در شبِ سردِ زمستانی
کورهی خورشید هم، چون کورهی گرمِ چراغِ من، نمیسوزد؛
و به مانندِ چراغِ من
نه میافروزد چراغی هیچ،
نه فروبسته به یخ ماهی که از بالا میافروزد.
من چراغم را در آمد رفتنِ همسایهام افروختم،
در یک شبِ تاریک؛
و شبِ سردِ زمستان بود،
باد میپیچید با کاج،
در میان کومهها خاموش
گم شد او از من جدا زین جادهی باریک؛
و هنوزم قصه بر یاد است
وین سخن آویزهی لب:
«که میافروزد؟ که میسوزد؟
چه کسی این قصه را در دل میاندوزد؟»
در شبِ سردِ زمستانی
کورهی خورشید هم، چون کورهی گرمِ چراغِ من، نمیسوزد.
#نيما_يوشيج
@flith
کورهی خورشید هم، چون کورهی گرمِ چراغِ من، نمیسوزد؛
و به مانندِ چراغِ من
نه میافروزد چراغی هیچ،
نه فروبسته به یخ ماهی که از بالا میافروزد.
من چراغم را در آمد رفتنِ همسایهام افروختم،
در یک شبِ تاریک؛
و شبِ سردِ زمستان بود،
باد میپیچید با کاج،
در میان کومهها خاموش
گم شد او از من جدا زین جادهی باریک؛
و هنوزم قصه بر یاد است
وین سخن آویزهی لب:
«که میافروزد؟ که میسوزد؟
چه کسی این قصه را در دل میاندوزد؟»
در شبِ سردِ زمستانی
کورهی خورشید هم، چون کورهی گرمِ چراغِ من، نمیسوزد.
#نيما_يوشيج
@flith
وقتی خودم را بهقدر کافی دوست داشتم؛
شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند.
یعنی آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه میداشت کنار گذاشتم.
قبلا فکر میکردم این کار به معنی وفادار نبودن است، ولی در واقع این به معنای وفاداری به خویشتن است.
#کیم_میلن
#روانشناسی
@flith
شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند.
یعنی آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه میداشت کنار گذاشتم.
قبلا فکر میکردم این کار به معنی وفادار نبودن است، ولی در واقع این به معنای وفاداری به خویشتن است.
#کیم_میلن
#روانشناسی
@flith
☘☘☘
خرافات هم مانند همه گونه عقاید و افکار، زندگی به خصوص دارد، گاهی به وجود می آید و جانشین خرافات دیگر می شود و زمانی هم از بین می رود.
ترقی علوم، افکار و زمان به این کار خیلی کمک می نماید.
بسا اتفاق می افتد که یک دسته از آنها را از بین می برد در صورتی که یک دسته دیگر خیلی سخت تر جای آنها می آورد.
البته اگر آنها را به حال خود بگذارند جنبهء الوهیت خود را تا دیر زمانی نگه می دارد چون مردم عوام آن ها را مانند مکاشفات و وحی الهی دانسته به یکدیگر انتقال می دهند.
برای از بین بردن این گونه موهومات هیچ چیز بهتر از آن نیست که چاپ بشود تا از اهمیت و اعتبار آن کاسته سستی آن واضح و آشکار بنماید.
#صادق_هدایت
#نیرنگستان
@flith
خرافات هم مانند همه گونه عقاید و افکار، زندگی به خصوص دارد، گاهی به وجود می آید و جانشین خرافات دیگر می شود و زمانی هم از بین می رود.
ترقی علوم، افکار و زمان به این کار خیلی کمک می نماید.
بسا اتفاق می افتد که یک دسته از آنها را از بین می برد در صورتی که یک دسته دیگر خیلی سخت تر جای آنها می آورد.
البته اگر آنها را به حال خود بگذارند جنبهء الوهیت خود را تا دیر زمانی نگه می دارد چون مردم عوام آن ها را مانند مکاشفات و وحی الهی دانسته به یکدیگر انتقال می دهند.
برای از بین بردن این گونه موهومات هیچ چیز بهتر از آن نیست که چاپ بشود تا از اهمیت و اعتبار آن کاسته سستی آن واضح و آشکار بنماید.
#صادق_هدایت
#نیرنگستان
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیاصغر و محمد، ولایتی فرزندان و ژن خوب علیاکبر ولایتی
عضو هیات مدیره شرکت آسان پارک
عضو هیات مدیره شرکت تدبیر اندیشان عرشیا
عضو هیات مدیره شرکت مهندسین مشاور بینش نیارش
عضو هیات مدیره موسسه آفرینندگان فرهنگ و تمدن اسلامی و بوم ایرانیان
عضو هیات مدیره پهنه گستر بنا
عضو هیات مدیره عظیم صنعت اطلس
عضو هیات مدیره سیف بنا فولاد
عضو هیات مدیره و مدیرعامل مهندسی سیف بنا
برخی از پروژههای شرکت سیف بنا که از ناجا و نیرو دریایی گرفته شده است را در فیلم ببینید.
@flith
عضو هیات مدیره شرکت آسان پارک
عضو هیات مدیره شرکت تدبیر اندیشان عرشیا
عضو هیات مدیره شرکت مهندسین مشاور بینش نیارش
عضو هیات مدیره موسسه آفرینندگان فرهنگ و تمدن اسلامی و بوم ایرانیان
عضو هیات مدیره پهنه گستر بنا
عضو هیات مدیره عظیم صنعت اطلس
عضو هیات مدیره سیف بنا فولاد
عضو هیات مدیره و مدیرعامل مهندسی سیف بنا
برخی از پروژههای شرکت سیف بنا که از ناجا و نیرو دریایی گرفته شده است را در فیلم ببینید.
@flith
هیلاری کلینتون، در سال ۲۰۱۳ گفت:
دوست دارم افرادی مثل دونالد ترامپ این کشور را اداره کنند، چون او انسان غیرقابل خریداری و صادقیست.
@flith
دوست دارم افرادی مثل دونالد ترامپ این کشور را اداره کنند، چون او انسان غیرقابل خریداری و صادقیست.
@flith
کنایه روزنامه جهان صنعت به ولایتی:
برجسازی را از یمنیها یاد گرفتهاید؟
ولایتی قبلا به مردم گفته بود از یمنیها یاد بگیرید که چگونه مقاومت میکنند و به جای لباس، لُنگ میبندند!
چند روز پیش خبر حضور فرزندان علی اکبر ولایتی در همایش "گرگ وال استریت"، در ترکیه خبرساز شده بود
@flith
برجسازی را از یمنیها یاد گرفتهاید؟
ولایتی قبلا به مردم گفته بود از یمنیها یاد بگیرید که چگونه مقاومت میکنند و به جای لباس، لُنگ میبندند!
چند روز پیش خبر حضور فرزندان علی اکبر ولایتی در همایش "گرگ وال استریت"، در ترکیه خبرساز شده بود
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجرای زنده ی ترانه ی «گل پونه ها»
باصدای زنده یاد : ایرج_بسطامی...
آهنگساز: حسین پرنیا
آلبوم «رقص آشفته»
با همراهی گروه همایون
ایرج (حشمت اللٰه) بسطامی (زاده ۱ آذر ۱۳۳۶ بم – در گذشت زلزله ۵ دی ۱۳۸۲ بم)، خواننده موسیقی سنتی ایرانی بود که اولین اثرش را با آهنگسازی پرویز مشکاتیان عرضه کرد...
تصنیف گلپونهها معروفترین اثر ایرج بسطامی با آهنگی از حسین پرنیا و شعری از هما میر افشار است که پس از مرگ وی، آوازهٔ ملی یافت.
از دیگر آثار معروف او میتوان به تصنیف «وطن من» با آهنگی از پرویز مشکاتیان و شعری از ملکالشعرا بهار اشاره کرد که از طرف سازمان یونسکو سرود ملی اعلام شد....
روحش شاد و یادش گرامی
@flith
باصدای زنده یاد : ایرج_بسطامی...
آهنگساز: حسین پرنیا
آلبوم «رقص آشفته»
با همراهی گروه همایون
ایرج (حشمت اللٰه) بسطامی (زاده ۱ آذر ۱۳۳۶ بم – در گذشت زلزله ۵ دی ۱۳۸۲ بم)، خواننده موسیقی سنتی ایرانی بود که اولین اثرش را با آهنگسازی پرویز مشکاتیان عرضه کرد...
تصنیف گلپونهها معروفترین اثر ایرج بسطامی با آهنگی از حسین پرنیا و شعری از هما میر افشار است که پس از مرگ وی، آوازهٔ ملی یافت.
از دیگر آثار معروف او میتوان به تصنیف «وطن من» با آهنگی از پرویز مشکاتیان و شعری از ملکالشعرا بهار اشاره کرد که از طرف سازمان یونسکو سرود ملی اعلام شد....
روحش شاد و یادش گرامی
@flith
به یاد پرویز ناتل خانلری
نادر نادرپور میگوید: "در تاریخ هفت قرن اخیر ادبیات فارسی کسی را نمیتوان یافت که چون پرویز ناتل خانلری در زمینههای مختلف گفتن و نوشتن آثاری چنین فراوان و سودمند پدید آورده باشد."
پرویز ناتـل خانلری در اسفندماه سال ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران زاده شد.
پدر او میرزا ابوالحسنخان خانلری عضو وزارتخانههای عدلیه و خارجه بود. نام خانوادگی خانلری از لقب جد او «خانلرخان» گرفته شد.
خانلری واژه «ناتل»، نام قدیمی شهری در مازندران، را به پیشنهاد پسرخاله مادر خود، نیما یوشیج، به نام خانوادگی خود اضافه کرد.
پس از آموزش در مدارس سنلویی، مدرسه آمریکایی و مدرسه ثروت به دارالفنون رفت و به پیشنهاد استاد بدیعالزمان فروزانفر در رشته ادبی درس خواند.
خانلری در سال ۱۳۱۰ کتاب دختر سروان پوشکین را به فارسی ترجمه کرد. همچنین داستانی در این کتاب به دستمایه شعر «عقاب» خانلری بدل شد که معروفترین شعر اوست
دانشنامه لیسانس زبان و ادبیات فارسی را به سال ۱۳۱۴ از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گرفت و به عنوان دبیر دبیرستان استخدام شد.
پرویز ناتل خانلری از نخستین کسانی بود که دکترای زبان و ادبیات فارسی را در سال ۱۳۲۲ از دانشگاه تهران دریافت کرد. استاد راهنمای او ملکالشعراء بهار و عنوان رساله او «تحول غزل در شعر فارسی» بود. این رساله بعدتر با عنوان «تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی» منتشر شد.
ناتل خانلری به روزگار جوانی شعرها و نوشتههای خود را در مجله مهر چاپ میکرد .
خانلری کرسی تاریخ زبان فارسی را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بنیان نهاد و تا سال ۱۳۵۷ استاد این کرسی بود. انتشارات دانشگاه تهران را نیز همو در سال ۱۳۲۵ بنیان نهاد و پنج سال مدیر آن بود.
خانلری در سال ۱۳۲۷ به پاریس رفت و دو سال در دانشگاه سوربون آواشناسی، فونتیک، خواند و رسالهای نیز در این باب به زبان فرانسوی نوشت.
قیام پانزده خرداد را حرکتی ارتجاعی ارزیابی و در جلسه هیات وزیران از سرکوب قیام هواداری کرد.
او در سال ۱۳۴۱ تا بهمنماه ۱۳۴۲ در کابینه اسدالله علم وزیر فرهنگ بود.
خانلری در سال ۱۳۴۴ «بنیاد فرهنگ ایران» را بنیان نهاد و تا سال ۱۳۵۷ رئیس این بنیاد بود و بیش از ۳۰۰ کتاب ارزنده منتشر کرد.
او چند سالی نیز ریاست فرهنگستان ادب و هنر و مدیر کلی سازمان پیکار با بیسوادی را بر عهده داشت.
کتابهای تاریخ زبان فارسی و وزن شعر فارسی خانلری هنوز از جمله مهمترین مراجع در این گستره هستند.
خانلری نخستین کس در ایران بود که کتاب «دستور زبان فارسی» را بر مبنای زبانشناسی مدرن تالیف کرد.
مجله سخن که تا سال ۱۳۵۷ منتشر میشد به میدانی برای معرفی ادبیات معاصر ایران و جهان بدل شد و بسیاری از نویسندگان ایران نخستین آثار خود را در این مجله منتشر کردند.
خانلری در سال ۱۳۵۹ دیوان حافظ را منتشر کرد. ۴۸۶ غزل این دیوان با روش علمی و بر مبنای مقایسه ۱۴ نسخه خطی مهم تنطیم شدهاند.
تصحیح و شرح کتاب «سمک عیار» از کارهای گرانسنگ اوست.
مجموعهای شعر با عنوان «ماه در مرداب» از وی منتشر شده است.
پس از روی کار آمدن رژیم تازه به مدت صد روز زندانی و پس از آزادی از همه سمتها و مشاغل فرهنگی و دانشگاهی خود محروم شد.
خانلری زیبایی شعر ایران را ناشی از ظرافتهای موزیکال آن میدانست. زبان آهنگین شعر فارسی است که همه را بدون آنکه شعرها را بفهمند مجذوب آن میسازد.
خانلری در این مورد خاطره جالبی داشت. در پاریس خطابهای نوشته درباره حافظ و در این خطابه یکی از غزلیات او را برای دانشگاهیان خوانده است. غزل که تمام میشود یکی از استادان کنسرواتوار پاریس از او می پرسد این چه ترانهای بود که زمزمه میکردید؟ و وقتی جواب میشنود که این ترانه نیست، شعر حافظ است، با شگفتی می گوید: مگر میشود شعری تا این اندازه آهنگین باشد.
پرویز ناتل خانلری. زخمی از ستیزه با رژیم،در شهریورماه ۱۳۶۹ در ۷۷ سالگی در تهران روی در نقاب خاک کشید.
@flith
نادر نادرپور میگوید: "در تاریخ هفت قرن اخیر ادبیات فارسی کسی را نمیتوان یافت که چون پرویز ناتل خانلری در زمینههای مختلف گفتن و نوشتن آثاری چنین فراوان و سودمند پدید آورده باشد."
پرویز ناتـل خانلری در اسفندماه سال ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران زاده شد.
پدر او میرزا ابوالحسنخان خانلری عضو وزارتخانههای عدلیه و خارجه بود. نام خانوادگی خانلری از لقب جد او «خانلرخان» گرفته شد.
خانلری واژه «ناتل»، نام قدیمی شهری در مازندران، را به پیشنهاد پسرخاله مادر خود، نیما یوشیج، به نام خانوادگی خود اضافه کرد.
پس از آموزش در مدارس سنلویی، مدرسه آمریکایی و مدرسه ثروت به دارالفنون رفت و به پیشنهاد استاد بدیعالزمان فروزانفر در رشته ادبی درس خواند.
خانلری در سال ۱۳۱۰ کتاب دختر سروان پوشکین را به فارسی ترجمه کرد. همچنین داستانی در این کتاب به دستمایه شعر «عقاب» خانلری بدل شد که معروفترین شعر اوست
دانشنامه لیسانس زبان و ادبیات فارسی را به سال ۱۳۱۴ از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گرفت و به عنوان دبیر دبیرستان استخدام شد.
پرویز ناتل خانلری از نخستین کسانی بود که دکترای زبان و ادبیات فارسی را در سال ۱۳۲۲ از دانشگاه تهران دریافت کرد. استاد راهنمای او ملکالشعراء بهار و عنوان رساله او «تحول غزل در شعر فارسی» بود. این رساله بعدتر با عنوان «تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی» منتشر شد.
ناتل خانلری به روزگار جوانی شعرها و نوشتههای خود را در مجله مهر چاپ میکرد .
خانلری کرسی تاریخ زبان فارسی را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بنیان نهاد و تا سال ۱۳۵۷ استاد این کرسی بود. انتشارات دانشگاه تهران را نیز همو در سال ۱۳۲۵ بنیان نهاد و پنج سال مدیر آن بود.
خانلری در سال ۱۳۲۷ به پاریس رفت و دو سال در دانشگاه سوربون آواشناسی، فونتیک، خواند و رسالهای نیز در این باب به زبان فرانسوی نوشت.
قیام پانزده خرداد را حرکتی ارتجاعی ارزیابی و در جلسه هیات وزیران از سرکوب قیام هواداری کرد.
او در سال ۱۳۴۱ تا بهمنماه ۱۳۴۲ در کابینه اسدالله علم وزیر فرهنگ بود.
خانلری در سال ۱۳۴۴ «بنیاد فرهنگ ایران» را بنیان نهاد و تا سال ۱۳۵۷ رئیس این بنیاد بود و بیش از ۳۰۰ کتاب ارزنده منتشر کرد.
او چند سالی نیز ریاست فرهنگستان ادب و هنر و مدیر کلی سازمان پیکار با بیسوادی را بر عهده داشت.
کتابهای تاریخ زبان فارسی و وزن شعر فارسی خانلری هنوز از جمله مهمترین مراجع در این گستره هستند.
خانلری نخستین کس در ایران بود که کتاب «دستور زبان فارسی» را بر مبنای زبانشناسی مدرن تالیف کرد.
مجله سخن که تا سال ۱۳۵۷ منتشر میشد به میدانی برای معرفی ادبیات معاصر ایران و جهان بدل شد و بسیاری از نویسندگان ایران نخستین آثار خود را در این مجله منتشر کردند.
خانلری در سال ۱۳۵۹ دیوان حافظ را منتشر کرد. ۴۸۶ غزل این دیوان با روش علمی و بر مبنای مقایسه ۱۴ نسخه خطی مهم تنطیم شدهاند.
تصحیح و شرح کتاب «سمک عیار» از کارهای گرانسنگ اوست.
مجموعهای شعر با عنوان «ماه در مرداب» از وی منتشر شده است.
پس از روی کار آمدن رژیم تازه به مدت صد روز زندانی و پس از آزادی از همه سمتها و مشاغل فرهنگی و دانشگاهی خود محروم شد.
خانلری زیبایی شعر ایران را ناشی از ظرافتهای موزیکال آن میدانست. زبان آهنگین شعر فارسی است که همه را بدون آنکه شعرها را بفهمند مجذوب آن میسازد.
خانلری در این مورد خاطره جالبی داشت. در پاریس خطابهای نوشته درباره حافظ و در این خطابه یکی از غزلیات او را برای دانشگاهیان خوانده است. غزل که تمام میشود یکی از استادان کنسرواتوار پاریس از او می پرسد این چه ترانهای بود که زمزمه میکردید؟ و وقتی جواب میشنود که این ترانه نیست، شعر حافظ است، با شگفتی می گوید: مگر میشود شعری تا این اندازه آهنگین باشد.
پرویز ناتل خانلری. زخمی از ستیزه با رژیم،در شهریورماه ۱۳۶۹ در ۷۷ سالگی در تهران روی در نقاب خاک کشید.
@flith
👍2
پس از «انقلاب شکوهمند اسلامی» پرویز ناتل خانلری بازداشت شد. در زندان استخوانش را شکستند. خانهاش مصادره شد و تمام سوابق شغلیاش را از دست داد. او به دلیل شرایط وخیم جسمی از زندان آزاد شد و پس از آن در نهایت فقر،دچار بیماری پارکینسون شد.
ننگ و نفرین بر شورشیان 57 .
خاطره شخصی
هنگام بچگی دایی من هرموقع به خانه ما می آمد داستان #سمک_عیار رو به صورت کودکانه برای من تعریف می کرد. وقتی بزرگ شدم از دایی پرسیدم داستان سمک که در بچگی تعریف میکردی از که بود !! نویسنده رو گفت و از خانلری برای من تعریف کرد و من با این مرد بزرگ آشنا شدم و حال من برای خواهرزاده ام این کتاب ارزشمند و تاریخی رو بازخوانی میکنم..
حال دیدم کتاب سمک عیار را به فرزند از دست رفته اش "آرمان" تقدیم کرده
@flith
ننگ و نفرین بر شورشیان 57 .
خاطره شخصی
هنگام بچگی دایی من هرموقع به خانه ما می آمد داستان #سمک_عیار رو به صورت کودکانه برای من تعریف می کرد. وقتی بزرگ شدم از دایی پرسیدم داستان سمک که در بچگی تعریف میکردی از که بود !! نویسنده رو گفت و از خانلری برای من تعریف کرد و من با این مرد بزرگ آشنا شدم و حال من برای خواهرزاده ام این کتاب ارزشمند و تاریخی رو بازخوانی میکنم..
حال دیدم کتاب سمک عیار را به فرزند از دست رفته اش "آرمان" تقدیم کرده
@flith
☘☘☘
ناپلئون به فونتان میگفت: می دانید چه چیز را بیش از همه تحسین می کنم؟
این که زور نمی تواند چیزی بنیاد نهد. در دنیا فقط دو قدرت وجود دارد: "سرنیزه و اندیشه"، سرانجام سرنیزه مغلوب اندیشه می شود.
پس به اندیشه معتقد باشیم. حتی اگر قدرت برای فریفتن ما ، نقاب عقیده یا رفاه به چهره خود بزند. ناله و زاری دوای درد اندیشه نیست ، کافی است در راه نجات آن بکوشیم ...
«آلبر کامو»
برگردان؛ محمدتقی غیاثی
@flith
ناپلئون به فونتان میگفت: می دانید چه چیز را بیش از همه تحسین می کنم؟
این که زور نمی تواند چیزی بنیاد نهد. در دنیا فقط دو قدرت وجود دارد: "سرنیزه و اندیشه"، سرانجام سرنیزه مغلوب اندیشه می شود.
پس به اندیشه معتقد باشیم. حتی اگر قدرت برای فریفتن ما ، نقاب عقیده یا رفاه به چهره خود بزند. ناله و زاری دوای درد اندیشه نیست ، کافی است در راه نجات آن بکوشیم ...
«آلبر کامو»
برگردان؛ محمدتقی غیاثی
@flith
☘☘☘
انسان ها چون خیال می کرده اند صاحب ِآگاهی هستند ، زحمت زیادی برای کسب ِآن به خود نداده اند ؛ وامروز هم آنها درهمان وضعیت هستند .! هنوز هم این امر بسیار ضروری ست زیرا انسان به زحمت متوجه شده که باید وجود خود را با دانایی درآمیزد و آن را درخود غریزی کند .
تنها کسانی متوجه این وظیفه ی جدید شده اند که دریافته اند تاکنون بشر تنها با"خطا" سروکار داشته و تمام آگاهی هایش بر اساس آن است .
71ص
#حکمت_شادان
#فریدریش_نیچه
ترجمه :گروه مترجمی
@flith
انسان ها چون خیال می کرده اند صاحب ِآگاهی هستند ، زحمت زیادی برای کسب ِآن به خود نداده اند ؛ وامروز هم آنها درهمان وضعیت هستند .! هنوز هم این امر بسیار ضروری ست زیرا انسان به زحمت متوجه شده که باید وجود خود را با دانایی درآمیزد و آن را درخود غریزی کند .
تنها کسانی متوجه این وظیفه ی جدید شده اند که دریافته اند تاکنون بشر تنها با"خطا" سروکار داشته و تمام آگاهی هایش بر اساس آن است .
71ص
#حکمت_شادان
#فریدریش_نیچه
ترجمه :گروه مترجمی
@flith
اول انقلاب با الگوی ژاپن اسلامی شروع کردیم و کم کم متوجه شدیم ژاپن ایده دست نیافتنی و دور از ذهنی است و بیخیال آن شدیم. پس از آن در دولت هاشمی و خاتمی سعی کردیم با الگو سازی از مالزی و ترکیه برای خود مسیر توسعه طراحی کنیم که در آن هم توفیق چندانی نداشتیم. بعد آن در دولت احمدی نژاد متوجه شدیم اصلا ایده توسعه، ایده ای استکباری و سلطه جویانه است و سعی کردیم ونزوئلا و کوبا و بولیوی را سرمشق خویش قرار دهیم اما آنجا هم دیدیم فقر عمومی برقرار است و از واقعیت جامعه ما به دور است. پس از آن به الگوی آرمانی و تئوری تازه"یمن و لنگ" آقای ولایتی رسیدیم و تازه اینجا بود که متوجه شدیم به الگوی آرمانی خود دست یافته ایم به این صورت که مردم لنگ و شلیته و سنگ به شکم ببندند و «قات» بزنند و آقازاده ها هم امور ساخت و ساز برجها را راست و ریس نمایند.
@flith
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزیکه شاه از تهران راهی فرودگاه اسوان مصر شد، خبرنگاری از انورسادات فقید پرسید چگونه از پادشاهی که مردم کشورش او را بیرون کردهاند استقبال میکنید؟
انورسادات پاسخ داد : تاریخ پاسخ شما را میدهد!
@flith
انورسادات پاسخ داد : تاریخ پاسخ شما را میدهد!
@flith
چقدر طولانی است
کسالت این سالها
بلند گوها ...
طول مرثیه ها را کوتاه کرده اند
تا نوبت به همه برسد
ما ریشه و پرچمهایمان را
روی دوشمان گذاشته بودیم
و می رفتیم که خودمان را غرق کنیم
دیدیم ...
دریای خزر
کوچکتر از آن شده که
از پس اینهمه نفسهای داغدیده برآید
و سلولهایمان پر شد از طغیان امواجی
که بوی اجنبی می داد
حالا بیا دستهای هم را بگیریم
و برگردیم به خانه ای که
هر روز قسمتی از آن را به حراج می گذارند.
یادمان باشد
به بچه هایمان بگوئیم
چمدانهایشان را دم دست بگذارند.
#نیکومظلومی
@flith
کسالت این سالها
بلند گوها ...
طول مرثیه ها را کوتاه کرده اند
تا نوبت به همه برسد
ما ریشه و پرچمهایمان را
روی دوشمان گذاشته بودیم
و می رفتیم که خودمان را غرق کنیم
دیدیم ...
دریای خزر
کوچکتر از آن شده که
از پس اینهمه نفسهای داغدیده برآید
و سلولهایمان پر شد از طغیان امواجی
که بوی اجنبی می داد
حالا بیا دستهای هم را بگیریم
و برگردیم به خانه ای که
هر روز قسمتی از آن را به حراج می گذارند.
یادمان باشد
به بچه هایمان بگوئیم
چمدانهایشان را دم دست بگذارند.
#نیکومظلومی
@flith
☘☘☘
به جای موز، سیب میخوریم؛ به جای نان چه بخوریم؟
مصطفی داننده
نان را هم میخواهند گران کنند. رئیس اتحادیه نانوایان سنتی تهران میگوید که پیشنهاد آنها گرانی 70 درصدی نان است که البته کارگروه استانداری تهران با افزایش 35 درصدی موافقت کرده است.
افزایش قیمت دیگر در ایران عجیب نیست و چشمان مردم با دیدن کاهش قیمت چشمهایشان از حدقه بیرون میزند. اگر یک روز قیمتها بالا نرود، ناراحت میشویم و فکر میکنیم که چه اتفاقی افتاده که مثلا قیمت شیر برای یک روز ثابت مانده است.
مثلا اصلا برای ما عجیب نیست که موز یکدفعه میشود 40 هزار تومان یا اصلا تعجب نمیکنیم که نایب رئیس اتحادیه باغداران تهران در پی گرانی موز به مردم توصیه کند که به جای موز سیب بخورند که خاصیت بیشتری هم دارد.
پدر و مادرها میتوانند به بچهی خود سیب بدهند اگر او پرسید این چیست؟ مثلا آن کُمدین برنامه خندوانه رامبد جوان که یادش به خیر بگویید:« موزه موز»
نان البته موز نیست که بشود با سیب آن را عوض کرد. نان قوت غالب مردم است و بسیاری با همین نان شکم خود را در روزگار گرانی پُر میکنند.
وضع به گونهای شده است که بسیاری از غذاهای سادهای که مردم در گذشته برای آن اَخ و پیف میکردند و اصلا خوردن آنها را جز وعدههای روزانه حساب نمیکردند، لاکچری شده است و از درسترس بخشی از مردم خارج.
به طور مثال املت همیشه غذایی در دسترس بود که مادرها در زمانهایی که وقت پختن غذا نداشتند به آن پناه میبردند. حالا اما همین املت با گرانی گوجه و تخم مرغ و حالا احتمالا نان برای برخی خانوادهها تبدیل به افسانه میشود.
دولت میتواند امتیازهایی را به نانواییها بدهد و در ازای آن قیمت نان را ثابت نگه دارد. البته بماند که برخی از نانواییها از همین حالا قیمت نان را گران کردهاند. در زمان جنگ هم امام خمینی بر قیمت نان سفارش میکردند، چرا که قوت اصلی مردم است.
انتظار زیادی هم نیست. باید به فکر قشر ضعیف جامعه بود. این بخش از جامعه وقتی از خواب بیدار میشود به فکر نان شب است و وقتی به خواب میرود و به فکر غذای ظهر. سقف آرزوی این جماعت همین است. حالا روا نیست این را هم از آنها دریغ کنیم.
نانواها در شرایط فعلی با توجه به گرانی همه چیز، حق دارند که نگران وضعیت شغلی خود باشند و بگویند همه چیز گران شده است به جز نان. در این میان دولت باید به صحنه بیاید و اجازه ندهد به خاطر فشارهای اقتصادی زندگی مردم دچار مشکل شود.
چشم، به جای موز، سیب میخوریم اما واقعا به جای نان نمیدانیم چه بخوریم؟ البته اگر مثال ماری آنتوانت همسر لویی پادشاه فرانسه بعد از دیدن اعتراض مردم به خاطر گرانی نان گفت: «اگر نان ندارند کیک بخورند!» گفته نشود./عصرایران
@flith
به جای موز، سیب میخوریم؛ به جای نان چه بخوریم؟
مصطفی داننده
نان را هم میخواهند گران کنند. رئیس اتحادیه نانوایان سنتی تهران میگوید که پیشنهاد آنها گرانی 70 درصدی نان است که البته کارگروه استانداری تهران با افزایش 35 درصدی موافقت کرده است.
افزایش قیمت دیگر در ایران عجیب نیست و چشمان مردم با دیدن کاهش قیمت چشمهایشان از حدقه بیرون میزند. اگر یک روز قیمتها بالا نرود، ناراحت میشویم و فکر میکنیم که چه اتفاقی افتاده که مثلا قیمت شیر برای یک روز ثابت مانده است.
مثلا اصلا برای ما عجیب نیست که موز یکدفعه میشود 40 هزار تومان یا اصلا تعجب نمیکنیم که نایب رئیس اتحادیه باغداران تهران در پی گرانی موز به مردم توصیه کند که به جای موز سیب بخورند که خاصیت بیشتری هم دارد.
پدر و مادرها میتوانند به بچهی خود سیب بدهند اگر او پرسید این چیست؟ مثلا آن کُمدین برنامه خندوانه رامبد جوان که یادش به خیر بگویید:« موزه موز»
نان البته موز نیست که بشود با سیب آن را عوض کرد. نان قوت غالب مردم است و بسیاری با همین نان شکم خود را در روزگار گرانی پُر میکنند.
وضع به گونهای شده است که بسیاری از غذاهای سادهای که مردم در گذشته برای آن اَخ و پیف میکردند و اصلا خوردن آنها را جز وعدههای روزانه حساب نمیکردند، لاکچری شده است و از درسترس بخشی از مردم خارج.
به طور مثال املت همیشه غذایی در دسترس بود که مادرها در زمانهایی که وقت پختن غذا نداشتند به آن پناه میبردند. حالا اما همین املت با گرانی گوجه و تخم مرغ و حالا احتمالا نان برای برخی خانوادهها تبدیل به افسانه میشود.
دولت میتواند امتیازهایی را به نانواییها بدهد و در ازای آن قیمت نان را ثابت نگه دارد. البته بماند که برخی از نانواییها از همین حالا قیمت نان را گران کردهاند. در زمان جنگ هم امام خمینی بر قیمت نان سفارش میکردند، چرا که قوت اصلی مردم است.
انتظار زیادی هم نیست. باید به فکر قشر ضعیف جامعه بود. این بخش از جامعه وقتی از خواب بیدار میشود به فکر نان شب است و وقتی به خواب میرود و به فکر غذای ظهر. سقف آرزوی این جماعت همین است. حالا روا نیست این را هم از آنها دریغ کنیم.
نانواها در شرایط فعلی با توجه به گرانی همه چیز، حق دارند که نگران وضعیت شغلی خود باشند و بگویند همه چیز گران شده است به جز نان. در این میان دولت باید به صحنه بیاید و اجازه ندهد به خاطر فشارهای اقتصادی زندگی مردم دچار مشکل شود.
چشم، به جای موز، سیب میخوریم اما واقعا به جای نان نمیدانیم چه بخوریم؟ البته اگر مثال ماری آنتوانت همسر لویی پادشاه فرانسه بعد از دیدن اعتراض مردم به خاطر گرانی نان گفت: «اگر نان ندارند کیک بخورند!» گفته نشود./عصرایران
@flith
👍1
☘☘☘
ایرانیان برای تعبیر خوابتان، ابتدا بیدار شوید
اکبر جباری
نمیدانم کجا خوانده بودم که میگفت: «برای آنکه خوابهایت را تعبیر کنی، نخست باید بیدار شوی»
ما ایرانیان چهل سال پیش خوابی دیدیم. خواب «استقلال، ازادی، عدالت و کلی چیزهای قشنگ دیگر. اما هیچکدامش تعبیر نشد. چون اصلا از خواب بلند نشدیم. از یک خواب سطحی، به خوابی عمیقتر فرو رفتیم و هنوز در همان خواب هستیم. پرسش این است که چگونه میتوانیم از ان خواب بلند شویم تا بعد بتوانیم رویاهایمان را تعبیر کنیم؟
این بلند شدن از خواب و بیداری را کسی مانند کانت «بیداری از خواب دگماتیسم» می نامید. اما خواب ما چیزی غیر از خواب اروپاییان قرن ۱۷-۱۸ است. آنها دو هزار سال قبل تر از هیوم و کانت، از غار افلاطونی و معبد دلفی بیرون امده بودند و شروع کرده بودند به گفتگو. دوهزار سال پیش عقل در ضمن دیالوگ، خودش را پیدا کرده بود. برای همین در زمانه هیوم و کانت و کلا دوران روشنگری، عقل و خرد چیز غریبی نبود. اروپاییان با عقل و خرد بیگانه نبودند.
حتی در قرون وسطی و حاکمیت کلیسا، عقل و خرد، جانِ نصف و نیمه ای داشت و فیلسوفان و خردمندان بزرگی در همین دوران حضور داشتند. اصلا خودِ گالیله در حوزه های علمیه کلیسا درس خوانده و به کشفیات خود نائل شده بود. پرسشِ کانت از حدود و ثغور عقل هم، پرسشی در امتداد عقل و خردورزی بود. اگر ایشان تاریخ عقل نداشتند، امکانی برای پرسش از عقل نیز نبود. تنها یک قوم عاقل و خردمند، که تاریخ عقل دارد، میتواند از حدود و ثغور و ماهیت عقل پرسش کند.
قومی که به جای عقل، نقل، و به جای تاریخ خرد، تاریخ بی خردی، و به جای دیالوگ، وعظ و خطابه دارد، اساسا نمیتواند از ماهیت عقل بپرسد و هرگاه با عقل مواجه شود، وحشت زده می پرسد «کدام عقل؟»
از همینروست که در هر بحث و گفتگویی که پرچم عقل برافراشته شود، عده ای سراسیمه و وحشت زده، فریاد میزنند: «عقل چیست و کدام عقل مد نظر شماست؟» و به وضوح از پرسش «کدام عقل»، انکار عقل فردی و اثبات عقلانیتی است که در منقولات بدیشان به ارث رسیده است.
نزد این وحشتزدگان، عقل، فقط عقلِ عده ای معدود در تاریخ دینشان است. یعنی "عقل معصوم"! غافل از اینکه، ان چیزی را که عقل معصوم می نامند، برای ما نه عقل، بلکه صرفا نقل است. اساسا عقل کسی، برای دیگری نقل است، نه عقل.
عقل خودشان تعطیل است و باید هم تعطیل باشد. اگر با مسأله ای روبرو شدند، نیازی به تعقل و تفکر درباره آن پدیده ندارند. کافیست در میراث حدیثی و روایی جستجو کنند و پدیدار مشابه آن پدیده مستحدثه را بیابند و احکام ان را بدین سرایت دهند. فرقی هم نمیکند، دوچرخه سواری زنان باشد، یا ساخت نیروگاه هسته ای و ...در کتب حدیثی، به وفور میتوانند سخن و توصیه ای بیابند برای حل آن مشکل!
بیداری ما و از خواب بلند شدن ما، چیزی نیست جز در پرانتز گذاشتن همهٔ این منقولات و عقلانیتی که در این منقولات میتوانسته باشد یا نباشد، و رو اوردن به پرسش ها و گفتگویی آرام و مستمر، بی هیچ انتظاری برای رسیدن به یک نتیجه مشترک. باید همه میراث تاریخی خود را به مقراض عقل واسازی deconstruction کنیم. باید بکوشیم، گفتگو کنیم و در ضمن گفتگو، عقل ارتباطی خود را پرورش دهیم. اینگونه است که میتوانیم از خواب هزار ساله برخیزیم.
@flith
ایرانیان برای تعبیر خوابتان، ابتدا بیدار شوید
اکبر جباری
نمیدانم کجا خوانده بودم که میگفت: «برای آنکه خوابهایت را تعبیر کنی، نخست باید بیدار شوی»
ما ایرانیان چهل سال پیش خوابی دیدیم. خواب «استقلال، ازادی، عدالت و کلی چیزهای قشنگ دیگر. اما هیچکدامش تعبیر نشد. چون اصلا از خواب بلند نشدیم. از یک خواب سطحی، به خوابی عمیقتر فرو رفتیم و هنوز در همان خواب هستیم. پرسش این است که چگونه میتوانیم از ان خواب بلند شویم تا بعد بتوانیم رویاهایمان را تعبیر کنیم؟
این بلند شدن از خواب و بیداری را کسی مانند کانت «بیداری از خواب دگماتیسم» می نامید. اما خواب ما چیزی غیر از خواب اروپاییان قرن ۱۷-۱۸ است. آنها دو هزار سال قبل تر از هیوم و کانت، از غار افلاطونی و معبد دلفی بیرون امده بودند و شروع کرده بودند به گفتگو. دوهزار سال پیش عقل در ضمن دیالوگ، خودش را پیدا کرده بود. برای همین در زمانه هیوم و کانت و کلا دوران روشنگری، عقل و خرد چیز غریبی نبود. اروپاییان با عقل و خرد بیگانه نبودند.
حتی در قرون وسطی و حاکمیت کلیسا، عقل و خرد، جانِ نصف و نیمه ای داشت و فیلسوفان و خردمندان بزرگی در همین دوران حضور داشتند. اصلا خودِ گالیله در حوزه های علمیه کلیسا درس خوانده و به کشفیات خود نائل شده بود. پرسشِ کانت از حدود و ثغور عقل هم، پرسشی در امتداد عقل و خردورزی بود. اگر ایشان تاریخ عقل نداشتند، امکانی برای پرسش از عقل نیز نبود. تنها یک قوم عاقل و خردمند، که تاریخ عقل دارد، میتواند از حدود و ثغور و ماهیت عقل پرسش کند.
قومی که به جای عقل، نقل، و به جای تاریخ خرد، تاریخ بی خردی، و به جای دیالوگ، وعظ و خطابه دارد، اساسا نمیتواند از ماهیت عقل بپرسد و هرگاه با عقل مواجه شود، وحشت زده می پرسد «کدام عقل؟»
از همینروست که در هر بحث و گفتگویی که پرچم عقل برافراشته شود، عده ای سراسیمه و وحشت زده، فریاد میزنند: «عقل چیست و کدام عقل مد نظر شماست؟» و به وضوح از پرسش «کدام عقل»، انکار عقل فردی و اثبات عقلانیتی است که در منقولات بدیشان به ارث رسیده است.
نزد این وحشتزدگان، عقل، فقط عقلِ عده ای معدود در تاریخ دینشان است. یعنی "عقل معصوم"! غافل از اینکه، ان چیزی را که عقل معصوم می نامند، برای ما نه عقل، بلکه صرفا نقل است. اساسا عقل کسی، برای دیگری نقل است، نه عقل.
عقل خودشان تعطیل است و باید هم تعطیل باشد. اگر با مسأله ای روبرو شدند، نیازی به تعقل و تفکر درباره آن پدیده ندارند. کافیست در میراث حدیثی و روایی جستجو کنند و پدیدار مشابه آن پدیده مستحدثه را بیابند و احکام ان را بدین سرایت دهند. فرقی هم نمیکند، دوچرخه سواری زنان باشد، یا ساخت نیروگاه هسته ای و ...در کتب حدیثی، به وفور میتوانند سخن و توصیه ای بیابند برای حل آن مشکل!
بیداری ما و از خواب بلند شدن ما، چیزی نیست جز در پرانتز گذاشتن همهٔ این منقولات و عقلانیتی که در این منقولات میتوانسته باشد یا نباشد، و رو اوردن به پرسش ها و گفتگویی آرام و مستمر، بی هیچ انتظاری برای رسیدن به یک نتیجه مشترک. باید همه میراث تاریخی خود را به مقراض عقل واسازی deconstruction کنیم. باید بکوشیم، گفتگو کنیم و در ضمن گفتگو، عقل ارتباطی خود را پرورش دهیم. اینگونه است که میتوانیم از خواب هزار ساله برخیزیم.
@flith