پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#انواع_شکست

موفقیت یعنی چه؟ یعنی انطباق هدف و نتیجه. کاری را موفق می‌گویند که در آن هدف و نتیجه، با هم انطباق پیدا کرده باشد و شکست، یعنی عدم انطباق هدف و نتیجه.
زمانی من در دانشگاه درس می‌گفتم. می‌گفتم موفقیت، یعنی هدف و نتیجه با هم انطباق یافته است و شکست، یعنی هدف و نتیجه با هم انطباق نیافته است. هدف دیگری داری، اما به نتیجه دیگری می‌رسی. خانمی در آن‌جا بود که گفت: استاد! سی سال است که شکست می‌خورم و حالا فهمیده‌ام که چرا!
شکست یعنی آن‌که آدم هدفی داشته باشد، ولی به نتیجه دیگری برسد. خوب بنابراین موفقیت، یک صورت دارد و شکست، سه صورت دارد؛ یعنی آدم در عالم، یک جور موفق می‌شود و سه جور شکست می‌خورد که عبارتند از :
1- يكي اين‌كه هدف چيزي است و نتيجه چيزي است از سنخ هدف، اما كمتر از هدف. مثلا من مي‌خواستم به مشهد بروم، اما تا نيشابور بيشتر نرسيدم. اين نتيجه از سنخ هدف است. بهترين مثالش نمره است. ما دنبال بيست رفتيم، اما هجده آورده‌ايم. به سنخ هدف رسيديم، اما به خود هدف نرسيده‌ايم. اين يك مورد.
2- مورد ديگر اين است كه انسان به هدف هم سنخش هم نرسد. مثل وقتي كه طرف مقابل اصلا ساعتي نداشته باشد كه زمان را به ما بگويد. اگر وقت را گفته بود، اما به جاي آن‌كه بگويد ساعت دوازده و پنجاه دقيقه است، بگويد ساعت دوازده و سي دقيقه است، من به سنخ هدف رسيده بودم، اما به خود هدف نرسيده بودم.
3- قسمت سوم وقتي است كه انسان به خود هدف مي‌رسد، اما با نتيجه‌هايي بيش از آن‌چه تصور مي‌كرد. اين‌جا هم شكست خورده است. به هدف رسيده است، اما با هزينه‌هايی شكست خورده. مثلا فرضا من مي‌خواستم بچه‌ام جلوي ميهمان مودب باشد، آن‌چنان بر روي دستش زده‌ام كه دستش شكسته. در واقع اين رد شدن از هدف است. اميدوارم شما در زندگي هيچ‌گاه شكست نخوريد.

درسگفتار تحلیل فلسفی ،ج 7
#مصطفی_ملکیان




@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#غلط_ننویسیم

🔴 بی تفاوت

#بی‌تفاوت: در فارسی بی‌تفاوت یعنی «بدون فرق و تمایز». بنابراین جمله‌ای مانندِ این:
«او به سرنوشت وطنش بی‌تفاوت است» اگر هم معنایی داشته باشد این است: «او با سرنوشت وطنش فرقی ندارد»!
البته غرض گوینده یا نویسنده این نبوده، بلکه می‌خواسته است بگوید: «او به سرنوشت وطنش بی‌اعتناست.»
استعمال بی‌تفاوت به این معنی که بر اثر گرته‌برداری از indifférent فرانسوی و indifferent انگلیسی در نیم قرن اخیر در رسانه‌ها و نوشته‌ها کم و بیش متداول شده غلط است و به جای آن باید گفت: بی‌اعتنا، بی‌علاقه، بی‌توجّه، لاقید و نظایر اینها.

#ب


منبع: کتاب غلط ننویسیم
نویسنده : ابوالحسن نجفی



@flith کانال پروازفکرواندیشه❇️
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#كتاب_بيشعورى

راهنمای عملی شناخت و درمانِ خطرناکترین بیماری تاریخ بشریت نوشتهی خاویر کرمنت ترجمهی محمود فرجامی با تجدید نظر و اضافات (نسخهی کامل) ۱۳۹۴





@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


فصل 4

زندگى با بيشعورها



@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


بیشعوری . 147 خاویر کرمنت، محمود فرجامی
۱۹ کارکردن با بیشعورها
اَه، باز هم یک بیشعور دیگه. - جرج۱در جلسه معارفه رئیس جدیدش اگر بیکار، بازنشسته یا خیلی پولدار نباشید، احتما مجبور به کارکردن با بیشعورها هستید. و هنوز تعداد بسیار بسیار کمی از مردم میدانند که چطور باید با بیشعورها کار کنند. ما دربارهی این مسالهی مهم آموزش ندیدهایم. فرض شده که خودمان به تنهایی از پسِ آن برمیآییم. بسیاری از مردم میخواهند بدانند که آیا میشود با بیشعورها کار کرد و در عین حال حرمت و شخصیت خود را نیز حفظ کرد؟ آسان نیست، ولی خوشحالم که بگویم امکانپذیر است. نقطه آغاز، کار روی خودتان است. برای اینکه به خوبی از عهده بیشعورها برآیید باید هدفمند و باانگیزه باشید. باید از خودتان سوالهایی از این دست بپرسید: چقدر کارم را دوست دارم؟
چقدر به حقوقم محتاجم؟
آیا این کار به عذاب تحمل این بیشعور میارزد؟ شاید پس از مرور این پرسش ها وسوسه شوید که کارتان را رها کنید و دنبال کار دیگری بروید، اما هدف از این یادآوری این کار نیست. چرا که اگر کاری به خوبی کار قبلیتان هم بتوانید پیدا کنید، احتما مجبور خواهید بود باز هم با بیشعورهای دیگری همکار شوید. هدف از این پرسشها این است که ارادهی شما را برای سروکله زدن با بیشعورهایی که اطرافتان را گرفته اند، تقویت کند. گام بعدی بررسی گزینه های پیش روی شما برای این کار است. این گزینه ها چندتاست:



@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


148 . بیشعوری خاویر کرمنت، محمود فرجامی
میتوانید با همکار بیشعورتان رقابت کنید. این کار پیشنهاد نمیشود، چرا که به این معنی است که شما هم بیشعور شوید. تازه در این صورت هم بیشعور تازه کاری بیش نخواهید بود و در مقابل بیشعورهای کهنه کاری که در انواع دروغگویی، حقه بازی، گردن كلفتی، تقصیرها را به گردن دیگران انداختن و مسئولیت ناشناسی استادند، کم خواهید آورد. اگر بخواهید آنها را در زمین خودشان شکست بدهید، موجبات شکست خودتان را فراهم آوردهاید. پس حتی به فکر چنین کاری هم نباشید.
میتوانید دست به کارِ اصلا ح بیشعورها شوید. به عنوان درمانگری که با هزاران بیشعور سروکله زده است به شما اطمینان میدهم که اصلا ح بیشعوری که از بیشعوری خود پشیمان نشده، محال است. تازه وقتی یک بیشعور، مصمم به درمان بشود، باز هم اصلا حش کار سختی است. بنابراین کار اصلا ح بیشعورها را به درمان گرهای حرفه ای بسپارید و به تعداد افراد شریفی که به خاطر تلا شهای قهرمانانه، ولی بیجایشان، برای اصلا ح بیشعورها عاصی و فرسوده شدهاند اضافه نکنید.
میتوانید یاد بگیرید که خودتان را از شر بیشعورها حفظ کنید. این کار شامل حفظ انسانیت، شخصیت، شأن و روحیه شادتان است. برای این کار باید تمام زیرکی و مهارتهایتان را به کار بگیرید. هنری که اگر موفق به یادگیری و انجامش شوید میتوانید تا مدتها بعد از گم وگور شدن بیشعورها به کار خود ادامه دهید. نخستین قاعده کار با بیشعورها به یادداشتن این نکته است که ظواهر برای آنها درحکم همه چیز است. تظاهر به علا قه، همکاری، مهربانی، احترام و حتی ترس از آنها، معمو لا برای راضی نگه داشتن شان و اینکه فکر کنند فوق العاده اند کافی است. اما این تظاهرها باید با نهایت مهارت اعمال شود، چرا که بیشعورها خودشان در تمام عمر تمرین تظاهر کردهاند؛ از این رو در این فن استادند و خیلی راحت میتوانند تظاهر را تشخیص دهند. دومین قاعده، کوشش برای ارتباط مناسب است. ارتباط مناسب از نظر آدم بیشعور، یعنی اینکه باید مورد توجه قرار گیرد، مهم باشد، به حرفش گوش کنند، با نظرش موافق باشند، ستایشش کنند، به او قوت قلب بدهند و تبریک بگویند. بنابراین در گفتن چنین جملا تی به آنها اغراق کنید: «از شما متشکرم.» «حق با شماست.» «شما معجزهاید!... چطور چنین چیزی به فکرتان رسید؟!»



@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 149
«معذرت میخواهم.» و البته هرگز انتظار نداشته باشید که چنین چیزهایی را از بیشعورها بشنوید. این نوع ارتباط با بیشعورها یکطرفه است. گام سوم در تعیین سیاست مناسب برای ارتباط کاری با آدم بیشعور این است که مشخص کنید نوع ارتباطش با شما دقیقا چگونه است. رئیستان است یا مرئوس یا همکارتان؟ با هر کدام باید طوری رفتار کرد. راضی نگهداشتن رئیس بیشعور. بیشعورها به شدت نگران قدرتشاناند و نسبت به تهدیدهای واقعی و غیرواقعی علیه قدرتشان بسیار حساساند. هرگز کاری نکنید که قدرت رئیس به خطر بیفتد. درعوض یاد بگیرید که با او مثل یکی از خدایان یا عضوی از خانواده سلطنتی رفتار کنید. خود را نسبت به اهداف و برنامه هایش شیفته نشان بدهید. تا آنجا که ممکن است هر روز سلا مش کنید. لازم نیست که از آن طرف بام بیفتید و مثل عکس رئیستان را روی میزتان بگذارید یا دفع چشم زخم برایش بگیرید، اما از تعظیم و تکریم های به موقع غافل نشوید که روزی به درد خواهند خورد. سعی کنید هر جا که ممکن است رئیستان را با لفظ «قربان» خطاب کنید، اما حواستان باشد که یک وقت با به كاربردن عباراتی نظیر «لطف و بنده نوازی حضرت اجل مستدام» در مجامعی که مناسب این لفاظیها نیست، موجب خجالت وی نشوید. با چنین بازیهایی، رئیستان فکر خواهد کرد که شما فوق العاده اید و به شما مزایای ویژهای خواهد داد. مثلا اجازه خواهد داد که روزهای عادی قبل از ساعت 8 شب به خانه بروید یا هفتهای دوسه بار سر کار با شما ناهار خواهد خورد. حتی شاید اجازه بدهد که از تمام مرخصیهای استحقاقیتان هم استفاده کنید.
کارکردن با زیردستان بیشعور. اینجا طرزکار دقیقا برعکس میشود. باید با آنها مثل بچه هایی کوچک، حساس، زودرن و ترسو با قد و هیکل آدمبزرگ ها رفتار کرد. تا آنجا که میتوانید از دادزدن بر سر آنها و یا گیج کردنشان بپرهیزید. این کار فقط آنها را خواهد ترساند و کارها را مختل خواهد کرد. زیردستانِ بیشعور مدام از کارشان ناله میکنند. به آنها یادآوری کنید که شما هم وقتی در موقعیت آنها بودید همان کار آنها را انجام میدادید و با لاخره روزی میرسد که آنها هم زیردستانی برای انجام این کار داشته باشند، اما تا آن زمان باید به همین کارشان ادامه دهند. اگر باز



@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


150 . بیشعوری خاویر کرمنت، محمود فرجامی
هم به غرزدن ادامه دادند آنها را از حق خوردن قهوه و امتیازهایی از این دست محروم کنید و آنقدر پیش بروید تا دست از غرولند بردارند. آنها همچنین ممکن است بخواهند با انجام ندادن وظایف کاریشان شما را تحت فشار قرار دهند. در اینصورت، آنها را به کناری بکشید و با اغراق فراوان برایشان توضیح دهید که تمام سازمان به کار آنها احتیاج دارد. این قبیل حرفها غرور و خودپسندی آنها را ارضا میکند. اگر این کار افاقه نکرد، آنها را تنبیه کنید. مثلا بگویید هر روز باید پانزده دقیقه زودتر برای درست کردن قهوه در محل کار حاضر شوند۱ و کمک های غیرنقدی شب عید را به صورت زغال سنگ به آنها اهدا کنید. سپس هر وقت شنیدید که یک دفتر جدید، تحت مدیریت یکی از همکاران بیشعورتان در سازمان ایجاد شده به نزد او بروید و با تعریف و تمجید از بیشعور زیردست تان، او را برای کار در بخش جدید بسیار مناسب توصیف کنید. به این صورت میتوانید همزمان دو تا بیشعور را سرِ کار بگذارید. کار با همکاران بیشعور. این قسمت از همه سختتر است. با آنها نه میشود مثل رئیس بیشعور رفتار کرد و نه مثل مرئوسِ بیشعور. اگر خیلی محترمانه با آنها رفتار شود پرروتر میشوند و اگر با تحکم با آنها رفتار شود بهشان برمیخورد. مثل همه بیشعورها، این آدمها هم دوست دارند طوری رفتار کنند که انگار آقابالا سر شما هستند، اما درواقع مثل بچه کوچکی رفتار میکنند که اردنگی لازم دارد. (در مقابل این وسوسه ایستادگی کنید!) با آنها طوری رفتار کنید که انگار با یک میهمان ناخوانده طرفید، مثل وقتی که مادرِ همسرتان میهمانتان است. باید با آنها با سیاست و در عین حال بسیار جدی برخورد کرد.



@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 151
برای این منظور باید همه هوش و فراست خود را بهک ار اندازید. باید حدومرزها را مشخص کنید و تصمیم بگیرید که چگونه مسئولیتها را با این بیشعور تقسیم کنید. کاری که البته نیازمند شناخت کامل عارضه بیشعوری است. مثلا در جلسات، میتوانید با حمایت از همکاران بیشعورتان در لحظات حساس، امتیازهای خوبی از آنها بگیرید. چنین چیزی معمولا در آغاز یک پروژه، پیش از آنکه آنها شانسی داشته باشند تا ایده خاصی را از خود کنند، پیش میآید. در چنین موقعیتی چیزی در این مایه بگویید: «با توجه به چیزی که ایشان گفت، من از طرحشان به طور کامل حمایت میکنم. اگر ممکن است در مورد مراحل اجرایی آن هم توضیح بدهید که نهایت استفاده را ببریم.» که البته او هم قادر به انجام چنین کاری نخواهد بود، چون آن طرح را به طور ناقص از یک نفر دیگر دزدیده است. اما از اینکه هوایش را داشته اید چنان خوشحال میشود که متوجه نیش و کنایه نهفته در حرف شما نمیشود. بزرگترین معضل در کارکردن با بیشعورها، این است که محال است پا روی دم آدم نگذارند. وقتی که همکار بیشعورتان بعضی از گزارشهایتان را میدزدد یا به رئیستان میگوید که احتمال دارد معتاد شده باشید، چکار میتوانید بکنید؟ بدترین چیز این است که آدم به روی خودش نیاورد که چنین مسائلی روی داده است. در عوض با او رودررو شوید و به خاطر شوخ طبعی فوقالعادهاش از او تشکر کنید. به او بگویید داشتن همکاری که اینقدر حرفهای خنده دار و سرِکاری بلد است نعمتی است که نصیب هر کسی نمیشود. یادآوری کنید که شما بودهاید که سوژهی شوخی و مضحکه اش را جور کردهاید. بعد با خنده بپرسید که از مشت بیشتر خوشش میآید یا کفگرگی. و البته هیچ کاری نکنید. مشغولیت فکری و وحشت او دربارهی کاری که شما در نظر دارید علیه او انجام دهید، بیچارهاش خواهد کرد. البته راهکارهای تحمل و سرکردن با همکار بیشعور بسیار بیشتر از این موارد است که شرح تمام آنها در اینجا نمیگنجد. برای مطالعه راهنماییها و تذکرات بیشتر در این زمینه، حتما کتابهای قایقرانی در فاضلا ب محله، راهنمای شنا با کوسه ها در میان فضو لات و چگونه شخصیت خود را حفظ و ضدضربه کنیم را بخوانید.



@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


خاویر کرمنت، محمود فرجامی 152 . بیشعوری
تمرینها
۱- بیشعورهایی که با آنها کار میکنید از چه نوعاند؟ چطور با آنها کنار آمده اید و تحملشان میکنید؟ 2- تمرین کنید که وقتی وقیح و نفرتانگیز میشوند به رویشان لبخند بزنید. اگر این کار خیلی مشکل است، سعی کنید ابتدا با عکس شان این کار را تمرین کنید. در مقابل این وسوسه که دارت به سمت عکسشان پرتاب کنید مقاومت کنید. ۳- مرتبا در ذهنتان تمرین کنید که از مقابل تحقیر و توهین های آنها با وقار و ادب بگذرید. مثلا اگر دوست دارند که طرز لباس پوشیدنتان را مسخره کنند، هر دفعه زیر لب بگویید «خوب شد که این مساله را به من تذکر دادی، چون باعث خواهد شد بیشتر به خودم برسم تا حرصت بیشتر دربیاید.» ۴- به خاطر داشته باشید که چقدر از دیدن فیش حقوقیتان خوشحال میشوید. 5- به خودتان یادآوری کنید که تازه شما مجبورید همکار بیشعورتان را فقط هشت ساعت در روز تحمل کنید، اما او مجبور است خودش را بیست و چهار ساعت در روز تحمل کند. چه شکنجهای از این بالاتر؟



@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


بیشعوری . 153 خاویر کرمنت، محمود فرجامی
20 وقتی دوست بیشعور است
آیا شما به تله پاتی اعتقاد دارید؟ من دارم. دوست بیشعوری داشتم که هرازچندی تلفن میزد تا خبرهای بد و همه چیزهایی را که برایش آزارنده بود به من منتقل کند. همیشه میدانستم که کِی تلفن خواهد زد و چند دقیقه قبل از به صدادرآمدن زنگ تلفنش بی اختیار می گوزیدم. ۱ - آلیس، دوست چند آدم بیشعور هیچکس دوست ندارد قبول کند که یکی از دوستانش ممکن است بیشعور باشد، اما چنین چیزی هست. متاسفانه دنیای دوستی بی عیب ونقص نیست. این دوستان بعضی وقتها مدتها بعد از آغاز دوستیشان با ما به بیشعوری مبتلا میشوند. بعضی وقتها بیشعوریشان گهگاهی است و مدتها طول میکشد تا برای همه روشن شود که بیشعورند. یا ممکن است چنان بیشعور آبزیرکاهِ متشخصی باشند که ما هرگز به بیشعوریشان مشکوک هم نشویم. بنابراین پیش از آموختن روشهای زندگی با دوستان بیشعور، باید اصولی را معین کنیم که بر مبنای آنها بتوانیم تشخیص دهیم که دوستان ما با چه شرایطی بیشعور محسوب میشوند. هر یک از موارد زیر نشانه گویایی از بیشعوری دوستان ماست:
از شما انتظار دارند همیشه به خاطر داشته باشید که دوستی با آنها افتخاری بزرگ محسوب میشود. افتخاری که باید هر هفته برای حفظ آن رنج و زحمت تازهای تحمل کنید. دوستیشان هیچ قاعده و قانونی ندارد به جز یکی: نفعی به حالشان داشته باشد. دوست واقعی حق ندارد به آنها و این قانونِ نانوشته شان بدگمان شود. جوآنها حق دارند که هر قاعده ای را بنا به مصالح خود تغییر دهند. شما حق ندارید.



@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


154 . بیشعوری خاویر کرمنت، محمود فرجامی
چرا این حق برایشان محفوظ است که هر زمانی و به هر دلیلی که صلا ح بدانند با شما تماس بگیرند؛ از قرض گرفتن پول تا نگهداشتن بچه هایشان و از پنهان کردن آنها از چنگال قانون، تا گرفتن کلیدهای خانه تان. اگر برایشان دوست واقعی باشید هرگز نباید بپرسید که به چه حقی این خواسته ها را دارند و البته چیزی هم از آنها نباید طلب کنید. حق دارند که تمام مشکلا ت و بدبختی هایشان را با شما در میان بگذارند و انتظار دارند که در نهایت ملا طفت و همدردی با آنها برخورد کنید. مهم نیست مشکلا ت چی باشند، به هر حال از شما انتظار میرود که در کنارشان باشید و دائما به آنها اطمینان بدهید که کاملا حق با ایشان است. اما اگر شما مشکلی داشته باشید، ازتان انتظار میرود که آن را نزد خودتان نگه دارید و در چنین لحظات پراضطرابی به سراغ آنها نروید.
شما باید از تمام دشمنان آنها متنفر باشید. اگر بخواهید با کسانی که از آنها خوششان نمیآید و یا ترکشان کرده اند دوستی کنید، پاچه تان را خواهند گرفت. باید همیشه ستایش، مهربانی، حمایت و دلگرمی به پایشان نثار کنید. هر چیزی که در محدودهی ارادت و هواخواهی مطلق نگنجد، به پای سست عنصری و بیوفایی تان نوشته میشود.
هرگز نباید به خاطر چیزی از آنها انتقاد کنید. هرگونه بحثی دربارهی اشتباهات احتمالی آنها، اعتمادبه نفس شان را خدشه دار میکند و بنابراین باید از آن چشم پوشی کرد. اگر با درنظرگرفتنِ این ملا کها، باز هم دربارهی بیشعوری دوستان خود شک دارید، درنظر بیاورید که سگ و گربه خانگیتان در حضور آنها چگونه رفتار میکنند. اگر خودشان را زیر خرت وپرتها پنهان میکنند، این امر میتواند نشانهی قابل تاملی مبنی بر بیشعوری دوستتان باشد. اگر روزی نسبت به بیشعوری دوستتان مطمئن شدید چند مرحله هست که میتوانید به فوریت انجام دهید: ۱. قبول کنید که با وجود چنین دوستی نیازی به دشمن ندارید. اگر دوستی این است، بدون دوست هم میتوان زندگی کرد. جدی باشید! به آنها بگویید تنها دلیلی که گذاشته اید اینطور وبالتان شوند آن است که خواسته اید با چنین شکنجهای، کفاره گناهانتان را بدهید؛ یا در حال جمع آوری مواد اولیه برای کتابی هستید که میخواهید دربارهی آدمهای به شدت عصبی و روانی بنویسید.



@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


خاویر کرمنت، محمود فرجامی بیشعوری . 155
2. به خاطر داشته باشید که دوستان واقعی برای دوستی قانون نمیگذارند، اما حدومرز معقولی قائل میشوند. اینکه یک ماه اتوموبیل تان را به کسی قرض بدهید عاقلا نه نیست، مگر آنکه در هنگام برگرداندن کرایه آن را بپردازد و باکش را هم پر بنزین کرده باشد. ۳. به آنها بگویید که اگر میخواهند با شما به عنوان روانپزشک یا روانکاو برخورد کنند باید هزینه را ساعتی محاسبه کنند. ۴. شیرفهم شان کنید که حق با افرادی است که نام آنها را از فهرست دوستان صمیمی و حتی عادیشان خط زدهاند و اگر هنوز در فهرست دوستان شما وجود دارند به این خاطر است که لیستی به نام فهرست دوستان مزخرف دارید. 5. به آنها بگویید که مدتهاست در حال اندازه گیری میزان غرولندشان هستید و به زودی میتوانید اسم خودتان را در کتاب رکورد های جهانی گینِس، به عنوان کسی که بیشترین غرولند را از سوی دوستش تحمل کرده، ثبت کنید. 6. فرار کنید و هیچ آدرسی هم از خودتان به جا نگذارید. البته اینکه هر کدام از این پیشنهادها تا چه حد جوابگوست، بستگی به خصوصیات هر بیشعوری دارد. همچنین به خاطر داشته باشید که اجرای بعضی از این پیشنهادها ممکن است باعث واکنشهای تندی در حد جیغ کشیدن، دادن نسبتهای ناروا به والدینتان و پرواز ناگهانی و مستقیم اشیا به سویتان شود. اگر چنین اتفاقی روی داد، عقب بروید و نشان بدهید که صدمه دیدهاید. بعد به دوستتان بگویید که تا زمانی که معذرت خواهی نکند با او صحبت نخواهید کرد. اگر شانس داشته باشید، او بیشعورتر از آن خواهد بود که چنین کاری کند.
تمرين ها

١-ايادوستانى داريد كه بيشعور باشند
چرا



@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


نشریه نیروی سوم
⬇️⬇️



@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷
این کاریکاتور در نشریه چلنگرِ دوران دکترمصدق به چاپ رسیده است. در هیچ دوره‌ای از تاریخ ایران اینگونه آزادی مطبوعات وجود نداشته‌است اما برخی دکترمصدق را به استبداد رای محکوم می‌کنند
@flith 🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه

داستان گزینش مهندس بازرگان به ریاست شرکت نفت؛ مصدق بسیار پایبند به رعایت ادب و انسانیت و به ویژه حقوق و قوانین بین المللی بود.
مهندس حسیبی سرزده به منزل ما آمد... قبلا به خانم من گفته بود از فلانی یک چیزی می خواهم، به او سفارش کنید که هرچه حسیبی می گوید بپذیرید...حسیبی گفت: «قضیه این است که دکتر حسابی عضویت هیات مدیره را قبول نکرده و دکتر مصدق گفته کسی را بفرستیم و من گفتم فلانی را بفرستیم و حالا امشب می خواهم تو را نزد مصدق ببرم تا بله را بگویی و بازی هم درنیاور.» عین حرفی که من در پاسخ او گفتم این بود :«عجب آدمهایی هستید! می خواهید به جنگ پلنگها، چند تا موش بفرستید؟ آخر ماها کجا می توانیم از پس اینها بربیاییم؟» این حرفها را من از نظر اداری و فنی می گفتم و به امور سیاسی آن، کار نداشتم زیرا مسائل سیاسی ملی کردن نفت مربوط دولت و خودشان بود. در ادامه به مرحوم حسیبی گفتم‌ « لااقل برای این مسوولیت ایرانیان کادر شرکت نفت را که مدتهاست در آنجا کار می کنند و قبلا دوره دیده و به زیر و بم امور شرکت نفت آگاه هستند و زبان انگلیسها را بهتر میفهمند، انتخاب کنید.‌» حسیبی گفت:« نخیر. دکتر مصدق نمی خواهد که با انگلیسیها (کارکنان انگلیسی شرکت نفت) دربیفتد و به آنها دهن کجی کند. مصدق فکر کرده اگر حالا امثال فلاح و شیوا را آنجا بگذارد بر انگلیسیها خیلی گران خواهد آمد. کسانی را که قبلا زیردست و عضو کوچک آنها بوده اند، بالاتر از خودشان ببینند. این کار به این معنی خواهد بود که از اول با آنها درافتده باشیم. بنابراین فعلا صلاح نیست از آن افراد برای چنین منظوری استفاده شود اما چنانچه لازم باشد می توان از همکاری و مشاوره آنها استفاده کنی«
در اینجا بد نیست این نکته را راجع به سیاست دکتر مصدق یادآوری کنم که درست بر خلاف بعضی از حرکتهای سیاسی و جریانهای متداول، برخورد مصدق با انگلیسها و خارجیها به هیچ وجه با خشونت و اهانت و تندی همراه نبود و مخالفتی با اصول و مقررات مورد تعهد نداشت. خیلی مقید بود که رعایت ادب و انسانیت و مخصوصا حقوق و موازین و قوانین بین الملل را بنماید و این حرفهایی که مهندس حسیبی به من گفت حکایت از آن دیدگاه می کرد. یعنی دکتر مصدق نمی خواست بهانه تبلیغاتی به دست انگلیسها بدهد. می خواست آنچه را که اعلام می کند، براساس حق و منطق باشد تا دنیا و تاریخ، حق را به ایران بدهد.
طالقانی استخاره کرد حالا آیه اش یادم نیست، اما خیلی خوب و متناسب آمد. از مسجد هدایت به منزل دکتر مصدق رفتیم .. دکتر مصدق در اتاقش توی تختخواب بود. حسیبی ماوقع را مختصرا شرح داد. دکتر مصدق دستی به سر من کشید و مرا بوسید و در مورد موضوع صحبت کردیم.
دکتر مصدق گفت شما که آنجا رفتید، می خواهم دست به سیاه و سفید نزنید فقط به عنوان هیات مدیره موقت به شرکت نفت می روید. اگر انگلیسها(کارکنان شرکت نفت) از شما پرسیدند که برای چه آمدید بگویید ما از طرف مجلس و دولت ایران برای مدیریت شرکت نفت ملی شده انتخاب شده ایم. به آنها بگویید ما نیامده ایم شما را برداریم و عوض کنیم همگی شما بر سر پستهایتان هستید و مقررات شرکت نفت به جای خود ثابت است و تمام قراردادهای فروش نفت و تعهدات شما به هر قیمت و شرایطی که داشته است مورد قبول ما هستند و تا آخر هم به پیمان و قراردادتان عمل کنید. به طور کلی از نظر اداری و فنی و مالی، شرکت مانند گذشته خواهد بود. بجز این که تابحال پولی که می گرفتید به خزانه داری شرکت نفت در انگلستان واریز می شد و حالا باید به حساب هیات مدیره موقت پرداخت شود. اگر مشتریان و خریداران نفت این را قبول نکردند و حاضر نبودند پول بدهند بگویید درازای محموله های نفت، رسید به نام هیات مدیره موقت بدهند. این سیاست دکتر مصدق به این دلیل بود که حربه تبلیغاتی به دست انگلیسها داده نشود. آنها در تبلیغات خودشان چنین القا، می کردند که ایرانیها می خواهند اوضاع شرکت نفت را مثل مملکت خودشان شلوغ و آشفته کنند و در نتیجه جریان نفت به غرب دچار وقفه خواهد شد و بحران نفت به وجود خواهد آمد. با چنین استدلالات و القائات انگلیسها می خواستند دول دیگر اروپایی و امریکا را علیه ایران، همدست خودشان نمایند.
آن شب عضویت میات مدیره را با توکل به خدا قبول کردم در حالی که حدود چند هفته بود که سمت معاون فنی و حرفه ای آقای سنجابی راکه وزیر فرهنگ دولت مصدق بود به عهده داشتم. فردای آن شب که قرار بود به سرعت عازم محل ماموریت بشوم، پسرم عبدالعلی دچار دل درد شدیدی شد که بعدا معلوم شد که آپاندیس حاد است. مهندس حسیبی رفع این مشکل را به عهده گرفت و با کمک دکتر وثوقی، عبدالعلی را به بیمارستان رسادند که بلافاصله تحت عمل جراحی قرارگرفت... به اتفاق آقای حسین مکی با یک طیاره ارتشی با یک دنیا عشق و اضطراب رهسپار جنوب شدیم.

مصدق، دولت ملی و کودتا- عزت الله سحابی،




@flith کانال پروازفکرواندیشه🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


#درنگی در تاریخ نفت

در قسمت گذشته برخی تحولات نفت قبل از ملی شدن را بررسی کردیم . این قسمت نیز به ادامه بررسی‌ِ تحولات قبل از ملی شدن در مجلس شانزدهم اختصاص دارد.
مهر 1329 مجلس به پیشنهاد دکترمصدق و نمایندگان جبهه ملی، رزم‌آرا را به‌واسطه تعدیل در اجرای قانون 29 مهر 1326 استیضاح کرد که این استیضاح با موفقیت همراه نبود. در نهایت به تاریخ 4 آذرماه 1329 کمیسیون نفت به‌اتفاق آرا با لایحه نفت (گس- گلشائیان) مخالفت کرد و اعلام نمود که قرارداد الحاقی را برای استیفای حقوق ایران کامل نمی‌داند. البته در همان جلسه، پیشنهادی از سوی جبهه ملی برای ملی کردن صنعت نفت مطرح شد که کمسیون آن را قبول نکرد. رزم‌آرا در تاریخ 5 دی 1329 لایحه نفت را برای اصلاحاتی به‌منظور استیفای حقوق ایران از مجلس پس گرفت که درست 4 روز بعد خبر توافق جدید بر مبنای فرمول 50-50 در عربستان اعلام عمومی شد.
در 21 دی‌ماه مجلس گزارش کمسیون نفت را مبنی بر مخالفت با لایحه گس- گلشائیان تائید کرد و طرحی با امضای 4 تن از نمایندگان به تصویب رسید که کمسیون نفت مأموریت یافت تا ظرف دو ماه روشی را که دولت باید در تنصیف امر نفت در پیش گیرد را مشخص کند.
رزم‌آرا با توجه به شرایط پیش‌آمده بار دیگر مسئله تنصیف منافع را با کمپانی مطرح کرد که نماینده شرکت پاسخ داد در صورتی حاضر به چنین بحثی است که منافع شرکت در ایران به فعالیت‌های شرکت در داخل ایران محدود شود و این امر دست‌کم یک سال به طول خواهد انجامید. آخرین پیشنهاداتی که دولت انگلستان به رزم‌آرا داده بود مبنی بر این بود که آن‌ها هیچ طرحی که تضمینِ ملی‌شدن صنعت نفت در ایران را ولو در آیندۀ دور، مورد موافقت انگلستان نخواهد بود ولی شرکت حاضر به برقراری تنصیف عواید با دولت ایران هست. کمپانی می‌خواست شرکت جدیدی تأسیس کند و عواید ایران را فقط از استخراج نفت در محدوده ایران بدهد این در صورتی بود که شرکت با توجه به درآمدی که از نفت ایران داشته در دیگر نقاط دنیا نیز فعالیت‌های زیادی را شروع کرده بود و می‌بایست از درآمد کلِ شرکت در تمام نقاط دنیا سهم ایران را پرداخت کند. این در شرایطی بود که شرکت حتی اجازه حق دسترسی به دفاترِ خود را نیز به ایران نمی‌داد که این از حقوق طبیعی ایران بود و سالها نادیده گرفته شده بود. دولت انگلستان فشارهای زیادی را به رزم‌آرا وارد کرد تا از برنامه رزم‌آرا برای حل مسئله نفت با خبر شود و از وی می‌خواستند که به مجلس بقبولاند که کمپانی در این شرایط حسن نیت به خرج می‌دهد. درنهایت سفیر انگلستان در ایران طی نامه‌ای به رزم‌آرا از وی سخت گلایه می‌کند که چرا دولت پیشنهاد مربوط به تنصیف عایدات را به اطلاع عامۀ مردم نرسانده و اجازه داده است وضع خصمانه‌ای در افکار عمومی نسبت به شرکت ایجاد شود و این کار باعث به وجود آمدنِ تقاضای سیاسی برای ملی‌شدن نفت شده است. شرکت بدون فوت وقت به رزم‌آرا اطلاع داد که حاضر است برای عقد قرارداد مناسبی با دولت ایران وارد مذاکره گردد و در همان وقت که این پیشنهاد را کرد که پنج میلیون لیره مساعده به دولت ایران پرداخت نماید که این مبلغ از درآمدهای بعدیِ ایران کسر گردد در ضمن موافقت کرد که برای بقیه سال 1951 ماهی دو میلیون لیره مساعده به ایران بپردازد. شرکت جدیت بسیار نمود که نخست‌وزیر پیشنهاد شرکت را دایر به تجدید مذاکرات برای عقد قرارداد جدید بر مبنای اصل تنصیف عواید و همچنین پرداخت مساعده را به دولت علنی کرده و برای اطلاع عامه منتشر نماید ولی سپهبد رزم‌آرا امتناع نمود و نهایتِ پنهانکاری را در این موضوع به کار برد تا آنجا که مردم از چنین پیشنهادی تا مدت‌ها بعد از پیشنهاد ملی‌شدن نفت اطلاعی نداشتند.



@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


"الو...الو...اينجا تهران! "
نسخه پي دي اف ويژه نامه همايش بررسي كودتا ٢٨ مرداد کاری از بنیاد باران در ١٦ صفحه
با اثار و گفتاري از :
فخر السادات محتشمي پور، الهه كولايي، برات اله صمدي راد،اسماعيل رزم اسا،اديب برومند و...
با گزارشي درباره قتل سرگرد سخايي در كرمان با عنوان "سلاخيِ سخايي"
"همراه با بخشي از يك گفت و گوي منتشر نشده از باستاني پاريزي را اينجا بخوانيد:
⬇️⬇️



@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه



باختر امروز بیست و پنجم امرداد
⬇️⬇️


@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷
@flith کانال پروازفکرواندیشه


نشریه نیروی سوم، بیستو پنجم خرداد
⬇️⬇️



@flith کانال پروازفکرواندیشهً🔷