پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.12K photos
2.03K videos
84 files
963 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
شأن انسان به آزادی اوست و زمانی که به بردگیِ اراده‌ی دیگران وادار می شود، در حقیقت منزلت انسانیِ خود را از دست می‌دهد. اما سنگ‌بنای آزادی انسان به معنایی که تعریف شد، تأمین معیشت از طریق روابط مبادله‌ایِ داوطلبانه است زیرا تا زمانی که معیشت کسی در گرو خیرخواهی کسی دیگر و یا حکومت است، سخن گفتن از آزادیِ وی چندان مفهومی ندارد.( قطار اقتصاد ازریل خارج شده است و در پی جبران آن قطار کشتار سوت کشان می‌تازد ...)


@flith
دینداری، یک شاخص ضعیف از سلامت اجتماعی یا فضیلت شخصی است.

‍ مادرم پای تنور گفت: پسر جان بشنو
شیخ میگفت خدا دوزخ سوزان دارد

گفتم ای مادر من دوزخ ما دنیایی‌ست
که همان شیخ در آن خانه و دکّان دارد...


@flith
کاریکاتور جدایی شیر از خورشید در نشریه ملانصرالدین در سالهای پایانی دودمان قاجار

توضیح کاریکاتور:
فردجلویی نماد انگلستان است که یک خائن داخلی هم از پشت او را یاری میکند. زیر کاریکاتور از زبان شیر نوشته شده است:
"دالیدان ایته لییه ن اولماسا، باشمدان چکن بر غلط ایلیه بیلمز"

برگردان به پارسی:
اگر کسی که از عقب هل می دهد نباشد، آنی که از جلو من را می کشد هیچ غلطی نمیتواند بکند."

@flith
👍3
برای زندانی بودن لازم نیست شخصی پشت
میله ها باشد، انسانها میتوانند زندانی یا برده ی عقاید و یا اندیشه های خود و یا دیگری باشند...



@flith
چُنین بَرده گشتیم بر خواسته
دل آراسته شد روان کاسته

چو دل برنِهی بر سَرای کهن
کند راز و بر تو بپوشد سخن

سوی آز منگر که او دشمن‌ست
دلش بَرده‌ی جانِ آهَرمَن‌ست

بپوی و بپوش و بناز و بخَور
تو را بهره این‌ست ازین رهگذر

#فردوسی_بزرگ
@flith
منطقِ همه ی فلسفه های زیبا پیش فریاد یک کودک گرسنه فرو می ریزد.



#غاده_السمان
@flith
روزی روزگاری آبادان به "عروس خاورمیانه" شهره بود....به "عروس خلیج فارس"...چنانکه می خواندند: شهر ما شهر خداس....عروس خلیج فارس....حالا اما سالهاست که به "عروس آتش" بدل شده!....از همان روزی که سینما رکس را آتش زدند تا امروز که #برج_متروپل فرو ریخت، این عروس در آتش است...

عروس خاورمیانه همواره در میانه خاک و خون و جنگ و خرابی و بی آبی، از آبادان شهر وفا به شهر فنا بدل شد و ذره ذره آب شده.....اینجا فقط مرد عشیره بودن سخت نیست، مردمی در عُسر و حَرج بودن سخت تر است!...آبادان، عروس آتش گرفته را دیگر هیچ آبی، آبادان نمی کند!

#آبادان_تسلیت🖤
#عروس_آتش

@flith
لمتون، که سال‌ها در سفارت بریتانیا در تهران کار می‌کرد، رضا شاه را «خبری بد» برای ایران و ایرانیان می‌دانست زیرا، به گمان او، بنیان‌گذار دودمان پهلوی ایران را به سوی «بحران هویتی» سوق داد. از دید لمتون، ایرانیان در سال‌های آخر قاجاریه، گذشته‌های باستانی خود را از یاد برده بودند و هویت جدید «شیعی» را برای توصیف جای ایران در خانواده ملل کافی می‌دانستند. رضا شاه با یادآوری دوران ایران پیش از اسلام، یک نوع «شیزوفرنی» تقسیم هویت را بر ایرانیان تحمیل کرد.

این ارزیابی لمتون که در سال‌های ۱۹۶۰ مطرح شد، بعضی مخالفان دودمان پهلوی از جمله مرحوم مهندس مهدی بازرگان و دکتر علی شریعتی را در مسیر مبارزه برای از نو شیعی کردن ایران قرار داد، مسیری که به ولایت فقیه منجر شد.

همه تحلیل‌های ذکر‌شده رضا شاه را از دید نقش او در بازنگری تاریخ ایران ارزیابی کرده‌اند و بدین‌سان، به نقش مهمی که او در سطح این‌جا و اکنون، یعنی در رابطه با ایران معاصر، بازی کرد کم بها داده‌اند. شاید نخستین کسی که کوشید این خطا را تا حدی تصحیح کند دکتر ماشاءالله آجودانی بود که در کتاب مهم خود، «مشروطه ایرانی»، نشان داد که نقش اصلی رضا شاه برآوردن بعضی خواسته‌های اصلی مشروطه‌خواهان، به‌ویژه ایجاد یک دولت مرکزی نیرومند، بوده است.

یک نگاه این‌جا و اکنونی دیگر نیز به رضا شاه وجود دارد: نگاه آیت‌الله روح‌الله خمینی و بازماندگان او. از این نگاه، رضا شاه برای اسلام‌زدایی از ایران وارد صحنه شد و بدین‌سان، حتی نام او را باید خطری مداوم برای نظام فقاهتی، با اسم جعلی جمهوری اسلامی، به شمار آورد. این نگاه البته کودکانه‌تر از آن است که نیازی به رد کردن در مقیاس وسیع داشته باشد. رضا شاه هرگز نکوشید اسلام را از ایران بزداید. اسلام در نسخه شیعی آن دین رسمی شاهنشاهی ایران بود. در تمام دوران ۲۰ ساله، زائران ایرانی بزرگ‌ترین گروه مسافران حج را تشکیل می‌دادند. توافق او با دولت نوبنیاد عراق راه عتبات عالیات را برای میلیون‌ها زائر و سجاد ایرانی باز کرد. رضا شاه نمی‌خواست اسلام را از بین ببرد؛ او می‌خواست اسلام را در جای خودش، یعنی به‌عنوان جزئی از ایران، قرار دهد. اما برای خمینی و همگنان او، اسلام کل است و ایران جزء.

البته بعضی ستایشگران رضا شاه نیز همان خطای خمینی و یارانش را تکرار می‌کنند و پدیده چند بُعدی یک دوران را در مبارزه با اسلام می‌بینند.

در سال ۱۳۶۳، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر کنونی نظام خمینی‌گرا، دستور داده که نهادی مشخص برای مبارزه با رضا شاه، و به‌طور کلی دودمان پهلوی، تشکیل شود و جوایزی به پژوهشگران مخالف «رضا خان» عرضه کند (تازه‌ترین این جوایز هفته گذشته در تهران داده شد). در دهه گذشته، صدها مقاله و کتاب علیه رضا شاه کبیر به هزینه جمهوری اسلامی منتشر شده است. اخیرا نیز جمهوری اسلامی دست‌کم چهار سمینار برای تخریب «رضا خان» ترتیب داد. خمینی در مجموعه‌ای از سخنرانی‌هایش در سال ۱۳۸۲ منتشر شد، ۱۱۷ بار به «رضا خان» حمله می‌کند. با این حال، بررسی همه این آثار نشان می‌دهد که مخالفان خمینی‌گرای رضا شاه کبیر مطلبی جدی برای عرضه ندارند. به‌رغم ۴۳ سال تبلیغات آنان، رضا شاه کبیر اکنون بار دیگر در مرکز زندگی سیاسی ایران قرار دارد.

اهمیت این‌جا و اکنونی رضا شاه بزرگ، به‌عنوان یک عامل تفاهم ملی، را در سطوح خیابان‌های بسیاری از شهرها می‌توان دید و از زبان بسیاری از ایرانیان به‌اصطلاح «عادی» می‌توان شنید.

حجت کلاشی، یک فعال هوادار مشروطه سلطنتی، رضا شاه را نمادی از خواست مردم ایران برای ساختن آینده‌ای مترقی با حفظ هویت ملی می‌داند. خسرو فروهر، یک تحلیلگر دیگر که هوادار مشروطه سلطنتی است، نام‌نمای «پهلویسم» را عرضه می‌کند.

از دید او، پهلویسم به‌معنای نوسازی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران است با احترام به حقوق بشر، تساوی زن و مرد، آزادی دین و مذهب و مرام و مسلک. او می‌افزاید: «پهلویسم یعنی آزادگی، سربلندی و پیشرفت ایران‌‌محوری.» او سپس فهرسی از دستاوردهای رضا شاه بزرگ را به‌عنوان نمونه عملکرد پهلویسم ذکر می‌کند.

همین برداشت را از زبان ایرانیانی می‌شنویم که اکنون در شهرهای گوناگون به مبارزه با جمهوری اسلامی‌ مشغول‌اند. یک هموطن مبارز در اهواز می‌گوید: «حتی پدر من هنوز در زمانی که رضا شاه سلطنت می‌کرد متولد نشده بود. اما من می‌بینم که هر جا می‌رویم و هر چه می‌بینیم یادگاری از رضا شاه و محمدرضا شاه است‌ــ مدرسه‌ها، بیمارستان‌ها، پل‌های رودخانه‌های ما و خاطرات ما از تاریخ ملی‌مان.»

یک اشتباه بزرگ خمینی و وارثان او کوشش در راه تحمیل یک هویت جعلی بر ملت ایران بود. ملت ایران نمی‌تواند و نمی‌خواهد بپذیرد که تاریخش با ظهور بخشی از یک قبیله شبه‌جزیره عرب در صحنه منطقه‌ای آغاز شده است. ایرانیان، البته به‌استثنای سلمان فارسی که ظاهرا یک افسر فراری ارتش ساسانی بود، در غزوات پیامبر شرکت نداشتند.
👍1
در سراسر فلات ایران هیچ نشانه‌ای از سازندگی اعراب زیر پرچم اسلام دیده نمی‌شود. ما هنوز آثار تمدن‌های عیلامی، آشوری، کلدانی و البته آریایی را در سراسر این فلات می‌بینیم. اما اعراب حتی یک پل، یک دژ، یک کاروانسرا، یک جاده، یک درمانگاه یا مدرسه در این سرزمین پهناور نساختند. در نتیجه، خلاصه کردن تاریخ ایران در تاریخ محدود یک قبیله شبه‌جزیره نهایت بی‌انصافی به شمار می‌رود.

خمینی و وارثان او زندگی یک ملت را در حد یک ایدئولوژی تنزل داده‌اند و سپس، آن ایدئولوژی را تا سطح تبلیغات مبتذل پایین کشانده‌اند. به همین سبب است که رضا شاه، به‌عنوان نام‌نمای یک نسل ایران‌ساز و ایران‌دوست، به گفته عبدالله وزیری تاریخ‌نویس، امروز محبوب‌تر از زمانی است که سلطنت می‌کرد.

اگر فرانسوی‌ها در متن یک دموکراسی ریشه‌دار و قدیمی، دوگل را عاملی مثبت برای تفاهم ملی می‌بینند، چرا ما نباید رضا شاه بزرگ را در همان نقش برای ایران بنگریم. شناخت این عامل تفاهم ملی، در زمانی که ما به همدلی و همراهی برای خروج از بن‌بست جمهوری اسلامی نیازمندیم، الزاما به معنای پذیرفتن مشروطه سلطنتی یا حتی ‌‌مشروطه نیست. آنچه اهمیت دارد محتوای برنامه‌ای است که مخالفان نظام فقاهتی عرضه می‌کنند نه فرم آن.

البته از دید نگارنده، بهترین فرم و محتوا را در مشروطه سلطنتی می‌یابیم‌ــ نظامی شناخته‌شده با سابقه‌ای قابل بررسی و انتقاد. اما فراموش نکنیم که هیچ‌یک از معدود شاهانی که در تاریخ ایران لقب «کبیر» یا «بزرگ» گرفته‌اند خود را برتر از ایران نمی‌دانستند. در فرهنگ ایرانی، شهریار، همان‌طور که از نامش برمی‌آید، در خدمت شهر و مردم ایران‌شهر است.

این ابیات یادآور این واقعیت است:

چو آب آمد تیمم نیست در کار

چو روز آمد چراغ از پیش بردار

به شهری چون درآید شهریاری

نماند شحنه را در شهر کاری

چو پیدا شد ز پشت پرده دلدار

یقین دلاله شد معزول از کار

چو سلطان خود کند حالی رسولی

رسولی دیگری باشد فضولی

«رضا شاه، روحت شاد» یعنی بازگشت به هویت ایران برای تحکیم آن در راه بازسازی کشور در متنی از آزادی و قانونمندی.

@AmirTaheri4
👍1
جاسوس می‌پرورانید، زنان و دختران را فاسد میکنید، بشر را در موقعیت یک دزد و یک جانی قرار می‌دهید، با زهر مسموم‌اش می‌سازید، در زندان‌هایتان می‌پوسانیدش...
جنگ‌های بین المللی، دروغ، هرزگی.. این است تمدن شما..!! بله، ما دشمن این تمدن هستیم.



#ماکسیم_گورکی
@flith
پرواز فکر و اندیشه
روزی روزگاری آبادان به "عروس خاورمیانه" شهره بود....به "عروس خلیج فارس"...چنانکه می خواندند: شهر ما شهر خداس....عروس خلیج فارس....حالا اما سالهاست که به "عروس آتش" بدل شده!....از همان روزی که سینما رکس را آتش زدند تا امروز که #برج_متروپل فرو ریخت، این عروس…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزگار رنگی آبادان؛ روزگار رنگارنگ ایران
زمانه شادی و لبخند ....

قسمت‌هایی از؛ مستند «آبادان»
سال ساخت: (سال ۱۳۵۰)
کارگردان: منوچهر طیّاب

یکی از بهترین مستندهایی که تصویری دیدنی از آبادان در ابتدای دهه ۱۳۵۰ ترسیم می‌کند.

@flith
شرارت در این دنیا تقریباً همیشه از جهالت نشأت می‌گیرد ، نیات خوب اگر فاقد درک و فهم باشد، می‌تواند به همان اندازه‌‌ی بد‌خواهی مضر باشد.


#آلبر_کامو
@flith
#منوچهر یک هفته با درد بود
دو چشمش پر آب و رُخَش زرد بود

به هشتُم بیامد منوچهر شاه
بسر بر نهاد آن کیانی کلاه

همه پهلوانان روی زمین
برو یکسره خوانُدَند آفرین

به داد و به آیین و مردانگی
به نیکی و پاکی و فرزانگی

منم گفت بر تخت گردان سپهر
همم خشم و جنگست و هم داد و مهر

شب تار جوینده ی کین منم
همان آتش تیز برزین منم

خداوند شمشیر و زرینه کفش
#فرازنده_کاویانی_درفش

فروزندهٔ میغ و برنده تیغ
بجنگ اندرون جان ندارم دریغ

بدان را ز بد دست کوته کنم
زمین را بکین رنگ دیبَه کنم

اَبا این هنرها یکی بنده‌ام
جهان آفرین را پرستنده‌ام

همه دست بر روی گریان زنیم
همه داستانها ز یزدان زنیم

کزو تاج و تختست ازویم سپاه
ازویم سپاس و بدویم پناه

براه #فریدون_فرخ رویم
نیامان کهن بود گر ما نوییم

هر آنکس که در هفت کشور زمین
بگردد ز راه و بتابد ز دین

نمایندهٔ رنج درویش را
زبون داشتن مردم خویش را

برافراختن سر به بیشی و گنج
به رنجور مردم نماینده رنج

همه نزد من سر به سر کافرند
وز آهرمَن بدکُنش بدترند

هر آن کس که او جز برین دین بود
ز یزدان و از منش نفرین بود

وزان پس به شمشیر یازیم دست
کنم سر به سر کشور و مرز پست

@flith
خشم گرچه می‌تواند حتا مرد خردمند را تلخ‌ کام کند ، اما از عسلِ روان نیز بسیار شیرین‌ ترست.

#خشم_مقدس
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن دهان‌های اجاره‌ایِ افسار‌خورده را باید در همین جشنواره‌ها باز کنید دلقکان پوپولیست
آن لب‌های دوخته‌شده با رانت را باید روی همین فرش قرمز ها بگشایید. کاربرد دهان و لب فقط بوسیدن نیست رجاله‌ها که اگر در همین کار هم راسخ و صادق بودید در جشنوارهٔ فجر چنین می‌کردید.




@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیالوگی از فیلم ماتریکس:

مأمور اسمیت: دوست دارم در این زمان که این‌جا هستم یک چیزی را روشن و مطرح کنم. وقتی خواستم نوع بشر را از لحاظ دسته‌بندی بررسی کنم به ذهنم رسید و فهمیدم شما از لحاظ غریزی یک پستاندار محسوب نمی‌شوید. همه پستانداران یک جورایی با محیط اطراف‌شان موازنه برقرار می‌کنند‌، اما شما اینکار را نمی‌کنید!
شما می‌روید یک جا مستقر می‌شوید و آنقدر تکثیر می‌شوید و تکثیر می‌شوید تا تمام منابع طبیعی آن‌جا ته بکشد و تنها چاره‌ای که برای بقایتان می‌ماند، این است که بروید یک جای دیگر! تنها یک ارگانیسم دیگر در طبیعت می‌شناسم که این الگو را دنبال می‌کند؛ ویروس! بشریت یک بیماری است، سرطانی برای این سیاره است، شما آفت هستید و ما ضدِ آفت!

@flith
‏همه در هوای فریدون بُدند
که از درد ضحاک پر خون بُدند

همه پیر و برناش فرمان بریم
یکایک ز گفتار او نگذریم

نخواهیم برگاه ضحاک را
مر آن اژدهادوش ناپاک را

#فردوسی_بزرگ
@flith
#تیکه_کتاب

لحظه‌ایی که از ایجاد تغییر ناامید می‌شوید، لحظه بحرانی و حساس زندگی شماست.

لحظات بحرانی زندگی این ویژگی مشترک را دارند:

آن‌ها شانسی هستند برای تبدیل کردن شما به آنچه می‌خواهید باشید، با همه ارزش‌هایتان.

اینکه خود واقعی‌تان باشید و هروقت بخواهید با اراده خودتان این کار را بکنید.

شما به فلسفه‌ایی احتیاج دارید که شما را برای پیش رفتن و دست به‌ کاری زدن، آماده کند. درست همان‌طور که شعار برند ورزشی نایک این است:

《همین حالا انجامش بده》


#بمانم_یا_بروم
#بورلی_استون

@flith
پرواز فکر و اندیشه
کاریکاتور جدایی شیر از خورشید در نشریه ملانصرالدین در سالهای پایانی دودمان قاجار توضیح کاریکاتور: فردجلویی نماد انگلستان است که یک خائن داخلی هم از پشت او را یاری میکند. زیر کاریکاتور از زبان شیر نوشته شده است: "دالیدان ایته لییه ن اولماسا، باشمدان چکن بر…
چگونه رنگ پرچم ایران ، بعد از انقلاب سال 57 مثل قبل ، سه رنگ باقی ماند؟....

در روزهای نخستین انقلاب اسلامی افزون بر زدودن نشان ملی شیر و خورشید ، طرحی در دست بحث بود که پرچم ایران به رنگ سبز با آرم الله دگرگون گردد...

در مجلس خبرگان قانون اساسی جمهوری اسلامی، بحث بر سر سه رنگ ماندن پرچم ایران و یا تبدیل آن به رنگ سبز یک دست ، جریان داشت در این مقاله به این بحث‌ها پرداخته
می‌شود.
درست پیش از رأی‌گیری نهایی در جلسه‌ی 20 آبان 1358 خبرگان، موبد «رستم شهرزادی» نماینده‌ی زرتشتیان ایران در مجلس خبرگان، دفاع جالبی از پرچم سه رنگ انجام داد...

او با ربط دادن سه رنگ پرچم به عقاید مذهبی شیعیان گفت:
""فرزندان حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام که امام حسن سبزپوش و امام حسین سرخ‌پوش و حضرت عباس سفیدپوش بودند و در تمام شمائل و احادث به این سه زنگ مخصوص ظاهر می‌شدند و آنچه در اذهان است سرخی، خبردهنده‌ی شهادت، سفیدی خبردهنده‌ی صلح و کبوتر سفید پیک صلح بوده و هست. حتی مردگان را در اسلام با پارچه به این رنگ ملبس می‌کنند و سبز نمونه‌ای از نعمت و آبادانی و بزرگی بوده است و فرزندان برحق حضرت رسول اکرم که به نام سید خوانده می‌شدند
شال سبز که معرف بزرگواری اجدادشان است به کمر می‌بستند.»
این تعبیر شیعی از پرچم در فضای به شدت مذهبی مجلس خبرگان قانون اساسی توسط نماینده‌ی زرتشتیان انجام می‌شود!""
پس از پایان کلام موبد شهرزادی، رأی‌گیری انجام می‌شود و پرچم سه‌رنگ
با پنجاه و نه رای موافق و دو رای ممتنع و بدون مخالف به تصویب رسید...

«آیت‌الله ربانی شیرازی» نماینده‌ی مردم فارس در مجلس خبرگان پیشنهاد کرد که رنگ پرچم ایران به صورت سبز یک‌دست(شبیه به پرچم پاکستان) درآید...

استدلال ایشان این بود که این رنگ در طول تاریخ، رنگ شیعه بوده است و می‌تواند نماد جمهوری اسلامی به عنوان تنها حکومت شیعه‌ی جهان قرار گیرد...


بیش از هزار و چهار صد سال پیش زمان حمله ی اعراب ، بر سر ویران کردن پاسارگاد آرامگاه کورش چالشهایی پیش آمده بود...
در آن زمان نیز ، مردمان آن دوران با گردآوری سنگ های بزرگی اطراف پاسارگاد ، آنرا بسیار شبیه زیارتگاه درآوردند
(زمان برگزاری جشن های دو هزار و پانصد ساله ، آن بخش از سنگها را که مردم زمان حمله ی اعراب ، اطراف پاسارگاد گردآوری نموده بودند را به دلیل بی ربط بودن به دوره ی هخامنشیان و آرامگاه کورش به پنجاه متری آرامگاه منتقل کردند که آثارش هنوز هم موجود است)
و زمانی که اعراب می خواستند به سوی پاسارگاد یورش بیاورند ، مردمان محلی به آنها گفتند اینجا آرامگاه مادر حضرت سلیمان است که داستانش را در قرآن خوانده اید!
اعراب پس از ورود به پاسارگاد به جای ویرانی ، به آرامگاه کورش بزرگ احترام گذاشتند و در طول حکومت شان همیشه منزلت آنجا را حفظ نمودند...

و اینگونه شد که آرامگاه کورش پس از دو هزار و پانصد سال هنوز پابرجاست..!

برگرفته از درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
گزینش ونگرش: موبدکورش نیکنام


@flith
👍1👏1