زلزله #لیسبون و پس لرزه ها در #کلیسا
زلزلۀ لیسبون،پرتغال، در سال ۱۷۵۵ میلادی، مشهورترین زمینلرزۀ تاریخ بشر است؛ نخست از آن رو که دهها هزار کشته بر جای گذاشت و زیباترین شهر اروپا را از بستر نرم برخاکستر گرم نشاند، دوم به دلیل طوفانی که در الهیات مسیحی برانگیخت.زلزلۀ لیسبون تیر خلاصی بر پیکرهٔ قرون وسطا و خون تازهای در رگ های عصر روشنگری بودو اروپای مسیحی به فکر فرو رفت. کاتولیکهای جهان میپرسیدند: چرا لیسبون؛! در تمام اروپا کدام شهر را میتوان یافت که به اندازۀ پایتخت پرتغال، کلیسا و کشیش و آیینهای مذهبی داشته باشد و مردمی نیایشگر و راست کیش در آن زندگی كنند؟این پرسش، زلزلۀ دوم را در سرتاسر اروپا به راه انداخت و کسانی چون ولتر و دیدرو نیز بر آتش آن دمیدند. هیچ واقعهای تا آنزمان، مردم را دربارۀ دعاوی و قداست كلیسا، چنين به تردید نینداخته بود. اندک اندک الهیات مسیحی عقب نشست و پذیرفت که افسار زمین در دست نیروهایی است که بیرون از جهانشناسی کلیسا عمل میکنند. عقبنشینیها ادامه یافت و تا آنجا پیش رفت که بهنوبت، کیهانشناسی، فیزیک، شیمی،طب، سیاست، اقتصاد و حقوق نیز از کلیسا اعلان استقلال کردند.
@flith
زلزلۀ لیسبون،پرتغال، در سال ۱۷۵۵ میلادی، مشهورترین زمینلرزۀ تاریخ بشر است؛ نخست از آن رو که دهها هزار کشته بر جای گذاشت و زیباترین شهر اروپا را از بستر نرم برخاکستر گرم نشاند، دوم به دلیل طوفانی که در الهیات مسیحی برانگیخت.زلزلۀ لیسبون تیر خلاصی بر پیکرهٔ قرون وسطا و خون تازهای در رگ های عصر روشنگری بودو اروپای مسیحی به فکر فرو رفت. کاتولیکهای جهان میپرسیدند: چرا لیسبون؛! در تمام اروپا کدام شهر را میتوان یافت که به اندازۀ پایتخت پرتغال، کلیسا و کشیش و آیینهای مذهبی داشته باشد و مردمی نیایشگر و راست کیش در آن زندگی كنند؟این پرسش، زلزلۀ دوم را در سرتاسر اروپا به راه انداخت و کسانی چون ولتر و دیدرو نیز بر آتش آن دمیدند. هیچ واقعهای تا آنزمان، مردم را دربارۀ دعاوی و قداست كلیسا، چنين به تردید نینداخته بود. اندک اندک الهیات مسیحی عقب نشست و پذیرفت که افسار زمین در دست نیروهایی است که بیرون از جهانشناسی کلیسا عمل میکنند. عقبنشینیها ادامه یافت و تا آنجا پیش رفت که بهنوبت، کیهانشناسی، فیزیک، شیمی،طب، سیاست، اقتصاد و حقوق نیز از کلیسا اعلان استقلال کردند.
@flith
17دیماه سالروز کشف حجاب
رضاشاه: زندان زنان را شکافتیم
شعری از #پروین_اعتصامی که در زمان حکومت رضا شاه و در حمایت از کشف حجاب با سخنان آغازین بیانیه کشف حجاب رضاشاه سروده شده است:
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش، جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود
در قفس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستان نام از این مرغ گلستانی نبود
عیبها را جامهٔ پرهیز پوشاندهست و بس
جامهٔ عجب و هوی بهتر ز عریانی نبود
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود
#خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
#شه نمیشد گردر این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
باید این انوار را #پروین به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
@flith
رضاشاه: زندان زنان را شکافتیم
شعری از #پروین_اعتصامی که در زمان حکومت رضا شاه و در حمایت از کشف حجاب با سخنان آغازین بیانیه کشف حجاب رضاشاه سروده شده است:
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش، جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود
در قفس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستان نام از این مرغ گلستانی نبود
عیبها را جامهٔ پرهیز پوشاندهست و بس
جامهٔ عجب و هوی بهتر ز عریانی نبود
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود
#خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
#شه نمیشد گردر این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
باید این انوار را #پروین به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
@flith
جا دارد بمناسبت سالروز کشف حجاب نگاهی به نظرات روشنفکران آن زمان داشته باشیم
حجاب یا #کفن_سیاه به روایت #میرزاده_عشقی
حرف عشقی با ما در این نمایشنامه این است :
سیاهبختی #زن_ایرانی نمایانگر تاریخ عقبماندگی ایرانیهاست و تاریخ ایران، سرگذشت سیاهبختی زن ایرانی است. #میرزاده_عشقی حجاب را نشانه تیره بختی و سیه روزی #زن_ایرانی میداند:
باز دیدم هر زن که در آن قافله بود
همه چون دختر کسری به نظر جلوه نمود
هر چه زن دیدم آنجا همه آنسان دیدم
همه را زنده درون کفن انسان دیدم
در کیسهی سربسته، در کفن زنده به گور
شعر انتقاد به حجاب در دیوان #ایرج_میرزا
فقیه شهر به رفعِ حجاب مایل نیست
چرا که هر چه کند حیله در حجاب کند
از او دلیل نباید سؤال کرد که گرگ
به هر دلیل که شد برّه را مُجاب کند
کس این معمّا پرسید و من ندانستم
هر آن که حل کند آن را به من ثواب کند
به غیرِ ملت ایران کدام جانور است
که جفت خود را نادیده انتخاب کند؟
کجاست همت یک هَیأتی ز پَردِگیان
که مَرد وار ز رخ پرده را جَواب کند
ز من مترس که خانم تُرا خطاب کنم
ازو بترس که همشیره ات خطاب کند
@flith
حجاب یا #کفن_سیاه به روایت #میرزاده_عشقی
حرف عشقی با ما در این نمایشنامه این است :
سیاهبختی #زن_ایرانی نمایانگر تاریخ عقبماندگی ایرانیهاست و تاریخ ایران، سرگذشت سیاهبختی زن ایرانی است. #میرزاده_عشقی حجاب را نشانه تیره بختی و سیه روزی #زن_ایرانی میداند:
باز دیدم هر زن که در آن قافله بود
همه چون دختر کسری به نظر جلوه نمود
هر چه زن دیدم آنجا همه آنسان دیدم
همه را زنده درون کفن انسان دیدم
در کیسهی سربسته، در کفن زنده به گور
شعر انتقاد به حجاب در دیوان #ایرج_میرزا
فقیه شهر به رفعِ حجاب مایل نیست
چرا که هر چه کند حیله در حجاب کند
از او دلیل نباید سؤال کرد که گرگ
به هر دلیل که شد برّه را مُجاب کند
کس این معمّا پرسید و من ندانستم
هر آن که حل کند آن را به من ثواب کند
به غیرِ ملت ایران کدام جانور است
که جفت خود را نادیده انتخاب کند؟
کجاست همت یک هَیأتی ز پَردِگیان
که مَرد وار ز رخ پرده را جَواب کند
ز من مترس که خانم تُرا خطاب کنم
ازو بترس که همشیره ات خطاب کند
@flith
👍1
#معرفی_کتاب
تقریبا همهی ما گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی که در سال ۱۹۸۲ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد، میشناسیم. نویسندهای که سبکی واقع گرایانه و رئالیستی دارد. دو اثر بسیار مشهور و محبوب مارکز، صد سال تنهایی و #عشق_سالهای_وبا است که در ایران هم طرفداران بسیاری دارد
@flith
تقریبا همهی ما گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی که در سال ۱۹۸۲ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد، میشناسیم. نویسندهای که سبکی واقع گرایانه و رئالیستی دارد. دو اثر بسیار مشهور و محبوب مارکز، صد سال تنهایی و #عشق_سالهای_وبا است که در ایران هم طرفداران بسیاری دارد
@flith
❤1
پرواز فکر و اندیشه
#معرفی_کتاب تقریبا همهی ما گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی که در سال ۱۹۸۲ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد، میشناسیم. نویسندهای که سبکی واقع گرایانه و رئالیستی دارد. دو اثر بسیار مشهور و محبوب مارکز، صد سال تنهایی و #عشق_سالهای_وبا است که در ایران…
.
کتاب عشق سالهای وبا یکی از عاشقانه های معروف جهان رمان است. فلورنتینو، جوانی لاغر اندام و نحیف از خانواده ای متوسط است. او فرزند نامشروع مردی است که صاحب یک شرکت کشتیرانی است. او در کودکی پدرش را از دست داده است و با مادرش که مغازه ای خرازی دارد زندگی می کند. در جوانی در تلگرافخانه مشغول کار می شود و وقتی برای رساندن یک تلگراف به خانه ای وارد می شود، با دیدن دختر خانواده (فرمینا) عاشق او می شود. فرمینا که مادرش را در کودکی از دست داده است با پدرش زندگی می کند و….
.
کتاب حلقه ای است، یک حلقه ی ماجرا را که می خوانی، حلقه باز می شود و با ماجرایی بزرگ تر، تکان دهنده تر، زیبا تر و غمگین تر رو در رو می شوی. شخصیت های اصلی رمان هر کدام داستان خود را تعریف می کنند و در کنار داستان خویش با داستان شخصیت دیگر داستان رو در رو می شویم، شخصیت دیگر راوی می شود و داستان پیش می رود تا همه چیز شکل بگیرد. داستانی از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم.
#عشق_سالهای_وبا به معنای واقعی کلمه یک داستان عاشقانه خوب است که به جرات میتوان گفت هر خوانندهای از مطالعه آن لذت خواهد برد. شیوهی استفاده مارکز از زمان در این رمان بسیار زیبا است. مارکز ابتدا تصویری از حال را به شما نشان میدهد، بعد گذشته را مرور میکند و کمکم زمان را جلو میبرد تا دوباره به زمان حال برسد و بعد به سمت آینده حرکت کند.
شخصیتپردازیهای این رمان از جملهی بهترینهاست. توجه مارکز به شخصیتهای اصلی کتاب بسیار دقیق است و نوشتههای او از احساساتی که این شخصیتها را دربرمیگیرد بینظیر است. رفتار هیچ فردی را بیش از آنچه که باید شرح نمیدهد و به ماجراهای کتاب را درست و به اندازه تعریف میکند.
@flith
کتاب عشق سالهای وبا یکی از عاشقانه های معروف جهان رمان است. فلورنتینو، جوانی لاغر اندام و نحیف از خانواده ای متوسط است. او فرزند نامشروع مردی است که صاحب یک شرکت کشتیرانی است. او در کودکی پدرش را از دست داده است و با مادرش که مغازه ای خرازی دارد زندگی می کند. در جوانی در تلگرافخانه مشغول کار می شود و وقتی برای رساندن یک تلگراف به خانه ای وارد می شود، با دیدن دختر خانواده (فرمینا) عاشق او می شود. فرمینا که مادرش را در کودکی از دست داده است با پدرش زندگی می کند و….
.
کتاب حلقه ای است، یک حلقه ی ماجرا را که می خوانی، حلقه باز می شود و با ماجرایی بزرگ تر، تکان دهنده تر، زیبا تر و غمگین تر رو در رو می شوی. شخصیت های اصلی رمان هر کدام داستان خود را تعریف می کنند و در کنار داستان خویش با داستان شخصیت دیگر داستان رو در رو می شویم، شخصیت دیگر راوی می شود و داستان پیش می رود تا همه چیز شکل بگیرد. داستانی از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم.
#عشق_سالهای_وبا به معنای واقعی کلمه یک داستان عاشقانه خوب است که به جرات میتوان گفت هر خوانندهای از مطالعه آن لذت خواهد برد. شیوهی استفاده مارکز از زمان در این رمان بسیار زیبا است. مارکز ابتدا تصویری از حال را به شما نشان میدهد، بعد گذشته را مرور میکند و کمکم زمان را جلو میبرد تا دوباره به زمان حال برسد و بعد به سمت آینده حرکت کند.
شخصیتپردازیهای این رمان از جملهی بهترینهاست. توجه مارکز به شخصیتهای اصلی کتاب بسیار دقیق است و نوشتههای او از احساساتی که این شخصیتها را دربرمیگیرد بینظیر است. رفتار هیچ فردی را بیش از آنچه که باید شرح نمیدهد و به ماجراهای کتاب را درست و به اندازه تعریف میکند.
@flith
👍2
#تکه_ای_از_کتاب
اگر به موقع ملتفت شده بودند که حذر کردن از فجایع مهم زندگی زناشویی خیلی آسان تر از آزارهای کوچک زندگی روزانه است، ممکن بود زندگی برای هر دوی آن ها آسان تر شود
مرد به رغم چندین عشق طولانی و پرمخمصه، یک بند فقط به او فکر کرده بود و پنجاه و یک سال و نه ماه و چهار روز سپری شده بود. لزومی نداشت تا مثل زندانی ها روی دیوار سلول هر روز خط بکشد تا زمان را به خاطر داشته باشد و قاطی نکند.
فلورنتینو آریثا بدون این که به خود رحم کند هر شب نامه می نوشت. نامه ای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی، و هر چه سعی می کرد نامه هایش بیش تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه اش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می رسیدند، شباهت پیدا کنند، نامه ها طولانی تر و دیوانه وارتر می شدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود، رفته رفته نگران سلامتی او می شد. وقتی از اتاق خواب صدای بانگ اولین خروس ها را می شنید به طرف او فریاد می کشید: ” داری عقلت را از دست می دهی، مغزت معیوب می شود، هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت این همه عشق را داشته باشد.....
@flith
اگر به موقع ملتفت شده بودند که حذر کردن از فجایع مهم زندگی زناشویی خیلی آسان تر از آزارهای کوچک زندگی روزانه است، ممکن بود زندگی برای هر دوی آن ها آسان تر شود
مرد به رغم چندین عشق طولانی و پرمخمصه، یک بند فقط به او فکر کرده بود و پنجاه و یک سال و نه ماه و چهار روز سپری شده بود. لزومی نداشت تا مثل زندانی ها روی دیوار سلول هر روز خط بکشد تا زمان را به خاطر داشته باشد و قاطی نکند.
فلورنتینو آریثا بدون این که به خود رحم کند هر شب نامه می نوشت. نامه ای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی، و هر چه سعی می کرد نامه هایش بیش تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه اش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می رسیدند، شباهت پیدا کنند، نامه ها طولانی تر و دیوانه وارتر می شدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود، رفته رفته نگران سلامتی او می شد. وقتی از اتاق خواب صدای بانگ اولین خروس ها را می شنید به طرف او فریاد می کشید: ” داری عقلت را از دست می دهی، مغزت معیوب می شود، هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت این همه عشق را داشته باشد.....
@flith
👍2
ممنوع شده است تئاتر، جشنهای محلی، رقص های مردمی، بازی و رقص به هر شكلی حتی ورزش ساده سرسره روی يخ. چاپ کتاب بدون اجازه ممنوع است. نوشتنِ نامه به خارج ممنوع است. هنر در تمام صورتها و جلوههای آن ممنوع است. شمايلها و تنديسها ممنوع است و موسيقی ممنوع. ممنوع، ممنوع، ممنوع كمابيش هيچ؛ جز نفس كشیدن و مردن، جز كار كردن و فرمان بردن و به كليسا و مسجد رفتن. و اين آخری بيش از آن كه مجاز باشد، بـه فرمانِ قانون و با سخت ترين كيفرها، اجباری است.
#اشتفان_تسوایگ
@flith
#اشتفان_تسوایگ
@flith
مردم نباید وقتی که بیدار هستند بیکار بمانند ، کارشان مفید باشد یا نه ، اهمیتی ندارد، اما باید کار کنند ، چرا که انبوه مردم در بیکاری خطرناک خواهند شد ، پس برنامهریزی کنید تا کوچکترین فرصتی برای اندیشیدن نداشته باشند. فراموش نکنید که در ظاهر همیشه با فقر مخالف باشید اما در پنهان بر ضد خوب شدن وضعیت مردم مبارزه کنید ، چون این وضعیت آنها باعث احساس امنیت و آرامش دائمی شما میشود . من بر این باورم که تمام کارهای بیهوده و بیفایدۀ جهان به این خاطر ادامه دارند که از عصیان مردم میترسند ، پس شما هیچگاه اجازه ندهید که در روز حتی یک ساعت مردم آزاد و راحت باشند.
#کارمینهدولوکا
#خودآموز_دیکتاتوران
@flith
#کارمینهدولوکا
#خودآموز_دیکتاتوران
@flith
👍2
از فرعون سوال کردند چگونه ادعای خدایی بر مردم مصر کردی ؟! گفت با 3 راهکار و تجربه که بدست آوردم انجام شد :
1. نان را سواره کردم و مردم را پیاده به دنبال آن !!! 2. از حق خود مردم به آنها
بخشیدم و منت بر آن ها گذاشتم!!!
3. نادان وفادار را به دانای عادل مُسخر کردم
@flith
1. نان را سواره کردم و مردم را پیاده به دنبال آن !!! 2. از حق خود مردم به آنها
بخشیدم و منت بر آن ها گذاشتم!!!
3. نادان وفادار را به دانای عادل مُسخر کردم
@flith
مردم به رخدادهای منفی بیش از مثبت ها توجه می کنند. پژوهشگران اجتماعی میگویند از نظر ما، یک خبر بد وزن بیشتری از یک خبر خوب دارد. به علاوه اعتماد ما به خبرهای بد بیش از خبر خوب است، شاید چون ما به ادعاهای مثبت بدبین تر هستیم. از نظر فرگشتی توجه به خبرهای بد برای بقا مفیدتر بوده است. ما از نسل امروزه، ما در مقابل انبوه خبرهای خوب، همچنان برداشتی منفی داریم.
@flith
@flith
ز چینی به جز چین ابرو نخواه
ندارند پیمان مردم نگاه
سخن راست گفتند پیشینیان
که عهد و وفا نیست در چینیان
همه تنگ چشمی پسندیده اند
فراخی به چشم کسان دیده اند
اگر تُرکِ چینی وفا داشتی
جهان زیر چین قبا داشتی
#نظامی_گنجوی
به شاه کیان گفت زردشت پیر
که در دین ما این نباشد هژیر
که تو باژ بدهی به سالار چین
نه اندر خُور ِ دین ما باشد این
#فردوسی_بزرگ
@flith
ندارند پیمان مردم نگاه
سخن راست گفتند پیشینیان
که عهد و وفا نیست در چینیان
همه تنگ چشمی پسندیده اند
فراخی به چشم کسان دیده اند
اگر تُرکِ چینی وفا داشتی
جهان زیر چین قبا داشتی
#نظامی_گنجوی
به شاه کیان گفت زردشت پیر
که در دین ما این نباشد هژیر
که تو باژ بدهی به سالار چین
نه اندر خُور ِ دین ما باشد این
#فردوسی_بزرگ
@flith
آخرین دیدار #دو_پادشاه :
از چند وقت قبل با خبر بودم که بنا بدر خواست ملک حسین پادشاه اردن هاشمی تعدادی از چتر باز های نیروی هوایی کشور اردن بجای دیدن دوره های آموزشی رنجر در آمریکا به تیپ هوابرد شیراز اعزام میشوند و دوره هوابرد و رنجر را زیر نظر سرلشگر منوچهر خسروداد و تیمسار سرتیپ ثقفی که او استاد دانشگاه کلاه سبز های آمریکا بوده و در ایران تدریس میکند تعدادی از چتر باز های نیروی هوایی کشور اردن را هم تعلیم میدهد و چون خود ملک حسین نظامی بود و دوره های ستاد و دانشگاه جنگ را در کشور انگلستان گذرانده بود رابطه نزدیکه با شاه و خسرو داد داشت و ملک حسین بارها بطور خصوصی به کیش و نوشهر در کنار اعلیحضرت تعطیلات خود را گذرانده بود و ملک حسین رابطه نزدیکی با تعدادی از افسران ایران بخصوص با نادر جهانبانی و منوچهر خسروداد داشت وقتی در چهارم دی ماه ۵۷ اعلیحضرت نپذیرفت که فرماندهی نظامی را برای جلوگیری از اغتشاشات به سپهبد بدره ای و خسروداد واگذار کند دو روز بعد اعلیحضرت من را احضار و فرمودند ملک حسین بطور خصوصی ساعت ۸ شب به فرودگاه مهرآباد میرسد شما بروید و او را به کاخ بیاورید اطاعت کردم و بعدازظهر به طرف فرودگاه با یک اتومبیل معمولی رفتم شهر بسیار شلوغ بود و مردم تقریبا اکثر خیابان ها را آتش زده بودند به فرودگاه رسیدم و پس از ورود ملک حسین با یک فروند هلیکوپتر بطرف کاخ نیاوران حرکت کردیم ملک حسین از اوضاع ایران پرسید گفتم خوب نیست گفت در جریانم تمام دنیا بر علیه شاه است و برعکس طرفدار خمینی حدود ساعت ۸.۳۰ به کاخ رسیدیم و او مستقیم به اتاق پذیرایی شاه رفت و شام را با اعلیحضرت صرف کردند ان ها تا حدود یک بامداد با هم گفتگو کردند ملک حسین در همان کاخ استراحت کرد باز فردا هم با شاه صبحانه و نهار خوردند و حدود ساعت دو بعدا طهر روز ۶ دیماه با هلی کوپتر عازم فرودگاه شدیم از مذاکرات اعلیحضرت و ملک حسین با خبر نبودم اما مشاهده کردم که ملک حسین حال خوبی ندارد و بسیار مضطرب و نگران است فقط بمن گفت برادرم محمد رضا شاه مخالف برخورد نظامی با مردم است بعدها فهمیدم امدن ملک حسین بنا بدرخداست سرلشگر خسروداد بوده که اگر شاه فرماندهی ارتش را نمی خواهد به یک افسر ایرانی واگذار کند فرماندهی را به ملک حسین واگذار کند و فرمانده های ارتش زیر نظر یک ارتشی انجام وظیفه کنند چون شایع شده بود که شاپور بختیار قرار است نخست وزیر شود و تمام افسران ارتش مخالف نخست وزیری شاپور بختیار بودند ملک حسین رفت و ۱۵ دیماه ۵۷ شاپور بختیار نخست وزیر شد ژنرال های زر در ایران بود که مجددا ۴ روز قبل از خروج شاه از ایران ملک حسین مجددا به ایران آمد اینبار ساعت ۱۰ صبح آمد و ۱۰ شب رفت اما در این ۱۲ ساعت در اطاق مخصوص پذیرایی با اعلیحضرت گفتگو کرد تصور میکنم او در مورد دو مسئله به ایران آمده بود یکی منصرف کردن شاه از خروج از ایران
و دیگری عدم رضایت ارتش از نخست وزیری شاپور بختیار وقتی من در معیت ملک حسین سوار بر هلیکوپتر بطرف فرودگاه مهرآباد می رفتیم ملک حسین بشدت ناراحت بود او گفت برادرم شاه در سپتامبر ۱۹۷۳ کشور من را از تجاوز کشور اسرائیل نجات داد من و کشورم مدیون برادرم شاه ایران هستیم اما بمن اجازه نداد کشورش را از آشوب نجات دهد امروز چیزی بمن گفت که او را درک کردم برادرم گفت اسرائیل بخاک تو تجاوز کرده بود کمک کردم از من نخواه که برای بقای سلطنتم دستور قتل عام مردم کشورم را صادر کنم این مردم دشمن من هستند نه دشمن ایران
من خاک کشورم را بخاطر این مردم ترک میکنم، هنوز نمیدانم چرا ملک حسین وقتی میخواست بر جت خصوصی سلطنتی کشور اردن سوار شود اشک های خود را با گوشه آستین کتش پاک کردو گفت حیف از ایران و رفت
برگرفته از کتاب #امیر_اصلان_افشار آخرین آجودان شاه
https://t.me/flith/12484
@flith
از چند وقت قبل با خبر بودم که بنا بدر خواست ملک حسین پادشاه اردن هاشمی تعدادی از چتر باز های نیروی هوایی کشور اردن بجای دیدن دوره های آموزشی رنجر در آمریکا به تیپ هوابرد شیراز اعزام میشوند و دوره هوابرد و رنجر را زیر نظر سرلشگر منوچهر خسروداد و تیمسار سرتیپ ثقفی که او استاد دانشگاه کلاه سبز های آمریکا بوده و در ایران تدریس میکند تعدادی از چتر باز های نیروی هوایی کشور اردن را هم تعلیم میدهد و چون خود ملک حسین نظامی بود و دوره های ستاد و دانشگاه جنگ را در کشور انگلستان گذرانده بود رابطه نزدیکه با شاه و خسرو داد داشت و ملک حسین بارها بطور خصوصی به کیش و نوشهر در کنار اعلیحضرت تعطیلات خود را گذرانده بود و ملک حسین رابطه نزدیکی با تعدادی از افسران ایران بخصوص با نادر جهانبانی و منوچهر خسروداد داشت وقتی در چهارم دی ماه ۵۷ اعلیحضرت نپذیرفت که فرماندهی نظامی را برای جلوگیری از اغتشاشات به سپهبد بدره ای و خسروداد واگذار کند دو روز بعد اعلیحضرت من را احضار و فرمودند ملک حسین بطور خصوصی ساعت ۸ شب به فرودگاه مهرآباد میرسد شما بروید و او را به کاخ بیاورید اطاعت کردم و بعدازظهر به طرف فرودگاه با یک اتومبیل معمولی رفتم شهر بسیار شلوغ بود و مردم تقریبا اکثر خیابان ها را آتش زده بودند به فرودگاه رسیدم و پس از ورود ملک حسین با یک فروند هلیکوپتر بطرف کاخ نیاوران حرکت کردیم ملک حسین از اوضاع ایران پرسید گفتم خوب نیست گفت در جریانم تمام دنیا بر علیه شاه است و برعکس طرفدار خمینی حدود ساعت ۸.۳۰ به کاخ رسیدیم و او مستقیم به اتاق پذیرایی شاه رفت و شام را با اعلیحضرت صرف کردند ان ها تا حدود یک بامداد با هم گفتگو کردند ملک حسین در همان کاخ استراحت کرد باز فردا هم با شاه صبحانه و نهار خوردند و حدود ساعت دو بعدا طهر روز ۶ دیماه با هلی کوپتر عازم فرودگاه شدیم از مذاکرات اعلیحضرت و ملک حسین با خبر نبودم اما مشاهده کردم که ملک حسین حال خوبی ندارد و بسیار مضطرب و نگران است فقط بمن گفت برادرم محمد رضا شاه مخالف برخورد نظامی با مردم است بعدها فهمیدم امدن ملک حسین بنا بدرخداست سرلشگر خسروداد بوده که اگر شاه فرماندهی ارتش را نمی خواهد به یک افسر ایرانی واگذار کند فرماندهی را به ملک حسین واگذار کند و فرمانده های ارتش زیر نظر یک ارتشی انجام وظیفه کنند چون شایع شده بود که شاپور بختیار قرار است نخست وزیر شود و تمام افسران ارتش مخالف نخست وزیری شاپور بختیار بودند ملک حسین رفت و ۱۵ دیماه ۵۷ شاپور بختیار نخست وزیر شد ژنرال های زر در ایران بود که مجددا ۴ روز قبل از خروج شاه از ایران ملک حسین مجددا به ایران آمد اینبار ساعت ۱۰ صبح آمد و ۱۰ شب رفت اما در این ۱۲ ساعت در اطاق مخصوص پذیرایی با اعلیحضرت گفتگو کرد تصور میکنم او در مورد دو مسئله به ایران آمده بود یکی منصرف کردن شاه از خروج از ایران
و دیگری عدم رضایت ارتش از نخست وزیری شاپور بختیار وقتی من در معیت ملک حسین سوار بر هلیکوپتر بطرف فرودگاه مهرآباد می رفتیم ملک حسین بشدت ناراحت بود او گفت برادرم شاه در سپتامبر ۱۹۷۳ کشور من را از تجاوز کشور اسرائیل نجات داد من و کشورم مدیون برادرم شاه ایران هستیم اما بمن اجازه نداد کشورش را از آشوب نجات دهد امروز چیزی بمن گفت که او را درک کردم برادرم گفت اسرائیل بخاک تو تجاوز کرده بود کمک کردم از من نخواه که برای بقای سلطنتم دستور قتل عام مردم کشورم را صادر کنم این مردم دشمن من هستند نه دشمن ایران
من خاک کشورم را بخاطر این مردم ترک میکنم، هنوز نمیدانم چرا ملک حسین وقتی میخواست بر جت خصوصی سلطنتی کشور اردن سوار شود اشک های خود را با گوشه آستین کتش پاک کردو گفت حیف از ایران و رفت
برگرفته از کتاب #امیر_اصلان_افشار آخرین آجودان شاه
https://t.me/flith/12484
@flith
Telegram
پرواز فکر و اندیشه
شاه رفت یا ایران؟
@flith
@flith
وقتی زادبوم خود را ترک کردند، بی خانمان شدند. وقتی کشور خود را ترک کردند، بی تابعیت شدند. و آنگاه که از حقوق انسانیشان محروم شدند، دیگر حق هم نداشتند؛ تفاله ای بیش نبودند.
#هانا_آرنت
ریشه های تمامیت خواهی
@flith
#هانا_آرنت
ریشه های تمامیت خواهی
@flith
روشنفکران_رذل_و_مفتش_بزرگ_نوشته.pdf
3.6 MB
📚روشن فکران رذل و مفتش
✍ داریوش مهرجویی
#روشن_فکران_رذل_و_مفتش_بزرگ کتابی کوچک است از داریوش مهرجویی . کتابی کوچک اما بسیار پر مغز و خواندنی و تفکر بر انگیز . این کتاب چنان که خود مهرجویی در پیش گفتار می گوید ابتدا جهت پایان نامه ی کارشناسی در رشته ی فلسفه از دانشگاه ( UCLA ) در سال 1347 تنظیم شده است که اینک با افزود و کاست هایی با نثری روان و زبانی زیبا و محکم منتشر شده است .
دو فصل اول کتاب مربوط می شود به شخصیت های برجسته ی رمان های داستایوفسکی به ویژه در جنایت و مکافات و شاهکارش برادران کارامازوف و مهرجویی با توان مندی و زیبایی از بعدی فلسفی این شخصیت ها را بازکاوی می کند و نبوغ داستایوفسکی و شخصیت پیامبرگونه ی او را که حوادث بزرگ و خون بار قرن بیستم را پیشگویی می کرد به مخاطب اش نشان می دهد .
فصل سوم مربوط می شود به توتالیتاریسم . مهرجویی در این فصل ساختار نظام های توتالیتر و ایدئولوژی های ویران گر و خون بار قرن بیستم را توضیح می دهد و در فصل پایانی ترور و وحشت در نظام های توتالیتر به ویژه نظام شوروی سابق و حکومت استالین را باز می کاود . خواندن تکه هایی کوتاه از این کتاب خالی از لطف نیست.
@flith
✍ داریوش مهرجویی
#روشن_فکران_رذل_و_مفتش_بزرگ کتابی کوچک است از داریوش مهرجویی . کتابی کوچک اما بسیار پر مغز و خواندنی و تفکر بر انگیز . این کتاب چنان که خود مهرجویی در پیش گفتار می گوید ابتدا جهت پایان نامه ی کارشناسی در رشته ی فلسفه از دانشگاه ( UCLA ) در سال 1347 تنظیم شده است که اینک با افزود و کاست هایی با نثری روان و زبانی زیبا و محکم منتشر شده است .
دو فصل اول کتاب مربوط می شود به شخصیت های برجسته ی رمان های داستایوفسکی به ویژه در جنایت و مکافات و شاهکارش برادران کارامازوف و مهرجویی با توان مندی و زیبایی از بعدی فلسفی این شخصیت ها را بازکاوی می کند و نبوغ داستایوفسکی و شخصیت پیامبرگونه ی او را که حوادث بزرگ و خون بار قرن بیستم را پیشگویی می کرد به مخاطب اش نشان می دهد .
فصل سوم مربوط می شود به توتالیتاریسم . مهرجویی در این فصل ساختار نظام های توتالیتر و ایدئولوژی های ویران گر و خون بار قرن بیستم را توضیح می دهد و در فصل پایانی ترور و وحشت در نظام های توتالیتر به ویژه نظام شوروی سابق و حکومت استالین را باز می کاود . خواندن تکه هایی کوتاه از این کتاب خالی از لطف نیست.
@flith