خانم جولی یک نمونۀ نادر، نه تنها مایل به دانستن بود بلکه دست به اقدام پیشگرانه بدون در نظر گرفتن اثبات قطعی بهبودی خود زد. او هرگز مطمئن نبود که بهبود می یابد با این حال نمی خواست از عواقب احتمالی بعدی رنج ببرد

2️⃣ به منظور حفظ عواطف مثبت سورپرایز شدن و تعلیق در مورد رویدادهای مهم شخصی
از هورمون دوپامین در این مورد متشکریم. با این حال ما عاشق روایات کامل و سورپرایز شدن هستیم زیرا این موضوع باعث می شود که کوکتل دلپذیر شیمیایی عصبی منتشر شود. دکتر «رابرت سپولسکی» عصب شناس دانشگاه استنفورد این مورد را "جادوی شاید" می نامد، یک راز فتنه انگیز که توسط یقین از بین می رود. اگر ما همواره بدانیم که چه چیزی برای ما اتفاق خواهد افتاد، انگیزه های ما به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت.

3️⃣ به منظور سودجویی استراتژیک از نادان باقی ماندن
به وسیلۀ ندانستن، حتی اگر بدانید، شما قادر به اجتناب مسئولیت ها و جلوگیری از توانایی هایتان خواهید شد. همگی ما به سادگی شاهد "نه تایید و نه رد ادعا ها" توسط سیاستمداران بوده ایم. این موضوع یک کارت "خروج از زندان به شکل آزادانه" می باشد که هر شنونده ای می دانند نوعی دروغ و فریب است.

4️⃣ به منظور افزایش انصاف و بی طرفی
انسان، حیوانی پیچیده با انگیزه های متفاوت است. با وجودی که ما به طور عمد دیگران و یا خود را فریب می دهیم، دارای نوعی حس درونی انصاف هم هستیم. انسان به طور کلی دانش طلب است. ما بی وقفه و بدون نیاز «برای درک تمامی داستان» اراجیف بافی می کنیم.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


-“به کجا چنین شتابان؟”
گون از نسیم پرسید.
-“دل من گرفته زینجا,
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟”
-” همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم…”
-“‌به کجا چنین شتابان؟”
-“به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم…”
-“سفرت به خیر اما ,تو و دوستی , خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی ,
به شکوفه ها, به باران,
برسان سلام ما را.”

#شفیعی_کدکنی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from Deleted Account
Audio
حالا چرا
اثر : روح الله خالقی
شعر : شهریار

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

🔸برترین رئیس جمهور

قسمت 2⃣

✳️لطفاً درباره دیگر ویژگی های رئیس جمهور توضیح دهید. اگر موضوعاتی مانند خودساختگی و محبت به مردم را طبق فرمایش شما، در درجه اول اهمیت در نظر بگیریم درباره سایر ویژگی های رئیس جمهور بفرمایید.

او باید دارای توان تمام کردن و شروع کردن باشد. تمام کردن آنچه پیش از این آغاز شده یا حتی دانه هایی که هنوز جوانه هم نزده اند. و قدرت شروع کردن جهش را. ایران وقت زیادی برای پیشرفت ندارد. پیشرفت معمولی به عقب ماندگی آن منجر خواهد شد. بنابراین رئیس جمهور باید توان شروع جهش را داشته باشد...

اگر شجاعت او مقدم بر هوشمندی اش باشد ممکن است آسیب های جدی بوجود آید بنابراین لازم است هوشمندی و هوشیاری او بر شجاعتش مقدم باشد. نگاه کردن به ریاست جمهوری، به عنوان فرصتی برای پیشرفت شخصی می تواند آثار زیانبار بسیاری را برای ملت داشته باشد پس او باید ریاست جمهوری را به چشم یک رسالت نگاه کند. رسالتی که فقط یک راه در پیش دارد و آن موفقیت است... مسئول وام دار نمی تواند مسئولیت خود را به انجام برساند. رئیس جمهور یا باید وام دار کسی جز خدا و ملت نباشد و یا اگر هست ابتدا وام خود را بپردازد و آنگاه قدم جلو بگذارد.

✳️یکی از راههای اصلی مردم برای آشنایی با رئیس جمهور بعدی، بررسی گذشته فرد مورد نظر است. عوامل گوناگونی می توانند مبنای این تجزیه و تحلیل قرار گیرند. به نظر شما چه نکاتی در این زمینه قابل توجه تر است❓

در بازخوانی گذشته او باید عناصر مهمی چون عقلانیت و عدالت و شجاعت را جستجو کرد. و نیز آزادی درونی و استقلال رأی و عدم وابستگی. توانایی هماهنگ شدن با تغییرات و شرایط، و میزان نرمی و انعطاف پذیری او. تدبیرگری و تعامل پذیری و تعادل خواهی او... باید این عناصر را در گذشته او شناسایی و اندازه گیری کنید.

هر انسانی ترس ها و از خودباختگی هایی دارد اما ترس ها و تمایلات یک مسئول بسیار سرنوشت سازتر است. باید دید در گذشته، او از چه چیزهایی ترسیده و فرار کرده و به چه چیزهایی روی آورده و مشتاق است؟ خطوط سبز و قرمز او کدام است؟ خودباختگی ها و خودبینی هایش از چه سنخی است و میزان خطرپذیری آن تا چه حد است؟ آیا مدیریت او در گذشته، خلاق و زاینده بوده یا خشک و مرده و خُرد. و البته اگر مسئولیت پذیری و مدیریت را در سابقه او ببینید دلیل بر آن نمی شود که در ریاست های بالاتر هم موفق عمل خواهد کرد.

و آیا او پیش از این به آنچه اکنون می گوید، عمل کرده است یا نه؟ اگر عمل نکرده پس بعید است که بعد از این هم به آنچه اینک می گوید عمل کند.
و ببینید که آیا او در گذشته واقعاً در خدمت مردم خود بوده، به فکر زندگی آنان بوده و به آنها عشق ورزیده یا اینکه پیش از این را او در خدمت شخص خود یا صاحبانی دیگر بوده.


🌀گفت و گویی با ایلیا رام اللَّه، معلم بزرگ علوم باطنی و بنیانگذار هنرهای ماورائی

📚 نشریه حرکت دهندگان شماره ۳- بهار ۱۳۸۴

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

شعر_طنز

سرِ هر کوچه و بلوار، کتاب
در بیابان و چمن زار، کتاب

کنج هر کافه نشستم دیدم
دست دلداده و دلدار، کتاب

گوشی و تبلت و لپ تاپ که نه
همه را کرده گرفتار، کتاب

زرگری جای جواهر آلات
رفته آورده دو خروار کتاب

چاپ و تیراژ و فروشش بالا
باعثِ رونق بازار، کتاب

صحبت از توسعۀ فرهنگی ست
شده سر لوحه ی هر کار، کتاب

پیتزا از نظر افتاد امّا
ماند با سیلِ خریدار، کتاب

پسرم گریه کنان می خواهد
جای پیراهن و شلوار، کتاب

همسرم در عوضِ مهریه اش
خواست با خواهش و اصرار، کتاب

دکّه‌دارانِ محل آوردند
جای نوشابه و سیگار، کتاب

دزد، ده بار به مالم زده است
رفته برداشته هر بار، کتاب

ناشری پول شماران می‌گفت
متحوّل شده انگار کتاب

وضع صاحب‌اثران هم خوب است
شده با اهل هنر، یار کتاب

پدرم جای دو هکتار زمین
کاشکی داشت دو هکتار کتاب...!

#مصطفی_مشایخی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


جواني زماني است كه شما پدر و مادر
خود را بابت هر چيزي گناهكار مي‌دانيد.


و پختگي زماني است كه مي‌آموزيد
همه‌ي گناه‌ها به گردن بي‌تجربگي
نسل جوانتر است.

#جرج_برنارد_شاو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

خيانت،خيانت است
لطفاً شيرينش نكنيد...
اينكه در گذشته تان مانديد و
براى فراموش كردنش ازدواج ميكنيد!
اينكه اسم فرزندتان،اسمِ عشق سابقتان ميشود!
اينكه حلقه ى انگشتتان گشاد شد،
از بس در اماكن مختلف دراورديد و دستتان كرديد!
اينكه زندگىِ خصوصى جداست و
زندگى زناشويى جدا!
لطفاً جمع كنيد اين روشنفكريهاى مسخره را!
"خيانت"
زهرِ ماريست كه با افزودنيهاى مجاز هم شيرين نميشود

#فرهنگ_هلاکویی
#روانکاوی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️