پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.14K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه

براهین پنجگانه اکویناسی در قرن 13 میلادی توسط پاپ اعظم سنت توماس اکویناس پایه گذاری شد و در قرن 16 توسط اسپینوزا وپس ازان سایر فلاسفه، مردود شدند، این براهین (نظم وعلیت و صانع وغیره) همگی پیش از اثبات وجود خدا آنرا نفی میکردند،وصغری و کبری و نتیجه شان باهم در تناقض بود.
پس از آن اربابان کلیسا بیش از 40 فقره استدلال در باب اثبات وجود خدا اورده اند، که اغلب به شوخی و مزاح شبیه ترند تا استدلال، جز یک مورد بنام برهان هستی شناسی، که راسل هم تا 20 سالگی انرا پذیرفته بود و متوجه اشکالش نشده بود.
این برهان هم بصورت دیالکتیکی مطرح شده است باینترتیب که
کشیش میگوید من میتوانم خدا را ثابت کنم،
مخاطب می گوید چگونه؟
کشیش- ایا تصوری از موجود ناقص داری؟
مخاطب _بلی
ایاموجود ناقص وجود دارد؟
مخاطب-بلی
کشیش- با امکان تصور موجود ناقص، موجود کامل هم لازم می اید،آیا میتوانی موجودی را تصور کنی که کامل است
مخاطب _ بلی
کشیش_ ایا این موجود نقصی هم دارد؟
مخاطب _خیر ندارد، ولی این موجود خیالی است
کشیش_ ایا اگر خیالی نبود و وجود واقعی داشت، کامل تر نبود؟
مخاطب_ بلی کاملتر میشد
کشیش_پس موجود کاملی که تو توانستی تصورش بکنی، لازم است که وجود داشته باشد تا نتوانی کامل تر ازان را تصورکنی، این همان خداست و تو وجودخدا را اثبات کردی.

اما تخیلات شبه علمی، در باب منشا وجود،وخدایان، باالهام از فرضیه افرینش، نظیر ماتریکس، وحضور و وجود موجودات فضایی و بیگانگان، وفیلمها و مستنداتی مانند ارابه خدایان... بیشتر ارزش هنری دارند تا اعتبارعلمی،

بحث راجع به تئوری تکامل طبیعی یا تئوری افرینش هوشمند،هم اغلب در میان مردم عادی به بحث راجع به وجودیاعدم وجود خدایان کشیده میشود.
چنین بحثی تا زمانیکه مدعیان وجود خدایان تعریفی جامع و مانع از خدایان یا خدای مورد نظر خود ارایه نداده اند بیهوده خواهد بود.
نظیر کتری آسمانی راسل،
احتمال وجود خدا یاخدایان ، هنوز صفر نشده است، بقول ریچارد داوکینز، این احتمال مانند آن است که دریک انبار بزرگ قطعات اسقاطی هواپیما، بادی بوزد و ازهم پیوستن انها یک جت بویینگ اماده پرواز شکل بگیرد.
طرفداران تئوری افرینش میگویند، چگونه ممکن است، چشم اولین عقاب، نتیجه تکامل اعضا وانتخاب طبیعی باشد و طراح هوشمندی نداشته باشد؟
ساختار چشم بحدی پیچیده هست که نتوانیم باورکنیم از بهم پیوستن تصادفی اتمها و مولکولها درست شده باشد، مگر انکه احتمال وزیدن باد و ظاهرشدن بویینگ 747 را احتمالی عقلایی بدانیم.
امایافته های زیست شناسان به دقت جزییات اصول فرگشت داروینی را تایید میکنند.
در کمتر از یک میلیارد سال پیش، و پس از شکل گیری حیات میکروسکپی در دریاها، ابتدا تک سلولیهایی پیداشدند که قادر به تشخیص روز از شب بودند
بعدها در پیکر پرسلولیها سلولی پدید امد که به نور خورشید حساس بود وجانور میتوانست مانند حسگری در تشخیص اینکه اکنون روز است و او در برابر افتاب کشنده قرار دارد یا باید به سایه ای پناه ببرد،بهره ببرد
بعدها از گونه های مشتق ان جانداران، مجهز به سلولهایی شدند که قادر به تشخیص سایه روشنها و خطوط ولبه های اجسام و جانداران دیگر بودند، طبیعتا موفقیت اینها در گریز از مرگ و طعمه شدن بیشتر بود و شانس بقای بیشتری پیدامیکردند، تا اینکه در اثر جهشهای ژنتیکی( موتاسیون) ازتجمع سلولهای حسگر بینایی شبکه های عصبی بینایی پیچیده تری ظاهرشدند، و هرکدام که توانایی بقای بیشتری به جاندار میداد،امکان تکثیر و جهشهای بعدی را فراهم میاورد تا جاییکه به عضوی مستقل تبدیل شد و درسیر تکامل طبیعی به گونه عقاب وغیره رسید
هم اکنون هم میتوانیم انواع چشمهای ابتدایی را ببینیم، مثلا چشم کرم خاکی که فقط یک سلول حسگر روشنایی یاتاریکیست، یا چشم مار که بسیار تار و ضعیف است،وناگزیر به چشم سومش(حسگر مادون قرمز) متکیست، وووو

#میلاد_ملکی

ادامه👇👇

@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

درک علمی بادرک عامی در یک سطح نیستند، درک علمی مستلزم زحمات سالیان درازی از تحقیق و تفحص است، اما درک عامی در پی یک پاسخ کلی به تمام سوالات و پدیده های بیشمار جهان هست، تا زحمت فراگیری دقیق شان رابخود راه ندهد.
چندی پیش در یک نظرسنجی دیدم، 25 در صد مردم امریکا در پاسخ به این سوال که ایا زمین کروی است و بدور خورشید میگردد یا زمین ثابت و مسطح است و خورشید در اسمان حرکت میکند، جواب داده اند، خورشید حرکت میکند زمین ثابت و مسطح است.
این در حالیست که چندسال پیش پاپ هم گالیله را عفو کرد، اما کاردینالها و کشیشها پاپ را عزل کردند، و او اولین پاپی در تاریخ بود که از مقامش عزل شد.
بنابراین ادامه بحث بیهوده است.اما بحث راجع به اثار و عواقب خوی پرستشگری در حیات فردی و اجتماعی و سرگذشت انسان، نتایج پرباری بهمراه خواهد داشت.
همچنین بحث بیرامون چیستی وچرایی اسطوره ها،و حتی مخالفت یاموافقت با انها را بسیار روشنگرانه میدانم.وازنظرات فاخر دوستان گرامی بویژه جناب محمدی و بانو لیلاسود جسته،اضافه میکنم،
میرچا الیاده،پس از جنگ دوم جهانی سفیر فرهنگی رومانی در لندن بوده، وباتوجه به سابقه دیرینه انگلیسیها در توسعه وتقویت نگرشهای وهمی و خیالی وخرافات ومقدسات ملل تحت استعمار خود علی الخصوص هند،که الیاده هم سالیان درازی مامور به تحصیل و تدریس درهند بوده است. کاملا مشکوک است.
بنظر میرسدالیاده هم مانند هندوها ومردم عادی تحت تاثیر سحروافسون داستانهای اساطیری وافسانه های خدایان اسمانی،قرارگرفته وفراموش کرده که همگی زاییده اوهام وافکاروهم الود وپریشان انسان وحشی ونوعی هذیان و سرسام اجتماعی بی پایان اوست.
وعاقبت به این نتیجه رسیده است،که انسان های نخستین،ازطریق کشف وشهود باطنی،حقایق کیهانی رابهتر ازبزرگان علم واندیشه عصرجدیددرک میکرده اند.

#میلاد_ملکی

ادامه👇👇
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

مانند ان است که بگوییم،پزشک میتواند ازطریق گوش دادن به سرسام وهذیان گوییهای بیمار مشرف به حقایق بیماری بیشترپی ببرد تا تکیه براصول علمی تشخیص بیماری
چون بیمار ازطریق کشف وشهود باطنی به اصل ومنشا بیماری خود متصل است،اما پزشک به شیوه عقلانی سعی در درک بیماری دارد.
البته شکست الیاده در تبیین علمی ماهیت اساطیر وادیان، از ارزش زحمات ونظرات او نمی کاهد،ومیتواند در اینده راهگشای محققان موفق دیگری باشد.همچنین پیشنهاد او مبنی بر بررسی اموزه ها وعبادات تمامی ادیان وگزینش بهترین نمونه ها واستخراج یک دین برتر،هماهنگی جالبی با اهداف کارخانه های عظیم تولیدعقاید و مذاهب لندن دارد،زیرا بعید است که اونمیدانسته تشخیص تعلیمات عبادی بهتر ازبدتر بعهده عقل است یاکشف وشهود باطنی و دل،اگربعهده عقل است که باید مانندبقیه دانشمندان بدنبال رهیافتی دانشیک می رفت،واگر بعهده دل وشهود باطنی است،سردمداران وپیروان هریک از ادیان ومذاهب مدعی شهود باطنی هستند،وهیچیک از ایینهاوعبادات خود رابدتر ازسایرین تشخیص نمیدهند بلکه دربرتری به یگانگی وبی همتایی عبادات خودیقین دارند.
اما در هرحال اساطیر علیرغم خیالی ودروغین وغیرواقعی بودنشان، بیش از واقعیتها برسرنوشت انسان حاکمیت و اثر گذاشته اند، واز حیت هرمنوتیکی به حقیقتی انکارناپذیر مبدل گشته اند،
جذابیت وافسونگری وسحروجادوی نهفته در اساطیر و افسانه ها، به گونه ایست که از دوران انسان نخستین،هنوز هم در استانه عصرتسخیرفضا، سایه سنگین خود را بر تمام نهادهای اجتماعی بشر حفظ کرده است،وسرسختانه در برابر عقلانیت و علم مقاومت میکند،هنوز حتی در توسعه یافته ترین اقوام و ملل جهان،مفاهیم کلیدی حوزه اخلاق را در سیطره خود نگهداشته است،واجازه رشد به عقل وعلم دربرخی از دانشها مانند علم ژنتیک رانمیدهد.
بعقیده من جادوی نهفته درافسانه هاو اساطیر،نه فقط در عقده ها وحرمانهای روانی ناشی از محدودشدن آزادیهای بنیادین انسانی ازبدو پیدایش حیات اجتماعی، بلکه در سادگی و قابل فهم بودن انها برای عوام وانسانهای وحشی ونیمه وحشی بوده وهست.وبه همین دلیل توسط سلاطین واربابان غارتگرومبلغین ومسیونرهای انهابمنظور توسعه بهره کشی توسعه داده شده اند.
داستان معلمی که در روستایی مشغول تدریس املای مار،بر روی تخته سیاه بوده، وکدخدای ده برروی تخته سیاه ماری را نقاشی میکند وازمردم میخواهد قضاوت کنند،که ادعای معلم درست است یا او، وسپس معلم رابه باد تهمت واستهزا گرفته از ده بیرونش میکنند، بخوبی عظمت هرمنوتیکی جهل اساطیری را در مقابله باعلم نشان میدهد،انسان عامی توضیح اساطیری را سریعتراز تبیین علمی می پذیرد وتسلیم می شود،همچنین اساطیر وافسانه ها براحتی انسان را وادار به تسلیم وپذیرش بردگی خود و حاکمیت خدایان اسمانی وبدنبال ان خدایان زمینی و نمایندگان انها (طبقات ارباب واشراف)می نماید،ولازمه دوران های برده داری وبهره کشی انسان از انسان بوده است.که هنوز هم ادامه دارد.
کوشش انسان اندیشمند برای رهایی از بردگی و اسارت جسمی وفکری، در دوره هلنی(یونان باستان) موجب رشدانفجاری عقلانیت و دانش وآزادگی گردید که باحمله رومیان به سرکردگی مردان خدای کلیسای رم متوقف شد وباردیگر در نیمه دوم هزاره دوم (5 قرن پیش)موجد رنسانس اروپایی وکمرنگ شدن اثر جادویی افسانه ها واساطیر و رشدوبالندگی عقلانیت و علم گردید،اماهنوز هم خطر حمله و بازگشت هژمونی اساطیری وقرون وسطای جدید وبردگی نوین بدست طبقات حاکم وفرادست واربابان و اشراف عصر جدید، بخصوص بادمیدن بر اتش زیرخاکستر ادیان سامی در منطقه خاورمیانه تاشرق دور، جدی است.

باپوزش مجدداز دوستان بدلیل تصدیع اوقات گرامی و تکرار مکررات

#میلاد_ملکی








@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#غلط_ننویسیم

🔴تراوشات

#تراوشات: واژه‌ی تراوش فارسی است و جمع بستن آن با «ات» عربی خلاف قاعده است. به جای آن باید گفت: تراوشها.

#ت


منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

#میانسالی سن عجیبی است!
مثل نشستن بالای سرسره می ماند.
از پله های آن بالا میروی و برای یک لحظه درآن بالا می نشینی و به سرسره چشم می دوزی. از اینکه پله های پشت سرت را به سلامت بالا آمدی خوشحالی و از شیب تند جلوی رویت کمی نگران؛ در عین حال این سرازیر شدن لذتی دارد که می خواهی انجام دهی. اصلا برای همین به سختی پله ها را بالا آمدی. زندگی همین است. کمی سختی بعد ثبات و بعد هم سرازیری عمر،به سرعت و بدون وقفه.
انگار این روز ها، ساعتها یک حجم خالی اند،چگالی ندارند و تند تند می شود از میانشان عبور کرد و گذشت.
بچه که بودیم روزها کشدار بودند. انگار روز تمام نمی شد، ولی حالا؛ تازه موقع خواب یادت می آید که قرار بود ملافه ها را اتو کنی ،دگمه سرآستین پسرت را بدوزی و....
روزت به سرعت می گذرت و تو کم مانده که از گذرش جا بمانی!
با این همه،سن خوبی است.
درست است نیرو و سرعت عمل گذشته را نداری،حافظه ات کمتر شده وگاهی درد کمر و انگشتها اذیتت می کند ولی در عوض تجربه ات بیشتر شده و همینطور خودآگاهی ات.
دیگر خودت را بهتر می شناسی،بهتر تصمیم می گیری و البته کمی هم خسیس تر شده ای.
البته نه به معنای مادی آن!
دیگر در هدر دادن وقتت خساست به خرج می دهی، چون می دانی در خوشبینانه ترین حالت، باز هم وقت کمی در اختیار داری.در بد اخلاقی یا عصبانیت هم خساست به خرج می دهی چون می دانی که از توان باقیمانده ات کم می کند واز درون تحلیلت می دهد.
می دانی؟ از این پس روزها حتی سریع تر خواهد گذشت. فرصت نگاه ها کم است.
نگاه مهربان به همسر،به فرزندانمان.
گرفتن دستان مهربان همدیگر،
لمس خوشبختی که شاید گاهی اوقات فراموشمان می شود چقدر خوشبختیم.
خوشبختیم که کنار همیم.
هر روز دیده در دیده هم می گشاییم و به فرزندانمان بوسه مهر می زنیم.
بله،همین چیزهای هرروزه خوشبختیمان است.
برای همه مان امیدوارم که در پایین سرسره زندگی خوشبخت باشیم
بعد تر ها
وقتی موهای جو گندمی ات را از پیشانی ات کنار میزنی
و قرص های رنگارنگت را به ضرب آب پایین میدهی
وقتی با کسی که عادت کرده ای به بودنش کنار شومینه ی رنگ و رو رفته ی خانه مینشینی و به جای دوستت دارم، از پادردت شکایت میکنی...
وقتی برای بار هزارم سریالی را تماشا میکنی
وقتی دیگر برایت فرقی نمیکند موهایت سپید باشند یا بلوند! نسکافه ای باشد یا هر رنگ دیگری!
وقتی پسر بزرگترت روز مادر برایت صندلی نماز می آورد
متوجه خواهی شد
که زندگی آنقدر ها ارزش نداشت
که برای به دست آوردن کسی که دوستش داشتی نجنگی!
که برای آرزو هایت تلاش نکنی!
به زودی وارد روزمرگی هایت خواهی شد
به زودی وارد روزی میشوی که آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی جهیزیه ات رو به روی پنجره ی خانه نشسته ای و چای مینوشی و همسرت طبق معمول مشغول غر و لند هایش ست!
به زودی متوجه خواهی شد
که چه کلاه بزرگی سرت گذاشت این زندگی!
که هرروزت را به بهانه ی روز بهتر از تو ربود
و تو چه ساده لوح بودی که حرفش را باور کردی!
زندگی تو همین امروز است
همین ساعت
کاری که دوست داری انجام بده!
"دوستت دارم" را به هرکس که لازم است بگو
هر از گاهی را با دوستانت بگذران،فارق از هر فکر
سفر کن...!
بعد تر ها متوجه خواهی شد
اما...
زندگی ات را،
همین امروز زندگی کن!!!

#میراحمد_پور_اسدالله

@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#من_یک_مانکن_هستم

اگر مانکن باشی ؛ اینجا کمی ، نه بیشتر از کمی ، باید نگران و مراقب باشی ؛ نگران اینکه مبادا نوع پوششت، راه رفتنت، حرف زدنت ، موجب ناراحتی جامعه شود و یا شاید هم باعث جلب توجه و نگاه دیگران ‌ . مانکن که باشی ؛ باید خیلی چیزها را رعایت کنی و اساسا بر خود حرام بدانی ؛ مثل دویدن ؛ خوانندگی ؛ دوچرخه سواری ،منتظر ماندن در خیابان و...
مانکن که باشی ؛ برای تصویر دنیای مجازت، باید توضیح موجهی داشته باشی ؛ اصلن چه الزامی به عکس پروفایل است ؛ بهتر که به جای آن گل ، پروانه ، شمع و یا حتا تصویر پدرت را قرار دهی . هرچقدر دیده نشوی ؛ بهتر. دوستی از مانکن های مغازه اش می گفت . اینکه چقدر در تیررس نگاه و کنترل هستند؛ و حتا در بسیاری موارد از ویترین پایین کشیده و جریمه می شوند . من برای مانکن ها نگرانم. وقتی پوشش ، مدل ، و نوع ایستادن یا نشستنشان تحت کنترل نگاههایی است که خود را جنس برتر می دانند و نه تنها برای من تصمیم می گیرند و تکلیف معین می کنند بلکه برای همه مانکن ها ، خط و نشان می کشند . من مانکن نیستم؛ اما دلنگران فضای ملتهبی هستم که مانکن ها دارند ؛ دلنگرانم؛ حتا نگاه معصومانه و بی ریای مانکن ها ؛ قلب سنگی آنها را آب نمی کند و گاه درصدد قطع سر مانکن ها بر می آیند و گاه با شلاق جریمه ، پرده سیاه بر زیبایی های آن می کشند . اینجا مانکن بودن گناهی است بس بزرگ .؛ در حالیکه می توانی نافرم ، ناموزون باشی و بر همه مانکن ها ، فخر بفروشی . اینجا مانکن بودن ، خود جرمی است نابخشودنی.

#افسانه_اسلامی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

✍ آیا دچار #سندروم_باکستر شده اید؟

«تایتانیک» را به خاطر دارید یا نه؟
در صحنه ای از این فیلم در حالی که کشتی تایتانیک در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمه جدی شده بود،
گروهی نوازنده در عرشه کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!
آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می کردند و دقت میکردند که کیفیت کارشان تحت تاثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد!
اما در یک کشتیِ در حالِ غرق شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این سو و آن سو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!

مثالی دیگر؛ کتاب «قلعه حیوانات» را خوانده اید یا نه.
ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست.
حیوانات دست به دستِ هم میشوند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون میکنند و خود مدیریت مزرعه را به دست میگیرند.
اولین کار آنها پس از پیروزی انقلابشان تنظیم عهد نامه ایست که طبق آن همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچکس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند
اما چیزی نمیگذرد که خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام آرام عهدنامه را تغییر میدهد و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه ای وضع میکند در این میان، اسبی در این مزرعه زندگی میکند به نام «باکستر» که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه ی حیوانات است. اسب سمبل ونماد نجابت است.

حیوانات از او میخواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما «باکستر» سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه ای ندارد.
شعار او این است: «من کار میکنم!» و احساس می کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد!
گرچه «باکستر» میتوانست از اتفاق وحشتناکی که در«قلعه ی حیوانات» رخ میداد جلوگیری کند
چنان با وجدان و شرافتمندانه سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از«تغییرات» باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت!
یکی از افسون های جامعه سرمایه داری «تخصصی شدن» است.
هرکس چنان سرش به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می کند کل این زندگی/سازمان/کشور به کدام سو حرکت می کند!
باهوش ترین و سختکوش ترین آدمها گرفتار «سندروم باکستر» می شوند و جهت گیری راهبردی و کلان را از یاد میبرند. «باکتسر جماعت ها» آدم های خوب و باشرافتی هستند اما بر اولویت نادرستی متمرکز هستند.



🔎⭕️ نگاه راهبردی:
در ادامه نمونه هایی از سندروم باکستر را تقدیم می کنم:

☑️ زندگی شخصی: شما هر چقدر زیبا ویولن بنوازید، اگر خانواده تان در حال از هم پاشیدن است، در یک خانواده در حال از هم پاشیدن، ویولن نواختن در اولویت قرار ندارد. (تایتانیک را به خاطر بیاورید)

☑️ راهبری سازمانی: سازمان شما در تولید محصول فعلی مثلا چرتکه توانمند است، در این بازار رو به افول و کاهش، مدیریت کیفیت و دریافت ایزو در اولویت قرار ندارد. بلکه اولویت نوآوری و ارایه محصولاتی متفاوت است برای ادامه حیات.

☑️ کشورداری: در کشوری که از بیکاری و بیکارگی رنج می برد، تلاش شرافتمندانه و تمرکز صِرف روی صنایع سرمایه بر اشتباه است. شما می توانید پیشروترین کشور دنیا در صنایع های تک و سنگین باشید اما مردمان شما از فرط بیکاری به دام بیکارگی و اعتیاد افتاده باشند.

#مجتبی_لشکربلوکی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#غلط_ننویسیم

🔴تسلیت باد

#تسلیت_باد: تسلیت به معنای «دلخوشی» است و به کسی تسلیت گفتن بعنی «به کسی جمله‌های دلخوش کننده گفتن» و کسی را تسلیت دادن یعنی «کسی را دلداری دادن». حال اگر به کسی بگوییم: «درگذشت فلان بر شما تسلیت باد» مثل این است که به او گفته باشیم: «درگذشت فلان بر شما دلخوشی باد»!
اخیراً رسم شده است که به جای این جمله: «درگذشت فلان کس را به ملت ایران تسلیت می‌گوییم» غالباً در روزنامه‌ها یا روی پارچه‌های شعار در معابر می‌نویسند: «درگذشت فلان کس بر ملّت ایران تسلیت باد». این جمله غلط است و معنایی متضاد با آنچه اراده کرده‌اند در بر دارد.

#ت


منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#پاپ_منکر_جهنم_شد!

رهبر کاتولیک‌های جهان اعلام کرد: کلیسا دیگر به جهنمی که انسانها در آن زجر بکشند اعتقادی ندارد!
به گزارش assessor press، پاپ فرانسیس- در خطبه‌ای که در آن تعجب همگان را برانگیخت . اعلام کرد: کلیسای کاتولیک دیگر به جهنم معتقد نیست، زیرا این موضوع با عشق خداوندی تعارض دارد و آدم و حوا.و طوفان نوح.و یا طبقات هفتگانه اسمان و .... که در انجیل قران تورات وبسیاری از کتب مقدس ادیان دیگر امده داستانی بیش نیستند که علم امروزه بشر و تمام دانشمندان بزرگ دنیا با هزاران دلایل صددرصد علمی آنها را قاطعانه مردود و دروغ میدانند
پاپ در آخرین خطاب خود تاکید کرد: ما با تفکر و دعا فهم جدیدی از برخی عقاید به دست آوردیم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این موضوع، عشق الهی را زیر سؤال می‌برد. همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است.
وی در ادامه تصریح کرد: خداوند قصد محکومیت کسی را ندارد، علاوه بر آن داستان آدم وحوا تنها یک اسطوره است و جهنم تنها کنایه‌ای از روح تنها است.
پاپ فرانسوا با بیان اینکه تمام ادیان در ذهن افراد صحت دارند زیرا از قلب تمام افرادی سرچشمه گرفته‌اند که به وجود خداوند ایمان دارند، تصریح کرد: کلیسا و روحانیون ادیان دیگر در گذشته در مورد اکثر مسایل با علوم و کشفیات جدید علمی شدیدا دشمنی و مخالفت میورزیدند .ولی امروزه در کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای پیشرفته هر جوان دبیرستانی و دانشگاهی میداند که ادم و حوا افسانه ایی بیش نیست که علم زیستشناسی انرا مردود میداند و یا داستان نوح که علم زمین شناسی و نجوم که چگونگی پیدایش زمین و همه کاینات را تا چهارده میلیارد سال پیش (بیگ بنگ)بطور کامل کشف کرده اند داستانی کودکانه تلقی میکنند .ما و روحانیون دیگر ادیان هنوز هم میتوانیم درصد زیادی از مردم جهان را در جهل و خرافات معتقد و متدین نگهداریم اما امروز به نقش خود به عنوان قاضی پایان داده و آغوش خود را به روی تمام علوم میگشایم.
وی در ادامه تاکید کرد: وقت آن رسیده است که تعصب را کنار بگذاریم و اعلام کنیم که حقیقت دین قابلیت تغییر و پیشرفت دارد، به طوری که حتی بی‌دینان و کافران نیز با دیدن محبت الهی؛ وجود خداوند را به رسمیت بشناسند.
پاپ فرانسیس با اشاره به این که انجیل کتاب مقدس مسیحیان است؛ بیان کرد: با وجود آن‌که انجیل کتاب زیبایی است، اما در آن کلماو ت و عباراتی وجود دارد که همگان را به تعصب و محاکمه دعوت می‌کند، در حالی که زمان آن رسیده است تا این بخش‌ها مورد بازبینی قرار گیرند!وی در ادامه اظهار امیدواری کرد در آینده یک زن به مقام پاپی برسد.
منبع times


@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#معرفی_کتاب
▫️درباره #افسانه‌های_آذربایجان کتابی به روایت صمد بهرنگی و بهروز دهقانی،
شامل افسانه‌های خطه آذربایجان است که عیناً به فارسی ترجمه شده و در بیشتر این افسانه‌ها فرد دولتمند و ثروتمند چهره‌ای پلید و قهرمان تهیدست و یک لا قبا چهره‌ای پاک و اسطوره‌ای دارد.

صمد بهرنگی به جز نگارش داستان در زمینه زنده کردن ادبیات آذربایجان نیز تلاش زیادی کرده است.
کتابی با یک عالمه داستان و افسانه قدیمی پر از دیو و جادو و پری و ماجراهای عجیب و غریب… داستان های ادی و بودی ، گرگ و گوسفند ، قصه آه ،موش گرسنه و..
در بعضی از آنها کاراکتر داستان با مبارزه و جنگ علیه موجودات عجیب و غریب به عشق خودشان می رسند.

🔹نمونه کوتاهی از #افسانه های آذربایجان

افسانه آلتین توپ :
قزیل آلما با نامهای آلتون آلما، آلتون اِلما، آلتین توپ (توپ طلایی) نیز در فرهنگ مردم ترک دیده می‌شود. حتی در بعضی از خانواده‌ها نام فرزندان قیزیل آلما یا آلتون توپ گذارده می‌شود. در داستان فولکلوریک «آلتین توپ» سرزمین موعود با سیب های سرخ ـ که توسط مرحوم صمد بهرنگی جمع‌آوری شده ـ نام قهرمان داستان «آلتون توپ» است.

بر اساس این داستان قهرمان «ناغیل»( حکایه) یعنی «آلتین توپ» (توپ طلایی = سیب طلایی) بعد از ماجراهایی وارد کاخ پادشاه گردیده و در حالیکه دو سیب در جیب داشته می‌بیند «در یک اتاق دختر کوچک پادشاه خوابیده … آلتین توپ یکی از سیب‌ها را روی سینه دختر کوچک گذاشت و روی تکه کاغذی نوشت اگر قسمتم بودی خودم می‌گیرمت. به اتاق دیگر رفت که اتاق دختر بزرگ پادشاه بود در آنجا نیز سیب دیگر را روی سینه دختر بزرگ گذاشت و روی تکه کاغذ ینوشت : اگر قسمت بود تو را برای دایی‌ام می‌گیرم. سرانجام آلتین توپ به نزد او [(شاه)] آمد و همه وقایع را روشن کرد. شاه دختر کوچک خود را به آلتین تــوپ و دختــر بزرگ را به دایی او داد و تاج و تخت را نیز به آلتین توپ سپرد.

#صمدبهرنگی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

واضع #برهان_هستی_شناسی، یکی از نامدارترین قدیسان مسیحی، بنام قدیس #انسلم اسقف کانتربری در انگلستان است، وی مقارن 11 میلادی تقریبا معاصر شیخ شهاب سهروردی است،که از قدیس سنت اگوستینیوس تاثیرپذیرفته است،او با تکیه بر مفهوم امر نسبی، امر مطلق راهم جزء بدیهیات اولی بشمارمی اورد که نیاز به اثبات ندارند، چرا که ذهن خلاف انرا نمی پذیرد، مانند اجتماع نقیضین،درحالی که جمع ضدین محال عقلی وازبدیهیات اولی است، وبه صرف تصور امر محال، ممکن نمیگردد، برای مثال باتصور رطوبت خشک، یا گرمای وحشتناگی که بشدت سرد است، یا تاریکی مطلقی که نورانیست، محقق نمیگردند،ومصداق خارجی هم پیدانمیکنند.
بااینحال چون در زمان وی قاطبه فلاسفه،شدیدا درگیر تعیین ارجحیت حجيت عقل یا ایمان بودند،او با ارجح دانستن حجیت ایمان می کوشد اموزه های غیرعقلانی کتاب مقدس را باعقل سازش دهد، بااینحال اشکارابیان میکند اگر در موضوعی بین عقل و کلام خدا منافاتی باشد، ایمان مقدم است، و پس از ایمان اوردن به اموزه های مسیحیت میتوان در چهارچوب ایمان عقل را حجت دانست.
ایرادات زیادی بر برهان وجودی وی گرفته اند،
مثلا اینکه او از تصور موجود متعال به تصدیق آن حکم میکند و چنین حکمی روانیست، چون هرتصوری لزوما قابل تصدیق نیست،
وگرنه باید به محض تصور شترگاو پلنگ، مصداق خارجی آن هم ثابت شود.یا بمحض تصور گرگینه و زامبی ومردگان آدمخوار و اژدها و دیو و جن و پری و هر موجود خیالی دیگر، وجود خارجی انها هم اثبات شود.
در مفهوم امر ناقص وامرکامل هم همینطور است،
مثلا دریای ناقص لزوم وجود دریای کامل را محقق سازد،یا از تصور دریای بیکرانه، وجود ان نیز تصدیق گردد،
علاوه بر آن عده ای ازجمله داوکینز، می گویند، از کجا معلوم که وجود از مراتب کمال است، که بر میگردد به دعوای اصالت وجود یا اصالت ماهیت،
اشکال دیگر برهان انسلم این است که وی باتصور وجود نسبی، به تصدیق وجود مطلق میرسد، وبلافاصله آن را با مفهوم خدا عوض میکند، در حالیکه ایندو یک مفهوم نیستند، ضمن آنکه باید به این سوال هم پاسخ بدهد، که آیا از تصور عدم نسبی، عدم مطلق هم تصدیق می شود؟ ومصداق خارجی نیستی مطلق چیست؟ واساسا باتصورو تصدیق عدم، وجود آن نیز اثبات میگردد؟؟؟
بااینحال کانت و اسپینوزا از برهان انسلم دفاع کرده اند، وهنوز هم در غرب این برهان داغ ترین برهان خداشناسی است.

#میلاد_ملکی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#غلط_ننویسیم

🔴تشت

#تشت/طشت: تشت واژه‌ی فارسی است و طبعاً املای آن باید به همین صورت باشد، اما در متون قدیم غالباً به صورت معرّب آن «طشت» آمده است. البته هر دو صورت صحیح است، ولی بهتر است که به صورت تشت نوشته شود.

#ت


منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#یاد_مفاخر
#نجف_دریابندری

دوستان نزدیکم شنیده‌اند من که به بیشتر رابطه‌ها مشکوکم، و آدم‌های رابطه به نظرم آدم‌های غمگینی هستند که وقتی رابطه از مرحله کشف و تازگی به مرحله ثبت و کهنگی رسید دیگر با هم و در کنار هم شاد نمی‌شوند.
تنها رابطه‌ی خوب و موفقی را که همیشه مثال زده‌ام، زندگی خصوصی نجف دریابندری و فهیمه راستکار بوده است.
در این قضاوت شخصی،چرا نام آیدا و شاملوی همیشه‌مثال‌زدنی را مثال نمی‌آورم؟
آیدای شاملو و آن همه شور و امیدی که در دل بامداد شاعر، بامداد خسته زنده کرد، نقشش در زندگی نقش دوم است. بار اصلی روی دوش شاملو است و آیدا به عنوان نقش دوم گاهی بسیار زیبا و امیدبخش،زندگی‌بخش و حتی رهایی‌بخش در صحنه می‌آید،دیالوگی می‌گوید،منبع الهام شعری می‌شود و بعد می‌رود.
آیدا روی زبان شاملو آیدا است و سرکیسیان نام دوم آیدا به گوش کمتر کسی آشناست.
آیدا آیدای شاملو است نه آیدا سرکیسیان.
شیوه‌ی رابطه‌ی احمد شاملو با آیدا، عاشق و معشوق، با عشقی اسطوره‌ای، که عاشق که دست بر قضا شاعر بود به پشتوانه‌ی عشق اسطوره‌ای معشوقش را نیز اسطوره و عاشقیت‌شان را در کلمات شعرش ابدی ساخت، شیوه‌ای حسدانگیز است.
شیوه‌ی رابطه‌ی نجف دریابندری و فهیمه راستکار حسرت‌انگیز بود.
فهیمه نفش مکمل در فیلمی است که خود دیالوگ‌های خود، نقش خود و قصه‌ی خود را دارد که بدون نقش اول هم کارش را می‌کند و می‌تواند داستان را ادامه دهد.
نجف نجف است و فهیمه فهیمه.
فهیمه‌ی دریابندری؟
نه!
فهیمه‌ی راستکار؛ بازیگر و دوبلور.
این‌که سایه‌ی نام نجف روی نام همسرش نبود و همسرش در فن خود نام و اعتباری داشت، و این دو در کنار هم سالیان دور و دراز به آرامش و احترام زندگی کردند، حسرت‌انگیز است.
به نظر من، هر مردی - یا اگر بخواهم خوشبینانه بگویم - بیشتر مردها دنبال آیدای خود می‌گردند. آیدایی که مظهر عشق و زیبایی و منبع الهام و امنیت زندگی باشد.
چنین زنی را یافتن و دوست داشتن نقطه‌ی عطف زندگی مردان است. اما مردان از کنار زنی جسور و پرقدرت که گرد صحنه خورده باشد و گرد و خاکش در زندگی روزمره و ادبیات روزانه‌اش کم نباشد، به راحتی می‌گذرند.
مردان داستانی را برمی‌گزینند که آرتیست اول باشند و در تیتراژ زندگی‌شان بنویسد: با حضور فلانی. تا در طول فیلم داستان‌های عاشقانه بسیار از سر بگذارنند تا در یک‌چهارم پایانی فیلم دل به معشوقی اسطوره‌ای ببازند.
مگر نه که با شعرهای عاشقانه‌ی شاملو زیستیم و معشوقان خود را در شعرهای آیدا جست‌وجو کردیم؟ معشوق ما نیز قرار بود ما را بی‌سببی نباشد، چنان که آیدا شاملو را.
آدم به آیدای شاملو حسودی‌اش می‌شود که خستگی بامداد خسته را از کلمات و روزهاش می‌گیرد. اما حسرت مفهوم دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن نجف و فهیمه بر دل آدم می‌ماند. حسرتی شبیه خواندن حکایت فرهاد و شیرین، که شیرین پادشاهی خودش را می‌کند و فرهاد تا آخر روایت نظامی، هیچ خدایی را بنده نمی‌شود.

. یک روایت شخصی از یک زندگی حسد انگیز و یک زندگی حسرت‌انگیز-
به قلم: #پوریا_عالمی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


از تو
فقط اسمت را می شناسم
از وقتی
بند به بند شدم
از زندان مادرم
به زندان دنیا
و
تو آیا
از من
چیزی
جز افسانه
خواهی دانست؟
تو را
کجا دربند کرده اند
#آزادی!

#افسانه_اسلامی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
وانگه همه بت‌ها را در پیش تو بگدازم
صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم
چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم
تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری؟
یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم
جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو
چون بوی تو دارد جان، جان را هله بنوازم
هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم
در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل
یا خانه در آ جانا یا خانه بپردازم!

#مولانا



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

چیزی که درباره ی فضای مجازی خیلی شک دهنده بود ، این نبود که پیش از این یک "واقعیت واقعی " وجود داشت و حالا فقط یک واقعیت مجازی وجود دارد ، بلکه توسط تجربه ی مجازی آگاه شده ایم که چگونه هیچگاه واقعیت واقعی وجود نداشته است .واقعیت همیشه مجازی بوده است ،ما فقط از آن بی خبر بودیم .
من فکر میکنم چیزی که درباره ی #سکس_مجازی بسیار وحشتناک است این نیست که خدای من ، ما قبلاً یک پارتنر واقعی داشتیم که لمسش میکردیم ، در آغوشش میگرفتیمش ، فشارش میدادیم و حالا شما تنها در مقابل صفحه ی نمایش خود ارضایی میکنید و یا حتی خودارضایی نمیکنید ،شما فقط از اینکه بدانید شاید دیگری هم از طریق صفحه یا هرچیز دیگر لذت می برد ، لذت می برید .بلکه نکته اینجاست که ما آگاه شده ایم که چگونه هیچ وقت سکس واقعی وجود نداشته است .فقط این نیست که خودارضایی ، داشتن رابطه جنسی با یک پارتنر تخیل شده است . چه اتفاقی می افتد اگر سکس واقعی فقط خودارضایی با یک پارتنر واقعی باشد ؟باید گفت شما فکر میکنید در حال انجام دادن آن (سکس واقعی ) با یک پارتنر واقعی هستید اما در اصل شما از او به عنوان یک دستگاه خود ارضایــانه استفاده میکنید ، پارتنر واقعی فقط به شما حداقلی از ماتریال را میدهد تا شما بتوانید فانتزی ها را اجرا کنید . به زبانی دیگر ، در سکس همیشه حداقل سه نفر وجود دارد. فقط شما و پارتنرتان نیستید ، شما باید یک فانتزی داشته باشید تا آن را پشتیبانی کند . وقتی که فانتزی از هم بپاشد ، پارتنر منزجر کننده می گردد .
"هیستری و سایبراسپیس" – مصاحبه #اسلاوی_ژیژک



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#غلط_ننویسیم

🔴تصفیه حساب

#تصفیه_حساب: تصفیه در عربی به معنای «پاک کردن و پالوده کردن» است و تصفیه‌ی حساب در موردی به کار می‌رود که حساب پرداخته و پاک شده باشد و دیگر کسی طلبکار نباشد. ولی تسویه یعنی «مساوی کردن، یکسان کردن، همسطح کردن (مثلا زمین ناهموار را)» و تسویه‌ی حساب به معنای «ایجاد تعادل و موازنه در حساب» است. این ترکیب با تصفیه‌ی حساب مرادف نیست.

#ت


منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#عین_القضات،اندیشمندوعارف قرن پنجم وششم ه درسن سی وسه سالگی به شهادت رسید.درجامعه ای که قدرتمندان آن بااندیشه های گزنده وانسان ستیزوآواهای گوش خراش وآزارنده عادت دارندوجزآنها،حاضربه پذیرش اندیشه وشنیدن آوای دیگری نیستند،طبیعی است که شخصیتهایی چون عین القضات اصولا حق حیات ندارند.بسیاری اوراشهیدحق،شهیدراه عشق،شهیداندیشه ،شهیدعرفان وشهیدراه آزادی نامیده اند.
ابوالقاسم درگزینی وقتی به افرادقشری وتنگ نظردستوردادکه مجلسی بیارایندوعین القضات راموجودی تلقی کنندکه تیشه به ریشه باورهاومقدسات مردم می زند،اگرچنان افرادی حاضربه انجام دستوروی نمی شدند،کاراوبه همان سادگی پیش نمی رفت.درگستره های نادانی ،تعصب وتنگ نظری،می توان به سادگی کسانی رایافت که قومی رابرمی آشوبندوبه سادگی زندگی های انبوهی رابربادمی دهند.
جامعه ایران آنروز،جامعه ای نبوده که به مذاکره،توافق واحترام به حقوق حقه انسانی گرایشی داشته باشد.درآن بافتهای خشن وپرازدسیسه حق باکسی بوده که قدرت،نیروی انسانی واسلحه دراختیارداشته است.شخصیتی مانندعین القضات که کارش اندیشیدن،بحث کردن ونوشتن بوده چگونه می توانسته درچنان فضایی واردمبارزه ای پیروزمندانه شود.درست است که آغازهرحرکت،بخشی ازمبارزه است.چه آن حرکت درزمان محاسبه شده،به پیروزی بینجامدوچه نینجامد.چنین است که برخی مبارزات،تاریخی یک دوره زمانی ده ساله یاصدساله رادرپی دارد.
مبارزه برای عین القضات،چیزی به نام مبارزه درمفهوم امروزی آن نبوده است.نه مبارزه سیاسی ونه مبارزه اجتماعی ،آنچه دربرابراوقرارداشته تداوم وتکامل یک زندگی آرام انسانی همراه باشکوفایی،همدلی،شوروشوق بوده است.عین القضات جوان هفده یاهجده ساله باخیام بالای هفتادساله ملاقاتهایی داشته وازمحضرخیام بهره برده است.
هم اوشخصیت علمی خیام رامی پسندیده وهم خیام ازاین جوان صمیمی وبی قراربرای داشتن جهانی بهتر،خوشش آمده بوده است.دوچهارپاره ازعین القضات:
درعشق اگرنیست شوی هست شوی
درعقل اگرهست شوی پست شوی
وین بوالعجبی ببین که ازباده عشق
هشیارگهی شوی که سرمست شوی
..................................................اندرره عشق،حاصلی بایدونیست
درکوی امید،ساحلی بایدونیست
گفتی که به صبر،کارتونیک شود
باصبر،تودانی که دلی بایدونیست.

#میراحمد_پور_اسدالله
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

#برشی_از_کتاب یک روز زندگی هست. مردی مثلاً در سلامتِ کامل، نه حتّا پیر، بی هیچ سابقه‌ای از بیماری. همه‌چیز همان‌طور است که بود، همان‌طور که خواهد بود. هر روزش را می‌گذراند، سرش به کارِ خودش است و رؤیایش منحصر به همان زندگی‌ست که پیشِ رو دارد. و بعد ناگهان مرگ از راه می‌رسد. آدمی آهِ کوچکی سر می‌دهد، فرو می‌رود توی صندلی‌اش و مرگ ظاهر می‌شود. یک‌بارگیِ آن‌ جایی برای اندیشیدن باقی نمی‌گذارد، به ذهن فرصتی برای یافتنِ کلامی تسلّی‌بخش نمی‌دهد. هیچ‌چیز برای‌مان باقی نمی‌ماند مگر مرگ؛ مگر حقیقتِ تحلیل‌ناپذیرِ میرایی‌مان. مرگِ پس از یک بیماریِ طولانی را می‌توانیم رضا دهیم. حتّا مرگِ تصادفی را می‌توانیم به تقدیر نسبت دهیم. امّا مرگِ آدمی بی هیچ دلیلِ آشکار، مرگِ آدمی صرفاً چون آدم است، چنان به مرزِ نامرئی میانِ زندگی و مرگ نزدیک‌مان می‌کند که دیگر نمی‌فهمیم در کدام سویش هستیم. زندگی بدل می‌شود به مرگ و انگار این مرگ تمامِ مدّت مالکِ این زندگی بوده است. مرگِ بی اخطار. که معنایش این است: توقّفِ زندگی؛ توقّفی که هر آن ممکن است پیش بیاید.

#پل استر
ترجمه : #بابک تبرایی
کتاب : #اختراعِ_انزوا



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

#برشی_از_کتاب

اسم من، سعد سعد است، که معنی‌اش در زبان عربی می‌شود امید امید و در زبان انگلیسی می‌شود غمگین غمگین.

در طول هفته‌ها، گاهی از ساعتی به ساعت بعد، در میان انفجارها، واقعیت وجودی من، به آهستگی، از عربی به سوی انگلیسی می‌لغزد؛ و بسته به اینکه خودم را خوشبین احساس کنم یا بیچاره، یا سعد امیدوار، می‌شوم یا سعد غمگین ...

در مسابقه ی بخت‌آزمایی تولد، یا شماره‌ی خوب را بیرون می‌کشیم یا شماره‌ی بد را.
تولد در آمریکا، یا در اروپا، یا ژاپن، خیلی فرق دارد. یک بار برای همیشه به دنیا می‌آییم، بدون هیچ احتیاجی به تکرار آن. اما فرق می کند که روز را در آفریقا ‌ببینیم یا در خاورمیانه یا ...

#اریک_امانوئل_اشمیت

#اولیس_از_بغداد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️