☘☘☘
تلنگر
در شاهنامه فردوسی روایت عجیبی وجود دارد...
وقتی زال میخواست از سیمرغ خداحافظی کند، سیمرغ سه پَر از پَرهای خود را به زال میدهد و میگوید هر وقت در تنگنا قرار گرفتی پرها را به آتش بکش تا من به یاریات بشتابم.
سالها میگذرد...
رودابه همسرِ زال،
رستم را آبستن میشود و ناتوان از وضعحمل در بستر مرگ می افتد...
زال هراسان اولین پر سیمرغ را به آتش می کشد...
سیمرغ به یاری همسر و فرزندش میآید و از مرگ میرهاندشان...
زال در اواخر عمر و قبل از مرگش دو پر دیگر را به رستم می دهد تا در تنگنا آنها را به آتش بکشد...
سالها می گذرد و رستم در جنگ با پهلوانی به نام اسفندیار، دچار زخمهای فراوان میشود و مستاصل از شکست، پر دوم را به آتش میکشد...
سیمرغ آشکار می گردد و رستم را درمان می کند و راز شکست اسفندیار را برملا مینماید.
رستم پیروز می شود...
اما راز سر به مُهری که فردوسی قرنهاست آن را پنهان کرده، اینجاست...!
فردوسی تکلیف پر سوم را مشخص نکرد!
در هیچ جای شاهنامه نشان و خبری از پر سوم نیست!
سرنوشت پر سوم در پرده معماست!!؟؟
حتی هنگامی که رستم در هفتخوان در نبرد دیو سیاه و سپید گرفتار می گردد و یا در رزم اول از سهراب شکست می خورد، پر سوم را به آتش نمیکشد.
یا هنگامی که در چاه شغاد نابرادر به تیرهای زهرگون گرفتار میآید، کشته میشود، ولی پر سوم را به آتش نمیکشد!!
چه چیز با ارزش تر از جانش که مرگ را میپذیرد ولی پر سوم را نگاه می دارد؟
چرا؟!
رستم پر سوم را به چه کسی سپردهاست؟!
پر سوم باید به دست چه کسی برسد؟
و در چه زمانی به آتش کشیدهشود؟
ادبیات اساطیری ایران شعلهگاهِ کنایهها و نشانههای ژرف و رازآلودی ست...
اشاراتی که خاستگاهش،
همان تجسمِ آمال و آرزوهای ساکنان فلات ایران میباشد.
فردوسی با هوشِ تاریخی و جامعهشناسش، پیشبینی روزهای تیرگون میهنش را نموده بود.
او نیک میدانست گردش گردون بر ایرانیان روزهای همدیسِ حاکمیتِ ضحاک را بازمیآورد؛
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
نهان گشت آیین فرزانگان
پراگنده شد نام دیوانگان
هنر خوار شد، جادویی، ارجمند
نهان راستی، آشکارا، گزند
ندانست جز کژی آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن
فردوسی در تعبیری عاشقانه و رازآلود، صبح امیدِ رهاییبخش از تیرهبختی ایرانیان در هر دورهای از این تاریخ را درصدفی مکتوم قرار داده است...
باور این که هنوز راهی بر سعادتمندی ایرانیان وجود دارد.
تاریخ گواه این مدعاست.
ایران خانهی سیمرغ است و ما نوادگان رستم و زالیم...
سومین پر سیمرغ را به آتش خواهیم کشید تا سیمرغ خِرد و شادی و سعادتمندی از پس این ظلام وحشت و تیرهروزی بر فلات ایران لبخند بزند...
ما وارثان پر سوم سیمرغیم
هوشنگ ابتهاج
تهیه و تنظیم:
دوشنبه ۲۱ مهرماه ۱۳۹۹
یزد، مسعود فریور
@flith
تلنگر
در شاهنامه فردوسی روایت عجیبی وجود دارد...
وقتی زال میخواست از سیمرغ خداحافظی کند، سیمرغ سه پَر از پَرهای خود را به زال میدهد و میگوید هر وقت در تنگنا قرار گرفتی پرها را به آتش بکش تا من به یاریات بشتابم.
سالها میگذرد...
رودابه همسرِ زال،
رستم را آبستن میشود و ناتوان از وضعحمل در بستر مرگ می افتد...
زال هراسان اولین پر سیمرغ را به آتش می کشد...
سیمرغ به یاری همسر و فرزندش میآید و از مرگ میرهاندشان...
زال در اواخر عمر و قبل از مرگش دو پر دیگر را به رستم می دهد تا در تنگنا آنها را به آتش بکشد...
سالها می گذرد و رستم در جنگ با پهلوانی به نام اسفندیار، دچار زخمهای فراوان میشود و مستاصل از شکست، پر دوم را به آتش میکشد...
سیمرغ آشکار می گردد و رستم را درمان می کند و راز شکست اسفندیار را برملا مینماید.
رستم پیروز می شود...
اما راز سر به مُهری که فردوسی قرنهاست آن را پنهان کرده، اینجاست...!
فردوسی تکلیف پر سوم را مشخص نکرد!
در هیچ جای شاهنامه نشان و خبری از پر سوم نیست!
سرنوشت پر سوم در پرده معماست!!؟؟
حتی هنگامی که رستم در هفتخوان در نبرد دیو سیاه و سپید گرفتار می گردد و یا در رزم اول از سهراب شکست می خورد، پر سوم را به آتش نمیکشد.
یا هنگامی که در چاه شغاد نابرادر به تیرهای زهرگون گرفتار میآید، کشته میشود، ولی پر سوم را به آتش نمیکشد!!
چه چیز با ارزش تر از جانش که مرگ را میپذیرد ولی پر سوم را نگاه می دارد؟
چرا؟!
رستم پر سوم را به چه کسی سپردهاست؟!
پر سوم باید به دست چه کسی برسد؟
و در چه زمانی به آتش کشیدهشود؟
ادبیات اساطیری ایران شعلهگاهِ کنایهها و نشانههای ژرف و رازآلودی ست...
اشاراتی که خاستگاهش،
همان تجسمِ آمال و آرزوهای ساکنان فلات ایران میباشد.
فردوسی با هوشِ تاریخی و جامعهشناسش، پیشبینی روزهای تیرگون میهنش را نموده بود.
او نیک میدانست گردش گردون بر ایرانیان روزهای همدیسِ حاکمیتِ ضحاک را بازمیآورد؛
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
نهان گشت آیین فرزانگان
پراگنده شد نام دیوانگان
هنر خوار شد، جادویی، ارجمند
نهان راستی، آشکارا، گزند
ندانست جز کژی آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن
فردوسی در تعبیری عاشقانه و رازآلود، صبح امیدِ رهاییبخش از تیرهبختی ایرانیان در هر دورهای از این تاریخ را درصدفی مکتوم قرار داده است...
باور این که هنوز راهی بر سعادتمندی ایرانیان وجود دارد.
تاریخ گواه این مدعاست.
ایران خانهی سیمرغ است و ما نوادگان رستم و زالیم...
سومین پر سیمرغ را به آتش خواهیم کشید تا سیمرغ خِرد و شادی و سعادتمندی از پس این ظلام وحشت و تیرهروزی بر فلات ایران لبخند بزند...
ما وارثان پر سوم سیمرغیم
هوشنگ ابتهاج
تهیه و تنظیم:
دوشنبه ۲۱ مهرماه ۱۳۹۹
یزد، مسعود فریور
@flith
👍1
Forwarded from Rat de biblio 📚🐁
تعطیلات تابستون تو راهه!
این دومین تعطیلات تابستونه که خیلی ذوقی براش نداریم! چون سال تحصیلی هم خیلی شکل و شمایل سال تحصیلی نداشته!
اما برای روزای بلند و گرم تابستون، تو شرایطی که به خاطر موج پنجم، ششم، هفتم و تا خدا می دونه چندم کرونا بهتره خونه بمونیم، اقلا کتاب خوب بخونیم!
برای رفع خستگی سال تحصیلی و دور کردن کسالت این روزها رمان "بارون درخت نشین" رو شدید اکید و بسیار بهتون توصیه میکنم.
یه داستان کاملا تخیلی که چنان با واقعیت و چه بسا حقیقت گره خورده، که شما رو به باور قصههای روزگار کودکی برمیگردونه.
این شاهکار ایتالو کالوینو رو با ترجمهی خوب مهدی سحابی، انتشارات نگاه منشر کرده.
طراحی جلد کتاب کاری از آیدین اغداشلو بود که امیدوارم انتشارات نگاه موقع تجدید چاپ عوضش کنه!(زندگی خصوصی هنرمند تا جایی به ما مربوط نیست که تو سرنوشت آدمای دیگه گند نزنه!)
این دومین تعطیلات تابستونه که خیلی ذوقی براش نداریم! چون سال تحصیلی هم خیلی شکل و شمایل سال تحصیلی نداشته!
اما برای روزای بلند و گرم تابستون، تو شرایطی که به خاطر موج پنجم، ششم، هفتم و تا خدا می دونه چندم کرونا بهتره خونه بمونیم، اقلا کتاب خوب بخونیم!
برای رفع خستگی سال تحصیلی و دور کردن کسالت این روزها رمان "بارون درخت نشین" رو شدید اکید و بسیار بهتون توصیه میکنم.
یه داستان کاملا تخیلی که چنان با واقعیت و چه بسا حقیقت گره خورده، که شما رو به باور قصههای روزگار کودکی برمیگردونه.
این شاهکار ایتالو کالوینو رو با ترجمهی خوب مهدی سحابی، انتشارات نگاه منشر کرده.
طراحی جلد کتاب کاری از آیدین اغداشلو بود که امیدوارم انتشارات نگاه موقع تجدید چاپ عوضش کنه!(زندگی خصوصی هنرمند تا جایی به ما مربوط نیست که تو سرنوشت آدمای دیگه گند نزنه!)
Forwarded from کتابفروشی روزنه
📕#خودآموز_دیکتاتورها
✍#رندال_وود
✍#کارمینه_دولوکا
مترجم:بیژن اشتری
نشر ثالث
این کتاب طنز ی در نقد رفتار دیکتاتورها است.
دوست دارید دیکتاتور شوید؟ چیزی دوست داشتنی تر از قدرتِ عنان گسیخته، با نام تجاری اقتصادی نامحدود و لذت سرکوب مخالفان سراغ دارید؟ چه صبحی خوشبوتر از روزی که همه دشمنانتان را خوار و ذلیل و زمین گیر کرده است یا کشته اید و ثروت کشور در اختیار شماست؟
چه هدفی ارضاکننده از این که شما فقط رشته پیوند دولت هستید ، اقتصاد و جامعه در کشور شما هستید و همه چیز زیر نظر شما است ، و تا با میل مبارکتان هیچ کاری انجام نمی شود؟ و....
این کتاب به بررسی تمام دیکتاتورهای مشهور جهان می پردازد کتاب 13 فصل دارد و در هر فصل به یکی از موضوعاتی که باعث شکل گرفتن ، قدرت گرفتن یک دیکتاتور می شود صحبت می کند. . بر اساس تعریف این کتاب ، دیکتاتور کسی است که از طریق فرایندهای دمکراتیک یعنی رای گیری چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم، قدرت را در دست می گیرد. پس با این حساب در این کتاب هم هوگو چاوز دیکتاتور است و هم هیتلر.
این کتاب را به تمام علاقه مندان به علوم سیاسی و طنز میتوان پیشنهاد کرد. اما فراموش نکنید که هدف نویسندگان از نوشتن این کتاب مذمت و نقد دیکتاتوری است ، نه ارائه دستورالعمل های پزشکی برای دیکتاتور شدن.
بخشی از کتاب :
فرانسوا دووالیه رئیس جمهور هائیتی همه تلاش ها را دارند تا خود را در قالب یک ساحر وودو ، یک خدا ، «تجار ملت هائیتی ، یک عیسی مسیح وودویی» به مردم کشور نشان دهد. او در سال 1963 اعلام کرد: «من پرچم هائیتی هستم. هر کس با من دشمن است ، دشمن سرزمین پدری است. »
نمونه بالا نشان میدهدکه دمیدن یک احساس معنوی یا عرفانی به کیش شخصیت شما کمک می کند تا از احساسات پاک مذهبی مردم کشورت ، نهایت سوءاستفاده را بکنی. پس سعی کن خود را یک آدم مؤمن و خداترس جلوه دهی. این تاکتیک سود فراوانی دارد: نخست باعث افزایش محبوبیت، نزول اکثریت دین داران جامعه می شود و کیش شخصیت شما را تقویت می کند ، سپس دولت را مستحکم می کند و اداره مملکت را راحت تر می کند. بهترین حالت این است که رژیم و دین مردم چنان درهم بیامیزند که هر یک از این دو معادل دیگر تلقی شود.
برای نمونه عیدی امین در اوگاندا به تبلیغ مذهب رو آورد که باعث افزایش محبوبیت شد. عیدی امین پیش از قدرت ، آدمی غیرمذهبی بود ، اما به محض این که بر صندلی قدرت نشست ، شروع کرد به نماز خواندن در جمع ، تعریف و تمجید از پیامبر اسلام ، نقل آیات قرآن ، بازدید از مسجد ، و کمک مالی به گروه های اسلامی، عیدی امین بنابراین در این کار موفق بود که خودش را مانند پیامبری کلاشنیکف به دست بنمایاند. او مدعی شد که خداوند شبها به خوابش می آورد و به او چه درمانی می کند که باید پیش بکشد. خیلی از اوگاندایی ها با روی خوش این حرف ها و ژست ها را پذیرفتن ، که خداوند عیدی امین را برای هدایت کشورشان فرستاده است.
کتاب با زبانی طنز راههای دیکتاتور شدن و دیکتاتور ماندن را یاد خواننده میدهد. نویسندگانش برای رسیدن به این هدف لیست بلندبالایی از دیکتاتورها را قطار کرده و رفتارهایشان را در چند بخش تقسیم کردهاند. برخورد خواننده با خودآموز دیکتاتورها به نگاه و رویکردش از خواندن وابسته است: یکی برای سرگرمی میخواند، یکی برای دانستن اطلاعاتی مفید درباره آدمهایی که میزدند، میکشتند و مثل دیکتاتور اوگاندا کشتهها را میخوردند، یکی برای شناخت سازوکارهای حکمرانی دیکتاتورمابانه و بعضیها هم برای رونق کسب و کار و روابطشان با دیگران.
برای شناخت آدمهای دسته چهارم ، آنهایی که از رهنمودهای خودآموز دیکتاتورها برای منافع شخصیشان استفاده میکنند – خواندن آن مفید می باشد تا آنجا که شناخت بهتری از خودمان هم داشته باشیم
بیژن اشتری: این کتاب جز یکی دو صفحه جرح و تعدیل چندانی نداشته و خواننده میتواند با خیال راحت متنی منطبق بر اصل کتاب را بخواند. اگر چه متن اصلی کتاب تصاویر و کارتونهای بامزهای هم دارد که متن شیرین نویسندگان را تکمیل میکند. اما در ترجمه فارسی به هر دلیل تصاویر وجود ندارند. این کتاب سال ۲۰۱۲ نوشته شده و نشر ثالث سال ۹۸ آن را روانه بازار ایران کرده است و تا این لحظه، علی رغم شایعههای فراوان ممنوعیت، در کتابفروشیها پیدا میشود و فعلاً خوب میفروشد.
✍#رندال_وود
✍#کارمینه_دولوکا
مترجم:بیژن اشتری
نشر ثالث
این کتاب طنز ی در نقد رفتار دیکتاتورها است.
دوست دارید دیکتاتور شوید؟ چیزی دوست داشتنی تر از قدرتِ عنان گسیخته، با نام تجاری اقتصادی نامحدود و لذت سرکوب مخالفان سراغ دارید؟ چه صبحی خوشبوتر از روزی که همه دشمنانتان را خوار و ذلیل و زمین گیر کرده است یا کشته اید و ثروت کشور در اختیار شماست؟
چه هدفی ارضاکننده از این که شما فقط رشته پیوند دولت هستید ، اقتصاد و جامعه در کشور شما هستید و همه چیز زیر نظر شما است ، و تا با میل مبارکتان هیچ کاری انجام نمی شود؟ و....
این کتاب به بررسی تمام دیکتاتورهای مشهور جهان می پردازد کتاب 13 فصل دارد و در هر فصل به یکی از موضوعاتی که باعث شکل گرفتن ، قدرت گرفتن یک دیکتاتور می شود صحبت می کند. . بر اساس تعریف این کتاب ، دیکتاتور کسی است که از طریق فرایندهای دمکراتیک یعنی رای گیری چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم، قدرت را در دست می گیرد. پس با این حساب در این کتاب هم هوگو چاوز دیکتاتور است و هم هیتلر.
این کتاب را به تمام علاقه مندان به علوم سیاسی و طنز میتوان پیشنهاد کرد. اما فراموش نکنید که هدف نویسندگان از نوشتن این کتاب مذمت و نقد دیکتاتوری است ، نه ارائه دستورالعمل های پزشکی برای دیکتاتور شدن.
بخشی از کتاب :
فرانسوا دووالیه رئیس جمهور هائیتی همه تلاش ها را دارند تا خود را در قالب یک ساحر وودو ، یک خدا ، «تجار ملت هائیتی ، یک عیسی مسیح وودویی» به مردم کشور نشان دهد. او در سال 1963 اعلام کرد: «من پرچم هائیتی هستم. هر کس با من دشمن است ، دشمن سرزمین پدری است. »
نمونه بالا نشان میدهدکه دمیدن یک احساس معنوی یا عرفانی به کیش شخصیت شما کمک می کند تا از احساسات پاک مذهبی مردم کشورت ، نهایت سوءاستفاده را بکنی. پس سعی کن خود را یک آدم مؤمن و خداترس جلوه دهی. این تاکتیک سود فراوانی دارد: نخست باعث افزایش محبوبیت، نزول اکثریت دین داران جامعه می شود و کیش شخصیت شما را تقویت می کند ، سپس دولت را مستحکم می کند و اداره مملکت را راحت تر می کند. بهترین حالت این است که رژیم و دین مردم چنان درهم بیامیزند که هر یک از این دو معادل دیگر تلقی شود.
برای نمونه عیدی امین در اوگاندا به تبلیغ مذهب رو آورد که باعث افزایش محبوبیت شد. عیدی امین پیش از قدرت ، آدمی غیرمذهبی بود ، اما به محض این که بر صندلی قدرت نشست ، شروع کرد به نماز خواندن در جمع ، تعریف و تمجید از پیامبر اسلام ، نقل آیات قرآن ، بازدید از مسجد ، و کمک مالی به گروه های اسلامی، عیدی امین بنابراین در این کار موفق بود که خودش را مانند پیامبری کلاشنیکف به دست بنمایاند. او مدعی شد که خداوند شبها به خوابش می آورد و به او چه درمانی می کند که باید پیش بکشد. خیلی از اوگاندایی ها با روی خوش این حرف ها و ژست ها را پذیرفتن ، که خداوند عیدی امین را برای هدایت کشورشان فرستاده است.
کتاب با زبانی طنز راههای دیکتاتور شدن و دیکتاتور ماندن را یاد خواننده میدهد. نویسندگانش برای رسیدن به این هدف لیست بلندبالایی از دیکتاتورها را قطار کرده و رفتارهایشان را در چند بخش تقسیم کردهاند. برخورد خواننده با خودآموز دیکتاتورها به نگاه و رویکردش از خواندن وابسته است: یکی برای سرگرمی میخواند، یکی برای دانستن اطلاعاتی مفید درباره آدمهایی که میزدند، میکشتند و مثل دیکتاتور اوگاندا کشتهها را میخوردند، یکی برای شناخت سازوکارهای حکمرانی دیکتاتورمابانه و بعضیها هم برای رونق کسب و کار و روابطشان با دیگران.
برای شناخت آدمهای دسته چهارم ، آنهایی که از رهنمودهای خودآموز دیکتاتورها برای منافع شخصیشان استفاده میکنند – خواندن آن مفید می باشد تا آنجا که شناخت بهتری از خودمان هم داشته باشیم
بیژن اشتری: این کتاب جز یکی دو صفحه جرح و تعدیل چندانی نداشته و خواننده میتواند با خیال راحت متنی منطبق بر اصل کتاب را بخواند. اگر چه متن اصلی کتاب تصاویر و کارتونهای بامزهای هم دارد که متن شیرین نویسندگان را تکمیل میکند. اما در ترجمه فارسی به هر دلیل تصاویر وجود ندارند. این کتاب سال ۲۰۱۲ نوشته شده و نشر ثالث سال ۹۸ آن را روانه بازار ایران کرده است و تا این لحظه، علی رغم شایعههای فراوان ممنوعیت، در کتابفروشیها پیدا میشود و فعلاً خوب میفروشد.
☘☘☘
در هم آمیختگی ترس از مرگ و احساس گناه را در اساطیر باستان نیز می توان یافت.در بهشت،آدم و حوا نامیرا بودند.خداوند آن ها را به مردن محکوم کرد،زیرا آدم ابوالبشر،انسان،از فرمان پدر الهی سرپیچی کرده بود. این احساس که مرگ مجازاتی است تحمیل شده بر زنان و مردان از سوی نوعی سیمای پدر یا مادر،یا این احساس که آنها پس از مرگ به خاطر گناهانشان به دست پدر اعظم مجازات خواهند شد،برای زمانی دراز سهم چشم گیری در ترس بشری از مرگ داشته است. بی شک اگر می شد این قسم خیال پردازی های سرکوب شده راجع به گناه را کاهش داد یا به کلی از بین برد،می توانستیم مردن را برای گروهی از آدمیان آسان تر کنیم.
نویسنده #نوربرت_الیاس
ترجمه: #امید_مهرگان و #صالح_نجفی
کتاب: #تنهایی_دم_مرگ
نشر: #گام_نو
@flith
در هم آمیختگی ترس از مرگ و احساس گناه را در اساطیر باستان نیز می توان یافت.در بهشت،آدم و حوا نامیرا بودند.خداوند آن ها را به مردن محکوم کرد،زیرا آدم ابوالبشر،انسان،از فرمان پدر الهی سرپیچی کرده بود. این احساس که مرگ مجازاتی است تحمیل شده بر زنان و مردان از سوی نوعی سیمای پدر یا مادر،یا این احساس که آنها پس از مرگ به خاطر گناهانشان به دست پدر اعظم مجازات خواهند شد،برای زمانی دراز سهم چشم گیری در ترس بشری از مرگ داشته است. بی شک اگر می شد این قسم خیال پردازی های سرکوب شده راجع به گناه را کاهش داد یا به کلی از بین برد،می توانستیم مردن را برای گروهی از آدمیان آسان تر کنیم.
نویسنده #نوربرت_الیاس
ترجمه: #امید_مهرگان و #صالح_نجفی
کتاب: #تنهایی_دم_مرگ
نشر: #گام_نو
@flith
☘☘☘
بگذارید
تمامِ تلاشهایتان در راستای رسیدن به چیزی باشد.
این را در اعماق ذهنتان داشته باشید.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
بر اساس نگرش استخدام کن،
برای کسب مهارت آموزش بده.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
از قرار گرفتن در موقعیت هایی که در آن مجبور به ایجاد تغییر در سایرین هستید بپرهیزید.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
نگرش ها را نمیتوان در یک بازه زمانی معقول عوض کرد، مخصوصا با فشار های بیرونی که هرگز.
امّا
مهارت ها را می توان افزایش داد .
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
واقعیت آن است که ما تقریبا همان قدر در آینده تغییر خواهیم کرد که در گذشته کرده ایم.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
چیزی که اهمیت دارد این است که بدانید به کجا می روید، نه اینکه خیلی سریع به همان جای قدیمی برگردید.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
بدون اهداف شخصی از زندگی خوب خبری نخواهد بود.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
گاهی وقت ها مسیر رسیدن به
یک زندگی خوب
به معنای انتخاب اهداف قابل دستیابی و تعدیل کردن سطح توقعات است.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
@flith
بگذارید
تمامِ تلاشهایتان در راستای رسیدن به چیزی باشد.
این را در اعماق ذهنتان داشته باشید.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
بر اساس نگرش استخدام کن،
برای کسب مهارت آموزش بده.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
از قرار گرفتن در موقعیت هایی که در آن مجبور به ایجاد تغییر در سایرین هستید بپرهیزید.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
نگرش ها را نمیتوان در یک بازه زمانی معقول عوض کرد، مخصوصا با فشار های بیرونی که هرگز.
امّا
مهارت ها را می توان افزایش داد .
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
واقعیت آن است که ما تقریبا همان قدر در آینده تغییر خواهیم کرد که در گذشته کرده ایم.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
چیزی که اهمیت دارد این است که بدانید به کجا می روید، نه اینکه خیلی سریع به همان جای قدیمی برگردید.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
بدون اهداف شخصی از زندگی خوب خبری نخواهد بود.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
گاهی وقت ها مسیر رسیدن به
یک زندگی خوب
به معنای انتخاب اهداف قابل دستیابی و تعدیل کردن سطح توقعات است.
#رولف_دوبلی
#هنر_خوب_زندگی_کردن
@flith
#بریده_کتاب
فرمود که هرکه محبوب است، خوب است، نه برعکس. لازم نیست که هرکه خوب باشد، محبوب باشد. خوبی جزو محبوبی است و محبوبی اصل است. چون محبوبی باشد، البته خوبی باشد. جزو چیزی از کُلش جدا نباشد و ملازم کُل باشد.
در زمان مجنون خوبان بودند از لیلی خوبتر، امّا محبوب مجنون نبودند. مجنون را میگفتند که: از لیلی خوبترانند؛ برتو بیاریم؟ او میگفت که آخر من لیلی را به صورت دوست نمیدارم و لیلی صورت نیست. لیلی به دست من همچون جامی است، من از آن شراب مینوشم. من عاشق شرابم و شما را نظر بر قدح است. از شراب آگاه نیستید.
✍🏽 #مولانا
📕 #فیه_ما_فیه
@flith
فرمود که هرکه محبوب است، خوب است، نه برعکس. لازم نیست که هرکه خوب باشد، محبوب باشد. خوبی جزو محبوبی است و محبوبی اصل است. چون محبوبی باشد، البته خوبی باشد. جزو چیزی از کُلش جدا نباشد و ملازم کُل باشد.
در زمان مجنون خوبان بودند از لیلی خوبتر، امّا محبوب مجنون نبودند. مجنون را میگفتند که: از لیلی خوبترانند؛ برتو بیاریم؟ او میگفت که آخر من لیلی را به صورت دوست نمیدارم و لیلی صورت نیست. لیلی به دست من همچون جامی است، من از آن شراب مینوشم. من عاشق شرابم و شما را نظر بر قدح است. از شراب آگاه نیستید.
✍🏽 #مولانا
📕 #فیه_ما_فیه
@flith
☘☘☘
نامه آیتالله امجد، استاد اخلاق حوزههای علمیه خطاب به رهبری:
شما نام این استخفاف مفتضح را انتخابات می گذارید؟!/ بر علماست که عمامه از سر بردارند.
شرکت در این نمایش (انتخابات)، مصداق شراکت در استخفاف مردم و ظلمپذیری است و روشن است که انجام چنین فعلی و هر فعل دیگری که تأیید باطل باشد، منع اخلاقی و شرعی دارد.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
جناب آقای خامنهای!
سخنان دیروز شما را شنیدم و به خدا پناه میبرم از استدراج، به خدا پناه میبرم از این همه بازیگری که به قول و فعل شما حاکم شده، به خدا پناه میبرم از این دیکتاتوری و استبدادِ رأیی که شما - آن هم در لباس روحانیت - به آن دچار شدهاید.
سخنان شما نشان داد که انسان - ولو با همه مزایا- میتواند در منظر عام، خلاف عقل و منطق سخن بگوید و نه از خلق پروا کند و نه از خالق.
شما نام این استخفاف مفتضح را انتخابات می گذارید؟! و بعد هم برای هرکسی که نخواهد در این نمایش شرکت کند، حکم ارتکاب گناه کبیره صادر میکنید ؟!
آیا اگر کسی نخواست به این استخفاف تن دهد معصیت کرده؟!
در حالی که گناه و بلکه ذنب لایغفر این است که شما با چماق و زور و تزویر همه بندگان خدا را عبد خود کردهاید و این جمهوری را به کلی از معنا تهی کردهاید و راه نفس کشیدن بر هر آزادهای بستهاید و جاهلان بیحیا را بر جان و مال و آبروی مردم مسلط کردهاید و دانایان را به کنج عزلت راندهاید و علما را مرعوب یا زر خرید کردهاید و در حالی که پیش چشم همگان، همهی جزیی و کلی امور- از خرید یک واکسن تا انتخاب وزیر و استیضاح و سؤال و تا حصر و حبس مظلومین - جملگی در ید اختیار شماست، باز جلوی دوربینها نقش بیگناهی را بازی میکنید که کناری نشسته و به جبران ظلمی تذکر میدهد؟!
گمان میکنید بر عاقلان پوشیده است که جز تطهیر چهره خودتان، غرض از این همه سخن آن بود که زمینه را برای مسدود کردن همین فضای مجازی هم فراهم کنید تا مبادا آگاهی مردم، مانعی ولو اندک برای استبداد رأی شما و جانشین شما باشد؟!
گمان میکنید مردم نمیفهمند و نیات شما و بازیگریهای شما امری پوشیده و پنهان است؟!
بسیار شگفت انگیز است که از حجاب اجباری دفاع میکنید و کار را هم به دست پلیس میدهید در حالی که میدانید چه جنایتها و فسادهایی در اثر این امر رخ میدهد.
آن وقت اگر کسی در اعتراض به این مظالم و مفاسد روسری از سر برداشت در حکومت شما به حبسهای طویلالمدت محکوم میشود!
عجیبتر آنکه این موضوع را به امام استناد میدهید در حالی که همه میدانند امام در پاسخ به سوال مسئولان، صرفا با لزوم حجاب در ادارات دولتی موافقت کرد و این شما بودید که مانند دوستان مؤتلفهایتان مسأله اصلی مملکت برایتان حجاب زنان بود و با سخنرانیتان عدهای به خیابان میریختند و زنان را مورد ضرب و شتم قرار میدادند و به کميته میبردند.
امام در همان وقت به آقای ناطق که وزیر کشور بود دستور داد ضاربان تعزیر شوند و اخبار تعزیر را از رسانهها اعلام کنند.
شما می دانید که این گونه سخن گفتن خوار کردن امام است و باز این کار را انجام میدهید، در حالی که در ظاهر از او تجلیل میکنید!
جناب آقای خامنهای!
زمانی انتظار داشتیم تواناییهای شما در راه بهبود معیشت و رفاه اين مردم به کار گرفته شود و اینک با کمال تأسف شاهديم که هر سخن و حرکت شما نتیجهای جز اینکه تنفر از خودتان و از اسلام و دین را نزد مردم بیشتر کند، نتیجهای ندارد.
۱۲ سال قبل در نامهای که به دست فرزندتان سپردم، برای شما نوشتم که من و شما باید به فکر آخرتمان باشیم و امروز هم میگویم از این فرصت اندک باقیمانده استفاده کنید و دست از استخفاف مردم و پایمال کردن حقوق ایشان بردارید. بترسید از ظلم به کسی که جز خدا کسی را ندارد و این مردم مظلوم و ستمدیده جز خدا کسی را ندارند.
و اما سخنی با دوستان، برادران و خواهرانم،
اینجانب هرگز در هیچ دورهای (چه زمانی که خود رأی دادهام و چه وقتی که رأی ندادهام) برای احدی تعیین تکلیف نکردهام و معتقدم که در امر سیاسی هر فردی خود، مجتهد است لکن اکنون از جهت بیان معیارها و ملاکها اظهار نظر را بر خود فرض مىدانم:
در وضعیت فعلی از آنجا که در مملکت یک رأی، بیشتر وجود ندارد و آن رأی آقای خامنهای است و این عین فرعونیت است و از آن جا که اینها همگان را برده میخواهند، شرکت در این نمایش، مصداق شراکت در استخفاف مردم و ظلم پذیری است و روشن است که انجام چنین فعلی و هر فعل دیگری که تأیید باطل باشد، منع اخلاقی و شرعی دارد.
امروز بر علماست که یا عمامه از سر بردارند و یا در مقابل این بدعتها و ظلمی که بر مردم میرود و پایمال شدن حقوق ایشان بایستند.
سلام خدا بر همه حقجویان و حقپرستان عالم باد.
خیرخواه شما
محمود امجد
@flith
نامه آیتالله امجد، استاد اخلاق حوزههای علمیه خطاب به رهبری:
شما نام این استخفاف مفتضح را انتخابات می گذارید؟!/ بر علماست که عمامه از سر بردارند.
شرکت در این نمایش (انتخابات)، مصداق شراکت در استخفاف مردم و ظلمپذیری است و روشن است که انجام چنین فعلی و هر فعل دیگری که تأیید باطل باشد، منع اخلاقی و شرعی دارد.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
جناب آقای خامنهای!
سخنان دیروز شما را شنیدم و به خدا پناه میبرم از استدراج، به خدا پناه میبرم از این همه بازیگری که به قول و فعل شما حاکم شده، به خدا پناه میبرم از این دیکتاتوری و استبدادِ رأیی که شما - آن هم در لباس روحانیت - به آن دچار شدهاید.
سخنان شما نشان داد که انسان - ولو با همه مزایا- میتواند در منظر عام، خلاف عقل و منطق سخن بگوید و نه از خلق پروا کند و نه از خالق.
شما نام این استخفاف مفتضح را انتخابات می گذارید؟! و بعد هم برای هرکسی که نخواهد در این نمایش شرکت کند، حکم ارتکاب گناه کبیره صادر میکنید ؟!
آیا اگر کسی نخواست به این استخفاف تن دهد معصیت کرده؟!
در حالی که گناه و بلکه ذنب لایغفر این است که شما با چماق و زور و تزویر همه بندگان خدا را عبد خود کردهاید و این جمهوری را به کلی از معنا تهی کردهاید و راه نفس کشیدن بر هر آزادهای بستهاید و جاهلان بیحیا را بر جان و مال و آبروی مردم مسلط کردهاید و دانایان را به کنج عزلت راندهاید و علما را مرعوب یا زر خرید کردهاید و در حالی که پیش چشم همگان، همهی جزیی و کلی امور- از خرید یک واکسن تا انتخاب وزیر و استیضاح و سؤال و تا حصر و حبس مظلومین - جملگی در ید اختیار شماست، باز جلوی دوربینها نقش بیگناهی را بازی میکنید که کناری نشسته و به جبران ظلمی تذکر میدهد؟!
گمان میکنید بر عاقلان پوشیده است که جز تطهیر چهره خودتان، غرض از این همه سخن آن بود که زمینه را برای مسدود کردن همین فضای مجازی هم فراهم کنید تا مبادا آگاهی مردم، مانعی ولو اندک برای استبداد رأی شما و جانشین شما باشد؟!
گمان میکنید مردم نمیفهمند و نیات شما و بازیگریهای شما امری پوشیده و پنهان است؟!
بسیار شگفت انگیز است که از حجاب اجباری دفاع میکنید و کار را هم به دست پلیس میدهید در حالی که میدانید چه جنایتها و فسادهایی در اثر این امر رخ میدهد.
آن وقت اگر کسی در اعتراض به این مظالم و مفاسد روسری از سر برداشت در حکومت شما به حبسهای طویلالمدت محکوم میشود!
عجیبتر آنکه این موضوع را به امام استناد میدهید در حالی که همه میدانند امام در پاسخ به سوال مسئولان، صرفا با لزوم حجاب در ادارات دولتی موافقت کرد و این شما بودید که مانند دوستان مؤتلفهایتان مسأله اصلی مملکت برایتان حجاب زنان بود و با سخنرانیتان عدهای به خیابان میریختند و زنان را مورد ضرب و شتم قرار میدادند و به کميته میبردند.
امام در همان وقت به آقای ناطق که وزیر کشور بود دستور داد ضاربان تعزیر شوند و اخبار تعزیر را از رسانهها اعلام کنند.
شما می دانید که این گونه سخن گفتن خوار کردن امام است و باز این کار را انجام میدهید، در حالی که در ظاهر از او تجلیل میکنید!
جناب آقای خامنهای!
زمانی انتظار داشتیم تواناییهای شما در راه بهبود معیشت و رفاه اين مردم به کار گرفته شود و اینک با کمال تأسف شاهديم که هر سخن و حرکت شما نتیجهای جز اینکه تنفر از خودتان و از اسلام و دین را نزد مردم بیشتر کند، نتیجهای ندارد.
۱۲ سال قبل در نامهای که به دست فرزندتان سپردم، برای شما نوشتم که من و شما باید به فکر آخرتمان باشیم و امروز هم میگویم از این فرصت اندک باقیمانده استفاده کنید و دست از استخفاف مردم و پایمال کردن حقوق ایشان بردارید. بترسید از ظلم به کسی که جز خدا کسی را ندارد و این مردم مظلوم و ستمدیده جز خدا کسی را ندارند.
و اما سخنی با دوستان، برادران و خواهرانم،
اینجانب هرگز در هیچ دورهای (چه زمانی که خود رأی دادهام و چه وقتی که رأی ندادهام) برای احدی تعیین تکلیف نکردهام و معتقدم که در امر سیاسی هر فردی خود، مجتهد است لکن اکنون از جهت بیان معیارها و ملاکها اظهار نظر را بر خود فرض مىدانم:
در وضعیت فعلی از آنجا که در مملکت یک رأی، بیشتر وجود ندارد و آن رأی آقای خامنهای است و این عین فرعونیت است و از آن جا که اینها همگان را برده میخواهند، شرکت در این نمایش، مصداق شراکت در استخفاف مردم و ظلم پذیری است و روشن است که انجام چنین فعلی و هر فعل دیگری که تأیید باطل باشد، منع اخلاقی و شرعی دارد.
امروز بر علماست که یا عمامه از سر بردارند و یا در مقابل این بدعتها و ظلمی که بر مردم میرود و پایمال شدن حقوق ایشان بایستند.
سلام خدا بر همه حقجویان و حقپرستان عالم باد.
خیرخواه شما
محمود امجد
@flith
#بریده_کتاب
عده ای او را ضد مسیحی شناسانده اند و عده ای دیگر مسیحی راستینش قلمداد کرده اند. نوواليس، شاعر کاتولیک آلماني او را سرمست خدا خوانده، شلایرماخر از وی با عبارت اسپینوزای مقدس مکفر یاد کرده ، هيوم ملحد همه جا رسوایش شناخته و شوپنهاور ماتریالیست نا آگاهش خوانده و
برخی از ماتریالیست های مارکسیست او را مارکس بدون ریش نامیده اند ، عده ای او را کشنده روح و تباه کنندهٔ اخلاق پنداشته اند. ولتر او را مثال اعلای فضیلت معرفی کرده است. بعضی او را منکر خدا دانسته اند، اما هگل او را منکر جهان شناخته است. و بالاخره با اینکه در مسائل اساسی فلسفه مخالف دکارت است، عده ای وی را از زمره دکارتیان به شمار آورده اند. ناگفته نماند که برخی هم او را از اولیا پنداشته اند و گرگوری هم كتاب اخلاقش را حکایتی از عشق شدید عارفانه انگاشته است .
📕 #مسئله_اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
صص ۱۷ و ۱۸
@flith
عده ای او را ضد مسیحی شناسانده اند و عده ای دیگر مسیحی راستینش قلمداد کرده اند. نوواليس، شاعر کاتولیک آلماني او را سرمست خدا خوانده، شلایرماخر از وی با عبارت اسپینوزای مقدس مکفر یاد کرده ، هيوم ملحد همه جا رسوایش شناخته و شوپنهاور ماتریالیست نا آگاهش خوانده و
برخی از ماتریالیست های مارکسیست او را مارکس بدون ریش نامیده اند ، عده ای او را کشنده روح و تباه کنندهٔ اخلاق پنداشته اند. ولتر او را مثال اعلای فضیلت معرفی کرده است. بعضی او را منکر خدا دانسته اند، اما هگل او را منکر جهان شناخته است. و بالاخره با اینکه در مسائل اساسی فلسفه مخالف دکارت است، عده ای وی را از زمره دکارتیان به شمار آورده اند. ناگفته نماند که برخی هم او را از اولیا پنداشته اند و گرگوری هم كتاب اخلاقش را حکایتی از عشق شدید عارفانه انگاشته است .
📕 #مسئله_اسپینوزا
🖋 اروین د یالوم
↔️ زهرا حسینیان
صص ۱۷ و ۱۸
@flith
#بریده_کتاب
ما حیوانات را موجوداتی اخلاقی نمیشماریم، اما آیا میاندیشید که حیوانات ما را موجوداتی اخلاقی میشمارند؟
اگر جانوری سخن گفتن میدانست، چنین میگفت:
انسانیت، یک پیشداوری است که دست کم ما حیوانات از آن رنج نمیبریم.
📕 #سپیده_دم
✍ #نیچه
@flith
ما حیوانات را موجوداتی اخلاقی نمیشماریم، اما آیا میاندیشید که حیوانات ما را موجوداتی اخلاقی میشمارند؟
اگر جانوری سخن گفتن میدانست، چنین میگفت:
انسانیت، یک پیشداوری است که دست کم ما حیوانات از آن رنج نمیبریم.
📕 #سپیده_دم
✍ #نیچه
@flith
#بریده_کتاب
وقتی میفهمی عاشق شدی که میبینی دوست نداری بخوابی؛ چون واقعیت شیرینتر از رویاهایت شده است...!
📕بلندیهای بادگیر
✍ #امیلـی_برونته
@flith
وقتی میفهمی عاشق شدی که میبینی دوست نداری بخوابی؛ چون واقعیت شیرینتر از رویاهایت شده است...!
📕بلندیهای بادگیر
✍ #امیلـی_برونته
@flith
☘☘☘
[اسپینوزا]: جهل و باورهای خرافی به سرعت شایع میشوند و من باور دارم که رهبران مذهبی برای حفظ موقعیت خود به آتش آن دامن میزنند.
------------
[اسپینوزا]: اجازه بده از قول #اپیکور ، متفکر و خردمند یونان باستان به تو چیزی بگویم. او همچون بسیاری از افراد منطقی باور داشت که جهان آخرتی در کار نیست و ما باید زندگی خود را فقط تا آنجا که میتوانیم با آرامش و آسایش و شادمانی بگذرانیم. هدف از زندگی چیست؟ پاسخ او این است که ما باید جویای ataraxia باشیم. ترجمه اش میشود «آرامش درونی» یا «رهایی از درد و رنج هیجانی». او اشاره میکند که نیازهای افراد خردمند اندک هستند و به سادگی و راحتی ارضا میشوند، در حالی که افرادی با تمایل عمیق و ریشه دار برای قدرت یا ثروت، شاید مانند عموی تو، هرگز به آرامش خیال دست نمی یابند، زیرا تمایل زایاست.
------------
[اسپینوزا]: آرزو دارم که ما خود واژگان تورات را بررسی کنیم، نه تعبیر و تفسیر افراد کوتهبین را.
------------
[اسپینوزا]: معجزه ها فقط به واسطه ی جهل انسان وجود دارند. در دوران باستان هر رویدادی که ممکن نبود با علت های طبیعی آن را توضیح داد، آن را معجزه در نظر می گرفتند. هرچه جهل توده ها درباره ی کار طبیعت بیشتر بود، شمار معجزه ها هم بیشتر میشد.
------------
[اسپینوزا]: مذهب و کشورداری باید از هم جدا باشند. تصور پذیرترین حاکم، رهبری است که آزادانه او را انتخاب کنند و به وسیله ی شورای منتخب قدرت هایش محدود شود و نیز کسی است که بتواند برای آرامش عمومی و امنیت و رفاه اجتماعی عمل کند.
-------------
[اسپینوزا]: آنها[خاخامها] ما را با ترس و امید مهار میکنند. ترس از آنچه پس از مرگ روی خواهد داد و امید به اینکه اگر ما به روشی خاص زندگی کنیم، روشی که برای جامعهی مذهبی و ادامهی قدرت خاخام ها خوب است، از زندگی سعادتمند در جهان آخرت لذت خواهیم برد.
-------------
[اسپینوزا]: به تو میگویم که وقتی جسم می میرد، روح هم می میرد. هیچ جهان آخرتی وجود ندارد. اجازه نخواهم داد خاخام ها یا هرکس دیگری مرا از استدلال و تعقل باز دارد، چون فقط از راه عقل و منطق است که میتوانیم خدا را بشناسیم و این کاوش یگانه سرچشمه ی حقیقی سعادت در این زندگی است.
-------------
[اسپینوزا]: من معتقد نیستم که پرسیدن، بیماری باشد. اطاعت کورکورانه بدون هیچ پرسشی، بیماری است.
#مسئله_اسپینوزا
#اروین_یالوم
@flith
[اسپینوزا]: جهل و باورهای خرافی به سرعت شایع میشوند و من باور دارم که رهبران مذهبی برای حفظ موقعیت خود به آتش آن دامن میزنند.
------------
[اسپینوزا]: اجازه بده از قول #اپیکور ، متفکر و خردمند یونان باستان به تو چیزی بگویم. او همچون بسیاری از افراد منطقی باور داشت که جهان آخرتی در کار نیست و ما باید زندگی خود را فقط تا آنجا که میتوانیم با آرامش و آسایش و شادمانی بگذرانیم. هدف از زندگی چیست؟ پاسخ او این است که ما باید جویای ataraxia باشیم. ترجمه اش میشود «آرامش درونی» یا «رهایی از درد و رنج هیجانی». او اشاره میکند که نیازهای افراد خردمند اندک هستند و به سادگی و راحتی ارضا میشوند، در حالی که افرادی با تمایل عمیق و ریشه دار برای قدرت یا ثروت، شاید مانند عموی تو، هرگز به آرامش خیال دست نمی یابند، زیرا تمایل زایاست.
------------
[اسپینوزا]: آرزو دارم که ما خود واژگان تورات را بررسی کنیم، نه تعبیر و تفسیر افراد کوتهبین را.
------------
[اسپینوزا]: معجزه ها فقط به واسطه ی جهل انسان وجود دارند. در دوران باستان هر رویدادی که ممکن نبود با علت های طبیعی آن را توضیح داد، آن را معجزه در نظر می گرفتند. هرچه جهل توده ها درباره ی کار طبیعت بیشتر بود، شمار معجزه ها هم بیشتر میشد.
------------
[اسپینوزا]: مذهب و کشورداری باید از هم جدا باشند. تصور پذیرترین حاکم، رهبری است که آزادانه او را انتخاب کنند و به وسیله ی شورای منتخب قدرت هایش محدود شود و نیز کسی است که بتواند برای آرامش عمومی و امنیت و رفاه اجتماعی عمل کند.
-------------
[اسپینوزا]: آنها[خاخامها] ما را با ترس و امید مهار میکنند. ترس از آنچه پس از مرگ روی خواهد داد و امید به اینکه اگر ما به روشی خاص زندگی کنیم، روشی که برای جامعهی مذهبی و ادامهی قدرت خاخام ها خوب است، از زندگی سعادتمند در جهان آخرت لذت خواهیم برد.
-------------
[اسپینوزا]: به تو میگویم که وقتی جسم می میرد، روح هم می میرد. هیچ جهان آخرتی وجود ندارد. اجازه نخواهم داد خاخام ها یا هرکس دیگری مرا از استدلال و تعقل باز دارد، چون فقط از راه عقل و منطق است که میتوانیم خدا را بشناسیم و این کاوش یگانه سرچشمه ی حقیقی سعادت در این زندگی است.
-------------
[اسپینوزا]: من معتقد نیستم که پرسیدن، بیماری باشد. اطاعت کورکورانه بدون هیچ پرسشی، بیماری است.
#مسئله_اسپینوزا
#اروین_یالوم
@flith
علت این که دنیا در حال حاضر به چنین وضع اسفناکی افتاده است این است که همه کارشان را نیمهکاره انجام میدهند، افکارشان را نیمهکاره بیان میکنند و گناهکار یا پرهیزگار بودنشان هم نیمهکاره است. ای بابا! تا آخر برو و محکم بکوب و نترس، موفق خواهی شد. خداوند از نیمه شیطان بسیار بیشتر از شیطان تمامعیار نفرت دارد.
#زورباییونانی
#نیکوسکازانتزاکیس
@flith
#زورباییونانی
#نیکوسکازانتزاکیس
@flith
هنگام مواجه شدن با ابلهان، انسان تنها یک راه برای نشان دادن شعور دارد که
همکلام نشدن با آنهاست !
#در_باب_حکمت_زندگی
#آرتور_شوپنهاور
@flith
همکلام نشدن با آنهاست !
#در_باب_حکمت_زندگی
#آرتور_شوپنهاور
@flith
☘☘☘
يک كشور با تمام ساكنين آن بايد در آتش بدبختی و فقر و گرسنگی و تنگنای جا برای زيستن ناله اش به آسمان برود اما در كشور ديگر بقدری زمين و فضای فراخ باشد كه قسمتی از آن را برای سگ ها قصر مجلل بنا كنند، براي سگ ها پاسپان بگذارند و نان و شيرينی را بجای استخوان بخورند در حاليكه در كشور ديگر يا در نقطهای هم مرز آن يک نفر كارگر برای خوابيدن جا نداشته باشد.
آخرين مهلت
ژان پل سارتر
@flith
يک كشور با تمام ساكنين آن بايد در آتش بدبختی و فقر و گرسنگی و تنگنای جا برای زيستن ناله اش به آسمان برود اما در كشور ديگر بقدری زمين و فضای فراخ باشد كه قسمتی از آن را برای سگ ها قصر مجلل بنا كنند، براي سگ ها پاسپان بگذارند و نان و شيرينی را بجای استخوان بخورند در حاليكه در كشور ديگر يا در نقطهای هم مرز آن يک نفر كارگر برای خوابيدن جا نداشته باشد.
آخرين مهلت
ژان پل سارتر
@flith
هردوی ما دیکتاتور را دست انداختهبودیم و قاهقاه خندیدیم.
خندیدن جزو لوازم بقا و ماندگاری است.
#اولیس_از_بغداد
#اریک_امانوئل_اشمیت
ترجمه #پویان_غفاری
@flith
خندیدن جزو لوازم بقا و ماندگاری است.
#اولیس_از_بغداد
#اریک_امانوئل_اشمیت
ترجمه #پویان_غفاری
@flith
✳️ بر طبل شادانه نکوب!
....
....
دیروز در جمع گروه های مختلفی که برایشان درصد مشارکت مهم بود به یک پدیده برخوردم و آن دعای آنان برای رسیدن مشارکت به 50 درصد بود.
دائم حرص و جوش می خوردند که وای اگر زیر پنجاه بشود، چه می شود. مثل دانش آموز تنبلی که برای نمره 10 دخیل می بندد.
برای من این رفتارها بسیار آزار دهنده بود که کار انقلاب ما که با 98 درصد آغاز شد، حالا به جایی رسیده که نذر میکنیم 50 درصد مشارکت داشته باشیم و از اینکه نصف مردم هم همراهی نکنند، ککمان هم نمی گزد.
آن هم 50 درصد با چه کیفیت رأیی؟
حاصل ترساندن ملت از دشمن، و ترساندنشان از بدتر شدن اوضاع و فتوا منتشر کردن و قسم دادن و التماس کردن و خون حاج قاسم را خرج کردن و از امام زمان مایه گذاشتن و دعوت کروبی و سروش و گوگوش و...
نه رایی بر اساس شور عمومی، عشق و عاطفه ای که ناشی از کارآمدی است.
رای نه برای یک رویا، بلکه از ترس یک کابوس.
درصد مشارکتی با آمار رای باطله بی سابقه. که اگر آن را از آمار کم کنیم، مشارکت به زیر 50 هم ممکن است سقوط کند. (آمار نهایی منتشر نشده تا الان که این مطلب را می نویسم)
هرچند من میدانم اگر مشارکت بالای 90 درصد هم بشود ، برداشت حاکمیت، تایید هرچه بیشتر وضع موجود بود و اگر 20 هم می شد، اصلاح و تغییر رویه کلانی در عدالت و آزادی در کار نبود بلکه سبب مسدود شدن همین کمترین منافذ موجود می شد.
و به همین دلیل علارغم اینکه شخصا شرکت کردم، اما به کسی رای ندادم و ترجیح دادم در این شور تصنعی و خالی از معرفت که حداقل های تقویت جمهوریت را هم دنبال نمی کند، و باعث رشد عمومی جامعه نمی شود هم ندمم. و واگذار کردم به تصمیم و نظر شخص کسی که از من پرسش می کرد.
حالا انتخابات هم تمام شد در حالی که نظام جمهوری اسلامی تمام تخم مرغ هایش را در سبد سید ابراهیم رئیسی قرار داده است و ما به سوی یکدست ترین ترکیب قدرت ممکن رفته ایم.
و البته من، شخصا، از این روند از جهتی ناراحت نیستم، چرا که دیگر نمی توانند ناکارآمدی ها، تبعیض و ستم ها را بر گردن غرب گرایان و لیبرال ها و ضدولایت ها و... بیفکنند.
تمام سه قوا، نهادهای انتخابی و انتصابی و... در دست یک جناح و یک تفکر است که چشم مردم به آنها دوخته شده.
اما این انتخابات یک اتفاق مهم را هم در بر داشته و آن خلاف آنان که ادعا می کنند، تحریم انتخابات شکست خورد
فراگیری عمومی و موفقیت نسبی گفتمان تحریم انتخابات بود که بنظرم در انتخابات های آتی، در صورت ادامه روند فعلی، بسیار قدرتمندتر از اینی که ظاهر شد، بر عرصه سیاسی کشور سایه خواهد افکند.
#سلمان_کدیور
@flith
....
....
دیروز در جمع گروه های مختلفی که برایشان درصد مشارکت مهم بود به یک پدیده برخوردم و آن دعای آنان برای رسیدن مشارکت به 50 درصد بود.
دائم حرص و جوش می خوردند که وای اگر زیر پنجاه بشود، چه می شود. مثل دانش آموز تنبلی که برای نمره 10 دخیل می بندد.
برای من این رفتارها بسیار آزار دهنده بود که کار انقلاب ما که با 98 درصد آغاز شد، حالا به جایی رسیده که نذر میکنیم 50 درصد مشارکت داشته باشیم و از اینکه نصف مردم هم همراهی نکنند، ککمان هم نمی گزد.
آن هم 50 درصد با چه کیفیت رأیی؟
حاصل ترساندن ملت از دشمن، و ترساندنشان از بدتر شدن اوضاع و فتوا منتشر کردن و قسم دادن و التماس کردن و خون حاج قاسم را خرج کردن و از امام زمان مایه گذاشتن و دعوت کروبی و سروش و گوگوش و...
نه رایی بر اساس شور عمومی، عشق و عاطفه ای که ناشی از کارآمدی است.
رای نه برای یک رویا، بلکه از ترس یک کابوس.
درصد مشارکتی با آمار رای باطله بی سابقه. که اگر آن را از آمار کم کنیم، مشارکت به زیر 50 هم ممکن است سقوط کند. (آمار نهایی منتشر نشده تا الان که این مطلب را می نویسم)
هرچند من میدانم اگر مشارکت بالای 90 درصد هم بشود ، برداشت حاکمیت، تایید هرچه بیشتر وضع موجود بود و اگر 20 هم می شد، اصلاح و تغییر رویه کلانی در عدالت و آزادی در کار نبود بلکه سبب مسدود شدن همین کمترین منافذ موجود می شد.
و به همین دلیل علارغم اینکه شخصا شرکت کردم، اما به کسی رای ندادم و ترجیح دادم در این شور تصنعی و خالی از معرفت که حداقل های تقویت جمهوریت را هم دنبال نمی کند، و باعث رشد عمومی جامعه نمی شود هم ندمم. و واگذار کردم به تصمیم و نظر شخص کسی که از من پرسش می کرد.
حالا انتخابات هم تمام شد در حالی که نظام جمهوری اسلامی تمام تخم مرغ هایش را در سبد سید ابراهیم رئیسی قرار داده است و ما به سوی یکدست ترین ترکیب قدرت ممکن رفته ایم.
و البته من، شخصا، از این روند از جهتی ناراحت نیستم، چرا که دیگر نمی توانند ناکارآمدی ها، تبعیض و ستم ها را بر گردن غرب گرایان و لیبرال ها و ضدولایت ها و... بیفکنند.
تمام سه قوا، نهادهای انتخابی و انتصابی و... در دست یک جناح و یک تفکر است که چشم مردم به آنها دوخته شده.
اما این انتخابات یک اتفاق مهم را هم در بر داشته و آن خلاف آنان که ادعا می کنند، تحریم انتخابات شکست خورد
فراگیری عمومی و موفقیت نسبی گفتمان تحریم انتخابات بود که بنظرم در انتخابات های آتی، در صورت ادامه روند فعلی، بسیار قدرتمندتر از اینی که ظاهر شد، بر عرصه سیاسی کشور سایه خواهد افکند.
#سلمان_کدیور
@flith