This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با دعا و راز و نیاز نمیشود مملکت را اداره کرد این مردم دیگر منتظر اجازه از کسی نیستند دست در جیب مردم کردیم
صحبتهای جنجالی و بی سابقه استاد دانشگاه امام صادق که مجری را غافلگیر کرد.
@flith
صحبتهای جنجالی و بی سابقه استاد دانشگاه امام صادق که مجری را غافلگیر کرد.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز زادروزِ «حسین خواجهامیری» معروف به «ایرج» خوانندهیِ موسیقیِ اصیلِ ایرانی است.
ایرج از خوانندههایِ صاحبِسبکِ ایران است و صدایش از معدود صداهایِ ششدانگ بهشمار میرود؛ صدایی که تواناییِ اجرایِ هرچه را از صدایِ یک انسان انتظار میرود دارد.
استاد محمدرضا شجریان دربارهی وی میگوید: «صدایِ ایرج در تاریخِ آوازخوانیِ ما یک متر و معیار است و هر کس بخواهد در بالاترین حدِ حنجره صدایی را مثال بزند، میگوید صدا شبیه صدایِ ایرج است».
صدایِ استاد ایرج با ویژگیهایی که آن را به عنوان و جایگاهِ «صدای معیار» در هنر خوانندگی ما نزدیک میکند، یکی از نزدیکترین صداها به ذاتِ آواز و موسیقیِ ایرانی است.
استاد ایرج در دورانِ فعالیت هنری خود بیش از دوهزار آواز و تصنیف و ترانه در برنامههایِ مختلف خوانده است.
زادروزتون مبارک استاد ایرج🌹
📽گنجِ قارون با صدایِ استاد ایرج و احسان فدایی شاگردِ وی
@flith
ایرج از خوانندههایِ صاحبِسبکِ ایران است و صدایش از معدود صداهایِ ششدانگ بهشمار میرود؛ صدایی که تواناییِ اجرایِ هرچه را از صدایِ یک انسان انتظار میرود دارد.
استاد محمدرضا شجریان دربارهی وی میگوید: «صدایِ ایرج در تاریخِ آوازخوانیِ ما یک متر و معیار است و هر کس بخواهد در بالاترین حدِ حنجره صدایی را مثال بزند، میگوید صدا شبیه صدایِ ایرج است».
صدایِ استاد ایرج با ویژگیهایی که آن را به عنوان و جایگاهِ «صدای معیار» در هنر خوانندگی ما نزدیک میکند، یکی از نزدیکترین صداها به ذاتِ آواز و موسیقیِ ایرانی است.
استاد ایرج در دورانِ فعالیت هنری خود بیش از دوهزار آواز و تصنیف و ترانه در برنامههایِ مختلف خوانده است.
زادروزتون مبارک استاد ایرج🌹
📽گنجِ قارون با صدایِ استاد ایرج و احسان فدایی شاگردِ وی
@flith
حالا که ...
روز قیامت ...
قراراست تمام ...
اعضای بدنت شهادت دهند...
پس ببوس نوازش کن برقص ...
شانه کن و لذت ببر بگذار اندامت ...
باسمفونی عاشقانه ای در قیامت ،...
قیامت کنند ...
@flith
روز قیامت ...
قراراست تمام ...
اعضای بدنت شهادت دهند...
پس ببوس نوازش کن برقص ...
شانه کن و لذت ببر بگذار اندامت ...
باسمفونی عاشقانه ای در قیامت ،...
قیامت کنند ...
@flith
☘☘☘
گاهى اوقات فكر ميكنم اگر بار ديگر امكان زندگى را پيدا ميكردم شايد چندين دهه از عمرم را صرف پرداختن به موضوع پوشش و انحرافات ناشى از پوشش كنم. دلتنگى ام براى دامن سرخ ابريشمى، ترس سادو از دكمه هاى پشمى...
چگونه اين دلتنگى ها و ترس ها تا اين حد در وجود ما ريشه دوانده بود؟ لباس ها چه چیز غير از پوشش بيرونى روح هستند؟ با اين حال انسان هاى زيادى به خاطر آنها ديگران را كشته اند و بيرحمانه خوار و خفيف شده اند.
#مارگارت_درابل
#ملکه_سرخ
@flith
گاهى اوقات فكر ميكنم اگر بار ديگر امكان زندگى را پيدا ميكردم شايد چندين دهه از عمرم را صرف پرداختن به موضوع پوشش و انحرافات ناشى از پوشش كنم. دلتنگى ام براى دامن سرخ ابريشمى، ترس سادو از دكمه هاى پشمى...
چگونه اين دلتنگى ها و ترس ها تا اين حد در وجود ما ريشه دوانده بود؟ لباس ها چه چیز غير از پوشش بيرونى روح هستند؟ با اين حال انسان هاى زيادى به خاطر آنها ديگران را كشته اند و بيرحمانه خوار و خفيف شده اند.
#مارگارت_درابل
#ملکه_سرخ
@flith
اراده معطوف به آزادی و شادی! و توسعه ملت ها
قربان عباسی
نیچه فیلسوف آلمانی درقطعه ای تحت عنوان«مرگ خودخواسته» مخاطبان خود را چنین اندرز می دهد:
«به راستی آن که به هنگام نمی زید چگونه به هنگام تواند مرد؟کاش هرگز ازمادر نمی زادید! زایدان را چنین اندرز می دهم».
اما این زایدان چه کسانی هستند؟
همان «پوک ترین گردو»! آنها که تهی درون و تهی مایه اند.آنانی که هرگز به جستجوی خویش برنیامده و روان شان را سرشار انگبین نکرده اند.زایدان همان پلاسیده ها و کرم خورده های درخت زندگی اند که نیچه آرزو می کند تندبادی بوزد و همه آنها را بتکاند.
زایدان همانند که به زمین وفادارنیستند و زمین را رها کرده در آسمان ها،دربرهوت ملکوت سرگردانند.به راستی انسانی که شادی و خوشبختی،لذت و عشق را درزمین نچشیده باشد چگونه آن را درآسمان خواهد یافت؟
زایدان آنهایی هستند که به زندگی«نه» گفته اند.به شادی ها و لذات زمینی پشت کرده اند و اسیر تناقض های درون خویش شده اند.اگر انسان والای نیچه ای تمام خواست اش معطوف به آزادی و شادی است انسان واپسین و زاید برعکس،کسی است که چاه زندگی را زهرآلود می کند.جانش گندیده و لبخندش نفرت انگیز است.آنها پوزه های شان همیشه گشاده است و واژه ها را به زهر می آلایند.آنها و این جماعت واپسین رویاهایشان نیز پلید است.
اوبرمن نیچه ای اما کسی است که درپی راه-و-روش خویشتن است.سلوک شخصی خویش را می جوید.تفرد خود را پاس می دارد و «نه» گفتن را آموخته است.جان اش آزاده و روش اش دلیرانه است.
ابر من نیچه به زمین وفاداراست و آشیانه اش را بردرخت آینده بناکرده است.او چون عقاب بالاترین چکادها و رازها رابرگزیده است و ازمسکن گزیدن در آبگیرهای بویناک غوک ها،رمه ها،گله ها و رتیلان خود را نجات داده است.ابر انسان کسی است که پنجره را شکسته و به هوای آزاد جهیده است و بوزینگی را به بوزینگان سپرده است.
شادی و آزادی مقدمه توسعه اند.ملتی که این دو را ندارد هرگز رویای توسعه اش تحقق نخواهد یافت.
#آزادی_شادی_نیچه_انسان_واپسین_ابرمن_فضیلت_قربان_عباسی
@flith
قربان عباسی
نیچه فیلسوف آلمانی درقطعه ای تحت عنوان«مرگ خودخواسته» مخاطبان خود را چنین اندرز می دهد:
«به راستی آن که به هنگام نمی زید چگونه به هنگام تواند مرد؟کاش هرگز ازمادر نمی زادید! زایدان را چنین اندرز می دهم».
اما این زایدان چه کسانی هستند؟
همان «پوک ترین گردو»! آنها که تهی درون و تهی مایه اند.آنانی که هرگز به جستجوی خویش برنیامده و روان شان را سرشار انگبین نکرده اند.زایدان همان پلاسیده ها و کرم خورده های درخت زندگی اند که نیچه آرزو می کند تندبادی بوزد و همه آنها را بتکاند.
زایدان همانند که به زمین وفادارنیستند و زمین را رها کرده در آسمان ها،دربرهوت ملکوت سرگردانند.به راستی انسانی که شادی و خوشبختی،لذت و عشق را درزمین نچشیده باشد چگونه آن را درآسمان خواهد یافت؟
زایدان آنهایی هستند که به زندگی«نه» گفته اند.به شادی ها و لذات زمینی پشت کرده اند و اسیر تناقض های درون خویش شده اند.اگر انسان والای نیچه ای تمام خواست اش معطوف به آزادی و شادی است انسان واپسین و زاید برعکس،کسی است که چاه زندگی را زهرآلود می کند.جانش گندیده و لبخندش نفرت انگیز است.آنها پوزه های شان همیشه گشاده است و واژه ها را به زهر می آلایند.آنها و این جماعت واپسین رویاهایشان نیز پلید است.
اوبرمن نیچه ای اما کسی است که درپی راه-و-روش خویشتن است.سلوک شخصی خویش را می جوید.تفرد خود را پاس می دارد و «نه» گفتن را آموخته است.جان اش آزاده و روش اش دلیرانه است.
ابر من نیچه به زمین وفاداراست و آشیانه اش را بردرخت آینده بناکرده است.او چون عقاب بالاترین چکادها و رازها رابرگزیده است و ازمسکن گزیدن در آبگیرهای بویناک غوک ها،رمه ها،گله ها و رتیلان خود را نجات داده است.ابر انسان کسی است که پنجره را شکسته و به هوای آزاد جهیده است و بوزینگی را به بوزینگان سپرده است.
شادی و آزادی مقدمه توسعه اند.ملتی که این دو را ندارد هرگز رویای توسعه اش تحقق نخواهد یافت.
#آزادی_شادی_نیچه_انسان_واپسین_ابرمن_فضیلت_قربان_عباسی
@flith
آنانکه تاریخ و فرهنگ خود را
از دست داده اند
مردم بدبختی هستند.
بدبخت تر از آنان کسانی هستند
که در بازیافتن تاریخ و فرهنگ
از دست رفته خود تلاش نمی کنند.
ولی بدبخت ترین مردم
کسانی هستند که تاریخ و
فرهنگ خود را به ریشخند می گیرند.
احمد کسروی
@flith
از دست داده اند
مردم بدبختی هستند.
بدبخت تر از آنان کسانی هستند
که در بازیافتن تاریخ و فرهنگ
از دست رفته خود تلاش نمی کنند.
ولی بدبخت ترین مردم
کسانی هستند که تاریخ و
فرهنگ خود را به ریشخند می گیرند.
احمد کسروی
@flith
نیچه و کشیشان
✍️شاید در تاریخ غرب هیچکس به اندازه نیچه فیلسوف آلمانی روحانیون مسیحی و نهاد کلیسا را به تیغ نقد نسپرده است.از دید وی کشیشان دشمنانی شریرند و چیزی کین توزتر ازافتادگی شان نیست و دست یازیدن برایشان هم مایه آلودگی است.این جماعت«دربند ارزش های دروغین اند و کلام های پوچ و آدمی را کلام پوچ هولناک ترین هیولاهاست.کلیسای کشیشان را«غارهای عطرآگین» و «کلبه های فساد» می داند که خدا را درآنجا به قتل رسانده اند.آنها مدعی حقیقت مطلق بودند و ازدیدشان هرچه و هرکه غیر مسیحی بود باطل و درزمره گمراهان بودند.
کشیشان ازدید نیچه برای عشق ورزیدن به خدای خود راهی جزبه صلیب کشیدن انسان نمی شناختند.دین دراصل آمده بود که انسان را نجات دهد اما کشیشان انسان ها را فدای دین می کردند دینی که خود مفسر ان بودند و هرنوع تفسیر دیگری را ضلالت و گمراهی می دانستند.بنا به اذعان ویل دورانت درتاریخ تمدن،نهادکلیسا و زمامدارانش در طی قرون وسطی بیش از پنج میلیون انسان را به بهانه های مختلف به تیغ گیوتین و صلیب سپرده بودند.به مردم می گفتند مادیات این جهانی روح انسان را آلوده می کنند اما خویشتن گنجینه های خود را داشتند و روز به روز بر املاک و ثروت خود می افزودند.سخن شان با کردارشان یکی نبود.
اما گناه آنها بزرگ ترازاین ها بود.ازدید نیچه بزرگ ترین گناه این کشیشان گله ساختن و رمه دیدن مردمان بود.«
پرشور و غوغا گله های خویش را به کوره راه خود می راندند انگار جزیک کوره راه به سوی آینده درکارنیست.شبانانی بودند که باید ازگله های مردم حفاظت می کردند اما خود ازشمارگوسپندان بودند.نادانی شان به آنها آموخته بود که خون گواه حقیقت است اما کیست که نداند خون بدترین گواه حقیقت است.خون با زهرآلودکردن پاک ترین آموزه ها آنها را به سودا و نفرت دل بدل می کند»
درپاسخ به فرهنگ رمه پروری است که ابرانسان را طلب می کند.این جان آزاده و پهلوان که زندگی را به شیوه خود سپری می کند و راه و روش خود را دارد.او نجیب است چرا که نجیب چیزی نو و فضیلتی نو آفریدن می خواهد.می گفت:
برای آزاده جان بودن باید ازواعظان مرگ گریخت.از زایدان،از رتیلان و کینه توزان،از همه آنهایی که زندگی را می میرانند و روان آدمی را مسلول می کنند.باید ازجماعت مرگ ستا گریخت ازهمه آنها که موعظه می کنند و علیه زندگی شمشیر برمی گیرند.
و مگر کشیشان جزاین بودند؟واعظان غیر متعظ،زایدان بدخواب و مرگ ستا.جماعت زهرپالا و خوارشمارندگان زندگی.
#نیچه_زندگی_مرگ_کشیش_کلیسا_قربان_عباسی
@flith
✍️شاید در تاریخ غرب هیچکس به اندازه نیچه فیلسوف آلمانی روحانیون مسیحی و نهاد کلیسا را به تیغ نقد نسپرده است.از دید وی کشیشان دشمنانی شریرند و چیزی کین توزتر ازافتادگی شان نیست و دست یازیدن برایشان هم مایه آلودگی است.این جماعت«دربند ارزش های دروغین اند و کلام های پوچ و آدمی را کلام پوچ هولناک ترین هیولاهاست.کلیسای کشیشان را«غارهای عطرآگین» و «کلبه های فساد» می داند که خدا را درآنجا به قتل رسانده اند.آنها مدعی حقیقت مطلق بودند و ازدیدشان هرچه و هرکه غیر مسیحی بود باطل و درزمره گمراهان بودند.
کشیشان ازدید نیچه برای عشق ورزیدن به خدای خود راهی جزبه صلیب کشیدن انسان نمی شناختند.دین دراصل آمده بود که انسان را نجات دهد اما کشیشان انسان ها را فدای دین می کردند دینی که خود مفسر ان بودند و هرنوع تفسیر دیگری را ضلالت و گمراهی می دانستند.بنا به اذعان ویل دورانت درتاریخ تمدن،نهادکلیسا و زمامدارانش در طی قرون وسطی بیش از پنج میلیون انسان را به بهانه های مختلف به تیغ گیوتین و صلیب سپرده بودند.به مردم می گفتند مادیات این جهانی روح انسان را آلوده می کنند اما خویشتن گنجینه های خود را داشتند و روز به روز بر املاک و ثروت خود می افزودند.سخن شان با کردارشان یکی نبود.
اما گناه آنها بزرگ ترازاین ها بود.ازدید نیچه بزرگ ترین گناه این کشیشان گله ساختن و رمه دیدن مردمان بود.«
پرشور و غوغا گله های خویش را به کوره راه خود می راندند انگار جزیک کوره راه به سوی آینده درکارنیست.شبانانی بودند که باید ازگله های مردم حفاظت می کردند اما خود ازشمارگوسپندان بودند.نادانی شان به آنها آموخته بود که خون گواه حقیقت است اما کیست که نداند خون بدترین گواه حقیقت است.خون با زهرآلودکردن پاک ترین آموزه ها آنها را به سودا و نفرت دل بدل می کند»
درپاسخ به فرهنگ رمه پروری است که ابرانسان را طلب می کند.این جان آزاده و پهلوان که زندگی را به شیوه خود سپری می کند و راه و روش خود را دارد.او نجیب است چرا که نجیب چیزی نو و فضیلتی نو آفریدن می خواهد.می گفت:
برای آزاده جان بودن باید ازواعظان مرگ گریخت.از زایدان،از رتیلان و کینه توزان،از همه آنهایی که زندگی را می میرانند و روان آدمی را مسلول می کنند.باید ازجماعت مرگ ستا گریخت ازهمه آنها که موعظه می کنند و علیه زندگی شمشیر برمی گیرند.
و مگر کشیشان جزاین بودند؟واعظان غیر متعظ،زایدان بدخواب و مرگ ستا.جماعت زهرپالا و خوارشمارندگان زندگی.
#نیچه_زندگی_مرگ_کشیش_کلیسا_قربان_عباسی
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لوریس چکناواریان بابانوئل شد
#لوریس_چکناواریان، آهنگساز و رهبر ارکستر به مناسبت فرارسیدن سال نو میلادی در پیامی ویدیویی سال جدید را تبریک گفت.
او در ویدیویی که در اینستاگرام شخصیاش منتشر کرده با لباس بابانوئل قطعه «فرود آمدن کشتی نوح در کوه آرارات» را که ۲۵ سال پیش در ارمنستان به همراه ارکستر فیلارمونیک این کشور اجرا کرده بود، بازنشر کرد.
@flith
#لوریس_چکناواریان، آهنگساز و رهبر ارکستر به مناسبت فرارسیدن سال نو میلادی در پیامی ویدیویی سال جدید را تبریک گفت.
او در ویدیویی که در اینستاگرام شخصیاش منتشر کرده با لباس بابانوئل قطعه «فرود آمدن کشتی نوح در کوه آرارات» را که ۲۵ سال پیش در ارمنستان به همراه ارکستر فیلارمونیک این کشور اجرا کرده بود، بازنشر کرد.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازخوانی آهنگ تاریخی و بسیار زیبای :
#شهزاده_رویا...
با صدای : #علی_زند_وکیلی.....
دیدم تو خواب وقت سحر
شهزاده ای زرین کمند
نشسته بر اسب سفید
می اومد از کوه و کمر
@flith
#شهزاده_رویا...
با صدای : #علی_زند_وکیلی.....
دیدم تو خواب وقت سحر
شهزاده ای زرین کمند
نشسته بر اسب سفید
می اومد از کوه و کمر
@flith
☘☘☘
در این مملکت، یک مشت آدم، نود و نه و نیم درصدِ باقیمانده را طوری تربیت کردهاند که در بندگی ابدی زندگی کنند!
و این رابطهی بندگی چنان محکم است که ممکن است کلید آزادی یک نفر را توی دستش بگذارید، و او ناسزایی بگوید و آن را توی صورتتان پرت کند!
#آراویند_آدیگا
#ببر_سفید
@flith
در این مملکت، یک مشت آدم، نود و نه و نیم درصدِ باقیمانده را طوری تربیت کردهاند که در بندگی ابدی زندگی کنند!
و این رابطهی بندگی چنان محکم است که ممکن است کلید آزادی یک نفر را توی دستش بگذارید، و او ناسزایی بگوید و آن را توی صورتتان پرت کند!
#آراویند_آدیگا
#ببر_سفید
@flith
محمدصادق فاتح یزدی:
مؤسس جهانشهر کرج ، مدرسهساز، ، مالک کارخانجات روغن نباتی جهان ، جهانچیت ، پتوبافی جهان ، چای جهان ، صابون جهان ، چای رامسر ، پشم بافی جهان....
ترور ۲۰ مرداد ۱۳۵۳ توسط چریک های فدائیان خلق
@flith
مؤسس جهانشهر کرج ، مدرسهساز، ، مالک کارخانجات روغن نباتی جهان ، جهانچیت ، پتوبافی جهان ، چای جهان ، صابون جهان ، چای رامسر ، پشم بافی جهان....
ترور ۲۰ مرداد ۱۳۵۳ توسط چریک های فدائیان خلق
@flith
امروز سالروز در گذشت #هما_ناطق از انقلابیون سال ۵۷ است که قبل از فوتش در مورد عملکردش گفت :
* خود کردم که لعنت بر خودم باد *
هما ناطق، نویسنده و پژوهشگر تاریخ که تحصیلات خود را در دانشگاه معروف سوربن پاریس به پایان رسانده بود پس از بازگشت به ایران در دانشگاه تهران به عنوان استاد تاریخ به کار مشغول شد.
هما ناطق پس از انقلاب اسلامی به دلیل مخالفت با حکومت تازه به قدرت رسیده کشور را ترک کرد و ساکن فرانسه شد و در دانشگاهی که در آن تحصیل کرده بود به تدریس پرداخت. وی آثار بسیاری در بررسی رویدادهای تاریخ معاصر ایران دارد.
با درگذشت هما ناطق، ایران یکی از زنان ارزندهی پژوهشگر و یکی از مورخانِ مستقل خود را از دست داد.
هما ناطق در مطلبی به کیهان لندن که در شماره ۹۴۴ (۷ اسفند ۱۳۸۱) زیر عنوان «خودم کردم که لعنت بر خودم باد!» منتشر شد، مختصر و مفید اما به شدت به انتقاد از «روشنفکران» و خودش در انقلاب سال ۵۷ میپردازد.
#قضاوت_تاریخ
@flith
* خود کردم که لعنت بر خودم باد *
هما ناطق، نویسنده و پژوهشگر تاریخ که تحصیلات خود را در دانشگاه معروف سوربن پاریس به پایان رسانده بود پس از بازگشت به ایران در دانشگاه تهران به عنوان استاد تاریخ به کار مشغول شد.
هما ناطق پس از انقلاب اسلامی به دلیل مخالفت با حکومت تازه به قدرت رسیده کشور را ترک کرد و ساکن فرانسه شد و در دانشگاهی که در آن تحصیل کرده بود به تدریس پرداخت. وی آثار بسیاری در بررسی رویدادهای تاریخ معاصر ایران دارد.
با درگذشت هما ناطق، ایران یکی از زنان ارزندهی پژوهشگر و یکی از مورخانِ مستقل خود را از دست داد.
هما ناطق در مطلبی به کیهان لندن که در شماره ۹۴۴ (۷ اسفند ۱۳۸۱) زیر عنوان «خودم کردم که لعنت بر خودم باد!» منتشر شد، مختصر و مفید اما به شدت به انتقاد از «روشنفکران» و خودش در انقلاب سال ۵۷ میپردازد.
#قضاوت_تاریخ
@flith
«بيسوادي» كه پايه گذار «سواد آموزي» نوين در ايران شد
اسدالله معرفت سواد خواندن و نوشتن نداشت ولی پس از مشاهده مدارس جدید در روسیه به این فکر افتاد که در میهن خویش چنین مدارسی را بنیان نهد.
او در سال ۱۲۷۵ خورشیدی اولین مدرسه را در زادگاهش خامنه بنا کرد و دو سال بعد مدرسه دوم را در مشهد و سومین را در «پطروفسکی» روسیه (مخاچ قلعه امروز) که در آن ایام جزئی از خاک ایران بود برای بچههای ایرانی ساخت.
او میز، نیمکت و تخته سیاه را از روسیه به ایران آورد و برای شاگردان لباس یک شکل با کمربندی منقش به عبارت «مدرسه معرفت خامنه» تهیه دید. اسدالله معرفت در زمان حیات خرج دفتر و کتاب دانش آموزان و حقوق معلم هارا به عهده داشت. او جهت تداوم تامین مالی مدارس پس از مرگ خود، چند باب مغازه وقف کرد تا با درآمد آنها مدارس پابرجا بمانند.
نشریه کارخانه دار
@flith
اسدالله معرفت سواد خواندن و نوشتن نداشت ولی پس از مشاهده مدارس جدید در روسیه به این فکر افتاد که در میهن خویش چنین مدارسی را بنیان نهد.
او در سال ۱۲۷۵ خورشیدی اولین مدرسه را در زادگاهش خامنه بنا کرد و دو سال بعد مدرسه دوم را در مشهد و سومین را در «پطروفسکی» روسیه (مخاچ قلعه امروز) که در آن ایام جزئی از خاک ایران بود برای بچههای ایرانی ساخت.
او میز، نیمکت و تخته سیاه را از روسیه به ایران آورد و برای شاگردان لباس یک شکل با کمربندی منقش به عبارت «مدرسه معرفت خامنه» تهیه دید. اسدالله معرفت در زمان حیات خرج دفتر و کتاب دانش آموزان و حقوق معلم هارا به عهده داشت. او جهت تداوم تامین مالی مدارس پس از مرگ خود، چند باب مغازه وقف کرد تا با درآمد آنها مدارس پابرجا بمانند.
نشریه کارخانه دار
@flith
"خب، ببین تو هیچوقت خوشبختی رو خارج از خودت پیدا نمیکنی. میتونی تا آخر عمرت دنبال خیلی چیزا بگردی اما اگه اونا رو تو جاهای نادرست جستجو کنی هیچی عایدت نمیشه. مثل این میمونه که تو آمریکا دنبال قبر نِفِر تیتی بگردی."
"اوهوم..."
"و هر چقدر دنبال لذتهایی بگردی که خارج از وجود خودت هستن، مغزت رو وادار میکنی که برای جستجوی سرچشمههای خشنودی به بیرون توجه کنه"
"وقتی که خودمون رو درست نشناسیم، میذاریم که تصورات و افکار باطل زندگیمون رو اداره کنند."
#روزی_که_زندگی_کردن_آموختم
#لورانگونل
@flith
"اوهوم..."
"و هر چقدر دنبال لذتهایی بگردی که خارج از وجود خودت هستن، مغزت رو وادار میکنی که برای جستجوی سرچشمههای خشنودی به بیرون توجه کنه"
"وقتی که خودمون رو درست نشناسیم، میذاریم که تصورات و افکار باطل زندگیمون رو اداره کنند."
#روزی_که_زندگی_کردن_آموختم
#لورانگونل
@flith
☘☘☘
چه کارهایی که میبایست بکنیم و هرگز نکردیم! برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم، فرصتی مناسب را انتظار میکشیدیم، تنبلی میکردیم و برای اینکه مدام به خود میگفتیم: «چیزی نیست، همیشه فرصت خواهیم داشت.»
زیرا نمیدانستیم هر روزی که میگذرد، بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است...
تصمیمگیری، تلاش و عشقورزی را به وقتی دیگر وانهاده بودیم.
#مائدههای_زمینی
#آندره_ژید
@flith
چه کارهایی که میبایست بکنیم و هرگز نکردیم! برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم، فرصتی مناسب را انتظار میکشیدیم، تنبلی میکردیم و برای اینکه مدام به خود میگفتیم: «چیزی نیست، همیشه فرصت خواهیم داشت.»
زیرا نمیدانستیم هر روزی که میگذرد، بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است...
تصمیمگیری، تلاش و عشقورزی را به وقتی دیگر وانهاده بودیم.
#مائدههای_زمینی
#آندره_ژید
@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فریب دولت برای ورود به بورس
فریب
شعری از استاد آرش عزیز
شرح این درد دو صد سال زمان میگیرد
گر بگویم،. بخدا قلب جهان میگیرد
درد آنجاست که در مهلکه ی کشور ما
دولت از ملت خود هم نوسان میگیرد
داد صد وعده و ما هیچ نمیدانستیم
بعد جان کندنمان است که جان میگیرد
آنکه دیروز مرا با سخنش دااد فریب
شده خاموش و زبان را به دهان میگیرد
سهم و بازار و حقیقی و حقوقی همه را
از پی نقشه ی شومش به میان میگیرد
بارز و روشن ملموس تخلف های ست
که به ناظر شده دستور و نهان میگیرد
داد خود هیچ کجایی نتوانیم زدن
شحنه از شیخ در این ملک عیان میگیرد
دیر سالیست در این مملکت بی صاحب
دولت از سفره ی ما بهره ی نان میگیرد
حاصل عمر تو دزدیده ،چرا خاموشی؟
گر نگویی تو چرا تا بقران میگیرد
فاش میگویم از گفته ی خود دلشادم
ترس همسایه ی مرگ است که جان میگیرد.
@flith
فریب
شعری از استاد آرش عزیز
شرح این درد دو صد سال زمان میگیرد
گر بگویم،. بخدا قلب جهان میگیرد
درد آنجاست که در مهلکه ی کشور ما
دولت از ملت خود هم نوسان میگیرد
داد صد وعده و ما هیچ نمیدانستیم
بعد جان کندنمان است که جان میگیرد
آنکه دیروز مرا با سخنش دااد فریب
شده خاموش و زبان را به دهان میگیرد
سهم و بازار و حقیقی و حقوقی همه را
از پی نقشه ی شومش به میان میگیرد
بارز و روشن ملموس تخلف های ست
که به ناظر شده دستور و نهان میگیرد
داد خود هیچ کجایی نتوانیم زدن
شحنه از شیخ در این ملک عیان میگیرد
دیر سالیست در این مملکت بی صاحب
دولت از سفره ی ما بهره ی نان میگیرد
حاصل عمر تو دزدیده ،چرا خاموشی؟
گر نگویی تو چرا تا بقران میگیرد
فاش میگویم از گفته ی خود دلشادم
ترس همسایه ی مرگ است که جان میگیرد.
@flith
حمایت زنان از دادن حق رای به بانوان
سال ۱۳۴۴
حقی ک خمینی در نامهای ب شاه
آن را خلاف موازین شرع و اسلام خوانده بود.
@flith
سال ۱۳۴۴
حقی ک خمینی در نامهای ب شاه
آن را خلاف موازین شرع و اسلام خوانده بود.
@flith
هیچ رابطهای در دنیا تنها با یک دلخوری ساده در یک روز و زمان مشخص به پایان نمیرسد.
آدمها تنها با یک اتفاق خسته نمیشوند.
با یک شکست نمیبرند.
با یک نرسیدن کم نمیآوردند!
احساس ضعف، ناامیدی، تنفر چیزی نیست که تنها در عرض چند ساعت به وجود بیاید.
هیچ آدمی تنها با یک تلنگر نمی شکند.
تنها با یک ناملایمتی کاسهی صبرش لبریزش نمیشود.
همه چیز کمکم به پایان نزدیک میشود.
با دلخوری های کوچک.
با رفتارهای به ظاهر بیاهمیت.
با خراش های جزیی.
با دل سردیهای گاه و بیگاه...
آن وقت چشم هایمان را باز می کنیم و می بینیم تنها یک قدم تا پایان فاصله داریم.
تنها یک تکان ناچیز کافیست برای خراب کردن همه چیز.
تنها یک جرقهی کوچک قدرت سوزاندن همه چیز را دارد.
تجربه و اتفاقی ما را به پایان میرساند که خیلی سختتر از آن را پشت سر گذاشتهایم چون تنها یک قطره برای پر شدن ظرفیتمان جا داشتهایم.
کاش حواسمان به اتفاقات کوچک و به ظاهر کم اهمیت باشد.
گاهی همان اتفاق نقطهی پایان آدمهاست.
#محدثه_رمضانی
@flith
آدمها تنها با یک اتفاق خسته نمیشوند.
با یک شکست نمیبرند.
با یک نرسیدن کم نمیآوردند!
احساس ضعف، ناامیدی، تنفر چیزی نیست که تنها در عرض چند ساعت به وجود بیاید.
هیچ آدمی تنها با یک تلنگر نمی شکند.
تنها با یک ناملایمتی کاسهی صبرش لبریزش نمیشود.
همه چیز کمکم به پایان نزدیک میشود.
با دلخوری های کوچک.
با رفتارهای به ظاهر بیاهمیت.
با خراش های جزیی.
با دل سردیهای گاه و بیگاه...
آن وقت چشم هایمان را باز می کنیم و می بینیم تنها یک قدم تا پایان فاصله داریم.
تنها یک تکان ناچیز کافیست برای خراب کردن همه چیز.
تنها یک جرقهی کوچک قدرت سوزاندن همه چیز را دارد.
تجربه و اتفاقی ما را به پایان میرساند که خیلی سختتر از آن را پشت سر گذاشتهایم چون تنها یک قطره برای پر شدن ظرفیتمان جا داشتهایم.
کاش حواسمان به اتفاقات کوچک و به ظاهر کم اهمیت باشد.
گاهی همان اتفاق نقطهی پایان آدمهاست.
#محدثه_رمضانی
@flith