پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
☘☘☘
ناپلئون به فونتان می‌گفت: می ‌دانید چه چیز را بیش از همه تحسین می ‌کنم؟

این که زور نمی تواند چیزی بنیاد نهد. در دنیا فقط دو قدرت وجود دارد: "سرنیزه و اندیشه"، سرانجام سرنیزه مغلوب اندیشه می ‌شود.

پس به اندیشه معتقد باشیم. حتی اگر قدرت برای فریفتن ما ، نقاب عقیده یا رفاه به چهره خود بزند. ناله و زاری دوای درد اندیشه نیست ، کافی است در راه نجات آن بکوشیم ...


«آلبر کامو»
برگردان؛ محمدتقی غیاثی

@flith
☘☘☘
انسان ها چون خیال می کرده اند صاحب ِآگاهی هستند ، زحمت زیادی برای کسب ِآن به خود نداده اند ؛ وامروز هم آنها درهمان وضعیت هستند .! هنوز هم این امر بسیار ضروری ست زیرا انسان به زحمت متوجه شده که باید وجود خود را با دانایی درآمیزد و آن را درخود غریزی کند .
تنها کسانی متوجه این وظیفه ی جدید شده اند که دریافته اند تاکنون بشر تنها با"خطا" سروکار داشته و تمام آگاهی هایش بر اساس آن است .
71ص
#حکمت_شادان
#فریدریش_نیچه
ترجمه :گروه مترجمی

@flith
اول انقلاب با الگوی ژاپن اسلامی شروع کردیم و کم کم متوجه شدیم ژاپن ایده دست نیافتنی و دور از ذهنی است و بیخیال آن شدیم. پس از آن در دولت هاشمی و خاتمی سعی کردیم با الگو سازی از مالزی و ترکیه برای خود مسیر توسعه طراحی کنیم که در آن هم توفیق چندانی نداشتیم. بعد آن در دولت احمدی نژاد متوجه شدیم اصلا ایده توسعه، ایده ای استکباری و سلطه جویانه است و سعی کردیم ونزوئلا و کوبا و بولیوی را سرمشق خویش قرار دهیم اما آنجا هم دیدیم فقر عمومی برقرار است و از واقعیت جامعه ما به دور است. پس از آن به الگوی آرمانی و تئوری تازه"یمن و لنگ" آقای ولایتی رسیدیم و تازه اینجا بود که متوجه شدیم به الگوی آرمانی خود دست یافته ایم به این صورت که مردم لنگ و شلیته و سنگ به شکم ببندند و «قات» بزنند و آقازاده ها هم امور ساخت و ساز برجها را راست و ریس نمایند.

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزیکه شاه از تهران راهی فرودگاه اسوان مصر شد، خبرنگاری از انورسادات فقید پرسید چگونه از پادشاهی که مردم کشورش او را بیرون کرده‌اند استقبال میکنید؟

انورسادات پاسخ داد : تاریخ پاسخ شما را میدهد!
@flith
چقدر طولانی است
کسالت این سالها
بلند گوها ...
طول مرثیه ها را کوتاه کرده اند
تا نوبت به همه برسد

ما ریشه و پرچمهایمان را
روی دوشمان گذاشته بودیم
و می رفتیم که خودمان را غرق کنیم
دیدیم ...
دریای خزر
کوچکتر از آن شده که
از پس اینهمه نفسهای داغدیده برآید
و سلولهایمان پر شد از طغیان امواجی
که بوی اجنبی می داد

حالا بیا دستهای هم را بگیریم
و برگردیم به خانه ای که
هر روز قسمتی از آن را به حراج می گذارند.
یادمان باشد
به بچه هایمان بگوئیم
چمدانهایشان را دم دست بگذارند.

#نیکومظلومی

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سهم این کودکان از #چمدان_دلار چیست ؟ فقر ، تنگدستی ، محرومیت؟
گر بمیریم از این درد رواست ....

@flith
☘☘☘
به جای موز، سیب می‌خوریم؛ به جای نان چه بخوریم؟

مصطفی داننده

نان را هم می‌خواهند گران کنند. رئیس اتحادیه نانوایان سنتی تهران می‌گوید که پیشنهاد آنها گرانی 70 درصدی نان است که البته کارگروه استانداری تهران با افزایش 35 درصدی موافقت کرده است.

افزایش قیمت دیگر در ایران عجیب نیست و چشمان مردم با دیدن کاهش قیمت چشم‌های‌شان از حدقه بیرون می‌زند. اگر یک روز قیمت‌ها بالا نرود، ناراحت میشویم و فکر می‌کنیم که چه اتفاقی افتاده که مثلا قیمت شیر برای یک روز ثابت مانده است.

مثلا اصلا برای ما عجیب نیست که موز یکدفعه می‌شود 40 هزار تومان یا اصلا تعجب نمی‌کنیم که نایب رئیس اتحادیه باغداران تهران در پی گرانی موز به مردم توصیه کند که به جای موز سیب بخورند که خاصیت بیشتری هم دارد.

پدر و مادرها می‌توانند به بچه‌ی خود سیب بدهند اگر او پرسید این چیست؟ مثلا آن کُمدین برنامه خندوانه رامبد جوان که یادش به خیر بگویید:« موزه موز»

نان البته موز نیست که بشود با سیب آن را عوض کرد. نان قوت غالب مردم است و بسیاری با همین نان شکم خود را در روزگار گرانی پُر می‌کنند.

وضع به گونه‌ای شده است که بسیاری از غذاهای ساده‌ای که مردم در گذشته برای آن اَخ و پیف می‌کردند و اصلا خوردن آنها را جز وعده‌های روزانه حساب نمی‌کردند، لاکچری شده است و از درسترس بخشی از مردم خارج.

به طور مثال املت همیشه غذایی در دسترس بود که مادرها در زمان‌هایی که وقت پختن غذا نداشتند به آن پناه می‌بردند. حالا اما همین املت با گرانی گوجه و تخم مرغ و حالا احتمالا نان برای برخی خانواده‌ها تبدیل به افسانه می‌شود.

دولت می‌تواند امتیازهایی را به نانوایی‌ها بدهد و در ازای آن قیمت نان را ثابت نگه دارد. البته بماند که برخی از نانوایی‌ها از همین حالا قیمت نان را گران کرده‌اند. در زمان جنگ هم امام خمینی بر قیمت نان سفارش می‌کردند، چرا که قوت اصلی مردم است.

انتظار زیادی هم نیست. باید به فکر قشر ضعیف جامعه بود. این بخش از جامعه وقتی از خواب بیدار می‌شود به فکر نان شب است و وقتی به خواب می‌رود و به فکر غذای ظهر. سقف آرزوی این جماعت همین است. حالا روا نیست این را هم از آنها دریغ کنیم.

نانواها در شرایط فعلی با توجه به گرانی‌ همه چیز، حق دارند که نگران وضعیت شغلی خود باشند و بگویند همه چیز گران شده است به جز نان. در این میان دولت باید به صحنه بیاید و اجازه ندهد به خاطر فشارهای اقتصادی زندگی مردم دچار مشکل شود.

چشم، به جای موز، سیب می‌خوریم اما واقعا به جای نان نمی‌دانیم چه بخوریم؟ البته اگر مثال ماری آنتوانت همسر لویی پادشاه فرانسه بعد از دیدن اعتراض مردم به خاطر گرانی نان گفت: «اگر نان ندارند کیک بخورند!» گفته نشود./عصرایران

@flith
👍1
☘☘☘
ایرانیان برای تعبیر خوابتان، ابتدا بیدار شوید

اکبر جباری

نمیدانم کجا خوانده بودم که میگفت: «برای آنکه خوابهایت را تعبیر کنی، نخست باید بیدار شوی»
ما ایرانیان چهل سال پیش خوابی دیدیم. خواب «استقلال، ازادی، عدالت و کلی چیزهای قشنگ دیگر. اما هیچکدامش تعبیر نشد. چون اصلا از خواب بلند نشدیم. از یک خواب سطحی، به خوابی عمیقتر فرو رفتیم و هنوز در همان خواب هستیم‌. پرسش این است که چگونه میتوانیم از ان خواب بلند شویم تا بعد بتوانیم رویاهایمان را تعبیر کنیم؟

این بلند شدن از خواب و بیداری را کسی مانند کانت «بیداری از خواب دگماتیسم» می نامید. اما خواب ما چیزی غیر از خواب اروپاییان قرن ۱۷-۱۸ است. آنها دو هزار سال قبل تر از هیوم و کانت، از غار افلاطونی و معبد دلفی بیرون امده بودند و شروع کرده بودند به گفتگو. دوهزار سال پیش عقل در ضمن دیالوگ، خودش را پیدا کرده بود. برای همین در زمانه هیوم و کانت و کلا دوران روشنگری، عقل و خرد چیز غریبی نبود. اروپاییان با عقل و خرد بیگانه نبودند.

حتی در قرون وسطی و حاکمیت کلیسا، عقل و خرد، جانِ نصف و نیمه ای داشت و فیلسوفان و خردمندان بزرگی در همین دوران حضور داشتند. اصلا خودِ گالیله در حوزه های علمیه کلیسا درس خوانده و به کشفیات خود نائل شده بود. پرسشِ کانت از حدود و ثغور عقل هم، پرسشی در امتداد عقل و خردورزی بود. اگر ایشان تاریخ عقل نداشتند، امکانی برای پرسش از عقل نیز نبود. تنها یک قوم عاقل و خردمند، که تاریخ عقل دارد، میتواند از حدود و ثغور و ماهیت عقل پرسش کند.

قومی که به جای عقل، نقل، و به جای تاریخ خرد، تاریخ بی خردی، و به جای دیالوگ، وعظ و خطابه دارد، اساسا نمیتواند از ماهیت عقل بپرسد و هرگاه با عقل مواجه شود، وحشت زده می پرسد «کدام عقل؟»

از همین‌روست که در هر بحث و گفتگویی که پرچم عقل برافراشته شود، عده ای سراسیمه و وحشت زده، فریاد میزنند: «عقل چیست و کدام عقل مد نظر شماست؟» و به وضوح از پرسش «کدام عقل»، انکار عقل فردی و اثبات عقلانیتی است که در منقولات بدیشان به ارث رسیده است.

نزد این وحشتزدگان، عقل، فقط عقلِ عده ای معدود در تاریخ دینشان است. یعنی "عقل معصوم"! غافل از اینکه، ان چیزی را که عقل معصوم می نامند، برای ما نه عقل، بلکه صرفا نقل است. اساسا عقل کسی، برای دیگری نقل است، نه عقل.

عقل خودشان تعطیل است و باید هم تعطیل باشد. اگر با مسأله ای روبرو شدند، نیازی به تعقل و تفکر درباره آن پدیده ندارند. کافیست در میراث حدیثی و روایی جستجو کنند و پدیدار مشابه آن پدیده مستحدثه را بیابند و احکام ان را بدین سرایت دهند. فرقی هم نمیکند، دوچرخه سواری زنان باشد، یا ساخت نیروگاه هسته ای و ...در کتب حدیثی، به وفور میتوانند سخن و توصیه ای بیابند برای حل آن مشکل!

بیداری ما و از خواب بلند شدن ما، چیزی نیست جز در پرانتز گذاشتن همهٔ این منقولات و عقلانیتی که در این منقولات میتوانسته باشد یا نباشد، و رو اوردن به پرسش ها و گفتگویی آرام و مستمر، بی هیچ انتظاری برای رسیدن به یک نتیجه مشترک. باید همه میراث تاریخی خود را به مقراض عقل واسازی deconstruction کنیم. باید بکوشیم، گفتگو کنیم و در ضمن گفتگو، عقل ارتباطی خود را پرورش دهیم. اینگونه است که میتوانیم از خواب هزار ساله برخیزیم.

@flith
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ندای فوق العاده و دلنشین فرزند ایران
شمالم تا جنوبم عشق
چه خاک و گندمی دارم

صدام یاری کنه باید
بگم چه مردمی دارم

بگم این حق هیچکس نیست،
که با ثروت فقیر باشه

کسی که فرش میبافه
نباید رو حصیر باشه

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی که زندگی من هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز
تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچکس نیست ...

فروغ فرخزاد

به بهانه سالروز تولد "فروغ فرخزاد"
سالروز تولد زنی از رهایی

@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواستگاری
فیلمی ساخته ابراهیم گلستان..محصول سازمان فیلم گلستان در سال 1341
با بازی زنده یاد فروغ فرخزاد...

@flith
☘☘☘
چاپلوسان به بهشت نمی‌روند!


سرنوشت شوم سياستمدار متملقی كه جارو به دست استالين داد ...

آلکسی ایوانوویچ رایکوف یک بلشویک انقلابی روس و سیاست‌مدار اهل اتحاد شوروی بود که بین سال‌های ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۰ پست نخست وزیری اين كشور را برعهده داشت.

او با اینکه از انقلابیون کهنه کار بود. اما وقتی دید قدرت به دست استالین افتاده، بیش از اندازه به تملق و تعریف استالین پرداخت تا بقاي خود در قدرت را تضمين كند

رایکوف در پانزدهمین کنگره حزب کمونیست شوروی که در سال 1927 برگزار شد، برای اينكه خودش را در دل استالين جا كند، بصورت نمادین جارویی را بر داشت و به دست استالین رهبر دیکتاتور شوروی داد و گفت « من این جارو را به رفیق استالین می دهم که با آن، همه مخالفین خود و دشمنان حزب را جارو کند و بروبد»! یعنی از شر آنها خلاص شود.

استالین وقتی میلیون ها نفر از مخالفین خود و انقلابیون سابق را کُشت، به سراغ الکسی رایکوف رفت و او را در دادگاههای نمایشی مسکو محاکمه و تير باران کرد. این بود سرنوشت مردی که به رغم سالها مبارزه عليه استبداد تزارهاي روس، نهايتا خودش به ابزار استبدادي خشن تر تبديل شد و جان خود را مسیر پرستش قدرت از دست داد.

#استالین #چاپلوسی #سياستمدار_متملق #جارو #آلکسی_ایوانوویچ_رایکوف

@flith
⭕️ دگرگاو پنداری و خوددانا پنداری



گرفتار سرطان شد و رفت اما قبل از اینکه برود در اوج بیماری متن زیر را برای ما نوشت:

اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را هم‌پایه مهربانی با آدمیزادگان نمی‌شمارم.
اگر عمری باشد، کمتر می‌گویم و می‌نویسم و بیشتر می‌شنوم و می‌خوانم.
اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاست‌مداری وکالت بلاعزل نمی‌دهم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگ‌تر قربانی نمی‌کنم.
اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث نمی‌کنم: آنان که از عقیده خویش منفعت می‌برند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساخته‌اند.
اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده، و آرزو را فدای مصلحت، و عمر را در پای خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها قربان نمی‌کنم.
اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش می‌گیرم، هر گلی را می‌بویم، و هر کوهی را بازیگاه می‌بینم و تنها یک تردید را در دل نگه می‌دارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.
اگر عمری باشد، سیاست‌مداران را از دو حال بیرون نمی‌دانم: آنان که دروغ را به راست می‌آرایند و آنان که راست را به دروغ می‌آلایند.
اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم می‌کوشم.
اگر عمری باشد، در جنگل‌های بیشتری گم می‌شوم؛ کوه‌های بیشتری را می‌نوردم؛ ساعت‌های بیشتری به امواج‌ دریا خیره می‌شوم؛ دانه‌های بیشتری در زمین می‌کارم و زباله‌های بیشتری از روی زمین برمی‌دارم.
اگر عمری باشد، کمتر غم نان می‌خورم و بیشتر غم جان می‌پرورم.
اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمی‌کنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.
اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمی‌نشینم.
اگر عمری باشد، خدایی را می‌پرستم که جز محراب حیرت، در شان او نیست.
...
دوستان من بدانند این مرد ۵۵ ساله، به تعداد کتاب‌هایی که نخوانده، غمگین است؛ به شمار دست‌هایی که نگرفته، پشیمان است. اگر امروز از این مرد بسترنشین بپرسند که تنها وصیت تو به جوانان و میان‌سالان و حتی پیران و بیماران چیست، می‌گوید بخوانید و بخوانید و بخوانید. درد ما خودداناپنداری و بی اشتهایی به دانستن و خواندن است.

☑️ تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه خواندیم از استاد رضا بابایی بود. نویسنده بیش از ۳۵ کتاب و ۱۵۰ مقاله در زمینه فرهنگ و تاریخ. آنچه در نوشته او برای من بسیار جذاب بود مفهوم خودداناپنداری بود و جالب اینجاست چندی پیش دوست دیگری مفهومی را به من آموخت به نام دگرگاوپنداری. من فکر می کنم این دو پدیده همزاد هم هستند اولی می گوید من می فهمم و دیگران نمی فهمند و دومی می گوید دیگران نمی فهمند و من می فهمم.

تاثیر شوم این زوج خوددانا پنداری و دگرگاوپنداری بر زندگی فردی و جمعی چیست؟
◻️خشونت: وقتی فکر می کنم که من می فهمم و تو نمی فهمی تا اندکی مدارا می کنم و سپس از خشونت برای خفه کردن صدای تو و اندیشه تو استفاده می کنم. خودداناپنداری سرآغاز خشونت کلامی و سپس خشونت فیزیکی است. خود داناپنداران دلیلی نمی بینید که دیگران حرف بزنند! چون اصلا نیازی نیست.
◻️استبداد: وقتی من دگرگاوپندار هستم یعنی اینکه دیگران و به ویژه زیردستان صلاح خودشان را تشخیص نمی دهند. پس استبداد متولد می شود. من به جای تو و برای تو تصمیم می گیرم بدون آنکه نه تو را در تصمیم خود مشارکت دهم و نه حتی تو را توجیه کنم.
◻️عقب ماندگی: در جامعه ای که خشونت از یک سو و استبداد از دیگر سو هست، نه ظرفیتی شکوفا می شود، نه حقوق مالکیت معنا پیدا می کند، نه حاکمیت قانون مستقر می شود و نه آینده ای روشن ترسیم می شود. بهمین خاطر جامعه ای عقیم و تهی از امید و آینده شکل می گیرد.

چه کنیم؟ می شود تجویزهای مختلفی کرد ولی من فکر می کنم برگردیم به وصیت او. کتاب بخوانیم! کتاب خوانی سه نتیجه مبارک دارد: تواضع فکری، تنوع فکری و تعالی فکری.

چرا تواضع فکری؟ کتاب خوانی یعنی چیزهایی هست که دیگران می دانند و من نمی دانم.
چرا تنوع فکری؟ چون با خواندن کتاب های مختلف از اعصار و ملل و افکار مختلف می آموزیم آنقدر هم که فکر می کنیم ما دانا نیستیم و دیگران نادان نیستند.
چرا تعالی فکری؟ به مرور زمان تغذیه ذهن با کتاب های مختلف منجر به شکل گیری اندیشه های جدید متعالی تری می شود که حتی خود نیز انتظارش را نداشتیم. کتاب خوانی یک نه بزرگ به خودداناپنداری و دگرگاوپنداریست. کتاب خوانی آغاز مبارزه با خشونت، استبداد و عقب ماندگی است و البته کافی نیست ولی برای آغاز نقطه شروع خوبی است.


دکتر مجتبی لشکربلوکی



@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با دعا و راز و نیاز نمیشود مملکت را اداره کرد این مردم دیگر منتظر اجازه از کسی نیستند دست در جیب مردم کردیم


صحبتهای جنجالی و بی سابقه استاد دانشگاه امام صادق که مجری را غافلگیر کرد.
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز زادروزِ «حسین خواجه‌امیری» معروف به «ایرج» خواننده‌یِ موسیقیِ اصیلِ ایرانی‌ است.
ایرج از خواننده‌هایِ صاحب‌ِسبکِ ایران است و صدایش از معدود صداهایِ شش‌دانگ به‌شمار می‌رود؛ صدایی که تواناییِ اجرایِ هرچه را از صدایِ یک انسان انتظار می‌رود دارد.
استاد محمدرضا شجریان درباره‌ی وی می‌گوید: «صدایِ ایرج در تاریخِ آوازخوانیِ ما یک متر و معیار است و هر کس بخواهد در بالاترین حدِ حنجره صدایی را مثال بزند، می‌گوید صدا شبیه صدایِ ایرج است».
صدایِ استاد ایرج با ویژگی‌هایی که آن را به عنوان و جایگاهِ «صدای معیار» در هنر خوانندگی ما نزدیک می‌کند، یکی از نزدیک‌ترین صداها به ذاتِ آواز و موسیقیِ ایرانی است.

استاد ایرج در دورانِ فعالیت هنری خود بیش از دوهزار آواز و تصنیف و ترانه در برنامه‌هایِ مختلف خوانده است.

زادروزتون مبارک استاد ایرج🌹

📽گنجِ قارون با صدایِ استاد ایرج و احسان فدایی شاگردِ وی

@flith
حالا که ...
روز قیامت ...
قراراست تمام ...
اعضای بدنت شهادت دهند...
پس ببوس نوازش کن برقص ...
شانه کن و لذت ببر بگذار اندامت ...
باسمفونی عاشقانه ای در قیامت ،...
قیامت کنند ...

@flith
☘☘☘
گاهى اوقات فكر ميكنم اگر بار ديگر امكان زندگى را پيدا ميكردم شايد چندين دهه از عمرم را صرف پرداختن به موضوع پوشش و انحرافات ناشى از پوشش كنم. دلتنگى ام براى دامن سرخ ابريشمى، ترس سادو از دكمه هاى پشمى...

چگونه اين دلتنگى ها و ترس ها تا اين حد در وجود ما ريشه دوانده بود؟ لباس ها چه چیز غير از پوشش بيرونى روح هستند؟ با اين حال انسان هاى زيادى به خاطر آنها ديگران را كشته اند و بيرحمانه خوار و خفيف شده اند.

#مارگارت_درابل
#ملکه_سرخ

@flith