پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


یکی از دوستان کاناداییم یه قانون جالب برای خودش داشت. قانونش این بود که با وجود داشتن همسر، دو بچه و زندگی مستقل و کار پرمسئولیت، ماهی یک شب باید خانه پدر و مادرش باشه.
میگفت کارهای بچه ها رو انجام میدم و میرم.. خودم تنهایی.. مثل دوران بچگی و نوجوانی. چندین ساله این قانون رو دارم. هم خودم و هم همسرم.
میگفت خیلی وقتها کار خاصی نمیکنیم. پدرم تلوزیون نگاه میکنه و من کتاب میخوانم. مادرم تعریف میکنه و من گوش میدم. من حرف میزنم و مادر یا پدرم چرت میزنند و .. شب میخوابیم و صبح صبجانه ای میخورم و برمیگردم به زندگی..

دیروز روی فیسبوکش یه عکس گذاشته بود و یه نوشته که متوجه شدم مادرش چند ماهی ست فوت شده اند. براش پیام خصوصی دادم که بابت درگذشت مادرت متاسفم و همیشه ماهی یک شبی که گفته بودی رو به خاطر دارم..
جوابی داده، تشکری کرده و نوشته که "مادرم توی خاطرات محدودش از اون شبها بعنوان بهترین ساعتهای سالها و ماههای گذشته اش یاد کرده."
و اضافه کرده که "اگه راستش رو بخوای بیشتر از مادرم برای خودم خوشحالم که از این فرصت و شانس زندگیم نهایت استفاده رو برده ام.

قوانین خوب رو دوست دارم..

#راژیا_پرهام

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#پدیده_انکار

وقتی در روانشناسی راجع به انکار صحبت می کنیم، منظورمان فرایندی ست که اغلب ما انسانها دچار آن هستیم و معنی آن این است که سعی می کنیم به خودمان دروغ بگوییم!  اغلب آدم ها بارها به خودشان دروغ می گویند، چرا؟! چون گاهی اوقات حقیقت دردناک است، تاب تحمل آن را نداریم، پس ترجیح می دهیم همچون کبک سر در برف فرو کنیم و تصور کنیم شکارچیان ما را نمی بینند! پدیده ی انکار البته گاهی به ما کمک می کند. مثلا بسیاری از انسان ها اگر قرار بود واقعیت غیر قابل اجتناب "مرگ" را همیشه به یاد داشته باشند قادر به ادامه ی حیات نبودند و دچار اضطراب دائمی میشدند. اما خیلی وقت ها پدیده ی انکار بسیار خطرناک است. مثلا فرد از ترس این که نکند بیماری خطرناکی داشته باشد حاضر به آزمایش دادن نیست و خود را قانع می کند که "من خیلی هم سالمم و این دکترها عادت دارند الکی مردم را بترسانند!"
انکار، باعث می شود که چنین بیماری وقت طلایی درمان را از دست بدهد. شما چه مواردی از انکار را می شناسید؟

انکار به عنوان یک بلای جمعی

گاهی اوقات انکار پدیده ای فردی نیست بلکه یک گروه در توافقی ناخوداگاه دچار یک انکار جمعی می شوند! مثلا مردم یک شهر کشنده بودن آلودگی هوا را انکار می کنند و چنان به زندگی خود ادامه می دهند که گویی اعداد و ارقام مربوط به خطر، اعدادی بی ربط به زندگی آنها هستند! یا مردم یک کشور مضرات ناشی از مواجهه ی دائمی با پارازیت های ماهواره ای را نادیده می گیرند، چنان که انگار این عوارض و خطرات قصه هایی مهمل هستند! وقتی انکار بصورت یک پدیده ی گروهی رخ می دهد عوارض و هزینه های بیشتری هم ایجاد می کند

#معرفی یک کتاب خوب

خوشبختانه چند وقتی است کتاب جامع و مفیدی در زمینه ی انکار به فارسی منتشر شده است.

این کتاب #کوری_خود_خواسته نام دارد و توسط " مارگارت هفرنان " نوشته شده است.

نویسنده ی کتاب، موشکافانه به بررسی پدیده ی انکار پرداخته و نقش این پدیده را در گرفتاری های بزرگ تاریخ معاصر نشان داده است. خانم هفرنان ابتدا گستردگی پدیده ی انکار را در زندگی های شخصی ما نشان داده و سپس نقش آن را در حوادثی همچون فاجعه ی نیروگاه اتمی چرنوبیل، بحران وال استریت و فجایع زندان هایی همچون ابوغریب اثبات می نماید. خواندن این کتاب را قویأ پیشنهاد می کنم. این کتاب توسط خانم دکتر اقدس صفری به فارسی برگردانده شده و انتشارات سرور کیان آن را منتشر کرده است.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

#حکایت

خواجه امام مظفرِ حَمدان در نوقان يک روز مي گفت که «کار ما با شيخ ابوسعيد هم چنان است که پيمانه اي ارزن؛ يک دانه شيخ ابوسعيد است و باقي من.» مريدي از آنِ شيخ ما، ابوسعيد، آن جا حاضر بود. از سرگرمي برخاست و پاي افزار کرد و پيش شيخ ما آمد، و آن چه از خواجه مظفر شنوده بود با شيخ حکايت کرد. شيخ گفت: «خواجه امام مظفر را بگوي که آن يک هم تويي، ما هيچ نيستيم.»

#اسرار_التوحيد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

آنچه مشاهده‌ی طبیعت گیاهی را اینقدر لذت‌ بخش میکند تجلیِ آرامش و صفا و رضایتی است که دارد؛
در حالی که طبیعت جانوری اغلب خودش را در حالت نا آرامی و نیاز و رنج و حتی نزاع به نمایش می‌گذارد.
بنابراین طبیعت گیاهی به راحتی ما را به حالتِ شناسایی ناب که ما را از خودمان رها میکند می‌رساند. جالب است که می‌بینیم طبیعت گیاهی یعنی حتی معمولی ترین و بی‌اهمیت ترین مجموعه‌ی گیاهان، به محض اینکه از تأثیرِ هوا و هوسِ انسانی رها می‌شود، بی درنگ خودش را در دسته های زیبا و خوش‌منظره به نمایش در‌می‌آورد. ما این را در هر نقطه‌ای که دست کشاورزی به آن نرسیده است می‌بینیم، ولو صرفاً پوشیده از بوته‌های خار و معمولی‌ترین گلهای وحشی باشد. از سوی دیگر در مزارع ذرت وگلخانه‌ها عنصرِ زیباشناختیِ عالمِ گیاهی به حداقل کاهش می‌یابد.
#آرتور_شوپنهاور
#متعلقات_و_ملحقات


⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

چیزی که یه مرد رو تبدیل به یک هنرمند می کنه دوست داشتن واقعی یک زنه.
به نظر من عشق بزرگترین اثر هنریه که یه هنرمند می تونه خلق کنه.

#قهوه_سرد_آقای_نویسنده
#روزبه_معین

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

فیلسوف کسی است که تصدیق می کند، دانش زیادی ندارد و این موضوع او را آزار می دهد. با این حال او داناتر از همه کسانی است که در مورد دانستنی ها و مهارت خودشان، در زمینه هایی که هیچ اطلاعی از آنها ندارند، سر و صدا می کنند. من می گویم که دانا کسی است که می داند که نمی داند. سقراط خودش اعتراف می کرد که فقط یک چیز می داند و آن اینکه هیچ چیز نمی داند. این گفته را آویزه گوش کن، چون این اعتراف حتی بین فیلسوفها خیلی کمیاب است. یادت باشد که این اعتراف بین مردم، می تواند به قیمت از دست دادن جان آدم تمام شود. همیشه خطرناکترین آدمها کسانی هستند که می پرسند. جواب دادن تا این اندازه خطرناک نیست. در یک سوال می تواند بیش از هزاران جواب، باروت خشک وجود داشته باشد.
#دنیای_سوفی
#یوستین_گردر
‌
⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


‍ چه زمان رویاپردازی به یک مشکل تبدیل می شود؟

براي کودکان، داشتن یک دوست خیالی برای بازی
کردن، کاملاً طبیعی و سالم است. کودکان برای تکامل رشدی خود به رویاپردازی نیاز دارند. همچنین هر کسی، به ویژه اگر یک بحث یا رخدادی در آیندۀ نزدیک در شرف وقوع باشد، ذهن او از قبل سرگردان و رویاپردازی می شود. این گونه رویاپردازی موجب پریشان خاطری و تاثیرات منفی در زندگی نیست و همچنین باعث نمی گردد تا شخص از لذت های زندگی خود محروم شود. اما کسانی که برای فرار از چیزی، دست به خیالبافی می زنند مبتلا به رویاپردازی ناسازگار هستند.

گزارشات دربارۀ افرادی که دارای رویاپردازی ناسازگار هستند، نمایانگر این است که خیالبافی در فعالیت های زندگی روزمرۀ ایشان تاثیرات بسزایی دارد. در گزارشات همچنین این موضوع قید شده که ایشان دارای میزان بالاتری از فقدان توجه هستند و نشانه های اختلال وسواس اجباری نیز به مقدار زیادی در زندگی این افراد نقش ایفا می کند. بیش از 80 درصد آنها در هنگام حرکت و کار، مشغول رویاپردازی هستند.

از این رو نمی توانند تفاوت بین واقعیت و فانتزی را بخوبی درک کنند.
رویا پردازی شدید، در هنگامی که فرد ترجیح می دهد خود را در یک دنیای جایگزینِ واقعیت ها غوطه ور سازد، باید به عنوان یک اختلال روانی در نظر گرفته شود که به تشخیص و درمان بالینی نیازمند است.

#دکتر_الی_سومر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


صحنه ها زندگی ما همچون تصاویر منقوش بر سنگ‌های سخت و ناهموارند. از نگاه نزدیک اثری بر ما نمی‌گذارند و چیز زیبایی در آن‌ها یافت نمی‌شود، مگر آن‌که قدری دورتر بایستیم.

دست‌یافتن به آن‌چه مدت‌ها در آرزویش به سر برده‌ایم فقط و فقط کشف این حقیقت است که آن‌چیز چه مایه‌ی پوچ و توخالی بوده است؛ ما چنان زندگی می‌کنیم که گویی همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم، حال آن‌که اغلب آرزو می‌کنیم که ای‌کاش گذشته بازگردد و بر آن حسرت می‌خوریم. ما به زمان به‌سان چیزی نظر می‌کنیم که باید در گذرد و در این رهگذر ما را به اهداف و خواست‌هامان برساند.

اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می‌رسند و نظری بر گذشته می‌افکنند، در می‌یابند که سرتاسر زندگی را چون چیزی گذرا زیسته‌اند و با حیرت مشاهده می‌کنند که آن‌چه بی‌اعتنا از کنارش گذشته‌اند و لذتی از آن نبرده‌اند همان زندگی‌شان بوده ِ یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کرده‌اند. انسان فریاد برمی‌آورد که امید و آرزو او را فریفته‌اند تا این که عاقبت در آغوش مرگ به رقص درآید!

#آرتور_شوپنهاور
#جهان_و_تأملات_فیلسوف

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

حافظه تاریخی مردم در استانه انتخابات:

حماسه ابوالفتح خان!

ابوالفتح خان، خان نبود، دزد بود. آفتابه دزدی می‌کرد. می‌رفت و از خانه های مردم آفتابه ها و دمپایی ها را از دم دستشویی ها جمع می‌کرد و می‌برد. آن زمانها دستشویی ها اکثرا توی حیاط خانه ها بود و آفتابه دزدی سر راست ترین و راحت ترین دزدی بود. حتی صاحب مال هم اگر سر می‌رسید معمولا به صرافت تعقیب دزد و پس گرفتن مالش نمی‌افتاد و معمولا فحشی حواله دزد می‌کرد و ماجرا تمام می‌شد.
هرچه بود ابوالفتح خان که آن زمان به «ابوالفتح آفتابه دزد» معروف بود و هنوز «خان» نشده بود، روزگارش را با آفتابه دزدی و سرقت دمپایی توالت می‌گذراند. یک روز موقع یکی از سرقتهایش صاحبخانه سر رسید و ابوالفتح که هول شده بود، در داخل مستراح پایش لیز خورد و سرش به سنگ توالت برخورد کرد و همانجا راهی سفر آخرت شد.

بعد از مرگ او فرزندانش برای او مجلس ختم ترتیب دادند و کسی را به عنوان ذاکر آوردند تا از خوبیهای پدرشان یاد کند... منتهی چون مرحوم هیچ خوبی نداشت و همه ی شهر هم او را به آفتابه دزدی می‌شناختند، فرزندان مرحوم پولی اضافه بر نرخ معمول به ذاکر دادند که بگوید ابوالفتح آفتابه هایی را که از در مستراح مردم بر می‌داشت خرج ایتام می‌کرد. ذاکر هم چنین کرد اما ملت بلند بلند خندیدند که این فلان فلان شده بچه یتیم گیر می‌آورد رحم نمی کرد و این حرفها را جایی بزنید که کسی این قرمساق را نشناسد...
خلاصه هرچه ذاکر می‌گفت، ملت که احساس می‌کردند به شعورشان توهین شده است، با خنده و تمسخر و سخنان زشت برخورد می‌کردند، جوری که در نهایت ذاکر قهر کرد و رفت و مردم هم چای و خرما نخورده و «تف به گور ابوالفتح» گویان متفرق شدند.
سالگرد مرحوم ابوالفتح باز فرزندان مرحوم به ذاکر دیگری پول دادند و خواستند کمتر روی آفتابه دزدی مانور دهد و بیشتر فوکوس کند روی بخش کمک به ایتام... ذاکر هم مقدمه ای چید مبنی بر اینکه گاهی هدف وسیله را توجیه می‌کند و بعد اشاره مختصری کرد به آفتابه دزدی های مرحوم و بلافاصله رفت و فوکوس کرد روی بخش کمک به ایتام... باز صدای همهمه و پچ پچ در سالن بلند شد و عده ای بر سبیل اعتراض و تمسخر چیزی گفتند، ولی خب یک سال از فوت ابوالفتح گذشته بود و دیگر زیاد کسی به آفتابه های از دست داده اش فکر نمی‌کرد و اعتراضها به شدت سال پیش نبود. در این میان بعضی هم فکر می‌کردند از کجا معلوم واقعا ابوالفتح آفتابه دزد، پول دزدی را گاهی صرف کمک به ایتام نمی‌کرده...؟ باری این بار به جز چند نفری که بلند شدند و ناسزاگویان مجلس را ترک کردند، بقیه نشستند و گوش دادند و چای و خرمایی خوردند و فاتحه ای نثار روح ابوالفتح آفتابه دزد کردند.
سال بعد و سالهای بعد هر سال در مراسم ختم ابوالفتح، ذاکر از بخش آفتابه دزدی مرحوم سانسور می‌کرد و به بخش کمک به ایتام می‌فزود.
سال چهارم یا پنجم بود که دیگر لقب آفتابه دزد از پسوند اسم مرحوم به کلی افتاد و او را مرحوم ابوالفتح خالی خطابش می‌کردند...
هشتمین سالگرد او بود که ذاکری در حین ذکر گفتن، سهوا لقب «خان» را به انتهای نام مرحوم اضافه کرد که البته همانجا عده ای که ابوالفتح را می‌شناختند تذکر دادند که ابوالفتح، خان نبود و شغل آزاد داشته است...
در دوازدهمین سالگرد بود که در اعلامیه مراسم ترحیم لقب «خان» به اسم ابوالفتح اضافه شد و چون کسی توجهی نکرد، دیگر این اسم بر سر زبان ها افتاد...
سال پانزدهم در مراسم ترحیم او جوانی بلند شد و با گریه به حضار گفت که وقتی که کودکی یتیم بوده ابوالفتح خان شبانه برایش غذا و لباس می‌آورده و حاضران در مسجد به شدت تحت تاثیر قرار گرفته و گریستند.
بیست سال بعد از فوت ابوالفتح خان در مراسم سالگرد او که دیگر مراسم ترحیم نبود و به نوعی مراسم بزرگداشت ابوالفتح خان شمرده می‌شد، اولین بار صحبت از «حماسه ابوالفتح خان» شد... گویا کسی مدعی شده بود که مرگ ابوالفتح خان بر اثر شکستگی پیشانی بوده که بر اثر شیرجه زدن در رودخانه برای نجات جان دخترکی یتیم که در حال غرق شدن بوده است حادث شده است...
در سی‌اُمین سالروز بزرگداشت حماسه ابوالفتح خان و مرگ شهادت گونه اش گفته شد که عده ای او را به خواب دیده اند که با فلان شخصی فالوده می‌خورده...
در پنجاهمین سالروز حماسه ی آن بزرگوار، اسم میدان اصلی شهر به میدان ابوالفتح خان تغییر پیداكرد .

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


تاثیر خیام بر ادبیات ،سینما و موسیقی جهان

بدون تردید عمر خیام شناخته شده ترین چهره ی ادبیات ایران در مغرب زمین است . اغراق نیست اگر بگوییم وی سهم قابل توجهی از این شهرت را مدیون ادوارد فیتزجرالد (Edward FitzGerald)، نویسنده، شاعر و مترجم بریتانیایی است که 150 سال پیش رباعیات خیام را به انگلیسی ترجمه کرد.

هرچند خود فیتزجرالد نیز معتقد بود، ترجمه ی او نمی تواند نشانگر عظمت کلام خیام باشد، قدرت ترجمه ی وی به حدی بالا بود که تاثیرش پس از 150 سال همچنان بر شاخه های مختلف هنر و ادبیات بریتانیا و دیگر کشورها پدیدار است.
جملات و اصطلاحاتی که فیتزجرالد در ترجمه ی رباعیات استفاده کرده بود، بعدها در نوشته های بسیاری از نویسندگان متاخر وی استفاده شد. از جمله در کتاب «قتل با انگشتان لرزان» اثر «آگاتا کریستی» رد پای ترجمه ی فیتزجرالد وجود دارد. داستانهای کوتاه «ویلیام سیدنی پورتر» (William Sydney Porter) که با نام O. Henry شهرت دارد نیز سرشار است از جملات ترجمه ی فیتزجرالد. در یکی از داستانهای پل مارلو (Paul Marlowe’s) نویسنده ی داستانهای علمی-تخیلی، یکی از شخصیتهای داستان تنها قادر است با ابیات خیام با دیگران صحبت کند.
عمر خیام بر موسیقی غرب نیز اثرگذار بوده است. «گرنویل بن‌توک» (Granville Bantock) موسیقی دان بریتانیایی آلبوم عمر خیام را با الهام از اشعار وی، در اوایل قرن بیستم ساخت. الن هوهانس (Alan Hovhaness) موسیقیدان ارمنی نیز در کارهای خود از رباعیات خیام الهام گرفته است.
ادموند دولاک (Edmund Dulac) هنرمند فرانسوی بخشی از شهرتش را مدیون تصویرگری کتاب رباعیات خیام است.
محبوبیت رباعیات خیام در غرب به قدری زیاد است که نسخه های طنز رباعیات (Parody)، به تقلید از رباعیات وی سروده شده است. رباعیات یک گربه ی ایرانی، رباعیات یک اتوموبیل و رباعیات یک گلف باز از این جمله اند.
گستره ی تاثیر خیام بر هنر مغرب زمین محدود به ادبیات و موسیقی نبوده است. حتی هالیوود هم خیام را می شناسد.

در قسمتی از فیلم سینمایی «بی‌وفا» (Unfaithful) محصول سال 2002 به کارگردانی نویسنده و کارگردان مشهور هالیوود، «آدریان لین» (Adrian Lyne). در این صحنه شخصیت اول فیلم پس از این که رباعیات خیام را از قفسه ی کتابخانه برمی دارد، رباعی مشهور زیر را میخواند :

می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی ان است

البته استفاده از اشعار خیام در هالیوود به مدتها پیشتر برمی گردد. در فیلم وسترنی «دوئل زیر آفتاب» (Duel in the Sun) با بازی گریگوری پک، محصول سال 1946، یکی از رباعیات خیام نقل می شود. آخرین حضور خیام در صنعت سینما و تلویزیون آمریکا مربوط به سریال تلویزیونی «آمستردام جدید» (New Amsterdam) محصول سال 2008 شبکه ی فاکس نیوز است. در این سریال کتاب خیام کتاب مورد علاقه ی یکی از شخصیتهای داستان است.


⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
Audio
رباعیات خیام- دکلمه احمد شاملو- آواز استاد شجریان
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


‍ آيا جامعه مدرن، زن مطلوب مردان را از میان برده است؟

آيا جامعۀ امروزی، تصویری که مردان از زنان مورد علاقه شان می خواهند از بین برده است یا به آنها حق انتخاب بیشتری می دهد؟ مرد واقعاً از زن چه چیزهایی می طلبد؟ لباس خوب، مهارت، خوشحالی و یا درخواست کمک کردن؟ آیا مردان خواستار دوستی صمیمانه با خانم های باهوش و مستقل هستند، خانم هایی که نیازی به استمداد و یاری ندارند؟

جامعۀ مدرن امروزی سرانجام در حال باز کردن گره و انتخاب بانوان برای مناصب قدرتمند است. بانوان توانایی کسب بالاترین عناوین در صنایع و سیاست را نسبت به هر زمان دیگری دارند. با این وجود، نسل جوان به روی ظاهر خود متمرکز شده که این نوع تمرکز بسیار ضعیف و خارج از حیطۀ عقلانی بشمار می رود، موردی که دور از واقعیت و بر پایۀ انتظارات پوچ است.
جامعۀ امروزی در حال از میان بردن زن و مرد ایده آل نیست بلکه در برخی موارد به ما اجازه می دهد خودمان باشیم و در نتیجه به جنس مخالف، حق انتخاب بیشتر و والاتری می دهد.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

باید بگویم آن کسی که این مثل معروف را ساخت: "سنگ و چوب می تواند استخوانهای انسان را خرد کند، اما زبان نمی تواند" شدیدا دراشتباه بوده است.
عبارت های خصمانه، از تیغ شمشیر بران تر و دردناک تر هستند. چرا که زخم شمشیر پس از چند هفته بهبود می یابد ولی جراحت های کلامی مدت بسیار طولانی تری بر روح فرد باقی می ماند و زخم های عمیق تری نیز به جای می گذارد که حتی می تواند برای همیشه ماندگار باشد.

#آدمهای_سمی
#لیلیان_گلاس

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

برقراری روابط بد و غلط به مثابه ی دانه کاشتن در شوره زار است. رابطه ی بد مانند خاک بد است که مانع رشد هریک از طرفین می شود. روابط بد و سمی باعث بروز عصبانیت، سرخوردگی، افسردگی، و تشویش خاطر است.

#آدمهای_سمی
#لیلیان_گلاس

در گام نخست باید خود را شناخت. خودشناسی واقعی غیر از آن شناختی است که دلمان می خواهد مردم از ما داشته باشند. باید با خود صادق بود و با دیگران نیز صادقانه روبرو شد. باید بخاطر داشت که هرچه با دروغ بدست می آید عاقبت از دست رفتنی است.

#آدمهای_سمی
#لیلیان_گلاس

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

اولین و بزرگترین عامل نارضایی افراد وجود فرد یا افراد سمی در زندگی و اطرافشان است، یعنی کسانیکه زندگی را برای آنان تبدیل به جهنم کرده اند. شاید گفته ی فیلسوف معروف، ژان پل سارتر، درست باشد که می گوید: "مردم جهنم ما هستند."

#آدمهای_سمی
#لیلیان_گلاس

نود و نه درصد دی ان آی انسان با شمپانزه مشترک و انسان و شمپانزه تنها در یک درصد باهم متفاوت هستند؛ اما به دلیل همان یک درصد، انسان چنان گامی در رده ی تکامل برداشته است که فکر و احساس و شیوه ی زندگی او دیگر با هیچ یک از جانداران قابل قیاس نیست.

#آدمهای_سمی
#لیلیان_گلاس

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

گاه ما بقدری به شنیدن گفته های زهرآگین دیگران نسبت به خودمان عادت می کنیم که دیگر خود ما هم به این گفتگوی ابلهانه درباره ی خودمان ادامه می دهیم و حرفهای ناخوشایندی درباره ی خود می زنیم. من این گفتگوهای ذهنی را که ما برای تنبیه و سرزنش خود بکار می بریم "خوراک سمی ذهن" می نامم. هرچه بیشتر از عبارت های ناخوشایند در توصیف خودتان استفاده کنید، آنها به مرور جزئی از باورهای ذهنی شما و عاقبت تبدیل به تصویر ذهنی شما از خودتان می شود.

#آدمهای_سمی
#لیلیان_گلاس

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

گاه افراد تعاریف دوستانه ای از شما می کنند، مثل: "شما خیلی جذاب هستید" یا : "من از طرز لباس پوشیدن شما خوشم می آید" اما به دنبال این تعریف می گویند: "اما موهایت خیلی ناجور است؛ باید فکری به حالش بکنی" این طرز تعریف آشکارا دوپهلوست. این افراد با تعریفی خوشایند شروع می کنند و به شما احساس خوبی می دهند و سپس با عبارتی ناخوشایند به شما احساسی نامطبوع منتقل می کنند.
لحن و آهنگ صدای فرد بدون شک یکی از بهترین محک ها برای پی بردن به احساس واقعی او نسبت به شماست و اغلب، آنچه گفته می شود آنقدر مهم نیست که لحن گفتار فرد و اینکه آنرا چگونه به شما منعکس می کند بیانگر صداقت فرد در گفتار محسوب می شود. طعنه و متلک، صدای بلند، یا صدای یکنواخت و بی اعتنا اغلب بیانگر وجود حس خصومت در فرد است.

#آدمهای_سمی
#لیلیان_گلاس

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


شعری از "لنگستون هیوز"
ترجمه از "ملیحه بهارلو"

"دنیای رویایی من"

در رویای من، دنیا جایی است
که هیچ‌کس، دیگری را تحقیر نمی‌کند،
جایی که عشق، زمین را محافظت می‌کند،
و صلح و آرامش، راه‌های‌اش را زیبا می‌کند.

در رویای من، دنیا جایی است که همه
راهِ خوشِ آزادی را می‌شناسند،
و طمع،
روح را دیگر
از این ضعیف‌تر نمی‌کند،
و حرص و زیاده‌خواهی،
روزگارمان را خراب نمی‌کند.

من در رویای خود دنیایی را می‌بینم که در آن
سیاه یا سفید،
-از هر نژادی که باشی-
در نعمت‌های روی زمین، سهیم هستند
و هر انسانی، آزاد است.
بدبختی،
سر به زیر می‌اندازد
و شادی،
همچون مرواریدی،
نیازهای همگان را برمی‌آورد.

چنین است دنیای رویایی من

⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith