چکیده ای از مصاحبه شوالیه ادبیات، #لیلی_گلستان ، با سعید برآبادی
فروغ فرخزاد و داستان زندگی شما؟
دختر جوان بدبختی بود که محتاج همه چیز بود. محتاج پول، محتاج زندگی بهتر، محتاج کسی که بیاید و راه و چاه زندگی را نشانش بدهد و یکی را گیر آورده بود و چسبید به او!
من به او حق میدهم،چون پدرم واقعا مرد جذابی بود و هست.زیباترین مردی است که من در ایران دیدم.
خب،وقتی یک دختر جوان که شعر هم بلد است میآید پیش همچین مرد جذابی برای کار منشیگری،باید هم عاشق شود.مرد الواطی نبود،خوشگل بود.مشهور بود،قشنگ حرف میزد.درباره شعر فروع چه نظری دارید؟
او جزو سه چهار شاعر زن تراز اول کشور نبود.پدر من عاشق مادرم بود و همیشه فکر میکنم که گیر فروغ افتاده بود و کاریش نمیتوانست بکند، دلش برای او میسوخت.
بارها دیدم که پدرم با او رفتارهای زشت میکند و از خودم میپرسیدم که چطور ممکن است آدم با کسی که این رفتارها را از او میبیند بماند. درست است که بعد از یکی از همین بگومگوها، فروغ خودکشی کرده؟
دوبار فروغ خودکشی کرد، مادر من هر دو بار او را برد بیمارستان و زندهاش کرد.اگر من بودم نمیکردم ..
چپ وطنی
@flith
https://t.me/flith/12928
فروغ فرخزاد و داستان زندگی شما؟
دختر جوان بدبختی بود که محتاج همه چیز بود. محتاج پول، محتاج زندگی بهتر، محتاج کسی که بیاید و راه و چاه زندگی را نشانش بدهد و یکی را گیر آورده بود و چسبید به او!
من به او حق میدهم،چون پدرم واقعا مرد جذابی بود و هست.زیباترین مردی است که من در ایران دیدم.
خب،وقتی یک دختر جوان که شعر هم بلد است میآید پیش همچین مرد جذابی برای کار منشیگری،باید هم عاشق شود.مرد الواطی نبود،خوشگل بود.مشهور بود،قشنگ حرف میزد.درباره شعر فروع چه نظری دارید؟
او جزو سه چهار شاعر زن تراز اول کشور نبود.پدر من عاشق مادرم بود و همیشه فکر میکنم که گیر فروغ افتاده بود و کاریش نمیتوانست بکند، دلش برای او میسوخت.
بارها دیدم که پدرم با او رفتارهای زشت میکند و از خودم میپرسیدم که چطور ممکن است آدم با کسی که این رفتارها را از او میبیند بماند. درست است که بعد از یکی از همین بگومگوها، فروغ خودکشی کرده؟
دوبار فروغ خودکشی کرد، مادر من هر دو بار او را برد بیمارستان و زندهاش کرد.اگر من بودم نمیکردم ..
چپ وطنی
@flith
https://t.me/flith/12928
🤬7👎2
چرا ایرانستیزان همگی دزد و متجاوز اند؟
عیسی مسیح جملهای دارد که میگوید:
درختان را از میوههایشان بشناسید!
مطابق با این سخن درخشان، میخواهم بپرسم چرا ایراندوستی که از آغاز مشروطه تا کنون پای بر هستی نهاده، از پورداود و تقیزاده و کسروی و فروغی گرفته تا طباطبایی و افشار یزدی و دیگران، نقطهای تاریک در پروندهی خود ندارند. متهم به اختلاس نیستند. اهل دزدی نبودهاند. مال کسی را نخوردهاند. پاک زاده و پاک از گیتی برفتهاند.
اما کارنامهی هر ایرانستیز را از هر نوع آن، نفرتپراکنقومی، جامعهشناس، امتگرا، مارکسیست و ... که بررسی کنی، قطعا دزدی و اختلاس و تجاوز بر تارک آن میدرخشد؟!
از پورپیرار که مصداق - دزدی که به دزدخانه بزند شاهدزد است- به صندوق حزب توده میزد، تا جامعهشناسی که جیب آیات عظام شیعه را میزند، از ح.ف که صندوقچهی فلانیها را میزد، تا بهمان شعردزد پانطرکیستی که قونوی را به گنجوی تبدیل میکند!
این ایران مگر چیست که دوست داشتنش برابر با حقیقت است و ستیز با او برابر است با دروغ و پستی و رذالت!
این #ایران مگر چیست که دوستدارانش سرفرازان تاریخ اند و دشمنانش زبونان و اراذل؟
@flith
عیسی مسیح جملهای دارد که میگوید:
درختان را از میوههایشان بشناسید!
مطابق با این سخن درخشان، میخواهم بپرسم چرا ایراندوستی که از آغاز مشروطه تا کنون پای بر هستی نهاده، از پورداود و تقیزاده و کسروی و فروغی گرفته تا طباطبایی و افشار یزدی و دیگران، نقطهای تاریک در پروندهی خود ندارند. متهم به اختلاس نیستند. اهل دزدی نبودهاند. مال کسی را نخوردهاند. پاک زاده و پاک از گیتی برفتهاند.
اما کارنامهی هر ایرانستیز را از هر نوع آن، نفرتپراکنقومی، جامعهشناس، امتگرا، مارکسیست و ... که بررسی کنی، قطعا دزدی و اختلاس و تجاوز بر تارک آن میدرخشد؟!
از پورپیرار که مصداق - دزدی که به دزدخانه بزند شاهدزد است- به صندوق حزب توده میزد، تا جامعهشناسی که جیب آیات عظام شیعه را میزند، از ح.ف که صندوقچهی فلانیها را میزد، تا بهمان شعردزد پانطرکیستی که قونوی را به گنجوی تبدیل میکند!
این ایران مگر چیست که دوست داشتنش برابر با حقیقت است و ستیز با او برابر است با دروغ و پستی و رذالت!
این #ایران مگر چیست که دوستدارانش سرفرازان تاریخ اند و دشمنانش زبونان و اراذل؟
@flith
👍9🔥2
#تاریخ_آمریکا
تجزیه طلبانِ آمریکا با وجود برقراری همین «قانون اساسیِ کنونی»
درحالیکه تنها ۸۵ سال از ساخت این کشور میگذشت جنگ داخلی بین ایالتهای شمالی به رهبری "آبراهام لینکلن" و تجزیهطلبان در جنوب که خواهان جدایی از فدرال آمریکا بودند، 850000 کشته به جا گذاشت تا تمامیت ارضی حفظ شد.
https://t.me/flith/12933
@flith
تجزیه طلبانِ آمریکا با وجود برقراری همین «قانون اساسیِ کنونی»
درحالیکه تنها ۸۵ سال از ساخت این کشور میگذشت جنگ داخلی بین ایالتهای شمالی به رهبری "آبراهام لینکلن" و تجزیهطلبان در جنوب که خواهان جدایی از فدرال آمریکا بودند، 850000 کشته به جا گذاشت تا تمامیت ارضی حفظ شد.
https://t.me/flith/12933
@flith
👍3
#معرفی_کتاب
درباره آمارسازی در نظرسنجیها خواندن کتاب کم حجم "چگونه با آمار دروغ بگوییم" توصیه میشود. با مطالعه این کتاب متوجه میشویم اغلب نظرسنجی ها ، #بی_گمان بیشتر نظرسازی است و هزارویک ایراد علمی و فنی برآن وارد است.
@flith
درباره آمارسازی در نظرسنجیها خواندن کتاب کم حجم "چگونه با آمار دروغ بگوییم" توصیه میشود. با مطالعه این کتاب متوجه میشویم اغلب نظرسنجی ها ، #بی_گمان بیشتر نظرسازی است و هزارویک ایراد علمی و فنی برآن وارد است.
@flith
👏5
سران آلمان چند ماه بعد از اینکه به روسیه حمله کردند و صد هزار نفر از سربازانشان در برف مردند، میدانستند شکست میخورند ولی چطور میتوانستند حتی به خودشان بگویند این صدهزار کشته بیفایده و نتیجه اشتباه محاسباتی آنها بوده است، پس جنگ در روسیه را ادامه دادند و با یک میلیون کشته همگی خودکشی کردند.
زنانی هستند که با شوهر معتادی که دستِ بزن دارد و هیچ امیدی به اصلاحش نیست زندگی می کنند، ولی زن بعد از چهل سال باز هم حاضر نیست از او جدا شود، چون اگر طلاق بگیرد با خودش خواهد گفت چرا چهل سال پیش طلاق نگرفتم و تحمل این پشیمانی سختتر از تحمل ادامه زندگی با شوهرش خواهد بود.
وقتی هزار صفحه از یک رمان چرند را خواندید بعید است پانصد صفحه آخرش را نخوانده رها کنید.
اگر وقتی ارزش سهامتان نصف شد آن را نفروختید بعید است که بعد از یک چهارم شدنش آن را بفروشید، چون بعد از تحمل اینهمه ضرر، خیلی درد آور است قبول کنید این سهام هیچ سودی برایتان نخواهد داشت.
کسی که سالهای زیادی از عمر خود را بر اساس باورها و اعتقادات غلط سپری نموده و در این راه متحمل هزینه و مشقت فراوان شده، حتی اگر صدها دلیل روشن مبنی بر نادرست بودن اعتقادش برای او بیان کنید، به سختی قادر است از اعتقاد خود دست بکشد و قبول کند که تمام رنجها و زحماتی که در سالهای طلایی عمرش متحمل شده بی دلیل بوده.
هرچه در کاری بیشتر هزینه دهید در ادامه آن کار راسخ تر میشوید و ایمانتان به آن کار محکمتر میشود.
وقتی بخاطر کاری هزینه میدهیم حتی
اگر آن کار احمقانهترین کار هم باشد به سختی میتوانیم قبول کنیم آن کار اشتباه بوده.
بخاطر همین است که هرچه اوضاع افتضاحتر میشود اصرار بر ادامه دادن همان راهِ افتضاح، بیشتر میشود.
پس شاید حالا، بتوان آنهایی که سالها بر سیاستهای شکست خورده و اعتقادات دروغین خود اصرار میکنند را بهتر درک کرد.
برتراند راسل:
چگونه به تاولهای پاهایم بگویم تمام مسیری که آمدهایم اشتباه بوده
@flith
زنانی هستند که با شوهر معتادی که دستِ بزن دارد و هیچ امیدی به اصلاحش نیست زندگی می کنند، ولی زن بعد از چهل سال باز هم حاضر نیست از او جدا شود، چون اگر طلاق بگیرد با خودش خواهد گفت چرا چهل سال پیش طلاق نگرفتم و تحمل این پشیمانی سختتر از تحمل ادامه زندگی با شوهرش خواهد بود.
وقتی هزار صفحه از یک رمان چرند را خواندید بعید است پانصد صفحه آخرش را نخوانده رها کنید.
اگر وقتی ارزش سهامتان نصف شد آن را نفروختید بعید است که بعد از یک چهارم شدنش آن را بفروشید، چون بعد از تحمل اینهمه ضرر، خیلی درد آور است قبول کنید این سهام هیچ سودی برایتان نخواهد داشت.
کسی که سالهای زیادی از عمر خود را بر اساس باورها و اعتقادات غلط سپری نموده و در این راه متحمل هزینه و مشقت فراوان شده، حتی اگر صدها دلیل روشن مبنی بر نادرست بودن اعتقادش برای او بیان کنید، به سختی قادر است از اعتقاد خود دست بکشد و قبول کند که تمام رنجها و زحماتی که در سالهای طلایی عمرش متحمل شده بی دلیل بوده.
هرچه در کاری بیشتر هزینه دهید در ادامه آن کار راسخ تر میشوید و ایمانتان به آن کار محکمتر میشود.
وقتی بخاطر کاری هزینه میدهیم حتی
اگر آن کار احمقانهترین کار هم باشد به سختی میتوانیم قبول کنیم آن کار اشتباه بوده.
بخاطر همین است که هرچه اوضاع افتضاحتر میشود اصرار بر ادامه دادن همان راهِ افتضاح، بیشتر میشود.
پس شاید حالا، بتوان آنهایی که سالها بر سیاستهای شکست خورده و اعتقادات دروغین خود اصرار میکنند را بهتر درک کرد.
برتراند راسل:
چگونه به تاولهای پاهایم بگویم تمام مسیری که آمدهایم اشتباه بوده
@flith
👍8❤4
#اگر_شاهنامه_نبود
اگر شاهنامه نیامده بود، این کشور به صورت همین آب و خاک و همین سرزمین بر جای میماند، ولی متفاوت با آنچه که اکنون هست، به احتمال زیاد یک کشور بریده شده، از اصل خود جدا مانده، بیافق و بییاد…
با این عوارض:
ایران، گذشتهی پرشکوه خود را فراموش میکرد. آنهمه نامآورانی که آمدند و رفتند، و جان خود را در راه یک آرمان از دست دادند، زنان زیبائی که در کنار مردانگی مردان، این دنیای پرآب و رنگ را پدید آوردند، همه از یاد میرفتند. دیگر نه حرفی از رودابه در میان بود، نه از تهمینه و گردآفرید، نه مردی چون رستم که کلّ آرزوهای یک انسان والا را برای رسیدن به «توانائی تام»، در خود جمع کند و سرانجام گردش روزگار آن باشد که با یک نیرنگ از میان برود.
مفاهیم چون داد و دهش، خرد و راستی، والامنشی و دانش، با این برجستگی به گوش ایرانی نمیخورد، که قهرمانان نیکوکار شاهنامه آنها را در زندگی خود به نمود آورند.
دو جبههی نیکی و بدی اینگونه رودرروی هم قرار نمیگرفتند که سرانجام هم به پیروزی نیکی و شکست تبهکار خاتمه یابد و آیندگان بگویند «شاهنامه آخرش خوش است». یعنی سرانجام حق غلبه میکند.
زبان فارسی چنان بنیاد محکمی به خود نمیگرفت که از ترکستان چین تا ساحل مدیترانه و از هند و کشمیر و بنگال، تا قفقاز و آسیای مرکزی، نیمی از آسیا را بپوشاند، و حتّی در اروپا تا بوسنی و هرزگوین پیش رود.
ادبیّات فارسی به این غنا و تنوّع دست نمییافت، که نزدیک به همهی سایه روشنهای زندگی بشری را در خود جای دهد. بیمبالغه میتوان گفت که طیّ این هزار سال، هیچ کتاب ارزندهای در زبان فارسی نوشته نشده است، که تأثیر شاهنامه را در خود نداشته باشد، که نشانههای با ارزش آن را در خیّام و بوستان سعدی و حافظ میتوان دید.
عرفان ایرانی که ریشهی مشترک با شاهنامه دارد، اینگونه بالیده نمیشد. شاهنامه زبان مردانگی است، و عرفان زبان عشق، و این هر دو در جستجوی نیرو هستند، برای مایه دادن به زندگی.
یک دید جهان شمول نسبت به زندگی، که فارغ باشد از افتراقهای قومی و زبانی و آئینی، در تفکّر ایرانی راه نمییافت که انسانیّت انسان را به داد و دهش بشناسد و بگوید: تو داد و دهش کن، فریدون توئی… و آنگاه به مولوی برسد که بگوید: همدلی از همزبانی بهتر است … و سپس به سعدی که یادآوری کند: بنی آدم اعضای یک پيكرند… وقتی حافظ گوید: مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن ـ که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست، و بدینگونه قلم بطلان میکشد بر همهی امر و نهیها، در واقع جهان بینی شاهنامه را انعکاس میدهد: بیآزاری و راستی پیش کن… که بارها در شاهنامه تکرار شده است.
نصایح سعدی و آنچه در بوستان و گلستان آمده، بازگفتنی است از اندرزهای بزرگمهر حکیم و دیگران.
در واقع، با پدید آمدن شاهنامه پشت ایران محکم شد و این اطمینان حاصل گشت که شخصیّت ملّی ایران تسخیر ناپذیر خواهد ماند چنانکه ترک آمد، مغول آمد ولی ایران، ایران ماند.
@flith
اگر شاهنامه نیامده بود، این کشور به صورت همین آب و خاک و همین سرزمین بر جای میماند، ولی متفاوت با آنچه که اکنون هست، به احتمال زیاد یک کشور بریده شده، از اصل خود جدا مانده، بیافق و بییاد…
با این عوارض:
ایران، گذشتهی پرشکوه خود را فراموش میکرد. آنهمه نامآورانی که آمدند و رفتند، و جان خود را در راه یک آرمان از دست دادند، زنان زیبائی که در کنار مردانگی مردان، این دنیای پرآب و رنگ را پدید آوردند، همه از یاد میرفتند. دیگر نه حرفی از رودابه در میان بود، نه از تهمینه و گردآفرید، نه مردی چون رستم که کلّ آرزوهای یک انسان والا را برای رسیدن به «توانائی تام»، در خود جمع کند و سرانجام گردش روزگار آن باشد که با یک نیرنگ از میان برود.
مفاهیم چون داد و دهش، خرد و راستی، والامنشی و دانش، با این برجستگی به گوش ایرانی نمیخورد، که قهرمانان نیکوکار شاهنامه آنها را در زندگی خود به نمود آورند.
دو جبههی نیکی و بدی اینگونه رودرروی هم قرار نمیگرفتند که سرانجام هم به پیروزی نیکی و شکست تبهکار خاتمه یابد و آیندگان بگویند «شاهنامه آخرش خوش است». یعنی سرانجام حق غلبه میکند.
زبان فارسی چنان بنیاد محکمی به خود نمیگرفت که از ترکستان چین تا ساحل مدیترانه و از هند و کشمیر و بنگال، تا قفقاز و آسیای مرکزی، نیمی از آسیا را بپوشاند، و حتّی در اروپا تا بوسنی و هرزگوین پیش رود.
ادبیّات فارسی به این غنا و تنوّع دست نمییافت، که نزدیک به همهی سایه روشنهای زندگی بشری را در خود جای دهد. بیمبالغه میتوان گفت که طیّ این هزار سال، هیچ کتاب ارزندهای در زبان فارسی نوشته نشده است، که تأثیر شاهنامه را در خود نداشته باشد، که نشانههای با ارزش آن را در خیّام و بوستان سعدی و حافظ میتوان دید.
عرفان ایرانی که ریشهی مشترک با شاهنامه دارد، اینگونه بالیده نمیشد. شاهنامه زبان مردانگی است، و عرفان زبان عشق، و این هر دو در جستجوی نیرو هستند، برای مایه دادن به زندگی.
یک دید جهان شمول نسبت به زندگی، که فارغ باشد از افتراقهای قومی و زبانی و آئینی، در تفکّر ایرانی راه نمییافت که انسانیّت انسان را به داد و دهش بشناسد و بگوید: تو داد و دهش کن، فریدون توئی… و آنگاه به مولوی برسد که بگوید: همدلی از همزبانی بهتر است … و سپس به سعدی که یادآوری کند: بنی آدم اعضای یک پيكرند… وقتی حافظ گوید: مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن ـ که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست، و بدینگونه قلم بطلان میکشد بر همهی امر و نهیها، در واقع جهان بینی شاهنامه را انعکاس میدهد: بیآزاری و راستی پیش کن… که بارها در شاهنامه تکرار شده است.
نصایح سعدی و آنچه در بوستان و گلستان آمده، بازگفتنی است از اندرزهای بزرگمهر حکیم و دیگران.
در واقع، با پدید آمدن شاهنامه پشت ایران محکم شد و این اطمینان حاصل گشت که شخصیّت ملّی ایران تسخیر ناپذیر خواهد ماند چنانکه ترک آمد، مغول آمد ولی ایران، ایران ماند.
@flith
❤8👏1
مستند هویدا که منوتو نشون داد این قسمت جایی بود که هویدا زندانی شده و یکی از سربازهای انقلاب که جوون هم بوده برای دارو دادن بهش سر میزنه.
سرباز میگه که من فلانی بودم.
هویدا بهش میگه تو خونه داشتی؟
میگه بله.
میپرسه ماشین هم داشتی؟
میگه بله.
میپرسه تجهیزات خونه هم کامل بود؟
میگه بله.
میپرسه خب پس دیگه مشکلت چی بود؟
میگه همه چی که مادیات نیست!
و هویدا بهش میخنده.
@flith
سرباز میگه که من فلانی بودم.
هویدا بهش میگه تو خونه داشتی؟
میگه بله.
میپرسه ماشین هم داشتی؟
میگه بله.
میپرسه تجهیزات خونه هم کامل بود؟
میگه بله.
میپرسه خب پس دیگه مشکلت چی بود؟
میگه همه چی که مادیات نیست!
و هویدا بهش میخنده.
@flith
😢20👍3
اگر عقاید خود را با تفکر و مطالعه به دست بیاورید ؛ کسی نمیتواند به آنها توهین کند.
اگر کسی چیزی بر خلافشان بگوید عصبانی نمیشوید؛
یا میخندید یا به فکر فرو میروید ...
#برتراند_راسل
@flith
اگر کسی چیزی بر خلافشان بگوید عصبانی نمیشوید؛
یا میخندید یا به فکر فرو میروید ...
#برتراند_راسل
@flith
👍10😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی در مورد مخاطرات قوم و قبیلهگرایی مینویسم حس آن دختری را که در حال گریه فریاد میزد بختیار، بختیار، سنگرت رو نگه دار درک میکنم. حسی که میدانی چه خطر مهیبی بیخ گوش است اما...
چه بسیار انسانهایی که تبدیل به اعداد خواهند شد، شهرهای جنگزده، ساختمانهای نیمهمخروبهای که پر از رد توپها و گلولههای اصابت کردهاند، پاکسازیهای قومی از سوی احزاب قومیِ مسلح در مناطق چندقومی، شبهنظامیان چپاولگرِ کلاشینکف به دست، زنانی که کنار پیکر عزیزانشان شیون میزنند، و...
@flith
چه بسیار انسانهایی که تبدیل به اعداد خواهند شد، شهرهای جنگزده، ساختمانهای نیمهمخروبهای که پر از رد توپها و گلولههای اصابت کردهاند، پاکسازیهای قومی از سوی احزاب قومیِ مسلح در مناطق چندقومی، شبهنظامیان چپاولگرِ کلاشینکف به دست، زنانی که کنار پیکر عزیزانشان شیون میزنند، و...
@flith
😢11
چرچیل سیاستمدار بزرگ انگلیسی در کتاب خاطرات خود مینویسد:
زمانی که پسر بچه ای یازده ساله بودم روزی سه نفر از بچههای قلدر مدرسه جلو من را گرفتند و کتک مفصلی به من زدند و پول من را هم به زور از من گرفتند. وقتی به خانه رفتم با چشمانی گریان قضیه را برای پدرم شرح دادم. پدرم نگاهی تحقیر آمیز به من کرد و گفت: من از تو بیشتر از اینها انتظار داشتم؛ واقعاً که مایه ی شرم است که از سه پسر بچه ی پاپتی و نادان کتک بخوری. فکر میکردم پسر من باید زرنگ تر از اینها باشد ولی ظاهراً اشتباه میکردم. بعد هم سری تکان داد و گفت این مشکل خودته باید خودت حلش کنی!
@flith
چرچیل مینویسد وقتی پدرم حمایتش را از من دریغ کرد تصمیم گرفتم خودم راهی پیدا کنم. اول گفتم یکی یکی میتوانم از پسشان بر بیایم. آنها را تنها گیر میآورم و حسابشان را میرسم اما بعد گفتم نه آنها دوباره با هم متحد میشوند و باز من را کتک می زنند. ناگهان فکری به خاطرم رسید! سه بسته شکلات خریدم و با خودم به مدرسه بردم. وقتی مدرسه تعطیل شد به آرامی پشت سر آنها حرکت کردم، آنها متوجه من نبودند. سر یک کوچه ی خلوت صدا زدم: هی بچه ها صبر کنید! بعد رفتم کنار آنها ایستادم و شکلاتها را از جیبم بیرون آوردم و به هر کدام یک بسته دادم. آنها اول با تردید به من نگاه کردند و بعد شکلاتها را از من گرفتند و تشکر کردند. من گفتم چطور است با هم دوست باشیم؟ بعد قدم زنان با هم به طرف خانه رفتیم. معلوم بود که کار من آنها را خجالت زده کرده بود.
پس از آن ما هر روز با هم به مدرسه میرفتیم و با هم برمی گشتیم. به واسطه ی دوستی من و آنها تا پایان سال همه از من حساب میبردند و از ترس دوستهای قلدرم هیچکس جرات نمیکرد با من بحث کند.
روزی قضیه را به پدرم گفتم. پدرم لبخندی زد و دست من را به گرمی فشرد و گفت: آفرین! نظرم نسبت به تو عوض شد. اگر آن روز من به تو کمک کرده بودم تو چه داشتی؟ یک پدر پیر غمگین و سه تا دشمن جوان و عصبانی و انتقام جو. اما امروز تو چه داری؟! یک پدر پیر خوشحال و سه تا دوست جوان و قدرتمند.
دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیکتر!
@flith
زمانی که پسر بچه ای یازده ساله بودم روزی سه نفر از بچههای قلدر مدرسه جلو من را گرفتند و کتک مفصلی به من زدند و پول من را هم به زور از من گرفتند. وقتی به خانه رفتم با چشمانی گریان قضیه را برای پدرم شرح دادم. پدرم نگاهی تحقیر آمیز به من کرد و گفت: من از تو بیشتر از اینها انتظار داشتم؛ واقعاً که مایه ی شرم است که از سه پسر بچه ی پاپتی و نادان کتک بخوری. فکر میکردم پسر من باید زرنگ تر از اینها باشد ولی ظاهراً اشتباه میکردم. بعد هم سری تکان داد و گفت این مشکل خودته باید خودت حلش کنی!
@flith
چرچیل مینویسد وقتی پدرم حمایتش را از من دریغ کرد تصمیم گرفتم خودم راهی پیدا کنم. اول گفتم یکی یکی میتوانم از پسشان بر بیایم. آنها را تنها گیر میآورم و حسابشان را میرسم اما بعد گفتم نه آنها دوباره با هم متحد میشوند و باز من را کتک می زنند. ناگهان فکری به خاطرم رسید! سه بسته شکلات خریدم و با خودم به مدرسه بردم. وقتی مدرسه تعطیل شد به آرامی پشت سر آنها حرکت کردم، آنها متوجه من نبودند. سر یک کوچه ی خلوت صدا زدم: هی بچه ها صبر کنید! بعد رفتم کنار آنها ایستادم و شکلاتها را از جیبم بیرون آوردم و به هر کدام یک بسته دادم. آنها اول با تردید به من نگاه کردند و بعد شکلاتها را از من گرفتند و تشکر کردند. من گفتم چطور است با هم دوست باشیم؟ بعد قدم زنان با هم به طرف خانه رفتیم. معلوم بود که کار من آنها را خجالت زده کرده بود.
پس از آن ما هر روز با هم به مدرسه میرفتیم و با هم برمی گشتیم. به واسطه ی دوستی من و آنها تا پایان سال همه از من حساب میبردند و از ترس دوستهای قلدرم هیچکس جرات نمیکرد با من بحث کند.
روزی قضیه را به پدرم گفتم. پدرم لبخندی زد و دست من را به گرمی فشرد و گفت: آفرین! نظرم نسبت به تو عوض شد. اگر آن روز من به تو کمک کرده بودم تو چه داشتی؟ یک پدر پیر غمگین و سه تا دشمن جوان و عصبانی و انتقام جو. اما امروز تو چه داری؟! یک پدر پیر خوشحال و سه تا دوست جوان و قدرتمند.
دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیکتر!
@flith
👍9
در شاهنامه، چندین بار بازی تاج و تخت را میبینیم، Game of thrones.
یکی در دوره کیکاوس است. دورهای که سیاوش به دست افراسیاب کشته شده و ایرانیها نتوانستند انتقام بگیرند.
شبی گودرز در خواب سروش را میبیند که میگوید از پشت سیاوش فرزندی زاده شده و او در توران است.
و سروش از گودرز میخواهد که فرزند خود گیو (giv)
را به توران بفرستد تا فرزند سیاوش را که نامش کیخسرو است، بیابد و به ایران بیاورد.
سروش میگوید این فقط کیخسرو است که میتواند انتقام سیاوش را بگیرد.
گودرز با گیو صحبت میکند و گیو راهی توران میشود.
پس از هفت سال، گیو موفق میشود کیخسرو را در کنار چشمهای در توران بیابد.
کیخسرو و مادرش فرنگیس به همراه گیو راهی ایران میشوند.
نکته: فرنگیس دختر افراسیاب است که با سیاوش ازدواج میکند. یعنی کیخسرو از سمت مادر تورانی است و نوه دختری افراسیاب.
کیخسرو پادشاه آرمانی ایرانیان است. یعنی نهایت خرد، شکیبایی، انساندوستی، و عشق به میهن در او جمع شده است.
این چپولها که میگویند شما فاشیست هستید، به عمد اسطورههای ما را نادیده میگیرند. رفتار ملتها ریشه در اسطورههای آنها دارد. در اسطورههای ایرانی نژادپرستی جایگاهی ندارد.
ایرانی به پدربزرگ مادری کیخسرو که افراسیاب است، کاری ندارد، و نمیگوید چون مادر او فرنگیس است و دختر افراسیاب، پس شایستگی تاج کیان را ندارد. حتی فرنگیس را ایرانی میداند، چون سمت سیاوش ایستاده است، سمت راستی.
سمت درست تاریخ مفهومی کمونیستی است. ایرانی سمت راستی میایستد.
ادامه داستان👇
کیخسرو و فرنگیس با همراهی گیو به ایران میآیند. آنها ابتدا به اصفهان میروند که گودرز از فرزند پهلوان خود، گیو، سپاسگزاری میکند و:
ببوسید سر و روی گیو گفت
که بیرون کشیدی سپهر از نهفت
نکته: «بیرون کشیدن سپهر از نهفت» کار هر کسی نیست.
ادامه داستان 👇
سپس کیخسرو در شهر استخر به دیدار پدربزرگ خود یعنی کیکاوس میرود. حالا، خاندان گودرز پشتیبان پادشاهی کیخسرو هستند. اما توس که از خاندان نوذر است، میگوید پادشاهی شایستهی فریبرز فرزند کیکاوس است. یعنی عموی کیخسرو. کار توس نوعی سنگ اندازی است.
قرار بر این میشود هر کس بتواند دژ بهمن در اردبیل را بگشاید او پادشاه شود. آزمایشی برای سنجیدن شایستگی.
این دژ در اختیار اهریمنان بود، که فریبرز نمیتواند و کیخسرو میتواند. به اینگونه فره کیانی به کیخسرو میپیوندد.
فردوسی در این داستان، جایگاه نژاد را مشخص میکند.
هنر کی بود تا نباشد گهر
نژاده بسی دیدهای بیهنر
👈دقت کنید! هنرمند کسی است که گهر یا ذات و سرشت نیک داشته باشد. و مصرع دوم میگوید حتماً کسانی را دیدی که نژاد به بزرگان میرسانند اما بیهنر هستند. پس ملاک ایرانی نژاد نیست. ملاک سرشت و گوهر و ذات هر آدمی است.
سرشت نیک یا گوهر داده و موهبت یزدان است. کسی که گوهر نیک دارد، بدی نمیکند و نمیشنود👇
گهر آنک از فر یزدان بود
نیازد به بد دست و بد نشنود
@flith
اینجا هم میگوید نژاد هم تاثیر دارد در سرشت انسان، اگر از پدر درستکار باشد👇
نژاد آنک باشد ز تخم پدر
سزد کاید از تخم پاکیزه بر
حالا، اگر گوهر نیک و نژاد از خوبان داشتی تازه باید هنر بیاموزی👇
هنر گر بیاموزی از هر کسی
بکوشی و پیچی ز رنجش بسی
باز تاکید میکند بر ارجحیت گوهر آدمی👇
ازین هر سه گوهر بود مایهدار
که زیبا بود خلعت کردگار
هر سه یعنی: گوهر، نژاد و هنر
حتماً دیدید این نویسندگان چپول هنرمند که مثلاً پدر هنرمندی هم دارند، رفتار زشتی از خود بروز میدهند. اینها گوهر کژی دارند. به اصطلاح عامیانه ذات ندارند.
ما با اسطورههای خود زندگی میکنیم، اسطورهها زنده هستند جریان دارند و کسی هم نمیتواند جلوی آنها را بگیرد.
فردوسی در ادامه میگوید:
چو هر سه بیابی، خرد بایدت
شناسندهٔ نیک و بد بایدت
👈یعنی، گوهر نیک، نژاد درستکار و هنر که داشتی، تازه باید خرد یاد بگیری.
چو این چار با یک تن آید بهم
براساید از آز وز رنج و غم
👈انسان کامل فردوسی یعنی کیخسرو دارای این چهار چیز است:
گوهر نیک، نژاد درستکار (فرزند سیاوش و فرنگیس)، هنرهای فراوان دارد و خردمند است.
نکته: این ساختار را بارها فردوسی توضیح میدهد. پس ما نژادپرست نیستیم.
همین ساختار در ذهن ایرانی است که شایسته محور است. کاپیتان تیم ملی فوتبال یک زمانی علی دایی است، اردبیلی و ترک زبان، یک زمانی آندرانیک تیموریان است تهرانی و ارمنی، سیروس قایقران اهل انزلی است و گیلکی.
مثالهای زیادی در تاریخ و فرهنگ ایرانیها هست.
@flith
یکی در دوره کیکاوس است. دورهای که سیاوش به دست افراسیاب کشته شده و ایرانیها نتوانستند انتقام بگیرند.
شبی گودرز در خواب سروش را میبیند که میگوید از پشت سیاوش فرزندی زاده شده و او در توران است.
و سروش از گودرز میخواهد که فرزند خود گیو (giv)
را به توران بفرستد تا فرزند سیاوش را که نامش کیخسرو است، بیابد و به ایران بیاورد.
سروش میگوید این فقط کیخسرو است که میتواند انتقام سیاوش را بگیرد.
گودرز با گیو صحبت میکند و گیو راهی توران میشود.
پس از هفت سال، گیو موفق میشود کیخسرو را در کنار چشمهای در توران بیابد.
کیخسرو و مادرش فرنگیس به همراه گیو راهی ایران میشوند.
نکته: فرنگیس دختر افراسیاب است که با سیاوش ازدواج میکند. یعنی کیخسرو از سمت مادر تورانی است و نوه دختری افراسیاب.
کیخسرو پادشاه آرمانی ایرانیان است. یعنی نهایت خرد، شکیبایی، انساندوستی، و عشق به میهن در او جمع شده است.
این چپولها که میگویند شما فاشیست هستید، به عمد اسطورههای ما را نادیده میگیرند. رفتار ملتها ریشه در اسطورههای آنها دارد. در اسطورههای ایرانی نژادپرستی جایگاهی ندارد.
ایرانی به پدربزرگ مادری کیخسرو که افراسیاب است، کاری ندارد، و نمیگوید چون مادر او فرنگیس است و دختر افراسیاب، پس شایستگی تاج کیان را ندارد. حتی فرنگیس را ایرانی میداند، چون سمت سیاوش ایستاده است، سمت راستی.
سمت درست تاریخ مفهومی کمونیستی است. ایرانی سمت راستی میایستد.
ادامه داستان👇
کیخسرو و فرنگیس با همراهی گیو به ایران میآیند. آنها ابتدا به اصفهان میروند که گودرز از فرزند پهلوان خود، گیو، سپاسگزاری میکند و:
ببوسید سر و روی گیو گفت
که بیرون کشیدی سپهر از نهفت
نکته: «بیرون کشیدن سپهر از نهفت» کار هر کسی نیست.
ادامه داستان 👇
سپس کیخسرو در شهر استخر به دیدار پدربزرگ خود یعنی کیکاوس میرود. حالا، خاندان گودرز پشتیبان پادشاهی کیخسرو هستند. اما توس که از خاندان نوذر است، میگوید پادشاهی شایستهی فریبرز فرزند کیکاوس است. یعنی عموی کیخسرو. کار توس نوعی سنگ اندازی است.
قرار بر این میشود هر کس بتواند دژ بهمن در اردبیل را بگشاید او پادشاه شود. آزمایشی برای سنجیدن شایستگی.
این دژ در اختیار اهریمنان بود، که فریبرز نمیتواند و کیخسرو میتواند. به اینگونه فره کیانی به کیخسرو میپیوندد.
فردوسی در این داستان، جایگاه نژاد را مشخص میکند.
هنر کی بود تا نباشد گهر
نژاده بسی دیدهای بیهنر
👈دقت کنید! هنرمند کسی است که گهر یا ذات و سرشت نیک داشته باشد. و مصرع دوم میگوید حتماً کسانی را دیدی که نژاد به بزرگان میرسانند اما بیهنر هستند. پس ملاک ایرانی نژاد نیست. ملاک سرشت و گوهر و ذات هر آدمی است.
سرشت نیک یا گوهر داده و موهبت یزدان است. کسی که گوهر نیک دارد، بدی نمیکند و نمیشنود👇
گهر آنک از فر یزدان بود
نیازد به بد دست و بد نشنود
@flith
اینجا هم میگوید نژاد هم تاثیر دارد در سرشت انسان، اگر از پدر درستکار باشد👇
نژاد آنک باشد ز تخم پدر
سزد کاید از تخم پاکیزه بر
حالا، اگر گوهر نیک و نژاد از خوبان داشتی تازه باید هنر بیاموزی👇
هنر گر بیاموزی از هر کسی
بکوشی و پیچی ز رنجش بسی
باز تاکید میکند بر ارجحیت گوهر آدمی👇
ازین هر سه گوهر بود مایهدار
که زیبا بود خلعت کردگار
هر سه یعنی: گوهر، نژاد و هنر
حتماً دیدید این نویسندگان چپول هنرمند که مثلاً پدر هنرمندی هم دارند، رفتار زشتی از خود بروز میدهند. اینها گوهر کژی دارند. به اصطلاح عامیانه ذات ندارند.
ما با اسطورههای خود زندگی میکنیم، اسطورهها زنده هستند جریان دارند و کسی هم نمیتواند جلوی آنها را بگیرد.
فردوسی در ادامه میگوید:
چو هر سه بیابی، خرد بایدت
شناسندهٔ نیک و بد بایدت
👈یعنی، گوهر نیک، نژاد درستکار و هنر که داشتی، تازه باید خرد یاد بگیری.
چو این چار با یک تن آید بهم
براساید از آز وز رنج و غم
👈انسان کامل فردوسی یعنی کیخسرو دارای این چهار چیز است:
گوهر نیک، نژاد درستکار (فرزند سیاوش و فرنگیس)، هنرهای فراوان دارد و خردمند است.
نکته: این ساختار را بارها فردوسی توضیح میدهد. پس ما نژادپرست نیستیم.
همین ساختار در ذهن ایرانی است که شایسته محور است. کاپیتان تیم ملی فوتبال یک زمانی علی دایی است، اردبیلی و ترک زبان، یک زمانی آندرانیک تیموریان است تهرانی و ارمنی، سیروس قایقران اهل انزلی است و گیلکی.
مثالهای زیادی در تاریخ و فرهنگ ایرانیها هست.
@flith
👍10👏2
شخصیتهای «سهگانه تاریک» (خودشیفته narcissist، بیمار روانی psychopath، ماکیاولیستیmachiavellian)از آفتهای #جنبشهای_اجتماعی هستند. آنها بهترین گزینه برای نفوذ در رهبری و به هم ریختن هستند.
شخصیتهای #سهگانه_تاریک رفتارهایی پیچیده دارند، مانند دروغگویی بیمارگونه یا چگونگی شناسایی و شکار گروههای آسیبپذیر برای بهرهکشی از آنها که این دو اختلال را در بسیاری از کنشگران چپ به آشکاری میتوان دید.
برای آشنایی با پدیده همدردی و چگونگی آن در رفتار شخصیت سایکوپاتیک( اشخاص روانپریش) در به دام انداختن و بهرهبرداری از قربانیان به این آدرس مراجعه کنید
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fpsyg.2020.00695/full
(گروه روانشناسی، آموزش و پرورش و مطالعات کودک، دانشگاه اراسموس روتردام هلند)
@flith
شخصیتهای #سهگانه_تاریک رفتارهایی پیچیده دارند، مانند دروغگویی بیمارگونه یا چگونگی شناسایی و شکار گروههای آسیبپذیر برای بهرهکشی از آنها که این دو اختلال را در بسیاری از کنشگران چپ به آشکاری میتوان دید.
برای آشنایی با پدیده همدردی و چگونگی آن در رفتار شخصیت سایکوپاتیک( اشخاص روانپریش) در به دام انداختن و بهرهبرداری از قربانیان به این آدرس مراجعه کنید
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fpsyg.2020.00695/full
(گروه روانشناسی، آموزش و پرورش و مطالعات کودک، دانشگاه اراسموس روتردام هلند)
@flith
👍1
کدام میراث مشروطه را رضاشاه نابود کرد؟؟
اگر رضاشاه نبود ایرانی نمانده بود که مشروطهای بماند
درسال۱۲۹۸وثوقالدوله نخست وزیر وقت با دریافت ۱۴۱۰۰۰ پوند رشوه قرارداد۱۹۱۹کهطی آن اداره کلیه امور لشکری و کشوری به مستشاران انگلیسی واگذار میشد را پنهانی امضاء کرده بود
#ابولقاسم_کحالزاده منشی سفارت آلمان در کتاب خاطراتش دررابطه با وضع بد اقتصادی ایران پیش از ۳اسفند۱۲۹۹مینویسد
منابع اقتصادی برای کشورنمانده
گمرکات،پیش گرو قرضها
منابع طبیعی،در اختیار بیگانگان
مالیات،در دست حکام نالایق محلی
اوقاف،توسط دلالان مذهب
همگی حیف ومیل میشوند
یحیی دولتآبادی در سال۱۹۱۴ م و پس از نه سال از آغاز مشروطه به ایران بازگشته و اوضاع کشور را چنین مینویسد
هرچه بیشتر مردم را دیده بیشتر حس میکنم که روح حیات از پیکر این قومبیرون رفته، احساسات ملی محو شده، مرغ مرگ بر سر همگی نشسته..
کاکس کمیسر عالی بریتانیا در عراق درگزارش خود به تاریخ۱۰بهمن۱۲۹۹ به وزیر خارجه پیشنهاد میکند برای حفظ منافع بریتانیا شمال ایران را به بلشویکها بدهند و برای حفظ منافع نفتی خوداز خانقین به کرمانشاه،خرمآباد،اصفهان،یزد و کرمان مرز بکشند...
کدام میراث مشروطه؟
پیکر نیمه جان ایران را به #رضا_شاه تحویل دادند...
دولت انگلیس در یادداشتی در تاریخ ۲۶مهر۱۲۹۸ به دولت ایران اولتیماتوم داد
اگر ظرف ۳ ماه امنیت راههای تجاری جنوب را برای ما تضمین نکنید۱۲۰۰ نیرو وارد خواهیم کرد و هزینه آن از گمرکات جنوب پرداخت خواهدشد ..
بدون #رضا_شاه ایرانی نداشتیم که مشروطهاش میراث داشته باشد
احتشامالسلطنه از شاهزادگان قاجار و دومین رئیس مجلس،ضمن اشاره به تحمیلی بودن قرارداد۱۹۱۹ مینویسد
اگر کشتی شکسته ایران بدست ناخدایی همچون کمال پاشا(آتاترک) نیفتد بزودی بایدشاهد محو استقلال وموجودیت کشور باشیم
#رضاشاه جسد مشروطه را تحویل گرفت و ایران نوین را بنا کرد
تا ابد بزرگ خواهیم داشت او را که بزرگ داشت ایران را
#منجی_مشروطه
@flith
اگر رضاشاه نبود ایرانی نمانده بود که مشروطهای بماند
درسال۱۲۹۸وثوقالدوله نخست وزیر وقت با دریافت ۱۴۱۰۰۰ پوند رشوه قرارداد۱۹۱۹کهطی آن اداره کلیه امور لشکری و کشوری به مستشاران انگلیسی واگذار میشد را پنهانی امضاء کرده بود
#ابولقاسم_کحالزاده منشی سفارت آلمان در کتاب خاطراتش دررابطه با وضع بد اقتصادی ایران پیش از ۳اسفند۱۲۹۹مینویسد
منابع اقتصادی برای کشورنمانده
گمرکات،پیش گرو قرضها
منابع طبیعی،در اختیار بیگانگان
مالیات،در دست حکام نالایق محلی
اوقاف،توسط دلالان مذهب
همگی حیف ومیل میشوند
یحیی دولتآبادی در سال۱۹۱۴ م و پس از نه سال از آغاز مشروطه به ایران بازگشته و اوضاع کشور را چنین مینویسد
هرچه بیشتر مردم را دیده بیشتر حس میکنم که روح حیات از پیکر این قومبیرون رفته، احساسات ملی محو شده، مرغ مرگ بر سر همگی نشسته..
کاکس کمیسر عالی بریتانیا در عراق درگزارش خود به تاریخ۱۰بهمن۱۲۹۹ به وزیر خارجه پیشنهاد میکند برای حفظ منافع بریتانیا شمال ایران را به بلشویکها بدهند و برای حفظ منافع نفتی خوداز خانقین به کرمانشاه،خرمآباد،اصفهان،یزد و کرمان مرز بکشند...
کدام میراث مشروطه؟
پیکر نیمه جان ایران را به #رضا_شاه تحویل دادند...
دولت انگلیس در یادداشتی در تاریخ ۲۶مهر۱۲۹۸ به دولت ایران اولتیماتوم داد
اگر ظرف ۳ ماه امنیت راههای تجاری جنوب را برای ما تضمین نکنید۱۲۰۰ نیرو وارد خواهیم کرد و هزینه آن از گمرکات جنوب پرداخت خواهدشد ..
بدون #رضا_شاه ایرانی نداشتیم که مشروطهاش میراث داشته باشد
احتشامالسلطنه از شاهزادگان قاجار و دومین رئیس مجلس،ضمن اشاره به تحمیلی بودن قرارداد۱۹۱۹ مینویسد
اگر کشتی شکسته ایران بدست ناخدایی همچون کمال پاشا(آتاترک) نیفتد بزودی بایدشاهد محو استقلال وموجودیت کشور باشیم
#رضاشاه جسد مشروطه را تحویل گرفت و ایران نوین را بنا کرد
تا ابد بزرگ خواهیم داشت او را که بزرگ داشت ایران را
#منجی_مشروطه
@flith
👏15👍5
#تیکه_کتاب
یک آدمِ بی سر و پایِ مفلوک را بگذارید پشت یک میز، یا یک باجه که بلیط راه اهن یا چیز بی مقداری مثل آن را بفروشد.
همین آدم مفلوک فورا خود را محق می داند که خدایی کند و به شمایی که می روید بلیط بخرید از تارک تخت جبروت خود به چشم تحقیر نگاه کند.
#شیاطین
#داستایفسکی
@flith
یک آدمِ بی سر و پایِ مفلوک را بگذارید پشت یک میز، یا یک باجه که بلیط راه اهن یا چیز بی مقداری مثل آن را بفروشد.
همین آدم مفلوک فورا خود را محق می داند که خدایی کند و به شمایی که می روید بلیط بخرید از تارک تخت جبروت خود به چشم تحقیر نگاه کند.
#شیاطین
#داستایفسکی
@flith
👍12
خمینی که آمد نه اقتصاد می دانست؛ نه تاریخ می دانست؛ نه دانش نظامی داشت؛نه با علم سیاست آشنا بود و نه مهر #ایران در دلش بود.
آیا باید باز هم آن مدل را دنبال کرد؟
آیا شایسته ی "تمدن" چند هزار ساله ی ما هست که این لمپن ها طلایه دار "سیاستش" باشند؟
باید رهبری در شان نام برزگ"ایران"برگزینیم.
اگر میخواهید همانند نسل ۵۷ دنبال به اصلاح "رهبرانی"بروید که غرب با کمک رسانههای ضد ایران برای شما میسازد بدانید در نهایت چیزی بهتر از جمهوری اسلامی (که تنها پسوند اسلامی از انتهای آن حذف خواهد شد) نصیب شما نخواهد شد
حال انتخاب با شما ملت شریف"ایران"
https://t.me/flith/12831
@flith
آیا باید باز هم آن مدل را دنبال کرد؟
آیا شایسته ی "تمدن" چند هزار ساله ی ما هست که این لمپن ها طلایه دار "سیاستش" باشند؟
باید رهبری در شان نام برزگ"ایران"برگزینیم.
اگر میخواهید همانند نسل ۵۷ دنبال به اصلاح "رهبرانی"بروید که غرب با کمک رسانههای ضد ایران برای شما میسازد بدانید در نهایت چیزی بهتر از جمهوری اسلامی (که تنها پسوند اسلامی از انتهای آن حذف خواهد شد) نصیب شما نخواهد شد
حال انتخاب با شما ملت شریف"ایران"
https://t.me/flith/12831
@flith
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
مهمترین درس تاریخ برای ما این بود که از آدمهایی که هیچ احساسی به ایران ندارند بترسیم
@flith
@flith
👍17
Forwarded from Vahid Bahman وحید بهمن
.
.
📜🕯🖋 میدانید ایران ما کجاست؟
✅ وحید بهمن/ ایران ما جایست که در آن یک ایرانی آذری بمانند زندهیاد دکتر شهریار عدل، سال ۵۸ با وجود مخالفت و عدم حمایت و پشتیبانی انقلابیون پنجاه و هفتی، با هزینه شخصی خویش، تختجمشید و چغازنبیل خوزستان و نقش جهان اصفهان را در یونسکو ثبت جهانی میکند
🔸 چرا که برای وطنخواهان و ملیگرایان فرقی بین آذربایجان، خوزستان، فارس و اصفهان و سیستان و بلوچستان و کردستان و خراسان و ... وجود ندارد و به قول شاه سخن، فروسی بزرگ
ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر زیر دست منست
که پور فریدون نیای منست
همه شهر ایران سرای منست
🔸 تفکر و اندیشه ملی، قائل بر ارجحیت منافع عالیه وطن است و سعادت و پیشرفت و آرامش اجزای وطن را در گرو سعادت و پیشرفت و توسعه و آرامش کل واحد یکپارچه میهن میداند.
🔸 تا زمانی که یکپارچه نباشیم و ذیل چتر یگانهی هزاران سالهی ایرانمان، برای هم از جان گذشتگی و جانبازی نکنیم، هیچ کداممان به آرامش و سعادت نخواهیم رسید.
🆔 @vahidbahman1
.
📜🕯🖋 میدانید ایران ما کجاست؟
✅ وحید بهمن/ ایران ما جایست که در آن یک ایرانی آذری بمانند زندهیاد دکتر شهریار عدل، سال ۵۸ با وجود مخالفت و عدم حمایت و پشتیبانی انقلابیون پنجاه و هفتی، با هزینه شخصی خویش، تختجمشید و چغازنبیل خوزستان و نقش جهان اصفهان را در یونسکو ثبت جهانی میکند
🔸 چرا که برای وطنخواهان و ملیگرایان فرقی بین آذربایجان، خوزستان، فارس و اصفهان و سیستان و بلوچستان و کردستان و خراسان و ... وجود ندارد و به قول شاه سخن، فروسی بزرگ
ندانی که ایران نشست منست
جهان سر به سر زیر دست منست
که پور فریدون نیای منست
همه شهر ایران سرای منست
🔸 تفکر و اندیشه ملی، قائل بر ارجحیت منافع عالیه وطن است و سعادت و پیشرفت و آرامش اجزای وطن را در گرو سعادت و پیشرفت و توسعه و آرامش کل واحد یکپارچه میهن میداند.
🔸 تا زمانی که یکپارچه نباشیم و ذیل چتر یگانهی هزاران سالهی ایرانمان، برای هم از جان گذشتگی و جانبازی نکنیم، هیچ کداممان به آرامش و سعادت نخواهیم رسید.
🆔 @vahidbahman1
👍11🔥1
اگه شما نیاز به جراحی داشته باشید پیش چه کسی میرید؟ درسته جراح!
اگه بخواهید خونه بسازید مهندس، اگه دزد بهتون بزنه پلیس! سیاست هم جدا ازین مقوله نیست بلکه هزاربار مهم تر هم هست.
برای سیاست کلان یه کشور حساس، هنرپیشه و ورزشکار و دندون ساز و خبرنگار، نمیتونند کارشناسی کنند!
@flith
https://t.me/flith/12950
اگه بخواهید خونه بسازید مهندس، اگه دزد بهتون بزنه پلیس! سیاست هم جدا ازین مقوله نیست بلکه هزاربار مهم تر هم هست.
برای سیاست کلان یه کشور حساس، هنرپیشه و ورزشکار و دندون ساز و خبرنگار، نمیتونند کارشناسی کنند!
@flith
https://t.me/flith/12950
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
خمینی که آمد نه اقتصاد می دانست؛ نه تاریخ می دانست؛ نه دانش نظامی داشت؛نه با علم سیاست آشنا بود و نه مهر #ایران در دلش بود.
آیا باید باز هم آن مدل را دنبال کرد؟
آیا شایسته ی "تمدن" چند هزار ساله ی ما هست که این لمپن ها طلایه دار "سیاستش" باشند؟
باید رهبری…
آیا باید باز هم آن مدل را دنبال کرد؟
آیا شایسته ی "تمدن" چند هزار ساله ی ما هست که این لمپن ها طلایه دار "سیاستش" باشند؟
باید رهبری…
👏10
پیروز نمرد تلف شد اینجا عمر با مردن به پایان نمیرسد با تلف شدن هدر میرود چه در انسان چه در حیوان..
پیروز تلف شد تا به جای یوزها پفیوزها همچنان بساط سفره شان پهن باشد و ما باز هم مرور میکنیم تراژدی زیستن را در این سرزمین
پیروز رفت اما یاد چشمان مظلومش همچون خاطره ای زخمی در حافظه تاریخی ما می ماند پیروز و اتفاق انقراضش تلخ بود خیلی تلخ همچون سرگذشت تاریخی ما
@flith
پیروز تلف شد تا به جای یوزها پفیوزها همچنان بساط سفره شان پهن باشد و ما باز هم مرور میکنیم تراژدی زیستن را در این سرزمین
پیروز رفت اما یاد چشمان مظلومش همچون خاطره ای زخمی در حافظه تاریخی ما می ماند پیروز و اتفاق انقراضش تلخ بود خیلی تلخ همچون سرگذشت تاریخی ما
@flith
👍5😢2
مسموم کنندگان دختران مدارس همان نوادگان شیخ فضل الله نوری هستند ، که مخالف سر سخت احداث مدارس دخترانه بود
او در یک جلسه خصوصی به ناظم الاسلام کرمانی روزنامه نگار عصر مشروطه ایران و مخالف سرسخت اندیشه های شیخ فضل الله نوری میگوید:
"تو را به حقیقت اسلام قسم میدهم آیا این مدارس خلاف شرع نیستند؟ آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس خارجه و شیمی و فیزیک عقاید شاگرد را سخیف و ضعیف نمیکند؟ مدارس را افتتاح کردید. آنچه توانستید در جراید برای ترویج این مدارس نوشتید. حالا شروع به مشروطه و جمهوری کردید؟"
در جایی دیگر میگوید: " نمیدانید در دولت مشروطه اگر من روزنه و سوراخ این اتاق را متعدد کنم باید مالیات بدهم و کذا کذا."
در قرون وسطی، هم کلیسا از رشد فرهنگ و ارتقاء آگاهی در جامعه جلوگیری می کرد!
به عقیده کلیسا، چون افرادِ بی سواد اعتقاد کور کورانهای به خداوند دارند پس بهتر است که نتوانند کتاب هایی را مطالعه کنند که ممکن است ایمانشان را متزلزل کند. مدارس بنا به تقاضای پاپ ها و کشیش ها تعطیل شد
@flith
او در یک جلسه خصوصی به ناظم الاسلام کرمانی روزنامه نگار عصر مشروطه ایران و مخالف سرسخت اندیشه های شیخ فضل الله نوری میگوید:
"تو را به حقیقت اسلام قسم میدهم آیا این مدارس خلاف شرع نیستند؟ آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس خارجه و شیمی و فیزیک عقاید شاگرد را سخیف و ضعیف نمیکند؟ مدارس را افتتاح کردید. آنچه توانستید در جراید برای ترویج این مدارس نوشتید. حالا شروع به مشروطه و جمهوری کردید؟"
در جایی دیگر میگوید: " نمیدانید در دولت مشروطه اگر من روزنه و سوراخ این اتاق را متعدد کنم باید مالیات بدهم و کذا کذا."
در قرون وسطی، هم کلیسا از رشد فرهنگ و ارتقاء آگاهی در جامعه جلوگیری می کرد!
به عقیده کلیسا، چون افرادِ بی سواد اعتقاد کور کورانهای به خداوند دارند پس بهتر است که نتوانند کتاب هایی را مطالعه کنند که ممکن است ایمانشان را متزلزل کند. مدارس بنا به تقاضای پاپ ها و کشیش ها تعطیل شد
@flith
👍2
Forwarded from Vahid Bahman وحید بهمن
📜🕯🖋 مسمومیتهای عمدی اخیر در مدارس کشور، بویژه مدارس و هنرستانهای دخترانه ناخوداگاه مرا یاد زندهیاد حسن تبریزی رشدیه، پدر آموزش نوین ایران میاندازد
✅ وحید بهمن/ زندهیاد رشدیه، در ۱۲۶۶ خورشیدی یکی از اولین مدرسههای ایران به سبک نوین را در تبریز ساخت.
🔸 ۱۰ بار دیگر در تبریز، تهران، مشهد و قم مدارس نوین ساخت و هر بار با حملهی وحشیانه و تخریب آخوندهای محلی و مکتبداران مرتجع روبرو شد.
🔸 بارها به مدارسش حمله کردند، تهدید کردند، فحاشی کردند، کتکش زدند، دستش را شکستند، به پایش گلوله زدند، در مدرسهاش دینامیت انداختند، اما هرگز ناامید نشد و تا آخرین لحظه برای آگاهی و دانش آموختن فرزندان ایران زحمت کشید.
🔸 یاد و نام این بزرگمرد ایرانزمین گرامی باد.
🆔 @vahidbahman1
✅ وحید بهمن/ زندهیاد رشدیه، در ۱۲۶۶ خورشیدی یکی از اولین مدرسههای ایران به سبک نوین را در تبریز ساخت.
🔸 ۱۰ بار دیگر در تبریز، تهران، مشهد و قم مدارس نوین ساخت و هر بار با حملهی وحشیانه و تخریب آخوندهای محلی و مکتبداران مرتجع روبرو شد.
🔸 بارها به مدارسش حمله کردند، تهدید کردند، فحاشی کردند، کتکش زدند، دستش را شکستند، به پایش گلوله زدند، در مدرسهاش دینامیت انداختند، اما هرگز ناامید نشد و تا آخرین لحظه برای آگاهی و دانش آموختن فرزندان ایران زحمت کشید.
🔸 یاد و نام این بزرگمرد ایرانزمین گرامی باد.
🆔 @vahidbahman1
👌5👍1