فضل بن سهل(حتی در فیلم ولایت عشق با کلاهی ساسانی به تصویر کشیده میشد)،
وزیر ایرانی مأمون بالله خلیفه عباسی بود. او شکوه و شوکتی چون وزرای بزرگ ساسانیان داشت که گاهی خشم و واکنش سختی تازیان درباری خلافت را بر می انگیخت.
این دولت مرد ایرانی میخواست با بهره بردن از کشمکش میان علویان و عباسیان، ایرانشهر کهن را بازیابی کند. اما یک نکته را فراموش کرد بنی هاشم هر چه که با هم ستیز داشتند یک دین و یک نیا و بر یکپارچگی قلمروی اسلامی تأکید داشتند بنابراین این فضل و ایرانیان پیرامون وی _که آرزوی بازگشت به عهد ساسانی را داشتند_ بودند که باختند.
پیام این داستان تاریخی تلخ که گفتم این است که به ستیزها و کشمکشهای بیهوده دل نبندید و راه دلیرانه و آگاهانه خویش را آزادانه و بدون حاشیه برای بازگرداندن شکوه و شوکت میهن باستانی خویش ادامه دهید.
#حرفهای_یکی_از_شما
@flith
وزیر ایرانی مأمون بالله خلیفه عباسی بود. او شکوه و شوکتی چون وزرای بزرگ ساسانیان داشت که گاهی خشم و واکنش سختی تازیان درباری خلافت را بر می انگیخت.
این دولت مرد ایرانی میخواست با بهره بردن از کشمکش میان علویان و عباسیان، ایرانشهر کهن را بازیابی کند. اما یک نکته را فراموش کرد بنی هاشم هر چه که با هم ستیز داشتند یک دین و یک نیا و بر یکپارچگی قلمروی اسلامی تأکید داشتند بنابراین این فضل و ایرانیان پیرامون وی _که آرزوی بازگشت به عهد ساسانی را داشتند_ بودند که باختند.
پیام این داستان تاریخی تلخ که گفتم این است که به ستیزها و کشمکشهای بیهوده دل نبندید و راه دلیرانه و آگاهانه خویش را آزادانه و بدون حاشیه برای بازگرداندن شکوه و شوکت میهن باستانی خویش ادامه دهید.
#حرفهای_یکی_از_شما
@flith
👍11
بزرگترین فمینیست تاریخ و مهمترین مدافع حقوق زنان ایران رضاشاه است!
قانون آزادی پوشش و کشف حجاب که در ۱۷دیماه۱۳۱۴ اجرایی شد ٤هدف داشت:
۱-زدودن چهره کریه مذهب از جامعه
۲-مهیا کردن شرایط برای بالندگی زنان در تمام عرصه های اجتماع
۳-دادن حقوق برابر درتمام زمینه ها به بانوان بدون اجبار
۴_ایجاد فضای اجتماعی برای حضور بانوان در جامعه
17 دی
@flith
قانون آزادی پوشش و کشف حجاب که در ۱۷دیماه۱۳۱۴ اجرایی شد ٤هدف داشت:
۱-زدودن چهره کریه مذهب از جامعه
۲-مهیا کردن شرایط برای بالندگی زنان در تمام عرصه های اجتماع
۳-دادن حقوق برابر درتمام زمینه ها به بانوان بدون اجبار
۴_ایجاد فضای اجتماعی برای حضور بانوان در جامعه
17 دی
@flith
👍13
پرواز فکر و اندیشه
بزرگترین فمینیست تاریخ و مهمترین مدافع حقوق زنان ایران رضاشاه است! قانون آزادی پوشش و کشف حجاب که در ۱۷دیماه۱۳۱۴ اجرایی شد ٤هدف داشت: ۱-زدودن چهره کریه مذهب از جامعه ۲-مهیا کردن شرایط برای بالندگی زنان در تمام عرصه های اجتماع ۳-دادن حقوق برابر درتمام…
شعر گنج عفت به مناسبت کشف حجاب از پروین اعتصامی
پروین اعتصامی شعر گنج عفت «زن در ایران» بر اساس بخشی از سخنان #رضا_شاه، 17 دیماه 1314 روز کشف حجاب؛پروین اعتصامی شعر گنج عفت «زن در ایران» را سروده است که شروع این سروده با بخشی از سخنان رضا شاه آغاز می شود:
زن در ایران، پیـش از این گویی که ایرانی نبود
پیــــشهاش جز تیرهروزی و پریشــــــانی نبود
زندگی و مــــرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گــــر زان که زندانی نبود
کس چو زن، انـــدر سیاهی قرنها منـــزل نکرد
کس چو زن، در معبــد سالوس قــربانی نبود
در عدالتخانـــــهی انصاف، زن شاهـــد نداشت
در دبستان فضیـــلت، زن دبستـــــــانی نبود
دادخواهیهـــــای زن میمانــد عمری بیجواب
آشکارا بـــــــود این بیــــــداد، پنهـــــــانی نبود
بس کســـان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهــــــــادِ جمله گـــرگی بود، چــوپانی نبود
از بــــــرای زن به میــــــدا ن فــــراخِ زنــــــــدگی
ســرنوشت و قسمتی، جز تنگ میــدانی نبود
نـــــور دانـش را زچشم زن نهـــان میداشتند
این نـــــدانستن ز پستی و گرانجـــــــانی نبود
زن کجــا بافنــده میشــد بینخ و دوک هنـــر
خـــــــرمن و حاصل نبـــود آنجا که دهقانی نبود
میـــوههای دکّـــهی دانش فراوان بــــود ، لیک
بهــــــــر زن هــــرگز نصیبی زین فـــــراوانی نبود
در قفـــــــس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستــــان، نام از این مـــــرغ گلستانی نبود
بهـــــــر زن، تقلیـــد تیه فتنه و چـــــاه بلاست
زیـــــــرک آن زن کاو رهش این راه ظلمانی نبود
آب و رنـــگ از علم میبایست شــــرط برتری
بـــــــــا زمـــــــرّد یاره و لعل بـــــــدخشانی نبود
جلوهیصدپرنیان ، چونیک قبایساده نـیست
عـزت از شایستگی بود، از هوســــــرانی نبود
ارزش پوشنده، کفش و جامــــــه را ارزنده کرد
قــــدر و پستی، با گـــرانی و بـــــه ارزانی نبود
ســــادگی و پاکی و پرهیز، یک یک گــــوهرند
گــــــوهر تابنـــــده، تنهـــــا گوهـــــر کانی نبود
از زر و زیور چه سود آنجا که نــــادان است زن
زیـــــــور و زر، پــــردهپـــــوشِ عیب نادانی نبود
عیبها را جامهی پرهیز پوشاندهست و بــس
جامـــــــهی عجب و هـــ وا، بهتر ز عریانی نبود
@flith
زن سبکساری نبیند تا گـرانسنگ است و پاک
پـــــاک را آسیبی از آلــــــوده دامـــــــانی نبود
زن چو گنجور استو عفت،گنج و حرصو آز،دزد
وای اگـــــــر آگـــــه از آیین نگهبــــــــــانی نبود
اهـــرمن بر سفرهی تقو ی نمیشد میهمــــان
زان که میدانست کان جا، جای مهمانی نبود
پا بــــــه راه راست بایــــد داشت، کاندر راه کج
تـــــوشهای و رهنمـودی، جــــز پشیمانی نبود
چشم و دل ر ا پـــرده میبایست، امـا از عفاف
چــــــادر پـــــــوسیــــــده، بنیاد مسلمانی نبود
خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کــــرد کار
ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود
شهنمیشد گردر این گمگشتـــه کشتیناخدای
ســــــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود
بایـــد این انـــوار را پروین بـــــه چشم عقــل دید
مهــــــر رخشان را نشایـــــد گفت نــورانی نبود
« پروین اعتصامی»
@flith
پروین اعتصامی شعر گنج عفت «زن در ایران» بر اساس بخشی از سخنان #رضا_شاه، 17 دیماه 1314 روز کشف حجاب؛پروین اعتصامی شعر گنج عفت «زن در ایران» را سروده است که شروع این سروده با بخشی از سخنان رضا شاه آغاز می شود:
زن در ایران، پیـش از این گویی که ایرانی نبود
پیــــشهاش جز تیرهروزی و پریشــــــانی نبود
زندگی و مــــرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گــــر زان که زندانی نبود
کس چو زن، انـــدر سیاهی قرنها منـــزل نکرد
کس چو زن، در معبــد سالوس قــربانی نبود
در عدالتخانـــــهی انصاف، زن شاهـــد نداشت
در دبستان فضیـــلت، زن دبستـــــــانی نبود
دادخواهیهـــــای زن میمانــد عمری بیجواب
آشکارا بـــــــود این بیــــــداد، پنهـــــــانی نبود
بس کســـان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهــــــــادِ جمله گـــرگی بود، چــوپانی نبود
از بــــــرای زن به میــــــدا ن فــــراخِ زنــــــــدگی
ســرنوشت و قسمتی، جز تنگ میــدانی نبود
نـــــور دانـش را زچشم زن نهـــان میداشتند
این نـــــدانستن ز پستی و گرانجـــــــانی نبود
زن کجــا بافنــده میشــد بینخ و دوک هنـــر
خـــــــرمن و حاصل نبـــود آنجا که دهقانی نبود
میـــوههای دکّـــهی دانش فراوان بــــود ، لیک
بهــــــــر زن هــــرگز نصیبی زین فـــــراوانی نبود
در قفـــــــس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستــــان، نام از این مـــــرغ گلستانی نبود
بهـــــــر زن، تقلیـــد تیه فتنه و چـــــاه بلاست
زیـــــــرک آن زن کاو رهش این راه ظلمانی نبود
آب و رنـــگ از علم میبایست شــــرط برتری
بـــــــــا زمـــــــرّد یاره و لعل بـــــــدخشانی نبود
جلوهیصدپرنیان ، چونیک قبایساده نـیست
عـزت از شایستگی بود، از هوســــــرانی نبود
ارزش پوشنده، کفش و جامــــــه را ارزنده کرد
قــــدر و پستی، با گـــرانی و بـــــه ارزانی نبود
ســــادگی و پاکی و پرهیز، یک یک گــــوهرند
گــــــوهر تابنـــــده، تنهـــــا گوهـــــر کانی نبود
از زر و زیور چه سود آنجا که نــــادان است زن
زیـــــــور و زر، پــــردهپـــــوشِ عیب نادانی نبود
عیبها را جامهی پرهیز پوشاندهست و بــس
جامـــــــهی عجب و هـــ وا، بهتر ز عریانی نبود
@flith
زن سبکساری نبیند تا گـرانسنگ است و پاک
پـــــاک را آسیبی از آلــــــوده دامـــــــانی نبود
زن چو گنجور استو عفت،گنج و حرصو آز،دزد
وای اگـــــــر آگـــــه از آیین نگهبــــــــــانی نبود
اهـــرمن بر سفرهی تقو ی نمیشد میهمــــان
زان که میدانست کان جا، جای مهمانی نبود
پا بــــــه راه راست بایــــد داشت، کاندر راه کج
تـــــوشهای و رهنمـودی، جــــز پشیمانی نبود
چشم و دل ر ا پـــرده میبایست، امـا از عفاف
چــــــادر پـــــــوسیــــــده، بنیاد مسلمانی نبود
خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کــــرد کار
ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود
شهنمیشد گردر این گمگشتـــه کشتیناخدای
ســــــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود
بایـــد این انـــوار را پروین بـــــه چشم عقــل دید
مهــــــر رخشان را نشایـــــد گفت نــورانی نبود
« پروین اعتصامی»
@flith
❤5👍2👏2
محمد حسینی و محمد مهدی کرمی جاویدنامان ایران زمین در پروندهی چهلم حدیث نجفی در کرج به اعدام محکوم شده بود، امروز 17دی در حالی اعدام شد که در اعتصاب غذای خشک بودند.
#نفرین_به_آئین_شما
https://t.me/flith/12880
@flith
#نفرین_به_آئین_شما
https://t.me/flith/12880
@flith
😢6😭3🔥1
Hayedeh-Ashiyooneh @bestmusik
@bestmusik Telegram Channel
ترانه #آشیونه از زنده یاد هایده تقدیم به همراهان کانال در این شنبه سیاه
هنوز روی درختا فقط جای کلاغه
#گلا پرپرن ای وای یه #دیوونه تو باغه
دلم یک گل آتیش تنم کورهء داغه
ولی تو همه دنیا دریغ از یک چراغه
دریغ از یک چراغه دریغ از یک چراغه
از اون گوشه دنیا به این گوشه رسیدم
نگین دنیا قشنگه قشنگی شو ندیدم
هنوز غم تو وجودم عذاب سینه سوزه
نگین گریه رو بس کن نگین دنیا دو روزه
نگین دنیا دو روزه نگین دنیا دو روزه
کدوم ناله شب گیر کدوم ورد شبونه
کدوم طلسم و جادو دعای عاشقونه
از این گوشه دنیا به اون گوشه دنیا
منو به آشیونه به یارم میرسونه
کدوم جاده کدوم راه کدوم اشک و کدوم آه
کدوم ابرو کدوم اوج کدوم موج و کدوم ماه
از این گوشه دنیا به اون گوشه دنیا
منو به آشیونه به یارم میرسونه
به یارم میرسونه , به یارم میرسونه
هنوز #قافلهء عشق به منزل نرسیده
قریقیم و صدامون به ساحل نرسیده
به ساحل نرسیده، هنوز اشک تو چشمام
نگام خیره به راهه نه آفتاب و نه مهتاب
چقدر دنیا سیاهه چقدر دنیا سیاهه
@flith
https://t.me/flith/12897?single
هنوز روی درختا فقط جای کلاغه
#گلا پرپرن ای وای یه #دیوونه تو باغه
دلم یک گل آتیش تنم کورهء داغه
ولی تو همه دنیا دریغ از یک چراغه
دریغ از یک چراغه دریغ از یک چراغه
از اون گوشه دنیا به این گوشه رسیدم
نگین دنیا قشنگه قشنگی شو ندیدم
هنوز غم تو وجودم عذاب سینه سوزه
نگین گریه رو بس کن نگین دنیا دو روزه
نگین دنیا دو روزه نگین دنیا دو روزه
کدوم ناله شب گیر کدوم ورد شبونه
کدوم طلسم و جادو دعای عاشقونه
از این گوشه دنیا به اون گوشه دنیا
منو به آشیونه به یارم میرسونه
کدوم جاده کدوم راه کدوم اشک و کدوم آه
کدوم ابرو کدوم اوج کدوم موج و کدوم ماه
از این گوشه دنیا به اون گوشه دنیا
منو به آشیونه به یارم میرسونه
به یارم میرسونه , به یارم میرسونه
هنوز #قافلهء عشق به منزل نرسیده
قریقیم و صدامون به ساحل نرسیده
به ساحل نرسیده، هنوز اشک تو چشمام
نگام خیره به راهه نه آفتاب و نه مهتاب
چقدر دنیا سیاهه چقدر دنیا سیاهه
@flith
https://t.me/flith/12897?single
😢3
اگر فکر میکنید هزینه #آزادی زیاد است به پشت سر نگاه کنید و هزینه 43 سال #سکوت را ببینید....
هممیهن آزادی ارزان به دست نمیاید، همه باهم باید متحد بشویم و هزینه آزادی را پرداخت کنیم.
به ۴۳ سال گذشته نگاه کنید و هزینه سکوت خود را ببینید.
صدها هزار اعدام، فساد، قتل، فحشا همه نتیجه سکوت است.
لطفا به خیابان بیایید تا کار را تمام کنیم.
@flith
هممیهن آزادی ارزان به دست نمیاید، همه باهم باید متحد بشویم و هزینه آزادی را پرداخت کنیم.
به ۴۳ سال گذشته نگاه کنید و هزینه سکوت خود را ببینید.
صدها هزار اعدام، فساد، قتل، فحشا همه نتیجه سکوت است.
لطفا به خیابان بیایید تا کار را تمام کنیم.
@flith
🔥3👍2🕊1
دکتر: بعضی وقتا احساس افسردگی می کنم.
این حس منو میترسونه.
قاضی: نمی تونی با دارو کنترلش کنی؟
دکتر: ترجیح میدم بدون دارو این کارو بکنم.
قاضی: پس توام به دارو اعتقاد نداری دکتر!
دکتر: مگه تو به عدالت اعتقاد داری؟!
#سپس_هیچکدام_باقی_نماندند
#آگاتا_کریستی
@flith
این حس منو میترسونه.
قاضی: نمی تونی با دارو کنترلش کنی؟
دکتر: ترجیح میدم بدون دارو این کارو بکنم.
قاضی: پس توام به دارو اعتقاد نداری دکتر!
دکتر: مگه تو به عدالت اعتقاد داری؟!
#سپس_هیچکدام_باقی_نماندند
#آگاتا_کریستی
@flith
👍9
«فقط شدت کثافتکاری دموکراتهاست که خیانت تودهایها را تحتالشعاع قرار داده.»
#صادق_هدایت
منظور هدایت، حزب دموکرات قوام است. و خیانت تودهایها، نقشه آنها برای تجزیه ایران است. موضوعی که هدایت ۸۰ سال پیش فهمید کمونیسم با هدف تجزیه میهن در ایران تأسیس شده و ما الان میفهمیم.
دمکراتها یا همان حزب قوام در انتخابات مجلس ۱۵ کلی تقلب کرد و غوغایی به پا شد و باعث شد خیانت توده در جدا کردن آذربایجان و هدف اصلی یعنی تجزیه کل میهن مخفی بماند.
آنها در اوایل دهه بیست از تجزیه آذربایجان پشتیبانی میکردند و دائم مینوشتند خوش به حال آذربایجان، دیگه آباد شد!
"آذربایجان با رهبری پیشهوری و پشتیبانی استالین در مسیر پیشرفت قرار گرفت!"
یعنی، تشویق به تکهتکه شدن.
آنها فرمان داشتند با تجزیه ایران حکومتهای کمونیستی خود را بر سر کار بیاورند و بعدها یک #فدراسیون یا #فدرالیسم تشکیل بدهند. علاقه آنها به فدرالیسم به همین خاطر است.
در سال ۵۷ آنها تلاش کردند تا کار ناتمام نسل گذشته خود را تکمیل کنند، این بار با رمز دفاع از حقوق «خلقها». #خلق_ترکمن #خلق_کرد #خلق_بلوچ خلق عرب، خلق مسلمان. و برای دفاع از حقوق آنها
فداییان خلق، مجاهدین خلق، چریکهای فدایی خلق با رهبری حزب کمونیست را بوجود آوردند.
الآن کمونیستها با رمز دفاع از #حقوق «ملل یا ملتها» با تاکید بر حقوق « #اقلیتها » و با طلایهداری احزاب نظامی کرد، پشتیبانی همه چپها و رهبری حزب کمونیست میخواهند کار نسل اول و دوم خود را تکمیل کنند. دفاع از حقوق اقلیتهای دینی، مذهبی، قومی، زبانی، جنسیتی و غیره.
هدایت در نامههایی که به شهید نورایی نوشته، در جایی مینویسد:
«عجالتاً که دست دزدها و مادرقحبهها خوب مسخره شدهایم.»
دزدها که همیشه هستند، اما منظور او از «مادرقحبهها» نسل گذشته است.
@flith
بنظر شما اگر صادق هدایت بود چه کسانی را لایق این واژه میدانست؟؟
#منبع : هشتاد و دو نامه صادق هدایت به حسن شهید نورایی.
پ.ن
این کتاب را نگاه کنیم، هدایت در هر نامه بخشی را درباره موضوعات سیاسی کشور مینوشته، و کارهای حزب توده را خرده خرده و با ادبیات مخصوص به خود برای ثبت در تاریخ نوشته.
@flith
#صادق_هدایت
منظور هدایت، حزب دموکرات قوام است. و خیانت تودهایها، نقشه آنها برای تجزیه ایران است. موضوعی که هدایت ۸۰ سال پیش فهمید کمونیسم با هدف تجزیه میهن در ایران تأسیس شده و ما الان میفهمیم.
دمکراتها یا همان حزب قوام در انتخابات مجلس ۱۵ کلی تقلب کرد و غوغایی به پا شد و باعث شد خیانت توده در جدا کردن آذربایجان و هدف اصلی یعنی تجزیه کل میهن مخفی بماند.
آنها در اوایل دهه بیست از تجزیه آذربایجان پشتیبانی میکردند و دائم مینوشتند خوش به حال آذربایجان، دیگه آباد شد!
"آذربایجان با رهبری پیشهوری و پشتیبانی استالین در مسیر پیشرفت قرار گرفت!"
یعنی، تشویق به تکهتکه شدن.
آنها فرمان داشتند با تجزیه ایران حکومتهای کمونیستی خود را بر سر کار بیاورند و بعدها یک #فدراسیون یا #فدرالیسم تشکیل بدهند. علاقه آنها به فدرالیسم به همین خاطر است.
در سال ۵۷ آنها تلاش کردند تا کار ناتمام نسل گذشته خود را تکمیل کنند، این بار با رمز دفاع از حقوق «خلقها». #خلق_ترکمن #خلق_کرد #خلق_بلوچ خلق عرب، خلق مسلمان. و برای دفاع از حقوق آنها
فداییان خلق، مجاهدین خلق، چریکهای فدایی خلق با رهبری حزب کمونیست را بوجود آوردند.
الآن کمونیستها با رمز دفاع از #حقوق «ملل یا ملتها» با تاکید بر حقوق « #اقلیتها » و با طلایهداری احزاب نظامی کرد، پشتیبانی همه چپها و رهبری حزب کمونیست میخواهند کار نسل اول و دوم خود را تکمیل کنند. دفاع از حقوق اقلیتهای دینی، مذهبی، قومی، زبانی، جنسیتی و غیره.
هدایت در نامههایی که به شهید نورایی نوشته، در جایی مینویسد:
«عجالتاً که دست دزدها و مادرقحبهها خوب مسخره شدهایم.»
دزدها که همیشه هستند، اما منظور او از «مادرقحبهها» نسل گذشته است.
@flith
بنظر شما اگر صادق هدایت بود چه کسانی را لایق این واژه میدانست؟؟
#منبع : هشتاد و دو نامه صادق هدایت به حسن شهید نورایی.
پ.ن
این کتاب را نگاه کنیم، هدایت در هر نامه بخشی را درباره موضوعات سیاسی کشور مینوشته، و کارهای حزب توده را خرده خرده و با ادبیات مخصوص به خود برای ثبت در تاریخ نوشته.
@flith
👍10👏2
نیاز به یک کلمه دارم
کلمه ای که مرا از روی زمین بردارد
من مثل ساعتی مریضم
و به دقت درد می کشم
#خدانورلجه_ای
@flith
کلمه ای که مرا از روی زمین بردارد
من مثل ساعتی مریضم
و به دقت درد می کشم
#خدانورلجه_ای
@flith
👍5😢1
اگر یک روز تلویزیون را روشن کنی تا مسابقه فوتبال نگاه کنی و بعد ببینی بازیکنان با اسلحه وارد میشوند و همدیگر را میکشند، و برای تماشاگران هم عادی است، چه حسی پیدا میکنی؟
#دنیای_کافکایی
وقتی در سالگرد #PS752
فارسی زبانانی( نه الزاما ایرانی) از نابودی ایران میگوید یا کسی که (در نزاع کوموله و دموکرات کردستان) سرتاپای وجودش آلوده به خون و کشتار است و همیشه جنگافروز و جنگطلب بوده، پای بر فرشی گذاشته از خون فرزندان مظلوم ایران، گیج و منگ میشوی، مشاعرت از کار میافتد. به این میگویند دنیای کافکایی.
از خودت میپرسی در مراسم سالگرد از زشتی جنگ و خشونت و لزوم دادخواهی باید بگویند، و شخصیتهای صلحطلب آنجا باشند، پس چرا این همه سلبریتی حاضر در این مراسم، اینها را درک نمیکنند؟
تو دنیای کافکایی را میبینی.
دنیای کافکایی همین است. تو در عالم واقعیت چیزهایی را میبینی که حتی در خواب هم انتظار دیدن آنها را نداری. بله، تو درست درک میکنی.
اگر بروی به آنها بگویی، مهتدی چه ربطی به دادخواهی دارد، آنها حتماً با تعجب به تو نگاه میکنند.
نترس! تو اشتباه نمیکنی، آنها با اصول دنیای کافکایی خود زندگی میکنند.
#مسخ شدهاند، میخواهند اعمال خود را عادی جلوه بدهند.
تو درست فکر میکنی! به دیگران هم بگو! اینها عادی نیستند.
@flith
#دنیای_کافکایی
وقتی در سالگرد #PS752
فارسی زبانانی( نه الزاما ایرانی) از نابودی ایران میگوید یا کسی که (در نزاع کوموله و دموکرات کردستان) سرتاپای وجودش آلوده به خون و کشتار است و همیشه جنگافروز و جنگطلب بوده، پای بر فرشی گذاشته از خون فرزندان مظلوم ایران، گیج و منگ میشوی، مشاعرت از کار میافتد. به این میگویند دنیای کافکایی.
از خودت میپرسی در مراسم سالگرد از زشتی جنگ و خشونت و لزوم دادخواهی باید بگویند، و شخصیتهای صلحطلب آنجا باشند، پس چرا این همه سلبریتی حاضر در این مراسم، اینها را درک نمیکنند؟
تو دنیای کافکایی را میبینی.
دنیای کافکایی همین است. تو در عالم واقعیت چیزهایی را میبینی که حتی در خواب هم انتظار دیدن آنها را نداری. بله، تو درست درک میکنی.
اگر بروی به آنها بگویی، مهتدی چه ربطی به دادخواهی دارد، آنها حتماً با تعجب به تو نگاه میکنند.
نترس! تو اشتباه نمیکنی، آنها با اصول دنیای کافکایی خود زندگی میکنند.
#مسخ شدهاند، میخواهند اعمال خود را عادی جلوه بدهند.
تو درست فکر میکنی! به دیگران هم بگو! اینها عادی نیستند.
@flith
👍9
گزارشها میگفت، مردم الجزایر پذیرفتهاند که زندگی همینیست که باید در مستعمره فرانسه، جاری باشد.
افراد زیادی کشته و اعدام شدند نظامیان اوضاع را عادی جلوه میدادند. اما آن روز خاص ناگهان شروع شد؛ پرچمها همراه با زنان و مردان از خانهها بیرون آمد. فریادها یکسره آزادی و استقلال الجزایر بود. هزاران انسان تا آن روز کشته شده بود. معترضان، پایان استعمار فرانسه را میخواستند فرانسوی ها، آنجا را مِلک خود میدانستند. اما ۸سال پایداری، ۱۳۲سال استعمار را به پایان رساند. درست روزهایی که استعمارگران فرانسوی تصور میکردند، همهچیز تمام شده، مردم برای استقلال بیرون ریختند. به نظر میرسید ناگهانیست، اما این ذرات آزادی در هوا بود که سال ۱۹۶۲ وطن را بعد از یک قرن رها کرد از استعمار و زورگویی.
فیلم: #نبرد_الجزایر
آزادی همانند سرود ملیست همه باید ، بایستند آن را همصدا بخوانند، ملتی که ترسو باشد لیاقت آزادی را نخواهد داشت .
@flith
افراد زیادی کشته و اعدام شدند نظامیان اوضاع را عادی جلوه میدادند. اما آن روز خاص ناگهان شروع شد؛ پرچمها همراه با زنان و مردان از خانهها بیرون آمد. فریادها یکسره آزادی و استقلال الجزایر بود. هزاران انسان تا آن روز کشته شده بود. معترضان، پایان استعمار فرانسه را میخواستند فرانسوی ها، آنجا را مِلک خود میدانستند. اما ۸سال پایداری، ۱۳۲سال استعمار را به پایان رساند. درست روزهایی که استعمارگران فرانسوی تصور میکردند، همهچیز تمام شده، مردم برای استقلال بیرون ریختند. به نظر میرسید ناگهانیست، اما این ذرات آزادی در هوا بود که سال ۱۹۶۲ وطن را بعد از یک قرن رها کرد از استعمار و زورگویی.
فیلم: #نبرد_الجزایر
آزادی همانند سرود ملیست همه باید ، بایستند آن را همصدا بخوانند، ملتی که ترسو باشد لیاقت آزادی را نخواهد داشت .
@flith
👍7
چه عاملی باعث ویرانی یک سرزمین میشود؟
در شاهنامه، بخش پادشاهی بهرام گور، حکیم فردوسی داستانی بسیار پرمغز و پر از دانایی روایت میکند از ویرانی یک ده.
روزی بهرام گور، شاهنشاه جوان ساسانی به شکار میرود:
به دست چپش هرمز کدخدای
سوی راستش موبد پاکرای...
آن روز، شهریار ساسانی و همراهان او شکاری نمیکنند و خسته به دهی آباد میرسند.
مردم ده به دیدار شاهنشاه میآیند. بهرام میخواهد مردم او را دعوت کنند تا آنجا شب را بگذراند، اما چنین نشد.
ازان مردمان تنگدل گشت شاه
به خوبی نکرد اندر ایشان نگاه.
و بهرام به موبد چنین گفت: کاین سبز جای،
پر از خانه و مردم و چارپای،
کنام دَد و دام و نخچیر باد،
به جوی اندرون آب چون قیر باد!
موبد متوجه خشم بهرام میشود:
بدانست موبد که فرمان شاه
چه بود٬ اندران سوی ده شد ز راه.
یعنی موبد برای اجرای فرمان پادشاه سوی ده رفت.
حالا بشنوید موبد به مردم ده چه میگوید.
بدیشان چنین گفت: کاین سبزجای
پر از خانه و مردم و چارپای،
خوش آمد شهنشاه بهرام را
یکی تازه کرد اندرین کام را.
دگر گفت موبد، بدان مردمان:
که جاوید دارید دل شادمان.
شما را همه یکسره کرد مِه،
بدان تا کند شهره این خوب ده.
یعنی همه شما مهترید و بزرگترید و کدخدایید.
ادامه سخنان موبد:
@flith
بدین ده زن و کودکان مهترند،
کسی را نباید که فرمان برند.
بدین ده چه مزدور و چه کدخدای،
به یک راه باید که دارند جای.
زن و کودک و مرد جمله مِهید
یکایک همه کدخدای دِهید.
مردم ده از شنیدن این فرمان شاهنشاه خوشحال میشوند:
خروشی برآمد ز پُرمایه ده
ز شادی که گشتند همواره مِه.
زن و مرد ازان پس یکی شد به رآی
پرستار و مزدور با کدخدای.
مردم حتی دانایان خود را هم #نابود کردند:
چو #ناباک شد مردِ بُرنا به ده،
بریدند ناگه سرِ مرد مِه.
آنها خردمندان خود را میکشند و به جان هم میافتند:
همه یک به دیگر برآمیختند
به هرجای بیراه خون ریختند.
حالا ویرانی ده آغاز میشود:
چو برخاست زان روستا رستخیز
گرفتند ناگاه ازان ده گریز.
بماندند پیران ابی پای و پر
بشد آلت ورزش و ساز و بر
همه ده به ویرانی آورد روی.
ده ویران شد و فقط چند پیرمرد و پیرزن باقی ماندند.
👈 دقت کردید ویرانی چگونه رخ داد و چقدر سریع؟
در بیتبیت اشعار فردوسی رموز و اسرار فراوانی نهفته است.
چرا بهرام خشمگین میشود؟
مردمی که هنوز علت آبادانی ده خود را نمیدانند و با وعده برابری به جان هم میافتند، سزاوار این هستند که دهشان ویران شود.
مردمی که ندانند برابری وعدهای دروغ است سرانجامی جز ویرانی ندارند. در فرهنگ ایرانی برتری با دانایان است.
دانایان کسانی هستند که صلاح و منفعت خانواده، محله، ده، شهر، شهرستان و کشور را میدانند. اگر آنها جایگاه برتر خود را از دست بدهند اختیار و سرنوشت یک کشور به دست چهار تا جوان تروریست میافتد که سیبیل استالینی میگذارند، یک کتاب زیر بغل میزنند و ادعای همهچیزدانی دارند.
آنها هنوز هم ادعای همهچیزدانی دارند.
جایگاه بزرگی و دانایی و آهستگی و تجربه هیچ ارزشی برای آنها ندارد.
اما، در فرهنگ ایرانی کسی بالاتر است که داناتر است.
بپرسیدم از مرد نیکو سخن
کسی کو به سال و خرد بُد کهن،
که از ما به یزدان که نزدیکتر؟...
چنین داد پاسخ که دانش گُزین
در همین ابیات بالا دقت کنیم، مرد نیکوسخن، به سال و خرد کهن، دانش.
دانش و تجربه و نیکوخواهی و راستی، دانایی میآورد.
ادامه دارد...
@flith
در شاهنامه، بخش پادشاهی بهرام گور، حکیم فردوسی داستانی بسیار پرمغز و پر از دانایی روایت میکند از ویرانی یک ده.
روزی بهرام گور، شاهنشاه جوان ساسانی به شکار میرود:
به دست چپش هرمز کدخدای
سوی راستش موبد پاکرای...
آن روز، شهریار ساسانی و همراهان او شکاری نمیکنند و خسته به دهی آباد میرسند.
مردم ده به دیدار شاهنشاه میآیند. بهرام میخواهد مردم او را دعوت کنند تا آنجا شب را بگذراند، اما چنین نشد.
ازان مردمان تنگدل گشت شاه
به خوبی نکرد اندر ایشان نگاه.
و بهرام به موبد چنین گفت: کاین سبز جای،
پر از خانه و مردم و چارپای،
کنام دَد و دام و نخچیر باد،
به جوی اندرون آب چون قیر باد!
موبد متوجه خشم بهرام میشود:
بدانست موبد که فرمان شاه
چه بود٬ اندران سوی ده شد ز راه.
یعنی موبد برای اجرای فرمان پادشاه سوی ده رفت.
حالا بشنوید موبد به مردم ده چه میگوید.
بدیشان چنین گفت: کاین سبزجای
پر از خانه و مردم و چارپای،
خوش آمد شهنشاه بهرام را
یکی تازه کرد اندرین کام را.
دگر گفت موبد، بدان مردمان:
که جاوید دارید دل شادمان.
شما را همه یکسره کرد مِه،
بدان تا کند شهره این خوب ده.
یعنی همه شما مهترید و بزرگترید و کدخدایید.
ادامه سخنان موبد:
@flith
بدین ده زن و کودکان مهترند،
کسی را نباید که فرمان برند.
بدین ده چه مزدور و چه کدخدای،
به یک راه باید که دارند جای.
زن و کودک و مرد جمله مِهید
یکایک همه کدخدای دِهید.
مردم ده از شنیدن این فرمان شاهنشاه خوشحال میشوند:
خروشی برآمد ز پُرمایه ده
ز شادی که گشتند همواره مِه.
زن و مرد ازان پس یکی شد به رآی
پرستار و مزدور با کدخدای.
مردم حتی دانایان خود را هم #نابود کردند:
چو #ناباک شد مردِ بُرنا به ده،
بریدند ناگه سرِ مرد مِه.
آنها خردمندان خود را میکشند و به جان هم میافتند:
همه یک به دیگر برآمیختند
به هرجای بیراه خون ریختند.
حالا ویرانی ده آغاز میشود:
چو برخاست زان روستا رستخیز
گرفتند ناگاه ازان ده گریز.
بماندند پیران ابی پای و پر
بشد آلت ورزش و ساز و بر
همه ده به ویرانی آورد روی.
ده ویران شد و فقط چند پیرمرد و پیرزن باقی ماندند.
👈 دقت کردید ویرانی چگونه رخ داد و چقدر سریع؟
در بیتبیت اشعار فردوسی رموز و اسرار فراوانی نهفته است.
چرا بهرام خشمگین میشود؟
مردمی که هنوز علت آبادانی ده خود را نمیدانند و با وعده برابری به جان هم میافتند، سزاوار این هستند که دهشان ویران شود.
مردمی که ندانند برابری وعدهای دروغ است سرانجامی جز ویرانی ندارند. در فرهنگ ایرانی برتری با دانایان است.
دانایان کسانی هستند که صلاح و منفعت خانواده، محله، ده، شهر، شهرستان و کشور را میدانند. اگر آنها جایگاه برتر خود را از دست بدهند اختیار و سرنوشت یک کشور به دست چهار تا جوان تروریست میافتد که سیبیل استالینی میگذارند، یک کتاب زیر بغل میزنند و ادعای همهچیزدانی دارند.
آنها هنوز هم ادعای همهچیزدانی دارند.
جایگاه بزرگی و دانایی و آهستگی و تجربه هیچ ارزشی برای آنها ندارد.
اما، در فرهنگ ایرانی کسی بالاتر است که داناتر است.
بپرسیدم از مرد نیکو سخن
کسی کو به سال و خرد بُد کهن،
که از ما به یزدان که نزدیکتر؟...
چنین داد پاسخ که دانش گُزین
در همین ابیات بالا دقت کنیم، مرد نیکوسخن، به سال و خرد کهن، دانش.
دانش و تجربه و نیکوخواهی و راستی، دانایی میآورد.
ادامه دارد...
@flith
👍5👏3
جعبه کوچکی از #خاک_ایران؛
گزارش کیهان از خروج شاه از ایران در تاریخ ٢٦ دیماه و سال ٥٧
ساعت ۱۳:۰۸ دقیقه دیروز شاه و شهبانو در حالی که هر دو اشک به چشم داشتند و همراه با حاضران گریه میکردند با هواپیمای جت شاهین فرودگاه مهرآباد را ترک کردند.
شاه در موقعی که تهران را ترک میکرد در گفتگوی کوتاهی با خبرنگاران گفت:
امیدوارم که دولت بتواند هم در ترمیم گذشته و هم در پایهگذاری آینده موفق شود و برای اینکار ما مدتی همکاری و حس وطنپرستی را به اشد کلمه احتیاج داریم.
شهبانو نیر طی مصاحبهای گفت: اطمینان دارم استقلال ملت و وحدت ملی همیشه پایدار خواهد ماند.
من به ملت ایران اعتقاد دارم، به فرهنگ ایران اعتقاد دارم و امیدوارم و میدانم که خداوند همیشه پشت و پناه ملت خواهد بود.
در ساعت ۱۳:۰۸ دقیقه هواپیمای جت شاهین حامل شاه و شهبانو تهران را به قصد اسوان مصر ترک گفت.
خبرگزاریها از قول یک مقام دربار نقل کردند که شاه جعبه کوچکی از خاک ایران را همراه برده است.
@flith
گزارش کیهان از خروج شاه از ایران در تاریخ ٢٦ دیماه و سال ٥٧
ساعت ۱۳:۰۸ دقیقه دیروز شاه و شهبانو در حالی که هر دو اشک به چشم داشتند و همراه با حاضران گریه میکردند با هواپیمای جت شاهین فرودگاه مهرآباد را ترک کردند.
شاه در موقعی که تهران را ترک میکرد در گفتگوی کوتاهی با خبرنگاران گفت:
امیدوارم که دولت بتواند هم در ترمیم گذشته و هم در پایهگذاری آینده موفق شود و برای اینکار ما مدتی همکاری و حس وطنپرستی را به اشد کلمه احتیاج داریم.
شهبانو نیر طی مصاحبهای گفت: اطمینان دارم استقلال ملت و وحدت ملی همیشه پایدار خواهد ماند.
من به ملت ایران اعتقاد دارم، به فرهنگ ایران اعتقاد دارم و امیدوارم و میدانم که خداوند همیشه پشت و پناه ملت خواهد بود.
در ساعت ۱۳:۰۸ دقیقه هواپیمای جت شاهین حامل شاه و شهبانو تهران را به قصد اسوان مصر ترک گفت.
خبرگزاریها از قول یک مقام دربار نقل کردند که شاه جعبه کوچکی از خاک ایران را همراه برده است.
@flith
❤7👍6
نبودن تو فقط نبودن تو نیست
نبودن خیلی چیزهاست
کلاه روی سرمان نمی ایستد
شعر نمی چسبد
پول در جیبمان دوام نمی آورد
نمک از نان رفته
خنکی از آب
ما بی تو فقیر شده ایم ...
#رسول_یونان
@flith
نبودن خیلی چیزهاست
کلاه روی سرمان نمی ایستد
شعر نمی چسبد
پول در جیبمان دوام نمی آورد
نمک از نان رفته
خنکی از آب
ما بی تو فقیر شده ایم ...
#رسول_یونان
@flith
👍7😢2
داستان ویرانی یک ده از شاهنامه گفته شد. حالا ادامه داستان و چگونه آباد شدن آن...
بهرام پس از یک سال، باز از آن ده میگذشت که دید به ویرانهای تبدیل شده. او از دستور خود پشیمان شد و به موبد دستور آبادانی ده را داد.
دل شاه بهرام ناشاد گشت،
ز یزدان بترسید و پر داد گشت.
به موبد چنین گفت: کای روزبه!
دریغست ویران چنین خوب ده
برو تیز و آباد گردان به گنج
چنان کن کزین پس نبینند رنج!
موبد روزبه میرود و پیرمردی را در آن ده پیدا میکند و از او علت ویرانی را میپرسد و پیرمرد جریان را میگوید.
سپس روزبه میپرسد آیا شخصی دانا سراغ دارد که اینجا را آباد کند؟
پیرمرد میگوید خودش سالها تجربه آباد کردن دارد.
بدو روزبه گفت مهتر تو باش
بدین جای ویران به سر بر تو باش!
و سرمایه لازم را هم میدهد.
سه سال میگذرد.
به سالی سه دیگر بیاراست ده
برآمد ز ورزش همه کام مه.
حالا ده آباد شده که باز گذر شاهنشاه جوان ساسانی به آن روستا میافتد و از دیدن آبادانی ده شادمان میشود. بهرام از روزبه میپرسد چکار کرد که ده به آن سادگی ویران شد و سپس آباد شد.
و موبد چنین پاسخ میدهد:
بدو گفت موبد که از یک سخن
به پای آمد این شارستان کهن.
همان از یک اندیشه آباد شد
دل شاه ایران ازین شاد شد.
شارستان: شهرستان
از یک سخن (وعده برابری) ویران شد و با اندیشه آبادانی(کوشش و سرمایهگذاری و مدیریت و برنامهریزی) آباد شد.
در پایان موبد روزبه به شهریار جوان و نامدار ساسانی چنین اندرز میدهد:
سخن بهتر از گوهر نامدار
چو بر جایگه بر برندش به کار.
خرد شاه باید زبان پهلوان
چو خواهی که بیرنج ماند روان
موبد میگوید: سخن خردمندانه از نژاد و گوهر برتر است و پادشاه باید خردمند باشد.
داستان به پایان رسید. اما چند نکته:
۱. اینکه در شاهنامه موبدی به شاهنشاه انتقاد میکند و سخن خردمندانه را بالاتر از نژاد و گوهر او میداند، همان راز ماندگاری جاودانه ایران است.
(به این وراجیهای کمونیستی دقت کنید! نمونهی سخنان نابخردانه و ویرانگر)
۲. ویرانی نه هنر خاصی میخواهد و نه زمانبر است. کافیست کارهای بزرگ را به دست آدمهای کوچک بدهید.
ویرانی ده در چند روز رخ داد و به دست بیخردان.
اما آبادانی. گاو نر میخواهد و مرد کهن. سالها زحمت و کار و برنامهریزی.
آبادانی ده، سه سال طول کشید و با مدیریت خردمندان.
۳. وعده پوچ نان کار آزادی یا برابری برادری و دهها شعار فریبنده، صد سال است که آتش بر خرمن و هستی ایرانیها زده، دقیقاً مثل برابری در ده.
۴. آبادانی با خردورزی، برنامهریزی و کوشش و همکاری همهی مردم بوجود میآید، با حکومت قانون. قانون برآمده از خرد جامعه و نه با ایدئولوژی لنین.
۵. آنجا که فردوسی میگوید:
چو ناباک شد مردِ برنا به ده،
بریدند ناگه سر مرد مِه.
ناباک شدن مرد جوان: یعنی مانند جزنی و حمید اشرف تروریست شدن. اینکه فکر کنند با کشتن دیگران به برابری میرسند.
پایان
@flith
https://t.me/flith/12905
بهرام پس از یک سال، باز از آن ده میگذشت که دید به ویرانهای تبدیل شده. او از دستور خود پشیمان شد و به موبد دستور آبادانی ده را داد.
دل شاه بهرام ناشاد گشت،
ز یزدان بترسید و پر داد گشت.
به موبد چنین گفت: کای روزبه!
دریغست ویران چنین خوب ده
برو تیز و آباد گردان به گنج
چنان کن کزین پس نبینند رنج!
موبد روزبه میرود و پیرمردی را در آن ده پیدا میکند و از او علت ویرانی را میپرسد و پیرمرد جریان را میگوید.
سپس روزبه میپرسد آیا شخصی دانا سراغ دارد که اینجا را آباد کند؟
پیرمرد میگوید خودش سالها تجربه آباد کردن دارد.
بدو روزبه گفت مهتر تو باش
بدین جای ویران به سر بر تو باش!
و سرمایه لازم را هم میدهد.
سه سال میگذرد.
به سالی سه دیگر بیاراست ده
برآمد ز ورزش همه کام مه.
حالا ده آباد شده که باز گذر شاهنشاه جوان ساسانی به آن روستا میافتد و از دیدن آبادانی ده شادمان میشود. بهرام از روزبه میپرسد چکار کرد که ده به آن سادگی ویران شد و سپس آباد شد.
و موبد چنین پاسخ میدهد:
بدو گفت موبد که از یک سخن
به پای آمد این شارستان کهن.
همان از یک اندیشه آباد شد
دل شاه ایران ازین شاد شد.
شارستان: شهرستان
از یک سخن (وعده برابری) ویران شد و با اندیشه آبادانی(کوشش و سرمایهگذاری و مدیریت و برنامهریزی) آباد شد.
در پایان موبد روزبه به شهریار جوان و نامدار ساسانی چنین اندرز میدهد:
سخن بهتر از گوهر نامدار
چو بر جایگه بر برندش به کار.
خرد شاه باید زبان پهلوان
چو خواهی که بیرنج ماند روان
موبد میگوید: سخن خردمندانه از نژاد و گوهر برتر است و پادشاه باید خردمند باشد.
داستان به پایان رسید. اما چند نکته:
۱. اینکه در شاهنامه موبدی به شاهنشاه انتقاد میکند و سخن خردمندانه را بالاتر از نژاد و گوهر او میداند، همان راز ماندگاری جاودانه ایران است.
(به این وراجیهای کمونیستی دقت کنید! نمونهی سخنان نابخردانه و ویرانگر)
۲. ویرانی نه هنر خاصی میخواهد و نه زمانبر است. کافیست کارهای بزرگ را به دست آدمهای کوچک بدهید.
ویرانی ده در چند روز رخ داد و به دست بیخردان.
اما آبادانی. گاو نر میخواهد و مرد کهن. سالها زحمت و کار و برنامهریزی.
آبادانی ده، سه سال طول کشید و با مدیریت خردمندان.
۳. وعده پوچ نان کار آزادی یا برابری برادری و دهها شعار فریبنده، صد سال است که آتش بر خرمن و هستی ایرانیها زده، دقیقاً مثل برابری در ده.
۴. آبادانی با خردورزی، برنامهریزی و کوشش و همکاری همهی مردم بوجود میآید، با حکومت قانون. قانون برآمده از خرد جامعه و نه با ایدئولوژی لنین.
۵. آنجا که فردوسی میگوید:
چو ناباک شد مردِ برنا به ده،
بریدند ناگه سر مرد مِه.
ناباک شدن مرد جوان: یعنی مانند جزنی و حمید اشرف تروریست شدن. اینکه فکر کنند با کشتن دیگران به برابری میرسند.
پایان
@flith
https://t.me/flith/12905
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
چه عاملی باعث ویرانی یک سرزمین میشود؟
در شاهنامه، بخش پادشاهی بهرام گور، حکیم فردوسی داستانی بسیار پرمغز و پر از دانایی روایت میکند از ویرانی یک ده.
روزی بهرام گور، شاهنشاه جوان ساسانی به شکار میرود:
به دست چپش هرمز کدخدای
سوی راستش موبد پاکرای...
آن…
در شاهنامه، بخش پادشاهی بهرام گور، حکیم فردوسی داستانی بسیار پرمغز و پر از دانایی روایت میکند از ویرانی یک ده.
روزی بهرام گور، شاهنشاه جوان ساسانی به شکار میرود:
به دست چپش هرمز کدخدای
سوی راستش موبد پاکرای...
آن…
👍8
Forwarded from Vahid Bahman وحید بهمن
📜🕯🖋 نطفه شما با دروغ و جعل و شیادی بسته شده
✅وحید بهمن/ ادعای خارج کردن جواهرات ملی از ایران، توسط محمدرضاشاه پهلوی یک دروغ آشکار است
🔸 لیست جواهرات ملی ایران هم قبل از سال ۵۷ و هم بعد از آن کاملا مشخص و در دسترس است.
🔸 بانک مرکزی جمهوری اسلامی هم چند سال پیش یک گزارش کامل ویدئویی از جواهرات ملی تهیه و پخش کرد.
🔸 همچنین ما بواسطه کتابهای «جواهرات سلطنتی ایران» و «پانصد سال تاریخ جواهرات سلطنتی ایران» که قبل از سال ۵۷ و کتاب «خزانه جواهرات ملی» که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی چاپ شده، از لیست دقیق جواهرات ملی ایران آگاهی داریم.
🔸 فقط میتوان گفت ننگ بر شما که حتی آداب دشمنی را هم نمیدانید.
🔸 همچنین این شخص که جایگاه سخنگوی دولت را دارد اما اندازه بز اَخفَش نمیفهمد، ادعا کرده که تاج پهلوی و تاج شهبانو توسط محمدرضا شاه پهلوی از ایران خارج شده است.
🔸 لطفا یکی دست این مفلوک را بگیرد، ببرد موزه جواهرات ملی در خیابان فردوسی تهران، چون هر دو تاج آنجا هستند و تا امروز شاید چند میلیون ایرانی آنها را از نزدیک دیدهاند.
🆔 @vahidbahman1
✅وحید بهمن/ ادعای خارج کردن جواهرات ملی از ایران، توسط محمدرضاشاه پهلوی یک دروغ آشکار است
🔸 لیست جواهرات ملی ایران هم قبل از سال ۵۷ و هم بعد از آن کاملا مشخص و در دسترس است.
🔸 بانک مرکزی جمهوری اسلامی هم چند سال پیش یک گزارش کامل ویدئویی از جواهرات ملی تهیه و پخش کرد.
🔸 همچنین ما بواسطه کتابهای «جواهرات سلطنتی ایران» و «پانصد سال تاریخ جواهرات سلطنتی ایران» که قبل از سال ۵۷ و کتاب «خزانه جواهرات ملی» که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی چاپ شده، از لیست دقیق جواهرات ملی ایران آگاهی داریم.
🔸 فقط میتوان گفت ننگ بر شما که حتی آداب دشمنی را هم نمیدانید.
🔸 همچنین این شخص که جایگاه سخنگوی دولت را دارد اما اندازه بز اَخفَش نمیفهمد، ادعا کرده که تاج پهلوی و تاج شهبانو توسط محمدرضا شاه پهلوی از ایران خارج شده است.
🔸 لطفا یکی دست این مفلوک را بگیرد، ببرد موزه جواهرات ملی در خیابان فردوسی تهران، چون هر دو تاج آنجا هستند و تا امروز شاید چند میلیون ایرانی آنها را از نزدیک دیدهاند.
🆔 @vahidbahman1
👍8