پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#هنر_تن_کامه یا #اروتیک :

اروتیک واژه ای انگلیسی است و از کلمه اروس، نام الهه عشق در یونان باستان،می آید. در اساطیر یونانی اروس پسر خدای جنگ و افرودیت بانوخدای عشق و زیبایی‌ست و خود او خدای عشق است. اروس به پیکر نوجوانی زیبا و بال دار تصور شده، با اندامی لخت، تاجی از گل سرخ بر سر، دارنده‌ی کمان و ترکش، خسته از زخم تیر و سوخته از آتش عشق، ولی آماده تا هر دم تیر ناپیدای عشق را به ‌سوی خدایان و مردمان رها سازد.
اروتیسم مکتب فکری در هنر وعلوم انسانی است و آن را بیان هنری نزدیکی زن ومرد در خلوت تعریف کرده اند.
هنر تن‌کامه یا هنر اروتیک ، هر گونه اثر هنری است که به منظور برانگیختن شهوت جنسی و یا به قصد توصیف صحنه‌های عشق بازی خلق گردیده ‌است. این قبیل آثار هنری می‌توانند شامل : نقاشی،قلمزنی، نگارگری، مجسمه سازی، عکاسی، موسیقی و حتی نویسندگی باشند.
در میان قدیمی‌ترین نمونه‌های بازمانده از گذشته‌های دور، که دیرینگی و اهمیت مقولات اروتیک را نشان می‌دهند، نقاشی‌های حجاری شده بر دیوارهٔ غارهای مربوط به دوران پالئولیتیک می‌باشند. امّا در عین حال بسیاری از فرهنگ‌ها نمونه‌هایی از هنر اروتیک را خلق نموده‌اند.
از جمله یونانیان باستان، صحنه‌های جنسی زیادی را بر روی سرامیک هایشان نقاشی می‌کردند، طوریکه بسیاری از این صحنه‌ها به عنوان برخی از نخستین موارد ثبت شدهٔ موجود از روابط همجنس گرایانه، بچه بازی و... شهرت یافته‌اند.
افزون بر این موارد، در فرهنگ مشرق زمین نیز، می‌توان سابقه‌ای کهن و طولانی از سنت درج نقاشی‌های اروتیک و وابسته به عشق شهوانی سراغ گرفت. به عنوان نمونه در ژاپن، از جملهٔ این قبیل سنت‌ها می‌توان به پدیدهٔ شونگا اشاره نمود که در قرن سیزدهم میلادی در این کشور پا گرفت و گسترش محبوبیت آن تا اواخر قرن نوزدهم میلادی، یعنی زمانی که فن عکاسی اختراع گردید، ادامه یافت. به همین شکل، هنر اروتیک در چین نیز، در طی دوران دوم دودمان مینگ، به اوج محبوبیت خود رسید. همچنین در هند نیز، اثر معروف کاما سوترا که در واقع کتابچهٔ مخصوصی است که در عصر باستان نقش راهنمای جنسی را ایفا می‌نموده‌است، قابل ذکر می‌باشد. این اثر باستانی هنوز هم در سراسر جهان محبوب است و افراد بسیاری به خواندن آن تمایل دارند.
در اروپا نیز، با شروع عصر رنسانس، استفاده از سنت‌ها و اصطلاحات عاشقانه رواج گرفت، در حالی که این موارد در آغاز بعنوان یک تفریح و سرگرمی نزد آریستوکرات‌ها یا همان اشراف مورد استفاده قرار می‌گرفت. در اوایل قرن شانزدهم، متنی اروتیک ، که مشتمل بر یک آلبوم حکاکی شده بر روی چوب بود، توسط یک طراح به نام گوئیلو رومانو، یک قلم زن به نام مارک آنتونی رایموندی، و یک شاعر به نام پیترو آرتینو، تهیه گردید.
گردآوری : #لیلا_بهزادی_نژاد



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

در میان منابع فارسی، کمتر به هنر اروتیسم پرداخته شده است. دکتر جلال خالقی مطلق در مقاله ای تحت عنوان تن کامه سرایی در ادب فارسی، این موضوع را مورد بررسی قرار داده اند.
از نظر ایشان تن کامه سرایی، آثار الفیه و شلفیه که به توصیف و نمایش عمل جنسی می پردازند، نیست و منظومه ویس و رامین را یکی از پر رنگ ترین جلوه گاه های این هنر در ادب فارسی می داند.
مه ز کوه آمد و ویس از شبستان

بهارى باد مشکین از گلستان

ز بوى ویس رامین گشت بیدار

به بالین دید سروى یاسمین بار

نجست از جاى و اندر بر گرفتش

پس آن دو زلف چون عنبر گرفتش

بهم آمیخته شد مشک و عنبر

دو هفته ماه شد پیوسته با خور
و...........
ایشان اشاره می کنند که بعد از ویس،زنی با این جوش و کوش عشقی نمی بینیم و شیرین در مجموعه شیرین و فرهاد نظامی، در مقایسه با ویس، تنها زنی پرده نشین است.
اروتیسم در شعر شاعران دیگر چنگی به دل نمی زند و با توجه به جامعه مذهبی ایران، بسیاری از اشعار که بن مایه تن کامگی دارند یا ناتمام می مانند و یا آنچنان در لفافه به موضوع می پردازند که ملال آور می شود.
برای نمونه حافظ در این غزل، مطلب را بسیار زیبا شروع کرده است ولی پس از سه بیت از آن گذشته است :

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان

نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

سر فرا گوش من آورد به آواز حزین

گفت ای عاشق دیرینه من خوابت نیست

#لیلا_بهزادی_نژاد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

در اشعار معاصر فارسی، استاد خالقی مطلق، شاهکار هنر اروتیسم را این غزل از بانو سیمین بهبهانی می داند :


شبي همرهت گذر به سوي چمن كنم
ز تن جامه بر كنم ز گل پيرهن كنم

غرور بنفشه را به پاي تو بشكنم
سر زلف خويش را شكن در شكن كنم

به دست ستيز تو سپارم زمام دل
به پاي گريز تو ز گيسو رسن كنم

به قهرم گذاشتي مرا با تو آشتي
به تقديم جان نشد به تسليم تن كنم.

چه مي‌گويم اي خدا! چه غافل ز خود شدم
جواني چه كس كند به پيري كه من كنم

دگر خسته آمدم ز بس رنگ‌ها زدم
كه كافور خويش را چو مشك ختن كنم

به پنجاه منزلي سه منزل نمانده بيش
غريبانه مي‌روم كه آنجا وطن كنم

چه جز آنكه لعنتي كنم بر حقيقتي
در آيينه خلوتي چو با خويشتن كنم

#لیلا_بهزادی_نژاد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

اما فروغ فرخزاد :

عشق از موضوعات مهم و محوری اشعار فروغ فرخزاد است . که در تمام مجموعه اشعار وی مطرح گردیده است. اگرچه در مجموعه های نخستین شعر او، با شور جوانی و هیجانات عاشقانه مواجهه هستیم در آثار متاخر فروغ ، عشقی درونی شده و عمیق را ناظریم .
بررسی شعر فروغ نشان می دهد که از میان گونه های مختلف عشق، عشق جسمانی بسیار پررنگ و دارای بسامد بالاتری است.

در سه مجموعه نخست او، ما با زنی سرشار از هیجانات شدید روبرو می شویم. زنی که با کلام عریان خود، باعث جهشی در مفهوم معشوق ادب فارسی می شود.
نگاه فروغ به عشق در سه دفتر اول شعرش گویی بیان تجارب شخصی اوست که احساس گناه در آن نمود فراوان دارد. اما در دو دفتر آخر، عشق و زنانگی در او به نوعی بلوغ رسیده است که حاصل شناخت او از دنیای پیرامونش می باشد. و حتی تصویری که از معشوق ارائه می دهد دیگر گونه است.

از تنم جامه برون آر بنوش

شهد سوزنده ی لبهایم را

تا به کی در عطشی دردآلود

به سر آرم همه شبهایم را (فرخزاد-اسیر)


در جای دیگر


هرگزم در سر نباشد فکر نام

این منم کاین سان تو را جویم به کام

خلوتی می خواهم آغوش تو

خلوتی می خواهم و لب های جام (فرخزاد ، اسیر )


معشوقی که در شعر فروغ مطرح می شود، دارای بازوانی گرم و توانمند، چشم هایی وحشی و شرر بار و نگاهی آتشین است.

می خواهمش که بفشردم بر خویش

بر خویش بفشرد من شیدا را

بر هستیم بپیچد و پیچد سخت

آن بازوان گرم و توانا را

با آنکه هنر اروتیک ، در سه دفتر نخست شعری فروغ بسیار پررنگ است اما نگاه و شیوه بیان او به تکامل نرسیده است. و در دفاتر بعدی، فروغ، به جنبه های جدیدی از معشوق توجه می کند و ویژگی های تازه ای را از او نمایان می کند و گویی آرام آرام از توصیفات عینی به توصیفات ذهنی گرایش می یابد .

معشوق من

با آن تن برهنه بی شرم

بر ساق های نیرومندش چون مرگ ایستاد(فرخزاد-تولدی دیگر)

#لیلا_بهزادی_نژاد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

#گلستان_سعدی

چند شعر از گلستان سعدی که هم اکنون ضرب المثل شده است.

- تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد

- طرب نوجوان ز پیر مجوی
که دگر ناید آب رفته به جوی

- دوست آن دانم که گیرد دست دوست
در پریشان حالی و در ماندگی

- با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ

- نه چندان بخور کز دهانت برآید
نه چندان که از ضعف جانت بر آید



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#غلط_ننویسیم

🔴تدفین

#تدفین: به معنای «به خاک سپردن» یا «زیر خاک کردن». این کلمه در عربی به کار نرفته و در متون معتبر فارسی نیز نیامده است و ظاهراً از ساخته‌های فارسی‌زبانان در عصر حاضر است. در فارسی فصیح بهتر است از استعمال آن پرهیز شود و به جای آن «دفن» گفته شود.

#ت


منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


مصاحبه ای با #آلبرکامو:

برگردان از فرانسه: #فرشاد_نوروزی

مصاحبه پیش رو در کریسمس سال ۱۹۵۱ در Le Progrès de Lyonمنتشر شده است.

+آیا فکر می کنید ارتباطی منطقی میان دو واژه «#کینه» و «#دروغ» وجود دارد؟

کینه فی نفسه یک دروغ است. به خودی خود قسمی از وجود انسان را خاموش می دارد. کینه منکر آنچیزیست که در پیشگاه هر انسانی فراخور بذل ترحم است. از اینرو اساساً در خصوص وضع چیزها دروغ می گوید. دروغ فریبنده تر است. [آدم ها] گاه بر حسب خودخواهی بی کینه دروغ می بافند. با این وصف فرد کینه توز در [وهله اول] از خودش بیزاری می جوید. لذا رابطه ای منطقی میان این دو وجود دارد هرچند که بیشتر نسبتی زیستی مابین کینه و دروغ حاکم است.

+آیا در دنیای امروز که ملعبه ای از رنجه جهانی است، کینه نقاب دروغ به رخ نمی کشد؟ آیا دروغ یکی از بهترین، و شاید جانکاه ترین و خطرناک ترین سلاح کینه نیست؟

کینه نقاب دیگری نمی تواند به چهره بزند، نمی تواند خود را از این محروم بدارد. شما نمی توانید بی دروغ کینه توزی کنید. برعکس، نمی توان راست گفت و ترحم را جایگزین کینه نکرد. از هر ده روزنامه در جهان نه تای آن کم و بیش دروغ و دونگ سرهم می کنند. آنها به مراتب مختلفی تریبون کینه و نابخردی هستند. هرچه بهتر کینه توزی می کنند، بیشتر دروغ می گویند. رسانه های دنیای امروز با در نظر گرفتن برخی استثنائات، جز این نیستند. حسن تفاهم من با اندک کسانی است که کمتر دروغ می گویند چراکه کینه توزانی سفله هستند.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

پس از بحث و گفتگو پیرامون آفرینش و نیز نظرات دوستان درمورد دلایل اثبات و عدم اثبات خدا و همچنین اسطوره ها و نقش آن ، جناب ملکی لطف کردند و جهت تکمیل و جمع بندی نظرات متن زیر را آماده کردند.



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


بابهره گیری وجمع بندی از نظرات اندیشمندانه دوستان، در زمینه #تئوری_فرگشت و یا #آفرینش_هوشمند، بنظرمیرسد اولا
#فطرت یک لغت عربی است، وحوزه مفهومی گنگی دارد ابتدا باید تعریف دقیقی از ان ارایه شود سپس قابل استناد یااستنتاج گردد،
ظاهرا معادل فارسی آن سرشت و علمی و دقیق ان ازمنظر روانشناختی سائقه یاغریزه،و از منظر ژنتیک، بخشی از ژنوم انسان باشد،یاهرتعریف دیگری که ذهن شنونده را مشوش ننماید
ودر هر حال، باید معلوم کنند، یک کلمه عربی مربوط به هزاران سال پیش و عصر بربریت عرب، در اصل چه مفهومی رو میتونه حمل کنه؟
اگر منظور ایگو یا سائقه است که تعاریف روشنی در روانشناسی ارائه شده، همچنین در زیست شناسی و ژنتیک انسانی، که تمام کدهای ژنتیک انسانی گشوده شده،از کدهای رنگ چشم و مو تا پیچیده ترین ساختارهای سلولهای عصبی ومغز،
وگرنه اصطلاحی بنام فطرت، درهیچیک از رشته های علوم و دانشهای مختلف جایگاهی نداره، و بازتعریفی دانشیک هم از آن ارائه نشده،
هرچند اصطلاحی رایج در بین عوام و عوام فریبان هست، و در بیان های ایدئولوژیک همراه ادعاهای ماورایی مورد استفاده قرارگرفته است،
درحال حاضر دقیق ترین وجزیی ترین تعریف برای ماهیت یاسرشت یافطرت انسان، همان ژنوم انسان است که در طی 12 سال کوشش و همکاری بزرگترین دانشمندان جهان، بطور کامل شناسایی و رمزگشایی شده است.
پیشنهاد من در تعریف فطرت مورد نظر صاحبان آرای اساطیری و آسمانی، این است، " خوی پرستشگری"
کسانی که ادعا میکنند، نوع انسان پرستشگراست، بیراه نرفته اند،هرچند ان را بااین جمله بیان میکنند: خداپرستی جزء لاینفکی از فطرت انسان است".
البته این جمله فریبی را دردل خود پنهان کرده است که اغلب مخاطب را گمراه میکند، چون که بشر بیش از انکه خدایان را بپرستد بتها و ارواح و اشباح واصنام و الهه ها وجنگل و دریا و کوه و خورشیدوستارگان و موش و گاو و سنگ و چوب و قبر و نجاست واندامهای جنسی وغیره را مورد پرستش قرار داده است.ودر منابع تحقیقی مردم شناسی همگی به اثبات رسیده است.
و اما بررسی اینکه این خوی پرستشگری، چه سر منشایی دارد؟ سوالیست که نیاز به کنکاش علمی دقیقی دارد،
عجالتا من گمان میکنم،ماهیت انرا باید در ساختارپیچیده ذهن و فکر انسان از دوران شکل گیری حیات اجتماعی جستچو کرد،
چون قبل از آن، ودر طی میلیونها سال از زمان ظهور گونه هموساپینس ساپینس، و مشتق شدنش از پریماتها، کوچکترین اثری از خوی پرستشگری در رفتار انسان بچشم نمیخورد،بنابراین این خو، بطور قطع از محصولات حیات اجتماعی است، ودر علوم اجتماعی بویژه روانشناسی اجتماعی باید پیگیری شود.
در این حیطه هم به گمان من،خوی پرستشگری را باید در ساختار پیچیده روابط انسانی، بویژه در نظام سلسله مراتبی قدرت، و ماهیت بهره کشی انسان از انسان در سرتاسر ادوار توحش و برده داری جستجو کرد.
بخش فردی خوی پرستشگری راهم باید در حیطه روانشناسی مورد کنکاش قرار داد.
در انواع مالیخولیا و فوبیا و ترسها و طمع ها وحرمانها و عقده ها و امیال غیرغریزی، که در دوره شگل گیری شخصیت فرد را مبتلا می سازد.
در دوران شیرخوارگی و نوزادی، هیچ اثری از این خوی پرستشگری یا باصطلاح فطرت پرستشگری نمیبینیم، یا مانند سایر غرایز اندامهای خاص براورد نیاز پرستشگری را نمیبینیم.
اما از نیاز روانی کودک به آغوش پرمهر مادر و امنیتی که از حضور پدر احساس میکند، میتوانیم انتظار داشته باشیم، که از حرمان ناشی از محرومیت از سینه مادر و آغوش ناب و پرمهرو بی دریغ والدین، در بزرگسالی، عقده ای شدید جامانده باشد که در بزرگسالی و تحت مکانیزمهای دفاع روانی به احساس امنیت درسایه پرستش تصعید یافته باشد.
شاید به همین دلیل هست که در ادوار زن سالاری خدایان همگی اوصاف زنانه داشته اند، و از شروع دوره مردسالاری خدایان در اشکال و اوصاف مردانه ظاهرشده اند.

#میلاد_ملکی

ادامه👇👇👇
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

براهین پنجگانه اکویناسی در قرن 13 میلادی توسط پاپ اعظم سنت توماس اکویناس پایه گذاری شد و در قرن 16 توسط اسپینوزا وپس ازان سایر فلاسفه، مردود شدند، این براهین (نظم وعلیت و صانع وغیره) همگی پیش از اثبات وجود خدا آنرا نفی میکردند،وصغری و کبری و نتیجه شان باهم در تناقض بود.
پس از آن اربابان کلیسا بیش از 40 فقره استدلال در باب اثبات وجود خدا اورده اند، که اغلب به شوخی و مزاح شبیه ترند تا استدلال، جز یک مورد بنام برهان هستی شناسی، که راسل هم تا 20 سالگی انرا پذیرفته بود و متوجه اشکالش نشده بود.
این برهان هم بصورت دیالکتیکی مطرح شده است باینترتیب که
کشیش میگوید من میتوانم خدا را ثابت کنم،
مخاطب می گوید چگونه؟
کشیش- ایا تصوری از موجود ناقص داری؟
مخاطب _بلی
ایاموجود ناقص وجود دارد؟
مخاطب-بلی
کشیش- با امکان تصور موجود ناقص، موجود کامل هم لازم می اید،آیا میتوانی موجودی را تصور کنی که کامل است
مخاطب _ بلی
کشیش_ ایا این موجود نقصی هم دارد؟
مخاطب _خیر ندارد، ولی این موجود خیالی است
کشیش_ ایا اگر خیالی نبود و وجود واقعی داشت، کامل تر نبود؟
مخاطب_ بلی کاملتر میشد
کشیش_پس موجود کاملی که تو توانستی تصورش بکنی، لازم است که وجود داشته باشد تا نتوانی کامل تر ازان را تصورکنی، این همان خداست و تو وجودخدا را اثبات کردی.

اما تخیلات شبه علمی، در باب منشا وجود،وخدایان، باالهام از فرضیه افرینش، نظیر ماتریکس، وحضور و وجود موجودات فضایی و بیگانگان، وفیلمها و مستنداتی مانند ارابه خدایان... بیشتر ارزش هنری دارند تا اعتبارعلمی،

بحث راجع به تئوری تکامل طبیعی یا تئوری افرینش هوشمند،هم اغلب در میان مردم عادی به بحث راجع به وجودیاعدم وجود خدایان کشیده میشود.
چنین بحثی تا زمانیکه مدعیان وجود خدایان تعریفی جامع و مانع از خدایان یا خدای مورد نظر خود ارایه نداده اند بیهوده خواهد بود.
نظیر کتری آسمانی راسل،
احتمال وجود خدا یاخدایان ، هنوز صفر نشده است، بقول ریچارد داوکینز، این احتمال مانند آن است که دریک انبار بزرگ قطعات اسقاطی هواپیما، بادی بوزد و ازهم پیوستن انها یک جت بویینگ اماده پرواز شکل بگیرد.
طرفداران تئوری افرینش میگویند، چگونه ممکن است، چشم اولین عقاب، نتیجه تکامل اعضا وانتخاب طبیعی باشد و طراح هوشمندی نداشته باشد؟
ساختار چشم بحدی پیچیده هست که نتوانیم باورکنیم از بهم پیوستن تصادفی اتمها و مولکولها درست شده باشد، مگر انکه احتمال وزیدن باد و ظاهرشدن بویینگ 747 را احتمالی عقلایی بدانیم.
امایافته های زیست شناسان به دقت جزییات اصول فرگشت داروینی را تایید میکنند.
در کمتر از یک میلیارد سال پیش، و پس از شکل گیری حیات میکروسکپی در دریاها، ابتدا تک سلولیهایی پیداشدند که قادر به تشخیص روز از شب بودند
بعدها در پیکر پرسلولیها سلولی پدید امد که به نور خورشید حساس بود وجانور میتوانست مانند حسگری در تشخیص اینکه اکنون روز است و او در برابر افتاب کشنده قرار دارد یا باید به سایه ای پناه ببرد،بهره ببرد
بعدها از گونه های مشتق ان جانداران، مجهز به سلولهایی شدند که قادر به تشخیص سایه روشنها و خطوط ولبه های اجسام و جانداران دیگر بودند، طبیعتا موفقیت اینها در گریز از مرگ و طعمه شدن بیشتر بود و شانس بقای بیشتری پیدامیکردند، تا اینکه در اثر جهشهای ژنتیکی( موتاسیون) ازتجمع سلولهای حسگر بینایی شبکه های عصبی بینایی پیچیده تری ظاهرشدند، و هرکدام که توانایی بقای بیشتری به جاندار میداد،امکان تکثیر و جهشهای بعدی را فراهم میاورد تا جاییکه به عضوی مستقل تبدیل شد و درسیر تکامل طبیعی به گونه عقاب وغیره رسید
هم اکنون هم میتوانیم انواع چشمهای ابتدایی را ببینیم، مثلا چشم کرم خاکی که فقط یک سلول حسگر روشنایی یاتاریکیست، یا چشم مار که بسیار تار و ضعیف است،وناگزیر به چشم سومش(حسگر مادون قرمز) متکیست، وووو

#میلاد_ملکی

ادامه👇👇

@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

درک علمی بادرک عامی در یک سطح نیستند، درک علمی مستلزم زحمات سالیان درازی از تحقیق و تفحص است، اما درک عامی در پی یک پاسخ کلی به تمام سوالات و پدیده های بیشمار جهان هست، تا زحمت فراگیری دقیق شان رابخود راه ندهد.
چندی پیش در یک نظرسنجی دیدم، 25 در صد مردم امریکا در پاسخ به این سوال که ایا زمین کروی است و بدور خورشید میگردد یا زمین ثابت و مسطح است و خورشید در اسمان حرکت میکند، جواب داده اند، خورشید حرکت میکند زمین ثابت و مسطح است.
این در حالیست که چندسال پیش پاپ هم گالیله را عفو کرد، اما کاردینالها و کشیشها پاپ را عزل کردند، و او اولین پاپی در تاریخ بود که از مقامش عزل شد.
بنابراین ادامه بحث بیهوده است.اما بحث راجع به اثار و عواقب خوی پرستشگری در حیات فردی و اجتماعی و سرگذشت انسان، نتایج پرباری بهمراه خواهد داشت.
همچنین بحث بیرامون چیستی وچرایی اسطوره ها،و حتی مخالفت یاموافقت با انها را بسیار روشنگرانه میدانم.وازنظرات فاخر دوستان گرامی بویژه جناب محمدی و بانو لیلاسود جسته،اضافه میکنم،
میرچا الیاده،پس از جنگ دوم جهانی سفیر فرهنگی رومانی در لندن بوده، وباتوجه به سابقه دیرینه انگلیسیها در توسعه وتقویت نگرشهای وهمی و خیالی وخرافات ومقدسات ملل تحت استعمار خود علی الخصوص هند،که الیاده هم سالیان درازی مامور به تحصیل و تدریس درهند بوده است. کاملا مشکوک است.
بنظر میرسدالیاده هم مانند هندوها ومردم عادی تحت تاثیر سحروافسون داستانهای اساطیری وافسانه های خدایان اسمانی،قرارگرفته وفراموش کرده که همگی زاییده اوهام وافکاروهم الود وپریشان انسان وحشی ونوعی هذیان و سرسام اجتماعی بی پایان اوست.
وعاقبت به این نتیجه رسیده است،که انسان های نخستین،ازطریق کشف وشهود باطنی،حقایق کیهانی رابهتر ازبزرگان علم واندیشه عصرجدیددرک میکرده اند.

#میلاد_ملکی

ادامه👇👇
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

مانند ان است که بگوییم،پزشک میتواند ازطریق گوش دادن به سرسام وهذیان گوییهای بیمار مشرف به حقایق بیماری بیشترپی ببرد تا تکیه براصول علمی تشخیص بیماری
چون بیمار ازطریق کشف وشهود باطنی به اصل ومنشا بیماری خود متصل است،اما پزشک به شیوه عقلانی سعی در درک بیماری دارد.
البته شکست الیاده در تبیین علمی ماهیت اساطیر وادیان، از ارزش زحمات ونظرات او نمی کاهد،ومیتواند در اینده راهگشای محققان موفق دیگری باشد.همچنین پیشنهاد او مبنی بر بررسی اموزه ها وعبادات تمامی ادیان وگزینش بهترین نمونه ها واستخراج یک دین برتر،هماهنگی جالبی با اهداف کارخانه های عظیم تولیدعقاید و مذاهب لندن دارد،زیرا بعید است که اونمیدانسته تشخیص تعلیمات عبادی بهتر ازبدتر بعهده عقل است یاکشف وشهود باطنی و دل،اگربعهده عقل است که باید مانندبقیه دانشمندان بدنبال رهیافتی دانشیک می رفت،واگر بعهده دل وشهود باطنی است،سردمداران وپیروان هریک از ادیان ومذاهب مدعی شهود باطنی هستند،وهیچیک از ایینهاوعبادات خود رابدتر ازسایرین تشخیص نمیدهند بلکه دربرتری به یگانگی وبی همتایی عبادات خودیقین دارند.
اما در هرحال اساطیر علیرغم خیالی ودروغین وغیرواقعی بودنشان، بیش از واقعیتها برسرنوشت انسان حاکمیت و اثر گذاشته اند، واز حیت هرمنوتیکی به حقیقتی انکارناپذیر مبدل گشته اند،
جذابیت وافسونگری وسحروجادوی نهفته در اساطیر و افسانه ها، به گونه ایست که از دوران انسان نخستین،هنوز هم در استانه عصرتسخیرفضا، سایه سنگین خود را بر تمام نهادهای اجتماعی بشر حفظ کرده است،وسرسختانه در برابر عقلانیت و علم مقاومت میکند،هنوز حتی در توسعه یافته ترین اقوام و ملل جهان،مفاهیم کلیدی حوزه اخلاق را در سیطره خود نگهداشته است،واجازه رشد به عقل وعلم دربرخی از دانشها مانند علم ژنتیک رانمیدهد.
بعقیده من جادوی نهفته درافسانه هاو اساطیر،نه فقط در عقده ها وحرمانهای روانی ناشی از محدودشدن آزادیهای بنیادین انسانی ازبدو پیدایش حیات اجتماعی، بلکه در سادگی و قابل فهم بودن انها برای عوام وانسانهای وحشی ونیمه وحشی بوده وهست.وبه همین دلیل توسط سلاطین واربابان غارتگرومبلغین ومسیونرهای انهابمنظور توسعه بهره کشی توسعه داده شده اند.
داستان معلمی که در روستایی مشغول تدریس املای مار،بر روی تخته سیاه بوده، وکدخدای ده برروی تخته سیاه ماری را نقاشی میکند وازمردم میخواهد قضاوت کنند،که ادعای معلم درست است یا او، وسپس معلم رابه باد تهمت واستهزا گرفته از ده بیرونش میکنند، بخوبی عظمت هرمنوتیکی جهل اساطیری را در مقابله باعلم نشان میدهد،انسان عامی توضیح اساطیری را سریعتراز تبیین علمی می پذیرد وتسلیم می شود،همچنین اساطیر وافسانه ها براحتی انسان را وادار به تسلیم وپذیرش بردگی خود و حاکمیت خدایان اسمانی وبدنبال ان خدایان زمینی و نمایندگان انها (طبقات ارباب واشراف)می نماید،ولازمه دوران های برده داری وبهره کشی انسان از انسان بوده است.که هنوز هم ادامه دارد.
کوشش انسان اندیشمند برای رهایی از بردگی و اسارت جسمی وفکری، در دوره هلنی(یونان باستان) موجب رشدانفجاری عقلانیت و دانش وآزادگی گردید که باحمله رومیان به سرکردگی مردان خدای کلیسای رم متوقف شد وباردیگر در نیمه دوم هزاره دوم (5 قرن پیش)موجد رنسانس اروپایی وکمرنگ شدن اثر جادویی افسانه ها واساطیر و رشدوبالندگی عقلانیت و علم گردید،اماهنوز هم خطر حمله و بازگشت هژمونی اساطیری وقرون وسطای جدید وبردگی نوین بدست طبقات حاکم وفرادست واربابان و اشراف عصر جدید، بخصوص بادمیدن بر اتش زیرخاکستر ادیان سامی در منطقه خاورمیانه تاشرق دور، جدی است.

باپوزش مجدداز دوستان بدلیل تصدیع اوقات گرامی و تکرار مکررات

#میلاد_ملکی








@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#غلط_ننویسیم

🔴تراوشات

#تراوشات: واژه‌ی تراوش فارسی است و جمع بستن آن با «ات» عربی خلاف قاعده است. به جای آن باید گفت: تراوشها.

#ت


منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

#میانسالی سن عجیبی است!
مثل نشستن بالای سرسره می ماند.
از پله های آن بالا میروی و برای یک لحظه درآن بالا می نشینی و به سرسره چشم می دوزی. از اینکه پله های پشت سرت را به سلامت بالا آمدی خوشحالی و از شیب تند جلوی رویت کمی نگران؛ در عین حال این سرازیر شدن لذتی دارد که می خواهی انجام دهی. اصلا برای همین به سختی پله ها را بالا آمدی. زندگی همین است. کمی سختی بعد ثبات و بعد هم سرازیری عمر،به سرعت و بدون وقفه.
انگار این روز ها، ساعتها یک حجم خالی اند،چگالی ندارند و تند تند می شود از میانشان عبور کرد و گذشت.
بچه که بودیم روزها کشدار بودند. انگار روز تمام نمی شد، ولی حالا؛ تازه موقع خواب یادت می آید که قرار بود ملافه ها را اتو کنی ،دگمه سرآستین پسرت را بدوزی و....
روزت به سرعت می گذرت و تو کم مانده که از گذرش جا بمانی!
با این همه،سن خوبی است.
درست است نیرو و سرعت عمل گذشته را نداری،حافظه ات کمتر شده وگاهی درد کمر و انگشتها اذیتت می کند ولی در عوض تجربه ات بیشتر شده و همینطور خودآگاهی ات.
دیگر خودت را بهتر می شناسی،بهتر تصمیم می گیری و البته کمی هم خسیس تر شده ای.
البته نه به معنای مادی آن!
دیگر در هدر دادن وقتت خساست به خرج می دهی، چون می دانی در خوشبینانه ترین حالت، باز هم وقت کمی در اختیار داری.در بد اخلاقی یا عصبانیت هم خساست به خرج می دهی چون می دانی که از توان باقیمانده ات کم می کند واز درون تحلیلت می دهد.
می دانی؟ از این پس روزها حتی سریع تر خواهد گذشت. فرصت نگاه ها کم است.
نگاه مهربان به همسر،به فرزندانمان.
گرفتن دستان مهربان همدیگر،
لمس خوشبختی که شاید گاهی اوقات فراموشمان می شود چقدر خوشبختیم.
خوشبختیم که کنار همیم.
هر روز دیده در دیده هم می گشاییم و به فرزندانمان بوسه مهر می زنیم.
بله،همین چیزهای هرروزه خوشبختیمان است.
برای همه مان امیدوارم که در پایین سرسره زندگی خوشبخت باشیم
بعد تر ها
وقتی موهای جو گندمی ات را از پیشانی ات کنار میزنی
و قرص های رنگارنگت را به ضرب آب پایین میدهی
وقتی با کسی که عادت کرده ای به بودنش کنار شومینه ی رنگ و رو رفته ی خانه مینشینی و به جای دوستت دارم، از پادردت شکایت میکنی...
وقتی برای بار هزارم سریالی را تماشا میکنی
وقتی دیگر برایت فرقی نمیکند موهایت سپید باشند یا بلوند! نسکافه ای باشد یا هر رنگ دیگری!
وقتی پسر بزرگترت روز مادر برایت صندلی نماز می آورد
متوجه خواهی شد
که زندگی آنقدر ها ارزش نداشت
که برای به دست آوردن کسی که دوستش داشتی نجنگی!
که برای آرزو هایت تلاش نکنی!
به زودی وارد روزمرگی هایت خواهی شد
به زودی وارد روزی میشوی که آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی جهیزیه ات رو به روی پنجره ی خانه نشسته ای و چای مینوشی و همسرت طبق معمول مشغول غر و لند هایش ست!
به زودی متوجه خواهی شد
که چه کلاه بزرگی سرت گذاشت این زندگی!
که هرروزت را به بهانه ی روز بهتر از تو ربود
و تو چه ساده لوح بودی که حرفش را باور کردی!
زندگی تو همین امروز است
همین ساعت
کاری که دوست داری انجام بده!
"دوستت دارم" را به هرکس که لازم است بگو
هر از گاهی را با دوستانت بگذران،فارق از هر فکر
سفر کن...!
بعد تر ها متوجه خواهی شد
اما...
زندگی ات را،
همین امروز زندگی کن!!!

#میراحمد_پور_اسدالله

@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#من_یک_مانکن_هستم

اگر مانکن باشی ؛ اینجا کمی ، نه بیشتر از کمی ، باید نگران و مراقب باشی ؛ نگران اینکه مبادا نوع پوششت، راه رفتنت، حرف زدنت ، موجب ناراحتی جامعه شود و یا شاید هم باعث جلب توجه و نگاه دیگران ‌ . مانکن که باشی ؛ باید خیلی چیزها را رعایت کنی و اساسا بر خود حرام بدانی ؛ مثل دویدن ؛ خوانندگی ؛ دوچرخه سواری ،منتظر ماندن در خیابان و...
مانکن که باشی ؛ برای تصویر دنیای مجازت، باید توضیح موجهی داشته باشی ؛ اصلن چه الزامی به عکس پروفایل است ؛ بهتر که به جای آن گل ، پروانه ، شمع و یا حتا تصویر پدرت را قرار دهی . هرچقدر دیده نشوی ؛ بهتر. دوستی از مانکن های مغازه اش می گفت . اینکه چقدر در تیررس نگاه و کنترل هستند؛ و حتا در بسیاری موارد از ویترین پایین کشیده و جریمه می شوند . من برای مانکن ها نگرانم. وقتی پوشش ، مدل ، و نوع ایستادن یا نشستنشان تحت کنترل نگاههایی است که خود را جنس برتر می دانند و نه تنها برای من تصمیم می گیرند و تکلیف معین می کنند بلکه برای همه مانکن ها ، خط و نشان می کشند . من مانکن نیستم؛ اما دلنگران فضای ملتهبی هستم که مانکن ها دارند ؛ دلنگرانم؛ حتا نگاه معصومانه و بی ریای مانکن ها ؛ قلب سنگی آنها را آب نمی کند و گاه درصدد قطع سر مانکن ها بر می آیند و گاه با شلاق جریمه ، پرده سیاه بر زیبایی های آن می کشند . اینجا مانکن بودن گناهی است بس بزرگ .؛ در حالیکه می توانی نافرم ، ناموزون باشی و بر همه مانکن ها ، فخر بفروشی . اینجا مانکن بودن ، خود جرمی است نابخشودنی.

#افسانه_اسلامی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

✍ آیا دچار #سندروم_باکستر شده اید؟

«تایتانیک» را به خاطر دارید یا نه؟
در صحنه ای از این فیلم در حالی که کشتی تایتانیک در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمه جدی شده بود،
گروهی نوازنده در عرشه کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!
آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می کردند و دقت میکردند که کیفیت کارشان تحت تاثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد!
اما در یک کشتیِ در حالِ غرق شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این سو و آن سو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!

مثالی دیگر؛ کتاب «قلعه حیوانات» را خوانده اید یا نه.
ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست.
حیوانات دست به دستِ هم میشوند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون میکنند و خود مدیریت مزرعه را به دست میگیرند.
اولین کار آنها پس از پیروزی انقلابشان تنظیم عهد نامه ایست که طبق آن همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچکس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند
اما چیزی نمیگذرد که خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام آرام عهدنامه را تغییر میدهد و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه ای وضع میکند در این میان، اسبی در این مزرعه زندگی میکند به نام «باکستر» که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه ی حیوانات است. اسب سمبل ونماد نجابت است.

حیوانات از او میخواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما «باکستر» سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه ای ندارد.
شعار او این است: «من کار میکنم!» و احساس می کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد!
گرچه «باکستر» میتوانست از اتفاق وحشتناکی که در«قلعه ی حیوانات» رخ میداد جلوگیری کند
چنان با وجدان و شرافتمندانه سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از«تغییرات» باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت!
یکی از افسون های جامعه سرمایه داری «تخصصی شدن» است.
هرکس چنان سرش به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می کند کل این زندگی/سازمان/کشور به کدام سو حرکت می کند!
باهوش ترین و سختکوش ترین آدمها گرفتار «سندروم باکستر» می شوند و جهت گیری راهبردی و کلان را از یاد میبرند. «باکتسر جماعت ها» آدم های خوب و باشرافتی هستند اما بر اولویت نادرستی متمرکز هستند.



🔎⭕️ نگاه راهبردی:
در ادامه نمونه هایی از سندروم باکستر را تقدیم می کنم:

☑️ زندگی شخصی: شما هر چقدر زیبا ویولن بنوازید، اگر خانواده تان در حال از هم پاشیدن است، در یک خانواده در حال از هم پاشیدن، ویولن نواختن در اولویت قرار ندارد. (تایتانیک را به خاطر بیاورید)

☑️ راهبری سازمانی: سازمان شما در تولید محصول فعلی مثلا چرتکه توانمند است، در این بازار رو به افول و کاهش، مدیریت کیفیت و دریافت ایزو در اولویت قرار ندارد. بلکه اولویت نوآوری و ارایه محصولاتی متفاوت است برای ادامه حیات.

☑️ کشورداری: در کشوری که از بیکاری و بیکارگی رنج می برد، تلاش شرافتمندانه و تمرکز صِرف روی صنایع سرمایه بر اشتباه است. شما می توانید پیشروترین کشور دنیا در صنایع های تک و سنگین باشید اما مردمان شما از فرط بیکاری به دام بیکارگی و اعتیاد افتاده باشند.

#مجتبی_لشکربلوکی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#غلط_ننویسیم

🔴تسلیت باد

#تسلیت_باد: تسلیت به معنای «دلخوشی» است و به کسی تسلیت گفتن بعنی «به کسی جمله‌های دلخوش کننده گفتن» و کسی را تسلیت دادن یعنی «کسی را دلداری دادن». حال اگر به کسی بگوییم: «درگذشت فلان بر شما تسلیت باد» مثل این است که به او گفته باشیم: «درگذشت فلان بر شما دلخوشی باد»!
اخیراً رسم شده است که به جای این جمله: «درگذشت فلان کس را به ملت ایران تسلیت می‌گوییم» غالباً در روزنامه‌ها یا روی پارچه‌های شعار در معابر می‌نویسند: «درگذشت فلان کس بر ملّت ایران تسلیت باد». این جمله غلط است و معنایی متضاد با آنچه اراده کرده‌اند در بر دارد.

#ت


منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#پاپ_منکر_جهنم_شد!

رهبر کاتولیک‌های جهان اعلام کرد: کلیسا دیگر به جهنمی که انسانها در آن زجر بکشند اعتقادی ندارد!
به گزارش assessor press، پاپ فرانسیس- در خطبه‌ای که در آن تعجب همگان را برانگیخت . اعلام کرد: کلیسای کاتولیک دیگر به جهنم معتقد نیست، زیرا این موضوع با عشق خداوندی تعارض دارد و آدم و حوا.و طوفان نوح.و یا طبقات هفتگانه اسمان و .... که در انجیل قران تورات وبسیاری از کتب مقدس ادیان دیگر امده داستانی بیش نیستند که علم امروزه بشر و تمام دانشمندان بزرگ دنیا با هزاران دلایل صددرصد علمی آنها را قاطعانه مردود و دروغ میدانند
پاپ در آخرین خطاب خود تاکید کرد: ما با تفکر و دعا فهم جدیدی از برخی عقاید به دست آوردیم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این موضوع، عشق الهی را زیر سؤال می‌برد. همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است.
وی در ادامه تصریح کرد: خداوند قصد محکومیت کسی را ندارد، علاوه بر آن داستان آدم وحوا تنها یک اسطوره است و جهنم تنها کنایه‌ای از روح تنها است.
پاپ فرانسوا با بیان اینکه تمام ادیان در ذهن افراد صحت دارند زیرا از قلب تمام افرادی سرچشمه گرفته‌اند که به وجود خداوند ایمان دارند، تصریح کرد: کلیسا و روحانیون ادیان دیگر در گذشته در مورد اکثر مسایل با علوم و کشفیات جدید علمی شدیدا دشمنی و مخالفت میورزیدند .ولی امروزه در کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای پیشرفته هر جوان دبیرستانی و دانشگاهی میداند که ادم و حوا افسانه ایی بیش نیست که علم زیستشناسی انرا مردود میداند و یا داستان نوح که علم زمین شناسی و نجوم که چگونگی پیدایش زمین و همه کاینات را تا چهارده میلیارد سال پیش (بیگ بنگ)بطور کامل کشف کرده اند داستانی کودکانه تلقی میکنند .ما و روحانیون دیگر ادیان هنوز هم میتوانیم درصد زیادی از مردم جهان را در جهل و خرافات معتقد و متدین نگهداریم اما امروز به نقش خود به عنوان قاضی پایان داده و آغوش خود را به روی تمام علوم میگشایم.
وی در ادامه تاکید کرد: وقت آن رسیده است که تعصب را کنار بگذاریم و اعلام کنیم که حقیقت دین قابلیت تغییر و پیشرفت دارد، به طوری که حتی بی‌دینان و کافران نیز با دیدن محبت الهی؛ وجود خداوند را به رسمیت بشناسند.
پاپ فرانسیس با اشاره به این که انجیل کتاب مقدس مسیحیان است؛ بیان کرد: با وجود آن‌که انجیل کتاب زیبایی است، اما در آن کلماو ت و عباراتی وجود دارد که همگان را به تعصب و محاکمه دعوت می‌کند، در حالی که زمان آن رسیده است تا این بخش‌ها مورد بازبینی قرار گیرند!وی در ادامه اظهار امیدواری کرد در آینده یک زن به مقام پاپی برسد.
منبع times


@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#معرفی_کتاب
▫️درباره #افسانه‌های_آذربایجان کتابی به روایت صمد بهرنگی و بهروز دهقانی،
شامل افسانه‌های خطه آذربایجان است که عیناً به فارسی ترجمه شده و در بیشتر این افسانه‌ها فرد دولتمند و ثروتمند چهره‌ای پلید و قهرمان تهیدست و یک لا قبا چهره‌ای پاک و اسطوره‌ای دارد.

صمد بهرنگی به جز نگارش داستان در زمینه زنده کردن ادبیات آذربایجان نیز تلاش زیادی کرده است.
کتابی با یک عالمه داستان و افسانه قدیمی پر از دیو و جادو و پری و ماجراهای عجیب و غریب… داستان های ادی و بودی ، گرگ و گوسفند ، قصه آه ،موش گرسنه و..
در بعضی از آنها کاراکتر داستان با مبارزه و جنگ علیه موجودات عجیب و غریب به عشق خودشان می رسند.

🔹نمونه کوتاهی از #افسانه های آذربایجان

افسانه آلتین توپ :
قزیل آلما با نامهای آلتون آلما، آلتون اِلما، آلتین توپ (توپ طلایی) نیز در فرهنگ مردم ترک دیده می‌شود. حتی در بعضی از خانواده‌ها نام فرزندان قیزیل آلما یا آلتون توپ گذارده می‌شود. در داستان فولکلوریک «آلتین توپ» سرزمین موعود با سیب های سرخ ـ که توسط مرحوم صمد بهرنگی جمع‌آوری شده ـ نام قهرمان داستان «آلتون توپ» است.

بر اساس این داستان قهرمان «ناغیل»( حکایه) یعنی «آلتین توپ» (توپ طلایی = سیب طلایی) بعد از ماجراهایی وارد کاخ پادشاه گردیده و در حالیکه دو سیب در جیب داشته می‌بیند «در یک اتاق دختر کوچک پادشاه خوابیده … آلتین توپ یکی از سیب‌ها را روی سینه دختر کوچک گذاشت و روی تکه کاغذی نوشت اگر قسمتم بودی خودم می‌گیرمت. به اتاق دیگر رفت که اتاق دختر بزرگ پادشاه بود در آنجا نیز سیب دیگر را روی سینه دختر بزرگ گذاشت و روی تکه کاغذ ینوشت : اگر قسمت بود تو را برای دایی‌ام می‌گیرم. سرانجام آلتین توپ به نزد او [(شاه)] آمد و همه وقایع را روشن کرد. شاه دختر کوچک خود را به آلتین تــوپ و دختــر بزرگ را به دایی او داد و تاج و تخت را نیز به آلتین توپ سپرد.

#صمدبهرنگی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه

واضع #برهان_هستی_شناسی، یکی از نامدارترین قدیسان مسیحی، بنام قدیس #انسلم اسقف کانتربری در انگلستان است، وی مقارن 11 میلادی تقریبا معاصر شیخ شهاب سهروردی است،که از قدیس سنت اگوستینیوس تاثیرپذیرفته است،او با تکیه بر مفهوم امر نسبی، امر مطلق راهم جزء بدیهیات اولی بشمارمی اورد که نیاز به اثبات ندارند، چرا که ذهن خلاف انرا نمی پذیرد، مانند اجتماع نقیضین،درحالی که جمع ضدین محال عقلی وازبدیهیات اولی است، وبه صرف تصور امر محال، ممکن نمیگردد، برای مثال باتصور رطوبت خشک، یا گرمای وحشتناگی که بشدت سرد است، یا تاریکی مطلقی که نورانیست، محقق نمیگردند،ومصداق خارجی هم پیدانمیکنند.
بااینحال چون در زمان وی قاطبه فلاسفه،شدیدا درگیر تعیین ارجحیت حجيت عقل یا ایمان بودند،او با ارجح دانستن حجیت ایمان می کوشد اموزه های غیرعقلانی کتاب مقدس را باعقل سازش دهد، بااینحال اشکارابیان میکند اگر در موضوعی بین عقل و کلام خدا منافاتی باشد، ایمان مقدم است، و پس از ایمان اوردن به اموزه های مسیحیت میتوان در چهارچوب ایمان عقل را حجت دانست.
ایرادات زیادی بر برهان وجودی وی گرفته اند،
مثلا اینکه او از تصور موجود متعال به تصدیق آن حکم میکند و چنین حکمی روانیست، چون هرتصوری لزوما قابل تصدیق نیست،
وگرنه باید به محض تصور شترگاو پلنگ، مصداق خارجی آن هم ثابت شود.یا بمحض تصور گرگینه و زامبی ومردگان آدمخوار و اژدها و دیو و جن و پری و هر موجود خیالی دیگر، وجود خارجی انها هم اثبات شود.
در مفهوم امر ناقص وامرکامل هم همینطور است،
مثلا دریای ناقص لزوم وجود دریای کامل را محقق سازد،یا از تصور دریای بیکرانه، وجود ان نیز تصدیق گردد،
علاوه بر آن عده ای ازجمله داوکینز، می گویند، از کجا معلوم که وجود از مراتب کمال است، که بر میگردد به دعوای اصالت وجود یا اصالت ماهیت،
اشکال دیگر برهان انسلم این است که وی باتصور وجود نسبی، به تصدیق وجود مطلق میرسد، وبلافاصله آن را با مفهوم خدا عوض میکند، در حالیکه ایندو یک مفهوم نیستند، ضمن آنکه باید به این سوال هم پاسخ بدهد، که آیا از تصور عدم نسبی، عدم مطلق هم تصدیق می شود؟ ومصداق خارجی نیستی مطلق چیست؟ واساسا باتصورو تصدیق عدم، وجود آن نیز اثبات میگردد؟؟؟
بااینحال کانت و اسپینوزا از برهان انسلم دفاع کرده اند، وهنوز هم در غرب این برهان داغ ترین برهان خداشناسی است.

#میلاد_ملکی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️