پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
#بریده_کتاب

به نظر می رسد که مدتی طولانی از بروز افکار خود جلوگیری کرده ای؟
برای خانواده یا خاخام ها که تماما از من ناراضی هستند، کافی نیست.

خواهان جامعه ای هستم که اسیر باورهای غلط نباشد.
تو دنیا را خواهی جست و جامعه ای غیرخرافاتی نخواهی یافت. مادامیکه جهل و غفلت وجود دارد، پیروی از خرافات هم وجود دارد. از میان بردن جهل یگانه راه حل است. به همین علت آموزش میدهم.
بنتو پاسخ داد: نگرانم نبردی از پیش باخته باشد. جهل و باورهای خرافی به سرعت شایع می شوند و من باور دارم که رهبران مذهبی برای حفظ موقعیت خود به آتش آن دامن می زنند .


📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
صص ۱۵۴ و ۱۵۵

@flith
#بریده_کتاب

بنابراین در خاطر داشته باشید که آنچه مقدس است و آنچه مقدس نیست، صرفا گردآوری دیدگاه های برخی از خاخام ها و کاتبان است، برخی از آنها اهل عمل و مصمم بودند، مردانی مقدس، در حالی که دیگران ممكن است برای وجهة شخصی خود به سختی تلاش کرده باشند، با تازه به دوران رسیده ها در گردهمایی های مذهبی خود نزاع کرده باشند، درد شدید گرسنگی گرفته باشند، درباره شام فکر کرده باشند و درباره همسر و کودکانشان نگران بوده باشند. کتاب مقدس به دست انسان گردآوري شده است. هیچ توضيح ممکن دیگری برای این ناهماهنگی ها وجود ندارد . انسان منطقی نمی تواند تصور کند که نویسنده دانای کل قدسی ای با هدف تکذیب آزادانه خویش عمدا این کتاب را نوشته باشد.


📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
ص ۱۷۳

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"لطفی بوشناق" خواننده تونسی - بوسنیایی چطور گریست و التماس کرد برای وطن:

من فقط یک رویا دارم
این که وطنم را برایم بگذارید
بدون جنگ، بدون ویرانی، بدون مصیبت، بدون رنج ...

@flith
#بریده_کتاب

دوباره به شما یادآور می شوم که همه اینها دیدگاه های انسان هستند. اینها هیچ ارتباطی با قوانین طبیعت ندارند و ممكن نیست بر خلاف قوانین ثابت طبيعت هیچ اتفاقی روی بدهد. طبیعت، که نامتناهی و جاودانه است و تمام جوهرهٔ هستی را در بر دارد، بر اساس قوانین منظم عمل می کند و ممکن نیست شیوه های فراطبیعی جایگزین آن شود. جسم فاسد شده ای که به خاک بازگشته است، ممکن نیست دوباره احیا شود. در سفر پیدایش این مسئله را به روشنی گفته اند : تا آخر عمر به عرق پیشانی ات نان خواهی خورد و سرانجام به همان خاکی باز خواهی گشت که از آن گرفته شدی، زیرا تو از خاک سرشته شدی و به خاک هم برخواهی گشت فرانکم پرسید: یعنی هرگز به پدر شهیدم نخواهم پیوست ؟

📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
ص ۱۸۱

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا تمام نمی‌شود این درد؟ چرا خوب نمی‌شویم؟!
ایرانم! نجات‌دهندگانت کو؟ که اندوه بی‌پایان سیستانت، غمِ بی امانِ زاهدانت ما را کشت... تو را کدامین دلشکسته‌ای نفرین کرد که به این روز گرفتار شدی؟ که هر بار بیدار می‌شویم و تکه‌ای از پیکر تو زخم برداشته، که هربار بیدار می‌شویم و چشم‌های بیشتری در تو گریه می‌کند، امیدهای بیشتری در تو می‌میرد، که هر بار بیدار می‌شویم و شرایطِ در آغوش تو ماندن سخت‌تر می‌شود. چه کار کنم برای بهبود تو؟ چه کار کنم که خوب شوی؟ چه کار کنم که دیگر کودکانی در تو بغض نکنند؟ چه‌کار کنم که اوضاع تمام فرزندان تو خوب باشد؟ که دخترکان معصوم تو بخاطر نجات مردمشان التماس نکنند؟ که هیچ‌کس در تو التماس نکند، که حال همه خوب باشد؟ چه کار می‌توانم بکنم برای تو؟؟؟! که آباد باشی، که آزاد باشی، که آغوش تو خوشبخت‌ترین آغوش جهان باشد.

#نرگس_صرافیان_طوفان‌

@narges_sarrafian_toofan
☘☘☘
پایان عصر مرغُ‌مسما/ سلام بر اشکنه

مصطفی داننده

محمود احمدی‌بیغش که نماینده مجلس است در اظهار‌نظری از مردم خواسته مانند گاندی ساده زندگی کنند تا تحریم‌ها قابل ‌تحمل شود‌.

او گفته است:« مرحوم گاندی چگونه زندگی کرد؟ ما هم باید همینطور باشیم، اگر به سمت زندگی برویم که به خودمان متکی باشیم (با هزاران سختی که دارد) و تحریم‌ها را تحمل کنیم، می‌توانیم.»

خوب تکلیف معلوم شد. همین که دولت تازه از راه رسید و قرار است کمتر از یک ماه دیگر جناب رئیسی بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزنند، منتقدان وضع زندگی مردم در دولت روحانی به مدافعان زندگی ساده بدل شده‌اند.

همین افراد از دولت روحانی انتظار داشتند که هر روز بر سر سفره مردم مرغُ‌مسما باشد و سطح زندگی ایرانی‌ها به سطح زندگی مردمان لس‌آنجلس آمریکا به ویژه اهالی بورلی هیلز برسد.

هیچ کس از مردم انتظار زندگی گاندی‌وار نداشت. می‌خواستند مردم مثل شیوخ عرب زندگی کنند. چون رئیس جمهوری که از جنس آنها نبود در راس قدرت بود.

این افراد تا از روحانی یک هواپیما برای هر ایرانی نمی‌گرفتند راضی نمی‌شدند و آن را نشان بی‌کفایتی دولت می‌دانستند اما حالا شاید در آینده سفر با چهارپایان را هم خالی از لطف ندانند.

حالا اما داستان فرق کرده است. دوباره باید به سمت روزهایی برویم که از تریبون‌های مختلف ما را دعوت به اشکنه خوردن می‌کردند. در سال 91 از خطبه‌های نماز جمعه مشهد خطاب به مردم گفته شد:« اگر مرغ در دسترس نيست آن را با يک ماده پروتئيني ديگر جايگزين كنيد. مشهدي‌ها مگر اشكنه پياز داغ را يادتان رفته و آن زندگي را فراموش كرده‌ايد؛ مگر قرار است برنامه همان باشد كه قبلاً ‌بوده است.»

رفتن برق در این روزها حسابی روی اعصابمان است. صداوسیما، نمایندگان مجلس و خیلی از چهره‌های مشهور سیاسی هم هم زبان با مردم از این وضعیت گلایه مند هستند اما دور نباشد که همین منتقدان، برق رفتن را یک مسئله عادی بنمانند که در همه کشورها اتفاق می‌افتد.

دیر نباشد که صداوسیما گزارش برود که در بی‌برقی به چه درجه‌های معنوی خواهیم رسید و به سلوک عرفانی دست پیدا خواهیم کرد.

بله، داستان سیاست این است. تا وقتی رقیب بر سرکار است باید انتظارها به بالاترین حد خود برسد اما وقتی دوست به قدرت رسید، اشکنه هم غذایی دلچسب است.

اینکه بتوانیم با توجه به شرایطی اقتصادی که داریم، زندگی کنیم یک تصمیم درست است. اینکه بدانیم دخل و خرج‌مان چقدر است، اتفاق نکویی است اما این تصمیم نباید مربوط به یک دوره خاص باشد. شاید بد نبود در اوج تحریم‌های ترامپ علیه ایران هم کمی از این حرف‌ها می‌شنیدیم. کاش آن موقع هم برخی به یاد گاندی می‌افتادند.

نکته پایانی اینکه گاندی در مبارزه منفی و برای رهایی از استعمار هند به آن شیوه روی آورد نه آن که به عنوان استراتژی همیشگی انتخاب کند و دیگران را هم به آن توصیه کند.

@flith
☘☘☘
نمود چهار دهه شعار و تحریم!
حبیب رمضانخانی

در شرایطی که موج گرمای بی سابقه نیمکره شمالی زمین را فرا گرفته و کشورهای این حوزه را درگیر تبعات عدیده آن نموده، در کشورمان اما مشکلات پررنگتر و عمیق تر نمود دارد. ترکیبی از کم آبی و قطعی های مکرر برق، در کنار مشکلات معیشتی عمده ای که وجود داشته، چالش بزرگی را برای کشور در این تابستان داغ ایجاد کرده است.

سال ها ماندن در حد شعار و آرمان های ایدئولوژیک در کنار تحریم کشور و استقبال برخی، که آن را نعمت و فرصت قلمداد کردند، آرام آرام گلوی کشور را فشرد و نهایت امروز به جایی رساند که کمبودها چنان برجسته و تاثیرگذار شده که تمام امورات زندگی مردم را دچار چالش و بحران کرده است.

امروز تقریبا در بیشتر مناطق کشور با کمبود و قطعی برق گسترده مواجه هستیم. دولتمردان افزایش مصرف و گرمایی هوا را دخیل در آن می دانند! بی شک کسی منکر این موارد نیست، ولی مشکل اصلی در عدم توان و مدیریت در ساخت نیروگاه های جدید طبق برنامه و متناسب با افزایش جمعیت و مصرف است.

با مقایسه کشورهای توانمند می توان دلیل این غفلت و کمبود در تولید را به خاطر عدم وجود سرمایه و جذب سرمایه گذاری خارجی و بخش خصوصی در احداث نیروگاه های جدید و شبکه انتقال آن دانست که عامل اصلی آن وجود تحریم ها و مشکلات در این بخش است. از طرفی باز به خاطر تحریم ها و عدم تجارت خارجی و انتقال ارز، تامین مالی از طریق رمزارزها یکی از موارد اصلی دور زدن تحریم ها شد که با گسترش آن بخش قابل توجهی از مصرف برق را به خود اختصاص داده است.

در کنار مشکل برق، اما مشکل بزرگتر و حادتری در کشور بروز یافته؛ خشکسالی و کمبود شدید آب. این خود نه تنها از باب عدم دسترسی مردم به آب شرب، بلکه تولید محصولات کشاورزی را کاهش و بیابان زایی و فرونشست زمین را باعث شده است‌‌.

رد پای تحریم در این عامل هم تاثیرگذار بوده و تفکر مسئولین که خودکفایی را عامل مقاومت در برابر تحریم کنندگان قلمداد کرده اند، تولید به هر قیمتی خود موجبات برداشت بی رویه از منابع زیر زمینی و آب های جاری را باعث شده است.‌ از طرفی سو مدیریت و ناکارآمدی مسئولین امر در طی دهه های گذشته باعث اجرای طرح های غلط و هزینه بر، چون طرح های انتقال آب از سرچشمه ها به فلات مرکزی و سدسازی، باعث خشک شدن رودها و تالاب ها و موجبات اختلاف و درگیری بر سر آب شده است. تا جایی که امروز بیشتر شهرها و روستاهای کشور با چالش کم آبی مواجه بوده و داستان قطعی و جیره بندی برق در این حوزه نیز انجام و بر رنج های مضاعف مردم افزوده است.

بحران بعدی که با ترکیب قطعی برق و کمبود آب به پیش می راند، همه گیری کرونا در موج پنجم آن هست که با شیوع گسترده نوع جدید آن، دلتا، تابستانی سخت و ناگوار را برای مردم رقم زده است. با وجود اینکه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته واکسیناسیون درصد و سرعت بالایی دارد، ولی همان سومدیریت و تحریم که دو بازوی اصلی مشکلات ما بوده اند باعث شده نه آن قول و وعده های تولید انبوه واکسن داخلی و واکسیناسیون عمومی از طریق آن انجام و نه واردات واکسن خارجی به خاطر تحریم و مراودات مالی به داخل کشور با آسانی صورت پذیرد.

دست آخر؛ برخی از مسئولین به جای عذرخواهی و پاسخگویی، چون همیشه شروع به فرافکنی کرده، یکی مردم را به تحمل و الگوی «گاندی» فراخوانده و دیگری زیست در سایه نظام مقدس را غنیمتی بزرگ می داند! اما یادمان باشد در سال های گذشته وجود بحران قطعی برق در عراق و انباشت زباله در لبنان چگونه زمینه و موجبات آشوب و اعتراضات مردمی شد. مسلما اگر امروز با وجود مشکلات عدیده، از تبدیل شدن به مشابه کره شمالی دور بوده ایم، نه از توان و مدیریت مسئولین، بلکه شرایط جغرافیایی و مردمان ایران بوده است. اینکه فکر کنیم می شود تا ابد با شعار و دمیدن در اهداف آرمانی ذهنیت مردم را رضایت داد و همراه کرد، اشتباه بزرگی است. مردم شرایط امروز جامعه را نمود و

نماد چند دهه مدیریت مسئولین می دانند و ارزیابی می کنند. پس اگر همچنان دلسوزانی هستند و امید به توسعه و رفاه این کشور دارند، بایستی دست به کار شده و ضمن دست یازیدن به اصلاحات بزرگ و رفع مشکلات، موجبات کسب اعتماد مردمی و جامعه را فراهم آورند.

@flith
☘☘☘
کرونا و افسردگی ملی

دکتر نظام بهرامی کمیل

به سلامتی کم کم کافه رستوران‌های کشورهای اروپایی باز می‌شود و انگلیسی‌ها قانون ماسک اجباری را بر‌می‌دارند. دوستم از سَن دیگو آمریکا خبر می‌دهد که در شهرشان جشن پایان کرونا گرفته‌اند و تصاویر شبکه‌های معاند سراسر جهان هم این ادعا را ثابت می‌کند. تقریبا همزمان با روز بغل کردن و بوسیدن؛ افرادی که هم را دوست داشتند؛ دوباره همدیگر را در آغوش گرفته و این‌بار محکم‌تر یکدیگر را فشار می‌دهند و می‌بوسند و تازه می‌فهمند چه نعمتی داشتند و قدر آن را نمی‌دانستند. خوب به سلامتی ما که بخیل نیستیم.

منتقدانی که تا چند ماه پیش کرونا را پایان نظام سرمایه‌داری غربی می‌دانستند و از چامسکی و ژیژک و هاروی تا هزارتا استاد چپ و بومی و ارزشی دیگه نقل و رفرنس می‌آوردند که مدرنیته روبه افول است و تمدن و دموکراسی غربی در حال فروپاشیست و کرونا حکومت‌های غربی را زیر سئوال برده و انقلابی در راه است و عنقریب نظام سلامت نئولیبرالیستی غربی‌ها سرنگون خواهد شد (و حتما نسخه‌های بدلیل حکمرانی غیرغربی که جهان به خود دیده از نوع داعشی و‌ چینی تا پوتینی و اردوغانی عالمگیر خواهند شد)؛ همه سکوت کرده و صدایشان در نمی‌آید.

صدا و سیما که در ابتدای شیوع کرونا به ترامپ حمله می‌کرد که چرا با اغراض سیاسی به کرونا می‌گوید «ویروس چینی»؛ خودش چند ماه بعد با چنان غلظت و تکیه کلامی می‌گفت «کرونای انگلیسی» که انگار انگلیسی‌ها ویروس کووید ۱۹ را با هدف نابودی ایرانی‌ها باز طراحی و ارسال کرده‌اند؛ اما حالا تٓبش فروکش کرده است. حیف که دیگر آمار چندان دندان‌گیری از مرگ و میر سایر کشورها ندارد تا به صورت مخاطب بزند و باید منتظر بماند تا با خبر تیراندازی در یک مدرسه در آمریکا و یا شیوع آتش‌سوزی‌های فصلی در کالیفرنیا ساز جدید را کوک کند.

لشگر سایبری که ممنوعیت صادرات ماسک آمریکا به کانادا را راهزنی یانکی‌ها می‌دانست و سکته یک پزشک آمریکایی، به دلیل زدن واکسن فایزر را سوژه خبری کرده بود، با دیدن پیشتازی آمریکا در اهدا واکسن به جهانیان و بدقولی چینی‌ها در دادن واکسن به ایرانیان، شیپورها را غلاف کرده است.

اما ما مانده‌ایم و پیک پنجم کرونا. ما مانده‌ایم و وزیر تراز انقلابی که مدام می‌گوید: «بزک نمیر بهار میاد؛ واکسن ما از راه میاد.» آقای دکتر می‌داند دیدن قیافش مزید استرس و افسردگی ملت درمانده است؛ اما استعفا نمی‌دهد که نمی‌دهد. استعفای وزیر جهنم، دل‌خوشیمونو بردند! حتی دیگر نمی‌توانیم با شمردن درگذشتگان آمریکایی و ایتالیایی و هندی و برزیلی کمی خُنک شویم.

می‌خواستیم هفتا واکسن اختراع کنیم تا حداقل عربستان و اسراییل و سایر بدخواهان را که یک واکسن هم اختراع نکردند، هفت هیچ کُت کنیم.
می‌خواستیم بمب خبری در کنیم.
یکی نیست بگه؛ اصلا چرا باید سوژه خبری جهانیان باشیم؟
چرا همه دنیا باید درباره ما صحبت کنند؟
مگه خودشون ناموس ندارند؟

چرا ما باید همیشه تیتر اول اخبار جهان باشیم؟
چرا نمی‌توانیم مانند بقیه مردم دنیا زندگی کنیم؟
دلمان گرفته برای کمی زندگی. افسرده شدیم.

@flith
_________________________

قدری در پیامدهای این توییت تامل کنید!

بیچاره ساده‌دل‌هایی که برای فرزندآوری معطل دو دَم میثم مطیعی هستند و به امید شهادت ازدیاد نسل می‌کنند،

ولی موقع تامین پوشک و آب و برق که می‌شود برایشان روضه اسارت می‌خوانند.

@flith
☘☘☘
نگاهکی به آینده خاورمیانه
یدالله کریمی پور

آیا آمریکا با وجود دستکم ۴۰ سال حضور و استقرار در افغانستان(از ۱۹۸۰ تا کنون) و پشتیبانی و سپس مبارزه با طالبان، نمی داند که خروجش از این کشور، به معنای قدرت یابی دوباره طالب ها است؟!

آیا آمریکا نمی داند خروجش از عراق، به منزله باز کردن دست بنیادگرایان تندرو سنی و شیعه و تضعیف موقعیت میانه روها و سکولاریست های دمکرات است؟!

چرا دولت بایدن و کنگره طی ماه های اخیر، بر ریاض برای پایان دادن به مساله یمن و توافق با حوثی ها فشار وارد آورده و بر این اصرار دارند؟!!

کمال ساده نگری است که تصور شود، آمریکا و ناتو به چنین پیش بینی هایی نرسیده اند. به گمانم واشنگتن در این ارتباط به نتیجه زیر رسیده است:

آمریکا در باره هزینه کرد چند تریلیون دلاری در عراق، افغانستان و دیگر کشورهای خاورمیانه بر سر عقل آمده است. یک سرمایه گذاری بی نتیجه. چه بهتر که به جای ایفای نقش ناجی، مردم‌ منطقه تجربه زیستن درحکومت های اسلامی را حس و لمس کرده و خود در باره سرنوشتشان تصمیم بگیرند. واشنگتن و دیگر متحدینش با کسب تجربه ملت هایی که زیر حکومت های مذهبی هستند، بدین نتیجه دست یافته اند که بهترین راه مبارزه با چنین حکومت هایی، رها کردن آن ها با مردمشان است.‌

آنان‌چنین تصور می کنند که مردم زیر فشار سنگین و ناکارآمدی مدیریتی این گونه‌ حکومت ها ، بالاخره له شده و پس از گذراندن مرحله ترس، وارد چرخه خشم و سپس طغیان خواهند شد.

@flith
⭕️ پست جالب رضا کیانیان :

سرپوش هنری - به گزارش ایران‌آرت، کیانیان ویدئویی از حضور تعداد فراوانی از ایرانیان در مرکز ایران و ارمنستان برای سفر به ارمنستان و تزریق واکسن کرونا، منتشر کرد و نوشت: "آقای نمکی این جا مرز ایران و ارمنستان است! اوضاع درمان در مملکت ما با وزارت شما چقدر با نمک شده است. البته شما که مشکلی ندارید! دوستان شما هم هر روز از واکسن جدیدی رونمایی می کنند که معلوم نیست چقدر از بودجه مملکت را هزینه کرده اند! راستی سنگ پای قزوین را می شناسید؟ . بالا دستی های شما چه طور؟.
این که مردم ایران برای واکسیناسون داوطلبانه به ارمنستان و امارات می روند، برای شما و هم قطارانتان که بد نیست.. از هر مسافر یک میلیون تومان خروجی! می گیرید. واکسنش هم مجانی در میاد. و از همه مهمتر این خارش سندرم «ما از همه دنیا جلو تریم» تان هم تسکین میابد. چون در این زمینه واقعا از همه جلو ترید. هم واکسن نمی زنید. هم از هر کس می خواهد واکسن بزند یک میلیون تومان می گیرید و مهم تر از همه به همه دنیا ثابت می کنید می شود واکس نزد و زنده ماند. این جاست که سنگ پای قزوین از رو میرود و پودر می شود. راستی تازه چه خبر؟ واکسن جدیدی را نمی خواهید رو نمایی کنید؟ درب قابلمه تازه ای برای تشخیص ویروس نساخته اید؟ راستی نمکدانتان را پُر کنید. چون زخم های زیادی دهان باز کرده اند."

@flith
اسپینوزا افضل خردگرایان بود. او جریانی بی پایان از رابطه علت و معلول در دنیا می‌دید.از نظر او هیچ چیزی به عنوان اراده یا قدرت اراده وجود ندارد. هیچ چیزی رخ نمی‌دهد. سبب هر رویداری، رویداد پیشین است و ما هرچه بوالهوسانه بیشتر خود را وقف فهم این شبکه سببی کنیم، بیشتر آزاد خواهیم شد. همین دیدگاه هستی منظم با قوانین پیش بینی پذیر و برگرفته از ریاضیات، دنیایی با نیروی توضیحی بی نهایت بود که به گوته احساس آرامش را ارائه کرد.
فردریش، کافی است. سرم می چرخد. من فقط از این نظم طبیعی می ترسم.


📕 مسئله اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
ص ۴۴۰

@flith
☘☘☘
فاجعه‌ای ملی که به آن پرداخته نمی‌شود!


۱. مرداد ۱۳۴۴ نتایج بررسی مهاجرت که توسط سازمان ملل انجام شده بود، ایران را از لحاظ مهاجرت اتباع به کشورهای دیگر در ردیف پنج کشور آخر جدول نشان می‌داد (نزدیک به صفر).

۲. این بررسی ده سال بعد در سال ۱۳۵۴ نیز مجددا انتشار یافت که تغییری در رتبه ایران نشان نمی‌داد و مهاجرت ایرانیان نزدیک به صفر بوده است.

۳. از این آمار‌ها چنین برمی آید که ایرانیان تمایلی به مهاجرت به کشورهای دیگر نداشتند.

۴. اما این ارقام به شکل ناباورانه‌ای تغییر کرده است. ایران دیگر در رتبه انتهای جدول نیست و برعکس به صدر جدول رسیده است. ایرانیان سومین مردمان در جهان هستند که به دنبال مهاجرت هستند.

۵. در بین اتباع کشورهای مختلف، ایرانی‌ها بیشتر متقاضی برای مهاجرت به استرالیا را دارند که سالانه د‌ها نفر نیز جان خود را در این راه از دست می‌دهند.

۶. شمار جمعیت ایران ۲ برابر شده، اما میزان مهاجران ایرانی به عدد نزدیک به ۷ میلیون نفر یعنی ۱۴۰ برابر رسیده است.

۷. در این بین حجم خروج نخبگان از کشور نیز قابل تامل است. طبق آمار صندوق بین‌المللی پول، ایران از نظر فرار مغز‌ها در بین ۹۱ کشور جهان مقام اول را از آن خود کرده ‌است.

۸. سالانه تا ۱۸۰ هزار نفر با تحصیلات عالیه از ایران مهاجرت می‌کنند.

۹. بنیاد ملی نخبگان ایران اعلام کرد، ۳۰۸ نفر از دارندگان مدال المپیاد و ۳۵۰ نفر از برترین‌های آزمون سراسری از سال ۸۲ تا ۸۶ به خارج مهاجرت کرده‌اند.

۱۰. همچنین هفته نامه سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی نوشت است، ۹۰ نفر از ۱۲۵ دانش آموزی که در سه سال گذشته در المپیادهای جهانی رتبه کسب کرده‌اند، هم اکنون در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل می‌کنند.

۱۱. طبق آمار صندوق بین‌المللی پول هم اکنون بیش از ۲۵۰ هزار مهندس و پزشک ایرانی در آمریکا هستند. طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ۸۷ روزانه ۱۵ کار‌شناس ارشد، ۴ دکترا و سالانه ۵۴۷۵ نفر لیسانس از کشور مهاجرت کردند.

۱۲. در سال ۱۳۹۱ حدود ۱۵۰ هزار دانشجو تقاضای خروج از کشور را کرده‌اند که بیشترشان دانشجوی دوره دکترا بودند. همچنین ۶۴ درصد دانش‌آموزان ایرانی مدال‌آور المپیاد طی ۱۴ سال گذشته از ایران مهاجرت کرده‌اند.

۱۳. حمید گورایی رئیس پژوهشکده رویان جهاد دانشگاهی نیز هشدار داد که دانشمندان رشته سلول‌های بنیادین ایران هر روز بیشتر از گذشته جذب دیگر نقاط جهان می‌شوند.

۱۴. عباس میلانی مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا می‌گوید، فرار مغز‌ها در چند سال اخیر ۳۰۰ برابر جنگ ایران و عراق به اقتصاد ایران صدمه زده است./ژئوپلیتیک ایرانی

@flith
خوزستان در نگاه تاریخ

هیچ استانی به اندازه خوزستان ثروت طبیعی ندارد. در هیچ استانی به اندازه خوزستان در طول یکصدسال اخیر سرمایه‌گذاری صنعتی انجام نشده است.

هیچ استانی از نظر تولید سالانه کشاورزی، قابل مقایسه و رقابت باخوزستان نیست و در هیچ استانی، مزایایی که منطقه آزاد اروند برای شهروندان خوزستانی فراهم کرده، فراهم نشده.

خوزستان پنج تالاب: هورالعظیم، شادگان، شیمبار، میانگران و بامدژ دارد که هر کدام می‌تواند چون یک صندوق ارزی پایدار برای کشور پول بیافریند؛ همچنین خوزستان بیش از یک هزار سایت تاریخی ارزشمند دارد که هر کدام می‌تواند یک مقصد گردشگری بی‌رقیب برای دوستداران فرهنگ، تاریخ و میراث طبیعی در ایران و جهان باشد؛ دومیلیون نفر نخل در خوزستان و حضور نزدیک به پانصد نوع پرنده برای رونق اقتصادی و گردشگری یک کشور کافی باشد

این شیوه مدیریت ایجاد بحران!! به زودی تمام استانهای کشور ازشمال تا جنوب را فرا خواهد گرفت.

کسانی که منافع سود های میلیاردی را بر اکوسیستم طبیعی ترجیح می دهند به زودی کشور را نابود خواهند کرد.

سکوت رسانه ملی و دستگاه قضایی مهر تایید بر این چپاول می زند.

@flith
☘☘☘
صفایی فراهانی در مصاحبه با دهباشی می‌گفت

قبل ازانقلاب معترض بودیم چرا در #خوزستان در طرح‌های بزرگ کشاورزی مثلاً مارچوبه می‌کارند که در سبد غذایی ایرانی‌ها جایی ندارد و صادر می‌شود و چرا نمی‌گذارید گندم بکارند تا گندم وارد نکنیم! می‌گفت بعداً فهمیدیم مصرف آب مارچوبه کمتر از گندم است و قیمت جهانی آن بیشتر از گندم.

یعنی با این برنامه دو بار صرفه‌جویی می‌کرده‌اند: با کاشت مارچوبه، در واحد سطح، کمتر از کاشت گندم آب مصرف می‌شده و با صدورِ آن ارزی به دست می‌آمده که با آن می‌شده بیشتر از گندمِ کاشته‌شده در واحد سطح گندم هست

من در سال‌های ۵۳-۵۴ در خوزستان کار می‌کردم. آن موقع سد دز به بهره‌برداری رسیده بود و حدود ۳۰۰ هزار هکتار از اراضی زیر سد را با کانال‌های آبیاری تحت پوشش قرار داده بودند.. یکی از این کشت‌وصنعت‌ها، مارچوبه کاشته بودند. یک شب با مهندسان آن‌جا صحبت می-کردم. گفتم : شما خیانت می‌کنید

مردم ما مارچوبه نیاز ندارند. پاسخ داد که مارچوبه را تنی ۵۰۰۰ دلار صادر می‌کنم. آن موقع گندم تنی ۱۵۰ دلار بود. می‌گفت یک تن مارچوبه صادر کنیم و می‌توانیم بیش از ۳۰ تن گندم وارد کنیم. این می‌شد خودکفایی، نه این که بخواهیم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را در کشور تولید کنیم.

@flith
☘☘☘
دولت سایه، سقوط حکومت صفویه
رضا احمدی

یکی از عوامل مهم سقوط حکومت 250 ساله صفویه دولت در سایه‌ای بود که در حاشیه دربار شکل گرفت. دولت سایه با مشارکت حرم سرا، خواجه‌گان و مشاوران شاه، به‌نام حراست از سلطنت فخیمه صفویه شکل گرفت تا منافع خود را حفظ نمایند. صدراعظم‌ها معمولاً از طبقه رعیت بودند که نوعی حاکمیت دوگانه شکل می‌گرفت. پس از اصلاحات شاه عباس، اتکای دولت به قزلباش و صوفیان محدودتر و به عالمان دینی نزدیکتر شدند، پس از این دوره ضعف سلطنت صفوی نیز آشکار شد.

دولت سایه همه امور کشور را زیر نظر داشتند آنان هر فعالیتی که تامین‌کننده منافع آنها نبود با نفوذی که تحت عنوان دربار شاه داشتند را متوقف می‌کردند. از منصب وزارت جز اسمی باقی نمانده بود. گرچه صاحب منصبانی چون ساور تقی، لطفعی خان داغستانی و ...در قدرت بودند؛ ولی قدرت اصلی جای دیگر بود. با فشارهای دولت سایه در عصر سلیمان شاه و سلطان حسین کشور هر چه بیشتر از صاحب منصبان توانا و قدرتمند خالی شد و به‌دست متملقان بی‌اراده سپرده شد.

در همین دوره قدرت ملاباشی‌ها افزون شد و تیر خلاص بر پیکر ایران زده شد. آنها همسو با دولت سایه، سیاست‌های مذهبی خاصی خلاف منافع ملی را دنبال کردند. اعمال محدویت علیه اقلیت‌های مذهبی، مسیحی، یهودی، زردتشیان، اهل سنت، فیلسوفان و صوفیان و همچنین مجتهدان به اجرا گذاشته شد. آنها اعلام کردند در روزهای بارانی و برفی اهل کتاب حق خروج از خانه ندارند، چون زمین را نجس می‌کنند. بازار ظواهر مذهبی داغ و در مقابل هر روز حکومت از محتوا خالی‌تر می‌شد.

با روی کار آمدن شاه سلطان حسین که به شیخ حسین شهرت داشت، قدرت دولت سایه بیشتر گردید. افزایش نفوذ ملاباشی بر سلطان حسین عواقب ناگواری به بار آورد. تعقیب و آزار بازرگانان ارمنی و هندو اقتصاد کشور را متلاشی کرد. با این فشارها زردتشیان را نیز وادار به ترک ایران کردند. خانقاها تخریت و به آتش کشیده شد. فشار بر اهل سنت به‌گونه ای شد که آنها را به قومی بیگانه تبدیل کرد و سراسر مرزهای امپراتوری که از اهل سنت بودند. جدایی طلبی فزونی یافت.. افغان‌ها ، ایرانی‌های شرقی از اهل سنت بودند، که از فشارهای والیان دربار و دولت سایه به ستوه آمده بودند و جهت تظلم‌خواهی به اصفهان آمدند.که نتیجه‌ای در بر نداشت و مجبور به قیام علیه دولت صفوی شدند
با تصمیم دولت سایه دو تن از صاحب منسبان توانمند که همراهی با آنها نداشتند. از میان برداشته شدند.

لطفعلیخان داغستانی صدر اعظم سلطان حسین که سعی داشت بحران‌های دولت سلطان حسین را مدیریت کند با توطئه دولت سایه و ملاباشی، حکیم باشی و قورچی باشی (سردار قزلباش) به اتهام توطئه علیه سلطنت و رابط با دشمن او را کور کردند و از میان برداشته شد و دولت را قبضه کردند؛ اگرچه پس از مدتی دادگاهی با حضور شاه تشکیل و تبرئه شد.

فتحعلیخان داغستانی، فرمانده سپاه جنوب که به دولت سایه اعتنایی نداشت قربانی بعدی بود. او حمله اول محمود افغان را در هم شکست، او را به اتهام توطئه علیه سلطنت به بدترین وجه خلع و سپاه نیرومند او منحل شد. محمود افغان پس از اطلاع از سرنوشت فتحعلیخان عزم خود را برای فتح اصفهان جزم کرد و بدون هیچ مانعی خود را به اصفهان رساند و حکومت صفوی را از میان برداشت.

@flith
Audio
www.IRHits3.com
تفنگت را زمین بگذار. 🌹👆🌹
استاد شجریان
اهنگساز مجید درخشانی
شاعر فریدون مشیری

@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای جنجالی یک روحانی درمورد خوزستان

@flith
☘☘☘
طنز تلخ;

نظام تدریجی...

می‌گویند اگر قورباغه ای را در ظرفی پر از آب جوش بیندازید قورباغه ضمن دادن چند فحش خوارمادر به شما با یک جست سریع از ظرف بیرون می‌پرد، اما اگر همان قورباغه ی بی ادب و وحشی را در ظرفی آب با دمای محیط قرار دهید و بعد کم کم و به تدریج درجه آب را زیاد کنید، قورباغه بدون اینکه احساس خطر کند یا عصبی شود همانطور آرام و متین در ظرف می‌ماند و وقتی به خودش می‌آید که کاملا پخته شده است!

در کشور ما نیز اکنون "تدریجی بودن" هم مثل "جمهوری بودن" و "اسلامی بودن" بخشی از ماهیت نظام شده است به شکلی که برخی صاحبنظران هشدار داده اند که عنوان "جمهوری اسلامی" دارد بصورت تدریجی به "نظام اسلامی" تغییر داده میشود!

دکترین تدریجی در تمام عرصه ها و شاخه ها و زیرشاخه ها فعال است;

همین مذاکرات هسته ای را ببینید، ده سال به شکل کاملا اسلوموشن و قدم به قدم مذاکره کردند تا برجام به امضای طرفین رسید، اما هنوز مهر و امضای طرفین خشک نشده بود که با روی کار آمدن ترامپ، برجام به کما رفت و آمریکا و اسرائیل مانع از آن شدند که آبی خوش از گلوی ملت ما پایین برود و برجام اجرایی شود

اما با رفتن ترامپ حالا جهت احیای مجدد برجام مذاکرات بعدی شروع شده که این سند امیدبخش را ان شاء الله احیا کنند و شواهد و قرائن از مذاکرات وین نشان می‌دهد تا ده سال آینده به این مهم نائل خواهیم شد!

ما مردم هم در چنین فضایی و با این سیاستگذاریها ناخواگاه تحت تاثیر قرار گرفته و«تدریجی محور» شده ایم، یعنی هم تدریجی گذران زندگی می‌کنیم و هم تدریجی بر اثر آلودگی هوا و دود و استرس و ویروس کرونا بیمار می‌شویم و تدریجی می‌میریم...

همانطور که در مسابقات فوتبال جام ملتهای اروپا یورو 2020 مشاهده فرمودید درحالیکه کشورهای اروپایی مدتهاست با ویروس منحوس کرونا خداحافظی کرده اند و بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی نیز مراحل آخر واکسیناسیون را پشت سر میگزرانند

در کشور ما اما به لطف دوستی و اعتماد به کشور بدعهد روسیه که ماههاست پول 60 میلیون دز واکسن کرونا را دریافت کرده اما تاکنون بصورت تدریجی تنها دو میلیون دز واکسن به ما واگذار کرده است، کماکان واکسیناسیون به شکل کاملا تدریجی و اسلوموشن ادامه خواهد داشت...
بطوریکه اگر با در نظر گرفتن آمار فوتی های روزانه از این بیماری و سرعت واکسیناسیون تناسب برقرار کنیم متوجه خواهیم شد که تقریبا زمانی که نیمی از جمعیت کشور بر اثر این بیماری فوت شوند، واکسیناسیون آن نیم دیگر به پایان خواهد رسید!

در بازار نیز قیمتها تدریجی زیاد می‌شود و سفره مردم تدریجی کوچک می‌شود;
دلار تدریجی شد بیست و پنج هزار تومان و گوشت تدریجی به صدو پنجاه هزار تومان رسید، سن فحشاء هم البته خیلی خزنده و آرام آرام رسید به سیزده – چهارده سال!
انقدر آرام که انگار نه انگار اتفاق خاصی افتاده است...

البته این تدریجی بودن خیلی جاها هم به کار ما آمده است; مثلا اگر در دهه شصت عکس یک خانم خوش پوش این روزهای خیابانهای شهر را نشان مردم می‌دادیم و می‌گفتیم حجاب سی سال دیگر به این وضعیت می‌رسد احتمالا کسی باور نمی‌کرد!

اما خب مردم به صورت تدریجی مانتوی گشاد رنگ تیره تا قوزک پا و مقنعه چونه دار و چادر را رساندند به پیرهن و شلوار استرچ و شال هایی که کلا یک کف دست از سطح مو را بیشتر نمی‌پوشاند.

من زنده شما هم زنده بیست یا سی سال دیگر اگر مینی ژوپ پوش ها خیابانهای شهرهای بزرگ ام القرای جهان اسلام را فتح نکردند هرچه می‌خواهید بیائید به من بگوئید.

در این برهه از تاریخ یک بچرخ تا بچرخیم تدریجی و خیلی اسلوموشن و آرام در کشورمان برقرار است و باید صبر ایوب و البته عمرنوح داشت و دید که سرانجام آن چه خواهد شد...

(الهام گرفته شده از مطلبی با همین عنوان در سایت طنز حلزون در سال 1396)

@flith
☘☘☘
"نبرد بی‌معنا..."
محمدجواد روح

این، پیچیده‌ترین نبرد آبی و قرمز بود. نه می‌توانستی آبی باشی، نه قرمز. آبی و قرمز هیچ معنایی نداشت. رنگ‌های پرچم ایران بود که ازهم گسست.

ایران مقابل ایرانی قرار گرفت. آشکارترین وجهی از اینکه، ایران برای همه ایرانیان نیست. یا دست‌کم، همه ایرانیان خود را ذیل ایران رسمی موجود، تعریف نمی‌توانند کرد، ذیل آن زندگی نمی‌توانند کرد، ذیل آن آینده‌ای نمی‌توانند ساخت.

نبرد، نبرد آبی و قرمز نبود. جدال ناهید و کیمیا هم نبود. صحنه برهم خوردن پایه‌ای‌ترین تعاریف از ملیت و هویت و سیاست بود. و نیز، عدالت که شبانه‌روز ادعای آن را دارند. و مگر عدالت غیر از این است که هر چیز، جای خود باشد. پس چرا نبود؟ چرا تنها زن مدال‌آور تاریخ المپیک ایران، مقابل ایران ایستاد؟

البته، می‌توان انگشت‌های اتهام را متوجه او کرد. می‌توان مثل همیشه شخص را به‌جای ساختار، به‌جای روند، به‌جای ایدئولوژی در جایگاه مقصر و متهم نشاند. مثل هواپیماهایی که سقوط می‌کنند و خلبان متهم می‌شود؛ اتوبوس‌هایی که به دره می‌افتند و راننده مقصر می‌شود؛ و حتی کشوری که به بیراهه می‌رود و صرفا دولت و رئیس‌جمهور انگشت‌نما می‌شود. اینجا هم مقصر کیمیاست.

می‌توان او را ردصلاحیت کرد. می‌توان او را مجرم انگاشت. مستند هم بسیار است و همه، محکم. مگر او نبود که غیرت و تعصب و پرچم و کشور را قدر نشناخت و وقتی به جایی رسید و نام‌آور شد، همه را زیر پا گذاشت؟ مگر ما نبودیم که او را به همه‌جا رساندیم؟ نمک دادیم و نمکدان‌مان شکست؟ پلکان برایش چیدیم و به بالا که رسید، نردبان شکست؟ پس، چه صلاحیتی دارد برای ایرانی ماندن؟ برای زیر پرچم ما بودن؟ برای یکی از ما بودن؟

این ادعایی است که پیشاپیش مشخص است مبنای گفتمان رسمی خواهد بود برای تبرئه خویشتن و ایران را علیه ایرانی برانگیختن.

اما ایرانی که برای همه ایرانیان نباشد، حتی اگر حق هم بگوید، حتی اگر ادعاهایش مستند باشد، سخن‌اش دیگر بر دل نمی‌نشیند. دیگر قدرت توجیه ندارد. لال است، الکن است. حرف‌اش نه کیمیاها را بازمی‌گرداند و نه حتی، ناهیدها را نگه می‌دارد. نه آبی‌ها را ذیل پرچم می‌آورد و نه قرمزها را.

دیری است که گوش‌ها بر سخن‌ها بسته است. و البته، کدام سخن؟ مگر سخن بی‌معنا، سخن است؟ معنا که در کار نباشد، سخنی در کار نیست. همه صرفا شعار است و ادعا.

چنین است که به‌تدریج همه‌چیز بی‌معنا می‌شود و شد. حتی معنادارترین‌ها؛ حتی پیراهن ملی، حتی پرچم، حتی جدال آبی و قرمز، حتی نفس نبرد.

#المپیک_توکیو
#کیمیا_علیزاده
#ناهید_کیانی
#ایران_برای_همه_ایرانیان
#ملیت
#هویت
#مهاجرت
#تکواندو

@flith