@flith کانال پروازفکرواندیشه
#كتاب_بيشعورى
راهنمای عملی شناخت و درمانِ خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت نوشتهی خاویر کرمنت ترجمهی محمود فرجامی با تجدید نظر و اضافات (نسخهی کامل) ۱۳۹۴
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
#كتاب_بيشعورى
راهنمای عملی شناخت و درمانِ خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت نوشتهی خاویر کرمنت ترجمهی محمود فرجامی با تجدید نظر و اضافات (نسخهی کامل) ۱۳۹۴
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
خاویر کرمنت، محمود فرجامی 156 . بیشعوری
2۱ ازدواج با آدم بیشعور
وقتی فهمیدم عشق از زندگیمان بیرون رفته که دیگر سیگارش را در هنگام بوسیدن من از لب برنمیداشت. - ماری جین،۱همسر یک بیشعور شاید هیچ چیز در زندگی از این تکان دهنده تر نباشد که یک روز از خواب برخیزیم و دریابیم که یک آدم بیشعور توی رختخوابمان هست! بعضی آدمها این حقیقت تلخ را در همان شب اول عروسیشان میفهمند؛ دیگران تا سالها بعد نمیفهمند. مدت زمان فهمیدن این واقعیت (اگر چنین چیزی روی دهد) اهمیت زیادی ندارد، آنچه که مهم است درکِ معنایی است که زندگی با یک همسر بیشعور متضمن آن است. روشهایی که برای سروکار داشتن با همکار یا دوست بیشعور به کار میرود برای همسر بیشعور کاربردی ندارد. پس چه کارهایی میتوان کرد؟ زیاد نیست:
طلا ق. این کار چندان پیشنهاد نمیشود، زیرا فقط یک کار هست که از زندگی مشترک با آدم بیشعور عذاب آورتر است و آن جداشدن از اوست. اگر از بندوبساط دادگاه جان سالم بهدر برید و مخارج این کار کمرتان را نشکند، همسر قبلیتان در باقی عمرتان همیشه شما را تعقیب خواهد کرد و زیر نظر خواهد داشت تا مطمئن شود از کاری که کردهاید پشیمان هستید. و البته احتمال اینکه تمام عمرتان را در پشیمانی به سر برید بسیار با لاست، چرا که هر کس یک بار در زندگی دل به بیشعوری ببندد، حق دارد که تا آخرش عمرش انگشت ندامت به دندان بگزد. فرار به یک کشور خارجی با نام مستعار. این راه بهتر است، اما به خاطر مواردی که در گزینهی طلا ق مطرح شد، زیاد عملی نیست. مگر اینکه با زرنگی بتوانید قبل از خروج از کشور، وانمود کنید که مرده اید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
خاویر کرمنت، محمود فرجامی 156 . بیشعوری
2۱ ازدواج با آدم بیشعور
وقتی فهمیدم عشق از زندگیمان بیرون رفته که دیگر سیگارش را در هنگام بوسیدن من از لب برنمیداشت. - ماری جین،۱همسر یک بیشعور شاید هیچ چیز در زندگی از این تکان دهنده تر نباشد که یک روز از خواب برخیزیم و دریابیم که یک آدم بیشعور توی رختخوابمان هست! بعضی آدمها این حقیقت تلخ را در همان شب اول عروسیشان میفهمند؛ دیگران تا سالها بعد نمیفهمند. مدت زمان فهمیدن این واقعیت (اگر چنین چیزی روی دهد) اهمیت زیادی ندارد، آنچه که مهم است درکِ معنایی است که زندگی با یک همسر بیشعور متضمن آن است. روشهایی که برای سروکار داشتن با همکار یا دوست بیشعور به کار میرود برای همسر بیشعور کاربردی ندارد. پس چه کارهایی میتوان کرد؟ زیاد نیست:
طلا ق. این کار چندان پیشنهاد نمیشود، زیرا فقط یک کار هست که از زندگی مشترک با آدم بیشعور عذاب آورتر است و آن جداشدن از اوست. اگر از بندوبساط دادگاه جان سالم بهدر برید و مخارج این کار کمرتان را نشکند، همسر قبلیتان در باقی عمرتان همیشه شما را تعقیب خواهد کرد و زیر نظر خواهد داشت تا مطمئن شود از کاری که کردهاید پشیمان هستید. و البته احتمال اینکه تمام عمرتان را در پشیمانی به سر برید بسیار با لاست، چرا که هر کس یک بار در زندگی دل به بیشعوری ببندد، حق دارد که تا آخرش عمرش انگشت ندامت به دندان بگزد. فرار به یک کشور خارجی با نام مستعار. این راه بهتر است، اما به خاطر مواردی که در گزینهی طلا ق مطرح شد، زیاد عملی نیست. مگر اینکه با زرنگی بتوانید قبل از خروج از کشور، وانمود کنید که مرده اید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 157
خودکشیِ بااحتیاط. به اندازه گزینه دوم جالب نیست، اما از گزینه اول مفیدتر است. اشکال این روش، برگشت ناپذیری آن است. آدمکشیِ بااحتیاط. اخلا ق پزشکی اجازه نمیدهد این روش یا روش قبلی را توصیه کنم؛ با این حال یک وقتهایی واقعا چاره ای جز این کارها نیست. اگر احتیاج به کمک ۱ دارید، دوست خوبی دارم به نام گیدو... یادگرفتن زندگی مشترک با آدم بیشعور. این گزینه را بررسی میکنیم. تنها راه حل همین است و البته این کار ممکن نیست مگر اینکه چند نکته را در ذهن داشته باشید: ۱. قبول کنید که نمیتوانید به زندگی ایده آل دست یابید؛ شاید دفعه بعد. هر چه زودتر انتظارهایتان از زندگی زناشویی را پایین بیاورید، به نفع خودتان است. این کار به ویژه کمک میکند تا از یادآوری این مطلب افسرده کننده که فقط شما بودید که این بیشعور را به همسری انتخاب کردید، خلا ص شوید. 2. اگر هنوز افسرده هستید، انتظارها را باز هم پایینتر بیاورید. آنقدر پایین که حتی از ازدواج با یک آدم بیشعور خوشحال هم باشید. به چیزهای خوبی فکر کنید که میتوانستند طور دیگری باشند. مثلا به این نکته مثبتِ بیشعوری همسرتان فکر کنید که میتوانید با اشاره کردن به او بچه هایتان را از بیشعوربودن برحذر دارید! ۳. یاد بگیرید که به خاطر وراجی کردن یا برج زهرماربودن او جوش نزنید و برای سرکوب کردن کامل احساسات و کمبود محبت خودتان، خودخوری نکنید. برای اینکه به طور کامل بی رَگ بشوید لا زم نیست حتما به الکل معتاد شوید. فقط یاد بگیرید که بیخیال باشید. اگر به این درجه از بیخیالی برسید حتی میتوانید با چاقو دستتان را ببرید بدون آنکه درد زیادی حس کنید. ۴. جایگزینها را با احتیاط آزمایش کنید. از میان کسانی که آنها هم همسران بیشعوری دارند دوستانی انتخاب کنید. به این ترتیب همدردانی پیدا میکنید که میتوانید با آنها درددل کنید و کمبودهای عاطفی و غیره تان را جبران کنید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 157
خودکشیِ بااحتیاط. به اندازه گزینه دوم جالب نیست، اما از گزینه اول مفیدتر است. اشکال این روش، برگشت ناپذیری آن است. آدمکشیِ بااحتیاط. اخلا ق پزشکی اجازه نمیدهد این روش یا روش قبلی را توصیه کنم؛ با این حال یک وقتهایی واقعا چاره ای جز این کارها نیست. اگر احتیاج به کمک ۱ دارید، دوست خوبی دارم به نام گیدو... یادگرفتن زندگی مشترک با آدم بیشعور. این گزینه را بررسی میکنیم. تنها راه حل همین است و البته این کار ممکن نیست مگر اینکه چند نکته را در ذهن داشته باشید: ۱. قبول کنید که نمیتوانید به زندگی ایده آل دست یابید؛ شاید دفعه بعد. هر چه زودتر انتظارهایتان از زندگی زناشویی را پایین بیاورید، به نفع خودتان است. این کار به ویژه کمک میکند تا از یادآوری این مطلب افسرده کننده که فقط شما بودید که این بیشعور را به همسری انتخاب کردید، خلا ص شوید. 2. اگر هنوز افسرده هستید، انتظارها را باز هم پایینتر بیاورید. آنقدر پایین که حتی از ازدواج با یک آدم بیشعور خوشحال هم باشید. به چیزهای خوبی فکر کنید که میتوانستند طور دیگری باشند. مثلا به این نکته مثبتِ بیشعوری همسرتان فکر کنید که میتوانید با اشاره کردن به او بچه هایتان را از بیشعوربودن برحذر دارید! ۳. یاد بگیرید که به خاطر وراجی کردن یا برج زهرماربودن او جوش نزنید و برای سرکوب کردن کامل احساسات و کمبود محبت خودتان، خودخوری نکنید. برای اینکه به طور کامل بی رَگ بشوید لا زم نیست حتما به الکل معتاد شوید. فقط یاد بگیرید که بیخیال باشید. اگر به این درجه از بیخیالی برسید حتی میتوانید با چاقو دستتان را ببرید بدون آنکه درد زیادی حس کنید. ۴. جایگزینها را با احتیاط آزمایش کنید. از میان کسانی که آنها هم همسران بیشعوری دارند دوستانی انتخاب کنید. به این ترتیب همدردانی پیدا میکنید که میتوانید با آنها درددل کنید و کمبودهای عاطفی و غیره تان را جبران کنید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
158 . بیشعوری خاویر کرمنت، محمود فرجامی
دوست من گیدو در بخش و غیره هم فعال است و میتواند با سرویسهای عالی هر آنچه را که بخواهید برایتان فراهم کند.۱ 5. تا آنجا که ممکن است با همسرتان مهربان باشید و مدارا کنید. این کار باعث کاهش قابل ملا حظه اصطکاکها و آسیبهایی که تاکنون داشته اید میشود. مثلاوقتی که از سر کار به خانه میآیید، اولین کلماتی که به همسرتان میگویید این باشد: «معذرت میخواهم. به خاطر هر چیزی که به خاطرش ناراحتی، معذرت میخواهم.» این نوع عذرخواهیهای عمومی، باد او را میخواباند و از ناراحتی بیشتر خودتان پیشگیری میکند. 6. اگر همسرتان به گونهای است که خوشیها را تحمل نمیکند و اصرار به دعوا و مرافعه دارد، در اینصورت با یک بیشعور معمولی ازدواج نکردهاید، بلکه با یک بیشعور تمام عیار ازدواج کردهاید. در چنین موقعیتی راه حل آن است که به او کمک کنید تا راههایی برای تخلیه مازادِ خشم و عصبانیت خود پیدا کند. تشویقش کنید که به کلا سهای آموزش جنگ چریکی و دفاع شخصی برود. خودتان هم حتما کاراته یاد بگیرید. آیا مشاورههای خانوادگی مفید خواهند بود؟ یقینا بله. همانطور که سرهنگ ساندرز،2استاد تاکتیکهای جنگی و مشاور خانواده در وست پوینت۳میگوید، حضور زوجهایی که مشکل بیشعوری دارند در مشاورههای خانوادگی مفید است؛ البته نه به عنوان بیمار، بلکه به عنوان آیینه عبرت. به این ترتیب که میتوان با نشان دادن آنها به زوجهایی که مشکل دارند و برای مشاوره مراجعه میکنند کمک کرد تا بفهمند زندگیشان آنقدرها هم که فکر میکنند بد نیست. آنها با مقایسه زندگی زناشویی شان با زندگی آن بیشعورها، قدر هم را خواهند دانست و علا قه مند به حفظ زندگی مشترکشان خواهند شد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
158 . بیشعوری خاویر کرمنت، محمود فرجامی
دوست من گیدو در بخش و غیره هم فعال است و میتواند با سرویسهای عالی هر آنچه را که بخواهید برایتان فراهم کند.۱ 5. تا آنجا که ممکن است با همسرتان مهربان باشید و مدارا کنید. این کار باعث کاهش قابل ملا حظه اصطکاکها و آسیبهایی که تاکنون داشته اید میشود. مثلاوقتی که از سر کار به خانه میآیید، اولین کلماتی که به همسرتان میگویید این باشد: «معذرت میخواهم. به خاطر هر چیزی که به خاطرش ناراحتی، معذرت میخواهم.» این نوع عذرخواهیهای عمومی، باد او را میخواباند و از ناراحتی بیشتر خودتان پیشگیری میکند. 6. اگر همسرتان به گونهای است که خوشیها را تحمل نمیکند و اصرار به دعوا و مرافعه دارد، در اینصورت با یک بیشعور معمولی ازدواج نکردهاید، بلکه با یک بیشعور تمام عیار ازدواج کردهاید. در چنین موقعیتی راه حل آن است که به او کمک کنید تا راههایی برای تخلیه مازادِ خشم و عصبانیت خود پیدا کند. تشویقش کنید که به کلا سهای آموزش جنگ چریکی و دفاع شخصی برود. خودتان هم حتما کاراته یاد بگیرید. آیا مشاورههای خانوادگی مفید خواهند بود؟ یقینا بله. همانطور که سرهنگ ساندرز،2استاد تاکتیکهای جنگی و مشاور خانواده در وست پوینت۳میگوید، حضور زوجهایی که مشکل بیشعوری دارند در مشاورههای خانوادگی مفید است؛ البته نه به عنوان بیمار، بلکه به عنوان آیینه عبرت. به این ترتیب که میتوان با نشان دادن آنها به زوجهایی که مشکل دارند و برای مشاوره مراجعه میکنند کمک کرد تا بفهمند زندگیشان آنقدرها هم که فکر میکنند بد نیست. آنها با مقایسه زندگی زناشویی شان با زندگی آن بیشعورها، قدر هم را خواهند دانست و علا قه مند به حفظ زندگی مشترکشان خواهند شد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 159
بسیاری از مردم، ساندرز را به بدبینی متهم میکنند، البته نه به خاطر اصرارش بر مساله فوق، بلکه به خاطر اعتقاد راسخش به این مطلب که «ازدواجهای بد قابل درمان نیست، فقط میتوان از آنها پیشگیری کرد.» توصیه همیشگی او برای مواقعی که احتمال ازدواج جدی میشود این است: «فقط بگو نه.» تمرینها ۱- در میان خویشان و آشنایانتان چند تا ازدواج بدفرجام میتوانید بشمارید؟ مشکل آنها ناسازگاری بوده یا بیشعوری؟ 2- چند تا ازدواج ناموفق داشته اید؟ چرا هی ازدواج میکنید؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 159
بسیاری از مردم، ساندرز را به بدبینی متهم میکنند، البته نه به خاطر اصرارش بر مساله فوق، بلکه به خاطر اعتقاد راسخش به این مطلب که «ازدواجهای بد قابل درمان نیست، فقط میتوان از آنها پیشگیری کرد.» توصیه همیشگی او برای مواقعی که احتمال ازدواج جدی میشود این است: «فقط بگو نه.» تمرینها ۱- در میان خویشان و آشنایانتان چند تا ازدواج بدفرجام میتوانید بشمارید؟ مشکل آنها ناسازگاری بوده یا بیشعوری؟ 2- چند تا ازدواج ناموفق داشته اید؟ چرا هی ازدواج میکنید؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
خاویر کرمنت، محمود فرجامی 160 . بیشعوری
22 بیشعور مادرزاد
وقتی که پیش از خوردن صبحانهاش گربه را خفه کرد فهمیدم روزگارم سیاه است. - جین، مادر یک بیشعور ۴ ساله سالهای سال، روانشناسان کودک فکر میکردند که مقو لاتی از قبیل کودکان فاسد وجود ندارد؛ آنچه که هست کودکانیاند که قربانی فساد، شرایط بد اجتماعی یا تربیت نامناسب خانوادگی شدهاند. بر همین اساس هر وقت بچهای رفتار بد و زننده ای داشت، بیشتر درمانگرها فورا تقصیر را به گردن جامعه یا والدین میانداختند. تحقیقات من نشان میدهد که بعضی واقعیتهای واضح و آشکار در این میان نادیده گرفته شده است. همه میدانیم اینطور نیست که اگر گل و سبزه در جایی بکاریم و محیط را هم آماده نگه داریم، حتما همانطور که انتظار داشتهایم گل و سبزه برداشت کنیم. علفهای هرز زیادی هم در این میان به هم میرسند. همین امر در تولید آدمیزاد هم صادق است. بعضی از بچه ها با وجود برخورداری از والدین شریف و محیط خانوادگی سالم باز هم بد بار میآیند. درواقع بعضی از بچه ها بدجنس و خرابکار به دنیا میآیند. آنها از شکنجه دادنِ حشرات و حیوانات کوچک لذت میبرند. بچه های کوچکتر از خودشان را کتک میزنند. جواب پدر و مادرشان را با بی ادبی میدهند. روز خوبشان روزی است که جایی را خراب کنند.
میوه و سبزیهای غذایشان را نمیخورند. خلا صه آنکه بیشعور به دنیا میآیند؛ بچه های بیشعورِ والدین باشعور.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
خاویر کرمنت، محمود فرجامی 160 . بیشعوری
22 بیشعور مادرزاد
وقتی که پیش از خوردن صبحانهاش گربه را خفه کرد فهمیدم روزگارم سیاه است. - جین، مادر یک بیشعور ۴ ساله سالهای سال، روانشناسان کودک فکر میکردند که مقو لاتی از قبیل کودکان فاسد وجود ندارد؛ آنچه که هست کودکانیاند که قربانی فساد، شرایط بد اجتماعی یا تربیت نامناسب خانوادگی شدهاند. بر همین اساس هر وقت بچهای رفتار بد و زننده ای داشت، بیشتر درمانگرها فورا تقصیر را به گردن جامعه یا والدین میانداختند. تحقیقات من نشان میدهد که بعضی واقعیتهای واضح و آشکار در این میان نادیده گرفته شده است. همه میدانیم اینطور نیست که اگر گل و سبزه در جایی بکاریم و محیط را هم آماده نگه داریم، حتما همانطور که انتظار داشتهایم گل و سبزه برداشت کنیم. علفهای هرز زیادی هم در این میان به هم میرسند. همین امر در تولید آدمیزاد هم صادق است. بعضی از بچه ها با وجود برخورداری از والدین شریف و محیط خانوادگی سالم باز هم بد بار میآیند. درواقع بعضی از بچه ها بدجنس و خرابکار به دنیا میآیند. آنها از شکنجه دادنِ حشرات و حیوانات کوچک لذت میبرند. بچه های کوچکتر از خودشان را کتک میزنند. جواب پدر و مادرشان را با بی ادبی میدهند. روز خوبشان روزی است که جایی را خراب کنند.
میوه و سبزیهای غذایشان را نمیخورند. خلا صه آنکه بیشعور به دنیا میآیند؛ بچه های بیشعورِ والدین باشعور.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 161
دکتر مونتاگ فیشبرگر،۱ استاد روانشناسی کودک در دانشگاه میلپیتاس، معتقد است که روانشناس ها به نظریه کودک آزاری اعتیاد پیدا کردهاند و در نتیجه این سوءمصرف، همیشه والدین را مقصر و بچه ها را بیگناه میدانند. دکتر فیشبرگر میگوید: «درست نیست. من سه تا بچه دارم که هر سه تا بیشعور تمام عیارند. من و همسرم همه چیز در اختیارشان گذاشته ایم؛ خانه ای با محیط دوست داشتنی، مواظبت دائمی و مهر و محبت فراوان. هر کاری که لا زم بوده برایشان انجام دادهایم؛ هوایشان را داشتهایم، با آنها دوست بودهایم و از سر تقصیراتشان گذشته ایم. اصرار داشته ایم که باعرضه و مستقل بار بیایند و احساس مسئولیت داشته باشند. اما با تمام این اوصاف شرور و فاسد بار آمدهاند.» آنقدر شرور که با همدستی یکدیگر تصمیم گرفتند معلم هایشان را که دو زن و یک مرد بودند با اتهام سوءاستفادهی جنسی به صلابه بکشند. چند داستان سکسی سرهم کردند و با دقت به خاطر سپردند تا اگر جداگانه مورد سوال قرار گرفتند حرفهایشان هیچ تناقضی با هم نداشته باشد. بعد آن داستانها را برای پدر و مادرشان گفتند. آنها هم طبیعتا خیلی آشفته شدند و بلا فاصله به این خاطر به مدیر دبستانشان شکایت کردند. هر سه معلم اخراج شدند. پروندهشان به دادگاه کشیده شد و رای علیه آنها صادر شد. اما بعدها، پس از اینکه مشخص شد یکی از داستانها از داستان کوتاهی اقتباس شده که در یک مجله پورنو چاپ شده بود، تبرئه شدند. ولی معلمها به این خاطر، دو سال تحقیر، هزینه های دادگاه و بیکاری را متحمل شده بودند و به اعتبار حرفهای دکتر فیشبرگر هم لطمات جبران ناپذیری وارد شد. آیا به اندازهی کافی لیلی به لالا ی این بچه ها گذاشته نشده بود یا این بچه ها بیشعور به دنیا آمده بودند؟ خانم کاساندرا تایتگات،2مبدع نهضت جنجالی اما بسیار مفید «همینه که هست» برای بچه های سرتق، کام با دکتر فیشبرگر موافق است. او میگوید: «در همان هفتهای که من پا به سی وشش سالگی گذاشته بودم، دختر شانزده ساله ام برای بار دوم سقط جنین کرد و پسر پانزده ساله ام به خاطر فروش مواد مخدر دستگیر شد. به این خاطر تصمیم گرفتم بروم لوله های رحمم را ببندم، هرچند که میدانستم این کار فقط یک ژست سمبولیک است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 161
دکتر مونتاگ فیشبرگر،۱ استاد روانشناسی کودک در دانشگاه میلپیتاس، معتقد است که روانشناس ها به نظریه کودک آزاری اعتیاد پیدا کردهاند و در نتیجه این سوءمصرف، همیشه والدین را مقصر و بچه ها را بیگناه میدانند. دکتر فیشبرگر میگوید: «درست نیست. من سه تا بچه دارم که هر سه تا بیشعور تمام عیارند. من و همسرم همه چیز در اختیارشان گذاشته ایم؛ خانه ای با محیط دوست داشتنی، مواظبت دائمی و مهر و محبت فراوان. هر کاری که لا زم بوده برایشان انجام دادهایم؛ هوایشان را داشتهایم، با آنها دوست بودهایم و از سر تقصیراتشان گذشته ایم. اصرار داشته ایم که باعرضه و مستقل بار بیایند و احساس مسئولیت داشته باشند. اما با تمام این اوصاف شرور و فاسد بار آمدهاند.» آنقدر شرور که با همدستی یکدیگر تصمیم گرفتند معلم هایشان را که دو زن و یک مرد بودند با اتهام سوءاستفادهی جنسی به صلابه بکشند. چند داستان سکسی سرهم کردند و با دقت به خاطر سپردند تا اگر جداگانه مورد سوال قرار گرفتند حرفهایشان هیچ تناقضی با هم نداشته باشد. بعد آن داستانها را برای پدر و مادرشان گفتند. آنها هم طبیعتا خیلی آشفته شدند و بلا فاصله به این خاطر به مدیر دبستانشان شکایت کردند. هر سه معلم اخراج شدند. پروندهشان به دادگاه کشیده شد و رای علیه آنها صادر شد. اما بعدها، پس از اینکه مشخص شد یکی از داستانها از داستان کوتاهی اقتباس شده که در یک مجله پورنو چاپ شده بود، تبرئه شدند. ولی معلمها به این خاطر، دو سال تحقیر، هزینه های دادگاه و بیکاری را متحمل شده بودند و به اعتبار حرفهای دکتر فیشبرگر هم لطمات جبران ناپذیری وارد شد. آیا به اندازهی کافی لیلی به لالا ی این بچه ها گذاشته نشده بود یا این بچه ها بیشعور به دنیا آمده بودند؟ خانم کاساندرا تایتگات،2مبدع نهضت جنجالی اما بسیار مفید «همینه که هست» برای بچه های سرتق، کام با دکتر فیشبرگر موافق است. او میگوید: «در همان هفتهای که من پا به سی وشش سالگی گذاشته بودم، دختر شانزده ساله ام برای بار دوم سقط جنین کرد و پسر پانزده ساله ام به خاطر فروش مواد مخدر دستگیر شد. به این خاطر تصمیم گرفتم بروم لوله های رحمم را ببندم، هرچند که میدانستم این کار فقط یک ژست سمبولیک است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
162 . بیشعوری خاویر کرمنت، محمود فرجامی
وقتی که در بیمارستان بستری بودم، درباره تمام آن مواقعی که این بچه های شرور از مهربانی و کمکهای ما سوءاستفاده کرده بودند فکر کردم. به این نتیجه رسیدم که من و شوهرم شاید زیادی مهربان بودهایم. در این زمان بود که شیوهی «همینه که هست» برای رفتار با بچه ها به ذهنم رسید. من این برنامه را تدریس کردم و به مذاق پدر و مادرهای زیادی خوش آمد. به طوریکه پس از اندکی برای شنیدن حرفهای من هجوم میآوردند و در حال حاضر دوازده هزار گروه «همینه که هست» در سراسر کشور وجود دارد.» این روش، راهکار مفیدی است برای پدر و مادرهای باشعور تا بتوانند بچه های بیشعورشان را کنترل کنند و بر اصول زیر مبتنی است:
۱. تقصیر شما نیست که بچه هایتان فاسدند، مگر آنکه واقعا شما آنها را فاسد کرده باشید. همچنین وظیفه شما نیست که آسایش خودتان را فدای آسایش آنها کنید. فقط اعتدال داشته باشید و در اعتدالتان ثابت قدم باشید. منظور از اعتدال همان چیزی است که هر عقل سلیمی میفهمد. اگر فرزند شانزده ساله تان از اینکه در تعطیلا ت آخر هفته نمیگذارید ماشین براند شکایت دارد، به خاطرش بیاورید که آبراهام لینکلن، هر روز ۹ مایل را تا مدرسهاش پیاده میرفت، اما بعدها یک ماشین به نام او تولید شد.۱وقتی که بچه تان گفت :«آره، یه ماشین برای پیرمردهای گوزو» به آرامی جواب دهید «همینه که هست.» 2. هروقت بچه هایتان گریه و زاری کردند، نگاه کنید ببینید آسیب و جراحتی دیدهاند یا نه. اگر نه، بگویید خفه شوند و اینقدر ونگ نزنند. خوششان نمیآید که نیاید، همینه که هست. ۳. اگر بچه هایتان از حد خود خارج شدند و خودخواهی و وظیفه نشناسیشان غیرقابل تحمل شد، از خانه بیرونشان کنید. به آنها بگویید که باید خانه را ترک کنند تا بفهمند که یک من ماست چقدر کره دارد. هر فرزند خودخواهی که از رفتار شما در خانه خوشش نمیآید باید بداند همینه که هست! (بچه های کوچک از این قاعده مستثنی هستند.)
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
162 . بیشعوری خاویر کرمنت، محمود فرجامی
وقتی که در بیمارستان بستری بودم، درباره تمام آن مواقعی که این بچه های شرور از مهربانی و کمکهای ما سوءاستفاده کرده بودند فکر کردم. به این نتیجه رسیدم که من و شوهرم شاید زیادی مهربان بودهایم. در این زمان بود که شیوهی «همینه که هست» برای رفتار با بچه ها به ذهنم رسید. من این برنامه را تدریس کردم و به مذاق پدر و مادرهای زیادی خوش آمد. به طوریکه پس از اندکی برای شنیدن حرفهای من هجوم میآوردند و در حال حاضر دوازده هزار گروه «همینه که هست» در سراسر کشور وجود دارد.» این روش، راهکار مفیدی است برای پدر و مادرهای باشعور تا بتوانند بچه های بیشعورشان را کنترل کنند و بر اصول زیر مبتنی است:
۱. تقصیر شما نیست که بچه هایتان فاسدند، مگر آنکه واقعا شما آنها را فاسد کرده باشید. همچنین وظیفه شما نیست که آسایش خودتان را فدای آسایش آنها کنید. فقط اعتدال داشته باشید و در اعتدالتان ثابت قدم باشید. منظور از اعتدال همان چیزی است که هر عقل سلیمی میفهمد. اگر فرزند شانزده ساله تان از اینکه در تعطیلا ت آخر هفته نمیگذارید ماشین براند شکایت دارد، به خاطرش بیاورید که آبراهام لینکلن، هر روز ۹ مایل را تا مدرسهاش پیاده میرفت، اما بعدها یک ماشین به نام او تولید شد.۱وقتی که بچه تان گفت :«آره، یه ماشین برای پیرمردهای گوزو» به آرامی جواب دهید «همینه که هست.» 2. هروقت بچه هایتان گریه و زاری کردند، نگاه کنید ببینید آسیب و جراحتی دیدهاند یا نه. اگر نه، بگویید خفه شوند و اینقدر ونگ نزنند. خوششان نمیآید که نیاید، همینه که هست. ۳. اگر بچه هایتان از حد خود خارج شدند و خودخواهی و وظیفه نشناسیشان غیرقابل تحمل شد، از خانه بیرونشان کنید. به آنها بگویید که باید خانه را ترک کنند تا بفهمند که یک من ماست چقدر کره دارد. هر فرزند خودخواهی که از رفتار شما در خانه خوشش نمیآید باید بداند همینه که هست! (بچه های کوچک از این قاعده مستثنی هستند.)
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 163
۴. هر وقت دیدید که بچه هایتان دارند با کبریت و کوکتل مولوتف دستساز بازی میکنند و در حالی که به ریش شما میخندند میگویند میخواهند خانه را به آتش بکشند، پلیس را خبر کنید. چند شب ماندن در بازداشتگاه باعث میشود که قدر خانه را بدانند. اگر از رفتار پلیس و شرایط بازداشتگاه شکایت داشتند بگویید «همینه که هست.» 5. از بچه های بالا تر از شش سال بخواهید که در کارهای خانه همکاری کنند. بیشعورهای بیچارهای که انگل جامعه اند روزگاری زیادی عزیزدردانه پدر و مادرشان بودهاند. هیچوقت برای داشتن وجدان کاری و حس مسئولیت زود نیست. «میخوام، نمیخوام» هم نداریم، همینه که هست. 6. اصو لا تلویزیون نقش برجستهای در بیشعورکردن بچه ها دارد. پرتاب تلویزیون از پنجره به بیرون، برای تربیت بهتر فرزندان توصیه میشود، چون همینه که هست.
7. درموردکارهای خانه مقررات ومحدودیتهای شدیدی وضع کنید.اگریکباردر هفته از زیر کار دررفتند، تماشای تلویزیون را ممنوع کنید. اگر چموشی کردند و دو بار در هفته وظایفشان را انجام ندادند مجبورشان کنید که یک شب به یکی از تصنیفهای قرن بوقی درباره فضیلت ادب و وظیفه شناسی برای جوانها گوش کنند. هر وقت هم که از این شکنجه شکایت کردند بگویید: «همینه که هست.»
8. چندضربه کنترل شده به کپل بچه هانه فقط خطرناک نیست،بلکه میتواندازخطر دچارشدن قریبالوقوع جامعه به یک آدم بیشعور جلوگیری کند. اگر بزرگتر از این اند که کارشان با این تنبیه راه بیفتد میتوان به فکر روشهای جایگزین بود. اینکه بچه شما مثل بیشعورها رفتار کند و مردم را آزار بدهد بهتر است یا اینکه به دست شما ادب شود؟ اگر گریه کرد و گفت دردش گرفته فقط بگویید: «همینه که هست.»
۹. اگردرمیان وسایلشک وکائین،کلت،کاندوم وهرکاف غیرمجازدیگری یافت شد، همه را برای خودتان بردارید و دو روز تمام فقط به او آب و نان بدهید بخورد. اگر اعتراض کرد بگویید «همینه که هست.»
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 163
۴. هر وقت دیدید که بچه هایتان دارند با کبریت و کوکتل مولوتف دستساز بازی میکنند و در حالی که به ریش شما میخندند میگویند میخواهند خانه را به آتش بکشند، پلیس را خبر کنید. چند شب ماندن در بازداشتگاه باعث میشود که قدر خانه را بدانند. اگر از رفتار پلیس و شرایط بازداشتگاه شکایت داشتند بگویید «همینه که هست.» 5. از بچه های بالا تر از شش سال بخواهید که در کارهای خانه همکاری کنند. بیشعورهای بیچارهای که انگل جامعه اند روزگاری زیادی عزیزدردانه پدر و مادرشان بودهاند. هیچوقت برای داشتن وجدان کاری و حس مسئولیت زود نیست. «میخوام، نمیخوام» هم نداریم، همینه که هست. 6. اصو لا تلویزیون نقش برجستهای در بیشعورکردن بچه ها دارد. پرتاب تلویزیون از پنجره به بیرون، برای تربیت بهتر فرزندان توصیه میشود، چون همینه که هست.
7. درموردکارهای خانه مقررات ومحدودیتهای شدیدی وضع کنید.اگریکباردر هفته از زیر کار دررفتند، تماشای تلویزیون را ممنوع کنید. اگر چموشی کردند و دو بار در هفته وظایفشان را انجام ندادند مجبورشان کنید که یک شب به یکی از تصنیفهای قرن بوقی درباره فضیلت ادب و وظیفه شناسی برای جوانها گوش کنند. هر وقت هم که از این شکنجه شکایت کردند بگویید: «همینه که هست.»
8. چندضربه کنترل شده به کپل بچه هانه فقط خطرناک نیست،بلکه میتواندازخطر دچارشدن قریبالوقوع جامعه به یک آدم بیشعور جلوگیری کند. اگر بزرگتر از این اند که کارشان با این تنبیه راه بیفتد میتوان به فکر روشهای جایگزین بود. اینکه بچه شما مثل بیشعورها رفتار کند و مردم را آزار بدهد بهتر است یا اینکه به دست شما ادب شود؟ اگر گریه کرد و گفت دردش گرفته فقط بگویید: «همینه که هست.»
۹. اگردرمیان وسایلشک وکائین،کلت،کاندوم وهرکاف غیرمجازدیگری یافت شد، همه را برای خودتان بردارید و دو روز تمام فقط به او آب و نان بدهید بخورد. اگر اعتراض کرد بگویید «همینه که هست.»
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
164 . بیشعوری خاویر کرمنت، محمود فرجامی
با عمل به این برنامه، به یکی از این دو هدف میرسید: یا بچه هایتان میفهمند که باید در رفتار و کردارشان تجدید نظر کنند و بچه های باشعوری شوند و یا باعث میشود که شما را ترک کنند. در هر دو صورت برنده شمایید! ۱- به نظر شما بچه ها در چه سنی بالغ میشوند و از عهده خودشان برمیآیند؟ 2۱ سالگی؟ ۱8 سالگی؟ ۱2 سالگی؟ از همان زمانی که با شما دهن به دهن میشوند؟ 2- آیا امروز بچه هایتان را کتک زدهاید؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
164 . بیشعوری خاویر کرمنت، محمود فرجامی
با عمل به این برنامه، به یکی از این دو هدف میرسید: یا بچه هایتان میفهمند که باید در رفتار و کردارشان تجدید نظر کنند و بچه های باشعوری شوند و یا باعث میشود که شما را ترک کنند. در هر دو صورت برنده شمایید! ۱- به نظر شما بچه ها در چه سنی بالغ میشوند و از عهده خودشان برمیآیند؟ 2۱ سالگی؟ ۱8 سالگی؟ ۱2 سالگی؟ از همان زمانی که با شما دهن به دهن میشوند؟ 2- آیا امروز بچه هایتان را کتک زدهاید؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#معرفی_کتاب وصیت در حقوق اسلامی (شیعه)
رساله دکترای مصدق به زبان فرانسه ( 1914 میلادی ) که بخشهایی از آن را احمد متین دفتری، علی معتمدی و نصرالله انتظام ترجمه کردند و در سال 1302 خورشیدی در تهران در 106 صفحه به چاپ رساندند. در سال 1377 نیز علی محمد طباطبایی قمی، که خود دکترای حقوق و از مبارزان و زندانیان قدیمی است، همهی این پایان نامه را در 216 صفحه منتشر کرد (انتشارات زریاب).
دکتر محمد مصدق دربارهی پایاننامهی دکترای خود نوشته است: «موضوع تز را هم که دانشکدهی حقوق تصویب کرده بود راجع به وصیت در حقوق اسلامی بود که در تهران بهتر میتوانستم کار کنم. یعنی اول به فارسی تهیه کنم و متخصصین اظهار نظر کنند سپس آن را ترجمه کرده، به دانشکده پیشنهاد نمایم.»
مصدق در تهیهی این کتاب، قصد داشت تا از افرادی چون شیخ محمدعلی کاشانی (که مصدق او را استاد خطاب میکرد و ارادت خاصی به او داشت)، حجتالاسلام اسدالله خارقانی و دیگران کمک بخواهد تا در تحقیقات به او کمک کنند. وی در این باره، نامهای بعدها به اسدالله خارقانی نوشت (که متن این نامه را به دلیل اهمیتی که دارد، با ذکر منبع صحیح منتشر خواهیم کرد). وی در خاطراتش مینویسد: «نمیدانم چه پیش آمده بود که نتوانستم آن را با کمک استاد خود شادروان شیخ محمدعلی کاشانی تهیه کنم. با شادروان شمسالعلماء قریب مشورت کردم علی اصغر ماجدی را درنظر گرفت و من نه فقط از معلومات بلکه از صحت عمل او هم در کاری که مادرم در عدلیه داشت، استفاده نمودم و بعد مقدمهی آن را هم که مربوط به مدارک حقوق اسلامی است با نظر استاد خود شیخ محمدعلی تهیه کردم که دیگر کاری نداشت جز این که ترجمه شود و آن را در سوئیس بهتر میتوانستم به انجام برسانم.»
پس از اخذ مدرک دکترای حقوق، او در ایران به دکتر محمدخان مصدقالسلطنه شناخته شد که بعدها این نام به دکتر محمد مصدق تخفیف پیدا کرد.
دکتر همایون کاتوزیان (استاد دانشگاه آکسفورد) در کتاب مصدق و نبرد قدرت (ترجمه به فارسی از احمد تدین) در یک پاورقی به شیخ محمدعلی کاشانی اشاره میکند و دربارهی او توضیح جالبی میدهد که لازم است به آن توجه شود: شیخ مزبور حاضر نشده بود عمامه را بردارد و کلاه پهلوی بر سر نهد، در حالی که این امر به دستور رضاشاه اجباری بود. او تا پایان عمر از خانه بیرون نیامد.
در مطلب بعدی، نامهی مصدق به اسدالله خارقانی را منتشر میکنیم. این نامه که حدود ده سال پس از بازگشت مصدق به ایران نوشته شده است، مربوط به هنگامی است که برخی افراد با دلایل بیپایه کتاب مصدق را نقد میکردند و هدفشان تخریب شخصیت مصدق بود.
بعد از این که برخی از روزنامه ها به انتقاد از کتاب دکتر مصدق تحت عنوان «وصیت در حقوق اسلامی» پرداختند، محمد مصدق در نامهای به اسدالله خارقانی، از خارقانی درخواست کرد تا مطلبی دربارهی این کتاب بیان کند.
متن نامه: خدمت ذیشرافت حضرت حجتالاسلام و المسلمین آقای آقاسیداسدالله خارقانی ادام الله بقائه
به عرض عالی میرساند، در ده سال قبل که در اروپا، بنده به تالیف کتاب وصیت و مدارک حقوق اسلامی مشغول بودم، البته در نظر مبارک هست که بعضی از مشکلات بنده را با مکاتبه، خود حضرت حجتالاسلام عالی حل فرمودند و بعد از اتمام و طبع هم یک نسخه از آن را خدمت ذیشرافت تقدیم داشتم که از همان ایام آن را ملاحظه و در دو سه مجلس از مندرجات آن صحبت میفرمودید. چون در این ایام، جریدهی «اقدام» با عدم بصیرت و اطلاع از مندرجات آن و فقط از قرار معروف، آن را در یکی از شماره های خود تنقید نموده، برای رفع اشتباه از افکار و اذهان عمومی، استدعا دارم معلومات و اطلاعات خود را نسبت به مندرجات آن مرقوم فرمایید تا بعد از ترجمه و طبع، قارئین خودشان قضاوت نمایند. امیدوارم از این مرحمت بنده را قرین تشکر فرمایند. امضا: مصدقالسلطنه
(منبع: کتاب نامه های دکتر مصدق، جلد اول، گردآوری محمد ترکمان، نامهی شمارهی 29)
پس از پاسخ اسدالله خارقانی، حملهها به مصدق در مطبوعات پایان یافت. اما سالها بعد دوباره این حملات شروع شد. در سال 1332، در زمان محاکمهی مصدق، دوباره بحث این کتاب مطرح شد که در آنجا هم کسی نتوانست از این کتاب علیه مصدق استفاده کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷
#معرفی_کتاب وصیت در حقوق اسلامی (شیعه)
رساله دکترای مصدق به زبان فرانسه ( 1914 میلادی ) که بخشهایی از آن را احمد متین دفتری، علی معتمدی و نصرالله انتظام ترجمه کردند و در سال 1302 خورشیدی در تهران در 106 صفحه به چاپ رساندند. در سال 1377 نیز علی محمد طباطبایی قمی، که خود دکترای حقوق و از مبارزان و زندانیان قدیمی است، همهی این پایان نامه را در 216 صفحه منتشر کرد (انتشارات زریاب).
دکتر محمد مصدق دربارهی پایاننامهی دکترای خود نوشته است: «موضوع تز را هم که دانشکدهی حقوق تصویب کرده بود راجع به وصیت در حقوق اسلامی بود که در تهران بهتر میتوانستم کار کنم. یعنی اول به فارسی تهیه کنم و متخصصین اظهار نظر کنند سپس آن را ترجمه کرده، به دانشکده پیشنهاد نمایم.»
مصدق در تهیهی این کتاب، قصد داشت تا از افرادی چون شیخ محمدعلی کاشانی (که مصدق او را استاد خطاب میکرد و ارادت خاصی به او داشت)، حجتالاسلام اسدالله خارقانی و دیگران کمک بخواهد تا در تحقیقات به او کمک کنند. وی در این باره، نامهای بعدها به اسدالله خارقانی نوشت (که متن این نامه را به دلیل اهمیتی که دارد، با ذکر منبع صحیح منتشر خواهیم کرد). وی در خاطراتش مینویسد: «نمیدانم چه پیش آمده بود که نتوانستم آن را با کمک استاد خود شادروان شیخ محمدعلی کاشانی تهیه کنم. با شادروان شمسالعلماء قریب مشورت کردم علی اصغر ماجدی را درنظر گرفت و من نه فقط از معلومات بلکه از صحت عمل او هم در کاری که مادرم در عدلیه داشت، استفاده نمودم و بعد مقدمهی آن را هم که مربوط به مدارک حقوق اسلامی است با نظر استاد خود شیخ محمدعلی تهیه کردم که دیگر کاری نداشت جز این که ترجمه شود و آن را در سوئیس بهتر میتوانستم به انجام برسانم.»
پس از اخذ مدرک دکترای حقوق، او در ایران به دکتر محمدخان مصدقالسلطنه شناخته شد که بعدها این نام به دکتر محمد مصدق تخفیف پیدا کرد.
دکتر همایون کاتوزیان (استاد دانشگاه آکسفورد) در کتاب مصدق و نبرد قدرت (ترجمه به فارسی از احمد تدین) در یک پاورقی به شیخ محمدعلی کاشانی اشاره میکند و دربارهی او توضیح جالبی میدهد که لازم است به آن توجه شود: شیخ مزبور حاضر نشده بود عمامه را بردارد و کلاه پهلوی بر سر نهد، در حالی که این امر به دستور رضاشاه اجباری بود. او تا پایان عمر از خانه بیرون نیامد.
در مطلب بعدی، نامهی مصدق به اسدالله خارقانی را منتشر میکنیم. این نامه که حدود ده سال پس از بازگشت مصدق به ایران نوشته شده است، مربوط به هنگامی است که برخی افراد با دلایل بیپایه کتاب مصدق را نقد میکردند و هدفشان تخریب شخصیت مصدق بود.
بعد از این که برخی از روزنامه ها به انتقاد از کتاب دکتر مصدق تحت عنوان «وصیت در حقوق اسلامی» پرداختند، محمد مصدق در نامهای به اسدالله خارقانی، از خارقانی درخواست کرد تا مطلبی دربارهی این کتاب بیان کند.
متن نامه: خدمت ذیشرافت حضرت حجتالاسلام و المسلمین آقای آقاسیداسدالله خارقانی ادام الله بقائه
به عرض عالی میرساند، در ده سال قبل که در اروپا، بنده به تالیف کتاب وصیت و مدارک حقوق اسلامی مشغول بودم، البته در نظر مبارک هست که بعضی از مشکلات بنده را با مکاتبه، خود حضرت حجتالاسلام عالی حل فرمودند و بعد از اتمام و طبع هم یک نسخه از آن را خدمت ذیشرافت تقدیم داشتم که از همان ایام آن را ملاحظه و در دو سه مجلس از مندرجات آن صحبت میفرمودید. چون در این ایام، جریدهی «اقدام» با عدم بصیرت و اطلاع از مندرجات آن و فقط از قرار معروف، آن را در یکی از شماره های خود تنقید نموده، برای رفع اشتباه از افکار و اذهان عمومی، استدعا دارم معلومات و اطلاعات خود را نسبت به مندرجات آن مرقوم فرمایید تا بعد از ترجمه و طبع، قارئین خودشان قضاوت نمایند. امیدوارم از این مرحمت بنده را قرین تشکر فرمایند. امضا: مصدقالسلطنه
(منبع: کتاب نامه های دکتر مصدق، جلد اول، گردآوری محمد ترکمان، نامهی شمارهی 29)
پس از پاسخ اسدالله خارقانی، حملهها به مصدق در مطبوعات پایان یافت. اما سالها بعد دوباره این حملات شروع شد. در سال 1332، در زمان محاکمهی مصدق، دوباره بحث این کتاب مطرح شد که در آنجا هم کسی نتوانست از این کتاب علیه مصدق استفاده کند.
@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه
#درنگیدر حوادث دوره ی مصدق
شور و شوق و احترام ایرانیان در هنگام ورود به دکتر مصدق سبب شد حتی قضات انگلیس و بین المللی نیز به احترام او به پا خیزند!
وقتی خبر تشکیل جلسه دادگاه(در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۳۱) نشر یافت، ایرانیان مقیم اروپا و مخصوصا جوانان و دانشجویان که همه از جریان نهضت ملی و ماجراهای ملی شدن نفت به وجد و هیجان آمده بودند و در همه جا رفتارها و روشی سرافرازانه داشتند کوشیدند تا خود را به لاهه برسانند و در نخستین جلسه دادگاه که با شرکت خود دکتر مصدق تشکیل می شد حضور یابند.
هر ایرانی که برایش امکان داشت و می توانست به لاهه آمد و بدین گونه چند صد نفراز ایرانیان در لاهه گرد آمدند. دادگاه لاهه در بزرگترین تالار یکی از کاخ های تاریخی و باستانی این شهر تشکیل می شود. در این تالا برای قضات بین المللی، طرفین دعوا، و وکلای مدافع هر طرف جاهای مشخصی وجود دارد. و تعدادی جا هم برای روزنامه نویسان و تماشاگران پیش بینی شده است.
بدیهی است برای دعاوی عادی و معمولی، جاهای پیش بینی شده کاملا کافی است، اما در ماجرای هیجان انگیز و پرهیاهوی ملی شدن نفت ایران و «خلع ید» از کمپانی نفت انگلیس، وضع بیسابقه و غیر عادی بود. شاید درتاریخ فعالیت های بین المللی دادگاه لاهه هرگز چنین سابقه ای وجود نداشته باشد که این همه تماشاگر برای شرکت در جلسات جمع شده باشند. به همین جهت مسئولان امور اداری دادگاه با مشکل بزرگ نبودن جا روبرو شدند و نمی توانستند همه ایرانیان را داخل دادگاه بپذیرند.
در روز موعود دادگاه با تشریفات دادگاه با تشریفات خاص خود تشکیل شد. قضات بین المللی و وکلای انگلیسی با جامعه های مخصوص و پرشکوه خوددر جایگاه مخصوص قرار گرفتند. وقتی آخرین فرد ایرانی مقیم لاهه هم در تالار جا گرفت، مصدق قهرمان در حالی که زیر بازوان او را گرفته بودند به تالار دادگاه وارد شد.
به هنگام ورود مصدق به جلسه دادگاه همه ایرانیان به پا خاستند و با کف زدن ها و فریادی شوق آمیز و ممتد خود چنان استقبالی از او کردند که همه حضار دیگر حتی قضات انگلیس و بین المللی نیز به احترام او به پا خاستند و تا موقعی که او در جایگاه مخصوص خود قرار گرفت همچنان ایستادند.
متن دفاع دکتر مصدق که به مدت بیش از یک ساعت به زبان فرانسه فصیح و بدون کوچکترین وقفه و تاملی به وسیله خود او ایراد می شد در روزنامه ها و کتاب ها آمده است...اما گفتنی است که پس از پایان نطق تاریخی وقتی تنفس اعلام شد و دکتر مصدق به تالار انتظار رفت، ایرانیان با ذوق و شوق بسیار برای عرض احترام و گرفتن امضاهای یادگاری در اطرافش گرد آمدند و هجوم آوردند. همراهان دکتر مصدق به او اصرار می کردند به دنبال ایراد نطق طولانی و دشوار در جلسه باید استراحت کند اما او می گفت نمی تواند دیدار و تقاضای هموطنانش را که با شور و شوق به سراغش آمده اند، رد کند. و بعد هم از همه ایرانیان دعوت کردکه همان روز عصر به هتل محل اقامتش که در مرکز شهر بود بروند و با او چای صرف کنند.
به هنگام ضیافت ساده چای عصرانه نیز مصدق مردم دوست با یکایک ایرانیان تماس می گرفت و حرف می زد و همه را به خدمت به وطن و هم وطنان توصیه می کرد به طوریکه نه برای من(روای: ابوالقاسم تفضلی، دانشجوی دکترای حقوق از پاریس) بلکه برای تمام کسانی که آن روز در جلسه تالار دادگاه لاهه و در ضیافت چای مصدق شرکت کردند، طرز رفتار مردمی و انسانی او بیش از خود ماجرای حقوقی این دادگاه تاریخی اثر داشت و خاطره ای فراموشی ناپذیر به جا گذاشت.
مجله امید ایران، محمود تفضلی، اردیبهشت ۱۳۵۱
@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷
#درنگیدر حوادث دوره ی مصدق
شور و شوق و احترام ایرانیان در هنگام ورود به دکتر مصدق سبب شد حتی قضات انگلیس و بین المللی نیز به احترام او به پا خیزند!
وقتی خبر تشکیل جلسه دادگاه(در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۳۱) نشر یافت، ایرانیان مقیم اروپا و مخصوصا جوانان و دانشجویان که همه از جریان نهضت ملی و ماجراهای ملی شدن نفت به وجد و هیجان آمده بودند و در همه جا رفتارها و روشی سرافرازانه داشتند کوشیدند تا خود را به لاهه برسانند و در نخستین جلسه دادگاه که با شرکت خود دکتر مصدق تشکیل می شد حضور یابند.
هر ایرانی که برایش امکان داشت و می توانست به لاهه آمد و بدین گونه چند صد نفراز ایرانیان در لاهه گرد آمدند. دادگاه لاهه در بزرگترین تالار یکی از کاخ های تاریخی و باستانی این شهر تشکیل می شود. در این تالا برای قضات بین المللی، طرفین دعوا، و وکلای مدافع هر طرف جاهای مشخصی وجود دارد. و تعدادی جا هم برای روزنامه نویسان و تماشاگران پیش بینی شده است.
بدیهی است برای دعاوی عادی و معمولی، جاهای پیش بینی شده کاملا کافی است، اما در ماجرای هیجان انگیز و پرهیاهوی ملی شدن نفت ایران و «خلع ید» از کمپانی نفت انگلیس، وضع بیسابقه و غیر عادی بود. شاید درتاریخ فعالیت های بین المللی دادگاه لاهه هرگز چنین سابقه ای وجود نداشته باشد که این همه تماشاگر برای شرکت در جلسات جمع شده باشند. به همین جهت مسئولان امور اداری دادگاه با مشکل بزرگ نبودن جا روبرو شدند و نمی توانستند همه ایرانیان را داخل دادگاه بپذیرند.
در روز موعود دادگاه با تشریفات دادگاه با تشریفات خاص خود تشکیل شد. قضات بین المللی و وکلای انگلیسی با جامعه های مخصوص و پرشکوه خوددر جایگاه مخصوص قرار گرفتند. وقتی آخرین فرد ایرانی مقیم لاهه هم در تالار جا گرفت، مصدق قهرمان در حالی که زیر بازوان او را گرفته بودند به تالار دادگاه وارد شد.
به هنگام ورود مصدق به جلسه دادگاه همه ایرانیان به پا خاستند و با کف زدن ها و فریادی شوق آمیز و ممتد خود چنان استقبالی از او کردند که همه حضار دیگر حتی قضات انگلیس و بین المللی نیز به احترام او به پا خاستند و تا موقعی که او در جایگاه مخصوص خود قرار گرفت همچنان ایستادند.
متن دفاع دکتر مصدق که به مدت بیش از یک ساعت به زبان فرانسه فصیح و بدون کوچکترین وقفه و تاملی به وسیله خود او ایراد می شد در روزنامه ها و کتاب ها آمده است...اما گفتنی است که پس از پایان نطق تاریخی وقتی تنفس اعلام شد و دکتر مصدق به تالار انتظار رفت، ایرانیان با ذوق و شوق بسیار برای عرض احترام و گرفتن امضاهای یادگاری در اطرافش گرد آمدند و هجوم آوردند. همراهان دکتر مصدق به او اصرار می کردند به دنبال ایراد نطق طولانی و دشوار در جلسه باید استراحت کند اما او می گفت نمی تواند دیدار و تقاضای هموطنانش را که با شور و شوق به سراغش آمده اند، رد کند. و بعد هم از همه ایرانیان دعوت کردکه همان روز عصر به هتل محل اقامتش که در مرکز شهر بود بروند و با او چای صرف کنند.
به هنگام ضیافت ساده چای عصرانه نیز مصدق مردم دوست با یکایک ایرانیان تماس می گرفت و حرف می زد و همه را به خدمت به وطن و هم وطنان توصیه می کرد به طوریکه نه برای من(روای: ابوالقاسم تفضلی، دانشجوی دکترای حقوق از پاریس) بلکه برای تمام کسانی که آن روز در جلسه تالار دادگاه لاهه و در ضیافت چای مصدق شرکت کردند، طرز رفتار مردمی و انسانی او بیش از خود ماجرای حقوقی این دادگاه تاریخی اثر داشت و خاطره ای فراموشی ناپذیر به جا گذاشت.
مجله امید ایران، محمود تفضلی، اردیبهشت ۱۳۵۱
@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷
کانال پرواز فکرواندیشه flith@
🍃🌺 زنده یاد نجمه زارع 🌺🍃
نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. وی شش ماه پس از تولد همراه با خانوادهاش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند. دوران دبستان را در مدرسهی «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سالهای 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشتهی عمران پرداخت و سرانجام با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.
وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگرههای شعر و سرایش 4 دفتر شعر، نام خود را در حافظهی ادبی ایران ثبت نمود.
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
وقتی دلم به سمت تو مایل نمیشود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمیشود
دیوانهام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانهی تو است که عاقل نمیشود
تکلیف پای عابران چیست؟ آیهای
از آسمان فاصله نازل نمیشود
خط میزنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمیشود؟
میخواستم رها شوم از عاشقانهها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمیشود
تا نیستی تمام غزلها معلّق اند
این شعر مدتیست که کامل نمیشود
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
🍃🌺 زنده یاد نجمه زارع 🌺🍃
نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. وی شش ماه پس از تولد همراه با خانوادهاش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند. دوران دبستان را در مدرسهی «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سالهای 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشتهی عمران پرداخت و سرانجام با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.
وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگرههای شعر و سرایش 4 دفتر شعر، نام خود را در حافظهی ادبی ایران ثبت نمود.
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
وقتی دلم به سمت تو مایل نمیشود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمیشود
دیوانهام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانهی تو است که عاقل نمیشود
تکلیف پای عابران چیست؟ آیهای
از آسمان فاصله نازل نمیشود
خط میزنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمیشود؟
میخواستم رها شوم از عاشقانهها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمیشود
تا نیستی تمام غزلها معلّق اند
این شعر مدتیست که کامل نمیشود
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
کانال پرواز فکرواندیشه flith@
باران و چتـــر و شال و شنل بود و ما دو تا…
جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…
وقتـــی نگاه من بــه تو افتاد، سرنوشت
تصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا…
روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا
افتــاد روی میـــز ورقهــــای سرنوشت
فنجان و فال و بیبی و دِل بود و ما دو تا
کمکم زمانه داشت به هــم میرساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا…
تا آفتاب زد همـــه جـــا تــــار شد برام
دنیا چهقدر سرد و کسل بود و ما دو تا،
از خواب میپریم کـه این ماجرا فقط
یک آرزوی مانده به دل بود و ما دو تا
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
باران و چتـــر و شال و شنل بود و ما دو تا…
جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…
وقتـــی نگاه من بــه تو افتاد، سرنوشت
تصدیق گفتههای «هِگِل» بود و ما دو تا…
روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا
افتــاد روی میـــز ورقهــــای سرنوشت
فنجان و فال و بیبی و دِل بود و ما دو تا
کمکم زمانه داشت به هــم میرساندمان
در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا…
تا آفتاب زد همـــه جـــا تــــار شد برام
دنیا چهقدر سرد و کسل بود و ما دو تا،
از خواب میپریم کـه این ماجرا فقط
یک آرزوی مانده به دل بود و ما دو تا
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
کانال پرواز فکرواندیشه flith@
من سال هاست بعد تو مُردم ولی هنوز
عطرت که می وزد کفنم تیر می کشد
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
من سال هاست بعد تو مُردم ولی هنوز
عطرت که می وزد کفنم تیر می کشد
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
کانال پرواز فکرواندیشه flith@
نجمه عزيز
ساده مي نوشت و قوي، خط انديشه اش مختص به خودش بود و به يقين مي توان گفت زبان خاص خودش را داشت و در اشعارش از هيچ شاعري تاثير چشم گيري كه بر قلمش سايه بيندازد، نپذيرفته بود
نوع نوشته هايش از جنس زني خبر ميداد كه احساس زنانه اش را به سادگي بيان ميكرد و در سن و سال و تجربه ي او و در نوع خود بي نظير بوده است، با كسي نمي شود مقايسه اش كرد جز اين كه به راحتي و صراحت بيان بر واژه ها، يورش مي برده و در خدمت احساسش به غزلي دلنشين بدل مي ساخته ، سن و تجربه اش نشان مي دهد كه از ذهني فعال و هوشي سرشار بهره داشته است همچنان كه تسلطش بر سرودن هايي بدين گونه قوي و پرطرفدار بدون آنكه پيچيدگي و دشواري در فهم آن دست دهد، نشان از مطالعه اي پي گير به خصوص در زمينه ي ادبيات دارد.
و از كوزه همان برون تراود كه دراوست
نيازي نيست براي كسي كه مي نويسد به نشانه ي تكريم پرچمي تكان دهيم يا دستي بزنيم
كه زمزمه ي دلنشيني آن بر زبان عموم خود حكايت از زيبايي و شيوايي آن خواهد داشت
مُشك آنست كه ببويد…
روحش شاد و يادش گرامي
#ميترا
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
نجمه عزيز
ساده مي نوشت و قوي، خط انديشه اش مختص به خودش بود و به يقين مي توان گفت زبان خاص خودش را داشت و در اشعارش از هيچ شاعري تاثير چشم گيري كه بر قلمش سايه بيندازد، نپذيرفته بود
نوع نوشته هايش از جنس زني خبر ميداد كه احساس زنانه اش را به سادگي بيان ميكرد و در سن و سال و تجربه ي او و در نوع خود بي نظير بوده است، با كسي نمي شود مقايسه اش كرد جز اين كه به راحتي و صراحت بيان بر واژه ها، يورش مي برده و در خدمت احساسش به غزلي دلنشين بدل مي ساخته ، سن و تجربه اش نشان مي دهد كه از ذهني فعال و هوشي سرشار بهره داشته است همچنان كه تسلطش بر سرودن هايي بدين گونه قوي و پرطرفدار بدون آنكه پيچيدگي و دشواري در فهم آن دست دهد، نشان از مطالعه اي پي گير به خصوص در زمينه ي ادبيات دارد.
و از كوزه همان برون تراود كه دراوست
نيازي نيست براي كسي كه مي نويسد به نشانه ي تكريم پرچمي تكان دهيم يا دستي بزنيم
كه زمزمه ي دلنشيني آن بر زبان عموم خود حكايت از زيبايي و شيوايي آن خواهد داشت
مُشك آنست كه ببويد…
روحش شاد و يادش گرامي
#ميترا
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
کانال پرواز فکرواندیشه flith@
عشق، قابیل است؛
قابیلی که سرگردان هنوز
کشته ی خود را نمی داند کجا پنهان کند!
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@
عشق، قابیل است؛
قابیلی که سرگردان هنوز
کشته ی خود را نمی داند کجا پنهان کند!
#نجمه_زارع
♍️کانال پرواز فکرواندیشه flith@