ـ #هوشنگ_ابتهاج خاطرهٔ جالبی داره:
"چایی میخوردیم، پنجزار، پول چایی رو نداشتیم. #سیاوش_کسرایی رو مینشوندیم تو کافه و میرفتیم تو خیابون. داد میزدیم: «کمیتۀ نجاتِ شاعرِ مردمی سیاوش کسرایی! کمیتۀ نجاتِ کسرایی!»
مردم میگفتن: «چی شده؟ کسرایی رو گرفتن؟»
میگفتیم: «نه، پول چایی رو ندادیم، اونو گرو گذاشتیم!»
دو تومن پول جمع میشد. هم کسرایی نجات پیدا میکرد و هم دوتا چایی دیگه میخوردیم!
ـــــــــــــــــــــــــ
پ.ن) ظاهرا این رفقای چپگرا، با شغل و کارکردن بیگانه بودند! و هستند! از قدیم دستشون تو جیب ملت بوده! و هست!
@flith
"چایی میخوردیم، پنجزار، پول چایی رو نداشتیم. #سیاوش_کسرایی رو مینشوندیم تو کافه و میرفتیم تو خیابون. داد میزدیم: «کمیتۀ نجاتِ شاعرِ مردمی سیاوش کسرایی! کمیتۀ نجاتِ کسرایی!»
مردم میگفتن: «چی شده؟ کسرایی رو گرفتن؟»
میگفتیم: «نه، پول چایی رو ندادیم، اونو گرو گذاشتیم!»
دو تومن پول جمع میشد. هم کسرایی نجات پیدا میکرد و هم دوتا چایی دیگه میخوردیم!
ـــــــــــــــــــــــــ
پ.ن) ظاهرا این رفقای چپگرا، با شغل و کارکردن بیگانه بودند! و هستند! از قدیم دستشون تو جیب ملت بوده! و هست!
@flith
💯7👍4
چهارم دیماه، زادروز #رودکی، پدر شعر پارسی گرامی باد.
هر که نامخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
رودکی در موسیقی نیز مهارت داشت و چنگ مینواخت.
در شاهنامه فردوسی بزرگ نقل شده است که #رودکی داستان باستانی #کلیله_و_دمنه رو به نظم درآورده است که متاسفانه این اثر گرانبها به کلی نابود گشته است و باعث حسرت و تاسف ادیبان و فرهیختگان ایرانی شده است.
@flith
هر که نامخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
رودکی در موسیقی نیز مهارت داشت و چنگ مینواخت.
در شاهنامه فردوسی بزرگ نقل شده است که #رودکی داستان باستانی #کلیله_و_دمنه رو به نظم درآورده است که متاسفانه این اثر گرانبها به کلی نابود گشته است و باعث حسرت و تاسف ادیبان و فرهیختگان ایرانی شده است.
@flith
👏2🤔2👎1🥰1🤯1
۲۰ نشانه بلوغ عاطفی به زبان آلن دو باتن
۱. میفهمید بیشتر بدرفتاری آدم های اطرافتون ریشه در اضطراب و ترسشون داره: دنیا دیگه براتون پر از هیولا نیست
۲. یاد میگیرید آدما بطور خودکار از محتویات مغر شما اطلاع ندارند: پس حرف میزنید و دیگران رو سرزنش نمیکنید که نمیفهمنتون
۳. یادمیگیرید که شماهم اشتباه میکنید: پس معذرت خواهی میکنید
۴. اعتماد بنفس رو یاد میگیرید: نه که فوق العاده اید! نه. در واقع میفهمید هممون با آزمون و خطا زندگی میکنیم. عیبی هم نداره
۵. والدینتون رو میبخشید:اونا هم درگیر ترس و اضطراب های خودشونن
۶. میفهمید یه مسئله مهم رو پیش نکشید مگر خودتون و طرف مقابل استراحت کرده باشید مست نباشید غذا خورده باشید و استرس یا عجله نداشته باشید
۷. قهر نمیکنید: یادتون نمیره که یه روز میمیرید. حرف میزنید و میبخشید
۸. دست از کمالگرایی برمیدارید: هیچ چیزی بی نقص نیست. از به اندازه کافی خوب بودن قدردانی میکنید
۹. یاد میگیرید بد بین بودن در باره نتایج امور یه فضیلته
۱۰. میفهمید نقاط ضعف آدما با نقاط قوتشون گره خورده: مثلا دیگه از کسی که شلخته ست ناراحت نمیشید چون میدونین به جاش شاید خلاقه
۱۱. به آسونی عاشق نمیشید: همه هرچقدم از دور برازنده و دلپذیر باشند از نزدیک مشکلات خودشون رو دارن. پس وفادار میمونید
۱۲. میفهمید زندگی با شما آسون نیست
۱۳. یادمیگیرید خودتون رو بخاطر خطاها و حماقت هاتون ببخشید: بیشتر با خودتون رفاقت میکنید. همه ما به نوعی احمقیم
۱۴. یادمیگیرید با کله شقی های بچگانتون که هرگز هم از بین نمیرن به صلح برسید: تلاش نمیکنید که همیشه بزرگسال باشید. همه ما بچه ایم
۱۵. برای شادی درازمدت به پروژه های بلندمدت دل نمیبندی: اگه دمی بی دردسر سپری بشه هم خوشحالتون میکنه
۱۶. دیگه برات مهم نیست بقیه راجع بهت چی فکر میکن
۱۷. بازخورد دیگران رو راحتتر میپذیرید: در برابر انتقاد ها زره نمیپوشید
۱۸.میفهمی باید دیدتو نسبت به درد هات وسیع کنی. بیشتر به طبیعت و آسمون شب و کهکشان های دور توجه میکنی
۱۹. میفهمید گذشته ای که داشتید در پاسخ دادن شما به واقع تاثیر داشته:میپذیرید بدلیل وقایع کودکی مستعد خطا و افراط هستید. با شک به اولین برداشت و احساستون نگاه میکنید
۲۰.دوست بهتری میشید چون میدونید دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیب پذیری ها
@flith
۱. میفهمید بیشتر بدرفتاری آدم های اطرافتون ریشه در اضطراب و ترسشون داره: دنیا دیگه براتون پر از هیولا نیست
۲. یاد میگیرید آدما بطور خودکار از محتویات مغر شما اطلاع ندارند: پس حرف میزنید و دیگران رو سرزنش نمیکنید که نمیفهمنتون
۳. یادمیگیرید که شماهم اشتباه میکنید: پس معذرت خواهی میکنید
۴. اعتماد بنفس رو یاد میگیرید: نه که فوق العاده اید! نه. در واقع میفهمید هممون با آزمون و خطا زندگی میکنیم. عیبی هم نداره
۵. والدینتون رو میبخشید:اونا هم درگیر ترس و اضطراب های خودشونن
۶. میفهمید یه مسئله مهم رو پیش نکشید مگر خودتون و طرف مقابل استراحت کرده باشید مست نباشید غذا خورده باشید و استرس یا عجله نداشته باشید
۷. قهر نمیکنید: یادتون نمیره که یه روز میمیرید. حرف میزنید و میبخشید
۸. دست از کمالگرایی برمیدارید: هیچ چیزی بی نقص نیست. از به اندازه کافی خوب بودن قدردانی میکنید
۹. یاد میگیرید بد بین بودن در باره نتایج امور یه فضیلته
۱۰. میفهمید نقاط ضعف آدما با نقاط قوتشون گره خورده: مثلا دیگه از کسی که شلخته ست ناراحت نمیشید چون میدونین به جاش شاید خلاقه
۱۱. به آسونی عاشق نمیشید: همه هرچقدم از دور برازنده و دلپذیر باشند از نزدیک مشکلات خودشون رو دارن. پس وفادار میمونید
۱۲. میفهمید زندگی با شما آسون نیست
۱۳. یادمیگیرید خودتون رو بخاطر خطاها و حماقت هاتون ببخشید: بیشتر با خودتون رفاقت میکنید. همه ما به نوعی احمقیم
۱۴. یادمیگیرید با کله شقی های بچگانتون که هرگز هم از بین نمیرن به صلح برسید: تلاش نمیکنید که همیشه بزرگسال باشید. همه ما بچه ایم
۱۵. برای شادی درازمدت به پروژه های بلندمدت دل نمیبندی: اگه دمی بی دردسر سپری بشه هم خوشحالتون میکنه
۱۶. دیگه برات مهم نیست بقیه راجع بهت چی فکر میکن
۱۷. بازخورد دیگران رو راحتتر میپذیرید: در برابر انتقاد ها زره نمیپوشید
۱۸.میفهمی باید دیدتو نسبت به درد هات وسیع کنی. بیشتر به طبیعت و آسمون شب و کهکشان های دور توجه میکنی
۱۹. میفهمید گذشته ای که داشتید در پاسخ دادن شما به واقع تاثیر داشته:میپذیرید بدلیل وقایع کودکی مستعد خطا و افراط هستید. با شک به اولین برداشت و احساستون نگاه میکنید
۲۰.دوست بهتری میشید چون میدونید دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیب پذیری ها
@flith
👍8❤1👏1
این روش همین طور ادامه پیدا میکند تا در پایان رعیت گرسنه را کاملاٌ لخت کند! – ۱۳۱۶ ه.ق.
#قاجار
#سفرنامه
تمام مشاغل رسمی را که واگذار میکند، قیمتی همسنگ خود دارد که به خزانه شخصی او (ناصرالدین) میرود. والی که شغل خود را با پول کمی میخرد، برای جبران آن به نوبه خود مالیات و گمرگ را به شخص ثالثی، شاید تا دو برابر قیمت پرداختی، واگذار میکند. این اضافه درآمد مَداخل او است. به همین شیوه، کلانتر، که در مرتبه بعدی قرار دارد، ملزومات خود را از زیر دستانش میگیرد؛ این روش همین طور ادامه پیدا میکند تا در پایان رعیت گرسنه را کاملاٌ لخت کند. (ص ۱۲۲)
[...] این عرف نامیمون دقیقاٌ به همین شیوه هم در ارتش جاری است. سرتیپها مَداخل خود را به زور از سرهنگها و سرگردها میگیرند و آنها نیز ناگهان بر سر سروانها و ستوانها میریزند و آنها را میچلانند؛ اینها هم که بی دست و پاتر از مافوقهای خود نیستند، با فروش مرخصی مخصوص به درجه داران و سربازان، به جبران مافات میپردازند. (ص ۱۲۴)
منبع: اسپاروی، ویلفرید.
فرزندان درباری ایران.
محمدحسین آریا لرستانی.
انتشارات قلم. سال۱۳۶۹
@flith
#قاجار
#سفرنامه
تمام مشاغل رسمی را که واگذار میکند، قیمتی همسنگ خود دارد که به خزانه شخصی او (ناصرالدین) میرود. والی که شغل خود را با پول کمی میخرد، برای جبران آن به نوبه خود مالیات و گمرگ را به شخص ثالثی، شاید تا دو برابر قیمت پرداختی، واگذار میکند. این اضافه درآمد مَداخل او است. به همین شیوه، کلانتر، که در مرتبه بعدی قرار دارد، ملزومات خود را از زیر دستانش میگیرد؛ این روش همین طور ادامه پیدا میکند تا در پایان رعیت گرسنه را کاملاٌ لخت کند. (ص ۱۲۲)
[...] این عرف نامیمون دقیقاٌ به همین شیوه هم در ارتش جاری است. سرتیپها مَداخل خود را به زور از سرهنگها و سرگردها میگیرند و آنها نیز ناگهان بر سر سروانها و ستوانها میریزند و آنها را میچلانند؛ اینها هم که بی دست و پاتر از مافوقهای خود نیستند، با فروش مرخصی مخصوص به درجه داران و سربازان، به جبران مافات میپردازند. (ص ۱۲۴)
منبع: اسپاروی، ویلفرید.
فرزندان درباری ایران.
محمدحسین آریا لرستانی.
انتشارات قلم. سال۱۳۶۹
@flith
👍3
مالیات بر ابوالقاسم ؟!
میگویند شاه عباس میخواست به یکی از اطرافیانش لطفی کند، گفت:
از من چیزی بخواه.
آن مرد هم که میخواست یک نوع درآمد همیشگی داشتهباشد، گفت:
حکمی به من بده که هر کس یک الاغ دارد، یک درهم و اگر الاغ ماده بود، دو درهم به من بدهد.
شاه عباس گفت: درآمد زیادی عایدت نمیشود.
گفت: در حکم اضافه کن که صاحب الاغ اگر دو زن دارد، یک درهم اضافه بدهد و اگر لَنگ بود، هم یک درهم.
شاه عباس پرسید: درباره صاحب الاغ مطلب دیگری نداری؟
مرد که قبلا درباره آن فکر نکرده بود، گفت:
اضافه کن که اگر اسم او ابوالقاسم بود، یک درهم اگر یک چشمش هم کور بود، یک درهم بدهد.
شاهعباس حکم را داد.
مرد حکم را گرفت و به خیابان چهارباغ رفت.
نخستین کسی که سوار بر الاغ از آنجا عبور کرد را گرفت و گفت که بر اساس حکم شاه، یک درهم بر بده.
صاحب الاغ به التماس افتاد که این الاغ کلا یک درهم نمیارزد چون چشمش کور است.
وقتی معلوم شد یک چشم الاغ هم کور است، مرد گفت: یک درهم دیگر هم باید بدهی.
صاحب الاغ گفت: من پایم لنگ است و اگر این الاغ را نداشته باشم نمیتوانم رفت و آمد کنم.
معلوم شد باید یک درهم نیز برای لَنگ بودن پایش باید بدهد؛ یعنی سه درهم.
ناگهان مشخص شد، الاغ ماده است.
یعنی یک درهم دیگر هم باید بدهد، که میشود مجموعا چهار درهم.
یک عابر که صاحب الاغ را میشناخت و از آنجا عبور میکرد و ماجرا را میدید به مرد گفت:
به این بیچاره رحم کن، خرجش سنگین است چون دو زن دارد.
مرد گفت: باید پنج درهم بدهی.
خلاصه مردم جمع شدند و در این بین، آشنایی به صاحب الاغ گفت:
ابوالقاسم موضوع چیست؟
مرد گفت:
اسمت هم ابوالقاسم است، طبق حکم شاه میشود، شش درهم.
مرد بیچاره گفت:
پس بگو، این مالیات بر ابوالقاسم است.
سپس الاغ را گذاشت و با پای لنگ فرار کرد.
شاید تصور کنید که این یک شوخی است.
بسیاری از صاحبان کسبوکار در کشور ما بهدلیل انواع عوارض و مالیات و تامین اجتماعی و هزینههای شهرداری و... الاغ را گذاشتهاند و فرار کردهاند؛ یا اینکه عنقریب فرار خواهند کرد.
یعنی کارگاه و کارخانه و شرکت خود را بستهاند یا خواهند بست.
یک روز صحبت از دریافت مالیات از خانههای خالی است، یک روز مالیات از سپردههای بانکی،
یک روز از موجودی زیورآلاتی که خانمها در خانه دارند، یک روز عوارض خروج، یک روز مالیات خروج مازاد بر عوارض خروج، یک روز مالیات بر اموال غیرضروری، یک روز مالیات بر اضافه شدن ارزش سهام و اموال و ...
هنوز هم فکر میکنید، حکایت "مالیات بر ابوالقاسم" شوخی بود؟
@flith
میگویند شاه عباس میخواست به یکی از اطرافیانش لطفی کند، گفت:
از من چیزی بخواه.
آن مرد هم که میخواست یک نوع درآمد همیشگی داشتهباشد، گفت:
حکمی به من بده که هر کس یک الاغ دارد، یک درهم و اگر الاغ ماده بود، دو درهم به من بدهد.
شاه عباس گفت: درآمد زیادی عایدت نمیشود.
گفت: در حکم اضافه کن که صاحب الاغ اگر دو زن دارد، یک درهم اضافه بدهد و اگر لَنگ بود، هم یک درهم.
شاه عباس پرسید: درباره صاحب الاغ مطلب دیگری نداری؟
مرد که قبلا درباره آن فکر نکرده بود، گفت:
اضافه کن که اگر اسم او ابوالقاسم بود، یک درهم اگر یک چشمش هم کور بود، یک درهم بدهد.
شاهعباس حکم را داد.
مرد حکم را گرفت و به خیابان چهارباغ رفت.
نخستین کسی که سوار بر الاغ از آنجا عبور کرد را گرفت و گفت که بر اساس حکم شاه، یک درهم بر بده.
صاحب الاغ به التماس افتاد که این الاغ کلا یک درهم نمیارزد چون چشمش کور است.
وقتی معلوم شد یک چشم الاغ هم کور است، مرد گفت: یک درهم دیگر هم باید بدهی.
صاحب الاغ گفت: من پایم لنگ است و اگر این الاغ را نداشته باشم نمیتوانم رفت و آمد کنم.
معلوم شد باید یک درهم نیز برای لَنگ بودن پایش باید بدهد؛ یعنی سه درهم.
ناگهان مشخص شد، الاغ ماده است.
یعنی یک درهم دیگر هم باید بدهد، که میشود مجموعا چهار درهم.
یک عابر که صاحب الاغ را میشناخت و از آنجا عبور میکرد و ماجرا را میدید به مرد گفت:
به این بیچاره رحم کن، خرجش سنگین است چون دو زن دارد.
مرد گفت: باید پنج درهم بدهی.
خلاصه مردم جمع شدند و در این بین، آشنایی به صاحب الاغ گفت:
ابوالقاسم موضوع چیست؟
مرد گفت:
اسمت هم ابوالقاسم است، طبق حکم شاه میشود، شش درهم.
مرد بیچاره گفت:
پس بگو، این مالیات بر ابوالقاسم است.
سپس الاغ را گذاشت و با پای لنگ فرار کرد.
شاید تصور کنید که این یک شوخی است.
بسیاری از صاحبان کسبوکار در کشور ما بهدلیل انواع عوارض و مالیات و تامین اجتماعی و هزینههای شهرداری و... الاغ را گذاشتهاند و فرار کردهاند؛ یا اینکه عنقریب فرار خواهند کرد.
یعنی کارگاه و کارخانه و شرکت خود را بستهاند یا خواهند بست.
یک روز صحبت از دریافت مالیات از خانههای خالی است، یک روز مالیات از سپردههای بانکی،
یک روز از موجودی زیورآلاتی که خانمها در خانه دارند، یک روز عوارض خروج، یک روز مالیات خروج مازاد بر عوارض خروج، یک روز مالیات بر اموال غیرضروری، یک روز مالیات بر اضافه شدن ارزش سهام و اموال و ...
هنوز هم فکر میکنید، حکایت "مالیات بر ابوالقاسم" شوخی بود؟
@flith
👍8👏2
⭕️ زینت سلیمانی مراسم خاکسپاری #سید_رضی رفته بوده مراسم سالگرد پدرش نرفته بوده؟!
🔹این چه مراسمی بوده که نه خانواده قاسم سلیمانی حضور داشتند نه فرماندهان سپاه و دوستانش و نه مقامات دولتی جمهوری اسلامی!؟
🔹یه آخوند
یه مسئول
یه سپاهی کشته یا زخمی نشده.
امام جمعه کرمان و حتی خانواده ی قاسم سلیمانی در این مراسم به این مهمی نبودن.
زینب و بقیه دختراشم سر قبر باباش نرفته بودن.
کرمان هم امروز تعطیل کرده بودن که حسابی شلوغ بشه.
و از همه عجیب تر چهلم کشته شدگان کرمان ۲۲ بهمن میشه!
@flith
🔹این چه مراسمی بوده که نه خانواده قاسم سلیمانی حضور داشتند نه فرماندهان سپاه و دوستانش و نه مقامات دولتی جمهوری اسلامی!؟
🔹یه آخوند
یه مسئول
یه سپاهی کشته یا زخمی نشده.
امام جمعه کرمان و حتی خانواده ی قاسم سلیمانی در این مراسم به این مهمی نبودن.
زینب و بقیه دختراشم سر قبر باباش نرفته بودن.
کرمان هم امروز تعطیل کرده بودن که حسابی شلوغ بشه.
و از همه عجیب تر چهلم کشته شدگان کرمان ۲۲ بهمن میشه!
@flith
👍8🤬1
تا چند دهه پیش روز ( ۲۵ آذر) در کشور بطور رسمی روز مادر بود
شایعه یِ دیگری که مخالفان پهلوی در بین مردم رواج داده بودند مناسبت تعیین روز مادر بود، بعضی آن را روز تولد شهبانو فرح(زاده ۲۲مهر)، بعضی دیگر روز تولد مادر شاه (زاده ۲۷ اسفند)دانسته اند
اما در واقع مبدأ این روز به سال ۱۳۱۹ باز میگردد!
25 آذرماه (سال ۱۳۱۹) روز تاسیس بنگاه حمایت از مادران و نوزادان بود ( به دستور رضا شاه) بنگاهی که پس از شیر و خورشید سرخ، بزرگترین بنگاه خیریه به شمار میرفت
و شبانه روز آماده خدمات رایگان در شهرها و روستاهایِ دور و نزدیک به خانوادههایِ بی بضاعت بود
از سال ۱۳۳۸ رسیدگی و ریاست این بنگاه بر عهده شهبانو فرح بود
و گام های بلندی در پشتیبانی از مادران و نوزادان برداشته شد, از جمله ایجاد زایشگاهای مدرن و رایگان در شهرهای دور دست و روستاها ی دور و نزدیک و هم چنین ایجاد آموزشگاه های مامایی و آموزشگاه های بهیاری را میتوان نام برد .
آموزش بهداشت و تنظیم خانواده، روشهایِ جلوگیری از بار داری جهت کنترل جمعیت همچنین آموزش نگاهداری و پرورش نوزادان، لزوم واکسن از فعالیتهایِ بنیادین این بنگاه بود.
@flith
شایعه یِ دیگری که مخالفان پهلوی در بین مردم رواج داده بودند مناسبت تعیین روز مادر بود، بعضی آن را روز تولد شهبانو فرح(زاده ۲۲مهر)، بعضی دیگر روز تولد مادر شاه (زاده ۲۷ اسفند)دانسته اند
اما در واقع مبدأ این روز به سال ۱۳۱۹ باز میگردد!
25 آذرماه (سال ۱۳۱۹) روز تاسیس بنگاه حمایت از مادران و نوزادان بود ( به دستور رضا شاه) بنگاهی که پس از شیر و خورشید سرخ، بزرگترین بنگاه خیریه به شمار میرفت
و شبانه روز آماده خدمات رایگان در شهرها و روستاهایِ دور و نزدیک به خانوادههایِ بی بضاعت بود
از سال ۱۳۳۸ رسیدگی و ریاست این بنگاه بر عهده شهبانو فرح بود
و گام های بلندی در پشتیبانی از مادران و نوزادان برداشته شد, از جمله ایجاد زایشگاهای مدرن و رایگان در شهرهای دور دست و روستاها ی دور و نزدیک و هم چنین ایجاد آموزشگاه های مامایی و آموزشگاه های بهیاری را میتوان نام برد .
آموزش بهداشت و تنظیم خانواده، روشهایِ جلوگیری از بار داری جهت کنترل جمعیت همچنین آموزش نگاهداری و پرورش نوزادان، لزوم واکسن از فعالیتهایِ بنیادین این بنگاه بود.
@flith
👏7
Forwarded from امیر مقدم ✍️
🔴ببینید/ همه چی کاملا روشن است!
❌اکثر کسانی که راهی مراسم گور تروریست قاسم سلیمانی میشوند واقعا گرسنه هستند و برای غذا و لقمه نانی میروند! مردم تشنه کارناوال و دورهمیاند که جمهوری اسلامی از انها دریغ کرده و برایشان عقده شده، لذا بخشی هم بعنوان کارناوال میروند! صدالبته بخشی هم عرزشیهای کثیف امثال خانواده عجمیان هستند که میخواهند سر به تن ما نباشد و بین انها و ما دریایی از خون است!
❌و ما با رژیمی مواجهیم که سابقه آتش زدن سینما رکس، منفجر کردن سینمای قم، بمبگذاری حرم رضا، شلیک عمدی به هواپیمای اوکراینی، عملیات فریب کربلای۵ و.. را دارد! اخیرا هم از شعارهای مردم ایران علیه فلسطین و حمایتشان از اسرائیل عصبانی است، دم انتخابات بیرونق هم هست! نیاز به شوک و پروپاگاندا دارند برای..
✅ t.me/am_moghadam
❌اکثر کسانی که راهی مراسم گور تروریست قاسم سلیمانی میشوند واقعا گرسنه هستند و برای غذا و لقمه نانی میروند! مردم تشنه کارناوال و دورهمیاند که جمهوری اسلامی از انها دریغ کرده و برایشان عقده شده، لذا بخشی هم بعنوان کارناوال میروند! صدالبته بخشی هم عرزشیهای کثیف امثال خانواده عجمیان هستند که میخواهند سر به تن ما نباشد و بین انها و ما دریایی از خون است!
❌و ما با رژیمی مواجهیم که سابقه آتش زدن سینما رکس، منفجر کردن سینمای قم، بمبگذاری حرم رضا، شلیک عمدی به هواپیمای اوکراینی، عملیات فریب کربلای۵ و.. را دارد! اخیرا هم از شعارهای مردم ایران علیه فلسطین و حمایتشان از اسرائیل عصبانی است، دم انتخابات بیرونق هم هست! نیاز به شوک و پروپاگاندا دارند برای..
✅ t.me/am_moghadam
👍7👏2
«مدتی است در فکرم که زن ایرانی در این قفس سیاه دست و پایش بسته. بین او و مرد یک دریا فاصله افتاده. باید این فاصله از بین برود. مگر زن چی از مرد کمتر دارد. او هم باید پابهپای مرد وارد زندگی شود. سرباز خوب و مهندس خوب باید در دامان زن پرورش یابد.»
این سخنان را #رضاشاه به محمدعلی فروغی، نخستوزیر وقت ایران، گفت. رضاشاه بزرگ در ادامه به محمدعلی فروغی تأکید کرد که باید قوانینی وضع شود تا زنان بتوانند در کنار مردان و به موازات آنها در تمامی عرصههای اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی فعالیت کنند. او خواستار برابری حقوقی و اجتماعی برای زنان شد و تأکید کرد که توانمندسازی زنان میتواند به پیشرفت کشور کمک کند. این دیدگاهها بخشی از تلاشهای ایشان برای نوسازی و مدرنیزه کردن ایران بودند.
#رضاشاه
#کشف_حجاب
@flith
این سخنان را #رضاشاه به محمدعلی فروغی، نخستوزیر وقت ایران، گفت. رضاشاه بزرگ در ادامه به محمدعلی فروغی تأکید کرد که باید قوانینی وضع شود تا زنان بتوانند در کنار مردان و به موازات آنها در تمامی عرصههای اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی فعالیت کنند. او خواستار برابری حقوقی و اجتماعی برای زنان شد و تأکید کرد که توانمندسازی زنان میتواند به پیشرفت کشور کمک کند. این دیدگاهها بخشی از تلاشهای ایشان برای نوسازی و مدرنیزه کردن ایران بودند.
#رضاشاه
#کشف_حجاب
@flith
👍7👏3
حاصل نیم سده سلطنت ناصرالدین شاه به گفته برادرش عباس میرزا ملک آراء #قاجار
"هیچ اثری جز جهالت، سفاهت، تخریب مملکت و عدم تربیت نوکر و #رعیت ، یادگاری نگذارد و ایران را طوری ویران کرد که اصلاحش از حیز امکان بیرون و سفاهت را به نوعی و درجه ای اعلی رسانید که زبان از تقریر و قلم از تحریر و وصف عاجز باشد.(۱)(جلد دوم _ ص.۵۵۶_ ۵۵۷)"
۱)نقل از سخنان عباس میرزا ملک آراء،ص ۱۲۷ کتابش زیر عنوان شرح حال عباس میرزا چاپ اول،شهریور ۱۳۲۵ خورشیدی
منبع : تاریخ روابط بازرگانی و سیاسی ایران و انگلیس از دوران فرمان روائی مغولان تا پایان عهد قاجاریه.
جلد دوم. از معاهده گلستان تا پیمان اتحاد روس و انگلیس. ۱۱۹۲ تا ۱۲۸۶ خورشیدی = ۱۸۱۳ تا ۱۹۰۷ میلادی. انجمن آثار ملی. بهمن ۱۳۵۷
#رعیت
پی نوشت: تصویر تزئینی ست
@flith
"هیچ اثری جز جهالت، سفاهت، تخریب مملکت و عدم تربیت نوکر و #رعیت ، یادگاری نگذارد و ایران را طوری ویران کرد که اصلاحش از حیز امکان بیرون و سفاهت را به نوعی و درجه ای اعلی رسانید که زبان از تقریر و قلم از تحریر و وصف عاجز باشد.(۱)(جلد دوم _ ص.۵۵۶_ ۵۵۷)"
۱)نقل از سخنان عباس میرزا ملک آراء،ص ۱۲۷ کتابش زیر عنوان شرح حال عباس میرزا چاپ اول،شهریور ۱۳۲۵ خورشیدی
منبع : تاریخ روابط بازرگانی و سیاسی ایران و انگلیس از دوران فرمان روائی مغولان تا پایان عهد قاجاریه.
جلد دوم. از معاهده گلستان تا پیمان اتحاد روس و انگلیس. ۱۱۹۲ تا ۱۲۸۶ خورشیدی = ۱۸۱۳ تا ۱۹۰۷ میلادی. انجمن آثار ملی. بهمن ۱۳۵۷
#رعیت
پی نوشت: تصویر تزئینی ست
@flith
❤3👍2
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
مقاله روزنامه اطلاعات در 17 دیماه 1356
ایران در استعمار #سرخ و #سیاه
#دروغ یا #حقیقت مسئله این است!!!
#قضاوت_تاریخ
@flith
ایران در استعمار #سرخ و #سیاه
#دروغ یا #حقیقت مسئله این است!!!
#قضاوت_تاریخ
@flith
👍4
❌ مزدک و کمونیسم ❌
«كرين برينتون» در كتاب «كالبدشكافى چهار انقلاب» آورده است: بلشويك ها به چيزى بسيار بدتر از خانواده مى انديشيدند. از نظر بلشویک ها(چپ) خانواده نهادى از رژيم پيشين بود كه با انواع عناصر مذهبى هم بافته بود و به ناگزير در كنش اجتماعى اش، محافظه كار بود.
خانواده، آشيانه كوچك و كثيفى به شمار مى آمد كه خودخواهى، رشك، عشق به مالكيت و بى تفاوتى نسبت به نيازهاى بزرگ جامعه را مى پروراند.
خانواده تلقين حماقت هاى كهن را در ذهن جوانان جايگزين نگه مى داشت. بلشويك ها مى بايست خانواده را درهم مى شكستند، طلاق را تشويق مى كردند و كودكان را وارستگى هاى راستين كمونيسم آموزش مى دادند.
فردوسى در #شاهنامه از زبان مزدك مى سرايد:
زن و خانه و چيز، بخشيدنيست
تهى دست كس با توانگر يكيست
زن و خواسته بايد اندر ميان
چو دين بهى را نخواهى زيان
بدين دو بود رشك و آز و نياز
كه با خشم و كين اندر آيد به راز
@flith
«كرين برينتون» در كتاب «كالبدشكافى چهار انقلاب» آورده است: بلشويك ها به چيزى بسيار بدتر از خانواده مى انديشيدند. از نظر بلشویک ها(چپ) خانواده نهادى از رژيم پيشين بود كه با انواع عناصر مذهبى هم بافته بود و به ناگزير در كنش اجتماعى اش، محافظه كار بود.
خانواده، آشيانه كوچك و كثيفى به شمار مى آمد كه خودخواهى، رشك، عشق به مالكيت و بى تفاوتى نسبت به نيازهاى بزرگ جامعه را مى پروراند.
خانواده تلقين حماقت هاى كهن را در ذهن جوانان جايگزين نگه مى داشت. بلشويك ها مى بايست خانواده را درهم مى شكستند، طلاق را تشويق مى كردند و كودكان را وارستگى هاى راستين كمونيسم آموزش مى دادند.
فردوسى در #شاهنامه از زبان مزدك مى سرايد:
زن و خانه و چيز، بخشيدنيست
تهى دست كس با توانگر يكيست
زن و خواسته بايد اندر ميان
چو دين بهى را نخواهى زيان
بدين دو بود رشك و آز و نياز
كه با خشم و كين اندر آيد به راز
@flith
👍7👏1
پرواز فکر و اندیشه
❌ مزدک و کمونیسم ❌ «كرين برينتون» در كتاب «كالبدشكافى چهار انقلاب» آورده است: بلشويك ها به چيزى بسيار بدتر از خانواده مى انديشيدند. از نظر بلشویک ها(چپ) خانواده نهادى از رژيم پيشين بود كه با انواع عناصر مذهبى هم بافته بود و به ناگزير در كنش اجتماعى اش، محافظه…
تو گر باهُشی راه #مزدک مگیر
مزدک و کمونیسم
شاید برای جهانیان ،تفکرات کمونیستی به حدود 176 سال پیش با رساله های کارل مارکس بوجود آمده باشد اما برای ما ایرانیان به عنوان یک ملت باستانی ،تفکرات کمونیستی و مرام اشتراکی به پیدایش #مزدک در پادشاهی قباد بر میگردد.
در شاهنامه آمده است که در دوران پادشاهی قباد، مزدک بامدادان به پیدایی آمد و آیین (نگرش)مزدکی را نهاد.
بیامد یکی مرد مزدک به نام
سخنگوی با دانش و رای و کام
گرانمایه مردی و دانش فروش
قباد دلاور بدو داد گوش
به نزد جهاندار دستور گشت
نگهبان آن گنج و گنجور گشت
قباد را فریفت و گمراه کرد و سپس وزیر قباد گشت
ز خشکی خورش تنگ شد در جهان
میان کهان و میان مهان
ز روی هوا ابر شد ناپدید
به ایران کسی #برف و #باران ندید
مهان جهان بر در کیقباد
همی هر کسی آب و نان کرد یاد
بدیشان چنین گفت مزدک که شاه
نماید شما را به امید راه
مدتی بعد خشکسالی درگرفت و بزرگان به نزد شاه آمدند و از بیچیزی خود شکایت کردند. مزدک گفت: شاه، راهی در نظر گرفته است، صبر داشته باشید.
مزدک سپس به نزد قباد رفت و دو پرسش مطرح کرد
بدو گفت آن کس که مارش گزید
همی از تنش جان بخواهد پرید
یکی دیگری را بود پای زهر
گزیده نیابد ز تریاک بهر
سزای چنین مرد گویی که چیست
که تریاک دارد درم سنگ بیست
چنین داد پاسخ ورا شهریار
که خونیست این مرد تریاکدار
پس به نزد قباد رفت و گفت: سؤالی دارم اگر مارگزیدهای را نزد تو بیاورند و پادزهر او دست کسی باشد که پولی فراوان میخواهد با او چه میکنی؟
شاه گفت: او را دشمن میدارم.
سوال دگر مطرح کرد و پرسید:
مکافات آن کس که نان داشت او
مر این بسته را خوار بگذاشت او
چه باشد بگوید مرا پادشا؟
اگر کسی از گرسنگی جانش به لب برسد مکافات کسی که دارد و نمیدهد چیست؟
پادشاه قباد پاسخ میدهد که زنده بودنش حرام است
چنین داد پاسخ که میکن بُنَش
که خونیست ناکرده بر گردنش
مزدک به نزد مردم رفت و گفت: به دستور شاه از انبارها هرچه گندم هست بردارید و استفاده کنید.
مدتی بعد خبر به شاه رسید که همه انبارهای گندم خالی شده است و همه زیر سر مزدک است.
قباد با مزدک صحبت کرد و در این مورد پرسید.
مزدک گفت: من سخنی را که شاه گفت، شنیدم و به مردم گفتم. اگر گرسنهای نان پادزهرش باشد تو که داری باید بدهی.
قباد بیشتر با مزدک صحبت کرد و فهمید که او معتقد است که توانگران و فقیران همه باید به یک اندازه داشته باشند و همهچیز بینشان تقسیم شود. زن و خانه و اموال ، همه را باید بهصورت #مشترک استفاده کرد.
نباید که باشد کسی برفزود
توانگر بود تار و درویش پود
جهان راست باید که باشد به چیز
فزونی توانگر چرا جست نیز
#زن و #خانه و #چیز بخشیدنیست
تهیدست کس با توانگر یکیست
من این را کنم راست با دین پاک
شود ویژه پیدا بلند از مغاک
پس از مدتی در دشت شاه ، صد هزار تن از پیروان مزدک به نزد شاه آمدند و گفتند که کسری (انوشیروان) به دین ما نیست و باید دست خطی از او بگیری که سربهراه شود. او باید مال و زنش را به میان آورد تا همه استفاده کنند.
به دشت آمد از مزدکی صدهزار
برفتند شادان بر شهریار
چنین گفت مزدک به شاه زمین
که ای برتر از دانشِ بآفرین
چنان دان که کسری نه بر دین ماست
ز دین سر کشیدن ورا کی سزاست
مزدک دست کسری را گرفت که از او دست نوشته ای بگیرد که به آیین مزدکی پیوسته است،اما کسری انوشیروان خشمگین دستش را کشید و به پدرش قباد گفت: من به تو نشان میدهم که این دین همه کجی و ناراستی است.
پس کسری پنج ماه مهلت گرفت و مزدک را به مناظره ای دعوت کرد . سپس شرط گذاشت اگر در مناظره مزدک پیروز شد نوشیروان به آئین مزدک دربیاید و اگر نوشیروان پیروز شد مزدک و همه پیروانش رو به نوشیروان بسپارند...
چو راه فریدون شود نادرست
عزیر مسیحی و هم زَند و اُست(کتاب زند و اوستا)
سخن گفتن مزدک آید به جای
نباید به گیتی جز او (مزدک) رهنمای
ور ایدون (اما ) که او کژ گوید همی
ره پاک یزدان نجوید همی
به من ده ورا و آنکه در دین اوست
مبادا یکی را به تن مغز و پوست
انوشیروان عادل از موبدانی چون خُره اردشیر ، هرمزد پیر و از اصطخر مهرآذرپارسی را طلبید و با آنها صحبت کرد و راه جست و بعد به همراه آنها به نزد قباد رفت.
مناظره زردشتیان و مزدکیان در حضور شاه
بزرگی به مزدک گفت با دین تو که زن و دارایی باید به اشتراک بین مردم باشد چگونه پدر پسر خود و پسر پدر خود را می شناسد ؟ کهتر و مهتر چگونه شناخته می شوند ؟ اگر کسی بمیرد اموالش به چه کسی می رسد ؟
با سخنان تو جهان ویران می شود و همه مردم را به دوزخ می بری ! تو کار های بد را بد نمی شماری ! قباد با شنیدن گفتار موبدان برآشفت و مزدک و صد هزار پیروانش را به کسری سپرد .
ادامه دارد...
@flith
مزدک و کمونیسم
شاید برای جهانیان ،تفکرات کمونیستی به حدود 176 سال پیش با رساله های کارل مارکس بوجود آمده باشد اما برای ما ایرانیان به عنوان یک ملت باستانی ،تفکرات کمونیستی و مرام اشتراکی به پیدایش #مزدک در پادشاهی قباد بر میگردد.
در شاهنامه آمده است که در دوران پادشاهی قباد، مزدک بامدادان به پیدایی آمد و آیین (نگرش)مزدکی را نهاد.
بیامد یکی مرد مزدک به نام
سخنگوی با دانش و رای و کام
گرانمایه مردی و دانش فروش
قباد دلاور بدو داد گوش
به نزد جهاندار دستور گشت
نگهبان آن گنج و گنجور گشت
قباد را فریفت و گمراه کرد و سپس وزیر قباد گشت
ز خشکی خورش تنگ شد در جهان
میان کهان و میان مهان
ز روی هوا ابر شد ناپدید
به ایران کسی #برف و #باران ندید
مهان جهان بر در کیقباد
همی هر کسی آب و نان کرد یاد
بدیشان چنین گفت مزدک که شاه
نماید شما را به امید راه
مدتی بعد خشکسالی درگرفت و بزرگان به نزد شاه آمدند و از بیچیزی خود شکایت کردند. مزدک گفت: شاه، راهی در نظر گرفته است، صبر داشته باشید.
مزدک سپس به نزد قباد رفت و دو پرسش مطرح کرد
بدو گفت آن کس که مارش گزید
همی از تنش جان بخواهد پرید
یکی دیگری را بود پای زهر
گزیده نیابد ز تریاک بهر
سزای چنین مرد گویی که چیست
که تریاک دارد درم سنگ بیست
چنین داد پاسخ ورا شهریار
که خونیست این مرد تریاکدار
پس به نزد قباد رفت و گفت: سؤالی دارم اگر مارگزیدهای را نزد تو بیاورند و پادزهر او دست کسی باشد که پولی فراوان میخواهد با او چه میکنی؟
شاه گفت: او را دشمن میدارم.
سوال دگر مطرح کرد و پرسید:
مکافات آن کس که نان داشت او
مر این بسته را خوار بگذاشت او
چه باشد بگوید مرا پادشا؟
اگر کسی از گرسنگی جانش به لب برسد مکافات کسی که دارد و نمیدهد چیست؟
پادشاه قباد پاسخ میدهد که زنده بودنش حرام است
چنین داد پاسخ که میکن بُنَش
که خونیست ناکرده بر گردنش
مزدک به نزد مردم رفت و گفت: به دستور شاه از انبارها هرچه گندم هست بردارید و استفاده کنید.
مدتی بعد خبر به شاه رسید که همه انبارهای گندم خالی شده است و همه زیر سر مزدک است.
قباد با مزدک صحبت کرد و در این مورد پرسید.
مزدک گفت: من سخنی را که شاه گفت، شنیدم و به مردم گفتم. اگر گرسنهای نان پادزهرش باشد تو که داری باید بدهی.
قباد بیشتر با مزدک صحبت کرد و فهمید که او معتقد است که توانگران و فقیران همه باید به یک اندازه داشته باشند و همهچیز بینشان تقسیم شود. زن و خانه و اموال ، همه را باید بهصورت #مشترک استفاده کرد.
نباید که باشد کسی برفزود
توانگر بود تار و درویش پود
جهان راست باید که باشد به چیز
فزونی توانگر چرا جست نیز
#زن و #خانه و #چیز بخشیدنیست
تهیدست کس با توانگر یکیست
من این را کنم راست با دین پاک
شود ویژه پیدا بلند از مغاک
پس از مدتی در دشت شاه ، صد هزار تن از پیروان مزدک به نزد شاه آمدند و گفتند که کسری (انوشیروان) به دین ما نیست و باید دست خطی از او بگیری که سربهراه شود. او باید مال و زنش را به میان آورد تا همه استفاده کنند.
به دشت آمد از مزدکی صدهزار
برفتند شادان بر شهریار
چنین گفت مزدک به شاه زمین
که ای برتر از دانشِ بآفرین
چنان دان که کسری نه بر دین ماست
ز دین سر کشیدن ورا کی سزاست
مزدک دست کسری را گرفت که از او دست نوشته ای بگیرد که به آیین مزدکی پیوسته است،اما کسری انوشیروان خشمگین دستش را کشید و به پدرش قباد گفت: من به تو نشان میدهم که این دین همه کجی و ناراستی است.
پس کسری پنج ماه مهلت گرفت و مزدک را به مناظره ای دعوت کرد . سپس شرط گذاشت اگر در مناظره مزدک پیروز شد نوشیروان به آئین مزدک دربیاید و اگر نوشیروان پیروز شد مزدک و همه پیروانش رو به نوشیروان بسپارند...
چو راه فریدون شود نادرست
عزیر مسیحی و هم زَند و اُست(کتاب زند و اوستا)
سخن گفتن مزدک آید به جای
نباید به گیتی جز او (مزدک) رهنمای
ور ایدون (اما ) که او کژ گوید همی
ره پاک یزدان نجوید همی
به من ده ورا و آنکه در دین اوست
مبادا یکی را به تن مغز و پوست
انوشیروان عادل از موبدانی چون خُره اردشیر ، هرمزد پیر و از اصطخر مهرآذرپارسی را طلبید و با آنها صحبت کرد و راه جست و بعد به همراه آنها به نزد قباد رفت.
مناظره زردشتیان و مزدکیان در حضور شاه
بزرگی به مزدک گفت با دین تو که زن و دارایی باید به اشتراک بین مردم باشد چگونه پدر پسر خود و پسر پدر خود را می شناسد ؟ کهتر و مهتر چگونه شناخته می شوند ؟ اگر کسی بمیرد اموالش به چه کسی می رسد ؟
با سخنان تو جهان ویران می شود و همه مردم را به دوزخ می بری ! تو کار های بد را بد نمی شماری ! قباد با شنیدن گفتار موبدان برآشفت و مزدک و صد هزار پیروانش را به کسری سپرد .
ادامه دارد...
@flith
👍3👏2
پرواز فکر و اندیشه
❌ مزدک و کمونیسم ❌ «كرين برينتون» در كتاب «كالبدشكافى چهار انقلاب» آورده است: بلشويك ها به چيزى بسيار بدتر از خانواده مى انديشيدند. از نظر بلشویک ها(چپ) خانواده نهادى از رژيم پيشين بود كه با انواع عناصر مذهبى هم بافته بود و به ناگزير در كنش اجتماعى اش، محافظه…
چنین گفت موبد به پیش گروه
به مزدک که ای مرد دانش پژوه
یکی دین نو ساختی پر زیان
نهادی زن و خواسته در میان
چه داند پدر کش که باشد پسر
پسر همچنین چون شناسد پدر
چو مردم برابر بود در جهان
نباشند پیدا کهان از مهان
که باشد که جوید در کهتری
چگونه توان ساختن مهتری
که باشد مرا و تورا کارگر
چه مردم جدا ماند از به، بتر
کسی کو مُرَد جای و چیزش کراست
که شد کارگر بنده با شاه راست
جهان زین سخن پاک ویران شود
نباید که این بد به ایران شود
همه کد خدایند و مزدور کیست
همه گنج دارند و گنجور کیست
ز دین آوران این سخن کس نگفت
تو دیوانگی داری اندر نهفت
همی مردمان را به دوزخ بری
همی کار بَد را به بَد نشمری
قباد از سخنان موبد فهمید که اشتباه کرده است و مزدک و همراهانش را به کسری سپرد. کسری همه آنها را بر درختها به دار زد و سپس داری برای مزدک ساختند و او را دار زدند و سپس تیربارانش کردند.
پادافره (مجازات) شدنِ مزدکِ بَد دین به دستور شاهزاده انوشیروان :
نگون بخت را زنده بر دار کرد
سر مرد بی دین نگونسار کرد
وز آن پس بکشتش به باران تیر
#تو_گر_باهُشی_راه_مزدک_مگیر
بزرگان شدند ایمن از خواسته (اموال)
زن و زاده و باغ آراسته
#پندهای_شاهنامه
#چپ_مزدکیسم
https://t.me/flith/13198
@flith
به مزدک که ای مرد دانش پژوه
یکی دین نو ساختی پر زیان
نهادی زن و خواسته در میان
چه داند پدر کش که باشد پسر
پسر همچنین چون شناسد پدر
چو مردم برابر بود در جهان
نباشند پیدا کهان از مهان
که باشد که جوید در کهتری
چگونه توان ساختن مهتری
که باشد مرا و تورا کارگر
چه مردم جدا ماند از به، بتر
کسی کو مُرَد جای و چیزش کراست
که شد کارگر بنده با شاه راست
جهان زین سخن پاک ویران شود
نباید که این بد به ایران شود
همه کد خدایند و مزدور کیست
همه گنج دارند و گنجور کیست
ز دین آوران این سخن کس نگفت
تو دیوانگی داری اندر نهفت
همی مردمان را به دوزخ بری
همی کار بَد را به بَد نشمری
قباد از سخنان موبد فهمید که اشتباه کرده است و مزدک و همراهانش را به کسری سپرد. کسری همه آنها را بر درختها به دار زد و سپس داری برای مزدک ساختند و او را دار زدند و سپس تیربارانش کردند.
پادافره (مجازات) شدنِ مزدکِ بَد دین به دستور شاهزاده انوشیروان :
نگون بخت را زنده بر دار کرد
سر مرد بی دین نگونسار کرد
وز آن پس بکشتش به باران تیر
#تو_گر_باهُشی_راه_مزدک_مگیر
بزرگان شدند ایمن از خواسته (اموال)
زن و زاده و باغ آراسته
#پندهای_شاهنامه
#چپ_مزدکیسم
https://t.me/flith/13198
@flith
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
❌ مزدک و کمونیسم ❌
«كرين برينتون» در كتاب «كالبدشكافى چهار انقلاب» آورده است: بلشويك ها به چيزى بسيار بدتر از خانواده مى انديشيدند. از نظر بلشویک ها(چپ) خانواده نهادى از رژيم پيشين بود كه با انواع عناصر مذهبى هم بافته بود و به ناگزير در كنش اجتماعى اش، محافظه…
«كرين برينتون» در كتاب «كالبدشكافى چهار انقلاب» آورده است: بلشويك ها به چيزى بسيار بدتر از خانواده مى انديشيدند. از نظر بلشویک ها(چپ) خانواده نهادى از رژيم پيشين بود كه با انواع عناصر مذهبى هم بافته بود و به ناگزير در كنش اجتماعى اش، محافظه…
👍9
#یسنا_شجاعی
"خداحافظ زنعمو طاهره جان یکتا گوشیم تی خوت یادگاری یه دست لباسم بده سحر یادگاری زنعمو طاهره دلتنگت میشم خداحافظ
زنعمو دیگه از زندگی سیر وابیم مواظب یکتا باش زنعمو من یکتا به تو سپردم خداحافظ!"
این نامه #خودکشی یه بچه ۹ ساله تو یاسوجه!فقط ۹ سالش بود!۹ سال!
#باید_خون_گریست
یه موقعهایی بود امنیت داشتیم.
بچههامون توی کوچه بازی میکردن.
زنها لباسهای گلدار میپوشیدن.
شاه در آغوش مردم و مردم در آغوش شاه بودن.
یه موقعهایی بود چشمهای کودکان و بزرگترها چیزی داشت به نام برق زندگی!
@flith
"خداحافظ زنعمو طاهره جان یکتا گوشیم تی خوت یادگاری یه دست لباسم بده سحر یادگاری زنعمو طاهره دلتنگت میشم خداحافظ
زنعمو دیگه از زندگی سیر وابیم مواظب یکتا باش زنعمو من یکتا به تو سپردم خداحافظ!"
این نامه #خودکشی یه بچه ۹ ساله تو یاسوجه!فقط ۹ سالش بود!۹ سال!
#باید_خون_گریست
یه موقعهایی بود امنیت داشتیم.
بچههامون توی کوچه بازی میکردن.
زنها لباسهای گلدار میپوشیدن.
شاه در آغوش مردم و مردم در آغوش شاه بودن.
یه موقعهایی بود چشمهای کودکان و بزرگترها چیزی داشت به نام برق زندگی!
@flith
😢10👍2❤1