پرواز فکر و اندیشه
به گونه ای برای دانش آموزانت تدریس کن که شک کنند، تفکر کنند، ارتباط داشته باشند، سوال بپرسند، دچار اشتباه شوند و از اشتباهات خود بیاموزند، و از همه مهم تر در یادگیری هایشان "خوشی" و "لذت" را نیز تجربه کرده باشند. #ریچارد_فاینمن طوری آموزش ندهید که امروز…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمی دهند را تهیه کرده ام:
.
آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه کسی را دوست بداریم
.
آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه در شهرت به درستی زندگی کنیم
.
آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه در گمنامی از زندگی لذت ببریم
.
آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه از کسی که دوستش نداریم جدا شویم
.
آنها به ما یاد نمی دهند که به آنچه در ذهن دیگری می گذرد فکر کنیم
.
آنها به ما یاد نمی دهند که به کسی که در حال مرگ است چه بگوییم
.
آنها به ما هیچ چیزی را که ارزش یاد گرفتن داشته باشد یاد نمی دهند...
متن: نیل گیمن
@flith
.
آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه کسی را دوست بداریم
.
آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه در شهرت به درستی زندگی کنیم
.
آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه در گمنامی از زندگی لذت ببریم
.
آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه از کسی که دوستش نداریم جدا شویم
.
آنها به ما یاد نمی دهند که به آنچه در ذهن دیگری می گذرد فکر کنیم
.
آنها به ما یاد نمی دهند که به کسی که در حال مرگ است چه بگوییم
.
آنها به ما هیچ چیزی را که ارزش یاد گرفتن داشته باشد یاد نمی دهند...
متن: نیل گیمن
@flith
#یکم_بهمن زادروز #فردوسی_بزرگ گرامی باد
فریدون فرخ ستایش ببرد
بمرد اوی و جاوید نامش نمرد
سخن ماند اندر جهان یادگار
سخن بهتر از گوهر شاهوار
نگه کن که این نامه تا جاودان
درفشی بود بر سر بخردان
فریدون فرخ ستایش ببرد
بمرد اوی و جاوید نامش نمرد
سخن ماند اندر جهان یادگار
سخن بهتر از گوهر شاهوار
نگه کن که این نامه تا جاودان
درفشی بود بر سر بخردان
ولادیمیر لنین : " بهترین راه برای کنترل اپوزیسیون اینست که خودمان آن را رهبری کنیم "
رهبران شوروی 100 سال پیش باورمند بودند برای مهار مخالفان بایست چندین اپوزیسیون جعلی در داخل و خارج برای مهار اندیشه ای همه گان و جلوگیری از همازوری مخالفان داشته و آرمان های خود را از زبان افرادی که با مخالفت های بی کارآی ( بی اثر ) خود، نقش اپوزیسیون را بازی می کنند به اذهان مردم تزریق کنیم.
حکایت آشناییست
@flith
رهبران شوروی 100 سال پیش باورمند بودند برای مهار مخالفان بایست چندین اپوزیسیون جعلی در داخل و خارج برای مهار اندیشه ای همه گان و جلوگیری از همازوری مخالفان داشته و آرمان های خود را از زبان افرادی که با مخالفت های بی کارآی ( بی اثر ) خود، نقش اپوزیسیون را بازی می کنند به اذهان مردم تزریق کنیم.
حکایت آشناییست
@flith
سرنوشت غمانگیز يکی از گرانبهاترين میراث ايران!
شاید باورکردنی نباشد که حدود۲۳سال پیش یکی از با ارزشترین میراث ایران بیصدا توسط یک باستان شناس مزدور به نام نصرتالله معتمدی که به باند آقازادگان وصل بود، براحتی به سرقت رفت و هرگز برنگشت! کتیبهای ۳۳ سانتی از طلا که داریوش بزرگ روی آن نوشته بود:
این است کشوری که من دارم. از جایگاه سکاها آن سوی سغد تا برسد به حبشه، از هند تا برسد به لودیه، که آن را اهورامزدا، خدای بزرگ به من بخشیده است. اهورامزدا مرا و این خاندان شاهیام را بپاید
سال ۱۳۷۷خزانه موزه ملی آشفته بود و شاهرخ رزمجو مامور رسیدگی به الواح شد، اما متوجه شد کتیبه بسیار مهم طلای داریوش نیست. پس از ورود پلیس،مزدوری به نام نصرتالله معتمدی که دراوایل انقلاب مدیر موزه ملی ایران هم بود!دستگیر شد و پس اعتراف گفت لوح را سالها پیش آب کرده و به قیمت ۱میلیون فروخته است!معتمدی به زندان رفت و عدهای دربهت و ناباوری ماندند! مگر میشود مسئول یک موزه دزد باشد و میراث کشور را آب کند؟ اما این بهت حیرت زمانی تکمیل شدکه معتمدی که ابتدا قرار بوداعدام شود،بعد حبس ابد اما در نهایت پس از مدتی از زندان هم آزاد شد
@flith
شاید باورکردنی نباشد که حدود۲۳سال پیش یکی از با ارزشترین میراث ایران بیصدا توسط یک باستان شناس مزدور به نام نصرتالله معتمدی که به باند آقازادگان وصل بود، براحتی به سرقت رفت و هرگز برنگشت! کتیبهای ۳۳ سانتی از طلا که داریوش بزرگ روی آن نوشته بود:
این است کشوری که من دارم. از جایگاه سکاها آن سوی سغد تا برسد به حبشه، از هند تا برسد به لودیه، که آن را اهورامزدا، خدای بزرگ به من بخشیده است. اهورامزدا مرا و این خاندان شاهیام را بپاید
سال ۱۳۷۷خزانه موزه ملی آشفته بود و شاهرخ رزمجو مامور رسیدگی به الواح شد، اما متوجه شد کتیبه بسیار مهم طلای داریوش نیست. پس از ورود پلیس،مزدوری به نام نصرتالله معتمدی که دراوایل انقلاب مدیر موزه ملی ایران هم بود!دستگیر شد و پس اعتراف گفت لوح را سالها پیش آب کرده و به قیمت ۱میلیون فروخته است!معتمدی به زندان رفت و عدهای دربهت و ناباوری ماندند! مگر میشود مسئول یک موزه دزد باشد و میراث کشور را آب کند؟ اما این بهت حیرت زمانی تکمیل شدکه معتمدی که ابتدا قرار بوداعدام شود،بعد حبس ابد اما در نهایت پس از مدتی از زندان هم آزاد شد
@flith
اتحاد سرخ و سیاه !
چند رکعت نماز رئیسی در سرای کمونیست های بیخدا برای قرارداد ننگین با روسیه قربة الله ! نورالدین کیانوری نوه ی شیخ فضل الله نوری هم در نشست پرسش و پاسخ خود را توده ای معرفی کرد که پشتیبان ولایت فقیه است،استالین که فوت کرد در میدان فوزیه آیت الله برقعی برایش مجلس ختم گرفت و خون گریه نمود در مناظره تلویزیونی کیانوری هر وقت نام محمد می آمد صلوات میفرستاد تا جایی که خبرنگار گفت آقا مارکسیسم چه ربطی به اسلام دارد کیانوری گفت ما به انبیا احترام میگذاریم حتا در دفتر حزب نماز خانه هم داریم خود شیخ فضل الله همراه روس ها در به توپ بستن مجلس شورای ملی دست داشت همبستگی ارتجاع سرخ و سیاه در ایران برای نابودی یک حکومت ملی تشکل گرفت این دوگانه سوزی ریشه تاریخی در چپ ایران دارد کیانوری رییس حزب حتا نماز جمعه هم میرفت او را آیت الله کیانوری لقب داده بود و کیانوری کمونیست دیگر اشخاص مسلمان را بی دین خطاب میکرد و از این که آنها مخالف خلخالی بودند بسیار ناراحت بود و معتقد بود این دشمنان واقعی خلق به اسلام ضربه میزنند .
چپ مذهبی
@flith
چند رکعت نماز رئیسی در سرای کمونیست های بیخدا برای قرارداد ننگین با روسیه قربة الله ! نورالدین کیانوری نوه ی شیخ فضل الله نوری هم در نشست پرسش و پاسخ خود را توده ای معرفی کرد که پشتیبان ولایت فقیه است،استالین که فوت کرد در میدان فوزیه آیت الله برقعی برایش مجلس ختم گرفت و خون گریه نمود در مناظره تلویزیونی کیانوری هر وقت نام محمد می آمد صلوات میفرستاد تا جایی که خبرنگار گفت آقا مارکسیسم چه ربطی به اسلام دارد کیانوری گفت ما به انبیا احترام میگذاریم حتا در دفتر حزب نماز خانه هم داریم خود شیخ فضل الله همراه روس ها در به توپ بستن مجلس شورای ملی دست داشت همبستگی ارتجاع سرخ و سیاه در ایران برای نابودی یک حکومت ملی تشکل گرفت این دوگانه سوزی ریشه تاریخی در چپ ایران دارد کیانوری رییس حزب حتا نماز جمعه هم میرفت او را آیت الله کیانوری لقب داده بود و کیانوری کمونیست دیگر اشخاص مسلمان را بی دین خطاب میکرد و از این که آنها مخالف خلخالی بودند بسیار ناراحت بود و معتقد بود این دشمنان واقعی خلق به اسلام ضربه میزنند .
چپ مذهبی
@flith
«منطق وقتی که به مرحلهی رشد میرسد، از قوانین مقدس بیزار میشود»
سر آیزایا برلین، کتاب «متفکران روس»
@flith
سر آیزایا برلین، کتاب «متفکران روس»
@flith
۱) یک زن بدون اینکه مورد تجاوز قرار بگیرد از دست متجاوزان سالم فرار میکند. به او گفته میشود که این خواست خدا بوده و خداوند از او محافظت کرده است. خدا خوبست!
۲) یک زن به طرز وحشیانهای مورد تجاوز قرار میگیرد؛ به او گفته میشود که خداوند در حال آزمایش کردن او بوده است و این حکمت خدا بوده است. خدا خوبست!
۳) یک زن مورد تجاوز قرار میگیرد و به قتل میرسد. میگویند او اکنون در یک مکان بهتر است. ستایش مخصوص خداست. خدا خوب است! اما اصلن نگران نباشید! خداوند از فرزندان این زن پس از قتل او نگهداری خواهد کرد، به همان شیوهای که از مادرشان نگهداری کرد!
#خدا_خوب_است
@flith
۲) یک زن به طرز وحشیانهای مورد تجاوز قرار میگیرد؛ به او گفته میشود که خداوند در حال آزمایش کردن او بوده است و این حکمت خدا بوده است. خدا خوبست!
۳) یک زن مورد تجاوز قرار میگیرد و به قتل میرسد. میگویند او اکنون در یک مکان بهتر است. ستایش مخصوص خداست. خدا خوب است! اما اصلن نگران نباشید! خداوند از فرزندان این زن پس از قتل او نگهداری خواهد کرد، به همان شیوهای که از مادرشان نگهداری کرد!
#خدا_خوب_است
@flith
همه بفکر ویروسهای بیولوژیک هستند و دریغ از ویروس های ایدئولوژیک!!
فرایند آلایندگی دقیقاً همانند همدیگر است و این تشابه، یک فرصت خوب برای بررسی چگونگی ایجاد آلودگی و راههای درمان آن در اختیار ما قرار میدهد. ویروسهای بیولوژیک حامل مواد ژنتیکی بوده و انواع ویروسهای ایدئولوژیک، حاوی اطلاعات.هر کدام روشی برای ورود به بدن و ذهن دارند. ویروسهای زیستی میتوانند از طریق مجاری تنفسی، دهان، و حتا منافذ پوست وارد بدن شوند و انواع ایدئولوژیک آن از مسیرهای شنیدن، دیدن و خواندن اطلاعات. اما ویروس ها چگونه به کالبد و ذهن حمله میکنند؟ هر دو از طریق وجود نقص در قربانی به هدف میرسند ویروسهای زیستی از طریق نقص در عملکرد سیستم ایمنی بدن و انواع ایدئولوژیک از طریق نقص در سیستم پردازش و ادراک که ناشی از کمبود دانش و اطلاعات است. ویروسهای ایدئولوژیک معمولاً با داستان هایی آغاز می شوند که گروههای اجتماعی از وقوع آنها بیخبرند و امکان راستیآزمایی آنها وجود ندارد. این داستانها اغلب مسلّح به فریبهای بزرگی هستند.معمولترین مکانیزم فریب آنها استفاده از کمبودهای شخصی و شخصیتی و جغرافیایی است.
@flith
فرایند آلایندگی دقیقاً همانند همدیگر است و این تشابه، یک فرصت خوب برای بررسی چگونگی ایجاد آلودگی و راههای درمان آن در اختیار ما قرار میدهد. ویروسهای بیولوژیک حامل مواد ژنتیکی بوده و انواع ویروسهای ایدئولوژیک، حاوی اطلاعات.هر کدام روشی برای ورود به بدن و ذهن دارند. ویروسهای زیستی میتوانند از طریق مجاری تنفسی، دهان، و حتا منافذ پوست وارد بدن شوند و انواع ایدئولوژیک آن از مسیرهای شنیدن، دیدن و خواندن اطلاعات. اما ویروس ها چگونه به کالبد و ذهن حمله میکنند؟ هر دو از طریق وجود نقص در قربانی به هدف میرسند ویروسهای زیستی از طریق نقص در عملکرد سیستم ایمنی بدن و انواع ایدئولوژیک از طریق نقص در سیستم پردازش و ادراک که ناشی از کمبود دانش و اطلاعات است. ویروسهای ایدئولوژیک معمولاً با داستان هایی آغاز می شوند که گروههای اجتماعی از وقوع آنها بیخبرند و امکان راستیآزمایی آنها وجود ندارد. این داستانها اغلب مسلّح به فریبهای بزرگی هستند.معمولترین مکانیزم فریب آنها استفاده از کمبودهای شخصی و شخصیتی و جغرافیایی است.
@flith
فکرش را بکن، ما زمان جنگ یک کشیش داشتیم که به ما میگفت تا میتوانیم دشمن بکشیم. این حرف از دهان یک کشیش در میآمد. یکی از همقطارهای من به کشیش گفت مسیحی است و وظیفه دارد از ده فرمان خدا تبعیت کند. برگشت به کشیش گفت: فرمان پنجم را شنیدهاید؟ قتل مکن. من از آن موقع دیگر به این رداپوشها اعتقاد ندارم.
#یوزف_وینکلر
@flith
#یوزف_وینکلر
@flith
پرواز فکر و اندیشه
زنان در مهِ غلیظی که چادر نام دارد، زندگیِ خود را میگذرانند. آنان از پشتِ سوراخی که در قسمتِ چشمها باز میماند به آسمان و خورشید و مردم نگاه کرده و گویی از پشتِ میلههایِ زندان، جهانِ پیرامون را مینگرند. خورشید در کشورهای اسلامی درخششِ خاصی دارد، نوری پاک…
زن بودن خیلی قشنگه، چیزیه که شجاعت تموم نشدنی میخواد، جنگی که پایان نداره، خیلی باید بجنگی تا بگی وقتی حوا سیب ممنوعه رو چید گناه به وجود نیومد؛ اون روز یک قدرت با قدرت کوه به وجود اومد که بهش میگن "نافرمانی"
#اوریانا_فالاچی
@flith
#اوریانا_فالاچی
@flith
#معرفی_کتاب
کتاب #انجمن_شاعران_مرده داستانِ این کتاب درباره تغییر است. نانسی اچ.کلاینبام، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی است. او رمانهای متعددی نوشته که بیشترشان در سینما مورد اقتباس قرار گرفتهاند. فیلم «انجمن شاعران مرده» در سال 1989 به کارگردانی پیتر ویر و پیش از چاپ رمان آن ساخته شد و توانست جایزه بهترین فیلم مراسم اسکار آن سال را به خود اختصاص دهد
👇👇👇
کتاب #انجمن_شاعران_مرده داستانِ این کتاب درباره تغییر است. نانسی اچ.کلاینبام، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی است. او رمانهای متعددی نوشته که بیشترشان در سینما مورد اقتباس قرار گرفتهاند. فیلم «انجمن شاعران مرده» در سال 1989 به کارگردانی پیتر ویر و پیش از چاپ رمان آن ساخته شد و توانست جایزه بهترین فیلم مراسم اسکار آن سال را به خود اختصاص دهد
👇👇👇
کتاب انجمن شاعران مرده
داستان کتاب انجمن شاعران مرده در سال 1959 و در آمریکا میگذرد. بیشتر اتفاقات این داستان در دبیرستانی به نام ولتون اتفاق میافتد. در دبیرستان ولتون قوانین خشک و سختگیرانهای اجرا میشود و اساسنامه دبیرستان بر چهار شعار استوار است:
سنت
افتخار
انضباط
سرافرازی
در گردهمایی که هم برای شروع سال تحصیلی جدید و هم برای صدمین سال تاسیس دبیرستان ترتیب داده شده بود، مدیر مدرسه – آقای نولان – که مدیر سختگیر و منظمیست، جان کیتینگ را به عنوان معلم جدید ادبیات مدرسه معرفی میکند.
معلم جدید برخلاف اساسنامه و قواعد ثابت مدرسه رفتار کرده و دانش آموزان را به تالار تشریفات مدرسه میبرد و عکسهایی را به آنها نشان میدهد که شصت، هفتاد سال پیش در وجود داشتهاند و به آنها گوشزد میکند که دیگر زنده نیستند. این اولین درس بچههای مدرسه ولتون است: «مرگ آگاهی». بعد از درس مرگ آگاهی، معلم شعری برای آنها میخواند تا اهمیت استفاده از فرصتها و لحظه حال را به آنان یادآوری کند.
شکوفههای سرخ را
همین حالا که میتوانی
از جا برچین
زمان کهن سال
آرام در گذر است
همین گل که کنون به روی تو لبخند میزند
فردا روز
عمرش فانی خواهد بود. (کتاب انجمن شاعران مرده – صفحه 32)
و در ادامه به کلمه لاتین کارپه دیم اشاره میکند: «کارپه دیم یعنی دم را غنیمت بشمار.» جان کیتینگ منظور خودش را اینگونه توضیح میدهد: «چون ما غذای کرمها خواهیم شد، پسرها! چون فقط قراره تعداد محدودی از بهار و تابستان و پاییز رو تجربه کنیم. با این که باور کردنش سخته اما یک روز هر کدوم از ما از نفس خواهیم افتاد، تنمون سرد خواهد شد و خواهیم مرد.»
انجمن شاعران مرده اسم گردهمایی است که پنهانی در زمان تحصیل کیتینگ بر پا میشد و دختران و پسران جوان مخفیانه در یک غار دور هم جمع میشدند و شعرهای مورد علاقه خود یا اشعاری را که خودشان سروده بودند میخواندند. حال بچههای مدرسه ولتون به فکر میافتند دوباره آن انجمن را برپا کنند که این کار باعث میشود به خود حرکتی بدهند و از سکون خارج شوند. باعث میشود سراغ کارهایی بروند که به آنها علاقه شدید دارند. در این رمان خانوادهها و مراکز تربیتی بر روحیه فرزندان خود حاکم هستند به طوری که بچهها در مقابل رفتار تند آنها تظاهر به اطاعت میکنند ولی دنبال دلبستگیهای خود میروند.
انجمن شاعران مرده از آن دسته کتابهایی هست که امید و تکاپو را در دل آدم زنده نگاه میدارد. عاشق شخصیت جان کیتینگ شدم که توانست شیوه درست زندگی کردن و تبدیل کردن لحظهها به طلا را به خوبی به بچهها یاد بدهد.
داستان سراسر پر از جملههای زیبا و ناب است و شعرهایی که در این رمان استفاده شده بسیار زیبا و امیددهنده هستند. این موضوع برای عاشقان ادبیات نکته مثبتی است و هر کسی کتاب را بخواند عاشق آن خواهد شد. ترجمه کتاب هم خوب بود ولی این رمان هم مثل بیشتر رمانها در سایه مانده و دیده نشده است. به دوستان پیشنهاد میکنم کتاب را بخوانند و لذت ببرند.
@flith
داستان کتاب انجمن شاعران مرده در سال 1959 و در آمریکا میگذرد. بیشتر اتفاقات این داستان در دبیرستانی به نام ولتون اتفاق میافتد. در دبیرستان ولتون قوانین خشک و سختگیرانهای اجرا میشود و اساسنامه دبیرستان بر چهار شعار استوار است:
سنت
افتخار
انضباط
سرافرازی
در گردهمایی که هم برای شروع سال تحصیلی جدید و هم برای صدمین سال تاسیس دبیرستان ترتیب داده شده بود، مدیر مدرسه – آقای نولان – که مدیر سختگیر و منظمیست، جان کیتینگ را به عنوان معلم جدید ادبیات مدرسه معرفی میکند.
معلم جدید برخلاف اساسنامه و قواعد ثابت مدرسه رفتار کرده و دانش آموزان را به تالار تشریفات مدرسه میبرد و عکسهایی را به آنها نشان میدهد که شصت، هفتاد سال پیش در وجود داشتهاند و به آنها گوشزد میکند که دیگر زنده نیستند. این اولین درس بچههای مدرسه ولتون است: «مرگ آگاهی». بعد از درس مرگ آگاهی، معلم شعری برای آنها میخواند تا اهمیت استفاده از فرصتها و لحظه حال را به آنان یادآوری کند.
شکوفههای سرخ را
همین حالا که میتوانی
از جا برچین
زمان کهن سال
آرام در گذر است
همین گل که کنون به روی تو لبخند میزند
فردا روز
عمرش فانی خواهد بود. (کتاب انجمن شاعران مرده – صفحه 32)
و در ادامه به کلمه لاتین کارپه دیم اشاره میکند: «کارپه دیم یعنی دم را غنیمت بشمار.» جان کیتینگ منظور خودش را اینگونه توضیح میدهد: «چون ما غذای کرمها خواهیم شد، پسرها! چون فقط قراره تعداد محدودی از بهار و تابستان و پاییز رو تجربه کنیم. با این که باور کردنش سخته اما یک روز هر کدوم از ما از نفس خواهیم افتاد، تنمون سرد خواهد شد و خواهیم مرد.»
انجمن شاعران مرده اسم گردهمایی است که پنهانی در زمان تحصیل کیتینگ بر پا میشد و دختران و پسران جوان مخفیانه در یک غار دور هم جمع میشدند و شعرهای مورد علاقه خود یا اشعاری را که خودشان سروده بودند میخواندند. حال بچههای مدرسه ولتون به فکر میافتند دوباره آن انجمن را برپا کنند که این کار باعث میشود به خود حرکتی بدهند و از سکون خارج شوند. باعث میشود سراغ کارهایی بروند که به آنها علاقه شدید دارند. در این رمان خانوادهها و مراکز تربیتی بر روحیه فرزندان خود حاکم هستند به طوری که بچهها در مقابل رفتار تند آنها تظاهر به اطاعت میکنند ولی دنبال دلبستگیهای خود میروند.
انجمن شاعران مرده از آن دسته کتابهایی هست که امید و تکاپو را در دل آدم زنده نگاه میدارد. عاشق شخصیت جان کیتینگ شدم که توانست شیوه درست زندگی کردن و تبدیل کردن لحظهها به طلا را به خوبی به بچهها یاد بدهد.
داستان سراسر پر از جملههای زیبا و ناب است و شعرهایی که در این رمان استفاده شده بسیار زیبا و امیددهنده هستند. این موضوع برای عاشقان ادبیات نکته مثبتی است و هر کسی کتاب را بخواند عاشق آن خواهد شد. ترجمه کتاب هم خوب بود ولی این رمان هم مثل بیشتر رمانها در سایه مانده و دیده نشده است. به دوستان پیشنهاد میکنم کتاب را بخوانند و لذت ببرند.
@flith
👍1
پرواز فکر و اندیشه
#سده؛ روزیکه هوشنگ آتش را یافت. این آیین، بازتاب باور قدیمی و سنتی ایرانیان به پیروزی بر اهریمن است. مهمترین نماد آن هم آتشیست که فریدون پس از برانداختن ضحاک برافروخت و دگرباره ایرانزمین را روشن ساخت. یادکرد و پاسداشت این آیینهای پرطنین ملی، نویدیست…
#جشن_سده، آغاز فرا رسیدن نور،
روشنایی و نوروز بر ایرانیان گرامی باد🔥🔥🔥🔥
بیارایید این آتش زردهشت
بگیرد همی زند و اوستا به مشت
نگهدار این فال جشن سده
همین فر نوروز و آتشکده
اشاره #شاهنامه_فردوسی به کشف آتش و #جشن_سده:
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد
هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین #آتش آن گاه قبله نهاد
#فردوسی_بزرگ
از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
سده فرخ روز، دهم بهمن ماه
#فرخی_سیستانی
@flith
روشنایی و نوروز بر ایرانیان گرامی باد🔥🔥🔥🔥
بیارایید این آتش زردهشت
بگیرد همی زند و اوستا به مشت
نگهدار این فال جشن سده
همین فر نوروز و آتشکده
اشاره #شاهنامه_فردوسی به کشف آتش و #جشن_سده:
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد
هم آن و هم این سنگ گردید خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
که او را فروغی چنین هدیه داد
همین #آتش آن گاه قبله نهاد
#فردوسی_بزرگ
از پی تهنیت روز نو آمد بر شاه
سده فرخ روز، دهم بهمن ماه
#فرخی_سیستانی
@flith
پرواز فکر و اندیشه
من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمی دهند را تهیه کرده ام: . آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه کسی را دوست بداریم . آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه در شهرت به درستی زندگی کنیم . آنها به ما یاد نمی دهند که چگونه در گمنامی از زندگی لذت ببریم . آنها به ما…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️پیش بینی بچه ها در سال 1966 برای سال 2000
چرا همیشه دولت ها، رسانه ها، والدین، مدارس و… جوری رفتار می کنن و تفسیر می کنن و نگاه می کنن که این فکر به بچه ها و نسل آینده القا بشه که همه چیز در جهت بدتر شدن پیش خواهد رفت؟
یعنی وقتی این بچه ها صحبت از ماشین می کنن، به عنوان چیزی که انسان رو نابود می کنه بهش نگاه می کنن و نه چیزی که زندگی انسان رو بهبود خواهد داد.
امروز همین نگاه رو هم در مورد هوش مصنوعی و 5G داریم.
@flith
چرا همیشه دولت ها، رسانه ها، والدین، مدارس و… جوری رفتار می کنن و تفسیر می کنن و نگاه می کنن که این فکر به بچه ها و نسل آینده القا بشه که همه چیز در جهت بدتر شدن پیش خواهد رفت؟
یعنی وقتی این بچه ها صحبت از ماشین می کنن، به عنوان چیزی که انسان رو نابود می کنه بهش نگاه می کنن و نه چیزی که زندگی انسان رو بهبود خواهد داد.
امروز همین نگاه رو هم در مورد هوش مصنوعی و 5G داریم.
@flith
میگفت هیچ فرودگاهی اندازه فرودگاه امام اشک و خداحافظی تلخ نداشته، چون تنها فرودگاهیه که بیشتر مسافراش برای همیشه میروند.
@flith
@flith
👍1