گفتگو دو کمونیست با یکدیگر
+ تو اگه دوتا خونه داشتی یکیشو میدادی به من؟
- البته که میدادم کامرَد!
+اگه دوتا ماشین داشتی یکیشو میدادی بهم؟
-البته که میدادم،تو برادر کمونیست منی،این چه سوالیه؟
+اگه دوتا مرغ داشتی چی؟یکیشو میدادی بهم؟
- نه!
+نه؟! چرا؟
- آخه دوتا مرغ دارم!
@flith
+ تو اگه دوتا خونه داشتی یکیشو میدادی به من؟
- البته که میدادم کامرَد!
+اگه دوتا ماشین داشتی یکیشو میدادی بهم؟
-البته که میدادم،تو برادر کمونیست منی،این چه سوالیه؟
+اگه دوتا مرغ داشتی چی؟یکیشو میدادی بهم؟
- نه!
+نه؟! چرا؟
- آخه دوتا مرغ دارم!
@flith
👍7❤1
"غزه" یک نمونه بارز از سرزمینی است که مردمانش تن به ذلت غاصبان داخلی داده اند؛ نه توانایی پیشگیری از حمله خارجی دارند و نه عقل خروج از مغزشویی داخلی و نه شهامت اعتراض به غاصب داخلی.
"حماس" یک نمونه بارز از فرقه غاصبی است که_با قساوتی بسیار آشنا_مردمانی را گروگان ایدئولوژی خود قرار داده اند.
ما که بهتر از همه دیگر مردمان دنیا میدانیم ایدئولوژی پوششی است برای مزدوریِ کم دردسرتر و چپاولِ بیشترِ جان و مال و هویت آن مردمان و سرزمین.
"اسرائیل" نمونه بارز از مردمان سرزمینی است که برای جان و مال و هویت شان _بطور #جدی _ ارزش قائلند و در برابر آنچه #شر میخوانند، ذرهای مماشات نمیکنند. بلکه درسی دادهاند به میهن پرستان جهان که برای مردمان ایرانزمین_در مقابله با شر_بسیار آشنا و ریشه در تاریخ و فرهنگ مان دارد:
"همه تیغ و گرز و کمند آورید
سر سرکشان را ببند آورید"
اگر صرفا اعتبار و سرمایه ای چون شاهزاده رضاپهلوی نبود، شاید سرنوشتی همانند غزه میداشتیم.
@flith
"حماس" یک نمونه بارز از فرقه غاصبی است که_با قساوتی بسیار آشنا_مردمانی را گروگان ایدئولوژی خود قرار داده اند.
ما که بهتر از همه دیگر مردمان دنیا میدانیم ایدئولوژی پوششی است برای مزدوریِ کم دردسرتر و چپاولِ بیشترِ جان و مال و هویت آن مردمان و سرزمین.
"اسرائیل" نمونه بارز از مردمان سرزمینی است که برای جان و مال و هویت شان _بطور #جدی _ ارزش قائلند و در برابر آنچه #شر میخوانند، ذرهای مماشات نمیکنند. بلکه درسی دادهاند به میهن پرستان جهان که برای مردمان ایرانزمین_در مقابله با شر_بسیار آشنا و ریشه در تاریخ و فرهنگ مان دارد:
"همه تیغ و گرز و کمند آورید
سر سرکشان را ببند آورید"
اگر صرفا اعتبار و سرمایه ای چون شاهزاده رضاپهلوی نبود، شاید سرنوشتی همانند غزه میداشتیم.
@flith
👍13👎1🤣1
ترجمهی آن نوشتهی روی پلاکارد این است: «خواهش میکنم یک بلیط برای خروج از بهشت سوسیالیستی و رفتن به جهنم کاپیتالیستی به من بدهید». الکساندر بلونکین یکی از دانشمندان صنایع هوا-فضای شوروی و استاد دانشگاه مسکو بود که در سال ۱۹۷۲ به عنوان «عنصر نامطلوب» توسط پلیس مخفی بازداشت شد و ۱۵ سال را در زندان و تبعید داخلی گذراند. او سرانجام در سال ۱۹۸۷ به آمریکا پناهنده شده و باقی عمرش را در جهنم کاپیتالیستی در سازمان ناسا، نیروی هوایی آمریکا و آکادمی ملی علوم مشغول کار شد. تعداد تحقیقاتش حقیقتا مثالزدنی است. او سال گذشته در این روز در سن ۸۷ سالگی از دنیا رفت.
@flith
@flith
👍11👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم یک دقیقهای زادروزت شاد (گاسپتریالاسیو)
این فیلم درباره زنی هست که میخواهد در روز تولد همسرش او را با صدای ساختگی آژیر قرمز سورپرایز کند وقتی خانواده بعد از شنیدن صدای آژیر خطر به سمت پناهگاه میروند رفتاری غیر منتظره از پدر سر میزند و اتفاقاتی رخ میدهد که در نتیجه آن دیگر هیچ چیز مانند قبل نخواهد شد.
مفهوم این فیلم این است که آدمها در شرایط خطرناک هستند، خود واقعی شان را نشان میدهند زمانی که فکر میکنند همه چیز تمام شده چنان بیرحمانه به انسانیت خود و داراییهای انسانیمان آسیب میزنیم و پلهای پشت سرمان را خراب میکنیم که شاید دیگر هیچگاه فرصت جبران را نداشته باشیم این فیلم تلنگری برای ما باشد که به اعمال، حرفها، فکرها و نتیجه تصمیمان در شرایط بحرانی باشیم.
@flith
این فیلم درباره زنی هست که میخواهد در روز تولد همسرش او را با صدای ساختگی آژیر قرمز سورپرایز کند وقتی خانواده بعد از شنیدن صدای آژیر خطر به سمت پناهگاه میروند رفتاری غیر منتظره از پدر سر میزند و اتفاقاتی رخ میدهد که در نتیجه آن دیگر هیچ چیز مانند قبل نخواهد شد.
مفهوم این فیلم این است که آدمها در شرایط خطرناک هستند، خود واقعی شان را نشان میدهند زمانی که فکر میکنند همه چیز تمام شده چنان بیرحمانه به انسانیت خود و داراییهای انسانیمان آسیب میزنیم و پلهای پشت سرمان را خراب میکنیم که شاید دیگر هیچگاه فرصت جبران را نداشته باشیم این فیلم تلنگری برای ما باشد که به اعمال، حرفها، فکرها و نتیجه تصمیمان در شرایط بحرانی باشیم.
@flith
👍7❤1👏1
چه گفت آن خردمند شیرین سَخُن
که گر بی بُنان را نشانی به بُن
به فرجام کار آیدت رنج و درد
به گرد در نا سپاسان مگرد
#فردوسی_بزرگ
اگر انسان بی ریشه و نا نجیب را در
جایگاه بزرگان نشانید رنج و درد ببار خواهند
آورد...
@flith
که گر بی بُنان را نشانی به بُن
به فرجام کار آیدت رنج و درد
به گرد در نا سپاسان مگرد
#فردوسی_بزرگ
اگر انسان بی ریشه و نا نجیب را در
جایگاه بزرگان نشانید رنج و درد ببار خواهند
آورد...
@flith
👍8
محمدرضا یزدانپناه:
«پروانه معصومی» یا «سکینه کبودرآهنگی»؟!
نامها اهمیت دارند؟
فینفسه نه، مگر اینکه در گفتمان عمومی، کارکرد عینی بیابند!
«سکینه کبودرآهنگی» وقتی وارد سینمای «زمان شاه» شد، نام خود را به «پروانه معصومی» تغییر داد.
اما این فقط یک تغییر نام ساده، برای جا افتادن در بازار پررونق هنر آن سالها نبود.
«سکینه کبودرآهنگی» و «سکینه کبودرآهنگیها» با این تغییر نام، سعی میکردند جدایی یا لااقل فاصله خود را از آن فرهنگ یا خرده فرهنگی که از بطنش برخاسته بودند، اعلان کنند.
فرهنگ یا خرده فرهنگی که فقط و فقط در «پرانتز پهلوی» و آن هم با فشار از بالا، توانسته بود با تجدد و مدرنیته نسبتی پیدا کند.
فرهنگ یا خرده فرهنگی عمیق در بطن جامعه ایران که بذرش در صدها سال تاریکی زیر خروارها گل و لای متعفن ریشه کرد و قبل از رضا شاه بزرگ به درختی تناور تبدیل شد.
«پدر و پسر» تمام تلاش خود را کردند تا در نیم قرن این درخت متعفن را به گلی خوش آب و رنگ و عطر تبدیل کنند: شپش و تراخم و افیون و کثافت و البسه ژنده و بوی لجن را از صورت و سیرتش پاک کنند و بدان لباسی نو بپوشانند.
تا حدودی موفق شدند اما این فرهنگ یا خرده فرهنگ متعفن، به محض این که فرصتی دید، این بار خود را در قالب «خمینی» به هزارههای گذشته، به سیاهترین و کثیفترین و عفونیترین اعماق تاریخ برد و ترجیح داد دوباره در همان کثافت دست و پا بزند.
پروانه معصومی هرگز «پروانه معصومی» نشد؛ او همان «سکینه کبودرآهنگی» بود و باقی ماند...
@flith
«پروانه معصومی» یا «سکینه کبودرآهنگی»؟!
نامها اهمیت دارند؟
فینفسه نه، مگر اینکه در گفتمان عمومی، کارکرد عینی بیابند!
«سکینه کبودرآهنگی» وقتی وارد سینمای «زمان شاه» شد، نام خود را به «پروانه معصومی» تغییر داد.
اما این فقط یک تغییر نام ساده، برای جا افتادن در بازار پررونق هنر آن سالها نبود.
«سکینه کبودرآهنگی» و «سکینه کبودرآهنگیها» با این تغییر نام، سعی میکردند جدایی یا لااقل فاصله خود را از آن فرهنگ یا خرده فرهنگی که از بطنش برخاسته بودند، اعلان کنند.
فرهنگ یا خرده فرهنگی که فقط و فقط در «پرانتز پهلوی» و آن هم با فشار از بالا، توانسته بود با تجدد و مدرنیته نسبتی پیدا کند.
فرهنگ یا خرده فرهنگی عمیق در بطن جامعه ایران که بذرش در صدها سال تاریکی زیر خروارها گل و لای متعفن ریشه کرد و قبل از رضا شاه بزرگ به درختی تناور تبدیل شد.
«پدر و پسر» تمام تلاش خود را کردند تا در نیم قرن این درخت متعفن را به گلی خوش آب و رنگ و عطر تبدیل کنند: شپش و تراخم و افیون و کثافت و البسه ژنده و بوی لجن را از صورت و سیرتش پاک کنند و بدان لباسی نو بپوشانند.
تا حدودی موفق شدند اما این فرهنگ یا خرده فرهنگ متعفن، به محض این که فرصتی دید، این بار خود را در قالب «خمینی» به هزارههای گذشته، به سیاهترین و کثیفترین و عفونیترین اعماق تاریخ برد و ترجیح داد دوباره در همان کثافت دست و پا بزند.
پروانه معصومی هرگز «پروانه معصومی» نشد؛ او همان «سکینه کبودرآهنگی» بود و باقی ماند...
@flith
👍20👎1
جمعی گرد تابوت تهی یکی از رهبران کاریزماتیک جهان بی هدف می چرخند: نه پس می روند نه پیش، و آن ها که خودشان را از این ازدحام پرتشنج سرخ پوشانِ سرگردان به در برده اند ، به سمت ناکجاآباد می روند
کتاب #تابوت_تهی
نویسنده #آلبرتو_بارراتیسکا
مترجم #مزدک_صدر
@flith
کتاب #تابوت_تهی
نویسنده #آلبرتو_بارراتیسکا
مترجم #مزدک_صدر
@flith
👍6
پرواز فکر و اندیشه
نوید افکاری: اگر اعدام شدم، همه بدانند در قرن بیستویکم، با این همه سازوکارهای حقوق بشری و سازمان ملل و شورای امنیت و غیره، یک انسان بیگناه در حالی که با تمام توانش تلاش کرد و جنگید، اعدام شده است. #نوید_افکاری_را_کشتند @flith
گفتاری از #سعید_افکاری
با هیچ متر و معیار انسانیای، نمیتونید رفتار تبعیضآمیز رسانههایی که بودجه میگیرند تا صدای مردم ایران باشند در قبال زندانیان سیاسی مختلف رو توجیه کنید. شرافت انسانی اجازه نمیده مهر تایید بزنید به رفتار کسانی که دهها بار در همین چند هفتهی گذشته نام کسی مثل خانم نرگس محمدی رو آوردن و هنوز هم جستجوی نام کسی مثل هانی شهبازی بعد از چهار سال تو صفحاتشون بینتیجه میمونه.
شما فعالین و خبرنگاران، چطور ادعا میکنید صدای مردم ایران هستید وقتی بودجهی خبرنگاری و حقوق بشری میگیرید و به کوچکترین وظایفتون هم عمل نمیکنید؟
شرایط زندانیان گمنام سیاسی در زندانهای جمهوریاسلامی آنقدر عذابآور و دردناکه که شرمساری بهمون اجازه نمیده حتی از انفرادی برادرم وحید و حبس خواهرم الهام بنویسیم و با اینحال، رسانهها و تریبونهای اصلی خارج از ایران، مدام درحال تبلیغ برای اشخاص مشخصی هستن بدون اینکه لحظهای به این فکر کنن که چه جانهای عزیزی در گمنامی و سکوت دارن از دست میرن.
https://t.me/flith/11162
🔺ریپلی را بخوانید
@flith
با هیچ متر و معیار انسانیای، نمیتونید رفتار تبعیضآمیز رسانههایی که بودجه میگیرند تا صدای مردم ایران باشند در قبال زندانیان سیاسی مختلف رو توجیه کنید. شرافت انسانی اجازه نمیده مهر تایید بزنید به رفتار کسانی که دهها بار در همین چند هفتهی گذشته نام کسی مثل خانم نرگس محمدی رو آوردن و هنوز هم جستجوی نام کسی مثل هانی شهبازی بعد از چهار سال تو صفحاتشون بینتیجه میمونه.
شما فعالین و خبرنگاران، چطور ادعا میکنید صدای مردم ایران هستید وقتی بودجهی خبرنگاری و حقوق بشری میگیرید و به کوچکترین وظایفتون هم عمل نمیکنید؟
شرایط زندانیان گمنام سیاسی در زندانهای جمهوریاسلامی آنقدر عذابآور و دردناکه که شرمساری بهمون اجازه نمیده حتی از انفرادی برادرم وحید و حبس خواهرم الهام بنویسیم و با اینحال، رسانهها و تریبونهای اصلی خارج از ایران، مدام درحال تبلیغ برای اشخاص مشخصی هستن بدون اینکه لحظهای به این فکر کنن که چه جانهای عزیزی در گمنامی و سکوت دارن از دست میرن.
https://t.me/flith/11162
🔺ریپلی را بخوانید
@flith
👍7😭1
چرا با چپ همداستان نباید شد؟
بارها از فعالانی که دوست دارند همواره چهره مداراگر از خود نشان دهند یا به اصطلاح رایج، «وسطباز» هستند، میشنویم که "چه ایرادی دارد، خُب چپ باشد، فمینیست باشد، کمونیست باشد و … مهم این است که با جمهوری اسلامی مخالف است".
روایت #پرويز_ثابتی از قهرمانان چپها مانند غلامحسین ساعدی اثبات کرد که چپ ایرانی از سوسیال دموکرات غربی فرسنگها فاصله دارد و خیانت، دروغپراکنی و خدعهگرایی در ذات او نهادینه شده است.
اینها پس از گرایش به چپ تنها «دستور الله» را با «دیالکتیک مادی» در ذهن آشفتهشان جایگزین کردند و بیشتر به بیبندوباری، آشفتگی رفتاری، حذف فیزیکی دگراندیشان و کشتار کاپیتالیستها گرایش داشتند تا رفتار معقول و سازنده.
نمونه امروزیاش را هم میتوانید در الگوهای رفتاری تجزیهطلبها، مجاهدین خلق و فعالان پروگرسیو بیابید.
#میترا_جشنی
@flith
بارها از فعالانی که دوست دارند همواره چهره مداراگر از خود نشان دهند یا به اصطلاح رایج، «وسطباز» هستند، میشنویم که "چه ایرادی دارد، خُب چپ باشد، فمینیست باشد، کمونیست باشد و … مهم این است که با جمهوری اسلامی مخالف است".
روایت #پرويز_ثابتی از قهرمانان چپها مانند غلامحسین ساعدی اثبات کرد که چپ ایرانی از سوسیال دموکرات غربی فرسنگها فاصله دارد و خیانت، دروغپراکنی و خدعهگرایی در ذات او نهادینه شده است.
اینها پس از گرایش به چپ تنها «دستور الله» را با «دیالکتیک مادی» در ذهن آشفتهشان جایگزین کردند و بیشتر به بیبندوباری، آشفتگی رفتاری، حذف فیزیکی دگراندیشان و کشتار کاپیتالیستها گرایش داشتند تا رفتار معقول و سازنده.
نمونه امروزیاش را هم میتوانید در الگوهای رفتاری تجزیهطلبها، مجاهدین خلق و فعالان پروگرسیو بیابید.
#میترا_جشنی
@flith
👏6👍5❤1
مرگ تلخ شاهرخ، قصۀ همیشه دردناک هجرت چند نسل از ایرانیان از پس شورش ۵۷ را باز هم یادمان آورد.
ما، این نسلهای همچنان درگیر با تبعات اتفاقی به نام «شورش 57»، همچنان غمخوار دریغِ نابودی و پرپر شدن انبوه استعدادهای رانده شده سرزمینی به نام ایران هستیم و یادمان میرود در مستیهای سیاسی چندبارۀ این چهار دهه و نیم گذشته، چه میزان در تنها ماندن کسانی چون «شاهرخ»ها سهم داشتیم تا حالا «تنهایی» بشود یکی از ویژگیها در توصیف آنها.
شاهرخ در مقایسه با تعداد دیگری از همراهانش در بیان عقایدش علیه حکومت جمهوری اسلامی صریحتر بود و همین، نقش مهمی در به حاشیه رفتن و تنهاییاش داشت.
آقای شاهرخ بدرود. ممنون از همه لحظات خوبی که برایمان ساختید و پوزش از اینکه مست وعدههای دروغین بودیم و دیر فهمیدیم چقدر تنهایید.
@flith
ما، این نسلهای همچنان درگیر با تبعات اتفاقی به نام «شورش 57»، همچنان غمخوار دریغِ نابودی و پرپر شدن انبوه استعدادهای رانده شده سرزمینی به نام ایران هستیم و یادمان میرود در مستیهای سیاسی چندبارۀ این چهار دهه و نیم گذشته، چه میزان در تنها ماندن کسانی چون «شاهرخ»ها سهم داشتیم تا حالا «تنهایی» بشود یکی از ویژگیها در توصیف آنها.
شاهرخ در مقایسه با تعداد دیگری از همراهانش در بیان عقایدش علیه حکومت جمهوری اسلامی صریحتر بود و همین، نقش مهمی در به حاشیه رفتن و تنهاییاش داشت.
آقای شاهرخ بدرود. ممنون از همه لحظات خوبی که برایمان ساختید و پوزش از اینکه مست وعدههای دروغین بودیم و دیر فهمیدیم چقدر تنهایید.
@flith
❤7👍2😢2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمونیست اسلامی به روایت تاریخ تصویری
@flith
@flith
🤬4🤮1
دو برند چای،
دو جهانبینی در حکمرانی
مقایسهٔ دو برند «چای جهان» و «چای دبش» میتواند فواید زیادی برای همهٔ ما ایرانیها داشته باشد.
چای جهان یکی از معروفترین برندهای چای در دوران قبل از انقلاب بود. مالک و مدیر چای جهان کارآفرین نابغهای بود به نام «محمدصادق فاتح یزدی» که به مرور زمان مجموعهای از کارخانهها و شرکتهای تولیدی، از چای و پتو و روغن خوراکی تا روغن موتور را در اطراف کرج تأسیس کرد. آن هم بدون گرفتن یک دلار ارز ترجیحی یا حمایت و رانت.
او یک سرمایهگذار کلاسیک بود که صرفاً با استفاده از خلاقیتهای خود و ساختاری که به وی اجازهٔ تولید و کسبوکار میداد توانست به رفاه و رونق اقتصادی کشورش کمک کند؛ سرمایهداری که در ضمن علاقهٔ بیحد و حصری هم به کارهای خیریه و عامالمنفعه داشت، اما زمانه تبدار بود و بیمار.
چریکهای کمونیست فدایی خلق به این نتیجه رسیده بودند که فاتح یزدی یک بورژوا کومپرادور است که خون کارگران را در شیشه کرده و هیچ وظیفه ای ضروریتر از ترور انقلابی او نیست.
«غلامحسین ساعدی»، داستاننویس و نمایشنامه نویس معروف، یکی دو سال پس از انقلاب افشا میکند:
«فتحعلی پناهیان را از نزدیک میشناختم، جوان بیستوچند سالهای بود... بچهٔ عجیبی بود. همان بود که سرمایهدار گردنکلفت کرجی (فاتح یزدی) را کشت، همان که چای جهان را داشت.»
فاتح یزدی در مرداد ۱۳۵۳ در زیر پل تاج با شلیک سه گلوله کشته شد و سازمان چریکهای فدایی خلق رسماً مسئولیت این قتل را پذیرفت. شرکتهای فاتح یزدی نیز پس از انقلاب مصادره شد.
چای دبش یک برند پساانقلابی است که برخلاف چای جهان که صرفاً از محصولات باغهای چای ایران استفاده میکرد صرفاً وابسته به واردات چای از خارج است. مدیرعامل این شرکت آقای اکبر رحیمی متولد ۱۳۵۰ است و از ۳۵ سالگی مشغول این کار شده است. بنا به گفتهٔ سازمان بازرسی کل کشور، ۷۹ درصد ارز ترجیحی برای واردات چای به شرکت چای دبش اختصاص داده شده (مبلغی حدود سه میلیارد دلار، برابر یکچهارم درآمد سالانهٔ نفتی کشور).
این اقدام با هماهنگی و تأیید وزارت صمت، وزارت جهاد کشاورزی و بانک مرکزی از سال ۹۸ و طی سه سال صورت گرفته است.
قرار بوده شرکت دبش از این سه میلیارد دلار ارز با نرخ ترجیحی برای واردات ماشینآلات و چای از هندوستان استفاده کند اما بخش قابلتوجهی از این مبلغ را در جاهای دیگر هزینه کرده و به جای واردات چای مرغوب از هند چای نامرغوب از کنیا وارد کرده است.
آری، چای جهان نماد یک رژیم سرمایهداری غربگرا بود. چای دبش نماد یک رژیم انقلابی مستقل و خودکفاست که رشتههای وابستگی به امپریالیسم جهانی را قطع کرده است.
@flith
دو جهانبینی در حکمرانی
مقایسهٔ دو برند «چای جهان» و «چای دبش» میتواند فواید زیادی برای همهٔ ما ایرانیها داشته باشد.
چای جهان یکی از معروفترین برندهای چای در دوران قبل از انقلاب بود. مالک و مدیر چای جهان کارآفرین نابغهای بود به نام «محمدصادق فاتح یزدی» که به مرور زمان مجموعهای از کارخانهها و شرکتهای تولیدی، از چای و پتو و روغن خوراکی تا روغن موتور را در اطراف کرج تأسیس کرد. آن هم بدون گرفتن یک دلار ارز ترجیحی یا حمایت و رانت.
او یک سرمایهگذار کلاسیک بود که صرفاً با استفاده از خلاقیتهای خود و ساختاری که به وی اجازهٔ تولید و کسبوکار میداد توانست به رفاه و رونق اقتصادی کشورش کمک کند؛ سرمایهداری که در ضمن علاقهٔ بیحد و حصری هم به کارهای خیریه و عامالمنفعه داشت، اما زمانه تبدار بود و بیمار.
چریکهای کمونیست فدایی خلق به این نتیجه رسیده بودند که فاتح یزدی یک بورژوا کومپرادور است که خون کارگران را در شیشه کرده و هیچ وظیفه ای ضروریتر از ترور انقلابی او نیست.
«غلامحسین ساعدی»، داستاننویس و نمایشنامه نویس معروف، یکی دو سال پس از انقلاب افشا میکند:
«فتحعلی پناهیان را از نزدیک میشناختم، جوان بیستوچند سالهای بود... بچهٔ عجیبی بود. همان بود که سرمایهدار گردنکلفت کرجی (فاتح یزدی) را کشت، همان که چای جهان را داشت.»
فاتح یزدی در مرداد ۱۳۵۳ در زیر پل تاج با شلیک سه گلوله کشته شد و سازمان چریکهای فدایی خلق رسماً مسئولیت این قتل را پذیرفت. شرکتهای فاتح یزدی نیز پس از انقلاب مصادره شد.
چای دبش یک برند پساانقلابی است که برخلاف چای جهان که صرفاً از محصولات باغهای چای ایران استفاده میکرد صرفاً وابسته به واردات چای از خارج است. مدیرعامل این شرکت آقای اکبر رحیمی متولد ۱۳۵۰ است و از ۳۵ سالگی مشغول این کار شده است. بنا به گفتهٔ سازمان بازرسی کل کشور، ۷۹ درصد ارز ترجیحی برای واردات چای به شرکت چای دبش اختصاص داده شده (مبلغی حدود سه میلیارد دلار، برابر یکچهارم درآمد سالانهٔ نفتی کشور).
این اقدام با هماهنگی و تأیید وزارت صمت، وزارت جهاد کشاورزی و بانک مرکزی از سال ۹۸ و طی سه سال صورت گرفته است.
قرار بوده شرکت دبش از این سه میلیارد دلار ارز با نرخ ترجیحی برای واردات ماشینآلات و چای از هندوستان استفاده کند اما بخش قابلتوجهی از این مبلغ را در جاهای دیگر هزینه کرده و به جای واردات چای مرغوب از هند چای نامرغوب از کنیا وارد کرده است.
آری، چای جهان نماد یک رژیم سرمایهداری غربگرا بود. چای دبش نماد یک رژیم انقلابی مستقل و خودکفاست که رشتههای وابستگی به امپریالیسم جهانی را قطع کرده است.
@flith
👍10🤯2❤1
پرواز فکر و اندیشه
کمونیست اسلامی به روایت تاریخ تصویری @flith
چپها وقتی میخواستند به شاه اعتراض کنن
vs
چپها وقتی میخوان با مدنی بازی به جمهوری اسلامی اعتراض کنن
🔺ریپلی را بخوانید...
@flith
https://t.me/flith/13167
vs
چپها وقتی میخوان با مدنی بازی به جمهوری اسلامی اعتراض کنن
🔺ریپلی را بخوانید...
@flith
https://t.me/flith/13167
👏4🍌2😁1
Forwarded from ☼𓃬 میترا جشنی
یک روایت غلطی که به ویژه پس از خیزش ملی سال گذشته در پی قتل جاویدنام #مهسا_امينی در خارج از کشور پررنگتر شده است، حمایت از گفتمان وارثان چپهای ۵۷ی در قدرت (اصلاحطلبان) با ادعای گذار آرام از جمهوری اسلامی، و سکوت در برابر گافهای پیاپی و اشتباهات آنها است؛ این روایت را در خارج از کشور علینژاد و اسماعیلیون نمایندگی میکنند و در داخل، نرگس محمدی و ستوده.
اینترنشنال هم به خوبی نقش خود را به عنوان بوقچی این روایت ایفا کرد و میکند.
باید به آن ایرانیان سادهدل که از روی خوشنیتی و خیرخواهی به این گفتمان دامن میزنند، گوشزد کرد، آن بلایی که بر سر برخی از سادگانِ خوشدل در سال ۵۷ آمد، (شک نکنید با چند درجه بالاتر) بر سر متحدان با این مارکسیستهای اسلامی به روز شده هم، خواهد آمد.
کم نبودند بازماندگان آن دوران شکوهمند که به امید تغییر و تاثیرگذاری یا تامین امنیت به عنوان منشی و دفتردار و .. قبل و بعد از بهمن ۵۷ مشغول خوشخدمتی به ارتجاع غالب شدند -
اما چرا میهندوستان و جبهه راست با این امر مخالفند؟
باز هم شما را به تاریخ ارجاع میدهم؛ نقش سحابی و بازرگان و فردوست و بنیصدر و … در ویرانی این مملکت، کمتر از خود خمینی و خامنهای و رفسنجانی نبود. اینها در هر جنایتی که در ایران اتفاق افتاده و خواهد افتاد، شریکند.
حالا بروید با علینژاد رژه پیروزی بدهید و برای نرگس محمدی گُل گُلی شوید.
🆔@MitraJashni
اینترنشنال هم به خوبی نقش خود را به عنوان بوقچی این روایت ایفا کرد و میکند.
باید به آن ایرانیان سادهدل که از روی خوشنیتی و خیرخواهی به این گفتمان دامن میزنند، گوشزد کرد، آن بلایی که بر سر برخی از سادگانِ خوشدل در سال ۵۷ آمد، (شک نکنید با چند درجه بالاتر) بر سر متحدان با این مارکسیستهای اسلامی به روز شده هم، خواهد آمد.
کم نبودند بازماندگان آن دوران شکوهمند که به امید تغییر و تاثیرگذاری یا تامین امنیت به عنوان منشی و دفتردار و .. قبل و بعد از بهمن ۵۷ مشغول خوشخدمتی به ارتجاع غالب شدند -
اما چرا میهندوستان و جبهه راست با این امر مخالفند؟
باز هم شما را به تاریخ ارجاع میدهم؛ نقش سحابی و بازرگان و فردوست و بنیصدر و … در ویرانی این مملکت، کمتر از خود خمینی و خامنهای و رفسنجانی نبود. اینها در هر جنایتی که در ایران اتفاق افتاده و خواهد افتاد، شریکند.
حالا بروید با علینژاد رژه پیروزی بدهید و برای نرگس محمدی گُل گُلی شوید.
🆔@MitraJashni
Telegram
MitraJashniMedia
⚠️روایت غلط
🆔@MitraJashni
🆔@MitraJashni
👏5👍2❤1
وقت آن است که بمناسبت 21 آذر سالروز #نجات_آذربایجان از دست فرقه استالینی پیشه وری ، واقعیتی که هرگزتوسط ایرانستیزان عنوان نخواهدشد به اشتراک بگذاریم
"پس ازآزادی آذربایجان، فرار پیشه وری وهمسرش به روسیه کمونیستی و مرگ مشکوک پیشهوری، همسر او درهتلی در مسکو با سمت مستخدم به بیگاری گمارده شد وکسی از سرنوشت او اطلاعی نداشت تااینکه چندسال بعد هئیت همراه پادشاه فقید در دیداری از مسکو و بطور تصادفی درهمان هتل سکنی داده شدند ودست نوشتهای ازهمسر پیشه وری دریافت کردند که از محمدرضاشاه فقیدطلب نجاتش از دولت محبوب همسرش راداشت، پادشاه بیدرنگ طلب آزادی او را کردندوباهواپیمای خوداورا به ایران بازگرداندند،اوباقیمانده عمر خود را در ایران آزادانه زیست"
@flith
"پس ازآزادی آذربایجان، فرار پیشه وری وهمسرش به روسیه کمونیستی و مرگ مشکوک پیشهوری، همسر او درهتلی در مسکو با سمت مستخدم به بیگاری گمارده شد وکسی از سرنوشت او اطلاعی نداشت تااینکه چندسال بعد هئیت همراه پادشاه فقید در دیداری از مسکو و بطور تصادفی درهمان هتل سکنی داده شدند ودست نوشتهای ازهمسر پیشه وری دریافت کردند که از محمدرضاشاه فقیدطلب نجاتش از دولت محبوب همسرش راداشت، پادشاه بیدرنگ طلب آزادی او را کردندوباهواپیمای خوداورا به ایران بازگرداندند،اوباقیمانده عمر خود را در ایران آزادانه زیست"
@flith
👍3❤2🔥1
Forwarded from Vahid Bahman وحید بهمن
📜🕯🖋 دو پادشاهی که حتی برای خانواده پیشوایان تجزیهطلبان، پدری کردند.
✅ وحید بهمن/ علی همام قاضی، پسر قاضی محمد با امکانات و تسهیلات بسیار، وابسته بازرگانی سفارت ایران در برلین شد.
🔸 داریوش پیشهوری، فرزند پیشهوری بعد از فرار از شوروی به سفارت ایران در آلمان غربی پناهنده شد و امکانات مالی خوبی گرفت.
🔸 معصومه مصور رحمانی، همسر پیشهوری پس از چندین سال اصرار و خواهش و رفت و آمد به سفارت ایران در مسکو، در نهایت با دستور محمدرضا شاه فقید دوباره به ایران بازگشت و خانهای برایش در تهران تهیه شد و همانجا در آرامش زندگی کرد و فوت کرد.
🔸 برای خانواده قاضی محمد نیز مستمری مشخص شده بود.
🔸 برای خانواده سیمیتقو، یاغی معروف شمالغرب نیز مستمری از طرف دولت شاهنشاهی ایران در زمان رضاشاه بزرگ مشخص شد و سالها هم پرداخت شد، میزان این مستمری به حدی بود که سالها بعد صدای مجلس درآمد.
🔸 برای خانواده شیخ خزعل نیز مستمری مشخص شد و توانستند بخش مهمی از اموال پدرشان را داشته باشند و نیز فرید خزعل از نوادگان شیخ خزعل، از فرماندهان ارشد نیروی دریایی ارتش ایران شد.
🆔 @Vahidbahman1
✅ وحید بهمن/ علی همام قاضی، پسر قاضی محمد با امکانات و تسهیلات بسیار، وابسته بازرگانی سفارت ایران در برلین شد.
🔸 داریوش پیشهوری، فرزند پیشهوری بعد از فرار از شوروی به سفارت ایران در آلمان غربی پناهنده شد و امکانات مالی خوبی گرفت.
🔸 معصومه مصور رحمانی، همسر پیشهوری پس از چندین سال اصرار و خواهش و رفت و آمد به سفارت ایران در مسکو، در نهایت با دستور محمدرضا شاه فقید دوباره به ایران بازگشت و خانهای برایش در تهران تهیه شد و همانجا در آرامش زندگی کرد و فوت کرد.
🔸 برای خانواده قاضی محمد نیز مستمری مشخص شده بود.
🔸 برای خانواده سیمیتقو، یاغی معروف شمالغرب نیز مستمری از طرف دولت شاهنشاهی ایران در زمان رضاشاه بزرگ مشخص شد و سالها هم پرداخت شد، میزان این مستمری به حدی بود که سالها بعد صدای مجلس درآمد.
🔸 برای خانواده شیخ خزعل نیز مستمری مشخص شد و توانستند بخش مهمی از اموال پدرشان را داشته باشند و نیز فرید خزعل از نوادگان شیخ خزعل، از فرماندهان ارشد نیروی دریایی ارتش ایران شد.
🆔 @Vahidbahman1
👍2🔥1
✅ #مهم #نشر_حداکثری
بیانیه مهم خانواده جاویدنام نوید افکاری درپی اتفاقات تلخ سیرک نوبل
"تا بهحال در گورستانها قدم زدهاید؟ به چهره عزاداران دقت کردهاید؟ در گورستان، حرفی برای گفتن لازم نیست؛ آنجا فقط غم و درد است که بین آدمها رد و بدل میشود. در گورستان کسی قهقهه نمیزند. در گورستان کسی روی میز ضرب نمیگیرد. در گورستان کسی با خنده و شادی و بشکن آواز نمیخواند.
ما در عمق سیاهی گورستانی به پهنای ایران ایستادهایم و مبهوت شمایی شدهایم که ظاهرا خود را نماینده ما خواندهاید. حالا شما یک بار بدون آنکه به فکر منفعت خود باشید، بدون آنکه فقط به فکر عکس گرفتن با رنج ما باشید تا جایزهی فلان جهنمدره را از آن خود کنید، به ما نگاه کنید. خودتان خجالت نمیکشید که زخم و عزای ما را به تمسخر میگیرید؟
نه! سؤال بیجاییست. شما سالهاست وقتی دوربین و میکروفون به سمتتان میآید یاد سرگرمی و صحنهگردانیهایتان میافتید. شمایی که کوچکترین نسبتی با ما ندارید. شمایی که شکنجه و تعرض و عذاب زندان ما را به رقص و آواز برای جهانیان ترجمه میکنید. شمایی که نمیفهمید اگر اینجا هنوز رقصی باقیست رقصه گلوله و باتوم بر روی تن این مردم بیگناه است.
شمایی که در نشست و برخاستهایتان با آنانی که ما را به این روزهای سیاه نشاندهاند، هیچ حدّومرزی ندارید و یک روز ما را آکتورهای خیابانی میبینید و روز دیگر جمعیت بیسری که باید رهبریشان کنید؛ نمایندهی ما شدهاید؟ نه… شما، خیلی حقیرتر از آنید که ما را نمایندگی کنید. کنار بایستید. ایرانی که ما در آن زندگی میکنیم سالهاست در حال احتضار است و شما اصرار دارید این تقریبا جنازه را با اطوار و اصلاح زنده کنید. و ما، مایی که به ناممان میکروفون برداشتهاید و به کام خودتان در آن چهچه میزنید، به تکتک شما هشدار میدهیم که از سر راه ما کنار بروید.
شمایی که فقر را نمیفهمید. شمایی که قتل و تحقیر و تعرض و تجاوز و کودکان شیمیاییشده و تنهای تکهپاره ما در زیر گلولهها در لابهلای صدای قهقهها و ضربگرفتن سرانگشتانتان بر روی میز گم میشود. شما رهبر مایید؟ شما رهبر جوانانی هستید که لباسهایشان را دریدند و سینه خود را در مقابل گلوله سپر کردند؟ شما و قهقههایتان، ضجههای هزاران مادر داغدار و پدر کمرشکسته را نمایندگی میکنید؟ شمایی که تصمیم گرفتید این سیاهی را به شکل یک نمایش جذاب و دیدنی روی صحنه ببرید تا حوصلهی میزبان سر نرود؛ شمایی که در نشست و برخاستهایتان با آنانی که ما را به این روزهای سیاه نشاندهاند، هیچ حدّومرزی ندارید و یک روز ما را آکتورهای خیابانی میبینید و روز دیگر جمعیت بیسری که باید رهبریشان کنید؛ نمایندهی ما شدهاید؟ نه… شما، خیلی حقیرتر از آنید که ما را نمایندگی کنید.
کنار بایستید. ایرانی که ما در آن زندگی میکنیم سالهاست در حال احتضار است و شما اصرار دارید این تقریبا جنازه را با اطوار و اصلاح زنده کنید. و ما، مایی که به ناممان میکروفون برداشتهاید و به کام خودتان در آن چهچه میزنید، به تکتک شما هشدار میدهیم که از سر راه ما کنار بروید. دشمن ما جمهوری اسلامی است و برای نابودیش هر که را مانعمان شود نابود میکنیم؛ با هیچ احدی هم شوخی و تعارف نداریم. ما از شما، اصلاحات و نمایندگانش با خون عزیزانمان گذر کردهایم. انگشت در زخمهای ما نچرخانید. ما با شما هیچ نسبتی نداریم.
۲۲ آذر ۱۴۰۲ - خانوادهی نوید افکاری
#ایران_معبد_ماست
https://t.me/flith/13174
@flith
بیانیه مهم خانواده جاویدنام نوید افکاری درپی اتفاقات تلخ سیرک نوبل
"تا بهحال در گورستانها قدم زدهاید؟ به چهره عزاداران دقت کردهاید؟ در گورستان، حرفی برای گفتن لازم نیست؛ آنجا فقط غم و درد است که بین آدمها رد و بدل میشود. در گورستان کسی قهقهه نمیزند. در گورستان کسی روی میز ضرب نمیگیرد. در گورستان کسی با خنده و شادی و بشکن آواز نمیخواند.
ما در عمق سیاهی گورستانی به پهنای ایران ایستادهایم و مبهوت شمایی شدهایم که ظاهرا خود را نماینده ما خواندهاید. حالا شما یک بار بدون آنکه به فکر منفعت خود باشید، بدون آنکه فقط به فکر عکس گرفتن با رنج ما باشید تا جایزهی فلان جهنمدره را از آن خود کنید، به ما نگاه کنید. خودتان خجالت نمیکشید که زخم و عزای ما را به تمسخر میگیرید؟
نه! سؤال بیجاییست. شما سالهاست وقتی دوربین و میکروفون به سمتتان میآید یاد سرگرمی و صحنهگردانیهایتان میافتید. شمایی که کوچکترین نسبتی با ما ندارید. شمایی که شکنجه و تعرض و عذاب زندان ما را به رقص و آواز برای جهانیان ترجمه میکنید. شمایی که نمیفهمید اگر اینجا هنوز رقصی باقیست رقصه گلوله و باتوم بر روی تن این مردم بیگناه است.
شمایی که در نشست و برخاستهایتان با آنانی که ما را به این روزهای سیاه نشاندهاند، هیچ حدّومرزی ندارید و یک روز ما را آکتورهای خیابانی میبینید و روز دیگر جمعیت بیسری که باید رهبریشان کنید؛ نمایندهی ما شدهاید؟ نه… شما، خیلی حقیرتر از آنید که ما را نمایندگی کنید. کنار بایستید. ایرانی که ما در آن زندگی میکنیم سالهاست در حال احتضار است و شما اصرار دارید این تقریبا جنازه را با اطوار و اصلاح زنده کنید. و ما، مایی که به ناممان میکروفون برداشتهاید و به کام خودتان در آن چهچه میزنید، به تکتک شما هشدار میدهیم که از سر راه ما کنار بروید.
شمایی که فقر را نمیفهمید. شمایی که قتل و تحقیر و تعرض و تجاوز و کودکان شیمیاییشده و تنهای تکهپاره ما در زیر گلولهها در لابهلای صدای قهقهها و ضربگرفتن سرانگشتانتان بر روی میز گم میشود. شما رهبر مایید؟ شما رهبر جوانانی هستید که لباسهایشان را دریدند و سینه خود را در مقابل گلوله سپر کردند؟ شما و قهقههایتان، ضجههای هزاران مادر داغدار و پدر کمرشکسته را نمایندگی میکنید؟ شمایی که تصمیم گرفتید این سیاهی را به شکل یک نمایش جذاب و دیدنی روی صحنه ببرید تا حوصلهی میزبان سر نرود؛ شمایی که در نشست و برخاستهایتان با آنانی که ما را به این روزهای سیاه نشاندهاند، هیچ حدّومرزی ندارید و یک روز ما را آکتورهای خیابانی میبینید و روز دیگر جمعیت بیسری که باید رهبریشان کنید؛ نمایندهی ما شدهاید؟ نه… شما، خیلی حقیرتر از آنید که ما را نمایندگی کنید.
کنار بایستید. ایرانی که ما در آن زندگی میکنیم سالهاست در حال احتضار است و شما اصرار دارید این تقریبا جنازه را با اطوار و اصلاح زنده کنید. و ما، مایی که به ناممان میکروفون برداشتهاید و به کام خودتان در آن چهچه میزنید، به تکتک شما هشدار میدهیم که از سر راه ما کنار بروید. دشمن ما جمهوری اسلامی است و برای نابودیش هر که را مانعمان شود نابود میکنیم؛ با هیچ احدی هم شوخی و تعارف نداریم. ما از شما، اصلاحات و نمایندگانش با خون عزیزانمان گذر کردهایم. انگشت در زخمهای ما نچرخانید. ما با شما هیچ نسبتی نداریم.
۲۲ آذر ۱۴۰۲ - خانوادهی نوید افکاری
#ایران_معبد_ماست
https://t.me/flith/13174
@flith
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
مراسم #نوبل در یک نگاه با نمایندگان خودخوانده صلح و ملت!
@flith
@flith
👍6🔥1👏1