اعتلای کشور یا مردم کشور؟
🔸خبرنگاری در جنگ جهانی دوم از موسولینی پرسیده بود ، شما میگویید برای سربلندی ایتالیا تلاش میکنید و میجنگید لیکن من هر چه در ایتالیا گشتهام جز فقر و مصیبت و مردمی فلاکتزده نیافتهام! مردم کشورتان پس از سالها حکمرانیِ شما ، مردمی مایوس و فقیر و خسته و رنجورند.
🔸موسولینی در پاسخ وی گفته بود:
من نگفتم برای اعتلای «مردم ایتالیا» چنین میکنم ، گفتم برای اعتلای «ایتالیا» تلاش میکنم!
🔸گویی از نظر دیکتاتورها از جمله موسولینی هویتی به نام کشور وجود دارد که به هزینه لاغرشدن مردمِ آن کشور ، فربه میشود!
✍ #مصطفی_ملکیان
@flith
🔸خبرنگاری در جنگ جهانی دوم از موسولینی پرسیده بود ، شما میگویید برای سربلندی ایتالیا تلاش میکنید و میجنگید لیکن من هر چه در ایتالیا گشتهام جز فقر و مصیبت و مردمی فلاکتزده نیافتهام! مردم کشورتان پس از سالها حکمرانیِ شما ، مردمی مایوس و فقیر و خسته و رنجورند.
🔸موسولینی در پاسخ وی گفته بود:
من نگفتم برای اعتلای «مردم ایتالیا» چنین میکنم ، گفتم برای اعتلای «ایتالیا» تلاش میکنم!
🔸گویی از نظر دیکتاتورها از جمله موسولینی هویتی به نام کشور وجود دارد که به هزینه لاغرشدن مردمِ آن کشور ، فربه میشود!
✍ #مصطفی_ملکیان
@flith
نقلقولی از فریدون فرخزاد👇
🔻به دیوید دوست انگلیسیم گفتم: شما انگلیسیها آدمهای پستی هستید که ما ایرانیها رو استعمار کردید ، شرم نمیکنید از رفتارتون؟
🔻دیوید گفت: این مردم شما بودن که اجازهٔ استعمار شدن رو به سیاستمداران ما دادن.!
🔻شما ایرانیها قرنهاست مثل یک صد دلاریایی هستید که روی زمین افتاده ، ما برنداریم روسها یا آمریکاییها برمیدارن.
🔻بهجای اینکه یقۀ ما رو بگیری برو و مردم سرزمینت رو آگاه کن.!
@flith
🔻به دیوید دوست انگلیسیم گفتم: شما انگلیسیها آدمهای پستی هستید که ما ایرانیها رو استعمار کردید ، شرم نمیکنید از رفتارتون؟
🔻دیوید گفت: این مردم شما بودن که اجازهٔ استعمار شدن رو به سیاستمداران ما دادن.!
🔻شما ایرانیها قرنهاست مثل یک صد دلاریایی هستید که روی زمین افتاده ، ما برنداریم روسها یا آمریکاییها برمیدارن.
🔻بهجای اینکه یقۀ ما رو بگیری برو و مردم سرزمینت رو آگاه کن.!
@flith
"گرفتنِ آزادی" از مردمی که نمیخوان برده بمونن سخته ، اما "دادنِ آزادی" به مردمی که میخوان برده بمونن، به مراتب سختتره.!
@flith
@flith
#بریده_کتاب
نصف اشتباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم، احساس میکنیم و
وقتی که باید احساس کنیم، فکر میکنیم...!
📕 #به_آواز_باد_گوش_بسپار
✍ #هاروکی_موراکامی
@flith
نصف اشتباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم، احساس میکنیم و
وقتی که باید احساس کنیم، فکر میکنیم...!
📕 #به_آواز_باد_گوش_بسپار
✍ #هاروکی_موراکامی
@flith
#بریده_کتاب
راست است كه شما دروغ ميگوييد
بعد از اين هم تا پـايان دنيا دروغ
خواهيد گفت.بله! من شيوه كارتان
را خـوب فهميده ام. شـما مـردم را
گرسنه نگه داشته ايد و آنها را از
هم جدا كرده ايد تا «عصيان» و
شورش شان را از بين ببريد، شما
آنها را ضعيف و درمانده مى كنيد
و سبعانه نيروى آن ها را میبلعيد
و اوقات شان را مشـغول مى كنيد
تـا از «وحشـت» نه جوشش كنند
و نه مجالى بـراى جوشش داشـته
باشـند. آن ها در يك جا ايسـتاده
اند و «درجـا» مـى زنند.. راضى
بـاشيد! علیرغم جمعيتى كه دارند
تنها هسـتند، مـن هـم تنها هسـتم
«همهى ما» «تنها» «هسـتيم.»
👤آلبر كامو(نویسنده،فیلسوف و روزنامه نگار فرانسوی،برنده جایزه ادبی نوبل)
📚حکومت نظامی
@flith
راست است كه شما دروغ ميگوييد
بعد از اين هم تا پـايان دنيا دروغ
خواهيد گفت.بله! من شيوه كارتان
را خـوب فهميده ام. شـما مـردم را
گرسنه نگه داشته ايد و آنها را از
هم جدا كرده ايد تا «عصيان» و
شورش شان را از بين ببريد، شما
آنها را ضعيف و درمانده مى كنيد
و سبعانه نيروى آن ها را میبلعيد
و اوقات شان را مشـغول مى كنيد
تـا از «وحشـت» نه جوشش كنند
و نه مجالى بـراى جوشش داشـته
باشـند. آن ها در يك جا ايسـتاده
اند و «درجـا» مـى زنند.. راضى
بـاشيد! علیرغم جمعيتى كه دارند
تنها هسـتند، مـن هـم تنها هسـتم
«همهى ما» «تنها» «هسـتيم.»
👤آلبر كامو(نویسنده،فیلسوف و روزنامه نگار فرانسوی،برنده جایزه ادبی نوبل)
📚حکومت نظامی
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ تاریخی از تعرض سربازان هندی ارتش انگلیس به چند بانوی تهرانی و مقابله داش مشتی های تهران با آنها
@flith
@flith
#بریده_کتاب
از اشتباهات بیپایه مردم یکی این است که خیال میکنند هر کس دارای خصوصیاتی است تغییرناپذیر. یکی بد است و دیگری خوب، این هشیار است و آن احمق؛ این فعال است و آن تنبل. حال آن که اینجور نیست، آدمها مثل رودخانهاند، اگر چه همه یکشکل و یکجورند، ولی رودخانه را که دیدهاید، همچنانکه پیش میرود، گاهی آهسته حرکت میکند، گاهی تند، گاه که به کوهسار میرسد، باریک میشود، گاهی که به دشت میرسد، پهن میشود و وسعت پیدا میکند؛ در جایی آبش سرد است و چند فرسنگ آن طرفتر آبش گرم میشود؛ یک زمان آرام است و یک زمان طغیان میکند. هر انسانی در خود عناصر خوب و بد دارد، گاهی روی خوبش را نشان میدهد و گاهی روی بدش را...
📕 #رستاخیز
✍ #لئو_تولستوی
@flith
از اشتباهات بیپایه مردم یکی این است که خیال میکنند هر کس دارای خصوصیاتی است تغییرناپذیر. یکی بد است و دیگری خوب، این هشیار است و آن احمق؛ این فعال است و آن تنبل. حال آن که اینجور نیست، آدمها مثل رودخانهاند، اگر چه همه یکشکل و یکجورند، ولی رودخانه را که دیدهاید، همچنانکه پیش میرود، گاهی آهسته حرکت میکند، گاهی تند، گاه که به کوهسار میرسد، باریک میشود، گاهی که به دشت میرسد، پهن میشود و وسعت پیدا میکند؛ در جایی آبش سرد است و چند فرسنگ آن طرفتر آبش گرم میشود؛ یک زمان آرام است و یک زمان طغیان میکند. هر انسانی در خود عناصر خوب و بد دارد، گاهی روی خوبش را نشان میدهد و گاهی روی بدش را...
📕 #رستاخیز
✍ #لئو_تولستوی
@flith
فرهاد قنبری
ابژه نیاز
علی مطهری در کلاب هاوس:
"🔹اگر کسی کنار دریا تحریک نمی شود بیمار است.
🔹خدا خواسته ما تحریک شویم؛ مرد باید تحریک شود.
🔹اینکه جوان ما با دیدن دست یک خانم تحریک می شود، خوب است.
🔹الان در اروپا مشکل دارند با این مسئله و تحریک نمی شوند. مردها تحریک نمیشوند و زنها رو میآورند به مردهای آفریقایی!"(سایت انتخاب)
«ابژه» ها به هیچ وجه برای همه سوژه ها معنی و مفهوم یکسانی ندارند و هر کس بر اساس نیاز خود دست به تعبیر و خوانش ابژه ها می زند. به عنوان مثال فردی که چند روزی غذا نخورده و گرسنه بوده است هر چیزی از جمله کتاب فروشی را هم کباب فروشی می بیند یا برای تشنه ای در بیابان هر چیزی شبیه برکه آب نمایان می گردد.
به این جک که احتمالا همه شنیده ایم و در دهه هشتاد رایج بود دقت کنیم: «تمام مردم دنیا با فیلم تایتانیک گریه کرد اما ایرانی ها خودارضایی»
در این جک «ابژه نیاز» به خوبی مشهود است. جامعه ایرانی دهه هفتاد و هشتاد شمسی که به لحاظ مسائل جنسی و روابط زن و مرد به شدت بسته تر بود سعی می کرد از هر «ابژه ای» حتی هنری و سینمایی خوانشی جنسی عرضه کند [در خوابگاههای دانشجویی و میان دانشجویان اغلب فیلمهایی مانند «خیالباف ها» و «گناه اصلی» و «پیشنهاد بی شرمانه» و «ماه تلخ» و در کل آثار سینمایی که موضوع اروتیک داشته یا صحنه های صریح جنسی داشت ازاستقبال بیشتری برخوردار بود و شاهکارهای سینمایی قلمداد می شدند]
ابژه نیاز نه فقط در جک ها بلکه در همه شئونات اجتماعی ما قابل ردیابی است. از انتخابات شوراهای شهر که زنان کاندیدا سعی می کنند با آرایش های خاص رای جامعه را جمع نمایند، تا شمشادهای محوطه دانشکده، از پرسه زنی در خیابان ها تا رفتن به سینما و پارک و.. همه و همه نشان می دهد ابژه نیاز این جامعه پر از عقده های سرکوب شده جنسی است.
حال باید به آقای مطهری یادآوری کرد که اگر جامعه ایرانی با دیدن دست یک خانم و یک ساحل تحریک می شود و از همه چیز از علوم و هنر گرفته تا ورزش و تماشاگر فوتبال و داور ورزشی و موسیقی و سینما و تئاتر و خلاصه همه چیز خوانش جنسی دارد نه به خاطر اینکه جامعه سالم و از لحاظ جنسی سرزنده ای است بلکه مسئله احساس گرسنگی جنسی است که در ناخودآگاه او حک شده است.
@flith
ابژه نیاز
علی مطهری در کلاب هاوس:
"🔹اگر کسی کنار دریا تحریک نمی شود بیمار است.
🔹خدا خواسته ما تحریک شویم؛ مرد باید تحریک شود.
🔹اینکه جوان ما با دیدن دست یک خانم تحریک می شود، خوب است.
🔹الان در اروپا مشکل دارند با این مسئله و تحریک نمی شوند. مردها تحریک نمیشوند و زنها رو میآورند به مردهای آفریقایی!"(سایت انتخاب)
«ابژه» ها به هیچ وجه برای همه سوژه ها معنی و مفهوم یکسانی ندارند و هر کس بر اساس نیاز خود دست به تعبیر و خوانش ابژه ها می زند. به عنوان مثال فردی که چند روزی غذا نخورده و گرسنه بوده است هر چیزی از جمله کتاب فروشی را هم کباب فروشی می بیند یا برای تشنه ای در بیابان هر چیزی شبیه برکه آب نمایان می گردد.
به این جک که احتمالا همه شنیده ایم و در دهه هشتاد رایج بود دقت کنیم: «تمام مردم دنیا با فیلم تایتانیک گریه کرد اما ایرانی ها خودارضایی»
در این جک «ابژه نیاز» به خوبی مشهود است. جامعه ایرانی دهه هفتاد و هشتاد شمسی که به لحاظ مسائل جنسی و روابط زن و مرد به شدت بسته تر بود سعی می کرد از هر «ابژه ای» حتی هنری و سینمایی خوانشی جنسی عرضه کند [در خوابگاههای دانشجویی و میان دانشجویان اغلب فیلمهایی مانند «خیالباف ها» و «گناه اصلی» و «پیشنهاد بی شرمانه» و «ماه تلخ» و در کل آثار سینمایی که موضوع اروتیک داشته یا صحنه های صریح جنسی داشت ازاستقبال بیشتری برخوردار بود و شاهکارهای سینمایی قلمداد می شدند]
ابژه نیاز نه فقط در جک ها بلکه در همه شئونات اجتماعی ما قابل ردیابی است. از انتخابات شوراهای شهر که زنان کاندیدا سعی می کنند با آرایش های خاص رای جامعه را جمع نمایند، تا شمشادهای محوطه دانشکده، از پرسه زنی در خیابان ها تا رفتن به سینما و پارک و.. همه و همه نشان می دهد ابژه نیاز این جامعه پر از عقده های سرکوب شده جنسی است.
حال باید به آقای مطهری یادآوری کرد که اگر جامعه ایرانی با دیدن دست یک خانم و یک ساحل تحریک می شود و از همه چیز از علوم و هنر گرفته تا ورزش و تماشاگر فوتبال و داور ورزشی و موسیقی و سینما و تئاتر و خلاصه همه چیز خوانش جنسی دارد نه به خاطر اینکه جامعه سالم و از لحاظ جنسی سرزنده ای است بلکه مسئله احساس گرسنگی جنسی است که در ناخودآگاه او حک شده است.
@flith
شعار سال تحصیلی ۲۹-۱۳۲۸ مدرسه دارالفنون
راست بگویید، راست بشنوید، راست بروید.
آنچه را میخواهید جسورانه و خردمندانه بهدست آورید.
فریب ندهید و فریب نخورید!
@flith
راست بگویید، راست بشنوید، راست بروید.
آنچه را میخواهید جسورانه و خردمندانه بهدست آورید.
فریب ندهید و فریب نخورید!
@flith
ما از عروسك ها كمتريم
آنها مرده بودند و زندگي مي كردند
ما زندگي مي كنيم و مرده ايم
بهرام بيضايي
@flith
آنها مرده بودند و زندگي مي كردند
ما زندگي مي كنيم و مرده ايم
بهرام بيضايي
@flith
اسامی تعدادی از اعدام شدگان بازنشسته:
سناتور عبدالله ریاضی ۷۳ ساله
نعمت الله نصیری ۶۸ سال
محمدعلی علامه وحیدی ۸۰ ساله
سناتور محسن خواجه نوری ۶۳
سپهبد بازنشسته محمد تقی مجیدی ۶۸ ساله
عباسعلی خلعتبری ۶۶ ساله
حبیب الله ایروانی ۶۶
جمشید اعلم ۷۴
سرلشكر بازنشسته عبدالله خواجه نوري رئيس سابق دادگاه عادي و تجديد نظر ارتش.
سپهبد بازنشسته فخر مدرس ۶۲
سرتيپ بازنشسته علي اكبر يزدجردي
سرلشكر بازنشسته احمد بيدآبادي
سرتيپ بازنشسته حسينعلي بيات
حبیب اِلقانیان ۷۰ ساله
سرلشکر ایرج مطبوعی ۸۱ ساله
سپهبد جعفر قلی صدری ۶۷
سرلشکر حسن پاکروان ۶۸
@flith
سناتور عبدالله ریاضی ۷۳ ساله
نعمت الله نصیری ۶۸ سال
محمدعلی علامه وحیدی ۸۰ ساله
سناتور محسن خواجه نوری ۶۳
سپهبد بازنشسته محمد تقی مجیدی ۶۸ ساله
عباسعلی خلعتبری ۶۶ ساله
حبیب الله ایروانی ۶۶
جمشید اعلم ۷۴
سرلشكر بازنشسته عبدالله خواجه نوري رئيس سابق دادگاه عادي و تجديد نظر ارتش.
سپهبد بازنشسته فخر مدرس ۶۲
سرتيپ بازنشسته علي اكبر يزدجردي
سرلشكر بازنشسته احمد بيدآبادي
سرتيپ بازنشسته حسينعلي بيات
حبیب اِلقانیان ۷۰ ساله
سرلشکر ایرج مطبوعی ۸۱ ساله
سپهبد جعفر قلی صدری ۶۷
سرلشکر حسن پاکروان ۶۸
@flith
۲۲ فروردین سالروز تیرباران وزیر امور خارجه
امروز یادی می کنیم از عباسعلی خلعتبری "وزیر امور خارجه ایران" که به جرم امضا قرارداد احداث نيروگاه اتمي بوشهر محکوم به اعدام شد زيرا به زعم آقايان، ايران با وجود ذخاير عظيم نفت و گاز نيازي به نيروگاه اتمي نداشت و امضا اين قرارداد مصداق تضييع بيت المال بود!
عباسعلی خلعتبری وزیر امور خارجه ایران در کابینه هویدا و آموزگار در دوران سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و وی امضاء کننده پیمان معروف ۱۹۷۵ الجزایر بود.
عباسعلی خلعتبری در فروردین ۱۳۵۸ به همراه جمعی دیگر از سران حکومت پهلوی در دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی به جرم امضا قرارداد احداث نيروگاه اتمي بوشهر محکوم به اعدام شد!!
@flith
امروز یادی می کنیم از عباسعلی خلعتبری "وزیر امور خارجه ایران" که به جرم امضا قرارداد احداث نيروگاه اتمي بوشهر محکوم به اعدام شد زيرا به زعم آقايان، ايران با وجود ذخاير عظيم نفت و گاز نيازي به نيروگاه اتمي نداشت و امضا اين قرارداد مصداق تضييع بيت المال بود!
عباسعلی خلعتبری وزیر امور خارجه ایران در کابینه هویدا و آموزگار در دوران سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و وی امضاء کننده پیمان معروف ۱۹۷۵ الجزایر بود.
عباسعلی خلعتبری در فروردین ۱۳۵۸ به همراه جمعی دیگر از سران حکومت پهلوی در دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی به جرم امضا قرارداد احداث نيروگاه اتمي بوشهر محکوم به اعدام شد!!
@flith
☘☘☘
قرارداداجتماعی
وقتی نظریه پرداران "نظریه قرارداد اجتماعی" ایده خود را مطرح و شرح می دادند آمدن روزی را تصور می کردند که در آن جایگزینی قدرت خودکامه با نظامی مبتنی بر اراده و خرد جمعی،روزهای روشنتری را برای بشر نوید دهد.
این نظریه که خاستگاهش به عصر روشنگری در اروپا باز می گردد،برای رهایی جامعه اروپایی از حکومتهای مطلقه و تعصبات خشک کلیسا به دنبال راه حلی عقلانی و کاربردی بود.تحولات عصر روشنگری ابتدا در انگلستان و سپس در فرانسه و سایر مناطق غرب تحولاتی اساسی را نه فقط در حوزه فلسفه و اندیشه پدید آورد که با رویکردی عمل گرایانه فصلی نو در شارع سیاست رقم زد.
توماس هابز،جان لاک و ژان ژاک روسو که از مهمترین شارحان این نظریه هستند در پی این بودند که مشروعیت حاصل از توافق بین افراد جامعه را،جایگزین تفکرات قرون وسطایی از شیوه حکمرانی کنند.
در این میان ژاک ژان روسو که نقش پررنگ تر و موثرتری در بسط قرارداد اجتماعی داشت و نظریاتش مبنایی شد برای تشکیل دموکراسیهای مدرن و بعدها اعلامیه حقوق بشر نیز از نظرات او الهام گرفت،اصول و فاکتورهایی را برای یک جامعه دموکرات یا مردم سالار برشمرد از جمله اینکه؛تمامی افراد جامعه برابر هستند و تفاوتی در حقوق آنان نیست.
اکثریت همیشه بر حق است.
پیروی افراد جامعه از قانونی که حاصل اراده عمومی آحاد جامعه است.
و غیره
ماحصل این نظریه،پیدایش فصلی مبارک در سپهر سیاست را برای نوع بشر رقم زد.
پیدایش نظامهای دموکرات،توجه به حقوق بشر و حقوق شهروندی،پررنگ شدن مفهوم عدالت و قانونمنداری و غیره.
در این راستا انتخابات به عنوان نماد و بستر ساز جمهوریت و مظهر اراده جمعی و قرارداد بین اعضای اجتماع،نقشی اساسی ایفا کرد.
حق انتخاب آزاد
شایسته_سالاری
موقت بودن قدرت و گردش نخبگان
پاسخگو بودن قدرت
عقلانیت و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر خیر عمومی و انتفاع کل ملت و غیره
جملگی شاخصه هایی هستند از ملاک برگزاری انتخابات در یک جامعه دموکرات.
هر چقدر حکمرانان_که مشروعیت خود را از اراده اکثریت اجتماع دارند_بتوانند در حوزه عمل،وظایف خود را بدرستی انجام دهند رضایت جامعه حاصل می شود و این مشروعیت نظام سیاسی و رضایت مردم از آن،عامل رشد و تعالی جامعه می شود.در غیر این صورت،عدم رضایت،مشروعیت را زیر سوال خواهد برد.
@flith
قرارداداجتماعی
وقتی نظریه پرداران "نظریه قرارداد اجتماعی" ایده خود را مطرح و شرح می دادند آمدن روزی را تصور می کردند که در آن جایگزینی قدرت خودکامه با نظامی مبتنی بر اراده و خرد جمعی،روزهای روشنتری را برای بشر نوید دهد.
این نظریه که خاستگاهش به عصر روشنگری در اروپا باز می گردد،برای رهایی جامعه اروپایی از حکومتهای مطلقه و تعصبات خشک کلیسا به دنبال راه حلی عقلانی و کاربردی بود.تحولات عصر روشنگری ابتدا در انگلستان و سپس در فرانسه و سایر مناطق غرب تحولاتی اساسی را نه فقط در حوزه فلسفه و اندیشه پدید آورد که با رویکردی عمل گرایانه فصلی نو در شارع سیاست رقم زد.
توماس هابز،جان لاک و ژان ژاک روسو که از مهمترین شارحان این نظریه هستند در پی این بودند که مشروعیت حاصل از توافق بین افراد جامعه را،جایگزین تفکرات قرون وسطایی از شیوه حکمرانی کنند.
در این میان ژاک ژان روسو که نقش پررنگ تر و موثرتری در بسط قرارداد اجتماعی داشت و نظریاتش مبنایی شد برای تشکیل دموکراسیهای مدرن و بعدها اعلامیه حقوق بشر نیز از نظرات او الهام گرفت،اصول و فاکتورهایی را برای یک جامعه دموکرات یا مردم سالار برشمرد از جمله اینکه؛تمامی افراد جامعه برابر هستند و تفاوتی در حقوق آنان نیست.
اکثریت همیشه بر حق است.
پیروی افراد جامعه از قانونی که حاصل اراده عمومی آحاد جامعه است.
و غیره
ماحصل این نظریه،پیدایش فصلی مبارک در سپهر سیاست را برای نوع بشر رقم زد.
پیدایش نظامهای دموکرات،توجه به حقوق بشر و حقوق شهروندی،پررنگ شدن مفهوم عدالت و قانونمنداری و غیره.
در این راستا انتخابات به عنوان نماد و بستر ساز جمهوریت و مظهر اراده جمعی و قرارداد بین اعضای اجتماع،نقشی اساسی ایفا کرد.
حق انتخاب آزاد
شایسته_سالاری
موقت بودن قدرت و گردش نخبگان
پاسخگو بودن قدرت
عقلانیت و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر خیر عمومی و انتفاع کل ملت و غیره
جملگی شاخصه هایی هستند از ملاک برگزاری انتخابات در یک جامعه دموکرات.
هر چقدر حکمرانان_که مشروعیت خود را از اراده اکثریت اجتماع دارند_بتوانند در حوزه عمل،وظایف خود را بدرستی انجام دهند رضایت جامعه حاصل می شود و این مشروعیت نظام سیاسی و رضایت مردم از آن،عامل رشد و تعالی جامعه می شود.در غیر این صورت،عدم رضایت،مشروعیت را زیر سوال خواهد برد.
@flith
☘☘☘
سه پاراگراف خواندنی از آدام اسمیت به انتخاب مورای روتبارد
اسمیت در شاید مشهورترین پاراگراف خود نوشت: «یک فرد (کارفرما) مسلطتر خواهد بود اگر بتواند «حب نفس» آنها (کارگران) را در جهت منافع خود به کار گرفته و به آنها نشان دهد که به سود خودشان است که آنچه را وی از آنها میطلبد، به بهترین وجه انجام دهند... این از سخاوت قصاب، مشروبساز و نانوا نیست که ما بر سر میز خود شام داریم، بلکه از علاقه آنها به نفع خودشان است. ما نه با اشاره به انسانیت آنها، بلکه با «حب نفس»شان اهداف خود را پیگیری میکنیم و نه از مایحتاج بلکه از منافع آنها سخن میرانیم.»
همین طور یک پاراگراف مشهور دیگر اصول کلی این رویکرد را آشکار میسازد: «بنابراین در عین حال که هر فرد میکوشد تا آنجا که در توانش هست هم سرمایه خود را در جهت حمایت از صنعت موردنظرش به کارگیرد و هم آن صنعت را به گونهای راهبری کند که تولیداتش بیشترین ارزش را داشته باشند، در حقیقت در حال تلاش است تا درآمد سالانه جامعه را تا آنجا که میتواند افزایش دهد. البته در اصل، او نه قصد پیشبرد منافع عمومی را دارد و نه میداند که تا چه حد در حال پیشبرد آن است ... درجریان هدایت صنعت به گونهای که تولیداتش بیشترین ارزش را پیدا کنند، او تنها در پی نفع خود است، ولی در این مورد او نیز مانند بسیاری دیگر، در عمل توسط دست نامرئی به سوی پیشبرد هدفی هدایت میشود که به هیچ وجه مدنظرش نبوده است.»
اسمیت در ادامه نسبت به اقداماتی که ظاهرا در پی ارتقای «نفع عمومی»اند صریحا هشدار میدهد: «همچنین، اینکه او چنین قصدی (کمک به جامعه - م) ندارد، همیشه به ضرر جامعه نیست. با پیگیری نفع شخصیاش وی مرتبا منافع جامعه را، بیش از آنچه که اگر واقعا قصدش را داشت میتوانست، ارتقا میبخشد. من تا به حال ندیدهام کسانی که ظاهرا برای نفع عموم به تجارت میپردازند تا این میزان سودبخش باشند.»
مجید رویین پرویزی
@flith
سه پاراگراف خواندنی از آدام اسمیت به انتخاب مورای روتبارد
اسمیت در شاید مشهورترین پاراگراف خود نوشت: «یک فرد (کارفرما) مسلطتر خواهد بود اگر بتواند «حب نفس» آنها (کارگران) را در جهت منافع خود به کار گرفته و به آنها نشان دهد که به سود خودشان است که آنچه را وی از آنها میطلبد، به بهترین وجه انجام دهند... این از سخاوت قصاب، مشروبساز و نانوا نیست که ما بر سر میز خود شام داریم، بلکه از علاقه آنها به نفع خودشان است. ما نه با اشاره به انسانیت آنها، بلکه با «حب نفس»شان اهداف خود را پیگیری میکنیم و نه از مایحتاج بلکه از منافع آنها سخن میرانیم.»
همین طور یک پاراگراف مشهور دیگر اصول کلی این رویکرد را آشکار میسازد: «بنابراین در عین حال که هر فرد میکوشد تا آنجا که در توانش هست هم سرمایه خود را در جهت حمایت از صنعت موردنظرش به کارگیرد و هم آن صنعت را به گونهای راهبری کند که تولیداتش بیشترین ارزش را داشته باشند، در حقیقت در حال تلاش است تا درآمد سالانه جامعه را تا آنجا که میتواند افزایش دهد. البته در اصل، او نه قصد پیشبرد منافع عمومی را دارد و نه میداند که تا چه حد در حال پیشبرد آن است ... درجریان هدایت صنعت به گونهای که تولیداتش بیشترین ارزش را پیدا کنند، او تنها در پی نفع خود است، ولی در این مورد او نیز مانند بسیاری دیگر، در عمل توسط دست نامرئی به سوی پیشبرد هدفی هدایت میشود که به هیچ وجه مدنظرش نبوده است.»
اسمیت در ادامه نسبت به اقداماتی که ظاهرا در پی ارتقای «نفع عمومی»اند صریحا هشدار میدهد: «همچنین، اینکه او چنین قصدی (کمک به جامعه - م) ندارد، همیشه به ضرر جامعه نیست. با پیگیری نفع شخصیاش وی مرتبا منافع جامعه را، بیش از آنچه که اگر واقعا قصدش را داشت میتوانست، ارتقا میبخشد. من تا به حال ندیدهام کسانی که ظاهرا برای نفع عموم به تجارت میپردازند تا این میزان سودبخش باشند.»
مجید رویین پرویزی
@flith
☘☘☘
چه بلایی سر نسلی که با ذوق روزه کله گنجشکی میگرفتند، آمده است؟
مصطفی داننده
ما دهه شصتیها از رمضان یک خاطره مشترک داریم. بیدار شدنهای سحر. به سن تکلیف نرسیده بودیم اما اصرار داشتیم که سحر بیدار بشیم. الا و بلا که ما میخواهیم روزه بگیریم.
بیدار شدنمون هم داستان خودش را داشت. ده دقیقه قبل از اذان با زور بیدار میشدیم. کشون کشون خودمون به سفره میرسوندیم، چند قاشق خورده نخورده برمیگشتیم تو رختخواب. حالا چرا این کار را میکردیم؟ چون خواب از سرمون نپره.
هم خواب را میخواستیم هم سحر رو.
وقتی میرفتیم مدرسه سرمون بالا بود که روزهایم. وقتی معلم میپرسید کی روزه است؟ اینقدر دستمون میکشیدیم که میتونستیم لامپ کلاس بگیریم تو دستمون.
بیجون از مدرسه میرسیدیم خونه و با اصرار مادر که روزه کله گنجشکی هم قبول، ناهار میخوردیم و صبر میکردیم تا افطار.
روزگار گذشت و گذشت و خیلی از ماها که اون روزها با شور و شوق روزه میگرفتیم دیگه سحر بیدار نشدیم. دیگه روزه نگرفتیم. دیگه به پدر و مادرهامون نگفتیم ما را سحر بیدار کنند؟ چرا؟
جواب این سوال را حاکمان باید بدهند؟ چه بلایی سر نسلی که با ذوق روزه کله گنجشگی میگرفتند، آوردهاند؟ چرا کار را به جایی رسیده است که بخشی از آنهایی که در دوران دبستان، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه، حرف دینی شنیدهاند، گردن راست میکنند و میگویند بس کنید این مسخره بازی را.
حتما آنها فقط حرف دینی شنیدهاند و رفتار دینی ندیدهاند.
واقعا باید از خودمان بپرسیم چرا قبل از آغاز ماه رمضان، باید به مسلمان این همه در مورد روزه خواری هشدار بدهیم؟ آنهایی که تجربه ماه رمضان در کشورهای مسلمان را دارند، به خوبی تفاوت آن کشورها را با ایران را حس میکنند. مردم بدون هیچ تشویق و تنبیهی روزه میگیرند و رعایت روزهدارها را میکنند.
شاید وقت آن است که کمی رفتار خودمان در زمینه دین را با دیگر کشورهای مسلمان مقایسه کنیم.
کافی است جلسات قرآن کشوری مثل مصر را با ایران مقایسه کنید. در این کشور آفریقایی، اقشار مختلف با ظاهرهای گوناکون حضور دارند اما در کشور تقریبا همه یک شکل!
واقعا چرا ریش داشتن و تسبیح انداختن، نشان دینداری شده است؟
دین دار کسی است که غیبت نمیکند، دروغ نمیگوید. دین دار کسی که حق مردم را نمیخورد. دین دار کسی است که رعایت حال همسایه را میکند.
این که ریش داشته باشی و تسبیح در دست گرفته باشی ولی وقتی به سرکار میروی، کارت ورود بزنی و بدون اینکه خروجت را ثبت کنی، به کارهای شخصی برسی و بعد حقوق کار نکرده را بگیری، چندان با دین داری جور در نمیآید.
کاش میشد ما هم به سمتی برویم که آدمها را بر اساس چهره قضاوت نکنیم. اصلا عادت کنیم که قضاوت نکنیم اما سعی کنیم برداشتمان از آدمها به خاطر رفتار آنها باشد حالا میخواهند هر جور که دوست دارند لباس بپوشند.
قبل از کرونا دادگاههایی با محوریت فساد مالی در حال برگزاری بود. برخی از متهمان این دادگاه، تسبیح به دست داشتند و ریش در صورت و جای مُهر در پیشانی. همین دادگاهها سند خوبی است که رفتار ما در قبال آدمها بر اساس ظاهر نباشد.
و چه درست گفت مولوی در داستان موسی و شبان که «ما درون را بنگریم و حال را - كی برون را بنگریم و قال را؟»
@flith
چه بلایی سر نسلی که با ذوق روزه کله گنجشکی میگرفتند، آمده است؟
مصطفی داننده
ما دهه شصتیها از رمضان یک خاطره مشترک داریم. بیدار شدنهای سحر. به سن تکلیف نرسیده بودیم اما اصرار داشتیم که سحر بیدار بشیم. الا و بلا که ما میخواهیم روزه بگیریم.
بیدار شدنمون هم داستان خودش را داشت. ده دقیقه قبل از اذان با زور بیدار میشدیم. کشون کشون خودمون به سفره میرسوندیم، چند قاشق خورده نخورده برمیگشتیم تو رختخواب. حالا چرا این کار را میکردیم؟ چون خواب از سرمون نپره.
هم خواب را میخواستیم هم سحر رو.
وقتی میرفتیم مدرسه سرمون بالا بود که روزهایم. وقتی معلم میپرسید کی روزه است؟ اینقدر دستمون میکشیدیم که میتونستیم لامپ کلاس بگیریم تو دستمون.
بیجون از مدرسه میرسیدیم خونه و با اصرار مادر که روزه کله گنجشکی هم قبول، ناهار میخوردیم و صبر میکردیم تا افطار.
روزگار گذشت و گذشت و خیلی از ماها که اون روزها با شور و شوق روزه میگرفتیم دیگه سحر بیدار نشدیم. دیگه روزه نگرفتیم. دیگه به پدر و مادرهامون نگفتیم ما را سحر بیدار کنند؟ چرا؟
جواب این سوال را حاکمان باید بدهند؟ چه بلایی سر نسلی که با ذوق روزه کله گنجشگی میگرفتند، آوردهاند؟ چرا کار را به جایی رسیده است که بخشی از آنهایی که در دوران دبستان، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه، حرف دینی شنیدهاند، گردن راست میکنند و میگویند بس کنید این مسخره بازی را.
حتما آنها فقط حرف دینی شنیدهاند و رفتار دینی ندیدهاند.
واقعا باید از خودمان بپرسیم چرا قبل از آغاز ماه رمضان، باید به مسلمان این همه در مورد روزه خواری هشدار بدهیم؟ آنهایی که تجربه ماه رمضان در کشورهای مسلمان را دارند، به خوبی تفاوت آن کشورها را با ایران را حس میکنند. مردم بدون هیچ تشویق و تنبیهی روزه میگیرند و رعایت روزهدارها را میکنند.
شاید وقت آن است که کمی رفتار خودمان در زمینه دین را با دیگر کشورهای مسلمان مقایسه کنیم.
کافی است جلسات قرآن کشوری مثل مصر را با ایران مقایسه کنید. در این کشور آفریقایی، اقشار مختلف با ظاهرهای گوناکون حضور دارند اما در کشور تقریبا همه یک شکل!
واقعا چرا ریش داشتن و تسبیح انداختن، نشان دینداری شده است؟
دین دار کسی است که غیبت نمیکند، دروغ نمیگوید. دین دار کسی که حق مردم را نمیخورد. دین دار کسی است که رعایت حال همسایه را میکند.
این که ریش داشته باشی و تسبیح در دست گرفته باشی ولی وقتی به سرکار میروی، کارت ورود بزنی و بدون اینکه خروجت را ثبت کنی، به کارهای شخصی برسی و بعد حقوق کار نکرده را بگیری، چندان با دین داری جور در نمیآید.
کاش میشد ما هم به سمتی برویم که آدمها را بر اساس چهره قضاوت نکنیم. اصلا عادت کنیم که قضاوت نکنیم اما سعی کنیم برداشتمان از آدمها به خاطر رفتار آنها باشد حالا میخواهند هر جور که دوست دارند لباس بپوشند.
قبل از کرونا دادگاههایی با محوریت فساد مالی در حال برگزاری بود. برخی از متهمان این دادگاه، تسبیح به دست داشتند و ریش در صورت و جای مُهر در پیشانی. همین دادگاهها سند خوبی است که رفتار ما در قبال آدمها بر اساس ظاهر نباشد.
و چه درست گفت مولوی در داستان موسی و شبان که «ما درون را بنگریم و حال را - كی برون را بنگریم و قال را؟»
@flith
☘☘☘
«به بهانهی روز جهانی صدا»
به نظر من هر صدایی مزه ای دارد؛
مثلاً صدای لئونارد کوهن طعم قهوه تلخ دارد، آرتا فرانکلین یا ام کلثوم البکتاجی، صداهایشان مزه کاکائو داغ است.
برای من صدای آقای شجریان مزه شراب حلال را دارد؛ چنان مزه ای دارد برای ما که باران میزنیم و مست میشویم، صدای ایشان گواراست، آدمی را حالی به حالی میکند. صدایی که گاهی نسیم است، گاهی طوفان؛ زیرا ایشان هم از طایفه سر دهانند که تا سر ندهی سر ندهند؛ ایضاً ساقیانند که انگور نمیافشانند. صدایی که ما را از خیابان به خانه، گاهی هم از خانه به خیابان میکشد؛ آن هم با چنین موسیقی که همه میدانند موسیقی ایرانی، موسیقی نشسته است.
محمد صالح علاء
@flith
«به بهانهی روز جهانی صدا»
به نظر من هر صدایی مزه ای دارد؛
مثلاً صدای لئونارد کوهن طعم قهوه تلخ دارد، آرتا فرانکلین یا ام کلثوم البکتاجی، صداهایشان مزه کاکائو داغ است.
برای من صدای آقای شجریان مزه شراب حلال را دارد؛ چنان مزه ای دارد برای ما که باران میزنیم و مست میشویم، صدای ایشان گواراست، آدمی را حالی به حالی میکند. صدایی که گاهی نسیم است، گاهی طوفان؛ زیرا ایشان هم از طایفه سر دهانند که تا سر ندهی سر ندهند؛ ایضاً ساقیانند که انگور نمیافشانند. صدایی که ما را از خیابان به خانه، گاهی هم از خانه به خیابان میکشد؛ آن هم با چنین موسیقی که همه میدانند موسیقی ایرانی، موسیقی نشسته است.
محمد صالح علاء
@flith
#بریده_کتاب
وای بر ناامیدانی که ما هستیم . چون انسان ممکن است بتواند از شر طاعون نیمه جانی در ببرد، اما از شر ناامیدی ممکن نیست جان به عافیت در ببرد. وای بر ناامیدانی که ما هستیم، با این نفرت و ناامیدی که چون بدترین بلاها در روح ما مردم رسوخ کرده و لحظه به لحظه فراگیرتر میشود، چهجور آیندهای در انتظار ما خواهد بود، چه جور آیندهای تدارک دیده شده؟ جنون، جنون، این مردم دارند دچار جنون نومیدی میشوند و... وای بر ناامیدانی که ما هستیم...
#نون_نوشتن
#محمود_دولت_آبادی
@flith
وای بر ناامیدانی که ما هستیم . چون انسان ممکن است بتواند از شر طاعون نیمه جانی در ببرد، اما از شر ناامیدی ممکن نیست جان به عافیت در ببرد. وای بر ناامیدانی که ما هستیم، با این نفرت و ناامیدی که چون بدترین بلاها در روح ما مردم رسوخ کرده و لحظه به لحظه فراگیرتر میشود، چهجور آیندهای در انتظار ما خواهد بود، چه جور آیندهای تدارک دیده شده؟ جنون، جنون، این مردم دارند دچار جنون نومیدی میشوند و... وای بر ناامیدانی که ما هستیم...
#نون_نوشتن
#محمود_دولت_آبادی
@flith
☘☘☘
امنیّت و ناامنی به آن ختم نمیشود که مردم در کوچه و خیابان که راه میروند یا شبها در خانه میخوابند، احساس ناامنی داشته یا نداشته باشند.
بهطور کلی نامشخص بودن جو اجتماعی، عدم همخوانی گفتار و کردار در سطح رسمی، عدم تطابق ادعا با واقعیت، عدم انطباق تدبيرها با روح زمان، همهی اینها تزلزل خاطر در حدّ ناامنی میآورند.
محمّدعلی اسلامیندوشن
@flith
امنیّت و ناامنی به آن ختم نمیشود که مردم در کوچه و خیابان که راه میروند یا شبها در خانه میخوابند، احساس ناامنی داشته یا نداشته باشند.
بهطور کلی نامشخص بودن جو اجتماعی، عدم همخوانی گفتار و کردار در سطح رسمی، عدم تطابق ادعا با واقعیت، عدم انطباق تدبيرها با روح زمان، همهی اینها تزلزل خاطر در حدّ ناامنی میآورند.
محمّدعلی اسلامیندوشن
@flith
☘☘☘
دام اجتماعی عدم رعایت پروتکل کرونا
محمد فاضلی
دام اجتماعی وضعیتی است که من به این دلیل که به دیگران اعتماد ندارم، کاری را انجام نمیدهم. مالیات نمیدهم چون اعتماد ندارم که دیگران مالیات میدهند.
من ممکن است به هر دلیلی به رعایت شدن مراقبتهای کرونا توسط دیگران بیاعتماد باشم. فراتر از آن، اعتمادم به کلیت مدیریت کرونا از دست برود. در هر دو حالت انگیزه کنشگر برای رعایت پروتکل کم میشود.
کنش و کلام ضداعتماد، دام اجتماعی رعایت نشدن پروتکل کرونا حتی برای آنها که قادر به رعایت آن هستند را تشدید میکند.
کنش و کلام ضداعتماد از جانب مدیران و مسئولان باید عقوبت داشته باشد.
@flith
دام اجتماعی عدم رعایت پروتکل کرونا
محمد فاضلی
دام اجتماعی وضعیتی است که من به این دلیل که به دیگران اعتماد ندارم، کاری را انجام نمیدهم. مالیات نمیدهم چون اعتماد ندارم که دیگران مالیات میدهند.
من ممکن است به هر دلیلی به رعایت شدن مراقبتهای کرونا توسط دیگران بیاعتماد باشم. فراتر از آن، اعتمادم به کلیت مدیریت کرونا از دست برود. در هر دو حالت انگیزه کنشگر برای رعایت پروتکل کم میشود.
کنش و کلام ضداعتماد، دام اجتماعی رعایت نشدن پروتکل کرونا حتی برای آنها که قادر به رعایت آن هستند را تشدید میکند.
کنش و کلام ضداعتماد از جانب مدیران و مسئولان باید عقوبت داشته باشد.
@flith