جمعی گرد تابوت تهی یکی از رهبران کاریزماتیک جهان بی هدف می چرخند: نه پس می روند نه پیش، و آن ها که خودشان را از این ازدحام پرتشنج سرخ پوشانِ سرگردان به در برده اند ، به سمت ناکجاآباد می روند
کتاب #تابوت_تهی
نویسنده #آلبرتو_بارراتیسکا
مترجم #مزدک_صدر
@flith
کتاب #تابوت_تهی
نویسنده #آلبرتو_بارراتیسکا
مترجم #مزدک_صدر
@flith
👍6
پرواز فکر و اندیشه
نوید افکاری: اگر اعدام شدم، همه بدانند در قرن بیستویکم، با این همه سازوکارهای حقوق بشری و سازمان ملل و شورای امنیت و غیره، یک انسان بیگناه در حالی که با تمام توانش تلاش کرد و جنگید، اعدام شده است. #نوید_افکاری_را_کشتند @flith
گفتاری از #سعید_افکاری
با هیچ متر و معیار انسانیای، نمیتونید رفتار تبعیضآمیز رسانههایی که بودجه میگیرند تا صدای مردم ایران باشند در قبال زندانیان سیاسی مختلف رو توجیه کنید. شرافت انسانی اجازه نمیده مهر تایید بزنید به رفتار کسانی که دهها بار در همین چند هفتهی گذشته نام کسی مثل خانم نرگس محمدی رو آوردن و هنوز هم جستجوی نام کسی مثل هانی شهبازی بعد از چهار سال تو صفحاتشون بینتیجه میمونه.
شما فعالین و خبرنگاران، چطور ادعا میکنید صدای مردم ایران هستید وقتی بودجهی خبرنگاری و حقوق بشری میگیرید و به کوچکترین وظایفتون هم عمل نمیکنید؟
شرایط زندانیان گمنام سیاسی در زندانهای جمهوریاسلامی آنقدر عذابآور و دردناکه که شرمساری بهمون اجازه نمیده حتی از انفرادی برادرم وحید و حبس خواهرم الهام بنویسیم و با اینحال، رسانهها و تریبونهای اصلی خارج از ایران، مدام درحال تبلیغ برای اشخاص مشخصی هستن بدون اینکه لحظهای به این فکر کنن که چه جانهای عزیزی در گمنامی و سکوت دارن از دست میرن.
https://t.me/flith/11162
🔺ریپلی را بخوانید
@flith
با هیچ متر و معیار انسانیای، نمیتونید رفتار تبعیضآمیز رسانههایی که بودجه میگیرند تا صدای مردم ایران باشند در قبال زندانیان سیاسی مختلف رو توجیه کنید. شرافت انسانی اجازه نمیده مهر تایید بزنید به رفتار کسانی که دهها بار در همین چند هفتهی گذشته نام کسی مثل خانم نرگس محمدی رو آوردن و هنوز هم جستجوی نام کسی مثل هانی شهبازی بعد از چهار سال تو صفحاتشون بینتیجه میمونه.
شما فعالین و خبرنگاران، چطور ادعا میکنید صدای مردم ایران هستید وقتی بودجهی خبرنگاری و حقوق بشری میگیرید و به کوچکترین وظایفتون هم عمل نمیکنید؟
شرایط زندانیان گمنام سیاسی در زندانهای جمهوریاسلامی آنقدر عذابآور و دردناکه که شرمساری بهمون اجازه نمیده حتی از انفرادی برادرم وحید و حبس خواهرم الهام بنویسیم و با اینحال، رسانهها و تریبونهای اصلی خارج از ایران، مدام درحال تبلیغ برای اشخاص مشخصی هستن بدون اینکه لحظهای به این فکر کنن که چه جانهای عزیزی در گمنامی و سکوت دارن از دست میرن.
https://t.me/flith/11162
🔺ریپلی را بخوانید
@flith
👍7😭1
چرا با چپ همداستان نباید شد؟
بارها از فعالانی که دوست دارند همواره چهره مداراگر از خود نشان دهند یا به اصطلاح رایج، «وسطباز» هستند، میشنویم که "چه ایرادی دارد، خُب چپ باشد، فمینیست باشد، کمونیست باشد و … مهم این است که با جمهوری اسلامی مخالف است".
روایت #پرويز_ثابتی از قهرمانان چپها مانند غلامحسین ساعدی اثبات کرد که چپ ایرانی از سوسیال دموکرات غربی فرسنگها فاصله دارد و خیانت، دروغپراکنی و خدعهگرایی در ذات او نهادینه شده است.
اینها پس از گرایش به چپ تنها «دستور الله» را با «دیالکتیک مادی» در ذهن آشفتهشان جایگزین کردند و بیشتر به بیبندوباری، آشفتگی رفتاری، حذف فیزیکی دگراندیشان و کشتار کاپیتالیستها گرایش داشتند تا رفتار معقول و سازنده.
نمونه امروزیاش را هم میتوانید در الگوهای رفتاری تجزیهطلبها، مجاهدین خلق و فعالان پروگرسیو بیابید.
#میترا_جشنی
@flith
بارها از فعالانی که دوست دارند همواره چهره مداراگر از خود نشان دهند یا به اصطلاح رایج، «وسطباز» هستند، میشنویم که "چه ایرادی دارد، خُب چپ باشد، فمینیست باشد، کمونیست باشد و … مهم این است که با جمهوری اسلامی مخالف است".
روایت #پرويز_ثابتی از قهرمانان چپها مانند غلامحسین ساعدی اثبات کرد که چپ ایرانی از سوسیال دموکرات غربی فرسنگها فاصله دارد و خیانت، دروغپراکنی و خدعهگرایی در ذات او نهادینه شده است.
اینها پس از گرایش به چپ تنها «دستور الله» را با «دیالکتیک مادی» در ذهن آشفتهشان جایگزین کردند و بیشتر به بیبندوباری، آشفتگی رفتاری، حذف فیزیکی دگراندیشان و کشتار کاپیتالیستها گرایش داشتند تا رفتار معقول و سازنده.
نمونه امروزیاش را هم میتوانید در الگوهای رفتاری تجزیهطلبها، مجاهدین خلق و فعالان پروگرسیو بیابید.
#میترا_جشنی
@flith
👏6👍5❤1
مرگ تلخ شاهرخ، قصۀ همیشه دردناک هجرت چند نسل از ایرانیان از پس شورش ۵۷ را باز هم یادمان آورد.
ما، این نسلهای همچنان درگیر با تبعات اتفاقی به نام «شورش 57»، همچنان غمخوار دریغِ نابودی و پرپر شدن انبوه استعدادهای رانده شده سرزمینی به نام ایران هستیم و یادمان میرود در مستیهای سیاسی چندبارۀ این چهار دهه و نیم گذشته، چه میزان در تنها ماندن کسانی چون «شاهرخ»ها سهم داشتیم تا حالا «تنهایی» بشود یکی از ویژگیها در توصیف آنها.
شاهرخ در مقایسه با تعداد دیگری از همراهانش در بیان عقایدش علیه حکومت جمهوری اسلامی صریحتر بود و همین، نقش مهمی در به حاشیه رفتن و تنهاییاش داشت.
آقای شاهرخ بدرود. ممنون از همه لحظات خوبی که برایمان ساختید و پوزش از اینکه مست وعدههای دروغین بودیم و دیر فهمیدیم چقدر تنهایید.
@flith
ما، این نسلهای همچنان درگیر با تبعات اتفاقی به نام «شورش 57»، همچنان غمخوار دریغِ نابودی و پرپر شدن انبوه استعدادهای رانده شده سرزمینی به نام ایران هستیم و یادمان میرود در مستیهای سیاسی چندبارۀ این چهار دهه و نیم گذشته، چه میزان در تنها ماندن کسانی چون «شاهرخ»ها سهم داشتیم تا حالا «تنهایی» بشود یکی از ویژگیها در توصیف آنها.
شاهرخ در مقایسه با تعداد دیگری از همراهانش در بیان عقایدش علیه حکومت جمهوری اسلامی صریحتر بود و همین، نقش مهمی در به حاشیه رفتن و تنهاییاش داشت.
آقای شاهرخ بدرود. ممنون از همه لحظات خوبی که برایمان ساختید و پوزش از اینکه مست وعدههای دروغین بودیم و دیر فهمیدیم چقدر تنهایید.
@flith
❤7👍2😢2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمونیست اسلامی به روایت تاریخ تصویری
@flith
@flith
🤬4🤮1
دو برند چای،
دو جهانبینی در حکمرانی
مقایسهٔ دو برند «چای جهان» و «چای دبش» میتواند فواید زیادی برای همهٔ ما ایرانیها داشته باشد.
چای جهان یکی از معروفترین برندهای چای در دوران قبل از انقلاب بود. مالک و مدیر چای جهان کارآفرین نابغهای بود به نام «محمدصادق فاتح یزدی» که به مرور زمان مجموعهای از کارخانهها و شرکتهای تولیدی، از چای و پتو و روغن خوراکی تا روغن موتور را در اطراف کرج تأسیس کرد. آن هم بدون گرفتن یک دلار ارز ترجیحی یا حمایت و رانت.
او یک سرمایهگذار کلاسیک بود که صرفاً با استفاده از خلاقیتهای خود و ساختاری که به وی اجازهٔ تولید و کسبوکار میداد توانست به رفاه و رونق اقتصادی کشورش کمک کند؛ سرمایهداری که در ضمن علاقهٔ بیحد و حصری هم به کارهای خیریه و عامالمنفعه داشت، اما زمانه تبدار بود و بیمار.
چریکهای کمونیست فدایی خلق به این نتیجه رسیده بودند که فاتح یزدی یک بورژوا کومپرادور است که خون کارگران را در شیشه کرده و هیچ وظیفه ای ضروریتر از ترور انقلابی او نیست.
«غلامحسین ساعدی»، داستاننویس و نمایشنامه نویس معروف، یکی دو سال پس از انقلاب افشا میکند:
«فتحعلی پناهیان را از نزدیک میشناختم، جوان بیستوچند سالهای بود... بچهٔ عجیبی بود. همان بود که سرمایهدار گردنکلفت کرجی (فاتح یزدی) را کشت، همان که چای جهان را داشت.»
فاتح یزدی در مرداد ۱۳۵۳ در زیر پل تاج با شلیک سه گلوله کشته شد و سازمان چریکهای فدایی خلق رسماً مسئولیت این قتل را پذیرفت. شرکتهای فاتح یزدی نیز پس از انقلاب مصادره شد.
چای دبش یک برند پساانقلابی است که برخلاف چای جهان که صرفاً از محصولات باغهای چای ایران استفاده میکرد صرفاً وابسته به واردات چای از خارج است. مدیرعامل این شرکت آقای اکبر رحیمی متولد ۱۳۵۰ است و از ۳۵ سالگی مشغول این کار شده است. بنا به گفتهٔ سازمان بازرسی کل کشور، ۷۹ درصد ارز ترجیحی برای واردات چای به شرکت چای دبش اختصاص داده شده (مبلغی حدود سه میلیارد دلار، برابر یکچهارم درآمد سالانهٔ نفتی کشور).
این اقدام با هماهنگی و تأیید وزارت صمت، وزارت جهاد کشاورزی و بانک مرکزی از سال ۹۸ و طی سه سال صورت گرفته است.
قرار بوده شرکت دبش از این سه میلیارد دلار ارز با نرخ ترجیحی برای واردات ماشینآلات و چای از هندوستان استفاده کند اما بخش قابلتوجهی از این مبلغ را در جاهای دیگر هزینه کرده و به جای واردات چای مرغوب از هند چای نامرغوب از کنیا وارد کرده است.
آری، چای جهان نماد یک رژیم سرمایهداری غربگرا بود. چای دبش نماد یک رژیم انقلابی مستقل و خودکفاست که رشتههای وابستگی به امپریالیسم جهانی را قطع کرده است.
@flith
دو جهانبینی در حکمرانی
مقایسهٔ دو برند «چای جهان» و «چای دبش» میتواند فواید زیادی برای همهٔ ما ایرانیها داشته باشد.
چای جهان یکی از معروفترین برندهای چای در دوران قبل از انقلاب بود. مالک و مدیر چای جهان کارآفرین نابغهای بود به نام «محمدصادق فاتح یزدی» که به مرور زمان مجموعهای از کارخانهها و شرکتهای تولیدی، از چای و پتو و روغن خوراکی تا روغن موتور را در اطراف کرج تأسیس کرد. آن هم بدون گرفتن یک دلار ارز ترجیحی یا حمایت و رانت.
او یک سرمایهگذار کلاسیک بود که صرفاً با استفاده از خلاقیتهای خود و ساختاری که به وی اجازهٔ تولید و کسبوکار میداد توانست به رفاه و رونق اقتصادی کشورش کمک کند؛ سرمایهداری که در ضمن علاقهٔ بیحد و حصری هم به کارهای خیریه و عامالمنفعه داشت، اما زمانه تبدار بود و بیمار.
چریکهای کمونیست فدایی خلق به این نتیجه رسیده بودند که فاتح یزدی یک بورژوا کومپرادور است که خون کارگران را در شیشه کرده و هیچ وظیفه ای ضروریتر از ترور انقلابی او نیست.
«غلامحسین ساعدی»، داستاننویس و نمایشنامه نویس معروف، یکی دو سال پس از انقلاب افشا میکند:
«فتحعلی پناهیان را از نزدیک میشناختم، جوان بیستوچند سالهای بود... بچهٔ عجیبی بود. همان بود که سرمایهدار گردنکلفت کرجی (فاتح یزدی) را کشت، همان که چای جهان را داشت.»
فاتح یزدی در مرداد ۱۳۵۳ در زیر پل تاج با شلیک سه گلوله کشته شد و سازمان چریکهای فدایی خلق رسماً مسئولیت این قتل را پذیرفت. شرکتهای فاتح یزدی نیز پس از انقلاب مصادره شد.
چای دبش یک برند پساانقلابی است که برخلاف چای جهان که صرفاً از محصولات باغهای چای ایران استفاده میکرد صرفاً وابسته به واردات چای از خارج است. مدیرعامل این شرکت آقای اکبر رحیمی متولد ۱۳۵۰ است و از ۳۵ سالگی مشغول این کار شده است. بنا به گفتهٔ سازمان بازرسی کل کشور، ۷۹ درصد ارز ترجیحی برای واردات چای به شرکت چای دبش اختصاص داده شده (مبلغی حدود سه میلیارد دلار، برابر یکچهارم درآمد سالانهٔ نفتی کشور).
این اقدام با هماهنگی و تأیید وزارت صمت، وزارت جهاد کشاورزی و بانک مرکزی از سال ۹۸ و طی سه سال صورت گرفته است.
قرار بوده شرکت دبش از این سه میلیارد دلار ارز با نرخ ترجیحی برای واردات ماشینآلات و چای از هندوستان استفاده کند اما بخش قابلتوجهی از این مبلغ را در جاهای دیگر هزینه کرده و به جای واردات چای مرغوب از هند چای نامرغوب از کنیا وارد کرده است.
آری، چای جهان نماد یک رژیم سرمایهداری غربگرا بود. چای دبش نماد یک رژیم انقلابی مستقل و خودکفاست که رشتههای وابستگی به امپریالیسم جهانی را قطع کرده است.
@flith
👍10🤯2❤1
پرواز فکر و اندیشه
کمونیست اسلامی به روایت تاریخ تصویری @flith
چپها وقتی میخواستند به شاه اعتراض کنن
vs
چپها وقتی میخوان با مدنی بازی به جمهوری اسلامی اعتراض کنن
🔺ریپلی را بخوانید...
@flith
https://t.me/flith/13167
vs
چپها وقتی میخوان با مدنی بازی به جمهوری اسلامی اعتراض کنن
🔺ریپلی را بخوانید...
@flith
https://t.me/flith/13167
👏4🍌2😁1
Forwarded from ☼𓃬 میترا جشنی
یک روایت غلطی که به ویژه پس از خیزش ملی سال گذشته در پی قتل جاویدنام #مهسا_امينی در خارج از کشور پررنگتر شده است، حمایت از گفتمان وارثان چپهای ۵۷ی در قدرت (اصلاحطلبان) با ادعای گذار آرام از جمهوری اسلامی، و سکوت در برابر گافهای پیاپی و اشتباهات آنها است؛ این روایت را در خارج از کشور علینژاد و اسماعیلیون نمایندگی میکنند و در داخل، نرگس محمدی و ستوده.
اینترنشنال هم به خوبی نقش خود را به عنوان بوقچی این روایت ایفا کرد و میکند.
باید به آن ایرانیان سادهدل که از روی خوشنیتی و خیرخواهی به این گفتمان دامن میزنند، گوشزد کرد، آن بلایی که بر سر برخی از سادگانِ خوشدل در سال ۵۷ آمد، (شک نکنید با چند درجه بالاتر) بر سر متحدان با این مارکسیستهای اسلامی به روز شده هم، خواهد آمد.
کم نبودند بازماندگان آن دوران شکوهمند که به امید تغییر و تاثیرگذاری یا تامین امنیت به عنوان منشی و دفتردار و .. قبل و بعد از بهمن ۵۷ مشغول خوشخدمتی به ارتجاع غالب شدند -
اما چرا میهندوستان و جبهه راست با این امر مخالفند؟
باز هم شما را به تاریخ ارجاع میدهم؛ نقش سحابی و بازرگان و فردوست و بنیصدر و … در ویرانی این مملکت، کمتر از خود خمینی و خامنهای و رفسنجانی نبود. اینها در هر جنایتی که در ایران اتفاق افتاده و خواهد افتاد، شریکند.
حالا بروید با علینژاد رژه پیروزی بدهید و برای نرگس محمدی گُل گُلی شوید.
🆔@MitraJashni
اینترنشنال هم به خوبی نقش خود را به عنوان بوقچی این روایت ایفا کرد و میکند.
باید به آن ایرانیان سادهدل که از روی خوشنیتی و خیرخواهی به این گفتمان دامن میزنند، گوشزد کرد، آن بلایی که بر سر برخی از سادگانِ خوشدل در سال ۵۷ آمد، (شک نکنید با چند درجه بالاتر) بر سر متحدان با این مارکسیستهای اسلامی به روز شده هم، خواهد آمد.
کم نبودند بازماندگان آن دوران شکوهمند که به امید تغییر و تاثیرگذاری یا تامین امنیت به عنوان منشی و دفتردار و .. قبل و بعد از بهمن ۵۷ مشغول خوشخدمتی به ارتجاع غالب شدند -
اما چرا میهندوستان و جبهه راست با این امر مخالفند؟
باز هم شما را به تاریخ ارجاع میدهم؛ نقش سحابی و بازرگان و فردوست و بنیصدر و … در ویرانی این مملکت، کمتر از خود خمینی و خامنهای و رفسنجانی نبود. اینها در هر جنایتی که در ایران اتفاق افتاده و خواهد افتاد، شریکند.
حالا بروید با علینژاد رژه پیروزی بدهید و برای نرگس محمدی گُل گُلی شوید.
🆔@MitraJashni
Telegram
MitraJashniMedia
⚠️روایت غلط
🆔@MitraJashni
🆔@MitraJashni
👏5👍2❤1
وقت آن است که بمناسبت 21 آذر سالروز #نجات_آذربایجان از دست فرقه استالینی پیشه وری ، واقعیتی که هرگزتوسط ایرانستیزان عنوان نخواهدشد به اشتراک بگذاریم
"پس ازآزادی آذربایجان، فرار پیشه وری وهمسرش به روسیه کمونیستی و مرگ مشکوک پیشهوری، همسر او درهتلی در مسکو با سمت مستخدم به بیگاری گمارده شد وکسی از سرنوشت او اطلاعی نداشت تااینکه چندسال بعد هئیت همراه پادشاه فقید در دیداری از مسکو و بطور تصادفی درهمان هتل سکنی داده شدند ودست نوشتهای ازهمسر پیشه وری دریافت کردند که از محمدرضاشاه فقیدطلب نجاتش از دولت محبوب همسرش راداشت، پادشاه بیدرنگ طلب آزادی او را کردندوباهواپیمای خوداورا به ایران بازگرداندند،اوباقیمانده عمر خود را در ایران آزادانه زیست"
@flith
"پس ازآزادی آذربایجان، فرار پیشه وری وهمسرش به روسیه کمونیستی و مرگ مشکوک پیشهوری، همسر او درهتلی در مسکو با سمت مستخدم به بیگاری گمارده شد وکسی از سرنوشت او اطلاعی نداشت تااینکه چندسال بعد هئیت همراه پادشاه فقید در دیداری از مسکو و بطور تصادفی درهمان هتل سکنی داده شدند ودست نوشتهای ازهمسر پیشه وری دریافت کردند که از محمدرضاشاه فقیدطلب نجاتش از دولت محبوب همسرش راداشت، پادشاه بیدرنگ طلب آزادی او را کردندوباهواپیمای خوداورا به ایران بازگرداندند،اوباقیمانده عمر خود را در ایران آزادانه زیست"
@flith
👍3❤2🔥1
Forwarded from Vahid Bahman وحید بهمن
📜🕯🖋 دو پادشاهی که حتی برای خانواده پیشوایان تجزیهطلبان، پدری کردند.
✅ وحید بهمن/ علی همام قاضی، پسر قاضی محمد با امکانات و تسهیلات بسیار، وابسته بازرگانی سفارت ایران در برلین شد.
🔸 داریوش پیشهوری، فرزند پیشهوری بعد از فرار از شوروی به سفارت ایران در آلمان غربی پناهنده شد و امکانات مالی خوبی گرفت.
🔸 معصومه مصور رحمانی، همسر پیشهوری پس از چندین سال اصرار و خواهش و رفت و آمد به سفارت ایران در مسکو، در نهایت با دستور محمدرضا شاه فقید دوباره به ایران بازگشت و خانهای برایش در تهران تهیه شد و همانجا در آرامش زندگی کرد و فوت کرد.
🔸 برای خانواده قاضی محمد نیز مستمری مشخص شده بود.
🔸 برای خانواده سیمیتقو، یاغی معروف شمالغرب نیز مستمری از طرف دولت شاهنشاهی ایران در زمان رضاشاه بزرگ مشخص شد و سالها هم پرداخت شد، میزان این مستمری به حدی بود که سالها بعد صدای مجلس درآمد.
🔸 برای خانواده شیخ خزعل نیز مستمری مشخص شد و توانستند بخش مهمی از اموال پدرشان را داشته باشند و نیز فرید خزعل از نوادگان شیخ خزعل، از فرماندهان ارشد نیروی دریایی ارتش ایران شد.
🆔 @Vahidbahman1
✅ وحید بهمن/ علی همام قاضی، پسر قاضی محمد با امکانات و تسهیلات بسیار، وابسته بازرگانی سفارت ایران در برلین شد.
🔸 داریوش پیشهوری، فرزند پیشهوری بعد از فرار از شوروی به سفارت ایران در آلمان غربی پناهنده شد و امکانات مالی خوبی گرفت.
🔸 معصومه مصور رحمانی، همسر پیشهوری پس از چندین سال اصرار و خواهش و رفت و آمد به سفارت ایران در مسکو، در نهایت با دستور محمدرضا شاه فقید دوباره به ایران بازگشت و خانهای برایش در تهران تهیه شد و همانجا در آرامش زندگی کرد و فوت کرد.
🔸 برای خانواده قاضی محمد نیز مستمری مشخص شده بود.
🔸 برای خانواده سیمیتقو، یاغی معروف شمالغرب نیز مستمری از طرف دولت شاهنشاهی ایران در زمان رضاشاه بزرگ مشخص شد و سالها هم پرداخت شد، میزان این مستمری به حدی بود که سالها بعد صدای مجلس درآمد.
🔸 برای خانواده شیخ خزعل نیز مستمری مشخص شد و توانستند بخش مهمی از اموال پدرشان را داشته باشند و نیز فرید خزعل از نوادگان شیخ خزعل، از فرماندهان ارشد نیروی دریایی ارتش ایران شد.
🆔 @Vahidbahman1
👍2🔥1
✅ #مهم #نشر_حداکثری
بیانیه مهم خانواده جاویدنام نوید افکاری درپی اتفاقات تلخ سیرک نوبل
"تا بهحال در گورستانها قدم زدهاید؟ به چهره عزاداران دقت کردهاید؟ در گورستان، حرفی برای گفتن لازم نیست؛ آنجا فقط غم و درد است که بین آدمها رد و بدل میشود. در گورستان کسی قهقهه نمیزند. در گورستان کسی روی میز ضرب نمیگیرد. در گورستان کسی با خنده و شادی و بشکن آواز نمیخواند.
ما در عمق سیاهی گورستانی به پهنای ایران ایستادهایم و مبهوت شمایی شدهایم که ظاهرا خود را نماینده ما خواندهاید. حالا شما یک بار بدون آنکه به فکر منفعت خود باشید، بدون آنکه فقط به فکر عکس گرفتن با رنج ما باشید تا جایزهی فلان جهنمدره را از آن خود کنید، به ما نگاه کنید. خودتان خجالت نمیکشید که زخم و عزای ما را به تمسخر میگیرید؟
نه! سؤال بیجاییست. شما سالهاست وقتی دوربین و میکروفون به سمتتان میآید یاد سرگرمی و صحنهگردانیهایتان میافتید. شمایی که کوچکترین نسبتی با ما ندارید. شمایی که شکنجه و تعرض و عذاب زندان ما را به رقص و آواز برای جهانیان ترجمه میکنید. شمایی که نمیفهمید اگر اینجا هنوز رقصی باقیست رقصه گلوله و باتوم بر روی تن این مردم بیگناه است.
شمایی که در نشست و برخاستهایتان با آنانی که ما را به این روزهای سیاه نشاندهاند، هیچ حدّومرزی ندارید و یک روز ما را آکتورهای خیابانی میبینید و روز دیگر جمعیت بیسری که باید رهبریشان کنید؛ نمایندهی ما شدهاید؟ نه… شما، خیلی حقیرتر از آنید که ما را نمایندگی کنید. کنار بایستید. ایرانی که ما در آن زندگی میکنیم سالهاست در حال احتضار است و شما اصرار دارید این تقریبا جنازه را با اطوار و اصلاح زنده کنید. و ما، مایی که به ناممان میکروفون برداشتهاید و به کام خودتان در آن چهچه میزنید، به تکتک شما هشدار میدهیم که از سر راه ما کنار بروید.
شمایی که فقر را نمیفهمید. شمایی که قتل و تحقیر و تعرض و تجاوز و کودکان شیمیاییشده و تنهای تکهپاره ما در زیر گلولهها در لابهلای صدای قهقهها و ضربگرفتن سرانگشتانتان بر روی میز گم میشود. شما رهبر مایید؟ شما رهبر جوانانی هستید که لباسهایشان را دریدند و سینه خود را در مقابل گلوله سپر کردند؟ شما و قهقههایتان، ضجههای هزاران مادر داغدار و پدر کمرشکسته را نمایندگی میکنید؟ شمایی که تصمیم گرفتید این سیاهی را به شکل یک نمایش جذاب و دیدنی روی صحنه ببرید تا حوصلهی میزبان سر نرود؛ شمایی که در نشست و برخاستهایتان با آنانی که ما را به این روزهای سیاه نشاندهاند، هیچ حدّومرزی ندارید و یک روز ما را آکتورهای خیابانی میبینید و روز دیگر جمعیت بیسری که باید رهبریشان کنید؛ نمایندهی ما شدهاید؟ نه… شما، خیلی حقیرتر از آنید که ما را نمایندگی کنید.
کنار بایستید. ایرانی که ما در آن زندگی میکنیم سالهاست در حال احتضار است و شما اصرار دارید این تقریبا جنازه را با اطوار و اصلاح زنده کنید. و ما، مایی که به ناممان میکروفون برداشتهاید و به کام خودتان در آن چهچه میزنید، به تکتک شما هشدار میدهیم که از سر راه ما کنار بروید. دشمن ما جمهوری اسلامی است و برای نابودیش هر که را مانعمان شود نابود میکنیم؛ با هیچ احدی هم شوخی و تعارف نداریم. ما از شما، اصلاحات و نمایندگانش با خون عزیزانمان گذر کردهایم. انگشت در زخمهای ما نچرخانید. ما با شما هیچ نسبتی نداریم.
۲۲ آذر ۱۴۰۲ - خانوادهی نوید افکاری
#ایران_معبد_ماست
https://t.me/flith/13174
@flith
بیانیه مهم خانواده جاویدنام نوید افکاری درپی اتفاقات تلخ سیرک نوبل
"تا بهحال در گورستانها قدم زدهاید؟ به چهره عزاداران دقت کردهاید؟ در گورستان، حرفی برای گفتن لازم نیست؛ آنجا فقط غم و درد است که بین آدمها رد و بدل میشود. در گورستان کسی قهقهه نمیزند. در گورستان کسی روی میز ضرب نمیگیرد. در گورستان کسی با خنده و شادی و بشکن آواز نمیخواند.
ما در عمق سیاهی گورستانی به پهنای ایران ایستادهایم و مبهوت شمایی شدهایم که ظاهرا خود را نماینده ما خواندهاید. حالا شما یک بار بدون آنکه به فکر منفعت خود باشید، بدون آنکه فقط به فکر عکس گرفتن با رنج ما باشید تا جایزهی فلان جهنمدره را از آن خود کنید، به ما نگاه کنید. خودتان خجالت نمیکشید که زخم و عزای ما را به تمسخر میگیرید؟
نه! سؤال بیجاییست. شما سالهاست وقتی دوربین و میکروفون به سمتتان میآید یاد سرگرمی و صحنهگردانیهایتان میافتید. شمایی که کوچکترین نسبتی با ما ندارید. شمایی که شکنجه و تعرض و عذاب زندان ما را به رقص و آواز برای جهانیان ترجمه میکنید. شمایی که نمیفهمید اگر اینجا هنوز رقصی باقیست رقصه گلوله و باتوم بر روی تن این مردم بیگناه است.
شمایی که در نشست و برخاستهایتان با آنانی که ما را به این روزهای سیاه نشاندهاند، هیچ حدّومرزی ندارید و یک روز ما را آکتورهای خیابانی میبینید و روز دیگر جمعیت بیسری که باید رهبریشان کنید؛ نمایندهی ما شدهاید؟ نه… شما، خیلی حقیرتر از آنید که ما را نمایندگی کنید. کنار بایستید. ایرانی که ما در آن زندگی میکنیم سالهاست در حال احتضار است و شما اصرار دارید این تقریبا جنازه را با اطوار و اصلاح زنده کنید. و ما، مایی که به ناممان میکروفون برداشتهاید و به کام خودتان در آن چهچه میزنید، به تکتک شما هشدار میدهیم که از سر راه ما کنار بروید.
شمایی که فقر را نمیفهمید. شمایی که قتل و تحقیر و تعرض و تجاوز و کودکان شیمیاییشده و تنهای تکهپاره ما در زیر گلولهها در لابهلای صدای قهقهها و ضربگرفتن سرانگشتانتان بر روی میز گم میشود. شما رهبر مایید؟ شما رهبر جوانانی هستید که لباسهایشان را دریدند و سینه خود را در مقابل گلوله سپر کردند؟ شما و قهقههایتان، ضجههای هزاران مادر داغدار و پدر کمرشکسته را نمایندگی میکنید؟ شمایی که تصمیم گرفتید این سیاهی را به شکل یک نمایش جذاب و دیدنی روی صحنه ببرید تا حوصلهی میزبان سر نرود؛ شمایی که در نشست و برخاستهایتان با آنانی که ما را به این روزهای سیاه نشاندهاند، هیچ حدّومرزی ندارید و یک روز ما را آکتورهای خیابانی میبینید و روز دیگر جمعیت بیسری که باید رهبریشان کنید؛ نمایندهی ما شدهاید؟ نه… شما، خیلی حقیرتر از آنید که ما را نمایندگی کنید.
کنار بایستید. ایرانی که ما در آن زندگی میکنیم سالهاست در حال احتضار است و شما اصرار دارید این تقریبا جنازه را با اطوار و اصلاح زنده کنید. و ما، مایی که به ناممان میکروفون برداشتهاید و به کام خودتان در آن چهچه میزنید، به تکتک شما هشدار میدهیم که از سر راه ما کنار بروید. دشمن ما جمهوری اسلامی است و برای نابودیش هر که را مانعمان شود نابود میکنیم؛ با هیچ احدی هم شوخی و تعارف نداریم. ما از شما، اصلاحات و نمایندگانش با خون عزیزانمان گذر کردهایم. انگشت در زخمهای ما نچرخانید. ما با شما هیچ نسبتی نداریم.
۲۲ آذر ۱۴۰۲ - خانوادهی نوید افکاری
#ایران_معبد_ماست
https://t.me/flith/13174
@flith
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
مراسم #نوبل در یک نگاه با نمایندگان خودخوانده صلح و ملت!
@flith
@flith
👍6🔥1👏1
واقعیت این است که جهان همین تصویر فقیر، زشت و سخیف را از ایران میخواهد، ایرانی گردنشکسته، تخفیف خورده و لوده که به دست مرحمتی و دو پیک آب شنگولی اصل، بتوان بد مستش کرد و دستش انداخت. ایران شکوهمندی که بودهایم و امروز هم نمایندگیاش میکنیم، آنها را به وحشت و ...
منافعشان را به خطر میاندازد. شرق و غرب هم ندارد! خواندهاند که ایران مغرور رضاشاهی و دهه ۵۰ چه بلایی سرشان آورد و اگر بر زمینش نمیکوفتند،چگونه بر دهان قدرتها افسار میبست. چنین ایرانی، جز ما مردمش، مطلوب هیچ کس نیست، پس در شرق و غرب میکوشند یک ایرانِ کاریکاتوری بسازند...
شرق با سیستمی میبندد که به قیمت فقر و رنج ایرانیان، گماشتگی چین و روسیه پیشه کرده تا منابع ایران را تاراج کنند و غرب با عروسکهای کوکی بازی میکند تا پسانداز روز مبادایش باشند! تا آن روز هم با این تصویر حقیر و سراپا مبتذل، سرگرم میشوند و از تحقیر این جماعت لذت میبرند ...
در این دوگانهی وحشت، ما ایرانیان، تنها باید به خود و تاریخمان تکیه کنیم:تاریخی که به ما میگوید این سرزمین، سزاوار تمام برتریهاست و میتواند همان ایران قدرتمندی شود که دردرآمد سرانهی هر شهروندش، از ۵ درآمد برتر دنیا بود،میزبانی مهمترین رویدادهای جهانی را بر عهده داشت...
و با بازسازی شکوه ۲۵۰۰ سالهاش، چشمها را میزد!
بین ما ملت این تمدن بزرگ تا آن لودههای بیپرنسیبِ بدمست و بدلباس، فاصلهایست از بهشت تا جهنم؛ ایران کاریکاتوری آنها یک بار ۵۷ را آفرید و امروز در پی ۵۷ی دیگرند، ایران ما اما دقیقن همان چیزیست که آنها نیستند و با آن دشمنند!
#ساسان_آقایی
https://t.me/flith/13174
@flith
منافعشان را به خطر میاندازد. شرق و غرب هم ندارد! خواندهاند که ایران مغرور رضاشاهی و دهه ۵۰ چه بلایی سرشان آورد و اگر بر زمینش نمیکوفتند،چگونه بر دهان قدرتها افسار میبست. چنین ایرانی، جز ما مردمش، مطلوب هیچ کس نیست، پس در شرق و غرب میکوشند یک ایرانِ کاریکاتوری بسازند...
شرق با سیستمی میبندد که به قیمت فقر و رنج ایرانیان، گماشتگی چین و روسیه پیشه کرده تا منابع ایران را تاراج کنند و غرب با عروسکهای کوکی بازی میکند تا پسانداز روز مبادایش باشند! تا آن روز هم با این تصویر حقیر و سراپا مبتذل، سرگرم میشوند و از تحقیر این جماعت لذت میبرند ...
در این دوگانهی وحشت، ما ایرانیان، تنها باید به خود و تاریخمان تکیه کنیم:تاریخی که به ما میگوید این سرزمین، سزاوار تمام برتریهاست و میتواند همان ایران قدرتمندی شود که دردرآمد سرانهی هر شهروندش، از ۵ درآمد برتر دنیا بود،میزبانی مهمترین رویدادهای جهانی را بر عهده داشت...
و با بازسازی شکوه ۲۵۰۰ سالهاش، چشمها را میزد!
بین ما ملت این تمدن بزرگ تا آن لودههای بیپرنسیبِ بدمست و بدلباس، فاصلهایست از بهشت تا جهنم؛ ایران کاریکاتوری آنها یک بار ۵۷ را آفرید و امروز در پی ۵۷ی دیگرند، ایران ما اما دقیقن همان چیزیست که آنها نیستند و با آن دشمنند!
#ساسان_آقایی
https://t.me/flith/13174
@flith
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
مراسم #نوبل در یک نگاه با نمایندگان خودخوانده صلح و ملت!
@flith
@flith
👍11
یه داستان از مرزباننامه به اشتراک میگذارم تا ریشه بدبختیها مشخص بشه.
یه روز یه لاکپشت به عیادت روباهی میره که دچار بیماری طاسی و ریزش مو شده بود و داشت میمرد.
لاکپشت پس از چاق سلامتی، میگه: اگه جیگر مرغابی بخوری بیماریت خوب میشه.
تو اون بیشه هم یه جفت مرغابی بیشتر نبود. روباه عزمش را جزم میکنه و بجای آه و ناله کردن، یهو انگیزه پیدا میکنه و شروع میکنه به نقشه کشیدن.
فرداش میره پیش مرغابی ماده. مرغابی ماده که میدونست روباه داره میمیره و دیگه جونی نداره، ازش فرار نمیکنه.
روباهه به مرغابیه میگه: ببین من که دارم میمیرم ولی قبل مردنم میخوام یه رازی بهت بگم.
مرغابی ماده میگه: چه رازی؟
روباهه میگه: من خیلی وقت پیش دیدم جفتت با یه مرغابی ماده دیگه رو هم ریخته بود و لاو میترکوندن. الآن که دم مرگ بودم، گفتم به تو مدیون نباشم.
مرغابی ماده میگه: برو عامو، من جفت خودمو میشناسم.
روباهه راه میافته و میگه از ما گفتن بود.
مرغابیه میگه: نه اینطورا نیست.
سرتونو دردنیارم، مرغابی یه چیز میگفت و روباهه یه جور دیگه خیرخواهانه قانعش میکرد.
آخرش، مرغابیه گفت: حالا، چکارش کنم که انتقام ازش گرفته باشم؟
روباهه میگه من یه گیاه مرگِ مرغابی از هندوستان برام آوردن، برات میارمش، بده اون جفتت بخوره.
روباه راهشو میکشه و میره خونهش.
مرغابیه میبینه شب شد، خبری نشد و یه روز بعدش هم خبری نشد و روز دوم پیش خودش گفت حتماً روباهه مرده، پاشم یه تُکه پا برم ببینم چی شد، پس.
مرغابی میره توی چال روباهه. یهو روباهه میپره رو سرشو مرغابی را خفه میکنه.
فکر میکنید دشمن مرغابیه کی بود؟
یه کم فکر کنید!
سریع بعدی را نخونید.
روباه، لاکپشت یا چیز دیگه؟
دشمن لاکپشت بود. چون میخواست اون بیشه فقط مال خودش باشه.
لاکپشت نماد سیاستمدار آهسته و داناست که این قدرت را داره تا از یه روباه دم مرگ، موجودی بسازه تا از همه عقل و مکاری خود بهره بگیره و مرغابی را بکشه.
لاکپشت صد سال عمر میکند. آهسته میره و با دقت به همه جا نگاه میکنه.
اما دشمن اصلی همیشه بین خود ماست یا درون ماست.
دشمن اصلی سادگی مرغابی بود.
مرغابی اگه ساده نبود با روباه مظهر شرارت بحث نمیکرد تا فریبشو بخوره.
مرغابی اگه عاقل بود باید با گفتن "برو رد کارت " میگفت: آقا روباهه خر خودتی!
ریشه اصلی سادگیه.
امان از وقتی که سیاست و صبوری و مکر و حیله و سادگی طرف دست به دست هم بدن.
@flith
یه روز یه لاکپشت به عیادت روباهی میره که دچار بیماری طاسی و ریزش مو شده بود و داشت میمرد.
لاکپشت پس از چاق سلامتی، میگه: اگه جیگر مرغابی بخوری بیماریت خوب میشه.
تو اون بیشه هم یه جفت مرغابی بیشتر نبود. روباه عزمش را جزم میکنه و بجای آه و ناله کردن، یهو انگیزه پیدا میکنه و شروع میکنه به نقشه کشیدن.
فرداش میره پیش مرغابی ماده. مرغابی ماده که میدونست روباه داره میمیره و دیگه جونی نداره، ازش فرار نمیکنه.
روباهه به مرغابیه میگه: ببین من که دارم میمیرم ولی قبل مردنم میخوام یه رازی بهت بگم.
مرغابی ماده میگه: چه رازی؟
روباهه میگه: من خیلی وقت پیش دیدم جفتت با یه مرغابی ماده دیگه رو هم ریخته بود و لاو میترکوندن. الآن که دم مرگ بودم، گفتم به تو مدیون نباشم.
مرغابی ماده میگه: برو عامو، من جفت خودمو میشناسم.
روباهه راه میافته و میگه از ما گفتن بود.
مرغابیه میگه: نه اینطورا نیست.
سرتونو دردنیارم، مرغابی یه چیز میگفت و روباهه یه جور دیگه خیرخواهانه قانعش میکرد.
آخرش، مرغابیه گفت: حالا، چکارش کنم که انتقام ازش گرفته باشم؟
روباهه میگه من یه گیاه مرگِ مرغابی از هندوستان برام آوردن، برات میارمش، بده اون جفتت بخوره.
روباه راهشو میکشه و میره خونهش.
مرغابیه میبینه شب شد، خبری نشد و یه روز بعدش هم خبری نشد و روز دوم پیش خودش گفت حتماً روباهه مرده، پاشم یه تُکه پا برم ببینم چی شد، پس.
مرغابی میره توی چال روباهه. یهو روباهه میپره رو سرشو مرغابی را خفه میکنه.
فکر میکنید دشمن مرغابیه کی بود؟
یه کم فکر کنید!
سریع بعدی را نخونید.
روباه، لاکپشت یا چیز دیگه؟
دشمن لاکپشت بود. چون میخواست اون بیشه فقط مال خودش باشه.
لاکپشت نماد سیاستمدار آهسته و داناست که این قدرت را داره تا از یه روباه دم مرگ، موجودی بسازه تا از همه عقل و مکاری خود بهره بگیره و مرغابی را بکشه.
لاکپشت صد سال عمر میکند. آهسته میره و با دقت به همه جا نگاه میکنه.
اما دشمن اصلی همیشه بین خود ماست یا درون ماست.
دشمن اصلی سادگی مرغابی بود.
مرغابی اگه ساده نبود با روباه مظهر شرارت بحث نمیکرد تا فریبشو بخوره.
مرغابی اگه عاقل بود باید با گفتن "برو رد کارت " میگفت: آقا روباهه خر خودتی!
ریشه اصلی سادگیه.
امان از وقتی که سیاست و صبوری و مکر و حیله و سادگی طرف دست به دست هم بدن.
@flith
👏8👍4
تقدمی که شاهان نوساز برای اصلاحات قایل میشوند، از کشوری به کشور دیگر تفاوت میپذیرد.
هیچ شاهی نمیتواند در یک جامعهی یکسره سنتی نوسازی را آغاز کند و بیشتر کشورهای سلطنتی که به نوسازی دست یازیدهاند، به گونهای پیدرپی، چند شاه نوساز داشتهاند.
به هر روی، شرط عملی شدن اصلاحات، تحکیم قدرت است. از این روی، نخستین امری که در این کشورها مورد توجه قرار میگیرد، آفرینش یک ارتش کارآمد، وفادار، عقلانی و متمرکز است. قدرت نظامی را باید یکپارچه ساخت.
شرط لازم برای همهی اصلاحات دیگری که محمود دوم درنظر داشت، برچیدن بساط قوای نامنظم ینیچری بود.
مَنِلیک، پادشاه اتیوپی و رضاشاه پادشاه ایران، ایجاد یک نیروی نظامی متمرکز را در صدر برنامههایشان قرار داده بودند.
تقدم درجهی دوم، آفرینش یک دیوانسالاری حکومتی کارآمدتر بود.
#سموئل_هانتینگتون، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی
ترجمهی محسن ثلاثی، نشر علم، ۱۳٩۶، ص ۲۲٩
@flith
هیچ شاهی نمیتواند در یک جامعهی یکسره سنتی نوسازی را آغاز کند و بیشتر کشورهای سلطنتی که به نوسازی دست یازیدهاند، به گونهای پیدرپی، چند شاه نوساز داشتهاند.
به هر روی، شرط عملی شدن اصلاحات، تحکیم قدرت است. از این روی، نخستین امری که در این کشورها مورد توجه قرار میگیرد، آفرینش یک ارتش کارآمد، وفادار، عقلانی و متمرکز است. قدرت نظامی را باید یکپارچه ساخت.
شرط لازم برای همهی اصلاحات دیگری که محمود دوم درنظر داشت، برچیدن بساط قوای نامنظم ینیچری بود.
مَنِلیک، پادشاه اتیوپی و رضاشاه پادشاه ایران، ایجاد یک نیروی نظامی متمرکز را در صدر برنامههایشان قرار داده بودند.
تقدم درجهی دوم، آفرینش یک دیوانسالاری حکومتی کارآمدتر بود.
#سموئل_هانتینگتون، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی
ترجمهی محسن ثلاثی، نشر علم، ۱۳٩۶، ص ۲۲٩
@flith
👍2
جشن شب چله، شب زایش مهر(خورشید)، و یا شب یلدا، شبِ نویدِ پیروزی نور بر تاریکی بر شما عزیزان فرخنده و بسیار خجسته باد.
اجازه ندهید این مناسبت های ایرانی تبدیل شود به دلخوشکنک های بیهوده و سرگرم کننده!
شادی جزء جدایی ناپذیر فرهنگ و تمدن ایران است. اما دلخوشی اصلی ما آزادی سرزمینی از اشغال است.
همه چیز ما، ادامه روند پیشرفت و توسعه پیش از 57 است.
اما دقت کنید! سرزمینتان تحت اشغال است، شما را سرگرم نکنند!
@flith
اجازه ندهید این مناسبت های ایرانی تبدیل شود به دلخوشکنک های بیهوده و سرگرم کننده!
شادی جزء جدایی ناپذیر فرهنگ و تمدن ایران است. اما دلخوشی اصلی ما آزادی سرزمینی از اشغال است.
همه چیز ما، ادامه روند پیشرفت و توسعه پیش از 57 است.
اما دقت کنید! سرزمینتان تحت اشغال است، شما را سرگرم نکنند!
@flith
👍5
امان از یک میلیون دلاری که باعث میشود حتی یک شخصی پا روی ایدئولوژی اش بگذارد
گذشته خودش به خوبی پاسخ خودش رو داده!
@flith
گذشته خودش به خوبی پاسخ خودش رو داده!
@flith
👍2🤮1
ـ #هوشنگ_ابتهاج خاطرهٔ جالبی داره:
"چایی میخوردیم، پنجزار، پول چایی رو نداشتیم. #سیاوش_کسرایی رو مینشوندیم تو کافه و میرفتیم تو خیابون. داد میزدیم: «کمیتۀ نجاتِ شاعرِ مردمی سیاوش کسرایی! کمیتۀ نجاتِ کسرایی!»
مردم میگفتن: «چی شده؟ کسرایی رو گرفتن؟»
میگفتیم: «نه، پول چایی رو ندادیم، اونو گرو گذاشتیم!»
دو تومن پول جمع میشد. هم کسرایی نجات پیدا میکرد و هم دوتا چایی دیگه میخوردیم!
ـــــــــــــــــــــــــ
پ.ن) ظاهرا این رفقای چپگرا، با شغل و کارکردن بیگانه بودند! و هستند! از قدیم دستشون تو جیب ملت بوده! و هست!
@flith
"چایی میخوردیم، پنجزار، پول چایی رو نداشتیم. #سیاوش_کسرایی رو مینشوندیم تو کافه و میرفتیم تو خیابون. داد میزدیم: «کمیتۀ نجاتِ شاعرِ مردمی سیاوش کسرایی! کمیتۀ نجاتِ کسرایی!»
مردم میگفتن: «چی شده؟ کسرایی رو گرفتن؟»
میگفتیم: «نه، پول چایی رو ندادیم، اونو گرو گذاشتیم!»
دو تومن پول جمع میشد. هم کسرایی نجات پیدا میکرد و هم دوتا چایی دیگه میخوردیم!
ـــــــــــــــــــــــــ
پ.ن) ظاهرا این رفقای چپگرا، با شغل و کارکردن بیگانه بودند! و هستند! از قدیم دستشون تو جیب ملت بوده! و هست!
@flith
💯7👍4