#زینب_مولاییراد :" بچم #کیان_پیرفلک به خاطر حفظ نکردن آیه قرآن او را تنبیه کردم ، به من گفت من ایرانیم عرب نیستم.
برای بچه ام قران پخش نکنید او عاشق #شاهنامه بود"
شعار زینب مولاییراد در مراسم خاکسپاری کیان پیرفلک:
#ما_ملت_کبیریم
#ایران_رو_پس_میگیریم
@flith
https://t.me/flith/12845
برای بچه ام قران پخش نکنید او عاشق #شاهنامه بود"
شعار زینب مولاییراد در مراسم خاکسپاری کیان پیرفلک:
#ما_ملت_کبیریم
#ایران_رو_پس_میگیریم
@flith
https://t.me/flith/12845
👍17👏1
پرواز فکر و اندیشه
این یک نبرد تمام عیار است نبرد بین خیر و شر زندگی و مرگ زیبایی و زشتی عشق و نفرت شرافت و بی عفتی ارجمندی و ذلت پاکنژادی و بد نژادی وارستگی و وابستگی آزادگی و بندگی جاودانگی و فراموشی شما در کدام سمت این نبرد هستید؟ در هر سمت از نبرد هستید فریاد بزنید اما…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ظالم شاخ و دم ندارد و ترسو هم پلاک و گردن اویز ندارد که برای همه قابل شناسایی باشند.
نه ظلم جسم خارجی قابل لمس است که برای همه مشهود باشد و نه خوبی و نیکی و شرافت وجود جسمی دارند که همه ببیند و ستایشش کنند اما....
چیزی به اسم وجدان درون همه ما وجود دارد که همان نور افریدگار است که باعث میشود هیچ ظلمی نماند و ظالم از بین برود ولی خوبی همیشه میماند و نیک نامان همیشه جاویدان میشوند و هر لحظه و هرجا، از هرگوشه کنار جهان هستی باهمه سرکوبگری مجدد متولد میشود و قویتر...
به وجدان خودت سربزن هموطن ببین چقدر ظلم دیدی و دم نزدی چقدر خواسته یا ناخواسته به ظالم کمک کردی و امروز کجای کار هستی..
امروز نبرد خیر و شر، نور و تاریکی، شرافت و منفعت در جریان است...
شما تو کدوم جبهه میجنگی؟؟
ما بیشماریم فقط باید بهم بپیوندیم ترس ضحاک از اتحاد ماست نه سلاح و قدرتهای دنیا..
@flith
نه ظلم جسم خارجی قابل لمس است که برای همه مشهود باشد و نه خوبی و نیکی و شرافت وجود جسمی دارند که همه ببیند و ستایشش کنند اما....
چیزی به اسم وجدان درون همه ما وجود دارد که همان نور افریدگار است که باعث میشود هیچ ظلمی نماند و ظالم از بین برود ولی خوبی همیشه میماند و نیک نامان همیشه جاویدان میشوند و هر لحظه و هرجا، از هرگوشه کنار جهان هستی باهمه سرکوبگری مجدد متولد میشود و قویتر...
به وجدان خودت سربزن هموطن ببین چقدر ظلم دیدی و دم نزدی چقدر خواسته یا ناخواسته به ظالم کمک کردی و امروز کجای کار هستی..
امروز نبرد خیر و شر، نور و تاریکی، شرافت و منفعت در جریان است...
شما تو کدوم جبهه میجنگی؟؟
ما بیشماریم فقط باید بهم بپیوندیم ترس ضحاک از اتحاد ماست نه سلاح و قدرتهای دنیا..
@flith
👏10👍4👎1
دوستان عزیز اعلام کردن بیمارستان های جوانرود نیاز مبرم به خون دارند. دوستانی که امکانش براشون مهیاست از اهدای خون غافل نشوند.
@flith
@flith
👍3
پرواز فکر و اندیشه pinned «دوستان عزیز اعلام کردن بیمارستان های جوانرود نیاز مبرم به خون دارند. دوستانی که امکانش براشون مهیاست از اهدای خون غافل نشوند. @flith»
هموطنان کرد در شاهنامه در نبرد با ضحاک ماردوش
در شاهنامه فردوسی آمده است که در دوران ضحاک ماردوش هر روز مغز دو جوان آریایی خوراک ماران برآمده از دوش این ستمگر می شد و این کشتار مدتها بدین گونه ادامه می ابد تا اینکه دو مرد آزاده به نامهای ارماییل و گرماییل به منظور جلوگیری از این رفتار به طریقی به آشپزخانه ضحاک نفوذ میکندند و تهییه خوراک ماران را بر عهده می گیرند و هر روز به جای مغز دو جوان مغز یک جوان را با مغز گوسفندی مخلوط نموده و به خورد ماران میدهد و بدین صورت هر روزه یک جوان را از مرگ حتمی نجات میدهد و برای آنکه از دست ضحاک در امان باشد آنها را به کوهستانها میبرد و برایشان گوسفند و بز تهیه می نماید.و حکیم فرزانه توس در این باره می فرماید
کنون کرد از آن تخمه دارد نژاد
کز آباد ناید به دل برش یاد
@flith
به یقین با توجه به همین داستان می باشد که زنده یاد استاد ملک الشعرای بهار براین باور بوده که هر کجای شاهنامه فردوسی (گرد گران فراز) آمده در حقیقت درست آن (کرد گردن فراز ) است.
علاوه بر سروده سخنسرای بزرگ ایرانشهر در شاهنامه در سروده های کهن آئینی کردان اهل حق (یارسان) نیز در این باره چنین آمده:
اصل من جه کرد
با بوم کردنان اصل من جه کرد
من او شینان چنی و دسه کرد
سلسله سپای ضحاک کردم هرد
ترجمه:از تبار کرد هستم, پدرم هم کرد بوده , من از گروه شیرمردان کردی هستم , که سپاهیان ضحاک را تارو مار کردیم...
در شاهنامه میخوانیم...
زنان پیش خوالیگران تاختند
ز بالا به روی اندر انداختند
پر از درد خوالیگران را جگر
پر از خون دو دیده پر از کینه سر
همی بنگرید این بدان آن بدین
ز کردار بیداد شاه زمین
از آن دو یکی را بپرداختند
جز این چارهای نیز نشناختند
برون کرد مغز سر گوسفند
بیامیخت با مغز آن ارجمند
یکی را به جان داد زنهار و گفت
نگر تا بیاری سر اندر نهفت
نگر تا نباشی به آباد شهر
تو را از جهان دشت و کوه است بهر
به جای سرش زان سری بیبها
خورش ساختند از پی اژدها
از این گونه هر ماهیان سیجوان
از ایشان همی یافتندی روان
چو گرد آمدی مرد از ایشان دویست
بر آن سان که نشناختندی که کیست
خورشگر بدیشان بزی چند و میش
سپردی و صحرا نهادند پیش
کنون #کُرد از آن تخمه دارد نژاد
که ز آباد ناید به دل برش یاد
پس آیین ضحاک وارونه خوی
چنان بد که چون میبدش آرزوی
ز مردان جنگی یکی خواستی
به کشتی چو با دیو برخاستی
@flith
در شاهنامه فردوسی آمده است که در دوران ضحاک ماردوش هر روز مغز دو جوان آریایی خوراک ماران برآمده از دوش این ستمگر می شد و این کشتار مدتها بدین گونه ادامه می ابد تا اینکه دو مرد آزاده به نامهای ارماییل و گرماییل به منظور جلوگیری از این رفتار به طریقی به آشپزخانه ضحاک نفوذ میکندند و تهییه خوراک ماران را بر عهده می گیرند و هر روز به جای مغز دو جوان مغز یک جوان را با مغز گوسفندی مخلوط نموده و به خورد ماران میدهد و بدین صورت هر روزه یک جوان را از مرگ حتمی نجات میدهد و برای آنکه از دست ضحاک در امان باشد آنها را به کوهستانها میبرد و برایشان گوسفند و بز تهیه می نماید.و حکیم فرزانه توس در این باره می فرماید
کنون کرد از آن تخمه دارد نژاد
کز آباد ناید به دل برش یاد
@flith
به یقین با توجه به همین داستان می باشد که زنده یاد استاد ملک الشعرای بهار براین باور بوده که هر کجای شاهنامه فردوسی (گرد گران فراز) آمده در حقیقت درست آن (کرد گردن فراز ) است.
علاوه بر سروده سخنسرای بزرگ ایرانشهر در شاهنامه در سروده های کهن آئینی کردان اهل حق (یارسان) نیز در این باره چنین آمده:
اصل من جه کرد
با بوم کردنان اصل من جه کرد
من او شینان چنی و دسه کرد
سلسله سپای ضحاک کردم هرد
ترجمه:از تبار کرد هستم, پدرم هم کرد بوده , من از گروه شیرمردان کردی هستم , که سپاهیان ضحاک را تارو مار کردیم...
در شاهنامه میخوانیم...
زنان پیش خوالیگران تاختند
ز بالا به روی اندر انداختند
پر از درد خوالیگران را جگر
پر از خون دو دیده پر از کینه سر
همی بنگرید این بدان آن بدین
ز کردار بیداد شاه زمین
از آن دو یکی را بپرداختند
جز این چارهای نیز نشناختند
برون کرد مغز سر گوسفند
بیامیخت با مغز آن ارجمند
یکی را به جان داد زنهار و گفت
نگر تا بیاری سر اندر نهفت
نگر تا نباشی به آباد شهر
تو را از جهان دشت و کوه است بهر
به جای سرش زان سری بیبها
خورش ساختند از پی اژدها
از این گونه هر ماهیان سیجوان
از ایشان همی یافتندی روان
چو گرد آمدی مرد از ایشان دویست
بر آن سان که نشناختندی که کیست
خورشگر بدیشان بزی چند و میش
سپردی و صحرا نهادند پیش
کنون #کُرد از آن تخمه دارد نژاد
که ز آباد ناید به دل برش یاد
پس آیین ضحاک وارونه خوی
چنان بد که چون میبدش آرزوی
ز مردان جنگی یکی خواستی
به کشتی چو با دیو برخاستی
@flith
👍10👎1
«ملت را نمیشود کشت، و پادشاه را میشود. با مرگ پادشاه، ملتی میمیرد»
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
@flith
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
@flith
👌5
پرواز فکر و اندیشه
تو مپندار ، که در فکر تنم نگرانم،نگران سرطان وطنم او که بیمار شود ما همه ایم منکه بیمار شوم ، یک بدنم وطنم از تن من خسته تر است درک کن درد مرا از سخنم @flith ️ما مدیونِ #ایران هستیم از همان دَم, بیآنکه سزاوارش باشیم، افتخار یافتیم که #ایرانی ، زاده…
یاد پدر نمیکنند این پسران ناخلف؟!
(نوشتهی با سوز و گداز یک وطنخواه در عصر #مشروطه(
ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺗﻮﯾﯽ ﻣﺎﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﺎ، ﺗﻮﯾﯽ ﻣﺪﻓﻦ ﺁﺑﺎﺀ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﻣﺎ، ﺗﻮ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﺎﮎ ﭘﺎﮐﺖ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﻭ ﺧﻮنهای ﻃﯿﺐ ﻃﺎﻫﺮ ﻧﯿﺎﮐﺎﻥﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺩﺭﺳﺘﯽﺍﺕ ﺭﯾﺨﺘﻪ ... ﻣﺸﺎﻡ ﺟﺎﻥﻣﺎﻥ ﮔﻠﻬﺎﯼ محبت ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻮﯾﯿﺪﻩ ... ﺗﻮﯾﯽ ﻧﺎﻣﻮﺱِ ﺍﻋﻈﻢِ ﻧﻮﺑﺎﻭﮔﺎﻥِ ﺧﻮﯾﺶ.
ﺍﯼ ﻭﻃﻦ، ﺍﯼ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﺎ
ﺑﺮ ﻓﻠﮏ ﺷﺪ ﺍﺯ ﻏﻤﺖ ﺍﻓﻐﺎﻥ ﻣﺎ
ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﺎﺧﻠﻒ فرﺯﻧﺪﺍﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﯼ ﻭ ﭼﻪ ﺑﯽﺣﻤﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭ ﺣﻔﻆ ﻧﺎﻣﻮﺳﺖ نجوشیده ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻧﮑﻮﺷﯿﺪﻩ؟
ﺑﯽﺷﺮﻣﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺍﻏﯿﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺮﯾﻢ ﻋﺼﻤﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ، ﻣﻌﺸﻮﻗﺎﻧﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﻗﺎﺑﺘﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﮔﺎﻫﯽ به ﺷﻤﺎﻝ ﻣﺘﻤﺎﯾﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﻪ ﺟﻨﻮﺏ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ، ﺑﺮﺧﯽ ﺷﻮﻫﺮ تازه ﺍﺯ ﺑﺮ ﺍﻋﻈﻢ ﻣﻐﺮﺏ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﺑﯽﺣﻤﯿﺘﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺖ ﺭﺍ همین بس ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻧﺎﺋﺖ ﻓﻄﺮﺕ ﻭ ﺑﯽﻏﯿﺮﺗﯽ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺭﻧﺎﻭﺗﻬﺎﯼ فرومایه ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻮﺳﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.
ﺑﯽﺷﺮﻑ ﭼﻮﻥ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺯﺩ ﺑﺮ ﺷﺮﻑ
ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﺩِ ﮐﯿﻦ ﺧﺎﮎ ﺷﺮﻑ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ حبلﺍﻟﻤﺘﯿﻦ - ﮐﻠﮑﺘﻪ - ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﻓﮑﺮ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ اﯾﺮﺍﻥ
ﻧﮕﺎﺭﺵ: ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻬﺮ ﻧﻮﺭﻣﺤﻤﺪﺧﺎﻥ، ﺻﻔﺤﻪ ۱۷۸
@flith
(نوشتهی با سوز و گداز یک وطنخواه در عصر #مشروطه(
ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺗﻮﯾﯽ ﻣﺎﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﺎ، ﺗﻮﯾﯽ ﻣﺪﻓﻦ ﺁﺑﺎﺀ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﻣﺎ، ﺗﻮ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﺎﮎ ﭘﺎﮐﺖ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﻭ ﺧﻮنهای ﻃﯿﺐ ﻃﺎﻫﺮ ﻧﯿﺎﮐﺎﻥﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺩﺭﺳﺘﯽﺍﺕ ﺭﯾﺨﺘﻪ ... ﻣﺸﺎﻡ ﺟﺎﻥﻣﺎﻥ ﮔﻠﻬﺎﯼ محبت ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻮﯾﯿﺪﻩ ... ﺗﻮﯾﯽ ﻧﺎﻣﻮﺱِ ﺍﻋﻈﻢِ ﻧﻮﺑﺎﻭﮔﺎﻥِ ﺧﻮﯾﺶ.
ﺍﯼ ﻭﻃﻦ، ﺍﯼ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﺎ
ﺑﺮ ﻓﻠﮏ ﺷﺪ ﺍﺯ ﻏﻤﺖ ﺍﻓﻐﺎﻥ ﻣﺎ
ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﺎﺧﻠﻒ فرﺯﻧﺪﺍﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﯼ ﻭ ﭼﻪ ﺑﯽﺣﻤﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﺩﺭ ﺣﻔﻆ ﻧﺎﻣﻮﺳﺖ نجوشیده ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻧﮑﻮﺷﯿﺪﻩ؟
ﺑﯽﺷﺮﻣﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﭘﺎﯼ ﺍﻏﯿﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺮﯾﻢ ﻋﺼﻤﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ، ﻣﻌﺸﻮﻗﺎﻧﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﻗﺎﺑﺘﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﮔﺎﻫﯽ به ﺷﻤﺎﻝ ﻣﺘﻤﺎﯾﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﻪ ﺟﻨﻮﺏ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ، ﺑﺮﺧﯽ ﺷﻮﻫﺮ تازه ﺍﺯ ﺑﺮ ﺍﻋﻈﻢ ﻣﻐﺮﺏ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﺑﯽﺣﻤﯿﺘﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺖ ﺭﺍ همین بس ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻧﺎﺋﺖ ﻓﻄﺮﺕ ﻭ ﺑﯽﻏﯿﺮﺗﯽ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺭﻧﺎﻭﺗﻬﺎﯼ فرومایه ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻮﺳﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.
ﺑﯽﺷﺮﻑ ﭼﻮﻥ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺯﺩ ﺑﺮ ﺷﺮﻑ
ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﺩِ ﮐﯿﻦ ﺧﺎﮎ ﺷﺮﻑ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ حبلﺍﻟﻤﺘﯿﻦ - ﮐﻠﮑﺘﻪ - ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﻓﮑﺮ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ اﯾﺮﺍﻥ
ﻧﮕﺎﺭﺵ: ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻬﺮ ﻧﻮﺭﻣﺤﻤﺪﺧﺎﻥ، ﺻﻔﺤﻪ ۱۷۸
@flith
👏4👍1
مردی از پارکی رد میشد. دو سیاستمدار روی نیمکت مشغول صحبت بودند. یکی به دیگری گفت: ما باید ۵۰ هزار زندانی و یک کانگورو را بکشیم تا اوضاع آرام شود!
مرد به دو سیاستمدار گفت: کانگورو دیگر چرا؟!
خندیدند و گفتند: برای اینکه آن ۵۰ هزار زندانی یادت برود...
@flith
مرد به دو سیاستمدار گفت: کانگورو دیگر چرا؟!
خندیدند و گفتند: برای اینکه آن ۵۰ هزار زندانی یادت برود...
@flith
👍9
#ائتلاف
در اغلب کشورهای پیشرفته جهان، ائتلافهای سیاسی چنین شکل میگیرند که گروهها یا فعالان سیاسی گرد هم میآیند، مذاکراتی میکنند، چارچوب و اساسنامهای مینویسند، تقسیم کار و مسئولیت میکنند؛ سپس طرحها و پروژههایی را تعیین و پیگیری مینمایند.
بسیاری از موفقترین ائتلافهای سیاسی تاریخ اینچنین شکل گرفتند. حتی برخی از آنها کمکم از یک ائتلاف نیز منسجمتر شده و از دلشان یک یا چند حزب سیاسی زاده شد.
در ایران اما از فرط واپسماندگی فرهنگی-سیاسی و از آنجا که همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید و خلاصه «بیله دیگ، بیله چغندر»، برخی چهرهها به جای تماس مستقیم و گفتگوی صادقانه با یکدیگر، روشی که برگزیدهاند آنست که بقیه را آنقدر در فشار و رودربایستی قرار دهند تا ائتلافی شکل گیرد!
چندین هفته است که هواداران گمنام یا غیرگمنام چهار پنج فعال سیاسی/اجتماعی در شبکههای اجتماعی راه افتادهاند به چهار پنج فعال دیگر اصرار میکنند که باید ائتلاف تشکیل دهید، وگرنه خودخواهاید و مسئولیت دلسرد شدن مردم یا شکست اعتراضات با شماست و غیره.
بخش مضحکتر ماجرا اینجاست که:
نخست، هیچکس توضیح نمیدهد که چرا الّا و بلّا باید حتما حتما همین چهار پنج نفر خاص ائتلاف تشکیل دهند؟ خلاصه این چهار پنج نفر چه صلاحیت یا قدرت جادویی ویژهای دارند؟
دوم و مهمتر آنکه، چرا هیچیک از این چهار پنج نفر تاکنون نتوانسته یا نخواسته یک سازمان سیاسی بسازد؟و اگر کسی نخواسته یا نتوانسته یک گروه ده بیست نفره از هواداران خود را در قالب یک سازمان سیاسی گرد هم بیاورد و چند طرح و پروژه عملی را پیش ببرد، وجود او چه گلی به سر ائتلاف میزند؟
سوم، چرا برای تشکیل ائتلاف سیاسی، حتما باید همه این پنج شش نفر همزمان حضور داشته باشند؟ چرا نمیتوان از کوچک آغازید تا به بزرگ رسید؟ مثلا چرا دو نفرشان نمیتوانند با هم یک ائتلاف کوچک شکل دهند، بعد کمکم بقیه به آنها بپیوندند؟
چهارم، گیریم که ائتلاف تشکیل شد، برنامه آن چیست؟ بعدش میخواهید چه کنید؟ اگر طرحی دارید، چرا هم اینک اعلام نمیکنید؟ شاید حتی پیش از ائتلاف هم بتوان بخشی از آن طرحها را اجرا کرد. از کجا معلوم که در برخی موارد، هوار زدن برای ائتلاف بهانه و توجیهی برای هیچ کاری نکردن نباشد؟
پنجم، آیا معقولتر نیست که نخست طرح و برنامهها اعلام شود، سپس متناسب با آن طرحها، اعضا یا گروههای ائتلاف برگزیده شوند؟ شما اگر بخواهید یک شرکت استارت-آپ بزنید، آیا متناسب با طرح و برنامههای خود از تخصصهای مورد نیاز نیرو جذب میکنید؟ یا نخست افرادی را جذب میکنید و بعد تازه تصمیم میگیرید که چه کنید؟ آیا اسب را جلوی گاری میبندید یا گاری را جلوی اسب؟
#شروان_فشندی
@flith
در اغلب کشورهای پیشرفته جهان، ائتلافهای سیاسی چنین شکل میگیرند که گروهها یا فعالان سیاسی گرد هم میآیند، مذاکراتی میکنند، چارچوب و اساسنامهای مینویسند، تقسیم کار و مسئولیت میکنند؛ سپس طرحها و پروژههایی را تعیین و پیگیری مینمایند.
بسیاری از موفقترین ائتلافهای سیاسی تاریخ اینچنین شکل گرفتند. حتی برخی از آنها کمکم از یک ائتلاف نیز منسجمتر شده و از دلشان یک یا چند حزب سیاسی زاده شد.
در ایران اما از فرط واپسماندگی فرهنگی-سیاسی و از آنجا که همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید و خلاصه «بیله دیگ، بیله چغندر»، برخی چهرهها به جای تماس مستقیم و گفتگوی صادقانه با یکدیگر، روشی که برگزیدهاند آنست که بقیه را آنقدر در فشار و رودربایستی قرار دهند تا ائتلافی شکل گیرد!
چندین هفته است که هواداران گمنام یا غیرگمنام چهار پنج فعال سیاسی/اجتماعی در شبکههای اجتماعی راه افتادهاند به چهار پنج فعال دیگر اصرار میکنند که باید ائتلاف تشکیل دهید، وگرنه خودخواهاید و مسئولیت دلسرد شدن مردم یا شکست اعتراضات با شماست و غیره.
بخش مضحکتر ماجرا اینجاست که:
نخست، هیچکس توضیح نمیدهد که چرا الّا و بلّا باید حتما حتما همین چهار پنج نفر خاص ائتلاف تشکیل دهند؟ خلاصه این چهار پنج نفر چه صلاحیت یا قدرت جادویی ویژهای دارند؟
دوم و مهمتر آنکه، چرا هیچیک از این چهار پنج نفر تاکنون نتوانسته یا نخواسته یک سازمان سیاسی بسازد؟و اگر کسی نخواسته یا نتوانسته یک گروه ده بیست نفره از هواداران خود را در قالب یک سازمان سیاسی گرد هم بیاورد و چند طرح و پروژه عملی را پیش ببرد، وجود او چه گلی به سر ائتلاف میزند؟
سوم، چرا برای تشکیل ائتلاف سیاسی، حتما باید همه این پنج شش نفر همزمان حضور داشته باشند؟ چرا نمیتوان از کوچک آغازید تا به بزرگ رسید؟ مثلا چرا دو نفرشان نمیتوانند با هم یک ائتلاف کوچک شکل دهند، بعد کمکم بقیه به آنها بپیوندند؟
چهارم، گیریم که ائتلاف تشکیل شد، برنامه آن چیست؟ بعدش میخواهید چه کنید؟ اگر طرحی دارید، چرا هم اینک اعلام نمیکنید؟ شاید حتی پیش از ائتلاف هم بتوان بخشی از آن طرحها را اجرا کرد. از کجا معلوم که در برخی موارد، هوار زدن برای ائتلاف بهانه و توجیهی برای هیچ کاری نکردن نباشد؟
پنجم، آیا معقولتر نیست که نخست طرح و برنامهها اعلام شود، سپس متناسب با آن طرحها، اعضا یا گروههای ائتلاف برگزیده شوند؟ شما اگر بخواهید یک شرکت استارت-آپ بزنید، آیا متناسب با طرح و برنامههای خود از تخصصهای مورد نیاز نیرو جذب میکنید؟ یا نخست افرادی را جذب میکنید و بعد تازه تصمیم میگیرید که چه کنید؟ آیا اسب را جلوی گاری میبندید یا گاری را جلوی اسب؟
#شروان_فشندی
@flith
👍7👎1
چنانچه ثروت را بیش از آزادی دوست دارید و آرامش بندگی را بیش از نزاع سرزندهی آزادی، از ما در صلح به خانه بازگردید. دولا شوید و دستهایی را بلیسید که غذایتان میدهند. باشد که زنجیرها بر شما سبک افتند و باشد که آیندگان فراموش کنند شما هموطن ما بودید.
#ساموئل_آدامز
@flith
#ساموئل_آدامز
@flith
👍9😁1
*قابل توجه مخبران و برادر فروشان*
چنگیزخان چون نتوانست بخارا را تسخیر کند نامه ای نوشت که هرکس با ما باشد در امان است !
اهل بخارا دو گروه شدند ، یک گروه مقاومت کردند و گروه دیگر با او همراه شدند
چنگیزخان به آن ها نوشت: باهمشهریان مخالف بجنگید ، و هر چه غنیمت بهدست آوردید، از آن شما باشد و حاکمیت شهر را نیز ایشان پذیرفتند و آتش جنگ بین این دو گروه مسلمان شعلهور شد...
و در نهایت، گروه مزدوران چنگیز خان پیروز شدند
اما شکست بزرگ آن بود که او دستور داد گروه پیروز خلع سلاح و سربریده شوند!
چنگیز گفتهی مشهورش را گفت: اگر اینان وفا میداشتند، به خاطر ما بیگانگان به برادرانشان خیانت نمیکردند!
*این عاقبت خود فروشان است*
📚الكامل في التاريخ
@flith
چنگیزخان چون نتوانست بخارا را تسخیر کند نامه ای نوشت که هرکس با ما باشد در امان است !
اهل بخارا دو گروه شدند ، یک گروه مقاومت کردند و گروه دیگر با او همراه شدند
چنگیزخان به آن ها نوشت: باهمشهریان مخالف بجنگید ، و هر چه غنیمت بهدست آوردید، از آن شما باشد و حاکمیت شهر را نیز ایشان پذیرفتند و آتش جنگ بین این دو گروه مسلمان شعلهور شد...
و در نهایت، گروه مزدوران چنگیز خان پیروز شدند
اما شکست بزرگ آن بود که او دستور داد گروه پیروز خلع سلاح و سربریده شوند!
چنگیز گفتهی مشهورش را گفت: اگر اینان وفا میداشتند، به خاطر ما بیگانگان به برادرانشان خیانت نمیکردند!
*این عاقبت خود فروشان است*
📚الكامل في التاريخ
@flith
👏16👍6🔥1
غصب این شکلیه
بیگانه وقتی جایی رو فتح میکنه، اینجوری نمایش میده تا به اهالی اون سرزمین بفهمونه که قدرت دست کیه و تضعیف روحیه کنه!
اکثر مردم میدونن ۴۳ ساله ایران غصب شده، نمیدونم چرا اینا تازه دارن برای فتحش شادی میکنن، شاید میخوان به همه بفهمونن که چه غاصبان شرور و در عین حال حقیری هستند!
@flith
بیگانه وقتی جایی رو فتح میکنه، اینجوری نمایش میده تا به اهالی اون سرزمین بفهمونه که قدرت دست کیه و تضعیف روحیه کنه!
اکثر مردم میدونن ۴۳ ساله ایران غصب شده، نمیدونم چرا اینا تازه دارن برای فتحش شادی میکنن، شاید میخوان به همه بفهمونن که چه غاصبان شرور و در عین حال حقیری هستند!
@flith
👏5👍3
وظیفه تاریخی نسل ما اینست که همزمان که در قلب نبرد هستیم
به خیلی از مدعیان با شک نگاه کنیم
چون دقیقا همانجا ضربه میخوریم که به هیچ چیز شک نکردیم ...
@flith
"رونین" جان فرانک هایمر محصول 1998
فیلمی در ستایش و شرح آئین سلحشوری است
ماجرای "رونین" به رقابت کهنه سربازان آمریکایی و انگلیسی و روس و ایرلندی و فرانسوی برای تصاحب یک کیف با محتوای نامعلوم بازمیگردد
اما نقطه محوری داستان دوگانه فهم عمیق یا نادانی جنگاوران در هر گام است
جایی در میانه داستان پس از یک گام خونین در آغاز عملیات ؛
وینسنت (ژان رنو) از سَم (دنیرو) میپرسد
از کجا میدونستی اونشب بالای پل تک تیرانداز بود؟
سَم پاسخ میدهد
"وقتی شکی هست که هیچ شکی نیست"
سَم با همین جمله کوتاه توضیح میدهد که شک کردن بخشی از آیین سلحشوری است و دقیقا همانجا ضربه میخوریم که به هیچ چیز شک نمیکنیم
سَم به عنوان شخصیت محوری روایت
در متن نبرد هر گام بعدی را محاسبه میکند و تیم خودش را از میان خائنان و دشمنان پیچیده نجات میدهد و ماموریت اش را به انتها میرساند
چون کنش خامدستانه ندارد
و اهمیت محاسبه و هوش نبرد را میداند
به باور من تفاوت نسل ما با نسل۵۷ باید همین تیزهوشی باشد
امت۵۷ جماعتی بودند که به هیچ چیز شک نکردند و در دام خودساخته خودشان افتادند
و نسلهای بعدی را هم به اسارت کشاندند
وظیفه تاریخی نسل ما اینست که همزمان که در قلب نبرد هستیم
به خیلی از مدعیان با شک نگاه کنیم
چون دقیقا همانجا ضربه میخوریم که به هیچ چیز شک نکردیم
چون نبرد بی محاسبه نبرد برای باختن است
چون شناختن بخشی از آیین مبارزه است
چون تله همانجا کار میکند که چشمهایمان را بسته باشیم
یا به قول سَم
"وقتی شکی هست که هیچ شکی نیست"
واضح است که ما نمیتوانیم همه چیز را محاسبه کنیم
هيچکس نمیتواند
اما میتوانیم از کسانی که یکبار ما را بیچاره کرده اند دوری کنیم
انقلابیون۵۷ اگر آدمهای درستی بودند
بعد از آن فاجعه که خلق کردند
برای همیشه از دنیای سیاست خداحافظی میکردند
نه اینکه خودشان را در صف اول مدعيان ببینند
@flith
به خیلی از مدعیان با شک نگاه کنیم
چون دقیقا همانجا ضربه میخوریم که به هیچ چیز شک نکردیم ...
@flith
"رونین" جان فرانک هایمر محصول 1998
فیلمی در ستایش و شرح آئین سلحشوری است
ماجرای "رونین" به رقابت کهنه سربازان آمریکایی و انگلیسی و روس و ایرلندی و فرانسوی برای تصاحب یک کیف با محتوای نامعلوم بازمیگردد
اما نقطه محوری داستان دوگانه فهم عمیق یا نادانی جنگاوران در هر گام است
جایی در میانه داستان پس از یک گام خونین در آغاز عملیات ؛
وینسنت (ژان رنو) از سَم (دنیرو) میپرسد
از کجا میدونستی اونشب بالای پل تک تیرانداز بود؟
سَم پاسخ میدهد
"وقتی شکی هست که هیچ شکی نیست"
سَم با همین جمله کوتاه توضیح میدهد که شک کردن بخشی از آیین سلحشوری است و دقیقا همانجا ضربه میخوریم که به هیچ چیز شک نمیکنیم
سَم به عنوان شخصیت محوری روایت
در متن نبرد هر گام بعدی را محاسبه میکند و تیم خودش را از میان خائنان و دشمنان پیچیده نجات میدهد و ماموریت اش را به انتها میرساند
چون کنش خامدستانه ندارد
و اهمیت محاسبه و هوش نبرد را میداند
به باور من تفاوت نسل ما با نسل۵۷ باید همین تیزهوشی باشد
امت۵۷ جماعتی بودند که به هیچ چیز شک نکردند و در دام خودساخته خودشان افتادند
و نسلهای بعدی را هم به اسارت کشاندند
وظیفه تاریخی نسل ما اینست که همزمان که در قلب نبرد هستیم
به خیلی از مدعیان با شک نگاه کنیم
چون دقیقا همانجا ضربه میخوریم که به هیچ چیز شک نکردیم
چون نبرد بی محاسبه نبرد برای باختن است
چون شناختن بخشی از آیین مبارزه است
چون تله همانجا کار میکند که چشمهایمان را بسته باشیم
یا به قول سَم
"وقتی شکی هست که هیچ شکی نیست"
واضح است که ما نمیتوانیم همه چیز را محاسبه کنیم
هيچکس نمیتواند
اما میتوانیم از کسانی که یکبار ما را بیچاره کرده اند دوری کنیم
انقلابیون۵۷ اگر آدمهای درستی بودند
بعد از آن فاجعه که خلق کردند
برای همیشه از دنیای سیاست خداحافظی میکردند
نه اینکه خودشان را در صف اول مدعيان ببینند
@flith
👏9👍2👌2
جمهوری اسلامی کودک کش
ضروری است جای جای شهرهای ایران را آذین کنیم از عکسهای شهیدان راه میهن، این کوچکترین وظیفه شهروندی و کمترین کار در حق خانواده های داغ دیده و البته نشانه مهر به ایران عزیز ما و نمایش همبستگی ملی است؛ نه در خفا، بلکه بصورت آشکار و علنی.
این جگر گوشه های ایران، همردیف شهدای دفاع مقدس هستند.
هیچ احدی با هیچ بهانهای یارای برخورد با این کار خیر را ندارد؛ مخالفت به مثابه خیانت به وطن است.
#رضا_خسرویان
@flith
ضروری است جای جای شهرهای ایران را آذین کنیم از عکسهای شهیدان راه میهن، این کوچکترین وظیفه شهروندی و کمترین کار در حق خانواده های داغ دیده و البته نشانه مهر به ایران عزیز ما و نمایش همبستگی ملی است؛ نه در خفا، بلکه بصورت آشکار و علنی.
این جگر گوشه های ایران، همردیف شهدای دفاع مقدس هستند.
هیچ احدی با هیچ بهانهای یارای برخورد با این کار خیر را ندارد؛ مخالفت به مثابه خیانت به وطن است.
#رضا_خسرویان
@flith
👍20
️ دشمنی #ضعیف که در طاعت آید و دوستی نماید، مقصود وی جز آن نیست که دشمنی قوی گردد و گفتهاند: بر دوستی دوستان اعتماد نیست تا به تملق دشمنان چه رسد و هر که دشمن کوچک را حقیر میدارد، بدان ماند که آتش اندک را مهمل میگذارد.
امروز بکش چو میتوان کشت
کآتش چو بلند شد جهان سوخت
نگذار که زه کند کمان را
دشمن که به تیر میتوان دوخت
گلستان سعدی/ باب هشتم - آداب ۱۱ : حقیر ندانستن دشمن
@flith
امروز بکش چو میتوان کشت
کآتش چو بلند شد جهان سوخت
نگذار که زه کند کمان را
دشمن که به تیر میتوان دوخت
گلستان سعدی/ باب هشتم - آداب ۱۱ : حقیر ندانستن دشمن
@flith
👏2
درود خدمت همراهان گرانقدر
شوربختانه چند روزیست ابیاتی با عنوان " حسن تصادف این ابیات فردوسی با این روزها " در حال انتشار است ،آن هم به نام فردوسی بزرگ ، شوربختانه این سه بیت دستکاری شده اند و هر کدام برای یک داستان از شاهنامه هستند . نخست این که ابیات تحریف و دستکاری شده اند که کاری بس ناپسندست و دوم این که به هیچ عنوان این سه بیت پیوسته و پشت سر هم نیستند و هر کدام برای یک داستان از شاهنامه هستند .
✅در این سه بیت تنها بیت نخست درست است و مربوط به بخش پادشاهی منوچهر است .
یکی جشنگاهی بیاراست شاه
چنان چون شب چارده چرخ ماه
✅ بیت دوم در داستان پادشاهی خسروپرویز آمده است که در این پیام دستکاری شده و واژه "گُرد" را به "کورد" تغییر داده اند.
ریخت درست این بیت به صورت زیر است :
سپه را به بهرام فرخ سپرد
همی رفت با چارده مرد گُرد
فقط در یک جای شاهنامه از نژاد "کُرد" صحبت شده است که در داستان ضحاک است. آن هم به شکل "کُرد" در شاهنامه آمده نه کورد.
✅ بیت سوم هم دستکاری شده و درست نیست ، بیت اصلی در داستان سهراب آمده است
و اصلا عدد شانزده در این بیت نیامده است. ریخت درست این بیت به این صورت است :
که اکنون که روز من اندر گذشت
همه کار ترکان دگرگونه گشت
زبان فردوسی بسیار گویا و شیواست و هزار سال پیش امروز ما را به درستی به تصویر کشیده است. دستکاری و تحریف ابیات شاهنامه کاری بسیار ناپسند و غیر قابل توجیه است.
در هر واژه و بیت شاهنامه هزار درس نهفته است . اگر شاهنامه بخوانیم و در آن بیندیشیم چراغ راه امروزمان را خواهیم یافت.
و در پایان از همه دوستان گرانقدر خواهشمندم قبل از نشر هر پیامی از درستی آن اطمینان حاصل کنیم .
#سیمین_دخت
#فردوسی
#شاهنامه
#ایران
@flith
شوربختانه چند روزیست ابیاتی با عنوان " حسن تصادف این ابیات فردوسی با این روزها " در حال انتشار است ،آن هم به نام فردوسی بزرگ ، شوربختانه این سه بیت دستکاری شده اند و هر کدام برای یک داستان از شاهنامه هستند . نخست این که ابیات تحریف و دستکاری شده اند که کاری بس ناپسندست و دوم این که به هیچ عنوان این سه بیت پیوسته و پشت سر هم نیستند و هر کدام برای یک داستان از شاهنامه هستند .
✅در این سه بیت تنها بیت نخست درست است و مربوط به بخش پادشاهی منوچهر است .
یکی جشنگاهی بیاراست شاه
چنان چون شب چارده چرخ ماه
✅ بیت دوم در داستان پادشاهی خسروپرویز آمده است که در این پیام دستکاری شده و واژه "گُرد" را به "کورد" تغییر داده اند.
ریخت درست این بیت به صورت زیر است :
سپه را به بهرام فرخ سپرد
همی رفت با چارده مرد گُرد
فقط در یک جای شاهنامه از نژاد "کُرد" صحبت شده است که در داستان ضحاک است. آن هم به شکل "کُرد" در شاهنامه آمده نه کورد.
✅ بیت سوم هم دستکاری شده و درست نیست ، بیت اصلی در داستان سهراب آمده است
و اصلا عدد شانزده در این بیت نیامده است. ریخت درست این بیت به این صورت است :
که اکنون که روز من اندر گذشت
همه کار ترکان دگرگونه گشت
زبان فردوسی بسیار گویا و شیواست و هزار سال پیش امروز ما را به درستی به تصویر کشیده است. دستکاری و تحریف ابیات شاهنامه کاری بسیار ناپسند و غیر قابل توجیه است.
در هر واژه و بیت شاهنامه هزار درس نهفته است . اگر شاهنامه بخوانیم و در آن بیندیشیم چراغ راه امروزمان را خواهیم یافت.
و در پایان از همه دوستان گرانقدر خواهشمندم قبل از نشر هر پیامی از درستی آن اطمینان حاصل کنیم .
#سیمین_دخت
#فردوسی
#شاهنامه
#ایران
@flith
👍9
🔹چرا پرچم فرانسه تغییر نکرد؟
گویا عدّهای با مسلک ژاکوبنی، خیال کردهاند که این انقلاب ملّی، ادامهٔ شورش علیه حکومت قانون در انقلاب ۵۷ است. چنانکه برخی از ایشان گفتهاند نه تنها پرچم ملّی که تمامیّت ارضی ایران هم به رفراندوم باید گذاشته شود.
فهم این نو-ژاکوبنها (که گویا نسخهٔ انقلاب فرانسه را پیش روی خود دارند)، از فرانسه چیزی بیش از فهم گلشیفته نیست. از او انتظاری هم نداریم، انتظار از بازرگان و بنیصدر و حتّی بختیار میرفت که ایشان نیز چیزی از فرانسه جز «من اعتراض دارم پس هستم» نیاموختند.
حضرات سوپرانقلابی که از فرانسه جز نام ژاکوبنها نشنیدهاند، خوب بود که میفهمیدند، از اواخر قرن بیستم تا کنون، فرانسویها حدود ۱۳ بار قانون اساسی نوشتند. گاهی اصلاحات اساسی کردند و گاهی آن را کوبیدند و از نو ساختند! امّا کسی جرئت نکرد سخنی از جدایی یک ییلاق در آلپ یا جزیرهای غیرمسکونی در اقیانوس بزند! حتّی کسی جرئت نکرد دم از تغییر ساختار «دولت» فرانسه مثلاً از متمرکز به غیرمتمرکز بزند (فدرالیسم و خودمختاری پیشکش).
دقّت دارید عزیزان؟ دارم از کشور انقلابات حرف میزنم! از مادر تمدّن غرب! از مهد آزادی و عدالت!
از کشوری که ژاکوبنهای سوپرانقلابی ما خیالات خود را البته کاملاً وارونه و غلط، از آنجا به وام گرفتهاند.
فرانسویهای انقلابی، فرماندهی جنگی با نام کامبرون داشتند که در جنگ واترلو، سپاهش به اسارت انگلیس درآمد. رژیم عوض شد ولی او تا آخر عمر باید به رژیمهای بعدی (!) هم جواب پس میداد که چرا از دستورات رهبر رژیم قبلی (ناپلئون) تبعیّت کامل نکرده و به استقبال مرگ برای وطن نرفته؟ کامبرون در پاسخ میگفت من فرمان تسلیم ندادم فقط گفتم «گُه» (عین عبارت)! ولی دولتمردان از پاسخ او هرگز قانع نشدند و در جواب میگفتند همینکه زندهای یعنی خیانت به وطن! یعنی اگرچه در حیات او دولتها و حتّی شیوهٔ حکومتداری فرانسه بارها تغییر یافت امّا دولت (کشور) فرانسه در معنای انتزاعی آن پابرجا بود و هر هیئت حاکمهٔ جدیدی باز او را توبیخ میکرد.
مثال دیگر، در دههٔ ۱۸۷۰ هواداران سلطنت در فرانسه اکثریّت یافتند و بهسمت وارث قانونی تاج و تخت بوربن یعنی هنری کُنت شامبور متمایل شدند، به این شرط که او یکنسل حکومت کند و چون پسر ندارد، بعد از او تخت به وارث دودمان اورلئان برسد. همهچیز آماده بود امّا او اظهار داشت که از پرچم فرانسه (تریکولور) خوشش نمیآید و تمام! به همین سادگی! تمام جریانات از او کناره گرفتند و منتظر ماندند تا هنگامی که بمیرد و پادشاهی با خاندان اورلئان احیا شود. امّا مرگ او اینقدر طول کشید که جمهوری در فرانسه جا افتاد و دیگر بحث پادشاهی فراموش شد.
فرانسه جایی است که غولی به نام تالیران در شش رژیم یعنی پادشاهی بوربن، پادشاهی مشروطه بعد از انقلاب، جمهوری اوّل، امپراتوری ناپلئون و احیای پادشاهی بوربن و پادشاهی ژوییه (اورلئان) احترام و پست داشت! عیناً همین جایگاه کشوری را ژنرال لافایت در جایگاه لشگری داشت! پنج بار رژیمها سقوط کردند و او قهرمان نظامی کشور ماند. چرا؟
ساده است. چون فرانسه هم ملّت و هم دولت دارد. ملّت فرانسه ثابت بود و دولت فرانسه از رژیمی به رژیم دیگر منتقل میشد و ادارات آن دچار اصلاحات سطحی یا عمیق میشدند ولی همیشه دولتِ فرانسه بود. نه از دولتبودن میافتاد و نه از فرانسوی بودن!
علّت تشویش ذهنی ژاکوبنهای سوپرانقلابی ما دربارهٔ مسائل ملّی فرانسه و ایران آن است که کلمهی «دولت» در زبان فارسی به دو معنی به کار میرود، اوّلی در معنای Government یا هیئت حاکمه. دومی به معنای کشور یا state. حاکمان تغییر میکنند امّا کشور پابرجاست. نرون مُرد امّا رُم میماند.
خامنهای میمیرد، جمهوری اسلامی میرود، امّا ایران پابرجا خواهد ماند. با پرچم شیروخورشید نشانش. با تمامیّت ارضی آن، و همهی اجزای دیگرش که بهلحاظ حقوقی مُلک مشاع تمام ایرانیان است.
#بهرام_روشنضمیر
@flith
گویا عدّهای با مسلک ژاکوبنی، خیال کردهاند که این انقلاب ملّی، ادامهٔ شورش علیه حکومت قانون در انقلاب ۵۷ است. چنانکه برخی از ایشان گفتهاند نه تنها پرچم ملّی که تمامیّت ارضی ایران هم به رفراندوم باید گذاشته شود.
فهم این نو-ژاکوبنها (که گویا نسخهٔ انقلاب فرانسه را پیش روی خود دارند)، از فرانسه چیزی بیش از فهم گلشیفته نیست. از او انتظاری هم نداریم، انتظار از بازرگان و بنیصدر و حتّی بختیار میرفت که ایشان نیز چیزی از فرانسه جز «من اعتراض دارم پس هستم» نیاموختند.
حضرات سوپرانقلابی که از فرانسه جز نام ژاکوبنها نشنیدهاند، خوب بود که میفهمیدند، از اواخر قرن بیستم تا کنون، فرانسویها حدود ۱۳ بار قانون اساسی نوشتند. گاهی اصلاحات اساسی کردند و گاهی آن را کوبیدند و از نو ساختند! امّا کسی جرئت نکرد سخنی از جدایی یک ییلاق در آلپ یا جزیرهای غیرمسکونی در اقیانوس بزند! حتّی کسی جرئت نکرد دم از تغییر ساختار «دولت» فرانسه مثلاً از متمرکز به غیرمتمرکز بزند (فدرالیسم و خودمختاری پیشکش).
دقّت دارید عزیزان؟ دارم از کشور انقلابات حرف میزنم! از مادر تمدّن غرب! از مهد آزادی و عدالت!
از کشوری که ژاکوبنهای سوپرانقلابی ما خیالات خود را البته کاملاً وارونه و غلط، از آنجا به وام گرفتهاند.
فرانسویهای انقلابی، فرماندهی جنگی با نام کامبرون داشتند که در جنگ واترلو، سپاهش به اسارت انگلیس درآمد. رژیم عوض شد ولی او تا آخر عمر باید به رژیمهای بعدی (!) هم جواب پس میداد که چرا از دستورات رهبر رژیم قبلی (ناپلئون) تبعیّت کامل نکرده و به استقبال مرگ برای وطن نرفته؟ کامبرون در پاسخ میگفت من فرمان تسلیم ندادم فقط گفتم «گُه» (عین عبارت)! ولی دولتمردان از پاسخ او هرگز قانع نشدند و در جواب میگفتند همینکه زندهای یعنی خیانت به وطن! یعنی اگرچه در حیات او دولتها و حتّی شیوهٔ حکومتداری فرانسه بارها تغییر یافت امّا دولت (کشور) فرانسه در معنای انتزاعی آن پابرجا بود و هر هیئت حاکمهٔ جدیدی باز او را توبیخ میکرد.
مثال دیگر، در دههٔ ۱۸۷۰ هواداران سلطنت در فرانسه اکثریّت یافتند و بهسمت وارث قانونی تاج و تخت بوربن یعنی هنری کُنت شامبور متمایل شدند، به این شرط که او یکنسل حکومت کند و چون پسر ندارد، بعد از او تخت به وارث دودمان اورلئان برسد. همهچیز آماده بود امّا او اظهار داشت که از پرچم فرانسه (تریکولور) خوشش نمیآید و تمام! به همین سادگی! تمام جریانات از او کناره گرفتند و منتظر ماندند تا هنگامی که بمیرد و پادشاهی با خاندان اورلئان احیا شود. امّا مرگ او اینقدر طول کشید که جمهوری در فرانسه جا افتاد و دیگر بحث پادشاهی فراموش شد.
فرانسه جایی است که غولی به نام تالیران در شش رژیم یعنی پادشاهی بوربن، پادشاهی مشروطه بعد از انقلاب، جمهوری اوّل، امپراتوری ناپلئون و احیای پادشاهی بوربن و پادشاهی ژوییه (اورلئان) احترام و پست داشت! عیناً همین جایگاه کشوری را ژنرال لافایت در جایگاه لشگری داشت! پنج بار رژیمها سقوط کردند و او قهرمان نظامی کشور ماند. چرا؟
ساده است. چون فرانسه هم ملّت و هم دولت دارد. ملّت فرانسه ثابت بود و دولت فرانسه از رژیمی به رژیم دیگر منتقل میشد و ادارات آن دچار اصلاحات سطحی یا عمیق میشدند ولی همیشه دولتِ فرانسه بود. نه از دولتبودن میافتاد و نه از فرانسوی بودن!
علّت تشویش ذهنی ژاکوبنهای سوپرانقلابی ما دربارهٔ مسائل ملّی فرانسه و ایران آن است که کلمهی «دولت» در زبان فارسی به دو معنی به کار میرود، اوّلی در معنای Government یا هیئت حاکمه. دومی به معنای کشور یا state. حاکمان تغییر میکنند امّا کشور پابرجاست. نرون مُرد امّا رُم میماند.
خامنهای میمیرد، جمهوری اسلامی میرود، امّا ایران پابرجا خواهد ماند. با پرچم شیروخورشید نشانش. با تمامیّت ارضی آن، و همهی اجزای دیگرش که بهلحاظ حقوقی مُلک مشاع تمام ایرانیان است.
#بهرام_روشنضمیر
@flith
👍15
خبر کوتاه است و دردناک
#محسن_شکاری به اتهام #بستن خیابان ستارخان و مجروح کردن یک راس بسیجی محکوم به جانباختن شد.
یک جان برای جراحت یک بسیجی...
محسن 23 ساله نان آور خانواده اش بود.
عجب دوری در این دوران بنای آسمان دارد
عجب تیری بدی اندرکمان آن بدگمان دارد
@flith
#محسن_شکاری به اتهام #بستن خیابان ستارخان و مجروح کردن یک راس بسیجی محکوم به جانباختن شد.
یک جان برای جراحت یک بسیجی...
محسن 23 ساله نان آور خانواده اش بود.
عجب دوری در این دوران بنای آسمان دارد
عجب تیری بدی اندرکمان آن بدگمان دارد
@flith
💔8👍1
مکُش مَر مرا کَت سرانجامِ کار
بپیچانَد از خونِ من کردگار
پسندی و همداستانی کنی
که جان داری و جانسِتانی کنی
به خونِ برادر چه بندی کمر
چه سوزی دلِ پیرگشتهپدر
جَهان خواستی یافتی خون مریز
مکُن با جَهانداریزدان ستیز
#فردوسی_بزرگ
@flith
https://t.me/flith/12863
بپیچانَد از خونِ من کردگار
پسندی و همداستانی کنی
که جان داری و جانسِتانی کنی
به خونِ برادر چه بندی کمر
چه سوزی دلِ پیرگشتهپدر
جَهان خواستی یافتی خون مریز
مکُن با جَهانداریزدان ستیز
#فردوسی_بزرگ
@flith
https://t.me/flith/12863
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
خبر کوتاه است و دردناک
#محسن_شکاری به اتهام #بستن خیابان ستارخان و مجروح کردن یک راس بسیجی محکوم به جانباختن شد.
یک جان برای جراحت یک بسیجی...
محسن 23 ساله نان آور خانواده اش بود.
عجب دوری در این دوران بنای آسمان دارد
عجب تیری بدی اندرکمان آن بدگمان دارد…
#محسن_شکاری به اتهام #بستن خیابان ستارخان و مجروح کردن یک راس بسیجی محکوم به جانباختن شد.
یک جان برای جراحت یک بسیجی...
محسن 23 ساله نان آور خانواده اش بود.
عجب دوری در این دوران بنای آسمان دارد
عجب تیری بدی اندرکمان آن بدگمان دارد…
👍1
مصاحبه با اشپیگل: چرا بانک را آتش میزنید؟
خمینی:
رژیم شاه این تأسیسات را برای تخریب اقتصاد و فرهنگ کشور در حد افراط مورد استفاده قرار داده است و به همین جهت هدف مخالفت مردم شده، مردم عصبانی نیستند، آگاه هستند. در غرب اطلاع کافی از نقش تخریبی این مؤسسات ندارند. نمیدانند که بانکها بشدت مردم را استثمار کردهاند. زمینه تولید مردم زحمتکش را به سود شرکتهای بین المللی و توسعه بازار فرآورده های خارجی از بین بردهاند. سینماها کارشان از بین بردن روحیه مقاومت در نسل جوان کشور بوده است. امروزه این امر، مورد اقرار گردانندگان دستگاههای تبلیغاتی خود رژیم هست. البته مردم از راهنماییهای صمیمانه و صادقانه ما پیروی میکنند.
[اگر ما شما را درست فهمیده باشیم، هدف شما فقط سرنگونی شاه نیست، بلکه از بین بردن نظام شاهنشاهی است. اما به عقیده شما چه چیز باید بجای آن بنشیند یک دموکراسی پارلمانی؟ یک دموکراسی خلقی از نوع مارکسیستی آن؟ یا یک حکومت خدایی آنطور که حضرت محمد فرموده است؟]
خمینی:تعیین نظامی سیاسی، با آرای خود مردم خواهد بود. ما طرح جمهوری اسلامی را به آرای عمومی میگذاریم.
#محسن_شکاری
@flith
خمینی:
رژیم شاه این تأسیسات را برای تخریب اقتصاد و فرهنگ کشور در حد افراط مورد استفاده قرار داده است و به همین جهت هدف مخالفت مردم شده، مردم عصبانی نیستند، آگاه هستند. در غرب اطلاع کافی از نقش تخریبی این مؤسسات ندارند. نمیدانند که بانکها بشدت مردم را استثمار کردهاند. زمینه تولید مردم زحمتکش را به سود شرکتهای بین المللی و توسعه بازار فرآورده های خارجی از بین بردهاند. سینماها کارشان از بین بردن روحیه مقاومت در نسل جوان کشور بوده است. امروزه این امر، مورد اقرار گردانندگان دستگاههای تبلیغاتی خود رژیم هست. البته مردم از راهنماییهای صمیمانه و صادقانه ما پیروی میکنند.
[اگر ما شما را درست فهمیده باشیم، هدف شما فقط سرنگونی شاه نیست، بلکه از بین بردن نظام شاهنشاهی است. اما به عقیده شما چه چیز باید بجای آن بنشیند یک دموکراسی پارلمانی؟ یک دموکراسی خلقی از نوع مارکسیستی آن؟ یا یک حکومت خدایی آنطور که حضرت محمد فرموده است؟]
خمینی:تعیین نظامی سیاسی، با آرای خود مردم خواهد بود. ما طرح جمهوری اسلامی را به آرای عمومی میگذاریم.
#محسن_شکاری
@flith
👍5
Forwarded from Vahid Bahman وحید بهمن
📜🕯🖋 چین، طی دو روز با همراهی کشورهای عربی حاشیه خلیج پارس، دو چک نر و ماده نثار اینها کرد، اما دریغ از یک واکنش وزارت خارجه
✅ وحید بهمن/ خاک عالم بر سرتان که اینقدر در مقابل چین و روسیه زبون و ذلیل هستید.
🔸 در ضمن هم چین غلط اضافی کرد و هم امارات، جزایر سهگانه تاریخی ایران، جای هیچ گونه مذاکرهای ندارد.
🆔 @vahidbahman1
✅ وحید بهمن/ خاک عالم بر سرتان که اینقدر در مقابل چین و روسیه زبون و ذلیل هستید.
🔸 در ضمن هم چین غلط اضافی کرد و هم امارات، جزایر سهگانه تاریخی ایران، جای هیچ گونه مذاکرهای ندارد.
🆔 @vahidbahman1
👍6