@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آرتور شوپنهاور،در رستوران وقتی پشت میز می نشست ،همیشه یک سکه ی طلا روی آن می گذاشت و چون نهارش تمام می شد،دوباره آن سکه را در جیب می نهاد.
یکبار پیشخدمتی از او پرسید:
"آقای شوپنهاور،ممکن است بفرمایید چرا چنین می کنید؟"
شوپنهاور جواب داد:
"با خودم شرط بسته ام ،اولین روزی که در این رستوران ،مشتری ها در باب مطلبی غیر از اسب و سگ و مسائل جنسی ،صحبت کنند ،آن سکه را به صندوق اعانه ی فقرا بیندازم!"
#ماجراهای_جاودان_در_فلسفه
#هنری_توماس_دانالی_توماس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آرتور شوپنهاور،در رستوران وقتی پشت میز می نشست ،همیشه یک سکه ی طلا روی آن می گذاشت و چون نهارش تمام می شد،دوباره آن سکه را در جیب می نهاد.
یکبار پیشخدمتی از او پرسید:
"آقای شوپنهاور،ممکن است بفرمایید چرا چنین می کنید؟"
شوپنهاور جواب داد:
"با خودم شرط بسته ام ،اولین روزی که در این رستوران ،مشتری ها در باب مطلبی غیر از اسب و سگ و مسائل جنسی ،صحبت کنند ،آن سکه را به صندوق اعانه ی فقرا بیندازم!"
#ماجراهای_جاودان_در_فلسفه
#هنری_توماس_دانالی_توماس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
... و فکر کن
که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک ،
دچار آبی دریای بیکران باشد.
چه فکر نازک غمناکی!
و غم
تبسم پوشیده نگاه گیاه است.
و غم
اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور
روی شانه آنهاست.
نه!
وصل ، ممکن نیست
همیشه فاصله ای هست...
سهراب سپهری
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
... و فکر کن
که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک ،
دچار آبی دریای بیکران باشد.
چه فکر نازک غمناکی!
و غم
تبسم پوشیده نگاه گیاه است.
و غم
اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور
روی شانه آنهاست.
نه!
وصل ، ممکن نیست
همیشه فاصله ای هست...
سهراب سپهری
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
5️⃣ راه برای بهبود محیط کار برای بانوان
◀️گزارش پاییز گذشته که توسط موسسۀ جهانی مک کینزی منتشر شد نشان دهندۀ این است که اگر بانوان در اقتصاد به اندازۀ آقایان شرکت داشته باشند، تولید ناخالص داخلی جهانی تا سال 2025، با بیست و شش درصد رشد بیشتر مواجه خواهد شد.
این موضوع بسیار روشن است که تنوع جنسیتی در مدیریت منجر به عملکرد سازمانی بهتر خواهد شد ولی چه اتفاقی می افتد اگر سازمان مطبوع شما در این امر شرکت نکند؟ یا انجام این استراتژی نیاز به زمان بیشتر برای نشان دادن نتایج بهتر داشته باشد؟ شما چه کاری می توانید برای ترویج برابری جنسیتی در محیط کار خود انجام دهید.
◀️صرف نظر از نقش شما در محیط کارتان برای انجام این مهم، در اینجا پنج روشی که می تواند به شما کمک کند تا با انجام آنها، نقش جامع تری برای بانوان در محیط کار بسازید آمده است:
1️⃣ آگاهی داشتن به حفظ چگونگی اختلاف
استانداردهای میان بانوان و آقایان
2️⃣ تشخیص کار خوب و تشویق
3️⃣ به کارهای بانوان ارزش نهاده و بازخورد دهید
4️⃣ چرخش کارهای خانگی دفتری
5️⃣ تاکید کنید که زندگی اتفاق می افتد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
5️⃣ راه برای بهبود محیط کار برای بانوان
◀️گزارش پاییز گذشته که توسط موسسۀ جهانی مک کینزی منتشر شد نشان دهندۀ این است که اگر بانوان در اقتصاد به اندازۀ آقایان شرکت داشته باشند، تولید ناخالص داخلی جهانی تا سال 2025، با بیست و شش درصد رشد بیشتر مواجه خواهد شد.
این موضوع بسیار روشن است که تنوع جنسیتی در مدیریت منجر به عملکرد سازمانی بهتر خواهد شد ولی چه اتفاقی می افتد اگر سازمان مطبوع شما در این امر شرکت نکند؟ یا انجام این استراتژی نیاز به زمان بیشتر برای نشان دادن نتایج بهتر داشته باشد؟ شما چه کاری می توانید برای ترویج برابری جنسیتی در محیط کار خود انجام دهید.
◀️صرف نظر از نقش شما در محیط کارتان برای انجام این مهم، در اینجا پنج روشی که می تواند به شما کمک کند تا با انجام آنها، نقش جامع تری برای بانوان در محیط کار بسازید آمده است:
1️⃣ آگاهی داشتن به حفظ چگونگی اختلاف
استانداردهای میان بانوان و آقایان
2️⃣ تشخیص کار خوب و تشویق
3️⃣ به کارهای بانوان ارزش نهاده و بازخورد دهید
4️⃣ چرخش کارهای خانگی دفتری
5️⃣ تاکید کنید که زندگی اتفاق می افتد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﻟﻔﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺳﻄﺢ ﺁﻟﻔﺎ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍیست کهﺩﺍﺭدﺧﻮﺍبتان ﻣﯿﺒﺮد ﻭیا ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷوید .
ﺑﻪ ﺍین حالت میگویند، ﭘﯿﮏ ﺁﻟﻔﺎ .
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﮐﻪ انسان ﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍبشاﻥ
ﺩﺍﺭند ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ شوند
1 - ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ .
2 - ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ .
3 – ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﻣﻨﻔﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ !
ﻟﻄﻔﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺟﺰﻭ ﮐﺪاﻡ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ ؟
ﺑﻪ ﺧﻮﺩتاﻥ ﻫﻢ، ﺩﺭﻭﻍ نگویید ، ﺍﮔﻪ ﺟﺰﻭ ﺍﻭﻥ دسته انسان هایی
هستید ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگیتاﻥ ﺭﻭ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﮐﻪناراحتتان ﮐﺮﺩﻩ، ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺟﺰﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻣﯿﻦ !
ﺍﮔﻪ فردی شما راناراحت ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺷﻤﺎ در ﺧﻠﻮﺕ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍبتان، ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ بدی در مورد شما انجام داده ، ﯾﺎدتان ﺑﺎشد ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ شوید ﮐﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ بد ﺩﺭ آن شخصﺗﮑﺮﺍﺭ شود !
عجیب است! ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺯﻧﺪگیتاﻥ ﺭا ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺁﻟﻔﺎ ﭼﻪ گونه ﻓﮑﺮ می کنید، ﻣﯽ ﺳﺎﺯید !
ﭼﻪ ﺁﻟﻔﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﯽ کنید ﻭ ﺩﺭاصل ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻠﺴﻪ ﻣﯽ شوید....
ﺫﻫﻦ ﺷﻤﺎ، ﻣﺜﻞ دیگ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﯼ ﻣﯽ ماند !که هر چه در آن بریزید پخته ﻣﯽ شود؟ !
ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ هنگامی که به یکباره وار د ﻋﺎلم هپروت می شوید ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺎﻟﯽ، یا احساسی وعشقی یا ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگیتان ﻓﮑﺮ ﻣﯽ کنید ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ کمتر از مقداریﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎشید،، هستید ،،ﯾﺎﺩتان باشددر ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻠﺴﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮفته اید ﻭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎ ﺗﻮلید می کنید
وﺩﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮی هستید
بدون اینکه خود متوجه باشید ﺧﻮﺩتاﻥ ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭا ، ﻫﯿﭙﻨﻮﺗﯿﺰﻡ ﮐﺮﺩه ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽشوید ﺗﺎ ﻫﻤﻪ آن ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﯾﻨﺪه ﺑﻪ ﺷﮑﻠﻬﺎﯼجدید برای شما ویا دیگران ایجاد شود بطور مثال هنگام که غرق تماشای فیلم غمگین میشوید و خودتان رابجای ﻗﻬﺮﻣﺎن فیلم ﻣﯽ ﮔﺬﺍرید و های های گریه می کنید امواج منفی وغمگین ارسال می کنید
ﻟﻄﻔﺎ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ !
ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺧﯿﻠﯽاز ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺪگیمان ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ آن ﻫﺎ ﺭﺍ به جهت درست هدایت کنیم
و ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎیماﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺳﺎﺧﺖ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ!
ﺗﻤﺮﯾﻦ : ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺑﻮﺩﺍیست ، ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﻌﺪﯼ !
ﺗﻤﺮﯾﻦ کنید ﮐﻪ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻓﮑﺮتان ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮید ﻭ ﺍگر ﺩﺭ ﻃﯽ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ، ﻓﮑﺮﯼ ﺑﻪﺳﺮﺍﻏﺘﻮﻥ آﻣﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻮﺩ، ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺩتان ﺭا ﺷﻤﺎﺗﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ !
ﻓﻘﻂ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﺧﻮﺩتان بگویید ﺑﻌﺪﯼ ! و فکر ﺩﯾﮕﺮ ی ﺭا ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﺶ ﮐﻨﯿﺪ .
ﺍﮔﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻌﺪﯼ ﻫﻢ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﺯ تکرار کنید بعدﯼ ﻭ ﺑﺮوید ﺳﺮﺍﻍ ﻓﮑﺮ
ﺑﻌﺪﯼ . آنقدر تکرار کنید . تا ﯾﮏ ﻓﮑﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﯿﺎﺩ .
ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ.
#نکته_های_ناب_روانشناسی
#مترجم_دکتر_قاضی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ۲۰ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﻟﻔﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺳﻄﺢ ﺁﻟﻔﺎ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍیست کهﺩﺍﺭدﺧﻮﺍبتان ﻣﯿﺒﺮد ﻭیا ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷوید .
ﺑﻪ ﺍین حالت میگویند، ﭘﯿﮏ ﺁﻟﻔﺎ .
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﮐﻪ انسان ﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍبشاﻥ
ﺩﺍﺭند ﺑﻪ ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ شوند
1 - ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ .
2 - ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ .
3 – ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﻣﻨﻔﯽ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ !
ﻟﻄﻔﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺟﺰﻭ ﮐﺪاﻡ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ ؟
ﺑﻪ ﺧﻮﺩتاﻥ ﻫﻢ، ﺩﺭﻭﻍ نگویید ، ﺍﮔﻪ ﺟﺰﻭ ﺍﻭﻥ دسته انسان هایی
هستید ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﻤﻪ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگیتاﻥ ﺭﻭ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﮐﻪناراحتتان ﮐﺮﺩﻩ، ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺟﺰﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻣﯿﻦ !
ﺍﮔﻪ فردی شما راناراحت ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺷﻤﺎ در ﺧﻠﻮﺕ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍبتان، ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ بدی در مورد شما انجام داده ، ﯾﺎدتان ﺑﺎشد ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ شوید ﮐﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ بد ﺩﺭ آن شخصﺗﮑﺮﺍﺭ شود !
عجیب است! ﺍﻣﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺯﻧﺪگیتاﻥ ﺭا ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺁﻟﻔﺎ ﭼﻪ گونه ﻓﮑﺮ می کنید، ﻣﯽ ﺳﺎﺯید !
ﭼﻪ ﺁﻟﻔﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﯽ کنید ﻭ ﺩﺭاصل ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻠﺴﻪ ﻣﯽ شوید....
ﺫﻫﻦ ﺷﻤﺎ، ﻣﺜﻞ دیگ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﯼ ﻣﯽ ماند !که هر چه در آن بریزید پخته ﻣﯽ شود؟ !
ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ هنگامی که به یکباره وار د ﻋﺎلم هپروت می شوید ﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺎﻟﯽ، یا احساسی وعشقی یا ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگیتان ﻓﮑﺮ ﻣﯽ کنید ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ کمتر از مقداریﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎشید،، هستید ،،ﯾﺎﺩتان باشددر ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻠﺴﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮفته اید ﻭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎ ﺗﻮلید می کنید
وﺩﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮی هستید
بدون اینکه خود متوجه باشید ﺧﻮﺩتاﻥ ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭا ، ﻫﯿﭙﻨﻮﺗﯿﺰﻡ ﮐﺮﺩه ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽشوید ﺗﺎ ﻫﻤﻪ آن ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﯾﻨﺪه ﺑﻪ ﺷﮑﻠﻬﺎﯼجدید برای شما ویا دیگران ایجاد شود بطور مثال هنگام که غرق تماشای فیلم غمگین میشوید و خودتان رابجای ﻗﻬﺮﻣﺎن فیلم ﻣﯽ ﮔﺬﺍرید و های های گریه می کنید امواج منفی وغمگین ارسال می کنید
ﻟﻄﻔﺎ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺁﻟﻔﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ !
ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﻧﺎ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺧﯿﻠﯽاز ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺪگیمان ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯿﻢ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ آن ﻫﺎ ﺭﺍ به جهت درست هدایت کنیم
و ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎیماﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺳﺎﺧﺖ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ!
ﺗﻤﺮﯾﻦ : ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺑﻮﺩﺍیست ، ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﻌﺪﯼ !
ﺗﻤﺮﯾﻦ کنید ﮐﻪ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻓﮑﺮتان ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮید ﻭ ﺍگر ﺩﺭ ﻃﯽ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ، ﻓﮑﺮﯼ ﺑﻪﺳﺮﺍﻏﺘﻮﻥ آﻣﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻮﺩ، ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺩتان ﺭا ﺷﻤﺎﺗﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ !
ﻓﻘﻂ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﻪ ﺧﻮﺩتان بگویید ﺑﻌﺪﯼ ! و فکر ﺩﯾﮕﺮ ی ﺭا ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﺶ ﮐﻨﯿﺪ .
ﺍﮔﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻌﺪﯼ ﻫﻢ ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﺯ تکرار کنید بعدﯼ ﻭ ﺑﺮوید ﺳﺮﺍﻍ ﻓﮑﺮ
ﺑﻌﺪﯼ . آنقدر تکرار کنید . تا ﯾﮏ ﻓﮑﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﯿﺎﺩ .
ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﯿﺪ.
#نکته_های_ناب_روانشناسی
#مترجم_دکتر_قاضی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پدرش گفت: کتاب یعنی سر پایین آوردن و گوش دادن به حرف دیگری. برای همین است که ذاتا نقیضه ی قدرت است.
و قدرت حتی اگر تنها کارش ساختن کتابخانه باشد، فقط برای این است که نمایشی بهتر از آن نمی تواند بدهد و بهتر از آن نمی تواند از دست اش خلاص شود.
برای همین است که حاصل کتاب خواندن دانایی نیست، فقط آگاهی به نادانی است.
#ویران_مى_آيى
#حسین_سناپور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پدرش گفت: کتاب یعنی سر پایین آوردن و گوش دادن به حرف دیگری. برای همین است که ذاتا نقیضه ی قدرت است.
و قدرت حتی اگر تنها کارش ساختن کتابخانه باشد، فقط برای این است که نمایشی بهتر از آن نمی تواند بدهد و بهتر از آن نمی تواند از دست اش خلاص شود.
برای همین است که حاصل کتاب خواندن دانایی نیست، فقط آگاهی به نادانی است.
#ویران_مى_آيى
#حسین_سناپور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پستترین انسان ها کسی است
که خوب بودن دیگران را بر حسب زرنگی خود بگذارد .
#جبران_خلیل_جبران
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پستترین انسان ها کسی است
که خوب بودن دیگران را بر حسب زرنگی خود بگذارد .
#جبران_خلیل_جبران
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رفتن به ماه به چه درد می خورد ؟ بشر در ماه هم همان گرفتاری های روی زمین را خواهد داشت . در ماه هم مثل زمین ، بشر ناخوش و بدجنس خواهد بود .
#اگر_خورشید_بمیرد
#اوریانا_فالاچی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رفتن به ماه به چه درد می خورد ؟ بشر در ماه هم همان گرفتاری های روی زمین را خواهد داشت . در ماه هم مثل زمین ، بشر ناخوش و بدجنس خواهد بود .
#اگر_خورشید_بمیرد
#اوریانا_فالاچی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من میدونم که خودکشی از گناهان کبیره ست، اما اینم گناه بزرگی که انسان خوشبخت نباشه. وقتی خوشبخت نیستی باعث اذیت و آزار اطرافیانت میشی. این گناه بزرگی نیست ؟؟
#طعم_گیلاس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من میدونم که خودکشی از گناهان کبیره ست، اما اینم گناه بزرگی که انسان خوشبخت نباشه. وقتی خوشبخت نیستی باعث اذیت و آزار اطرافیانت میشی. این گناه بزرگی نیست ؟؟
#طعم_گیلاس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مهین خانم چهل سال است ازدواج کرده، سه دختر و یک پسر دارد. داماد دارد، عروس دارد، چند تایی هم نوه دارد. خودش می گوید دانشگاه نرفته، اما انقدر خوب حرف می زند که گاهی شک می کنم راست بگوید. مهین خانم از آن زنهایی است که من از همصحبتی با آنها لذت می برم. دیروز وقتی گفت « تن دادن از آن اتفاقات سخت زندگی است...» سریع توی کیفم دنبال خودکار گشتم، دفترم را بیرون آوردم و جمله اش را یادداشت کردم، می دانستم اگر آن را ننویسم خیلی زود فراموشش می کنم. مهین خانم معتقد است خیلی از زنها مجبورند زندگی زناشویی شان را تحمل کنند چون گزینه ی دیگری جلوی رو ندارند. می گوید خودش هم چهل سال تحمل کرده، تن داده به زندگی که دوست نداشته. می گوید تن دادن از آن اتفاقات سخت زندگی است گاهی زندگی مجبورت می کند مسالمت آمیز با آن کنار بیایی و دم نزنی. پرچم سفیدت را تکان بدهی و سرنوشتت را بی کم و کاست قبول کنی. و آرزو کنی دخترانت سرنوشتی بهتر از تو داشته باشند.
جورج اورول در کتاب روزهای برمه جمله ی خوبی دارد، نوشته آدم به فرض آن که تا آخر عمر تنها بماند و شریکی پیدا نکند، تحمل آن بسیار آسان تر است تا شب و روز با کسی سر و کار داشته باشد که حتی یکی از هزاران حرف او را نمی فهمد. نمی دانم مهین خانم درست می گوید یا جورج اورول ...
#مریم_سمیع_زادگان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مهین خانم چهل سال است ازدواج کرده، سه دختر و یک پسر دارد. داماد دارد، عروس دارد، چند تایی هم نوه دارد. خودش می گوید دانشگاه نرفته، اما انقدر خوب حرف می زند که گاهی شک می کنم راست بگوید. مهین خانم از آن زنهایی است که من از همصحبتی با آنها لذت می برم. دیروز وقتی گفت « تن دادن از آن اتفاقات سخت زندگی است...» سریع توی کیفم دنبال خودکار گشتم، دفترم را بیرون آوردم و جمله اش را یادداشت کردم، می دانستم اگر آن را ننویسم خیلی زود فراموشش می کنم. مهین خانم معتقد است خیلی از زنها مجبورند زندگی زناشویی شان را تحمل کنند چون گزینه ی دیگری جلوی رو ندارند. می گوید خودش هم چهل سال تحمل کرده، تن داده به زندگی که دوست نداشته. می گوید تن دادن از آن اتفاقات سخت زندگی است گاهی زندگی مجبورت می کند مسالمت آمیز با آن کنار بیایی و دم نزنی. پرچم سفیدت را تکان بدهی و سرنوشتت را بی کم و کاست قبول کنی. و آرزو کنی دخترانت سرنوشتی بهتر از تو داشته باشند.
جورج اورول در کتاب روزهای برمه جمله ی خوبی دارد، نوشته آدم به فرض آن که تا آخر عمر تنها بماند و شریکی پیدا نکند، تحمل آن بسیار آسان تر است تا شب و روز با کسی سر و کار داشته باشد که حتی یکی از هزاران حرف او را نمی فهمد. نمی دانم مهین خانم درست می گوید یا جورج اورول ...
#مریم_سمیع_زادگان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه ! حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود ...!؟
به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی میدزدید داد وستدهای تجاری
و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت ؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها
دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند
و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن را بالا بکشند
به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده ..!
روزی ؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که میخورد سیگاری دود میکرد و شروع میکرد به خواندن رمان دزدها میامدند ؛ چراغ خانه را روشن میدیدند و راهشان را کج میکردند ومیرفتند
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه
وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه میماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین میگذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد !
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن میتوانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمیگشت؛ ولی دست به دزدی نمیزد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود.
میرفت روی پل شهر میایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه میکرد و بعد به
خانه برمیگشت و میدید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است .
در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای
خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود !
چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از
این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود!
او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز
کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد میشد، میدید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد میزد.
به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمیزد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس ، کسانی که دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر
چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد میزدند، دست خالی به خانه برمیگشتند و وضعشان روز به روز بدتر میشد و خود را فقیرتر میافتند .
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار ؛ این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوجه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته میکشد و به این فکر افتادند که چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم
که شبها"به جای ما هم بروند دزدی ؟!"
قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند : آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و ...
اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست ، آنها که پولدارتر بودند ؛ ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر میشدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی میکشیدند، فقیر میشدند؛ چون فقیرها
در هر حال از آنها میدزدیدند
فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند ..؟!
اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد!
به این ترتیب مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند، صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود ،
اما در واقع هنوز همه دزد بودند ...
#ایتالو_کالوینو
#دارا_و_ندار
@flith کانال پروازفکراندیشه❄
شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه ! حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود ...!؟
به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی میدزدید داد وستدهای تجاری
و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت ؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها
دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند
و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن را بالا بکشند
به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده ..!
روزی ؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که میخورد سیگاری دود میکرد و شروع میکرد به خواندن رمان دزدها میامدند ؛ چراغ خانه را روشن میدیدند و راهشان را کج میکردند ومیرفتند
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه
وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه میماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین میگذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد !
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن میتوانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمیگشت؛ ولی دست به دزدی نمیزد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود.
میرفت روی پل شهر میایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه میکرد و بعد به
خانه برمیگشت و میدید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است .
در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای
خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود !
چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از
این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود!
او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز
کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد میشد، میدید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد میزد.
به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمیزد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس ، کسانی که دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر
چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد میزدند، دست خالی به خانه برمیگشتند و وضعشان روز به روز بدتر میشد و خود را فقیرتر میافتند .
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار ؛ این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوجه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته میکشد و به این فکر افتادند که چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم
که شبها"به جای ما هم بروند دزدی ؟!"
قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند : آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و ...
اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست ، آنها که پولدارتر بودند ؛ ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر میشدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی میکشیدند، فقیر میشدند؛ چون فقیرها
در هر حال از آنها میدزدیدند
فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند ..؟!
اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد!
به این ترتیب مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند، صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود ،
اما در واقع هنوز همه دزد بودند ...
#ایتالو_کالوینو
#دارا_و_ندار
@flith کانال پروازفکراندیشه❄
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مهر بسیار باید، خیلی، تا بتوان مردها را دوست داشت، دوست داشتن مردها مهر بسیار می طلبد. بدون مهر نمی شود دوستشان داشت، نمی شود حتی تحملشان کرد.
#حیات_مجسم
#مارگریت_دوراس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مهر بسیار باید، خیلی، تا بتوان مردها را دوست داشت، دوست داشتن مردها مهر بسیار می طلبد. بدون مهر نمی شود دوستشان داشت، نمی شود حتی تحملشان کرد.
#حیات_مجسم
#مارگریت_دوراس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سیل زبالههای مادی چیزی است که نباید آن را دستکم گرفت. این زبالهها محیط طبیعی را تهدید میکنند و ممکن است آب و هوا را آلوده و مسموم کنند...
اما آشغالهای فکری خطرناکتر هستند چون روح و جان را مسموم میکنند و انسانهایی با روح و جان مسموم میتوانند دست به اعمالی بزنند که عواقبی بازگشت ناپذیر دارند.
#روح_پراگ
#ایوان_کلیما
#خشایار_دیهیمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سیل زبالههای مادی چیزی است که نباید آن را دستکم گرفت. این زبالهها محیط طبیعی را تهدید میکنند و ممکن است آب و هوا را آلوده و مسموم کنند...
اما آشغالهای فکری خطرناکتر هستند چون روح و جان را مسموم میکنند و انسانهایی با روح و جان مسموم میتوانند دست به اعمالی بزنند که عواقبی بازگشت ناپذیر دارند.
#روح_پراگ
#ایوان_کلیما
#خشایار_دیهیمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای به موقع کنار کشیدن نباید از مرز معینی دورتر بروی.
طبیعی است که بعد از آن نتوانی...
#رویای_تبت
#فریبا_وفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای به موقع کنار کشیدن نباید از مرز معینی دورتر بروی.
طبیعی است که بعد از آن نتوانی...
#رویای_تبت
#فریبا_وفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دلش می خواد سیگار را له کند و بیندازد توی سطل آشغال ، دلش می خواهد این قدر ابهت داشته باشد که بتواند از پس این سیگار زپرتی بربیاید. دستش را جمع می کند. نمی تواند لهش کند ،دلش سیگار می خواهد ، اگر این سیگار را له کند به شدت احساس تنهایی خواهد کرد ، اگر این سیگار را له کند آن وقت چه چیزی می تواند به این لحظات زندگی اش معنا بدهد؟ سیگار را روشن می کند. با هر دودی که فرو می دهد احساس خفت می کند، احساس ضعف ، احساس بدبختی، احساس مرگ و احساس ناتوانی
#هست_یا_نیست
#سارا_سالار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دلش می خواد سیگار را له کند و بیندازد توی سطل آشغال ، دلش می خواهد این قدر ابهت داشته باشد که بتواند از پس این سیگار زپرتی بربیاید. دستش را جمع می کند. نمی تواند لهش کند ،دلش سیگار می خواهد ، اگر این سیگار را له کند به شدت احساس تنهایی خواهد کرد ، اگر این سیگار را له کند آن وقت چه چیزی می تواند به این لحظات زندگی اش معنا بدهد؟ سیگار را روشن می کند. با هر دودی که فرو می دهد احساس خفت می کند، احساس ضعف ، احساس بدبختی، احساس مرگ و احساس ناتوانی
#هست_یا_نیست
#سارا_سالار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✨ بهتر است آدم گرسنه بماند تا تنها. چرا که وقتی تنهاییم، انگار دیگر بخشی از بشریت نیستیم،و منظورم نه تنهایی داوطلبانه، که تنهائی تحمیل شده است.
✨بدتر از قدم زدن در تنهائی، این است که کسی را کنارمان داشته باشیم و کاری کنیم که این شخص احساس کند در زندگی ما هیچ اهمیتی ندارد.
✨باید در کارت شناسایی همه احمقها بنویسند که اینها احمقند! اینطور آدم میفهمد با کی حرف میزند.
✨بهترین انتخاب میانحالی و گمنامیست. اگر میان حال باشید، در زندگی هیچوقت گرفتار مشکلات بزرگ نمیشوید.
#زهیر
#پائولوکوئلیو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✨ بهتر است آدم گرسنه بماند تا تنها. چرا که وقتی تنهاییم، انگار دیگر بخشی از بشریت نیستیم،و منظورم نه تنهایی داوطلبانه، که تنهائی تحمیل شده است.
✨بدتر از قدم زدن در تنهائی، این است که کسی را کنارمان داشته باشیم و کاری کنیم که این شخص احساس کند در زندگی ما هیچ اهمیتی ندارد.
✨باید در کارت شناسایی همه احمقها بنویسند که اینها احمقند! اینطور آدم میفهمد با کی حرف میزند.
✨بهترین انتخاب میانحالی و گمنامیست. اگر میان حال باشید، در زندگی هیچوقت گرفتار مشکلات بزرگ نمیشوید.
#زهیر
#پائولوکوئلیو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
💢برترین رئیس جمهور
قسمت 1⃣
از میان کاندیداهای ریاست جمهوری به نظر شما کدام بهتر است❓
کسی که ریاست جمهوری به او نیاز دارد و او بی نیاز از ریاست جمهوری است. او که قبل از شدن، باشد. پیش از آنکه بخواهد بدست بیاورد، در دست داشته باشد. قبل از آنکه از بیرون برایش اتفاق افتاده باشد، از درون بر او واقع شده باشد.
او باید از اینکه رئیس شود یا نشود تغییری در حالش رخ ندهد نه از این ریاست خوشحال شود نه از گذر سایه آن، غم زده. اگر رئیس جمهور شد، خود را خادم مردم بداند و اگر نشد، خادم مردم بماند. پس اگر خدمت گزاری شایسته تر از او به میدان آمد، او میدان را برایش خالی می کند و خود حامی شایسته تر می شود. اما اگر کسی تصمیم بگیرد به ملت خود خدمت کند، به صرف چنین تصمیمی خدمت گزاری بعید است. اگر محبت به مردم و بیش از آن به بشریت و انسانیت و خدای آن، در میان نباشد، خدمت، تصنعی و غیر واقعی است.
با اینحال، خدمت خودساختگان به ساختن منجر می شود اما نتیجه خدمت خودباختگان سوختن است و ساختن نیست. از این است که برای رؤسا بیش از سایرین ضروریست که خود ساخته باشند و اما خود ساختگی نیازمند خود شناسی و خداشناسی است. اگر او خود را نساخته باشد، چگونه می تواند دیگران را بسازد. اگر خودشناسی او کافی نباشد، چگونه در شناخت مردم و اوضاع آنها توفیق خواهد داشت؟
بنابراین باید دید که آیا او موجودی خودآگاه و خداشناس و خودساخته است یا خودباخته و خودبین. اگر طبیب خودش آلوده به میکروب باشد، وجودش بسیار خطرناک تر از میکروبهای بیماری زاست...
💠گفت و گویی با ایلیا رام اللَّه، معلم بزرگ علوم باطنی و بنیانگذار هنرهای ماورائی
📚نشریه حرکت دهندگان شماره ۳- بهار ۱۳۸۴
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
💢برترین رئیس جمهور
قسمت 1⃣
از میان کاندیداهای ریاست جمهوری به نظر شما کدام بهتر است❓
کسی که ریاست جمهوری به او نیاز دارد و او بی نیاز از ریاست جمهوری است. او که قبل از شدن، باشد. پیش از آنکه بخواهد بدست بیاورد، در دست داشته باشد. قبل از آنکه از بیرون برایش اتفاق افتاده باشد، از درون بر او واقع شده باشد.
او باید از اینکه رئیس شود یا نشود تغییری در حالش رخ ندهد نه از این ریاست خوشحال شود نه از گذر سایه آن، غم زده. اگر رئیس جمهور شد، خود را خادم مردم بداند و اگر نشد، خادم مردم بماند. پس اگر خدمت گزاری شایسته تر از او به میدان آمد، او میدان را برایش خالی می کند و خود حامی شایسته تر می شود. اما اگر کسی تصمیم بگیرد به ملت خود خدمت کند، به صرف چنین تصمیمی خدمت گزاری بعید است. اگر محبت به مردم و بیش از آن به بشریت و انسانیت و خدای آن، در میان نباشد، خدمت، تصنعی و غیر واقعی است.
با اینحال، خدمت خودساختگان به ساختن منجر می شود اما نتیجه خدمت خودباختگان سوختن است و ساختن نیست. از این است که برای رؤسا بیش از سایرین ضروریست که خود ساخته باشند و اما خود ساختگی نیازمند خود شناسی و خداشناسی است. اگر او خود را نساخته باشد، چگونه می تواند دیگران را بسازد. اگر خودشناسی او کافی نباشد، چگونه در شناخت مردم و اوضاع آنها توفیق خواهد داشت؟
بنابراین باید دید که آیا او موجودی خودآگاه و خداشناس و خودساخته است یا خودباخته و خودبین. اگر طبیب خودش آلوده به میکروب باشد، وجودش بسیار خطرناک تر از میکروبهای بیماری زاست...
💠گفت و گویی با ایلیا رام اللَّه، معلم بزرگ علوم باطنی و بنیانگذار هنرهای ماورائی
📚نشریه حرکت دهندگان شماره ۳- بهار ۱۳۸۴
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گفت زن ها و مردهای زیادی با رازهای بزرگ توی سینه شان زندگی می کنند و می میرند.
گفتم پس خبرهایی که می شنویم چی؟
گفت آنها یک هزارم چیزهایی است که آن ته هست. فقط یک هزارم زندگی رو می شود .
#رویای_تبت
#فریبا_وفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گفت زن ها و مردهای زیادی با رازهای بزرگ توی سینه شان زندگی می کنند و می میرند.
گفتم پس خبرهایی که می شنویم چی؟
گفت آنها یک هزارم چیزهایی است که آن ته هست. فقط یک هزارم زندگی رو می شود .
#رویای_تبت
#فریبا_وفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تنهایی یک انسان را از پا در نمی آورد، چیزی که ما را نابود می کند راه هایی ست که برای فرار از تنهایی انتخاب می کنیم.
#آریا_معصومی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تنهایی یک انسان را از پا در نمی آورد، چیزی که ما را نابود می کند راه هایی ست که برای فرار از تنهایی انتخاب می کنیم.
#آریا_معصومی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
4️⃣ دلیل اینکه مردم دوست دارند نادان باقی بمانند
◀️ انسان ممکن است نیاز به پایان دادن به ابهاماتش را داشته باشد ولی ما عمدتاً مایل نیستیم آنچه در پیش رو داریم، بویژه هنگامی که مربوط به احتمالات منفی می شود، را بفهمیم. ما طالب یقین نیستیم. بسیاری از اسرار بهتر است ناگفته باقی بمانند، تا از رنجی که در آینده رخ می دهد پیشی بگیریم، از تاسف اجتناب کنیم و لذت تعلیق حوادث خوش آیندی که ممکن است رخ دهند را حفظ کنیم. پژوهشگران به چهار دلیل اصلی دست یافته اند که چرا ما به عمد انتخاب می کنیم تا نادان باقی بمانیم:
1️⃣ به منظور جلوگیری از شنیدن اخبار بد
برای نمونه؛ آیا شما مستعد ابتلا به سرطان سینه هستید؟ یک تصمیم که بسیاری از بانوان در برابر آن مبارزه می کنند. آنجیلینا جولی، مجبور شد که پس از کشف یک جهش ژنتیکی (بی آر سی ای یک) تحت عمل جراحی ماستکتومی قرار گیرد زیرا سه زن از خانوادۀ و نزدیکان وی به خاطر ابتلا به سرطان سینه فوت کرده بودند. در هنگام تصمیم گیری برای انجام عمل جراحی، این موضوع به شدت مورد بحث در مطبوعات قرار گرفت. خانم جولی یک نمونۀ نادر، نه تنها مایل به دانستن بود بلکه دست به اقدام پیشگرانه بدون در نظر گرفتن اثبات قطعی بهبودی خود زد. او هرگز مطمئن نبود که بهبود می یابد با این حال نمی خواست از عواقب احتمالی بعدی رنج ببرد
2️⃣ به منظور حفظ عواطف مثبت سورپرایز شدن و تعلیق در مورد رویدادهای مهم شخصی
از هورمون دوپامین در این مورد متشکریم. با این حال ما عاشق روایات کامل و سورپرایز شدن هستیم زیرا این موضوع باعث می شود که کوکتل دلپذیر شیمیایی عصبی منتشر شود. دکتر «رابرت سپولسکی» عصب شناس دانشگاه استنفورد این مورد را "جادوی شاید" می نامد، یک راز فتنه انگیز که توسط یقین از بین می رود. اگر ما همواره بدانیم که چه چیزی برای ما اتفاق خواهد افتاد، انگیزه های ما به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
3️⃣ به منظور سودجویی استراتژیک از نادان باقی ماندن
به وسیلۀ ندانستن، حتی اگر بدانید، شما قادر به اجتناب مسئولیت ها و جلوگیری از توانایی هایتان خواهید شد. همگی ما به سادگی شاهد "نه تایید و نه رد ادعا ها" توسط سیاستمداران بوده ایم. این موضوع یک کارت "خروج از زندان به شکل آزادانه" می باشد که هر شنونده ای می دانند نوعی دروغ و فریب است.
4️⃣ به منظور افزایش انصاف و بی طرفی
انسان، حیوانی پیچیده با انگیزه های متفاوت است. با وجودی که ما به طور عمد دیگران و یا خود را فریب می دهیم، دارای نوعی حس درونی انصاف هم هستیم. انسان به طور کلی دانش طلب است. ما بی وقفه و بدون نیاز «برای درک تمامی داستان» اراجیف بافی می کنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
4️⃣ دلیل اینکه مردم دوست دارند نادان باقی بمانند
◀️ انسان ممکن است نیاز به پایان دادن به ابهاماتش را داشته باشد ولی ما عمدتاً مایل نیستیم آنچه در پیش رو داریم، بویژه هنگامی که مربوط به احتمالات منفی می شود، را بفهمیم. ما طالب یقین نیستیم. بسیاری از اسرار بهتر است ناگفته باقی بمانند، تا از رنجی که در آینده رخ می دهد پیشی بگیریم، از تاسف اجتناب کنیم و لذت تعلیق حوادث خوش آیندی که ممکن است رخ دهند را حفظ کنیم. پژوهشگران به چهار دلیل اصلی دست یافته اند که چرا ما به عمد انتخاب می کنیم تا نادان باقی بمانیم:
1️⃣ به منظور جلوگیری از شنیدن اخبار بد
برای نمونه؛ آیا شما مستعد ابتلا به سرطان سینه هستید؟ یک تصمیم که بسیاری از بانوان در برابر آن مبارزه می کنند. آنجیلینا جولی، مجبور شد که پس از کشف یک جهش ژنتیکی (بی آر سی ای یک) تحت عمل جراحی ماستکتومی قرار گیرد زیرا سه زن از خانوادۀ و نزدیکان وی به خاطر ابتلا به سرطان سینه فوت کرده بودند. در هنگام تصمیم گیری برای انجام عمل جراحی، این موضوع به شدت مورد بحث در مطبوعات قرار گرفت. خانم جولی یک نمونۀ نادر، نه تنها مایل به دانستن بود بلکه دست به اقدام پیشگرانه بدون در نظر گرفتن اثبات قطعی بهبودی خود زد. او هرگز مطمئن نبود که بهبود می یابد با این حال نمی خواست از عواقب احتمالی بعدی رنج ببرد
2️⃣ به منظور حفظ عواطف مثبت سورپرایز شدن و تعلیق در مورد رویدادهای مهم شخصی
از هورمون دوپامین در این مورد متشکریم. با این حال ما عاشق روایات کامل و سورپرایز شدن هستیم زیرا این موضوع باعث می شود که کوکتل دلپذیر شیمیایی عصبی منتشر شود. دکتر «رابرت سپولسکی» عصب شناس دانشگاه استنفورد این مورد را "جادوی شاید" می نامد، یک راز فتنه انگیز که توسط یقین از بین می رود. اگر ما همواره بدانیم که چه چیزی برای ما اتفاق خواهد افتاد، انگیزه های ما به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
3️⃣ به منظور سودجویی استراتژیک از نادان باقی ماندن
به وسیلۀ ندانستن، حتی اگر بدانید، شما قادر به اجتناب مسئولیت ها و جلوگیری از توانایی هایتان خواهید شد. همگی ما به سادگی شاهد "نه تایید و نه رد ادعا ها" توسط سیاستمداران بوده ایم. این موضوع یک کارت "خروج از زندان به شکل آزادانه" می باشد که هر شنونده ای می دانند نوعی دروغ و فریب است.
4️⃣ به منظور افزایش انصاف و بی طرفی
انسان، حیوانی پیچیده با انگیزه های متفاوت است. با وجودی که ما به طور عمد دیگران و یا خود را فریب می دهیم، دارای نوعی حس درونی انصاف هم هستیم. انسان به طور کلی دانش طلب است. ما بی وقفه و بدون نیاز «برای درک تمامی داستان» اراجیف بافی می کنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️