پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.12K photos
2.03K videos
84 files
963 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
من اشخاص زنده را کسانی می‌دانم که مبارزه می‌کنند‌. بدون مبارزه، زندگی مرگ است.


#ویکتور_هوگو
@flith
👍6👏2
‏یک زمانی
علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی رئیس‌جمهور بود؛
علی‌اکبر ناطق‌نوری رئیس‌مجلس؛
علی‌اکبر ولایتی هم وزیرخارجه؛
و علی‌اکبر محتشمی وزیرکشور!

بعضی خارجی‌ها فکر می‌کردن "علی‌اکبر"، یه لقب دولتی هست که به سرانِ ایران اعطا می‌شه!

بعد من می‌خواستم برم ترکیه، توی مرز پاسپورتم را دادم، یارو یه نگاه کرد از جاش بلند شد به من احترام گذاشت به بقیه گفت این آقا علی‌اکبره! همه پا شدند! رئیسشون اومد جلو پاسپورت منو داد بعد همه به ستون وایستادن و یه راهرو باز کردند و من از همشون سان دیدم و از مرز با احترام رد شدم! بقیهٔ همسفرها که هاج و واج مونده بودند، پشت‌سر من می‌دویدند، و بدون بازرسی هر چی داشتند، مثل تریاک و سکه و دلار و قاچاق، از مرز رد کردند!

از خاطرات "علی‌اکبر زرندی"
کتاب "رویاهای شیرین من"

@flith
😁7👍3😢1
Forwarded from امیر مقدم ✍️
🔴از #مجیدرضا_رهنورد⁩ غیرمذهبی تا ⁧ #منصوره_سگوند⁩ مذهبی محجبه ریزشی شاهزاده رضا پهلوی را صدا میزنند، صدای رسای خیابان هم همین بود، شاهزاده تنها رهبر اپوزیسیون و الترناتیو ایرانیان است.
‏
♦️همه پروژه‌ها‌ برای چهره‌سازی و هدف قراردادن ایرانگرایی شکست خورده‌اند

‏⁧ #ایران_معبود_ماست⁩
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی

t.me/am_moghadam
👍12
‏واقعیت این است که وقتی کسی به دیگری اهانت می‌کند نشان می‌دهد که هیچ حرف درست و واقعی ندارد که علیه او بیان کند، وگرنه علت آن را بیان میکرد و با خیال آسوده نتیجه‌گیری را به شنوندگان وامیداشت. اما برعکس، نتیجه را عرضه می‌کند و از ارائهٔ مقدماتی که به آن نتیجه منجر شده است، در می‌ماند، به این امید که مردم بپندارند به منظور کوتاهیِ سخن چنین کرده است.

در باب حکمت زندگی
#آرتور_شوپنهاور


@flith
👌4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به روشنفکران اعتماد نکنید به دانشگاه اعتماد نکنید

اکثر مردم تحت تاثیر اسامی هستند تا عقاید اما شما تحت تاثیر عقاید باشید. افکار را بکاوید و آنها را فهم کنید. اسامی صرفاً پوسته‌ های فریب هستند. اگر می‌توانید درست را از غلط تشخیص دهید، به اصول، محتوی و عملکرد نگاه کنید. در راسته سیاست اسم ها، تابلوها و عنوان‌ها بسیارند اما همه‌شان گوشت خر داغ می‌کنند.

@flith
👍5
خانه‌ی تیمی ما در زمستان سال 54 در مشهد با ترکیبِ ویدا گلی‌آبکناری، من،احمد غلامیان، محمد حسینی‌ حق‌نواز،تشکیل شده بود؛
روزی گربه کوچک خاکستری سفید بخت‌ برگشته‌ای از روی دیوار خانه گذر می‌کرد.ویدا گلی‌آبکناری با چشمان درشت خود با حسرت نگاهی به او کرد و گفت: ببین مهرنوش، مثل بچه‌هاست.

چه صورت زیبایی دارد. گویا رفقا این‌گفتگو‌ و اظهار علاقه‌ی لیلا و من را در حیاط خانه شنیدند.شب؛ هنگامِ برنامه‌نویسی, انتقادات فراوانی به لیلا و نیز به من مطرح کردند. موظف شده بودم که بر روحیه‌ی لطیف حیوان‌دوستی‌ام غلبه کنم
تصمیمی بی‌رحمانه و ظالمانه!ویدا به این گربه عادت کرده بود و رابطه‌اش را با گربه پنهان کرده بود ،آن‌ شب رفقا ویدا را مورد حمله قرار دادند و تصمیم تنبیهی ویدا این بود که او باید گربه را بگیرد و بکشد!
ویدا گربه را گرفت و به زیرزمینِ خانه برد. با اسلحه‌ای صدا‌ خفه‌کن گلوله‌ای به گربه شلیک کرد. فردای آنروز احمد غلامیان آبگوشتی که گهگاه می‌پختیم برایمان درست کرد و به خوردمان داد. بعد از جمع کردن سفره،گفت آبگوشت خوش‌مزه‌ای بود؟! ما امروز آبگوشت گربه خوردیم.


راهی دیگر
روایت چریک های فدایی
#چپ_ویرانگر
@flith
😱4❤2🤮2
‏21 سال بیشتر نداشت، اما از تمام جایزه‌بگیرهای برونمرزی آگاه تر، شجاع‌تر و شریف‌تر بود.

#پویا_مولایی‌راد ، پسر عموی زینب مولایی راد(مادر کیان پیرفلک) در مراسم تولد کیان توسط مامورین به قتل رسید.
این قتل یک اخطار به خانواده پیرفلک است تا برای حفظ جان قبیله خود سکوت کنند.
@flith
😢6👍3🖕1
وقتی کم‌خردها در تاریخ اندیشه، دست به قلم می‌شوند
@flith
👍3
آیا نازیسم در آلمان و فاشیسم موسولینی در ایتالیا ایده‌های راست‌گرا بودند؟
آیا سوسیال‌دموکراسی منبعث از چپ است؟


از دروغ‌های بزرگ کمونیست‌ها و دوستان چپگرا -که اغلب به دیکتاتوری پرولتاریا معتقد بودند- در طول تاریخ این بود که نازیسم و فاشیسم ایده‌هایی‌اند راست‌مسلک. و دومین دروغ بزرگ‌شان این است که کشورهای اروپایی -به‌خصوص حوزه اسکاندیناوی- چپ و سوسیالیست هستند؛ به این علت که فکر می‌کنند سوسیال‌دموکراسی برخاسته از ایده‌های چپ و گفتمان‌هایی نظیر کمونیسم و مارکسیسم است. پیش‌ترها راجع به سوسیال‌دموکراسی نوشته بودیم که از دل جوامع سوسیالیستی بیرون نیامده‌ است. این روش دال مرکزی‌ش همان لیبرالیسم بعنوان عنصر مدافع استقلال اراده فرد و آزادی فردی انسان است که بستر را برای سازوکار دموکراتیک فراهم می‌سازد. حال ممکن است که در دیگر وجوه و دال‌های شناور و فرعی خود از ایده‌های چپ نیز بهره ببرند اما آن‌چیزی که ما می‌بینیم این است که سوسیالیست‌ها با عقبگرد از آرمان‌های اصلی خود به‌مانند لغو مالکیت خصوصی، و همچنین با دادن اختیار به مجلسی لیبرال، پایه‌های لیبرالیستی را پذیرفته و ایده‌های تئوریسین‌های‌شان نظیر مارکس را پس زده‌اند. در ادامه‌ی بحث مجدد به سوسیالیسم و دموکراسی بازخواهیم گشت.

اما آیا فاشیسم و نازیسم ایده‌هایی برخاسته و منبعث از لیبرالیسم و راست‌گرایی‌اند؟!

از نام آن‌ها شروع می‌کنیم؛
اول(Nationalsozialismus)(ناسیونال‌سوسیالیسم)
که ایده‌های حزب نازی (حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان) را شامل می‌شد.
و دوم فاشیسم در ایتالیا؛
که به شکل (Italian Social Republic)(جمهوری سوسیالیستی ایتالیا) وجود داشت. اگر به نام‌ها رجوع کنیم می‌بینیم که هر دو از قسمتی به اسم سوسیالیسم تشکیل شده‌اند و حتی شوروی نیز این قسم را به شکل: اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، دارا بود.
می‌بینیم که تمامی این دولت‌ها و ایده‌ها منبعث از سوسیالیسم بودند. ایده‌ی دولت گسترده و تمامیت‌خواه در همه‌شان به شکل‌هایی که اغلب یکسان هستند، بازتولید شده است. در شوروی لنین بعنوان یکی از متفکران برجسته‌ی این نحله با وجود این‌که برخلاف گفته‌های مارکس در مانیفست کمونیست طبقه پرولتاریا را طبقه‌ای ناهمگن تلقی می‌کرد اما با دیکتاتوری پرولتاریا جامعه‌ای بدون طبقه و بدون مالکیت خصوصی را خواستار بود و اعتقاد بر این داشت که سود مردم در گروی سود دولت است. او تلاش می‌کرد کنترل جمعی را بر وسایل تولید تحمیل و ثروت را مجدد توزیع کند، تا اشرافیت و سرمایه‌داری از میان برود و این‌گونه پایه‌ی دولت گسترده، کارکشیدن بیشتر مردم و شعارهای پوپولیستی را ایجاد کرد. بازنمود این مسئله در اردوگاه‌های کار اجباری شوروی در دوره‌ی استالین که میراث‌دار این تفکر بود، صریح دیده می‌شود.
اما از آن طرف وقتی به نازیسم در آلمان و فاشیسم در ایتالیا نگاه می‌کنیم این ایده‌ی دولت گسترده و تمامیت‌خواه و سوسیالیست تکرار می‌شود. از آن‌جا که اغلب تئوریسن‌های فاشیسم در بعد سیاسی به‌مانند جووانی جنتیله، سوسیالیست و شاگرد مارکس یا حداقل تحت تاثیر او و همچون او بودند، آرا و تفکرات‌شان نیز ذیل گفتمان و تزهای‌ آن نحله پیش می‌رفت. جنتیله که در ایتالیا کمک زیادی به بسط فاشیسم کرده بود در آثار خود می‌گوید: حکومت تنها چیزی است که مردم به آن متعلق هستند.
خب از آن‌جا که جنتیله فیلسوف موردعلاقه‌ی موسولینی بود، موسولینی تحت تاثیر آرا و با کمک او در دکترین فاشیسم خود می‌نویسد:
هر چیزی داخل دولت است و هیچ انسان و ارزشی خارج از آن قرار ندارد.
با این تعابیر ما متوجه می‌شویم؛ آن‌چه که این‌ها در سر می پروراندند این بود که دیگر در جامعه تمایزی میان شخص و جمع و همچنین نفع شخصی و جمعی نباشد و هر آن‌چه که به اسم نفع شخصی می‌شناسیم یا هرچه آن را فرد/انسان می‌نامیم در خدمت دولت باشد. حال این ایده جز از راه گسترش و مداخله دولت، نفی و سلب مالکیت خصوصی و سرکوب بخشی خصوصی ابزار تولید ممکن نبود. در واقع در این ساختارها دولت است که به همگان می‌گوید چگونه تفکر و عمل کنند. زیرا آن‌چه که دولت می‌گوید به نفع مردم است!!(همان چیزی که لنین می‌گفت). می‌بینیم که در همین شرح کوتاه و مختصر به‌لحاظ سیاسی تفاوت چندانی میان فاشیسم و کمونیسم موجود نیست.
https://t.me/flith/13071

@flith
👍2
نصیحت دیگر من به فرزندان عزیزم و جوانان برومندم این است که هر کسی آمد ادعا خدای نکرده زبانش لال,دین از سیاست جداست حتماً با او برخورد انقلابی بکنند و توی دهانش بزنند جوری که دندان‌هایش توی گلویش یا معده‌اش یا جای دیگرش بریزد. این‌ها همه توطئه آمریکاست، محمدرضاست، پدرش است، اسرائیل است.انسان مؤمنی که بخواهد دینش توی سیاستش نباشد سیاستش توی دینش نباشد، خب چی‌‌اش توی چی‌اش باشد؟ اسلامی که تویش سیاست نباشد چطور می‌خواهد محکوم را از کوه پرت کند پایین؟ چطور می‌خواهد با شلاق مشروب‌خوار کثیف متعفن را شلاق بزند کانه‌ حمار؟ این اسلامی که فقط توی مسجد باشد و بیرون همه توی هم باشند و زن و مرد در هم در خیابان‌ها بغلتند و بمالند و حرام‌زده شوند و حیا نکنند به درد لای جرز می‌خورد. می‌گویند اسلام از سیاست دور است؟ غلط کرده‌اند، به گور پدرشان خندیده اند ...

#خمینی
@flith
🤬9🤣4💩3👍2😱2🤯1
⁠
#معرفی_کتاب

بعضی وقتا هنگام خوندن کتابای تاریخی به این فکر می‌کنم که خب، کتاب رو باز می‌کنیم می‌گیم که فلان انقلاب در فلان تاریخ رخ داد و در فلان تاریخ فلان حکومت سر کار اومد و مواردی از این دست. اینکه وسط این پیک‌های تاریخی چه بر سر مردمان گذشت و همین ما آدمهای روزمره چه چیزایی در طول روز می‌بینیم و می‌شنویم و تجربه می‌کنیم رو کسی بعدها توش ریز نمیشه.

برای عامه‌ی مردم، بخش اعظم تاریخ درباره پیک‌هاست. یعنی اون اتفاقات مهمی که منجر به خروجی‌های مهم شده. مثلا فلانی رهبر شد، فلان انقلاب اتفاق افتاد، فلان جنگ رخ داد، و اتفاقاتی از این دست. بعد همیشه با خودم فکر کردم که خب مابین این پیک‌های تاریخی، آدما وجود داشتن و زندگی می‌کردن: چه بسیار آدمایی که در طول روز با ترس زندگی کردن، بی‌پولی کشیدن، فقر رو تجربه کردن، آدمایی که آینده‌ای برای خودشون متصور نبودن، آدمایی مثل ما که هر روز درگیر هزاران خبر ریز و درشت بودن و دنبال جواب این سوال بوده که تهش چی میشه، چه اتفاقی رخ میده، چی به سرمون میاد.

انگار این صداها در پهنه‌ی تاریخ خاموش می‌شن و کسی از اونا یادی نمی‌کنه. طبیعی هم هست، دویست سال دیگه چرا کسی باید بیاد کنجکاو بشه که ما این روزها رو چطور سپری کردیم؟ من علاقه زیادی به تاریخ شوروی داشتم و کتابای زیادی درباره‌ش خوندم. خوندن تاریخ شوروی من رو کنجکاو کرد که برم خیلی جرئی‌تر به زندگی روزمره مردم بپردازم. اینکه هر شب با کفش می‌خوابیدن و منتظر بودن نصف شب بیان بازداشتشون کنن، اینکه حق نداشتن چیزی برای خودشون داشته باشن. آینده؟ آینده چیه، همین الان یه تیکه نون وردار بخور تا نمردی. اینکه هویت مستقل نداشتی و به مرور حتی نمی‌تونستی آرزویی هم داشته باشی. اصلا آرزو چیه؟ یا زندگی روزمره مردمان شرق اروپا که زیر پرچم کمونیسم برای دهه‌ها زندگی با ترس و لرز رو سپری می‌کردن.

به قول یک بنده‌خدایی، زیر این آسمان آبی دیگه هیچ چیز جدیدی رخ نمیده. همه‌چی تکراره. اگر دل و دماغی داشتید، بعضی کتابای تاریخی و داستان ملت‌ها رو بخونید که تجربه‌های مشابهی داشتن. از مردمانش بخونید که چطور در برهه‌های سخت زندگی رو تاب آوردن و پیچ‌های مهم تاریخی رو پشت سر گذاشتن. ما قطعا تنها مردمی نیستیم که این شرایط رو تجربه می‌کنیم، خوندن تاریخ دیگر ملت‌ها باعث میشه بفهمیم تنها نیستیم و نبودیم. این میتونه با برانگیختن حس همدردی، حکم یک مسکن برای ما داشته باشه و هم‌اینکه میتونیم از تجربیات اونا یاد بگیریم.

خوندن تاریخ به ما فهم بهتری میده از اینکه دنیا چطور کار میکنه. خوندن تاریخ به ما یاد میده که عامل تغییرات چی بودن، چه اتفاقاتی باعث تغییر سرنوشت ملت‌ها و کشورها شده. وقتی شما درک بهتری از سرنوشت دیگر ملت‌ها و کشورها دارید، بهتر میتونید در سرنوشت خودتون هم تاثیرگذار باشید. تصمیمات بهتری می‌گیرید و دیدتون به اوضاع منطقی‌تر میشه.

به همین منظور، من چند کتاب رو اینجا معرفی می‌کنم که به زندگی روزمره در دوره‌های سخت پرداختن و نویسنده‌ها زندگی مردم و احساساتی که داشتن، ترس‌ها و آرزوهاشون، امید و ناامیدی‌شون، و جزئی‌ترین دل‌نگرانی‌های روزمره‌شون رو به زیبایی روایت کردن. اینا چند موردیه که من خودم خوندم و ازشون یاد گرفتم و قطعا کتابای بیشتری هم وجود دارن. دید من به تاریخ فقط درباره قله‌ها و فاتحان نیست. من بیشتر دوست دارم تاریخ رو از دید مردمانی ببینم که هیچ‌جایی در کتابهای تاریخی ندارن.

قرن دیوانه من - ایوان کلیما - فروغ پوریاوری

قدرت بی‌قدرتان - واتسلاف هاول - احسان کیانی‌خواه

شوروی ضد شوروی - ولادیمیر واینوویچ - بیژن اشتری

روزگار رفته - سوتلانا الکسیویچ - فروغ پوریاوری

نه فرشته نه قدیس - ایوان کلیما - حمید کامرانی

زیر تیغ ستاره جبار - ⁣هدا مارگولیوس کووالی - علیرضا کیوانی‌نژاد

کتاب #زیر_تیغ_ستاره_جبار به تمام کسانی که دوست دارند با زندگی در یک حکومت کمونیستی آشنا شوند، پیشنهاد می‌کنم

@flith
👍6❤1🙏1
مردی از آلمان شرقی به سیبریا فرستاده شد تا آنجا کار کند.این مرد میدانست که سانسورچی‌ ها نامه‌هایش را می‌خوانند. به همین خاطر با دوستانش قراری گذاشت. گفت که اگر نامه‌ای که از من می‌گیرید با جوهر آبی نوشته شده باشد یعنی آنچه که من در نامه نوشته‌ام درست است. اگر با جوهر قرمز نوشته باشم نادرست. بعد از یک ماه، دوستانش اولین نامه را از طرف وی دریافت کردند. همهٔ متن با جوهر آبی نوشته شده بود. در نامه آمده بود: «این‌جا همه چیز عالی است. مغازه‌ها پر از غذاهای خوشمزه است. سینماها فیلم‌های خوب غربی پخش می‌کند. آپارتمان‌ها بزرگ و مجلل است. اما تنها چیزی که این‌جا نمی‌توان خرید، جوهر قرمز است.» خُب این شیوهٔ زندگی ماست ما از همه آزادیهایی که میخواهیم برخورداریم. اما آنچه نداریم جوهر قرمز است. یعنی زبانی نداریم که با آن بتوانیم عدمِ آزادی‌مان را بیان کنیم. و اگر بیان کنیم در خیابان کشته میشویم.

@flith
👏7👍3
تولد ارنست چگوارا قهرمان کمونیست ها و توده ای های بی وطن زیر سایه تولد #مجیدرضارهنورد قهرمان ملی

چگوارا، قصاب و سلاخ زندان های کوبا مسلمان نبود اما مصداق بارز عمل به آیه کریمه «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه»بود که آرمانش تبدیل شدن به ماشین سرد کشتار بود اما خودش آنقدر بزدل بود که در بزنگاه دستگیری آنقدر شجاعت نداشت که دست به اسلحه ببرد. او گفته بود:«چه بخواهید چه نخواهید هر انقلابی با مقداری استالینیسم توام خواهد بود.» صحت این گفته در انقلاب کوبا به اثبات رسید.این خوش‌ اقبالی مردم کوبا بود که دولتداری به مذاق (چه) خوش نیامد و او اسباب حکومت را برای فیدل کاسترو برجای گذاشت و به دنبال برساختن جامعه‌ای آرمانی، کوبا را ترک کرد. بعد از چندین شکست در کشورهای مختلف و سپس مرگ، منتقدان آمریکا می‌گویند:  او چقدر پر خطا بوده است و بس!.»
ما مجید رهنورد ، مهدی رحیمی و قهرمانان بسیاری داریم که سینه سپر کردند و آرمان خود را فریاد زدند و برای زنده ماندن التماس نکردند قهرمانان ملی نه ماشین کشتار بودند نه پروپاگاندای رسانه ای آنها را بزرگ کردند آنها از دل مردم بیرون آمدند و وفادار به آرمان های ملی ماندند.


16 ژوئن
26خرداد #روز_ملی_شیروخورشید

@flith
👏9👍4
آن کس که خود را عمیق میداند،
تلاش میکند که واضح و شفاف باشد
آن کس که میخواهد به نظر توده مردم عمیق بیاید،
تلاش میکند که مبهم و کدر باشد
توده مردم کف هر جایی را که نتوانند ببینند،
عمیق میپندارند و از غرق شدن واهمه دارند ...!

#حکمت_شادان
#فریدریش_نیچه
@flith
👍8
دوست ، دوست را کامل می‌کند؛
همان‌گونه که یک نیمه ی در، نیمه ی دیگر را؛ اما یک نیمه ی در، در نیمه ی دیگر، حل نمی شود، محو نمیشود، نابود نمیشود.

این شبیه شدن ها، مسأله یی ست که باعث میشود، ما غالبا تنها بمانیم؛ چرا که از مقلد بیزاریم، یا از اینکه تقلید کنیم؛ مگر آنکه دوستی را با دلقکی برابر بدانیم،

ما می‌خواهیم کسی با ما باشد که " ما" نباشد، دستگیرنده ی ما باشد و دستگیرنده اش باشیم، هشدار دهنده ی به ما باشد و هشدار دهنده ی به او باشیم، بیدار کننده ی ما و بیدار کننده اش...

رفیقی که تو را دائما تایید میکند یا تحسین، اسیر است نه رفیق.

#ابوالمشاغل
#نادر_ابراهیمی

@flith
👍3
⁠مرگ تراژیک آندرس اسکوبار


⁣روز ۲۲ ژوئن سال ۱۹۹۴، آندرس اسکوبار، کاپیتان تیم ملی کلمبیا در جام جهانی، که بازیکنی به شدت محبوب و انسان‌دوست بود و طی سالیان شهرت زیادی برای کارهای بشردوستانه انجام داده بود، در بازی با آمریکا اشتباهی یک گل به خودی زد. اون بازی‌ها در آمریکا برگزار می‌شد.

کلمبیا بازی رو ۲ به ۱ به آمریکا باخت و در همون سطح گروهی حذف شد. اسکوبار اهل مدئین بود. همون شهر معروف زادگاه پابلو اسکوبار و خواستگاه یکی از خطرناک‌ترین کارتل‌های مواد مخدر دنیا. تو این شهر هم بسیار محبوب بود.

اما تمامی این محبوبیت تا قبل از زدن این گل دوام داشت. تا قبل از باخت کلمبیا و تا قبل از یک شنبه صبحی. ده روز از اون بازی گذشت و روزی اسکوبار ساعت ۳.۳۰ صبح هنوز با دوستاش در یک باری در حاشیه‌ی شهر بود که متوجه شدن سه مرد و یک زن با توهین و فحاشی بهش نزدیک شدن.

اون چند نفر بخاطر اون گل به خودی سر به سرش گذاشته بودن. اسکوبار خیلی سعی کرد با دلیل و منطق بهشون بگه که پیش میاد و اتفاق بوده. بار رو ترک کرد و رفت داخل ماشینش نشست. اون افراد هم دنبالش رفتن. سعی کرد توضیح بده که زدن اون گل اشتباهی بود که اتفاقی رخ داده و عمدی در کار نبوده.

گفت با من باید با احترام رفتار کنید. من یک ورزشکار ملی هستم. در خلال این کلمات بود که یکی از اون افراد تفنگش رو در آورد و شش بار بهش شلیک کرد. با هر شلیک فریاد می‌زد «گل». گل گل گل گل گل گل. اسکوبار رو به بیمارستان رسوندن ولی زنده نموند.

شب بعد پلیس فردی رو بازداشت کرد که باور داشتن قاتل اسکوبار بوده. آدمی به اسم Humberto Castro Muñoz که بادی‌گارد و راننده شخصی برادران گالون Gallon بود: زوجی قدرتمند، جانی و خطرناک که با کارتل‌های بزرگ مواد مخدر هم‌دست بودن.

اون موقع گفتن که برادران گالون بخاطر شرط‌بندی بزرگی که روی برنده شدن کلمبیا کرده بودن، به کارلوس مائونز دستور کشتن اسکوبار رو دادن. هرچند سیستم قضایی کلمبیا اون موقع زیاد پیگیر این قضیه نشد و شاید هم اونها هم تهدید شده بودن که پیگیر نباشن. گفتن مائونز به تنهایی مرتکب این جنایت شده.

مائونز به ۴۳ سال زندان محکوم شد و پس از ۱۱ سال بخاطر «رفتار خوب» از زندان مرخص شد. در تشییع جنازه اسکوبار حدود ۱۲۰ هزار نفر شرکت کردن و در یک مسیر ۱۵ کیلومتری تا گورستان جنازه رو تشییع کردن. قتل اسکوبار همچون یک شوک بزرگ اون سالها دنیا رو تکون داد.

آندرس اسکوبار هنوز از محبوبیت بالایی در کلمبیا برخورداره و همچون یک قهرمان ملی ازش یاد میشه. طرفداران تیم اتلتیکو ناسیونال در سرودهای تیمی همچنان اسمش رو فریاد می‌زنن.


صحنه گل به خودی آندرس اسکوبار در بازی با آمریکا

https://www.youtube.com/watch?v=qFjke_ahBYY

@flith
👍3🤯3
یک کشته و سی و شش مجروح در عملیات سقوط جاویدان

@flith
❤2🤩1
در این خاک
در این خاک
در این مزرعه پاک
بجز مهر
بجز عشق
دگر تخم نکاریم...

#مولانا

@flith
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عجب!
این برش از مستند #سردار_سپه رو ببینید
سال ۵۷ که چه عرض کنم، امروز همان سال ۱۳۰۰ است ...

واژگانی که شیخ خزعل در تلگراف به مجلس شورای ملی بر علیه سردار سپه بکار میبره خیلی جالبه:
مظالم، اسلام کش، ثروت پرستی، سلطنت طلبی، دیکتاتوری، متجاوز به حقوق ملت، حدود اسلام و آزادی، قیام سعادت (دموکراسی امروزی) و ...

واژه ها آشناست. همان واژه هایی است که سال ۵۷ بر علیه محمدرضاشاه پهلوی استفاده شد. همان واژه ها رو جمهوری اسلامی در طی ۴۴ سال تکرار کرد. همان واژه ها رو امروز #اپوزیسیون_ایران بر علیه #شاهزاده_رضاپهلوی داره بکار میبره؛ همان دسیسه، همان لفاظی، همان مظلوم نمایی و در عین حال غاصب، غارتگر، چاپلوس و شارلاتان.

سیاست ورزی و مدارا و در عین حال قاطعیت رضاشاه رو دیدید!
چقدر وقاحت می‌خواهد که رضاشاه را بی‌سواد نامید؟!
اولویت #منافع_ملی در برابر بیگانه رو دیدید!
چقدر رزالت می‌خواهد که رضاشاه را وابسته به بیگانه دانست؟!

اولویت #امنیت_ملی رو دیدید!
چقدر باید خائن به وطن بود که در چنین شرایطی شیخ مدرس با خزعل ائتلاف کند؟!

چنین وضعیت و شرایطی در امروز آشنا نیست؟!


@flith
👏6👍4
توانایی آرام ماندن از جمله مهارت‌های بسیار مهم زندگی است که بسیار نادیده گرفته شده است. بدترین تصمیمات را هنگامی می‌گیریم که آرامشمان را از دست داده‌اییم یا دچار اضطراب و آشفتگی شده‌اییم.

ترس به‌طورِ کشنده‌ای می‌تواند توانایی ما را برای مقابله با مشکلات واقعی و زیربنایی از بین ببرد. آرام‌تر بودن اصلا به این معنا نیست که فکر کنیم همه چیز به خیر و خوشی تمام خواهد شد، بلکه صرفا بدین معناست که با وضعیت ذهنی بهتری با چالش‌های حقیقی زندگیِ‌مان روبه‌رو خواهیم شد.

آرامش
#آلن_دو_باتن

@flith
👍8👌1