پرواز فکر و اندیشه
1.2K subscribers
3.85K photos
1.86K videos
84 files
864 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#یغما_خشتمال_نیشابوری

شاعری معاصر ،یکی از مردان نیک روزگار که
صاحب دوهزار غزل
نهصد رباعی
و حدود سه هزاربیت مثنویات است
ارادت خاصی به فردوسی بزرگ دارند و مصاحبه کامل رو در مستند "فردوسی با مردم" ساخته 1350 به کارگردانی حسین ترابی حتما در یوتیوب به آدرس (https://youtu.be/8ToAb58mvNE?si=S_9OiZkOUA5COJ7R ) ببینید.

ببینید چقد زیبا و متواضعانه راجب فردوسی بزرگ صحبت میکنند.
یغما درسال۶۶ فوت میکنه، شاعری که نامش درصفحات تاریخ معاصر گمنام است چون حاضر نشد هیچگاه هیچ بیت و غزلی در مدح حکومتی ها بسراید و هیچگاه چون شاعران چپگرا خودش را به پول نفروخت.
روحش شاد.

@flith
6👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیاد اکبر گلپا (اکبر گلپایگانی) خواننده پیشکسوت کشور که روز گذشته در سن ٨٩سالگی درگذشت.

بخشی از بزم اکبر گلپایگانی و بانو هایده به مناسبت تولد رضاشاه از تلویزیون ملی ایران


@flith
8👍2
«همه‌چیز را بفروش و به فقرا بده»

مجبور بودم این را برایشان بخوانم.  حال آن‌که اسقف اعظم پیری که در آن روزها داشتیم، ماهی لذیذی را می‌خورد و با ژنرال شراب فرانسوی می‌نوشید.
البته مردم عملاً از گرسنگی نمی‌مردند. سوء تغذیه فقرا، برای ثروتمندان، بی‌خطرتر از گرسنگی تا سرحد مرگ است. گرسنگی تا سرحد مرگ انسان را عاصی می‌کند. سوء تغذیه او را خسته‌تر از آن می‌کند که دستی بلند کند. مردم ما از گرسنگی نمی‌میرند، بلکه به‌ تدریج محو می‌شوند.

#کنسول_افتخاری
#گراهام_گرین
@flith
👏5
‏«از خصایص فردوسی‌، پاکی زبان و عفت لسان اوست. در شاهنامه لفظ مستهجن دیده نمی‌شود.. هرجا بمقتضای داستان‌سرائی مطلب شرم‌آمیزی میبایست نقل کند بهترین و لطیف ترین عبارات را یافته. چنانکه در داستان ضحاک آنجا که میخواهد بگوید پسری که به کشتن پدر راضی شود حرامزاده‌ست این قسم می‌سراید:

‏به خون پدر گشت همداستان
ز دانا شنیدم من این داستان

که فرزند بد گر شود نرّه شیر
به خون پدر هم نباشد دلیر

مگر در نهانش سخن دیگرست
پژوهنده را راز با مادرست

در عشق‌بازی زال و رودابه آنجا که عاشق و معشوق به دیدار یکدیگر رسیده اند:
همی بود بوس و کنار و نبید*
مگر شیر کو گور را نشکرید

*نبید: باده

چنانچه در قضیه تهمینه که در دل شب درحالیکه رستم به خواب است، به بالین رستم می‌رود و وجود خویش را تسلیم او می‌کند با آنکه رستم مسافر بوده و یک شب بیشتر آنجا اقامت نداشته واجب میداند که موبدی حاضر شود و از پدر تهمینه اجازه مزاوجت او را با رستم بگیرد:

‏بدان پهلوان داد آن دخت خویش
بدان سان که بودست آیین و کیش

چو بسپرد دختر بدان پهلوان
همه شاد گشتند پیر و جوان

ز شادی بسی زر برافشاندند
ابر پهلوان آفرین خواندند

چو انباز او گشت با او براز
ببود آن شب تیره دیر و دراز

و همان شب نطفه سهراب منعقد شد»

#محمدعلی_فروغی
@flith
👏62👎1
پرواز فکر و اندیشه
اگر فیلم ارباب حلقه ها رو تا حالا ندیدید یا کتابش رو هنوز نخواندید حتما به دنبال این فیلم یا کتاب بروید که در این روزها تا چشم کار میکنه نشانه هایی از پیدا شدن دوباره حلقه و بازیابی #سائرون و اتحادش با سارومان و تشکیل لشگر #اورکها برای حمله به انسانها و نابودی…
‏تقدیم به همه علاقه مندان کتاب ارباب حلقه ها


پاسخ تئودن به پیشنهاد #صلح سارومان جادوگر پیر:

"بله، صلح خواهیم کرد. وقتی تو و تمام دستاوردهایت تو و ارباب سیاهت نابود شوند.
تو دروغگویی سارومان، و مفسد قلوب آدمیان. ... صلح خواهیم کرد وقتی تو برای سوزاندن وست فولد و کودکانی که ‏در آنجا مرده به زمین افتادند پاسخ بدی، برای تکه تکه کردن بدن هما در دروازه هورنبرگ بعد از اینکه کشته شد. وقتی با طنابی از پنجره اتاقت و برای ضیافت کلاغهایت آویزان شوی، آنگاه صلح خواهیم کرد.

🔰ریپلی را بخوانید...
https://t.me/flith/12884

@flith
3👍1
دبیرستان امام صادق اصفهان یه بیت از شاهنامه و شعری در وصف #دانش نوشته
"ز دانش به اندر جهان هیچ نیست/تن مرده و جان نادان یکیست

آخر شعر در وصف میهن نوشته:

آه ایران عزیز
ای زمین پاکان
خاک پاک یزدان
نهراسیم برای حفظت
ز خطر یا مشکل
آه ایران عزیز
سرزمین زرخیز
تو چه زیبا هستی.

دم مدیران این دبیرستان گرم! ایزد یارتان باد!

@flith
👏7👍2🎉1
گ‏فتگو دو کمونیست با یکدیگر


+ تو اگه دوتا خونه داشتی یکیشو می‌دادی به من؟
- البته که میدادم کامرَد!
+اگه دوتا ماشین داشتی یکیشو می‌دادی بهم؟
-البته که میدادم،تو برادر کمونیست منی،این چه سوالیه؟
+اگه دوتا مرغ داشتی چی؟یکیشو می‌دادی بهم؟
- نه!
+نه؟! چرا؟
- آخه دوتا مرغ دارم!

@flith
👍71
"غزه" یک نمونه بارز از سرزمینی است که مردمانش تن به ذلت غاصبان داخلی داده اند؛ نه توانایی پیشگیری از حمله خارجی دارند و نه عقل خروج از مغزشویی داخلی و نه شهامت اعتراض به غاصب داخلی.

"حماس" یک نمونه بارز از فرقه غاصبی است که_با قساوتی بسیار آشنا_مردمانی را گروگان ایدئولوژی خود قرار داده اند.
ما که بهتر از همه دیگر مردمان دنیا می‌دانیم ایدئولوژی پوششی است برای مزدوریِ کم دردسرتر و چپاولِ بیشترِ جان و مال و هویت آن مردمان و سرزمین.

"اسرائیل" نمونه بارز از مردمان سرزمینی است که برای جان و مال و هویت شان _بطور #جدی _ ارزش قائلند و در برابر آنچه #شر می‌خوانند، ذره‌ای مماشات نمی‌کنند. بلکه درسی داده‌اند به میهن پرستان جهان که برای مردمان ایران‌زمین_در مقابله با شر_بسیار آشنا و ریشه در تاریخ و فرهنگ مان دارد:

"همه تیغ و گرز و کمند آورید
سر سرکشان را ببند آورید"


اگر صرفا اعتبار و سرمایه ای چون شاهزاده رضاپهلوی نبود، شاید سرنوشتی همانند غزه می‌داشتیم.

@flith
👍13👎1🤣1
‏ترجمه‌ی آن نوشته‌ی روی پلاکارد این است: «خواهش می‌کنم یک بلیط برای خروج از بهشت سوسیالیستی و رفتن به جهنم کاپیتالیستی به من بدهید». الکساندر بلونکین یکی از دانشمندان صنایع هوا-فضای شوروی و استاد دانشگاه مسکو بود که در سال ۱۹۷۲ به عنوان «عنصر نامطلوب» توسط پلیس مخفی بازداشت شد ‏و ۱۵ سال را در زندان و تبعید داخلی گذراند. او سرانجام در سال ۱۹۸۷ به آمریکا پناهنده شده و باقی عمرش را در جهنم کاپیتالیستی در سازمان ناسا، نیروی هوایی آمریکا و آکادمی ملی علوم مشغول کار شد‌. تعداد تحقیقاتش حقیقتا مثال‌زدنی است. او سال گذشته در این روز در سن ۸۷ سالگی از دنیا رفت.

@flith
👍11👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم یک دقیقه‌ای زادروزت شاد (گاسپتریالاسیو)

این فیلم درباره زنی هست که می‌خواهد در روز تولد همسرش او را با صدای ساختگی آژیر قرمز سورپرایز کند وقتی خانواده بعد از شنیدن صدای آژیر خطر به سمت پناهگاه می‌روند  رفتاری غیر منتظره از پدر سر می‌زند و اتفاقاتی رخ می‌دهد که در نتیجه آن دیگر هیچ چیز مانند قبل نخواهد شد.

مفهوم این فیلم این است که آدم‌ها در شرایط خطرناک هستند، خود واقعی شان را نشان می‌دهند زمانی که فکر می‌کنند همه چیز تمام شده چنان بی‌رحمانه به انسانیت خود و دارایی‌های انسانی‌مان آسیب می‌زنیم و پل‌های پشت سرمان را خراب می‌کنیم که شاید دیگر هیچ‌گاه فرصت جبران را نداشته باشیم این فیلم تلنگری برای ما باشد که به اعمال، حرف‌ها، فکر‌ها و نتیجه تصمیمان در شرایط بحرانی باشیم.

@flith
👍71👏1
چه گفت  آن  خردمند  شیرین سَخُن
که  گر  بی بُنان  را  نشانی   به  بُن

به  فرجام   کار  آیدت  رنج  و  درد
به   گرد    در    نا سپاسان     مگرد

#فردوسی_بزرگ

اگر انسان بی ریشه و نا نجیب را در
جایگاه بزرگان نشانید رنج و درد ببار خواهند
آورد...

@flith
👍8
محمدرضا یزدان‌پناه:

«پروانه معصومی» یا «سکینه کبودرآهنگی»؟!

نام‌ها اهمیت دارند؟

فی‌نفسه نه، مگر اینکه در گفتمان عمومی، کارکرد عینی بیابند!

«سکینه کبودرآهنگی» وقتی وارد سینمای «زمان شاه» شد، نام خود را به «پروانه معصومی» تغییر داد.

اما این فقط یک تغییر نام ساده، برای جا افتادن در بازار پررونق هنر آن سال‌ها نبود.

«سکینه کبودرآهنگی» و «سکینه کبودرآهنگی‌ها» با این تغییر نام، سعی می‌کردند جدایی یا لااقل فاصله خود را از آن فرهنگ یا خرده فرهنگی که از بطنش برخاسته بودند، اعلان کنند.

فرهنگ یا خرده فرهنگی که فقط و فقط در «پرانتز پهلوی» و آن هم با فشار از بالا، توانسته بود با تجدد و مدرنیته نسبتی پیدا کند.

فرهنگ یا خرده فرهنگی عمیق در بطن جامعه ایران که بذرش در صدها سال تاریکی زیر خروارها گل و لای متعفن ریشه کرد و قبل از رضا شاه بزرگ به درختی تناور تبدیل شد.

«پدر و پسر» تمام تلاش خود را کردند تا در نیم قرن این درخت متعفن را به گلی خوش آب و رنگ و عطر تبدیل کنند: شپش و تراخم و افیون و کثافت و البسه ژنده و بوی لجن را از صورت و سیرتش پاک کنند و بدان لباسی نو بپوشانند.

تا حدودی موفق شدند اما این فرهنگ یا خرده فرهنگ متعفن، به محض این که فرصتی دید، این بار خود را در قالب «خمینی» به هزاره‌های گذشته، به سیاه‌ترین و کثیف‌ترین و عفونی‌ترین اعماق تاریخ برد و ترجیح داد دوباره در همان کثافت دست و پا بزند.

پروانه معصومی هرگز «پروانه معصومی» نشد؛ او همان «سکینه کبودرآهنگی» بود و باقی ماند...

@flith
👍20👎1
جمعی گرد تابوت تهی یکی از رهبران کاریزماتیک جهان بی هدف می چرخند: نه پس می روند نه پیش، و آن ها که خودشان را از این ازدحام پرتشنج سرخ پوشانِ سرگردان به در برده اند ، به سمت ناکجاآباد می روند

کتاب #تابوت_تهی
نویسنده #آلبرتو_بارراتیسکا
مترجم #مزدک_صدر

@flith
👍6
پرواز فکر و اندیشه
نوید افکاری: اگر اعدام شدم، همه بدانند در قرن بیست‌ویکم، با این همه سازوکارهای حقوق بشری و سازمان ملل و شورای امنیت و غیره، یک انسان بی‌گناه در حالی که با تمام توانش تلاش کرد و جنگید، اعدام شده است. #نوید_افکاری_را_کشتند @flith
گفتاری از #سعید_افکاری

‏با هیچ متر و معیار انسانی‌ای، نمیتونید رفتار تبعیض‌آمیز رسانه‌هایی که بودجه میگیرند تا صدای مردم ایران باشند در قبال زندانیان سیاسی مختلف رو توجیه کنید. شرافت انسانی اجازه نمیده مهر تایید بزنید به رفتار کسانی که ده‌ها بار در همین چند هفته‌ی گذشته نام کسی مثل خانم نرگس محمدی رو آوردن و هنوز هم جستجوی نام کسی مثل هانی شهبازی بعد از چهار سال تو صفحاتشون بی‌نتیجه می‌مونه.
شما فعالین و خبرنگاران، چطور ادعا میکنید صدای مردم ایران هستید وقتی بودجه‌ی خبرنگاری و حقوق بشری میگیرید و به کوچکترین وظایفتون هم عمل نمیکنید؟
شرایط زندانیان گمنام سیاسی در زندان‌های جمهوری‌اسلامی آنقدر عذاب‌آور و دردناکه که شرمساری بهمون اجازه نمیده حتی از انفرادی برادرم وحید و حبس خواهرم الهام بنویسیم و با این‌حال، رسانه‌ها و تریبون‌های اصلی خارج از ایران، مدام درحال تبلیغ برای اشخاص مشخصی هستن بدون اینکه لحظه‌ای به این فکر کنن که چه جان‌های عزیزی در گمنامی و سکوت دارن از دست میرن.

https://t.me/flith/11162

🔺ریپلی را بخوانید
@flith
👍7😭1
‏چرا با چپ هم‌داستان نباید شد؟

‏بارها از فعالانی که دوست دارند همواره چهره مداراگر از خود نشان دهند یا به اصطلاح رایج، «وسطباز» هستند، می‌شنویم که "چه ایرادی دار‌د، خُب چپ باشد، فمینیست باشد، کمونیست باشد و … مهم این است که با جمهوری اسلامی مخالف است".

‏روایت ⁧ #پرويز_ثابتی ⁩ از قهرمانان چپ‌ها مانند‌ غلامحسین ساعدی اثبات کرد که چپ ایرانی از سوسیال دموکرات غربی فرسنگها فاصله دارد و خیانت، دروغ‌پراکنی و خدعه‌گرایی در ذات او نهادینه شده است.
‏اینها پس از گرایش به چپ تنها «دستور الله» را با «دیالکتیک مادی» در ذهن آشفته‌شان جایگزین کردند و بیشتر به بی‌بندوباری، آشفتگی رفتاری، حذف فیزیکی دگراندیشان و کشتار کاپیتالیست‌ها گرایش داشتند تا رفتار معقول و سازنده.
‏نمونه امروزی‌اش را هم می‌توانید در الگوهای رفتاری تجزیه‌طلب‌ها، مجاهدین خلق و فعالان پروگرسیو بیابید.

#میترا_جشنی
@flith
👏6👍51
مرگ تلخ شاهرخ، قصۀ همیشه دردناک هجرت چند نسل از ایرانیان از پس شورش ۵۷ را باز هم یادمان آورد.

ما، این نسل‌های همچنان درگیر با تبعات اتفاقی به نام «شورش 57»، همچنان غم‌خوار دریغِ نابودی و پرپر شدن انبوه استعدادهای رانده شده سرزمینی به نام ایران هستیم و یادمان می‌رود در مستی‌های سیاسی چندبارۀ این چهار دهه و نیم گذشته، چه میزان در تنها ماندن کسانی چون «شاهرخ‌»ها سهم داشتیم تا حالا «تنهایی» بشود یکی از ویژگی‌ها در توصیف آنها.

شاهرخ در مقایسه با تعداد دیگری از همراهانش در بیان عقایدش علیه حکومت جمهوری اسلامی صریح‌تر بود و همین، نقش مهمی در به حاشیه رفتن و تنهایی‌اش داشت.

آقای ‎شاهرخ بدرود. ممنون از همه لحظات خوبی که برایمان ساختید و پوزش از اینکه مست وعده‌های دروغین بودیم و دیر فهمیدیم چقدر تنهایید.

@flith
7👍2😢2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمونیست اسلامی به روایت تاریخ تصویری
@flith
🤬4🤮1
دو برند چای،
دو جهانبینی در حکمرانی

مقایسهٔ دو برند «چای جهان» و «چای دبش» می‌تواند فواید زیادی برای همهٔ ما ایرانی‌ها داشته باشد.

چای جهان یکی از معروف‌ترین برندهای چای در دوران قبل از انقلاب بود. مالک و مدیر چای جهان کارآفرین نابغه‌ای بود به نام «محمدصادق فاتح یزدی» که به مرور زمان مجموعه‌ای از کارخانه‌ها و شرکت‌های تولیدی، از چای و پتو و روغن خوراکی تا روغن موتور را در اطراف کرج تأسیس کرد. آن هم بدون گرفتن یک دلار ارز ترجیحی یا حمایت و رانت.

او یک سرمایه‌گذار کلاسیک بود که صرفاً با استفاده از خلاقیت‌های خود و ساختاری که به وی اجازهٔ تولید و کسب‌وکار می‌داد توانست به رفاه و رونق اقتصادی کشورش کمک کند؛ سرمایه‌داری که در ضمن علاقهٔ بی‌حد و حصری هم به کارهای خیریه و عام‌المنفعه داشت، اما زمانه تب‌دار بود و بیمار.

چریک‌های کمونیست فدایی خلق به این نتیجه رسیده بودند که فاتح یزدی یک بورژوا کومپرادور است که خون کارگران را در شیشه کرده و هیچ وظیفه ‌ای ضروری‌تر از ترور انقلابی او نیست.

«غلامحسین ساعدی»، داستان‌نویس و نمایشنامه ‌نویس معروف، یکی دو سال پس از انقلاب افشا می‌کند:
«فتحعلی پناهیان را از نزدیک می‌شناختم، جوان بیست‌وچند ساله‌ای بود... بچهٔ عجیبی بود. همان بود که سرمایه‌دار گردن‌کلفت کرجی (فاتح یزدی) را کشت، همان که چای جهان را داشت.»

فاتح یزدی در مرداد ۱۳۵۳ در زیر پل تاج با شلیک سه گلوله کشته شد و سازمان چریک‌های فدایی خلق رسماً مسئولیت این قتل را پذیرفت. شرکت‌های فاتح یزدی نیز پس از انقلاب مصادره شد.

چای دبش یک برند پساانقلابی است که برخلاف چای جهان که صرفاً از محصولات باغ‌های چای ایران استفاده می‌کرد صرفاً وابسته به واردات چای از خارج است. مدیرعامل این شرکت آقای اکبر رحیمی متولد ۱۳۵۰ است و از ۳۵ سالگی مشغول این کار شده است. بنا به گفتهٔ سازمان بازرسی کل کشور، ۷۹ درصد ارز ترجیحی برای واردات چای به شرکت چای دبش اختصاص داده شده (مبلغی حدود سه میلیارد دلار، برابر یک‌چهارم درآمد سالانهٔ نفتی کشور).

این اقدام با هماهنگی و تأیید وزارت صمت، وزارت جهاد کشاورزی و بانک مرکزی از سال ۹۸ و طی سه سال صورت گرفته است.

قرار بوده شرکت دبش از این سه میلیارد دلار ارز با نرخ ترجیحی برای واردات ماشین‌آلات و چای از هندوستان استفاده کند اما بخش قابل‌توجهی از این مبلغ را در جاهای دیگر هزینه کرده و به جای واردات چای مرغوب از هند چای نامرغوب از کنیا وارد کرده است.

آری، چای جهان نماد یک رژیم سرمایه‌داری غربگرا بود. چای دبش نماد یک رژیم انقلابی مستقل و خودکفاست که رشته‌های وابستگی به امپریالیسم جهانی را قطع کرده است.

@flith
👍10🤯21