@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هرشب از آينه ها میپرسم :
به کدامين شيوه ؟
وسعت ِ ياد ِ خدا را
بکشانم به کلاس؟
بچه ها را ببرم تا لب ِ درياچه یِ عشق؟
غرق ِ دریایِ تفکّر بکنم؟
با تبسّم يا اخم؟
«من معلّم هستم»
نيمکت ها نفس ِ گرم ِ قدمهایِ مرا میفهمند
بال هایِ قلم و تخته سياه
رمز ِ پرواز ِ مرا میدانند
سيب ها دست ِ مرا میخوانند
«من معلّم هستم»
درد ِ فهميدن و فهماندن و مفهوم شدن
همگی مال ِ من است.
روز استاد
بر تمام اساتید مهربان سرزمینم مبارک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هرشب از آينه ها میپرسم :
به کدامين شيوه ؟
وسعت ِ ياد ِ خدا را
بکشانم به کلاس؟
بچه ها را ببرم تا لب ِ درياچه یِ عشق؟
غرق ِ دریایِ تفکّر بکنم؟
با تبسّم يا اخم؟
«من معلّم هستم»
نيمکت ها نفس ِ گرم ِ قدمهایِ مرا میفهمند
بال هایِ قلم و تخته سياه
رمز ِ پرواز ِ مرا میدانند
سيب ها دست ِ مرا میخوانند
«من معلّم هستم»
درد ِ فهميدن و فهماندن و مفهوم شدن
همگی مال ِ من است.
روز استاد
بر تمام اساتید مهربان سرزمینم مبارک
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴
مردم برای بیشتر ترسیدن باید کمتر بفهمند.
#پائیز_پدر_سالار
#گابریل_گارسیا_مارکز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مردم برای بیشتر ترسیدن باید کمتر بفهمند.
#پائیز_پدر_سالار
#گابریل_گارسیا_مارکز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زمانی یکی از مشتریان باشگاه از شوپنهاور می پرسد و او خیلی ساده پاسخ می دهد: "نمی دانم" مرد جوان می گوید: " خوب، خوب، من فکر می کردم که شما دانای کل هستید و همه چیز را می دانید" شوپنهاور پاسخ می دهد: "دانش محدود است. تنها نادانی است که نامحدود است."
#درمان_شوپنهاور
#اروین_دیالوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زمانی یکی از مشتریان باشگاه از شوپنهاور می پرسد و او خیلی ساده پاسخ می دهد: "نمی دانم" مرد جوان می گوید: " خوب، خوب، من فکر می کردم که شما دانای کل هستید و همه چیز را می دانید" شوپنهاور پاسخ می دهد: "دانش محدود است. تنها نادانی است که نامحدود است."
#درمان_شوپنهاور
#اروین_دیالوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما همه نادانیم! شعاع دانش ما، یک قدم هم نیست. به درون که نگاه می کنیم، خودمان را نمی شناسیم. مثل یک چشم ما که چشم دیگرمان را نمی بیند، مگر اینکه عکس خود را در آیینه ببیند. آنچه در آیینه می بینیم که چشم ما نیست، عکس چشم ماست.
می دانید میلیونر چه کسی است؟ کسی که اگر شده، فقط یک بار صدای آشنا را بشنود. اگر بشنود کارش درست است، درست درست....
حیف که ما در بازار مسگرها زندگی می کنیم! این همه صدا نمی گذارد که ما صدای آشنا را بشنویم. عالم پر از صداست.
#میناگران
#عطاءالله_مهاجرانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما همه نادانیم! شعاع دانش ما، یک قدم هم نیست. به درون که نگاه می کنیم، خودمان را نمی شناسیم. مثل یک چشم ما که چشم دیگرمان را نمی بیند، مگر اینکه عکس خود را در آیینه ببیند. آنچه در آیینه می بینیم که چشم ما نیست، عکس چشم ماست.
می دانید میلیونر چه کسی است؟ کسی که اگر شده، فقط یک بار صدای آشنا را بشنود. اگر بشنود کارش درست است، درست درست....
حیف که ما در بازار مسگرها زندگی می کنیم! این همه صدا نمی گذارد که ما صدای آشنا را بشنویم. عالم پر از صداست.
#میناگران
#عطاءالله_مهاجرانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
روشن ترین تکلیف ما همان تکلیف دبستان بود!
هر چه فکر میکنم
باقی عمر،تکلیفمان بلاتکلیفی بود و بس..!
در همان دوران دبستان هم وقتی با موضوع انشای علم بهتر است یا ثروت مواجه شدیم
یک نگاهی به هم میزی مان انداختیم که پدرش کارمند بود...زیپ کیفش را با نخ و سوزن دوخته بودند و سرِ زانوهایش وصله داشت...یک نگاه هم انداختیم به آن پسرِ شکم گنده ی ته کلاس که مادرش با یک مدل ماشین میرساندش و پدرش با یک مدل ماشینِ دیگر می آمد دنبالش...خودش میگفت پدرم چهار کلاس سواد دارد،همیشه ی خدا هم دوستش را فلافل و سِون آپ مهمان میکرد!
آن روزها اختلافات را میدیدیم و آخر نفهمیدیم علم بهتر است یا ثروت!؟هر چند آقای معلم اصرار داشت علم اما من چند باری وقتی ماشین قراضه اش روشن نمیشد لب خوانی کرده بودم که با خودش تکرار میکرد..ثروت ثروت!و اینگونه ما بلاتکلیف ماندیم کدام بهتر است و سمت کدام برویم!؟
دبستان تمام شدو گفتند میروید راهنمایی تا راهنمایی تان کنند!
گران تمام شد این راهنمایی!
گران تمام شد وقتی معلمِ پرورشی آمد و روی تخته نوشت بچه چگونه بوجود می آید؟مسئله را باز کردو هاج و واج مانده بودیم...بعدش هم تا مدتی پدرمان را بد نگاه میکردیم ونمیتوانستیم مادر را ببوسیم...تازه یک دوستی داشتم در آن دوران میگفت هر شب بین پدر و مادرم میخوابم و حواسم هست دست از پا خطا نکنند...خلاصه راهنماییمان نکردند که هیچ بدتر چشم و گوشمان باز شد و خوردیم به دوران بلوغ و جلو و عقب کشیدن فیلم های خارجکی تا لحظه ی وصال..هیچ وقت هم وصال تمام و کمال صورت نمیگرفت و ما یک دست روی موسِ کامپیوتر و دست دیگر در جیب بلاتکلیف میماندیم!
با اولین نگاهِ معنا دارِ جنس مخالف عاشق شدیم...!
عاشق شدیم و کِی جرات داشتیم ابراز کنیم؟معشوقه رفت وبلاتکلیف ماندیم که چه شد،چه برسر دل ما آمد؟!
کمی بزرگتر شدیم و بحث ترس از آینده آمد وسط...انتخابِ رشته و سرنوشت!
هر کس در هر صنفی بود ما را به آن سمت میکشید!درهمین بلاتکلیفی رشته ای را انتخاب کردیم که ازهر زاویه ای نگاه میکردی هیچ ربطی به ما نداشت..!
بعد هم دانشجو شدیم که این نام،خودِ خودِ بلاتکلیفی ست!
حتمن قرار است چند صباح دیگر به این دلیل که پدرمادر دوست دارند نوه شان را ببینند بالبخندی گشاد تن به ازدواج میدهیم و بعد هی سگ دو میزنیم که خانه بخریم که مدل ماشینمان را عوض کنیم که بچه بزرگ کنیم که از گرسنگی نمیریم!
ما کی قرار است خودمان را پیداکنیم؟
نفس راحت بکشیم..نفس راحت بدون ترس از آینده،بدون بلاتکلیفی!
باور کن
روشن ترین تکلیف ما همان تکلیف و مشقِ شب دبستان بود!
#معلم
#شکرایی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
روشن ترین تکلیف ما همان تکلیف دبستان بود!
هر چه فکر میکنم
باقی عمر،تکلیفمان بلاتکلیفی بود و بس..!
در همان دوران دبستان هم وقتی با موضوع انشای علم بهتر است یا ثروت مواجه شدیم
یک نگاهی به هم میزی مان انداختیم که پدرش کارمند بود...زیپ کیفش را با نخ و سوزن دوخته بودند و سرِ زانوهایش وصله داشت...یک نگاه هم انداختیم به آن پسرِ شکم گنده ی ته کلاس که مادرش با یک مدل ماشین میرساندش و پدرش با یک مدل ماشینِ دیگر می آمد دنبالش...خودش میگفت پدرم چهار کلاس سواد دارد،همیشه ی خدا هم دوستش را فلافل و سِون آپ مهمان میکرد!
آن روزها اختلافات را میدیدیم و آخر نفهمیدیم علم بهتر است یا ثروت!؟هر چند آقای معلم اصرار داشت علم اما من چند باری وقتی ماشین قراضه اش روشن نمیشد لب خوانی کرده بودم که با خودش تکرار میکرد..ثروت ثروت!و اینگونه ما بلاتکلیف ماندیم کدام بهتر است و سمت کدام برویم!؟
دبستان تمام شدو گفتند میروید راهنمایی تا راهنمایی تان کنند!
گران تمام شد این راهنمایی!
گران تمام شد وقتی معلمِ پرورشی آمد و روی تخته نوشت بچه چگونه بوجود می آید؟مسئله را باز کردو هاج و واج مانده بودیم...بعدش هم تا مدتی پدرمان را بد نگاه میکردیم ونمیتوانستیم مادر را ببوسیم...تازه یک دوستی داشتم در آن دوران میگفت هر شب بین پدر و مادرم میخوابم و حواسم هست دست از پا خطا نکنند...خلاصه راهنماییمان نکردند که هیچ بدتر چشم و گوشمان باز شد و خوردیم به دوران بلوغ و جلو و عقب کشیدن فیلم های خارجکی تا لحظه ی وصال..هیچ وقت هم وصال تمام و کمال صورت نمیگرفت و ما یک دست روی موسِ کامپیوتر و دست دیگر در جیب بلاتکلیف میماندیم!
با اولین نگاهِ معنا دارِ جنس مخالف عاشق شدیم...!
عاشق شدیم و کِی جرات داشتیم ابراز کنیم؟معشوقه رفت وبلاتکلیف ماندیم که چه شد،چه برسر دل ما آمد؟!
کمی بزرگتر شدیم و بحث ترس از آینده آمد وسط...انتخابِ رشته و سرنوشت!
هر کس در هر صنفی بود ما را به آن سمت میکشید!درهمین بلاتکلیفی رشته ای را انتخاب کردیم که ازهر زاویه ای نگاه میکردی هیچ ربطی به ما نداشت..!
بعد هم دانشجو شدیم که این نام،خودِ خودِ بلاتکلیفی ست!
حتمن قرار است چند صباح دیگر به این دلیل که پدرمادر دوست دارند نوه شان را ببینند بالبخندی گشاد تن به ازدواج میدهیم و بعد هی سگ دو میزنیم که خانه بخریم که مدل ماشینمان را عوض کنیم که بچه بزرگ کنیم که از گرسنگی نمیریم!
ما کی قرار است خودمان را پیداکنیم؟
نفس راحت بکشیم..نفس راحت بدون ترس از آینده،بدون بلاتکلیفی!
باور کن
روشن ترین تکلیف ما همان تکلیف و مشقِ شب دبستان بود!
#معلم
#شکرایی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برنارد شاو نویسنده و سوسیالیست بزرگ ایرلندی
روزی با یکی از شاگردانش در هاید پارک لندن نشسته بود.
روزنامه فروشها داد میزدند :
فوق العاده..............فوق العاده
راجع به انقلاب اسپانیا
شاگرد خواست خبر فوق العاده را بخرد ولی برنارد شاو گفت : لازم نیست، من فلسفه ی آن را برای تو شرح میدهم:
گوزن های کوهی معمولاً دسته دسته به چراگاه میروند و همین که سیر میشوند از خوردن باز می ایستند و با حال سستی و مستی به گردش مشغول میشوند.
در این حال دسته های گرسنه دیگر از دنبال می آیند و به اینها شاخ میزنند گوزن های سیر چون حال دفاع ندارند،ناچار عقب میروند و جای خود را به گرسنگان جدید میدهند
و آنها هم که سیر شدند مجبورند جای خود را به گرسنگان آینده بدهند،
این یعنی انقلاب ...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برنارد شاو نویسنده و سوسیالیست بزرگ ایرلندی
روزی با یکی از شاگردانش در هاید پارک لندن نشسته بود.
روزنامه فروشها داد میزدند :
فوق العاده..............فوق العاده
راجع به انقلاب اسپانیا
شاگرد خواست خبر فوق العاده را بخرد ولی برنارد شاو گفت : لازم نیست، من فلسفه ی آن را برای تو شرح میدهم:
گوزن های کوهی معمولاً دسته دسته به چراگاه میروند و همین که سیر میشوند از خوردن باز می ایستند و با حال سستی و مستی به گردش مشغول میشوند.
در این حال دسته های گرسنه دیگر از دنبال می آیند و به اینها شاخ میزنند گوزن های سیر چون حال دفاع ندارند،ناچار عقب میروند و جای خود را به گرسنگان جدید میدهند
و آنها هم که سیر شدند مجبورند جای خود را به گرسنگان آینده بدهند،
این یعنی انقلاب ...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خفقان و شكنجه مربوط به خود آدمهاست
ما قبول كرده ايم كه خفقان داشته باشیم
قبول كرده ايم كه شكنجه مان بكنند ،
به همين دليل خفقان و شكنجه داريم .
اين ديگران نيستند كه ما را شكنجه مي کنند
همين كه پذيرفتيم كابل بزنند ، کابل را زده اند ما خود شکنجه گران خود هستیم
#چاه_به_چاه
#رضا_براهنی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خفقان و شكنجه مربوط به خود آدمهاست
ما قبول كرده ايم كه خفقان داشته باشیم
قبول كرده ايم كه شكنجه مان بكنند ،
به همين دليل خفقان و شكنجه داريم .
اين ديگران نيستند كه ما را شكنجه مي کنند
همين كه پذيرفتيم كابل بزنند ، کابل را زده اند ما خود شکنجه گران خود هستیم
#چاه_به_چاه
#رضا_براهنی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
⭕️ استفاده زیاد از رسانه های دیجیتال باعث تغییر در نحوه تفکر می شود.
💢 كساني که از تبلت و لپتاپ زیاد استفاده می کنید: آگاه باشید. استفاده از پلتفرم های دیجیتال همچون تبلت و لپتاپ برای مطالعه باعث تمایل و تمرکز بر جزئیات عینی می شود و توان تحلیل و تفکر انتزااعی را کاهش می دهد.
بر اساس یافته پژوهشگران کالج دارتموث، آمریکا استفاده از رسانه های دیجیتال باعث کاهش استفاده از تفکر انتزاعی شده و باعث به کارگیری تفکر عینی در ادراک، تحلیل رفتار، وقایع و دیگر محرک های اطلاعاتی می شود. این پژوهش بر اساس مقایسه نحوه پردازش اطلاعاتی یکسان بین گروهی که از رسانه دیجیتال استفاده کردند و گروهی که از رسانه های غیر دیجیتال (مثلا کاغذی) استفاده کردند انجام شد.
‼️سپس از شرکت کنندگان خاسته شد که به پرسش های انتزاعی و عینی پاسخ دهند. نتیجه این شد که کسانی که از رسانه های دیجیتال استفاده کردند به پرسش های عینی بهتر پاسخ می دادند و کسانی که از رسانه های غیر دیجیتال استفاده کردند به پرسش های انتزاعی بهتر پاسخ دادند.
توضیح اینکه تفکر عینی به فاکت ها و واقعیت ها توجه داشته و تفکر انتزاعی به ورای فاکت ها توجه دارد. کسانی که دارای تفکر عینی هستند کمتر خارج از چارچوب ها می اندیشند و بیشتر تمایل دارند که موضوعات را تعمیم دهند.
‼️تفكر انتزاعی باعث فهم معانی چندگانه می شود در صورتی که تفکر عینی منجر به ظاهرگرایی می گردد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
⭕️ استفاده زیاد از رسانه های دیجیتال باعث تغییر در نحوه تفکر می شود.
💢 كساني که از تبلت و لپتاپ زیاد استفاده می کنید: آگاه باشید. استفاده از پلتفرم های دیجیتال همچون تبلت و لپتاپ برای مطالعه باعث تمایل و تمرکز بر جزئیات عینی می شود و توان تحلیل و تفکر انتزااعی را کاهش می دهد.
بر اساس یافته پژوهشگران کالج دارتموث، آمریکا استفاده از رسانه های دیجیتال باعث کاهش استفاده از تفکر انتزاعی شده و باعث به کارگیری تفکر عینی در ادراک، تحلیل رفتار، وقایع و دیگر محرک های اطلاعاتی می شود. این پژوهش بر اساس مقایسه نحوه پردازش اطلاعاتی یکسان بین گروهی که از رسانه دیجیتال استفاده کردند و گروهی که از رسانه های غیر دیجیتال (مثلا کاغذی) استفاده کردند انجام شد.
‼️سپس از شرکت کنندگان خاسته شد که به پرسش های انتزاعی و عینی پاسخ دهند. نتیجه این شد که کسانی که از رسانه های دیجیتال استفاده کردند به پرسش های عینی بهتر پاسخ می دادند و کسانی که از رسانه های غیر دیجیتال استفاده کردند به پرسش های انتزاعی بهتر پاسخ دادند.
توضیح اینکه تفکر عینی به فاکت ها و واقعیت ها توجه داشته و تفکر انتزاعی به ورای فاکت ها توجه دارد. کسانی که دارای تفکر عینی هستند کمتر خارج از چارچوب ها می اندیشند و بیشتر تمایل دارند که موضوعات را تعمیم دهند.
‼️تفكر انتزاعی باعث فهم معانی چندگانه می شود در صورتی که تفکر عینی منجر به ظاهرگرایی می گردد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در سراسر تاریخ مکتوب، شاید از پایان عصر نوسَنگی، سه گونه آدم در دنیا بوده اند:
بالا، متوسط، پایین ... که هدف این سه گروه کاملاً سازش ناپذیر است.
هدف طبقه ی بالا این است که سر جای خود بماند.
هدف طبقه ی متوسط این است که جای خود را با طبقه ی بالا عوض کند.
هدف طبقه ی پایین، زمانی که هدفی داشته باشد، این است که تمایزات را درهم شکسته و جامعه ای بیافریند که در آن همه ی انسانها برابر باشند .
خصلت پایدار طبقه ی پایین این است که خرکاری چنان از پا درش می آورد که جز به تناوب، از آنچه بیرون از زندگیِ روزمره است آگاهی ندارد.
کتاب1984
#جورج_اورول
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در سراسر تاریخ مکتوب، شاید از پایان عصر نوسَنگی، سه گونه آدم در دنیا بوده اند:
بالا، متوسط، پایین ... که هدف این سه گروه کاملاً سازش ناپذیر است.
هدف طبقه ی بالا این است که سر جای خود بماند.
هدف طبقه ی متوسط این است که جای خود را با طبقه ی بالا عوض کند.
هدف طبقه ی پایین، زمانی که هدفی داشته باشد، این است که تمایزات را درهم شکسته و جامعه ای بیافریند که در آن همه ی انسانها برابر باشند .
خصلت پایدار طبقه ی پایین این است که خرکاری چنان از پا درش می آورد که جز به تناوب، از آنچه بیرون از زندگیِ روزمره است آگاهی ندارد.
کتاب1984
#جورج_اورول
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود، بهار میآید.
از یک جایی به بعد، آدم آرام میگیرد، بزرگ میشود، بالغ میشود و پای تمام اشتباهاتش میایستد، سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمیاندازد، دنبال مقصر نمیگردد، قبول میکند گذشتهاش را، انکار نمیکند آن را، نادیدهاش نمیگیرد، حذفش نمیکند، اجازه میدهد هر چه هست، هر چه بوده در همان گذشته بماند.
حالا باید آینده را بسازد، از نو، به نوعی دیگر. یاد میگیرد زندگی یک موهبت است، غنیمت است، نعمت است، قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بیمقدار نکند.
همهی اینها را که فهمید یک «آرامشی» میآید مینشیند توی دلش، توی روح و روانش. اینجای زندگی همان جایی است که اصلاً از یک جایی به بعد حال آدم خوب میشود.
#محمود_دولت_آبادي
#جای_خالی_سلوچ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود، بهار میآید.
از یک جایی به بعد، آدم آرام میگیرد، بزرگ میشود، بالغ میشود و پای تمام اشتباهاتش میایستد، سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمیاندازد، دنبال مقصر نمیگردد، قبول میکند گذشتهاش را، انکار نمیکند آن را، نادیدهاش نمیگیرد، حذفش نمیکند، اجازه میدهد هر چه هست، هر چه بوده در همان گذشته بماند.
حالا باید آینده را بسازد، از نو، به نوعی دیگر. یاد میگیرد زندگی یک موهبت است، غنیمت است، نعمت است، قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بیمقدار نکند.
همهی اینها را که فهمید یک «آرامشی» میآید مینشیند توی دلش، توی روح و روانش. اینجای زندگی همان جایی است که اصلاً از یک جایی به بعد حال آدم خوب میشود.
#محمود_دولت_آبادي
#جای_خالی_سلوچ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از میان تمام چیزهایی که دیده ام
تنها تویی که میخواهم به دیدن اش ادامه دهم
از میان تمام چیزهایی که لمس کرده ام
تنها تویی که میخواهم به لمس کردنش ادامه دهم.
خنده ی نارنج طعمت را دوست دارم.
چه باید کنم ای عشق؟
هیچ خبرم نیست که رسم عاشقی چگونه بوده است
هیچ نمیدانم عشق های دیگر چه سان اند؟
من با نگاه کردن به تو
با عشق ورزیدن به تو زنده ام .
عاشق بودن، ذاتِ من است
#پابلو_نرودا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از میان تمام چیزهایی که دیده ام
تنها تویی که میخواهم به دیدن اش ادامه دهم
از میان تمام چیزهایی که لمس کرده ام
تنها تویی که میخواهم به لمس کردنش ادامه دهم.
خنده ی نارنج طعمت را دوست دارم.
چه باید کنم ای عشق؟
هیچ خبرم نیست که رسم عاشقی چگونه بوده است
هیچ نمیدانم عشق های دیگر چه سان اند؟
من با نگاه کردن به تو
با عشق ورزیدن به تو زنده ام .
عاشق بودن، ذاتِ من است
#پابلو_نرودا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای روح های شکننده و کم انعطاف که تمایل به دلتنگی دارند،زندگی کردن،فقط نوعی تنبیه بسیار سخت است...
این ها افرادی هستند که با صبر و تحمل ،دقایق تنهایی خویش را به دقت می شمارند و از آن رنج می برند...
.
.
درست است که تو این اوضاع را به وجود نیاورده ای،اما خیلی از مشکلاتی که در آن قرار داریم،بدون کمک ما این قدر وخیم نمی شدند...
.
.
زندگی به من نشان داده است که هیچ چیزی ساده نیست بعضی مواقع ساده به نظر می رسد،ولی هر چه ساده تر باشد،باید بیشتر به آن شک کرد...
#مرد_تکثیر_شده
#ژوزه_ساراماگو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای روح های شکننده و کم انعطاف که تمایل به دلتنگی دارند،زندگی کردن،فقط نوعی تنبیه بسیار سخت است...
این ها افرادی هستند که با صبر و تحمل ،دقایق تنهایی خویش را به دقت می شمارند و از آن رنج می برند...
.
.
درست است که تو این اوضاع را به وجود نیاورده ای،اما خیلی از مشکلاتی که در آن قرار داریم،بدون کمک ما این قدر وخیم نمی شدند...
.
.
زندگی به من نشان داده است که هیچ چیزی ساده نیست بعضی مواقع ساده به نظر می رسد،ولی هر چه ساده تر باشد،باید بیشتر به آن شک کرد...
#مرد_تکثیر_شده
#ژوزه_ساراماگو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نمی شود به راحتی گفت که عشق دقیقا چه موقع شکوفه می دهد: یک روز صبح، ناگهان از خواب بیدار می شوید و می بینید عشق غرق گل شده. پژمردنش هم دقیقا به همین ترتیب است. یک روز ناگهان می بینید که دیگر خیلی دیر است. عشق در این مورد خیلی شبیه به گلهای بالکن است.
بریت ماری اینجا بود
#فردریک_بکمن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نمی شود به راحتی گفت که عشق دقیقا چه موقع شکوفه می دهد: یک روز صبح، ناگهان از خواب بیدار می شوید و می بینید عشق غرق گل شده. پژمردنش هم دقیقا به همین ترتیب است. یک روز ناگهان می بینید که دیگر خیلی دیر است. عشق در این مورد خیلی شبیه به گلهای بالکن است.
بریت ماری اینجا بود
#فردریک_بکمن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اکثر مردم در درون دایره ای کوچک و تغزلی زندگی می کنند که به خانواده، خانه و کارشان محدود میشود. آنها در قلمرو امن میان خیر و شرّ زندگی میکنند. از دیدن ریخت و قیافه یک جانی صادقانه وحشت میکنند و آن وقت تنها کاری که باید بکنند دور کردن جانیان از این قلمرو امن است. آن ها نیز به جنایتکار تبدیل میشوند؛ بی آنکه بفهمند این امر چگونه اتفاق افتاد. تاریخ هر از گاه انسان ها را در معرض فشارها و دام هایی قرار می دهد که هیچ کس یاری مقاومت در برابر آنها را ندارد...
#میلان_کوندرا
#مهمانی_خداحافظی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اکثر مردم در درون دایره ای کوچک و تغزلی زندگی می کنند که به خانواده، خانه و کارشان محدود میشود. آنها در قلمرو امن میان خیر و شرّ زندگی میکنند. از دیدن ریخت و قیافه یک جانی صادقانه وحشت میکنند و آن وقت تنها کاری که باید بکنند دور کردن جانیان از این قلمرو امن است. آن ها نیز به جنایتکار تبدیل میشوند؛ بی آنکه بفهمند این امر چگونه اتفاق افتاد. تاریخ هر از گاه انسان ها را در معرض فشارها و دام هایی قرار می دهد که هیچ کس یاری مقاومت در برابر آنها را ندارد...
#میلان_کوندرا
#مهمانی_خداحافظی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چراغهایشان را خاموش کردند تا در مصرف هوا صرفهجویی کنند . و تاریکی آنها را دربرگرفت . هیچکس حرفی نمیزد . همه ی آن چه در تاریکی به گوش میرسید، صدای قطره های آب بود که هر پنجثانیه یک بار از سقف میچکید .معدنچی پیر گفت: بسیار خب . همه سعی کنید زیاد نفس نکشید . هوای زیادی برایمان باقی نمانده. صدایش را در حد نجوا نگاه داشته بود، با این حال تیرهای چوبی سقف تونل قژقژ آرامی کردند. معدنچیها در تاریکی بههم چسبیده بودند، و گوش تیز کرده بودند تا صدایی بشنوند : صدای کلنگ را، صدای زندگی را .
ساعتها صبر کردند . واقعیت کم کم در تاریکی محو میشد . انگار همه چیز مدتها پیش اتفاق افتاده بود، در دنیایی دور . یا شاید در آینده، در دنیای دورافتادهای دیگر . بیرون، مردم زمین را میکندند تا به آنها برسند . شبیه صحنهای از یک فیلم بود .
#فاجعه_معدن_در_نیویورک
#هاروکی_موراکامی
با آرزوی رحمت برای درگذشتگان و عرض تسلیت به خانواده #معدنکاران_آزادشهر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چراغهایشان را خاموش کردند تا در مصرف هوا صرفهجویی کنند . و تاریکی آنها را دربرگرفت . هیچکس حرفی نمیزد . همه ی آن چه در تاریکی به گوش میرسید، صدای قطره های آب بود که هر پنجثانیه یک بار از سقف میچکید .معدنچی پیر گفت: بسیار خب . همه سعی کنید زیاد نفس نکشید . هوای زیادی برایمان باقی نمانده. صدایش را در حد نجوا نگاه داشته بود، با این حال تیرهای چوبی سقف تونل قژقژ آرامی کردند. معدنچیها در تاریکی بههم چسبیده بودند، و گوش تیز کرده بودند تا صدایی بشنوند : صدای کلنگ را، صدای زندگی را .
ساعتها صبر کردند . واقعیت کم کم در تاریکی محو میشد . انگار همه چیز مدتها پیش اتفاق افتاده بود، در دنیایی دور . یا شاید در آینده، در دنیای دورافتادهای دیگر . بیرون، مردم زمین را میکندند تا به آنها برسند . شبیه صحنهای از یک فیلم بود .
#فاجعه_معدن_در_نیویورک
#هاروکی_موراکامی
با آرزوی رحمت برای درگذشتگان و عرض تسلیت به خانواده #معدنکاران_آزادشهر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر بر تنی جذامی برترین تنپوشها را کنیم ... باز تن جذامی است ، راه چاره درمان جذام است ، نه تنپوشی زیبا برای آراستن.
#خسروگلسرخی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر بر تنی جذامی برترین تنپوشها را کنیم ... باز تن جذامی است ، راه چاره درمان جذام است ، نه تنپوشی زیبا برای آراستن.
#خسروگلسرخی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مثل شعری که به افکار قلم می آید
به تن #جمعه چه پیراهن غم می آید
کوه احساسم و عمریست که پابند توأم
حیف از این کوه که در چشم تو کم می آید
در جواب چه کنم از غم جمعه هربار
بازهم پاسخ تلخ چه کنم می آید
دست دل رو شده در محضر چشمت اما
باز ازچشم تو پیغام ستم می آید
آن بتی را که طلب کرده دلم, خالق من
به خداوندی خود خورده قسم می آید
#جمعه ها شرح دلم یک غزل کوتاه است
که ردیفش همه دلتنگ توام می آید...
#یکتا_رفیعی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مثل شعری که به افکار قلم می آید
به تن #جمعه چه پیراهن غم می آید
کوه احساسم و عمریست که پابند توأم
حیف از این کوه که در چشم تو کم می آید
در جواب چه کنم از غم جمعه هربار
بازهم پاسخ تلخ چه کنم می آید
دست دل رو شده در محضر چشمت اما
باز ازچشم تو پیغام ستم می آید
آن بتی را که طلب کرده دلم, خالق من
به خداوندی خود خورده قسم می آید
#جمعه ها شرح دلم یک غزل کوتاه است
که ردیفش همه دلتنگ توام می آید...
#یکتا_رفیعی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ادمیزاد حکایتی است . می تواند همه جور حکایتی باشد . حکایت شیرین ، حکایت تلخ ، حکایت زشت ... و حکایت پهلوانی ... بدن ادمیزاد شکننده است اما هیچ نیرویی در این دنیا ، به قدرت نیروی روحی او نمی رسد ، بشرطی که اراده و وقوف داشته باشد .
#سووشون
#سیمین_دانشور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ادمیزاد حکایتی است . می تواند همه جور حکایتی باشد . حکایت شیرین ، حکایت تلخ ، حکایت زشت ... و حکایت پهلوانی ... بدن ادمیزاد شکننده است اما هیچ نیرویی در این دنیا ، به قدرت نیروی روحی او نمی رسد ، بشرطی که اراده و وقوف داشته باشد .
#سووشون
#سیمین_دانشور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درباره ی مصدق
شاه از گزینش مصدق به نخست وزیری و ملی شدن نفت غمناک است؛ از آمریکاییها تا روسها و شاه همه مخالف با سیاست موازنه منفی دکتر مصدق
روز هفتم اردیبهشت سال ۱۳۳۰ دکتر محمد مصدق به پست نخست وزیری دست یافت. یازده روز بعد هنری گریدی[سفیر آمریکا در ایران] گزارشی از تهران به وزارت امور خارجه دولت متبوع خود ارسال کرد. او نوشت شاه از موضوع قانون ملی شدن صنعت نفت و انتخاب مصدق به نخست وزیری بسیار غمناک است.
شاه بر این باور بود که مصدق مدت زیادی در موضع قدرت نخواهد بود و شخص شاه نسبت به حل مسئله نفت بدبین است. در همین گزارش آمده بود حسین علاء گفته است مصدق به او پیشنهاد کرده پست وزارت امور خارجه را بپذیرد، اما چون او با سیاست موازنه منفی مصدق [سیاست استقلال کامل ایران و عدم سرسپردگی، اینکه همه قراردادها میان ایران و دیگر کشورها باید به سود مردم ایران باشد، دکتر مصدق پایه گذار این سیاست در ایران بود که در برابر سیاست موازنه مثبت که با دادن امتیاز به بیگانگان به دنبال تعادل میان آنان بود، قرار داشت] مخالف است؛ نتوانسته پیشنهاد او را قبول کند. علاء طرفدار راسخ حمایت از بلوک غرب بود، اما به گزارش گریدی مصدق در تلاش بود شوروی را آرام و راضی کند، به همین دلیل بین این دو اختلاف وجود داشت و علاء تصدی منصب وزارت خارجه را رد کرد. در این زمان علاء سناتور بود.
سیاست موازنه منفی[مصدق] همانطور که حملات حزب توده را به ارمغان آورد، محافل وابسته به غرب را نیز آشفته ساخت. از آن سوی ایالات متحده رسما علیه این سیاست واکنش نشان داد . آچسن[وزیر امور خارجه آمریکا] در نامه ای خطاب به گریدی یادآوری کرد وزارت امور خارجه تلقی «به عنوان جدی ترین خطر» سیاست بی طرفی اتخاذ شده از سوی مصدق را می کند. آچسن نوشت دلیل نگرانی او این است که شاید مصدق دست به اقدامی زند که به طور جدی امنیت ایران را تهدید نماید و محقق شدن سیاستهای ایالات متحده را در ایران با دشواری مواجه کند ویا امکان اجرای این سیاستها را غیر ممکن سازد .
مواردی را که ما تحت عنوان ملل غرب، کشورهای غربی ویا امثالهم کار می بریم؛ در اصل اسناد امریکائی جهان آزاد، ملل آزاد و امثال آن است. به عبارتی از منظر سیاستمداران امریکائی دو جهان بیشتر وجود نداشت: جهان آزاد به رهبری امریکا و انگلیس و جهان بسته که عبارتند از کشورهائی که به رهبری شوروی پشت دروازه های آهنین زندگی می کنند. با این دیدگاه نظریه ای به نام سیاست موازنه منفی،یا سیاست بی طرفی ویا همان روشی که سیدحسن مدرس از آن به عنوان سیاست موازنه عدمی نام می برد محلی از اعراب نمی توانست داشته باشد. از دید امریکا نخبگانی که از بسط روابط کشورشان با ایالات متحده و اردوگاه سرمایه داری حمایت می کردند، به اردوگاه جهان آزاد تعلق داشتند و کسانی که حتی از عدم تعهد و یا بی طرفی سخن به میان می آوردند در تحلیل نهائی از سرچشمه اردوگاه شرق سیراب می شدند. مفهوم استقلال از دید امریکائی ها گرایش نخبگان سیاسی کشور به سوی غرب بود؛ هر کس که اندیشه ای خلاف این در سر می پرورد دشمن غرب به حساب می آمد، حتی اگر به شوروی هم گرایشی اصولی نداشت . این بود کلید روابط ایالات متحده با نخبگان کشورهائی مثل ایران، کلیدی که از جنگ دوم جهانی به این طرف مورد استفاده قرار گرفت و بالاخره سر از دولت وابسته ای در آورد که با حمایت مستقیم سفارت امریکا در اواخر دهه سی شمسی در تهران راه اندازی شد و در دهه های چهل و پنجاه قدرت خود را تثبیت نمود.
زندگينامه سياسي دكتر مظفر بقائي، دكتر حسين آباديان، ص ۱۱۲ و ۱۱۸
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درباره ی مصدق
شاه از گزینش مصدق به نخست وزیری و ملی شدن نفت غمناک است؛ از آمریکاییها تا روسها و شاه همه مخالف با سیاست موازنه منفی دکتر مصدق
روز هفتم اردیبهشت سال ۱۳۳۰ دکتر محمد مصدق به پست نخست وزیری دست یافت. یازده روز بعد هنری گریدی[سفیر آمریکا در ایران] گزارشی از تهران به وزارت امور خارجه دولت متبوع خود ارسال کرد. او نوشت شاه از موضوع قانون ملی شدن صنعت نفت و انتخاب مصدق به نخست وزیری بسیار غمناک است.
شاه بر این باور بود که مصدق مدت زیادی در موضع قدرت نخواهد بود و شخص شاه نسبت به حل مسئله نفت بدبین است. در همین گزارش آمده بود حسین علاء گفته است مصدق به او پیشنهاد کرده پست وزارت امور خارجه را بپذیرد، اما چون او با سیاست موازنه منفی مصدق [سیاست استقلال کامل ایران و عدم سرسپردگی، اینکه همه قراردادها میان ایران و دیگر کشورها باید به سود مردم ایران باشد، دکتر مصدق پایه گذار این سیاست در ایران بود که در برابر سیاست موازنه مثبت که با دادن امتیاز به بیگانگان به دنبال تعادل میان آنان بود، قرار داشت] مخالف است؛ نتوانسته پیشنهاد او را قبول کند. علاء طرفدار راسخ حمایت از بلوک غرب بود، اما به گزارش گریدی مصدق در تلاش بود شوروی را آرام و راضی کند، به همین دلیل بین این دو اختلاف وجود داشت و علاء تصدی منصب وزارت خارجه را رد کرد. در این زمان علاء سناتور بود.
سیاست موازنه منفی[مصدق] همانطور که حملات حزب توده را به ارمغان آورد، محافل وابسته به غرب را نیز آشفته ساخت. از آن سوی ایالات متحده رسما علیه این سیاست واکنش نشان داد . آچسن[وزیر امور خارجه آمریکا] در نامه ای خطاب به گریدی یادآوری کرد وزارت امور خارجه تلقی «به عنوان جدی ترین خطر» سیاست بی طرفی اتخاذ شده از سوی مصدق را می کند. آچسن نوشت دلیل نگرانی او این است که شاید مصدق دست به اقدامی زند که به طور جدی امنیت ایران را تهدید نماید و محقق شدن سیاستهای ایالات متحده را در ایران با دشواری مواجه کند ویا امکان اجرای این سیاستها را غیر ممکن سازد .
مواردی را که ما تحت عنوان ملل غرب، کشورهای غربی ویا امثالهم کار می بریم؛ در اصل اسناد امریکائی جهان آزاد، ملل آزاد و امثال آن است. به عبارتی از منظر سیاستمداران امریکائی دو جهان بیشتر وجود نداشت: جهان آزاد به رهبری امریکا و انگلیس و جهان بسته که عبارتند از کشورهائی که به رهبری شوروی پشت دروازه های آهنین زندگی می کنند. با این دیدگاه نظریه ای به نام سیاست موازنه منفی،یا سیاست بی طرفی ویا همان روشی که سیدحسن مدرس از آن به عنوان سیاست موازنه عدمی نام می برد محلی از اعراب نمی توانست داشته باشد. از دید امریکا نخبگانی که از بسط روابط کشورشان با ایالات متحده و اردوگاه سرمایه داری حمایت می کردند، به اردوگاه جهان آزاد تعلق داشتند و کسانی که حتی از عدم تعهد و یا بی طرفی سخن به میان می آوردند در تحلیل نهائی از سرچشمه اردوگاه شرق سیراب می شدند. مفهوم استقلال از دید امریکائی ها گرایش نخبگان سیاسی کشور به سوی غرب بود؛ هر کس که اندیشه ای خلاف این در سر می پرورد دشمن غرب به حساب می آمد، حتی اگر به شوروی هم گرایشی اصولی نداشت . این بود کلید روابط ایالات متحده با نخبگان کشورهائی مثل ایران، کلیدی که از جنگ دوم جهانی به این طرف مورد استفاده قرار گرفت و بالاخره سر از دولت وابسته ای در آورد که با حمایت مستقیم سفارت امریکا در اواخر دهه سی شمسی در تهران راه اندازی شد و در دهه های چهل و پنجاه قدرت خود را تثبیت نمود.
زندگينامه سياسي دكتر مظفر بقائي، دكتر حسين آباديان، ص ۱۱۲ و ۱۱۸
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#محمود_دولت_آبادی:
بیا وداع کنیم...
بیا وداع کنیم،
اگر بنا باشد کسی از ما بماند
همان به که تو بمانی،
"کینه ی" تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا "عشق" من!
#كليدر
.............
پیری به نظرم چیزی نیست جز بی آیندگی،
و اگر انسان دچار پیری زود رس می شود،برای این است که فردایی نمی بیند!
#نون_نوشتن
.............
گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست.
عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست. پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند. می چزاند. می کوباند و می دواند. دیوانه به صحرا!
#جای_خالی_سلوچ
................
هنگام که تو برهنه در بستر خود خفته ای، با عصمت کودکان در آمیخته ای. خواب نیایش خاموش است. نیایش بودن. چرا که در این دم، تو همانی که که خدا را پسند می افتد! تسلیم، تسلیم. معصوم و بی دفاع. خدای کهن، همین را می خواهد. برهنه، بی سلاح، بی دفاع، بی هیچ کنشی. بدین هنگام خدا تو را دوست دارد. چرا که به هست، نیستی...
#کلیدر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#محمود_دولت_آبادی:
بیا وداع کنیم...
بیا وداع کنیم،
اگر بنا باشد کسی از ما بماند
همان به که تو بمانی،
"کینه ی" تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا "عشق" من!
#كليدر
.............
پیری به نظرم چیزی نیست جز بی آیندگی،
و اگر انسان دچار پیری زود رس می شود،برای این است که فردایی نمی بیند!
#نون_نوشتن
.............
گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست.
عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست. پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند. می چزاند. می کوباند و می دواند. دیوانه به صحرا!
#جای_خالی_سلوچ
................
هنگام که تو برهنه در بستر خود خفته ای، با عصمت کودکان در آمیخته ای. خواب نیایش خاموش است. نیایش بودن. چرا که در این دم، تو همانی که که خدا را پسند می افتد! تسلیم، تسلیم. معصوم و بی دفاع. خدای کهن، همین را می خواهد. برهنه، بی سلاح، بی دفاع، بی هیچ کنشی. بدین هنگام خدا تو را دوست دارد. چرا که به هست، نیستی...
#کلیدر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️