حزب توده منشاء تدوین و انتشار جوک های قومیتی
دکتر محمدتقی رهنمایی، استاد جغرافیا و فارغ التحصیل از دانشگاه فیلیپس ماربورگ آلمان، در یک گفتگو درباره زبان تالشی و گیلان، از یکی از خیانت های شرم آور حزب توده پرده برداشت.وی در پاسخ به پرسش خبرنگار در خصوص جوک های قومیتی می گوید:
“منشا جوک سازی برای ترک ها و گیلک ها حزب توده بود. حزب توده یک گروه کاری داشت که وظیفه آن این بود که برای این دو قوم ایرانی جوک بسازند. علت آن بود که شوروی ها می خواستند به هر ترتیب که شده گیلان و آذربایجان را از ایران جدا کنند… بله کمیته ای بود که وظیفه اش این بود که جوک درست کند، برای اینکه مردم آذربایجان و گیلان را از فارسی زبانان و ایران متنفر بکند.”
برگرفته از:
مجله فرهنگی و اجتماعی دیلمان؛
شماره چهارم؛ آبان ۱۳۹۵؛
صفحات ۲۰۶ و ۲۰۸
@flith
دکتر محمدتقی رهنمایی، استاد جغرافیا و فارغ التحصیل از دانشگاه فیلیپس ماربورگ آلمان، در یک گفتگو درباره زبان تالشی و گیلان، از یکی از خیانت های شرم آور حزب توده پرده برداشت.وی در پاسخ به پرسش خبرنگار در خصوص جوک های قومیتی می گوید:
“منشا جوک سازی برای ترک ها و گیلک ها حزب توده بود. حزب توده یک گروه کاری داشت که وظیفه آن این بود که برای این دو قوم ایرانی جوک بسازند. علت آن بود که شوروی ها می خواستند به هر ترتیب که شده گیلان و آذربایجان را از ایران جدا کنند… بله کمیته ای بود که وظیفه اش این بود که جوک درست کند، برای اینکه مردم آذربایجان و گیلان را از فارسی زبانان و ایران متنفر بکند.”
برگرفته از:
مجله فرهنگی و اجتماعی دیلمان؛
شماره چهارم؛ آبان ۱۳۹۵؛
صفحات ۲۰۶ و ۲۰۸
@flith
👏1
بوق، دیوار، عطر زن ممنوع
شعر درباره ی وطن ممنوع
مرگ آزاد و زیستن ممنوع!
گریه ی بیست سالگی ّ زنم
صف نان ،گوشت ، مرغ ،یارانه
گوش دادن به مرد، مردانه!
گریه های پیاز در خانه!
همه ي زندگيست اينكه منم!!
جوک لامپ و خیار و موزم که...
ماهی مرده توی حوضم تا...
مخفيانه به تو close م از...
من به اين اشتباه!مطمئنم
سبز یعنی چراغ قرمز نیست!
حرکت می کند به خاطر ایست!
سايه اش بعد چهار راه گريست
باد عطري كه مي زند را برد
گریه و گریه ... باز گریه ی زن
روسری گره شده به کفن
گریه ی بيست سال بعد شدن
ماهي مرده گربه اش را خورد
اولش آن و آخرش اين بود
به خودش مثل قبل بدبين بود
خنده اش خنده دار و غمگين بود
صورتش را ميان دست فشرد
#فرناز_فريد
@flith
شعر درباره ی وطن ممنوع
مرگ آزاد و زیستن ممنوع!
گریه ی بیست سالگی ّ زنم
صف نان ،گوشت ، مرغ ،یارانه
گوش دادن به مرد، مردانه!
گریه های پیاز در خانه!
همه ي زندگيست اينكه منم!!
جوک لامپ و خیار و موزم که...
ماهی مرده توی حوضم تا...
مخفيانه به تو close م از...
من به اين اشتباه!مطمئنم
سبز یعنی چراغ قرمز نیست!
حرکت می کند به خاطر ایست!
سايه اش بعد چهار راه گريست
باد عطري كه مي زند را برد
گریه و گریه ... باز گریه ی زن
روسری گره شده به کفن
گریه ی بيست سال بعد شدن
ماهي مرده گربه اش را خورد
اولش آن و آخرش اين بود
به خودش مثل قبل بدبين بود
خنده اش خنده دار و غمگين بود
صورتش را ميان دست فشرد
#فرناز_فريد
@flith
ما بچه های این زمانه ایم و عصر، عصر سیاست است،همه ی امور روزانه ، امور شبانه چه مال تو باشد چه مال ما یا شما امور سیاسی اند. چه بخواهی چه نخواهی ژن هایت سابقه ی سیاسی دارند پوستت تهرنگِ سیاسی دارد چشمهایت جنبه ی سیاسی دارند! هر چه میگویی بازتاب سیاسی دارد سکوتت چه بخواهی چه نخواهی سیاسی تعبیر میشود حتی هنگامی که از باغ و جنگل میگذری گام های سیاسی برمیداری ،روی خاک سیاسی شعرِ غیرسیاسی نیز سیاسی ست و در بالا ماهی میدرخشد که دیگر ماه نیست. بودن یا نبودن، سوال این است سوال چیست، عزیزم بگو. سوالِ سیاسی است. لازم نیست انسان باشی تا بر اهمیت سیاسی ات افزوده شود کافی ست نفت باشی، علوفه یا مواد بازیافتی..! یا میز مذاکراتی که شکل آن ماه هاست مورد جنگ و جدال است : پشت کدام میز درباره ی زندگی و مرگ باید مذاکره کرد میز گرد یا میز مربع! دراین اثنا آدمها گم میشدند جانوران میمردند خانه ها میسوختند و مزارع بایر میشدند مثل زمانهای قدیم که کمتر سیاسی بودند
#شیمبورسکا
@flith
#شیمبورسکا
@flith
👍1
بلوای نان به سردستگی زنان در تهران عصرِ ناصری
بحران نان در دوره قاجار چندین بار شکل گرفت، در این بلواها زنان دارای نقشی برجسته بودهاند، این نقش برجسته باعث شده است تا برخی زنان را پیشقراول اعتراضات اجتماعی در ایران دورهی قاجار بدانند
اینبار همه چیز از ظهر ۲۰ اسفند ۱۲۳۹ خورشیدی شروع شد، وقتی که ناصرالدین شاه پس از چند روزی که به قصد شکار به جاجرود رفته بود، باز می گشت، حدود شش هزار زن در حالی که مانند مراسم عزا به روبندهای خود گل زده بودند جلوی محافظان و فراشان ناصرالدین شاه را گرفتند،در ابتدا ترسیده بود و دستور حرکت به درون کاخ را داد و از این رو فراشها مجبور شدند که با خشونت زنان را کنار زنند، اما قدرت زنان بیشتر بود، آنان با سنگ و چوب بر قدرت شلاق فراشان فائق آمدند و کالسکه سلطان صاحبقران در انبوه زنان معترض گیر کرد
زنان که حالا شاه وحشتزده را در نزدیکی خود میدیدند به کالسکه نزدیک شدند و اعتراض خود را با عصبانیت بسیار بیان کردند، هینریش بروگش سفیر وقت پروس در ایران نقل میکند که: "زنان فریاد میزدند که ما و بچههایمان گرسنهایم و چند روز است که نان نیست و جای نان آشغال و کثافت میخوریم.
@flith
بحران نان در دوره قاجار چندین بار شکل گرفت، در این بلواها زنان دارای نقشی برجسته بودهاند، این نقش برجسته باعث شده است تا برخی زنان را پیشقراول اعتراضات اجتماعی در ایران دورهی قاجار بدانند
اینبار همه چیز از ظهر ۲۰ اسفند ۱۲۳۹ خورشیدی شروع شد، وقتی که ناصرالدین شاه پس از چند روزی که به قصد شکار به جاجرود رفته بود، باز می گشت، حدود شش هزار زن در حالی که مانند مراسم عزا به روبندهای خود گل زده بودند جلوی محافظان و فراشان ناصرالدین شاه را گرفتند،در ابتدا ترسیده بود و دستور حرکت به درون کاخ را داد و از این رو فراشها مجبور شدند که با خشونت زنان را کنار زنند، اما قدرت زنان بیشتر بود، آنان با سنگ و چوب بر قدرت شلاق فراشان فائق آمدند و کالسکه سلطان صاحبقران در انبوه زنان معترض گیر کرد
زنان که حالا شاه وحشتزده را در نزدیکی خود میدیدند به کالسکه نزدیک شدند و اعتراض خود را با عصبانیت بسیار بیان کردند، هینریش بروگش سفیر وقت پروس در ایران نقل میکند که: "زنان فریاد میزدند که ما و بچههایمان گرسنهایم و چند روز است که نان نیست و جای نان آشغال و کثافت میخوریم.
@flith
پرواز فکر و اندیشه
بلوای نان به سردستگی زنان در تهران عصرِ ناصری بحران نان در دوره قاجار چندین بار شکل گرفت، در این بلواها زنان دارای نقشی برجسته بودهاند، این نقش برجسته باعث شده است تا برخی زنان را پیشقراول اعتراضات اجتماعی در ایران دورهی قاجار بدانند اینبار همه چیز از…
....ناصرالدین شاه قاجار که سخت نگران شده بود تنها توانست با وعده رسیدگی فوری به شکایت زنان راه را برای خود باز کند تا کالسکه به سرعت به درون قصر وارد شود
اما همراهان شاه که به دنبال کالسکه سلطنتی در حرکت بودند این شانس را نداشتند که از دست زنان به سلامت بگذرند، در این میان وضعیت کامران میرزا که وزیر جنگ و فرزند شاه بود از همه بدتر به پایان رسید
معروف بود که کامران میرزا انبارهای بزرگی مملو از گندم دارد و در این انبارها را بسته است که قحطی شود و گندم خود را گرانتر بفروشد. همین شهرت کافی بود که زنان تهران وزیر جنگ دربار را از اسبش به زمین بیاندازند و او را مفصل کتک بزنند. وزیر جنگ توانست با سر و صورت خونین به دربار باز گردد. همراهان شاه و فراشان که وضع پذیرایی بانوان را از وزیر جنگ دیدند، فرار از میدان اعتراض را بر قرار ترجیح دادند
روز بعد، آتشی که زنان تهران در انداخته بودند شعلهی بیشتری گرفت، جمع بسیاری از مردان و زنان از صبح شروع به اعتراض کردند و از ظهر به سوی ارگ سلطنتی راه افتادند، فراشان نتوانستند مانع از ورودشان به کاخ شوند، در این روز نیز زنان مثل روز قبل در صف نخست اعتراض بودند
مردم حالا در میدان بزرگ وسط ارگ بودند و اعتراض خود را فریاد میزدند تا مگر به گوش صاحبقران برسد، نتیجهی اعتراض، اعدام محمودخان نوری؛ کلانتر تهران بود و دستوراتی از سوی شاه برای پایین آوردن قیمت نان(قیمت نان در ابتدا ۵شاهی بود که بعد از قحطی به ۲۰شاهی رسید، بعد از دستور ناصرالدین شاه قیمت به ۱۶شاهی کاهش یافت اما در واقع وزن نان نیز به ۳چارک کاهش پیدا کرد) که البته باز هم تاثیری مقطعی داشت و قحطی دیگری مدتی بعد دوباره فرا رسید.
@flith
اما همراهان شاه که به دنبال کالسکه سلطنتی در حرکت بودند این شانس را نداشتند که از دست زنان به سلامت بگذرند، در این میان وضعیت کامران میرزا که وزیر جنگ و فرزند شاه بود از همه بدتر به پایان رسید
معروف بود که کامران میرزا انبارهای بزرگی مملو از گندم دارد و در این انبارها را بسته است که قحطی شود و گندم خود را گرانتر بفروشد. همین شهرت کافی بود که زنان تهران وزیر جنگ دربار را از اسبش به زمین بیاندازند و او را مفصل کتک بزنند. وزیر جنگ توانست با سر و صورت خونین به دربار باز گردد. همراهان شاه و فراشان که وضع پذیرایی بانوان را از وزیر جنگ دیدند، فرار از میدان اعتراض را بر قرار ترجیح دادند
روز بعد، آتشی که زنان تهران در انداخته بودند شعلهی بیشتری گرفت، جمع بسیاری از مردان و زنان از صبح شروع به اعتراض کردند و از ظهر به سوی ارگ سلطنتی راه افتادند، فراشان نتوانستند مانع از ورودشان به کاخ شوند، در این روز نیز زنان مثل روز قبل در صف نخست اعتراض بودند
مردم حالا در میدان بزرگ وسط ارگ بودند و اعتراض خود را فریاد میزدند تا مگر به گوش صاحبقران برسد، نتیجهی اعتراض، اعدام محمودخان نوری؛ کلانتر تهران بود و دستوراتی از سوی شاه برای پایین آوردن قیمت نان(قیمت نان در ابتدا ۵شاهی بود که بعد از قحطی به ۲۰شاهی رسید، بعد از دستور ناصرالدین شاه قیمت به ۱۶شاهی کاهش یافت اما در واقع وزن نان نیز به ۳چارک کاهش پیدا کرد) که البته باز هم تاثیری مقطعی داشت و قحطی دیگری مدتی بعد دوباره فرا رسید.
@flith
سراینده باش و فزاینده باش
شب و روز با رامش و خنده باش
چنان رو که پرسند روز شمار
نپیچی سر از شرم پروردگار
به داد و دهش گیتی آباد دار
دل زیردستان خود شاد دار
که بر کس نماند جهان جاودان
نه بر تاجدار و نه بر موبدان
#فردوسی_بزرگ
🔸خجسته باد بیست و پنجم اردیبهشت ماه روز میهنی بزرگداشت استاد سخن پارسی #فردوسی توسی بزرگ، خداوندگار سخن و پاسدار زبان پارسی ، ققنوسی را پرورانید که هماره جاوید و ماندگار است ، باشد که ما از #شاهنامه بیاموزیم و به فرزندان مان نیز بیاموزانیم و هماره نگاهداره این زبان کهن و یادگار نیاکان مان باشیم .
#بزرگداشت_فردوسی
@flith
شب و روز با رامش و خنده باش
چنان رو که پرسند روز شمار
نپیچی سر از شرم پروردگار
به داد و دهش گیتی آباد دار
دل زیردستان خود شاد دار
که بر کس نماند جهان جاودان
نه بر تاجدار و نه بر موبدان
#فردوسی_بزرگ
🔸خجسته باد بیست و پنجم اردیبهشت ماه روز میهنی بزرگداشت استاد سخن پارسی #فردوسی توسی بزرگ، خداوندگار سخن و پاسدار زبان پارسی ، ققنوسی را پرورانید که هماره جاوید و ماندگار است ، باشد که ما از #شاهنامه بیاموزیم و به فرزندان مان نیز بیاموزانیم و هماره نگاهداره این زبان کهن و یادگار نیاکان مان باشیم .
#بزرگداشت_فردوسی
@flith
من میدانستم نومیدی هست٬ اما نمیدانستم یعنی چه. من هم مثل همه خیال میکردم که نومیدی بیماری روح است. اما نه٬ بدن زجر میکشد. پوست تنم درد میکند سینهام دست و پایم سرم خالی است و دلم به هم میخورد. و از همه بدتر این طعمی است که در دهنم است. نه خون است نه مرگ نه تب اما همهٔ اینها باهم کافی است زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همهٔ موجودات نفرت کنم. چه سخت است چه تلخ است انسان بودن!
کالیگولا
#آلبر_كامو
@flith
کالیگولا
#آلبر_كامو
@flith
👍1
شأن انسان به آزادی اوست و زمانی که به بردگیِ ارادهی دیگران وادار می شود، در حقیقت منزلت انسانیِ خود را از دست میدهد. اما سنگبنای آزادی انسان به معنایی که تعریف شد، تأمین معیشت از طریق روابط مبادلهایِ داوطلبانه است زیرا تا زمانی که معیشت کسی در گرو خیرخواهی کسی دیگر و یا حکومت است، سخن گفتن از آزادیِ وی چندان مفهومی ندارد.( قطار اقتصاد ازریل خارج شده است و در پی جبران آن قطار کشتار سوت کشان میتازد ...)
@flith
@flith
پرواز فکر و اندیشه
هنگامی که جامعهای به دروغگوییِ سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلّی شود و به دروغ گفتن در موارد استثنایی و جزئی اکتفا نکند صداقت به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می شود و گوینده حقیقت، حتا اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد…
نمیتوانند تا ابد دروغ بگویند. دیر یا زود، باید پاسخ دهند منطق را با منطق، اندیشه را با اندیشه، و احساس را با احساس و آن زمان،
دم فرو میبندند: کهندژ ارعاب خشونت
و فریبشان فرو خواهد ریخت.
#پیرپائولو_پازولینی
@flith
دم فرو میبندند: کهندژ ارعاب خشونت
و فریبشان فرو خواهد ریخت.
#پیرپائولو_پازولینی
@flith
👍1
دینداری، یک شاخص ضعیف از سلامت اجتماعی یا فضیلت شخصی است.
مادرم پای تنور گفت: پسر جان بشنو
شیخ میگفت خدا دوزخ سوزان دارد
گفتم ای مادر من دوزخ ما دنیاییست
که همان شیخ در آن خانه و دکّان دارد...
@flith
مادرم پای تنور گفت: پسر جان بشنو
شیخ میگفت خدا دوزخ سوزان دارد
گفتم ای مادر من دوزخ ما دنیاییست
که همان شیخ در آن خانه و دکّان دارد...
@flith
کاریکاتور جدایی شیر از خورشید در نشریه ملانصرالدین در سالهای پایانی دودمان قاجار
توضیح کاریکاتور:
فردجلویی نماد انگلستان است که یک خائن داخلی هم از پشت او را یاری میکند. زیر کاریکاتور از زبان شیر نوشته شده است:
"دالیدان ایته لییه ن اولماسا، باشمدان چکن بر غلط ایلیه بیلمز"
برگردان به پارسی:
اگر کسی که از عقب هل می دهد نباشد، آنی که از جلو من را می کشد هیچ غلطی نمیتواند بکند."
@flith
توضیح کاریکاتور:
فردجلویی نماد انگلستان است که یک خائن داخلی هم از پشت او را یاری میکند. زیر کاریکاتور از زبان شیر نوشته شده است:
"دالیدان ایته لییه ن اولماسا، باشمدان چکن بر غلط ایلیه بیلمز"
برگردان به پارسی:
اگر کسی که از عقب هل می دهد نباشد، آنی که از جلو من را می کشد هیچ غلطی نمیتواند بکند."
@flith
👍3
برای زندانی بودن لازم نیست شخصی پشت
میله ها باشد، انسانها میتوانند زندانی یا برده ی عقاید و یا اندیشه های خود و یا دیگری باشند...
@flith
میله ها باشد، انسانها میتوانند زندانی یا برده ی عقاید و یا اندیشه های خود و یا دیگری باشند...
@flith
چُنین بَرده گشتیم بر خواسته
دل آراسته شد روان کاسته
چو دل برنِهی بر سَرای کهن
کند راز و بر تو بپوشد سخن
سوی آز منگر که او دشمنست
دلش بَردهی جانِ آهَرمَنست
بپوی و بپوش و بناز و بخَور
تو را بهره اینست ازین رهگذر
#فردوسی_بزرگ
@flith
دل آراسته شد روان کاسته
چو دل برنِهی بر سَرای کهن
کند راز و بر تو بپوشد سخن
سوی آز منگر که او دشمنست
دلش بَردهی جانِ آهَرمَنست
بپوی و بپوش و بناز و بخَور
تو را بهره اینست ازین رهگذر
#فردوسی_بزرگ
@flith
روزی روزگاری آبادان به "عروس خاورمیانه" شهره بود....به "عروس خلیج فارس"...چنانکه می خواندند: شهر ما شهر خداس....عروس خلیج فارس....حالا اما سالهاست که به "عروس آتش" بدل شده!....از همان روزی که سینما رکس را آتش زدند تا امروز که #برج_متروپل فرو ریخت، این عروس در آتش است...
عروس خاورمیانه همواره در میانه خاک و خون و جنگ و خرابی و بی آبی، از آبادان شهر وفا به شهر فنا بدل شد و ذره ذره آب شده.....اینجا فقط مرد عشیره بودن سخت نیست، مردمی در عُسر و حَرج بودن سخت تر است!...آبادان، عروس آتش گرفته را دیگر هیچ آبی، آبادان نمی کند!
#آبادان_تسلیت🖤
#عروس_آتش
@flith
عروس خاورمیانه همواره در میانه خاک و خون و جنگ و خرابی و بی آبی، از آبادان شهر وفا به شهر فنا بدل شد و ذره ذره آب شده.....اینجا فقط مرد عشیره بودن سخت نیست، مردمی در عُسر و حَرج بودن سخت تر است!...آبادان، عروس آتش گرفته را دیگر هیچ آبی، آبادان نمی کند!
#آبادان_تسلیت🖤
#عروس_آتش
@flith
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
لمتون، که سالها در سفارت بریتانیا در تهران کار میکرد، رضا شاه را «خبری بد» برای ایران و ایرانیان میدانست زیرا، به گمان او، بنیانگذار دودمان پهلوی ایران را به سوی «بحران هویتی» سوق داد. از دید لمتون، ایرانیان در سالهای آخر قاجاریه، گذشتههای باستانی خود را از یاد برده بودند و هویت جدید «شیعی» را برای توصیف جای ایران در خانواده ملل کافی میدانستند. رضا شاه با یادآوری دوران ایران پیش از اسلام، یک نوع «شیزوفرنی» تقسیم هویت را بر ایرانیان تحمیل کرد.
این ارزیابی لمتون که در سالهای ۱۹۶۰ مطرح شد، بعضی مخالفان دودمان پهلوی از جمله مرحوم مهندس مهدی بازرگان و دکتر علی شریعتی را در مسیر مبارزه برای از نو شیعی کردن ایران قرار داد، مسیری که به ولایت فقیه منجر شد.
همه تحلیلهای ذکرشده رضا شاه را از دید نقش او در بازنگری تاریخ ایران ارزیابی کردهاند و بدینسان، به نقش مهمی که او در سطح اینجا و اکنون، یعنی در رابطه با ایران معاصر، بازی کرد کم بها دادهاند. شاید نخستین کسی که کوشید این خطا را تا حدی تصحیح کند دکتر ماشاءالله آجودانی بود که در کتاب مهم خود، «مشروطه ایرانی»، نشان داد که نقش اصلی رضا شاه برآوردن بعضی خواستههای اصلی مشروطهخواهان، بهویژه ایجاد یک دولت مرکزی نیرومند، بوده است.
یک نگاه اینجا و اکنونی دیگر نیز به رضا شاه وجود دارد: نگاه آیتالله روحالله خمینی و بازماندگان او. از این نگاه، رضا شاه برای اسلامزدایی از ایران وارد صحنه شد و بدینسان، حتی نام او را باید خطری مداوم برای نظام فقاهتی، با اسم جعلی جمهوری اسلامی، به شمار آورد. این نگاه البته کودکانهتر از آن است که نیازی به رد کردن در مقیاس وسیع داشته باشد. رضا شاه هرگز نکوشید اسلام را از ایران بزداید. اسلام در نسخه شیعی آن دین رسمی شاهنشاهی ایران بود. در تمام دوران ۲۰ ساله، زائران ایرانی بزرگترین گروه مسافران حج را تشکیل میدادند. توافق او با دولت نوبنیاد عراق راه عتبات عالیات را برای میلیونها زائر و سجاد ایرانی باز کرد. رضا شاه نمیخواست اسلام را از بین ببرد؛ او میخواست اسلام را در جای خودش، یعنی بهعنوان جزئی از ایران، قرار دهد. اما برای خمینی و همگنان او، اسلام کل است و ایران جزء.
البته بعضی ستایشگران رضا شاه نیز همان خطای خمینی و یارانش را تکرار میکنند و پدیده چند بُعدی یک دوران را در مبارزه با اسلام میبینند.
در سال ۱۳۶۳، آیتالله علی خامنهای، رهبر کنونی نظام خمینیگرا، دستور داده که نهادی مشخص برای مبارزه با رضا شاه، و بهطور کلی دودمان پهلوی، تشکیل شود و جوایزی به پژوهشگران مخالف «رضا خان» عرضه کند (تازهترین این جوایز هفته گذشته در تهران داده شد). در دهه گذشته، صدها مقاله و کتاب علیه رضا شاه کبیر به هزینه جمهوری اسلامی منتشر شده است. اخیرا نیز جمهوری اسلامی دستکم چهار سمینار برای تخریب «رضا خان» ترتیب داد. خمینی در مجموعهای از سخنرانیهایش در سال ۱۳۸۲ منتشر شد، ۱۱۷ بار به «رضا خان» حمله میکند. با این حال، بررسی همه این آثار نشان میدهد که مخالفان خمینیگرای رضا شاه کبیر مطلبی جدی برای عرضه ندارند. بهرغم ۴۳ سال تبلیغات آنان، رضا شاه کبیر اکنون بار دیگر در مرکز زندگی سیاسی ایران قرار دارد.
اهمیت اینجا و اکنونی رضا شاه بزرگ، بهعنوان یک عامل تفاهم ملی، را در سطوح خیابانهای بسیاری از شهرها میتوان دید و از زبان بسیاری از ایرانیان بهاصطلاح «عادی» میتوان شنید.
حجت کلاشی، یک فعال هوادار مشروطه سلطنتی، رضا شاه را نمادی از خواست مردم ایران برای ساختن آیندهای مترقی با حفظ هویت ملی میداند. خسرو فروهر، یک تحلیلگر دیگر که هوادار مشروطه سلطنتی است، نامنمای «پهلویسم» را عرضه میکند.
از دید او، پهلویسم بهمعنای نوسازی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران است با احترام به حقوق بشر، تساوی زن و مرد، آزادی دین و مذهب و مرام و مسلک. او میافزاید: «پهلویسم یعنی آزادگی، سربلندی و پیشرفت ایرانمحوری.» او سپس فهرسی از دستاوردهای رضا شاه بزرگ را بهعنوان نمونه عملکرد پهلویسم ذکر میکند.
همین برداشت را از زبان ایرانیانی میشنویم که اکنون در شهرهای گوناگون به مبارزه با جمهوری اسلامی مشغولاند. یک هموطن مبارز در اهواز میگوید: «حتی پدر من هنوز در زمانی که رضا شاه سلطنت میکرد متولد نشده بود. اما من میبینم که هر جا میرویم و هر چه میبینیم یادگاری از رضا شاه و محمدرضا شاه استــ مدرسهها، بیمارستانها، پلهای رودخانههای ما و خاطرات ما از تاریخ ملیمان.»
یک اشتباه بزرگ خمینی و وارثان او کوشش در راه تحمیل یک هویت جعلی بر ملت ایران بود. ملت ایران نمیتواند و نمیخواهد بپذیرد که تاریخش با ظهور بخشی از یک قبیله شبهجزیره عرب در صحنه منطقهای آغاز شده است. ایرانیان، البته بهاستثنای سلمان فارسی که ظاهرا یک افسر فراری ارتش ساسانی بود، در غزوات پیامبر شرکت نداشتند.
این ارزیابی لمتون که در سالهای ۱۹۶۰ مطرح شد، بعضی مخالفان دودمان پهلوی از جمله مرحوم مهندس مهدی بازرگان و دکتر علی شریعتی را در مسیر مبارزه برای از نو شیعی کردن ایران قرار داد، مسیری که به ولایت فقیه منجر شد.
همه تحلیلهای ذکرشده رضا شاه را از دید نقش او در بازنگری تاریخ ایران ارزیابی کردهاند و بدینسان، به نقش مهمی که او در سطح اینجا و اکنون، یعنی در رابطه با ایران معاصر، بازی کرد کم بها دادهاند. شاید نخستین کسی که کوشید این خطا را تا حدی تصحیح کند دکتر ماشاءالله آجودانی بود که در کتاب مهم خود، «مشروطه ایرانی»، نشان داد که نقش اصلی رضا شاه برآوردن بعضی خواستههای اصلی مشروطهخواهان، بهویژه ایجاد یک دولت مرکزی نیرومند، بوده است.
یک نگاه اینجا و اکنونی دیگر نیز به رضا شاه وجود دارد: نگاه آیتالله روحالله خمینی و بازماندگان او. از این نگاه، رضا شاه برای اسلامزدایی از ایران وارد صحنه شد و بدینسان، حتی نام او را باید خطری مداوم برای نظام فقاهتی، با اسم جعلی جمهوری اسلامی، به شمار آورد. این نگاه البته کودکانهتر از آن است که نیازی به رد کردن در مقیاس وسیع داشته باشد. رضا شاه هرگز نکوشید اسلام را از ایران بزداید. اسلام در نسخه شیعی آن دین رسمی شاهنشاهی ایران بود. در تمام دوران ۲۰ ساله، زائران ایرانی بزرگترین گروه مسافران حج را تشکیل میدادند. توافق او با دولت نوبنیاد عراق راه عتبات عالیات را برای میلیونها زائر و سجاد ایرانی باز کرد. رضا شاه نمیخواست اسلام را از بین ببرد؛ او میخواست اسلام را در جای خودش، یعنی بهعنوان جزئی از ایران، قرار دهد. اما برای خمینی و همگنان او، اسلام کل است و ایران جزء.
البته بعضی ستایشگران رضا شاه نیز همان خطای خمینی و یارانش را تکرار میکنند و پدیده چند بُعدی یک دوران را در مبارزه با اسلام میبینند.
در سال ۱۳۶۳، آیتالله علی خامنهای، رهبر کنونی نظام خمینیگرا، دستور داده که نهادی مشخص برای مبارزه با رضا شاه، و بهطور کلی دودمان پهلوی، تشکیل شود و جوایزی به پژوهشگران مخالف «رضا خان» عرضه کند (تازهترین این جوایز هفته گذشته در تهران داده شد). در دهه گذشته، صدها مقاله و کتاب علیه رضا شاه کبیر به هزینه جمهوری اسلامی منتشر شده است. اخیرا نیز جمهوری اسلامی دستکم چهار سمینار برای تخریب «رضا خان» ترتیب داد. خمینی در مجموعهای از سخنرانیهایش در سال ۱۳۸۲ منتشر شد، ۱۱۷ بار به «رضا خان» حمله میکند. با این حال، بررسی همه این آثار نشان میدهد که مخالفان خمینیگرای رضا شاه کبیر مطلبی جدی برای عرضه ندارند. بهرغم ۴۳ سال تبلیغات آنان، رضا شاه کبیر اکنون بار دیگر در مرکز زندگی سیاسی ایران قرار دارد.
اهمیت اینجا و اکنونی رضا شاه بزرگ، بهعنوان یک عامل تفاهم ملی، را در سطوح خیابانهای بسیاری از شهرها میتوان دید و از زبان بسیاری از ایرانیان بهاصطلاح «عادی» میتوان شنید.
حجت کلاشی، یک فعال هوادار مشروطه سلطنتی، رضا شاه را نمادی از خواست مردم ایران برای ساختن آیندهای مترقی با حفظ هویت ملی میداند. خسرو فروهر، یک تحلیلگر دیگر که هوادار مشروطه سلطنتی است، نامنمای «پهلویسم» را عرضه میکند.
از دید او، پهلویسم بهمعنای نوسازی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران است با احترام به حقوق بشر، تساوی زن و مرد، آزادی دین و مذهب و مرام و مسلک. او میافزاید: «پهلویسم یعنی آزادگی، سربلندی و پیشرفت ایرانمحوری.» او سپس فهرسی از دستاوردهای رضا شاه بزرگ را بهعنوان نمونه عملکرد پهلویسم ذکر میکند.
همین برداشت را از زبان ایرانیانی میشنویم که اکنون در شهرهای گوناگون به مبارزه با جمهوری اسلامی مشغولاند. یک هموطن مبارز در اهواز میگوید: «حتی پدر من هنوز در زمانی که رضا شاه سلطنت میکرد متولد نشده بود. اما من میبینم که هر جا میرویم و هر چه میبینیم یادگاری از رضا شاه و محمدرضا شاه استــ مدرسهها، بیمارستانها، پلهای رودخانههای ما و خاطرات ما از تاریخ ملیمان.»
یک اشتباه بزرگ خمینی و وارثان او کوشش در راه تحمیل یک هویت جعلی بر ملت ایران بود. ملت ایران نمیتواند و نمیخواهد بپذیرد که تاریخش با ظهور بخشی از یک قبیله شبهجزیره عرب در صحنه منطقهای آغاز شده است. ایرانیان، البته بهاستثنای سلمان فارسی که ظاهرا یک افسر فراری ارتش ساسانی بود، در غزوات پیامبر شرکت نداشتند.
👍1
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
در سراسر فلات ایران هیچ نشانهای از سازندگی اعراب زیر پرچم اسلام دیده نمیشود. ما هنوز آثار تمدنهای عیلامی، آشوری، کلدانی و البته آریایی را در سراسر این فلات میبینیم. اما اعراب حتی یک پل، یک دژ، یک کاروانسرا، یک جاده، یک درمانگاه یا مدرسه در این سرزمین پهناور نساختند. در نتیجه، خلاصه کردن تاریخ ایران در تاریخ محدود یک قبیله شبهجزیره نهایت بیانصافی به شمار میرود.
خمینی و وارثان او زندگی یک ملت را در حد یک ایدئولوژی تنزل دادهاند و سپس، آن ایدئولوژی را تا سطح تبلیغات مبتذل پایین کشاندهاند. به همین سبب است که رضا شاه، بهعنوان نامنمای یک نسل ایرانساز و ایراندوست، به گفته عبدالله وزیری تاریخنویس، امروز محبوبتر از زمانی است که سلطنت میکرد.
اگر فرانسویها در متن یک دموکراسی ریشهدار و قدیمی، دوگل را عاملی مثبت برای تفاهم ملی میبینند، چرا ما نباید رضا شاه بزرگ را در همان نقش برای ایران بنگریم. شناخت این عامل تفاهم ملی، در زمانی که ما به همدلی و همراهی برای خروج از بنبست جمهوری اسلامی نیازمندیم، الزاما به معنای پذیرفتن مشروطه سلطنتی یا حتی مشروطه نیست. آنچه اهمیت دارد محتوای برنامهای است که مخالفان نظام فقاهتی عرضه میکنند نه فرم آن.
البته از دید نگارنده، بهترین فرم و محتوا را در مشروطه سلطنتی مییابیمــ نظامی شناختهشده با سابقهای قابل بررسی و انتقاد. اما فراموش نکنیم که هیچیک از معدود شاهانی که در تاریخ ایران لقب «کبیر» یا «بزرگ» گرفتهاند خود را برتر از ایران نمیدانستند. در فرهنگ ایرانی، شهریار، همانطور که از نامش برمیآید، در خدمت شهر و مردم ایرانشهر است.
این ابیات یادآور این واقعیت است:
چو آب آمد تیمم نیست در کار
چو روز آمد چراغ از پیش بردار
به شهری چون درآید شهریاری
نماند شحنه را در شهر کاری
چو پیدا شد ز پشت پرده دلدار
یقین دلاله شد معزول از کار
چو سلطان خود کند حالی رسولی
رسولی دیگری باشد فضولی
«رضا شاه، روحت شاد» یعنی بازگشت به هویت ایران برای تحکیم آن در راه بازسازی کشور در متنی از آزادی و قانونمندی.
@AmirTaheri4
خمینی و وارثان او زندگی یک ملت را در حد یک ایدئولوژی تنزل دادهاند و سپس، آن ایدئولوژی را تا سطح تبلیغات مبتذل پایین کشاندهاند. به همین سبب است که رضا شاه، بهعنوان نامنمای یک نسل ایرانساز و ایراندوست، به گفته عبدالله وزیری تاریخنویس، امروز محبوبتر از زمانی است که سلطنت میکرد.
اگر فرانسویها در متن یک دموکراسی ریشهدار و قدیمی، دوگل را عاملی مثبت برای تفاهم ملی میبینند، چرا ما نباید رضا شاه بزرگ را در همان نقش برای ایران بنگریم. شناخت این عامل تفاهم ملی، در زمانی که ما به همدلی و همراهی برای خروج از بنبست جمهوری اسلامی نیازمندیم، الزاما به معنای پذیرفتن مشروطه سلطنتی یا حتی مشروطه نیست. آنچه اهمیت دارد محتوای برنامهای است که مخالفان نظام فقاهتی عرضه میکنند نه فرم آن.
البته از دید نگارنده، بهترین فرم و محتوا را در مشروطه سلطنتی مییابیمــ نظامی شناختهشده با سابقهای قابل بررسی و انتقاد. اما فراموش نکنیم که هیچیک از معدود شاهانی که در تاریخ ایران لقب «کبیر» یا «بزرگ» گرفتهاند خود را برتر از ایران نمیدانستند. در فرهنگ ایرانی، شهریار، همانطور که از نامش برمیآید، در خدمت شهر و مردم ایرانشهر است.
این ابیات یادآور این واقعیت است:
چو آب آمد تیمم نیست در کار
چو روز آمد چراغ از پیش بردار
به شهری چون درآید شهریاری
نماند شحنه را در شهر کاری
چو پیدا شد ز پشت پرده دلدار
یقین دلاله شد معزول از کار
چو سلطان خود کند حالی رسولی
رسولی دیگری باشد فضولی
«رضا شاه، روحت شاد» یعنی بازگشت به هویت ایران برای تحکیم آن در راه بازسازی کشور در متنی از آزادی و قانونمندی.
@AmirTaheri4
👍1
جاسوس میپرورانید، زنان و دختران را فاسد میکنید، بشر را در موقعیت یک دزد و یک جانی قرار میدهید، با زهر مسموماش میسازید، در زندانهایتان میپوسانیدش...
جنگهای بین المللی، دروغ، هرزگی.. این است تمدن شما..!! بله، ما دشمن این تمدن هستیم.
#ماکسیم_گورکی
@flith
جنگهای بین المللی، دروغ، هرزگی.. این است تمدن شما..!! بله، ما دشمن این تمدن هستیم.
#ماکسیم_گورکی
@flith
پرواز فکر و اندیشه
روزی روزگاری آبادان به "عروس خاورمیانه" شهره بود....به "عروس خلیج فارس"...چنانکه می خواندند: شهر ما شهر خداس....عروس خلیج فارس....حالا اما سالهاست که به "عروس آتش" بدل شده!....از همان روزی که سینما رکس را آتش زدند تا امروز که #برج_متروپل فرو ریخت، این عروس…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزگار رنگی آبادان؛ روزگار رنگارنگ ایران
زمانه شادی و لبخند ....
قسمتهایی از؛ مستند «آبادان»
سال ساخت: (سال ۱۳۵۰)
کارگردان: منوچهر طیّاب
یکی از بهترین مستندهایی که تصویری دیدنی از آبادان در ابتدای دهه ۱۳۵۰ ترسیم میکند.
@flith
زمانه شادی و لبخند ....
قسمتهایی از؛ مستند «آبادان»
سال ساخت: (سال ۱۳۵۰)
کارگردان: منوچهر طیّاب
یکی از بهترین مستندهایی که تصویری دیدنی از آبادان در ابتدای دهه ۱۳۵۰ ترسیم میکند.
@flith
شرارت در این دنیا تقریباً همیشه از جهالت نشأت میگیرد ، نیات خوب اگر فاقد درک و فهم باشد، میتواند به همان اندازهی بدخواهی مضر باشد.
#آلبر_کامو
@flith
#آلبر_کامو
@flith
#منوچهر یک هفته با درد بود
دو چشمش پر آب و رُخَش زرد بود
به هشتُم بیامد منوچهر شاه
بسر بر نهاد آن کیانی کلاه
همه پهلوانان روی زمین
برو یکسره خوانُدَند آفرین
به داد و به آیین و مردانگی
به نیکی و پاکی و فرزانگی
منم گفت بر تخت گردان سپهر
همم خشم و جنگست و هم داد و مهر
شب تار جوینده ی کین منم
همان آتش تیز برزین منم
خداوند شمشیر و زرینه کفش
#فرازنده_کاویانی_درفش
فروزندهٔ میغ و برنده تیغ
بجنگ اندرون جان ندارم دریغ
بدان را ز بد دست کوته کنم
زمین را بکین رنگ دیبَه کنم
اَبا این هنرها یکی بندهام
جهان آفرین را پرستندهام
همه دست بر روی گریان زنیم
همه داستانها ز یزدان زنیم
کزو تاج و تختست ازویم سپاه
ازویم سپاس و بدویم پناه
براه #فریدون_فرخ رویم
نیامان کهن بود گر ما نوییم
هر آنکس که در هفت کشور زمین
بگردد ز راه و بتابد ز دین
نمایندهٔ رنج درویش را
زبون داشتن مردم خویش را
برافراختن سر به بیشی و گنج
به رنجور مردم نماینده رنج
همه نزد من سر به سر کافرند
وز آهرمَن بدکُنش بدترند
هر آن کس که او جز برین دین بود
ز یزدان و از منش نفرین بود
وزان پس به شمشیر یازیم دست
کنم سر به سر کشور و مرز پست
@flith
دو چشمش پر آب و رُخَش زرد بود
به هشتُم بیامد منوچهر شاه
بسر بر نهاد آن کیانی کلاه
همه پهلوانان روی زمین
برو یکسره خوانُدَند آفرین
به داد و به آیین و مردانگی
به نیکی و پاکی و فرزانگی
منم گفت بر تخت گردان سپهر
همم خشم و جنگست و هم داد و مهر
شب تار جوینده ی کین منم
همان آتش تیز برزین منم
خداوند شمشیر و زرینه کفش
#فرازنده_کاویانی_درفش
فروزندهٔ میغ و برنده تیغ
بجنگ اندرون جان ندارم دریغ
بدان را ز بد دست کوته کنم
زمین را بکین رنگ دیبَه کنم
اَبا این هنرها یکی بندهام
جهان آفرین را پرستندهام
همه دست بر روی گریان زنیم
همه داستانها ز یزدان زنیم
کزو تاج و تختست ازویم سپاه
ازویم سپاس و بدویم پناه
براه #فریدون_فرخ رویم
نیامان کهن بود گر ما نوییم
هر آنکس که در هفت کشور زمین
بگردد ز راه و بتابد ز دین
نمایندهٔ رنج درویش را
زبون داشتن مردم خویش را
برافراختن سر به بیشی و گنج
به رنجور مردم نماینده رنج
همه نزد من سر به سر کافرند
وز آهرمَن بدکُنش بدترند
هر آن کس که او جز برین دین بود
ز یزدان و از منش نفرین بود
وزان پس به شمشیر یازیم دست
کنم سر به سر کشور و مرز پست
@flith