#بریده_کتاب
هیچ صحنهای تکرار نمیشود، مثل وقتی که به نواری گوش میدهی یا ویدیویی تماشا میکنی نمیتوانی دکمه برگشت را بزنی، هر نجوایی که درک یا دریافت نشود، برای همیشه از دست رفته است.
این همان نکته نامبارک وقایعی است که برای ما رخ میدهد و ثبت نشده یا حتی بدتر از آن ناشناخته، نادیده یا ناشنیده میماند و بعدتر دیگر راهی برای بازیابیاش وجود ندارد. روزی که باهم نگذراندیم هیچوقت باهم نخواهیم گذراند.
📕 #قلبی_به_این_سپیدی
✍🏻 #خابیر_ماریاس
@flith
هیچ صحنهای تکرار نمیشود، مثل وقتی که به نواری گوش میدهی یا ویدیویی تماشا میکنی نمیتوانی دکمه برگشت را بزنی، هر نجوایی که درک یا دریافت نشود، برای همیشه از دست رفته است.
این همان نکته نامبارک وقایعی است که برای ما رخ میدهد و ثبت نشده یا حتی بدتر از آن ناشناخته، نادیده یا ناشنیده میماند و بعدتر دیگر راهی برای بازیابیاش وجود ندارد. روزی که باهم نگذراندیم هیچوقت باهم نخواهیم گذراند.
📕 #قلبی_به_این_سپیدی
✍🏻 #خابیر_ماریاس
@flith
#بریده_کتاب
مردم ما کار خوب را برای خوب بودنِ فی نفسه آن انجام نمیدهند بلکه آن را برای بدست آوردن جایگاهی در بهشت انجام میدهند.!
این یعنی معامله کردن با خدا.
"خدایا من کارهایی که تو گفتی رو انجام میدم و از کارهایی که نهی کردی دوری میکنم ، تو هم به جاش یه قصر از طلا تو بهشتت به من بده و باغهایی که توش جوی شیر و عسل روونه و حوری و غلمان و ... .!"
این طرز تفکریست که در جامعه ی ما وجود دارد. اما آیا ما فقط برای همین است که وجود داریم و چسبیدهایم به این کرهی کوچک که به دور ستارهای کوچک میچرخد در کهکشانی که خود ذره ی غباری بیش نیست از عظمت چیزهایی که در این جهان وجود دارد؟
آیا همهی اینها وجود دارد که ما جاودانه شیر و عسل بخوریم و با حور و پری بپریم و اون هم خالدین فیها؟
آخرش که چی؟
📚صحرای محشر
✍ #محمدعلی_جمالزاده
@flith
مردم ما کار خوب را برای خوب بودنِ فی نفسه آن انجام نمیدهند بلکه آن را برای بدست آوردن جایگاهی در بهشت انجام میدهند.!
این یعنی معامله کردن با خدا.
"خدایا من کارهایی که تو گفتی رو انجام میدم و از کارهایی که نهی کردی دوری میکنم ، تو هم به جاش یه قصر از طلا تو بهشتت به من بده و باغهایی که توش جوی شیر و عسل روونه و حوری و غلمان و ... .!"
این طرز تفکریست که در جامعه ی ما وجود دارد. اما آیا ما فقط برای همین است که وجود داریم و چسبیدهایم به این کرهی کوچک که به دور ستارهای کوچک میچرخد در کهکشانی که خود ذره ی غباری بیش نیست از عظمت چیزهایی که در این جهان وجود دارد؟
آیا همهی اینها وجود دارد که ما جاودانه شیر و عسل بخوریم و با حور و پری بپریم و اون هم خالدین فیها؟
آخرش که چی؟
📚صحرای محشر
✍ #محمدعلی_جمالزاده
@flith
#دو_خط_تفکر
"پاول کوژینسکی" کارتونیست بزرگ لهستانی میگه که:
انسانِ گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیر شدن شکم نداره.
غم نان اجازه نمیده که انسان به تماشای جهان بشینه ، در زندگی عمیق بشه ، کتاب بخونه ، یاد بگیره و آگاهیش رو بالا برده و به جهان اطراف خودش بیندیشه.
آدمی در نتیجه زندگی فقیرانه پا رو فراتر از جهل نمیذاره.!
به همین دلیله که گرسنه نگه داشتن اکثریت ملتی ، ضامن بقای طبقات حاکمه ست.
-چیزی که با فقر یکجا جمع نمیشه ، آگاهیه.!
@flith
"پاول کوژینسکی" کارتونیست بزرگ لهستانی میگه که:
انسانِ گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیر شدن شکم نداره.
غم نان اجازه نمیده که انسان به تماشای جهان بشینه ، در زندگی عمیق بشه ، کتاب بخونه ، یاد بگیره و آگاهیش رو بالا برده و به جهان اطراف خودش بیندیشه.
آدمی در نتیجه زندگی فقیرانه پا رو فراتر از جهل نمیذاره.!
به همین دلیله که گرسنه نگه داشتن اکثریت ملتی ، ضامن بقای طبقات حاکمه ست.
-چیزی که با فقر یکجا جمع نمیشه ، آگاهیه.!
@flith
#بریده_کتاب
یک روز وینستون متوجه جمعیتی شد که با سر و صدای زیادی در وسط چهارراه تجمع کرده بودند.
با خودش گفت: شروع شد شروع شد انقلاب شروع شد ، مردم بالاخره طغیان کردند.!
نزدیک شد ، دو زن چاق بر سر یک قابلمه با هم درگیر شده بودند و هریک سعی داشت آن را از دست دیگری درآورد و موهای یکی از آنها بهشدت پریشان شده بود. یک لحظه هر دو قابلمه را کشیدند و دسته قابلمه کنده شد.
وینستون با تنفر آنها را تماشا میکرد.
با این حال صدایی که در آن لحظه از حنجره چندصد زن برخاسته بود بهطور عجیبی قدرتمند بهنظر میرسید!
چرا آنها نمیتوانستند همین فریاد را برای موضوعی واقعا مهم سر دهند؟
آنها تا به آگاهی نرسند ، طغیان نخواهند کرد. و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید.!
📚 کتاب 1984
✍ #جورج_اورول
@flith
یک روز وینستون متوجه جمعیتی شد که با سر و صدای زیادی در وسط چهارراه تجمع کرده بودند.
با خودش گفت: شروع شد شروع شد انقلاب شروع شد ، مردم بالاخره طغیان کردند.!
نزدیک شد ، دو زن چاق بر سر یک قابلمه با هم درگیر شده بودند و هریک سعی داشت آن را از دست دیگری درآورد و موهای یکی از آنها بهشدت پریشان شده بود. یک لحظه هر دو قابلمه را کشیدند و دسته قابلمه کنده شد.
وینستون با تنفر آنها را تماشا میکرد.
با این حال صدایی که در آن لحظه از حنجره چندصد زن برخاسته بود بهطور عجیبی قدرتمند بهنظر میرسید!
چرا آنها نمیتوانستند همین فریاد را برای موضوعی واقعا مهم سر دهند؟
آنها تا به آگاهی نرسند ، طغیان نخواهند کرد. و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید.!
📚 کتاب 1984
✍ #جورج_اورول
@flith
☘☘☘
مروری بر ابهامات سند همکاری ۲۵ ساله با چین
حمیدرضا شکوهی
سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین در سفر وزیر امور خارجه چین به ایران امضا شد اما متن آن منتشر نشد تا طرح شایعات و گمانهزنیها درباره آن ادامه داشته باشد. طرح این شایعات هم عجیب نیست. وقتی مثلا مسئولان ما سه روز اصابت موشک به هواپیمایی اوکراینی را پنهان کردند، گامبلندی در جهت تقویت بیاعتمادی مردم برداشتند و طبیعی است که با چنین سابقهای، شایعات، بیش از آن چیزهایی که مسئولان میگویند مورد توجه مردم قرار میگیرد. این نتیجه عملکرد مسئولان است.
در توجیه عدم انتشار متن کامل این سند همکاری، عموما دو موضوع مطرح شده است. یکی اینکه، چون آنچه امضا شده قرارداد نیست و صرفا سند همکاری است، پس الزامی در انتشار آن نیست؛ و دوم اینکه در شرایط تحریم، صلاح نیست متن سند همکاری منتشر شود. اما این توجیهات برای افکار عمومی چندان قابل پذیرش نیست؛ چون سابقه ذهنی آنها از گفتار مسئولان، مملو از بی اعتمادی است.
این "سند همکاری" به "قرارداد" لازمالاجرا تبدیل نشده و اگرچه عهدنامه، مقاولهنامه، قراردادها و موافقتنامههای بینالمللی، طبق اصل ۷۷ قانون اساسی ایران باید در مجلس شورای اسلامی تصویب شود، اما از آنجا که این قرارداد، حمایتی فراتر از دولت فعلی در حاکمیت دارد و مسئولیت مذاکرات مربوطه نیز بر عهده علی لاریجانی بوده، حمایت یکپارچه حاکمیت را با خود دارد و اصولا نیازی به تصویب ندارد و شاید هم به همین دلیل اطلاعرسانی درباره آن شفاف نبوده. چون عزم حاکمیت امضای این سند همکاری به هر قیمتی بوده است.
چین یکی از کشورهای پیشرو جهان بهویژه در حوزه اقتصاد است که از امضای سند همکاری با آن در شرایط عادی باید استقبال کرد؛ اما چون چارچوبهای کمی آن روشن و مشخص نیست، طبیعی است که شایعات فراوانی درباره آن مطرح شود. آنچه از سند همکاری ایران و چین منتشر شده، فاقد چارچوب روشن و هدفمند و کمی است و همین موجب بروز نگرانی شده است. فراموش نکنیم که ایران در شرایط تحریم، در موضع ضعف قرار دارد و این میتواند موجب دست بالای چین در این سند همکاری شود. هرچند با توجه با محدودیتهای تحریم و مشکلات نقل و انتقال مالی و همچنین عدم تصویب دو لایحه از لوایح FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام، چارچوبهای اجرایی این سند همکاری هم دارای ابهام است.
برخی از مفادی که درباره این سند همکاری به طور غیررسمی منتشر شده و هرچند تکذیب شده، اما به شایعات دامن زده، تهاتر کالا با نفت، فروش نفت با تخفیف به مدت طولانی، حضور نیروهای نظامی و همچنین نیروی کار چینی در ایران و موارد مشابه دیگر است. هرچند اینها در حد شایعه است اما عدم انتشار متن کامل سند همکاری به شایعات دامن زده است؛ بویژه با توجه به مدت همکاری تعیینشده که بسیار طولانی یعنی ۲۵ ساله است.
یکی از نقاط قوت این سند همکاری، بسترسازی برای جذب سرمایهگذاری چینیها در ایران اعلام شده است. اما واقعیت آن است که در دوران تحریم، چینیها هم همانند روسها، یا ایران را تنها گذاشتهاند یا همکاریهایی که در قالب سرمایهگذاری انجام دادهاند، عموما پایانی تاریک داشته است. آخرین مورد همکاری چین با ایران، قرارداد توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی بود که ایران قرارداد آن را با توتال و چین امضا کرد و پس از خروج توتال در تابستان ۱۳۹۷، قرارداد به چین رسید اما آنها هم پس از هشت ماه شانه خالی کردند! همه، خروج توتال از این قرارداد را دیدند؛ اما کسی خروج چین را از آن ندید! یکبار دیگر هم پس از خروج توتال از فاز ۱۱ در سال ۱۳۸۸، توسعه فاز ۱۱ به چین واگذار شده بود که پس از گذشت ۴۰ ماه، چینیها بدون اجراي ابتداییترین فعاليتهاي توسعهای از این پروژه خارج شده بودند. مصادیق خروج چین از پروژههای توسعهای ایران البته بسیار بیشتر است. از توسعه میدان نفتی آزادگان گرفته که چینیها به دلیل کمکاری، خلع ید شدند؛ تا پروژه آزادراه تهران – شمال که از آن هم اخراج شدند. با چنین کارنامهای، دلخوش کردن به سرمایهگذاری چینیها در پروژههای ایران بهعنوان یک امتیاز برای ایران در سند همکاری ۲۵ ساله، تنها یک سراب است!
خلاصه اینکه به نگرانی افکار عمومی درباره سند همکاری با چین که به هر دلیلی متن کامل آن منتشر نمیشود و موجب بدگمانی شده باید احترام گذاشت. با سابقهای که از چین داریم و با توجه به شرایط فعلی ایران که زیر فشار تحریم است، به این سند همکاری که از موضع برابر تدوین نشده نمیتوان دلخوش کرد.
@flith
مروری بر ابهامات سند همکاری ۲۵ ساله با چین
حمیدرضا شکوهی
سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین در سفر وزیر امور خارجه چین به ایران امضا شد اما متن آن منتشر نشد تا طرح شایعات و گمانهزنیها درباره آن ادامه داشته باشد. طرح این شایعات هم عجیب نیست. وقتی مثلا مسئولان ما سه روز اصابت موشک به هواپیمایی اوکراینی را پنهان کردند، گامبلندی در جهت تقویت بیاعتمادی مردم برداشتند و طبیعی است که با چنین سابقهای، شایعات، بیش از آن چیزهایی که مسئولان میگویند مورد توجه مردم قرار میگیرد. این نتیجه عملکرد مسئولان است.
در توجیه عدم انتشار متن کامل این سند همکاری، عموما دو موضوع مطرح شده است. یکی اینکه، چون آنچه امضا شده قرارداد نیست و صرفا سند همکاری است، پس الزامی در انتشار آن نیست؛ و دوم اینکه در شرایط تحریم، صلاح نیست متن سند همکاری منتشر شود. اما این توجیهات برای افکار عمومی چندان قابل پذیرش نیست؛ چون سابقه ذهنی آنها از گفتار مسئولان، مملو از بی اعتمادی است.
این "سند همکاری" به "قرارداد" لازمالاجرا تبدیل نشده و اگرچه عهدنامه، مقاولهنامه، قراردادها و موافقتنامههای بینالمللی، طبق اصل ۷۷ قانون اساسی ایران باید در مجلس شورای اسلامی تصویب شود، اما از آنجا که این قرارداد، حمایتی فراتر از دولت فعلی در حاکمیت دارد و مسئولیت مذاکرات مربوطه نیز بر عهده علی لاریجانی بوده، حمایت یکپارچه حاکمیت را با خود دارد و اصولا نیازی به تصویب ندارد و شاید هم به همین دلیل اطلاعرسانی درباره آن شفاف نبوده. چون عزم حاکمیت امضای این سند همکاری به هر قیمتی بوده است.
چین یکی از کشورهای پیشرو جهان بهویژه در حوزه اقتصاد است که از امضای سند همکاری با آن در شرایط عادی باید استقبال کرد؛ اما چون چارچوبهای کمی آن روشن و مشخص نیست، طبیعی است که شایعات فراوانی درباره آن مطرح شود. آنچه از سند همکاری ایران و چین منتشر شده، فاقد چارچوب روشن و هدفمند و کمی است و همین موجب بروز نگرانی شده است. فراموش نکنیم که ایران در شرایط تحریم، در موضع ضعف قرار دارد و این میتواند موجب دست بالای چین در این سند همکاری شود. هرچند با توجه با محدودیتهای تحریم و مشکلات نقل و انتقال مالی و همچنین عدم تصویب دو لایحه از لوایح FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام، چارچوبهای اجرایی این سند همکاری هم دارای ابهام است.
برخی از مفادی که درباره این سند همکاری به طور غیررسمی منتشر شده و هرچند تکذیب شده، اما به شایعات دامن زده، تهاتر کالا با نفت، فروش نفت با تخفیف به مدت طولانی، حضور نیروهای نظامی و همچنین نیروی کار چینی در ایران و موارد مشابه دیگر است. هرچند اینها در حد شایعه است اما عدم انتشار متن کامل سند همکاری به شایعات دامن زده است؛ بویژه با توجه به مدت همکاری تعیینشده که بسیار طولانی یعنی ۲۵ ساله است.
یکی از نقاط قوت این سند همکاری، بسترسازی برای جذب سرمایهگذاری چینیها در ایران اعلام شده است. اما واقعیت آن است که در دوران تحریم، چینیها هم همانند روسها، یا ایران را تنها گذاشتهاند یا همکاریهایی که در قالب سرمایهگذاری انجام دادهاند، عموما پایانی تاریک داشته است. آخرین مورد همکاری چین با ایران، قرارداد توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی بود که ایران قرارداد آن را با توتال و چین امضا کرد و پس از خروج توتال در تابستان ۱۳۹۷، قرارداد به چین رسید اما آنها هم پس از هشت ماه شانه خالی کردند! همه، خروج توتال از این قرارداد را دیدند؛ اما کسی خروج چین را از آن ندید! یکبار دیگر هم پس از خروج توتال از فاز ۱۱ در سال ۱۳۸۸، توسعه فاز ۱۱ به چین واگذار شده بود که پس از گذشت ۴۰ ماه، چینیها بدون اجراي ابتداییترین فعاليتهاي توسعهای از این پروژه خارج شده بودند. مصادیق خروج چین از پروژههای توسعهای ایران البته بسیار بیشتر است. از توسعه میدان نفتی آزادگان گرفته که چینیها به دلیل کمکاری، خلع ید شدند؛ تا پروژه آزادراه تهران – شمال که از آن هم اخراج شدند. با چنین کارنامهای، دلخوش کردن به سرمایهگذاری چینیها در پروژههای ایران بهعنوان یک امتیاز برای ایران در سند همکاری ۲۵ ساله، تنها یک سراب است!
خلاصه اینکه به نگرانی افکار عمومی درباره سند همکاری با چین که به هر دلیلی متن کامل آن منتشر نمیشود و موجب بدگمانی شده باید احترام گذاشت. با سابقهای که از چین داریم و با توجه به شرایط فعلی ایران که زیر فشار تحریم است، به این سند همکاری که از موضع برابر تدوین نشده نمیتوان دلخوش کرد.
@flith
☘☘☘
تابعیت ایرانی !
دکتر نصرالله پور جوادی
«اگر رودکی نمی شد، سعدی نمی شد، مولانا نمی شد، حافظ نمی شد
ما امروز پس از هزاره ها معلوم نشد ما چه می شدیم، کجا می رفتیم!
اگر شاعر نمی شد ، نویسنده نمی شد، موسیقی نمی شد،
ما چه می شدیم؟ به کجا می رفتیم؟
اگر مهر و محبت و برادری نمی شد ما با درنده برابر می شدیم.»
اینها جملاتی است که پرزیدنت امام علی رحمان اف در نطق یا پیام نوروزی خود به مردم تاجیکستان بیان کرد و من فیلم آن را که یکی از دوستان برایم از آنجا آورده بود تماشا کردم. زیبا ترین و مردمی ترین و نوروزی ترین پیامی است که من از یک مقام رسمی شنیدم. حتما آن را ببینید.
سخنان امام علی دو بخش داشت، یک بخش آن نوشته ای بود که او از رو می خواند ولی بخش دیگر مطالبی بود که او از خودش می گفت. از کودکیش، از جشنهای نوروزی که پنهانی در منزل در زمان شورویها می گرفتند. می گفت: « نوروز که می شد از ما می خواستند همه کینه ها و دشمنیها را از دلها بیرون بریزیم. همه جا می بایست روشنائی می شد. تاریکی را می زدودند. حتی موی سر ما را می تراشیدند تا در سر ما هیچ سیاهی نباشد. می خواستند دلهایمان هم تاریک نباشد. »
امام علی در نطق خود تأکید می کرد که نوروز آئین ملی و بین المللی است. به دلائل سیاسی کلمۀ «ایران» و « ایرانی» را به زبان نمی آورد. به جای آن کلمۀ «عجم» را به کار می برد. ولی نطق او نطق ایرانی بود. من تاکنون تابعیت هیچ کشور دیگری را تقاضا نکرده ام ولی بعد از شنیدن نطق نوروزی آقای امامعلی رحمان اف و دیدن جشنهای نوروزی تاجیکستان در « نوروزگاه»، می خواهم از ایشان تقاضا کنم که به من تابعیت کشورش را عطا کند تا من یک شهروند ایرانی-تاجیکستانی باشم..
@flith
تابعیت ایرانی !
دکتر نصرالله پور جوادی
«اگر رودکی نمی شد، سعدی نمی شد، مولانا نمی شد، حافظ نمی شد
ما امروز پس از هزاره ها معلوم نشد ما چه می شدیم، کجا می رفتیم!
اگر شاعر نمی شد ، نویسنده نمی شد، موسیقی نمی شد،
ما چه می شدیم؟ به کجا می رفتیم؟
اگر مهر و محبت و برادری نمی شد ما با درنده برابر می شدیم.»
اینها جملاتی است که پرزیدنت امام علی رحمان اف در نطق یا پیام نوروزی خود به مردم تاجیکستان بیان کرد و من فیلم آن را که یکی از دوستان برایم از آنجا آورده بود تماشا کردم. زیبا ترین و مردمی ترین و نوروزی ترین پیامی است که من از یک مقام رسمی شنیدم. حتما آن را ببینید.
سخنان امام علی دو بخش داشت، یک بخش آن نوشته ای بود که او از رو می خواند ولی بخش دیگر مطالبی بود که او از خودش می گفت. از کودکیش، از جشنهای نوروزی که پنهانی در منزل در زمان شورویها می گرفتند. می گفت: « نوروز که می شد از ما می خواستند همه کینه ها و دشمنیها را از دلها بیرون بریزیم. همه جا می بایست روشنائی می شد. تاریکی را می زدودند. حتی موی سر ما را می تراشیدند تا در سر ما هیچ سیاهی نباشد. می خواستند دلهایمان هم تاریک نباشد. »
امام علی در نطق خود تأکید می کرد که نوروز آئین ملی و بین المللی است. به دلائل سیاسی کلمۀ «ایران» و « ایرانی» را به زبان نمی آورد. به جای آن کلمۀ «عجم» را به کار می برد. ولی نطق او نطق ایرانی بود. من تاکنون تابعیت هیچ کشور دیگری را تقاضا نکرده ام ولی بعد از شنیدن نطق نوروزی آقای امامعلی رحمان اف و دیدن جشنهای نوروزی تاجیکستان در « نوروزگاه»، می خواهم از ایشان تقاضا کنم که به من تابعیت کشورش را عطا کند تا من یک شهروند ایرانی-تاجیکستانی باشم..
@flith
از چپو کردنِ این خانه خجالت نکشید
از منِ ساکن ویرانه خجالت نکشید
مملکت را بفروشید به روسیه و چین
اصلا از مردمِ بی خانه خجالت نکشید
مرد و زن را به فروشِ بدن انداخته اید
از فروشِ تنِ ریحانه خجالت نکشید
خرج نوسازیِ لبنان و یمن را بدهید
از مریوان و بم و بانه خجالت نکشید
خاکمان را اگر از بابِ وِتو کردن ها
باج دادید به بیگانه،خجالت نکشید
صد برابر شده اجناس،کما فی السابق
موقع دادن یارانه خجالت نکشید
نامِ ما را بگذارید نفوذی،خس و خاشاک
مثل آن مردک دیوانه خجالت نکشید
ضربه ای مانده که بر پیکر مردم نزدید؟
خب اگر هست، صمیمانه، خجالت نکشید.
@flith
از منِ ساکن ویرانه خجالت نکشید
مملکت را بفروشید به روسیه و چین
اصلا از مردمِ بی خانه خجالت نکشید
مرد و زن را به فروشِ بدن انداخته اید
از فروشِ تنِ ریحانه خجالت نکشید
خرج نوسازیِ لبنان و یمن را بدهید
از مریوان و بم و بانه خجالت نکشید
خاکمان را اگر از بابِ وِتو کردن ها
باج دادید به بیگانه،خجالت نکشید
صد برابر شده اجناس،کما فی السابق
موقع دادن یارانه خجالت نکشید
نامِ ما را بگذارید نفوذی،خس و خاشاک
مثل آن مردک دیوانه خجالت نکشید
ضربه ای مانده که بر پیکر مردم نزدید؟
خب اگر هست، صمیمانه، خجالت نکشید.
@flith
☘☘☘
«ما و موافقتنامۀ راهبردی با چین»
مهدی تدینی
من از مفاد سند یا موافقتنامه یا قرارداد ــ اسمش را هم نفهمیدم آخر! ــ میان ایران و چین اطلاعی ندارم. اگر هم اطلاع مییافتم نه سواد حقوقی و نه تجربهای در معاهدات بینالمللی دارم که بتوانم دربارۀ آن داوری کنم. در یک کلام، من با اطلاع و بدون اطلاع از مفاد این موافقتنامه صلاحیت نظر دادن دربارۀ آن را ندارم. اما به عنوان شهروند و کسی که دغدغۀ حیات ایران و ایرانیان را دارد، طبعاً اجازه دارم از جنبهای که عقلم میرسد، دربارۀ آن نظر دهم ــ مانند عموم مردم.
نظر من همان چیزی است که سر قضیۀ تقسیم منابع خزر داشتم. راهحل و پیشنهاد من به عنوان یک شهروند برای ایران «راهحل لیبرال» است. وقتی در زمینۀ سیاست خارجی از «راهحل لیبرال» صحبت میکنیم معنایش این است که باید در اسرع وقت تابع بازار آزاد جهانی قرار گرفت؛ باید بیدرنگ همۀ همّ و غم ما ناظر به این باشد که سهم سودمند، پربازده و آیندهداری را از «نظام تقسیم کار جهانی» به خود اختصاص دهیم و از طریق ایفای نقشی اقتصادیـبازاری در جهان ثروتسازی کنیم.
این راهحل کلاسیک لیبرال در سیاستگذاری خارجی است. اصول لیبرال ناظر بر این است که همۀ موانع داخلی و خارجی ممکن که میتواند به این «درهمتنیدگی در بازار جهانی و حضور در نظام تقسیم کار بینالمللی» آسیب بزند، از میان برداشته شود: جنگ و منازعات از هر نوع آن و سر هر چیز، در فرایند درهمتنیدگی در نظام تقسیم کارِ بینالمللی (یا همان بازار جهانی) اختلال ایجاد میکند. بنابراین موضعی که من از آن دفاع میکنم و به گمانم باعث بهروزی همگان است، روشن است: زدن به سینۀ اقتصاد جهانی و تبعیت از اصول بازار جهانی.
از همین منظر و با همین راهبرد کلان دربارۀ موافقتنامه با چین نظر میدهم (فارغ از مفاد آن که صحبت از آن در تخصص من نیست). در راستای برداشتن مرزهای اقتصاد ملی، هر گونه توافق بینالمللی تجاری اگر به بسط دامنۀ اقتصاد ایران کمک کند، مفید است. این دقیقاً همان چیزی است که آرزوی هر کسی است که مانند امثال من فکر میکند. و حرفم با بقیۀ هموطنانم و صاحبمنصبان این است که چرا همین «منطق توافق با چین» را به دیگر کشورها تعمیم ندهیم؟
وقتی اصرار داریم پیمان راهبردی و توسعۀ بسترهای تجاری (و حتی امنیتی) با قدرت دوم جهان ــ که در آینده هم قدرت اول است ــ کار درست و معقولی است، ناگزیر باید پرسید: پس تکلیف درگیری با سایر قدرتهای بزرگ جهان چیست؟ اگر توسعۀ تجارت با یک یا دو کشور بزرگ برای دولت و ملت مفید است، پس چرا از فواید توسعۀ تجاری با سایر قدرتها به دلایل و بهانههای مختلف محروم شویم؟
اگر بستن پیمانهای راهبردی با قدرتهای بزرگ به استقلال ما آسیبی نمیزند، پس چرا اینقدر اصرار داریم کشورهایی چون ژاپن، کرۀ جنوبی و کشورهای عربی به دلیل تن دادن به چنین پیمانهایی با قدرتهای بزرگ هیچگاه استقلال واقعی نداشتهاند؟
اگر بستن قرارداد جامع و بلندمدت با یک کشور بزرگ آسیبی به جایگاه ما نمیزند، پس همین درهمتنیدگی اقتصادی با سایر قدرتها هم آسیبی به ما نخواهد زد. شاید بگویید: «نه! خلط مبحث نکن! مسئله در اینجا سیاست قدرت است! یعنی همپیمانی با چین به این دلیل به ما آسیب نمیزند، چون در سیاست قدرت منطقهای و بینالمللی حریف ما نیست، اما ما این مناسبات همسو را با آمریکا و اروپا نداریم.» قبول! میپذیرم که نوع رابطۀ ما با چین و جنس مناسبات قدرت بین ما و چین با آنچه بین ما و غرب وجود دارد، متفاوت است.
اما یک مسئلۀ ساده: توسعۀ روابط راهبردی با چین حتماً به قدرت و امنیت ما در همین آرایش سیاسیِ موجود کمک میکند. پس: «همپیمانی راهبردی با قدرتهای بزرگ روشی برای توسعۀ اقتصاد و امنیت است.» همین را هم بپذیریم کافی است! پس اگر کسی هم آمد و گفت این الگو را در مورد کشورهای دیگر هم میتوان اجرا کرد، نه مزدور است، نه خائن و نه ستون پنجم. فقط به همین اصلی باور دارد که اینک در پس قرارداد راهبردی با چین نهفته است.
در نهایت آرزوی من این است که آنچه در دوران ناصرالدینشاه میتوانست شروع شود و با مقاومت جامعه و با انگارهها و تصورات نادرست ما محقق نشد، سرانجام روزی محقق شود. به گمان من حتی قراردادهای دوران ناصرالدینشاه نیز قراردادهای بدی نبود. همان امتیازاتی که شرکتهای غربی از دولت خودشان میگرفتند، از ما هم میخواستند. همان امتیازاتی که شرکتهای راهآهنسازی خصوصی از دولت آمریکا گرفتند، طبعاً اگر به ایران میآمدند، از ما هم میگرفتند (کسی چیزی مفت برای کسی نمیسازد! مثل همین چینیها!).
اینکه در به روی اقتصادها و کشورهای دیگر بگشاییم، خیانت نیست، بلکه یک الگوی کارآمد توسعه است که هیچگاه به آن تن ندادهایم و ۱۵۰ سال است با شعار ناموزون «استعمارستیزی» و «استقلال» از آن پرهیز کردهایم.
@flith
«ما و موافقتنامۀ راهبردی با چین»
مهدی تدینی
من از مفاد سند یا موافقتنامه یا قرارداد ــ اسمش را هم نفهمیدم آخر! ــ میان ایران و چین اطلاعی ندارم. اگر هم اطلاع مییافتم نه سواد حقوقی و نه تجربهای در معاهدات بینالمللی دارم که بتوانم دربارۀ آن داوری کنم. در یک کلام، من با اطلاع و بدون اطلاع از مفاد این موافقتنامه صلاحیت نظر دادن دربارۀ آن را ندارم. اما به عنوان شهروند و کسی که دغدغۀ حیات ایران و ایرانیان را دارد، طبعاً اجازه دارم از جنبهای که عقلم میرسد، دربارۀ آن نظر دهم ــ مانند عموم مردم.
نظر من همان چیزی است که سر قضیۀ تقسیم منابع خزر داشتم. راهحل و پیشنهاد من به عنوان یک شهروند برای ایران «راهحل لیبرال» است. وقتی در زمینۀ سیاست خارجی از «راهحل لیبرال» صحبت میکنیم معنایش این است که باید در اسرع وقت تابع بازار آزاد جهانی قرار گرفت؛ باید بیدرنگ همۀ همّ و غم ما ناظر به این باشد که سهم سودمند، پربازده و آیندهداری را از «نظام تقسیم کار جهانی» به خود اختصاص دهیم و از طریق ایفای نقشی اقتصادیـبازاری در جهان ثروتسازی کنیم.
این راهحل کلاسیک لیبرال در سیاستگذاری خارجی است. اصول لیبرال ناظر بر این است که همۀ موانع داخلی و خارجی ممکن که میتواند به این «درهمتنیدگی در بازار جهانی و حضور در نظام تقسیم کار بینالمللی» آسیب بزند، از میان برداشته شود: جنگ و منازعات از هر نوع آن و سر هر چیز، در فرایند درهمتنیدگی در نظام تقسیم کارِ بینالمللی (یا همان بازار جهانی) اختلال ایجاد میکند. بنابراین موضعی که من از آن دفاع میکنم و به گمانم باعث بهروزی همگان است، روشن است: زدن به سینۀ اقتصاد جهانی و تبعیت از اصول بازار جهانی.
از همین منظر و با همین راهبرد کلان دربارۀ موافقتنامه با چین نظر میدهم (فارغ از مفاد آن که صحبت از آن در تخصص من نیست). در راستای برداشتن مرزهای اقتصاد ملی، هر گونه توافق بینالمللی تجاری اگر به بسط دامنۀ اقتصاد ایران کمک کند، مفید است. این دقیقاً همان چیزی است که آرزوی هر کسی است که مانند امثال من فکر میکند. و حرفم با بقیۀ هموطنانم و صاحبمنصبان این است که چرا همین «منطق توافق با چین» را به دیگر کشورها تعمیم ندهیم؟
وقتی اصرار داریم پیمان راهبردی و توسعۀ بسترهای تجاری (و حتی امنیتی) با قدرت دوم جهان ــ که در آینده هم قدرت اول است ــ کار درست و معقولی است، ناگزیر باید پرسید: پس تکلیف درگیری با سایر قدرتهای بزرگ جهان چیست؟ اگر توسعۀ تجارت با یک یا دو کشور بزرگ برای دولت و ملت مفید است، پس چرا از فواید توسعۀ تجاری با سایر قدرتها به دلایل و بهانههای مختلف محروم شویم؟
اگر بستن پیمانهای راهبردی با قدرتهای بزرگ به استقلال ما آسیبی نمیزند، پس چرا اینقدر اصرار داریم کشورهایی چون ژاپن، کرۀ جنوبی و کشورهای عربی به دلیل تن دادن به چنین پیمانهایی با قدرتهای بزرگ هیچگاه استقلال واقعی نداشتهاند؟
اگر بستن قرارداد جامع و بلندمدت با یک کشور بزرگ آسیبی به جایگاه ما نمیزند، پس همین درهمتنیدگی اقتصادی با سایر قدرتها هم آسیبی به ما نخواهد زد. شاید بگویید: «نه! خلط مبحث نکن! مسئله در اینجا سیاست قدرت است! یعنی همپیمانی با چین به این دلیل به ما آسیب نمیزند، چون در سیاست قدرت منطقهای و بینالمللی حریف ما نیست، اما ما این مناسبات همسو را با آمریکا و اروپا نداریم.» قبول! میپذیرم که نوع رابطۀ ما با چین و جنس مناسبات قدرت بین ما و چین با آنچه بین ما و غرب وجود دارد، متفاوت است.
اما یک مسئلۀ ساده: توسعۀ روابط راهبردی با چین حتماً به قدرت و امنیت ما در همین آرایش سیاسیِ موجود کمک میکند. پس: «همپیمانی راهبردی با قدرتهای بزرگ روشی برای توسعۀ اقتصاد و امنیت است.» همین را هم بپذیریم کافی است! پس اگر کسی هم آمد و گفت این الگو را در مورد کشورهای دیگر هم میتوان اجرا کرد، نه مزدور است، نه خائن و نه ستون پنجم. فقط به همین اصلی باور دارد که اینک در پس قرارداد راهبردی با چین نهفته است.
در نهایت آرزوی من این است که آنچه در دوران ناصرالدینشاه میتوانست شروع شود و با مقاومت جامعه و با انگارهها و تصورات نادرست ما محقق نشد، سرانجام روزی محقق شود. به گمان من حتی قراردادهای دوران ناصرالدینشاه نیز قراردادهای بدی نبود. همان امتیازاتی که شرکتهای غربی از دولت خودشان میگرفتند، از ما هم میخواستند. همان امتیازاتی که شرکتهای راهآهنسازی خصوصی از دولت آمریکا گرفتند، طبعاً اگر به ایران میآمدند، از ما هم میگرفتند (کسی چیزی مفت برای کسی نمیسازد! مثل همین چینیها!).
اینکه در به روی اقتصادها و کشورهای دیگر بگشاییم، خیانت نیست، بلکه یک الگوی کارآمد توسعه است که هیچگاه به آن تن ندادهایم و ۱۵۰ سال است با شعار ناموزون «استعمارستیزی» و «استقلال» از آن پرهیز کردهایم.
@flith
ایرانیان روز سیزدهم را جشن میگرفتند زیرا نخستین روزآغاز کشاورزی در سال نو بود. روز کشت و کار با گردآمدن در زمین زراعی و آرزوی بارش باران و فرارسیدن سالی خوب و خرم برای کشاورزان.
برخی آیین های معروف سیزده به در
- گره زدن سبزه
- سبزه به رود سپردن
- خوردن کاهو و سکنجبین
- پختن آش رشته
- پرتات ۱۳ عدد سنگ (مخصوص مناطق کردنشین)
چه کسی گفته چنین :با گره سال خود آغازکنیم ؟
از هزاران گرهِ مانده به راه
تو بیا تا گره ای باز کنیم
سیزده تون به در، به امید باز شدن تموم گره های زندگیتون
سیزده به در فرخنده🍀❤️
@flith
برخی آیین های معروف سیزده به در
- گره زدن سبزه
- سبزه به رود سپردن
- خوردن کاهو و سکنجبین
- پختن آش رشته
- پرتات ۱۳ عدد سنگ (مخصوص مناطق کردنشین)
چه کسی گفته چنین :با گره سال خود آغازکنیم ؟
از هزاران گرهِ مانده به راه
تو بیا تا گره ای باز کنیم
سیزده تون به در، به امید باز شدن تموم گره های زندگیتون
سیزده به در فرخنده🍀❤️
@flith
لازم نیست بگم چقدر اوضاع خرابه، همه
می دونن که اوضاع خرابه... توی رکود
اقتصادی هستیم. مردم شغلشون رو از
دست دادن و یا نگران هستن که شغلشون
رو از دست بدن. بانک ها دارن ورشکسته
میشن،مغازه دارها یه اسلحه زیر پیشخون
مغازه نگه میدارن، لات و لوت ها توی
خیابون ولو هستن و هیچ کس نمی دونه
چیکار باید بکنه. ما می دونیم دیگه هوا
قابل تنفس نیست و همینطور غذای ما
قابل خوردن نیست. تلویزیون نگاه می
کنیم و گوینده خبر بهمون میگه امروز
۱۵ تا قتل داشتیم و ۶۳ جرم سنگین. انگار
قراره همیشه همینطور باشه. سر رشته ی
کارها از دستمون در رفته. حتی نمی تونیم
از خونه هامون خارج بشیم، ازتون نمیخوام
که شورش کنید، نمیخوام به نمایندتون نامه
بنویسید چون نمی دونیم چی باید بهشون
بگید نمی دونیم با رکود و تورم و جرم باید
چیکار کرد، تنها چیزی که می دونم اینه که
اول باید «عصبانی بشین!» باید بگین: «من
یک انسانم.... لعنت..... زندگی من ارزش داره!!
🎥network (1976)
@flith
می دونن که اوضاع خرابه... توی رکود
اقتصادی هستیم. مردم شغلشون رو از
دست دادن و یا نگران هستن که شغلشون
رو از دست بدن. بانک ها دارن ورشکسته
میشن،مغازه دارها یه اسلحه زیر پیشخون
مغازه نگه میدارن، لات و لوت ها توی
خیابون ولو هستن و هیچ کس نمی دونه
چیکار باید بکنه. ما می دونیم دیگه هوا
قابل تنفس نیست و همینطور غذای ما
قابل خوردن نیست. تلویزیون نگاه می
کنیم و گوینده خبر بهمون میگه امروز
۱۵ تا قتل داشتیم و ۶۳ جرم سنگین. انگار
قراره همیشه همینطور باشه. سر رشته ی
کارها از دستمون در رفته. حتی نمی تونیم
از خونه هامون خارج بشیم، ازتون نمیخوام
که شورش کنید، نمیخوام به نمایندتون نامه
بنویسید چون نمی دونیم چی باید بهشون
بگید نمی دونیم با رکود و تورم و جرم باید
چیکار کرد، تنها چیزی که می دونم اینه که
اول باید «عصبانی بشین!» باید بگین: «من
یک انسانم.... لعنت..... زندگی من ارزش داره!!
🎥network (1976)
@flith
حس میکنم و میبینم تک به تک مردم ، هرکس فقط به مشکل خودش و راهحل فردی مشکل خودش فکر میکنه و لابد نمیدونه که فاجعهٔ اجتماعی از همین ناشی میشه که هرکس فکر میکنه باید گوش و گلیم خودش رو از آب بهدربکشه.
چه انبوه هستن مشکلاتِ زندگی ما، و چه اندک هستن کسانی که اینو مشکل خودشون بدونن.!
👤 #محمود_دولت_آبادی
@flith
چه انبوه هستن مشکلاتِ زندگی ما، و چه اندک هستن کسانی که اینو مشکل خودشون بدونن.!
👤 #محمود_دولت_آبادی
@flith
اعتلای کشور یا مردم کشور؟
🔸خبرنگاری در جنگ جهانی دوم از موسولینی پرسیده بود ، شما میگویید برای سربلندی ایتالیا تلاش میکنید و میجنگید لیکن من هر چه در ایتالیا گشتهام جز فقر و مصیبت و مردمی فلاکتزده نیافتهام! مردم کشورتان پس از سالها حکمرانیِ شما ، مردمی مایوس و فقیر و خسته و رنجورند.
🔸موسولینی در پاسخ وی گفته بود:
من نگفتم برای اعتلای «مردم ایتالیا» چنین میکنم ، گفتم برای اعتلای «ایتالیا» تلاش میکنم!
🔸گویی از نظر دیکتاتورها از جمله موسولینی هویتی به نام کشور وجود دارد که به هزینه لاغرشدن مردمِ آن کشور ، فربه میشود!
✍ #مصطفی_ملکیان
@flith
🔸خبرنگاری در جنگ جهانی دوم از موسولینی پرسیده بود ، شما میگویید برای سربلندی ایتالیا تلاش میکنید و میجنگید لیکن من هر چه در ایتالیا گشتهام جز فقر و مصیبت و مردمی فلاکتزده نیافتهام! مردم کشورتان پس از سالها حکمرانیِ شما ، مردمی مایوس و فقیر و خسته و رنجورند.
🔸موسولینی در پاسخ وی گفته بود:
من نگفتم برای اعتلای «مردم ایتالیا» چنین میکنم ، گفتم برای اعتلای «ایتالیا» تلاش میکنم!
🔸گویی از نظر دیکتاتورها از جمله موسولینی هویتی به نام کشور وجود دارد که به هزینه لاغرشدن مردمِ آن کشور ، فربه میشود!
✍ #مصطفی_ملکیان
@flith
نقلقولی از فریدون فرخزاد👇
🔻به دیوید دوست انگلیسیم گفتم: شما انگلیسیها آدمهای پستی هستید که ما ایرانیها رو استعمار کردید ، شرم نمیکنید از رفتارتون؟
🔻دیوید گفت: این مردم شما بودن که اجازهٔ استعمار شدن رو به سیاستمداران ما دادن.!
🔻شما ایرانیها قرنهاست مثل یک صد دلاریایی هستید که روی زمین افتاده ، ما برنداریم روسها یا آمریکاییها برمیدارن.
🔻بهجای اینکه یقۀ ما رو بگیری برو و مردم سرزمینت رو آگاه کن.!
@flith
🔻به دیوید دوست انگلیسیم گفتم: شما انگلیسیها آدمهای پستی هستید که ما ایرانیها رو استعمار کردید ، شرم نمیکنید از رفتارتون؟
🔻دیوید گفت: این مردم شما بودن که اجازهٔ استعمار شدن رو به سیاستمداران ما دادن.!
🔻شما ایرانیها قرنهاست مثل یک صد دلاریایی هستید که روی زمین افتاده ، ما برنداریم روسها یا آمریکاییها برمیدارن.
🔻بهجای اینکه یقۀ ما رو بگیری برو و مردم سرزمینت رو آگاه کن.!
@flith
"گرفتنِ آزادی" از مردمی که نمیخوان برده بمونن سخته ، اما "دادنِ آزادی" به مردمی که میخوان برده بمونن، به مراتب سختتره.!
@flith
@flith
#بریده_کتاب
نصف اشتباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم، احساس میکنیم و
وقتی که باید احساس کنیم، فکر میکنیم...!
📕 #به_آواز_باد_گوش_بسپار
✍ #هاروکی_موراکامی
@flith
نصف اشتباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم، احساس میکنیم و
وقتی که باید احساس کنیم، فکر میکنیم...!
📕 #به_آواز_باد_گوش_بسپار
✍ #هاروکی_موراکامی
@flith
#بریده_کتاب
راست است كه شما دروغ ميگوييد
بعد از اين هم تا پـايان دنيا دروغ
خواهيد گفت.بله! من شيوه كارتان
را خـوب فهميده ام. شـما مـردم را
گرسنه نگه داشته ايد و آنها را از
هم جدا كرده ايد تا «عصيان» و
شورش شان را از بين ببريد، شما
آنها را ضعيف و درمانده مى كنيد
و سبعانه نيروى آن ها را میبلعيد
و اوقات شان را مشـغول مى كنيد
تـا از «وحشـت» نه جوشش كنند
و نه مجالى بـراى جوشش داشـته
باشـند. آن ها در يك جا ايسـتاده
اند و «درجـا» مـى زنند.. راضى
بـاشيد! علیرغم جمعيتى كه دارند
تنها هسـتند، مـن هـم تنها هسـتم
«همهى ما» «تنها» «هسـتيم.»
👤آلبر كامو(نویسنده،فیلسوف و روزنامه نگار فرانسوی،برنده جایزه ادبی نوبل)
📚حکومت نظامی
@flith
راست است كه شما دروغ ميگوييد
بعد از اين هم تا پـايان دنيا دروغ
خواهيد گفت.بله! من شيوه كارتان
را خـوب فهميده ام. شـما مـردم را
گرسنه نگه داشته ايد و آنها را از
هم جدا كرده ايد تا «عصيان» و
شورش شان را از بين ببريد، شما
آنها را ضعيف و درمانده مى كنيد
و سبعانه نيروى آن ها را میبلعيد
و اوقات شان را مشـغول مى كنيد
تـا از «وحشـت» نه جوشش كنند
و نه مجالى بـراى جوشش داشـته
باشـند. آن ها در يك جا ايسـتاده
اند و «درجـا» مـى زنند.. راضى
بـاشيد! علیرغم جمعيتى كه دارند
تنها هسـتند، مـن هـم تنها هسـتم
«همهى ما» «تنها» «هسـتيم.»
👤آلبر كامو(نویسنده،فیلسوف و روزنامه نگار فرانسوی،برنده جایزه ادبی نوبل)
📚حکومت نظامی
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ تاریخی از تعرض سربازان هندی ارتش انگلیس به چند بانوی تهرانی و مقابله داش مشتی های تهران با آنها
@flith
@flith
#بریده_کتاب
از اشتباهات بیپایه مردم یکی این است که خیال میکنند هر کس دارای خصوصیاتی است تغییرناپذیر. یکی بد است و دیگری خوب، این هشیار است و آن احمق؛ این فعال است و آن تنبل. حال آن که اینجور نیست، آدمها مثل رودخانهاند، اگر چه همه یکشکل و یکجورند، ولی رودخانه را که دیدهاید، همچنانکه پیش میرود، گاهی آهسته حرکت میکند، گاهی تند، گاه که به کوهسار میرسد، باریک میشود، گاهی که به دشت میرسد، پهن میشود و وسعت پیدا میکند؛ در جایی آبش سرد است و چند فرسنگ آن طرفتر آبش گرم میشود؛ یک زمان آرام است و یک زمان طغیان میکند. هر انسانی در خود عناصر خوب و بد دارد، گاهی روی خوبش را نشان میدهد و گاهی روی بدش را...
📕 #رستاخیز
✍ #لئو_تولستوی
@flith
از اشتباهات بیپایه مردم یکی این است که خیال میکنند هر کس دارای خصوصیاتی است تغییرناپذیر. یکی بد است و دیگری خوب، این هشیار است و آن احمق؛ این فعال است و آن تنبل. حال آن که اینجور نیست، آدمها مثل رودخانهاند، اگر چه همه یکشکل و یکجورند، ولی رودخانه را که دیدهاید، همچنانکه پیش میرود، گاهی آهسته حرکت میکند، گاهی تند، گاه که به کوهسار میرسد، باریک میشود، گاهی که به دشت میرسد، پهن میشود و وسعت پیدا میکند؛ در جایی آبش سرد است و چند فرسنگ آن طرفتر آبش گرم میشود؛ یک زمان آرام است و یک زمان طغیان میکند. هر انسانی در خود عناصر خوب و بد دارد، گاهی روی خوبش را نشان میدهد و گاهی روی بدش را...
📕 #رستاخیز
✍ #لئو_تولستوی
@flith
فرهاد قنبری
ابژه نیاز
علی مطهری در کلاب هاوس:
"🔹اگر کسی کنار دریا تحریک نمی شود بیمار است.
🔹خدا خواسته ما تحریک شویم؛ مرد باید تحریک شود.
🔹اینکه جوان ما با دیدن دست یک خانم تحریک می شود، خوب است.
🔹الان در اروپا مشکل دارند با این مسئله و تحریک نمی شوند. مردها تحریک نمیشوند و زنها رو میآورند به مردهای آفریقایی!"(سایت انتخاب)
«ابژه» ها به هیچ وجه برای همه سوژه ها معنی و مفهوم یکسانی ندارند و هر کس بر اساس نیاز خود دست به تعبیر و خوانش ابژه ها می زند. به عنوان مثال فردی که چند روزی غذا نخورده و گرسنه بوده است هر چیزی از جمله کتاب فروشی را هم کباب فروشی می بیند یا برای تشنه ای در بیابان هر چیزی شبیه برکه آب نمایان می گردد.
به این جک که احتمالا همه شنیده ایم و در دهه هشتاد رایج بود دقت کنیم: «تمام مردم دنیا با فیلم تایتانیک گریه کرد اما ایرانی ها خودارضایی»
در این جک «ابژه نیاز» به خوبی مشهود است. جامعه ایرانی دهه هفتاد و هشتاد شمسی که به لحاظ مسائل جنسی و روابط زن و مرد به شدت بسته تر بود سعی می کرد از هر «ابژه ای» حتی هنری و سینمایی خوانشی جنسی عرضه کند [در خوابگاههای دانشجویی و میان دانشجویان اغلب فیلمهایی مانند «خیالباف ها» و «گناه اصلی» و «پیشنهاد بی شرمانه» و «ماه تلخ» و در کل آثار سینمایی که موضوع اروتیک داشته یا صحنه های صریح جنسی داشت ازاستقبال بیشتری برخوردار بود و شاهکارهای سینمایی قلمداد می شدند]
ابژه نیاز نه فقط در جک ها بلکه در همه شئونات اجتماعی ما قابل ردیابی است. از انتخابات شوراهای شهر که زنان کاندیدا سعی می کنند با آرایش های خاص رای جامعه را جمع نمایند، تا شمشادهای محوطه دانشکده، از پرسه زنی در خیابان ها تا رفتن به سینما و پارک و.. همه و همه نشان می دهد ابژه نیاز این جامعه پر از عقده های سرکوب شده جنسی است.
حال باید به آقای مطهری یادآوری کرد که اگر جامعه ایرانی با دیدن دست یک خانم و یک ساحل تحریک می شود و از همه چیز از علوم و هنر گرفته تا ورزش و تماشاگر فوتبال و داور ورزشی و موسیقی و سینما و تئاتر و خلاصه همه چیز خوانش جنسی دارد نه به خاطر اینکه جامعه سالم و از لحاظ جنسی سرزنده ای است بلکه مسئله احساس گرسنگی جنسی است که در ناخودآگاه او حک شده است.
@flith
ابژه نیاز
علی مطهری در کلاب هاوس:
"🔹اگر کسی کنار دریا تحریک نمی شود بیمار است.
🔹خدا خواسته ما تحریک شویم؛ مرد باید تحریک شود.
🔹اینکه جوان ما با دیدن دست یک خانم تحریک می شود، خوب است.
🔹الان در اروپا مشکل دارند با این مسئله و تحریک نمی شوند. مردها تحریک نمیشوند و زنها رو میآورند به مردهای آفریقایی!"(سایت انتخاب)
«ابژه» ها به هیچ وجه برای همه سوژه ها معنی و مفهوم یکسانی ندارند و هر کس بر اساس نیاز خود دست به تعبیر و خوانش ابژه ها می زند. به عنوان مثال فردی که چند روزی غذا نخورده و گرسنه بوده است هر چیزی از جمله کتاب فروشی را هم کباب فروشی می بیند یا برای تشنه ای در بیابان هر چیزی شبیه برکه آب نمایان می گردد.
به این جک که احتمالا همه شنیده ایم و در دهه هشتاد رایج بود دقت کنیم: «تمام مردم دنیا با فیلم تایتانیک گریه کرد اما ایرانی ها خودارضایی»
در این جک «ابژه نیاز» به خوبی مشهود است. جامعه ایرانی دهه هفتاد و هشتاد شمسی که به لحاظ مسائل جنسی و روابط زن و مرد به شدت بسته تر بود سعی می کرد از هر «ابژه ای» حتی هنری و سینمایی خوانشی جنسی عرضه کند [در خوابگاههای دانشجویی و میان دانشجویان اغلب فیلمهایی مانند «خیالباف ها» و «گناه اصلی» و «پیشنهاد بی شرمانه» و «ماه تلخ» و در کل آثار سینمایی که موضوع اروتیک داشته یا صحنه های صریح جنسی داشت ازاستقبال بیشتری برخوردار بود و شاهکارهای سینمایی قلمداد می شدند]
ابژه نیاز نه فقط در جک ها بلکه در همه شئونات اجتماعی ما قابل ردیابی است. از انتخابات شوراهای شهر که زنان کاندیدا سعی می کنند با آرایش های خاص رای جامعه را جمع نمایند، تا شمشادهای محوطه دانشکده، از پرسه زنی در خیابان ها تا رفتن به سینما و پارک و.. همه و همه نشان می دهد ابژه نیاز این جامعه پر از عقده های سرکوب شده جنسی است.
حال باید به آقای مطهری یادآوری کرد که اگر جامعه ایرانی با دیدن دست یک خانم و یک ساحل تحریک می شود و از همه چیز از علوم و هنر گرفته تا ورزش و تماشاگر فوتبال و داور ورزشی و موسیقی و سینما و تئاتر و خلاصه همه چیز خوانش جنسی دارد نه به خاطر اینکه جامعه سالم و از لحاظ جنسی سرزنده ای است بلکه مسئله احساس گرسنگی جنسی است که در ناخودآگاه او حک شده است.
@flith