سالها پیش وقتی یکی از دانشجویان انسانشناسی از "مارگارت مید"
پرسید که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست، دانشجو انتظار داشت تا "مید" دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.
ولی نه... "مید" گفت: نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی، استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است.
"مید" توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما میمیرید. شما نمیتوانید از خطر بگریزید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن.
هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمیآوردتااستخوانش جوش بخورد.
استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهیست براینکه:
کسی زمان صرف کرده تاباشخص پاشکسته همراهی کند،محلِ جراحت رابسته است،
شخص رانگهداری وتیمارکرده تاسلامت وبهبودی پیدا کند.
"مید"گفت:"کمک به دیگری درعینِ دشواری،همانجاییست که تمدن آغاز میشود."
مُحْسِنِ شَعْبانْ
@flith
پرسید که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست، دانشجو انتظار داشت تا "مید" دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.
ولی نه... "مید" گفت: نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی، استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است.
"مید" توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما میمیرید. شما نمیتوانید از خطر بگریزید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن.
هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمیآوردتااستخوانش جوش بخورد.
استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهیست براینکه:
کسی زمان صرف کرده تاباشخص پاشکسته همراهی کند،محلِ جراحت رابسته است،
شخص رانگهداری وتیمارکرده تاسلامت وبهبودی پیدا کند.
"مید"گفت:"کمک به دیگری درعینِ دشواری،همانجاییست که تمدن آغاز میشود."
مُحْسِنِ شَعْبانْ
@flith
همه جور توهین و بی حرمتی را من در این کشور نسبت به خود دیدم منجمله اسم توده ایی که روی اسم من گذارده شده . فحشی بدتر از توده ای در این کشور ندیدم که به من توده ای بگویند، یعنی نوکر روس ... کسی که فکری دارد تابع روسای توده نیست. من بزرگتر از این بودم که رعیت و نوکر باشم. احمق ها خیال کردند من توده ای هستم. نوکر استالین شهوت ران هستم. من وطنم را خیال کردند می فروشم که رییس فلان اداره بشوم.....
#نیمایوشیج
@flith
#نیمایوشیج
@flith
👍1
عکسی تو موزهٔ آندره پوزدیو هست که ۲ تصویر از صورت یک نقاش روس (یوجین کوبیتو) رو نشون میده، عکس سمت چپ یوجین به جنگ اعزام شده (۱۹۴۱) سمت راست که از جنگ برگشته (۱۹۴۵) صورت یک سرباز بعد از ۴ سال جنگ”.چندین دهه است هر لحظه داریم میجنگیم. در یک جامعه ی دیکتاتوری مردم مدام بین انتخاب درست وغلط تردید دارند از یک طرف با عملی که میدانند درسته جانشان رو به خطر میندازند و از طرف دیگه با سکوت درمقابل استبداد آرمان هایشان را میبازند ..
@flith
@flith
#چه_باید_کرد؟
نامه خواندنی میرزا ملكم خان به ناصرالدین شاه
"جناب رفيق، فدايت شوم، ميخواهيد بدون طول و تفصيل بنويسم كه چه بايد كرد؟ جواب بنده از اين قرار است: از خلق فرنگستان صد كرور پول بگيريد. از دول فرنگستان صد نفر معلم و محاسب و مهندس و صاحب منصب و اقتصاددان و كارشناس امور اداری بخواهيد. اين صد نفر معلم و صاحب منصب را در تحت ده نفر وزير ايرانی مامور نماييد كه وزارتخانهها و كل شقوق اداره دولت را موافق علوم اين عهد نظم بدهند.
از ممالك فرنگستان بيست كمپانی بزرگ به ايران دعوت نماييد و به آنها امتيازات بدهيد كه صد كرور تومان ديگر به ايران بياورند و مشغول شوند به آن احداثات معظم كه در زبان فارسی اسم هم ندارند.
به راهنمايی اين اقتصاددانان و به توسط اين كمپانیها راههای آهنی ايران را از چندين جا شروع كنيد. در هر يك از ممالك ايران بانكهای تجارتی و بانكهای ملكی و بانكهای زراعت بسازيد. معادن و آبها و جنگلهای ايران را موافق همان اصول كه در جميع دول معمول است، به كار بيندازيد. ديوان خانههاي تجارتی ما را موافق قواعدی كه مقتضی تجارت اين عهد است، نظم بدهيد....
@flith
نامه خواندنی میرزا ملكم خان به ناصرالدین شاه
"جناب رفيق، فدايت شوم، ميخواهيد بدون طول و تفصيل بنويسم كه چه بايد كرد؟ جواب بنده از اين قرار است: از خلق فرنگستان صد كرور پول بگيريد. از دول فرنگستان صد نفر معلم و محاسب و مهندس و صاحب منصب و اقتصاددان و كارشناس امور اداری بخواهيد. اين صد نفر معلم و صاحب منصب را در تحت ده نفر وزير ايرانی مامور نماييد كه وزارتخانهها و كل شقوق اداره دولت را موافق علوم اين عهد نظم بدهند.
از ممالك فرنگستان بيست كمپانی بزرگ به ايران دعوت نماييد و به آنها امتيازات بدهيد كه صد كرور تومان ديگر به ايران بياورند و مشغول شوند به آن احداثات معظم كه در زبان فارسی اسم هم ندارند.
به راهنمايی اين اقتصاددانان و به توسط اين كمپانیها راههای آهنی ايران را از چندين جا شروع كنيد. در هر يك از ممالك ايران بانكهای تجارتی و بانكهای ملكی و بانكهای زراعت بسازيد. معادن و آبها و جنگلهای ايران را موافق همان اصول كه در جميع دول معمول است، به كار بيندازيد. ديوان خانههاي تجارتی ما را موافق قواعدی كه مقتضی تجارت اين عهد است، نظم بدهيد....
@flith
زلزله #لیسبون و پس لرزه ها در #کلیسا
زلزلۀ لیسبون،پرتغال، در سال ۱۷۵۵ میلادی، مشهورترین زمینلرزۀ تاریخ بشر است؛ نخست از آن رو که دهها هزار کشته بر جای گذاشت و زیباترین شهر اروپا را از بستر نرم برخاکستر گرم نشاند، دوم به دلیل طوفانی که در الهیات مسیحی برانگیخت.زلزلۀ لیسبون تیر خلاصی بر پیکرهٔ قرون وسطا و خون تازهای در رگ های عصر روشنگری بودو اروپای مسیحی به فکر فرو رفت. کاتولیکهای جهان میپرسیدند: چرا لیسبون؛! در تمام اروپا کدام شهر را میتوان یافت که به اندازۀ پایتخت پرتغال، کلیسا و کشیش و آیینهای مذهبی داشته باشد و مردمی نیایشگر و راست کیش در آن زندگی كنند؟این پرسش، زلزلۀ دوم را در سرتاسر اروپا به راه انداخت و کسانی چون ولتر و دیدرو نیز بر آتش آن دمیدند. هیچ واقعهای تا آنزمان، مردم را دربارۀ دعاوی و قداست كلیسا، چنين به تردید نینداخته بود. اندک اندک الهیات مسیحی عقب نشست و پذیرفت که افسار زمین در دست نیروهایی است که بیرون از جهانشناسی کلیسا عمل میکنند. عقبنشینیها ادامه یافت و تا آنجا پیش رفت که بهنوبت، کیهانشناسی، فیزیک، شیمی،طب، سیاست، اقتصاد و حقوق نیز از کلیسا اعلان استقلال کردند.
@flith
زلزلۀ لیسبون،پرتغال، در سال ۱۷۵۵ میلادی، مشهورترین زمینلرزۀ تاریخ بشر است؛ نخست از آن رو که دهها هزار کشته بر جای گذاشت و زیباترین شهر اروپا را از بستر نرم برخاکستر گرم نشاند، دوم به دلیل طوفانی که در الهیات مسیحی برانگیخت.زلزلۀ لیسبون تیر خلاصی بر پیکرهٔ قرون وسطا و خون تازهای در رگ های عصر روشنگری بودو اروپای مسیحی به فکر فرو رفت. کاتولیکهای جهان میپرسیدند: چرا لیسبون؛! در تمام اروپا کدام شهر را میتوان یافت که به اندازۀ پایتخت پرتغال، کلیسا و کشیش و آیینهای مذهبی داشته باشد و مردمی نیایشگر و راست کیش در آن زندگی كنند؟این پرسش، زلزلۀ دوم را در سرتاسر اروپا به راه انداخت و کسانی چون ولتر و دیدرو نیز بر آتش آن دمیدند. هیچ واقعهای تا آنزمان، مردم را دربارۀ دعاوی و قداست كلیسا، چنين به تردید نینداخته بود. اندک اندک الهیات مسیحی عقب نشست و پذیرفت که افسار زمین در دست نیروهایی است که بیرون از جهانشناسی کلیسا عمل میکنند. عقبنشینیها ادامه یافت و تا آنجا پیش رفت که بهنوبت، کیهانشناسی، فیزیک، شیمی،طب، سیاست، اقتصاد و حقوق نیز از کلیسا اعلان استقلال کردند.
@flith
17دیماه سالروز کشف حجاب
رضاشاه: زندان زنان را شکافتیم
شعری از #پروین_اعتصامی که در زمان حکومت رضا شاه و در حمایت از کشف حجاب با سخنان آغازین بیانیه کشف حجاب رضاشاه سروده شده است:
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش، جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود
در قفس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستان نام از این مرغ گلستانی نبود
عیبها را جامهٔ پرهیز پوشاندهست و بس
جامهٔ عجب و هوی بهتر ز عریانی نبود
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود
#خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
#شه نمیشد گردر این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
باید این انوار را #پروین به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
@flith
رضاشاه: زندان زنان را شکافتیم
شعری از #پروین_اعتصامی که در زمان حکومت رضا شاه و در حمایت از کشف حجاب با سخنان آغازین بیانیه کشف حجاب رضاشاه سروده شده است:
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش، جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود
در قفس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستان نام از این مرغ گلستانی نبود
عیبها را جامهٔ پرهیز پوشاندهست و بس
جامهٔ عجب و هوی بهتر ز عریانی نبود
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود
#خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
#شه نمیشد گردر این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
باید این انوار را #پروین به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
@flith
جا دارد بمناسبت سالروز کشف حجاب نگاهی به نظرات روشنفکران آن زمان داشته باشیم
حجاب یا #کفن_سیاه به روایت #میرزاده_عشقی
حرف عشقی با ما در این نمایشنامه این است :
سیاهبختی #زن_ایرانی نمایانگر تاریخ عقبماندگی ایرانیهاست و تاریخ ایران، سرگذشت سیاهبختی زن ایرانی است. #میرزاده_عشقی حجاب را نشانه تیره بختی و سیه روزی #زن_ایرانی میداند:
باز دیدم هر زن که در آن قافله بود
همه چون دختر کسری به نظر جلوه نمود
هر چه زن دیدم آنجا همه آنسان دیدم
همه را زنده درون کفن انسان دیدم
در کیسهی سربسته، در کفن زنده به گور
شعر انتقاد به حجاب در دیوان #ایرج_میرزا
فقیه شهر به رفعِ حجاب مایل نیست
چرا که هر چه کند حیله در حجاب کند
از او دلیل نباید سؤال کرد که گرگ
به هر دلیل که شد برّه را مُجاب کند
کس این معمّا پرسید و من ندانستم
هر آن که حل کند آن را به من ثواب کند
به غیرِ ملت ایران کدام جانور است
که جفت خود را نادیده انتخاب کند؟
کجاست همت یک هَیأتی ز پَردِگیان
که مَرد وار ز رخ پرده را جَواب کند
ز من مترس که خانم تُرا خطاب کنم
ازو بترس که همشیره ات خطاب کند
@flith
حجاب یا #کفن_سیاه به روایت #میرزاده_عشقی
حرف عشقی با ما در این نمایشنامه این است :
سیاهبختی #زن_ایرانی نمایانگر تاریخ عقبماندگی ایرانیهاست و تاریخ ایران، سرگذشت سیاهبختی زن ایرانی است. #میرزاده_عشقی حجاب را نشانه تیره بختی و سیه روزی #زن_ایرانی میداند:
باز دیدم هر زن که در آن قافله بود
همه چون دختر کسری به نظر جلوه نمود
هر چه زن دیدم آنجا همه آنسان دیدم
همه را زنده درون کفن انسان دیدم
در کیسهی سربسته، در کفن زنده به گور
شعر انتقاد به حجاب در دیوان #ایرج_میرزا
فقیه شهر به رفعِ حجاب مایل نیست
چرا که هر چه کند حیله در حجاب کند
از او دلیل نباید سؤال کرد که گرگ
به هر دلیل که شد برّه را مُجاب کند
کس این معمّا پرسید و من ندانستم
هر آن که حل کند آن را به من ثواب کند
به غیرِ ملت ایران کدام جانور است
که جفت خود را نادیده انتخاب کند؟
کجاست همت یک هَیأتی ز پَردِگیان
که مَرد وار ز رخ پرده را جَواب کند
ز من مترس که خانم تُرا خطاب کنم
ازو بترس که همشیره ات خطاب کند
@flith
👍1
#معرفی_کتاب
تقریبا همهی ما گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی که در سال ۱۹۸۲ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد، میشناسیم. نویسندهای که سبکی واقع گرایانه و رئالیستی دارد. دو اثر بسیار مشهور و محبوب مارکز، صد سال تنهایی و #عشق_سالهای_وبا است که در ایران هم طرفداران بسیاری دارد
@flith
تقریبا همهی ما گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی که در سال ۱۹۸۲ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد، میشناسیم. نویسندهای که سبکی واقع گرایانه و رئالیستی دارد. دو اثر بسیار مشهور و محبوب مارکز، صد سال تنهایی و #عشق_سالهای_وبا است که در ایران هم طرفداران بسیاری دارد
@flith
❤1
پرواز فکر و اندیشه
#معرفی_کتاب تقریبا همهی ما گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی که در سال ۱۹۸۲ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد، میشناسیم. نویسندهای که سبکی واقع گرایانه و رئالیستی دارد. دو اثر بسیار مشهور و محبوب مارکز، صد سال تنهایی و #عشق_سالهای_وبا است که در ایران…
.
کتاب عشق سالهای وبا یکی از عاشقانه های معروف جهان رمان است. فلورنتینو، جوانی لاغر اندام و نحیف از خانواده ای متوسط است. او فرزند نامشروع مردی است که صاحب یک شرکت کشتیرانی است. او در کودکی پدرش را از دست داده است و با مادرش که مغازه ای خرازی دارد زندگی می کند. در جوانی در تلگرافخانه مشغول کار می شود و وقتی برای رساندن یک تلگراف به خانه ای وارد می شود، با دیدن دختر خانواده (فرمینا) عاشق او می شود. فرمینا که مادرش را در کودکی از دست داده است با پدرش زندگی می کند و….
.
کتاب حلقه ای است، یک حلقه ی ماجرا را که می خوانی، حلقه باز می شود و با ماجرایی بزرگ تر، تکان دهنده تر، زیبا تر و غمگین تر رو در رو می شوی. شخصیت های اصلی رمان هر کدام داستان خود را تعریف می کنند و در کنار داستان خویش با داستان شخصیت دیگر داستان رو در رو می شویم، شخصیت دیگر راوی می شود و داستان پیش می رود تا همه چیز شکل بگیرد. داستانی از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم.
#عشق_سالهای_وبا به معنای واقعی کلمه یک داستان عاشقانه خوب است که به جرات میتوان گفت هر خوانندهای از مطالعه آن لذت خواهد برد. شیوهی استفاده مارکز از زمان در این رمان بسیار زیبا است. مارکز ابتدا تصویری از حال را به شما نشان میدهد، بعد گذشته را مرور میکند و کمکم زمان را جلو میبرد تا دوباره به زمان حال برسد و بعد به سمت آینده حرکت کند.
شخصیتپردازیهای این رمان از جملهی بهترینهاست. توجه مارکز به شخصیتهای اصلی کتاب بسیار دقیق است و نوشتههای او از احساساتی که این شخصیتها را دربرمیگیرد بینظیر است. رفتار هیچ فردی را بیش از آنچه که باید شرح نمیدهد و به ماجراهای کتاب را درست و به اندازه تعریف میکند.
@flith
کتاب عشق سالهای وبا یکی از عاشقانه های معروف جهان رمان است. فلورنتینو، جوانی لاغر اندام و نحیف از خانواده ای متوسط است. او فرزند نامشروع مردی است که صاحب یک شرکت کشتیرانی است. او در کودکی پدرش را از دست داده است و با مادرش که مغازه ای خرازی دارد زندگی می کند. در جوانی در تلگرافخانه مشغول کار می شود و وقتی برای رساندن یک تلگراف به خانه ای وارد می شود، با دیدن دختر خانواده (فرمینا) عاشق او می شود. فرمینا که مادرش را در کودکی از دست داده است با پدرش زندگی می کند و….
.
کتاب حلقه ای است، یک حلقه ی ماجرا را که می خوانی، حلقه باز می شود و با ماجرایی بزرگ تر، تکان دهنده تر، زیبا تر و غمگین تر رو در رو می شوی. شخصیت های اصلی رمان هر کدام داستان خود را تعریف می کنند و در کنار داستان خویش با داستان شخصیت دیگر داستان رو در رو می شویم، شخصیت دیگر راوی می شود و داستان پیش می رود تا همه چیز شکل بگیرد. داستانی از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم.
#عشق_سالهای_وبا به معنای واقعی کلمه یک داستان عاشقانه خوب است که به جرات میتوان گفت هر خوانندهای از مطالعه آن لذت خواهد برد. شیوهی استفاده مارکز از زمان در این رمان بسیار زیبا است. مارکز ابتدا تصویری از حال را به شما نشان میدهد، بعد گذشته را مرور میکند و کمکم زمان را جلو میبرد تا دوباره به زمان حال برسد و بعد به سمت آینده حرکت کند.
شخصیتپردازیهای این رمان از جملهی بهترینهاست. توجه مارکز به شخصیتهای اصلی کتاب بسیار دقیق است و نوشتههای او از احساساتی که این شخصیتها را دربرمیگیرد بینظیر است. رفتار هیچ فردی را بیش از آنچه که باید شرح نمیدهد و به ماجراهای کتاب را درست و به اندازه تعریف میکند.
@flith
👍2
#تکه_ای_از_کتاب
اگر به موقع ملتفت شده بودند که حذر کردن از فجایع مهم زندگی زناشویی خیلی آسان تر از آزارهای کوچک زندگی روزانه است، ممکن بود زندگی برای هر دوی آن ها آسان تر شود
مرد به رغم چندین عشق طولانی و پرمخمصه، یک بند فقط به او فکر کرده بود و پنجاه و یک سال و نه ماه و چهار روز سپری شده بود. لزومی نداشت تا مثل زندانی ها روی دیوار سلول هر روز خط بکشد تا زمان را به خاطر داشته باشد و قاطی نکند.
فلورنتینو آریثا بدون این که به خود رحم کند هر شب نامه می نوشت. نامه ای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی، و هر چه سعی می کرد نامه هایش بیش تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه اش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می رسیدند، شباهت پیدا کنند، نامه ها طولانی تر و دیوانه وارتر می شدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود، رفته رفته نگران سلامتی او می شد. وقتی از اتاق خواب صدای بانگ اولین خروس ها را می شنید به طرف او فریاد می کشید: ” داری عقلت را از دست می دهی، مغزت معیوب می شود، هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت این همه عشق را داشته باشد.....
@flith
اگر به موقع ملتفت شده بودند که حذر کردن از فجایع مهم زندگی زناشویی خیلی آسان تر از آزارهای کوچک زندگی روزانه است، ممکن بود زندگی برای هر دوی آن ها آسان تر شود
مرد به رغم چندین عشق طولانی و پرمخمصه، یک بند فقط به او فکر کرده بود و پنجاه و یک سال و نه ماه و چهار روز سپری شده بود. لزومی نداشت تا مثل زندانی ها روی دیوار سلول هر روز خط بکشد تا زمان را به خاطر داشته باشد و قاطی نکند.
فلورنتینو آریثا بدون این که به خود رحم کند هر شب نامه می نوشت. نامه ای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی، و هر چه سعی می کرد نامه هایش بیش تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه اش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می رسیدند، شباهت پیدا کنند، نامه ها طولانی تر و دیوانه وارتر می شدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود، رفته رفته نگران سلامتی او می شد. وقتی از اتاق خواب صدای بانگ اولین خروس ها را می شنید به طرف او فریاد می کشید: ” داری عقلت را از دست می دهی، مغزت معیوب می شود، هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت این همه عشق را داشته باشد.....
@flith
👍2
ممنوع شده است تئاتر، جشنهای محلی، رقص های مردمی، بازی و رقص به هر شكلی حتی ورزش ساده سرسره روی يخ. چاپ کتاب بدون اجازه ممنوع است. نوشتنِ نامه به خارج ممنوع است. هنر در تمام صورتها و جلوههای آن ممنوع است. شمايلها و تنديسها ممنوع است و موسيقی ممنوع. ممنوع، ممنوع، ممنوع كمابيش هيچ؛ جز نفس كشیدن و مردن، جز كار كردن و فرمان بردن و به كليسا و مسجد رفتن. و اين آخری بيش از آن كه مجاز باشد، بـه فرمانِ قانون و با سخت ترين كيفرها، اجباری است.
#اشتفان_تسوایگ
@flith
#اشتفان_تسوایگ
@flith
مردم نباید وقتی که بیدار هستند بیکار بمانند ، کارشان مفید باشد یا نه ، اهمیتی ندارد، اما باید کار کنند ، چرا که انبوه مردم در بیکاری خطرناک خواهند شد ، پس برنامهریزی کنید تا کوچکترین فرصتی برای اندیشیدن نداشته باشند. فراموش نکنید که در ظاهر همیشه با فقر مخالف باشید اما در پنهان بر ضد خوب شدن وضعیت مردم مبارزه کنید ، چون این وضعیت آنها باعث احساس امنیت و آرامش دائمی شما میشود . من بر این باورم که تمام کارهای بیهوده و بیفایدۀ جهان به این خاطر ادامه دارند که از عصیان مردم میترسند ، پس شما هیچگاه اجازه ندهید که در روز حتی یک ساعت مردم آزاد و راحت باشند.
#کارمینهدولوکا
#خودآموز_دیکتاتوران
@flith
#کارمینهدولوکا
#خودآموز_دیکتاتوران
@flith
👍2
از فرعون سوال کردند چگونه ادعای خدایی بر مردم مصر کردی ؟! گفت با 3 راهکار و تجربه که بدست آوردم انجام شد :
1. نان را سواره کردم و مردم را پیاده به دنبال آن !!! 2. از حق خود مردم به آنها
بخشیدم و منت بر آن ها گذاشتم!!!
3. نادان وفادار را به دانای عادل مُسخر کردم
@flith
1. نان را سواره کردم و مردم را پیاده به دنبال آن !!! 2. از حق خود مردم به آنها
بخشیدم و منت بر آن ها گذاشتم!!!
3. نادان وفادار را به دانای عادل مُسخر کردم
@flith