@flith کانال پروازفکرواندیشه
#درنگیدرحوادث دوره ی مصدق
#تاریخ_نفت ایران را تا لایحه گس - گلشاییان دنبال کردم و در ادامه به برخی تحولاتِ قبل از ملی شدن صنعت نفت میپردازیم
مجلس شانزدهم و دوران پیش از ملی شدن صنعت نفت
در انتخابات مجلس شانزدهم تلاش فراوان شده بود که نمایندگان مخالف انگلیس به مجلس راه نیابند. دو موضوع مهم باید در مجلس شانزدهم موردبررسی قرار میگرفت که همین مسائل باعث به وجود آمدن حساسیت زیاد در انتخاب نمایندگان بود که این دو موضوع اول اصلاح قانون اساسی که مجلس مؤسسان در اردیبهشت 1328 انجام آن را به عهده مجلس شانزدهم گذاشته بود و دیگری تصمیمگیری در مورد لایحه نفت.
با توجه به احتمال فساد در روندِ انتخابات مجلس شانزدهم، دکترمصدق به اتفاق جمعی در روز 22 مهر 1328 به دربار رفته و در آنجا تحصن کردند، این تحصن 4 شبانهروز به طول انجامید و زمانی پایان یافت که شاه وعده داد انتخاباتی منصفانه و بدون تقلب برگزار خواهد کرد و بلافاصله پس از تحصن همان جمع در اول آبان 1328 در منزل دکتر مصدق جمع شدند و جبهه ملی را پایهگذاری کردند. آنان مصدق را به عنوان دبیرکل و شایگان ، نریمان، امیرعلایی و سنجابی را به عنوان اعضای کمیته اجرایی انتخاب کردند. یک کمیته تبلیغاتی نیز با حضور حسین فاطمی(باختر امروز)، زیرکزاده(ایران)، خلیلی(اقدام)، محمدرضا نائینی(کشور)، عمیدینوری(داد)، ملکی(ستاره) و بقایی(شاهد) تشکیل شد که وظیفه تهیۀ اساسنامه و تعیین خط مشی نیز به عهده فاطمی گذاشته شد.
در 13 آبان 1328 هژیر ترور شد که تأثیر زیادی بر انتخابات داشت و درنهایت انتخابات تهران و حومه از سوی انجمن نظارت انتخابات ابطال گردید و در تجدید انتخابات هشت تن از نامزدان جبهه ملی به مجلس راه یافتند که دکتر مصدق نماینده اول تهران شد.
با افتتاح مجلس شانزدهم در 20 بهمن 1328 دولت ساعد طبق سنت پارلمانی استعفا داد و علی منصور مأمور تشکیل دولت شد. در 30 خرداد 1329 مجلس شورای ملی به تقاضایِ علی منصور، کمسیون مخصوصی را برای رسیدگی به لایحه نفت تشکیل داد. این کمسیون از 18 نفر تشکیلشده بود که دکتر مصدق و چهار تن از نمایندگان جبهه ملی جز این 18 نفر بودند اما قبل از آنکه کمسیون کار خود را شروع کند منصور استعفا داد. لازم به ذکر است که هم ساعد و هم منصور در دورانی که نخستوزیر بودند مذاکرات محدودی را با شرکت نفت داشتند اما کمپانی هیچ امتیازی را به آنها نداده بود. در 5 تیر 1329 رزمآرا نخستوزیر شد. او که مردی سیاستورز و مورد حمایت آمریکا و انگلستان بود امیدوار بود که میتواند امتیازاتی را که انگلستان و شرکت نفت به منصور و ساعد نداده است را از آنها بگیرد. درصورتیکه دولت انگلستان و کمپانی نفت جنوب در این فکر بودند که رزمآرا لایحه نفت را همانگونه که توافق شده بود به تصویب مجلس برساند. ویلیام فریزر که رئیس هیئتمدیره کمپانی بود سرسختی زیادی نشان میداد و حتی از دولت انگلستان نیز میخواست تا نرمشی در برابر ایران نداشته باشد. حتی دولت آمریکا نیز که درصدد پرداخت وامی از طریق اکزیم بانک به رزمآرا بود که با مخالفت انگلستان روبهرو شد. فریزر استدلال میکرد که اگر این وام به دولت ایران داده شود آنها دیگر عجلهای در حل مسئله نفت ندارند و حتی اگر رزمآرا هم کنار برود افرادی مثل قوام یا سید ضیا هستند تا این کار را به سرانجام برسانند.
در مهر 1329 مجلس به پیشنهاد دکترمصدق و نمایندگان جبهه ملی، رزمآرا را بهواسطه تعدیل در اجرای قانون 29 مهر 1326 استیضاح کرد که این استیضاح با موفقیت همراه نبود.
@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷
#درنگیدرحوادث دوره ی مصدق
#تاریخ_نفت ایران را تا لایحه گس - گلشاییان دنبال کردم و در ادامه به برخی تحولاتِ قبل از ملی شدن صنعت نفت میپردازیم
مجلس شانزدهم و دوران پیش از ملی شدن صنعت نفت
در انتخابات مجلس شانزدهم تلاش فراوان شده بود که نمایندگان مخالف انگلیس به مجلس راه نیابند. دو موضوع مهم باید در مجلس شانزدهم موردبررسی قرار میگرفت که همین مسائل باعث به وجود آمدن حساسیت زیاد در انتخاب نمایندگان بود که این دو موضوع اول اصلاح قانون اساسی که مجلس مؤسسان در اردیبهشت 1328 انجام آن را به عهده مجلس شانزدهم گذاشته بود و دیگری تصمیمگیری در مورد لایحه نفت.
با توجه به احتمال فساد در روندِ انتخابات مجلس شانزدهم، دکترمصدق به اتفاق جمعی در روز 22 مهر 1328 به دربار رفته و در آنجا تحصن کردند، این تحصن 4 شبانهروز به طول انجامید و زمانی پایان یافت که شاه وعده داد انتخاباتی منصفانه و بدون تقلب برگزار خواهد کرد و بلافاصله پس از تحصن همان جمع در اول آبان 1328 در منزل دکتر مصدق جمع شدند و جبهه ملی را پایهگذاری کردند. آنان مصدق را به عنوان دبیرکل و شایگان ، نریمان، امیرعلایی و سنجابی را به عنوان اعضای کمیته اجرایی انتخاب کردند. یک کمیته تبلیغاتی نیز با حضور حسین فاطمی(باختر امروز)، زیرکزاده(ایران)، خلیلی(اقدام)، محمدرضا نائینی(کشور)، عمیدینوری(داد)، ملکی(ستاره) و بقایی(شاهد) تشکیل شد که وظیفه تهیۀ اساسنامه و تعیین خط مشی نیز به عهده فاطمی گذاشته شد.
در 13 آبان 1328 هژیر ترور شد که تأثیر زیادی بر انتخابات داشت و درنهایت انتخابات تهران و حومه از سوی انجمن نظارت انتخابات ابطال گردید و در تجدید انتخابات هشت تن از نامزدان جبهه ملی به مجلس راه یافتند که دکتر مصدق نماینده اول تهران شد.
با افتتاح مجلس شانزدهم در 20 بهمن 1328 دولت ساعد طبق سنت پارلمانی استعفا داد و علی منصور مأمور تشکیل دولت شد. در 30 خرداد 1329 مجلس شورای ملی به تقاضایِ علی منصور، کمسیون مخصوصی را برای رسیدگی به لایحه نفت تشکیل داد. این کمسیون از 18 نفر تشکیلشده بود که دکتر مصدق و چهار تن از نمایندگان جبهه ملی جز این 18 نفر بودند اما قبل از آنکه کمسیون کار خود را شروع کند منصور استعفا داد. لازم به ذکر است که هم ساعد و هم منصور در دورانی که نخستوزیر بودند مذاکرات محدودی را با شرکت نفت داشتند اما کمپانی هیچ امتیازی را به آنها نداده بود. در 5 تیر 1329 رزمآرا نخستوزیر شد. او که مردی سیاستورز و مورد حمایت آمریکا و انگلستان بود امیدوار بود که میتواند امتیازاتی را که انگلستان و شرکت نفت به منصور و ساعد نداده است را از آنها بگیرد. درصورتیکه دولت انگلستان و کمپانی نفت جنوب در این فکر بودند که رزمآرا لایحه نفت را همانگونه که توافق شده بود به تصویب مجلس برساند. ویلیام فریزر که رئیس هیئتمدیره کمپانی بود سرسختی زیادی نشان میداد و حتی از دولت انگلستان نیز میخواست تا نرمشی در برابر ایران نداشته باشد. حتی دولت آمریکا نیز که درصدد پرداخت وامی از طریق اکزیم بانک به رزمآرا بود که با مخالفت انگلستان روبهرو شد. فریزر استدلال میکرد که اگر این وام به دولت ایران داده شود آنها دیگر عجلهای در حل مسئله نفت ندارند و حتی اگر رزمآرا هم کنار برود افرادی مثل قوام یا سید ضیا هستند تا این کار را به سرانجام برسانند.
در مهر 1329 مجلس به پیشنهاد دکترمصدق و نمایندگان جبهه ملی، رزمآرا را بهواسطه تعدیل در اجرای قانون 29 مهر 1326 استیضاح کرد که این استیضاح با موفقیت همراه نبود.
@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#معرفی کتاب
نام کتاب: #عقل_و_وحساس
نشرنی
نویسنده:#جین_آستین
مترجم: #رضا_رضایی
صفحات:۴۰۷
داستانهای انگلیسی قرن۱۸
عنوان اصلی:Sense and Sensibility
چاپ دهم۱۳۹۲
قیمت:۲۰,۰۰۰ت
داستانی #خانوادگی،بیشتر پیرامون زندگی دوخواهر ؛ یکی احساساتی و بی محابا و دیگری عاقل و خویشتندار.
معاشرت ها ،روابط،فرهنگ،دلدادگیها،موقعیتهای پیچیده،رازها..دیدگاههاو دغدغه های دختران ...
(به میهمانی و معاشرت و اقامت در منزل یکدیگر،برگزاری مراسم شب نشینی...اهمیت میدهند.)
ترجمه ی کتاب خوب و کاملاپذیرفتنی است.
بیشترجنبه ی #سرگرم کنندگی دارد و کمی آشنایی بافرهنگ .
درمقایسه با بودنبروکها و چرم ساغری و روی دیگر تاریخ معاصر( مادام دولاشانتری)باید بگویم بیشتر به بودنبروکهاشباهت داشت و البته تقریبا بانصف حجم و پیچیدگی و تعداد کراکترهاو موضوعات آن
و نکته ی بسیار مهم اینکه باوجود اینکه توصیفهایی کوتاه و فراخور موقعیت از افراد..درکتاب وجود دارد،اصلا آنقدر فلسفی و خاص نبودند که مرابه علامت زدن و ثبت شان ترغیب کنند.توصیفها اینجادرخدمت ه حوادث و رفتوآمدسوژه ها وکوتاه هستندو نه بیشتر.
اما اصلا کلمات و واژه های گستاخانه،نازیبا و کوچه بازاری در متن ندیدم که برایم جالب توجه و ستودنیست،به نظر من این یک #امتیاز یک داستان است.طبیعتا داستانی که در آن لازم است از دهان افرادش چنان کلماتی بشنویم ،سطحی بسیار متفاوت از لحاظ ادبی دارد.....
یقینا معرفی بنده و مقایسه ام با چند نمونه ی محدود کار کاملی نیست .
بااحترام
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
#معرفی کتاب
نام کتاب: #عقل_و_وحساس
نشرنی
نویسنده:#جین_آستین
مترجم: #رضا_رضایی
صفحات:۴۰۷
داستانهای انگلیسی قرن۱۸
عنوان اصلی:Sense and Sensibility
چاپ دهم۱۳۹۲
قیمت:۲۰,۰۰۰ت
داستانی #خانوادگی،بیشتر پیرامون زندگی دوخواهر ؛ یکی احساساتی و بی محابا و دیگری عاقل و خویشتندار.
معاشرت ها ،روابط،فرهنگ،دلدادگیها،موقعیتهای پیچیده،رازها..دیدگاههاو دغدغه های دختران ...
(به میهمانی و معاشرت و اقامت در منزل یکدیگر،برگزاری مراسم شب نشینی...اهمیت میدهند.)
ترجمه ی کتاب خوب و کاملاپذیرفتنی است.
بیشترجنبه ی #سرگرم کنندگی دارد و کمی آشنایی بافرهنگ .
درمقایسه با بودنبروکها و چرم ساغری و روی دیگر تاریخ معاصر( مادام دولاشانتری)باید بگویم بیشتر به بودنبروکهاشباهت داشت و البته تقریبا بانصف حجم و پیچیدگی و تعداد کراکترهاو موضوعات آن
و نکته ی بسیار مهم اینکه باوجود اینکه توصیفهایی کوتاه و فراخور موقعیت از افراد..درکتاب وجود دارد،اصلا آنقدر فلسفی و خاص نبودند که مرابه علامت زدن و ثبت شان ترغیب کنند.توصیفها اینجادرخدمت ه حوادث و رفتوآمدسوژه ها وکوتاه هستندو نه بیشتر.
اما اصلا کلمات و واژه های گستاخانه،نازیبا و کوچه بازاری در متن ندیدم که برایم جالب توجه و ستودنیست،به نظر من این یک #امتیاز یک داستان است.طبیعتا داستانی که در آن لازم است از دهان افرادش چنان کلماتی بشنویم ،سطحی بسیار متفاوت از لحاظ ادبی دارد.....
یقینا معرفی بنده و مقایسه ام با چند نمونه ی محدود کار کاملی نیست .
بااحترام
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
اين شكسته چنگ بي قانون
رام چنگ چنگي شوريه رنگ پير
گاه گويي خواب مي بيند
خويش را در بارگاه پر فروغ مهر
طرفه چشم نداز شاد و شاهد زرتشت
يا پريزادي چمان سرمست
در چمنزاران پاك و روشن مهتاب مي بيند
روشنيهاي دروغيني
كاروان شعله هاي مرده در مرداب
بر جبين قدسي محراب مي بيند
ياد ايام شكوه و فخر و عصمت را
مي سرايد شاد
قصه ي غمگين غربت را
هان، كجاست
پايتخت اين كج آيين قرن ديوانه؟
با شبان روشنش چون روز
روزهاي تنگ و تارش ، چون شب اندر قعر افسانه
با قلاع سهمگين سخت و ستوارش
با لئيمانه تبسم كردن دروازه هايش ،سرد و بيگانه
هان، كجاست ؟
پايتخت اين دژآيين قرن پر آشوب
قرن شكلك چهر
بر گذشته از مدارماه
ليك بس دور از قرار مهر
قرن خون آشام
قرن وحشتناك تر پيغام
كاندران با فضله ي موهوم مرغ دور پروازي
چار ركن هفت اقليم خدا را در زماني بر مي آشوبند
هر چه هستي، هر چه پستي، هر چه بالايي
سخت ميكوبند
پاك ميروبند
#اخوان_ثالث
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
اين شكسته چنگ بي قانون
رام چنگ چنگي شوريه رنگ پير
گاه گويي خواب مي بيند
خويش را در بارگاه پر فروغ مهر
طرفه چشم نداز شاد و شاهد زرتشت
يا پريزادي چمان سرمست
در چمنزاران پاك و روشن مهتاب مي بيند
روشنيهاي دروغيني
كاروان شعله هاي مرده در مرداب
بر جبين قدسي محراب مي بيند
ياد ايام شكوه و فخر و عصمت را
مي سرايد شاد
قصه ي غمگين غربت را
هان، كجاست
پايتخت اين كج آيين قرن ديوانه؟
با شبان روشنش چون روز
روزهاي تنگ و تارش ، چون شب اندر قعر افسانه
با قلاع سهمگين سخت و ستوارش
با لئيمانه تبسم كردن دروازه هايش ،سرد و بيگانه
هان، كجاست ؟
پايتخت اين دژآيين قرن پر آشوب
قرن شكلك چهر
بر گذشته از مدارماه
ليك بس دور از قرار مهر
قرن خون آشام
قرن وحشتناك تر پيغام
كاندران با فضله ي موهوم مرغ دور پروازي
چار ركن هفت اقليم خدا را در زماني بر مي آشوبند
هر چه هستي، هر چه پستي، هر چه بالايي
سخت ميكوبند
پاك ميروبند
#اخوان_ثالث
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند ۱۳۰۷، مشهد- درگذشته ۴ شهریور ۱۳۶۹، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقیپژوه ایرانی بود. نام و تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود.
اشعار او زمینهٔ اجتماعی دارند و گاه حوادث زندگی مردم را به تصویر کشیدهاست؛ همچنین دارای لحن حماسی آمیخته با صلابت و سنگینی شعر خراسانی بوده و نیز در بردارندهٔ ترکیبات نو و تازه بودهاست.
اخوان ثالث در شعر کلاسیک فارسی توانمند بود و در ادامه به شعر نو گرایید. از وی اشعاری در هر دو سبک به جای ماندهاست. همچنین او آشنا به نوازندگی تار و مقامهای موسیقیایی بوده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند ۱۳۰۷، مشهد- درگذشته ۴ شهریور ۱۳۶۹، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقیپژوه ایرانی بود. نام و تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود.
اشعار او زمینهٔ اجتماعی دارند و گاه حوادث زندگی مردم را به تصویر کشیدهاست؛ همچنین دارای لحن حماسی آمیخته با صلابت و سنگینی شعر خراسانی بوده و نیز در بردارندهٔ ترکیبات نو و تازه بودهاست.
اخوان ثالث در شعر کلاسیک فارسی توانمند بود و در ادامه به شعر نو گرایید. از وی اشعاری در هر دو سبک به جای ماندهاست. همچنین او آشنا به نوازندگی تار و مقامهای موسیقیایی بوده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
آه ! ... آه ! امّا
او چرا این را نمی داند ، که در اینجا
من دلم تنگ است ، یک ذره است ؟
شاتقی هم آدم است ، ای دادِ بر من ، داد !
ای فغان ! فریاد !
من نمی دانم چرا طاووس من این را نمی داند ؟
که من ِ بیچاره هم در سینه دل دارم .
که دل ِ من هم دل است آخر ؟
سنگ و آهن نیست .
#اخوان_ثالث
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
آه ! ... آه ! امّا
او چرا این را نمی داند ، که در اینجا
من دلم تنگ است ، یک ذره است ؟
شاتقی هم آدم است ، ای دادِ بر من ، داد !
ای فغان ! فریاد !
من نمی دانم چرا طاووس من این را نمی داند ؟
که من ِ بیچاره هم در سینه دل دارم .
که دل ِ من هم دل است آخر ؟
سنگ و آهن نیست .
#اخوان_ثالث
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
دیشب آمد پیشم و اتمام حجت کرد
ساعتی با او
راه می رفتم
گفت او، گفتم،
هر چه گفت آخر پذیرفتم
من نمی دانم چه صنعت کرد
دیشب آمد پیشم و اتمام حجت کرد
و مرا آخر به پایانم
با لب پرخنده دعوت کرد
من نمی دانم چه ها گفتم؛
هم خوش و خندان، هم آشفتم
بعد از آن خفتم
#مهدی_اخوان_ثالث
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
دیشب آمد پیشم و اتمام حجت کرد
ساعتی با او
راه می رفتم
گفت او، گفتم،
هر چه گفت آخر پذیرفتم
من نمی دانم چه صنعت کرد
دیشب آمد پیشم و اتمام حجت کرد
و مرا آخر به پایانم
با لب پرخنده دعوت کرد
من نمی دانم چه ها گفتم؛
هم خوش و خندان، هم آشفتم
بعد از آن خفتم
#مهدی_اخوان_ثالث
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#غلط_ننویسیم
🔴پیشخان
#پیشخان: املای پیشخان به همین صورت صحیح است. غالباً آن را به صورت پیشخوان مینویسند و غلط است.
#پ
منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
#غلط_ننویسیم
🔴پیشخان
#پیشخان: املای پیشخان به همین صورت صحیح است. غالباً آن را به صورت پیشخوان مینویسند و غلط است.
#پ
منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#اصول_نویسندگی [یا نکاتی در مورد نوشتن ونویسندگی]
به روایت والتر بنیامین
۱-هرکسی پیش از آغاز نوشتن بصورت حرفه ای می بایست یک خصلت -ناپسند- را در خود بکشد. و آن هم تعصب و جزمیت روی متنی ست که نوشته اید. البته این شرط تنها برای کسانی ست که میخواهند پیشرفت کنند و یک نویسنده حرفه ای بشوند.
۲-بحث در مورد نوشته های شما بدون آگاهی از مطالعات و ذهنیات شما غیر ممکن است. بنابراین مراقب باشید که چه آشغالی را به خورد مغزتان میدهید. برخی از متنها شما را به بیراهه می برند و تمایل روبه رشد شما را عقیم میسازند. نگذارید موتور محرکه ذهن تان تحت هیچ شرایطی خاموش شود. برای ان سوخت مناسب تهیه کنید. سوخت مناسب و با کیفیت
۳-از نوشته اتفاقی و اللا بختکی خودداری کنید. میدانم ممکن است بگویید که شما در شرایطی خارج از زمان همیشگی احساس یا فرصت نوشتن پیدا میکنید.ولی خروجی این قبیل نوشتجات احتمالا برای شاعران مناسب است. چراکه نویسندگان باید با برنامه و هدفمند بنویسند. هر روز با یک برنامه مشخص پای میزکار خود بنشینند و با جدیت شروع به نوشتن کنند. این شغل انهاست.
۴- اجازه ندهید اقتضائات و شرایط زندگی روزمره برنامه شما برای نوشتن را به هم بریزد.
۵-از ورود هیچ فکر و ایده ناشناسی به ذهن خود جلوگیری نکنید. حتی اگر برای شما خط قرمز باشد. شما باید توان روحی تصور کردن – و قرار دادن خود – در بدترین شرایط را داشته باشد. این شرایط بد میتواند هر چیزی باشد. از خیانت معشوقه یا همسرتان گرفته تا اسارت در چنگال یک دیکتاتوری
۶- قلم تان را برای مواقع الهام بخش و یافتن ایده همراه خود داشته باشید تا اگر ایده ای به ذهنتان خطور کرد آنرا موقتا درجایی ثبت کنید. نباید فراموش کنید که صحبت کردن درمورد یک ایده با نوشتن آن بسیار متفاوت است. شما با سخن گفتن میتوانید ایده خود را فتح کنید اما با نوشتن میتوانید آن ایده را به مسیری که میخواهید هدایت کنید.
۷-هیچوقت هیچوقت نوشتن را بخاطر نداشتن ایده متوقف نکنید. نویسنده ایده ال از نظر من کسی ست که نوشتن را تنها برای رفع احتجاجات و امروز روزمره قطع میکند و در سایر مواقع دغدغه ای جز نوشتن ندارد.
۸-برخلاف شاعران نویسندگان برای پرکردن خلا ناشی از آنچه الهامات ناخودآگاه خوانده میشود احتیاج به نوعی از شهود و مفاهمه در بیداری دارند. باید این کار را با داشتن نگره هایی بدیع نسبت به زندگی بیاموزید
۹- روزی بدون نوشتن نمیگذرد. البته برای تنبلها و ادمهای گرفتار ممکن است این روز تبدیل به هفته شود. اما شما سعی کنید هرروز بنویسید.
۱۰- خیال نکنید کاری که شما نوشتید در نهایت کمال است حتی اگر صبح تا شب برای ان وقت گذاشته باشید.
۱۱- به مراحل سه گانه ایده-شیوه-نگارش دقت کنید. طی کردن این مراحل تنها برای مهارت شما در تقلید و کپی کاری ماهرانه از روی دست دیگران مفید است. چون اصرار بر داشتن ایده منبع الهام شما را کور میکند. تلاش برای داشتن سبک قریحه شما را کور میکند و نوشتن بدین شکل بهاییست که شما باید بابت نابودی خود و استعدادتان بپردازید. از من میشنوید اینکار را نکنید./
نویسنده #والتر_بنیامین
مترجم #متین_مسیحا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
#اصول_نویسندگی [یا نکاتی در مورد نوشتن ونویسندگی]
به روایت والتر بنیامین
۱-هرکسی پیش از آغاز نوشتن بصورت حرفه ای می بایست یک خصلت -ناپسند- را در خود بکشد. و آن هم تعصب و جزمیت روی متنی ست که نوشته اید. البته این شرط تنها برای کسانی ست که میخواهند پیشرفت کنند و یک نویسنده حرفه ای بشوند.
۲-بحث در مورد نوشته های شما بدون آگاهی از مطالعات و ذهنیات شما غیر ممکن است. بنابراین مراقب باشید که چه آشغالی را به خورد مغزتان میدهید. برخی از متنها شما را به بیراهه می برند و تمایل روبه رشد شما را عقیم میسازند. نگذارید موتور محرکه ذهن تان تحت هیچ شرایطی خاموش شود. برای ان سوخت مناسب تهیه کنید. سوخت مناسب و با کیفیت
۳-از نوشته اتفاقی و اللا بختکی خودداری کنید. میدانم ممکن است بگویید که شما در شرایطی خارج از زمان همیشگی احساس یا فرصت نوشتن پیدا میکنید.ولی خروجی این قبیل نوشتجات احتمالا برای شاعران مناسب است. چراکه نویسندگان باید با برنامه و هدفمند بنویسند. هر روز با یک برنامه مشخص پای میزکار خود بنشینند و با جدیت شروع به نوشتن کنند. این شغل انهاست.
۴- اجازه ندهید اقتضائات و شرایط زندگی روزمره برنامه شما برای نوشتن را به هم بریزد.
۵-از ورود هیچ فکر و ایده ناشناسی به ذهن خود جلوگیری نکنید. حتی اگر برای شما خط قرمز باشد. شما باید توان روحی تصور کردن – و قرار دادن خود – در بدترین شرایط را داشته باشد. این شرایط بد میتواند هر چیزی باشد. از خیانت معشوقه یا همسرتان گرفته تا اسارت در چنگال یک دیکتاتوری
۶- قلم تان را برای مواقع الهام بخش و یافتن ایده همراه خود داشته باشید تا اگر ایده ای به ذهنتان خطور کرد آنرا موقتا درجایی ثبت کنید. نباید فراموش کنید که صحبت کردن درمورد یک ایده با نوشتن آن بسیار متفاوت است. شما با سخن گفتن میتوانید ایده خود را فتح کنید اما با نوشتن میتوانید آن ایده را به مسیری که میخواهید هدایت کنید.
۷-هیچوقت هیچوقت نوشتن را بخاطر نداشتن ایده متوقف نکنید. نویسنده ایده ال از نظر من کسی ست که نوشتن را تنها برای رفع احتجاجات و امروز روزمره قطع میکند و در سایر مواقع دغدغه ای جز نوشتن ندارد.
۸-برخلاف شاعران نویسندگان برای پرکردن خلا ناشی از آنچه الهامات ناخودآگاه خوانده میشود احتیاج به نوعی از شهود و مفاهمه در بیداری دارند. باید این کار را با داشتن نگره هایی بدیع نسبت به زندگی بیاموزید
۹- روزی بدون نوشتن نمیگذرد. البته برای تنبلها و ادمهای گرفتار ممکن است این روز تبدیل به هفته شود. اما شما سعی کنید هرروز بنویسید.
۱۰- خیال نکنید کاری که شما نوشتید در نهایت کمال است حتی اگر صبح تا شب برای ان وقت گذاشته باشید.
۱۱- به مراحل سه گانه ایده-شیوه-نگارش دقت کنید. طی کردن این مراحل تنها برای مهارت شما در تقلید و کپی کاری ماهرانه از روی دست دیگران مفید است. چون اصرار بر داشتن ایده منبع الهام شما را کور میکند. تلاش برای داشتن سبک قریحه شما را کور میکند و نوشتن بدین شکل بهاییست که شما باید بابت نابودی خود و استعدادتان بپردازید. از من میشنوید اینکار را نکنید./
نویسنده #والتر_بنیامین
مترجم #متین_مسیحا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#گفت_و_گوی_شفقنا_با_دکتر_قدیر_نصری_مشکینی
قسمت سوم
*با این توضیح می توان گفت که افراط گرایی فقط تغییر شکل می دهد و روزی در عراق و روز دیگری در فرانسه بروز می کند، درست است؟
نصری: درست است. اتفاقاً من آینده را آشفته تر هم میبینم! میدانید که میلیونها آوارهای که خانه و کاشانهی خود در سوریه را رها کردهاند، ۱۰ سال دیگر چه خواهند کرد؟ طبق گزارشهای منتشر شده، از هر چهار سوری، یک نفر یا آواره شده و یا کشته و زخمی شده است. بسیاری از سوریها، ضربات عمیق روانی ناشی از تنهایی، مرگ، گرسنگی و جراحت را تجربه کردهاند، آیا این جمعیت میتواند سه سال دیگر در انتخابات شرکت کنند؟ دهها سال وقت و دهها میلیارد پول لازم است تا سوریه امروز به سوریه ۲۰۱۰ باز گردد. این خوشبینی است که خیال کنیم سوریها مانند آلمانیها بعد از جنگ دوم، کشور خود را خواهند ساخت و مثلاً در بیست سال آینده، سوریهای دموکراتیک و مرفه خواهیم دید. دلیل این بدبینی آن است که نیروهای مولد خشونت و سلاخی سیاسی همچنان فعالند و اسب انتقام بسیار تندتر از اسب مدارا پیش میتازد. برای اینکه نیرو و مانعی وجود ندارد این اسب سرکش را مهار کند. سوریها بر خلاف آلمانیها که تجاوزگر بودند، خودشان قربانیاند و هیچ کس فکر نمیکرد که به فاصله فقط چهار سال، چهارصد هزار نفر کشته شوند، کشور چندپاره شود، هشت میلیون نفر آواره اروپا و آسیا و دریاها شوند و مصائبی از این قبیل. پس در ماجرای آلمان، طرف مجرم نسبت به خطاهای خود واقف شد و مؤدبانه شروع کرد به کار و تولید تا این که امروزه آلمان قریب به پنج تریلیون دلار جی دی پی دارد. اما در سوریه برعکس است. یعنی طرف خطاکار، خودش مدعی است و طرف قربانی هیچ منجی ای ندارد و خودش را به تقدیر سپرده است. جایی که مجرم، مدعی است خشونت تمامی ندارد. اگر زمینیتر سخن بگویم، باید بگویم که فضای منطقه رفته رفته امنیتیتر و نظامیتر خواهد شد و حامیپروری، ناحیهگرایی، هویتسالاری، بیاعتمادی به طرف مقابل و توزان وحشت و هراس افزونی خواهد یافت.
#دکتر_قدیر_نصری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
#گفت_و_گوی_شفقنا_با_دکتر_قدیر_نصری_مشکینی
قسمت سوم
*با این توضیح می توان گفت که افراط گرایی فقط تغییر شکل می دهد و روزی در عراق و روز دیگری در فرانسه بروز می کند، درست است؟
نصری: درست است. اتفاقاً من آینده را آشفته تر هم میبینم! میدانید که میلیونها آوارهای که خانه و کاشانهی خود در سوریه را رها کردهاند، ۱۰ سال دیگر چه خواهند کرد؟ طبق گزارشهای منتشر شده، از هر چهار سوری، یک نفر یا آواره شده و یا کشته و زخمی شده است. بسیاری از سوریها، ضربات عمیق روانی ناشی از تنهایی، مرگ، گرسنگی و جراحت را تجربه کردهاند، آیا این جمعیت میتواند سه سال دیگر در انتخابات شرکت کنند؟ دهها سال وقت و دهها میلیارد پول لازم است تا سوریه امروز به سوریه ۲۰۱۰ باز گردد. این خوشبینی است که خیال کنیم سوریها مانند آلمانیها بعد از جنگ دوم، کشور خود را خواهند ساخت و مثلاً در بیست سال آینده، سوریهای دموکراتیک و مرفه خواهیم دید. دلیل این بدبینی آن است که نیروهای مولد خشونت و سلاخی سیاسی همچنان فعالند و اسب انتقام بسیار تندتر از اسب مدارا پیش میتازد. برای اینکه نیرو و مانعی وجود ندارد این اسب سرکش را مهار کند. سوریها بر خلاف آلمانیها که تجاوزگر بودند، خودشان قربانیاند و هیچ کس فکر نمیکرد که به فاصله فقط چهار سال، چهارصد هزار نفر کشته شوند، کشور چندپاره شود، هشت میلیون نفر آواره اروپا و آسیا و دریاها شوند و مصائبی از این قبیل. پس در ماجرای آلمان، طرف مجرم نسبت به خطاهای خود واقف شد و مؤدبانه شروع کرد به کار و تولید تا این که امروزه آلمان قریب به پنج تریلیون دلار جی دی پی دارد. اما در سوریه برعکس است. یعنی طرف خطاکار، خودش مدعی است و طرف قربانی هیچ منجی ای ندارد و خودش را به تقدیر سپرده است. جایی که مجرم، مدعی است خشونت تمامی ندارد. اگر زمینیتر سخن بگویم، باید بگویم که فضای منطقه رفته رفته امنیتیتر و نظامیتر خواهد شد و حامیپروری، ناحیهگرایی، هویتسالاری، بیاعتمادی به طرف مقابل و توزان وحشت و هراس افزونی خواهد یافت.
#دکتر_قدیر_نصری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#برشی_از_کتاب
#یونگ اساطیر را کشف وشهودهای "ناخود آگاه جمعی" می انگارد.وفروید معتقدبودکه "اساطیر بازمانده خاطرات وتوهمات وآرزوهای وازده ملتها واقوام ودر حکم رویاهای متمادی انسان در دوران جوانی اوست . اسطوره با عقده های ابتدایی انسان مرتبط است ،وعبارت است از خاطره آداب ومراسمی که در جامعه های بدوی ،معمول ورایج بوده است ،اما بعد ممنوع شده وبتدریج سر کوفته شده و به صورت آرزوهای نگفتنی در ناخود آگاه باقی مانده است .اسطوره در حقیقت رویایی جمعی است،و آیین نمادی آن مانندآیین نمادی رویاست که اساسا جنسی است."
ذهن ابتدایی بشر برای باز کردن گره های زندگی ،برای هر معلولی که علت های طبیعی داشت به دنبال موجودات فوق طبیعی می گشتند.به دنبال خواب،جادو ،روحانیت،توتم ،رویین تنی وتابو وغیره،به دنبال کوچکترین دستاویزی که دربیماری ،گرفتاری ومرگ آنها را مدد نماید. آنان کمی راحت تر از امروزیان ،تخیّل را سهل تر از علم ومتافیزیک را سهل تر از فیزیک می پذیرفتند."انسان بدوی ،از طبیعت وجهان دریافتی عجیب امامشخص دارد.جهان را مسکن تعدادکثیری از موجودات غیر مادی می داندکه بد خواه یا خیر خواه آدمیانند؛آدمیانی که هر چه در طبیعت روی می دهد،به این ارواح وشیاطین نسبت می دهند،ومعتقدندکه موجودات مذکور نه تنها به جانوران وگیاهان جان می بخشند بلکه حتی اشیائ ظاهرا بی روح را نیزجان وروانند."
#توتم_و_تابو،
نقل از کتاب تبلور تضاد و وحدت در حماسه ملی(اسطوره زال)،
#محمد_مختاری،انتشارات توس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
#برشی_از_کتاب
#یونگ اساطیر را کشف وشهودهای "ناخود آگاه جمعی" می انگارد.وفروید معتقدبودکه "اساطیر بازمانده خاطرات وتوهمات وآرزوهای وازده ملتها واقوام ودر حکم رویاهای متمادی انسان در دوران جوانی اوست . اسطوره با عقده های ابتدایی انسان مرتبط است ،وعبارت است از خاطره آداب ومراسمی که در جامعه های بدوی ،معمول ورایج بوده است ،اما بعد ممنوع شده وبتدریج سر کوفته شده و به صورت آرزوهای نگفتنی در ناخود آگاه باقی مانده است .اسطوره در حقیقت رویایی جمعی است،و آیین نمادی آن مانندآیین نمادی رویاست که اساسا جنسی است."
ذهن ابتدایی بشر برای باز کردن گره های زندگی ،برای هر معلولی که علت های طبیعی داشت به دنبال موجودات فوق طبیعی می گشتند.به دنبال خواب،جادو ،روحانیت،توتم ،رویین تنی وتابو وغیره،به دنبال کوچکترین دستاویزی که دربیماری ،گرفتاری ومرگ آنها را مدد نماید. آنان کمی راحت تر از امروزیان ،تخیّل را سهل تر از علم ومتافیزیک را سهل تر از فیزیک می پذیرفتند."انسان بدوی ،از طبیعت وجهان دریافتی عجیب امامشخص دارد.جهان را مسکن تعدادکثیری از موجودات غیر مادی می داندکه بد خواه یا خیر خواه آدمیانند؛آدمیانی که هر چه در طبیعت روی می دهد،به این ارواح وشیاطین نسبت می دهند،ومعتقدندکه موجودات مذکور نه تنها به جانوران وگیاهان جان می بخشند بلکه حتی اشیائ ظاهرا بی روح را نیزجان وروانند."
#توتم_و_تابو،
نقل از کتاب تبلور تضاد و وحدت در حماسه ملی(اسطوره زال)،
#محمد_مختاری،انتشارات توس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#غلط_ننویسیم
🔴تپانچه
#تپانچه: این واژه در قدیم به معنای «سیلی» و «ضربه با کف دست» بوده است و امروزه به معنای «سلاح آتشی کمری» نیز به کار میرود. املای صحیح آن تپانچه است و نه طپانچه.
#ت
منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
#غلط_ننویسیم
🔴تپانچه
#تپانچه: این واژه در قدیم به معنای «سیلی» و «ضربه با کف دست» بوده است و امروزه به معنای «سلاح آتشی کمری» نیز به کار میرود. املای صحیح آن تپانچه است و نه طپانچه.
#ت
منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#برشی_از_کتاب
▫️جنینی که من بودم
...
آری من همان جنین كوچك هستم كه پنجاه و چند سال پیش، به صورت لخته خونی پیوسته به طناب جفت، در میان پرده های زهدان روییده بود و هر دم بر شمار یاخته ها با تصاعدی هندسی می افزود تا دست و پا و چشم و گوش و دهان بسازد و پس از نه ماه از دنیای جنینیی كوچك خود به دنیای جنینیی بزرگتر سر بركشد ــ اگرچه، آنطور كه مادرم میگفت، من با سر زاده نشده بودم: نخست یك دست سرخ و كوچك؛ پس، پشتی و سری!
گفتم «دنیای جنینی بزرگتر» ــ اگر معیار بزرگی فقط حجم باشد. امّا چنان كه میبینم، این دنیای بزرگ، با حقارتها و كج اندیشیها و گمراهی ها و تعصب هایش، چنان كوچك است كه دنیای جنینی و به دور از ستم كیشی نخستین من باید در برابرش عظیم جلوه کند
#سیمین_بهبهانی
#کلید_و_خنجر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
#برشی_از_کتاب
▫️جنینی که من بودم
...
آری من همان جنین كوچك هستم كه پنجاه و چند سال پیش، به صورت لخته خونی پیوسته به طناب جفت، در میان پرده های زهدان روییده بود و هر دم بر شمار یاخته ها با تصاعدی هندسی می افزود تا دست و پا و چشم و گوش و دهان بسازد و پس از نه ماه از دنیای جنینیی كوچك خود به دنیای جنینیی بزرگتر سر بركشد ــ اگرچه، آنطور كه مادرم میگفت، من با سر زاده نشده بودم: نخست یك دست سرخ و كوچك؛ پس، پشتی و سری!
گفتم «دنیای جنینی بزرگتر» ــ اگر معیار بزرگی فقط حجم باشد. امّا چنان كه میبینم، این دنیای بزرگ، با حقارتها و كج اندیشیها و گمراهی ها و تعصب هایش، چنان كوچك است كه دنیای جنینی و به دور از ستم كیشی نخستین من باید در برابرش عظیم جلوه کند
#سیمین_بهبهانی
#کلید_و_خنجر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه
چگونه امکان دارد که کسی خود را، در آيندهای نامعلوم که در آن ممکن است احساساتش دگرگون شده باشند، نسبت به ديگری ملتزم گرداند. مثلاً، چگونه ممکن است شخصی از سر خلوص و صداقت عهد زناشويی ببندد، وقتی که میداند که احتمالاً گذشت زمان احساساتش را نسبت به کسی که اکنون دوستش میدارد دگرگون خواهد کرد؟ اگر به ديگری قول #وفاداری دهم، آيا خود را در معرض اين خطر نياوردهام که با روی و ريا زندگی کنم و بدون احساس [مساعد] يا خلوص به عمل دست يازم؟ مارسل معتقد است که اگر کسی به حد لحظهی موجود تنزل يابد، يعنی اگر تنها دستورالعملش اين باشد که وضع و حال کنونی وجدان خود را بپذيرد، «خود» او وحدت هستی نمیتواند داشت. از طريق وفاست که «خود» به نوعی هويت، نوعی وحدت، و نوعی غلبه بر خورههای فرسايندهای که گذشت زمان به جانِ دار و ندار ما میاندازد دست میيابد. وعده دادن، يا عهد بستن، به معنای قبول اين مسئوليت است که برای شخص ديگری چيزی باشم؛ به معنای ايجاد ارتباطی است که قول داده شده که خلاق باشد، فارغ از اينکه گذشت زمان چه دگرگونیهايی پديد میتواند آورد.
وفا را صِرف ثَبات قدم يا پافشاری در عمل به ظاهرِ وعدههايی که داده شده دانستن، طرز تلقیای است فاجعهآميز. البته، هستند کسان بسياری که وفا، در نظرشان، به حد پايبندی اکيد به انجام وظيفه تنزل يافته است؛ اما اين تحريف آشکار وفای واقعی است. صرف ثبات قدم ممکن است #خيانت به وفا باشد. فقط بايد حکايت قناطير را در اناجيل به ياد آوريم تا دريابيم که وفا را نمیتوان با حفظ وضع موجود يکی انگاشت. برعکس، از ذاتيات وفا يکی اين است که خلاق باشيم و بخواهيم که با ديگری در کوششهايی که میکند تا به آزادی دست يابد تشريک مساعی کنيم. از اينرو، وفا مستلزم هوشياری دائم است در برابر رخوت همرنگی با جماعت و صلابت عادت. محافظهکاری متحجرانه ضد وفاست؛ زيرا، در جهانی که انسان اصيل، در آن بايد هميشه در سير و سلوک باشد وفاداری بايد انعطافپذير باشد و الا به خيانت بدل میشود.
#گابریل_مارسل ،
مترجم: #مصطفی_ملکیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
چگونه امکان دارد که کسی خود را، در آيندهای نامعلوم که در آن ممکن است احساساتش دگرگون شده باشند، نسبت به ديگری ملتزم گرداند. مثلاً، چگونه ممکن است شخصی از سر خلوص و صداقت عهد زناشويی ببندد، وقتی که میداند که احتمالاً گذشت زمان احساساتش را نسبت به کسی که اکنون دوستش میدارد دگرگون خواهد کرد؟ اگر به ديگری قول #وفاداری دهم، آيا خود را در معرض اين خطر نياوردهام که با روی و ريا زندگی کنم و بدون احساس [مساعد] يا خلوص به عمل دست يازم؟ مارسل معتقد است که اگر کسی به حد لحظهی موجود تنزل يابد، يعنی اگر تنها دستورالعملش اين باشد که وضع و حال کنونی وجدان خود را بپذيرد، «خود» او وحدت هستی نمیتواند داشت. از طريق وفاست که «خود» به نوعی هويت، نوعی وحدت، و نوعی غلبه بر خورههای فرسايندهای که گذشت زمان به جانِ دار و ندار ما میاندازد دست میيابد. وعده دادن، يا عهد بستن، به معنای قبول اين مسئوليت است که برای شخص ديگری چيزی باشم؛ به معنای ايجاد ارتباطی است که قول داده شده که خلاق باشد، فارغ از اينکه گذشت زمان چه دگرگونیهايی پديد میتواند آورد.
وفا را صِرف ثَبات قدم يا پافشاری در عمل به ظاهرِ وعدههايی که داده شده دانستن، طرز تلقیای است فاجعهآميز. البته، هستند کسان بسياری که وفا، در نظرشان، به حد پايبندی اکيد به انجام وظيفه تنزل يافته است؛ اما اين تحريف آشکار وفای واقعی است. صرف ثبات قدم ممکن است #خيانت به وفا باشد. فقط بايد حکايت قناطير را در اناجيل به ياد آوريم تا دريابيم که وفا را نمیتوان با حفظ وضع موجود يکی انگاشت. برعکس، از ذاتيات وفا يکی اين است که خلاق باشيم و بخواهيم که با ديگری در کوششهايی که میکند تا به آزادی دست يابد تشريک مساعی کنيم. از اينرو، وفا مستلزم هوشياری دائم است در برابر رخوت همرنگی با جماعت و صلابت عادت. محافظهکاری متحجرانه ضد وفاست؛ زيرا، در جهانی که انسان اصيل، در آن بايد هميشه در سير و سلوک باشد وفاداری بايد انعطافپذير باشد و الا به خيانت بدل میشود.
#گابریل_مارسل ،
مترجم: #مصطفی_ملکیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️