پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.12K photos
2.03K videos
84 files
963 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
#معرفی_کتاب

‏درباره آمارسازی در نظرسنجی‌ها خواندن کتاب کم حجم "چگونه با آمار دروغ بگوییم" توصیه می‌شود. با مطالعه این کتاب متوجه میشویم اغلب نظرسنجی ها ، #بی_گمان بیشتر نظرسازی است و هزارویک ایراد علمی و فنی برآن وارد است.
@flith
👏5
سران آلمان چند ماه بعد از اینکه به روسیه حمله کردند و صد هزار نفر از سربازانشان در برف مردند، می‌دانستند شکست می‌خورند ولی چطور می‌توانستند حتی به خودشان بگویند این صدهزار کشته بی‌فایده و نتیجه اشتباه محاسباتی آنها بوده است، پس جنگ در روسیه را ادامه دادند و با یک میلیون کشته همگی خودکشی کردند.
زنانی هستند که با شوهر معتادی که دستِ بزن دارد و هیچ امیدی به اصلاحش نیست زندگی می کنند، ولی زن بعد از چهل سال باز هم حاضر نیست از او جدا شود، چون اگر طلاق بگیرد با خودش خواهد گفت چرا چهل سال پیش طلاق نگرفتم و تحمل این پشیمانی سخت‌تر از تحمل ادامه زندگی با شوهرش خواهد بود.
وقتی هزار صفحه از یک رمان چرند را خواندید بعید است پانصد صفحه آخرش را نخوانده رها کنید.
اگر وقتی ارزش سهامتان نصف شد آن را نفروختید بعید است که بعد از یک چهارم شدنش آن را بفروشید، چون بعد از تحمل اینهمه ضرر، خیلی درد آور است قبول کنید این سهام هیچ سودی برایتان نخواهد داشت.
کسی که سالهای زیادی از عمر خود را بر اساس باورها و اعتقادات غلط سپری نموده و در این راه متحمل هزینه و مشقت فراوان شده، حتی اگر صدها دلیل روشن مبنی بر نادرست بودن اعتقادش برای او بیان کنید، به سختی قادر است از اعتقاد خود دست بکشد و قبول کند که تمام رنجها و زحماتی که در سالهای طلایی عمرش متحمل شده بی دلیل بوده.
هرچه در کاری بیشتر هزینه دهید در ادامه آن کار راسخ تر می‌شوید و ایمانتان به آن کار محکمتر میشود.

وقتی بخاطر کاری هزینه می‌دهیم حتی
اگر آن کار احمقانه‌ترین کار هم باشد به سختی می‌توانیم قبول کنیم آن کار اشتباه بوده.

بخاطر همین است که هرچه اوضاع افتضاح‌تر میشود اصرار بر ادامه دادن همان راهِ افتضاح، بیشتر می‌شود.
پس شاید حالا، بتوان آنهایی که سالها بر سیاستهای شکست خورده و اعتقادات دروغین خود اصرار می‌کنند را بهتر درک کرد.

برتراند راسل:
چگونه به تاول‌های پاهایم بگویم تمام مسیری که آمده‌ایم اشتباه بوده

@flith
👍8❤4
#اگر_شاهنامه_نبود

اگر شاهنامه نیامده بود، این کشور به صورت همین آب و خاک و همین سرزمین بر جای می‌ماند، ولی متفاوت با آنچه که اکنون هست، به احتمال زیاد یک کشور بریده شده، از اصل خود جدا مانده، بی‌افق و بی‌یاد…
با این عوارض:
ایران، گذشته‌ی پرشکوه خود را فراموش می‌کرد. آنهمه نام‌آورانی که آمدند و رفتند، و جان خود را در راه یک آرمان از دست دادند، زنان زیبائی که در کنار مردانگی مردان، این دنیای پرآب و رنگ را پدید آوردند، همه از یاد می‌‌رفتند. دیگر نه حرفی از رودابه در میان بود، نه از تهمینه و گردآفرید، نه مردی چون رستم که کلّ آرزوهای یک انسان والا را برای رسیدن به «توانائی تام»، در خود جمع کند و سرانجام گردش روزگار آن باشد که با یک نیرنگ از میان برود.
مفاهیم چون داد و دهش، خرد و راستی، والامنشی و دانش، با این برجستگی به گوش ایرانی نمی‌خورد، که قهرمانان نیکوکار شاهنامه آنها را در زندگی خود به نمود آورند.
دو جبهه‌ی نیکی و بدی اینگونه رودرروی هم قرار نمی‌گرفتند که سرانجام هم به پیروزی نیکی و شکست تبهکار خاتمه یابد و آیندگان بگویند «شاهنامه آخرش خوش است». یعنی سرانجام حق غلبه می‌کند.
زبان فارسی چنان بنیاد محکمی به خود نمی‌گرفت که از ترکستان چین تا ساحل مدیترانه و از هند و کشمیر و بنگال، تا قفقاز و آسیای مرکزی، نیمی از آسیا را بپوشاند، و حتّی در اروپا تا بوسنی و هرزگوین پیش رود.
ادبیّات فارسی به این غنا و تنوّع دست نمی‌یافت، که نزدیک به همه‌ی سایه روشن‌های زندگی بشری را در خود جای دهد. بی‌‌مبالغه می‌توان گفت که طیّ این هزار سال، هیچ کتاب ارزنده‌ای در زبان فارسی نوشته نشده است، که تأثیر شاهنامه را در خود نداشته باشد، که نشانه‌های با ارزش آن را در خیّام و بوستان سعدی و حافظ می‌توان دید.
عرفان ایرانی که ریشه‌ی مشترک با شاهنامه دارد، اینگونه بالیده نمی‌‌شد. شاهنامه زبان مردانگی است، و عرفان زبان عشق، و این هر دو در جستجوی نیرو هستند، برای مایه دادن به زندگی.
یک دید جهان شمول نسبت به زندگی، که فارغ باشد از افتراق‌های قومی و زبانی و آئینی، در تفکّر ایرانی راه نمی‌یافت که انسانیّت انسان را به داد و دهش بشناسد و بگوید: تو داد و دهش کن، فریدون توئی… و آنگاه به مولوی برسد که بگوید: همدلی از همزبانی بهتر است … و سپس به سعدی که یادآوری کند: بنی آدم اعضای یک پيكرند… وقتی حافظ گوید: مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن ـ که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست، و بدینگونه قلم بطلان می‌کشد بر همه‌ی امر و نهی‌ها، در واقع جهان بینی شاهنامه را انعکاس می‌دهد: بی‌آزاری و راستی پیش کن… که بارها در شاهنامه تکرار شده است.
نصایح سعدی و آنچه در بوستان و گلستان آمده، بازگفتنی است از اندرزهای بزرگمهر حکیم و دیگران.

در واقع، با پدید آمدن شاهنامه پشت ایران محکم شد و این اطمینان حاصل گشت که شخصیّت ملّی ایران تسخیر ناپذیر خواهد ماند چنان‌که ترک آمد، مغول آمد ولی ایران، ایران ماند.

@flith
❤8👏1
مستند هویدا که منوتو نشون داد این قسمت جایی بود که هویدا زندانی شده و یکی از سربازهای انقلاب که جوون هم بوده برای دارو دادن بهش سر می‌زنه.
سرباز میگه که من فلانی بودم.
هویدا بهش میگه تو خونه داشتی؟
میگه بله.
می‌پرسه ماشین هم داشتی؟
میگه بله.
می‌پرسه تجهیزات خونه هم کامل بود؟
میگه بله.
می‌پرسه خب پس دیگه مشکلت چی بود؟
میگه همه چی که مادیات نیست!
و هویدا بهش می‌خنده.

@flith
😢20👍3
اگر عقاید خود را با تفکر و مطالعه به دست بیاورید ؛ کسی نمیتواند به آنها توهین کند.
اگر کسی چیزی بر خلافشان بگوید عصبانی نمیشوید؛
یا میخندید یا به فکر فرو میروید ...

#برتراند_راسل

@flith
👍10😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏وقتی در مورد مخاطرات قوم و قبیله‌گرایی می‌نویسم حس آن دختری را که در حال گریه فریاد می‌زد بختیار، بختیار، سنگرت رو نگه دار درک می‌کنم. حسی که می‌دانی چه خطر مهیبی بیخ گوش است اما...

چه بسیار انسان‌هایی که تبدیل به اعداد خواهند شد، شهرهای جنگ‌زده، ساختمان‌های ‏نیمه‌مخروبه‌ای که پر از رد توپ‌ها و گلوله‌های اصابت کرده‌اند، پاکسازی‌های قومی از سوی احزاب قومیِ مسلح در مناطق چندقومی، شبه‌نظامیان چپاولگرِ کلاشینکف به دست، زنانی که کنار پیکر عزیزان‌شان شیون می‌زنند، و...
@flith
😢11
چرچیل سیاستمدار بزرگ انگلیسی در کتاب خاطرات خود می‌نویسد:

زمانی که پسر بچه ای یازده ساله بودم روزی سه نفر از بچه‌های قلدر مدرسه جلو من را گرفتند و کتک مفصلی به من زدند و پول من را هم به زور از من گرفتند. وقتی به خانه رفتم با چشمانی گریان قضیه را برای پدرم شرح دادم. پدرم نگاهی تحقیر آمیز به من کرد و گفت: من از تو بیشتر از اینها انتظار داشتم؛ واقعاً که مایه ی شرم است که از سه پسر بچه ی پاپتی و نادان کتک بخوری. فکر می‌کردم پسر من باید زرنگ تر از این‌ها باشد ولی ظاهراً اشتباه می‌کردم. بعد هم سری تکان داد و گفت این مشکل خودته باید خودت حلش کنی!
@flith

چرچیل می‌نویسد وقتی پدرم حمایتش را از من دریغ کرد تصمیم گرفتم خودم راهی پیدا کنم. اول گفتم یکی یکی می‌توانم از پسشان بر بیایم. آنها را تنها گیر می‌آورم و حسابشان را می‌رسم اما بعد گفتم نه آن‌ها دوباره با هم متحد می‌شوند و باز من را کتک می زنند. ناگهان فکری به خاطرم رسید! سه بسته شکلات خریدم و با خودم به مدرسه بردم. وقتی مدرسه تعطیل شد به آرامی پشت سر آن‌ها حرکت کردم، آنها متوجه من نبودند. سر یک کوچه ی خلوت صدا زدم: هی بچه ها صبر کنید! بعد رفتم کنار آنها ایستادم و شکلاتها را از جیبم بیرون آوردم و به هر کدام یک بسته دادم. آن‌ها اول با تردید به من نگاه کردند و بعد شکلات‌ها را از من گرفتند و تشکر کردند. من گفتم چطور است با هم دوست باشیم؟ بعد قدم زنان با هم به طرف خانه رفتیم. معلوم بود که کار من آن‌ها را خجالت زده کرده بود.

پس از آن ما هر روز با هم به مدرسه می‌رفتیم و با هم برمی گشتیم. به واسطه ی دوستی من و آنها تا پایان سال همه از من حساب می‌بردند و از ترس دوستهای قلدرم هیچ‌کس جرات نمی‌کرد با من بحث کند.

روزی قضیه را به پدرم گفتم. پدرم لبخندی زد و دست من را به گرمی فشرد و گفت: آفرین! نظرم نسبت به تو عوض شد. اگر آن روز من به تو کمک کرده بودم تو چه داشتی؟ یک پدر پیر غمگین و سه تا دشمن جوان  و عصبانی و انتقام جو. اما امروز تو چه داری؟! یک پدر پیر خوشحال و سه تا دوست جوان و قدرتمند.
دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیکتر!

@flith
👍9
‏در شاهنامه، چندین بار بازی تاج و تخت را می‌بینیم، Game of thrones.

یکی در دوره کیکاوس است. دوره‌ای که سیاوش به دست افراسیاب کشته شده و ایرانی‌ها نتوانستند انتقام بگیرند.

شبی گودرز در خواب سروش را می‌بیند که می‌گوید از پشت سیاوش فرزندی زاده شده و او در توران است.
‏و سروش از گودرز می‌خواهد که فرزند خود گیو (giv)
را به توران بفرستد تا فرزند سیاوش را که نامش کیخسرو است، بیابد و به ایران بیاورد.

سروش می‌گوید این فقط کیخسرو است که می‌تواند انتقام سیاوش را بگیرد.

گودرز با گیو صحبت می‌کند و گیو راهی توران می‌شود.
‏پس از هفت سال، گیو موفق می‌شود کیخسرو را در کنار چشمه‌ای در توران بیابد.

کیخسرو و مادرش فرنگیس به همراه گیو راهی ایران می‌شوند.

نکته: فرنگیس دختر افراسیاب است که با سیاوش ازدواج می‌کند. یعنی کیخسرو از سمت مادر تورانی است و نوه دختری افراسیاب.

‏کیخسرو پادشاه آرمانی ایرانیان است. یعنی نهایت خرد، شکیبایی، انسان‌دوستی، و عشق به میهن در او جمع شده است.
این چپول‌ها که می‌گویند شما فاشیست هستید، به عمد اسطوره‌های ما را نادیده می‌گیرند. رفتار ملتها ریشه در اسطوره‌های آنها دارد. در اسطوره‌های ایرانی نژادپرستی جایگاهی ندارد.
‏ایرانی به پدربزرگ مادری کیخسرو که افراسیاب است، کاری ندارد، و نمی‌گوید چون مادر او فرنگیس است و دختر افراسیاب، پس شایستگی تاج کیان را ندارد. حتی فرنگیس را ایرانی می‌داند، چون سمت سیاوش ایستاده است، سمت راستی.
سمت درست تاریخ مفهومی کمونیستی است. ایرانی سمت راستی می‌ایستد.

‏ادامه داستان👇

کیخسرو و فرنگیس با همراهی گیو به ایران می‌آیند. آنها ابتدا به اصفهان می‌روند که گودرز از فرزند پهلوان خود، گیو، سپاسگزاری می‌کند و:
ببوسید سر و روی گیو گفت
که بیرون کشیدی سپهر از نهفت

نکته: «بیرون کشیدن سپهر از نهفت» کار هر کسی نیست.
‏ادامه داستان 👇

سپس کیخسرو در شهر استخر به دیدار پدربزرگ خود یعنی کیکاوس می‌رود. حالا، خاندان گودرز پشتیبان پادشاهی کیخسرو هستند. اما توس که از خاندان نوذر است، می‌گوید پادشاهی شایسته‌ی فریبرز فرزند کیکاوس است. یعنی عموی کیخسرو. کار توس نوعی سنگ اندازی است.

‏قرار بر این می‌شود هر کس بتواند دژ بهمن در اردبیل را بگشاید او پادشاه شود. آزمایشی برای سنجیدن شایستگی.

این دژ در اختیار اهریمنان بود، که فریبرز نمی‌تواند و کیخسرو می‌تواند. به اینگونه فره کیانی به کیخسرو می‌پیوندد.

فردوسی در این داستان، جایگاه نژاد را مشخص می‌کند.
‏هنر کی بود تا نباشد گهر
نژاده بسی دیده‌ای بی‌هنر

👈دقت کنید! هنرمند کسی است که گهر یا ذات و سرشت نیک داشته باشد. و مصرع دوم می‌گوید حتماً کسانی را دیدی که نژاد به بزرگان می‌رسانند اما بی‌هنر هستند. پس ملاک ایرانی نژاد نیست. ملاک سرشت و گوهر و ذات هر آدمی است.
‏سرشت نیک یا گوهر داده و موهبت یزدان است. کسی که گوهر نیک دارد، بدی نمی‌کند و نمی‌شنود👇
گهر آنک از فر یزدان بود
نیازد به بد دست و بد نشنود
@flith

اینجا هم می‌گوید نژاد هم تاثیر دارد در سرشت انسان، اگر از پدر درستکار باشد👇
نژاد آنک باشد ز تخم پدر
سزد کاید از تخم پاکیزه بر

‏حالا، اگر گوهر نیک و نژاد از خوبان داشتی تازه باید هنر بیاموزی👇
هنر گر بیاموزی از هر کسی
بکوشی و پیچی ز رنجش بسی

باز تاکید می‌کند بر ارجحیت گوهر آدمی👇
ازین هر سه گوهر بود مایه‌دار
که زیبا بود خلعت کردگار
هر سه یعنی: گوهر، نژاد و هنر

‏حتماً دیدید این نویسندگان چپول هنرمند که مثلاً پدر هنرمندی هم دارند، رفتار زشتی از خود بروز می‌دهند. اینها گوهر کژی دارند. به اصطلاح عامیانه ذات ندارند.

ما با اسطوره‌های خود زندگی می‌کنیم، اسطوره‌ها زنده هستند جریان دارند و کسی هم نمی‌تواند جلوی آنها را بگیرد.

‏فردوسی در ادامه می‌گوید:
چو هر سه بیابی، خرد بایدت
شناسندهٔ نیک و بد بایدت
👈یعنی، گوهر نیک، نژاد درستکار و هنر که داشتی، تازه باید خرد یاد بگیری.

‏چو این چار با یک تن آید بهم
براساید از آز وز رنج و غم
👈انسان کامل فردوسی یعنی کیخسرو دارای این چهار چیز است:
گوهر نیک، نژاد درستکار (فرزند سیاوش و فرنگیس)، هنرهای فراوان دارد و خردمند است.

نکته: این ساختار را بارها فردوسی توضیح می‌دهد. پس ما نژادپرست نیستیم.

‏همین ساختار در ذهن ایرانی است که شایسته محور است. کاپیتان تیم ملی فوتبال یک زمانی علی دایی است، اردبیلی و ترک زبان، یک زمانی آندرانیک تیموریان است تهرانی و ارمنی، سیروس قایقران اهل انزلی است و گیلکی.

مثال‌های زیادی در تاریخ و فرهنگ ایرانی‌ها هست.

@flith
👍10👏2
‏شخصیت‌های «سه‌گانه تاریک» (خودشیفته narcissist، بیمار روانی psychopath، ماکیاولیستیmachiavellian)از آفت‌های #جنبش‌های_اجتماعی هستند. آن‌ها بهترین گزینه برای نفوذ در رهبری و به هم ریختن هستند.

شخصیت‌های #سه‌گانه_تاریک رفتارهایی پیچیده دارند، مانند دروغگویی بیمارگونه یا چگونگی شناسایی و شکار گروه‌های آسیب‌پذیر برای بهره‌کشی از آن‌ها که این دو اختلال را در بسیاری از کنش‌گران چپ به آشکاری می‌توان دید.

‏برای آشنایی با پدیده همدردی و چگونگی آن در رفتار شخصیت سایکوپاتیک( اشخاص روانپریش) در به دام انداختن و بهره‌برداری از قربانیان به این آدرس مراجعه کنید


https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fpsyg.2020.00695/full
(گروه روانشناسی، آموزش و پرورش و مطالعات کودک، دانشگاه اراسموس روتردام هلند)

@flith
👍1
‏کدام میراث مشروطه را رضاشاه نابود کرد؟؟

اگر رضاشاه نبود ایرانی نمانده بود که مشروطه‌ای بماند

درسال۱۲۹۸وثوق‌الدوله نخست وزیر وقت با دریافت ‌۱۴۱۰۰۰ پوند رشوه قرارداد۱۹۱۹که‌طی آن اداره کلیه امور لشکری و کشوری به مستشاران انگلیسی واگذار می‌شد را پنهانی امضاء کرده بود

#‏ابولقاسم_کحالزاده منشی سفارت آلمان در کتاب خاطراتش دررابطه با وضع بد اقتصادی ایران پیش از ۳اسفند۱۲۹۹مینویسد
منابع اقتصادی برای کشورنمانده

گمرکات،پیش گرو قرض‌ها
منابع طبیعی،در اختیار بیگانگان
مالیات،در دست حکام نالایق محلی
اوقاف،توسط دلالان مذهب
همگی حیف ومیل میشوند

‌‏یحیی دولت‌آبادی در سال۱۹۱۴ م و پس از نه سال از آغاز مشروطه به ایران بازگشته و اوضاع کشور را چنین مینویسد

هرچه بیشتر مردم را دیده بیشتر حس میکنم که روح حیات از پیکر این قوم‌بیرون رفته، احساسات ملی محو شده، مرغ مرگ بر سر همگی نشسته..

‏

کاکس کمیسر عالی بریتانیا در عراق درگزارش خود به تاریخ۱۰بهمن۱۲۹۹ به وزیر خارجه پیشنهاد میکند برای حفظ منافع بریتانیا شمال ایران را به بلشویکها بدهند و برای حفظ منافع نفتی خوداز خانقین به کرمانشاه،خرم‌آباد،اصفهان،یزد و کرمان مرز بکشند...

‏کدام میراث مشروطه؟
پیکر نیمه جان ایران را به ‎#رضا_شاه تحویل دادند...

دولت انگلیس در یادداشتی در تاریخ ۲۶مهر۱۲۹۸ به دولت ایران اولتیماتوم داد
اگر ظرف ۳ ماه امنیت راههای تجاری جنوب را برای ما تضمین نکنید۱۲۰۰ نیرو وارد خواهیم کرد و هزینه آن از گمرکات جنوب پرداخت خواهدشد ..

‏بدون ‎#رضا_شاه ایرانی نداشتیم که مشروطه‌اش میراث داشته باشد

احتشام‌السلطنه از شاهزادگان قاجار و دومین رئیس مجلس،ضمن اشاره به تحمیلی بودن قرارداد۱۹۱۹ مینویسد
اگر کشتی شکسته ایران بدست ناخدایی همچون کمال پاشا(آتاترک) نیفتد بزودی بایدشاهد محو استقلال وموجودیت کشور باشیم


#رضاشاه جسد مشروطه را تحویل گرفت و ایران نوین را بنا کرد

‏تا ابد بزرگ خواهیم داشت او را که بزرگ داشت ایران را
‎#منجی_مشروطه

@flith
👏15👍5
‏ندهد هوشمند روشن رای
به ‎#فرومایه کارهای خطیر

بوریا باف اگر چه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر

#سعدی
@flith
👏10👍4
#تیکه_کتاب

یک آدمِ بی سر و پایِ مفلوک را بگذارید پشت یک میز، یا یک باجه که بلیط راه اهن یا چیز بی مقداری مثل آن را بفروشد.

همین آدم مفلوک فورا خود را محق می داند که خدایی کند و به شمایی که می روید بلیط بخرید از تارک تخت جبروت خود به چشم تحقیر نگاه کند.


#شیاطین
#داستایفسکی

@flith
👍12
خمینی که آمد نه اقتصاد می دانست؛ نه تاریخ می دانست؛ نه دانش نظامی داشت؛نه با علم سیاست آشنا بود و نه مهر #ایران در دلش بود.
آیا باید باز هم آن مدل را دنبال کرد؟
آیا شایسته ی "تمدن" چند هزار ساله ی ما هست که این لمپن ها طلایه دار "سیاستش" باشند؟
باید رهبری در شان نام برزگ"ایران"برگزینیم.
اگر میخواهید همانند نسل ۵۷ دنبال به اصلاح "رهبرانی"بروید که غرب با کمک رسانه‌های ضد ایران برای شما می‌سازد بدانید در نهایت چیزی بهتر از جمهوری اسلامی (که تنها پسوند اسلامی از انتهای آن حذف خواهد شد) نصیب شما نخواهد شد
حال انتخاب با شما ملت شریف"ایران"

https://t.me/flith/12831

@flith
👍17
.
.
📜🕯🖋 ‏می‌دانید ایران ما کجاست؟

✅ وحید بهمن/ ایران ما جایست که در آن یک ایرانی آذری بمانند زنده‌یاد دکتر شهریار عدل، سال ۵۸ با وجود مخالفت و عدم حمایت و پشتیبانی انقلابیون پنجاه و هفتی، با هزینه شخصی خویش، تخت‌جمشید و چغازنبیل خوزستان و نقش جهان اصفهان را در یونسکو ثبت جهانی می‌کند

🔸 چرا که برای وطن‌خواهان و ملی‌گرایان فرقی بین آذربایجان، خوزستان، فارس و اصفهان و سیستان و بلوچستان و کردستان و خراسان و ... وجود ندارد و به قول شاه سخن، فروسی بزرگ

ندانی که ایران نشست من‌ست
جهان سر به سر زیر دست من‌ست

که پور فریدون نیای من‌ست
همه شهر ایران سرای من‌ست

🔸 تفکر و اندیشه ملی، قائل بر ارجحیت منافع عالیه وطن است و سعادت و پیشرفت و آرامش اجزای وطن را در گرو سعادت و پیشرفت و توسعه و آرامش کل واحد یکپارچه میهن می‌داند.

🔸 تا زمانی که یکپارچه نباشیم و ذیل چتر یگانه‌ی هزاران ساله‌ی ایران‌مان، برای هم از جان گذشتگی و جانبازی نکنیم، هیچ کدام‌مان به آرامش و سعادت نخواهیم رسید
.




🆔 @vahidbahman1
👍11🔥1
‏اگه شما نیاز به جراحی داشته باشید پیش چه کسی میرید؟ درسته جراح!

اگه بخواهید خونه بسازید مهندس، اگه دزد بهتون بزنه پلیس! سیاست هم جدا ازین مقوله نیست بلکه هزاربار مهم تر هم هست.

برای سیاست کلان یه کشور حساس، هنرپیشه و ورزشکار و دندون ساز و خبرنگار، نمیتونند کارشناسی کنند!

@flith
https://t.me/flith/12950
👏10
پیروز نمرد تلف شد اینجا عمر با مردن به پایان نمیرسد با تلف شدن هدر میرود چه در انسان چه در حیوان..

پیروز تلف شد تا به جای یوزها پفیوزها همچنان بساط سفره شان پهن باشد و ما باز هم مرور میکنیم تراژدی زیستن را در این سرزمین
پیروز رفت اما یاد چشمان مظلومش همچون خاطره ای زخمی در حافظه تاریخی ما می ماند پیروز و اتفاق انقراضش تلخ بود خیلی تلخ همچون سرگذشت تاریخی ما


@flith
👍5😢2
مسموم کنندگان دختران مدارس همان نوادگان شیخ فضل الله نوری هستند ، که مخالف سر سخت احداث مدارس دخترانه بود

او در یک جلسه خصوصی به ناظم الاسلام کرمانی روزنامه نگار عصر مشروطه ایران و مخالف سرسخت اندیشه های شیخ فضل الله نوری میگوید:
"تو را به حقیقت اسلام قسم میدهم آیا این مدارس خلاف شرع نیستند؟ آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس خارجه و شیمی و فیزیک عقاید شاگرد را سخیف و ضعیف نمیکند؟ مدارس را افتتاح کردید. آنچه توانستید در جراید برای ترویج این مدارس نوشتید.  حالا شروع به مشروطه و جمهوری کردید؟"

در جایی دیگر میگوید: " نمیدانید در دولت مشروطه اگر من روزنه و سوراخ این اتاق را متعدد کنم باید مالیات بدهم و کذا کذا."

در قرون وسطی، هم کلیسا از رشد فرهنگ و ارتقاء آگاهی در جامعه جلوگیری می کرد!
به عقیده کلیسا، چون افرادِ بی سواد اعتقاد کور کورانه‌ای به خداوند دارند پس بهتر است که نتوانند کتاب هایی را مطالعه کنند که ممکن است ایمانشان را متزلزل کند. مدارس بنا به تقاضای پاپ ها و کشیش ها تعطیل شد


@flith
👍2
📜🕯🖋 ‏مسمومیت‌های عمدی اخیر در مدارس کشور، بویژه مدارس و هنرستان‌های دخترانه ناخوداگاه مرا یاد زنده‌یاد حسن تبریزی رشدیه، پدر آموزش نوین ایران می‌اندازد

✅ وحید بهمن/ زنده‌یاد رشدیه، در ۱۲۶۶ خورشیدی یکی از اولین مدرسه‌‌های ایران به سبک نوین را در تبریز ساخت.

🔸 ۱۰ بار دیگر در تبریز، تهران، مشهد و قم مدارس نوین ساخت و هر بار با حمله‌ی وحشیانه و تخریب آخوندهای محلی و مکتب‌داران مرتجع روبرو شد.

🔸 بارها به مدارسش حمله کردند، تهدید کردند، فحاشی کردند، کتکش زدند، دستش را شکستند، به پایش گلوله زدند، در مدرسه‌اش دینامیت انداختند، اما هرگز نا‌امید نشد و تا آخرین لحظه برای آگاهی و دانش آموختن فرزندان ایران زحمت کشید.

🔸 یاد و نام این بزرگمرد ایران‌زمین گرامی باد.


🆔 @vahidbahman1
👌5👍1
‏«مغرور و هول‌انگیز و آزاد‌منش هستند. با ناز گام برمی‌دارند و می‌خرامند گویی که شجاعتی در دورنشان نیست، در حالیکه به راستی دلیرترین قوم روی زمین هستند.»

این توصیف #آمیانوس_مارسلینوس سردار و مورخ رومی از نیاکان ماست، در دوره پادشاهی شاپور دوم ساسانی از نامدارترین شهریاران ایران.

‏مارسلینوس با لشکریان روم دو بار با ارتش ایران رو در رو می‌شود و ایرانی‌ها را از نزدیک می‌بیند. او ادامه می‌دهد:
«تقریباً همه ایرانیان قامتی بلند و رشید، رنگی گندمگون، نگاهی تند، ابروانی خمیده و به هم پیوسته، ریشی زیبا و مویی بلند و درهم دارند.
‏آنها بی‌اندازه بدگمانند، چنانکه در سرزمین دشمن از باغها و تاکستانها میگذرند و از بیم زهر یا جادو به هیچ میوه‌‌ای دست نمیزنند.

کوشش میکنند که برخلاف ادب کاری نکنند. بازوبند و طوق زرین به مروارید و جواهر میبندند و همواره شمشیری بر کمر دارند.

‏چه در نیکبختی و چه در شوربختی، بیم خود را در دل دشمن جای میدهند.»

آنچه مارسلینوس از ظاهر سربازان ایرانی می‌نویسد، در سنگ‌نگاره‌های تنگ چوگان کازرون و نقش رستم، یا مجسمه شاپور دوم و اول می‌بینیم. او درست میگوید.

‏مارسلینوس در یک دوره مذاکرات صلح هم با ایرانی‌ها شرکت می‌کند و از نزدیک با منش سرداران ایرانی آشنا می‌شود.

اشاره او به بدگمانی ایرانی‌ها، همان محتاط و آینده‌نگر و خردمند بودن نیاکان ماست. یعنی همین که فردوسی می‌گوید:
که بسیاردان است و چیره زبان
هشیوار و بینادل و بدگمان

‏انسان خردمند به هر رخدادی بدگمان است. همه جوانب را تا نسنجد، باور نمی‌کند. بدگمانی در برابر ساده‌لوحی قرار دارد.

اما اینکه نیاکان ما به میوه‌های باغهای مردم در سرزمین دشمن دست نمی‌زدند، نه از ترس جادو و زهر بوده، بلکه فرهنگ، باور و نظم ایرانی بر غارت نکردن اموال دیگران بوده.
‏مورخان دیگر هم نوشتند که نیاکان ما هیچگاه غارتگر نبودند. در شاهنامه، بارها می‌بینیم شهریاران ایران به حقوق غیرنظامیان احترام می‌گذارند.

کیخسرو می‌گوید:
نگر تا نیازی به بیداد دست
نگردانی ایوان آباد پست

کسی کو بجنگت نبندد میان
چنان ساز کش از تو ناید زیان


‏مارسلینوس رفتار بزرگمنشانه ایرانی‌ها را می‌دید اما به احتمال زیاد در مجالس گفتگوی نیاکان ما نبوده تا بداند آن منش ریشه در کجا دارد. فردوسی بارها از گفتگوی نیاکانمان می‌گوید که از چه سخن می‌گفتند و نگاه آنها به جهان چگونه بوده است که هزار سال ابرقدرت جهان روزگار خویش بودند.

‏این چند بیت از مجلس گفتگوی خسرو انوشیروان با بزرگان ایرانی‌ست:

چنین داد پاسخ که دانا به فر
بگیرد جهان سر به سر زیر پر

مباش ایچ گستاخ با این جهان
که او راز خویش از تو دارد نهان

خرد را کنی با دل آموزگار
بکوشی که نفریبدت روزگار

‏چو با مرد بدخواه باشد نشست
چنان کن که نگشاید او بر تو دست

چو جوید کسی راه بایستگی
هنر باید و شرم و شایستگی

نباید زبان از هنر چیره‌تر
دروغ از هنر نشمرد دادگر

تک‌تک این ابیات معنایی شگرف در خود دارند و ما بزرگ‌منشی نیاکان خود را از طنین این ابیات درک می‌کنیم.

@flith
👍8❤2👏1
🔴 در مذمت اهمت‌دادن به تجزیه‌طلبان و قومیت‌چی‌ها:

▪️دغدغه اتحاد و یکپارچگی ایران، شرافتمندانه‌ترین دغدغه برای هر ایرانی می‌تواند باشد. این دغدغه، پیش از آنکه، ناشی از احساسات میهن‌دوستانه، و یا از موضع ایدئولوژی ناسیونالیسم (که برای ایران موضوعیت ندارد) باشد، یک دغدغه واقع‌گرایانه، انسان‌دوستانه و صلح‌طلبانه است. دلیل آن کاملاً روشن است، در داخل ایران، هیچ مرزی وجود ندارد. مرز بین کردها و آذری‌ها کجاست؟ مرز بین کردها و لرها؟ مرز بین اقوام فارسی‌زبان با سایر اقوام؟ و قس علیهذا. ما یک «ملت» هستیم، و دقیقاً به همین دلیل، در داخل میهن‌، هیچ مرزی بین خودمان نکشیدیم. هرگونه تلاش برای جدایی‌طلبی و تعیین مرز در داخل ایران، لاجرم با جنگ و خون‌ریزی بی‌پایان همراه خواهد بود.

▪️در طول تاریخ ایران، از دوران باستان تاکنون، گروه‌های تجزیه‌طلب شکل گرفته و از بین رفته‌اند. اما هیچکدام از این گروه‌ها حتی موفق به جدا کردنِ یک وجب از خاک ایران هم نشده‌اند. تمام تکه‌های جداشده از خاکِ ایران، با حمله نظامی و یا فشار قدرت‌های بزرگ منفک شده‌اند. در قرن معاصر، و در سه برهه مهم تاریخی، یعنی جنگ‌های اول و دوم جهانی، و انقلاب اسلامی، که دولت مرکزی ایران، دچار ضعف و انحطاط شد، تحرکاتی از طرف گروه‌های تجزیه‌طلب صورت گرفت، اما هیچکدام از آن تحرکات منجر به جدایی یک ذره از خاک ایران هم نشد.
چند سالی است که بسیاری از ایران‌دوستان حساسیت بیش از حدی را در مورد جریان‌های تجزیه‌طلب از خود نشان می‌دهند، بخاطر ترس از آنها، از تلاش برای تغییر در ایران می‌ترسند و بعضاً با این بهانه، به جمهوری اسلامی پناه برده و استمرار این نظام فاسد و تباه را تبلیغ و توجیه می‌کنند! این دقیقاً همان چیزی‌ست که جمهوری اسلامی می‌خواهد.
به احتمال زیاد، بخش بزرگی از مضحکه قومیت‌گرایی، تجزیه‌طلبی، هویت‌طلبی (کذا!) در ایران، یک پروژه امنیتی از سوی جمهوری اسلامی باشد. حداقل در مسأله گفتمان‌سازی برای هواداران تراکتورسازی تبریز، ردپای نهادهای نظامی و امنیتی به راحتی قابل مشاهده است. این پروژه، جامعه مدنی تبریز را به چنان تباهی کشانده است که، شهری که یک‌ونیم قرن پیش، خاستگاه فرهیختگان بزرگی چون مستشارالدوله‌ها و تقی‌زاده‌ها و کسروی‌ها و ... بود، شهری که دو قرن پیش، اولین جنبش تجددخواهی ایرانی در آن پا گرفت، الان فقط صدای زوزه گرگ از آن شنیده می‌شود!

▪️جریان‌های تجزیه‌طلب در اوج قدرت خود در صد سال پیش که مسلح و پرقدرت هم بودند و دولت مرکزی، در ضعیف‌ترین حالت ممکن بود، کاری نتوانستند از پیش ببرند، الان که به طریق اولی، هیچ کاری از دست‌شان برنمی‌آید. کل گروه‌های قومیت‌گرا و تجزیه‌طلب را باهم جمع کنید، یک آدم دارای حداقلی از دانش و ذهن منسجم پیدا نمی‌کنید. لذا با جدی‌گرفتن این فاشیست‌های نژادپرست، توهمِ مهم‌بودن و قدرتمندبودن را در ذهن‌شان تقویت نکنیم.

▪️در کشورهای عراق و سوریه و افغانستان هم که بارها جنگ داخلی اتفاق افتاد و چندین مرتبه، دولت‌های مرکزی فروپاشیدند، تجزیه رخ نداد. «ایران» ما که ده‌ها برابر این قبیل کشورها، انسجام درونی دارد. در عراق که دو بار در دهه آخر قرن بیستم و دهه اول قرن بیست‌ویکم دولت مرکزی، ضعیف و نابود شد، بازهم آن کشور تجزیه نشد. کردهای عراق که با نیم‌قرن مبارزه مسلحانه، بیش از نیم‌میلیون تلفات، خودمختاری کسب کرده بودند، نتوانستند از عراق جدا شوند و کشور جدید تشکیل دهند. حتی اگر همین امروز هم دولت مرکزی در بغداد نابود شود، بازهم قادر به تأسیس کشور جدید نیستند. اگر اختلافات عشیره‌ای‌شان اجازه دهد نهایتش می‌توانند در دو استان شمالی عراق یک کشور کوچک و محصور در خشکی تشکیل دهند، حتی توان ضمیمه‌کردن کرکوک را هم نخواهند داشت. اگر دولت مرکزی در بغداد نباشد، کردها، ترکمن‌ها، اعراب شیعه و سنی، برای به چنگ آوردن این منطقه نفت‌خیز به جان هم می‌افتند و آنقدر همدیگر را می‌کشند تا نسل‌شان منقرض شود و  میلیون‌ها جسد باقی‌مانده از این جنگ، تبدیل به یک میدان نفتی در ده‌ها میلیون سال آینده می‌شود!

#چاره_چیست؟ پاسخ خیلی روشن و ساده است، دست‌برداشتن از شهوت استقلال‌طلبی و #ایده_متعفن ، نژادپرستانه و فاشیستیِ «تشکیل کشور براساس قومیت» است.
قومیت یک پدیده فرهنگی است، نه تأسس حقوقی! همه عرب‌های جهان، ترک‌های جهان، کُردهای جهان، آنگلوساکسون‌های جهان و ...، دارای مشترکاتِ فرهنگیِ و تباری هستند و طبعاً باید حق ارتباط آزاد باهم را داشته باشند، اما لزوماً سرنوشتِ سیاسی و حقوقی یکسان ندارند. مثلاً شهروندِان عرب ایرانی با بقیه شهروندان ایرانی سرنوشت حقوقی یکسانی دارند، نه با همه اعراب جهان! سرنوشت حقوقی شهروندان چینی آمریکا، با بقیه شهروندان آمریکا یکی است، نه با همه چینی‌ها درجهان. سرنوشت حقوقی شهروندان کُردِ سوئد با بقیه شهروندان سوئد یکی است، نه با همه کُردهای جهان!

#محمد_محبی
@flith
👍8🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پروژه حمله شیمیایی و بیولوژیکی به مدارس یک پروژه استالینی ست علاوه بر اینکه هولناک است نیازمند توان لجستیکی بالا و از یک اتاق فکر روانشناسی اهریمنی با مشاوره روسیه است.

پروژه ای با نام پختن قورباغه که برای نخستین بار در اوکراین اجرایی شد برای جلوگیری از جنبش میهن پرستی مردم. مکانیسم این پروژه اینگونه عمل میکند که با بحران های دست‌ساز اورژانسی و سازماندهی شده پتانسیل خیزش سراسری انقلابی فروکش و به تدریج سقوط و ازاولویت جامعه خارج بشود. این حرکت اهریمنی پیغامی به جامعه میدهد که یک دست های نامرئی وجود دارد که بجان مردم افتاده ما باید بمانیم تا شما را در مقابل این دست های ناپیدا محافظت کنیم. ین اقدام اهریمنانه حکم گذاشتن سرب داغ بر روی زخم است. مدارس دخترانه بعنوان یک اکسیون فعال در نافرمانی از حجاب اجباری کوشا بودند خامنه ای با چنین طرحی قصد فلج کردن و انتقام  این جنبش دخترانه را دارد. اسید پاشی ، تجاوزات به زندانی ها از همین پروژه گرفته شده است تا خواسته های انقلابی را تقلیل دهند و اولویت ها تغییر کنند پروژه استالینی در عصر تبلیغات بود پروژه خامنه ای در عصر ارتباطات است.

@flith
🤬7👍3